mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

 هفــده شهریور و یاد شهیـدان  جاودان

یادشــان در خاطر پیرو جوان در یادمان

پرکشیـــدن حــق طلب بودند یاران شهید

خونشان ظلمی زدودرنگین نموده آسمان

فی البداهه: منصور مقدم 16/6/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
دوشنبه 16/6/1394 - 19:35
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

غافل از یاد خدا کی جوانی استاد          یاد حق گرخوش کند او گشته راد

عاقل و باهوش دینــدار است یقین این جوان را خوش بین نیکو نهاد

 فی البداهه: منصور مقدم 15/6/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
يکشنبه 15/6/1394 - 17:53
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

دل اگر امیدواری با عمـــــــل شو هر زمان

بی عمل کی گل برویدبی گمان درهر مکان

اهل دانش وعلم غیرت با عمل گل زنده اند

دورکن خواب وخورهمت به طاعت قهرمان

فی البداهه: منصور مقدم 14/6/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
شنبه 14/6/1394 - 16:59
r3zvanak ( تعداد مطالب : 3 ) ( تعداد نظرات : 13 )
سال دوم دبیرستان که بودم ،تصمیم گرفتم معلم بشم.واسه همین در کنکور دانشسرای مقدماتی ثبت نام کردم و یه کتاب قطور آزمون خریدم و آوردم خونه.صبحها‌ که دبیرستان بودم .ولی بعد از برگشتن طبق معمول دو تا سیب زمینی میگذاشتم آبپز بشه واسه ناهار و میخورم و میرفتم توی حیاط .اونجا مرغ و خروسهای حاجی زینب صاحب خانه هم بودند.  راه میرفتم و میخواندم و تست میزدم. اونا هم مرتب قدقد میکردند‌ و سرشون رو کج میکردند و نگاهم میکردند..یعنی اینکه از کارم راضی هستند.
بعداز یکماه تلاش بالاخره کنکور برگزار شد.و روز اعلام نتایج رسید.صبح زود قبل از رفتن به مدرسه با پدرم به اداره  آموزش و پرورش رفتیم.در راهرو روی تابلویی بزرگ ،اسامی قبولیها رو زده بودند .با ترس و لرز نزدیک شدم. نگاه کردم.خبری از من نبود.باز هم.عرق سردی بر تنم نشست و سست شدم و روی زمین نشستم.به پدرم که نمیدانست چه شده ،گفتم : پدر ،من در دانشسرا قبول نشدم.بعد هم آروم گریه کردم...
آن روز به مدرسه نرفتم .حالم خراب خراب بود.پدرم هم حال خوشی نداشت .ولی سعی میکرد از معلم شدن و معلمی کردن بد بگوید تا مرا دلداری دهد.حاجی زینب هم تمام روز پیش من بود . آبگوشت خوشمزه ای رو که همیشه دوست داشتم  واسم پخت و نون کرمانشاهی که واسش سوغات آورده بودند و خیلی چیزهای دیگه ...ولی فایده ای نداشت.
فردا باز هم به دبیرستان نرفتم.کمی از ساعت نه گذشته بود .حوصله ام سر رفت .برای هواخوری رفتم دم در حیاط و بیرون را نگاه کردم.طبق معمول هر وقت دلم میگرفت همین کار رو میکردم.کمی که گذشت .دوستم را دیدم که از کوچه رد میشد. گفت : خانم معلم سلام.گفتم من که قبول نشدم.گفت: شوخی میکنی ،نه تنها قبول شدی بلکه نفر اول کنکور هم هستی.شوکه شدم.و باور نکردم.ولی به اصرار او تصمیم گرفتم خودم برم و ببینم .با همون وضعی که بودم با عجله و به سرعت  خودم رو به اداره رساندم .کنار تابلو ایستادم. خوب نگاه کردم .نفر اول تار بود .نمیدیدم.چشمانم را جمع کردم.و فشار دادم .سپس دیدم.خودم را.خندیدم.دوباره هم .آن لحظه سه اتفاق بزرگ افتاده بود.من نفر اول بودم .یعنی اینکه بدون هیچ مشکلی و با افتخار وارد دانشسرا میشدم.دوم اینکه چشمهایم خیلی ضعیف بود.و عینک باید میزدم.و سوم و مهم تر از همه اینکه کسی را داشتم که حواسش به من بود و نگاهش هم ...
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1911روز قبل
شنبه 14/6/1394 - 1:13
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

در ایـــن عـــــالم یقیـن گلـها مهیا

زهــر گــــل درس زیبائی به هرجا

 یقین عطــر خدائــــــی دارد هرگل

ببوئیم بجوئیم وبگوئیم حرف گلها 

فی البداهه: منصور مقدم 13/6/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
جمعه 13/6/1394 - 18:43
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

این بدان صبر وظفر باهم هم قرین

اهل صبــــــــرند در دو دنیا نازنین

اهل حکـــمت صابرند برهر بــــــلا

صبر کن چون صــابــران اهل یقین

فی البداهه : منصور مقدم 12/6/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
پنج شنبه 12/6/1394 - 22:37
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

هست این دنیا یقیـن بــازار یار

خوش قدم نه نیـک برداراعتبار

چشم دل بگشاخریدی کن وزین

گل متـاع بردارخوشبو،گل عیار

فی البداهه: منصور مقدم 11/6/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
چهارشنبه 11/6/1394 - 16:40
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

غرفه ی دل را کجـــا بگشــایم ای آرام جان

دورگشته از تن و ازجانم بسی توش و توان

 نیست هم صحبت به گردم درددلها بس زیاد

آیــــه ها خــوانم بدل آرامش ام ده هر زمان

فی البداهه :منصور مقدم  7/6/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
شنبه 7/6/1394 - 16:49
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

 گاه از بـی حالـی گه نان مفت

تنبلی آمد کــــــه بابد باز گفت

قـــدرخود را گر دانی ای جوان

می توان الماس گونه کارسفت

فی البداهه منصور مقدم 31/5/1394

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
شنبه 31/5/1394 - 19:32
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1253 )

سفره دیگر نیست چون میز نهار

میز شامی هست فرهنگ افتخار

دور هـــــم بودن قدیمی شد یقین

سفره سفره قطع شد این اعتبار

فی البداهه: 29/5/1394منصور مقدم

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1297روز قبل
پنج شنبه 29/5/1394 - 12:24
  • تعداد رکورد ها : 6885