عضویت در خبرنامه
    جستجو :
1381/09/07 ÏÑíÇÝÊ ÝÇíá
سيره فاطمى (تفسير سوره كوثر)

حضرت زهرا (سلام‏الله‏عليها)، مصداق سوره كوثر

«بسم الله الرحمن الرحيم». «انا اعطيناك الكوثر»، «فَصِّلَ لِرَبِّكَ والنحر، ان شانئك هوالابتر» خيلى عنايت كنيد. اين سوره را پنجاه تا نكته من تقريباً نوشته‏ام. لااقل بيست‏تايش را اينجا بگويم. آنوقت يك خورده هم حالتان، يعنى به حال مى‏آييد كه، اِ، سه چهار تا كلمه پنجاه تا نكته تويش است؟ و چون سوره كوچكى است زود هم مى‏شود جمع و جورش كرد. ترجمه كنم: انا يعنى بدرستيكه ما عطا كرديم به تو، كوثر از كثير است. كثير يعنى زياد، كوثر يعنى خيلى زياد. ما عطا كرديم به تو خيلى زياد را، كوثر داديم حالا كوثر قرآن هست، اهل بيت هست، فاطمه هست، هر چيز خيلى زياد رإ؛ّّ مى‏شود گفت كوثر. منتهى ما كه مى‏گوييم فاطمه است يك دليل داريم. چون پيغمبر ما پسر نداشت. يك بچه كوچولو داشت به نام ابراهيم از دنيا رفته بود فقط دختر داشت و منتظر بودند كه پيغمبر بميرد مى‏گفتند پسر كه ندارد چراغش خاموش مى‏شود ابتر است. عربهاى جاهلى به كسى كه پسر ندارد مى‏گفتند ابتر. يعنى اين عقبه ندارد بى‏عقبه، آن وقت خدا گفت شانَ يعنى دشمن، دشمنت همان دشمنت بى‏عقبه. يعنى او با اين كه پسرهاى 120 كيلويى به قول ما دارد با همه پسرهايش بى‏عقبه است، اما تو با همين يك زهرا عقبه دارى من اگر بخواهم با يك دختر نسل سادات را زياد مى‏كنم اگر نخواهم با ده تا پسر هم نسلش را قطع مى‏كنم. دشمنِ تو او ابتر است. چون به پيغمبر مى‏گفتند ابتر ما مى‏گوييم مراد از كوثر فاطمه است. چون اين پاسخ آن نيش است گفتند ابتر، فرمود خودت ابترى. اين بدليل مراد آخر آيه مى‏گوييم كوثر و اگر نه معنى كوثر كه خير زياد است كه هم زهراست، هم وحى است، هم قرآن است. همه چيزى مى‏تواند باشد. خوب اما نكاتى كه توى اين آيه است: يكى كه اين كوچكترين سوره‏هاى قرآن است. ماسوره‏اى نداريم كه سه تا آيه داشته باشد حتى قل هوالله پنج تا آيه دارد


بزرگ‏ترين هديه در كوچك‏ترين سوره قرآن

كوچكترين سوره قرآن است اما بزرگترين هديه در كوچكترين چى! سوره مثل چكهاى چيز هست كه اخيراً هست. چكهايى كه نقد است. چى مى‏گويند؟ يك چكهايى گاهى كوچك است ولى يك ميليون پول تويش هست. گاهى هم يك گونى كاه است. چيزى نمى‏ارزد يك گونى سيب‏زمينى است مثلاً. البته سيب‏زمينى گران شده است يعنى گاهى خداوند بوى زيادى را در يك عطر كوچكى جاسازى مى‏كند ولى يك شيشه آب ممكن است، بزرگترين هديه در كوچكترين سوره، در اين كوچك پنج بار پيغمبر مورد خطاب است 2 پنج مرتبه پيامبر مورد خطاب قرار گرفت. چطور؟ «انا اعطيناك» كَ يعنى تو. فَصِّلِ، صَلِّ يعنى تو نماز بخوان. لِرَبِكَّ، والنحر هم دو تا امر است كه خطابم را، مخاطب پيغمبر است. در يك سوره پنج مى‏خواهد اين هديه بدون درخواست داده شد. 3 عطا بدون درخواست داده شد. آخه گاهى وقتها آدم مى‏گويد كه آقا يك عيدى به ما بده آن هم دست مى‏كند يك پولى مى‏دهد. گاهى نگفته مى‏دهد. بگوييم بده شيرينتر است يا نگفته؟ نگفته. خدا به پيغمبر، در قرآن و دعاها نداريم كه پيغمبر بگويد «اللهم الرزقنى كوثر». دعا نكرده خدا بهش داد. اما يه جايى پيغمبر مى‏خواست. مثلاً چى چى مى‏خواست؟ مثلاً قبله را مى‏خواست عوض بشود. چون قبله اول ما حالا چون بحث هم روزِ شب قدس بحث مى‏شود خوب چيزى به ذهنم آمد. مسلمانها، پيغمبر كه چهل سالگى به پيغمبرى رسيد رو كعبه بت بود. همه بت‏پرستها هم به احترام كعبه، به احترام بگيد: بتها، رو به كعبه بودند. پيغمبر ديد اگر رو به بتها بايستد خواهند گفت به بتهاى ما احترام مى‏گذارد حالا هر چى هم بگويد غرض من بتها نيست مى‏گويند نه ديگر چون بتها روى كعبه هست پس رو به كعبه يعنى رو به بت. ولذا پيغمبر تا ماداميكه روى كعبه بت بود. پيغمبر از اين ورى وامى‏ايستاد. پشت به كعبه نمى‏كردها ولى از اين ورى وامى‏ايستاد كه به همه بگويد خط من از خط شما جداست. از چهل سالگى تا 53 سالگى مكه بود. سيزده ساله قبله پيغمبر بيت‏المقدس بود. همين قدسى كه ما فردا راهپيمايى داريم. بعد هجرت كرد هشتاد فرسخ آمد مدينه. در مدينه هم يكى دو سال از اين‏ور واايستاد. مكه كه رو به بيت‏المقدس مى‏ايستاد در مكه يهودى نبود، يهودى قابل ارزشى... ولى مدينه خيلى يهودى بود. يهوديهاى مدينه اين را دست گرفتند كه پيغمبر رو به بيت‏المقدس وامى‏ايستد. چون بيت‏المقدس پهلوى يهوديها هم ارزش داشت گفتند حالا كه رو به بيت‏المقدس وامى‏ايستد و بيت‏المقدس ما سابقه داريم پس اين پيغمبر دنباله‏رو ما است. حالا كه قبله‏اش دنباله‏رو ما است معلوم مى‏شود قرآنش هم فتوكپى تورات ما است معلوم مى‏شود نسخه اصلى ما هستيم خود پيغمبر فرع است. خيلى سربسر و نيش مى‏زدند، خوب آدمى هم كه نيش مى‏خورد بهترين راه خداست، خدايا چه كنم اين سربسرم مى‏گذارد. سحرها، شبها مى‏آمد زير آسمان هى به اطراف آسمان نگاه مى‏كرد. چيزى نمى‏گفت‏ها، توى دلش اين بود: خدايا چه كنم، يهوديها نيش مى‏زنند آيه نازل شد، صورت در عربى مى‏دانيد چى است؟


تغيير قبله از مسجدالاقصى به مسجدالحرام

وجه، آيه نازل شد، پيغمبر، «قد نرى تقلب الوجهك فى اسماء سماء» هم مى‏دانيد چى است، شبها هى مى‏آيى همچين، همچين مى‏كنى، ما مى‏بينيم كه شبها مى‏آيى صورتت را توى آسمانها همى همچين همچين مى‏كنى. چته؟ نيش بهت مى‏زنند؟ چشم، «فانو اينك قبلةً ترضاها»، يك قبله‏اى مى‏دهيم كه تو راضى باشى. در يك نماز چهار ركعتى كه ركعت اول و دوم را اين ور خواند جبرئيل آمد ركعت سوم و چهارم را كج كرد. اصلاً صفها همه بهم ريخت. يعنى ركعت اول و دوم اين ور، سوم و چهارم اين ور. الان هم در مدينه هست مسجدالقبلتين يعنى مسجدى كه دو تا قبله داشت، ركعت اول و دوم اين ور، دومى اون ورده يهودى‏ها آمدند ديدند قبله عوض شده سند افتخار از دستشان رفت، ديگه نمى‏توانند نيش بزنند. گفتند خيلى خوب پانزده سال اين ور بوده، حالا اين ور شده. اين پانزده ساله كارش درست است يا غلط اگر درست است چرا از كار درست دست برداشت اشكال داريد. اگر غلط است پيغمبرى كه پانزده سال است اشتباه مى‏رود بدرد پيغمبرى نمى‏خورد آيه نازل شد. پيغمبر آماده جواب باش: «سَيَقول»، سَ يعنى آينده. «سَيَقولُ النسهاء» آدمهاى نابخرد، بى‏خرد، خواهند گفت، خواهند گفت «ماء اللهم»، چى باعث شد اينها كج شدند، «عن قبلتهم» از قبله پانزده ساله‏شان كه «كانوا عليها» قبله‏اى كه پانزده سال رو بِهِش بودند چه باعث شد كه كج شدند؟ «قُل» بهشان بگو چشمتان كور شود. «فلله مشرق والمغرب» مشرق و مغرب مال خداست. «فاينما تولوا وجه‏الله» هر طرف بايستى رو به خداست. اما اگر اين دور باشيم ما نيش بشنويم ما نيش شنو، ما منت‏كش نيستيم. ما به سمتى مى‏ايستيم كه زير منت شما نباشيم. اصلاً قبله رمز استقلال است. چون اين ور مسيحيها، اين ور يهوديها ما بايد به يك سمتى بايستيم كه ناز كسى را نكشيم، ببينيد، قبله عوض شد. اما پيغمبر با چشمهايش، با آه و ناله‏اش سراغ قبله مى‏گشت. اما كوثر را پيغمبر با آه و ناله‏اش سراغ كوثر نرفت. پس كوثر عطايى است كه بدون درخواست داده شد خوب، كوثر نعمتى است كه آثارش تا قيامت هست. چهارم: عطايى كه تا قيامت هست. آخه الان كه آدم چيزى به كسى هديه مى‏دهد، دسته گل است كه براى دو روز و دو شبت از بين مى‏رود، پيراهن است كه بعد از پنج سال از بين مى‏رود خانه كه بعد از پنجاه سال صد سال از بين مى‏رود اما گفت يك كوثرى بهتى مى‏دهم كه تا ابد باشد


توجّه به دختر در برابر رسوم جاهلى

احترام دختر، پنج: زمانى كه دختر را زنده در گور مى‏كردند خدا به دختر گفت چى؟ به دختر فرمود فى كوثر. اين شكستن فرهنگ جاهلى است. يك زمانى كه دختر را زنده توى گور مى‏كردند آن وقت خدا در آن زمان فرمود «انّا اعطيناك الكوثر»، ما به تو دختر داديم. كوثر دختر است. فاطمه مصداق كوثر است اين خودش يك سنت‏شكنى است. ما يك رفيقى داشتيم آن روزى كه ريختند زمان شاه توى فيضيه طلبه‏ها را زدند بعضى‏ها را كشتند مى‏زدند به قصد كشت همان شب عمامه گذاشت گفت من روى بغض شاه همين امشب مى‏خواهم عمامه بگذارم. معاويه گفت كسى اسم على روى بچه‏هايش نگذارد. امام حسين گفت به كورى چشم معاويه همه بچه‏هايم را مى‏گذارم على. على اكبر، على اوسط، على اصغر. امام حسين سه تا پسر داشت همه را گذاشت على اصلاً علت اين كه ما براى امام سه تا صلوات مى‏فرستيم نه يعنى خداى نكرده امام از پيغمبر بالاتر است. امام يك چراغ قهوه پهلوى خورشيد. اصلاً قابل قياس نيستند هيچ‏كس با پيغمبر مقايسه نمى‏شود. اما چون شاه مى‏گفت اسم امام را نبريد، آمريكا هم از امام بدش مى‏آيد ما به كورى چشم شاه و آمريكا، اين سه تا صلوات بخاطر كورى چشمش است نه بخاطر اين كه مقام ايشون. به كورى چشم اونى كه دختر را زنده توى گور مى‏كند خدا به دختر گفت كوثر. اين هم يك. سنت‏شكنى. ششم: الفاظ اين سوره هيچ كجا نيست. هيچ كجاى قرآن. اين سوره تمام كلماتش منحصر بفرد است. مثلاً در كل قرآن، آخه بعضى چيزها توى قرآن زياد است. ولى انا اعطينا هيچ جاى قرآن نيست. كوثر هيچ جاى قرآن نيست. «صَلِّ لربك» هيچ جاى قرآن نيست. وانحر هيچ جاى قرآن نيست. الفاظش منحصر بفرد است. «غيرِ، الذين امنوا، عموالصالحات» اينها توى قرآن فراوان است. اين چيزهايش منحصر بفرد است. شش


نماز و انفاق، راه تشكّر از خدا

هفتم نماز و انفاق نمونه تشكر است. نماز و انفاق بهترين تشكر است. چرا؟ مى‏گويد حالا كه به تو كوثر دادم تشكر كن تشكر چى؟ «صَلِّ، صلوة». نماز بخوان. «وانحر»، شتر گوسفند كن. شتر بكش يعنى گوشت دادن به، شترى نحر كن، شتر را بكش گوشتش را تقسيم فقرا كن. يعنى نماز خواندن و رسيدگى به فقرا بهترين نوع تشكر است. حالا كه من به تو كوثر دادم تو هم. اين هم يكى. نماز و قربانى خيلى جاها با هم است. در مكه هم مى‏گويند نماز طواف بخوان آنجا هم مى‏گويند عيد قربان همه حاجى واجب است حداقل يك گوسفندى بكشد. خوب. شما اگر زخم زبان را تحمل كنيد خدا دفاع مى‏كند. هشت: صبر از شما دفاع از خدا. به پيغمبر مى‏گفتند ابتر، پيغمبر تحمل مى‏كرد. گاهى يك متلك به شما مى‏گويند. سر بسرت مى‏گذارند. شما در مقابل متلك تحمل كن خدا دفاع مى‏كند چون يك آيه داريم قرآن مى‏گويد «انّ الله يُدافع عَنِ الذين آمنوا» خدا دفاع مى‏كند از مؤمنين بذار بهت متلك بگويند، بگويند ابتر من دفاع مى‏كنم. دفاع چى است؟ «انا اعطيناك الكوثر» دفاع از آن متلك است. نه تنها دفاع بلكه دفاع سخت‏تر. نهم: دفاع قاطع‏تر. اين هر يعنى خودش. نمى‏گويد «اِنّ شانئك ابتر.» مى‏گويد «ان شانئك هوالابتر.» مثل اين كه مى‏گويند خودِ خودِ خودتى اين خودِ خودِ خودتى يعنى آها. يعنى شك نكنى خودتى. اين يه وقت آدم مى‏گويد خودش است. خودش است «ان شانئك هو»، اين هو يعنى خودش است. مثل اين كه خداوند از منافقين، از قول منافقين نقل مى‏كند كه به منافقين مى‏گفتند كه خب شما هم ايمان بياوريد، مى‏گفتند «أنؤمنُ»؟ ما ايمان بياوريم «كَامَنَ السُفَها». يه مشت خُل مسلمان شدند ما هم برويم مثل خُلها مسلمان بشويم قرآن مى‏فرمايد «أَلا اِنَهّمٌ هُمُ السُّفَها» آگاه باش همان‏ها خودشان ميفهمند، يعنى بايد دفاع را قاطع‏تر بود. نوع تشكر را بايد خدا يقين كند. ده: نوع تشكر را بايد خداوند تعيين كند. مى‏گويد ما به تو كوثر داديم خب تشكر كن. چه جورى؟ مى‏گويد همه جورى من مى‏گويم: نماز. آخه بعضيها مى‏گويند آقا چرا نماز بخوانيم؟ مى‏گوييم بابا نماز تشكر از خداست مى‏گويد خيلى خب من خودم با خدا يه جورى بلدم تشكر كنم تو چه كار دارى؟ بابا اگر رفتى توى ارتش گفتند احترام بذار نوعش را ارتش بايد تعيين كند مى‏گويد دستت را بذار اينجا مى‏گويى اجازه مى‏دهى من خيلى به شما علاقه دارم دستم را مى‏گذارم بالاتر. مى‏زنند توى گوشت. دستم را مى‏گذارم اينجا. مى‏گويد اگر از من مى‏خواهى تشكر كنى همان‏طور كه من مى‏خواهم. بهترين پذيرايى آن است كه مهمان چى مى‏خواهد؟ مثلاً شما به يك طلبه مثل بنده يك كراوات هديه كنى من كه خوشم نمى‏آيد كه. به يك جوانى كه مسابقه دو داده يك عصا هديه كنى خوشش نمى‏آيد كه. بله براى يك پير عصا هديه كنى خوشش مى‏آيد. بايد ببينيم او چى دوست دارد. نوع تشكر را بايد خدا تعيين كند. خدا گفته نوع تشكر نماز باشد، شما اگر دستت خونى شده بريديد، مى‏گوييم آقا يك پارچه سفيدى، باندى بيار بپيچم شما اگر ده تا لحاف كرسى هم بيارى من قبول نمى‏كنم من فعلاً يك پارچه سفيد مى‏خواهم. بگو آقا پارچه سفيد ده گرم پنبه من ده تا لحاف كرسى آورده‏ام مى‏گويم بسمه تعالى نمى‏خواهم. شما وقتى نياز به غسل دارى بايد بروى زيردوش غسل كنى بگويى آقا من غسل نمى‏كنم اما توى همه اقيانوس اطلس و كبير توى همه اقيانوس هند و همه شيرجه مى‏روم. يك عمرى توى همه اقيانوسها شيرجه بروى تا خودت نيت غسل نكنى باز هم پاك نمى‏شوى. دو هزار تا مشت آب‏بريزى تا قصد وضو نكنى وضو نمى‏شود، همان طور كه گفته‏اند بايد انجام شود. كوثر خوب، تكاثر بد. كوثر ارزش است تكاثر ضد ارزش. كوثر خير زيادى است كه خدا مى‏دهد تكاثر آن زياد. طلبى‏هايى است كه مإ؛ّّ دنبالش مى‏رويم. هى حرص مى‏زنيم مالمان را زياد كنيم. قرآن از تكاثر انتقاد كرده «الهاكم