• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 80
تعداد نظرات : 17
زمان آخرین مطلب : 3190روز قبل
اردکان، مروارید کویر، شهری که به فرهنگ و هنر و مردمان خونگرم و اصیلش و به تاریخش شهرت دارد. شهری رؤیایی که از خاطر بسیاری از دانش‌پژوهان، محققان و منجمان نمی‌رود و به همین علت طی‌ قرن‌‌‌ها «یونان کوچک» لقب گرفته است.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، شهری بیابانی همانند یک رؤیا. جایگاهی اصیل، با مردمانی بسیار گرم و مهربان همچون آب و هوای بیابانی‌اش. آرامش مطلق شب‌هایش، قرمزی آسمانش به رنگ خون در ‌هنگامه غروب، سیاهی‌‌‌های پرستاره‌اش که درخشش شگفت‌انگیزی را به آسمانش می‌بخشند، همگی از زیبایی‌‌‌های به خاطر ماندنی این شهر است.

اردکان یکی از شهرستان‌‌های استان یزد در مرکز ایران است. وسیع‌‌‌ترین شهر در استان یزد است. این شهر در روزگار آبادانی آن در محلی به نام زردک قرار داشته و دیوار‌‌های تاریخی آن هنوز پا برجاست. به گزارش ایران، اردکان از سمت شمال و مغرب به استان اصفهان، از شرق به شهرستان طبس، از جنوب به شهر‌‌های بافق، یزد و میبد و از جنوب غرب به شهرستان صدوق محدود می‌شود.

اردکان از جنوب به میبد، از شمال به باغ‌‌‌های پسته، از غرب به زمین‌‌های زراعی و از شرق به خانه باغ‌‌‌های معدودی محدود می‌شود. فاصله هوایی شهر اردکان تا تهران 446 کیلومتر و فاصله زمینی یزد تا تهران 677 کیلومتر، فاصله زمینی این شهر تا یزد ۶۰ کیلومتر و تا میبد 10 کیلومتر است.



راه‌آهن زاهدان- تهران از اردکان عبور می‌کند بنابراین می‌توانید با قطار به اردکان بروید. مسیر قطار، از شهر‌های فهرج، بم، کرمان، یزد، میبد، اردکان، کاشان و محمدیه قم می‌گذرد. ایستگاه اردکان نخستین ایستگاه مهم و تشکیلاتی از سمت تهران به یزد است.

این ایستگاه یک چهارراه ریلی نیز محسوب می‌شود که از یک طرف با عبور ریل از ایستگاه‌‌های ساغند و چادرملو به معدن چادرملو ختم می‌شود و ایستگاه جندق به اداره کل راه‌آهن شرق متصل می‌شود. از سمت دیگر با اتصال ریل به ایستگاه ارژنگ به اداره کل راه‌آهن اصفهان متصل می‌شود. از سمت دیگر با اتصال به ایستگاه میبد دسترسی ریلی را به سمت ایستگاه یزد فراهم می‌سازد.

مسجد زیرده

برای مردم مذهبی این شهر تعداد زیادی از مساجد و زیارتگاه‌‌‌های قدیمی وجود دارد. مسجد زیرده از قدیمی‌‌‌ترین بنا‌‌های مذهبی این شهر در بلوار آیت‌الله خامنه‌ای واقع است. این در حالی است که هنوز تاریخ دقیق و قدمت ساخت بقایای این مسجد مشخص نشده است ولی بر اساس اشیای عتیقه و شواهد باستانی کشف شده در این مکان حدس زده می‌شود قدمت مسجد به قرن شانزدهم بازگردد.

مسجد جامع

بعد از مسجد زیرده دومین و بزرگ‌‌ترین مسجد تاریخی این شهر مسجد جامع است که بسیار قدیمی است و جنب کتابخانه ملی در مجاورت حمام و بازار در بلوار آیت‌الله خامنه‌ای واقع شده است.

در این مکان یک زیلو – نوعی فرش بسیار قدیمی مخصوص یزد- با تاریخ 1038 هـ. ق پیدا شده که در موزه مردم‌شناسی اردکان نگهداری می‌شود و قدمت آن بیش از 400 سال است. این بنای تاریخی در بالا‌‌ترین ارتفاع نسبت به بنا‌‌‌های دیگر قرار گرفته و در نتیجه نمای آن بر تمام شهر مشرف است.

مسجد دارای دو بخش اصلی است: یکی مخصوص فصل زمستان که «زمستان‌خانه» نامیده می‌شود و دیگری مخصوص فصل تابستان که «تابستان‌‌خانه» نام دارد. این دو «بخش» در ارتفاعی متفاوت قرار گرفته‌اند و بخش زمستانی برای گرم ماندن در ارتفاع پائین‌تری نسبت به بخش دیگر قرار دارد.

 نمای این مسجد فاقد تزئینات کاشیکاری و گچبری است. در ورودی چوبی آن با صد‌‌ها قطعه چوبی پنج‌ضلعی تزئین شده است. روی دماغه سمت چپ در، هشت قطعه فلزی (الله، محمد) به خط کوفی کنده‌کاری شده است.

کاروانسراها

کاروانسرا‌‌ها به عنوان مراکز تجارت و اسکان کاروان‌‌ها محسوب می‌شده‌اند و اغلب آنها در نزدیکی مراکز تجاری بنا شده بودند چنانچه کاروانسرا‌‌های حضرتی، گودالگ و کوشکنو در مسیر بازار شمال به جنوب قرار داشته‌ و کاروانسرای میدان علی در مسیر بازار شرق به غرب و کاروانسرای علی بیک در نزدیکی میدان و بازارچه محلی علی بیک قرار داشته است.

در دوره قاجار کاروانسرای سلطان در کنار دروازه سیف و کاروانسرای دیگری در کنار دروازه بازارنو و کاروانسرای علی بیک در بیرون دروازه علی بیک بنا شده که این سه کاروانسرا چسبیده به حصار شهر بوده‌اند امّا راه ورودی آنها بیرون از دروازه بوده است. رباط شاه‌عباسی هم که در مسیر راه یزد به اصفهان ساخته شده بوده حدود دویست متر تا دروازه بازارنو فاصله داشته است.



دربند

یکی دیگر از ویژگی‌‌های بافت قدیم اردکان دربند‌‌های متعدد بوده است. هر دربند متعلق به افراد خاصی بوده که به علت قدرت مالی و نفوذ سیاسی دارای چندین خانه بوده‌اند که درِ ورودی این خانه‌‌‌ها داخل دربند باز می‌شده است.

در ابتدای دربند دری نسبتا بزرگ قرار داشته که شب‌‌ها می‌بسته‌اند و خانه‌‌‌های داخل دربند از امنیت بیشتری برخوردار بوده‌اند، ‌اغلب دربند‌‌های موجود در اردکان متعلق به اوایل دوره قاجار است و در محله چرخاب قرار دارد. مشهور‌‌ترین آنها عبارت است از: دربند صدرالفضلا، دربند مجد العلما، دربند حاج ملاتقی، دربند سلطان، دربند سنایی و...

شهری مملو از آب‌انبار

از دیگر ویژگی‌‌‌های معماری اردکان، مخازن آب است که آب‌انبار نام دارند. این‌گونه بنا‌‌ها در مناطق بیابانی دارای ارزش فراوانی هستند به طوری که در هر محله اردکان یکی از آنها به چشم می‌خورد. سابق بر این آب آشامیدنی مورد نیاز ساکنان این شهر توسط آب‌انبار‌‌ها تأمین می‌شده است. هر آب‌انبار شامل یک منبع اصلی آب به نام تنوره است که در زمین حفر می‌شد.

 برای حفظ طعم و مزه آب و تصفیه آن مقدار کمی نمک و آهک اضافه می‌کردند که لایه‌ای تصفیه‌کننده را تشکیل می‌داد تا آب و منبع آن را از آلودگی حفظ کند. عمق این منبع گاهی اوقات به 6 تا 7 متر نیز می‌رسید و برای دسترسی به آن باید از پله‌ استفاده می‌شد.

آب‌انبار‌‌ها علاوه بر تأمین آب شرب مصرفی مردم، اغلب دارای پاکنه آب قنات بوده‌اند که از آنها برای شست‌وشو و تجدید وضو استفاده می‌کرده‌اند و در بالای سردر آنها نیز مسجد‌‌های کوچکی برای برگزاری نماز یا محلی برای استراحت تعبیه شده بود. تمامی آب‌انبار‌‌ها دارای مسیر‌‌هایی بوده‌اند که در فصل زمستان از آب قنات صدرآباد و باغستان آبگیری می‌شده‌اند.

اردکان دارای 57 آب‌انبار است که البته برخی از آن‌ها نیز نابود شده‌اند، اما برخی از آب‌انبار‌‌های موجود قدمتی 300 ساله دارند. از جمله آن‌ها آب‌انبار دوراه که غیرفعال است (به معنی انشعاب به دو شاخه)، که در خیابان آیت‌الله خامنه‌ای، روبه‌روی مسجد حاج‌محمد حسین، نزدیکی بازار واقع است.

