تعداد مطالب : 12
تعداد نظرات : 76
زمان آخرین مطلب : 2267روز قبل

سقیفه بنی ساعده

http://www.iran-newspaper.com/1380/800915/html/039195.jpg

 

سقیفه در لغت به معنی سایبانی است که در حکم مهمانخانه شیخ قبیله و نیز محل اجتماع افراد آن قبیله است که در آنجا درباره همه امور قبیله گفت و گو می شود.

سقیفه بنی ساعده به قبیله بنی ساعده که از انصار مدینه بودند، اختصاص داشت کهسعد بن عبادهرئیس آن طایفه، در این مکان برای مشورت در امور مهم قبیله خود با بزرگان حضور می یافته است. مکان آن در ”باب شامی“ و در کنار چاه ”بضاعه“ قرار داشته و مسجدی نیز به همان نام در کنار آن بوده است.

هنگامی که پیامبر از دنیا رفت، در حالی که امیر المومنین به همراه بنی هاشم مشغول کفن و دفن آن حضرت بودند، انصار در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند تا رهبر و جانشین پیامبر را برگزینند، بی توجه به وصایای پیامبر نسبی بر اینکه جانشین آن حضرت، علی بن ابیطالب است. این خبر به گروهی از مهاجران، ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح و همراهانشان رسید.

آنها نیز به سرعت خود را به سقیفه رسانده و در جمع انصار حاضر شدند. در میان انصار خزرجی ها می خواستند سعد بن عباده را جانشین پیامبر سازند. امام اوسی ها موافق او نبودند. در میان بزرگان خزرجی ها هم بشیر بن سعد، رقیب سعد بود و نظر مخالف داشت. ابوبکر و عمر به همراه ابو عبیده از این اختلاف نهایت استفاده را کردند. شعارهای انصار این بود که، انصار اسلام را یاری کردند و شهر مدینه ( مرکز اسلام ) شهر اسلام است.
شعارهای مهاجرین نیز این بود که پیامبر از قریش است و عرب نمی پذیرد که حاکم ایشان از قبیله ای و جانشین پیامبر از قبیله ای دیگر باشد.

چنانچه ابوبکر در جمع آنان گفت: خلافت و فرمانروایی تنها شایسته قریش است. زیرا آنان از لحاظ شرافت و حسب و نسب مشهورند و در میان قبایل عرب ممتاز. من به خیرخواهی شما، یکی از این دو تن را پیشنهاد می کنم تا هر که را که بخواهید به خلافت انتخاب و با او بیعت کنید. سپس دست ابوعبیده و عمر بن خطاب را گرفت.

در این هنگام گوینده انصار گفت: امیری از ما و امیری از شما باشد. عمر گفت دو شمشیر در یک غلاف نمی گنجند و دست پیش برده و با ابوبکر بیعت کرد. مهاجران دیگر نیز بیعت کردند. از انصار نیز ابتدا اسید بن خضیر و بشیر بن سعد و سپس دیگر انصار نیز باابوبکر بیعت کردند. سپس آنان در میان کوچه های مدینه راه افتادند و از هر کسی که می دیدند، بیعت می گرفتند. به این ترتیب امر خلافت در ابوبکر تثبیت شد.
همه این دقایق در حالی بود که علی بن ابیطالب به همراه اصحاب خاص و بنی هاشم به تجهیز و دفن بدن پیامبر مشغول بود.

منابع:
سقیفه بنی ساعده‏، ص 42. تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، ص 349.

يکشنبه 27/4/1389 - 4:8

علامه مجلسی (ره) از کتاب عدة الداعی نقل می کند که عمر بن شعیب می گوید جدّم از پیامبربزرگواراسلام شنید که روزی حضرت جبرائیل (ع) بر من نازل شد و در حالی که شادمان وخندان بود بر من سلام کرد من نیز جواب سلام او را دادم و گفتم علیکم السلام یا جبرائیل ، جبرائیل (ع) عرض کرد همانا خداوند عزّوجل هدیه ای برای تو فرستاد و آن کلماتی از گنجهای بهشت است که خدا به تو کرامت فرموده است گفتم:آن کلمات چیستند، ای جبرائیل ؟ گفت:آن کلمات اینها هستند بگو:

 

 

یامَنْ اَظْهَرالْجَمیل وسَتَرَ الْقَبیحَ , یامَنْ لَمْ یُؤاخِذْ بالْجَریرةَ وَ لَمْ یَهتِکِ السّتْرَ یا عَظیمَ العَفْو, یاحَسَنَ التَجاوُز. یا واسِعَ المَغْفِرَةِ , یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَة یاصاحِبَ کلَّ نجوی و یا مُنتّهى کُلَّ شَکْوى , یاکَریمَ الصَّفح , یا عَظیمَ المَنِّ , یا مُبتَدِئاً بِالنَّعَمِ قَبْلَ اِسْتِحْقاقِها , یا رَبَّنا و یا سیَّدَنا و یا مَولانا و یا غایَةَ رَغَبَتِنا اَسئَلُکَ یا الله اَنْ لا تُشَوِّهَ خَلْقى بِالنَّار .


