تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 1644روز قبل

کم خوابی,بد خوابی,عوض شدن مکان

دلیل بد خوابی بعد از عوض شدن جای خواب

دانشمندان آمریکایی راز مشکل خوابیدن یا بی خوابی در شب اول در مکانی تازه را کشف کردند.

نتایج تحقیقات دانشمندان آمریکایی در یک لابراتوار با بررسی خواب ۳۵ نفر در طی مدت یک هفته نشان داد دلیل اصلی بی خوابی یا بد خوابی افراد در مکان های “جدید” یا “ناآشنا” به فعالیت بیشتر بخش چپ مغز در طی خواب شبانه در این مکان های جدید به عنوان “نگهبان شب ” بستگی دارد.

در ارزیابی های دانشمندان از اسکن های فعالیت مغزی ۳۵ نفر مشخص شد بخش چپ مغز آنها در طول مدت خواب به دلیل رصد کردن صداها به منظور نگهبانی در برابر تهدیدات احتمالی در یک مکان تازه و ناشناس مانع عمده خواب راحت شبانه در مکان های تازه و ناآشنا است.

گفتنی است مطالعه روی برخی موجودات دریایی و پرندگان نیز نشان می دهد آنها نیز مانند انسان ها وضعیتی مشابه دارند و در مکان های تازه و غریب اختلال خواب دارند.

نهنگ ها و دلفین ها نیز به هنگام خواب حساسیت یک طرف مغز آنها بیدار می ماند.

پروفسور “یوکا ساساکی ” از دانشگاه “براون ” نتایج تحقیقات خود را در این زمینه با انتشار مقاله ای در نشریه ” کورنت بیولوژی” تشریح کرده است. این دانشمند آمریکایی در تشریح دلیل بی خوابی در مکان های جدید این عارضه را به دلیل انعطاف پذیری فوق العاده مغز دانسته است.

از نظر پروفسور ساساکی انسان ها با تمرین می توانند یاد بگیرند که چگونه از شر این بی خوابی ها خلاص شوند و مغز خود را از حالت نگهبان شب درآورده و به خوابی راحت و عمیق بروند.

ساساکی به افرادی که معضل بی خوابی در شب اول در مکان های ناآشنا و جدید را دارند توصیه کرده است بالش خود را به همراه داشته باشند.

از نظر پروفسور ساساکی کمکی که بالش فرد به خواب راحت در مکانی ناآشنا می کند این است که مغز را تا حدود زیادی اقناع می کند که مکان ناآشنایی نیستیم.

سه شنبه 7/2/1395 - 16:30

موج سرما,سرما در ایران,پدیده النینو

 

موج سرما در راه است

مدیرکل پیش بینی و هشدار سازمان هواشناسی کشور خبر داد موج جدید سرما وارد کشور میشود.

احد وظیفه گفت: براساس تحلیل آخرین داده ها و الگوهای پیش یابی هواشناسی، با استقرار هوای سرد از عرض‌های شمالی از امروز شاهد کاهش محسوس دما در شمال غرب، غرب و به‌خصوص در سواحل شمالی و به تدریج در شمال شرق کشور خواهیم بود و پیامد آن برای استان‌های شمالی کشور بارندگی‌های نسبتا شدید، وزش باد شدید و مواج شدن دریای خزر است.

وی با بیان اینکه در اکثر مناطق این‌بارش‌ها به صورت برف خواهد بود، گفت: در روز شنبه این شرایط در استان‌های حاشیه دریای خزر و دامنه‌های شمالی البرز ادامه دارد، در این روز مناطق شمال شرق و شمال غرب کشور بارش خفیف و پراکنده خواهند داشت همچنین سرما در استان‌های شمالی کشور تداوم خواهد داشت.

