تعداد مطالب : 130
تعداد نظرات : 99
زمان آخرین مطلب : 2786روز قبل

مدت زیادی هستش که مطلب واسه تبیان ندادم

دلیلش رو خیلیا می دونند

آخرین مطالبم تایید تو ثبت مطالب و خیلی دلخور شدم از تبیان خواستم دیگه چیزی ننویسم ولی خب چه کنم که ازم درخواست شده ادامه بدم

می نویسم ولی مطمئن نیستم تایید بشه مطالبم

ولی این بار برای امتحان می نویسم تا ببینم تعیید  میشه یا نه اگه شد ادامه میدم در غیر این صورت فعالیتم رو در وبلاگم ادامه میدم

مطلبم با عنوان چه تلخه

جمعه 16/6/1386 - 22:48
من در وضعیتی نیستم که زیاد توضیحی در مورد خودم یا مطالبم بدم
فقط یک درخواستی داشتم از تمامی دوستداران مطالب من و اون اینه که از این به بعد به وبلاگ من مراجعه کنید چون ممکنه دیگه در این تبیان مطلبی ثبت نکنم البته به دلایلی
ولی تا مدتی که مشکلم حل بشه
نمی خوام بگم که مشکلم چیه ولی می خوام که برام دعا کنید تا حل بشه
شاید در دیدار بعدی از خودم و فعایتای خودم بیشتر براتون گفتم ولی فعلا با اجازه
این آدرس وبلاگ من
www.deldadeh.iranblog.com
پنج شنبه 10/3/1386 - 16:35


سردتر سردتر میشم

مثل زمستون

پاییز و گذروندم

برگام ریخته، خشک شدم

اما هنوز در انتظارم

آره یک انتظار طولانی

خیلی طولانی

اما می دونم

در پشت هر زمستونی بهاری هست

در انتظار بهار نگاهت هستم

در انتظار بهار تو

بهاری که از چشمای تو جون می گیره

بهار رو با چشمای تو می خوام

منو از سردی زمستون آزاد کن

سبز کن، گرم کن مرا

تن پژمرده، خشک و بی روح مرا

برفای وجودم رو آب کن

با چشمای بهاریت

نجاتم بده از این سرمای دلتنگی

از این مرگ

ای ناجی جان بی جان من

پنج شنبه 10/3/1386 - 16:27

اشک میریزم وآه می کشم

گریه می کنم و ناله می کنم

غصه هامو سعی می کنم در خود بریزم

ولی باور کن نمیشه

نمی تونم خودم رو گول بزنم

نمی تونم بگم دوستت ندارم

نمی خوامت

نمی تونم منتظرت نمونم

درانتظار دیدن تو

برای یک لحظه

چشم تو چشم

نگاه در نگاه هم

لحظه شماری می کنم

همدیگه رو تماشا کنیم

و عشق و وابستگی رو

 در چشم همدیگه ببینیم

به همدیگه بگیم

دوستت دارم

عاشقتم

با تمام وجود می خوامت

و آرزوی داشتن همیشگی تو رو دارم

در کنارم

برای همیشه تا جان هست و نفس می کشیم

عشق و از نگام بخون

ای معشوق همیشه باقی

ای یار همیشگی

توی این بارون دلتنگی من

بااشکای بارونی من

بدون که عاشقم

بدون که دیوونم

پنج شنبه 10/3/1386 - 16:17

با خودم عهد بستم بار ديگر که تو را ديدم ...

 بگويم از تو دلگيرم ولي باز تو را ديدم و گفتم :

بي تو ميميرم

سه شنبه 8/3/1386 - 11:38

وقتی دیدی .... !

وقتی دیدی کسی تو رو نمی خواد

وقتی دیدی کسی چشم انتظارت نیست

وقتی دیدی کسی تو رو دوست نداره

بدون اونی که تو رو ...

می خواست

تو رو دوست داشت

اونی که تو رو منتظر نمی ذاشت

دیگه توی این دنیا نیست

سه شنبه 8/3/1386 - 11:9

اگه می خوای بفهمی کی تو رو دوست داره بگو خداحافظ

اگه می خوای بدونی کی تو رو می خواد بگو خداحافظ

اگه اگه اگه می خوای بدونی کی چشم انتظارت می مونه بگو خداحافظ

 اون موقع هستش که میگن بمون باسه همیشه در کنارم تا زنده هستم

يکشنبه 6/3/1386 - 11:11

وقتی تو هستی

غصه برام معنا نداره

وقتی تو هستی

غربت معنا نداره

وقتی تو نیستی

اشک معنا نداره

ولی

ولی وقتی

ولی وقتی تو رو نمیبینم

غصه، غربت، اشک

منو داغون می کنه

ضعیف می کنه

کاش همیشه پیشم بودی

همیشه و همیشه

کاش همیشه زنده در کنار هم بمانیم

پنج شنبه 3/3/1386 - 9:51

به دادم برس

ای غزل ای ترانه

به دادم برس

ای اشک ای غصه

به دادم برس

ای غریب کوچه های غربت

به دادم برس

ای معشوق من

ای که دل دادم به تو

به دادم برس

تا از این گرداب در بیام

گردابی که با عشق تو

در قلبم بوجود آمده

نزار در این گرداب گم بشم

تا هستم باش

باش که با دیدنت

سیراب بشم از عشق

عشق به تو

باش

باش

باش تا همیشه زنده باشم

باش و به دادم برس

پنج شنبه 3/3/1386 - 9:49

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

سه شنبه 1/3/1386 - 11:13