تعداد مطالب : 73
تعداد نظرات : 37
زمان آخرین مطلب : 2514روز قبل

انسان بدون هدایت الهی، بدون کتاب آسمانی و بدون رهبری ملکوتی، راه رهایی از ظلمت و زندگی بهتر و سلامت و سعادت را نمی‌شناسد. انسان و جهان برای هدفی مقدس پدید آمده‌اند، و بدون رهبری الهی به فلسفه خلقت و پیدایش خویش نمی‌رسند.....

 

پنج شنبه 19/8/1390 - 18:0

 


دینیست, حضرت زهرا, فاطمیه

فرزند فاطمه اما، می آید.
روزی از همین روزها.
اگر حتا ساعتی به پایان جهان مانده باشد.
ظهور می کند در مکه.
می آید در مدینه.
قبر خلیفه ی دوم را می شکافد.
او را بیرون می آورد چون گفته شده: " موقع ظهور او خوب ترین ها و بدترین ها رجعت می کنند. "
خلیفه دوم را می بندد به درخت.
درخت سبز می شود. بعضی ها می گویند این معجزه ی خلیفه ی دوم است.
از فرزند فاطمه بر می گردند.
او اما خلیفه را سیلی می زند.
همه ی انتقام مادرش را می گیرد.
فرزند فاطمه (س) می آید.
روزی از همین روزها...

منبع: " اصول کافی،ج8،ص109. "

 

http://dinist.com/node/870

چهارشنبه 29/4/1390 - 9:33

 

http://fars.namaz.ir/fars/images/articles/IMAGE634325043078047500.jpg

من به دلایل زیادی نماز نمی خونم

1)آدم باید دلش پاک باشه اگه دلت پاک بود دیگه هیچ کاری نمی خوای انجام بدی

===هیچ گان انسان با گناه و معصیت و بی مسوئلیتی در برابر خداوند به دل پاک نمی رسد

2)وضع من این قدر خرابه این قدر گناه کردم که دیگه فایده نداره نماز بخونم

====نماز بهترین راهی است که می توانی گناهان را جبران کنی (ان الحسنات یذهبن السیئات:کارهای خوب گناهان را از بین میبرد)

3)بابا این قدر آدم داریم که نماز نمی خونن ما هم یکی از اونها

====اگر شما در یک کشتی باشی برای کشتی یه حادثه پیش بیاد فقط شمایی که شنا بلدی همه دارن غرق میشن شما هم میگی ولش کن همه که دارن غرق میشن ما هم غرق بشیم

4)نماز خوندن سخته بلد نیستم چه طوری نماز بخونم

====ما تو زندگی خیلی کارا رو بلد نیستیم و به راحتی یاد می گیریم می خوایم بریم گواهینامه بگیریم 200 صفحه کتاب رو اینقدر می خونیم تا همه چیز رو حفظ بشیم 20 ساعت برای کلاس عملی وقت می ذاریم و بعد یاد می گیریم از جوون 18 ساله یاد می گیره تا پیرزن 80 ساله

5)اگه نماز بخونیم ما رو مسخره می کنن

=====بابا مگه آدم مقواست که تا دو تا قطره آب بهش بخوره خیس بشه در روایت داریم میگه المومن کالجبل الراسخ(مومن مانند کوه استواره)

گر به شوق کعبه خواهی زد قدم                             سرزنش ها گر کند خوار مغیلان غم مخور

6)از فلان نماز گزار بدم میاد من هم نماز نمی خونم

=====اولا باید کسانی که نماز می خونن مواظب کارهای خودشون باشن
دوما شما اگر از نانوای محلتون بدت اومد دیگه تا آخر عمر نون نمی خوری

 

