تعداد مطالب : 808
تعداد نظرات : 317
زمان آخرین مطلب : 2061روز قبل

به پسرم درس بدهید؛

او باید بداند که همهٔ مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می‌شود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.

می‌دانم وقت می‌گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت، یک دلار کسب کند، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد؛ از پیروز شدن لذت ببرد.

او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر می‌توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل‌های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می‌کنند، با دقت نگاه کند.

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم‌ها، ملایم و با گردن کش‌ها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همهٔ حرف‌ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند.

ارزش‌های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می‌توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.

به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

هنگام تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است، اما ببینید که چه می‌توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.

آبراهام لینکلن - شانزدهمین رئیس‌جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا

شنبه 11/8/1392 - 14:20
روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.
کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام» رییس پرسید: «بابا خونس؟» صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»
ـ می تونم با او صحبت کنم
کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»
رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»
ـ بله
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
دوباره صدای کوچک گفت: «نه»
رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»
رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: «آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»
ـ مشغول چه کاری است؟
کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»
رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»
صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلی کوپتر»
رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»
کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: «گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.»
رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: «آنها دنبال چی می گردند؟» کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من».
يکشنبه 15/11/1391 - 0:37
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ
ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ 
ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ.
ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.
ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:
ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻢ.
ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ.
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ.ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ. ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ 
ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:

         ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻮﻥﮐﺴﯿﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ!                              
              به سلامتی همه دخترای با محبت
يکشنبه 15/11/1391 - 0:35

http://www.pic.iranfunnygroup.ir/0545_1274377402_z7zb.jpg 

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم
 
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر
 
بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود
 
عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب بر می خیزیم، خیلی کم
 
مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم
 
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه
 
کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم
 
و نه زندگی را به سالهای عمرمان
 
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت میبریم
 
ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.
 
 
فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم
 
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر
 
 
کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری
 
تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم
 
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای
 
کلان اما روابط سطحی
 
فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق
 
بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده
 
بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید،
 
زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است
 
در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه
 
توجهی به نیازهایتان داشته باشید
 
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را
 
که دوست دارید ببینید
 
زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است
 
از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید
 
 
عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم
 
 
 
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید
 

********************
 
 
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

چهارشنبه 11/11/1391 - 17:27

 

کلمات، تاثیر شگرفی روی ضمیر ناخودآگاه انسان دارند. ناخودآگاه بدون آنکه منظورمان را بداند هر چه بگوییم خوب یا بد را برایمان خلق می کند. لذا لازم است برای دستیابی به موفقیت از کلمات مثبت و دارای انرژی مثبت استفاده کنیم.

با این که مفهوم کلی عبارت "من بیمار نیستم" مثبت است اما کلمه "بیمار" واژه منفی است. ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز می شود. به عنوان مثال در جمله "فراموش نکنی در هنگام برگشتن نان بخری" احتمال فراموشی بیشتر از زمانی است که می گوییم "یادت باشد که هنگام برگشتن نان بخری"، زیرا در حالت اول ناخودآگاه بر روی فراموشی تمرکز می کند و در حالت دوم بر روی به یاد ماندن.

و یا مثلاَ برای آرام شدن یک نفر جمله "آرام باش" بیشتر از جمله "داد نزن" تاثیر دارد و همچنین به کار بردن جملاتی از قبیل "خسته نباشی"، "دستت درد نکند" و... در ناخودآگاه تاثیر منفی می گذارد و باعث افزایش خستگی، درد و... می شود.

وقتی درباره چیزی واژه بد را به کار می بریم باید بدانیم در جهان چیز منفی و بدی وجود ندارد. وقتی چیزی بد تلقی می شود، در واقع به ما خبر نبودن خوبی می دهد. پس چه بهتر است که به جای بد بگوییم ناخوب. هر گاه ذهنتان را از امواج منفی (افکار، کلام، عادات و...) تخلیه کنید آنگاه شاهد هجوم شادی و آرامش خواهید بود.

به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم

به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای ببخشید که مزاحمتان شدم؛ بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شکست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای فقیر هستم؛‌ بگوییم : ثروت کمی دارم

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جای زشت است؛ بگوییم :‌ قشنگ نیست

به جای چرا اذیت می‌کنی؛ بگوییم :‌ با این کار چه لذتی می‌بری

به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

به جای متنفرم؛ بگوییم : دوست ندارم

به جای دشوار است؛ بگوییم : آسان نیست

به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟، چقدر لاغر شدی؟، چقدر خسته به نظر می‌آیی؟، چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟، چرا ریشت را بلند کردی؟، چراتوهمی؟، چرا رنگت پریده؟، چرا تلفن نکردی؟، چرا حال مرا نپرسیدی؟

بگوییم: سلام به روی ماهت، چقدر خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی ...

