تعداد مطالب : 192
تعداد نظرات : 1137
زمان آخرین مطلب : 2821روز قبل
 

سه‌شنبه, نوامبر ۲۷, ۲۰۰۷ تست هوش تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد. 1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟ 2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟ 3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟ 4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟ 5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟ 6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟ 7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟ 8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟ 9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟ 10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟ ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش 7تا و بیشتر دانش اموز دبستان 6 تا دانش اموز دبیرستان 5 تا دانشجو 2-3 استاد دانشگاه 1 مدیران ارشد برای دیدن پاسخ تستها روی صفحه کلیک سمت راست (Right Click ) کنید و گزینه ((Select All)) رو انتخاب کنید. پاسخ تست ها 1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند!!! 2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1 و 30 و بعدی را در ساعت 2 می خورید) ! 3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است!!! 4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)! 5- او 9 گوسفند خواهد داشت! 6- کبریت!!! 7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب شمال باشد ! 8- همان2 سیب! 9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)!!! 10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)!

يکشنبه 14/6/1389 - 10:8
تست هوش 2

تست هوش

سوال ها :

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید . در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟


مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند ؟


مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟


مسئله 4- شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است  خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟


مسئله 5- این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟


مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

 

جواب ها :


مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید". 

 
مسئله 2- همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند.. ( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است)


مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است)
 

مسئله 4- هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید
<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->

مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید


مسئله 6- یک 25 تومانی و یک 5 تومانی  به یاد بیاورید . فقط یکی از آنها نباید 25 تومانی  باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم . شما با عبارت " یکی از آنها نباید " فریب خوردید

 

يکشنبه 14/6/1389 - 10:6
مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده وسعی در بردن جایزه ی یک میلیون دلاری آن دارد سوالات را بخوانید: 1- جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟ الف: 116 سال ب: 99 سال ج: 100 سال د: 150 سال او نمی تواند به سوال پاسخ دهد. 2- کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟ الف: برزیل ب: شیلی ج: پاناما د: اکوادور حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می کند. 3-روسها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟ الف: سپتامبر ب: اکتبر ج: نوامبر د : می خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند. 4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟ الف: ادر ب: آلبرت ج: مانویل د: جرج این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای کمک می کند. 5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟ الف: قناری ب: کانگارو ج: توله سگ د: موش در اینجاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می دهد. جوابها: اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه جوابها را می دانید و به این بنده خدا کلی خندیده اید بهتر است اول جوابها را مطالعه کنید: <!--[if !supportLists]-->1- <!--[endif]-->جنگ صدساله در واقع 116 سال طول کشید.(1337 – 1453) <!--[if !supportLists]-->2- <!--[endif]-->کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود. <!--[if !supportLists]-->3- <!--[endif]-->انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود. <!--[if !supportLists]-->4- <!--[endif]-->اسم شاه جرج آلبرت بوده که پس از رسیدن به پادشاهی به جرج تغییر یافت. <!--[if !supportLists]-->5- <!--[endif]-->توله سگ. اسم لاتین آن Insulara Canaria است که یعنی جزایر توله سگ.
يکشنبه 14/6/1389 - 10:2

داستان لباس نو

روزی ملا ملا به مجلس میهمانی رفته بود اما لباسش مناسب نبود به همین جهت هیچکس به او احترام نگذاشت و به تعارف نکرد!
ملا ه خانه رفت و لباسهای نواش را پوشید و به میهمانی برگشت اینبار همه او را احترام گذاشتند و با عزت و احترام او را بالای مجلس نشاندند!ملا هنگام صرف غذا در حالیکه به لباسهای نواش تعرف می کرد گفت: بفرمایید این غذاها مال شماست اگر شما نبودید اینها مرا داخل آدم حساب نمی کردند.

چهارشنبه 28/5/1388 - 17:47

داستان نردبان فروشی ملا

روزی ملا در باغی بر روی نردبانی رفته بود و داشت میوه می خورد صاحب باغ او را دید و با عصبانیت پرسید: ای مرد بالای نردبان چکار می کنی؟ملا گفت نردبان می فروشم!
باغبان گفت : در باغ من نردبان می فروشی؟
ملا گفت: نردبان مال خودم هست هر جا که دلم بخواهد آنرا می فروشم.

چهارشنبه 28/5/1388 - 17:46

داستان ملا در جنگ

روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟

چهارشنبه 28/5/1388 - 17:45

داستان خانه عزاداران

روزی ملا در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست دخترکی در خانه بود و گفت : نداریم!
ملا گفت: لیوانی آب بده!
دخترک پاسخ داد: نداریم!
ملا پرسید: مادرت کجاست:
دخترک پاسخ داد : عزاداری رفته است!
ملا گفت: خانه شما با این حال و روزی که دارد باید همه قوم و خویشان به تعزیت به اینجا بیایند نه اینکه شما جایی به عزاداری بروید!

چهارشنبه 28/5/1388 - 17:44

داستان قبر دراز

روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است!
شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است!
ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!

چهارشنبه 28/5/1388 - 17:44
داستان قیمت حاکم
روزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟
ملا گفت : بیست تومان.
حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است.
ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری
چهارشنبه 28/5/1388 - 17:43

داستان درخت گردو

روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن
مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد.
ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت گردو زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!

چهارشنبه 28/5/1388 - 17:40