تعداد مطالب : 201
تعداد نظرات : 714
زمان آخرین مطلب : 2706روز قبل

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها را ببینیم
ببین، عقربک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
مرا گرم کن
و یک بار در بیابان کاشان(شیروان!!!) هوا ابر شد
و باران تندی گرفت
و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ
اجاق شقایق مرا گرم کرد
در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو، بیدار خواهم شد
و در آن وقت،
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم، و افتاد
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم، و تر شد
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند
در آن گیروداری که چرخ زرهپوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید
و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش«استوا» گرم،
ترا در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید

 

زنده می ماند سهراب

چهارشنبه 17/6/1389 - 16:47

صدای گریه‌ام امشب بلندتر شده است

ولی چه سود در او، گریه بی اثر شده است

همیشه سهم دل من شكست و تهمت بود

گمان كنم كه دوباره شكسته‌تر شده است

چقدر فاصله بین من و نگاهت هست

چقدر تلخ نگاه تو بیشتر شده است

گمان كنم كه به گوشت رسیده از شب شهر

و عاشقی كه برای تو در به در شده است

 

ز پشت كلبه‌ام انگار سایه‌ای رد شد

نباشد آه دلم در تو كارگر شده است

همان نگاه پر از اخم تو مرا كافی است

كه قلب عاشق‌زار تو بی سپر شده است

برس به داد نگاهم، نگو چگونه؟ چرا؟

صدای گریه‌ام امشب بلندتر شده است

سه شنبه 19/5/1389 - 17:13

شروع غزل دل به دریازدم   

همین بیت اول رگم را زدم

چه ترسی از این کارها داشتم

دلم پا نمی داد اما زدم

دو سه قطره که روی کاغذ چکید

  تو را توی خون دیدم وجا زدم

و خون بیشتر شد تو جاری شدی

لب کاغذم را کمی تا زدم

ولی ریختی روی گل های فرش

به این بخت کم رنگ تیپا زدم

حضور تو از خون من محو شد

ومن باز در عشق درجا زدم

وآنقدر مشتاق مردن شدم

که حتی خودم را به حاشا زدم

نگاهی به تیغ ونگاهی به رگ 

دلم را دوباره به دریا زدم
دوشنبه 18/5/1389 - 17:33
به ساعتت نگاه كن فقط چند دقیقه به وداع مانده است چند دقیقه دیگر به
ابدیت میرسیم چند فصل  از زندگی  را خوانده ای؟فرصتی نیست ممكن است
مهربانی قضا شود.بیا از خودمان فاصله بگیریم و روحمان را زیر باران
بگذاریم من دستهایم را گم كرده ام وتو چشمانت را در شبستان جا گذاشته ای
من میان بیشه های سكوت گم شده ام و تو هر چه می دوی به جاده ها نمیرسی .
بیا روشن شویم مثل كبوترانی كه در سحرگاهان به دنیا  میایند.بیا مثل
بغضهای نا شكفته مقدمه گریه باشیم بیا  اگر رودخانه نیستیم مثل سنگهای
همیشه خیس  در متن رودخانه ها زندگی كنیم.
ثانیه ها میگذرند و محو میشوند دلها میگذرند و خاموش میشوند .من تو
 میگذریم و كلمه ای میشویم كه فردا از یادها میرود.به ساعتت نگاه كن عقربه
ها در پی زمان میدوند فقط چند لحظه به دیدار مانده است فرشته هادیوارها
كنار میروند پنجره ها پی در پی می رویند تو اما سنگین شده ای انگار به زمین
چسبیده ای به هر طرف رو میكنی بجز غبار به كف نمی اوری فرشته بال
میزند و نزدیكتر می اید چند قطره در چشمانت میریزد ناگهان دنیا زیر و رو می
شود سنگها  برایت اواز میخوانند گلها  كاسه هایت را پر از گلاب میكنند و
بهار خرامان خرامان از خم كوچه برایت دست تكان می دهد...
دوستت دارم
جمعه 15/5/1389 - 22:9

بازی تمام ! باختم این هفت دست را

راهی نمانده تا نپذیرم شکست را

فکرت چهار ناخن من را جویده و

دارد شروع می کند انگشت شَست را ...

هر کس که دیده است تو را درک می کند ـ

حال و هوای ویژه ی یک بت پرست را

هرگز ـ به چشمهای تو ! ـ یادم نمی رود

روزی که خنده هات به قلبم نشست را

روزی که دور بودی و امشب که دورتر

امشب که در نگاهم طعم ِ شکست را ...

من دیگر از فراز و فرود ِ جهان پُرم

دیگر نمی خورم غم ِ بالا و پَست را

گیلان شراب خورده و دارد تلو تلو ...

ایندفعه ترک می کنم این شهر ِ مست را 

پنج شنبه 14/5/1389 - 19:46

اون صفحه ورود قرمز رنگ رو یادتون هست؟؟؟

ثبت مزالبش رو چی؟؟؟

تعاد بازدید کنندگان؟؟؟ نظریه بازدیدکنندگان؟؟؟

یادتون هست؟؟؟

حیف تصاویرشو ندارم وگرنه کلی خاطرات برامون زنده میشد

(اگه تبیان تصاویرشو داره بهمون بده خواهشا)

 

-------------------------------------------

زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید در پس این باران
گاه باید خندید بر غمی بی پایان...

 

يکشنبه 10/5/1389 - 18:51
شب گذشت و سحر فراز آمد
دیده ی من هنوز بیدار است
در دلم چنگ می زند ، اندوه
جانم از فرط رنج ، بیمار است
شب گذشت و کسی نمی داند
که گذشتش چه کرد با دل من
آن سر انگشت ها که عقل گشود
نگشود ، ای دریغ ،‌ مشکل من
چیست این آرزوی سر در گم
که به پای خیال می بندم ؟
ز چه پیرایه های گوناگون
به عروس محال می بندم ؟
همچو خاکسترم به باد دهد
آخر این آتشی که جان سوزد
دامن اما نمی کشم کاتش
سوزدم ، لیک مهربان سوزد
شنبه 9/5/1389 - 18:22
گفتمش در عشق پا برجاست دل
گر گشایی چشم دل، زیباست دل
گر تو ذورحمان شوی دریاست دل
بی تو شام بی فرداست دل
دل زعشق روی تو حیران شده
در پی عشق تو سرگردان شده
گفت در عشقت وفادارم بدان
من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را بسر دارم بدان
چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من
با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده
دل زجادوی رخت افزون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده
عالم از زیبایی ات مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش
طعمه بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود
بهر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود
همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره آفاق بود
در نجابت در نکوهی طاق بود
روزگار اما وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس
حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود
در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست
ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست
رفت و با دلدار دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است
خصم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد
این گدا مشمول آن رحمت نشد
آن طلا حاصل به این قیمت نشد
عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
از غمش با دود و دم همدم شدم
باده نوش غصه او من شدم
مست و مخمور و خراب از غم شدم
ذره ذره آب گشتم کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من از من گذشتی خوش گذر
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر
دیشب از کف رفت فردا را نگر
آخر این یک بار از من بشنو پند
بر منو بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود
عشق دیرین گسسته تار و پود
گرچه آب رفته باز آید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت هر کس است
باش با او یاد تو ما را بس است
پنج شنبه 7/5/1389 - 19:6

خلیج همیشه فارس است عرب ها باید در حسرت اسم ان بمانانند چون تا ابد فارس خواهد ماند در این آدرس رای گیری برای نام خلیج همیشه فارس است از خلیج فارس حمایت كنیم

 


http://persianorarabiangulf.com

جمعه 1/5/1389 - 14:25

نرم افزار جامع مدیریت قرض الحسنه فامیلی (نسخه نهایی) کلیه نیاز شما برای مدیریت حساب های یک قرض الحسنه فامیلی را برطرف می کند. این برنامه تحت نرم افزار اکسس 2003 قابل اجراست که در مجموعه آفیس 2003 وجود دارد با توجه به استقبال بی نظیر از ویرایش اول و دوم نرم افزار مدیریت قرض الحسنه و همچنین استفاده از نظرات و پیشنهادات کاربران ویرایش نهایی آن را که یکی از جامع ترین و کم نظیر ترین نرم افزار ها در این زمینه میباشد تولید و روانه بازار فروش شده است .ولی با توجه به همکاری دوستان تبیانی این برنامه فقط برای ارائه در سایت فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان با تخفیف ویژه 900.000 ریالی با قیمت 50.000 ریال ارائه میگردد(البته دوستان میتوانند بصورت رایگان با رمز حسابدار برای همیشه از برنامه استفاده نمایند)

امکانات و ویژگی های برجسته برنامه:

حسابداری کامل ومدیریت قرض الحسنه

امکان نمایش اقساط معوقه صندوق

امکان نمایش امور معوقه و چک های صادره و دریافتی

قابلیت برگزاری قرعه کشی بصورت دوره ای و ذخیره نتایج هر قرعه کشی و گزارش گیری از نتایج قرعه کشی ها

امکان نمایش موجودی صندوق بصورت کلی و گزارشات ریز حساب صندوق با امکان محدود کردن گزارش در محدوده زمانی خاص

امکان نمایش موجودی هر فرد بصورت کلی و گزارشات ریز حساب افراد با امکان محدود کردن گزارش در محدوده زمانی خاص

امکان مدیریت چک های صادره و دریافتی صندوق همراه با هشدار در زمان سر رسید چک ها

همراه داشتن یک صندوق ویژه جهت اموری که در برخی موارد بصورت موازی همراه با صندوق اصلی صورت میپذیرد بهمراه گزارشات مربوطه

امکان تنظیم یاد آور برای امور مهم صندوق

امکان تنظیم گردش دوره ای جلسات

امکان تغییر رمز عبور مدیر و حسابدار به جهت افزایش امنیت

امکان خروج و یا تغییر کاربر بدون نیاز به خروج از برنامه

قابیلت ایجاد نسخه پشتیبان(بک آپ) از نرم افزار

امکان اصلاح سندهای ذخیره شده برای مدیر سیستم

امکان استفاده از برنامه بصورت رایگان با رمز حسابدار

دفتر تلفن همراه با امکان چاپ در دو سایز کوچک و بزرگ

امکان ذخیره گزارشات برنامه با فرمت اکسل

امکان مشاهده و چاپ کلیه گزارشات

و...

 لینک دانلود برنامه

 http://www.4shared.com/document/QSYyNk0K/CoreDB_Ultimate_.html

حجم دانلود 2.2 مگابایت

 

شنبه 19/4/1389 - 14:19