تعداد مطالب : 26
تعداد نظرات : 24
زمان آخرین مطلب : 2919روز قبل

غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام (خیامی) در سال ۴۳۹ هجری (۱۰۴۸ میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال ۴۶۱ هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خود را در جبر تألیف کرد.

 بیوگرافی حکیم عمر خیام نیشابوری (Khayyam)

 

خیام سپس به اصفهان رفت و مدت ۱۸ سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.

در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۵ ثانیه است. سال دوازده ماه دارد ۶ ماه نخست هر ماه ۳۱ روز و ۵ ماه بعد هر ماه ۳۰ روز و ماه آخر ۲۹ روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن ۳۰ روز است و آن سال ۳۶۶ روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن ۳۰ روز است و آن سال ۳۶۶ روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.

بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.
دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد.

خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات “اصل توازی” (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد.
در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.

استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند.

عده‌ای از تذکره‌نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و عده‌ای دیگر او را شاگرد امام موفق عارف معروف نوشته‌اند. تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست.

اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال ۵۱۷ هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و وی را در امامزاده محروق به خاک سپردند.

آثار :

خیام آثار علمی و ادبی بسیار تالیف نمود که معروفترین آنها هفده رساله و کتاب به شرح زیر است:
۱-
رساله فی براهین‌الجبر و المقابله به زبان عربی، در جبر و مقابله که فوق العاده معروف است و به‌وسیله دکتر غلامحسین مصاحب در تهران به چاپ رسیده‌است.

۲- رساله کون و تکلیف به عربی درباره حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف که خیام آن را در پاسخ پرسش امام ابونصر محمدبن ابراهیم نسوی در سال ۴۷۳ نوشته‌است و او یکی از شاگردان پورسینا بوده و در مجموعه جامع البدایع باهتمام سید محی الدین صبری بسال ۱۲۳۰ و کتاب خیام در هند به اهتمام سلیمان ندوی سال ۱۹۳۳ میلادی چاپ شده‌است.

۳- رساله‌ای در شرح مشکلات کتاب مصادرات اقلیدس و این رساله در سال ۱۳۱۴ به اهتمام دکتر تقی ارانی به چاپ رسید که از لحاظ ریاضی بسیار مهم است.

۴- رساله روضة‌القلوب در کلیات وجود.

۵- رساله ضیاء العلی.

۶- رساله میزان‌الحکمه.

۷- رساله‌ای در صورت و تضاد.

۸- ترجمه خطبه ابن سینا.

۹- رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب.

۱۰- رساله مشکلات ایجاب.

۱۱-رساله‌ای در طبیعیات.

۱۲- رساله‌ای در بیان زیگ ملکشهاهی.

۱۳- رساله نظام الملک در بیان حکومت.

۱۴- رساله لوازم‌الاکمنه.

۱۵- اشعار عربی خیام که در حدود ۱۹ رباعی آن بدست آمده‌است.

۱۶- نوروزنامه.

۱۷- رباعیات فارسی خیام که در حدود ۲۰۰ چارینه (رباعی) یا بیشتر از حکیم عمر خیام است و زائد بر آن مربوط به خیام نبوده بلکه به خیام نسبت داده شده.

۱۸- عیون الحکمه.

۱۹- رساله معراجیه.

۲۰- رساله در علم کلیات.

۲۱- رساله در تحقیق معنی وجود.

برخی از رباعیات خیام:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من،
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من؛
هست از پس پرده گفتگوی من و تو،
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من.

—————————————————-

آنانکه ز پیش رفته‌اند ای ساقی،
در خاک غرور خفته‌اند ای ساقی،
رو باده خور و حقیقت از من بشنو:
باد است هر آنچه گفته‌اند ای ساقی.

—————————————————-

عمرت تا کی بخودپرستی گذرد،
یا در پی نیستی و هستی گذرد؛
می‌ خور که چنین عمر که غم در پی اوست
آن به که بخواب یا بمستی گذرد.

—————————————————-

دوران جهان بی می و ساقی هیچ است،
بی زمزمه نای عراقی هیچ است؛
هرچند در احوال جهان مینگرم،
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است.

—————————————————-

لب بر لب کوزه بردم از غایت آز،
تا زو طلبم واسطه عمر دراز،
لب بر لب من نهاد و میگفت بر از:
می ‌خور، که بدین جهان نمی‌آیی باز!

—————————————————-

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه؛
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه،
پر کن قدح باده، که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه.

—————————————————-

با باده نشین که ملک محمود اینست،
وز چنگ شنو، که لحن داوود اینست؛
از آمده و رفته دگر یاد مکن،
حالی خوش باش، زانکه مقصود این است.

—————————————————-

از آمدن بهار و از رفتن دی،
اوراق وجود ما همی گردد طی؛
می ‌خور، مخور اندوه که گفته است حکیم:
غمهای جهان چو زهر و تریاقش می.

—————————————————-

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم،
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم؛
فردا که ازین دیر کهن در گذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم

آرامگاه

مقبره خیام شاعر معروف در جنوب شهر نیشابور، در جوار مقبره امامزاده محمد محروق واقع است.

آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری

نظامی عروضی در سال ۵۳۰ مقبره خیام را زیارت کرد. وی گوید: “مرا به گورستان حیره (نیشابور) بیرون آورد (راهنما) و بر دست چپ گشتم، در پایین دیوار باغی خاک او دیدم نهاده…” ویلیام جکسن نویسد: “این بنا را که فعلا بر قبر امامزاده موجود است ظاهراً در قرن هفدهم میلادی (قرن یازدهم هجری) به جای بینایی که در آن وقت مشرف به ویرانی بوده است، بنا کرده‌اند.”
بار دیگر در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی مقارن با جشن هزاره فردوسی بنای دیگری ساخته شد که هنوز باقی است، و آن مشتمل است بر ستونی سنگی در وسط سکوی چهار گوش منصل به بقیه امامزاده محمد محروق.
انجمن آثار ملی در صدد احداث بنایی برآمد که بیش از بنای کنونی در خور مقام خیام باشد، و از لحاظ اینکه با وضع بنای تاریخی امامزاده محمد محروق تباین و عدم تناسبی نیابد، در نظر گرفت بنای دیگری در جانب دیگر باغ امامزاده مذکور به عنوان یادبود خیام احداث نماید.
طرح این بنای یادبود مشتمل است بر برجی به سبک برجهای عهد سلجوقی (معاصر خیام) منتهی با استخوان بندی آهنی و پوشش سنگی و تزینات کاشی کاری (حاوی رباعیات منتخب خیام) و گنبد متناسب و آب‌نماها و نهرهای آب و مستحدثات دیگر در اطراف وجوانب.
علاوه بر بنای یاد بود که در دست ساخت است، ابنیه جداگانه دیگری برای موزه و کتابخانه و مهمانسرا ساخته شده است. ضمناً خیابان مشجر آسفالتی به طول سه کیلومتر از جاده مشهد به سوی باغ خیام و از انجا به بقعه عطار احداث گردیده است.

داستانهایی از زندگی خیام

حجه‌الحق ، حکیم ابولفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری از حکما و ریاضی‌دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است .
قدیمی‌ترین مأخذی که در آن از خیام نامی آمده چهار مقاله نظامی عروضی است و خلاصه سخن نظامی درباره وی آن است که : به سال ۵۰۶ در بلخ به خدمت خواجه امام عمر خیامی رسید و در میان مجلس عشرت از وی شنید که می‌گفت :«گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشان می‌کند» و چون در سال ۶۳۰ به نیشابور رسید چند سال بود که از یشابور رسید چند سال بود که از وفات او می‌گذشت . و نیز درباره اختیار او در نجوم حکایتی دارد .

 بعد از نظامی عروضی ، ابوالحسن علی بن زید بیهقی صاحب تتمه صوان الحکمه ، که خود خیام در ایام جوانی ملاقات کرده بود چنین است : الدستور الفیلسوف حجه الحق الخیام در نیشابور ولادت یافته و نیاکان او هم از آن شهر بوده‌اندو او چندان بود که در اصفهان هفت بار کتابی را خواند و حفظ کرد و چون به نیشابور بازگشت آن را املا نمود و بعد از آنکه املاء او را با نسخه اصل مقابله کردند بین آنها تفاوت بسیار ندیدند . وی در تصنیف و تعلیم ضنت داشت و من از و تصنیفی ندیدم مگر کتابهای : مختصر فی الطبیعیات ، رساله فی الوجود ، رساله فی الکون و التکلیف … اما در اجزاء حکمت از ریاضیات و معقولات آگاه‌ترین کسان بود . روزی امام حجه‌السلام محمدالغزالی نزد او رفت و از و سؤالی در تعیین یک جزء از اجزاء قطبی فلک کرد . امام عمر در جواب او سخن به درازا کشاند لیکن از خوض در موضع نزاع خودداری کرد ، و این خوی خیام بود ، و به هر حال سخن او چندان طول کشید تا نیمروز فرا رسید و مؤذن بانگ نماز در داد . امام غزالی گفت :« جاء الخق و زهق الباطل!» و از جای برخاست .

روزیدر ایام کودکی سنجر که ویرا آبله دریافته بود ، امام عمر به خدمت او رفت و بیرون آمد . وزیر مجیرالدوله از وی پرسید : او را چگونه یافتی و به چه چیز علاجش کردی ؟ امام گفت : این کودک مخوف است ! خادم حبشی این سخن را بشنود و به سلطان رساند . چون سلطان از آبله برست بغض امام عمر را به سبب آن سخن در دل گرفت و هیچگاه دوستش نمی‌داشت در صورتی که سلطان‌ملکشاه او را در مقام ندما می‌نشاند و خاقان شمس‌الملوک در بخارا بسیار بزرگش می‌داشت و خیام با او بر تخت می‌نشست. آنگاه بیهقی حکایتی از امام عمر مربوط به روزی که در خدمت ملکشاه نشسته بود و همچنین داستان نخستین ملاقات خود را با خیام و دو سؤالی که خیام درباره یکی از ابیات خماسه و یک موضوع ریاضی از او کرده بود ، می‌آورد و می‌گوید : داماد خیام امام محمدالبغدادی برایم حکایت کرده است که خیام با خلالی زرین دندان پاک می‌کرد و سرگرم تأمل در الهیات شفا بود ، چون به فصل واحد و کثر رسید خلال را در میان دو ورق نهاد و وصیت کرد و برخاست و نماز گزارد و هیچ نخورد و هیچ نیاشامید و چون نماز عشاء بخواند به سجده رفت و در آن حال می‌گفت : خدایا بدان که من تو را چندانکه میسر بود بشناختم ، پس مرا بیامرز! زیرا شناخت تو برای من به منزله راهیست بسوی تو! و آنگاه بمرد .

از جمله مطالبی که در کتب بعدی درباره خیام آمده داستان مجعول دوستی خیام و حسن صباح و خواجه نظام‌الملک از اوان کودکی و همدرسی نزد یک استاد است که نخست از کتاب سرگذشتسیدنا در کتاب جامع‌التواریخ رشید‌الدین فضل‌الله نقل شده و از آن کتاب به کتب دیگری از قبیل تاریخ گزیده و روضه‌الصفا و حبیب‌السیر و تذکره دولتشاه راه جسته است.
اگر چه این هر سه بزرگ ، معاصر یکدیگر بوده‌اند لیکن همشاگردی آنان بعید به نظر می‌آید زیرا وفات خیام چنانکه خواهیم گفت در حدود سالهای ۵۰۹ یا ۵۱۷ یا سنین دیگر است که ذکر کرده‌اند و وفات حسن صباح در سال ۵۱۸ اتفاق افتاده و اگر این دو در کودکی با نظام‌الملک در نزد یک استاد درس می‌خواندند می‌بایست با خواجه همسال باشند و چون خواجه به سال ۴۰۸ ولادت یافته بود پس ناگزیر سن دو همدرس او هنگام وفات می‌بایست بقریب یکصد و ده رسیده یاشد و چنین امر غریب‌الاتفاقی در شرح حال این دو بزرگ به نظر نرسیده است .

خلاصه سخن درباره خیام آن است که ور از مشاهیر حکما و منجمین و اطبا و ریاضیدانان و شاعران بوده است . معاصران او وی‌را در حکمت تالی بو‌علی می‌شمردند و در احکام نجوم قول او را مسلم می‌داشتند و در کارهای بزرگ علمی از قبیل ترتیب رصد و اصلاح تقویم و نظایر اینها بدو رجوع می‌کردند . برای حکیم سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان و حجاز ذکر کرده‌اند و گفته‌اند که با همه فرزانگی مردی تند‌خوی بود و بسبب تفوّه به حقایق و اظهار حیرت و سرگشتگی در خقیقت احوال وجود و تردید در روزشمار و ترغیب باستفاده از لذایذ موجود و حال ، و امثال این مسائل که همه خارج از حدود ذوق و درک مردم ظاهربین است ، مورد کینه علماء دینی بود . درباره او گفته‌اند که در تعلیم و تصنیف ضنّت داشت . ضنّت در تألیف نسبت بی‌معنایی بنظر می‌آید ، ولی بخل در تعلیم شاید بر اثر آن بود که حکیم شاگردی که شایسته درک سخنان او باشد نمی‌یافت .
وفات خیام را غالباً در سنین ۵۰۹(روایت تاریخ الفی) و ۵۱۷ نوشته‌اند . نظامی عروضی چنانکه دیده‌ایم او را به سال ۵۰۶ (ست و خمسمائه) در شهر بلخ ملاقات کرده بود و بنابراین تا سال ۵۰۶ زنده بوده است . عروضی در دنبال سخنان خود آورده است که چون به سال ۵۳۰ به نیشابور رسید چهار (ن:چند) سال بود تا آن بزرگ روی در نقاب خاک کشیده بود . اگر به نقل از بعضی نسخ که «چهار سال» ظبط کرده‌اند اعتماد کنیم در یکی از سنین بین ۵۰۶ تا ۵۳۰ فوت کرده باشد . برخی از محققان سال ۵۱۷ را برای تاریخ وفات خیام برگزیده‌اند .

