تعداد مطالب : 55
تعداد نظرات : 9
زمان آخرین مطلب : 2821روز قبل

روز مادر مبارك باد

چهارشنبه 20/4/1386 - 19:32

در سوره آل عمران آيه 159 امر به مشورت شده است:

«... و شاورهم في الامر...»

در سوره شوري آيه 38 چنين آمده است:

«... و امرهم شوري بينهم ..

. .»

چهارشنبه 22/1/1386 - 4:17
\

تا كي چو مقلدان غافل

تا چند چو غافلان پر آز

تا جان ندهي تو همچو عطار

بيرون مده از درون دل راز

چهارشنبه 22/1/1386 - 4:14

سلام اى چارمين نور الهى

كليم وادى طور الهى

تو آن شاهى كه در بزم مناجات

خدا مى‏كرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند

تو را سجده گزاران مى‏شناسند

تو سجادى تو سجاده نشينى

تو در زهد و ورع تنهاترينى

قيامت مى‏شود پيدا جبينت

به صوت «اين زين العابدينت»

شبيه تو خدا عابد ندارد

مدينه غير تو زاهد ندارد

تو با درماندگان خود شفيعى

تو با خيل جذامى‏ها رفيقى

سحرها نان و خرما روى دوشت

صداى سائلان تو به گوشت

فرزدق را تو شعر تازه دادى

تو بر شعر ترش آوازه دادى

تو ميقاتى تو مشعر زاده هستى

عزيز من پيمبر زاده هستى

تو كز نسل امير المؤمنينى

پيمبر زاده ايران زمينى

سزد شاهان فتند اينجا به زانو

على‏بن الحسين شهر بانو

تو را ايرانيان رب مى‏شناسند

تو را با نام زينب مى‏شناسند

تو در افلاك زين العابدينى

تو روى خاك با ما همنشينى

قتيل تار گيسوى تو اصغر

فدايى تو باشد همچو اكبر

ابوفاضل همان ماه مدينه

كنارت دست دارد روى سينه

تو كوه عصمتى، لرزش ندارى

تو از غير خدا خواهش ندارى

تو در بالاى منبر چون رسولى

تو در محراب خود گويا بتولى

تو بابايى چنان شمشير دارى

تو بابايى ز نسل شير دارى

تو را شب زنده داران مى‏پرستند

لبت را روزه داران مى‏پرستند

تو جنس‏ات از نيستان غدير است

تو نامت روى ديوان غدير است

تو بر پيشانى خود پينه دارى

تو بر حق خدمتى ديرينه دارى

تو آنى كه به كويت هر كه آمد

غلام مستجاب الدّعوة باشد

تو اشك مطلقى، گريه تبارى

تو از روز ازل ابر بهارى

تو مقتل سيرتى از جنس آهى

تو مثل حنجر گل بى گناهى

رعيت‏هاى تو شه‌زادگانند

اسيران درت آزادگانند

تو بزم روضه را بنيانگذارى

تو در دل روضه ماهانه دارى

تو از جنس غرور دخترانى

تو آه سينه بى معجرانى

تو منبر رفته‏اى اما به ناقه

سخن‏ها گفته‏اى امّا به ناقه

تو آن يعقوب يوسف زاده هستى

تو آن از دست يوسف داده هستى

چهارشنبه 22/1/1386 - 4:4

«حسين! اى پرچم خونين حق بر دوش،

حسين! اى انقلابى مرد

حسين! اى رايت آزادگى در دست،

در آن صحراى سرخ و روز آتشگون

قيام قامتت در خون نشست، اما

پيام نهضتت برخاست

از آن طوفان «طف» در روز عاشورا،

به دشت «نينوا» ناى حقيقت از «نوا» افتاد

ولى ...

مرغ شباهنگ حقيقت، از نواى ناله "حق، حق" نمى‏افتد.»

چهارشنبه 22/1/1386 - 4:2

گفت پيغمبر علي را كاي علي

شير حقي پهلواني پر دلي

ليك بر شيري مكن هم اعتميد

 اندرآ در سايه‌ي نخل اميد

هر كسي گر طاعتي پيش آورند

بهر قرب حضرت بي چون و چند

تو تقرب جو به عقل و سر خويش

ني چو ايشان بر كمال و بر خويش

اندرآ در سايه‌ي آن عاقلي

كش نتابد برد از ره ناقلي

يا علي از جمله‌ي طاعات راه

 برگزين تو سايه‌ي خاص اله

هر كسي در طاعتي بگريختند

خويشتن را مخلصي انگيختند

تو برو در سايه‌ي عاقل گريز

 تا رهي زان دشمن پنهان ستيز

از همه طاعات اينت لايق است

 سبق يابي بر هر آن كاو سابق است

چهارشنبه 22/1/1386 - 3:58

گفت پيغمبر كه دايم بهر پند

دو فرشته‌ي خوش منادي مي‌كنند

كاي خدايا منفقان را سير دار

هر درمشان را عوض ده صد هزار

اي خدايا ممسكان را در جهان

تو مده الازيان اندر زيان

اي بسا امساك كز انفاق به

مال حق را جز به امر حق مده

كاشتران قربان همي كردند تا

چيره گردد تيغشان بر مصطفا

در نُبي انذاراهل غفلت است

كان همه انفاق‌ها شان حسرت است

سروران مكه در حرب رسول

بودشان قربان به اوميد قبول

بهر اين مومن همي گويد ز بيم

در نماز اهدالصراط المستقيم

چهارشنبه 22/1/1386 - 3:57
الا اي بي خبر تا كي نشيني                  قناعت كن اگر مرد يقين
چهارشنبه 22/1/1386 - 3:54

از قناعت كي تو جان افروختي؟                       از قناعت‌ها تو نام آموختي

گفت پيغمبر: قناعت چيست؟ گنج                   گنج را تو وانمي‌داني ز رنج

اين قناعت نيست جز گنج روان                      تو مزن لاف، اي غم و رنج روا
چهارشنبه 22/1/1386 - 3:52

گفت آري گر توكل رهبر است                            اين سبب هم سنت پيغمبر است

گفت پيغمبر به آواز بلند                                   با توكل زانوي اشتر ببند

رمز الكاسب حبيب الله شنو                             از توكل در سبب كاهل مشو

چهارشنبه 22/1/1386 - 3:49