 عمیق‌‌‌ترین مخزن و بزرگ‌‌ترین سردر آب انبار مربوط به آب انبار شهری‌‌‌ها یا چهل پله است. آب‌انبار چهل‌پله به خاطر آب شیرین و زلالش معروف بوده است. سقف‌‌های خشتی و گنبدی شکل خزینه‌‌‌های آب‌انبار‌‌ها و راه‌پله‌‌‌های آجری زیبای آن‌ها نماد معماری اردکان محسوب می‌شوند. اکثر آب انبار‌‌های داخل بافت قدیم هنوز سالم و قابل بهره‌برداری هستند و در مواقع قطع آب از آن‌ها استفاده می‌شود.

چک‌چک، معبد پیر سبزه

دو معبد سنتی (زرتشتی) در ارتفاعات حوالی اردکان واقع شده‌اند. کوه چک‌چک با ارتفاع 2745 متر در شرق این شهر واقع شده و دامنه غربی این کوه معبدی به نام پیر سبزه چک‌چکو را در برگرفته است.

 علت نام چک‌چک قطرات آبی است که از ارتفاعات کوه به یک مخزن آب فرو‌می‌افتد و از طریق لوله‌ای به معبد می‌رسد: چک‌چک در فارسی امروزی به معنای قطره‌قطره است و پیرسبزه متشکل از دو واژه به معنای: نخستین کلمه یعنی «پدر»، «مرد باتجربه و باارزش» و دومی که در واقع تلفظ‌ اش به مرور زمان تغییر کرده «سوز» بوده یعنی «نور و گرما». ترکیب این دو اصطلاح اشاره دارد به محافظ آتش، کسی که نقش روشن نگه داشتن آن را دارد.

معبد دیگر هریشت است که در کوهی به نام هریشت به ارتفاع 1939 متر، در 12 کیلومتری شمال شرقی شهر قرار گرفته که مکان گردشگری زیبایی برای ایرانیان و خارجی‌‌‌ها است.

خانه‌‌‌های تاریخـی

بیشتر خانوار‌‌های اردکان خانه‌‌‌های بزرگی شامل استخر، آب‌انبار، بادگیر و اتاق‌‌‌های زیادی داشتند که همه فامیل به مفهوم عمه و خاله، پدربزرگ‌‌‌ها و مادربزرگ‌ها، بچه‌ها، نوه‌‌‌ها و... با هم زندگی می‌کردند و نام آن بنا یا ساختمان بزرگ را به نام فامیلی‌شان لقب می‌دادند.

از نمونه بارز آن عمارت تقدیری‌‌‌ها واقع در بخش مرکزی شهر، خیابان حایری است. بنایی که قدمتش به دوران قاجار بازمی‌گردد. این مجموعه شامل بخش‌‌‌های اختصاص داده شده به فصل تابستان و زمستان است،

دو بخش مخصوص کارکنان و مستخدمان بود، جایگاه و مجموعه دیگری که به صاحبان خانه اختصاص داده شده بود و بخش دیگر مطبخ‌خانه بود.

از زیبایی‌‌‌های منحصر به فرد این عمارت که در نگاه اول، چشم را به خود می‌دوزد پنجره‌‌‌های قدی بزرگ با شیشه‌‌‌های رنگارنگ‌اش است. در این بنا اتاق‌‌‌های سه‌دری، پنج‌دری و تالاری در ضلع جنوبی عمارت که به بادگیر متصل است، دیده می‌شود و مانند سایر خانه‌‌‌های سنتی، در زیر تالار خانه، زیرزمینقرار دارد.

جغرافیا و اقلیم

در اردکان بلند‌‌ترین نقطه ارتفاعی مربوط به کوه خوانزا با ارتفاع 3158 متر است اما در مورد نام اردکان روایات مختلفی وجود دارد. می‌گویند: اردکان از دو واژه تشکیل شده است: نخستین واژه صفت و به معنای «مقدس» و دومی «مکان». در نتیجه اردکان به یک مکان مقدس بازمی‌گردد. می‌گویند این شهر توسط معادن احاطه شده بود و به همین علت اردکان نام گرفته است یعنی شهری از معادن.



منطقه‌ای از اردکان در مدت زمانی طولانی به عنوان یک پناهگاه استفاده می‌شد و به دنبال خشک شدن دریای ساوه که در نزدیکی آنجا بود، در طول حملات اعراب به ایران، ایرانیان به این منطقه جذب شدند و آن را به شکل زمین‌‌‌های وسیع قابل زراعت درآوردند.

این منطقه در طول قرن یازدهم تا دوازدهم به اوج شکوفایی‌اش رسید. شهر اصلی اردکان، مکانی به نام «زردک» در 10 ‌کیلومتری شمال اردکان کنونی بود که در حال حاضر به یکی از جاذبه‌‌‌های توریستی تبدیل شده است و در واقع از آنجا، خرابه‌‌‌هایی از دیوارها، پایه‌‌‌های خانه‌ها، مساجد، بازار و ارگ و حسینیه قدیمی را می‌توان مشاهده کرد.

در اردکان آنچه در نگاه اول، هر بازدیدکننده‌ای را به خود جذب می‌کند، زیبایی برج‌‌‌های بادگیر و خانه‌‌‌های خشتی آن است اما انتخاب این‌گونه مصالح برای معماری مربوط به آب و هوای این منطقه است. در مرحله دوم باغ‌‌‌های بزرگ پسته هستند که انسان را به خود جذب می‌کنند و در نهایت خانه‌‌‌های خشتی، منابع آب، کوچه‌‌‌های تنگ و نزدیک به هم و مساجد بزرگ از جلو‌ه‌‌‌های پرشکوه این شهر بیابانی تاریخی هستند.

غذا‌‌های سنتی اردکان

از غذا‌‌های سنتی سکنه اردکان، آش آنها معروف است. آشی غلیظ که از غلات، حبوبات، سبزی و گوشت تهیه می‌کنند. از آش‌‌‌های معروف استان یزد و اردکان، آش شولی است که در این منطقه بسیار تهیه و مصرف می‌شود.

مواد مورد استفاده در این آش نخود، لوبیا، گندم، چغندر، پیاز و نعناع است که بخصوص در فصل زمستان تهیه می‌شود. از دیگر انواع آش، مخلوطی از غلات و حبوبات بدون گوشت است. گوشت به عنوان غذای اصلی یا پدر خوراک‌‌‌های این منطقه در نظر گرفته می‌شود.

به همین دلیل نام این آش، «بی‌پی‌یر» است که در گویش یزدی یعنی بی‌پدر و نام دیگرش نیز یتیمچه است. آش دیگر نیز آش‌جو است که از غلات، حبوبات، گوشت و چغندر و عدس و رب انار تهیه می‌شود. در اردکان این آش برای صبح روز اول اسفندماه سرو می‌شود.

از خوراکی‌‌‌های شیرین اردکان حلوا ارده معروف است. این نوع حلوا از ارده کنجد (مایعی روغنی)، شکر، تخم‌مرغ و هل درست می‌شود و برای تزئین روی آن از پسته و بادام استفاده می‌کنند. اگر چه این محصول در کشور‌‌های مختلفی از جمله ترکیه و لبنان نیز به همین روش تهیه می‌شود اما این محصول در ایران طعمیمنحصر به فرد دارد.

در اردکان این نوع شیرینی که حاوی کنجد است تا به امروز بدون هیچ گونه مواد شیمیایی، به روشی کاملاً سنتی و تا حدی دستی تهیه می‌شود که به آن طعمی بی‌نظیر می‌بخشد.

محصولات زراعی

اردکان در نزدیکی کویر مرکزی با آب و هوای بیابانی و خشک‌اش شماری زمین زراعی دارد. اردکان چندین باغ پسته و انار دارد که می‌توانند با اندکی آب زنده بمانند و تولید محصول کنند. بعد از شهر ساوه مرغوبیت انار این شهر زبانزد است. کاشت درختان پسته در مناطقی همچون یزد، خراسان، فارس و کرمان قدمتی دیرینه، بیش از 3000 سال دارد.

اردکان چهارمین شهر تولید‌کننده پسته‌ ایران پس از رفسنجان در استان کرمان است. علاوه بر این بیش از 60 درصد باغ‌‌‌های پسته استان یزد، در اردکان واقع شده‌اند و اکثر مزارع پسته در منطقه احمدآباد، چاه افضل و حسن‌آباد انارکی وجود دارد.
سه شنبه 10/11/1391 - 18:0

 
بسیاری از افراد هنگامی كه اولین فرزندشان به دنیا می‌آید، با بحران‌هایی در زندگی خانوادگی‌شان روبه‌رو می‌شوند؛ آنها دائم نگران وضع رشد جسمی كودك هستند، از بروز بیماری‌های مختلف می‌ترسند، از نبود پیشرفت ذهنی كامل و به موقع كودك خود نگرانند و... هر كودكی باید مراحل رشد و پیشرفت خود را آغاز كند و تا پایان ادامه دهد. اما باور كنید این كار خیلی هم سخت نیست؛ اگر سخت بود، پدر و مادرهای ما هم نمی‌توانستند ما را تا این مرحله برسانند.