خیام اشعاری به پارسی و تازی و کتابهایی بدین دو زبان دارد . در اینجا باید درباره رباعیات خیام مختصری بگوییم :
 
درباره رباعیات خیام تحقیقات فراوانی به زبان پارسی و زبانهای دیگر صورت گرفته است . استقبال بی‌نظیری که از خیام و افکار او در جهان شده باعث گردیده است که این رباعیات به بسیاری از زبانها ترجمه شود و بسی از این ترجمه‌ها با تحقیقاتی درباره احوال آثار و افکار خیام همراه باشد . خاورشناسان نیز در این باب تحقیقات مختلف دارند . تحقیق مفصل و پر دامنه درباره رباعیات خیام و نسخ مختلف قدیم و جدید آنها و اینکه کدامیک از آن همه رباعیات که به خیام نسبت می‌دهند اصلی است و کدام منسوب و غیر اصلی ، در این مختصر ممکن نیست و باید به تحقیقاتی که به همین منظور شده است مراجعه کرد . بعضی از رباعیات خیام یا منسوب بدو منشأ افسانه‌هایی شده است و بسبب شهرتی که رباعیهای فلسفی او هم از روزگار شاعر حاصل کرده بود ، بسیاری از رباعیهای فلسفی دیگر شاعران پارسی گوی بوی نسبت داده شده است و به همین سبب است که هرچه به دوره‌های اخیر نزدیک می‌شویم عدد رباعیات منسوب به خیام بیشتر می‌شود . اما رباعیهایی که بتوان گفت که از اوست بنا بر دقیق‌ترین تحقیقات از میانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ رباعی تجاوز نمی‌کند . این رباعی‌ها بسیار ساده و بی‌آرایش و دور از تصنع و تکلف و با اینحال مقرون به کمال فصاحت و بلاغت و شامل معانی عالی و جزیل در الفاظ موجز و استوار است . در این رباعیها خیام افکار فلسفی خود را غالباً در مطالبی از قبیل تحیر یک متفکر در برابر اسرار خلقت و تأثر از ناپیدایی سرنوشت آدمیان است ، بیان می‌کند . او برای آدمیان بازگشتی را که اهل ادیان معتقدند ، قائل نیست و چون فنای فرزندان آدم را از مصائب جبران‌ناپذیر می‌شمارد ، می‌خواهد این مصیبت آینده را با لذات آنی جبران کند .
خیام رباعیهای خود را غالباً در دنبال تفکرات فلسفی سروده و قصد او از ساختن آنها شاعری و درآمدن در زیّ شعرا نبوده است و به همین سبب وی در عهد خود شهرتی در شاعری نداشته و بنام حکیم و فیلسوف شناخته می‌شده است و بس . اما بعدها که رباعیهای لطیف فیلسوفانه وی شهرتی حاصل کرد نام او در شمار شاعران درآمد و بیشتر در این راه مشهور گردید و طریقه او مقبول بعضی از شاعران قرار گرفت و بسیاری از آثار آنان در شمار گفته‌های خیام در آمد و رباعیهای فیلسوفانه معدود او فزونی یافت و همچنانکه دیده‌ایم در نسخ اخیر بالغ بر چند‌صد رباعی گردید .

خیام و علم ریاضیات

دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد. خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات “اصل توازی” (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.

خیام و علوم دیگر

استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند. تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست. اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال ۵۱۷ هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.

مثلث خیام ، پاسکال

 بسیاری عقیده دارند که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشته اند و معتقد اند که دو جمله ای نیوتون را باید دوجمله ای خیام نامید . اندکی در این باره دقت کنیم.

همه کسانی که با جبر مقدماتی آشنایی دارند ،”دستور نیوتن” را درباره بسط دوجمله ای میشناسند. این دستور برای چند حالت خاص (وقتی n عددی درست و مثبت باشد) چنین است:

(a+b)0 = 1 (1)
(a+b)1 = a+b (1,1)
(a+b)2 = a2+2ab+b2 (1,2,1)
(a+b)3 = a3+3a2b+3ab2+b3 (1,3,3,1)
(a+b)4 = a4+4a3b2+6a2b2+4a2b3+b4 (1,4,6,4,1)

اعداد داخل پرانتزها، معرف ضریبهای عددی جمله ها در بسط دوجمله ای است.

بلیز پاسکال (Blaise Pascal) فیلسوف و ریاضی دان فرانسوی که کم وبیش با نیوتون همزمان بود، برای تنظیم ضریبهای بسط دوجمله ای، مثلثی درست کرد که امروز به “مثلث حسابی پاسکال” مشهور است. طرح این مثلث برای نخستین بار در سال ۱۶۶۵ میلادی در “رساله مربوط به مثلث حسابی “چاپ شد.مثلث حسابی چنین است:

۱
۱ ۱
۱ ۲ ۱
۱ ۳ ۳ ۱
۱ ۴ ۶ ۴ ۱
۱ ۵ ۱۰ ۱۰ ۵ ۱
۱ ۶ ۱۵ ۲۰ ۱۵ ۶ ۱

دراین مثلث از سطر سوم به بعد هر عددبرابر با مجموع اعداد بالا و سمت چپ آن در سطر قبل است و بنابراین میتوان آنرا تا هر جا که للازم باشدادامه داد. هرسطر این مثلث ضریبهای بسط دوجمله ای را در یکی از حالتها بدست میدهد بطوری که n همان شماره سطر باشد.

ضریبهای بسط دوجمله ای (برای توانهای درست و مثبت) حتا در سده دوم پیش از میلاد البته به صورت کم و بیش مبهم برای دانشمندان هندی روشن بوده است .باوجود این حق این است که دستور بسط دو جمله ای با نام نیوتن همراه باشد زیرا نیوتن آن را برای حالت کلی و وقتی n عددی کسری یا منفی باشد در سال ۱۶۷۶میلادی بکاربرد.که البته در این صورت به یک رشته بی پایان تبدیل میشود.

اما در باره مثلث حسابی وضریبهای بسط دوجمله ای در حالت طبیعی بودن n. از جمله، دستور بسط دو جمله ای را میتوان در “کتاب حساب مخفی” میخائیل شتیفل جبردان آلمانی (که در سال ۱۵۲۴ چاپ شد) پیدا کرد.

در سال ۱۹۴۸ میلادی،پاول لیوکی آلمانی،مورخ ریاضیات،وجود دستور نیوتن را برای توانهای طبیعی ،دز کتاب “مفتاح الحساب”(۱۴۲۷ میلادی) غیاث الدین جمشید کاشانی کشف کرد. بعدها س.آ.احمدوف ،مورخ ریاضیات و اهل تاشکند، دستور نیوتون وقانون تشکیل ضریبهای بسط دوجمله ای را،در یکی از رساله های نصر الدین توسی،ریاضیدان بزرگ سده سیزدهم میلادی ،کشف کرد (این رساله توسی درباره محاسبه بحث میکند). چه جمشید کاشانی وچه نصرالدین توسی ،این قاعده را ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.

همچنین براساس آگاهی هایی که داریم حکیم عمر خیام رساله ای داشته که خود رساله تاکنون پیدا نشده ولی از نام آن “درستی شیوه های هندی در جذر وکعب “اطلاع داریم ،کهدر آن به تعمیم قانونهای هندی درباره ریشه دوم و سوم ،برای هر ریشه دلخواه پرداخته.لذا خیام از “دستور نیوتن” اطلاع داشته.

اما بنا به اسناد تاریخی معتبر قانونهای مربوط بهضریبهای بسط دوجمله ای وطرح مثلث حسابی تا سده دهم میلادی(برابر چهارم هجری) جلو میرود و به کرجی (ابوبکر محمد بن حسن حاسب کرجی ریاضیدان سده ده و یازده میلادی) پایان میپذیرد .بنابراین حتی” مثلث حسابی پاسکال” را هم از نظر تاریخی نمیتوان “مثلث حسابی خیام ” نامید.

طبیعت و ماوراى طبیعت در آثار و افکار خیام، دکتر سید جعفر حمیدى

خیام را در جهان به ریاضیاتش مى‏شناسند و در ایران، با رباعیاتش؛ و صد البته که هم در جهان و هم در ایران، احترامش به سبب کمالش در هر دو بعد علمى و ادبى اوست. با این حال، پس از حدود نهصد و اندى سال که ازمرگ او (۵۱۴ یا ۵۱۵.ق) مى‏گذرد، هنوز گوشه‏هاى مهمى از حیات علمى و حتى رباعیات اصلى و شمارى رباعى مجعول و منسوب به وى براى مردم، مبهم و ناشناخته مانده است. این ابهام و ناشناس ماندن ابعاد مختلف از زندگى خیام را در سه مساله باید ارزیابى و بازیابى کرد.

نخست، اوضاع زمانى و مکانى خیام؛ دوم، وضع مغشوش و پراکنده ذهنیات مردم زمان وى و، از همه مهم‌تر، موضوع نام و شخصیت علمى و ادبى او که آیا خیام ریاضیدان و منجم همان خیام شاعر و ادیب است و یا خیام شاعر جدا از خیام ریاضیدان است. باتوجه به مندرجات مربوط به عصر خیام، مثل چهار مقاله نظامى عروضى یا تتمه صوان‏الحکمه ابوالحسن بیهقى یا میزان‏الحکمه خازنى و غیره، ما به نامى برمى‏خوریم به عنوان «خیامى» و در آثار قرن هفتم به بعد همه جا خیامى به خیام تبدیل شده است. در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجرى، ریاضیدان و منجم مشهور، حکیم عمربن ابراهیم خیام، در نیشابور و در همین زمان شاعرى پارسى‏گوى به نام على‏بن محمدبن احمدبن خلف، معروف به خیام، در خراسان مى‏زیسته است.

گفته‏اند شهرت حکیم و عالم ریاضى، یعنى خیام، از۱۸۵۱.م با انتشار رساله جبر و مقابله او به زبان فرانسه و قبل از آن در ۱۷۰۰.م با معرفى او در کتاب «تاریخ مذاهب ایران» تالیف توماس هاید در مقام یک منجم و شریک دراصلاح تقویم و تاریخ ملکشاهى به اوج رسیده است. اما على بن محمدبن احمدبن خلف یا خیام شاعر، با وجود اینکه تا قرن هفتم هجرى، اشعار فارسى او در آذربایجان و خراسان مشهور بوده و دیوانى هم داشته است، از قرن هفتم به بعد اثرى از وجود و شعر و دیوان او در مدارک ومآخذ موجود به چشم نمى‏خورد.

به نظر مى‏رسد که نام خیام شاعر در پرتو نام بلند خیامى ریاضى‏دان که در کلیه نسخه‏هاى قدیمى و به ویژه در رساله جبر و مقابله دیده مى‏شود محو گردیده و از همان سده‏هاى اولیه بعد از درگذشت خیامى از زبان کسى نقل نشده و همه جا خیام را با خیامى یکى دانسته‏اند. براى اثبات وجود دو شخصیت، یکى خیام و دیگرى خیامى، مدارک فراوان موجود است که محققان در آثار خود ذکرنموده‏اند. اما بعضى از محققان، هر دو شخصیت را یکى دانسته‏اند و گفته‏اند که: خیام از مشاهیر حکما و منجمین و اطبا و ریاضیدانان و شاعران بوده است. معاصران او، وى را، در حکمت، تالى ابن سینا مى‏شمردند و در احکام نجوم، قول او را مسلم مى‏دانستند و در کارهاى بزرگ علمى، ازقبیل ترتیب رصد و اصلاح تقویم و نظایر اینها، بدو رجوع مى‏کردند.

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم خیامى (۵۱۷- ۴۳۸هـ.ق) در قرنى مى‏زیسته است که ما امروز مى‏توانیم نام آن قرن را «قرن ریاضیات» در ایران بنامیم. در قرن پنجم و اوایل قرن ششم، ریاضى‏دانان بزرگ در ایران و به ویژه درناحیه خراسان بزرگ مى‏زیسته‏اند.

ابوالفتح عبدالرحمن منصور خازنى، ابوالعباس فضل بن محمد لوکرى، ابوالمظفر اسفزارى میمون واسطى– که هر سه نفر، با همکارى خیام، رصد ملکشاهى را، در سال ۴۶۷هـ.ق، ‏ترتیب دادند و در اصلاح تقویم کوشیدند و تقویم جلالى را ساختند و نوروز را، که در پانزدهم حوت قرار داشت، به اول‏حمل (فروردین) منتقل نمودند– از ریاضى‏دانان و منجمان بزرگ این قرن بوده‏اند. ابوالحسن على بن زید بیهقى نیز از دیگر علماى علم ریاضى این عصر بوده که کتاب «تتمه صوان‌الحکمه»، «جوامع احکام نجوم» در ۳ مجلد و چندین کتاب دیگر از او است و «تاریخ بیهق» و «امثلة الاعمال النجومیه» را نیز نوشته است. همچنین قطان مروزى، مسعودغزنوى و چندین ریاضیدان دیگر در این قرن و حتى همزمان با زندگى خیام مى‏زیسته‏اند.

بنابراین، قرن پنجم و ششم هجرى را مى‏توان «قرن ریاضیات» در ایران دانست، چنانکه طب نیز در این قرن به آن اندازه از پیشرفت رسید که اطباى بزرگى همچون ابن‌سینا، سید اسماعیل جرجانى مؤلف ذخیره خوارزمشاهى، عبدالرحمن نیشابورى ملقب به بقراط ثانى ومؤلف کتاب شرح الفصول البقراطیه، شرف‏الزمان ایلاقى فیلسوف و پزشک نام‏آور آخر قرن پنجم و اول قرن ششم مؤلف کتاب‏الفصول الایلاقیه و دهها طبیب نامدار در این قرن مى‏زیسته‏اند.

قرن رباعیات

قرن پنجم را نه تنها مى‏توانیم عصر ریاضیات، طب و نجوم بدانیم، بلکه مى‏توان این قرن را «قرن رباعیات» نیز نامید؛ زیرا در این قرن، شاعران بسیار مى‏زیسته‏اند که، علاوه بر مهارت در انواع شعر، منحصراً به واسطه رباعیات خود به شهرت رسیده‏اند. ابوسعید ابى الخیر (ف.میهنه ۴۴۰هـ.ق)، خواجه عبدالله انصارى (ف.هرات ۴۸۱هـ.ق)، فقیه و عارف بزرگ ایرانى احمدبن محمد غزالى (ف.قزوین ۵۲۰هـ.ق)، برادرامام محمد غزالى، ازرقى هروى، ابوبکر زین‏الدین بن اسماعیل (ف.۴۷۶هـ.ق)، امیر معزى نیشابورى (ف.۴۱۸هـ.ق) و دهها شاعر دیگر بوده‏اند که در این قرن به سرودن رباعى مشغول بوده‏اند و یا در کنار فلسفه، حکمت، ریاضیات، نجوم و شعر، رباعیاتى هم به طریق تفنن سروده‏اند.
بنابر این توضیحات، مى‏توان گفت که خیام یا خیامى، در قرن ریاضى رباعى مى‏زیسته است.

اما بحث درباره اینکه خیام ریاضیدان و خیام رباعى‏پرداز، دو نفر یا دو شخصیت یا هر دو یک نفر بوده‏اند، زمان و وقت فراوان مى‏طلبد و ما در اینجا بنا را بر یک خیام یا خیامى مى‏گذاریم که هم ریاضیدان بوده است و هم رباعى‌سرا؛ زیرا تمام حکمت، ریاضیات و نجوم خیام تحت‏الشعاع همین رباعیات او قرار گرفته است. رباعیاتى که از حکمت، فلسفه، پرخاش، اعتراض و تردید سرشارند و ما در لابه‏لاى همین رباعیات به افکار و احوال سراینده‌ى آنها پى مى‏بریم. ناگفته پیداست که از میان صدها رباعى که به خیام نسبت داده‏اند فقط معدودى از آنها مربوط به‏خیام است و مابقى متعلق به کسانى است که همزمان یا بعد از خیام مى‏زیسته‏اند و اعتراضات خود را در قالب رباعى و در پناه نام پُرجسارت خیام سروده‏اند، زیرا یا خود قادر به بیان صریح افکار خود نبوده‏اند و یا اگر قادر بودند جایشان بر فراز دار یا گوشه بیغوله‏ها بود.