 

http://www.hafezanenoor.mihanblog.com/post/363

چهارشنبه 29/4/1390 - 6:17

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عادت هر شبت بود/ یک تکه سیب کنار طاقچه گلی خانه قدیمی/ بعد از قرصت می خوردی تا به قول خودت معده ات اذیت نشود/لباس کارت را می شستی که تا فردا خشک بشود/ نهار روز فردا رو هم آماده می کردی تا اگر من از مدرسه آمدم گرسنه نمانم/ حداقل دست پختت کمی نبودنت را جبران می کرد/ یادم است که صبح ها با عجله سجاده نمازت را جمع می کردی چون که تا لحظاتی دیگر صدای سرگروه زنهای نشاء کار می رسید/ اگر کمی دیر می رفتی جا می‌ماندی/فلق نگاهت در آب گل آلود شالیزار بود وشفق خستگی ات نیز این چنین...!!! با این حال دیگر رمقی برایت باقی نمانده بود تا نازکش بچه های چشم انتظارت باشی.../چه کسی می تواند تصور کند؟/ یک زن/ از طلوع آفتاب تا غروبش/ پاهایش در آب سرد و گل آلود شالیزار باشد...؟!پاهایی که زالوها هم به آن رحم نمی کردند/ساق دستانت/ ساق پاه/ همیشه پوشیده.../ نماز اول وقت به جا/ بچه داریت/ احترام به شوهر...

             شالیکاری زن شمالی+برنج+زمین باتلاقی

/* /*]]>*/

به خدا قسم در مقابل تو خجالت می کشم از زبان روایت بگویم که ؛ زن ریحان است نه قهرمان.../ آخر این چه ریحانی است که باید اینقدر ریشه هایش در آب باشد... مگر نه اینکه ریحان آب زیادی برای زندگی نمی خواهد؟/ مادر مامان کوثر هم ریحانه ای بود/ آنقدر در آب های گل آلود شالیزار ماند تا ریشه اش پوسید/ خواب دیدم مزارش در همان شالیزار است... 

کاش مادرهای شهری وقتی برنج شمالی را در قابلمه های تفلن یا پلوپزشان آماده می کنند، بدانند که که آن برنج با عرقهای جبین تو آبیاری شده/ و تو تمام هستی ات را به پای آن گذاشتی/ می دانم دلت می شکند وقتی قیمت برنج را با پفک نمکی مقایسه می کنند... چه می شود کرد باید بشقاب های شهری ها پر باشد/ حتی به قیمت جان شما روستائیان...  

              رنج زنان شمالی در شالیکاری+برنج+باتلاق

/* /*]]>*/

خبر داری؟ می خواهند مزارع را مکانیزه کنند/کاش جوانی تو هم مکانیزه می شد؟/ مثل بعضی از مادرهای شهری/ انواع و اقسام آرایش ها/ مدل آرایش چشم/ ابرو/ مو / اندام/ فقط فرقش این است که مردهایشان روز به روز از آنها متنفرتر می شوند و لی بابا ابراهیم روز به روز عاشق تر/ گرچه نه روز زنی یادش است و نه روز تولدی/ او خودت را از یاد نبرد/ نه مثل آدمهای مکانیزه شده که روزها را خوب بیاد دارند ولی صاحب روزها را فراموش کرده اند...!

        نشاء زن شمالی در شالیزار 

/* /*]]>*/

درود بر همه مادران روستایی شمالی

 

