تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 1133روز قبل

تقویت هوش هیجانی کودک در ۵ گام ساده!
تقویت هوش هیجانی کودک به نظر کار آسانی نیست.

قطعا شما برای آموزش به کودکی در سنین پایین با چالش‌هایی روبه‌رو خواهید شد.

اینکه به آنها بیاموزید چطور باید رفتار کنند.

چطور احساساتشان را بیان کنند و در مقابل چطور احساسات دیگران را درک کنند.

کمی شما را با چالش‌هایی رو‌به‌رو خواهد کرد.

با وجود سختی‌هایی که ممکن است برای شما داشته باشد. بهتر است در هر نقطه‌ای که هستید، آموزش و تقویت هوش هیجانی کودک خود را جدی بگیرید.

اگر این مساله را جدی نگیرید. و کودک شما بدون آنکه درک درستی از احساسات و هیجانات داشته باشد راهی مدرسه شود، بدون‌شک با مشکلات زیادی از‌جمله دوست‌یابی مواجه خواهد شد.

تقویت هوش هیجانی کودک نه تنها باعث ارتقا زندگی شخصی او می‌شود.

بلکه به او کمک می‌کند چگونه در جامعه با افراد مختلف و قوانین سخت برخورد به‌جا و پسندیده‌ای داشته باشد.

در این مقاله ۵ گام ساده را برای تقویت هوش هیجانی کودک در اختیارتان قرار خواهم داد:
۱. با فرزندتان همدلی و همدردی کنید:
برای تقویت هوش هیجانی کودک نیاز هست که در ابتدا شما با او ارتباط خوبی داشته باشید.

وقتی خواست با شما راجع به احساساتش صحبت کند، مقابلش بنشینید.

سعی کنید احساساتش را همان‌طور که او احساس می‌کند، درک کنید.

عاشقانه به چشمانش نگاه کنید و تمام توجه‌تان را به او بدهید.

به صحبت‌هایش فقط گوش کنید.

با این‌کار به او می‌فهمانید که شما برایش به عنوان یک فرد خاص و ویژه ارزش قائل هستید.

شما باید این نکته را در نظر بگیرید که درک شما با درکی که کودک از یک اتفاق می‌تواند داشته باشد ممکن است خیلی متفاوت باشد.

بنابراین باید کمی انعطاف‌پذیر باشید.

وقتی کودک شما خواست با شما درد دل کند، کلام و رفتار و بیان شما باید متناسب با سن او باشد.

و این نکته را فراموش نکنید شما نزدیک ترین فرد به کودک خود هستید و او با درد دل کردن دارد به شما تکیه می کند.

پس سعی کنید در کنار صمیمیت و دوستی بیشتر با کودکتان، با او در مورد اتفاقات گوناگون همدلی کنید.

۲. تشویق کنید که راجع به احساساتش با شما صحبت کند:
احساسات کودک‌تان را سرکوب نکنید.

این بدترین کاری است که شما می‌توانید در حق کودک خود انجام دهید.

این رفتار می‌تواند چالش بزرگی در کودک شما ایجاد کند.

و حتی در برخی شرایط می‌تواند ریشه داشتن احساس و عاطفه را در کودک شما بخشکاند. که در این صورت تقویت هوش هیجانی کودک تقریبا کار مشکلی خواهد بود.

مثلا ممکن است بیان احساسات از طرف کودک به نظر شما خیلی مسخره و خنده دار باشد. اگر در این مواقع به او بخندید یا از روی بی حوصلگی بر سرش فریاد بزنید.

کاری که انجام می‌هید بسیار نتیجه دردناکی خواهد داشت.

زیرا که ابراز صحیح هیجان را از کودک خود گرفته‌اید و تا‌همیشه این مساله برای‌ او مبهم و گنگ خواهد ماند.

۳. شنونده خوبی برای او باشید:
طبیعت احساسات و هیجانات در همه ی ما انسان ها به یک شکل است.

به‌این‌صورت که ناگهان بر تمام جسم ما غلبه می کند. چشمان عقل را می بندد. سپس به آرامی ناپدید می شود.

اما این ناپدید شدن احساس زمانی اتفاق می افتد که کودک شما آن احساس یا هیجان را بازگو کند.

در صورتی که نتواند احساسات خود را آن گونه که حس می کند بیان نکند نه تنها آن را ناپدیدش نکرده است.

بلکه به صورت عمیق تر آن را در درون خود به شکل ناخودآگاه نگه داشته است.

سرکوب یک احساس و فرستادن آن به ناخودآگاه مسیر شما را در یادگیری و تقویت هوش هیجانی کودک تان دشوار می‌سازد.

اصلا اهمیتی به سن کودک خود ندهید. ب

گذارید با شما راحت باشد. و به راحتی احساسات درونی و واقعی خویش را به شما بگوید.

