تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 2783روز قبل

مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم!

مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي ‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند كه:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي ‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مي‏شود اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي‏برند.»

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مي ‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مي‏شود، انسان افطار مي كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود.

شنبه 21/7/1386 - 0:9

وصایای اميرالمومنين به امام حسن عليهم السلام


    
    
    فُجَیع عقیلی گوید: حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام فرمود: چون هنگام وفات پدرم رسید شروع به وصیت نمود، فرمود: این‌ها مطالبی است که علی بن ابی طالب برادر محمد رسول خدا و پسرعمو و وصی و همدم و همراه او بدان، وصیت و سفارش نموده است. و آغاز وصیتم این است که گواهی می‌دهم معبودی جز الله نیست، و محمد فرستاده خدا و برگزیده اوست، خداوند او را با علم خود اختیار کرد، و او را برای اختیار و انتخاب خود برگزید و (گواهی می‌دهم) که خداوند مردگان را از قبرها برانگیزاند، و از مردم در مورد اعمالشان بازخواست می‌کند، و او به آنچه در سینه‌ها نهان است داناست.

    
    ای حسن تو را - که وصی بودن تو به تنهایی کافی است - سفارش می‌کنم بدان چه رسول خدا به من سفارش فرمود:
    
    
    1- پسر جان، چون زمانش (تحقق وصیت) فرا رسد در خانه بنشین، و بر خطاهایت گریه کن،( گریه و استغفار و توبه امامان معصوم علیهم‌السلام به منظور وجود گناه در آن بزرگواران نیست. بلکه فلسفه دیگری دارد که مجال ذکرش نیست.) و نباید که دنیا بزرگ‌ترین همّ و فکر تو باشد.
    2- پسر جانم تو را به گزاردن نماز در وقت خود، و پرداخت زکات به اهلش در هنگام حلول وقتش، خاموشي در برابر امور تردید‌آمیز و اشتباه برانگیز، و میانه‌روی در عمل، و رعایت عدالت در خشنودی و خشم، و خوش‌رفتاری با همسایگان، و مهمان‌نوازی، و مهربانی به تهی‌دستان و رنج‌دیدگان بی‌بضاعت، و حفظ پیوند با فامیل، و دوستی و هم‌نشینی با فقرا و مساکین، و فروتنی که از برترین عبادات است، و کوتاه داشتن آرزو، و یادآوری مرگ، زهد و بی‌رغبتی به دنیا، سفارش می‌کنم که همانا تو در گرو مرگ، و هدف بلا، و مغلوب مرض و بیماری هستی.
    
    3- تو را به ترس از خدا در نهان و آشکار سفارش می‌کنم،
    
    4- و از شتاب در گفتار و کردار نهی می‌نمایم،
    
    5- و چون کار آخرتی پیش آمد در انجام آن بشتاب،
    
    6- و چون کار دنیایی پیش آمد شتاب نورز و خوب فکر کن تا به رشد و خیر خودت در آن کار برسی.
    
    7- و از جاهایی که بودن تو در آن موجب متهم شدن توست و نیز از مجلسی که بدان گمان بد می‌رود بپرهیز که همنشین ناباب همنشین خود را دگرگون سازد.
    
    8- پسرجانم برای خدا کار کن،
    
    9- و از سخن ناروا دوری گزین،
    
    10- و به کارهای پسندیده امر کن،
    
    11- و از زشتی‌ها نهی نما،
    
    12- و با برادران دینی در راه خدا برادری کن،
    
    13- و نکوکار را به خاطر نیکوکاریش دوست بدار،
    
    14- و با فاسق به جهت حفظ دین خود مدارا بنما، و او را در دل دشمن دار، و در اعمال خود از وی فاصله بگیر تا مثل او نباشی،
    
    15- از نشستن در سر کوی و برزن بپرهیز،
    
    16- و بحث و جدل را با کسی که عقل و دانشی ندارد رها ساز.
    
    17- پسرجانم در زندگانی و نیز در عبادت خود راه اعتدال و میانه روی را پیش گیر،
    
    18- و در عبادت به کاری که مداوم و مورد توان توست بپرداز،
    
    19- و پیوسته خاموش باش تا سالم بمانی، و کردار نیکی برای خودت پیش فرست تا غنیمت بری،
    
    20- و نیکی را یاد گیر تا آگاهی‌ یابی،
    
    21- و در هر حال یاد خدا باش،
    
    22- با خردسالان خانواده‌ات مهربان باش،
    
    23- و بزرگسالانش را احترام بگذار،
    
    24- و طعامی را مخور تا این که پیش از خوردن چیزی از آن را صدقه دهی.
    
    25- پیوسته به روزه‌داری بپرداز که آن زکات بدن و سپر روزه‌دار (از آتش دوزخ) است،
    
    26- و با نفس خود جهاد کن،
    
    27- و از هم‌نشین خود در حذر باش،
    
    28- و از دشمنت دوری گزین،
    
    29- و بر تو باد به مجالسی که در آن‌ها یاد خدا می‌شود، و فراوان دعا کن.
    
    30- پسرجانم راستی که چیزی از خیرخواهی و نصیحت را از تو فرو گذار ننمودم، و اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده است. تو را به برادرت محمد (ابن حنفیه) سفارش به خیر می‌کنم که او برادر و فرزند پدر تو است، و از میزان دوستی من نسبت به او، با خبری.
    
    31- و اما برادرت حسین که او فرزند مادر توست (و نیازی به سفارش ندارد)، و بیش از این در این باره سفارش نمی‌کنم، خداوند کفیل من بر شماست، و از او می‌خواهم که شما را به صلاح آورد، و شر جفاکاران سرکش را از شما باز دارد، و صبر را پیشه سازید تا خداوند خودش زمام امر را به دست گیرد (حکومت را به دست اهلش بسپارد) و هیچ حرکت و نیرویی نیست جز به خدای برتر و بزرگ).‌
    التماس دعا
    
شنبه 14/7/1386 - 1:33

باسلام وعرض خسته نباشید:

طاعات قبول

دوستان از شما دعوت میکنم از وبلاگ من بازدید نمایید(نظر فراموش نشه)

التماس دعا

یک بسیچی

 

آدرس:yekbasiji.blogfa.com

شنبه 14/7/1386 - 1:17


به راستى در چفيه چه رازى نهفته است كه با عطر و اشك و خون آشناست و هنوز در كنار مرقد امام شهيدان، دستمالِ اشكِ مردان بى‏ادعاست؟
در حسينيه امام، سينه زده‏اى؟ چفيه‏اى را كه بر شانه قبله قلب‏هاست، ديده‏اى؟
در جمكران، الغوث و الامان، گفته‏اى؟ چفيه‏اى را كه راهنماى جست‏وجوگران مهدى زهرا عليهاسلام است، ديده‏اى؟
در دانشگاه، نماز خوانده‏اى؟ چفيه‏اى را كه سجاده اهل معناست، ديده‏اى؟
به بهشت زهرا رفته‏اى؟ چفيه‏اى را كه در قاب عكسى با قرآن و اسلحه‏اى همراه است، ديده‏اى؟
به راستى در چفيه چه رازى نهفته است كه مَحرم رمز يا على عليه‏السلام و يا رضا عليه‏السلام است و هنوز بر شانه قلب‏هاى شكسته پا بر جاست؟
خاك شلمچه را بوييده‏اى؟ شكفتن بى صداى بغضى در گلو مانده را ديده‏اى؟
از قطره قطره اشك فرو ريخته بر چفيه‏اى، فشرده شده لاى دندان، حديث درد خوانده‏اى؟
چه مى‏خوانى؟ تو هم بخوان!
آه از تركش تهمت!
فرياد از فراموشى ديروز!
امان از خنجرى كه از پشت فرود مى‏آيد و صدا ندارد!
چفيه...! چفيه! اى شالِ شب‏هاى سرد كردستانم!
چفيه! اى چتر روزهاى گرم مهرانم!
چفيه...! چفيه! اى يادگار ياران و همه آبرويم!
اى آبروى باران و اى ابر آرزويم!
با درد فشار دندان‏هايم بساز كه از درد مى سوزم.
فريادم را چاه باش.
مگذار سازِ هاى‏هاى من، قهقهه‏سازِ صف دشمن باشد!

شنبه 4/1/1386 - 19:25