http://www.rutin.blogsky.com/1390/03/02/post-88/

سه شنبه 28/4/1390 - 23:35
مجازات مرتد براى سالم‏سازى فكر عمومى است.
ـ این مجازات در براى جنگ روانى و تبلیغاتى است و گرنه اسلام دستور به شنیدن حرف‏ها و انتخاب احسن را داد،
اسلام مى‏فرماید:وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ اسْتَجارَك فَأَجِرْهُ حَتّى یسْمَعَ كلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِك بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یعْلَمُونَ[توبه/6].
صفوان از پیامبر(ص)دو ماه مهلت و تحقیق خواست، حضرت به او چهار ماه مهلت داد.[اسد الغابه، ج3، ص22]
شعار قرآنقُلْ هاتُوا بُرْهانَكمْ[بقره/111]. است.
انتقاد قرآن از تقلید كوركورانه و عدم تعقّل است.
ـ مجازات مرتد به این دلیل است كه مردم دین را سرسرى و تشریفاتى ندانند.
ـ در انتخاب و پذیرش آن دقت كنند.
ـ مجازات مرتد مانع راه كسانى است كه به خاطر كینه از اسلام آئین میلیون‏ها مسلمان را بازیچه امیال سودجویانه خود قرار داده و مكتب مستدل وحى كه از طریق شهادت‏ها و شكنجه‏هاى انبیای معصوم به دست ما رسیده با هوس و تبلیغات دشمنان آسیب‏پذیر باشد.
آرى؛ كدام كشور و رژیم و دانشگاه و مدرسه‏اى اجازه مى‏دهد كه بودجه‏ها و نیروها و تخصصات برنامه‏ریزهاى مسئولین نظام را براى رشد علمى ایجاد نماید، ولى بچه‏هاى مدرسه هر ساعتى خواستند بیایند و هر ساعتى خواستند بروند و تمام امكانات را به مسخره بگیرند.
در كجاى دنیا اجازه مى‏دهند نیروهاى مسلّح خواستند بیایند، خواستند نیایند و خواستند اطاعت كنند یا نكنند.
در كدام رژیم و كشور و در چه زمان و مكانى دیده شده كه كارمندى هر وقت خواست بیاید یا نیاید و هر كارى خواست بكند.
آرى، اسلام در آغاز مردم را به فكر و تعقّل فرا مى‏خواند و مردم را در انتخاب احسن آزاد و به آن تشویق مى‏كند، ولى بعد از آنكه راه را انتخاب كرد و رها كردن آن تضعیف مكتب، تضعیف رهبر، تضعیف امت، تضعیف نظام است، نشان دادن چراغ سبز به دشمنان است، و ایجاد دلهره در دل دوستان است و گرفتن قدرت تصمیم‏گیرى از مدیران است، را راه بسته است. بنابراین اسلام هم براى فرد حق فكر و تعقل و انتخاب را باز گذاشته و هم براى مكتب و رهبر و امت حق عزّت و صلابت و برنامه‏ریزى را پذیرفته است.
اگر مرتد سخت مجازات نشود و به هر فرد حق رها كردن مكتب داده شود، حق انبیا و شهدا و وحى و نبوت ضایع مى‏شود.
ـ مجازات مرتدّ یك حق است یا خشونت
ـ آزادى آرى، توطئه نه
ـ آزادى آرى، خلاف واقعیت خیر
دو دیدگاه: در اسلام تحمیل عقیده نیست، آزادى در انتخاب (در نتیجه تشكیك و كم رنگ كردن مجازات مرتد)
 
http://www.harimeandisheh.blogfa.com/post-174.aspx
سه شنبه 28/4/1390 - 18:3

 

برخی افراد می پرسند چرا زنان نمی توانند به خواستگاری مردان بروند؟

در جواب باید گفت: اسلام خواستگاری زن از مرد را حرام نمی داند، اما خواستگاری مرد از زن، از سنّت ها و عرف های خوب و پسندیده جامعه است.

از دوران گذشته ودر بسیاری از اقوام و ملل مختلف خواستگاری مردان رسوم بوده که از بزرگترین عوامل حفظ حیثیّت و احترام زن بوده است و این رسم منحصر به جامعه اسلامی یا ایران نیست.

استاد شهید مطهّری در این باره سخن جامع و کاملی دارند :

طبیعت ، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن ، طبیعت زن را گُل و مرد را بلبل ، زن را شمع و مرد را پروانه قرارداده است [۱].

این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد نیاز و طلب و در غریزه زن ناز و جلوه قرار داده است . ضعف جسمانی زن را در مقابل نیرومندی جسمانی مرد با این وسیله جبران کرده است.