این كار فقط قدری صبر و شكیبایی می‌خواهد و بس. ابتدا لازم نیست دانش خاصی داشته باشید و تنها كافی است به مسائل و نیازهای اولیه كودك خود رسیدگی كنید. سایر موارد را هم به پزشك بسپارید و مطمئن باشید او بهتر از شما می‌داند چه كار باید كرد. مثلا تا حدود شش ماه اول زندگی كودك، او فقط باید شیر بخورد، بخوابد، تمیز شود و به طور مرتب توسط پزشك تحت معاینه قرار بگیرد تا اقدامات درمانی لازم مانند واكسیناسیون و... برایش انجام شود.پس می‌بینید​​ تا این مرحله هیچ مشكلی وجود ندارد و شما نباید كار خاصی انجام دهید. اما نكته مهم این است كه كودك در طول یك سال اول زندگی خود، یك مورد را به عنوان سرگروه تمامی یادگیری‌هایش قرار خواهد داد و آن نحوه اعتماد به جهان اطراف است. او از طریق حواس بینایی و لامسه به سراغ محیط اطرافش می‌رود و سعی می‌كند آن را كشف كند. در این مرحله شاید كودك هیچ عكس العملی نسبت به هشدارهای پدر و مادر نشان ندهد و همین موضوع نیز موجب نگرانی آنها می‌شود. در حالی كه این، مرحله‌ای طبیعی از رشد و تكامل نوزاد است كه باید به درستی نیز طی شود. در این سن كودك سعی می‌كند با آزمون و خطا، نتایج و برداشت‌های شخصی‌اش را از دنیای اطراف ثبت كند.

البته یكی از مهم‌ترین نكات این است كه بدانید از همین سن، حس استقلال و توانایی تصمیم‌گیری در كودك شما شكل خواهد گرفت و به همین دلیل باید در محیط‌های امن، كودك را آزاد بگذارید تا با دنیای اطرافش تعامل داشته باشد. چون اگر همیشه او را محدود كنید، منزوی و وابسته شده و بدون كمك شما نمی‌تواند كاری را انجام دهد. همچنین باید حواستان باشد ​كودكان مراحل رشد را خود به خود و همراه با بازی‌های‌شان به نمایش می‌گذارند، مثلا شاید یك روز كه دختر كوچك‌تان در حال بازی با عروسك‌هایش است، متوجه شوید او لباس عروسك را درمی‌آورد و دوباره آنها را به ترتیب تن‌شان می‌كند. همین موضوع به ظاهر ساده نشان می‌دهد كودك تغییر كرده و نكته‌ای جدید به دانسته‌هایش اضافه شده است.

بنابراین بهتر است نگران نباشید و با شناخت صحیح نیازها و مراحل رشد كودك، به او كمك كنید هر چه بهتر و موفق‌تر این مرحله‌ها را پشت سربگذارد.

سه شنبه 10/11/1391 - 17:56

 
پدر و مادرها در دوران مدرسه و هنگام تحصیل فرزندان‌شان می‌توانند به آنها كمك زیادی كنند و نقش موثری در پیشرفت و یادگیری‌شان داشته باشند. اما متأسفانه اغلب والدین تصور می‌كنند كمك‌كردن یعنی درس پرسیدن از كودك و او را وادار​ به مطالعه کردن.

 در حالی كه این روزها چنین شیوه‌هایی دیگر طرفدار ندارد و روش درس‌خواندن بچه‌ها هم به كلی تغییر كرده است. بنابراین اگر بخواهید از همان روش‌های قبلی استفاده كنید، مطمئن باشید هیچ فایده‌ای ندارد. مثلا یكی از مهم‌ترین وظایف والدین كه متاسفانه توجه چندانی هم به آن نمی‌شود، این است كه فرزندان‌شان را تشویق كنند هر چه بیشتر و بهتر مطالعه كند؛ البته این مطالعه فقط مربوط به نكات درسی نیست و خواندن كتاب‌های داستان و غیر درسی را نیز شامل می‌شود.

در ضمن، باید به آنها آموزش دهید از آنچه در كتاب‌ها می‌خوانند در زندگی‌شان هم استفاده كنند. پس دائم به كودك یادآوری كنید برای خودش هدفی در نظر بگیرد و با توجه به آن، برنامه‌های زندگی‌اش را تعیین كند تا بتواند از آنچه در كتاب‌ها می‌آموزد، بیشتر و بهتر استفاده كند.

حتما شما هم دیده‌اید اغلب بچه‌ها فقط برای این‌كه نمره خوبی بگیرند و معلمشان را راضی كنند، درس می‌خوانند. در حالی كه این طرز فكر بسیار اشتباه است. پس شما به عنوان پدر و مادر می‌توانید به او بیاموزید​ درس خواندن و مطالعه‌كردن هیچ محدودیتی ندارد و راضی‌كردن دیگران هدف اصلی نیست. مسلما اگر كودك بخواهد با درس‌خواندن شما را خوشحال كند، معلمش از او راضی باشد یا جلوی همكلاسی‌هایش خودنمایی كند، هیچ وقت پیشرفت نخواهد كرد و همیشه به همین شكل باقی خواهد ماند؛ در حالی كه او باید بداند مطالعه‌كردن مكان و زمان خاصی ندارد و همیشه و در همه جا باید خواند و از آن درس گرفت.

این روزها در بعضی از كشورهای پیشرفته و توسعه‌یافته، كودكان در خانه، مدرسه و حتی هنگام بازی در پارك‌ها به كتاب‌های كودكانه دسترسی دارند و می‌توانند از آنها استفاده كنند. با چنین اقداماتی بچه‌ها باور كرده‌اند مطالعه‌كردن و كتاب خواندن فقط مخصوص مدرسه یا ساعات قبل از خواب نیست و همه جا باید از كتاب كمك
گرفت.

پس شما هم از همین امروز دست به كار شوید؛ مطمئن باشید هیچ‌وقت دیر نیست، ولی باید به فرزندتان بیاموزید كه كتاب خواندن و مطالعه‌كردن ارزشمند است و به او نحوه درست زندگی‌كردن را می‌آموزد.

سه شنبه 10/11/1391 - 17:56

 
این روزها همه به دنبال استفاده از وسایلی هستند كه ممكن است دیگر قابل استفاده نباشند. ما به جای دور ریختن و در واقع تولید زباله بیشتر، می‌توانیم از همه وسایل دورریزمان به بهترین نحو استفاده کنیم و همچنین با یك تغییر ساده در وسایلمان تنوعی ایجاد کرده باشیم.

قصد داریم روش ساخت یك سینی سرامیك یا چینی را با استفاده از بشقاب یا لیوان‌هایی كه شكسته یا دیگر قابل استفاده نیستند به شما آموزش دهیم. برای این كار لازم است وسایل زیر را تهیه كنید:

قلم‌موی رنگ، یك ظرف برای مخلوط كردن مواد، دستكش یكبار مصرف، سینی مناسب برای چسباندن موزاییك‌ها (چینی‌های‌شكسته)، رنگ آكریلیك، ظروف چینی مستهلك، چسب مخصوص چسباندن سرامیك‌ها، چكش، مروارید یا مهره‌های تزئینی، پودر مِل و کمی گچ . ماله.

طرز تهیه: برای شروع لازم است بشقاب‌ها یا ظروف ترك‌خورده و شكسته و به‌درد نخور خود را در پارچه‌ای گذاشته و آنها را با چکش خرد كنید تا قطعاتی از سرامیك یا همان چینی به دست آید.

1- طرح مورد نظر خود را روی سینی بكشید. می‌توانید طرح‌تان را با كاربن‌های رنگی روی سینی انتقال دهید. ما برای این این سینی از طرح یک قوری استفاده کرده​ایم

2- قطعات شكسته شده ظروف را با چسب روی كار بچسبانید. برای بهتر شدن كار لازم است قطعات را طوری كنار هم قرار دهید تا با طرح کشیده شده منطبق شود، طوریکه از طرحمان بیرون نزند

3- كمی از پودر مل و گچ را با آب و رنگ مخلوط كرده تا خمیری یكدست به دست آید. سپس با ماله لابه‌لای كاشی‌‌ها را پرکنید

4- از قطعات سرامیك سفید، برای كنار طرحتان استفاده كنید و درنهایت با سلیقه خود آنها را رنگ‌آمیزی كنید

5 ـ دور طرح را با قلم‌مو و رنگ آکریلیک دورگیری کنید تا طرحتان بهتر دیده شود

6- از مهره‌ها یا مرواریدهای رنگی برای چسباندن كنار طرحتان می‌توانید استفاده كنید.

سه شنبه 10/11/1391 - 17:54


 
برای بعضی‌ها وظیفه است، بعضی‌ها برایش با علاقه وقت می‌گذارند و عده‌ای هم هستند كه كاسه چه كنم چه كنم دست می‌گیرند. منظورم عیدی است؛ همان كه در تعارف اسمش ناقابل و برگ سبز می‌شود، اما خیلی‌ها خصوصا بچه‌ها برایش ضعف می‌كنند و همه شادی سال نو برایشان در عیدی‌ای كه می‌گیرند خلاصه می‌شود. بزرگ‌ترها هم به روی خودشان نمی‌آورند، وگرنه كسی پیدا نمی‌شود كه از عیدی گرفتن خوشش نیاید.

