تعداد مطالب : 149
تعداد نظرات : 387
زمان آخرین مطلب : 2824روز قبل

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ .


یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم..


همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. .


بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.


بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند..

 

یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت:


صبر کن تا نشانت بدهم..سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!!!!!!!
 
شنبه 17/5/1388 - 20:17

تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه هستند. موبایل یکی از آنها زنگ می زند. مردی گوشی را بر می دارد و روی اسپیکر می گذارد و شروع به صحبت میکند. همه ساکت می شوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند...

 

- مرد: بله بفرمایید.

 

- زن: سلام عزیزم باشگاه هستی؟

 

- مرد: سلام بله باشگاه هستم.

 

- زن: من الآن توی فروشگاهم یک کت چرمی خیلی شیک دیدم فقط هزار دلاره، می شه بخرم؟

 

- مرد: آره آگه خیلی خوشت اومده بخر.

 

- زن: می دونی، از کنار نمایشگاه ماشین هم که رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی که خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یکی از اون ها رو داشته باشم.

 

- مرد: چنده؟

 

- زن: شصت هزار دلار.

 

- مرد: باشه، اما با این قیمتی که داره باید مطمئن بشی که همه چیزش رو به راهه.

 

- زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم مونده، اون خونه ای که پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه فروش گذاشتن نهصد و پنجاه هزار دلاره.

 

- مرد: خوب برو بگو نهصد هزار تا اگه میتونی بخرش.

 

- زن: باشه بعدا می بینمت خیلی دوست دارم.

 

- مرد: خداحافظ.

 مرد گوشی را قطع می کند مرد های دیگر با تعجب و مبهوت به او خیره می شوند. بعد مرد می پرسد: این گوشی مال کیه؟؟؟
جمعه 16/5/1388 - 16:34
یک ایرانییک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده… لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب! اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه… سرت رو درد نیارم، پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب میرفتی!!!!!!!!!
شنبه 3/12/1387 - 21:58

 

حقیقتی تلخ برای عشاق!

 

خیلی باحاله!

 

If I were a painter


اگر من نقاش بودم

 

you would be my painting


تو موضوع نقاشی من بودی

 

if i were a poet


اگر من شاعر بودم

 

you would be my poem


تو موضوع شعر من بودی

 

if i were an author


اگر من نویسنده بودم

 

! you would be my story


تو موضوع داستان من بودی

 

UNFORTUNATELY i am cartoonist


متاسفانه!اگر من کاریکاتوریست بودم

 

and you are my....


تو... من بودی...!
چهارشنبه 30/11/1387 - 16:3

خیال

 

هزاران گلشن آرائی اگر در خواب من آئی


منور می کنی آن شب اگر آئی و فرمائی


اگر در خواب من آئی به صد لالا کنی رامم


زمستی من دلم پر می شود از شور شیدائی


چه شب ها تا سحر بی تو به سرآمدندانستی


بیا رویای شیرینم که دل خون شد ز تنهائی


خیالت مهربانی می کند شاید نمی دانم


که هی پیمانه ها ریزد مرا خواند به رسوائی


زتنهائی دلم دریای خون شد,چون گلی پژمرد


بیا جانا که بی تو نیست در جانم شکیبائی


خیالت هم گریزانست ازمن روز وشب گوئی


پِیَش گیرم چو آهوئی,نمی یابم ,چه پروائی ؟


شود آیا زدر آئی ؟ ز دل این بند بگشائی ؟


رضا پایش به این زندان,دلش در بند سودائی

 

غزلی از رضا محمدزاده
جمعه 11/11/1387 - 23:29

روزی روبرت دو ونسنزو ، گلف باز بزرگ آرژانتینی پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب در مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن باشگاه می شود تا آماده رفتن شود. پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را به او تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست 


دو نسنزو تحت تاثیر حرف های زن قرار می گیرد، قلمی از جیبش بیرون می آورد، چک مسابقه را در وجه وی پشت نویسی می کند و در حالی که آن را توی دست زن می فشارد، می گوید: برای فرزندتان سلامتی و روزهایی خوش آرزو میکنم


یک هفته پس از این واقعه دو ونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالیرتبه انجمن گلف بازان حرفه ای به میز او نزدیک می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید. دو ونسنزو سرش را به علامت تایید تکان می دهد. مدیر عالیرتبه در ادامه سخنان خود می گوید: می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به موت ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده، دوست عزیز


دو ونسنزو می پرسد: منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟


بله، همین طور است.


دو ونسنزو می گوید: در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.

پنج شنبه 10/11/1387 - 22:7

خطرناك‌ترین غذای دنیا، كیك عروسی است!


ضرب‌المثل آمریكایی

    

وقتی مردی در ماشین را برای همسرش باز می‌كند، یا ماشین نو است، یا همسرش !  


پرنس فیلیپ 
چهارشنبه 9/11/1387 - 22:21
با توجه به تفاوت نرخ sms فارسی and engilisi این اس ام اس only for پیچوندن computere مخابرات در تشخیص هزینه این sms ارسال شده است
دوشنبه 7/11/1387 - 21:2
 عاشقانه ها

کاش میدانستیم زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست

 

حاصلش تن به قضا دادن و پس مردن نیست

 

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

 

اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست

 

زندگی جنبش و جاری شدن است

 

زندگی کوشش و راهی شدن است

 از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند

شنبه 5/11/1387 - 22:22

سلام دوستان

اینم از اخرین تحقیقات کارشناسانبر اساس جدیدترین تحقیقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقی همگی زن دارند
 
پنج شنبه 3/11/1387 - 22:47