خلاف حیثیّت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود ، اما برای مرد قابل تحمّل است که از زنی خواستگاری کند و جواب رّد بشنود و آن‌گاه از زن دیگری خواستگاری کند و جواب رّد بشنود تا بالأخره زنی رضایت خود را به همسری با او اعلام کند.

برای آشنایی با عواقب خواستگاری زنان از مردان، توجه شما را به خبر زیر جلب می کنم:

زنی در دادگاه خانواده گفت: با خواستگاری کردن از شوهرم سنت دیرینه‌ای را شکستم و همین امر باعث از هم پاشیدگی زندگیم شد.

به گزارش ایسنا؛ این زن با حضور در دادگاه خانواده درخواست طلاق خود را ارایه کرد و گفت: چند سال پیش در یک موسسه خوشنویسی کارآموز بودم و همسرم استادم بود. به مرور زمان به همسرم علاقمند شدم و به خاطر شخص او به موسسه می‌رفتم. این علاقه به حدی بود که حتی یک روز ندیدن همسرم باعث ناراحتی‌ام می‌شد. ابتدا سعی کردم مساله را از خانواده‌ام پنهان کنم اما نتوانستم و موضوع را با پدر و مادرم درمیان گذاشتم. متاسفانه علاقه شدید به همسرم باعث شد سنت‌ها را زیر پا بگذارم و فکر خواستگاری از او در ذهنم نقش ببندد. پدر و مادرم با این مساله به شدت مخالفت کردند زیرا آنها آرزو داشتند یگانه فرزندشان با تشکیلات بهتری روانه خانه بخت شود اما من هیچ کدام از این حرف‌ها را نمی‌شنیدم و فقط به هدفم فکر می‌کردم و نصیحت‌های پدرانه و مادرانه راه به جایی نبرد. تا اینکه یک روز تصمیم خود را گرفتم که از همسرم خواستگاری کنم. آن روز وقتی از همسرم خواستگاری کردم او ابتدا باور نکرد اما وقتی جدی بودن صحبت‌های من را دید از من خواست تا در این باره فکر کند.

 

مرد که در دادگاه حضور داشت در ادامه اظهارات همسرش گفت: وقتی همسرم خواسته‌اش را با من در میان گذاشت ابتدا باور کردنش برایم سخت بود اما وقتی دقیق به مساله فکر کردم متوجه صداقت و سادگی همسرم شدم و آن زمان به نظر من کار اشتباهی انجام نداده بود و پنج روز بعد به همسرم پاسخ مثبت دادم و مراسم تشریفاتی ازدواج‌مان به زودی شروع شد. ابتدا از این امر خشنود بودم که همسری ساده دارم که احساساتش را خیلی راحت بیان کرد و زندگی خوبی داشتم اما بعد از گذشت مدتی زمزمه‌های اطرافیان گوش مرا پر کرد. از پدر و مادر خودم شروع و به دوست و آشنا ختم شد. سر کوچکترین مساله دعوا می‌کردیم و خیلی از حرمت‌ها از بین رفت.

زن جوان با بیان اینکه خودم متوجه اشتباهم شدم و دیگر نمی‌توانم این زندگی را که بیشتر شبیه به جهنم است، تحمل کنم، گفت: از طرف خانواده همسرم خیلی تحت فشار بودم اما تحمل کردم ولی زمانی که حرف‌های آنها به توهین تبدیل شد دیگر نتوانستم تحمل کنم زیرا خود به این اشتباهم پی بردم. من آن زمان فقط احساسات پاک خود را می‌دیدم و متوجه حرف‌ها و نصیحت‌های خانواده‌ام نبودم. اکنون دیگر حاضر به ادامه زندگی با همسرم نیستم زیرا او خودش خواهان خراب شدن زندگیمان بود.

مرد بعد از شنیدن اظهارات همسرش افزود: من هم دیگر نمی‌توانم با این وضع به زندگی ادامه دهم زیرا حرمت‌ها بین ما از بین رفته است.

قاضی جلسه بعد از شنیدن اظهارات طرفین ابتدا آنها را به ادامه زندگی مشترک دعوت کرد، ولی با رضایت ندادن زوجین به این امر حکم طلاق را صادر کرد.