التكاثر». تكاثر يعنى زياده‏روى. دو تا قبيله با هم دعوايشان شد آن گفت ما بيشتريم آن گفت ما بيشتريم. گفتند دعوا نكنيد سرشمارى كنيد شمردند قبيله الف باخت حاشا كرد گفت نه زنهاى حامله را دو تا حساب كنيد دو مرتبه سرشمارى كردند باز هم باخت گفت نه خير ما خيلى‏هامان مرده‏ايم برويم قبه‏شان مرده‏هامان را هم بشمريم رفتند قبرستان مرده شمارى. آيه نازل شد خاك توى سرتان كنند شما رفته‏ايد مرده مى‏شماريد. «الهاكم التكاثر»، «الهاكم» يعنى سرگرم كرده شما را سرشمارى؟ سرشمارى يعنى تكاثر، حتى زرتم المقابر يعنى حتى اين كه زرتم، زرتم يعنى اين كه زيارت كرديد مقابر، يعنى مقبره. يعنى رفتيد مقبره پدرتان را مى‏شماريد يعنى اينقدر شما روحتان و فكرتان، سطح علمى‏تان آمده پائين تا به استخوان پوسيده‏هاى پدرتان افتخار مى‏كنيد كه ما دويست كيلو استخوان پوسيده داريم آن يكى صد و پنجاه كيلو استخوان پوسيده دارد. يعنى كارتان به جايى رسيده كه به استخوان پوسيده‏ها افتخار مى‏كنيد؟ «الهاكم التكاثر حتى زرتم المقابر» يعنى اينقدر شما پائينيد؟ كوثر ارزش است تكاثر ضد ارزش است. رويش و ريزش نسل بدست خداست. كى نسلش زياد شود كى نسلش كم. رويش نسل بدست خداست. يك دختر اين همه سيد. آنهايى كه مادرشان سيد است باز هم سيدند من بارها گفته‏ام. ريزش دست خداست. نماز مقدم بر انفاق است. بعضيها مى‏گويند ما نماز نمى‏خوانيم به فقرا كمك مى‏كنيم قبول نيست نماز و انفاق بايد با هم باشد. مثل نخ، نخ اگر به دمِ سوزن بود ارزش دارد. من سوزن ندارم ولى هرچه بخواهى نَخِتْ مى‏دهم چيزى نمى‏دوزد اگر مى‏خواهى بدوزد بايد اين نخ وصلِ به سوزن شود. نماز مقدم بر انفاق است. نماز وسيله تربيت است. چرا؟ براى اين كه مى‏گويد فَصّلِ نماز بخوان لِرَبِّك، رَبِّكْ، رَبِّكْ يعنى اين كه مى‏خواهد تو را تربيت كند چون مى‏خواهد تو را تربيت كند وسيله اين تربيت نماز است چون نماز به قول امام يك كارخانه انسان‏سازى است شما اگر اهل نماز باشى‏ها، نمى‏توانى نجس باشى چون همه‏اش را بايد بزنى پاك باشد. نمى‏توانى دزد باشى چون دگمه و نخ دزدى باشد نماز باطل است، نمى‏توانى آدم منزوى باشى چون «قدقامة الصلوة» بايد بروى نماز جمعه، جماعت. آدم اگر نماز درست خواسته باشد بخواند همه كارهايش درست مى‏شود. رَبِّك، نماز وسيله تربيت است. بعضى كيفرها توى همين دنياست. فكر نكن همه را خدا گذاشته براى قيامت. خيلى‏ها را توى دنيا سيلى مى‏زند مى‏گويد حالا كه به تو گفت ابتر من توى همين دنيا نسلش را قطع مى‏كنم. «شانئك هوالابتر» يعنى بعضى كيفرهاى خدا توى همين دنيا است. پس ببينيد اينها را ديگر نمى‏نويسم. چند تا شد؟ يازده تا. دوازده: نماز مقدم بر انفاق است، سيزده: نماز وسيله تربيت است چون مى‏گويد «صَلِّ لِرَبِّكَ»، چون خدا ربّكَ، ربّكَ يعنى مى‏خواهد تو را تربيت كند نماز بخوان. چهارده: بعضى كيفرها در همين دنياست. نمى‏گذارند براى قيامت توى همين دنيا. حالا كه گفتى اَبتر نسلت را قطع مى‏كنم. در اسلام هم سروش است هم خروش. هو تولى‏ است هم تبرىَّ. هم زنده باست است هم مرده باد. هم حبّ است هم بغض، هم رويش است هم ريزش، چون خدا مى‏گويد كوثر، ابتر، كوثر رويش است. ابتر ريزش است. كوثر سروش است، ابتر خروش است، كوثر تولىَّ است، ابتر تبرىَّ است. دشمن رهبر را نشانه مى‏رود. به خودِ پيغمبر گفتند ابترى يعنى گاهى وقتها دشمن بقدرى پررو مى‏شود كه ديگر دست مى‏گذارد روى شخص اول، رهبر، پيغمبر، به پيغمبر، چون عطا از اوست نماز هم بايد از او باشد. مى‏گويد «اِنّا»، «اِنّا اعطيناك» ما به تو عطا كرديم پس تو هم «فَصَلِّ لِرَبِّكَ»، حالا كه عطا از اوست تشكرت هم بايد از او باشد. اِنّا يعنى ما داديم پس لرَبِّك تشكرت هم از او باشد. خدا به تو كوثر داده، كوثر يعنى خيلى زياد، حق ندارى ميش بكشى، تو هم بايد بزرگترين شتر، حيوآنهارا بكشى. يك وقت يك بچه عادى است خُب ميش و بز بس است اما وقتى زهرا دادم تو هم بزرگترين حيوانها را بايد بكشى. يعنى وقتى به تو صد ميليون پول دادم تو ديگه حق ندارى پنج تومن بندازى توى صندوقِ كمكِ امداد. تو بايد ده هزار تومانى بندازى. يعنى كسى كه وضعش خوب است آن هم بايد عطيه‏اش خوب باشد. حالا كه من به تو كوثر داده‏ام مى‏گويد «واَنْحَرْ»، «نَحْرْ» غير از ذبح است نمى‏گويد «فصل لربك واذبح»، نمى‏گويد ذبح كن، ذبح مال گوسفند و ميش است. مى‏گويد وانحر، نحر مال شتر است. كسى كه خدا هديه‏اش زياد است بايد بخشش هم بيشتر باشد. وانحر. نماز هم در بزرگترين سوره آمده هم در كوچكترين. بزرگترين سوره‏هاى قرآن سوره بقره است، اول سوره بقره مى‏گويد «الذين يقيمون الصلوة»، كوچكترين سوره‏ها سوره كوثر است مى‏گويد «فَصَلِّ»، نماز بقدرى مهم است هم تو بزرگترين سوره آمد هم در كوچكترين سوره. دلهاى رنجيده و اَبتر شنيده را با نماز و انفاق و عطا و وعده شاد كنيد، افرادى كه توى جامعه تحقير مى‏شوند، كسى كه تحقير مى‏شود بايد جبران كنيد، يك كسى اذان مى‏گفت، يك كسى آمد ديد اذان مى‏گويد، جسارت كرد به اون، تف انداخت، تا به من خبر دادند دويدم رفتم گفتم كى بوده همان جايى كه، گفتم عوض، بجاى جبران جسارتى كه كردند تو مهمان من بيا برو مشهد. يك كسى كه تحقير شد بايد امت حزب‏الله در مقابل تحقير او را تكريم كند. وقتى تحقير مى‏شود پيغمبر مى‏گويند ابترى، عقبه ندارى، خدا هم در مقابل اين تحقير جبران مى‏كند. يعنى سعى كنيد توى جامعه خوبانى كه تحقير مى‏شوند به يك نحوى، اگر يك كسى كه سيلى زد به يك كسى، به ناحق، دسته دسته برويم ازش تغذيه كنيم. كه بگويد اگر به ناحق يك سيلى خوردم عوضش است حزب‏الله با من است. دلهاى رنجيده را، هى مى‏گويند وقت تمام شد. خيلى خوب، اين آخر را هم بگويم. كيفر و جرم بايد متناسب باشد. چون به پيغمبر گفت ابتر، كيفرش هم اين است كه بگوييم «هوالابتر». يعنى كيفر بايد با جرم تناسب داشته باشد. حالا كه تو گفتى ابتر، خدا هم بهش گفت ابتر. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد اگر اين ابتر نمى‏گفت شايد اينقدر نسل فاطمه مبارك نبود. خدا به كورى چشم، خير كثير مربوط به سن نيست گاهى يه دختر ممكن است هجده سالش باشد مثل فاطمه، اما كوثر باشد. يعنى اگر خدا خداسته باشد بدهد گاهى يك برگ زرد مى‏افتد توى حوض كشتىِ پنجاه تا مورچه مى‏شود. بغل استخر چنارى است قدِّ مِنار، حتى يك مورچه را هم نجات نمى‏دهد، اين كه چى چى نجات است مهم نيست گاهى ممكن است يك آدمِ عادى يك تار عنكبوت يك پيغمبر را توى غار حفظ مى‏كند اين همه چوب و چدن و سنگ پيغمبر را حفظ نمى‏كند، براى اين كه چى