رباعى چیست؟

رباعى شعرى است داراى چهار مصرع که از متفرعات بحر هزج است و داراى دو شجره مى‏باشد: شجره «اخرب» که با مفعول شروع مى‏شود و شجره «اخرم» که با مفعولن آغاز مى‏گردد و، بر روى هم، وزن آن لاحول و لاقوه الابالله مى‏باشد. بیشتر شاعران ایران که در قصیده، مثنوى یا غزل تبحر داشته‏اند، به جهت تفنن یا از طریق ارائه ذوق، سرى هم به رباعى زده‏اند؛ چنانکه مثلاً عطار مثنوی‌سرا داراى دوهزار رباعى است که در کتاب «مختارنامه» گرد آمده است یا حافظ غزل‏پرداز تعدادى بین ۲۹ تا ۴۲ رباعى‏دارد. شهرت ابوسعید ابوالخیر، اوحدالدین کرمانى و خیام بیشتر به رباعیات آنها است.

رباعى یکى از ناب‏ترین، زیباترین و پُرمحتواترین قالبهاى شعر فارسى است. عامل پرخاش، اعتراض، فلسفه، حکمت، انتقاد، حتى جمال، در رباعى به مراتب از سایر قالبهاى شعرى قوى‏تر است و شاید بیشتر شاعران پرخاشگر، به ویژه خیام، به همین دلیل قالب رباعى را براى بیان افکار خویش برگزیده‏اند تا بتوانند حرفهاى دل خود را بى‏پرده‏تر و آشکارتر بیان نمایند.

صرف نظر از دوگانه بودن شخصیت خیام، امروز ما مجموعه‏اى از رباعیات به نام خیام در دست داریم. اما همه رباعی‌هاى موجود، محققاً از خیام نیستند.

تشخیص رباعی‌ها:

براى تشخیص رباعی‌هاى خیام از رباعیات منسوب به خیام، محققان پیشنهادهایى نموده‏اند که حاصل و نتیجه این پیشنهادها را بدین‌گونه مى‏توان بازگو نمود:
نخست اینکه، هر چهار رکن یا چهار مصرع رباعى، فکرى واحد و نگرشى یکسان داشته باشند. دوم اینکه، معنى برلفظ غلبه داشته باشد و محتوا و معناى شعر قوى‏تراز صنایع لفظى و ظاهرى باشد. سوم اینکه، مفاهیم وتصویرهاى شعرى خیام معمولاً مشخص است و در واقع این مفاهیم به منزله کلمات کلیدى اشعار خیام است، همان‏گونه که اشعار حافظ را با شناخت کلمات کلیدى مى‏توان از شعر سایر شاعران تشخیص داد. مفاهیمى مانند شک و تردید، پرسش، پرخاش و اعتراض، عصیان و استهزاء در اشعار خیام وجود دارد.
چهارم، غنیمت شمردن دم، وحشت و اندوه از مرگ، تشویش و هول و هراس از مردن.

پنجم، دعوت به عیش و خوشى و استفاده از نقد حاضر، توجه به قدرت سرنوشت و تقدیر از روز ازل و بى‏گناه بودن انسان و توجه به تدبیر.
هر رباعى که واجد چهار شرط از این شرایط پنجگانه باشد مى‏توانیم آن را از خیام بدانیم.

به نکات بالا، چند نکته دیگر باید افزود. اولاً، خیام به جهان مادى و طبیعى که مى‏پردازد، به تدریج از این جهان به جهان متافیزیک یا مابعدالطبیعه راه مى‏یابد. ثانیاً، با کنجکاوى و زیرکى تمام، جهان مابعدالطبیعه را با شک وتردید مى‏نگرد. ضمن اینکه، در بیشتر رباعیات و آثار به‏جای‌مانده از معاصران و محققان بعد از وى، درمى‏یابیم که او مسلمانى معتقد به اصول دیانت بوده است، زیرا لقب «امام» و «حجةالحق» داشته و بسیار بعید به نظر مى‏رسد که درحق یک مرد دور از مذهب چنان تعبیراتى به کار برود.
در اخبار قفطى، از عمر خیام به عنوان «امام خراسان» یاد شده است و مطلب تازه‏اى که درباره احوال او آمده آن است که وى به تعلیم علوم یونان اشتغال داشت و معلمین را از راه تطهیر حرکات بدنى و تنزیه نفس انسانى بر طلب واحد تحریض مى‏کرد. چون اهل زمان بر دین او طعن مى‏زدند، برجان خود بیمناک شد و عنان زبان و قلم را ازگفتار بکشید.

اوضاع عصر خیام

ما از زبان قفطى مى‏توانیم این نکته را دریابیم که اوضاع اجتماعى عصر خیام و جهالت و ناآگاهى مردم زمان وى و سرزنشها و طعنها و آزارهایى که در آن زمان از سوى عامه به خیام رسیده، باعث ظهور رخدادى به نام رباعیات خیام شده است؛ یعنى، این رباعیات در حقیقت پاسخ‌گونه‏اى هستند به تعصبات خشک و بی‌مورد معاصرین خیام.

در تأیید این نظریه، زکریاى قزوینى در کتاب «آثارالبلاد و اخبارالعباد» روایتى دارد که: «یکى از فقها هر روز صبح قبل از برآمدن آفتاب، نزد خیام مى‏رفت و درس حکمت مى‏خواند و چون به میان مردم مى‏آمد از او به بدى یاد مى‏کرد. عمر خیام یک‏بار چند تن را با طبل و بوق در خانه خود پنهان کرد و چون فقیه به عادت خود به خانه وى آمد، فرمان داد تا طبل‏ها وبوق‏ها را به صدا درآوردند. مردم از هر سوى در خانه او گرد آمدند، عمر گفت: اى مردم نیشابور! این فقیه شما است که هر روز از صبحگاه نزد من مى‏آید و درس حکمت مى‏آموزد و آنگاه پیش شما از من به نحوى بد مى‏گوید، اگر من همان باشم که او مى‏گوید، پس چرا از من علم مى‏آموزد و اگر چنین نیست پس چرا از استاد خود به بدى یاد مى‏کند؟»

به شهادت تاریخ، هیچ‏گاه اهل علم و صاحبان فضیلت و حتى پیروان طریقت، از تعدى و تعصب کج‌باوران و متعصبان عصر خود مصون نبوده‏اند و این گروه پیوسته مورد بى‏مهرى و بى‌عنایتى کسانى قرار گرفته‏اند که قادر به تشخیص سخن و کلام و افکار آنان نبوده‏اند و از این‌گونه کج‏اندیشیها درباره اهل فضل و اهل علم در اوراق تاریخ به فراوانى ضبط شده است و مسلماً خیام نیز یکى از کسانى بوده که از کج‌خلقیها و تعصبات مردم زمان خود در امان نبوده‏اند. در این مقوله، اشعار فراوانى از او باقى مانده که دلالت بر همان دلتنگیها و آزردگى او دارد.

فیزیک و متافیزیک

رباعیات خیام را از لحاظ صورى و ظاهرى نیز به چند گروه تقسیم کرده‏اند:
۱-
اشعارى در بى‏وفایى دنیا و سرعت گذشت سالیان عمر.
۲-
اشعارى در بیان محدودیت علوم و معرفت انسانى در مقابل نامحدود بودن واقعیات عالم هستى.
۳-
اشعارى که لذت‌پرستى و خوشى روز را توصیه مى‏کند و حیات موجود را غنیمت مى‏شمارد.
۴-
اشعارى که پوچ و بى‏اساس بودن هستى و حیات را ترویج مى‏کند و نسبت به ماوراء حیات با نظر شک و تردیدمى‏نگرد.(۱۲)
اشعار سه دسته اول– که درباره‌ى بى‏وفایى دنیا، گذراندن سریع‏عمر، محدودیت علم انسان در مقابل نامحدود بودن واقعیات عالم هستى و بالاخره لذت‏پرستى و خوشى آنى است– مشکلى را ایجاد نمى‏کنند، اما اشعار دسته چهارم سؤال‌برانگیز است.
مساله این است که آیا خیام یک شاعر سست‏خیال و نامعتقد به کائنات و دنیاى پس از مرگ و معاد بوده است یا، مطابق گفته قفطى و سایر معاصران وى، مؤمن، خداشناس، «امام حجةالحق على‏الخلق» و «امام خراسان» بوده است؟
در این مورد، تا امروز بحثها و مطالعات بسیار به عمل آمده و در این رهگذر، بعضى از محققان و خیام‏نویسان، به اصل بی‌اعتقادى خیام نسبت به ماوراءالطبیعه نظر داده‏اند و عده‏اى دیگر، او را غیر از این تصور نموده‏اند و حتى گروهى معتقدند که این اشعار، مطلقاً ازخیام نیست. در اینکه خیام شاعرى بى‏باک، گستاخ، جسور و پرخاشگر بوده‏است، شکى نیست، اما اینکه او را یک نفر ملحد، بدکیش و نامعتقد بینگاریم، نظریه‏اى است که همه محققان با آن موافق نیستند.

قرن خیام

چنانکه پیش از این گفته شد، قرن پنجم هجرى، قرن توسعه علوم عقلى و نقلى بوده و در این قرن ریاضیات، نجوم، طب، ادبیات و مطالعات دینى به اوج خود رسید. با این حال، این قرن از تشویشها، اضطرابات، خرافه‏گویى و خرافه‏پرستى و تعصبات خشک، مصون ومحفوظ نبوده است. درست است که در این قرن یکى از بزرگترین مراکز علمى، یعنى مدرسه نظامیه، در نیشابور و چند شهر دیگر فعال بود، اما از تحصیل در مدرسه نظامیه تنها قشرى خاص، یعنى فقط پیروان مذهب شافعى، بنا به خواست خواجه نظام‏الملک، مى‏توانستند بهره‏مند گردند. بنابراین، تشتت آرا و عقاید و پراکندگى افکار و توسعه اوهام و خرافات در نیشابور اندک نبود. از طرفى، این ابرشهر نیز، مثل سایر شهرهاى خراسان، در طول قرنهاى سوم تا هفتم، بارها مورد تهاجم، ویرانى و آتش‏سوزى بوده و در دست سلسله‏هاى مختلف حکومتى، دست به دست مى‏شده است. تظاهرات عامیانه و قشرى‏گرى عوام در بروز روحیه پرخاشگرى و انتقادى خیام بى‏تاثیر نبوده است و پیدا است که انتقامهاى خود را فقط از طریق رباعى‏هایش مى‏گرفت؛ و اگر در رباعى‏هاى دیگر وى رگه‏هایى از انتقاد از آفرینش و ماوراءالطبیعه مى‏بینیم، به نظر نگارنده این سطور، نه به دلیل بى‏اعتقادى وى نسبت به عالم هستى است، بلکه نوعى تعنت و مقابله به مثل و پاسخ به لجبازیهاى عوامانه و قشرى‌مآب‌هاى ماجراجو بوده است. رباعى‏هاى مأیوسانه وى به دلیل عدم اعتقاد او به کائنات نیست، بلکه، به گونه‏اى، پوچى و بى‏محتوا بودن ناسازگاریهاى حیات را از نظر خود بازگو کرده است.
مسلم است که این مقاله در رد نظریات محققان و منتقدان آثار خیام یا خیامى نیست، اما نگارنده آن معتقد است که در طول قرنهاى بعد از خیام، این ریاضى‏دان شاعر بارها و بارها مورد بى‏عنایتى منتقدان متعصب قرار گرفته، به طورى که هنوز شخصیت این مرد در هاله‏اى از ابهام و ناشناسى باقى مانده است.

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:46

 

 

اولین ازدواج وی با دختردایی خود مریم (صفیه، تاجماه) بود که رضاخان ۹ سال با این زن زندگی کرد تا اینکه مریم هنگام نخستین زایمان خود درگذشت و از او دختری به نام همدم (فاطمه) که بعد به همدم‌السلطنه ملقب گردید، باقی ماند.

تاج‌الملوک پهلوی (دومین همسر رضاخان) در مورد اولین ازدواج همسرش (رضاخان) در کتاب خاطرات ملکه مادر می‌گوید: «البته این موضوع را سالها نمی‌دانستم، تا بعد از شاه شدن رضا. او آن را از من پنهان کرده بود. حالا تاریخش را به خاطر ندارم. ولی یادم هست که یک روز دختری را همراه خودش به کاخ شهر آورد و گفت: ”این دخترم است. بعد برایم مشروحاً تعریف کرد که موقع خدمت در آتریاد همدان با یک زن همدانی به نام صفیه ازدواج موقت کرده و این دختر حاصل آن ازدواج است. من این زن (صفیه) را هرگز ندیدم.“ بعدها همدم‌السلطنه تنها فرزند اولین همسر رضاخان به ازدواج هادی (حدیکجان) آتابای (فرزند پدرخوانده رضاخان) درآمد و این وصلت عاملی برای حضور مداوم خانواده آتابای در دربار پهلوی شد.»

همسر دوم رضاخان تاج‌الملوک فرزند ”میرپنج تیمورخان آیرملو“ افسر مهاجر قفقاز بود. رضاخان هنگام ازدواج با تاج‌الملوک در سال ۱۲۹۴ شمسی درجه یاوری (سرگردی) داشت و از او دارای چهار فرزند به نامهای شمس (۱۲۹۶ش)، محمدرضا و اشرف (۱۲۹۸ش) و علیرضا (۱۳۰۱ش) شد. تاج‌الملوک پس از فوت رضاشاه با غلامحسین صاحب دیوانی ازدواج کرد.

صاحب دیوانی در واقع هم سن و سال پسر تاج‌الملوک بود و عضو یکی از شاخه‌های خانواده متنفذ قوام‌الملک شیرازی در استان فارس به شمار می‌آمد. غلامحسین خان صاحب دیوانی پس از این وصلت مدارج ترقی را طی نمود و خیلی زود به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب گردید.

تاج‌الملوک پس از وقایع شهریور سال ۱۳۲۰ به منظور کسب قدرت بیشتر گاه و بیگاه در سیاست دخالت می‌کرد و از هیچ نقشی برای مطرح کردن علیرضا کوچکترین فرزند خود در برابر محمدرضا پهلوی فروگذار نمی‌کرد. ” ارنست آر. اونی“ عضو مؤثر سازمان سیا که در سال ۱۹۷۶ میلادی گزارشی پیرامون ” نخبگان و توزیع قدرت در ایران“ تهیه کرده است، می‌نویسد: «تاج‌الملوک زمانی درصدد اجرای توطئه‌ای علیه محمدرضا بوده تا فرزند دیگرش علیرضا را به جای وی بر تخت سلطنت بنشاند.» (علیرضا پهلوی تنها برادر تنی محمدرضا شاه بود که در سال ۱۳۳۳ شمسی در یک سانحه مشکوک هوایی کشته شد).

در سال ۱۳۰۰ شمسی رضاخان تصمیم به ازدواج مجدد می‌گیرد. این بار همسر سوم وی ملکه توران (قمرالملوک) دختر عیسی خان مجدالسلطنه امیرسلیمانی و نوه مهدیقلی خان مجدالدوله از رجال دربار قاجار بود. رضاخان در این سال که مسئولیت وزارت جنگ را به عهده داشت با این ازدواج با خانواده قاجار پیوند خورد. رضاخان برای اینکه همسرانش از هم دور باشند و حسادتهای زنانه باعث بروز مشکلات ویژه‌ای برایش نشود، خانه‌ای جدید در حوالی چهارراه پهلوی برای ملکه توران احداث نمود.