 

http://atregoleyas.net/page/7

سه شنبه 28/4/1390 - 17:17

 

داروینیسم  موید توحید است
خود داروین که اصلی به نام ((انطباق بامحیط )) ذکر می کند و می گوید موجود زنده در هر محیطی که باشد خودش را با محیط منطبق می کند ، این اصل را به شکلی ذکر کرد که به او اعتراض کردند ، گفتند تو از اصل ((انطباق با محیط)) مانند یک اصل ماورا الطبیعی سخن می گویی وحق هم همین بود ، زیرا {این اصل } این مطلب را ثابت کرد  که هر موجودی در هر محیطی که هست ،حتی بدون انکه خود او تشخیص بدهد ،یک نیروی مرموز داخلی وضع اعضاء وجوارح وشرایط زندگی او را در داخل طوری می سازد که با محیط جدید متناسب باشد ،واین یکی از ان رموز عجیب خلقت است ،یعنی یکی از رموزی است که نشان میدهد اصل هدایت الهی در بطون همه موجودات هست ، ان ((نور السموات و الارض))در همه جا هست ،موجود را در هر شرایطی که قرار بگیرد ،به سوی خیر وکمال خودش هدایت می کند بدون ان که خود ان موجود درک کند و بفهمد.
همین الان که ما اینجا نشسته ایم قلب ما روی میزان معینی کار می کند ،کبد ما روی میزان معینی کار می کند ، خون ما یک میزان معینی دارد ، گلبولهای سفید وقرمز ما یک مقدار معینی دارد . اگر جو ما را عوض کنند ، مثلا ما را ببرند در فضای خیلی بالا که فشار هوا خیلی کمتر می شود ، نیاز های بدن تغییر می کند . تا نیازها تغییر کرد اگر به سرعت ما را از محیط خارج نکنند که مجالی برای ان نیروی مرموز باقی نماند ، بلکه تدریجا ما را به جو جدید ببرند تدریجا دستگاه بدن ما خودش را تغییر می دهد وبا وضع موجود منطبق می کند ، یا اگر برعکس ،بدن نیاز به گلبول سفید بیشتری داشته باشد فورا شروع می کند به ساختن . حتی لازم نیست بگوییم محیط را عوض می مکنیم. یک انسان مثلا در اثر تصادف ، شکستگی استخوان ،چاقو خوردگی وغیره خون زیادی از بدنش می رود .بدن به یک مقدار معینی خون نیاز دارد ، در وقتی که خون به قدر کافی دارد راحت وارام است ،تا خون رفت وبدن نیاز به خون پیدا کرد فورا تمام  بدن شروع می کند به فعالیت برای ساختن خون . ولی خون بی جهت ساخته نمی شود ، شرایط اول ساختن خون اب است . شما می بینید یک تشنگی فوقالعاده بر افراد مجروح که خون از بدنشان رفته است مستولی می شود. بدن نیاز به خون دارد واین خون شرط اولش اب است ، این تشنگی را ایجاد می کند که فورا اب بنوشد ، و بدن به سرعت شروع به ساختن خون می کند . این دیگر با اصول طبیعی کور وکر جناب داروین قابل توجیه نیست ، وخیلی از این مسایل هست. 
       پی نوشت:
        
       1- داروین نام دانشمندی زیست شناس است که نظریه تکامل را مطرح کرده
        
       2- داروین مسیحی معتقد به خداست که هنگام مردن دستور داد انجیل را بر سینه او قرار دهند
        
       3- بعضی از طرفداران داروین کاسه داغ تر از آش هستند یعنی نفی خلقت می کنند در حالیکه او به خدا معتقد است
        
       4- اگر چه شاید نظریه داروین در باره تکامل مشکلاتی را داشته باشد ولی با توحید نه تنها منافاتی ندارد بلکه موید وجود خدا وآفرینش از سوی اوست.
       5- اصل مطلب از کتاب تفسیر نور شهید مطهری ، ص219

