عضویت در خبرنامه
    جستجو :
جلد نوزدهم - صفحه 140 -  منطق انبيا در برخورد با كفار و مومنين
صفحه : 140
غلط ما در ذهن او نبود. اميرالمومنين ، اگر بنا بود كه خير، هي مسامحه كند شمشيرنمي كشيد هفتصد نفر را يكدفعه بكشد، تا آخر آن اشخاصي كه قيام كرده بودند به ضدش ، تا آخر، ضد اسلام بود ديگر، تا آخرشان را كشت و چند نفر ديگر فرار كردند،بعد هم آمدند آن فساد را كردند، فراري هايشان آن فساد را كردند. شما بدانيد كه ازحبس هاي ما، همين اشخاصي هستند كه مفسدند. ما اشخاصي كه مفسد نيستند، يك آن هم ميل نداريم باشند. اگر از اينها هر چه بيرون برود هر يكشان بيرون بروند آدم مي كشند، آدم نشده اند اينها. ما تا كي بايد خواب باشيم ؟ ما تا كي ساده انديش باشيم ؟ شماآقايان چرا ساده انديشي مي كنيد؟ در بلاد خودتان كه مي رويد، بگوييد به مردم ، بگوييدبه دنيا، كه با دنيا دارند چه مي كنند اين قدرتمندها، اينها با ضعفا دارند چه مي كنند. اينها،اتيوپي كه آن همه بيچاره ها دارند رنج مي برند، مي ميرند از گرسنگي ، گندم هايشان رامي ريزند تو دريا، خرج سلاح هايي مي كنند كه همه عالم را از بين ببرند. اينهاانساندوست اند! اينها با اين صورت انساندوستي مي خواهند همه ما را پايمال كنند، اينها بااين مجامع حقوق بشر مي خواهند حقوق بشر را از بين ببرند.
منطق انبيا در برخورد با كفار و مومنين
من اميدوارم كه خداوند به ما مرحمت كند و ما را بيدار كند، ما را بر احكام اسلام به همه جوامعش ، به همه مطالبش ، به همه اطرافش بيدار كند و متوجه كند. خيال نكنيد كه اسلام فقط اين تكه است ؛ نماز و روزه است فقط، نيست اين طور، اگر اين طور بود پيغمبرهم مي نشست توي مسجدش و نماز مي خواند. چرا از اول عمرش تا آخر زحمت كشيد،جنگ كرد، زد و خورد كرد، شكست خورد، شكست داد تا مسائل را آن قدري كه مي توانست عمل كرد. اميرالمومنين هم همين طور، ديگران هم همين طور، صلحا هم همين طورند، اشخاص بيدار اين طورند. اين طور نيست كه بنشينند توي مسجد و كار به اين كارها نداشته باشند. بنشينند توي خانه هايشان و كار به كسي نداشته باشند؛ بي طرف باشند؛ كاري ما به اين كارها نداريم ! اگر اين منطق انبيا بود كه موسي نمي رفت سراغ فرعون . اگر منطق انبيا اين بود كه ابراهيم نمي رفت هجمه كند بر آنها، پيغمبر اين كار را