چهارشنبه 11/11/1391 - 17:24

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
*
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
*
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
*
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
*
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
*
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
*
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
*
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم
*
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
*
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
*
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
*
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
*
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
*
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
*
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
*
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
*
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

چهارشنبه 11/11/1391 - 1:35

مرگ حق است و این را کسی انکار نمی کند. شترش هم دیر یا زود در خانه همه ما می خوابد.  منتهی بعضی کارها هستند که حتما باید قبل از مردن آنها را انجام داد.

بعضی ار حرف ها را هم باید زد، چون پشیمانی سودی ندارد و فرصت زندگی تنها یک بار اتفاق می افتد. اثر روانی که گفتن این حرف ها بر ما دارد، می تواند کمکمان کند که از زندگی، با وجود همه سختی هایش، بیشتر لذت ببریم.

http://salijoon.ws/mail2/911109/say1.jpg

1.چرا؟!

از خود بپرسید چرا؟! البته نه بی دلیل. وقتی می خواهید کاری را انجام دهید.

2. امروز، خوب بود

به شما کمک می کند که خوشبینی را در خود تقویت کنید.

3. باورش دارم

خدا، دوست، شرکتی که درش کار می کنید، طرح و برنامه یا هر چیز دیگری. باید باورش کنید تا همه چیز شما در رابطه با آن مسئله درست پیش برود

4. من تمام نشده ام

تنها کسی که می تواند روز پایان زندگی شما را تعیین کند، خودتان هستید !

5. کافیست

حد و حدودتان را مشخص کنید. از خوراک و پوشاک گرفته تا مسائل و موارد بزرگتر و مهمتر.

6. بهتر می توانم این کار را انجام دهم

هر موقع از این جمله استفاده کنید، به عملکرد درست نزدیکتر هستید.

7. متاسفم!

عذرخواهی کنید در صدد جبران برآیید. واقعا برای جبران تلاش کنید 

8. زنده می مانم

لحظاتی از زندگی نیاز به ریسک دارد، آنها را امتحان کنید و باور داشته باشید که نتیجه خوبی می گیرید.

9. فوق العاده ای

به دیگران اجازه دهید که نظرشان را راجع به شما بگویند. به این ترتیب راحت تر نقاط ضعف و قوت را می شناسید.

10. مقصد نهایی مال من است

می شود بعد از هر ماجراجویی به مقصد نهایی رسید، اگر خواستن باشد.

11. چطور می توانم کمکتان کنم؟!

نه دیگران را از کمک خود محروم کنید و نه خودتان را از حس رضایت ناشی از آن.

12. من خوش شانسم

شما آدم خوش شانسی هستید و کسی خوش شانس تر از شما نیست.

13. من آن را می خواهم

تا اراده ای نباشد، دستاوردی نخواهد بود. به همین سادگی!

14. غلطه!

به اشتباه خود اعتراف کنید، حتی اگر نمی خواهید به زبان بیاورید، آن را بپذیرید. 

15. بی خیال!

بعضی چیزها ارزش پیگیری و وقت گذاشتن ندارند، دست از سرشان بردارید. 

16. زیباست

هر چه بیشتر به زیبایی های دنیای اطرافتان توجه کنید، شادتر و راضی تر خواهید بود. 

17. مبارک باشد

گفتن این جمله به کنار گذاشتن حسادت کمک می کند، امتحانش کنید.

18. من خوب هستم

هر از چند گاهی این جمله را به خودتان بگویید، تا حدی که مغرور نشوید.

19. از پسش برمی آیم

توانایی یادگیری پایه، اساس و مبنای هر هوش و استعدادی است.

20. کوچک اما مهم

به نیازهای کوچک خود هم اهمیت دهید، خواهید دید که رسیدن به بزرگترین آرزوها را ساده تر می کند. 

21. من، خودم هستم!

سعی نکنید خود را جای دیگران بگذارید، تا وقتی که خودتان وجود دارید.

22. پیشگیری بهتر از درمان است

پیشگیری کنید تا مجبور به درمان نشوید. هزینه ها و زمانی که برای درمان می گذارید از پیشگیری خیلی بیشتر است. 

23. حق گرفتنی است نه دادنی

دنبال حق خودتان باشید، چون کسی آن را تقدیم شما نمی کند.

24. امتحانش می کنم

از چیزهای جدید استقبال کنید. همین! 

25. می خواهم بیشتر بدانم

کنجکاو باشید و حوصله به خرج دهید تا جواب سوال هایتان را پیدا کنید

26. من می ترسم

همیشه کمی بترسید تا بی گدار به آب نزنید 

27. درست می شود

انرژی مثبت به خودتان بدهید و خود را رها کنید. حتما درست می شود. 

28. من این کار را می کنم

به جای حرف زدن، عمل کنید

29. دوستت دارم

به عزیزانتان ابزار محبت کنید. 

