تعداد مطالب : 20040
تعداد نظرات : 2174
زمان آخرین مطلب : 434روز قبل

 

عَنْهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلّالِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرّضَا ع الرّجُلُ مِنْ أَصْحَابِنَا یُعْطِینِی الْكِتَابَ وَ لَا یَقُولُ ارْوِهِ عَنّی یَجُوزُ لِی أَنْ أَرْوِیَهُ عَنْهُ قَالَ فَقَالَ إِذَا عَلِمْتَ أَنّ الْكِتَابَ لَهُ فَارْوِهِ عَنْهُ

 

 ترجمه

:
احمدبن عمرحلال گوید: به امام هشتم علیه السلام عرض كردم: مردى از اصحاب خود ما شیعیان كتابى به من مى‏دهد و نمى‏گوید این كتاب را از من، روایت كن، من مى‏توانم از او روایت كنم؟ فرمود: اگر بدانى كتاب از خود اوست از او روایت كن

.


اصول كافى جلد 1 ص :66 روایة 6

 

سه شنبه 6/11/1394 - 13:49

 

تقسیم غنائم حنین

  پـس از آزادى اسـیـران «هوازن » یا پیش از آن , تقسیم غنائم حنین و اموال «هوازن »پیش آمد, مردم به رسول خدا(ص ) هجوم آوردند و گفتند: اى رسول خدا! غنیمتها وشتران و گوسفندان را قسمت فرما, و چنان اطراف رسول خدا را احاطه كردند كه ناچاربه درختى تكیه داد و عبا از دوش وى ربـوده شد پس فرمود: «اى مردم ! عباى مرا پس بدهید, به خدا قسم كه اگر شما را به شماره درخـتـان «تهامه » گوسفند وشتر باشد, همه رابر شما قسمت مى كنم و در من بخلى وترسى و دروغـى نـخـواهید یافت » سپس پهلوى شترایستاد و پاره اى كرك از كوهان شتر میان دو انگشت خـود بـرگـرفـت و آن را بلند كرد وگفت : «اى مردم ! به خدا قسم كه از غنائم شما و از این پاره كـرك جـز خـمـس آن حـقى ندارم و خمس هم به شما داده مى شود, پس حتى نخ و سوزن را هم بیاورید كه خیانت درغنیمت , روز قیامت براى خیانتكار ننگ و آتش و بدنامى است ». بعضى این گفتار را شنیدند و پذیرفتند و آنچه در نزدشان از غنائم بود, اگر چه چندان ارزشى هم نداشت آن را در میان غنائم انداختند «1». رسـول خـدا (ص ), در تـقـسیم غنائم «حنین » از «مؤلفة قلوبهم » یعنى : «دلجویى شدگان » شـروع كـرد و هـر چـنـد مشرك یا منافق یا مردد میان كفر و ایمان بودند, به آنان سهمهاى كلان مرحمت فرمود «2».

نـوشـتـه اند كه رسول خدا(ص ) تمام این بخششها را از خمس غنائم داد, سپس «زیدبن ثابت » را فـرمـود تا مردم را سرشمارى كند و غنائم را نیز حساب كند بعد آنها راتقسیم فرمود, به هر مردى چـهـارشـتـر و چهل گوسفند رسید و هر كس اسبى داشت دوازده شتر و صد و بیست گوسفند گرفت «3».

  

..............................

 

1- سیره ابن هشام , ج 4/135.


2-
اسـامـى مـشروح كسانى كه غنیمت دریافت داشتند در كتاب تاریخ پیامبر اسلام (ص ), ص


3-
طبقات ابن سعد, ج 2/153, امتاع الاسماع , ج 1/425 ـ 426.



 

سه شنبه 6/11/1394 - 13:45

 

اسلام مالك بن عوف نصرى

  نـوشـتـه اند كه رسول خدا(ص ) از فرستادگان «هوازن » پرسید كه «مالك بن عوف »كجاست ؟ گـفـتـند: در طائف با قبیله «ثقیف » است فرمود: «به او بگویید كه اگر مسلمان نزد من بیاید, اموال و كسان او را به او پس مى دهم و صد شتر هم به اومى بخشم ». «مـالـك » هـم پنهان از «بنى ثقیف » شبانه از میان آنها گریخت و نزد رسول خدا آمدو اموال و كـسـان خود را گرفت و صد شتر هم جایزه دریافت داشت و اسلام آورد, آنگاه در مقابل «ثقیف » ایستاد و كار را بر آنان تنگ كرد.

 

سه شنبه 6/11/1394 - 13:29

 

شهداى غزوه طائف

 1 ـ ثـعـلبة بن زید  2 ـ ثابت بن ثعلبه   3 ـ جلیحة بن عبداللّه  4 ـ حارث بن سهل  5 ـرقیم بن ثابت  6 ـ سائب بن حارث  7 ـ سعیدبن سعید  8 ـ عبداللّه بن ابى امیه   9 ـعبداللّه بن حارث   10 ـ عبداللّه بن عامر  11 ـ عبداللّه بن عبداللّه  12 ـ عرفطة بن جناب «1» 13 ـ منذربن عباد 

14 ـ منذربن عبداللّه .