به گفته مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سازمان هواشناسی کشور از اواخر روز شنبه و طی روز یکشنبه با نزدیک شدن سامانه بارشی فعال دیگری از نوار غربی کشور شاهد آغاز بارش‌ها در نیمه غربی کشور خواهیم بود که این بارش‌ها در مناطق شمال غرب، غرب، دامنه های زاگرس و دامنه های جنوبی البرز به صورت بارش باران و برف رخ خواهد داد.

به گفته وظیفه، فعالیت این سامانه جوی در مناطق جنوب غرب و جنوب کشور به جز مناطق کوهستانی به صورت رگبار باران و گاهی نیز همراه با رعد و برق و وزش باد شدید خواهد بود.

مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سازمان هواشناسی کشور ادامه داد:‌ این سامانه بارشی در روزهای بعد به تدریج با حرکت به سمت شرق، نواحی مرکزی و شمال شرق کشور را تحت تاثر قرار خواهد داد.

وی با بیان اینکه از روز جمعه تا اواسط هفته آینده کاهش محسوس و قابل توجه دما در نیمه شمالی کشور پیش بینی می شود، اظهارکرد: این وضعیت در شمال غرب، غرب و دامنه های جنوبی البرز سبب کاهش بین ۵ تا ۱۰ درجه‌ای دمای هوا و در شمال شرق کشور نیزباعث کاهش بین ۱۰ تا ۱۵ درجه‌ از دمای هوا خواهد بود.

به گفته مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سازمان هواشناسی کشور در سه روز آینده دریای خزر و خلیج فارس مواج و طوفانی پیش‌بینی شده است.

وظیفه درباره آسمان پایتخت درروز شنبه نیز گفت: دراین روز آسمان پایتخت نیمه ابری همراه با وزش باد پیش‌بینی شده و بیشینه و کمینه دما نیز در این روز ۹ و منفی یک درجه سانتیگراد خواهد بود.

منبع:دوبرال

شنبه 14/9/1394 - 0:48

این دروغها را به کودک در مورد پزشک نگویید

مادرانه:سیما فردوسی دکترای روانشناسی بالینی در تشریح چگونه بُردن کودکان نزد پزشک و دروغ‌های که نباید درباره دکترها و مصرف دارو به کودکان گفت، توصیه‌های را عنوان کرد.

سیما فردوسی دکترای روانشناسی بالینی درباره بیماری‌های کودکان و ترسی که بچه‌ها از رفتن پیش دکتر دارندعنوان کرد: می‌دانیم که تمام کودکان از دکتر رفتن و دارو خوردن می‌ترسند، این ترس غیرطبیعی نیست مگر اینکه بسیار شدید باشد.

وی ادامه داد: در این مورد باید واقعیت‌ها را تا حدی برای کودکان شرح داد، یعنی اگر کودکی بیمار است باید به او بگوییم تو را به دکتر می‌بریم تا حالت خوب شود نه اینکه بگوییم با تو به خرید می‌رویم ولی کودک یکباره ببیند که پیش دکتر است.

این دکترای روانشناسی بالینی از دانشگاه لندن تصریح کرد: بنابراین اگر دکتر آمپول داد نباید به کودک بگوییم که حالا به خانه می‌رویم ولی او را برای تزریق آمپول ببریم.
شنبه 14/9/1394 - 0:45

 

در زندگی مشترک چه جاهایی باید از خودمان نگذریم؟

از خود گذشتی بیش از حد در زندگی مشترک باعث بروز آسیب هایی در زندگی شما میشود باید یاد بگیرید چه موقع هایی از خودتان نگذرید تا باعث آسیب در زندگی شما نشود.

مادرانه: آن آدم قبلی را کجا جا گذاشتید؟ شما کجا هستید؟ از کی دیگر تبدیل به ما شدید؟ چند وقت است که «من» نبوده‌اید؟ پرسش این است که چطور در جایگاه درست یک رابطه قرار بگیرید بدون اینکه هویت خودتان را گم نکنید.