چى مؤثر است بايد خدا، خدا بايد نظر كند. يك درخت كوچك كلى ميوه مى‏دهد. درخت بزرگ ميوه نمى‏دهد. براى اين كه، اين را بايد بركت را از خدا بخواهيم. حرفهايم موند، بهرحال فاطمه مصداق كوثر است. خدايا به آبروى فاطمه و شوهرش و پدرش و بچه‏هايش و مهديش و نسلش و اشكش و عبادتش و تقوايش و سوزش و خطبه‏اى كه در مسجد خواند به حق زهرا و سوزِ دلش تمام دعاهايى كه ماه رمضان امسال شده مستجاب بفرما. (الهى آمين) تمام دعاها را مستجاب كن (الهى آمين). دخترهاى ما را فاطمه گونه، پسرهاى ما را على گونه به سمت آن خط هدايت بفرما (الهى آمين) كشور ما، دين ما، دنياى ما، رهبر ما، دولت ما، امت ما، نسل و ناموس ما عقايد و افكار ما، انقلاب و عزت و مرز و بوم ما، آب و خاك ما و هرچى به ما دادى حفظ بفرما (الهى آمين) قيامت را روزِ روسفيدى ما قدار بده (الهى آمين) هر چى به خوبهايت مى‏دهى به ما مرحمت كن (الهى آمين) همه لغزشها و گناههاى ما را ببخش (الهى آمين) انشاءالله در راهپيمايى شركت كنيم. «والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.» «اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد»


راهپيمايى عليه دشمن، عمل صالح قرآنى

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» الّلهم صل على محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم الهى انطقنى بالهدى و الهمنى التقوى بينندگان عزيز بحث را آخرين شب جمعه ماه رمضان تماشا مى‏كنند. شبى كه فردايش روز قدس از ابتكارات امام و نظام و نظام مقدس جمهورى اسلامى همين تأسيس روز قدس بود كه يعنى روز حمايت از مظلومين. روزى كه با يك راهپيمايى شما و باقى مسلمانها، يك سال بچه‏هاى فلسطين در مقابل اسرائيل مقاومت مى‏كنند. هر سال من اين آيه را مى‏خوانم و امسال هم اين آيه را بخوانم چون هر سالى ممكن است يك عدّه گوش دادند يك عدّه گوش نداده‏اند آن شب، قرآن يك آيه دارد مى‏فرمايد كه «ولايطئون موطئا يغيظُ به الكفار» هر حركت دسته جمعى كه مسلمانها بكنند كه يغيظ، يغيظ يعنى غيظ كنند، كفار به غيظ دربيايند، هر مانور دسته جمعى كه كفار را عصبانى كند براى شما عمل صالح نوشته مى‏شود. چون توى قرآن خيلى داريم «انّ الذّين آمنوا و عملوا الصالح، عملوا الصالح» زياد است. «عملواالصالح» چى است؟ يكى از اعمال صالح اين است كه انسان مشى و رفتارش جورى باشد كه كفار به غيظ دربيايند. اگر يك وقت مسلمانها، مسلمان بودند، كفار هم خيالشان راحت بود پيداست اين اسلامى كه كار به كفار نداشته باشد، اصلاً اگر پيغمبر اسلام كار به كفار نداشت هيچ جنگى واقع نمى‏شد. اين كه اسرائيل همه كارى مى‏خواهد بكند، مسلمانها هم مسلمان باشند، چه مسلمانى است؟ ما بايد نمازمان هم جهت داشته باشد. «ان الصلوة تنهى‏ عن الفحشاء والمنكر» يعنى نماز شما هم بايد يك خاصيت داشته باشد كه جلوى فحشا و منكر را، اصلاً اگر يك مسجدى «حَىَّ عَلى الصلوة» مى‏گويد، دمِ درِ مسجد هم خلافكارى مى‏شود اين پيداست «حىّ على الصلوة» از خاصيت، مسجد بايد جورى باشد كه حتى نگاه به كاشى بكنى بگويى اينجا مسجد است بريم جاى ديگر، يعنى اصلش بايد، كاشيهاى مسجد بايد مثل اين كه مى‏گوييم پليس است برو جاى ديگر. يعنى نمازى خاصيت دارد كه اذانش، خدا رحمت كند شهيد نواب صفوى