يکشنبه 27/4/1389 - 4:5

ای گنهکاران چرا نا امیدید ؟

قُلْ یَعِبَادِى الَّذِینَ أَسرَفُوا عَلى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ 

 

بگو : اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید ! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد . این آیه یکی از امیدبخشترین آیات قرآن در مورد پذیرفتن توبه است . حضرت علی (ع) می فرمایند : در تمام قرآن آیه اى وسیعتر از این آیه نیست . دقت در نکات زیر بسیار جالب است .1 - تعبیر به یا عبادى ( اى بندگان من ! ) آغازگر لطفى است از ناحیه پروردگار . 2 - تعبیر به اسراف به جاى ظلم و گناه و جنایت نیز لطف دیگرى است . 3 - تعبیر به على انفسهم که نشان مى دهد گناهان آدمى همه به خود او باز مى گردد نشانه دیگرى از محبت پروردگار است همانگونه که یک پدر دلسوز به فرزند خویش مى گوید اینهمه بر خود ستم مکن ! 4 - تعبیر به لا تقنطوا ( مایوس نشوید ) با توجه به اینکه قنوط در اصل به معنى مایوس شدن از خیر است به تنهائى دلیل بر این است که گنهکاران نباید از لطف الهى نومید گردند . 5 - تعبیر من رحمة الله بعد از جمله لا تقنطوا تاکید بیشترى بر این خیر و محبت مى باشد .6 - هنگامى که به جمله ان الله یغفر الذنوب مى رسیم که با حرف تاکید آغاز شده و کلمه الذنوب ( جمع با الف و لام ) همه گناهان را بدون استثنا در بر مى گیرد سخن اوج مى گیرد و دریاى رحمت مواج مى شود . 7 - هنگامى که جمیعا به عنوان تاکید دیگرى بر آن افزوده مى شود امیدوارى به آخرین مرحله مى رسد . 8 و 9 - توصیف خداوند به غفور و رحیم که دو وصف از اوصاف امید بخش پروردگار است در پایان آیه جائى براى کمترین یاس و نومیدى باقى نمى گذارد . با این اوصاف آیا باز هم جایی برای نا امیدی باقیست سوره ی زمر ، آیه ی 53 ــ



يکشنبه 27/4/1389 - 4:4
زاهد نکند گنه که قهاری تو    ما غرق گناهیم که غفاری تو او قهارت خواند و ما غفارت      آیا به کدام نام، خوش داری تو
يکشنبه 27/4/1389 - 4:2

سلام این مقاله بسیار ناچیز از دلائل اثبات اینکه  قرآن سخن خداست  .  و سخن پیامبر نیست  و انشا الله در این سایت مقالات کاملتری قرار میگیرد


. دکتر هانرى کُربن،در مورد قران میگه :  اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هیچ اندیشه‏اى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است.

 امی به  سه معنی  است 

1  کسی  که  به  مکتب خانه نرفته ودر درس نخوانده

2 کسی  که  در مکه متولد  شده و از مکه برخاسته 

3  کسی  که از میان امت و  توده مردم  قیام کرده است

ولی معروفترین  از همه  تعریف اول  است  در  نزد اکثر علما

 پیامبر  می توانست بنویسد و بخواند اما نمی نوشت و نمی  خواند که آیه  48  سوره عنکبوت   به آن اشاره دارد 

در ظمن تعداد با سوادان  در مکه  در مردان   از  17 نفر  تجاوز نمی کرد  و در زنان  فقط 1 نفر  سواد  خواندن و نوشتن داشت .