۴. مهارت حل مساله را به او بیاموزید:
کودک باید بداند که برای به وجود آمدن هر احساسی دلیلی وجود دارد.

هر یک از احساسات و هیجانات ما واکنشی به یک وضعیت خاص هستند.

وظیفه هر والدین آگاهی این است که به فرزند خود بیاموزد که هنگام قرار گرفتن در معرض هیجان چطور خود را آرام سازد.

احساساتش را بپذیرد و بلافاصله دست به عمل نزند.

وقتی کودک توانست احساساتش را کنترل کند و آرام شود.

آن وقت است که می‌تواند از طریق مهارت حل مساله به بهترین راه حل ها بیاندیشد.

۵. با او بازی کنید:
و در آخر این‌که بهترین روش برای تقویت هوش هیجانی کودک شما، بازی است.

سعی کنید کمی خلاقیت به خرج دهید. و آموزش ها را حین بازی با کودک به او ارائه دهید.

کودکان، نمی‌توانند مسائل احساسی و عاطفی خود را در قالب کلمات برای شما توضیح دهند.

اما می‌توانند آن‌ها را به‌صورت نمادین در بازی نشان دهند.

و این‌گونه مشکل خود را مطرح و به کمک شما حل کنند بی‌آنکه حرفی درباره‌اش زده باشند.

کودکان سالم، ناراحتی، خشم، ترس و حسادت‌هایشان را از طریق بازی های نمادین تخلیه می‌سازند.

و سعی می‌کنند حین بازی راه حلی برای آن بیابند.

پیشنهاد می‌کنم کودک خود را به انجام بازی های نمادین ترغیب کنید.

تا به راحتی بتواند چالش های عاطفی‌ای که پیش رویش قرار می‌گیرند را با موفقیت پشت‌سر بگذارد.

سه شنبه 21/9/1396 - 6:37

احساس خوشبختی
احساس خوشبختی نتیجه مقاومت است.

زمانی ما می‌توانیم احساساتمان را کنترل کنیم که بتوانیم در مقابل طوفان‌های هیجانی که با آنها روبرو می‌شویم محکم بایستیم.

در واقع، هدف ما این نیست که هیجان‌هایمان را سرکوب کنیم.

اصلا! زیرا تمام احساسات و هیجانات ما در جای خود، اهمیت و ارزش خاص خود را دارد.

از طرفی زندگی بدون احساس، باعث کسالت و بی‌روح گشتن زندگی می‌شود.

و از طرف دیگر، اگر از کنترل خارج شوند ممکن است آسیب‌های غیرقابل جبرانی به زندگی وارد کنند.

یعنی ما زمانی می‌توانیم یک زندگی پر از احساس و لذت‌بخشی برای خود ایجاد کنیم که بتوانیم افراط و تفریط را در ابراز هیجانات در نظر بگیریم.

به این معنا که بدانیم چطور افسار هیجانات را به دست بگیریم.

تا نه از کنترل خارج شود و نه آن‌قدر خاموش باشد که گرمایی به زندگی نبخشد.

فراز و نشیب‌ها چاشنی زندگی ما هستند.

اما می‌باید در حد متعادل باشند.

فرمول ساده خوشبختی!
اگر نسبت احساسات مثبت به منفی بیشتر باشد ما احساس خوشبختی خواهیم کرد.

و اگر نسبت احساسات منفی به احساسات مثبت بیشتر باشد ما بیشتر احساس نارضایتی و عدم خوشبختی خواهیم کرد.

پس لازم نیست برای داشتن احساس رضایت، از احساسات منفی دوری کنیم.

نه! بلکه فقط باید کاری کنیم تا احساسات منفی جانشین احساسات مثبت ما نشوند.

مثلا ممکن است در طول روز دفعاتی پیش بیاید که شما عصبانی شوید اما در کنار آن اوقاتی را نیز به خوشی و شادی سپری کنید. در چنین حالتی شما همچنان احساس خوشبختی خواهید کرد.

اما اگر این عصبانیت‌ها باعث شود که شما در طول روز، حوصله کسی یا چیزی را نداشته باشید. و تحت‌تاثیر خشمی که دارید روزتان را با ناراحتی سپری کنید. به این معناست که شما اجازه داده‌اید که احساس منفی جانشین احساسات مثبت شما شوند. و این سبب می‌شود که نسبت احساس منفی بیشتر از احساسات مثبت شود و در نتیجه احساس نارضایتی و عدم خوشبختی کنید.

بنابراین، لازمه دستیابی به احساس خوشبختی، کنترل صحیح هیجان‌هاست.

هیجان‌هایی که تمام‌وقت با آن‌ها درگیر هستیم.

هر کاری انجام می‌دهیم از خواندن یک رمان گرفته تا تماشای تلویزیون و حتی گردش با دوستان، در‌واقع وسیله‌ای هستند تا به ما کمک کنند هیجاناتمان را به بهترین شکل کنترل کنیم.

در مقاله بعدی در رابطه با «روش آرام کردن خود» به عنوان مهارتی اساسی برای کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات صحبت خواهیم کرد.

یادتان باشد برای داشتن کودکی با هوش‌هیجانی بالا نیازمندیم که ابتدا کمی در رفتارهای خودمان تجدید‌نظر کنیم.

 

مقالات مرتبط:

مدیریت هیجان را چگونه در خود رشد دهیم؟

خودآگاهی چیست؟ و برای کودک چه فایده ای دارد؟

خودآگاهی: چطور میتوانم خصوصیات خودم را به طور کامل بشناسم؟

خودآگاهی : سنگ بنای هوش هیجانی

احساسات و سه شیوه متفاوت افراد در برخورد با آنها

سه شنبه 14/9/1396 - 6:8

هوش هیجانی عاملی اساسی در موفقیت انسانهای بزرگ در سراسر دنیاست.

عاملی که افراد را علیرغم داشتن هوش متوسط به سمت موفقیت های چشمگیر سوق میدهد.

یکی از امتیازات بزرگ هوش هیجانی، اکتسابی بودن آن است.
یعنی ما در هر زمان و مکانی میتوانیم آنها را یاد بگیریم، بهبود بخشیم و اصلاح کنیم.

ما با درک ماهیت هوش هیجانی و آموزش آن به کودک و اینکه چطور میتواند آن را در زندگی خود به کار بگیرد،به او کمک میکنیم تا از هوش و تحصیلاتش به بهترین نحو استفاده کند.

هوش هیجانی کودک شما به هر میزان، کم یا زیاد باشد، باز هم میتوانید با تمرین آن را بهبود بخشید.

و چنانچه هوش هیجانی کودکتان در پایین ترین سطح باشد تا بالاترین سطح ممکن آن را افزایش دهید.

کودکی که هوش هیجانی اش در همان سنین پایین تقویت شود، می آموزد که:
در زندگی شخصی و اجتماعی، چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است.
در زندگی اش همواره امیدوار است.
انگیزه بالایی برای رسیدن به اهدافش دارد. و این حس خوب انرژی مثبت و انگیزه بالا را به دیگران نیز انتقال میدهد.
احساسات افراد دیگر را در نظر میگیرد و با آنها به شکلی صحیح همدلی میکند. غالبا کودکانی که هوش هیجانی آنها در کودکی تقویت میشود، در آینده همسران و والدین موفقی خواهند شد. که به بهترین شکل ناسازگاری ها را مدیریت کرده و تنش کمتری را در زندگی تجربه میکنند.
از مهارت هایی که دارند به بهترین نحو استفاده میکنند و بهترین نتیجه را میگیرند.
خوب میداند که چطور باید سخن بگوید و چطور شنونده خوبی باشد.
سنجیده ترین واکنش ها را در ارتباطات خود نشان میدهد.
اما در مقابل کودکانی وجود دارند که اهمیتی به تقویت هوش هیجانی در کودک خود نمیدهد. همان هایی که در بزرگسالی در مقابله با رویدادهای دشوار زندگی ضعیف هستند و گرایش های بیشتری به پرخاشگری، افسردگی و ... دارند.

 

پنج شنبه 9/9/1396 - 0:5

هوش هیجانی همچون سلاحی قوی است که کودکان با داشتن آن راحتتر می توانند به مقابله با مشکلات برخیزند.

در دنیای امروز، همواره با خبرها و گزارشهای ناگواری روبرو میشویم که حکایت از رخت بر بستن مدنیت و امنیت از زندگی مدرن بشری دارد.

چیزی که قابل مشاهده است، از رشد روزافزون افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در کودکان حکایت دارد.

حوادث ناگواری همچون نزاعهای خیابانی، زد و خوردها، تجاوزها که این روزها کلمات رایجی در مکالمات روزمره ما شده اند.

در واقع چیزی که روشن است، پایین آمدن آگاهی مردم نسبت به هیجانات و احساساتشان.

و عدم توانایی آنها در کنترل هیجانات و بطور خلاصه کاهش چشمگیر هوش هیجانی است.

که اگر دست به دست هم ندهیم و مانع رشد نزولی هوش هیجانی نشویم، فاجعه ای عظیم گریبانگیر فرزندان ما خواهد شد.

خبر خوشحال کننده این است که هوش هیجانی در هر شرایط زمانی و مکانی قابل تغییر است.

و می توان آن را تا بالاترین حد ممکن افزایش داد.

هر پدر و مادر دلسوزی به این موضوع کاملا آگاهند که با سعه صدر و صبوری میتوانند این مهارتها را به کودکان آموزش دهند.

تا با افزایش هوش هیجانی بتوانند تکانه ها را به کنترل خود در بیاورند.

دروس عاطفی که در دوران کودکی آموخته میشود، مدارهای هیجانی کودکانمان را شکل میدهد.

هر چقدر در این زمینه به کودکانمان بیشتر آموزش دهیم گام بزرگی برای موفقیت آنها در زندگی آینده شان خواهیم برداشت.

نکته قابل تامل اینجاست، که این روزها دغدغه اصلی پدر و مادرها، فلش کارتهای آموزشی است. که الفبا و واژگانی را به کودک آموزش میدهند که در مدرسه آنها را یاد خواهند گرفت.

حس رقابت عجیبی میان برخی پدر و مادرها در خودنمایی هوش شناختی (IQ) دیده میشود.

که بازنده اصلی این ماراتن رقابت کسی نیست جز کودک.

تلاش برای بهتر دیده شدن کودک در مسائل شناختی (خواندن، نوشتن و ...) نه تنها هیچ نقشی در آینده فرزندانمان ندارند.

بلکه مسیر رشد آنها را منحرف میسازد.

بگذارید سوالی از شما بپرسم.
کدامیک از حالتهای زیر را برای فرزندتان ترجیح میدهید؟

حالت اول
در حالت اول، کودک شما در خواندن، نوشتن، حساب، یادگیری زبانهای مختلف از همسالان خود پیشی میگیرد. همواره اوقات فراغتش پر شده از کلاسهای مختلف آموزشی که او را از دنیای شیرین کودکی دور میسازند.

اما بخاطر آموزشهایی که قبل از مدرسه دیده است خیلی سریعتر از همسالان خود درسها را یاد میگیرد.

و با نمره های عالی، مقاطع مختلف را طی میکند.

بعد از گذشت چند سال کودک شما وارد مرحله ای از زندگی میشود که باید دانسته هایش را در زندگی شغلی و زندگی شخصی اش به کارگیرد.

دانسته هایی که صرفا برای گذار از یک دوره تحصیلی دیکته شده به دوره ای دیگر بودند.

و هیچ ارتباط ملموسی با زندگی واقعی ندارند.

اینجاست که فرزند شما با اشطرابی فراگیر، خود را در مقابل مشکلاتی میبیند که راهی برای حل آنها پیش روی خود نمیبیند.

این کودکان غالبا تبدیل به افرادی میشوند که از شغل خود راضی نیستند.

موفقیت شغلی ندارند،

اختلافات زناشویی، ارتباطات ناسالم و ... از پیامدهای این سبک زندگی هستند.

حالت دوم
در حالت دوم، شما به کودک خود اجازه میدهید تا سالهای قبل از دبستان را کودکی کند.

بجای اینکه او را مشغول چندین کلاس آموزشی کنید به او اجازه میدهید در دنیای کودکی خود غوطه ور شود.

و با بازی کردنهای تمام وقتش به کشف پیرامونش بپردازد.

کودکی که همواره حمایت و قاطعیت والدینش را در زمانهای مختلف کنار خودش حس کرده است.

این کودک نیز مقاطع مختلف را طی میکند. و وارد زندگی مشترک و شغل خود میشود.

با این تفاوت که به زندگی خود عشق میورزد، شاد است، از شغل خود رضایت دارد.

براحتی با دیگران ارتباطات سالم برقرار میسازد.

رحم و شفقت به اندازه ای دارد. و دیگران را همانطور که هستند میپذیرد و دوستشان دارد.

این دو حالتی که مطرح کردم یک مثال سطحی از اهمیت آموزش هیجانی بود.

نتیجه گیری
علت اهمیت این امر آن است که کودکان نسل حاضر نسبت به نسل گذشته از لحاظ هیجانی با مشکلات بیشتری مواجه هستند.

آنها سرکش تر، عصبی تر و پرخاشگرترند.

متاسفانه، سواد هیجانی امر مهمی است که اغلب پدر و مادرها آن را نادیده گرفته اند. و آموزش آن به کودکان خود را به تصادف واگذار کرده اند.

حالا سوالی که مطرح میشود این است.

چگونه میتوانیم هوش هیجانی را در فرزندانمان تقویت کنیم.

 

مقالات مرتبط در سایت ماهرساز:

خودآگاهی چیست؟ و برای کودک چه فایده ای دارد؟

خودآگاهی: چطور میتوانم خصوصیات خودم را به طور کامل بشناسم؟

خودآگاهی : سنگ بنای هوش هیجانی

احساسات و سه شیوه متفاوت افراد در برخورد با آنها

Mahersaz.Com

سه شنبه 30/8/1396 - 16:25