را، با اذان شاه را مى‏ترساند. طرفداران نواب صفوى هر كجا بودند اذان مى‏گفتند. اصلاً اذانش يك نارنجك بود. قرآن مى‏گويد مسجد بايد جورى باشد كه «كم يدخلوها الاوهم خائفين»، اگر غلط نخوانده باشم. يعنى مثل سنگر فرماندهى. الان سنگر فرماندهى را يك غريبه خواسته باشد برود تويش مى‏ترسد. مى‏گويد مسجد سنگر فرماندهى است بايد چنان مسجد جون داشته باشد كه اگر يك چهار تا فسادى هم مى‏شود مردم بيايند به مسجد پناه ببرند و مسجد كمك نيروى انتظامى باشد. اگر مسجدهاى ما جون داشته باشد از جوانها پر باشد «و كاُنهم بُنيانٌ مرصوص» شرع بيمه مى‏شود دزدى هم توى شهر نمى‏شود يعنى خود مسجدِ محله، منطقه، خانه‏هاى دورش را، اما اگر تو مسجد چهار تا پيرمرد رفتند، پيرمرد و پيرزن وارفته نماز خواندند، همسايه مسجد هم دزدى مى‏شود نيروى انتظامى هم مى‏گويد من چه كنم. مسجد بدونند كه، يعنى يك دزد بفهمد كه اگر تا پانصد مترى مسجد خواسته باشد خانه بزند فردا جوانهاى مسجد كله‏اش را مى‏كَنند. بداند كه اگر به يك دخترى چپ نگاه كند، به يك پسرى سوء قصد داشته باشد جوانهاى مسجد حالش را مى‏گيرند. مسجد بايد جورى باشد كه نسبت به مؤمنين آرامبخش باشد، نسبت به خلافكار اين سبب ترس باشد و اين به شرطى است كه ما مسجدهايمان را زنده نگه داريم. اين حركتهاى دسته جمعى «ولايطئون موطئا يغيظ به اللكفار» حركتهاى دسته جمعى كه اسرائيل و آمريكا را عصبانى مى‏كند اينها عمل صالح است. به قصد عبادت هر سال شركت مى‏كرد، امسال هم شركت بكنيم. خدايا يك دعا كنيم، آنچه ماه رمضان براى خوبها مقدّر كردى همه را براى همه ما مقدّر كن (الهى آمين) اسرائيل و آمريكايى كه در ايران تحقير شد در دنيا روز به روز خوارتر بفرما (الهى آمين) اينهايى كه با حركتشان، با اشكشان، با قلمشان، با بيانشان، با پولشان، با وجودشان، با حضورشان در جبهه‏ها آنهايى را كه براى اسلام و مسلمين مفيدند و مفيد بودند همه را، همه مشكلاتشان را حل بفرما (الهى آمين) و اما بحثى كه دارم، صلوات بفرستيد: «اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد»، ما امسال بحث ماه رمضانمان راجع به اهل بيت بود اگر خواسته باشيم مفضّل بگوييم هر، مثلاً پيغمبر يكسال سخنرانى دارد، چون تمام حركاتش را خواسته باشيم بگيم خيلى طول مى‏كشد. اميرالمؤمنين هم همينطور، اينست كه يك نگاه عبورى به زندگى اميرالمؤمنين و پيغمبر كرديم حالا هم يك نگاه عبورى به حضرت زهرا داشته باشيم. در قرآن آيات زيادى مربوط به حضرت زهراست يكى از مصاديق حضرت زهراست. يكى از آياتى كه همه‏تان حفظيد اين آيه هست: چون بيننده‏ها شب جمعه آخرِ ماه رمضان است و يك آيه خواندن ثواب يك ختم قرآن دارد و هر كس همه قرآن را بخواند يك دعاى مستجاب دارد دوست دارم الان كه بيننده‏ها، كه عرض كنم با هم همه مردم ايرانى كه پاى تلويزيون هستند اين سوره را بخوانيم به اين نيت كه ثواب اين را هديه كنيم به حضرت زهرا: «بسم الله الرحمن الرحيم». «انا اعطيناك الكوثر»، «فَصِّلَ لِرَبِّكَ والنحر، ان شانئك هوالابتر» هديه روح حضرت زهرا باشد اين سوره و من هم تفسيرش را بكنم. بعد كه با حضرت زهرا، با اين سوره آشنا شديم يك مقدار هم فضائلش را بگويم. خوب پس موضوع بحث سيره فاطمى، حضرت زهرا، نگاهى به تفسير سوره كوثر