عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 205 -  معصيت خداوند در كارشكني و ضربه به وحدت
صفحه : 205
بگويند فرض كنيد كه ؛ "مگر اميرالمومنين نماز هم مي خواند؟ مگر علي نماز هم مي خواند كه تو مسجد كشتندش ؟" او از اين ناراحت نمي شود. اگر ناراحت بشود، براي اين كه چرا يك آدمي اين طور است ، نه چرا براي من مي گويد. انبيا، ناراحت اگرمي شدند براي اين بود كه چرا بايد بندگان - اين مردمي كه آمدند در اين جا و بنده هستند - خودشان را مستقل بدانند و براي خودشان كار بكند و فساد بكنند، براي اين دلسوزي مي كردند. و احتمال من مي دهم كه ما اوذي نبي مثل ما اوذيت (3) هم ، اين معنا باشد.من احتمال مي دهم كه آن معرفتي كه رسول خدا داشت ، ديگران نداشتند، مقاماتشان هرچه بود، به اندازه ايشان نبود. و هر چه مقامات بيشتر است راجع به معصيت هايي كه درعالم مي شود، بيشتر اذيت مي شود. اگر بشنود كه در آن سر دنيا يك كسي يك كسي رااذيت كرده اين ناراحت بشود، نه از باب اين كه شهر خودم است ، نه از باب اين كه مملكت خودم است ، اقرباي خودم است ، از باب اين كه يك مظلوم در دنيا واقع شده . ولهذا مي بينيد كه حضرت امير آن طور مي فرمايد كه وقتي كه آن چيز را از پاي يك ذمي بيرون آوردند، مي فرمايد مرگ براي انسان چطور است (4). از "ظلم ، بما انه ظلم "(5) بدش مي آيد، نه از ظلم به خودم ، از خوبي به آن طوري كه خوب است خوشش مي آيد. هركس هم به هر كس خوبي كند، از باب اين كه خوبي است خوشش مي آيد. هركس هم به هركس ظلم كند، از باب اين كه ظلم است ناراحت مي شود. اين معني ، اين است كه يك انساني بداند كه چي هست و كجا هست و كجا مي رود. همه اين بساط برچيده مي شود،لكن صحف ما برچيده نمي شود، هست ، آن طرف است . پرده را الان هم اگر بردارند، ماخودمان مي بينيم كه چه كرديم ، چي هست ، ديگران هم مي بينند، اگر ستاريت خدا نباشد.
معصيت خداوند در كارشكني و ضربه به وحدت
ما دنبال اين باشيم كه اطاعت خدا بكنيم . خدا فرموده است كه شماها بايد با هم باشيد،
3- "هيچ پيامبري آنچنان كه من آزار ديدم ، آزار نديد. " مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3، ص 247.
4- نهج البلاغه ، خطبه 27.
5- ظلم از آن جهت كه ظلم است .