عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 224 -  سخنراني در جمع مسئولان نظام "وظيفه بشر، نزديك شدن به آرمانهاي وحي "
سخنراني
زمان : صبح 29 فروردين 1364 / 27 رجب 1405
مكان : تهران ، حسينيه جماران
موضوع : وظيفه بشر، نزديك شدن به آرمانهاي وحي
مناسبت : سالروز بعثت پيامبر اكرم "ص " و روز ارتش
حضار: خامنه اي ، سيد علي "رئيس جمهور"، هاشمي رفسنجاني ، اكبر "رئيس مجلس شوراي اسلامي "، موسوي اردبيلي ، سيد عبدالكريم "رئيس ديوانعالي كشور"، موسوي ، ميرحسين "نخست وزير" و اعضاي هيات دولت ، شوراي نگهبان ، شورايعالي قضايي ، مسئولان ومقامات لشكري و كشوري ، روحانيون ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، و سفرا وكارداران كشورهاي اسلامي در تهران
صفحه : 224
بسم الله الرحمن الرحيم
ايجاد معرفت ، آرمان اصلي وحي
اين عيد بزرگ را به همه آقايان حضار و ملتمان و به همه مسلمين جهان ومستضعفان تبريك عرض مي كنم . و از خداوند تبارك و تعالي خواستارم كه ما را قدردان اين روز مبارك قرار بدهد. البته در اين عيد، "روز ارتش " هم قرار داده شده است كه "آقاي خامنه اي " از حقش بيرون آمدند. مسئله بعثت بعض از ابعادش براي احدي غير ازخود رسول اكرم حقيقتش حاصل نشده است . مسئله چه بوده است ؟ اين فشاري كه ازروح بزرگ به ايشان وارد شده ، اين چه صنف فشاري بوده است و چه حالي دست داده است در اين باب ؟ و كيفيت نزول وحي و نازل شدن روح اعظم براي رسول خداوضعيتش چه بوده است ، دست ما كوتاه از آن است . و ما يك چيزي از دور، از خيلي دورمي شنويم و ادراكش را نمي توانيم بكنيم و اعتراف به عجز هم خودش يك مسئله اي است . ما بعد از اينكه دستمان از آن قله حقيقت وحي كوتاه است ، بايد كوشش كنيم كه تااندازه كه وسع ما هست ، ما ضعفا هست ، به اين مطلب نزديك بشويم . و آن مقصدي كه انبيا عموما داشتند و رسول خدا- صلي الله عليه و آله و سلم - خصوصا داشتند، به آن
صفحه : 225
مقصد نزديك بشويم . اين وظيفه اي است از براي بشر كه نزديك بشود به آرمانهاي وحي ، حالا كه نمي تواند ماهيت وحي را ادراك كند، به آرمانهاي وحي نزديك بشود.اين هم كمال بسيار زيادي است ، اگر بتوانيم . آرمان اصلي وحي اين بوده است كه براي بشر معرفت ايجاد كند؛ معرفت به حق تعالي ، در راس همه امور اين معناست .
تعليم و تزكيه راه وصول به حقايق هستي
اگر تزكيه گفته شده است و دنبالش تعليم گفته شده است ، براي اين است كه ، نفوس تاتزكيه نشوند نمي توانند برسند. گوش انسان يك چيزي مي شنود، گاهي هم عقل انسان ادراك مي كند، برهان هم بر آن اقامه مي كند، مسائل عرفاني را هم در كنارش مي گنجاند.لكن آني كه دل بايد بيابد، آن كار مشكل است كه چطور بيابد. ما چطور آرمانهاي توحيدي را، آرمانهاي عرفاني را كه انبيا براي آن مبعوث شده بودند، ما چطور آنها رابيابيم و در قلب ما وارد بشود، بعد هم در شهود ما وارد بشود. اين مسئله اي است كه محتاج به رياضات است بعد از تعليم و تعلم ، محتاج به تزكيه است و همدوش تزكيه ، تعلم و حكمت . و دنبال او، آن مسائلي كه براي نفوس مستعده پيش مي آيد، و اين يك تحولي در نفوس ايجاد مي كند كه اشياء را آن طور كه هستند، اگر برسد به آن مقام ادراك مي كند.اللهم ارني الاشيا كماهي ، (1) اين چيزي است كه بزرگان و انبيا خواستند. ما نمي توانيم اشياء را"كماهي " بشناسيم ، معني اش اين نيست كه ما ماهيات اشياء را نمي توانيم بشناسيم ، آن امرسهلي است . معنايش اين است كه موجودات را آن طور كه هستند، آن طور كه موجودات ربط با مبداء دارند، آن كه خواستند ارائه اين معناست كه نسبت اشياء به حق چي است ؟ ربطحادث به قديم چي است ؟ كلياتش را فلسفه مي گويد، بعض مراتبش را هم اهل عرفان بيان مي كنند. لكن رسيدن به اينكه اين چه ربطي است ، چه رابطه اي است ؟ اينكه هو معكم اينما كنتم ، (2) نحن اقرب اليه منكم (3) اين يعني چه ؟ چه جوري است اين وضع ؟ يعني پهلوي
1- عوالي اللالي ، ج 4، ص 132، ح 228. "خدايا ! اشياء را آنگونه كه هستند به من بنما".