تاج‌الملوک همسر دوم رضاخان و مادر محمدرضا در کتاب خاطرات ملکه مادر در مورد ملکه توران می‌گوید: «هیچ زنی چشم دیدن هوو را ندارد. بنابر این بنده را متهم به حسادت و این جور حرفها نکنید. من هم مثل همه زنها از هوو خوشم نمی‌آید. اما راه دیگری نداشتم و ناگزیر بودم به خاطر رضایت شوهرم کوتاه بیایم و شرایط را تحمل کنم. این دختر (توران) دماغی بسیار پرنخوت و سر پر بادی داشت. با آنکه در کمال خوشحالی و رضایت تن به ازدواج داده بود، پس از ازدواج و تولد غلامرضا (۱۳۰۲ش) بنای ناسازگاری را گذاشت و هنرش این بود که رضا را تحت تسلط خود درآورده و او را وادار کند تا مرا از قصر بیرون بیندازد و خودش ملکه ایران شود. رضا نتوانست این زن خودپسند را تحمل کند و پس از تولد غلامرضا او را طلاق داد و فرستاد دنبال کارش.»

توران پس از طلاق از رضاخان در سال ۱۳۰۲ شمسی، تا سال ۱۳۲۲ ازدواج نکرد. سپس با بازرگان ثروتمندی به نام ذبیح‌الله ملکپور وصلت نمود و تا هنگام مرگ رضاشاه به همراه تنها فرزندش غلامرضا پهلوی در یکی از عمارتهای دربار زندگی می‌کرد. وی پس از انقلاب اسلامی مدتی در آلمان به سر برد و در سال ۱۳۷۳ شمسی در پاریس در خانه سالمندان فوت کرد.

رضاخان درصدد بود تا پس از توران امیرسلیمانی همسر چهارمی برگزیند. برای این منظور از طریق امیرلشکر خدایارخان خدایاری با عصمت‌الملوک دولتشاهی دختر غلامعلی میرزا مجلل‌الدوله دولتشاهی که بعدها از سوی رضاخان به سمت ریاست تشریفات داخلی دربار پهلوی منصوب شد، آشنا گردید و پس از چندی وی را به عقد خود درآورد.

عصمت‌الملوک از سال ۱۳۰۲ که وارد دربار شد تا تاجگذاری رضاخان در سال ۱۳۰۵، سه فرزند به نامهای عبدالرضا (۱۳۰۳ش)، احمدرضا (۱۳۰۴ش) و محمودرضا (۱۳۰۵ش) و سالهای بعد دو فرزند دیگر با نامهای فاطمه (۱۳۰۷ش) و حمیدرضا (۱۳۱۴ش) به دنیا آورد.

عصمت‌الملوک دولتشاهی به هنگام تبعید رضاشاه، همراه وی به جزیره موریس رفت و پس از چند ماه به تهران بازگشت. وی از ابتدا وارد سیاست نشد. اما از نفوذ خود در به کار گماردن اقوام خویش در پستهای پر درآمد استفاده شایانی کرد. پس از مرگ رضاخان در ویلای شخصی خود در شمیران اقامت کرد. پس از انقلاب اسلامی در تهران ماند و در سال ۱۳۷۴ شمسی در سن ۹۰ سالگی درگذشت.

عکس‌ها از سایت موسسه تاریخ معاصر ایران برگزیده شده است.

 

منبع:ایران شف

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:44

آدام اسمیت (۵ ژوئن ۱۷۲۳ – ۱۷ ژوئیه ۱۷۹۰) فیلسوفی اسکاتلندی بود که از او به عنوان پیشروی اقتصاد سیاسی یاد می‌شود. وی همچنین از نظریه‌پردازان اصلی نظام سرمایه‌داری مدرن به شمار می‌رود؛ اسمیت ایده‌های خود راجع به اقتصاد را در کتاب خود ثروت ملل به تفصیل شرح داده است.

آدام اسمیت در سال ۱۷۲۳ در اسکاتلند در شهر کرک‌کالدی(Kirkcaldy)، در نزدیکی ادینبورگ انگلستان، دیده به جهان گشود. پدر وی که مأمور بازرسی از گمرک بود، مدتی پس از تولّد وی، دار فانی را وداع گفت و وظیفه سرپرستی آدام اسمیت را مادرش برعهده گرفت. وی در ۴ سالگی، توسط کولی‌ها دزدیده شد؛ ولی با پیگیری‌های عمویش نجات یافت و به آغوش خانواده‌اش بازگشت. او در دوران کودکی در بازی‌های کودکانه همسالان خود شرکت نمی‌کرد و عموماً در بیماری به‌سر می‌برد؛ تا اینکه دوران کودکیش را با مشقّت و بیماری پشت سر گذاشت و پس از گذراندن آموزش‌های اولیه در سن چهارده ‌‌سالگی، وارد دانشگاه گلاسکو شد و به تحصیل فلسفه اخلاق پرداخت. وی این دوره را تحت نظر فیلسوف بزرگ، فرانسوا هاچسن گذرانده و در سن هفده سالگی با مدرک فوق لیسانس، فارغ‌التحصیل شد؛ البته او در دوره سه ساله دانشگاه آکسفورد نیز شرکت داشته است. سپس اسمیت به شهر خود بازگشت و با تشکیل کلاس‌های آزاد، به‌مباحثی چون آیین‌های سیاسی، جامعه‌شناسی و اقتصاد، شهرت علمی خویش را تثبیت کرد.

او در سال ۱۷۵۱، به‌سمت استادی دانشگاه گلاسکو منصوب شد و به‌تدریس درس فلسفه اخلاق (که در آن به مباحث علوم اجتماعی مبادرت داشت)، پرداخت. او در سال ۱۷۵۹، اولین اثر عظیم علمیش را به‌نام نظریه احساسات اخلاقی (که هیچ ربطی به علم اقتصاد ندارد)، خلق نمود. وی در این کتاب که موضوع آن اخلاق است، به اخلاق مسیحیت آن زمان حمله می‌کند و برمسائلی چون وعد و وعید برای جهان آخرت می‌تازد و در نظریه‌اش فکر ضد فئودالی مساوی بودن کلیه انسان‌ها را به نمایش می‌گذارد. این کتاب، پس ازقرن هیجدهم تقریباً از خاطره‌ها زدوده شد.

او در سال ۱۷۶۳، پس از دریافت یک پیشنهاد برای تدریس خصوصی برای دوک بوکلو، که یکی از اشراف زمانه خود بود، از دانشگاه استعفا داد و خانواده‌ی بوکلو را به‌مدت سه سال، در سفری در قاره اروپا، همراهی کرد. در طی این سفر بود که در کشور فرانسه، با چهره‌های سرشناس آن‌روز مثل فرانسوا کنه، تورگو، ژان ژاک روسو و ولتر آشنا شد.[۲] وی پس از پایان مسافرت، نگارش کتاب ثروت ملل را آغاز نمود. نگارش این کتاب، که دوازده سال به‌درازا کشید و در زمان حیاتش به‌زبان‌های دانمارکی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی و اسپانیایی ترجمه شد، یک انقلاب علمی در جهان محسوب می‌شود.

آدام اسمیت هیچ‌گاه ازدواج نکرد و تا جایی‌که در تاریخ ثبت شده، به‌طور جدی با هیچ زنی ارتباط نداشته است. او تا شش سال مانده به پایان عمرش که زمان فوت مادرش بود، با مادرش زندگی می‌کرد. او با یکی از معاصران و دوستان صمیمی خود، دیوید هیوم و بیشتر نخبگان زمانه خود، ارتباطات علمی داشت و در جلسات آنان شرکت می‌کرد.

او بالاخره در ۱۷ جولای ۱۷۹۰ دیده از جان فروبست و به‌علّت تأثیرات انقلاب فرانسه، مرگ او در چشم هیچ‌کس مهم نیامد و او را در گوری که بر آن نوشته شده است “آدام اسمیت نویسنده ثروت ملل اینجا خفته است”، دفن کردند.

 

ثروت ملل

کناب ثروت ملل اسمیت که هنوز به‌عنوان مهمترین کتاب اقتصادی جهان محسوب می‌شود، تلاش جامعی در تحلیل کارکرد یک اقتصاد سرمایه‌داری آزاد است. بنا به‌عقیده مورخان اقتصاد، تقارن انتشار این کتاب و اعلان استقلال امریکا، امری تصادفی نیست. در این کتاب، آدام اسمیت مرزهای اقتصاد را آن‌قدر گسترش می‌دهد، تا حوزه‌های دیگری مانند علوم‌ سیاسی و حتی مردم‌شناسی را نیز پوشش دهد. وی کتاب را در پنج جلد نگاشته، که فقط دو جلد اول کتاب، به‌طور واقعی الهام‌بخش نسل‌های بعدی شده است. وی در این دو جلد، علت بنیادی ثروت ملت‌ها را معرفی می‌کند؛ اما جلدهای سوم تا پنجم، پیرامون موضوعاتی است، که فرد انتظار ندارد آن‌ها را در یک کتاب اقتصادی بیابد.

در سرتاسر کتاب، سه اصل اساسی به‌وضوح مشهود است:

تقسیم کار؛ او تمام اقتصاد جهان را به‌مثابه یک کارخانه بزرگ تلقی می‌کند؛ که پایه آن تقسیم کار است.

آزادی بشر؛ وی معتقد است که سیاست‌های اقتصادی، نباید به‌علایق اشخاص و یا یک طبقه خاصّ بستگی داشته باشد؛ بلکه باید منافع عموم جامعه را در نظر بگیرد.

تلاش برای منافع عمومی جامعه؛ اگرچه آدام اسمیت یک بدگمانی عمیقی درباره رفتار بازرگانان و قانون‌گذاران داشت و وظیفه دولت را تأمین آن دسته از خدمات اجتماعی می‌دانست که بخش خصوصی قادر یا مایل به انجام آن نیست.

اسمیت یک مدافع اقتصاد آزاد، تجارت آزاد و تحرّک آزاد نیروی انسانی و کالاها و آزادی عملکرد بازار بود. او در کتابش به تقسیم کار، پول، ارزش و قیمت، توزیع درآمد، تراکم سرمایه و توسعه‌ی اقتصادی، نظام فئودالی و تحوّل آن به نظام سرمایه‌داری، نظام‌های گوناگون اقتصاد سیاسی و نقش دولت می‌پردازد.

 

آرای اسمیت[۳]

 نظریات اسمیت یک زیربنای روان‌شناسی به‌نام نفع شخصی دارد. در دیدگاه او، محرّک اساسی فعالیت‌های اقتصادی “نفع شخصی” است.

لازم به‌ذکر است برخی از اقتصاددانان چون “شومپیتر”، اعتقاد دارند که نظریات اسمیت، از ترکیب تفکرات فلاسفه و سیاست‌مدارن ایجاد شده است.[۴]

خلاصه‌ای از نظریات وی در بخش‌های مختلف اقتصاد، بدین شرح است:

نظریه تولید؛ او برای اولین بار با اهمیت دادن به نیروی کار، از انرژی و قدرت انسانی، به‌عنوان یکی از منابع ثروت اقتصادی نام می‌برد. همین امر باعث شد که دانشمندان بعدی به این مهمّ اهمیت بیشتری دهند. وی می‌خواست عامل کار را در مقابل قوای طبیعت، به‌عنوان مهم‌ترین محرّک تولید بشناساند. درواقع، زمین و سرمایه، بدون کمک و همکاری نیروی کار، قادر به تولید کالایی نخواهند بود.

 

تقسیم کار؛ اسمیت معتقد است که نیروی کار، هنگامی در فرایند تولید مؤثر خواهد بود، که تقسیم کار، به‌مرحله اجراء درآید. به این‌صورت که برای تهیه هر کالا، هر جزء از آن کالا را فردی به‌عهده بگیرد؛ برای مثال در یک کارخانه سنجاق‌سازی، با تقسیم کار، ده کارگر در هر روز می‌توانند ۴۸۰۰۰ سوزن تولید کنند. در صورتی‌که اگر تقسیم کار صورت نپذیرد، شاید هر فرد، توانایی تولید بیش از بیست سنجاق را نداشته باشد. تقسیم کار سبب می‌شود بهره‌وری و مهارت نیروی کار به‌طور نسبی افزایش یابد. علاوه‌بر این، تعداد زیاد ماشین، سبب تسهیل و سادگی کار شده و در زمان صرفه‌جویی خواهد شد.البته خود اسمیت انجماد و رکود فکری را جزء عیوب تقسیم کار می‌دانست. 

نیروی کار مولد و غیر مولد؛ وی نیروی کار مولّد را در حیطه کالا پنداشته و از خدمات، نامی نمی‌برد. او در کتابش، کار صنعت‌گران و بازرگانان را به‌اندازه کشاورزان، مولّد نمی‌دانست. در واقع او نتوانسته بود ارزش خدمات را درک کند؛ در حالی‌که اقتصاد امروز، تولید را در دو عرصه کالا و خدمات تقسیم‌بندی می‌کند.

 نظریه ارزش مبادله؛ اسمیت در فصول ششم و هفتم کتاب خود، به بررسی نظریه ارزش می‌پردازد. او در این فصول، ارزش مبادله کالاها را ناشی از دو چیز می‌داند: کمیابی و کار. به‌طور طبیعی، کالاهایی که دارای ارزش استفاده زیاد هستند، غالبا از دیدگاه مبادله، دارای ارزش کم و یا در برخی موارد، فاقد ارزش‌اند؛ برعکس، کالاهای دارای ارزش مبادله‌ی زیاد، عموما ارزش استفاده زیادی ندارند؛ مثلا الماس که استفاده چندانی هم ندارد، در مقایسه با آب که ارزش استفاده بسیار بالا و حیاتی دارد، از قیمت بسیار بالاتری نسبت به آب برخوردار است. در حالی‌که قیمت آب، تقریبا ناچیز است. ارزش مبادله در مثل آب و الماس، مربوط به ‌کمیابی کالا است؛ یعنی قیمت بالای الماس، ناشی از کمبود آن نسبت به آب است.

کار یکی دیگر از مسائلی است که به کالاها ارزش مبادله می‌بخشد. وی اعتقاد دارد که قیمت طبیعی یا ارزش واقعی هرکالا، برای کسی که می‌خواهد آن‌را به‌دست آورد، معادل زحمت و رنجی است، که برای تحصیل آن متحمل شده است. اگر شخص تولیدکننده بخواهد کالای تولیدی خود را با کالای دیگری مبادله کند، قیمت کالا، معادل مقدار کاری خواهد بود که صرف تولید شده است. بنابراین کار، معیار ارزش مبادله تمام کالاها است.