 

http://www.agaed.mihanblog.com/post/69

 

سه شنبه 28/4/1390 - 8:1


اگه یه مقدار به اطرافمون نگاه کنیم میبینیم آدمایی که در اطرافمون هستن دو دسته اند یه عده اونایی که که فقط به روح خودشون کار دارن مثل مرتاض های هندی و یه عده دیگه اون آدمایی که فقط به جسم خودشون کار دارن و بس مثل بعضی از اینایی که پرورش اندام کار می کنن و همه هم و غمشون اینه که یه بدن سالم داشته باشن

اگه یه مقدار تامل کنیم میبینیم که هر دو گروه دجار افراط شده اند  و هریک فقط به یه بعد انسانی جذب شده و بعد  دیگرو کاملا رها کرده.که قران کریم این دو گروه رو در خسران معرفی می کند و می فرماید (ان الانسان لفی خسر)

اما یک دیدگاه سومی نیز در این بین وجود داره و اون دیگاه قرآنه .قرآن مجید از طرفی بسیار به مساله معنویت تاکید کرده و همه انسان ها رو به  یکتاپرستی و توحید دعوت کرده و از طرفی دیگه مساله جسم رو هم بی اهمیت نشمرده بلکه تاکیدات زیادی در این زمینه کرده.

شاید بپرسید قرآن در مورد جسم ما چی گفته و یا اصلا حرفی زده یا نه؟
همانطور که اشاره شد قرآن به هر دو بعد انسانی اشاره کرده که یکی روح انسان و معنویت و دیگری جسم آدمی است.

بهترین رژیم غذایی
قرآن در زمینه جسم بهترین رژیم غذایی رو برای ما بیان کرده که همان کم خوری و پرهیز از پرخوریه به حدی که کسانی که این رژیم غدایی رو نادیده بگیرن جزء کسانی میشوند که هر روز در نماز های پنج گانه میخوانیم (غیر المغضوب علیهم)

آری ما هر روز در نماز های پنج گانه میخوانیم خدایا ما را به راه کسانی  که به انها نعمت دادی هدایت فرما نه راه کسانی که بر انها غضب کردی که یکی از گرو هایی که خداوند به انها غضب میکنه همین کسانی هستن که پرخوری می کنن.

آری پرخوری عامل بسیاری از بیماریهای جسمی و از همه مهمتر بیماریهای روانی از جمله سستی اراده، کودنی، میل به خواب مفرط و..میباشد که قران با یک دستور مختصر انسان را به  همه این بیماریها آگاه کرده است.و با رعایت کردن این دستور  جسمی سالم و اندامی مناسب و زیبا خواهیم داشت.
http://www.hafezanenoor.mihanblog.com/post/379
سه شنبه 28/4/1390 - 7:11

 