ما در یک رابطه مشترک قرار می‌گیریم چون این فرصتی برای تجربه‌های متفاوت و مشترک است. در واقع این موقعیتی است که برای دو آدم متفاوت فراهم می‌شود تا با همپوشانی و سازگاری و عشق ورزی در کنار هم به چیزهای تازه‌ای دست پیدا کنند. هر دو رابطه‌ای معمولا به همین شیوه شکل می‌گیرد.

از سوی دیگر این تصور وجود دارد که یک رابطه مشترک هویت و گذشته فرد را تغییر می‌دهد و چه بسا به آن آسیب می‌زند، در آن مداخله می‌کند و آزادی عمل افراد را محدود و مخدوش می‌کند.

چطور ممکن است در یک رابطه مشترک قرار بگیریم، با هم تجربه‌های متفاوت و مشترکی بسازیم بدون اینکه خواسته‌ها، علاقمندی‌ها و رویاهای شخصی‌مان را محدود کنیم؟ آیا اصلا چنین چیزی امکان دارد؟

آنچه باید انجام بدهیم

ما باید یاد بگیریم هدف‌هایمان را کمی دست‌ کاری کنیم. یک رابطه صمیمی ایجاد کنیم بدون اینکه بخواهیم شخصیت خودمان را تحت تاثیر این رابطه قرار بدهیم. ما باید خودمان باشیم چون تنها در این صورت است که خوشحال‌تر و خوش‌بین‌تر باشیم. اگر یک آدم قوی، مستقل و با اعتماد به نفس باشیم تا یک رابطه سازگاربا همدلی و همراهی بسازیم.

تنها راهی که می‌توانیم خودمان را در آن حفظ کنیم

برای خواسته‌های خودمان بهای زیادی قائل باشیم. وقتی دو نفر در یک رابطه صمیمی و عاشقانه قرار می‌گیرند در حقیقت خودشان را در یک تجربه جدید و هیجان انگیز قرار می‌دهند. آنها به هم علاقمند می‌شوند چون به یک تعریف ثابت و مستقلی از رابطه و علاقمندی معتقد هستند. ما دیگری را دوست داریم چون او را با افکار، خواسته‌ها و نیازهایمان سازگار می‌بینیم.

ـ پیش از آغاز هر رابطه‌ای ابتدا باید فکر کنیم چه خواسته‌ای از یک رابطه داریم. چه چیزی را دوست داریم و چه چیزی در این رابطه برای ما جالب است.

ـ دوستی و تلاش برای داشتن ارتباط با دیگران باید برای ما مهم باشد چون این مساله برای خود ما اهمیت ذاتی دارد.

ـ ما باید به شریک رابطه یاد بدهیم که برای علاقمندی‌هایش بهای زیادی قائل باشد. چون تنها از این طریق است که دیگری برایمان جایگاه و معنا پیدا می‌کند.

ـ ما باید یاد بگیریم که به دوستی‌ها و خواسته‌های فردی شریک رابطه توجه کنیم حتی اگر این علاقمندی‌ها برای ما جالب نباشند.

یک رابطه معنا دار بسازیم

گفت و شنود اولین تلاش افراد برای ایجاد و شروع یک رابطه است. برای اینکه تصمیم بگیریم وارد یک رابطه صمیمی با کسی بشویم باید راه مکالمه را یاد بگیریم.

ـ برای این که یک رابطه معنا دار با دیگران بسازیم ابتدا باید متوجه شویم که گفتگوی دو نفره مان بیشتر از یک مکالمه سطحی و روزمره است. موضوعات گفتگو فراتر از صحبت درباره آب و هواست و به عمیق‌ترین لایه‌های فکری و باورهایمان اشاره دارد.

ـ برای یک رابطه معنا دار باید زمان مشخصی را برای گفتگو تعیین کنیم.

ـ ما باید توانایی ارتباط چشمی و بدنی را با دیگری بلد باشیم.

ـ موضوعات گفتگو و مورد بحث ما باید چیزی فراتر از موضوعات مشترک و خانوادگی باشد. این گفتگوها باید به خودمان و یا شریک زندگی‌مان مربوط باشند در حالی که حتی دیگران نیز شنونده آن باشند.