 نظریه توزیع ثروت؛ آدام اسمیت در نظریه توزیع ثروت، سه عامل را دخیل می‌داند:

دستمزد؛ نرخ دستمزد، در اکثر موارد، با تعادل عرضه و تقاضای آن به‌دست می‌آید. در کتاب ثروت ملل رابطه میان دستمزد و رشد جمعیت نیز مورد بررسی قرار گرفته است،

بهره؛ هرگاه یک فرد مازاد بر احتیاجات معیشتی خود، دارای ذخایر مالی باشد، می‌کوشد تا از این ذخایر برای کسب درآمد استفاده کند. البته اسمیت میان سود و بهره، تفاوتی قائل نیست و از سود، به‌عنوان بازدهی‌ای که شامل بهره و پاداش مخاطره(ریسک سرمایه)است، نام می‌برد.

اجاره زمین؛ وی اعتقاد دارد که اجاره زمین، سهم مالک از تولید ملّی است.

 

نظریه رشد و توسعه اقتصادی؛ اولین نظریه رشد در مکتب کلاسیک، توسط اسمیت ارائه شده است. در این نظریه، مباحث زیر مطرح است:

-  تولید تابع عوامل تولید است؛

-  سرمایه‌گذاری تابع سود است؛

-  تراکم سرمایه موجب پیشرفت فنی می‌شود؛

-  سود، به عرضه نیروی کار و سطح تکنیک بستگی دارد؛

-  تعداد کارگران فعّال، به‌میزان دستمزد(سهم عامل کار از درآمد ملی) بستگی دارد؛

-  دستمزد به حجم سرمایه‌گذاری بستگی دارد.

وی پروسه رشد اقتصادی را در نظام سرمایه‌داری می‌بیند. از نظر وی، سرمایه‌داری، نه تنها منابع تولیدی را در جهت باارزش‌ترین کاربردها هدایت می‌کند، باعث رشد و پیشرفت اقتصادی نیز می‌شود. رفاه اقتصادی به ظرفیت تولیدی بستگی دارد؛ ظرفیت تولیدی هم به نوبه‌ی خود، به انباشت سرمایه و تقسیم کار وابسته است. با تقسیم کار و تخصّص نیروی انسانی، بهره‌وری کار بالا رفته و درآمد واقعی افزایش می‌یابد. با افزایش درآمد، سود زیاد شده و پس‌انداز و سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد؛ که خود، باعث پیشرفت در شیوه فنّی تولید خواهد شد. در نتیجه، هزینه‌ها کاهش یافته و میزان سود را افزایش می‌دهد و پس‌انداز و سرمایه‌گذاری بیشتر، ممکن می‌شود. از طرف دیگر، با ازدیاد سرمایه‌گذاری، تقاضای نیروی کار شدت می‌پذیرد و در وضعی که عرضه نیروی کار ثابت باشد، دستمزد واقعی بالا رفته و در حدی بالاتر از سطح معیشتی دستمزد قرار می‌گیرد. به‌مرور زمان، جمعیت رشد می‌کند و عرضه نیروی کار را بالا می‌برد و دستمزد واقعی را به اندازه‌ی پیشین، یعنی حد معیشتی، تنزل می‌دهد. با افزایش عرضه نیروی کار میزان سود دوباره بالا رفته و بر مقدار پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌افزاید. هرگاه میزان پیشرفت فنّی در حد افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و در نتیجه، تقاضای نیروی کار از رشد جمعیت و عرضه آن پیشی گیرد، میزان دستمزد روند صعودی خواهد داشت و در هر مرحله، به‌علت رابطه‌ی مستقیم بین انباشت سرمایه، بهره‌وری کار و میزان تولیدات واقعی، می‌توان بیان داشت که رشد تولید سرانه از مصرف سرانه بیشتر است. از این‌رو اقتصاد اسمیت دارای رشد ثابت و منظمی خواهد بود.

 

دست نامرئی

اسمیت اعتقاد دارد در اقتصاد بازار، بازار به‌صورت غیر متمرکز به تنظیم روابط عرضه و تقاضا پرداخته و در شرایط رقابت کامل، وضعیت موجود را به‌طور خودکار تعدیل می‌نماید. در این نظام نیاز، باعث ایجاد تولید گشته(یعنی یک دست نامرئی، نیازمند را به‌سمت تولید می‌کشاند) و هیچ نیازی به دستور برای تولید نیست. در این نظریه، اگر تولیدکنندگان، کالاها را گران‌تر از قیمت بازار بفروشند، موجب ورود تولیدکنندگان دیگر به تولید آن کالا خواهند شد. در نتیجه، وفور کالا ایجاد شده و سپس قیمت کاهش می‌یابد(فشار دست نامرئی برای کاهش قیمت). دست نامرئی سبب تخصص در تولید، تعیین قیمت توسط بازار و تصحیح رفتارهای غیر اقتصادی در جامعه خواهد شد. همین امر دلیلی برای بی‌نیازی سیستم اقتصاد آزاد به عدم دخالت دولت در بازار است.

نظریه دست نامرئی آدام‌ اسمیت،‌ براساس این فرض‌ بنا شده که مردم‌ عقلانی‌ عمل‌ می‌کنند و برمبنای اصالت فرد، در همه‌ اوقات‌ سعی‌ می‌کنند رفاه‌ و منافع شخصی خود را ارتقا دهند.

این نظریه، از نظریه دست راهنمای “هوچسن” در فلسفه اخلاق اخذ شده؛ که اعتقاد دارد تصمیمیات غریزی افراد، با به‌کار بستن عقل سلیم و از طریق دخالت الهی، منجر به نتایج اجتماعی مطلوبی خواهد شد؛ البته اسمیت رسیدن به نتایج مطلوب را بدون دخالت الهی و فقط از طریق تعقیب منافع شخصی توسط افراد در شرایط رقابت کامل، میسر می‌داند؛ هرچند افراد، قصد تأمین آن‌را نداشته باشند.

 

نقش دولت

وی برای دولت سه وظیفه قائل است:

-  ایجاد شرایطی که از طریق آن، دولت، امنیت خارجی کشور را تأمین کند.

-  تأسیس و اداره‌ی سازمان‌هایی که امنیت داخلی کشور را تأمین می‌نماید.

-  تولید برخی از کالاهای عمومی و فراهم آوردن خدمات اجتماعی که بخش خصوصی به‌طرزی سودمند نتواند آن‌ها را تولید و یا ارائه نماید.

وی با توجه به اینکه عموما حمایت از صنایع داخلی باعث ایجاد انحصار می‌گردد اعتقاد داشت که دخالت دولتها باعث انحصار و در نتیجه بالا رفتن قیمت‌ها خواهد شد؛ که این امر رفاه عمومی را کاهش خواهد داد.[۵]

 این نظریه با به‌وجود آمدن بحران بزرگ خدشه‌دار شد و نظریه دخالت دولت کینز، لزوم حمایت دولت از اقتصاد را در شرایط بحرانی تأیید کرد.

 

تجارت خارجی[۶]

اسمیت در کتاب ثروت ملل در مورد تجارت خارجی معتقد است، در مبادلات خارجی هر دو کشور سود می‌برند. نظریه تجارت خارجی اسمیت، براساس اصل تقسیم کار بین‌المللی بنا شده است. در این نظریه، نفع هر کشور در این خواهد بود که کالا را ارزان بخرد و کالایی را صادر کند، که هزینه تولید آن کمتر از قیمت جهانی است. البته اسمیت ذخیره طلا و نقره را متّضمن پیشرفت اقتصادی نمی‌داند.

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:42
ظهور و گسترش شنا، ریشه در احتیاجات عصر انقلاب صنعتی و شهرنشینی اواخر قرن نوزدهم دارد. این توسعه ابتدا از انگلستان آغاز شد و از آنجا به قاره اروپا و آمریکا و سرانجام به همه دنیا گسترش یافت.


ظهور و گسترش شنا، ریشه در احتیاجات عصر انقلاب صنعتی و شهرنشینی اواخر قرن نوزدهم دارد. این توسعه ابتدا از انگلستان آغاز شد و از آنجا به قاره اروپا و آمریکا و سرانجام به همه دنیا گسترش یافت.

اولین استخرهای سرپوشیده به ترتیب در شهرهای لیورپول ۱۸۳۸، وین ۱۸۴۲ و برلین ۱۸۵۵ ساخته شد و بعد از آن اولین تشکیلات شنا شکل گرفت.

در سال ۱۸۶۹ برخی از باشگاههای لندن به انجمن شنای «متروپولتین» پیوستند که در سال ۱۸۷۴ به انجمن شنای بریتانیا تبدیل شد. در سال ۱۸۸۴ اتحادیه شنای آماتور شکل گرفت و دو سال بعد با انجمن شنای بریتانیا تلفیق شده، «انجمن شنای آماتور بریتانیا- ASA» را پدید آوردند.

سرانجام با عبور کاپیتان متیو وب از کانال مانش در سال ۱۸۷۵ و پدید آمدن باشگاهها و فدراسیونها در کشورهای مختلف اروپا، آمریکا و استرالیا، شنا محبوبیت یافت وارتباطات و مسابقات بین‌المللی شروع شد.

در آن زمان رشته‌های شنا تا بدین حد متنوع نبودند. تا مدتها شنای قورباغه و شناهایی که از شنای قورباغه نشات گرفته بود مثل شنای زیربغل و شنای پشت حکمفرما بودند. بعدها شنای انگلیسی پهلو دست بالا به وجود آمد که هنگام استراحت، دست بالا قرار می‌گرفت.

تروجن با مشاهده بومیان آمریکایی، استراحت دست را به تناوب، خارج از آب قرار داد و این شنا را با یک ضربه پای قورباغه ترکیب کرد.

پیشرفت بعدی اجرای دو ضربه پا در یک دور شنا بود یعنی یک ضربه در هر حرکت دست که موجب کوتاهتر و سریع شدن حرکات دست شد. بعدها ضربه عمودی پا جایگزین ضربه پای شنای قورباغه شد و شنای کرال سینه متولد شد. ریچارد کاویل استرالیایی این حرکت را در اوایل قرن بیستم با نام ضربه کرال استرالیایی با چهار ضربه پا معرفی کرد و در سال ۱۹۵۶ هموطن او سسیل هیلی این حرکات را به اروپا برد. در همین زمان کرال در آمریکا پیشرفت کرد و بالاخره شیوه آمریکایی شش ضربه پا جهان را فتح کرد.

شنای پشت هم همین الگو را دنبال می‌کرد تا سال ۱۹۰۸ شیوه سُنتی شنای پشت حاکم بود ولی از المپیک ۱۹۱۲ قهرمانان تنها کرال پشت را اجرا کردند.

تا قبل از ساخت سکوی شیرجه، شناگران در آب «استارت» می‌زدند یعنی قبل از شروع مسابقه در آب می‌ایستادند یا دراز می‌کشیدند.

در سال ۱۹۳۳ یک آمریکایی به نام «هنری میوز» نوع جدیدی از شنای قورباغه را در مسابقات به نمایش گذاشت او زمان استراحت (Recovery)، دست‌ها را مانند کرال سینه خارج از آب قرار می‌داد و شنای پروانه را توسعه داد. نزدیک به دو دهه فرق زیادی بین این روش و قورباغه قایل نبودند، کاربرد هر دو شیوه در شنای قورباغه بود و حتی شناگر می‌توانست هنگام مسابقه یکی را به دیگری تبدیل کند. اما این شیوه درگیری‌های زیادی ایجاد کرد.

تا آنجا که مجله سویمینگ تایمز این‌گونه از المپیک ۱۹۴۸ لندن گزارش داد:

«توفان جدیدی وزیدن گرفته است که می‌تواند به شکاف درفینا منجر شود.»

هشدار سویمینگ تایمز از آنجا بود که هفت نفر اول شنای ۲۰۰ متر قورباغه در فینالی که در ویمبلی برگزار شد از شنای پروانه استفاده کرده بودند و به این ترتیب بگومگوهای شدیدی در کنگره فینا بوجود آمد.

سرانجام از بین ۷۳ رای دهنده در فینا ۴۲ نفر رای بر جدایی شنای پروانه از شنای قورباغه دادند و اعلام کردند تدوین قوانین و مقررات مسابقات شنا باید به «سازمان اداری فینا» ارجاع شود.

سازمان اداری فینا در هشتم اگوست ۱۹۴۸ پیشنهاد کنگره را پذیرفت. اما IOC از افزایش برنامه شنای المپیک خودداری کرد. ریتر دبیر افتخاری فینا در ۱۱ آگوست ۱۹۴۸ در نامه‌ای به همه اعضای سازمان اداری از آنان خواست تصمیم جدی اتخاذ کنند.

از میان ده عضو، نه عضو به درخواست ریتر پاسخ دادند که سه نفر شنای پروانه را شنایی کاملاً جدید و مجزا از قورباغه دانستند و شش عضو آن را هم‌ردیف شنای قورباغه می‌دانستند. به این ترتیب با وجود مخالفت رییس وقت فینا، باز هم دو شیوه شنا به شنای قورباغه رسمیت یافت.

در سال ۱۹۳۵ جک سیگ شناگر آمریکایی نوعی ضربه پا مانند دم ماهی را ابداع کرد او و مربی‌اش آرم بروستر شنای «دولفین قورباغه‌ای» را به وجود آوردند. این نوع شنا به دلیل شکل عمودی حرکتش تا سال ۱۹۵۲ به عنوان شنای پروانه و زیر مجموعه شنای قورباغه محسوب می‌شد. سرانجام در کنگره فینا که به مناسبت المپیک هلسینکی برگزار شد، شنای قورباغه و پروانه از هم جدا شدند و شنای دلفینی با نام شنای پروانه پذیرفته شد.

در مسابقات المپیک ۱۹۵۶ هنگامی که ما سارویورکاوا قهرمان المپیک و چند تن دیگر از شناگران بیشتر مسیر را در زیر آب شنا کردند مشکلاتی جدید شکل گرفت. کنگره فینا تصمیمی جدید اتخاذ کرد که به دنبال آن شنای زیرآبی حذف شد و شناگران موظف شدند هنگام هر شروع و برگشت سر خود را به شکلی قرار دهند که آب را بشکافد. فقط در شنای قورباغه فرو رفتن در آب مجاز بود ولی در هر دو (چرخه) سر باید یکبار آب را می‌شکافت. کنگره فینا در المپیک ۱۹۸۸ تصمیم گرفت شنای زیرآبی را به میزان حداکثر ۱۵ متر مجاز بشمارد چون در این دوره استفاده از ضربه دولفین در شنای کرال پشت افزایش یافت.

پرافتخارترین شناگر المپیک در همه دوره‌ها، مارک اسپتیز آمریکایی بود که در بازیهای مونیخ موفق به کسب هفت مدال طلا شد که چهار مدال انفرادی و سه مدال در رقابتهای امدادی و همراه با سایر هم تیمی‌هایش بود.

در بین زنان نیز کریستین اتو با کسب شش مدال طلا در المپیک ۱۹۸۸ سئول که شامل چهار طلای انفرادی و دو طلای امدادی بود پرافتخارترین زن در مسابقات شنای المپیک محسوب می‌شود.

برخی از مسابقاتی که در حال حاضر فینا برگزار می‌کند عبارتند از:

▪ مسابقات شنای قهرمانی جهان

▪ مسابقات جام جهانی شنا

▪ مسابقات نخبگان شنای جهان

▪ مسابقات جهانی شنا در استخرهای کوتاه مسیر (۲۰ مسیر)

● ورزش شنا در ایران

ورزش شنا البته به صورت مدرن آن، در ایران دارای قدمت زیادی نیست و در طی سالیان فعالیت این رشته ورزشی شناگران ایران به افتخار چندانی در عرصه مسابقات آسیایی و جهانی دست نیافته اند. در گذشته مکان هایی شبیه استخر سرپوشیده در حمام ها می ساختند به نام چاله حوض. طول این چاله حوض ها که حداکثر از ۱۰ متر تجاوز نمی کرد، برای شنا کردن و آب بازی بود. در اطراف چاله حوض ها، سکوهایی به ارتفاع ۲ تا ۳ متر وجود داشت که از بالای آن به درون آب می پریدند و عملیاتی مانند پشتک و وارو انجام می دادند.

روشنایی چاله حوض ها از سوراخ کوچکی که در سقف بود، تأمین می شد.در این گونه آبگیرهای غیربهداشتی، هیچ گونه مقرراتی وجود نداشت و هر کس می توانست قبل از استحمام یا پس از آن وارد چاله حوض شود و به آب بازی و شنا بپردازد. تا سال ۱۳۱۴ که در باغ فردوس شمیران و منظریه استخر احداث گردید جز در اردوگاه نظامی اقدسیه تهران، استخری وجود نداشت.از سال ۱۳۱۴ و در استخر منظریه تهران ورزش شنا به شکل اصولی تمرین داده می شد.

اولین استخر شنای ۵۰ متری تهران در سال ۱۳۱۹ در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی) احداث گردید. فدراسیون شنا در سال ۱۳۳۵ تأسیس شد و نصرت اله شاهمیر به عنوان اولین رئیس فدراسیون منصوب گردید.

در طی سالیان حضور ایران در رقابت های مختلف تنها مقام های شاخص بدست آمده توسط ورزشکاران ایران در شنا، شیرجه و واترپلو، مدال برنز تقی عسگری در مسابقه های شیرجه بازی های آسیایی و مدال طلای تیم واترپلو ایران در بازی های آسیایی ۱۹۷۴ تهران است.


سایت پارس اسپورت
چهارشنبه 9/6/1390 - 9:40

میرزا قاسمى اغلب با کته و ماهى شور روى پلو گذاشته شده یا با ماهى دودى و ترشى هفت بیجار خورده مىشود

مواد لازم

۱_ بادنجان درشت غیر تخمى _ ۱۰ عدد (۲ کیلو)

۲_ تخم مرغ _ ۳ تا ۴ عدد

۳_ سیر _ یک و نیم بته

۴_ نمک و فلفل _ به اندازه کافى

۵_ در صورت تمایل گوجه فرنگى متوسط _ ۳ عدد

۶_ روغن یا کره _ ۲۰۰ تا ۲۵۰ گرم

۷_ زرد چوبه _ نصف قاشق چاى خورى

طرز تهیه

بادنجان ها را شسته با نوک کارد پوست آن ها را یک چاک میدهیم, آنها را روى آتش ذغال یا در کف فر کباب میکنیم تا بحدى که کاملا پخته شود. پوست و سر بادنجان را میگیریم. اگر تخمى باشد تا حد امکان تخم آنرا جدا مىنماییم سپس با نوک قاشق آنرا تکه تکه نموده و یا با گوشت کوب له میکنیم. سیرها را پوست کنده با کمى نمک با گوشت کوب کوبیده و با روغن و کمى زردچوبه تفت میدهیم تا طلائى شود. سپس بادنجان ها را با سیر و روغن یا کره و باز کمى زردچوبه مخلوط کرده روى حرارت ملایم در تاوه سرخ مىکنیم و مرتب هم میزنیم که ته نگیرد. آنقدر سرخ میکنیم تا تقریبا آبش جمع شود, آنگاه گوچه فرنگى ها را پوست کنده قاچ قاچ نموده به بادنجان ها اضافه میکنیم و باز کمى تفت میدهیم تا به روغن بیفتد. سپس بادنجان ها را کنار کرده در وسط تاوه یک قاشق کره ریخته تخم مرغ ها را در آن میشکنیم, وقتى تخم مرغ بسته شد آنرا آهسته با بادنجان ها مخلوط میکنیم. نمک و فلفل زده برمیداریم. نوش جانتان

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:39

میرزا قاسمى اغلب با کته و ماهى شور روى پلو گذاشته شده یا با ماهى دودى و ترشى هفت بیجار خورده مىشود

مواد لازم

۱_ بادنجان درشت غیر تخمى _ ۱۰ عدد (۲ کیلو)

۲_ تخم مرغ _ ۳ تا ۴ عدد

۳_ سیر _ یک و نیم بته

۴_ نمک و فلفل _ به اندازه کافى

۵_ در صورت تمایل گوجه فرنگى متوسط _ ۳ عدد

۶_ روغن یا کره _ ۲۰۰ تا ۲۵۰ گرم

۷_ زرد چوبه _ نصف قاشق چاى خورى

طرز تهیه

بادنجان ها را شسته با نوک کارد پوست آن ها را یک چاک میدهیم, آنها را روى آتش ذغال یا در کف فر کباب میکنیم تا بحدى که کاملا پخته شود. پوست و سر بادنجان را میگیریم. اگر تخمى باشد تا حد امکان تخم آنرا جدا مىنماییم سپس با نوک قاشق آنرا تکه تکه نموده و یا با گوشت کوب له میکنیم. سیرها را پوست کنده با کمى نمک با گوشت کوب کوبیده و با روغن و کمى زردچوبه تفت میدهیم تا طلائى شود. سپس بادنجان ها را با سیر و روغن یا کره و باز کمى زردچوبه مخلوط کرده روى حرارت ملایم در تابه سرخ مىکنیم و مرتب هم میزنیم که ته نگیرد. آنقدر سرخ میکنیم تا تقریبا آبش جمع شود, آنگاه گوچه فرنگى ها را پوست کنده قاچ قاچ نموده به بادنجان ها اضافه میکنیم و باز کمى تفت میدهیم تا به روغن بیفتد. سپس بادنجان ها را کنار کرده در وسط تاوه یک قاشق کره ریخته تخم مرغ ها را در آن میشکنیم, وقتى تخم مرغ بسته شد آنرا آهسته با بادنجان ها مخلوط میکنیم. نمک و فلفل زده برمیداریم. نوش جانتان

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:38

دنیای رو به جلوی امروزه ما را وادار نموده است که همواره و در همه جا به اطلاعات و منابع مهم مورد نیازمان ، دسترسی داشته باشیم  و بالطبع، مظهر این دسترسی به منابع اطلاعاتی که همانا کامپیوتر ها باشند نیز  میبایست همواره در دسترس باشد از اینجاست که یکی از مظاهر تکنولوژی مدرن ، یعنی لپ تاپ ها ظهور میکنند. شاید بعنوان یک بیننده در هنگام مواجهه با خرید این دستگاه ، تنها فاکتور مهم در حهت خرید آن را قیمت دستگاه بدانید ولی در مقام خریدار اوضاع کاملا تفاوت میکند. در این مقاله سعی دارم با معرفی ویژگی های یک محصول برتر به معرفی بهترین های حال حاضر ایران در رده های مختلف کاربردی و قیمتی بپردازم.

Laptop Guide

شاید در دنیای دیجیتال هیچ محصولی تا به این اندازه دارای تنوع و بازاری کاملا متنوع و در عین حال تشنه نباشد که در دنیای لپ تاپ ها جریان دارد.(البته در خارج از مرزهای ایران این مساله در مورد کامپیوترهای Desktop معمولی نیز کاملا مصداق دارد چون بعنوان مثال در آنجا خریدار بدنبال فلان CPU یا فلان Main نمی گردد بلکه یکراست به بازار رفته یک کامپیوتر سونی ، دل ، اچ پی و... را خریده و به خانه می آورد و بی دغدغه دردسرهای سخت افزاری، خریدی آسان و در عین حال مطمئن را انجام میدهد)
بازار بزرگ لپ تاپ ها آنچنان متنوع است که اگر قصد خرید یک لپ تاپ را دارید و هنوز چیزی را انتخاب نکرده اید به شما پیشنهاد میکنم اصلا و به هیچ وجه به بازار نروید چون کاملا در دریای  مدلهای مختلف از مارک های متنوع غافلگیر شده و غیر ممکن است انتخاب صحیحی را انجام بدهید. برای راحتی انجام یک انتخاب مناسب میخواهم خریداران را از لحاظ انتظاری که از دستگاه خود دارند به 4 دسته تقسیم کنم:
۱- افراد عادی که انتظاراتشان از نوت بوک، به مواردی همچون برنامه های ویرایش متن ، برنامه های حسابداری ، استفاده از اینترنت ، نگه داری اطلاعات و مواردی از این دست محدود میگردد(که فکر میکنم درصد بالائی از نوت بوک داران از این دسته هستند)
۲- افراد طراح (که سر و کار زیادی با برنامه هایی همچون Photoshop ، Premier و از این دست  دارند) و همچنین افراد خوره بازی، که حتی در هنگام  خواب نیز نمی توانند از محبوبشان جدا شوند!
۳- مدیران ، پشت میز نشینهای مایه دار و کلا کسانی که معمولا زیاد جابجا نمیشوند (و البته هزینه کردن به سبک بسیار مایه دارانه برایشان اصلا خیالی نیست !)
۴- افرادی که فاکتور وزن و حجم برایشان از حداکثر اهمیت برخوردار است (Ultra Portable User)

خب همین حالا گروه خودتان را انتخاب کنید چون در ادامه باز هم در درون این گروه ها به دسته بندی میپردازیم:
دسته اول یا افراد عادی را از چند لحاظ میتوان دوباره گروه بندی کرد مثلا از لحاظ هزینه جهت خرید نوت بوک: این دسته از دانشجویان آس و پاس شروع میشود و طیف آن تا مایه دارهائی که رنگ نوت بوکشان را با رنگ پاپیون سگ شان ست میکنند ادامه دارد! (که مختص این رده هم نیست ولی در این رده کمی پررنگ تر است) .
در این دسته مشخصات نوت بوک ها حداکثردر محدوده متوسط قطعات قرار دارد (و این صرفا به آن معنی نیست که قیمت آنها هم لزوما در رده متوسط قرار داشته باشد) و مشخصات آنها را باید در لیست زیر جستجو کرد :
CPU: در اینجا از مدلهای ارزان قیمت تک هسته ای AMD تا مدل های نه چندان قدیمی Pentium M را میتوان یافت. البته در این میان شاید به چندین مدل سنت شکن نیز بر بخورید که از مدل های جدید تری استفاده کنند.
Monitor: در اینجا صفحه های نمایش از 15.4 اینچ به بالا بیشتر به چشم می خورند چون همانگونه که میدانید رابطه میان اندازه صفحه نمایش و قیمت لپ تاپ یک رابطه معکوس است(هرچه کوچک تر گران تر).
Drive: معمولا یک درایو Combo و شاید اگر هم خوش شانس باشید یک DVD Writer به تورتان بخورد.
از سه مورد بالا که که بگذریم تقریبا بقیه مشخصات در سایر رده بندی ها هم دیده میشود ولی یک نکته مهم که شاید در نگاه اول به چشم نیاید و در این رده بسیار پر کاربرد هم مینماید وجود امکانات ارتباطی نظیر کارت خوان ، Wi-Fi و Bluetooth در دستگاه است که حتما در مورد آن دقیق باشید.
لپ تاپ های این رده از حدود 600 هرار تومان تا یک میلیون و چهار صد هزار تومان گستره قیمت دارند.
یک پله بالاتر از این دسته گروه نوت بوک های طراحی و گیم قرار دارد که از لحاظ قیمت از رده پیشین گرانترند. در اینجا اولویتها با گروه قبل تفاوت میکند جائیکه وجود یک کارت گرافیک قوی به همراه یک حافظه (RAM) بالا کاملا یک امر مهم میباشد. وجود یک صفحه نمایش عریض (WXGA) با کیفیت بالا نیز مطمئنا از ملزومات کار است.
امکانات ارتباطی این دسته نیز میبایست بسیار بالا باشد  بعنوان مثال کارت LAN ، کارت خوان ، بلوتوث و Wi-Fi از امکانات استاندارد این سری هستند.
قیمت های این رده نیز از حدود یک میلیون و سیصد هزار تومان تا حدود چهار میلون تومان پراکنده است.
 در رده سوم، لپ تاپ هائی قرار دارندکه به سختی بتوان بر آنها اسم نوت بوک نهاد و کارائی و سخت افزار های حرفه ای آنها قابلیت قرار دادن آنها در رده دسک تاپ ها را به آنها میدهد تا جائیکه به آنها لقب Desktop Replacement (جایگزین دسک تاپ) را داده اند و جابجا کردن آنها بیشتر به یک شوخی شبیه است چون در اینجا صحبت از یک غول 8 تا 9 کیلوئی است تا یک لپ تاپ نازک نارنجی !
 و اما درست در نقطه مقابل دسته اخیر کوچولوهائی قرار دارند که اگر ندانیم، شاید آنها را با یک MP3 Player حرفه ای اشتباه بگیریم چون حداکثر ابعاد صفحه نمایش این همراه های کوچک 4.3 اینچ است و در آنها خبری از درایو نوری هم نیست و مجبور به استفاده از External درایو ها هستیم ولی در عوض اینگونه مدل ها چنان آزادی عملی به کاربر میدهند که بیشتر از آن قابل تصور نیست: به عنوان مثال وزن اینگونه نوت بوک ها در حداکثر خود از 500 گرم تجاوز نمی کند و مدل های 250 گرمی آن هم موجود است و این در حالی است که مشخصات آنها هم چندان پائین نیست مثلا مشخصات  کلیدی یکی از پرطرفدارترین این نوت بوک ها به این شرح است:
CPU: Intel Core Solo 1.2 GHz
RAM  : 512 MB DDR 2
HDD : 30 GB
که این مدل دارای بلوتوث ، وای فای و دوربین نیز می باشد . پس می بینیم که در این رده بیشتر از اینکه در نگاه اول به چشم می آید امکانات فراوان گنجانده شده  که البته در حد یک رفع نیاز ضروری در جائیکه امکان حمل یک لپ تاپ معمولی را نداریم بسیار کارامد می نماید.
همانگونه که حدس میزنید قیمت این رده نیز به نسبت لپ تاپ های معمولی بسیار گرانتر است و از حدود یک میلیون و ششصد هزار تومان شروع می شود و گستره آن به بالای دو و نیم میلیون هم میرسد.

خب حالا که نیازهایمان برای خرید نوت بوک را مشخص کردیم نوبت به آن میرسد که به بازار سری بزنیم و ببنیم برای رفع این نیاز ها شرکت های مختلف دارای چه امکاناتی هستند.
بازار نوت بوک از آنچنان کششی برخوردار است که تقریبا هر شرکتی که شما فکرش را بکنید دارای مدلی در این بازار است: از وایوهای سونی(WAIO) بگیرید تا تازه وارد این عرصه یعنی گیگابایت. پس در ابتدا لازم میدانم در مورد هرکدام از این برندها بسیار مختصر توضیحی بدهم:

الف) Vaio Sony : که معرف همه دوستان میباشد . دارای کیفیت های بسیار بالا از لحاظ ساخت، قیمت های نسبتا بالا ، باتری های نه چندان خوب و بجز دو سه مدل بسیار گران هیچکدام کارت گرافیک جدا ندارند. شرکتهای عرضه کننده اصلی وایو در ایران عبارتند از : امرتات ،نقش ، رایانه همراه و دو سه شرکت نچندان مطرح دیگر .