عیدی گرفتن و عیدی دادن سال‌هاست كه جزء لاینفك جشن نوروزی ماست. سابقه‌اش هرچند كه در متون مختلف، یكسان نیامده، اما به هر حال به سال‌های دور برمی‌گردد، تا جایی كه می‌گویند رسم سكه عیدی دادن به 400 سال قبل از میلاد و دوران داریوش دوم و دربار او می‌رسد. هر چه كه بوده دست‌كم در حافظه همه ما عیدی دادن مانند چیدن سفره هفت‌سین حك شده و گریزی از آن نیست.

وقتی پول، عیدی می‌شود

ساده‌ترین، بی‌دغدغه‌ترین و شاید كاربردی‌ترین عیدی‌ای كه اتفاقا خیلی هم مرسوم است، شامل این می‌شود كه پاكتی بردارید و مبلغی بسته به جیب و میزان ارتباط شما با گیرنده عیدی، در آن بگذارید و روی پاكت هم جملاتی با سلیقه خودتان خطاب به شخص گیرنده بنویسید و تمام!

هیچ كس از پول بدش نمی‌آید، اما ناگفته نماند همیشه و برای همه، عیدی از نوع اسكناس جذاب نیست. شاید پدر یا مادر خانواده كه اغلب سلیقه‌ای متفاوت از فرزندانشان دارند، پول را عیدی مناسبی در نظر بگیرند، اما هیچ‌وقت دوستان نزدیك و كسانی كه همسن و سال محسوب می‌شوند، به یكدیگر پول عیدی نمی‌دهند.

شاید به این خاطر است كه پول عیدی دادن، خیلی دم‌دستی به نظر می‌رسد، در حالی كه یكی از شاخص‌های هر هدیه‌ای این است كه هدیه‌دهنده برای تهیه‌اش وقت و زمانی به خرج دهد و زحمتی بكشد.

بدعیدی‌ها

عیدی گرفتن كاملا سلیقه‌ای است. اغلب كسانی هم كه به فكر گرفتن عیدی هستند همه تلاششان این است كه بهترین عیدی را هدیه بدهند و شاید با همین حساسیت سعی می‌كنند به شكلی بفهمند طرف مقابلشان به چیزی علاقه یا احتیاج دارد. اما بعضی‌ها این وسط به جای این‌كه ذوق و سلیقه به خرج دهند، به طور مستقیم از همان فرد سوال می‌كنند كه چه عیدی‌ای را می‌پسندد.

این شكل عیدی گرفتن یا عیدی دادن بی‌حسن نیست، خصوصا كه عیدی‌دهنده و گیرنده در واقع 2 طرف معامله‌ای قرار می‌گیرند كه هر دو راضی به نظر می‌رسند، اما در نظر افراد خوش‌ذوق این نوع تبادلات عیدی بدترین نوع عیدی محسوب می‌شود.

بهانه‌هایی مثل این‌كه نمی‌دانم سلیقه‌اش چیست، هر چی می‌گیرم خوشش نمی‌آید، همون بهتر كه از خودم پرسید و او سلیقه مرا نمی‌داند، از سوی 2 طرف معمولا مطرح می‌شود در حالی كه همه لذت عیدی گرفتن به غیرمنتظره بودنش است و همه احترام و علاقه‌ای كه 2 نفر برای هم قائل هستند در همین جمله خلاصه می‌شود كه هر چه از دوست رسد نیكوست.

البته این نوع عیدی گرفتن اغلب در میان دوستان، همسران و كسانی كه خیلی به هم نزدیك هستند، اتفاق نمی‌افتد و معمولا بین والدین و فرزندان باب است؛ خصوصا فرزندانی كه منتظر فرصت خرید چیزی هستند، عید را بهانه می‌كنند تا والدینشان را بی‌چون و چرا قانع كنند. با این وجود همه زیبایی عیدی دادن در این است كه شما را به كمی فكر وادارد و همه لذت عیدی گرفتن در غیرمنتظره بودنش است.

عیدی برای كودكان

بی‌تردید خرید عیدی برای كودكان بیشتر از هر گروه سنی دیگری لذتبخش است، خصوصا كه این لذت معمولا بلافاصله بعد از دریافت بسته عیدی در حركات و نگاه آنها خودش را نشان می‌دهد.

اگر اولین گزینه شما برای عیدی دادن به یك كودك پول است، گزینه مناسبی نیست. هرچند كه اغلب بچه‌ها به معجزه پول برای به دست آوردن خواسته‌هایشان آشنا هستند، اما با این كار خودتان را از شریك شدن در شادی صادقانه آنها هنگام باز كردن بسته عیدی محروم می‌كنید. عیدی‌هایی مانند پول یا طلا به شكلی هستند كه به نظر می‌رسد برای جلب نظر پدر یا مادر كودك خریده می‌شود، در حالی كه بهتر است عیدی بچه‌ها از جنس خودشان باشد. دنیای بچه‌ها با همه پیچیدگی‌هایش خیلی دور از دسترس نیست. اغلب آنها از دیدن لباس‌هایی كه رنگ‌های شاد یا تصاویر كارتونی دارند، به هیجان می‌آیند.

برای دختربچه‌ها لیست بلندبالایی از انواع عروسك و اسباب‌بازی وجود دارد كه تهیه‌شان كار سختی نیست و پسربچه‌ها هم سلیقه‌شان در مورد اسباب‌بازی ماشین یا هواپیما با چند دهه قبل هنوز فرقی نكرده است.

اگر نمی‌خواهید یا نمی‌توانید خیلی هزینه كنید، براحتی می‌توانید از تمامی مراكز خرید عروسك شخصیت كارتونی محبوب بچه‌ها را با قیمت چند هزار تومان بخرید. این روزها تعداد این شخصیت‌های كارتونی آنقدر زیاد شده‌اند كه با یك پرسش ساده از خود بچه‌ها، زود به جواب می‌رسید. اگر برایتان اهمیت دارد كه عیدی مورد نظر كاربردی بیشتری از بازی داشته باشد، می‌توانید با كمی دقت و پرس‌وجو از بازی‌های فكری، بسته كامل لوازم نقاشی، مجموعه كتاب‌های شعر و داستان كودكان و هر چیزی كه بتواند خلاقیت كودك را به كار گیرد، استفاده كنید.

به مادرتان چه عیدی می‌دهید

مادرها به جای عیدی و هدیه، سلامتی شما را می‌خواهند و این جمله همیشگی آنهاست، اما اگر دستتان در جیب خودتان است، بهتر است به فكر یك عیدی خوب باشید. خیلی بعید به نظر می‌رسد كه كسی سلیقه مادرش را نداند، بالاخره آنها به یكی از هدیه‌های معمول شامل كتاب، لباس، وسایل منزل یا طلا علاقه دارند، اما با این حال اگر از خرید كالای مشخصی مطمئن نیستید به پیشنهاد ما در خصوص خرید یك جفت كفش طبی فكر كنید.

اگر مادر پا به سنی دارید، یادتان باشد كه مادرها در این سن و سال اغلب از كمر و پادرد گله دارند و قیمت كفش‌های طبی خوب هم معمولا بالاست. حتی اگر شده با كمك پدر یا سایر خواهر یا برادرتان پولش را جور كنید، برای مادرتان یك كفش طبی بخرید.

بالش طبی (كه قیمتش مناسب است)، وسایل ماساژ، صندلی‌های مخصوص و بالاخره هر چیزی كه به سلامت و راحتی مادرتان مربوط می‌شود، هدیه خوبی محسوب می‌شود.

یك عمر به مادرتان زحمت داده‌اید، حالا وقت عیدی به دنبال چیزی باشید كه راحتی‌اش را فراهم كند، اگر راحتی و آرامش مادرتان با یك سفر یا زیارت به دست می‌آید، دریغ نكنید و به عنوان عیدی او را به مسافرتی كه دوست دارد ببرید. در هر حال زمان خرید عیدی برای مادرها هر چقدر كه وقت، پول و انرژی بگذارید، چیزی از دست نمی‌دهید، هرچند كه در نظر آنها همان تبریك عید هم به اندازه دنیا ارزشمند است.

علایق پدرها

به نظر می‌رسد خرید عیدی برای پدرها سخت‌تر از مادرها باشد، از این جهت كه فهرست هدیه‌هایی كه می‌توانید برای مادرها در نظر بگیرید، بسیار بلندبالاتر از فهرست پدرهاست. علاوه بر این‌كه همان گزینه‌های گفته شده در خصوص عیدی مادرها را می‌توانید در نظر بگیرید، اما باز هم می‌توانید فهرستی تهیه كنید. تكلیف پدرهای كتابخوان و فرهنگی مشخص است؛ مجموع كتاب‌های تاریخی، داستان، شعر و ادبیات اغلب مورد علاقه آنهاست. در حال حاضر مجموعه‌های زیادی از موسیقی سنتی و اصیل در بازار وجود دارد كه پدرها معمولا از داشتن‌شان استقبال می‌كنند. كفش، كمربند، شلوار، پیراهن و همه آن چیزی كه به عنوان پوشاك شناخته می‌شود، برای پدرها هدیه مناسبی محسوب می‌شود. وسایل اصلاح صورت و عطر را هم به این فهرست اضافه كنید. هوای پدرها را داشته باشید، خصوصا كه اولین عیدی‌های زندگی‌تان را از پدرتان گرفته‌اید.