خوب توی این 18 نفر  اگر پیامبر نزد  کسی  درس  می خواند  مردم می فهمیدند  و معروف می شد . به فرض اینکه نبوتش را نپذیریم او چگونه می توانست  با  صراحت در کتاب خویش  در   درس  خواندن  خود را نفی کند ؟ آیا مردم به او اعتراض نمی کردند که درس خواندن تو مسلم است  ، وتو درس خوانده ای  . در اوایل  اسلام هیچ کس نگفت که قرآن سخن  پیامبر است چون می دانستند که پیامبر (ص) درس نخوانده ، همه  مورخان هم بر روی اینکه پیامبر به مکتب نرفته اتفاق دارند و یک نظر داده اند.خوب پیامبری که در هیچ جا درس نخوانده چگونه می تواند  کتابی به این زیبایی و فصاحت و بلاغت  که حتی با سوادان عرب هم در فصاحت و بلاغت آن مانده اند. چرا هیچ کس تا به حال نتوانسته یک آیه مانند قرآن بیاورد و مهم تر از همه این که شخصی که درس نخوانده چگونه می تواند بنویسد و بخواند  در حالی که پیامبر می  توانست بنویسد و بخواند اما این کار را  نمی کرد . (اشاره به آیه 48 سوره عنکبوت )  خوب این یک دلیل بسیار مجمل وسریع بود برای اثبات قرآن  که خلاصه آن را در ذیل درج مشاهده می فرمایید .

1- پیامبر امی بوده یعنی درس نخوانده  و کسی که درس نخوانده نمی تواند چنین کتابی بیاورد  .

2 -دلیل دوم در اعجاز قرآن است .  در قرآن پیش بینی هایی شده که ما می بینیم همه آنها  درست در امده  که من در ذیل به چند مورد  اکتفا می کنم :

« و به آنها امر می کنم که گوشهای دامها را آسیب برسانند، و به آنها امر می کنم که در خلق خدا دگرگونیهائی ایجاد کنند».نسا  119

نکات آیه:

1ـــ به گوش دامها آسیب رسانده خواهد شد:

 

جملات مزبور نقـل قول از حرفهای شیطان است.  در جهان واقع نیز کم و بیش دیده ایم،  شماره یا مشخصات دامها را در نوشته ای به گوش آنها منگـنه می کنند. در حالیکه می توان آنرا در گردن آنها نیز آویزان کرد.

 

2ـــ ایجاد تغییرات در خلق:

در قـرآن دو مـقـوله «تـبـدیـل» و «تـغـیـیـر» هـسـت. «تغـییر» به معنی: ایجاد دگرگونیهائی در شئ، و «تبدیل» به معنی: عوض کردن کلی شئ (یعنی: عـوض نمودن ماهـیت و هـویت آن) است. قــرآن «تبدیل» پـدیـده ها را خارج از توان انسان دانسته (لا تبدیل لخلق الله) و تاکنون نیز کسی موفـق به تغییر "هـویت و ماهـیـت" چیزی نـشـده، ولی ایـجـاد «تـغـیـیـر» را پیش گوئی کرده است. و این چیزی است که در عصر ما فعلاً انسان به آن نقطه رسیده و دست به چنین کاری می زند. مثلا کسانی هستند که نمودهـای مردانگی خود را برمی دارند و نمودهای زنانگی می دهند و همینطور برعکس.

ضمن اینکه هر دو پیش بینی قرآن درست درآمده ترتیب آنها نیز همانطور که آنرا گفته اتفاق افـتاده است. یعنی ابتدا گوش دامها را منگنه کردند و بعد افراد را دستکاری کردند. البته احتمال این نیز هست که منظور آیه این باشد که انسان گوش دامها را خواهد برید و برای ایجاد تغییرات در افراد از آن استفاده خواهد کرد.

پیش بینی رفتن انسان به فضا

«شما نه در زمین و نه در فضا هیچکدام نمیتوانید اراده خدا را شکست بدهید».

عنکبوت  -22

معنی ضمنی و تلویحی آیه این است که انسان روزی به فضا خواهد رفت و در فضا خواهد بود، که فعلاً تحقق یافته است.

پیش بینی برگشتن محمد به مکه

« آن که قرآن به تو داد ترا به مکه باز خواهد گردانید».

قصص -85

(مُعاد در اصل مَـعْـوَد بر وزن مَـفـْعـَل اسم زمان و مکان است بمعنی: زمان و مکان برگشت. و در معنی دوم خود از جمله به "روز رستاخیز اطلاق شده (به اعتبار اینکه زمان و مکان برگشتن به زندگی است)"، و به زادگاه اطلاق می شود (به اعتبار اینکه انسان هر جا برود نهایتاً به آن برمی گردد). و در آیه به مکه اطلاق شده که زادگاه محمد بوده است).

محمد به دلایلی که می دانیم مجبور شده بود که مکه را ترک کند. آیه به وی وعده می دهد که وی به مکه باز خواهد گردید. همه قرآن و اسلام در گرو این آیه گذاشته شده بوده است. اگر محمد پیش از برگشتن به مکه فوت می کرد و یا هیچگاه پیروز نمی شد و نمی توانست وارد مکه بشود، در آنصورت همه دین وی می سوخت. چون برای پیروان وی روشن می شد که اگر این قرآن حرف خدا می بود، خدا منطقاً می بایست می دانست که محمد به مکه برمی گردد یا نه.

