عضویت در خبرنامه
          • خار را در چشم ديگران مي بيند و تير را در چشم خودش نمي بيند!
          • خاشاک به گاله ارزان است، شنبه به جهود!
          • گاله: گلوله پنبه بر زده و حلاجي شده
          • خاک خور و نان بخيلان مخور خار ِنه اي زخم ذليلان مخور»
          • خال مهرويان سياه و دانه ي فلفل سياه هر دو جانسوز است اما اين کجا و آن کجا؟!
          • خاله سوسکه به بچه اش مي گويد : قربون دست و پاي بلورينت!
          • خانه اي را که دو کدبانوست، خاک تا زانوست!
          • خانه اگر پراز دشمن باشد بهتر است تا خالي باشد!
          • خانه ي خرس و باديه مس ؟
          • خانه ي دوستان بروب و در دشمنان را مکوب!
          • خانه نشيني بي بي از بي چادريست!
          • خانه ي همسايه آش مي پزند، به من چه ؟!
          • خاموشي از کلام بيهوده به.
          • خدا به آدم گدا، نه عزا بده نه عروسي!
          • خدا برف را به اندازه بام مي دهد!
          • خدا جامه مي دهد کو اندام؟ نان مي دهد کو دندان؟
          • خدا را بنده نيست!
          • خدا روزي رسان است، اما حرکتي هم مي خواهد!
          • خدا سرما را به قدر بالا پوش مي دهد!
          • خدا گر ز حکمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري!
          • خدا ميان دانه ي گندم خط گذاشته!
          • خدا نجار نيست اما در و تخته را خوب به هم جور مي کند!
          • خدا وقتي بخواهد بدهد، نمي پرسد توکي هستي ؟
          • خدا همه چيز را به يک بنده نمي دهد.
          • خدا همان قدر که بنده ي بد داره، بنده ي خوب هم داره.
          • خدايا آنکه را عقل دادي چه ندادي و آنکه را عقل ندادي چه دادي ؟ (خواجه عبدالله انصاري)
          • خدا عقلي به تو بدهد، پولي به من!
          • خراب شود باغي که کليدش چوب مو باشد!
          • خر است و يک کيله جو!
          • کيله : پيمانه اي باشد که بدان غله آرند و چيزهاي ديگر پيمانند. (کيله براي توزين ماست و دوغ بکار مي رود و آن ظرفي است که يک من و يک چارک تبريزي گنجايش دارد.)
          • خر ِ باربر، به که شير مردم دَر!
          • خربزه ي شيرين مال شغاله!