30. درک می کنم

مهمتر از مهم بودن و صداقت داشتن، فهم و درک است.

سه شنبه 10/11/1391 - 10:35

http://images.seemorgh.com/iContent2/Files/154411.jpg

در درست کردن چای باید به برخی نکات ریز، دقت داشته باشید که در طعم و کیفیت این نوشیدنی بسیار موثر هستند.

فقط جوشاندن آب در این جا مورد نظر نیست و باید به نکات دیگری نیز توجه داشته باشید. حتما از آب‌های کاملا تصفیه شده و رد شده از فیلترهای مختلف برای دم کردن چای استفاده کنید. مثلا اگر یخچال شما آب تصفیه شده می‌دهد، می‌توانید از آن استفاده کنید. استفاده از آب‌های معدنی نیز برای تهیه چای، زیاد توصیه نمی‌شود، چرا که املاح موجود در آن می‌تواند طعم و رنگ چای را عوض کند.

چای به تنهایی می‌تواند بسیاری از بیماری‌های بدن شما را دفع کند و همچنین سیستم داخلی بدن را قدرت ببخشد، پس نباید ماده دیگری در آن استفاده کرد.

با توجه به شرایطی که دارید و برای اینکه بهترین نتیجه را از نوشیدن یک چای به دست آورید، نیاز است که نوع چای انتخابی را به دقت در نظر داشته باشید. مثلا اگر دچار استرس شده‌اید می‌توانید از چای سبز استفاده کنید و یا اینکه اگر خیلی سرفه می‌کنید، از چای گیاهی و یا کوهی استفاده کنید تا بهترین نتیجه را دریافت کنید.

چای به تنهایی می‌تواند بسیاری از بیماری‌های بدن شما را دفع کند و همچنین سیستم داخلی بدن را قدرت ببخشد، پس نباید ماده دیگری در آن استفاده کرد. افرادی هستند که در چای خود، شیر می‌ریزند اما این باعث می‌شود تا بسیاری از فواید چای به وسیله شیر از بین برود و دیگر خاصیت گذشته را نخواهد داشت.

چگونه بهترین چای را درست کنیم؟

یکی از مواردی که باید به آن دقت بسیاری داشته باشید، نوع شیرین کردن چای است. استفاده از شکر و قند، نه تنها برای بدن ضررهایی دارد، بلکه خواص چای را نیز کاهش می‏ دهد. بهترین شیرین‏ کننده چای، می‌تواند عسل باشد و یا اینکه اصلاً از شیرین کردن چای خود صرف نظر کنید و آن را تلخ و خالص بنوشید.

خودتان چای تولید کنید!

این گزینه شاید برای بسیاری از مردم مقدور نباشد، ولی اگر مزرعه و یا زمینی در منطقه ‏ای خوش آب و هوا دارید، حتما در آن چای بکارید. محققان دریافته ‏اند که چای‏ های خانگی، میزان بیشتری آنتی‏ اکسیدان دارند. حالا اگر این امکان برای شما وجود ندارد، می‌توانید از افرادی که در خانه یا مزرعه، چای می‌کارند، خریداری کنید.

دوشنبه 9/11/1391 - 10:58

http://images.seemorgh.com/iContent2/Files/154471.jpg
 

هرچند این روزها ظروف و بشقاب‌های پلاستیکی در میان والدین و افرادی که زیاد به پیک نیک می‌روند، طرفداران بسیاری پیدا کرده‌اند اما نتایج یک بررسی جدید نشان می‌دهد که خوردن غذای داغ در ظروف پلاستیکی و ملامینی می‌تواند واقعا برای سلامتی مضر باشد.

متخصصان علوم بهداشتی تایوان در این آزمایشات دریافته‌اند که اگر این ظرف‌ها زیاد حرارت ببینند مواد شیمیایی ملامینی آنها وارد غذا می‌شود و خوردن غذا در این شرایط می‌تواند خطر تشکیل سنگ‌های کلیوی را افزایش دهد.

به نوشته روزنامه دیلی میل، این متخصصان روی دو گروه از داوطلبان مطالعه کرده‌اند که قرار شد هر کدام سوپ رشته داغ را در کاسه‌های ملامینی و چینی بخورند.

به نوشته روزنامه دیلی میل، متخصصان قبل از خوردن سوپ و تا 12 ساعت بعد از صرف غذا هر دو ساعت یکبار از این افراد آزمایش ادرار گرفتند. سه هفته بعد این آزمایشات با تغییر جنس کاسه‌ها تکرار شد. نتایج آزمایشات تایید کرد که وقتی غذاهای داغ یا اسیدی در ظروف پلاستیکی و ملامینی مصرف شوند ترکیبات شیمیایی این ظروف وارد غذا می‌شوند و غذا را آلوده می‌کنند، بویژه اگر جنس این ظروف مرغوب نباشد این خطر تشدید می‌شود. وارد شدن این ترکیبات در خون به نوبه خود خطر تشکیل سنگ کلیه را تشدید می‌کند.