دخترها و پسرها چه عیدی‌هایی را می‌پسندند

اگر برای خواهر یا دخترتان یا دخترخانم جوانی قصد خرید عیدی دارید، باید بدانید كه كار ساده‌ای در پیش ندارید. دخترها در عین حال كه وسایل و علایق زیادی دارند، اما معمولا از هر چیزی چندتایی دارند و از همه بدتر آن‌كه سلیقه‌شان به هر چیزی علاقه نشان نمی‌دهد.

پس بهتر است قبل از اقدام حتما پرس‌وجو كنید، به حرف‌هایش خوب گوش دهید و مطمئن باشید كه بالاخره می‌توانید عیدی محبوبش را بشناسید.

شال، روسری، شلوار، بلوز و همه انواع پوشیدنی‌ها برای همه دخترها جذاب است، اما اكثر آنها به انگشتر، گوشواره و زینتی‌هایی از این قبیل بشدت علاقه نشان می‌دهند.

این روزها به مدد گرانی طلا انواع فلزی، چوبی، پارچه‌ای و جنس‌های مختلف این نوع وسایل براحتی و حتی با قیمت‌های مناسب پیدا می‌شود كه حالا اگر نشانی از ماه تولد فرد مورد نظر را هم داشته باشد باز هم خالی از لطف نیست.

پسرها هرچند به اندازه دخترها سختگیر نیستند، اما به كاربردی بودن یك هدیه بیشتر از هر چیزی فكر می‌كنند. این روزها اغلب آنها به دنبال نرم‌افزارهای بازی‌های كامپیوتری هستند.

اگر پای پوشاك در میان باشد كمی سلیقه‌شان متفاوت شده، هر شلوار یا پیراهنی برایشان جذاب نیست. پس بهتر است ریسك نكنید و از سلیقه، رنگ و مدل مورد علاقه‌اش مطمئن شوید.

 

این وسط چیزهای مشتركی هم بین دخترها و پسرها وجود دارد كه می‌توانند هدیه‌های خوبی باشند. انواع لوازم‌التحریر، كیف‌های مدرسه یا دانشگاه، كتاب‌ها، آثار و حتی پوستر شاعر، نویسنده یا موسیقیدان محبوبشان آنها را سر ذوق می‌آورد.

اگر اهل خواندن مجله یا نشریه خاصی هستند، به عنوان عیدی اشتراك 6 ماهه یا یك ساله آن را به او هدیه دهید.

عیدی‌های فرهنگی

حتی اگر اهل كتاب نیستید، باز هم سعی كنید كتاب عیدی بدهید. شاید این جمله كمی مستبدانه به نظر برسد اما باور داشته باشید كتاب و هر هدیه فرهنگی كه بتواند كمی بیشتر ما را به فكر بیندازد، ارزشمند است.

البته منظور از این پیشنهاد این نیست كه به مادربزرگتان كه ممكن است سواد و حوصله كتابخوانی را نداشته باشد هم كتاب عیدی بدهید. برای كودكان، نوجوانان و جوانان خانواده، دوست و فامیل به عنوان عیدی كتاب، آلبوم‌های موسیقی و فیلم‌های ماندگار سینمای جهان و ایران را هدیه بگیرید.

شك نكنید علاوه بر این‌كه یك اقدام فرهنگی انجام می‌دهید، لازم نیست خیلی هزینه كنید. مطمئن باشید قیمت یك كتاب خوب در هر حوزه‌ای بسیار كمتر از یك شال دخترانه یا یك پیراهن پسرانه است.

ممكن است خواندن كتابی كه شما عیدی داده‌اید یا شنیدن و دیدن موسیقی و فیلم‌هایی كه شما عیدی گرفته‌اید، مسیر زندگی و دنیای یك نوجوان را به سمت خوب و درستی هدایت كند. حتی اگر خودتان در این حوزه‌ها سررشته ندارید، بهتر است با راهنمایی گرفتن از افراد فرهنگی و دانشگاهی عیدی فرهنگی مورد نظر را تهیه كنید. 

عیدی از نوع واقعی

وقتی از افراد پرسیده می‌شود بهترین عیدی‌ای كه گرفته‌اند چه بوده، اغلب در ذهنشان دنبال عیدی‌ای هستند كه با حس و حالشان مرتبط بوده، نه این‌كه به این فكر كنند گران‌ترین عیدی‌شان چه بوده است.

گران یا ارزان بودن عیدی را قیمت آن لزوما تعیین نمی‌كند، بلكه میزان توان خرید افراد مشخص می‌كند كه هدیه گرفته‌شده برای آنها ارزان یا گران تمام شده است. با این حال هیچ وقت شاخص اصلی‌تان برای خرید یك عیدی را بر مبنای قیمت آن قرار ندهید.

هیچ وقت فكر نكنید عیدی بهتر به معنای عیدی گران‌تر است و هرگز به عنوان یك دریافت‌كننده عیدی به دنبال ارزش مادی آن نباشید.

عیدی از جنس عید، نو شدن، بهار، بخشش و مهربانی است، پس لطفا عیدی را با مفاهیم مادی لوث نكنید.

عید واقعی یعنی انتقال حس شما از شروع سال جدید و همه لذت بهار به همراه یك یادگاری برای كسی كه دوستش دارید و برایتان اهمیت دارد.

اگر می‌خواهید این كیفیت را فدای كمیت نوع و جنس و قیمت كنید، حس خوبتان كمی مخدوش می‌شود، اما اگر هر عیدی را واقعا با یاد كسی و با علاقه بخرید، هر چه كه باشد همیشه ماندگار می‌شود. عیدی واقعی در پس احساس شماست، نه در آنچه كه خریداری شده است. پس عیدی دادن را وسیله‌ای برای اعلام میزان اهمیت و علاقه‌تان به خانواده و دوستان قرار دهید.

سه شنبه 10/11/1391 - 17:50

خوردن میوه برای همه افراد خانواده لازم است، اما اگر بچه‌ها یا بعضی از بزرگ‌ترها آن را نمی‌خورند، شاید به شیوه‌های دیگری بتوان این نیاز را تأمین كرد. یكی از این راه‌ها، مخلوط میوه با انواع ژله‌هاست. امروز هم یكی از این شیوه‌ها را به شما یاد می‌دهیم.

برای این دسر، 3 قاشق سوپخوری پودر ژلاتین، دو و نیم پیمانه آب، 200 گرم شكر، یك كیلوگرم سیب، پرتقال و نارنگی و 2 عدد موز آماده كنید.

طرز تهیه: پرتقال و نارنگی را پوست كنده و پرپر كنید. هسته آنها را درآورده و هر پر را نصف كنید. سیب‌ها را هم ورقه ورقه كرده و هر ورقه را به دو قسمت تقسیم كنید. موزها را هم پوست كنده و پس از حلقه حلقه كردن، كنار بگذارید. ظرف ژله (البته خالی) را به مدت نیم ساعت درون فریزر قرار دهید و سپس آن را بیرون آورده و میوه‌های آماده را درون آن بریزید و بازهم نیم ساعت دیگر در فریزر بگذارید.

حالا در ظرفی آب، شكر و پودر ژلاتین ریخته، آن را هم بزنید و روی حرارت قرار دهید تا بجوشد و ژلاتین و شكر كاملا حل شود. این مایع را كنار بگذارید تا خنك شود. ظرف میوه‌ها را از فریزر بیرون آورده و مایع آماده را روی آن بریزید و به مدت دو ساعت درون یخچال قرار دهید. دسر شما آماده است، می‌توانید آن را سرو كنید.

یادتان باشد این نوع دسر را در هر فصل و با هر میوه‌ای می‌توانید درست كنید.

سه شنبه 10/11/1391 - 17:41
دستخط‌هایمان پشت كارت پستال‌ها عوض شدند؛ همان طور كه مسیر زندگی‌هایمان

من پشت عكس خرگوش لپ قرمزی كه چشمك می‌زد و 3 تا بادكنك توی دست پشمالویش گرفته بود، با خطی كج و كوله می‌نوشتم: «اگر روزی تو را كردم فراموش، بدان شمع وجودم گشته خاموش». دوستم پشت عكس پسر كوچولوی پابرهنه‌ای كه می‌خندید و گنجشكی بالای سرش چرخ می‌زد، می‌نوشت «گل سرخ و سپید و ارغوانی، فراموشم نكن تا می‌توانی»

من پشت عكس دختر بامزه‌ای كه پیش‌بند قرمز داشت و زیر درختی پرشكوفه نشسته بود، می‌نوشتم «دوست عزیزم این عید سعید باستانی را به شما و خانواده محترم تبریك می‌گویم» و معنای «سعید» و «باستانی» را هنوز نمی‌دانستم.