Vaio Sony Laptop

ب)Dell : شرکت بزرگ دل در سالهای اخیر لقب بهترین (و شاید بهتر است بگوئیم پر فروش ترین) لپ تاپ های متوسط (از لحاظ قیمتی) را به خود اختصاص داده است که از لحاظ کیفیت و قیمت یک تعادل متناسب برقرار کرده است شرکت های عرضه کننده دل در ایران عبارتند از :هستی ، پارسیان ، دیجیتال و چند تای دیگر.

Dell Inspiron 6400

پ) Toshiba : این شرکت ژاپنی (؟) نیز در زمینه تولید لپ تاپ ید طولائی دارد بطوریکه گستره مدل های آن بسیار زیاد است و در این زمینه طرفداران خود را نیز دارد (به شخصه آن را توصیه نمی کنم!) شرکت های عرضه کننده آن در ایران عبارتند از : نقش ، رایانه همراه  و پارسیان.

ت) Lenovo : شرکت IBM را که به خاطر دارید؟ لنوو از این پس لپ تاپهای IBM را با این مارک جدید به بازار عرضه میکند. مشخصه این کامپیوتر ها طراحی های نچندان دلچسب ولی کیفیتهای بسیار بالا بهمراه قیمتهای نسبتا بالا باازای مشخصات متوسط است که اگر به شکل ظاهری اهمیت نمیدهید Lenovo برای شما ساخته شده است. شرکت های توزیع کننده این لپ تاپ در ایران عبارتند از :نقش و هستی.

Lenovo Laptop

ث) HP : این برند شاید تنها تولید کننده عمده لپ تاپ های با پردازنده AMD می باشد و به همین خاطر قیمت تمام شده آنها به نسبت سایرین بسیار کمتر است که فاکتور خوبی است ولی چون مصرف برق این پردازنده ها  به نسبت پردازنده های دو هسته ای اینتل ، بیشتر است لذا از عمر باتری کمتری برخوردارند(دقت کنید فقط دو هسته ای ها برق کمتر مصرف میکنند و مثلا مصرف یک پردازنده P4 بسیار بیشتر از  AMD دو هسته ای میباشد).البته این به آن معنی نیست که HP لپ تاپ با پردازنده اینتل ندارد. شرکت هستی عرضه کننده HP در ایران می باشد.

ج) Fujitsu Siemens: این اتحاد ژاپنی آلمانی که در عرضه موبایل کاملا به بن بست رسید این بار در عرضه لپ تاپ موفق مینماید لپ تاپ های این شرکت به دو دسته عمده : Amilo ها و  Lifebook ها دسته بندی میشوند که اولی لپ تاپ های متوسط با قیمت پائین و دیگری سری حرفه ای نوت بوک های این شرکت است. هستی ارقام کامپیوتر و بهین تکنولوژی از شرکت های ارائه دهنده این برند هستند.

نوت بوک های دیگر موجود در بازار به همراه گارانتی های معتبر آنها به اختصار عبارتند از :

Asus با گارانتی دیجیتال، Acer با گارانتی رسام موج ، Panasonic با گارانتی  نقش ،گیگابایت با گارانتی آواژنگ و چندین برند دیگر که شاید حتی به گوش تان هم نخورده باشد.

البته به برندهای تولید کننده لپ تاپ میبایست یک برند کاملا متفاوت با بقیه چه از لحاظ سخت افزاری و چه از لحاظ نرم افزاری و چه از لحاظ قیمتی اضافه کرد و آن چیزی نیست مگر لپ تاپ های بسیار زیبای iMac از کمپانی Apple که دارای سیستم عامل Mac OSx میباشند که از زمین تا آسمان با ویندوز تفاوت دارد و اگر به سرتان زد از این مدل ها خرید کنید حتما یک بار این سیستم عامل را امتحان کنید(البته جدیدا قرار است امکان نصب ویندوز بر روی Mac هم فراهم شود) از لحاظ قیمتی نیز این لپ تاپ ها با سایرین تفاوت عمده دارند جائیکه قیمت آنها از دو میلیون تومان شروع می شود.

خب حالا قصد داریم این برندهای ذکر شده را به ترتیب در دسته بندی اولیه مان قرار  دهیم:
۱- لپ تاپ برای افراد عادی :
پیشنهادات: مطمئنا در اینجا بهترین گزینه لپ تاپ مشهور و پر فروش شرکت دل با نام Dell inspiron 6400 قرار دارد(که در مدل پایه در حدود 840 هزار تومان و در بهترین مدل یک میلیون و دویست هرار تومان قیمت دارد) یک پله بالاتر از لحاظ قیمتی مطمئنا وایوهای سونی سری  N میباشد که پایه قیمتی معادل یک میلیون و صد هزار تومان دارند.

۲- لپ تاپ برای طراحان و گیم باز ها:
در این دسته به کارت گرافیک حداقل 256 احتیاج داریم. مدلی که در این رده یک سر و گردن از همه بالاتر است Dell Latitude D820 میباشد که کارت 512 مگابایتی دارد (و قیمتی در حدود یک میلیون و ششصد هزار تومان) انتخاب دیگر در این رده لپ تاپ زیبای Vaio VGN-BX660P43 میباشد که باقیمتی نزدیک به یک میلیون و ششصد هزار تومان به فروش میرسد.

۳- لپ تاپ برای مدیران مایه دار! :
بدون شک Dell XPS M2010 با وزنی معادل هشت کیلو و نیم! و مشخصاتی که کمتر کامپیوتر دسک تاپی به آن میرسد و قیمتی که بسیار بسیار گران است (آنقدر گران که من هم نمی دانم چقدر است!)

Dell XPS

۴- لپ تاپ کار راه بنداز کوچولو :
در اینجا بر عکس بقیه قسمت ها آنچنان تنوعی نداریم و آنچه که من از بازار میدانم این مدل محدود به دو مدل وایوی سونی و یک مدل Asus میشود که سونی ها عبارتند از Vaio VGN- UX17  و UX19 که از لحاظ ظاهری تفاوت چندانی با هم نمی کنند و قیمت آتها هم از یک میلیون و ششصد هزار تومان شرو ع می شود و مدل ASUS هم R2H نام دارد که خود Asus به آن لقب
( UMPC = Ultra Mobile PC) داده است و برخلاف UX17 سونی که صفحه کلید کامل دارد ،این مدل کاملا متکی به قلم نوری می باشد. البته قیمت این یکی را ندارم ولی با توجه به سابقه بالا بودن قیمت لپ تاپ های Asus  فکر نمیکنم پائین باشد(ندید بالای یک و نیم میلیون !)
البته این مقاله تنها گوشه ای از این بازار شلوغ را معرفی نمود امیدوارم در انتخاب شما برای خرید این وسیله زیبا و بی نظیر کمک کوچکی کرده باشم. در انتها آماده هر گونه کمک در جهت خرید و پیشنهاد به دوستان هستم.

 

توجه: این مقاله به صورت اختصاصی برای ‏Writeage.com‏ نوشته شده درج تمام یا قسمتی از ‏این ‏مطلب، ‏تنها با ذکر نام سایت و آدرس دقیق این صفحه مجاز است.

 

توجه: به دلیل تعداد بسیار زیاد نظرات و برای سهولت دسترسی خوانندگان محترم نظرات 1 تا 800 به صورت یک فایل PDF از اینجا قابل دانلود است. (حجم حدود 2 مگابایت)
چهارشنبه 9/6/1390 - 9:36

خون از مایع لزجی به نام پلاسما و یاخته های شناور آن که توسط مغز استخوان تولید می شود تشکیل شده است. مغز استخوان ماده ای نرم و اسفنجی شکل است که داخل استخوانها یافت می شود. این ماده حاوی یاخته ‌هایی است که یاخته‌ های مادر یا سلول پایه (Stem cell) نامیده می شود و وظیفه آنها تولید یاخته‌ های خونی است.سلول سرطانی خون

 سه نوع یاخته‌ خونی وجود دارد :
گویچه ‌های سفید خون (گلبولهای سفید) که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند

 گویچه‌های قرمز خون (گلبولهای قرمز خون) که اکسیژن را به بافتها حمل کرده و فرآورده های زائد را از اندامها و بافتها جمع آوری می کنند

 پلاکتها که وظیفه انعقاد خون و جلوگیری از خونریزی را بر عهده دارند سرطان خون (لوسمی) نوعی بیماری پیشرونده و بدخیم اعضای خون ساز بدن است که با تکثیر و تکامل ناقص گویچه‌های سفید خون و پیش سازهای آن در خون و مغز استخوان ایجاد می شود.
 لوسمی یا لوکمی leukemia ریشه در زبان لاتین به معنای "خون سفید" دارد و فرآیند تکثیر، خونسازی و ایمنی طبیعی بدن را مختل می ‌کند. اجتماع این یاخته های سرطانی در خارج از مغز استخوان، موجب تشکیل توده هایی در اندامهای حیاتی بدن نظیر مغز و یا بزرگ شدن غده های لنفاوی، طحال، کبد و ناهنجاری عملکرد اندامهای حیاتی بدن می شوند. لوسمی شایع ترین سرطان اطفال در جهان است. ‎لوسمی براساس طیف، شدت و سرعت پیشرفت روند بیماری به دو دسته حاد (acute) و مزمن (chronic) تعریف می شود.

 ۱- لوسمی حاد، رشد سریع همراه با تعداد زیادی گویچه‌ های سفید نارس است و مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است.
 ۲- لوسمی مزمن، رشد آهسته همراه با تعداد بیشتری یاخته های سرطانی بالغ تر است و مدت زمان طولانی تا بروز علائم بالینی آن دارد. لوسمی نیز با توجه به نوع یاخته موجود در بافت مغز استخوان که دچار تراریختی و سرطان شده است تعریف می شود و اشکال مختلفی از این نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند. لوسمی بر اساس نوع گویچه سفید خون که دچار تراریختگی و سرطان شده به دو دسته تقسیم می شود:
 i) لنفوئیدی (lymphocytic) یا لنفوبلاستی(lymphoblastic)
ii) میلوئیدی ( myelogenous ) با توجه به طبقه بندی فوق، شایع ترین اشکال لوسمی بر اساس سرعت پیشرفت روند بیماری و نوع گویچه سفید خون که دچار تراریختگی و سرطان شده به چهار گروه تقسیم می شود که عبارتند از:
 ۱- لوسمی لنفوئیدی یا لنفو بلاستی حاد: لوسمی لنفو بلاستی حاد بیماریی است که در آن تعداد بسیار زیادی از گویچه های سفید خون که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند و "لنفوسیت" نامیده می شوند و هنوز به طور کامل تکامل نیافته اند دچار اختلال شده و بطور فزاینده ای در خون محیطی (blood peripheral) و مغز استخوان یافت می شوند. علاوه بر این، تجمع این یاخته ها در بافتهای لنفاوی باعث بزرگ شدن این اندامها می شود. ازدیاد لنفوسیتها نیر منجر به کاهش تعداد سایر یاخته‌های خونی مانند گویچه‌های قرمز و پلاکت ها شده و این عدم تعادل یاخته‌های خونی منجر به کم خونی، خونریزی و عدم انعقاد خون می شود. مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار سریع و کوتاه است. لوسمی لنفوبلاستی حاد، شایع ترین نوع لوسمی در اطفال است که اغلب در کودکان بین سنین ۲ تا ۶ سال تظاهر می کند. گروه سنی دیگری که در مقابل این بیماری بیش از بقیه آسیب پذیر هستند، افراد بالای 7۵ سال را تشکیل می دهند.
۲- لوسمی میلوئیدی حاد: تراریختگی یاخته های "میلوئید" گویچه های سفید خون است که فرآیند تکثیر و خونسازی و ایمنی طبیعی بدن را مختل می ‌کند. این نوع سرطان دارای چندین زیرگونه و میانگین سن ابتلا به آن ۶۴ سال است. این نوع لوسمی در مقایسه با لوسمی لنفوسیتی حاد کمتر در کودکان دیده می شود اما کودکان مبتلا به سندرم دان (Down Syndrome) در سه سال ابتدایی زندگی استعداد بیشتری برای ابتلا به آن دارند.
 ۳- لوسمی لنفوئیدی مزمن: شایع ترین نوع لوسمی بزرگسالان است. طیف رشد و پیشرفت این نوع لوسمی بسیار کند و آهسته است و اغلب در افراد سالمند تظاهر می کند. میانگین سن بروز لوسمی لنفوئیدی مزمن ۶۰ سال است و ابتلا به آن در سنین پایین تر از ۳۰ سال بسیار غیر طبیعی و در کودکان بسیار نادر است. این نوع لوسمی در مردان بالای ۵۰ سال شایع تر است و اغلب به طور تصادفی و هنگام معاینات و آزمایش معمولی خون که افراد برای تشخیص بیماری های دیگر انجام می دهند، تشخیص داده می ‌شود.
 ۴- لوسمی میلوئیدی مزمن: این نوع لوسمی یک بیماری اکتسابی ناشی از یک نوع ناهنجاری در کروموزوم ۲۲ یاخته ‌های مغز استخوان است. لوسمی میلوئیدی مزمن در مردان بین سنین ۴۰ تا ۶۰ سال شایع تر است و افرادی که تحت تشعشعات یونیزه و یا تماس با بنزین و مشتقات آن قرار داشته اند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به آن هستند.

علائم هشدار دهنده سرطان خون (لوسمی)برخی از انواع لوسمی، به طور تصادفی و هنگام آزمایش های معمولی خون که افراد برای تشخیص بیماری های دیگر انجام می دهند، تشخیص داده می ‌شود

  • احساس ناخوشی عمومی

  • تظاهر لکه‌های دانه اناری زیرجلدی پوست (petechiae)

  • لخته یا منعقد نشدن خون در پی ایجاد زخم یا بریدگی

  • ضعف و خستگی مفرط

  • عفونتهای مکرر و عود آنها

  • دردهای استخوان و مفاصل

  • تنگی نفس در اثر فعالیت

  • تب و لرز و نشانه های شبه سرماخوردگی

  • رنگ‌ پریدگی پیشرونده

  • تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی، طحال و کبد

  • احساس سیری و بی‌اشتهائی

  • کم خونی

  • خواب‌آلودگی

  • خونریزی مکرر بینی

  • تورم و خونریزی لثه ‌ها

  • ضعف و لاغری ممتد

علاوه بر نشانه های فوق ممکن است عوارضی در بیمار ظاهر شود که به اجتماع یاخته ها و سرایت سرطان به اندامهای دیگر بدن مربوط باشد. در چنین مواردی بیمار از سردرد، حالت تهوع و استفراغ، کاهش سطح هوشیاری، تشنج، دید مضاعف، فلج اعصاب مغز، عدم‌‏ حفظ تعادل، تورم در ناحیه گردن و صورت شکایت می کند.

 سبب شناسی: سرطان زایی لوسمی

 بیماری لوسمی یک فرآیند پویا است که توسط متغیرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغییرات مولکولی یاخته شده و منجر به تداخل در سیستم تکثیر یاخته های مغز استخوان می‌شود. عامل مستعد و پیشتاز در تظاهر لوسمی مانند هر سرطان دیگری به هم خوردن نظم تقسیم یاخته ‌ای است. تحقیقات آماری و بالینی روند بدخیمی بیماری لوسمی را به این عوامل ارتباط می دهند:

  • جنس- لوسمی در مردان بیشتر تظاهر می کند

  • سابقه قبلی ابتلا به برخی از بیماری های خونی و یا سابقه قبلی به سرطان

  • عوامل ژنتیکی و استعداد میزبان: عوامل ژنتیکی از جمله نقایصی در کروموزوم‌ها و انتقال ژن معیوب

  • تشعشع- افرادی که در معرض تابش اشعه های یونیزه و یا هسته ای و سرطانزا قرار گرفته اند

  • اعتیاد به دخانیات

  • آلاینده های موجود در هوای محیط زیست و محل کار- ( مواد یونیزه ، مواد صنعتی و شیمیایی سمی مانند بنزین ومشتقات آن)

  • نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن

  • سن- در میان بزرگسالان، استعداد ابتلا به لوسمی با افزایش سن ارتباط مستقیم دارد. افراد بالای ۵۵ سال باید بیشتر مراقب علائم هشدار دهنده این بیماری باشند.

الگوهای غربالگری لوسمی

 لوسمی شایع ترین سرطان اطفال در جهان است با توجه به وضیعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخیص لوسمی ممکن است شامل:
۱- آزمایش خون: در شرایط طبیعی گویچه ‌های سفید بالغ در خون محیطی (peripheral) یافت می‌شوند ولی زمانی که گویچه‌های سفید نارس که باید در مغز استخوان باشند به مقدار زیادی وارد خون محیطی می ‌شوند عمدتا می تواند نشانه سرطان‌های خون (لوسمی) باشد. آزمایش خون و ‏ شمارش‌‏‎ و بررسی یاخته های شناور خون اولین گام‎ جهت ‎تشخیص‌‎ لوسمی‌ است.‏‎
۲- نمونه برداری یا بیوپسی (biopsy) مغز استخوان: بررسی میکروسکوپی از نمونه بافت سرطان بسیار مهم است زیرا مطمئن ترین روش برای تشخیص لوسمی و نوع آن به حساب می آید. نمونه برداری از مایع مغز نخاع و نمونه برداری از غدد لنفاوی نیز از روش های تشخیصی سرطان خون است.
 ۳- سازگاری بافتی (Tissue matching) : یاخته ها دارای انواع پروتئین های مختلف بر روی سطح خود هستند که از این پروتئین ها در آزمایش های ویژه خون برای تشخیص سازگاری بافتی استفاده می شود. موفقیت در پیوند مغز استخوان به تشابه و سازگاری مغز استخوان فرد دهنده با مغز استخوان فرد گیرنده بستگی دارد که از طریق این آزمایش سنجیده می شود.
 ۴- بررسی کروموزومی (cytogenic analysis): از دیگر اقدامات تشخیص ژنتیکی در افتراق انواع لوسمی است.
 ۵- عکسبرداری از قفسه سینه با تابش اشعه X – تشخیص طیف پراکندگی یاخته های مهاجم و غده های لنفاوی متورم در ناحیه قفسه سینه است.
 ۶- سی تی اسکن (Computerised tomography scan)- در این روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ایکس، تصویری سه بعدی از بدن را نشان می دهد و از این طریق پراکندگی سرطان به بخش های دیگر بدن مشخص می شود.
 ۷- پرتونگاری با استفاده از تشدید میدان مغناطیسی (MRI Scan) – این آزمایش مشابه سی تی اسکن است با این تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطیس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده می شود. در این آزمایش بیمار به مدت ۳۰ دقیقه به طور ساکن درون اتاقک این دستگاه می ماند و تصاویر مقطعی از بدن او تهیه می شود.
 ۸- سونوگرافی (Ultrasound) در این شیوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار اندامها استفاده می شود.
 ۹- معاینات بالینی: بررسی وضعیت غدد لنفاوی، طحال، کبد و دیگر اعضای بدن است.

 الگوهای درمان لوسمی

 فرآیند درمان لوسمی برای هر شخص معین با شرایط بیماری وی مرتبط است و الگوهای درمان لوسمی بستگی به نوع لوسمی، وضعیت بیماری در شروع درمان، سن، سلامت عمومی و چگونگی واکنش بیمار به نوع درمان دارد. علاوه بر الگوهای رایج برای درمان انواع سرطان همچون شیمی درمانی و اشعه درمانی، از جمله می توان به روش های درمانی زیر اشاره کرد:
 - درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک - که مشتمل بر بازسازی، تحریک،‌ هدایت و تقویت سیستم طبیعی دفاعی بدن بیمار است و با استفاده از آنتی‌ بادی و هدایت سیستم دفاعی خود بیمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گیرد.
 - جراحی – راهیابی یاخته های مهاجم لوسمی به سایر اندامهای بدن اغلب موجب تورم و بزرگی حجم غده های لنفادی و طحال و کبد می شود. الگوی درمانی محل ضایعه طحال، برداشتن آن از طریق جراحی "اسپلینکتومی" (splenectomy) است.
 - پیوند مغز استخوان و پیوند سلول های پایه ( Stem cell ) - جایگزینی مغز استخوان فرد بیمار با مغز استخوان سالم است تا بیمار بتواند مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی و یا پرتودرمانی را دریافت کند. شایع ترین اشکال پیوند مغز استخوان عبارتند از:

  • سلول های سرطانی خون پیوند "اتولوگ" (autologous) طی این نوع پیوند بیمار بافت پیوندی ( مغز استخوان ) خود را دریافت می کند. در این روش مغز استخوان بیمار را خارج و آن را در معرض داروهای ضد سرطان قرار می دهند تا یاخته های بدخیم کشته شوند. سپس محصول بدست آمده را منجمد و نگهداری می کنند.

  •  
  • پیوند "سینژنئیک" Syngeneic - بیمار بافت پیوندی ( مغز استخوان ) را از عضو دیگر دو قلوی مشابه خود دریافت می کند. در این روش ابتدا بوسیله مقادیر زیادی از داروهای ضد سرطان همراه یا بدون پرتو درمانی،‌ تمام مغز استخوان موجود در بدن بیمار را از بین می برند.سپس از عضو دیگر دو قلوی مشابه که شباهت بافتی زیادی با بدن بیمار دارد، مغز استخوان سالمی را تهیه می کنند .

  •  
  • پیوند "آلوژنئیک" allogeneic : بیمار بافت پیوندی را از فردی غیر از خود یا دو قلوی مشابه خود (مثل برادر، خواهر، و یا هر یک از والدین و یا فردی که هیچگونه نسبتی با بیمار ندارد) دریافت می کند. این فرد باید سازگاری بافتی نزدیک با بدن بیمار داشته باشد .

پس از تهیه بافت پیوندی از روش های فوق، به بیمار مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی همراه یا بدون پرتو درمانی می دهند تا باقیمانده مغز استخوان وی تخریب شود. در مرحله آخر مغز استخوان سالم را گرم کرده و بوسیله یک سوزن و از طریق سیاهرگ به بیمار تزریق می کنند تا جانشین مغز استخوان تخریب شده شود. پس از ورود بافت پیوندی به جریان خون، یاخته های پیوند زده شده به مغز استخوان هدایت شده و به تولید گویچه ‌های سفید خون، گویچه‌ های قرمز خون و پلاکتهای جدید می پردازند. ابتلاء به عفونت و خونریزی، تهوع، استفراغ، خستگی، بی اشتهایی، زخمهای دهانی، ریزش مو و واکنشهای پوستی از جمله عوارض جانبی پیوند مغز استخوان و پیوند سلول های پایه (Stem cell) است. امروزه با کاربردهای جدید الگوهای درمان پیوند مغز استخوان و درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک و داروهای جدید ضد سرطان و پیشرفت های علم ژنتیک و ساختار های ژن های انسانی امیدهای تازه ای برای غلبه بر این بیماری بوجود آمده است.

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:33

چگونه می توان با اطمینان خاطراز آفتاب لذت برد

سرطان پوست متداول ترین نوع سرطان است که بر دو نوع می باشد:

سرطان پوست به شکل تومور سیاه رنگ قشر عمیق پوست(1) و سرطان پوست بدون وجود تومور سیاه رنگ(2). نوع اول سرطان عمومیت بیشتری داشته و اغلب با موفقیت درمان می شود. سرطان نوع دوم عمومیت کمتری دارد اما جدی تر است.

دو نوع اشعه از خورشید ساطع می شود: UVA، UVB. UVB به مقدار زیاد باعث سوختگی می گردد که به پوست آسیب رسانده و منجر به سرطان می گردد. UVA نیز به پوست آسیب رسانده و شواهدی در دست است که این اشعه منجر به سرطان پوست می گردد.

اغلب مردم معتقدند که خورشید یکی از مهمترین عوامل در افزایش سرطان پوست است، اما واقعا خورشید چقدر خطرناک است و چگونه می توان با اطمینان خاطر از آن لذت برد؟

در زیر پاره ای حقایق در باره خورشید و سرطان پوست بیان شده است:

* حمام آفتاب گرفتن به مدت 2 هفته در سال مضر خواهد بود، به خصوص اگر فرد در یک کشور گرمسیر زندگی کند و از پوستش محافظت نکند. مدت زمان ماندن در زیر نور آفتاب بدون اینکه پوست بسوزد، به نوع پوست، نزدیکی به خط استوا، ابری بودن هوا و ساعت روز بستگی دارد.

* نور خورشید از طریق سطح آب به پوست بدن می رسد، آب و شن اشعه خورشید را به پوست بدن منعکس می کند. بنابراین نباید تصور کرد که پوست در زیر آب از تابش نور خورشید مصون می ماند.

* اگر چه سرطان پوست در بین سیاه پوستان و مردم آسیا نادر است، اما این افراد کاملاً در معرض آفتاب سوختگی قرار دارند.

* فرد باید از فاکتور محافظت در مقابل آفتاب(3) که حداقل 15 است، استفاده نماید. هر چه این فاکتور بیشتر باشد، فرد به مدت طولانی تر در مقابل آفتاب سوختگی (ناشی از UVB) محافظت می شود، اما پوست بدن ممکن است در این مدت زمان اضافی، در معرض اشعه UVB قرار گیرد. به خاطر داشته باشید که سایه و پوشش بدن بهترین محافظ پوست در مقابل آفتاب می باشند.

* استفاده از کرمهای ضد آفتاب، پوست را از آسیب بعضی اشعه های زیانبار خورشید مصون می دارد. SPF موجود در کرمهای ضد آفتاب نشانگر آن است که فرد چه مدت می تواند در معرض اشعه آفتاب قرار گیرد بدون اینکه دچار آفتاب سوختگی شود. به عنوان مثال اگر پوست بدن فرد به طور طبیعی در 10 دقیقه می سوزد؛ استفاده از کرمهای محافظ با فاکتور حفاظتی 15، فرد را به اندازه 15 مرتبه بیشتر (یعنی 2 ساعت و نیم) در مقابل آفتاب مصون می دارد. با این حال کرمهای ضد آفتاب با ضخامت کمی روی پوست قرار می گیرند و به آسانی شسته شده و اثرشان از بین می رود. بنابراین تجدید آنها طی این مدت کاملاً ضروری است.

* احتمال آفتاب سوختگی از پشت شیشه بسیار ضعیف است، اما پوست بدن ممکن است در معرض اشعه UVA که از شیشه عبور می کند، قرار گیرد.

کودکان به حفاظت بیشتری در مقابل نور خورشید نیاز دارند زیرا:

* تمایل دارند مدت بیشتری در آفتاب بمانند.

* پوست بدنشان به طرق مختلف نسبت به آفتاب حساسیت نشان می دهد.

اگر فرد خال یا علامتی در پوستش مشاهده نمود که از لحاظ رنگ، شکل و اندازه تغییر کرد، دچار خارش شد یا از آن خون جاری شد، باید هر چه سریعتر به پزشک متخصص مراجعه نماید.

نکات مهم برای ایمنی در آفتاب

* از آفتاب نیمه روز بین ساعات 11 صبح و 3 بعدازظهر پرهیز نمایید.

* در مقابل آفتاب بدن خود را با لباسهای نخی، کلاه آفتابی و عینک دارای شیشه محافظ در مقابل UVبپوشانید.

* مراقب آفتاب سوختگی باشید ـ فریب باد خنک یا هوای ابری را نخورید.

* از کرمهای ضد آفتاب با فاکتور حفاظتی حداقل 15 استفاده نمایید.

* در هنگام شنا مراقب پوست بدن باشید ـ زیرا حتی در زیر آب نیز دچار آفتاب سوختگی می شوید.

* کودکان زیر 12 ماه را از معرض نور خورشید دور نگه دارید.

 

 

منبع: نشریه سرطان شناسی 2002

 

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:32

 

بر خلاف تصوری که اکثر مردم دارند اسلام آرایش را مخصوص زنان نمی داند و هر دو طرف یعنی هم زن و هم مرد را دستور داده است که خود را برای همسرشا ن آرایش کنند . همانطور که ابن عباس مفسر پرورش یافته در مکتب اهل بیت می گوید « من خودم را برای همسرم آرایش می کنم زیرا خداوند فرموده است : زنان را مانند وظایفشان حقوقی شایسته است ( سوره بقره 228)


یعنی همانطور که زنان وظیفه دارند که خودشان را برای شوهرانشان آرایش کنند مردان هم در مقابل این وظیفه آنها وظیفه مشابهی دارند . البته شما خواننده عزیز حتما توجه دارید که مردان نباید خود را مثل زنها آرایش کنند بلکه آنها آرایش مخصوص  خودشان دارند .


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی ، با بیان زیبایی  تفاوت آرایش زنانه را با آرایش مردانه مشخص کرده اند که قبل از بیان این حدیث لازم است یک نکته ای را در مورد مواد آرایشی تذکر بدهم  ؛ مواد آرایشی دو نوع هستند مواد آرایشی رنگی و مواد آرایشی معطر .


حال پیامبراکرم می فرمایند : آرایش زنان باید بگونه ای باشد که رنگ آن آشکار و بوی آن نهان (خفیف) باشد ولی آرایش مردان باید بگونه ای باشد که بوی آن آشکار و رنگ آن نهان باشد . یعنی اگر زنان از مواد خوش بو کننده استفاده می کنند نباید به حدی باشد که جلب توجه کند و مردان نیز اگر از مواد رنگی استفاده می کنند باید به حدی باشد که به چشم نیاید.


دوستان گرامی اجازه بدهید در پایان این بحث به مطلب جالبی اشاره کنم و آن اینکه در روایت داریم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هزینه عطرشان از هزینه خوراکشان بیشتر بوده است .

 

سه شنبه 8/6/1390 - 23:1