ـ در یک رابطه معنادار ما باید یاد بگیریم بدون قضاوت دیگری فقط شنونده باشیم و همواره بر اصل رعایت حقوق دیگران حتی درباره افکار یا ایده‌های مخالف باور خودمان پایبندی را حفظ کنیم.

برای تمایلات خودمان ارزش قائل شویم

رابطه جنسی فقط بیان و ابراز عشق دو جنس نیست. این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان‌های بالغ و بزرگسال است. زمانی که به نیازهای جنسی خودمان اهمیت می‌دهیم برای خودمان و رابطه ارزش بیشتری قائل هستیم. این یعنی بدون ترس درباره نیازهای جنسی، ترس‌ها، نگرانی‌ها، لذت‌ها و هیجانمان حرف بزنیم و از اینکه خودمان باشیم هراسی نداشته باشیم.

ـ حرف زدن درباره تمایلات جنسی خودمان یعنی احترام به یکی از اولین نیازهای روحی و جسمی. با این کار به دیگری اجازه می‌دهیم تا ما را با همه جنبه‌های فردی‌مان بشناسد.

ـ توجه به خواسته‌ها و درخواست از شریک زندگی برای ایجاد یک رابطه عاشقانه یعنی احساس خوبی نسبت به خودمان داشته باشیم.

چه کار نکنیم؟

تلاش برای پیدا کردن نیمه گم‌شده، نیمه کامل‌کننده و تلاش برای کامل شدن یک ایده اشتباه و رایج است که بیشتر از هر چیز در تربیت اشتباه به ارث رسیده است. متاسفانه هیچ کس قرار نیست ما را کامل کند ما با نقص‌هایمان باقی خواهیم ماند مگر اینکه بخواهیم آنها را بخاطر خودمان از بین ببریم. برای اینکه آدم بهتری باشیم هیچ کس نمی‌تواند کمکی بکند و این بیش از هر چیز یک تلاش فردی است. ما با دیگران ارتباط برقرار نمی‌کنیم تا کامل شویم ما در کنار دیگران فقط می‌توانیم بیشتر یاد بگیریم و بیشتر تجربه کنیم.

ما هر گز نمی‌فهمیم احساس دیگری دقیقا چیست

فقط به این دلیل که یک زوج هستیم و همدیگر را در بسیاری از جنبه‌ها شناخته‌ایم به معنای آن نیست که همه افکار، ایده‌ها و تصورات هم را می‌شناسیم. ما حتی نمی‌توانیم از تصور دیگری راجع به خودمان کاملا مطمئن شویم. به همین دلیل نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم هر چیزی که دیگری واقعا فکر یا احساس می‌کند را بشناسیم.

ـ ما حتی نمی‌توانیم با اطمینان و صراحت درباره تجربه‌های مشترک از واژه «ما» استفاده کنیم. چیزی که یک نفر در یک موقعیت مشترک احساس می‌کند شاید کاملا با تصور و احساس ما فرق داشته باشد.

ـ ما نباید از قول و زبان دیگری حرف بزنیم. چون ما کامل‌کننده هم نیستیم.

ـ اینکه فکر کنیم همه چیز را درباره هم می‌دانیم گمراه کننده است. همیشه چیزهای تازه‌ای درباره ما و دیگران وجود دارد که کسی از آن خبردار نیست.

ما یک نقش مشترک بازی نمی‌کنیم

در هر رابطه‌ای هر کسی نقش و وظیفه خودش را دارد. کسی جای دیگری نیست و نقش‌ها کاملا مشخص است. ما نباید در دیگری ذوب شویم. رابطه را دو فرد متفاوت پیش می‌برند‎.‎

ـ ما نباید اجازه بدهیم زوجیت مانع هویت و نقش فردی‌مان باشد. ما در کنار هم هستیم نه اینکه در هم آمیخته شده باشیم.

ـ زمانی که درباره رابطه عاشقانه حرف می‌زنیم باید تا جایی که می‌توانیم از احساس شخصی خودمان حرف بزنیم.

ـ ما نباید تلاشی برای پر کردن نقش هم داشته باشیم. ما نمی‌توانیم وظیفه دیگری را در جایگاه همسریا والد پر کنیم. همین که بتوانیم در جایگاه خود باشیم کافی است.

ما به کمال مطلوب نمی‌رسیم

هیچ کس نمی‌تواند کافی باشد. ما در موارد زیادی ضعیف و ناتوان هستیم. تصورایده‌آلی که از یکدیگر داریم معمولا با شکست مواجه می‌شود چون اشتباهات و خطاهای ما اجتناب ناپذیرند.

ـ بهتر است تصویر آرمانی و کامل شریک زندگی‌مان را تغییر بدهیم. او واقعا کامل و بی نقص نیست.

ـ بهتر است اشتباهات و نقص‌های یکدیگر را بپذیریم.

ـ ما نباید شریک زندگی‌مان را بخاطر اینکه کامل نیست متهم کنیم.

ـ ما نباید ضعف‌های شریک رابطه را بیشتر از آنچه هست ببینیم‏‎.‎

از رابطه عاشقانه دست برنداریم/یک پیوند عاطفی قوی در یک رابطه

‌معنا دار و عاشقانه شکل می‌گیرد. رابطه عاشقانه ما با رعایت هویت فردی یکدیگر و عشق ورزی به کسی که در کنار ما است ایجاد می‌شود.

ـ ما نباید ضمانت نامه رابطه باشیم. ما باید یک همراه برای تحسین خوبی‌ها و همدلی برای ضعف‌ها و کمبودهای هم باشیم.

ـ ما نباید طوری رفتار کنیم که گویا شریک زندگیمان تنها آدم ارزشمند و مورد احترام است؛ فقط به این دلیل که در کنارمان قرار گرفته است.

ـ ما نباید درباره عشق رویاپردازی کنیم. ما باید یاد بگیریم عشق ورزی را نشان بدهیم و دلایل دوست‌داشتن را نیز بشناسیم.‏

 

سه شنبه 12/3/1394 - 10:31

بخندید تا چهره تان جوان شود

از قدیم میگفتند خنده بر هر درد بی درمان دواست.امروز پزشکان به این نتیجه رسیده اند که خنده حتی بر روی چهره تاثیر بسیار بالایی دارد و میتواند بر جلوگیری از افسردگی و بیماریها نیز تاثیر بگذارد.

مادرانه: می‌توان با انجام چند کار ساده، زندگی سالم‌تری داشت.


- خواب خوب و زیاد

هر انسان برای اینکه بدن سالمی داشته باشد، معمولاً به 8 تا 10 ساعت خواب نیاز دارد. این‌طوری در طول روز، سرحال و هشیار می‌ماند و از خوردن نوشابه‌های انرژی‌زا یا پر از قند و کافئین دوری می‌کند. در طول روز هم یک چرت خیلی کوتاه می‌تواند دوباره سرحالتان کند.


- مبارزه با بدخوابی

اجازه ندهید حتی کسانی که عاشق آن‌ها هستید، مزاحم خوابتان شوند. ساعت خواب خود را با اطرافیان هماهنگ کنید تا بی‌موقع با شما تماس نگیرند. تلفن را هم خاموش کنید یا روی حالت بی صدا بگذارید.


- خندیدن زیاد باعث می‌شود چهره‌تان جوان‌تر به نظر برسد و حس خوبی پیدا کنید. ازنظر علمی ثابت‌شده که خنده و لبخند زیاد کمک می‌کند سالم‌تر باشید.