دوستم پشت عكس پسری كه دست به سینه زل زده بود به روبه‌رو، می‌نوشت: «سال نو را خدمتتان تبریك ارز می‌كنم» و من دور كلمه «ارز» را با مدادرنگی قرمز خط می‌كشیدم، چون تازه یاد گرفته بودم باید عرض را با عین نوشت نه با الف و او هنوز یاد نگرفته بود.

من پشت عكس جوجه‌اردك‌های طلایی كه پاپیون زده بودند و داشتند قابلمه پر از سوپ‌شان را هم می‌زدند، می‌نوشتم: «آشتی، آشتی، آشتی، بریم با هم تو كشتی» و یك گل 5 پر زیرش می‌كشیدم تا او لجبازی‌ام را ببخشد و زنگ تفریح بیاید بنشیند كنارم و خوراكی‌هایمان را با هم قسمت كنیم. او روی كارت پستالی كه اسب بی‌حوصله‌ای را وسط مزرعه‌ای سبز نشان می‌داد، می‌نوشت: «تولدت مبارك» و یك قلب چاق تیر خورده می‌كشید در حاشیه‌اش كه از آن خون چكه می‌كرد.

...و ما سال‌ها، كارت پستال‌هایمان را رد و بدل كردیم؛ از كودكی تا بزرگسالی و دستخط‌هایمان در آنها عوض شد، همان‌طور كه مسیر زندگی‌هایمان. كارت پستال‌ها پل زدند میان رفیق‌های هم‌مدرسه‌ای، هم‌دانشگاهی، آشناهای فامیل، همخون‌ها و حتی محبوب‌های محجوب كه شرمشان می‌آمد حرف‌های ساده دل‌شان را به زبان بیاورند.

ما با كارت پستال‌هایمان قد كشیدیم. ما با كارت‌پستال‌هایمان بزرگ شدیم و حالا من و هم‌نسلی‌هایم و حتی پدر و مادرهایمان حالا یك دنیا كارت پستال رنگارنگ داریم كه بوی دوستی‌های گذشته می‌دهند. هر كارت پستالی یك رویاست، از منظره‌ای حقیقی كه به دیدن می‌ارزد یا دنیایی غیرواقعی كه تصور بودن در آن، دل را خوش می‌كند. هر كارت پستالی یك آرزوست. آرزوی سلامتی یا موفقیت یا داشتن سالی خوش یا سر پا ماندن پس از غمی بزرگ یا...

هر كارت پستالی یك خبر دارد؛ خبری كه گاهی می‌گوید فرستنده‌اش سالم و سلامت به مقصد رسیده است و حالا جزئی از زیبایی‌های مقصدش را برای گیرنده فرستاده تا او را در خوشی دیدن آنچه می‌بیند، شریك كند یا می‌گوید عضوی جدید، به خانواده اضافه شده است یا از عوض شدن سال می‌گوید یا از تمایل به آغاز یا تمدید یك رفاقت یا...

هر كارت پستال، عصاره حسی است كه در چند جمله توصیف می‌شود. پیامی كه در آن فرستنده به گیرنده می‌گوید: «دوستت دارم و به همین خاطر یك تكه از دلم را برایت فرستاده‌ام روی این كاغذ مقوایی تا بگذاری‌اش جایی و تا مدتی تماشایش كنی كه شاید لبخند روی لبت بنشاند.»

من، هم‌نسلی‌هایم و حتی پدر و مادرهایمان، حالا یك دنیا كارت پستال رنگارنگ داریم كه تماشا كردنشان خاطرات خوشی را در ذهنمان جان می‌دهد: كارت پستال‌های موزیكال كه وقتی بازشان می‌كنی برایت «تولدت مبارك» می‌خوانند یا با صدایی زیر، تكه‌ای ازیک موسیقی  را پخش می‌كنند؛ كارت پستال‌هایی كه وقتی تكانشان می‌دهی، چرخ ماشین‌های رویشان می‌چرخد یا آدم‌هایشان لبخند می‌زنند یا سرشان را خم و راست می‌كنند؛ كارت پستال‌هایی كه وقتی بازشان می‌كنی، دسته‌گلی كاغذی از وسط‌شان بیرون می‌پرد؛ كارت پستال‌هایی كه ستاره‌های براق دارند و شب‌ها مثل كرم‌های شبتاب می‌درخشند؛ كارت پستال‌هایی كه منظره‌اند از مكان‌هایی كه دیده‌ایم مثل مقبره سعدی و خواجه حافظ شیرازی و ارگ بم و پاسارگاد یا مكان‌هایی كه هرگز ندیده‌ایم‌شان مثل مراتع سبز و یكدست، جنگل‌های پردرخت یا كوچه پس‌كوچه‌هایی كه تاك‌ها و پیچك‌ها از روی دیوارهای 2طرفشان سرازیر شده‌اند.

اولین كارت پستال

كارت پستال‌ها از كجا آمده‌اند و از كی محبوب مردم شده‌اند؟ اسناد تاریخی می‌گویند آنها از روزگار مصری‌ها و چینی‌های باستان وجود داشته‌اند و مردمان آن دوران هم می‌دانستند كه می‌شود آرزوی خوشبختی و شادی را برای دیگران خلاصه كرد و نوشت و دستشان داد تا ماندگار شود، اما حكایت این‌كه كارت پستال‌ها از كی به شكل امروزی منتشر شد، فرق دارد. نخستین سری كارت پستال‌ها با اشكالی تقریبا مشابه كارت پستال‌های امروزی در سال 1869 در اتریش متولد شدند، اما تا نیمه دوم قرن نوزدهم طول كشید تا كارت پستال‌ها از مجالس اشراف برسند به مردم عامه و به جای تبریك‌گویی و تسلیت‌گویی به خاصان، قاصد احساسات اقشار متوسط و حتی فقیر شوند.

تصاویر روی كارت پستال‌ها در آن زمان برای مردمی كه هنوز با بسیاری از انواع دیگر رسانه‌ها ناآشنا بودند، مجذوب‌كننده و دلربا بود و از همان زمان، طراحانشان پی بردند كه می‌شود از آن صفحات مقوایی كوچك كه بی‌تمبر مرزها را گز می‌كردند و این طرف و آن طرف می‌رفتند برای انواع تبلیغ‌ها یا تحریك احساسات عمومی بهره گرفت؛ این شد كه اگر آنان می‌خواستند نوع پوششی را به جمع بقبولانند یا مدی جدید را معرفی كنند، آدم‌های روی كارت پستال‌ها همان لباس‌ها را تن می‌كردند؛ اگر می‌خواستند مردم را به خرید كالایی خاص مثلا خودرویی جدید تشویق كنند، آن خودرو در جاده‌ای سحرانگیز روی كارت پستالی می‌راند؛ اگر می‌خواستند جامعه‌شان را با چهره‌ای مثبت به جهانیان معرفی كنند، مهربانی‌هایشان را در عكس‌های كارت پستال‌ها به رخ می‌كشیدند و اگر قصد می‌كردند مردمشان را به تلاش بیشتر تشویق كنند، روی كارت پستال‌ها پر می‌شد از آدم‌هایی كه خط اخم مصمم بودن، میان ابروهایشان نقش بسته بود و آستین‌ها را بالا زده بودند به قصد آبادانی.

هیچ جا ثبت نشده است در ایران نخستین كارت‌پستال میان چه كسانی رد و بدل شد، اما نخستین كارت پستالی كه در تاریخ كشورمان ثبت شده است، همان بلیت تئاتری است كه ناصرالدین شاه آن را به مناسبت یک جشن ، از فرنگ برای همسرش انیس‌الدوله فرستاد، چون می‌دانست او عاشق تئاتر است. كارت پستال‌ها از همان زمان، در كشور ما هم رواج پیدا كردند و تكه‌هایی از تاریخ ایران را قاب گرفتند و در خود نگه داشتند و به اسناد تاریخی بدل شدند.

چیزهای قدیمی مثل...

چه كسی می‌داند چند میلیون كارت پستال از زمانی كه آن بلیت تئاتر به انیس‌الدوله رسید، میان ایرانی‌ها دست به دست شده‌اند؟ چه كسی خبر دارد چند میلیارد كارت پستال تا این لحظه كه ما با هم حرف می‌زنیم، در جهان رد و بدل شده‌اند؟ فقط می‌شود مطمئن بود كه بیشتر آدم‌های دنیا در طول زندگی‌شان دست‌كم 3-2 تا كارت پستال هدیه می‌گیرد و با این حساب، حتما تعداد كارت پستال‌ها از شمار آدم‌ها خیلی بیشتر است.

كرور كرور كارت پستال‌های رنگی، سال‌ها و سال‌ها مثل پرنده‌های مهاجر از یك سوی زمین به سوی دیگر پرواز كرده‌اند و پشت در خانه‌ها رسیده‌اند و گیرنده‌های‌شان را شاد كرده‌اند و حالا، به روزگاری رسیده‌ایم كه پای دنیای مدرن به این تكه از زندگی‌مان هم باز شده است و میلیاردها كارت تبریك دیجیتالی كه بی‌امان و ترسناك در هر ثانیه تكثیر می‌شوند، عزم‌شان را جزم كرده‌اند تا جای كارت پستال‌های قدیمی و دوست‌داشتنی را بگیرند و ثابت كنند كه ناپدید شدن، سرنوشت تك‌تك اجزای دنیای كهنه‌ای است كه قرار است در دهه‌های آینده با پیشرفت‌های تكنولوژی نونوار شود، اما حقیقت این است كه گرچه نبض دنیای كهنه ما كند می‌زند، گرچه در آن ناچاریم برای خیلی از كارها مثل تبریك گفتن سال نو، وقت بیشتری صرف كنیم.