و روشن است که کسیکه یک دینی درست می کند، اینقدر می فهمد که شاید فردا پس فردا فوت کند و هیچگاه به مکه برنگردد، و دروغ بودنِ وحی بودنِ قرآن برای مردم روشن می شود.

روشن است که این آیه حرف کسی غیر از خدا نمی تواند باشد.

-------------------------------------------------------

«محمد چیزی بیش از یک فرستاده همچون فـرستاده های پیش از خود نیست. بنابر این در صورت مردن یا کشته شدن او، آیا بلافاصله می خواهید به گذشته خود برگردید»؟

آل عمران - 144

حرف «اَوْ» در آیه بـرای اباحت است (اباحت یعنی: درست و روا بودن. این حرف ماقـبـل و مابعد خود را یکـی و یکسان می شمارد. یعنی: گفـتن یا انجام دادن هر یک از طرفـیـن آن هـر دو درست یا یکسان است. مانند: جالِسِ الکاتِب اَوِ الشاعر = با نویسنده یا شاعر بنشین! یعنی همنشینی با هر یک از آنها یکسان است و فـرقی نمی کند).

آمـدن حرف «اَو» در آیه بـه ایـن معـنی است که چه گـفــته شـود: محـمـد در آیـنده " فـوت خواهد کرد" و چه گفـته شود وی "کشته خواهد شد" هر دو درست است.

محمد نیز در واقع هـم کشـته شـد و هم فـوت کرد. به این ترتیب که در اثر جویدن و چشیدن غذای مسموم، نیمی از سلامتی خود را از دست داد و مـدت دو سـالی که پس از آن غذای مـسـموم در قـیـد حـیـات بـود از اثر آن سم رنج می برد. و وفـات وی در واقع پنجاه درصد از اثر سـم بـود و پـنـجـاه درصد طـبـیعی (یعنی مربوط  به سن و سال وی بود). و به این ترتیب مـحمـد هـم فـوت کـرد و هـم کـشـته شد. این آیه سالـیـان سـال پـیـش از مسـموم شدن وی و در نبردهای اولیه وی نازل شده است.

-----------------------

« هر چیزی را بصورت جـفـتی آفریدیم».

(ذاریات/ 49

نـکـتـه آیـه: همه چیز جفتی است (یا نر و مادگی دارد):

ــــ همه گیاهان نر و مادگی دارند (برخی از آنها نر و مادگیشان در خود آنهاست).

ــــ همه جانوران نر و مادگی دارند.

ــــ  ذرات مثبت و منفی دارند.

ــــ جریان الکتریسیته مثبت و منفی دارد.

ــــ  ماده و ضد ماده در فیزیک.

ــــ عنصر عضوی شیمیائی بدن چپی و راستی دارد.

ــــ نیروی مغناطیسی دو قطبی است

همه چیز جفتی است. در زمان محمد انسان میدانست که برخی از گیاهان و حیوانات نر و مادگی دارند، ولی اینکه همه چیز نر و مادگی دارد مربوط به دانش عصر مـا اسـت. مثلا انسان نمی دانست که گلها نیز نر و مادگی دارند و بادها آنها را تلقـیح می کنند.

---------------------

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ  ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ  ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آَخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ[ سورة المؤمنون: 12 - 14 ]

ما انسان را از عصاره ای از گل آفریده ایم . سپس او را به صورت نطفه ای در آورده ودر قرار گاه استوار جای میدهیم. سپس نطفه را به صورت لخته خونی،واین لخته خون را به شکل قطعه گوشت جویده ای،واین تکه گوشت جویده را بسان استخوان ضعیفی در میاآوریم،وبعد بر استخوان گوشت می پوشانیم،واز آن پس او را آفرینش تازه ای بخشیده وپدیده دیگری خواهیم کرد،والا مقام ومبارک خداوند است که بهترین اندازه گیرندگان وسازندگان است.

خوب در زمان پیامبر که دیگه  ازاین دستگاه ها نبود که بچه رو توی شکم مادر ببینند  معلوم است که قرآن سخن خدا  است

 و خیلی از دلائل دیگر که در مقالات بعدی درج میکنم

هیچ کدام  بی پایه  و اساس نیست  چرا بعضی ها دانشمندان رو نمی بینند که روز به روز به اسلام  کشیده میشند .

و هرکه میگوید قرآن باعث عقب ماندگی ماست دروغ می گوید ما جلو تر هستیم در این باره انشاالله مقاله ای آماده میکنم که از همین سایت میتونید ببینید.

جالب  تر از همه اینه که دانشمندان و شاعران و فیلسوفان چه نظراتی در باره با قرآن دادند

1. گوته، شاعر و نویسنده معروف آلمانى مى‏گوید: سالیان دراز کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند؛ امّا هر قدر که ما قدم در جاده علم و دانش نهادیم و پرده تعصب را دریدیم، عظمت احکام مقدس قرآن، بهت و حیرت عجیبى در ما ایجاد نمود. به زودى این کتاب توصیف‏ناپذیر، محور افکار مردم جهان مى‏گردد!

2. آلبرت انیشتاین که نیازى به معرفى ندارد، مى‏گوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست؛ مجموعه‏اى از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهى که بزرگ‏ترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت مى‏کند.

3. ویل دورانت، دانشمند امریکایى شرق‏شناس، مى‏گوید: در قرآن، قانون و اخلاق یکى است. رفتار دینى در قرآن، شامل رفتار دنیوى هم مى‏شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طریق وحى آمده است. قرآن در جان‏هاى ساده عقایدى آسان و دور از ابهام پدید مى‏آورد که از رسوم و تشریفات ناروا آزاد است.

4. پروفسور آرتور آربرى که یکى از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگلیسى است، مى‏گوید: زمانى که به پایان ترجمه قرآن نزدیک مى‏شدم، سخت در پریشانى به سر مى‏بردم؛ اما قرآن آنچنان آرامش خاطرى به من مى‏بخشید که براى همیشه به خاطر خواهم داشت. من در حالى که مسلمان نیستم، قرآن را خواندم تا آن را درک کنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ‏هاى نافذ و مرتعش کننده‏اش شوم و تحت تأثیر آهنگش قرار گیرم و به کیفیتى که مسلمانان واقعى و نخستین داشتند، نزدیک گردم تا آن را بفهمم .

5. لئوتولستوى، نویسنده معروف روسى مى‏گوید: هر کس که بخواهد سادگى و بى پیرایگى اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانین و تعلیمات حقیقى و احکام آسان و ساده براى عموم بیان شده است. آیات قرآن به خوبى بر مقام عالى اسلام و پاکى روح آورنده‏اش گواهى مى‏دهد.

6. دکتر هانرى کُربن، اسلام شناس معروف فرانسوى، سخن جالبى درباره قرآن دارد. وى مى‏گوید: اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هیچ اندیشه‏اى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است.

7. ارنست رنان، فیلسوف معروف فرانسوى مى‏گوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسى ،اجتماعى، ادبى و... وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده‏ام؛ اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهایى از معانى و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه مى‏کنم. این کتاب، قرآن - کتاب آسمانى مسلمانان - است.

8. ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه مى‏گوید: امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را با یکدیگر متحد کنم تا نظامى یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مى‏تواند مردم را به سعادت برساند، ترسیم کنم. قرآن به تنهایى عهده دار سعادت بشر است.

9. ژان ژاک روسو، متفکر و روان شناس مشهور فرانسوى، برداشت منحصر به فردى از قرآن دارد؛ او میگوید: بعضى از مردم بعد از آن که مقدار کمى عربى یاد گرفتند، قرآن را خوانده، امّا درست درک نمى‏کنند. اگر مى‏شنیدند که محمّد(ص) با آن کلام فصیح و آهنگ رساى عربى آن را مى‏خواند، هر آینه به سجده مى‏افتادند و ندا مى‏کردند: اى محمّد عظیم! دست ما را بگیر و به محل شرف و افتخار برسان. ما به خاطر یارى تو حاضریم که جان خویش را فدا سازیم!!

حال اگر  سوالی بود  و مطلبی  میخواستید بگین  تو قسمت نظرات  سایتم درج بفرمایید .

 


 

يکشنبه 27/4/1389 - 3:54

 

خلاصه : مضرات مشروبات الکلی از نظر دینی و علمی

 یکی از گناهان کبیره از نظر دین اسلام خوردن مشروبات الکلی مییاشد که در این جا به برخی مضرت جسمانی مشروبات الکلی که با طب نوین به اثبات رسیده است اشاره می کنیم :
زیانهای الکل بر مغز و اعصاب :
اثر اصلی عمده و کوتاه مدت الکل بر سیستم اعصاب مرکزی است.

مصرف نوشابه های الکلی در ابتدا موجب نوعی آرامش و رها شدن کاذب و افراطی می گردد. ولی پس از مدتی اثرات واقعی آن از جمله : ناهماهنگی در حرکات عضلات، اختلال در تصمیم گیری آسیب اعمال حرکاتی و مهارتی کندی واکنش و فعالیتهای دماغی و فکری تشدید حالت تهاجمی و پرخاشگری درهم و برهم حرف زدن سوزش قلب پرحرفی دوتا دیدن اشیا و افراد و افزایش ادرار میباشد.
شایع ترین اختلال سیستم عصبی در الکلیسم مزمن آسیب قرنیه و اعصاب چشم است.
2- زیان های الکل بر استخوانها :
بررسی گروهی از پژوهشگران نشان داده است که مشروبات الکلی سبب ضعیف شدن و شکستگی استخوانها می شود و استخوانهای شکسته در طولانی مدت به سختی درمان خواهند شد.
پزشکان می گویند مصرف مشروبات الکلی سبب ضعیف شدن و شکستگی استخوانها میشود و استخوانهای شکسته در طولانی مدت به سختی درمان خواهند شد.
پزشکان می گویند مصرف مشروبات الکلی به تدریج مانع کار بافتهای استخوان ساز میشود و در ظی چند سال استخوانها صدمه می بینند و همچنین مصرف این مشروبات سبب کشیدگی تاندونها می گردد.
کلیه :
یکی از اطبا معروف انگلیس می گوید : اشخاصی که مبتلا به امراض کلیه می شوند 5/87درصد آن به واسطه مشروبات الکلی است. مشروبات الکلی میزان ادرار را زیاد کرده و سبب تورم بعضی اعضا چون شکم و پاها و پلک های چشم می گردد.
گردن :
در اثر استعمال الکل و مخصوصا آب جو گاهی پی گردن زیاد و محتاج به عمل جراحی میگردد.
تاثیر مشروبات الکلی بر کبد :
کسانی که به طور مزمن الکل مصرف می کنند در معرض خطر بالای نارسایی کلیه و کبد هستند
moonshine می تواند برای کلیع شما بسیار مضر باشد زیرا حاوی سرب است و این عنصر برای کلیه ها مسمومیت زاست.
از کارهای مهم کبد تجزیه و خنثی کردن سمومی است که به داخل آن راه پیدا میکند اما متاسفانه در برابر سم الکل اثری ندارد و این الکل است که قدرت تحریک خود را روی کبد نیز اعمال می کند.
تاثیر مشروبات الکلی بر گردش خون : متخصصان می گویند الکل به همان شکل خالص، بدون آنکه تغییر ماهیت دهد وارد خون می شود و دستگاه گردش خون در معرض آسیب آن قرار می گیرد. گلبول های سفید خون را که به منزله سربازان مدافع بدن در مقابل میک روب ها نابود می باشند را از بین می برند و هموگلوبین خون را که محتوای آهن می باشد نابود و بدن را دچار کم خونی عجیبی مینماید.
مشروبات الکلی باعث اختلال در هضم غذا :
الکل مواد غذایی را سفت و سخت می سازد چنانچه اگر گوشتی را در مقداری الکل بیاندازیم مانند چرم میشود و در این حالت معلوم است که چه به سر معده می آید به علاوه الکل شیرهای معده را کم و نامرتب و فاسد می سازد و اجازه نمی دهد روی غذا تاثیر کند و غذای هضم نشده سربار معده میماند همچنین الکل اشتها را ازبین می برد.
مشروبات الکلی عامل جنون است، آمار دقیق تیمارستان ها نشان می دهد که تکثر دیوانگان کسانی هستند که سالهای دراز عمر خود را با میخوارگی و مستی بسر برده اند به موجب یک آمار در یک خانواده در آمریکا هفت نفرشان ابله و احمق بودند که پدر و مادرشان الکلی بوده اند.
دکتر پارکر که یکی از دکترهای مشهور نیویورک به شمار می رود گفته است که نصف حوادث دیوانگی و سفاهت به واسطه مشروبات است.
طبق آماری که در سال 1902 میلادی در انگلستان گرفته شده بود افرادی که در اثر خوردن مشروبات الکلی مبتلا به جنون و دیوانگی گردیده اند به این ترتیب است :
2249 نفر مرد و 976 نفر زن.
طبق تحقیقات در انگلستان دانشمندانبه این نتیجه رسیده اند که تقریبا 95 درصد از دیوانگی افراد جامعه در انگلیس به علت اعتیاد به الکل است. (البته ذکر این نکته به جاست که در دین مبین اسلام حتی خوردن یک جرعه شراب هم حرام میباشد)
اما رضا (علیه السلام)فرمودند : خدای عزوجل شراب را حرام فرمود : زیرا شراب تباهی می آورد، عقل شرابخواران را دگر گون می سازد و آنان را به انکار خداوند عزوجل و دروغ و تهمت بستن به او و پیامبرش وا می دارد و دیگر اعمالی چون تبهکاری و قتل که از شرابخواران سر می زند.
ضررهای مشروب بر سایر اعضا :
مشروب نه تنها دستگاه گردش خون بلکه تمام اعضا بدن را به افت الکل دچار می کند و شراب خوار را به سو هاضمه ، تشنج معده، شکم درد، و استفراغ و آسیب معده و ضایعات نوسوج مغزی و ناراحتی های قلبی از جمله اریتمی و تاکیکاردی، گرفتار می کند. پزوهشگران می گویند مصرف زیاد الکل موجب فلج شدن فعالیتهای مغزی و دستگاه تنفس و در نتیجه مرگ می گردد.
مضرات مشروب بر نوزاد و جنین
امروزه آمار نشان می دهد مرگ کودکانی که والدین آنها مشروبات الکلی می نوشند بیشتر از سایر کودکان است که بر اثر سایر امراض از بین می روند و اطفالی که از پدران شراب خوار به وجود می آیند غالبا ضعیف علیل و غالبا به تشنج های شدید مبتلایند و قدرت دفاعی آنها در مبارزه با مشکلات زندگی ناچیز است و در برابر عفونت های مختلف بسیار حساسند، نقص بدنی انحراف ستون فقرات کر و لالی عوارض ناشی از غده تیروئید و همچنین ضایعات مغزی مانند عقب ماندگی رشد نکردن ماهیچه ها دیوانگی های حاد و غیره در آنان فراوان دیده می شود.

قال رسول الله (ص ): الخمر ام الخبائب (21)
مردى به على (ع ) گفت به نظر شما معصیت شراب خورى از زنا و دزدى بیشتر است ؟ فرمود آرى ، زیرا زناکار ممکن است به همین گناه اکتفا کند، خود را بگناه دیگر آلوده نسازد ولى شراب خوار با آنکه به یک گناه آلوده شده به گناهان دیگرى نیز مانند زنا، دزدى ، آدم کشى و ترک نماز.... آلوده خواهد شد.
قیل لامیر المومنین (ع ) انک تزعم ان شرب الخمر اشد من الزنا و السرقة ؟ فقال (ع ) نعم ، ان صاحب الزنا لعله لا یعدوه الى غیره و ان شارب الخمر اذا شرب الخمر زنى و سرق و قتل النفس التى حرم الله عزوجل و ترک الصلوة (22)
زیانهاى شراب منحصر به جنبه هاى بهداشتى نیست بلکه از جنبه هاى معنوى و اجتماعى قابل توجه است .
مردى از امام پنجم (ع ) علت حرام شدن شراب را سؤ ال مى کرد. آنحضرت اینطور فرمودند:
ان مدمن الخمر کعابد و ثن و یورثه الارتعاش ، و یهدم مروءته ، و تحمله على التجسر على المحارم ، منسفک الدماء و رکوب الزنا، حتى لایومن اذا سکر ان یثبت على حرمه ، وهو لا یعقل ذلک ، و الخمر لا تزید شاربها الا کل شر(23)
دائم الخمر مانند بت پرست است شراب برایش رعشه بدن پدید مى آورد، مردانگى و انصاف و مروتش را نابود مى کند تشراب است که که شراب خوار را وادار بر جسارت بر نزدیکان و اقوام و خویشان و خون ریزى و زنا مینماید حتى از زناى با محارم ایمن نمى تواند بود او پس از مستى این کار را بى توجه انجام مى دهد و خلاصه شراب وادار کننده به هر نوع شر و اعمال ضد انسانى است .
در این روایت به یک قسمت از ضررهاى الک از نظر جنبه هاى جسمانى ، اخلاقى ، و اجتماعى تصریح شده است دانشمندان تعداد امراضى را که عامل اصلى آنها شراب و عرق است تقریبا 11 نوع شمرده اند.
1 -
امراض معدى : 
الف - ((گاستریت )) ساده و مزمن که بالاخره به ضعف و نابودى قوا منجر مى شود.
ب - ((فلگمن معده ))
ج - ((انتتریت )) سخت و اغلب ((اسفلگیت )) دل دردهاى مختلف و درد معده که بیشتر در وقت اعتیاد به وقوع مى رسد و درد دل هاى دایمى اثر دیگر آن در معده اتساع معدى است که گاهى چنان این عضو را بزرگ مى کند که مانند کیسه اى شده و پنج برابر موقع عادى گنجایش پیدا میکند یعنى ممکن است ده تا 12 لیتر آب بیشتر جا بگیرد.
بطور کلى الکل باعث التهاب جهاز هاضمه مى شود، در روده ها نیز تاءثیر سخت نمود، باعث خراشیدگى جدار آنها، و دفع خون ، و ضعیف ساختن قوا میشود، و بالاخره اسهال سخت تولید مى کند، و گاهى نیز یبوست مى آورد در اثر استعمال نوشابه ((قولون )) (روده بزرگ ) لطمه دیده ، یبوست و لینت پشت سر هم به وجود مى آورد.
الکل زبان را ضخیم و سخت مى کند و سلولهاى مخصوص ذائقه را ضعیف و بالاخره محو مى نماید، بطوریکه شخص دائم الخمر دیگر طعم غذاها را درست حس نمى کند، و این خود یکى از علل بى اشتهایى در شخص الکى مى باشد و بیشتر از همه باعث خرابى دستگاه هاضمه مى شود.
الکل ، شیره هاى دهان (بزاق ) و شیره هاى معدى و سایر شیره هاى بدن را کم کرده از بین مى برد.
2 -
امراض دستگاه تنفس  
الکل از بزرگترین علل ابتلاى به مرض سل ، مى باشد ریه ها در اثر الکل تورم یافته ؛ لکه هاى بنفش یا سفیدى روى آنها ظاهر مى گردد، و لخته هاى خون در خلط شرابخوار ظاهر میشود که نتیجه خرابى ریه است ، شرابخوار هر صبح در رختخواب مدتى سرفه مى کند خود مى اندازد و گاهى لخته هاى خون یا صفراء به حال تهوع از دهانش بیرون مى آید و بدون استثنا در اشخاص الکلى عمل تنفس سخت و پر زحمت است .
3 -
گردش خون 
در اثر شراب مواد اصلى خون از جمله فیبرین و گلبولهاى قرمز و غیره خیلى کم شده و از دست رفته ، مایع خون ، آهکى و خراب شده است ، چون خون فاسد شود کلیه بدن دچار اختلال و کم غذایى و ضعف مى گردد، گلبولهاى سرخ و سفید را از بین برده شخص را آماده براى سکته مى نماید.
هر نوع نوشابه الکلى ؛ از جمله آبجون ، رگها را سخت و شکننده مى کند و مرونت یا ارتجاع آنها را از دست مى دهد و موجب مى شود در در اثر جزئى فشار مانند عصبانیت ، کار زیاد، سرما، یا گرماى فوق العاده پاره شده و سکته ناقص یا کامل بوجود آورد؛ عروق در اثر الکل ، تصلب و شریان ، تکلس پیدا مى کند.
4 -
امراض قلب  
در نتیجه خرابى خون ، عمل قلب مختل شده کم کم چربى و پیه دور آنرا مى گیرد، و آن را سنگین و بزرگ مى کند، و چون قلب در حین ضربان ، با قوت حرکت مى کند سنگینى مزبور موجب کندى حرکت و نامرتبى مى گردد، و روى این اصل نبض اشخاص الکلى ، آهسته و نامرتب مى زند.
5 -
بیماریهاى عصبى 
الکل وضع اعصاب را فلج مى سازد اعصاب آخذ، و محرکه ضعیف شده ، فلج و رعشه پیدا مى کند، در تمام بدن حالت خارشى به وجود مى آید و الکى بدون سبب احساس حرارت مى کند، بدنش مخصوصا دستها و سر، مى لرزد سخنش نامفهوم و بى معنى مى شود، و علائم روحى ، عصبانیت ، حالت قیافه حیوانى ، ترس و سردرد، در او به وجود مى آید.
در اثر ضعیف شدن اعصاب ، در معرض برخى امراض عصبى ، واقع مى شود، و راه براى سکته و خونریزى باز مى گردد.
الکل در اثر داخل کردن ((اسید اوریک )) در خون تولید درد اعصاب و رماتیسم مى کند.

 



يکشنبه 27/4/1389 - 3:50

یک شعر می گم و شما بگین منظور این شعر چیه به نزدیکترین نظر یک جایزه میدیم

دامها را آن یکی ابتر بود 

که فرو رفتن در آن اجمل بود 


يکشنبه 27/4/1389 - 3:2

 

گفتند بهشت را خواهی یا دوست

گفتم جهنم است بهشت بی دوست

 

يکشنبه 27/4/1389 - 2:41

می دونستید که سه چیز هست که بعد از ازدست دادنشون قدرشون رو میدونیم

 

یک قدر سلامتی رو هنگام مریضی

دو قدر جوانی رو هنگام پیری

سه قدر زنده ها بعد از فوتشون

پنج شنبه 24/11/1387 - 21:21

حجاب محدودیتی برای مردان است

 

پنج شنبه 24/11/1387 - 21:20
x