2- سوره حديد، آيه 4؛ " او با شماست هر كجا كه باشيد".
3- سوره واقعه ، آيه 85: " ما از شما به او نزديكتريم ".
صفحه : 226
هميم ؟ نزديك به ما، به اين معناست كه ما دو نفر نزديك به هميم يا مسئله ديگري است ؟اينها مسائلي است كه دست ما از آن تقريبا كوتاه است ، لكن ما بايد توجه به وظايف داشته باشيم . وقتي ما دستمان به قله نرسيد، لااقل رو به آن قله برويم ، راه را شروع كنيم ، بيراهه نرويم ، كنار نرويم . و راه را اگر شروع كرديم و اخلاص همراه او بود، تزكيه همراه او بود،دستگيري مي شود، خداي تبارك و تعالي دستگيري مي كند و با عنايت او ممكن است كه بعض مراتب حاصل بشود. و ما اميدواريم كه خداي تبارك و تعالي در اين روز عنايت كند به ما و به ملت ما و همان طوري كه جوانهاي ما را متحول كرد و آن نحو متحول كردكه همه مي بينيد و ما آرزوي آن تحول را داريم ، همه ما را متحول كند. و همه آنهايي كه راهرو اين راه هستند، عنايت بهشان بكند.
تهديد، تطميع و ايجاد نفاق در مبارزه با متجاوز
من قاصرم از اينكه راجع به تحولاتي كه حاصل شده براي جوانهاي ما، حاصل شده است براي ملت ما، بتوانم بگويم كه چه جور حاصل شده است ، چه تحول بزرگي است ،اين چه روحي است كه اينها پيدا كرده اند، چطور شده است كه يكدفعه اين جهش پيداشد. سالها زحمت مي خواهد تا به آستانه اين امر برسد، چه شد كه اينها اين طور سريع راه را طي كردند؟ اين جز اينكه انسان بگويد يك عنايت خاصي است از خداي تبارك وتعالي كه خدا اين عنايت را به اينها كرده است . آنها فداكاري مي كنند و او عنايت مي كند.و من اميدوارم كه ان شاءالله اين تحول براي همه و همه حاصل بشود.