.....................


1- ابن هشام : حباب هم گفته مى شود (سیره , ج 4/129).

سه شنبه 6/11/1394 - 13:28

 

بردگان مسلمان

  

رسول خدا(ص ) فرمود: هر برده اى از اهل طائف , نزد ما بیاید آزاد است و در نتیجه بیش از ده غلام نزد مسلمانان آمدند و آزاد شدند و سرپرستى آنان در عهده مسلمانان قرار گرفت «1».

  

............................

. 1- سیره ابن هشام , ج 4/125, طبقات ابن سعد, 2/158, امتاع الاسماع , ج 1/418.

 

سه شنبه 6/11/1394 - 13:28

 

غزوه طائف

  شـوال سـال هـشتم : رسول خدا(ص ) پس از فراغت از كار «حنین » از راه «نخله یمانیه » كه در سرزمین «لیه » واقع است به قصد طائف رهسپار شد و در سر منزل آخرمسجدى بنا كرد و در آن جـا نـماز خواند و در «لیه » برج «مالك بن عوف » را در هم كوبید و نزدیك طائف فرود آمد و در آن جـا اردو زد مسلمانان با تیرباران دشمن مواجه گشتند و با این كه بیست روز اهل طائف را در مـحاصره داشتند, نتوانستند وارد شهر شوندو آن جا را فتح كنند در این غزوه جمعى از مسلمانان به شهادت رسیدند.

 

سه شنبه 6/11/1394 - 13:22

 

سراقة بن مالك

  «سراقة بن مالك » نزد رسول خدا(ص ) آمد و نوشته اى را كه از موقع هجرت دردست داشت , بلند كـرد و گفت : منم «سراقه » و این نوشته اى است كه در دست دارم رسول خدا گفت : امروز روز وفـا و نـیـكـى اسـت , «سـراقـه » نزدیك آمد و اسلام آورد واز رسول خدا پرسید كه اگر شتران گـمشده اى را از حوضى كه براى شتران خود پرآب كرده ام , آب دهم اجرى خواهد داشت ؟ رسول خدا گفت : آرى , براى هر جگر تشنه اى اجرى است

 

سه شنبه 6/11/1394 - 13:20

 

مدارک و اسنادو راویان این قصیده از اهل سنت عبارتند از:پیامبر گرامى، به من وصیت نمود و مرا براى امتش اختیار كرد و به حكمم رضایت داد، و آن ولایتیكه بر شما داشت، در روز غدیر خم براى من لازم شمرد13 - ابن كثیر شامى "درگذشته 774 ه.ق" - كه شرح احوالش در ج 1 ص 2.4 و 2.5 ترجمه الغدیر گذشت - پنج بیت قصیده را در ج 8 ص 8تاریخ خود "البدایه و النهایه" از ابى بكر بن درید، از دماد، از ابى عبیده نقل كرده است.

 

سه شنبه 6/11/1394 - 11:48

 

مدارک و اسناد

 

و راویان این قصیده از اهل سنت عبارتند از:

 

پیامبر گرامى، به من وصیت نمود و مرا براى امتش اختیار كرد و به حكمم رضایت داد، و آن ولایتیكه بر شما داشت، در روز غدیر خم براى من لازم شمرد

 12- جمال الدین محمد بن یوسف زرندى "درگذشته چند سالى بعد از 75. ه.ق" قصیده را جز بیت آخر در "درر السمطین" نقلنموده است.

 

سه شنبه 6/11/1394 - 11:35

 

شعراء غدیر در قرن

 

غدیریه امیرالمومنین على

 

مدارک و اسناد

 

و راویان این قصیده از اهل سنت عبارتند از:

 

پیامبر گرامى، به من وصیت نمود و مرا براى امتش اختیار كرد و به حكمم رضایت داد، و آن ولایتیكه بر شما داشت، در روز غدیر خم براى من لازم شمرد

 1. - شیخ الاسلام، ابو اسحق حموى "در گذشته 722 ه.ق" - كه شرح حالش در ج 1 ص 2.. ترجمه الغدیر گذشت قصیده را در "فرائد السمطین" از اول آن تابیت ولایت ذكر كرده و یك بیت هم، قبل از آن اضافه نموده است كه عبارتست از: و اوصانى النبى على اختیارلامته، رضى منه بحكمى 11- ابو الفدا، "در گذشته 732 ه.ق" در ج 1 ص 118 تاریخ خود، تنها بیتى كه سبقت اسلام حضرت را بیان میكند، ذكر نموده است.

 

سه شنبه 6/11/1394 - 11:19