- هیچ کاری نکنید؛‌ ده دقیقه در یک جای آرام و تاریک بمانید و به هیچ‌چیز استرس‌زایی فکر نکنید. بهتر است تمرکزتان روی منبع انرژی باشد که از درون وجودتان می‌جوشد. این کار را روزی 2 بار انجام دهید تا حس بهتری پیدا کنید.

دوشنبه 14/2/1394 - 23:43

الگوهایی برای مدیریت بر خانواده

مدیریت کردن بر امور خانواده یکی از وظایفی است که همه اعضای خانواده باید آن را رعایت کنند که با مشارکت کردن همگانی در امور مدیریتی خانواده میشود خانواده ای مستحکم داشت.

مادرانه:در قرون متوالی، شیوه های متعددی برای اداره خانواده ها شکل گرفته ولی بهترین شیوه اداره خانواده "مدیریت مشارکتی" است که در آن همه اعضای خانواده در وضع قوانین و اداره خانواده مشارکت داشته و با انگیزه قوی آن را اجرا می کنند.


کودکان و نوجوانان خانواده نیز در حکم انسان صاحب عقل و بینش در سرنوشت خود مؤثرند.

روش "مدیریت مشارکتی" در خانواده
به منظور اجرای روش مدیریت مشارکتی، لازم است خانواده ها به صورت مرتب جلسات خانوادگی داشته باشند. این جلسه ها یک گردهمایی منظم و برنامه ریزی شده با شرکت همه افراد خانواده است تا اعضای خانواده بتوانند:
. حرف ها و درد دل های یکدیگر را بشنوند.
. کارهای خانه را بین یکدیگر تقسیم کنند.
. ناراحتی و شکایات خود را بیان کنند.
. اختلاف ها را برطرف کنند.
. راههای جدیدی برای حل مشکلات خانواده ارائه کنند.

مقررات جلسات خانوادگی
1- همه افراد خانواده در شورا حق اظهارنظر دارند.
2- همه افراد خانواده در تصمیم گیری شریک هستند.
3- ریاست این شورا باید دوره ای و در اختیار افراد بالغ باشد.
4- پدر و مادر و فرزندان بزرگتر، ریاست آن را به ترتیب بر عهده دارند.
5- جلسات شورا باید دستور کار داشته باشد و برنامه های آن از قبل نوشته شده باشد.
6- جلسات شورا باید مداوم تشکیل شود(هفتگی دو هفته یکبار یا ماهانه)
7- در مواقع اضطراری، جلسات فوق العاده تشکیل شود.
8- نتیجه شورا برای همه افراد خانواده لازم الاجراء باشد.


الگوهای مدیریت در خانواده:
1- مدیریت گذشته گرا: گروهی از نسل جوان تمایل دارند که روند زندگی خویش را مشابه پدران و مادران خود اداره کنند.
در این خانواده ها مشاهده می شود به دلیل نوع مدیریت پدرسالارانه و اطاعت بی چون و چرای اعضای خانواده در صورت بروز یک مسئله سعی در نفی و ممنوعیت آن مسئله دارند.
سازمانهای گذشته گرا، اطلاعات خوبی نسبت به این که کجا بوده اند، دارند اما در مورد این که به کجا دارند می روند چیزی نمی دانند. مثلاً خانواده های پدرسالار اغلب در نشست های خانوادگی، پیر خانواده از شخصیت های بزرگ فامیل که احتمالاً در حال حاضر در قید حیات نیستند و از آثار و تجربیات آنها با آب و تاب و افتخار بسیار سخن می گوید، حال آنکه در نظر آنها، آینده خیلی شفاف نیست و اطلاع زیادی از وضعیت خود در آینده ندارند و دائم از تغییرات اجتماعی به وجود آمده در حال و آینده ناراضی هستند و اطرافیان را توصیه به پایبندی به اصول گذشته می کنند.
2- مدیریت حال گرا: برخلاف مدیران گذشته گرا از وضع موجود راضی اند. می گویند وضع موجود بهترین نیست اما به اندازه کافی خوب است.
این خانواده ها عموماً در مورد جوانان توصیه می کنند: "کاری به کارش نداشته باش"، "بگذار طبیعت کار خودش را بکند" ، "سری را که درد نمی کند دستمال نبند".
هدف حال گرایان پیشگیری از تغییرات است.
لایب نیتز فیلسوف آلمانی پدر خانواده حال گرایی گفته است:"چون خدا بنا به تعریف کامل است، جهان هم که مخلوق اوست نمی تواند کامل نباشد".
در این گونه خانواده ها اگر مشکلی پیش بیاید روی نشانه های بحران متمرکز می شوند و مدیریت بحران را پیش می گیرند و از این بابت رفتاری ضدبرنامه از خود بروز می دهند. مثلاً اگر درس یا شغل جوان خانواده مسئله دار شود، آنقدر از آن چشم پوشی و اغماض می شود تا به یک بحران برسند و به قول جان فاستر والس:
"صبر کنید تا لبه پرتگاه قرار گیرید، آن وقت به عقب بپرید"
والدین این گونه خانواده ها از صبح تا شب به شدت خودشان را مشغول کرده و فعال نشان می دهند بدون آنکه کار مفید و مؤثر چندانی انجام دهند. از تلفن های مکرر و پی درپی به دوستان و اقوام و آشنایان برای احوال پرسی تا مراقبت های افراطی از فرزندان و حتی همسر که مثلاً آیا داروی خود را سر وقت خورده اید؟ مسواک زده اید؟ و حتی بیشتر اوقات خود را برای دیگران، خارج از خانه صرف می نمایند.


این خانواده تا وقتی که فرزندان، کودک و نوجوان هستند مشکلی ندارند ولی زمانی که جوانان خانواده به مراحل انتخاب و یا کنکور می رسند که بایستی وارد جامعه ای با قانون رقابت شوند والدین دچار بحران شده و چاره ای جز دگرگونی بنیادین سبک مدیریت خود ندارند.
3- مدیریت آینده گرا: این گونه خانواده ها باورشان این است که در آینده وضعیتی بهتر خواهند داشت و برای رسیدن به آینده خیلی هیجان دارند و تمام کوشش خود را صرف شتاب بخشیدن به تحقق آن می کنند.


برای مدیران آینده گرا، تغییر فرصتی است که باید از آن حداکثر بهره برداری را کرد. خانواده های آینده گرا درصدد هستند که از تغییرات آموزشی، فنی یا اجتماعی خود به سرعت با خبر شوند تا بتوانند جوانان خود را برای یک آینده بهتر مهیا کنند.
تنظیم انواع برنامه های آموزشی، استفاده از مشاوران خانوادگی، پیش بینی کلاس های زبان خارجی و یا مجهز نمودن جوانان به مهارتهای مختلف علوم روز از جمله اقداماتی است که آنها برای رسیدن به آینده مطلوب برای خود و خانواده خویش پیش‌بینی می کنند. این افراد به تجربیات خانواده پدری خود تنها به دیده احترام می نگرند ولی آن را اساس برنامه ریزی خود قرار نمی دهند و به شدت نسبت به وضع موجود خود، با دیده سؤال و انتقاد می نگرند.
محوریت خانواده آینده گرا به جای سالارمندانه نمودن آن به صورت تیمی و جمعی هدایت کردن است. در این خانواده ها، کوچکترین عضو خانواده نیز حق ابراز بیان و اظهارنظر خواهد داشت و رأی او در تصمیم جمعی خانواده ها لحاظ خواهد شد و از همان کودکی با تجربه یک مدیریت مستقل رشد خواهند کرد.

توصیه هایی به مدیر خانواده:
- از مشورت و نظرخواهی اعضای خانواده در تصمیم گیری های مربوط به خانواده حداکثر بهره را ببرند.
- در انجام کارها روی شیوه ای خاص تأکید نکنید. شاید عضوی از خانواده بتواند از مسیر کوتاه تر و بهتری شما را به مقصد برساند.
- با فرق گذاشتن بین اعضای خانواده انگیزه مشارکت و مسئولیت پذیری در خانواده کاهش می یابد.
- با سخنان و اعمال رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد اعضای خانواده را از خود سلب نکنید.
- در صورت تصمیم به اعمال روش تنبیهی دقت نمایید که متناسب با خطای عضو خطاکار باشد.
- در صورت لزوم در مقابل درخواست نابه جای اعضای خانواده با قاطعیت"نه" بگویید.
- طوری رفتار کنید که فرزندان، شما را به عنوان الگوی خود قلمداد کرده و آینده خود را در قالب شخصیت شما مجسم کنند.
- در مقابل انتقاد دیگر اعضای خانواده انتقادپذیر باشید.
- خواسته های خود را واضح و روشن بیان کنید و اطمینان حاصل کنید که اعضای خانواده به خوبی از جزئیات مسئولیتی که به عهده آنان است، مطلع هستند.
- از هر یک از اعضای خانواده، مطابق دانش و تجربه و توانایی او توقع داشته باشید، تا بهترین نتیجه را بدست آورید.
- از رفتارهایی که شما را در خانواده عصبی معرفی می کند، پرهیز کنید.
- در مورد چیزی که نمی دانید، به اعضای خانواده اطلاعات اشتباه ندهید و از گفتن نمی دانم، هراس نداشته باشید.
- با محول کردن مسئولیت و آزادی عمل به اعضای خانواده زمینه رشد و خلاقیت بیش از پیش آنها را فراهم کنید.
- اگر قاطعیت شما با مهربانی توأم باشد، تأثیر شگفت انگیزی بر اعضای خانواده خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت پذیری می دهد.
- با درایت و زیرکی همیشه در کمین شکار فرصت های طلایی برای برقراری ارتباط بهتر با دیگر اعضای خانواده باشید.
- باور داشته باشید که صب و حوصله از مهمترین ارکان موقعیت در مدیریت تلقی می شود.
- با بی اهمیت جلوه دادن کارهای اعضای خانواده زحمات آنان را بی ارزش نکنید.
- در سلام کردن و ایجاد ارتباط عاطفی تر با دیگر اعضای خانواده پیشقدم باشید زیرا چیزی که فاصله ها را پر می کند سلام کردن است.
- هنگام ورود به منزل بعد از سلام کردن حتماً به اعضای خانواده دست بدهید و هنگام دست دادن، دست آنها را محکم و صمیمانه بفشارید.
- وقتی عصبانی هستید، درباره دیگران تصمیم گیری نکنید.
- از سرزنش کردن اعضای خانواده خصوصاً در جمع دیگران اکیداً پرهیز کنید.
- تا صحت و سقم مسئله ای روشن نشده کسی را مؤاخذه نکنید.
- در صورتی که قولی دادید حتماً به قول خود پایبند باشید.
- در موقعیت های بحرانی بر خود مسلط باشید و نگذارید اعضای خانواده از اضطراب و ناراحتی شما آگاه شوند.
- عیب جو و بهانه گیر نباشید و اجازه ندهید این خصلت در شما به عادت تبدیل شود.
- اگر یک برنامه و یک راهکار در زندگی داشته باشید شبیه ماشینی هستید که فقط یک دنده دارد.
- آگاه باشید که مدیر موفق مشکلات را جزئی، گذرا، موقتی و بیرونی می داند، مدیر شکست گرا مشکلات را بزرگ و دائمی می پندارد.
- بدانید که مدیر دوراندیش و آگاه، دین باوری، اخلاق گرایی و انسانیت را در وجود افراد خانواده نهادینه می کند.
- بین اعضای خانواده رابطه حسنه و همدلی ایجاد کنید.
- توجه داشته باشید اعضای خانواده ضمن برخورداری از آزادی های لازم مسئولیت پذیری و نظم و انضباط را رعایت نمایند.

دوشنبه 14/2/1394 - 23:41