دوشنبه 9/11/1391 - 10:13

http://salijoon.ws/mail2/911108/153923.jpg

زمانی که صحبت از خواستگاری به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. خواستگاری در طول تاریخ همیشه جزء وظایف مردها بوده و به همین دلیل، مردان باید نکات مهمی را در رابطه با چگونگی این کار بیاموزند. نکاتی که می تواند شانس موفقیت آنها را بیشتر کند.
 
چطور به نظر می رسید؟
نحوه ابراز تمایل شما برای ازدواج با یک خانم، خیلی چیزها را روشن می کند. این که چطور درخواستتان را مطرح می کنید، به او نزدیک می شوید یا در چه موقعیتی از او خواستگاری خواهید کرد. خانم ها با بررسی این وضعیت می توانند متوجه شوند که آیا اعتماد به نفس دارید یا دارای شخصیت متزلزلی هستید؟ دست و دلبازید یا خسیس؟ می شود به شما تکیه کرد یا باید پا به پای شما جنگید و زندگی پرتنشی داشت؟


خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند طرف مقابل برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کند، . پرحرف هستید یا کم حرف؟ حرف حرف خودتان است یا به نظر او هم توجه می کنید؟ چشم پاک هستید یا در مکان های عمومی مرتب نگاه تان دنبال دیگران است؟

مردهای قابل تحسین
کمی احساساتی تر باشید! لازم نیست عصا قورت داده باشید. درست است که دلتان نمی خواهد طرف مقابل فکر کند خیلی ذوق زده هستید اما باید بدانید که وقتی از کسی تقاضای ازدواج می کنید باید تمایل خود را به این ازدواج نشان دهید و احساسات خود، دلایل این انتخاب و تلاش برای سر گرفتن این ازدواج را برای طرف مقابل خود بازگو کنید. البته زنان به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه افراطی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود.

خانواده دوست باشید
زن ها به مردی که به خانواده آنها بی تفاوت باشد، علاقه ای ندارند.در برخورد با همسر آینده تان به او نشان دهید که جلب رضایت خانواده اش برای شما اهمیت دارد. به او نشان دهید که نمی خواهید این خواستگاری باعث شود خانم در مقابل خانواده اش قرار گیرد، چیزی را به آنها تحمیل یا از آنها پنهان کند و در مقابل او مجبور نخواهد بود برای ازدواج با شما قید خانواده اش را بزند. به همین نسبت، خانم ها دقت می کنند که شما تا چه حد برای خانواده خود ارزش و احترام قائلید و این را نشانه ای از میزان احترامی که بعدها به آنها خواهید گذاشت می دانند. حق هم دارند. رفتار شما با
خانواده تان نشان دهنده رفتار آینده تان با خانواده جدید دو نفره تان خواهد بود.

دست و دلبازی را نشان دهید

شاید شما مجبور باشید 20 بار به خواستگاری 20 آدم متفاوت بروید. با یک حساب سرانگشتی می بینید که 20 بار گل و شیرینی خریدن، کار پرهزینه ای است. حق دارید اما شتر سواری دولا دولا نمی شود! گل و شیرینی خریدن در خواستگاری نشانه توجهی است که شما برای طرف مقابل صرف کرده اید و احترامی که به او می گذارید. بنابراین خساست را کنار بگذارید و با رعایت احترام و سنت ها پیش بروید. قرار نیست در جلسه خواستگاری شما خودتان باشید و لباس هایتان. گل و شیرینی ای که می برید نمایانگر میزان دست و دلبازی شما هم هست. البته لازم نیست اسراف کنید و گران ترین های بازار را بخرید. از این طرف بام افتادن هم قضاوت های نامناسبی را به همراه خواهد داشت. متناسب باشید و در حد شان خود و عروس خانم خرج کنید.

مراقب باشید
در جلسات خواستگاری اگر احیانا برای صحبت های بیشتر بیرون رفتید، رفتار حمایتگرانه تان را به خانم نشان دهید. خیلی ساده است. نشان دهید که برایتان مهم است در رستوران غذای کافی بخورد و سیر از پای میز بلند شود. نشان دهید که هنگام رد شدن از خیابان مراقبش هستید. برایتان مهم است که به موقع و راحت به خانه برسد و حتی اگر لازم باشد برای این کار، یک آژانس می گیرید و او را به خانه می فرستید. این حس حمایت و مراقبت می تواند نشان دهنده توجه شما به خانم باشد و این که آدم قابل اعتمادی هستید. البته باز هم باید بگوییم از آن طرف بام نیفتید که آن وقت به کنترل گری و سختگیری متهم خواهید شد.

 

دوشنبه 9/11/1391 - 10:4