آن چيزي كه من امروز مي خواستم عرض كنم ، اين است كه تحولاتي كه در دنيا شده است بسياريش را شما يعني آن كه در ايران شده است ديديد، بعض تحولات ديگري هم شده است . اخيرا انسان مي بيند كه - قبلا هم گاهي بود، اما حالا زيادتر شده است - يك تحولي شده است كه تحول انسانشناسي و اسلامشناسي ! پيشترها اگر يادتان باشد كارترادعا مي كرد كه ايران اسلام را نمي داند. حالا دارند همه ادعا مي كنند! مقامات امريكايي هم همين مطلب را مي گويند كه اينها اسلام را درست نمي دانند! قبلا بگين هم اين حرف
صفحه : 227
را مي زد! حالا داخل و خارج هم اين حرفها را مي زنند! من نمي دانم كي اينها مي خواهند"عروه الوثقي (4)" را حاشيه كنند؟ و نكته اينكه اخيرا يك حركت خاصي پيدا شده است ،سابق بود اما به اين شدت نبود، سابق حركاتي بود اما اخيرا در داخل و خارج يك حركت خاصي پيدا شده و همه حركت به اينكه بياييم ما صلح كنيم . اين نكته چي است ؟ اين طرفدارهاي امريكا در هر جا كه هستند يكدفعه همصدا، از مصر گرفته تا سودان گرفته تاهمه جا يكصدا دارند مي گويند كه بياييد صلح كنيم ، ديگر نمي شود. مگر ما مي خواستيم 0چي بشود كه نمي شود؟ يك دسته شان از راه اينكه ديگر نبايد اين چيزها پيش بيايد چه وفلان و يك دسته شان هم مي ترسانند ما را از اينكه حالا ديگر صدام تانكهايش زياد شده است ، اسلحه هايش زياد شده است ؛ راست است اينها، زياد شده و من قبلا گفتم كه اين يك خوشحالي است براي ما؛ براي اينكه جوانهاي ما آنها را از آنها مي گيرند براي خودشان . يك دسته زيادي اين طورند كه ما راهي مي ترسانند كه ديگر حالا چه شده ،ديگر حالا ول كنيد. آنهايي كه از اول مي گفتند اين حرفها را كم بودند، اخيرا يكدفعه انسان مي بيند كه از داخل و خارج يكصدا، اين از كجا پيدا شده كه يكصدا در داخل وخارج مي كنند كه يا به صورت خيرخواهي يا به صورت ارعاب يا با طرح نفاق ، كه با نفاق كار را انجام بدهند. اين نفاق اين طور نيست كه منحصر به اين ملاهاي درباري باشد كه رساله مي نويسند و كتاب مي نويسند؛ اين نفاق و ايجاد نفاق راجع به آنهايي هم كه درخارج و داخل مردم را مايوس مي خواهند بكنند، اين نفاق آن هم هست ، ايجاد نفاق مي كنند ديگر. مايوس كردن معنايش اين است كه اين جوانهايي كه الان دارند جانفشاني مي كنند و با قدرت پيش مي روند و قدرتشان عالمگير شده است الان ، انعكاسش در عالم پيدا شده است ، اينها حالا به ياد اين افتاده اند كه بترسانند اينها را. اين جوانهاي ما چي مي خواهند كه اينها آنها را مي خواهند از او بترسانند كه بهش نمي رسيد؟ اين جوانهايي كه مي آيند التماس مي كنند كه دعا كن من شهيد بشوم ، اين چه مي خواهد از خدا كه شما
4- كتابي است مشهور و مشتمل بر مسائل فقهي ، تاليف فقيه متبحر آقاي سيد محمدكاظم طباطبايي يزدي كه از آغاز تاليف تاكنون ، مجتهدين و مراجع شيعه بر اين كتاب حواشي متعددي نوشته اند.
صفحه : 228
مايوس نشدن ملت ايران در مبارزه با متجاوز
اصلاح كنند خودشان را اشخاص . اين شيوخ اطراف خليج و نمي دانم آنهايي كه درمصر هستند و آنهايي كه در سودان هستند و آنهايي كه در جاهاي ديگر هستند و آنهايي كه در پاريس هستند و هرجا و داخل و همه جا، يك قدري فكر بكنند، اصلاح كنندخودشان را. بفهمند به اينكه يك ملت اين طوري را نمي شود ترساندش ، يك ملت اين طوري را نمي شود مايوسش كرد. ممكن است يك عده اي را مايوس كنند، آنها آن عده اي هستند كه مرفه هستند، از اول وارد كاري هم نبودند. اگر براي آنها مي گوييد آنها ازاول وارد كار نبودند، خوب ! يك عده اي هستند، در همه جا يك عده بيتفاوت ، يك عده مخالف هميشه هست . اما آنهايي كه انقلاب مال آنهاست ، با دست آنهااين انقلاب پيدا شده است ، و هيچ يك از اينها دخالت در اين امر نداشتند. بله ، يك دسته اي از اول كارشكني مي كردند، دخالت در انقلاب هيچ يك از اينها نداشتند، من وارد بودم ،مي ديدم كه اشخاصي چي هستند. اينها مي خواهند كي را بترسانند؟ مي خواهند كي رامايوس كنند؟ مي خواهند آن اشخاصي كه از اول مخالف با ما بودند مايوس كنند؟ آنها ازاول مخالف بودند و حالا هم هستند و خواهند بود. مي خواهند اين جواني كه براي شهادت دارد مي رود توي ميدان ، اين را مايوسش كنند؟ اين نمي شود. اين يك تحولي درش پيدا شده است كه نمي شود. مي خواهند ارتش ما را مايوس كنند؟ ارتش ما الان يك تحولي پيدا كرده است كه به اين حرفها مايوس نمي شود. ملت و عموم ملت به استثناي اين يك عده بدبخت كه در خارج و داخل نشسته اند و نغمه سرايي مي كنند ياعزاداري مي كنند، اينها مي خواهند كي را مايوس كنند؟ اينها چه كاري مي خواهندبكنند؟ يكدفعه انسان مي بيند كه يك صدا از مصر بلند مي شود، از سودان بلند مي شود،نمي دانم از اردن بلند مي شود، از عراق بلند مي شود، از امريكا بلند مي شود، از فرانسه
او را مي ترسانيد كه حالا ول كنيد براي اينكه چه مي شود؟ مگر غير از اين است كه اينهاشهادت مي خواهند؟
صفحه : 229
بلند مي شود، از ايران هم بلند مي شود، يك صداست ، انسان مي فهمد يك حلقوم است دارد اين حرفها را مي زند. اينهايي كه اهل خود ايران هستند و رفتند بيرون ، اينها با ملت خوب هستند؟ صلاح ملت را مي بينند؟ آن كه با عراق مي سازد، صلاح ملت را مي بيند؟آن كه با امريكا دوست است ، صلاح ملت ما را مي خواهد؟ خوب ! ما مي دانيم اين جوري نيست اينها اصلاح كنند خودشان را. آن كه مي تواند، خودش را اصلاح كند، اين قدر خباثت به خرج ندهد، اصلاح كند خودش را، يك قدر توجه كند به مسائل ، توجه كند به حقايق اسلام ، ببيند كه پيغمبر در وقتي كه مبعوث شد - يك نفر آدم ، مخالفش همه - با پافشاري و استقامت كارش را راه انداخت . ملت ما كه نمي ترسند. شما چند نفرنشسته ايد آنجا مي ترسيد، هي القاي ترس مي كنيد، القاي رعب مي كنيد. كساني كه هيچ دخالت در هيچ چيز نداشتند، كساني كه آن روزي كه انقلاب پيروز شد دنبال اين بودندكه براي خلاف انقلاب اسلحه جمع كنند، براي شكست انقلاب ، آنهايي كه نشسته اند وروابطشان را با امريكا محكم كرده اند - و از اول بود و حالا هم هست و خواهد بود - اينهاتوجه به اين ندارند كه با اين اراجيفي كه اينها دارند اين ملت تغيير نمي كند.
پاسخگويي به فرياد استغاثه مسلمين
ما عالمگيري نمي خواهيم بكنيم كه شما ما را مي ترسانيد كه نمي شود عالم را گرفت .ما مي خواهيم به درد مسلمانها برسيم ، توانستيم به دردشان برسيم ، توانستيم ؛ نتوانستيم ،اجرش را داريم . ما مي خواهيم به درد ملت عراق برسيم . اين ملت عراق مظلوم كه داردخرد مي شود زيرپاي اين ظالم و ظالمها، ما مي خواهيم به درد اينها برسيم . مسلمان نبايدبه درد مسلمان برسد؟ اسلام حدود دارد؟ ما درد اينها را مي خواهيم ببينيم چي است .اينها فرياد "يا للمسلمين " دارند مي زنند، ما جواب بايد بدهيم . ملت عراق دارد خردمي شود زير پاي اين خبيث . ما پيش خدا جواب بايد بدهيم . ما دفاع داريم مي كنيم از حق اسلام ، ما دفاع داريم مي كنيم از حق مسلمين . ما جنگ نمي خواهيم بكنيم ، از اول هم
صفحه : 230
جنگ نداشتيم ، ما بادي (5) جنگ نبوديم ، ما بعد از اينكه بهمان حمله كردند، دفاع كرديم ، حالا هم در حال دفاع هستيم . دفاع معنايش اين نيست كه تا آن گفت كه "ياالله !دستت را بده من با هم صلح بكنيم "، ما رها كنيم ، اين حرف غلطي است . مايي كه مي دانيم ماهيت يك حيوان درنده چي است ، ما به واسطه اينكه او مي گويد كه بياييدصلح كنيم ، بياييم صلح كنيم ، چه جور، با چي صلح كنيم ؟ با كي صلح كنيم ؟ ملت عراق صلح كنند، ما صلح مي كنيم ملت عراق بگويند كه "كاري نداريد با ما صدام رامي خواهيم ". اما واقعيت ملت عراق را ببينيد، چه خبر است در عراق .
عراقي كه مي بيند كه عائله يك انسان بزرگ را، يك روحاني بزرگ را آن طورمي كشند و هر روز دارند مردم شريف عراق را آن طور مي كشند، اين عراق فريادش به "يا للمسلمين " بلند نيست ؟ شما مسلمانها نبايد از اين مردم بيدفاع ، دفاع بكنيد؟ شمااسلامشناسان نبايد دفاع از حق مسلمين بكنيد؟ ديوار دور اسلام مي كشيد؟ ما در اقصي بلاد دنيا اگر يك كسي بهمان بگويد كه "يا للمسلمين "، ما موظفيم كه به درد آنها برسيم ،هر قدري مي توانيم . ما نمي گوييم كه ما مي توانيم همه جا چه بكنيم . ما آن قدري كه مي توانيم دفاع از حق مسلمين مي كنيم . مسلمين معنايش نيست ايراني ، مسلمين . كسي كه يك مسلمي فرياد زد كه به داد ما برسيد و نرود سراغش ، فكر او نباشد، اين مسلم نيست ،اين انحراف است ، ملتفت نيستيد شماها، اين انحراف است از اسلام ، اين بي توجهي است به مقاصد اسلام . اسلام براي ايران نيامده ، اسلام براي عالم آمده . بعثت ، بعثت براي همه است و همه بايد تابع باشند.
منطق اسلام در دفاع از حقوق مسلمين
و من اميدوارم كه خداي تبارك و تعالي ما را بيدار كند و افراد ملت ما را بيدار كند.آنهايي كه در خواب هستند، آنهايي كه باز هم خواب مي بينند، آنهايي كه خواب امريكارا مي بينند خدا بيدارشان كند، توجه بهشان بدهد كه يك ملت ضعيف را، يك ملتي كه
5- شروع كننده .
صفحه : 231
حالا مي خواهد بيرون بيايد از اين ضعف ، حالا مي خواهد قدرت خودش را به عالم نشان بدهد كه ما زير بار نمي رويم ، همين قدر، ما نمي خواهيم كه برويم جايي را بگيريم ، مازيربار نمي رويم . ما دفاع از اسلام مي كنيم . صدام پا روي اسلام گذاشته ، ما از او دفاع مي خواهيم بكنيم ؟! دفاع از اسلام مي خواهيم بكنيم ! صدام يك حكم از احكام اسلام راقبول ندارد، يك حكم از احكام اسلام را قبول ندارد. ما دفاع مي خواهيم بكنيم . صدام دارد ظلم مي كند به ملت خودش ، به ملتي كه مسلمان هستند و از ما مي خواهند كه ما هم ازآنها دفاع بكنيم ، ما دفاع مي خواهيم بكنيم از آنها. ما هجمه نداريم ، ما الان هم در حال دفاع هستيم . شما مي گوييد كه ما با يك كسي كه خرد كرده است مسلمين را و به اسلام هيچ اعتقاد ندارد و هر روز زورش برسد اسلام را زيرپا مي مالد و منهدم مي كند، ما با اوبنشينيم و دست دوستي بدهيم و بعد هم بگوييم كه "سلمكم الله "(6)! اين چه منطقي است ؟ منطق اسلام اين است ؟! شما اسلامشناسها اين را منطق اسلام مي دانيد؟! خداونداصلاحتان كند ان شاءالله . من اميدوارم كه ملت ما توجه پيدا بكند كه امروز شياطين باصورتهاي مختلف از خارج و داخل ، با صورتهاي مختلف افتاده اند براي تضعيف روحيه شما. و خدا با شماست ، خدا قدرت دارد كه همه چيز را اصلاح كند و درست كندو او با شماست . و ما پافشاري تا آخر، داريم و جوانهاي ما و ارتش ما و سپاه ما و بسيج ما وهمه و همه ايران - به استثناي يك عده معدودي كه خداوند اصلاحشان كند - همه در اين متفق اند كه بايد ما در صحنه باشيم ، دفاع كنيم از حقوق مسلمين . خداوند همه شما راان شاءالله از فيض اين روز مبارك بهره مند كند و همه ما را تابع اين وجود مقدس كند.
والسلام عليكم و رحمه الله
6- خدا شما را سلامت بدارد.