هر سال که می گذرد بهتر از سال قبل برگزار می شود، اکثر مشتریان این ضیافت الهی جوانانند، شور و شوق خاصی فضای کشور را فرا می گیرد، تمرین روزه داری است، تمرین عبادت و بندگی است، ضیافت خلوت، فکر و محاسبه است، هر کس به گذشته، حال و آینده خود نگاهی می اندازد و با هدف تسویه حساب با خدای متعال به فکر پاک شدن و تقرب به اوست، به فکر تداوم خوبی ها و زدودن زنگارهای قلب است، نگاه ها به بهشت است و این حرکت بیزاری عملی از عذاب و جهنم است، معتکفین ترسیده اند، از قهر خدا، عذاب و عاقبت بد واهمه دارند و ...
 آیا اعتکاف مسکّن است و می خواهیم با آن چند روزی از عذاب وجدان دور باشیم و گناهان گذشته را ماست مالی کنیم یا نه به فکر درمان بدی های وجودمان از دین نسخه گرفته ایم و به داروخانه معنوی رجب پناه آورده ایم؟؟؟
فضای معنوی حاکم بر مسجد در ایام اعتکاف خود عاملی مؤثر در ایجاد شوق برای عبادت و بندگی است و خیلی ها خود را در این ایام پیدا می کنند ، راه وصل به معبود را می یابند و لذت عبادت را می چشند.
یکی از عذاب های خداوند برای بندگان گرفتن لذت عبادت است که به واسطه گناهان این بلا دامنگیرشان می شود ولی اعتکاف حس لذت بردن از عبادت را زنده می کند.
عده ای برای شستن گناهان گذشته به اعتکاف آمده اند و پس از سپری شدن این ایام و لیالی به منزل قبلی خود بر می گردند و امید دارند که گناهانشان آمرزیده شده ولی از خوف غافلند[چون خوف و امید باید باهم در وجود بندگان زنده باشند] از گذشته خیالشان راحت شده(به زعم خودشان) و دیگر کاری به معنویات  ندارند و اثری از تضرع و مناجات و نماز آن سه روز نیست چون چشم به شب های قدر و اعتکاف سال آینده دارند!!
عده ای به این خاطر به اعتکاف آمده اند که ضمن توبه از کوتاهی های گذشته خود را برای درک رمضان آماده کنند و می خواهند از این فضا توشه ای بگیرند که بتواند آنها را از تاریکی های دنیا عبور دهد و به خدایشان نزدیک کند و از فاصله گرفتن از معبود واهمه دارند، آن ها امیدوارند خداوند کریم از سر تقصیرات گذشته شان گذشته باشد  ولی شب شانزدهم رجب با خوف از مسجد خارج می شوند که نکند هنوز پاک نشده باشیم! [خوف و امید را باهم دارند] و این یعنی یک پله نزدیکی به کمال.
انسان مؤمن همیشه در حالت خوف و رجاست و ضمن ترس از گناهان خود، به رحمت و فضل خداوند نیز امیدوار است.
با بیان دو تقسیم فوق مشخص شد که اعتکاف برای کدام دسته مسکّن و برای کدام دسته درمان است.
با نظرات سازنده خود به غنای مطلب بیافزائید.

 

http://www.roshd.mihanblog.com/post/59

دوشنبه 27/4/1390 - 23:9
كلمه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده بار در قرآن به كار رفته كه هفت بار آن به صورت مفرد آمده و پنج بار به شكل جمع؛ بهر جهت اين واژه در قرآن در معاني زير به كار رفته است:
1. لوح محفوظ (1 بار)؛ «وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» (1). 
«و هر چيزي را در كارنامه‎اي روشن برشمرديم».
2. جاده و راه (1 بار)؛ «وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ» (2). 
«و آن دو (شهر، اكنون) بر سر راهي آشكار است».
3. تورات يا كتاب و پيشوا (2 بار)؛ «وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً» (3). 
«پيش از وي (نيز) كتاب موسي راهبر و مايه رحمت بوده است».
4. پيشوايان الهي و صالح (5 بار)؛ «قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» (4). 
«فرمود: من تو را پيشواي مردم قراردادم».
«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا» (5). 
«و آنان را پيشواياني قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مي‎كردند».
5. پيشوايان كفر و ضلالت (2 بار)؛ «فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْكُفْرِ» (6). 
«پس با پيشوايان كفر بجنگيد».
6. مفهوم جامعي كه پيشوايان هدايت و ضلالت را هر دو شامل مي‎شود (1 مورد)؛ «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» (7). 

«ياد كن روزي را كه هر گروهي را با پيشوايان فرا مي‎خوانيم».

 

 

منابع :

1- يس/ 12 

2 - حجر/ 79

3- احقاف/ 12، هود/ 17

4-بقره/ 124

5- انبياء/ 73، فرقان/ 74، قصص/ 50، سجده/ 24

6- توبه/ 12 و قصص/ 41

7- اسراء/ 71

 

http://www.aqaed.mihanblog.com/post/61

چهارشنبه 8/4/1390 - 10:15