گرچه همه چیزش از نظر آنها كه در تكنولوژی غرق شده‌اند، كشدار و حوصله‌سربر به نظر می‌رسد، اما برای خیلی از ما این انتظار به ظاهر طولانی گاهی شیرین‌تر است؛ ما هنوز هم گاهی دلمان می‌خواهد گوش به زنگ صدای موتور پستچی محله باشیم، ما هنوز هم از دیدن دستخط هم یا غافلگیر شدن وقت باز كردن نامه و بیرون ریختن گل‌های خشك شده از آن لذت می‌بریم، ما هنوز هم از نوشتن پشت تصویری از یك رویا و سر صبر جا دادنش توی پاكت نامه و رفتن تا پستخانه و فرستادنش برای كسی كه دوستش داریم، كیف می‌كنیم، ما هنوز هم...

حالا دیگر باید باور كرد، چیزهایی در این دنیا وجود دارد كه شاید نسخه‌های كهنه‌شان، از اشكال تازه‌شان بهتر باشد؛ چیزهایی مثل كارت پستال‌های مقوایی با عكس‌های رنگی.

سه شنبه 10/11/1391 - 17:41

 
تو به تابش‌های گرم، آرامش‌بخش و نورانی خورشید نیاز داری؛ به استشمام هوای معطر و پاك ناشی از تولد دوباره زمین؛ به احساس خوشایند تازه و پاكیزه شدن از رخوت و خستگی شب‌های سرد و طولانی زمین سپیدپوش زمستانی... با باز آمدن فصل بهار و افزایش مجدد تابش نور خورشید، احساس می‏كنی كه حالت فرسودگی‏ از روح و جسمت تا زمستانی دیگر رخت برمی‌بندد و دوباره شاداب می‌شوی، دوباره با از دست دادن اضافه وزنت كه ره‌آورد كم‌تحركی و شیرینی‌خوری در روزهای سرد زمستانی است، احساس سبكی و راحتی می‌كنی و فعالیت‌های روزانه‏ات را بااشتیاق از سر می‏گیری...

روان‌شناسان سال‌هاست كه دریافته‌اند فصل‌های سرد و دارای شب‌های طولانی چون پاییز و بخصوص زمستان، سبب بروز افسردگی عمیق در بسیاری افراد می‏شود؛ افسردگی كه با ایجاد بی‏حالی و رخوت، افراد را دچار اختلالات فصلی و بیشتر از همیشه درون رختخواب و در حالتی بی‌حال و كم‌انرژی نگه می‌دارد.

وقتی حالمان بی‌دلیل تغییر می‌كند

واقعیت آن است كه همه ما در روزهایی حالمان خوب است، یعنی احساس سرحالی، شادابی و پرانرژی بودن می‌كنیم، بدون آن كه علت خاصی داشته باشد و در روزهای دیگری هم بی‌دلیل احساس خستگی، كم‌توانی و بی‌حوصلگی می‌كنیم. بعضی روزها احساس می‌كنیم كه از قدرت و انرژی زیادی برخورداریم و قادر به انجام هر كاری هستیم و بعضی وقت‌ها آنقدر خسته و بی‌رمق می‌شویم كه از انجام كارهای ساده خود نیز درمی‌مانیم. این اتفاق ممكن است در مورد قدرت ذهن ما نیز رخ بدهد یعنی بعضی روزها خوب یاد می‌گیریم و حافظه‌ای خوبی داریم، اما در برخی مواقع ذهن‌مان كند می‌شود.

از فصل‌های سرد سال، بدتان می‌آید

این اتفاق عجیبی نیست كه شما از جمله كسانی هستید كه فقط از فصل بهار و تابستان و در واقع فصل‌های پرنور و گرم سال لذت می‌برید و از پاییز و زمستان به خاطر سرما و شب‌های طولانی‌اش بدتان می‌آید. این تفكرات می‌تواند در شما زمینه‌های مناسبی را برای مبتلا شدن به افسردگی زمستانی فراهم كند.

دكتر بهروز بیرشك، روان‌شناس می‌گوید: اختلال فصلی به عنوان شاخه‌ای از افسردگی یا تغییرات خلقی می‌تواند مطرح باشد. افرادی كه دچار تغییر‌خلق زمستانی می‌شوند، با علائمی چون كمبود انرژی، ناامیدی، اضطراب، افزایش تمایل به خواب و كاهش علاقه نسبت به امور پیرامون‌شان قابل شناسایی هستند.

عامل اصلی این‏ تغییرات بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، كاهش شدت تابش نور خورشید در فصول سرد سال گزارش شده است. به این ترتیب مشخص شده كه افسردگی زمستانی، عارضه‌ خلقی است كه در طول دوره‌ای از سال كه روزها در آنها كوتاه می‌شود، بخصوص در كشورهای واقع در عرض‌‌های جغرافیایی بلندتر (كشورهای واقع شده در مناطق شمالی كره زمین) برخی افراد را مبتلا می‌كند.

افسردگی ناشی از تغییرات شیمیایی در بدن

به گفته دكتر بیرشك، افسردگی زمستانی در برخی موارد می‌تواند جنبه ژنتیك داشته باشد یا در برخی سنین و در برخی مناطق بیشتر دیده شود، با این وجود مشخص شده است كه تغییرات خلقی فصلی، بیشتر به تغییرات بیوشیمیایی در بدن برخی افراد، تحت تاثیر كم نوری و كوتاه شدن روزها باز می‌گردد.

وی تاكید می‌كند: كاهش نور در زمستان، عامل محركی برای ساخت ملاتونین در بدن است كه‌ می‌تواند اثر منفی‌ روی‌ خلق‌ داشته‌ باشد. ملاتونین، هورمونی است كه به طور طبیعی توسط غده پینه‌آل در مغز ترشح می‌شود. ترشح ملاتونین، با چرخه روز و شب بدن، ارتباط مستقیم دارد، به شكلی كه بیشترین مقدار این هورمون، شب‌ها تولید می‌شود. از عوارض بیش از حد این هورمون در شب‌های طولانی زمستان می‌تواند خستگی، احساس خواب و نوعی افسردگی باشد.

متوسل شدن به شیرینی

هنگامی كه نور از طریق چشم‌ها عبور می‌كند و به مغز می‌رسد هورمون سروتونین آزاد می‌شود. این امر باعث پایین آمدن سطح سروتونین بدن طی پاییز و زمستان كه روشنایی روز كمتر از فصول دیگر است، می‌شود.

دكتر بیرشك می‌گوید: كاهش روشنایی روز، باعث افزایش تولید هورمون ملاتونین شده و بدن را به حالت خواب می‌برد. این مساله در كنار كمبود تولید سروتونین كه باعث هماهنگی و همكاری سلول‌های عصبی می‌شود، موجب اختلال خلقی زمستانی می‌شود. بسیاری از افرادی كه با كمبود سروتونین در بدن‌شان مواجه می‌شوند، برای جبران این كمبود به خوردن مواد شیرین روی می‌آورند.

نگذارید خلقتان در سرما یخ بزند

روان‌شناسان دریافته‌اند كه افزایش اشتها و وزن، افزایش خواب و خواب‌آلودگی‌های روزانه، كاهش انرژی و توانایی شخص كه معمولا عصرها بیشتر دیده می‌شود، همچنین كاهش علاقه شخص به فعالیت‌های روزمره، كارهای مورد علاقه شغل و كند شدن موتور روانی حركتی، مشكلات خواب و تمركز از حالاتی است كه مبتلایان به اختلالات خلقی فصلی، همراه با افسردگی تجربه می‌كنند. دكتر معتمدی با تاكید بر ضرورت پیشگیری از بروز افسردگی فصلی در كسانی كه پیش زمینه ابتلای دوره‌ای به این نوع اختلالات خلقی را دارند، می‌گوید: به هر تقدیر افرادی كه حداقل دو نوبت به طور پی‌درپی این اختلال را در فصل مشابهی تجربه كرده‌اند باید نسبت به درمان خود حساس بوده و به روان‌پزشك و روان‌شناس مراجعه كنند. از نظر درمانی برای این اختلال درمان‌های مختلف دارویی و غیردارویی وجود دارد كه این بیماران ضمن پرهیز از خوددرمانی با نظر متخصص می‌توانند از آنها استفاده كنند.

دلم نور می‌خواهد

به گفته دكتر بیرشك، شواهد علمی نشان می‌دهد كه نوردرمانی برای بسیاری از مبتلایان به افسردگی زمستانی مفید است. به همین علت مهم‌ترین عاملی كه به از بین رفتن نشانه‌های افسردگی زمستانی كمك می‌كند، تغییر فصل و آمدن بهار است. با آمدن فصل بهار، آب و هوا، فضا، نور و رنگ طبیعت عوض می‌شود و به دنبال افزایش ساعات تابش نور خورشید، علاوه بر تغییرات بیوشیمیایی در بدن، آثار روحی و روانی ناشی از قرار گرفتن در شرایط كم نور از بین می‌رود.

... بهار با خود حس شكوفایی، سرزندگی و تازگی می‌آورد، حس تجدید و تقویت روابط اجتماعی و عاطفی، احساس خوب و وسوسه انگیز پیوستن به طبیعت تازه‌تولد یافته و اینها عواملی هستند كه به رنگ باختن آثار رخوت، خمودگی، ناامیدی و افسردگی كمك می‌كنند؛ چه دچار افسردگی فصلی شده باشیم و چه از روزمرگی‌ها و تكراری بودن‌های زندگی خسته شده باشیم، آمدن اولین فصل سال، بهترین درمان برای باز شدن گره‌های كور خلق تنگ‌مان خواهد بود...

سه شنبه 10/11/1391 - 17:35

زوج های خوشبخت، قبل از ازدواج به یک کلید طلایی و جادویی دست پیدا کرده اند: کلیدی به نام «شناخت».

 

 

 

بیشتر از ۹۰ درصد مردم جهان حداقل یک بار در طول زندگی شان ازدواج می کنند و چند درصد ازدواج ها بعد از ۳ سال به یک چیز ختم می شود: «طلاق». این در حالی است که به عقیده روان شناسان، چیزی که می تواند به موفقیت یک ازدواج منجر شود به طور باورنکردنی ساده است؛ زوج های خوشبخت باهوش تر، پول دارتر و از لحاظ روان شناختی خارق العاده نیستند؛ آن ها صرفاً قبل از ازدواج به یک کلید طلایی و جادویی دست پیدا کرده اند: کلیدی به نام «شناخت».

 


ذره بینی در دستان شما

شناخت مهم ترین عامل برای یک ازدواج موفق است و از طریق تجربه به دست می آید نه صرفاً از طریق گفت وگو. حتی اگر در هر جلسه خواستگاری ساعت ها پای صحبت یکدیگر بنشینید، حتی اگر به روش های مختلف، تحقیق و پرس وجو کنید باز هم پس از تمام این مراحل، نمی توانید ادعا کنید که طرف مقابل تان را کاملاً شناخته اید. همیشه پنهان ترین زوایای شخصیت آدم ها یک جایی پشت حرف ها، نگاه ها و رفتارها پنهان می ماند و گاهی لازم است یک ذره بین بزرگ بردارید و شخصیت ها را از زیر آن تماشا کنید؛ دوران عقد مانند همان ذره بین است؛ لازم است شریک آینده زندگی تان را در جمع خانواده، دوستان و آشنایان ارزیابی کنید، از دور بایستید و نگاهش کنید، گاهی با او از فراز و فرود کوهی بالا و پایین بروید و قدرت اراده اش را بسنجید یا در یک مسافرت چند روزه میزان بردباری و خلاقیتش را محک بزنید. دوران عقد فرصتی برای شناخت کامل از همسر است.


چرا دوران عقد مهم است؟


دوران عقد به ۱۰ دلیل یک مرحله خیلی ضروری در ازدواج محسوب می شود.


* در آغاز آشنایی، آدم ها تلاش می کنند که خصوصیات مثبت خود را پررنگ و خصوصیات منفی را که می تواند موجب قطع رابطه شود، پنهان کنند، اغلب از صحبت کردن درباره تفاوت ها اجتناب می ورزند یا از کنار مشکلات ارتباطی با سکوت کردن می گذرند و به این ترتیب یک تصویر تحریف شده از خود ارائه می دهند. بنابراین دوران عقد برای شما فرصتی است که شریک زندگی تان را در شرایط عادی تری بشناسید.

* دوران عقد فرصتی فراهم می کند که آمادگی پیدا کنید تا مسئولیت زندگی جدید را به دوش بگیرید. یک زوج به هر حال به فرصتی نیاز دارند تا خود را در قالب جدید پیدا کنند و خودشان را در ترکیب با یک انسان دیگر کشف کنند. علاوه بر این طی این مدت خانواده ها هم می توانند برای تهیه مقدمات ازدواج آماده شوند.

* این دوران زمان مناسبی برای تأمین نیازهای روحی است تا به این وسیله هر یک از زوجین به آرامش و سکون برسند. یکی از این نیازها، نیاز به دوست داشته شدن است. داشتن آرامش روانی بیشتر در دورانی که از مشروعیت برخوردار است به یک تصمیم قاطع تر کمک می کند. در حالی که بعضی از واقعیت ها پشت عشق پرشور قبل از روزهای عقد پنهان مانده است.


دیگر کارکردهای دوران عقد

* دوران عقد این امکان را فراهم می کند که به اصلاح اخلاق و رفتارهای منفی خود از دید طرف مقابل بپردازید و به علایق و سلیقه همسرتان توجه کنید. هم چنین شناخت آداب و رسوم معقول خانواده همسر و احترام به عقاید آن ها میانبری برای برقراری یک ارتباط موفق با آن هاست.

* می توانید از لحظات با هم بودنتان، برای اندیشیدن به مسائل مختلف زندگی مشترک از جمله ادامه تحصیل، شغل و مسکن مناسب و تعیین خط مشی های زندگی استفاده کنید.

* برای داشتن روابط زناشویی سالم، آگاهی کامل از مسائل جسمی لازم است و دوران عقد فرصتی برای کسب این نوع آموزش هاست.

* در جر و بحث هایی که احتمالاً در این دوران پیش می آید، می توانید میزان تحمل پذیری خود و شریک زندگی تان را بسنجید.

* اگر از موقعیت اجتماعی - شغلی، میزان درآمد یا شرایط شغلی خود یا همسرتان ناراضی هستید، دوران عقد می تواند فرصت خوبی برای به دست آوردن یک شغل مناسب باشد، چرا که هنوز زندگی مستقل را آغاز نکرده اید و از نظر اقتصادی مشکل چندانی ندارید.

* دوران عقد می تواند شیرین ترین دوره زندگی شما باشد زیرا از موهبت داشتن همسر بهره مند هستید اما مسئولیت های کمتری نسبت به هنگام زندگی در زیر یک سقف دارید.

* و حتی اگر در دوران عقد، به این نتیجه برسید که «مشکل جدی و اساسی برای ادامه زندگی وجود دارد» بهتر می توانید با گرفتن مشاوره ها نسبت به حل این مشکلات اقدام کنید.

 


بهترین فاصله زمانی بین عقد و عروسی


درباره فاصله زمانی بین عقد و برگزاری مراسم عروسی برای شروع زندگی مشترک در زیر یک سقف عقیده بر این است که این زمان بیش از هر چیز به میزان شناخت افراد و خانواده ها از یکدیگر بستگی دارد. اگر خانواده ها یکدیگر را از قبل بشناسند، ضرورتی نیست که زمان بین عقد و عروسی زیاد باشد.

بسیاری از خانواده ها این گونه عقد را بیشتر می پسندند و ترجیح می دهند دوران عقد فرزندانشان کوتاه باشد. کم هزینه بودن، حفظ حرمت ها و احترام زن و شوهر و خانواده ها و تلاش بیشتر برای ورود به زندگی مشترک از محاسن عقد کوتاه مدت است اما از معایب آن نیز نمی توان چشم پوشی کرد؛ مثل نرسیدن به شناخت کافی از یکدیگر و نداشتن آمادگی لازم از نظر اقتصادی و فردی. در عقد بلندمدت که یک سال یا بیشتر طول می کشد، زوج ها می توانند بیشتر با هم آشنا شوند و معایب همدیگر را بشناسند و از نظر اقتصادی تلاش کنند و به رفاه نسبی برای شروع زندگی برسند.

با این حال دوره عقد بیشتر از یک یا ۲ سال چندان مورد تأیید مشاوران ازدواج نیست. بر اساس آمار، در کشور ما عقدهای طولانی مدت بین ۳ تا ۶ سال اغلب دچار مشکلاتی می شوند.



به این ترتیب شاید بتوان دوران عقد را مهم ترین زمان از زندگی مشترک دانست. بنابراین در دوران عقد، فرصت دارید که کلید طلایی تان یعنی «شناخت» را به دست بیاورید. بعد می توانید پاروها را بردارید و به دل جریان خروشان زندگی بزنید. یادتان باشد اگر شما و شریک زندگی تان در این مدت یاد گرفته باشید که چه طور هماهنگ با هم پارو بزنید، هرگز قایق زندگی شما در تلاطم مشکلات فرو نخواهد رفت و هرگز غرق نمی شوید.

 

 

سه شنبه 10/11/1391 - 17:26
* یخ فروش بازار گرمی نمی کند.
* گچ، تخته سیاه را رو سفید کرد.
* بادکنک با هواخوری هم چاق می شود.
* آدم های خونسرد دیرتر تب می کنند.
* آرایشگر اکثر اوقات دست به سر است
.
سه شنبه 10/11/1391 - 16:19
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته