تعداد مطالب : 1361
تعداد نظرات : 278
زمان آخرین مطلب : 2860روز قبل
افسران - تو مرا با ولایتم کردی... آمدی و هدایتم کردی...
یکی از مهمترین جریانهای فکری و عقیدتی در دوران امام هادی (ع)، جنجال و کشمکش شدید بر سر مخلوق بودن یا مخلوق نبودن قرآن بود.

گروه «معتزله» که عقل گرای افراطی بودند و در مسائل عقیدتی کند و کاو عقلی بیش از حدی می‏کردند، مسئله «مخلوق» و «حادث» بودن قرآن را در ارتباط با صفات خدا مطرح کردند و با «قدیم» بودن قرآن که گروه «اشاعره» و اهل حدیث از آن جانبداری می‏کردند، به مخالفت برخاستند و درگیری بین طرفداران این دو بینش اعتقادی رخ داد.
امامان معصوم که رهبری اندیشه اصیل اسلامی را به عهده داشتند، سکوت در برابر چنین بحث و جدال فکری را ناروا شمرده، خطّ بطلان بر فکر انحرافی کشیده، اندیشه درست را مشخص می‏کردند و با تبیین موضع اصولی و هدایتگرانه خود، مسلمانان را از وارد شدن در چنین بحث و جدال بیهوده‏ای بر حذر می‏داشتند.

موضع امام هادی (ع)
سخنی که در این زمینه از امام هادی(ع) نقل شده نسبتاً گسترده و روشن است، امام در پاسخ یکی از شیعیان «بغداد» چنین نوشت (التوحید، صفحه 224):
بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ما و تو را از دچار شدن به این فتنه حفظ کند که در این صورت بزرگترین نعمت را بر ما ارزانی داشته است، وگرنه هلاکت و گمراهی است. به نظر ما بحث و جدال درباره قرآن (که مخلوق است یا قدیم؟) بدعتی است که سؤال کننده و جواب دهنده در آن شریکند، زیرا پرسش کننده دنبال چیزی است که سزاوار او نیست وپاسخ دهنده نیز برای موضعی بی جهت خود را به زحمت و مشقت می‏افکند که در توان او نمی‏باشد.
خالق، جز خدا نیست و بجز او همه مخلوقند، قرآن نیز کلام خداست، از پیش خود اسمی برای آن قرار مده که از گمراهان خواهی گشت. خداوند ما و تو را از مصادیق سخن خود قرار دهد که می‏فرماید: (متقیان) کسانی هستند که در نهان از خدای خویش می‏ترسند و از روز جزا بیمناکند(الّذِینَ یَخشَونَ رَبّهُمْ بِالغَیْبِ وَ هُمْ مِنَ السّاعَةِ مُشْفِقُون (سوره انبیأ، آیه 49)).
»
چهارشنبه 22/9/1391 - 22:19
بررسی آیات مربوط به امام حسین (ع) در قرآن و جایگاه قرآن در حرکت ایشان از مدینه تا کربلا قرآن کریم یگانه شاهراه رستگاری انسان و رسیدن به سعادت است. جز در پرتو نورانی آیات کتاب خدا راه گریزی از جهل، گمراهی و غفلت نیست. اهل بیت پیامبر (ص) پرچمداران هدایت و در حقیقت ترجمان راستین قرآن و فصل الخطاب بوده و همچون قرآن، تنها راه هدایت و تمثل صراط مستقیمند. قرآن و عترت در واقع یک حقیقتند و هر یک تبلور تمام عیار موهبت، رحمت و هدایت آسمانی اند؛ حقیقتی جاویدان که یکی بدون دیگری نمی تواند تفسیر و تبیین شود. به هر کدام که رجوع شود و در آن تعمق و تفکر گردد، تو را به سوی دیگری می خواند. در ژرفای قرآن به حضور اهل بیت (علیهم السلام) می رسی و با دقت و توجه در سیطره نظری و عملی اهل بیت (علیهم السلام) به محتوا و مفهوم آیه های قرآن رهنمون می شوی. در این میان نور هدایت حسین بن علی (ع) فروزان تر و آتش عشق او پر نفوذتر و تأثیرگذارتر است و این چیزی جز اراده حق نیست که حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات بشریت از اول تا به ابد باشد. تأمل و تدبر در آیات قرآن در حقیقت به شناخت و آگاهی از امام (ع) نیز منجر می شود و این بدان معناست که هر یک از ثقلین به مثابه میزان و معیار، صحت و سقم دیگری را حکایت می کند. در این نوشتار ابتدا به آیاتی از قرآن که درباره اهل بیت (علیهم السلام) و امام حسین (ع) است اشاره و سپس به همراهی و همگامی قرآن در طول مسیر حرکت امام (ع) از مدینه تا کربلا پرداخته می شود.
آیات فراوانی درباره امام حسین (ع) وجود دارد که از نگاه مفسرین بعضی آیات مستقیماً درباره حضرت است؛ برخی در شأن یا تطبیق بر امام حسین (ع) می باشد و بعضی نیز بر اهل بیت (علیهم السلام) و به تبع آنان امام حسین (ع) دلالت می کند.
آیه مباهله: هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسید، کسانی با تو به محاجه و ستیزه برخیزند به آنها بگو پیامبر، ما فرزندان خود را دعوت می کنیم شما هم فرزندانتان را، ما زنان خویش را دعوت می کنیم شما نیز زنانتان را، ما از نفوس خود دعوت می کنیم شما هم از نفوس خود. آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. (1)
تقریباً همه مفسران شیعه و سنی تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر (ص) نازل شده و ایشان نیز تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه بردند، حضرت علی (ع)، حضرت زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بود و در نتیجه جای هیچ شک و تردیدی نیست که منظور از «ابناءنا» در این آیه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است. گواه این امر هم روایات متعددی است که از اهل تسنن و شیعه نقل شده و به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) کلمه «ابن رسول الله» اطلاق شده.
آیه تطهیر: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (2)
همانا خداوند اراده فرموده که ناپاکی و پلیدی را از شما اهل بیت دور گرداند و شما را کاملاً پاک و طاهر سازد. «رجس» در لغت به معنی پلیدی و آلودگی است. علاوه بر اینکه به این آیه استناد می شود و عصمت اهل بیت (علیهم السلام) ثابت می گردد، اطلاق آن را بر اهل بیت (علیهم السلام) نیز تأکید می کند. گویند این آیه در منزل ام سلمه همسر پیامبر (ص) نازل شد و آن حضرت، علی، فاطمه، حسن و حسین را فرا خواند و در زیر جامه و عبای خود جمع کرد و ضمن تلاوت این آیه فرمود: خدایا اینان اهل بیت من هستند، آنها را از پلیدی ها پاکشان گردان.
برای اینکه این قضیه به اطلاع مردم و اصحاب برسد و عموم مردم از آن آگاه شوند، مدت ها هر روز صبح هنگام رفتن به مسجد از در خانه فاطمه می گذشت و آنان را با عنوان اهل بیت خطاب می فرمود و به نماز فرا می خواند و آیه تطهیر را تلاوت می کرد. عده ای گمان کرده بودند این آیه درباره زنان پیامبر نازل شده و کس دیگری را در بر نمی گیرد اما احادیث و روایات متعددی وجود دارد که از طریق شیعه و سنی وارد شده و همگی گویای این حقیقت است که این آیه اختصاص به همان پنج نفر دارد و سایرین را در بر نمی گیرد. (3)
آیه اولی الامر: «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامرمنکم» (4) از خدا و رسول و نیز از اولی الامر پیروی کنید. درباره اولی الامر در این آیه دو قول وجود دارد: عده ای می گویند آنان امرا هستند و همه خلفا و امیران را شامل می شود اما در روایات متعددی که از پیامبر اسلام (ص) نقل شده منظور از اولی الامر، امامان دوازده گانه اند که نام و مشخصات هر یک توسط آن حضرت به طور صریح و دقیق بیان شده که از جمله آنها حدیث جابر است که در آن نام یکایک ائمه معصومین از علی (ع) تا حضرت ولی عصر (عج) ذکر شده. (5) پس طبق این آیه اطاعت و فرمانبرداری از اولی الامر واجب شده بنابراین اطاعت و پیروی از دستورات و بیانات امام حسین (ع) لازم و واجب است.
طبق آیه«قل لا اسئلکم علیه اجرالاالمودة فی القربی» (6) محبت و دوستی امام حسین (ع) از امت اسلامی خواسته شده زیر امام حسن (ع) در خطبه ای این چنین فرمودند: منظور خدا از اقتراف حسنه و کار نیک انجام دادن در این آیه مودت و دوستی ما اهل بیت است.
«و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا» کسی که مظلوم کشته شد برای ولی او سلطه قرار دادیم. (7) یکی از القاب امام حسین (ع) مظلوم است که بیشتر با نام او همراه است؛ مانند السلام علی الحسین المظلوم الشهید. (8) آیه یاد شده به احترام خون انسان ها و حرمت شدید کشتن آنان اشاره دارد. در روایتی این مفهوم به شهادت سیدالشهدا (ع) تطبیق داده شده. فردی از امام صادق (ع) از تفسیر آیه پرسید. حضرت فرمودند: «هو الحسین بن علی قتل مظلوما و نحن اولیاه و القائم منااذقام طلب بثارالحسین» او حسین است که مظلومانه کشته شد و ما اولیاء او هستیم و قائم ما هنگام ظهور به خونخواهی حضرت قیام خواهد کرد. (9)
« مرج البحرین یلتیقیان* بینهما برزخ لایبقیان*... یخرج منهما اللوء لوء و المرجان» (10) این آیات همانند آیات دیگر سوره الرحمن نعمت های الهی را یادآوری می کنند و می فرمایند خداوند دو دریای مختلف را در کنار هم روانه کرد و با اینکه با یکدیگر تماس و برخورد دارند ولی هیچکدام بر دیگری طغیان و غلبه نمی کند چون در میان آن دو برزخی قرار داده شده که مانع از طغیان و غلبه یکی بر دیگری می شود. از آن دو دریا مروارید و مرجان خارج می شود.
ابتدا لازم به ذکر است که آیات قرآن ظاهر و باطنی دارند به همین دلیل ممکن است یک آیه دارای چندین معنا باشد و آنچه در روایات برای تفاسیر آنها آمده از بطون قرآن است که از ائمه رسیده و منافاتی با ظاهر آن نداشته باشد. در حدیثی از امام صادق (ع) در تفسیر آیات مذکور آمده: علی (ع) و فاطمه (س) دو دریای عمیقند که هیچیک بر دیگری تجاوز نمی کند و از این دو دریا لوءلوء و مرجان یعنی حسن و حسین خارج شده اند (11). در روایت دیگری نیز آمده منظور از دو دریا علی و فاطمه و منظور از برزخ و حائل میان آن دو رسول خدا و مقصود از لوءلوء و مرجان حسن و حسین هستند. (12)

تجلی قرآن از مدینه تا کربلا
 

در مسیر حرکت امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا اتفاقات و حوادث قابل تأمل و شگفتی رخ داد و حضرت در مقابله و مواجهه با هر کدام با تأسی و استفاده از قرآن حرکت خود را قاطعانه و محکم پیش می بردند.
در مدینه هنگامی که مروان نماینده یزید مأمور شده بود تا از امام حسین (ع) هر طور که شده بیعت بگیرد اما رو به مروان کرد و فرمود: وای بر تو، تو پلیدی در حالی که ما خانواده ای هستیم که خدا در مقام و منزلت ما فرموده: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» و پس از آن از بیعت با یزید ممانعت کردند و به سوی مکه حرکت نمودند.
هنگام خروج از مدینه نیز این آیه را تلاوت فرمودند که «فنخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین». (15) این آیه را خداوند از قول موسی (ع) می فرماید که هنگامی که از ترس فرعون به سوی مدین می رفت، گفت: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده.
آنگاه که امام حسین (ع) به سوی مکه رهسپار شدند گروه هایی از جنیان و فرشتگان برای یاری آن حضرت حاضر شدند اما امام این آیات را تلاوت فرمودند: «اینما تکنوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیدة». (16)
هر جا باشید ولو در برج های استوار و سر به فلک کشیده. مرگ شما را فرا می گیرد؛ و همچنین آیه «لبرز الذین کتب علیهم القتل الی مضاجعهم» (17) کسانی که کشته شدند در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پای خویش) به قتلگاه خود رهسپار می شدند.
در شب سوم شعبان سال 60 همین که وارد مکه معظمه گردید، چون وارد شد این آیه را تلاوت فرمود: «و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی این یهدینی سواء السبیل». (18) این آیه را خداوند درباره احوالات موسی (ع) فرمود. موقعی که متوجه شهر مدین شد، گفت: امید است پروردگار من، مرا به راه راست هدایت نموده و به مقصود برساند.
 
در مکه نیز هنگامی که با ابن عباس به گفت وگو مشغول بودند درباره بنی امیه این آیات را تلاوت کردند: «انهم کفروا بالله و برسوله و لایاتون الصلاة الا و هم کسالی» آنان به خدا و پیامبر او کفر ورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداخته اند (19)؛ و همچنین آیه «یرائون الناس و لایذکرون الله الا قلیلا» با مردم ریاکاری می کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی کنند؛ و آیه «مدبرین بین ذلک لا الی هولاء و لاالی هولاء و من یضل الله فلن تجد له سبیلا» یعنی در این میان (بین کفر و ایمان) سرگشته اند نه جزو آنان (مومنان) و نه جزو اینان ( نامومنان) و هر کسی که خداوند در گمراهی واگذاردش هرگز برای او بیرون شدنی نخواهد یافت (20) در انتها فرمودند: «کل نفس ذائقه الموت و انما توفون اجورکم» هر جانداری چشنده طعم مرگ است و بی شک در روز قیامت پاداش هایتان را به تمامی خواهند داد (21).
در آستانه عید قربان که امام حسین (ع) به دلیل شدت فشار ها و ناامنی موجود تصمیم به خروج از مکه و حرکت به سوی کربلا گرفتند، نماینده یزید که مأمور شده بود یا بیعت از امام بگیرد یا او را به شهادت برساند در راه مکه راه را بر امام و اهل بیتش بست و درگیر شدند. به امام حسین (ع) گفتند: می ترسیم شما بین مردم شکاف بیفکنی! حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «لی عملی و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا بریء مما تعملون» عمل من از آن من و عمل شما از آن شماست. شما از آنچه من می کنم بری و برکنارید و من از آنچه شما می کنید بیزار. (22)
در وسط راه بود که خبر خیانت مردم کوفه و شهادت پسرعم امام (مسلم بن عقیل) به ایشان رسید. فرزدق شاعر معروف در بین راه مکه و عراق به امام چنین گفت: چگونه به طرف عراق می روی در حالی که پسرعموی تو را کشته اند؟ امام بلافاصله پس از شنیدن خبر فرمودند: «انا لله و انالیه راجعون».
سپس به حرکت خویش ادامه دادند تا اینکه با سپاهیان حربن یزید ریاحی رو به رو شدند و مجبور به فرود آمدن در کربلا گردیدند. حر به امام گفت: چرا آمده ای؟ فرمود: نامه های دعوت شما مرا به اینجا آورد ولی حالا پشیمان شده اید؛ و این آیه را تلاوت فرمود: «فمن نکث فانما نکث علی نفسه» پس هر کس که پیمان شکند همانا به زیان خویش پیمان شکسته است. (23)
همین که فرماندار کوفه (عبیدالله بن زیاد) نامه رسمی برای حر فرستاد که راه را بر حسین ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت، امام این آیه را تلاوت فرمودند: «و جعلناهم ائمه یدعون الی النار...» و آنان را پیشوایانی خواندیم که به سوی آتش دوزخ دعوت می کنند و روز قیامت یاری نمی یابند. (24)
در روز عاشورا نیز در بحبوحه جنگ آیاتی را تلاوت فرمودند که علاوه بر رسوا کردن دشمن، به بیان اهداف و مقاصد خویش از جنگ پرداختند تا آنان که در لشکر یزید بودند این کلمات را شنیده باشند و خود راه خود را انتخاب کنند. «فاجعلوا امرکم و شرکائکم ثم لایکن امرکم ثم اقتضوا الی و لا تنظرون» شما با شریکانی که قائلید کارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم کنید، سپس در کارتان پرده پوشی نکنید، آنگاه کار مرا یک سره نمایید و مهلتم ندهید. (25)
در ادامه فرمودند: «انما ولی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین» سرور من خداوند است که این کتاب آسمانی را فرو فرستاده و او دوستدار شایستگان است. (26)
در انتها نیز فرمودند: «اعوذ بربی و ربکم من کل متکبر لا یومن بیوم الحساب» یعنی من به پروردگار خود و پروردگار شما از شر هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد، پناه می برم (27) و با این اذکار بود که به میدان نبرد شتافت و جانانه در راه خداوند متعال به شهادت رسید.

سوره امام حسین (ع)
 

در میان شیعه امامیه معروف است که سوره فجر سوره امام حسین (ع) است و آن به خاطر روایتی است از امام صادق (ع) که فرمودند: سوره فجر را در هر نماز واجب و مستحب بخوانید. «فانما سوره للحسین بن علی» که سوره حسین بن علی (ع) است (13) و دیگر اینکه صاحب نفس مطمئنه را که در آیات آخر این سوره آمده، امام حسین (ع) معرفی کرده اند و همین امر شاید مهم ترین علت شهرت این سوره به نام امام حسین (ع) باشد؛ چنان که در روایت دیگری از امام صادق (ع) می خوانیم: «یا ایتهاالنفس المطمئنه» را نشنیده ای؟ منظور از این آیه، امام حسین (ع) است. او صاحب نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه است. یاران او نیز از دودمان رسالتند و در روز رستاخیز از خداوند راضی و خدا نیز از آنان راضی است. (14)

پی نوشت ها :
 

1- آل عمران/61.
2- احزاب/33.
3- مجمع البیان ج 8ص375 المیزان ج 16ص336.
4- نساء/59.
5- تفسیرصافی ج1 ص 366.
6- شوری/23.
7- اسراء/33.
8- مفاتیح/148.
9- تفسیرنورالثقلین ج4 ص 182.
10- الرحمن/19 تا 22.
11- تفسیرقمی ج2 ص 322.
12- البرهان ج5 ص 266.
13- تفسیرنور الثقلین ج5 ص 571.
14- بحارالانوار ج36 ص 131.
15- قصص/21.
16- نساء/78.
17- آل عمران/154.
18- قصص/22.
19-توبه/54.
20-نساء/141 و 142.
21- آل عمران/185.
22- یونس/41.
23- فتح/10.
24- قصص/41.
25- یونس/71.
26- اعراف/196.
27- غافر/27.
منبع: نشریه همشهری آیه شماره 8
»
چهارشنبه 22/9/1391 - 22:18

چکیده

قرآن کریم کتاب هدایت بشر تا قیامت است، لذا از هیچ یک از امور مهم و تاثیرگذار در زندگی انسان فروگذار نکرده است. تغذیه از اموری به شمار می‌رود که مورد توجه ویژه قرآن کریم است. این کتاب شریف علاوه بر توجه به اصول کلی و اساسی تغذیه، از بعضی غذاها نام برده است که دانشمندان اهمیت و ارزش غذایی و درمانی آن‌ها را یادآور شده‌اند و کتب و مقالات متعددی 

در موردشان نگاشته‌اند و حتی در برخی موارد ادعای اعجاز کرده‌اند. این تحقیق برای نمونه، به بررسی چهار مورد از این غذاها (شیر چهارپایان، شیر مادر، عسل و خرما) می‌پردازد؛ به این صورت که پس از طرح آیات و اشاره به نکات تفسیری، خواص و آثار این خوراکی‌ها را از دیدگاه طب و تغذیه بررسی کرده‌اند.

شیر

مقدمه

خوراکی‌های گوناگون در کنار تأمین نیاز غذایی بدن، به دلیل برخورداری از خواص متفاوت، در درمان و پیشگیری از امراض نیز نقش دارند.

قرآن کریم گاه توصیه‌های مستقیمی در مورد کاربرد درمانی بعضی غذاها دارد، مثلاً در مورد عسل می‌فرماید: فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ؛ (نحل/ 69). به حضرت مریم3 نیز موقع زایمان توصیه می‌شود از رطب و آب استفاده کند (مریم/ 24 ـ 26) و در مورد حضرت یونس پس از خروج از شکم ماهی و رفتن به ساحل دریا، استفاده از کدو تجویز می‌شود (صافات / 144 ـ 146).

علاوه بر این، سفارش قرآن کریم به استفاده از غذاهای پاکیزه و حلال، نهی از تحریم طیّبات، نهی از غذاهای غیربهداشتی و پرخوری، دقت در نوع غذای مصرفی، توجه به آفریدگار هنگام مصرف غذا، امساک و روزه و... زمینه مناسبی برای سلامتی انسان فراهم می‌آورد و دست کم از جنبه پیشگیری اهمیت دارد. در این میان اشاره قرآن به نام برخی غذاها قابل توجه است؛ به خصوص این که این غذاها به لحاظ مواد مغذّی، ارزشمند هستند و نقش مهمی در درمان و پیشگیری، دارند.

مفهوم شناسی

بدن انسان به مواد مختلفی مانند پروتئین، چربی، کربوهیدرات، آب، انواع ویتامین و مواد معدنی نیاز دارد. غذایی مناسب است که تمام این ترکیبات را به بدن برساند. کم یا زیاد شدن این ترکیبات تعادل مواد موجود در بدن را به هم می‌زند و بیماری‌های زیادی را به وجود می‌آورد (ر.ک. به: مری آلیس کالنیدو ودیگران، آشپزی جدید و غذا درمانی، 15).

با این توصیف می‌توان گفت:

«منظور از تغذیه درمانی برقراری تعادل موادغذایی مورد نیاز روزانه است». (احمدی، محسن، درمان بیماریها با تغذیه و غذا درمانی، 15).

امتیازات غذا درمانی

درمان غذایی از جهات گوناگونی بر دارو درمانی برتری دارد، از جمله:

1. غذاهای متنوع، به خلاف داروهای گوناگون، معمولاً در اختیار همگان قرار دارند.

2. غذاهای رنگارنگ، مطبوع همه هستند و غذای طبیعی بشر به شمار می‌روند، ولی داروها چنین نیستند.

3. از نظر اقتصادی مخارج دارو با غذا مقایسه‌پذیر نیست.

4. غذا جنبه پیشگیری دارد و دارو بیشتر برای از بین بردن مرض به کار می‌رود.

5. اغلب داروها برای بشر مضرند، ولی غذاها معمولاً اثر زیان بخش ندارند.

6. استفاده از دارو در صورت اشتباه پزشک یا مریض، آثار سوء و حتی مرگ را در پی دارد (ر.ک، به: شیرازی، احمد امین، اسلام پزشک بی دارو، 25 ـ 26، با تلخیص و تصرف).

بسیاری از اطبا و حکما از دارو درمانی نهی کرده‌اند. از بقراط حکیم نقل شده است:  «داروهای خود را دور بریزید که به درد معالجه امراض نمی‌خورد»، (مهرین، مهرداد، درمان طبیعی، 16). در این کتاب سخنان متعددی از اندیشمندان در مورد مضرات استفاده از دارو آمده است.

غذاهای پر حجم و بدون ارزش غذایی از مشکلات عصر ما است که سبب بیمارهای متعددی نیز هست، عنایت قرآن به غذاهایی مانند شیر که درعین حجم، کم سرشار از مواد مفید می‌باشد، گویای توجه این کتاب شریف به مسئله تغذیه است.

 

غذاهای قرآنی

در قرآن کریم به برخی از موادغذایی سوگند یاد شده است. وَالتِّینِ وَالزّیْتُونِ؛ (تین/ 1). نام برخی از سوره‌ها نیز در ارتباط با مواد غذائی است، مانند، بقره، نحل، تین، ماعون، انعام و مائده.

قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف به نام برخی خوراکی‌ها اشاره می‌کند، نظیر زیتون (تین/1، انعام/ 141 و...)، انجیر (تین/ 1)، خیار، عدس، سیر، پیاز (بقره/ 16)، انگور (نحل/ 67، مۆمنون/ 19 و...)، نان (یوسف/ 36)، انار (انعام/ 99 و 141)، کدو (صافات/ 146 و 144)، موز (واقعه/ 29)، سبزی‌ها (عبس/ 28)، گوشت (هود/ 69) و... .

با پیشرفت علوم، به ویژه علم تغذیه، هر روز خواص درمانی و غذایی خوراکی‌ها بیشتر کشف می‌شوند، به گونه‌ای که اعجاب دانشمندان را بر می‌انگیزد. این کشفیات حتی در برخی موارد رنگ اعجاز به خود می‌گیرند. در این تحقیق چند مورد از این غذاها را بررسی می‌کنیم.

اول ـ شیر چهارپایان

شیر مایعی سفیدرنگ، با طعم شیرین و مزه و غلظت ویژه‌ای است که پس از زایمان و برای تغذیه نوزاد از پستان پستانداران ماده ترشح می‌شود. این ماده بهترین و در دسترس‌ترین غذا برای نوزادان است. شیر پستانداران مختلف با هم فرق دارد. در شیر گاو تقریباً 88% آب، 3% مواد ازته، 8/4% مواد گلوسیدی و 2/3% مواد چربی هست (دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، 31، 169).

آغوز که از روز اول زایمان تا 12 روز ترشح می‌شود، ساختمانی مشابه شیر دارد، ولی مقدار آلبومین و کلرور آن بیشتر و قند، فسفر و کلسیم آن کمتراز شیر است پروتو پلاسم آن مقدار زیادی چربی دارد، ولی چربی آزاد آن تقریباً در حدّ هیچ است  (پاک نژاد، سیدرضا، اولین دانشگاه وآخرین پیامبر، 6، 82).

وزن مخصوص شیر 1029 ـ 1033 و حرارت مخصوص آن 95 است، یعنی زودتر از آب به جوش می‌آید و سرد می‌شود (همان، 84). برای تولید یک لیتر شیر دست کم باید 500 لیتر خون از پستان عبور نماید (همو، 95).

تاریخچه

استفاده از شیر چهارپایان به دوران پیش از تاریخ و زمان اهلی شدن حیوان توسط انسان می‌رسد. انسان از اول، مانند نوزاد حیوان، به مکیدن پستان می‌پرداخت. دوشیدن و ایجاد تغییرات در شیر به تدریج ایجاد گردید. یک محل ماست‌بندی مربوط به سه هزار سال قبل از میلاد، وابسته به یک پرستشگاه نزد سومرین‌ها، به دست آمده است.

مقدسین از بودائیان گاو را به حدی احترام می‌کردند که مخلوطی از شیر، ادار و مدفوعش را می‌خوردند (ر.ک، همو، 77 ـ 88).

شیر در کتاب مقدس نماد پاکی، صفا و حقیقت حیات بخش می‌باشد و شیر و عسل کنایه از حاصل خیزی و فراوانی نعمت است (مسترهاکس، قاموس کتاب مقدس، 544). شیر برای اولین بار در سال 1890 م در نیویورک پاستوریزه شد (همو، 79).

آیات

قرآن کریم به فایده‌های گوناگون حیوانات برای انسان پرداخته، اما به شیر توجه ویژه نموده است. به این آیه توجه کنید:

وَإِنَّ لَكُمْ فِی الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِیكُم مِمَّا فِی بُطُونِهِ مِن بَیْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَناً خَالِصاً سَائِغاً لِلشَّارِبِینَ؛ (نحل/ 66) «و قطعاً، در (وجود) دام‏ها، عبرتى براى شما هست، از آن چه در شكم آن‌هاست؛ از میان غذاهاى هضم شده و خون، شیرى خالص به شما مى‏نوشانیم كه براى نوشندگان گواراست».

به شیر چهارپایان در آیاتی دیگر، مانند، مۆمنون/ 21 و یس/ 73 نیز اشاره شده است.

نکات تفسیری

«انعام» چهارپایان هستند و آن چه که  معمول است گاو، شتر و گوسفند و بز است و از حیوانات حلال گوشت مثل آهو، مادیان و الاغ و ... نیز در معالجه استفاده می‌شود (طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، 8 ، 151).

«فرث» به معنی سرگین است؛ مادامی که در معده باشد (ابن منظور، لسان العرب، 2، 176) و «سائغ» در لغت سهل المرور معنی شده است، یعنی چیزی که به راحتی می‌گذرد (طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، 15، 12).

یکی از عجایب خلقت این است که خداوند شیر سفید و گوارا را از بین خون و سرگین دو جسم ناپاک جدا می‌کند؛ بدون  این که از طعم، مزه و رنگ آن اثر بپذیرد. خداوند با این مطلب می‌خواهد به منکران توجه بدهد که می‌تواند مردگان را از زمین خارج سازد؛ بدون این که بدن‌های آن‌ها با یکدیگر مخلوط شود (ر.ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 6، 572).

حکمت‌ها و اسرار علمی

1. پیدایش شیر

قرآن کریم با اشاره لطیفی می‌فرماید که شیر از میان «فرث» (غذای هضم شده داخل معده) و «خون» خارج می‌شود. فیزیولوژی امروز این مطلب را ثابت کرده است که وقتی غذا در معده و روده‌ها در برابر میلیون‌ها رگ مویی قرار می‌گیرد، عناصر مفید و لازم را جذب می‌کند و به درخت ریشه داری که نوک انتهایش در نوک پستان خلاصه می‌شود، می‌رساند (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 11، 291؛ پاک‌نژاد، سید رضا، همان، 65).

یک دانشمند غیرمسلمان در این‌باره می‌گوید: این وقوف دقیق از دستاوردهای شیمی و فیزیولوژی هضم، برمی‌آید و در زمان محمد9 کاملاً ناشناخته بود. گفته شده کشف جریان خون هم کار هاروی (Harvey) بوده است در حالی که چگونگی گردش خون در بدن به طور کامل در کلام امام صادق7 آمده است، (ر.ک. به: طب‌الرضا و طب‌الصادق7 ص 27 و 28) است و قریب چهارده قرن پس از وحی قرآنی قرار می‌گیرد (موریس بوکای، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیح الله دبیر، ص 264).

2. موادغذایی مهم شیر

دانشمندان می‌گویند تمام انواع ویتامین‌ها، آب، مواد ازت دار، چربی، قند، مواد معدنی و فلزاتی مانند سدیم، منیزیم، روی، منگنز، مس، آهن و شبه فلزات مانند فلور، کلر، ید، گوگرد، فسفر، برم و... در شیر هست. حدود نوزده آنزیم، اکسیژن و نیتروژن، دی اکسید کربن، واسید سیتریک، الکل و آلوئید هم در شیر وجود دارد (پاک‌نژاد، سید رضا، همان، 87 ـ 90).

یک لیتر شیر نصف پروتئین و نصف چربی مورد نیاز بدن، تمام کلسیم و ویتامین B2 و نصف ویتامین A و یک سوم احتیاج به ویتامین‌های B1 را برای بدن تأمین می‌کند (نراقی، مهدی، خوردنی‌های شفابخش، 118).

3. پیشگیری از امراض

مواد مغذی شیر سبب پیشگیری از بسیاری از بیماری‌ها می‌کنند. ما به مهم‌ترین موارد اشاره می‌کنیم.

پتاسیم: بدن به عنوان یون مایع درون سلولی و برای انتقال امواج به کار می‌برد.

آهن: بدن در ساختمان هموگلوبین و کبد ومغز به آن نیاز دارد.

فسفر: مهم‌ترین ماده معدنی است و برای فعالیت‌های سلولی به کار می‌رود.

ید: برای تشکیل تیروکسین ضروری است.

منگنز: بدن برای تعادل، تقویت اعصاب و حافظه و مقاومت در برابر بیماری به آن نیازدارد.

مس: کمبود آن کم خونی ایجاد می‌کند.

کلسیم: برای ساختن و افزایش تعداد گلبول‌های قرمز استفاده می‌شود ودر ساختمان دندان‌ها، استخوان‌ها، سلول‌های انساج و فعالیت‌های قلب و شرائین و کلیه‌ها به کار می‌رود (مشجور، گوهر، اسرار شیمی در قرآن، 214-215).

بدون کلسیم قلب خسته می‌گردد و شکستگی استخوان زیاد می‌شود. قرآن کریم برای شیر تعبیر «خالصاً» را آورده است. یکی از معانی خالص پر شدن و سفت شدن استخوان‌های بازو و ساق است (ابن‌منظور، همان، 7، 28). بدین طریق حقیقت اعجازآمیز دیگری کشف می‌شود.

4 . درمان بیماری‌ها

در روایات اسلامی از شیر به عنوان عامل درمان و شفا تعبیر شده است (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، 63، 95). علم پزشکی نیز بر این خاصیت تاکید دارد.

شیر در حصبه و شبه حصبه و زخم‌های گوارشی به عنوان ضد اسید تجویز می‌شود. در بیماری کواشیورکور، نارسایی حاد کیسه صفرا و بسیاری از مسمومیت‌ها، به ویژه مسمومیت با سرب، به کار می‌رود. در خونریزی به علت داشتن فیبرین زیاد خوب است. در مبتلایان به دیابت جزو غذاهای آزاد است. رژیم شیر برای لاغر شدن مفید می‌باشد. در بیماری‌های کم خونی، ضعف، سردرد، میگرن، سستی اعصاب، زخم معده و اثنی عشر، پایین افتادگی معده و روده و کلیه و رحم، جوش، کهیر، اگزما، ریزش مو، رماتیسم، برنشیت سوء هاضمه، اسهال مزمن، استسقاء، آسم، تب زرد، تصلب شرائین، بواسیر، آپاندیس مزمن نارسایی کبد، نارسایی جنسی، اشباع معده، دیابت، آلبومین ادرار و... نافع است (پاک‌نژاد، سید رضا، همان، 152).

بررسی و نتیجه‌

1ـ اشاره قرآن به این غذای مهم در عصری که هنوز عناصر و موادمغذی خوراکی‌ها و چگونگی پیدایش شیر کشف نشده بود، از اعجاز علمی و یا دست کم از شگفتی‌های علمی قرآن کریم شمرده می‌شود. دکتر موریس بوکای با توجه به آیه مورد بحث، می‌گوید:«من فکر می‌کنم که وجود آیه‌ای در قرآن که به این معلومات اشاره می‌کند نمی‌تواند به علت زمانی که تدوین شده‌اند ساخته فکر انسان باشد» (بوکای، موریس، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل قرآن و علم، 264).

2ـ غذاهای پر حجم و بدون ارزش غذایی از مشکلات عصر ما است که سبب بیمارهای متعددی نیز هست، عنایت قرآن به غذاهایی مانند شیر که درعین حجم، کم سرشار از  مواد مفید می‌باشد، گویای توجه این کتاب شریف به مسئله تغذیه است.

چهارشنبه 22/9/1391 - 22:18
بر آنیم تا در این مجال، قطعاتی کوتاه و بلند از کتاب وحی را با نگاهی به انعکاس آن در ادب پارسی، پیشکش طالبان حق و جوینگان حقیقت کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. آیه 35 سوره انفال

وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ

ای اهل ایمان، دعوت خدا و رسول را اجابت کنید هنگامی که شما را به حیات ابدی فرا می‌خواند و بدانید که خدا بین آدمی و قلب او حائل می‌شود و شما همگی به سوی او محشور می‌شوید.

*شگفت آیتی است از نورِ زیبایی و درخشش زندگی و فروغ حکمت که هزار الماس کوه نور در پیش آن رنگ می‌بازد؛ چه سعادتی است دعوت شدن به حیات نو و چه وجد و مستی است در شراب خطاب و احساس قرب با جان جهان که از جان به ما نزدیک‌تر است.

      لذت تخصیص تو وقت خطاب       آن کند که ناید از صد خم شراب
(مثنوی)

*در این آیه سه گوهر یگانه از زندگی، عشق و امید به ما هدیه می‌دهند: گوهر اول اینکه دعوت رسول دعوت از مرگ به زندگی است، بدین معنا که ایمان حیات تازه ای است برای آنکه دعوت رسول را اجابت می‌کنند و کدامکس باشد که نخواهد زنده شود و روح تازه ای یابد؟ یعنی از ساحت «خور و خواب و خشم و شهوت» که مرتبه حیوانی است به ساحت زیبایی و دانایی و نیکویی درآید که مقام آدمیت است.

*گوهر دوم اینکه می‌فرماید: خداوند بین آدمی و قلب او حائل می‌شود و این تعبیر دیگری است از اینکه خداوند از نفسِ ما به ما نزدیک‌تر است زیرا آنکه نزدیک‌تر است می‌تواند میان ما و چیز دیگر حائل شود و آدمی اگر بخواهد از نفسِ خود بگریزد و از بلای او در امان بماند هیچ کس نمی‌تواند بین او و خودش حائل شود مگر خداوند.

*گوهر سوم مژده ای است از اینکه ما زمانی نزد پروردگار خود باز خواهیم گشت و همگی با او جمع خواهیم شد و آدمی باید متذکر آن روز باشد و خود را برای ورود به آن ضیافت بزرگ آماده سازد که با کدام جامه و کدام جاذبه و امتیاز می‌خواهد در آن مهمانی شرکت کند و البته شرمنده نباشد.
چهارشنبه 22/9/1391 - 22:18
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

سورة مبارکه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ ۲۲. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
چهارشنبه 22/9/1391 - 22:17

امام باقر علیه السلام می فرماید: حارث اعور به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «یابن رسول الله! جعلت فداک: اخبرنی عن قول الله فی کتابه «والشمس و ضحیها» قال: و یحک یا حارث، ذلک محمد رسول الله صلی الله علیه و آله، قلت: جعلت فداک: قوله: «والقمر اذا تلیها» ،

 قال: ذلک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب یتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جلیها» ، قال: ذلک القائم من آل محمد، یملا الارض قسطا و عدلا; (2) ای زاده رسول خدا! فدایت شوم. مرا از معنای آیه شریفه والشمس و ضحیها [سوگند به خورشید و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشید، رسول الله صلی الله علیه و آله می باشد.

پرسید: فدایت شوم! منظور از آیه شریفه «والقمر اذا تلیها» [سوگند به ماه چون پس از آن آید. ] چیست؟

فرمود: منظور از ماه، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد.

گفت: مقصود از آیه شریفه «والنهار اذا جلیها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چیست؟

فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند» .

چهارشنبه 22/9/1391 - 22:17
« حرف اصلی شیعه این است که مرجع علمی و دینی مسلمانان ائمه اهل بیت هستند و ما نمی­توانیم از غیر اهل بیت پیامبر (ص)، معالم دینی خود را اخذ کنیم و این حقیقت در ضمن حدیث ثقلین از اهل سنت و شیعه به تواتر سیده است که پیامبر اکرم «ص» در مواضع مختلف و به نحو مکرر فرمود: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی فان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»
پرسش:
اگر امکان دارد مطالب و موضوعات و روایاتی در مورد حقانیت شیعه بفرمایید.
پاسخ:

تعبیر «شیعه» نسبت به دوستان و پیروان حضرت علی (ع) در آغاز از لسان مبارک حضرت محمد «ص» شنیده شده است که در روایات زیادی به تمجید از این گروه پرداخته است. ما در اینجا فقط به چند روایت که در کتب حدیثی برادران اهل سنت آمده است، اشاره می­کنیم:

۱- سیوطی در کتاب «الدر المنثور فی تفسیر کتاب الله بالمأثور» در تفسیر آیه شریفه «اولئک هم خیر البریه» روایت کرده است که ابن عساکر از جابر بن عبدالله نقل می کند که گفت: ما در نزد پیامبر اکرم «ص» بودیم. حضرت علی علیه السلام وارد شدند، پیامبر اکرم فرمود: قسم به کسی که جان من در دست اوست، این مرد و شیعیانش در روز قیامت رستگار هستند، و این آیه نازل شد: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه».[۱]

۲- ابن حجر در کتاب «الصواعق المحرقه» از «الدار قطنی» نقل می کند که از ام سلمه حدیث نقل شده که پیامبر اکرم «ص» فرمود: یا علی، تو و اصحابت در بهشت هستید.»[۲]

۳- نهایه ابن اثیر نقل می­کند که پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی علیه السلام فرمود: بزودی تو و شیعیانت خدا را ملاقات خواهید کرد در حالیکه خداوند از شما راضی است و دشمن تو خدا را ملاقات خواهد کرد در حالیکه خدا بر او غضب ناک است.»[۳]

روایات بسیار دیگری در همین منابع و همچنین در منابع دیگر اهل سنت نظیر «مسند امام احمد حنبل» و «خصائص نسایی» درباره حقانیت شیعه آمده است که هر انسان بی طرفی با مراجعه و دقت در آنها، پی به حقانیت شیعه می­برد. این در حالی است که روایاتی که از منابع شیعه در این زمینه وجود دارد نیز بسیار زیاد است، ولی بخاطر اینکه کسی نتواند در آنها شبهه کند که اینان روایاتی را که به نفع خودشان است نقل کرده اند، ما از منابع حدیثی اهل سنت نقل کردیم و به همین مقدار بسنده می­کنیم. شما برای اطلاع بیشتر می­توانید به کتاب عبقات الانوار اثر میر حامد حسین، الغدیر علامه امینی و المراجعات اثر سید عبد الحسین شرف الدین موسوی و… مراجعه فرمائید.

حرف اصلی شیعه این است که مرجع علمی و دینی مسلمانان ائمه اهل بیت هستند و ما نمی­توانیم از غیر اهل بیت پیامبر (ص)، معالم دینی خود را اخذ کنیم و این حقیقت در ضمن حدیث ثقلین از اهل سنت و شیعه به تواتر سیده است که پیامبر اکرم «ص» در مواضع مختلف و به نحو مکرر فرمود: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی فان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض».

«من دو چیز گرانبها را در بین شما به ارث می گذارم، کتاب خدا (قرآن کریم) و عترت و اهل بیتم را و اگر به این دو تمسک بجوئید، هرگز گمراه نمی شوید و این دو از هم جدا شدنی نیستند تا در روز قیامت و کنار حوض بر من وارد شوند.»

این اهل سنت هستند که به وفور نقل می­کنند که پیامبر (ص) فرمود:مثل اهل بیتی مثل سفینة نوح من رکبها نجا و من ترکها غرق (هلک): مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است که هر کس بر آن سوار شد نجات می یابد و اگر آن را ترک کرد غرق و هلاک می شود.

[۱]- السیوطی الدر المنثور ، ج ۶، ص ۳۷۹٫

[۲]- ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص ۹۶٫

[۳]- ابن اثیر، نهایه، ج ۴، ص ۱۰۶
چهارشنبه 22/9/1391 - 22:10
«به عهد بعد از بنی امیه یعنی از سال ۱۳۲ تا قرن هفتم هجری می آییم که دین و آئین در قبضه خونخوار ترین افراد و دشمن ترین آنها نسبت به امام علی(ع) و شیعیان او بودند، کشتار دسته جمعی فرزندان علی(ع) (علویان) و خشن ترین برخوردها با پیروان اهل البیت علیهم السلام در طی این چند قرن اولیه اسلام چنان فضایی را پدید آورد که کسی جرأت بیان عقیدة خود را نداشت و شیعه توانست با حربة (تقیه) هویت فرهنگی و دینی خود را تا حدودی حفظ کند جانفشانیها و تلاش علمای مخلص و برجسته عالم تشیع عامل حفظ و صیانت این مکتب اصیل و ماندگاری آن شد…»
پرسش:
اسلام در عربستان به وجود آمد بنا بر این دین کامل را آنها دارند نه شیعه که خیلی عده آنان کم است اگر شیعه به حق بود پس چرا این قدر کم هستند ؟
پاسخ:

می گوییم اساس تشیع این است که باید در فهم متون دینی و شرح و تفصیل قرآن و سنت پیامبر(ص) به ائمه اهل البیت(ع) رجوع کرد. و این امری است که از روایات اهل سنت قابل اثبات است و قرآن کریم هم بارها بر آن صحه گذاشته است. حدیث ثقلین چیزی نیست که براحتی از کنار آن بگذریم و حدیث دیگری که به حدیث سفینه معروف است که فرمود:«إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ فِی لُجَّةِ الْبَحْرِ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ أَلَا هَلْ بَلَّغْت»[۱]

و این روایات در متون روایی اهل سنت در حد تواتر وجود دارند، از حدیث معروف غدیر و نصب امام علی(ع) به عنوان ولی مسلمین و از احادیث فراوان و آیات بسیار قرآن که ثابت می کنند مرجع علمی و دینی اسلام ائمه اهل البیت علیهم السلام هستند، می گذریم چرا که تفصیل این مطالب در این مقال نمی گنجد اما چرا شیعه در اقلیت است اولاً ملاک حق و باطل بودن اقلیت و اکثریت نیست قبل از پی بردن به علم هیئت جدید بسیاری و اکثریت مطلق عقیده داشتند که خورشید بر گرد زمین می چرخد در حالی که امروز ثابت شد که زمین به دور خورشید می چرخد و ثانیاً شما حوادث صدر اسلام و بعد از رحلت پیامبر(ص) را فراموش نکرده اید مظلومیتی که پنج تن از آل عبا (که از احادیث معروف اهل سنت است) کشیدند هیچ مجرمی متحمل نشد. و با طلوع روز ۲۹ صفر سال دهم هجری حضرت امیر(ع) خانه نشین شد و بعد از ۲۵ سال سکوت که چونان خاری در چشم و استخوانی در گلو بود به چهار سال حکومت ظاهری و آن هم با آن همه جنگ و درگیری و ایجاد دردسر و بالأخره شهادت مظلومانه امام و بعد از آن از سال ۴۰ هجری تا ۱۳۲ هجری حکومت به دست بزرگترین دشمن تشیع و اهل البیت علیهم السلام قرار گرفت و اکثر یاران امام علی(ع) را به جرم تشیع و ولایت علی(ع) قتل عام کرد و در رأس همه فاجعه بزرگ و خونبار کربلا قرار داشت. که از شرح و توصیف آن موقعیت تشیع می گذریم و به عهد بعد از بنی امیه یعنی از سال ۱۳۲ تا قرن هفتم هجری می آییم که دین و آئین در قبضه خونخوار ترین افراد و دشمن ترین آنها نسبت به امام علی(ع) و شیعیان او بودند، کشتار دسته جمعی فرزندان علی(ع) (علویان) و خشن ترین برخوردها با پیروان اهل البیت علیهم السلام در طی این چند قرن اولیه اسلام چنان فضایی را پدید آورد که کسی جرأت بیان عقیدة خود را نداشت و شیعه توانست با حربة (تقیه) هویت فرهنگی و دینی خود را تا حدودی حفظ کند جانفشانیها و تلاش علمای مخلص و برجسته عالم تشیع عامل حفظ و صیانت این مکتب اصیل و ماندگاری آن شد این در حالی بود که اولاً: در داخل نظام کوچکترین منصبی نصیب فقها و حتی عوام شیعه نمی شد و تمام این مناصب در اختیار اهل سنت بود قضات، ائمه جمعه، استانداران، وزراء، کارپردازان، سپاهیان و دبیران و… همه و همه از غیر شیعه اهل البیت انتخاب می شدند ثانیاً: شیعه در کمال تقیه و پنهان کاری خود را حفظ می کرد و قدرت تبلیغ و تبیین معارف اهل البیت(ع) را نداشت ثالثاً: قتل شیعه به جرم شیعه بودن مرسوم و معهود بود و رابعاً: تمام فتوحاتی که انجام می گرفت و اسلام گسترش پیدا می کرد تنها و تنها با تبلیغ مکاتب اهل سنت بود و مکتب تشیع به هیچ وجه نامی از آن هم برده نمی شد در چنین اوضاع و احوالی شما توقع دارید که تشیع اکثریت را پیدا کند.این چه برداشت دور از واقعیتی می تواند باشد.

ما امیدواریم در زمینه تشیع مطالعه های عمیق تر و جدی تر داشته باشید و به زودی و سرعت در مورد احکام دینی و مسائلی از این دست قضاوت نفرمایید ـ امروز بزرگانی از اهل سنت به تشیع می گروند و بزرگانی از دانشمندان مسیحی به حقانیت تشیع اعتراف می کنند و نمی توان با اطلاعات اندک در مورد مسائل بسیار با اهمیت اظهار نظر قطعی کرد اگر برای شما ممکن است به کتابهای ”آنگاه که هدایت شدم“ و ”از آگاهان بپرسید“ دکتر تیجانی هم سری بزنید.

شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر

[۱] بحارالأنوارجلد ۲۲ ، صفحه ۴۰۸، باب ۱۲- کیفیة إسلام أبی ذر رضی الله.

چهارشنبه 22/9/1391 - 22:10
«برنامه هاى خود جوش جوانان که به صورت گروهى انجام مى گیرد؛ مانند: چراغانى و آذین بندى معابر در نیمه شعبان، تشکیل و راه انداختن دسته عزادارى، برپایى جشن و سرور در ایام میلاد ائمه (ع) و…، همه گره زننده قلب جوانان با محبت اهل بیت (ع) است، زیرا آنان زمینه هاى روحى خوبى دارند که باید از آن به درستى بهره گرفت. مى توان در محله هاى مختلف با کمک و مسئولیت خود جوانان هیئت هایى تشکیل داد و از این طریق در ایجاد محبت اهل بیت (ع) کمک کرد.»

محبت اهل بیت (ع) یکى از فرایض اسلامى است. برقرارى ارتباط عاطفى بین جوانان و ائمه (ع)، آنان را از لغزش ها و آسیب ها حفظ مى کند. ضمن این که با بهره گیرى از آموزه هاى اهل بیت مى توانند مسیر صحیح زندگى را انتخاب نمایند. در قرآن کریم، پاداش هدایت گرى و ارشاد مردم از سوى اهل بیت (ع)، محبت و دوستى آنان قرار داده شده است: «قل لا اسئلکم علیه اجراً الاّ المودّة فى القربى».(۱) پیامبر (ص) فرمود: «مودّت اهل بیت من، بر هر مرد و زنى واجب است.»(۲)

محبت اهل بیت (ع) ابعاد گسترده اى دارد که این نوشتار به راه هاى ایجاد محبت اهل بیت (ع) در جوانان با محوریت وظایف خانواده و اجتماع، مى پردازد.

قبل از ورود به موضوع اصلى بحث، بیان چند نکته لازم است:

مقصود از اهل بیت (ع)، دوازده امام (ع) و حضرت زهرا (س) مى باشد.

مقصود از محبت، دوستى و نهایت عشق ورزیدن به خاندان پیامبر (ص) است که در متون دینى و روایات با واژه هایى مانند: مودّت، محبت و ولایت یاد شده است.

منظور از راه هاى ایجاد محبت اهل بیت، گسترش و تعمیق محبت است، زیرا اصل محبت اهل بیت با گوشت و پوست مردم آمیخته است و نیاز به ایجاد آن نیست.

راه هاى ایجاد محبت اهل بیت (ع)

شیوه هاى متعددى براى ایجاد محبت اهل بیت (ع) در جوانان وجود دارد که براى رعایت اختصار، به بعضى از آنها اشاره مى شود:


۱ . الگو سازى

به طور کلى مردم و به ویژه جوانان، آرمان گرا و قهرمان دوست هستند، از این رو سعى مى کنند رفتار و گفتار آنان را الگوى خود قرار دهند. کشورهاى غربى، درباره شخصیت ها و چهره هاى ملى و علمى خود صدها کتاب و مقاله مى نویسند و فیلم و مجسمه مى سازند، اما متأسفانه ما بزرگان دینمان را که بسیار ارزنده تر و شایسته تر از الگوهاى غربى هستند، آن چنان که باید مطرح نکرده ایم و به الگو سازى نپرداخته ایم. اگر جوانان جاى گاه رفیع و آموزه ها و روش هاى امامان را در زندگى بشناسند، مجذوب آنها مى شوند. در آموزه هاى دینى سفارش شده است که مردم ائمه معصومین (ع) را الگو قرار دهند.(۳) در قرآن، پیامبر اسلام الگویى حسنه معرفى شده است.(۴) پیامبر (ص) نیز همگان را به الگوگیرى از اهل بیت (ع) فرا خوانده و فرموده است: «اهل بیت من میان حق و باطل را جدا مى کنند و پیشوایانى هستند که باید به آنان اقتدا کرد.»(۵)


۲ . تعظیم و تکریم اهل بیت (ع)

نحوه برخورد والدین، معلمان و بزرگان جامعه با خاندان پیامبر (ص)، نقش تعیین کننده اى در ایجاد محبت آنان دارد. احترام نام ائمه، صلوات فرستادن براى آنان، برخاستن هنگام ذکر نام امام زمان (ع)، برپایى جشن هاى میلاد امامان و برگزارى مراسم عزادارى در شهادت آنان و…، موجب مى گردد که جوانان به سوى اهل بیت جذب شوند. در روایات اسلامى سفارش شده است که فرزندان خود را به نام هاى معصومان (ع) نام گذارى کنید.(۶) هم چنین تأکید شده است که هنگام شنیدن نام محمد (ص) بر او و آلش درود بفرستید. وقتى سکونى به امام صادق (ع) خبر داد که خداوند به وى دخترى عطا کرده است، حضرت پرسید: او را چه نامیده اى؟ گفت: فاطمه. امام آهى کشید و فرمود: حال که نامش را فاطمه نهاده اى، به او ناسزا مگو و او را مزن.(۷) هنگامى که «دعبل خزاعى» قصیده معروف خویش را براى امام رضا (ع) خواند و از امام زمان (ع) و قیام او یاد کرد، حضرت دست بر سر گذاشت و به نشانه تواضع در برابر نام مهدى (ع) ایستاد و براى فرج آن حضرت دعا کرد.(۸)


۳ . یادآورى عنایت ویژه اهل بیت (ع) به شیعه

یکى از شیوه هاى جذب جوانان به اهل بیت (ع)، بیان عنایت هاى ویژه آنان به شیعیان است. زیرا جوانان به طور فطرى دوست دارند که مورد توجه و عنایت همگان، به ویژه بزرگان قرار گیرند. بر این اساس، اگر جوانان بدانند که اهل بیت (ع) آنان را شاخ و برگ درختى مى دانند که به خودشان مربوط مى شود و در دنیا گرفتارى هاشان را حل کرده و در آخرت از آنان شفاعت مى کنند، دل باخته اهل بیت مى گردند. در این زمینه احادیث فراوانى وجود دارد که به دو نمونه اشاره مى گردد:

امام صادق در ذیل آیه: «انّ الینا ایابهم ثمّ انّ علینا حسابهم» فرمود: چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حساب رسى شیعیان را بر عهده ما مى گذارد.(۹)

روزى امام صادق (ع) گروهى از شیعیان را در مسجد دید، به آنان نزدیک شد، سلام کرد و فرمود: به خدا قسم، روح و بوى شما را دوست دارم… شما یاران دین خدایید، شما پیش تازان به سوى بهشتید و ما بهشت را براى شما تضمین کرده ایم.(۱۰)


۴ . بیان جاى گاه اهل بیت (ع)

باید به جوانان آموخت که اهل بیت (ع) واسطه فیض الهى بوده و ولى نعمت هاى ما هستند.(۱۱) آن بزرگواران در ایجاد تمدن اسلامى، هویت سازى و هدایت ما نقش بنیادى داشته و دارند. تمام مسائل عقیدتى، سیاسى، فقهى و عرفانى ما ریشه در آموزه هاى اهل بیت (ع) دارد و آنان در حوزه هاى مختلف علمى، اخلاقى و اجتماعى، قهرمان و اسطوره بودند. ابعاد شخصیت آنها به گونه اى بود که دوست و دشمن را به احترام و اکرام وا مى داشت. ذکر چند نمونه در این جا، شایسته است:

عایشه مى گوید: ابوبکر را دیدم که بسیار به چهره على (ع) نگاه مى کند. گفتم: اى پدر! زیاد به چهره على نگاه مى کنى، علت چیست؟ گفت: دخترم، از رسول خدا (ص) شنیدم که مى فرمود: نظر کردن بر چهره على، عبادت است.(۱۲)

عمر بن خطاب گفت: «زنان عاجزند فرزندى مثل على بن ابى طالب به دنیا آورند.»(۱۳)

عطا مى گوید: از عایشه درباره على (ع) سؤال کردم، پاسخ داد: او بهترین انسان است و در این مطلب شک نمى کند مگر کافر.(۱۴)

اگر جاى گاه اهل بیت (ع) در قالب تدوین کتاب، تهیه سریال ها و برگزارى همایش و نظایر آن شناسانده شود، جوانان مجذوب اهل بیت (ع) مى شوند. امام رضا (ع) فرمود: «اگر مردم خوبى هاى حرف ها و تعالیم ما را بشناسند، از ما پیروى مى کنند.»(۱۵)


۵ . بیان فضیلت دوستى اهل بیت (ع)

گرچه بیان جاى گاه اهل بیت (ع) در ایجاد محبت آنان نقش مهمى دارد، ولى بیان فضیلت محبت اهل بیت، تأثیر آن را چند برابر مى کند. روایات اسلامى همگان را به دوستى اهل بیت (ع) دعوت کرده و حتى آن را حق آنان دانسته است. امام على (ع) فرمود: «علیکم بحب آل نبیّکم فانّه حق اللّه علیکم؛(۱۶) بر شما باد محبت دودمان پیامبرتان، چرا که آن، حق خدا بر شما مى باشد.»

احادیث فراوانى درباره فضیلت اهل بیت (ع) وارد شده است.(۱۷) پیامبر (ص) فرمود: هر کس با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است، آمرزیده مى شود، با توبه و ایمان کامل مى میرد، فرشته مرگ او را به بهشت مژده مى دهد و قبرش زیارت گاه رحمت الهى مى شود… .(۱۸)

در روایاتى دیگر، مودّت و ولایت اهل بیت (ع) یک «فرض الهى» و ملاک قبولى اعمال و عبادت به حساب آمده است.

تولّاى شما فرض خدایى است

قبول و ردّ آن مرز جدایى است

هر آن کس را که در دین رسول است

ولایت، مُهر و امضاى قبول است

دیانت بى شما کامل نگردد

به جز با عشقتان دل، دل نگردد

اهل سنت نیز به محبت اهل بیت (ع) تأکید کرده اند. در شعر شافعى آمده است: اى خاندان پیامبر! حبّ شما فریضه اى است که خداوند در قرآن آورده است، براى شما همین افتخار بزرگ بس که هر کس (در نماز) بر شما صلوات نفرستد، نمازش درست نیست.(۱۹)

استاد شهید مطهرى (ره) معتقد است: از بزرگ ترین امتیاز شیعه بر سایر مذاهب این است که پایه و زیربناى اصلى آن، محبت است. از زمان شخص بنى آدم (ص) که این مذهب پایه گذارى شده، زمزمه محبت و دوستى بوده است. آن جا که در سخن رسول اکرم (ص) جمله: «على و شیعته هم الفائزون» را مى شنویم، گروهى را در گرد على (ع) مى بینیم که شیفته و مجذوب اویند، از این رو تشیع، مذهب عشق و شیفتگى است و تولّاى آن حضرت، مکتب عشق و محبت است.(۲۰)

ابن سکّیت اهوازى، از عالمان برجسته و از شاگردان مخصوص امام جواد و امام هادى (ع) است. متوکّل عباسى وى را براى معلمى دو فرزند خود (المعتزّ و المؤیّد) انتخاب کرد. او ناگزیر مدتى فرزندان متوکّل را درس داد. روزى مجلس با شکوهى از طرف متوکّل تشکیل شد و شخصیت هاى علمى و ادبى در آن شرکت کردند. متوکّل مى دانست که ابن سکّیت از محبان و شیعیان اهل بیت (ع) است. در آن مجلس و در حضور همگان از ابن سکّیت پرسید: این دو پسرم (المعتزّ و المؤیّد) را بیشتر دوست دارى یا حسن و حسین را؟! ابن سکّیت در تنگناى سختى قرار گرفت، زیرا مى دانست که متوکّل و جلّادان وى بى رحم ترین انسان ها هستند؛ در عین حال با کمال صراحت جواب داد: به خدا قسم، قنبر – غلام على (ع) – از تو و پسران تو بهتر است. متوکّل از این پاسخ آن چنان خشمگین شد که به غلامان دستور داد زبانش را از پشت سرش بیرون بکشند.(۲۱)
۶ . تشکّل هاى مذهبى

برنامه هاى خود جوش جوانان که به صورت گروهى انجام مى گیرد؛ مانند: چراغانى و آذین بندى معابر در نیمه شعبان، تشکیل و راه انداختن دسته عزادارى، برپایى جشن و سرور در ایام میلاد ائمه (ع) و…، همه گره زننده قلب جوانان با محبت اهل بیت (ع) است، زیرا آنان زمینه هاى روحى خوبى دارند که باید از آن به درستى بهره گرفت. مى توان در محله هاى مختلف با کمک و مسئولیت خود جوانان هیئت هایى تشکیل داد و از این طریق در ایجاد محبت اهل بیت (ع) کمک کرد.

لازم است در این جا به نکته اى مهم اشاره کنیم و آن این که بعضى افراد به پندار این که از اهل بیت (ع) تمجید مى نمایند، ناخودآگاه آنان را از الگو بودن خارج مى کنند و موجب مى گردند جوانان احساس کنند به هیچ وجه نمى توانند از سیره و روش زندگى آنان بهره مند شوند؛ از این رو آنان را الگوى خود قرار نمى دهند.

در آموزه هاى اسلامى، مسلمانان از مبالغه گرایى نهى گردیده اند و به آنها سفارش شده است اهل بیت (ع) را آن گونه که هستند معرفى نمایند. پیامبر اسلام (ص) فرمود: «مرا بیش از حقم بالا نبرید، زیرا خداوند قبل از این که مرا پیامبر قرار دهد، عبد خود خود قرار داده است».(۲۲) امام صادق (ع) فرمود: مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: سلام بر تو اى پروردگار من! حضرت به او عتاب کرد: خدا تو را لعنت کند! خداى تو اللّه است».(۲۳) پیامبر (ص) به على (ع) فرمود: «امت من درباره تو سه گروه خواهد شد: گروهى شیعیان و پیروان تو خواهند بود؛ اینان مؤمنان واقعى اند. گروهى دشمن تو خواهند بود و گروهى درباره تو غلوّ خواهند کرد؛ اى على! شیعیان تو در بهشت خواهند بود و دشمنان و غلوّ کنندگانِ درباره تو، در آتش.»(۲۴)

برخى در محبت ورزى به اهل بیت (ع) و معرفى آنان تفریط نموده اند و محبت آنها را با دیگران برابر دانسته اند. این افراد عقیده دارند که اهل بیت (ع) متعلق به زمان خودشان بوده اند و نمى توانند الگوهاى موفقى براى انسان ها در همه عصرها باشند.

افراط و تفریط در معرفى اهل بیت و اظهار محبت به آنان، از آسیب هاى جدّى است که باید با آن مبارزه کرد. بهترین شیوه اظهار محبت به اهل بیت و معرفى آنان، رعایت اعتدال است. امام على (ع) فرمود: «به زودى دو گروه نسبت به من هلاک مى گردند: دوستى که افراط کند و به غیر حق کشانده شود و دشمنى که در کینه توزى با من زیاده روى کرده و به راه باطل در آید.»(۲۵)


۸ . زیارت و توسل به اهل بیت (ع)

حضور جوانان در اماکن مذهبى و زیارت اهل بیت (ع) سبب مى شود که بیشتر با جاى گاه آنان آشنا شوند و زمینه عمق بخشیدن به مودّت اهل بیت (ع) فراهم گردد. از سوى دیگر، توسل به اهل بیت و خواندن زیارت نامه هاى آنها موجب مى شود که جوانان دل باخته آن بزرگواران گردند، زیرا در این زیارت نامه ها ابعاد زندگى و تعلیمات اهل بیت (ع) بیان گردیده است.


۹ . شبهه زدایى


جوانان در عرصه هاى مختلف عقیدتى، سیاسى و فرهنگى… آسیب پذیرترین قشر جامعه هستند، زیرا تجربه کافى و قدرت تحلیل درست مسائل را ندارند و به همین دلیل تحت تأثیر تبلیغات و شبهه سازى هاى معاندان قرار مى گیرند. ناپختگى جوانان از یک سو و سیاست هاى سودجویانه دشمنان از سوى دیگر موجب مى شود که آنان در تشخیص حق و باطل و انتخاب مسیر صحیح دچار مشکل شوند.

امروزه دشمنان اسلام و اهل بیت (ع) با بهره گیرى از همه اهرم ها از جمله: فیلم، کتاب، سینما و… در صدد تضعیف باورهاى دینى و جدایى جوانان از اهل بیت (ع) بر آمده اند. بر این اساس، یکى از شیوه هاى موفق در ایجاد محبت اهل بیت (ع)، شبهه شناسى و شبهه زدایى است. البته شبهه زدایى باید به گونه اى نظام یافته صورت گیرد. حوزه هاى علمیه، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان تبلیغات اسلامى، مسئولان نظام و… در این زمینه وظایف سنگینى دارند. تغذیه فرهنگى و شناساندن درست اهل بیت (ع)، جوانان را از آسیب ها و شبیخون فرهنگى دشمن حفظ مى کند.


محورهاى پژوهش:

لطفاً فقط یکى از محورهاى زیر را انتخاب کرده و درباره آن مقاله بنویسید.

۱ . اهمیت و جاى گاه محبت اهل بیت (ع) از نظر آیات و روایات.

۲ . اهمیت محبت اهل بیت از منظر اندیشمندان اهل سنت.

۳ . وظایف جوانان، خانواده و نهادهاى مسئول در ایجاد محبت اهل بیت (ع).

۴ . نقش ابزارهاى هنرى از جمله: شعر، نقاشى، فیلم، سینما و… در ایجاد محبت اهل بیت (ع).

۵ . نقش زیارت و توسل در ایجاد محبت اهل بیت (ع).

۶ . عوامل و زمینه هاى ایجاد محبت اهل بیت (ع).

۷ . آثار و فواید محبت اهل بیت (ع).

۸ . شیوه ها و ابزار ایجاد محبت اهل بیت (ع).

۹ . موانع و آفات ایجاد محبت اهل بیت (ع).
منابع پژوهش:

۱ . ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۷ – ۱۸، ذیل آیه ۲۳ سوره شورى.

۲ . تفسیر نمونه، ج ۲۰، ذیل آیه ۲۳ سوره شورى.

۳ . مرتضى مطهرى، جاذبه و دافعه على (ع).

۴ . مرتضى مطهرى، تعلیم و تربیت در اسلام.

۵ . مصطفى دلشاد تهرانى، ماه مهرپرور، از ص ۴۲۱ – ۴۴۶٫

۶ . جواد محدّثى، عشق برتر.

۷ . حسین مظاهرى، جهاد با نفس، ج ۲، از ص ۱۱۹ – ۱۳۸٫

۸ . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۲۷، از ص ۵۱ – ۲۵۴٫

۹ . حبیب الله طاهرى، درس هایى از اخلاق اسلامى، از ص ۱۵۱ – ۱۵۶٫

۱۰ . مرتضى مطهرى، ولاءها و ولایت ها.

۱۱ . محمد محمدى رى شهرى، اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث، ج ۱ و ۲٫
پی نوشت ها:

۱) شورى (۴۲) آیه ۲۳٫

۲) بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۳۱۵٫

۳) احتجاج طبرسى، ج ۱، ص ۱۹۸٫

۴) احزاب (۳۳) آیه ۲۱٫

۵) احقاق الحق، ج ۵، ص ۴۲٫

۶) علامه بحرانى، العوالم، ج ۱۱، ص ۵۵۲٫

۷) همان.

۸) علامه امینى، الغدیر، ج ۲، ص ۳۶۱٫

۹) بحارالانوار، ج ۷، ص ۲۰۳٫

۱۰) همان، ج ۲، ص ۲۰۶٫

۱۱) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه.

۱۲) ینابیع المودة، ص ۲۷۷٫

۱۳) همان، ص ۴۴۸٫

۱۴) تاریخ دمشق، ج ۲، ص ۱۶۲٫

۱۵) بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۱٫

۱۶) غررالحکم و دررالکلم، حدیث ۶۱۶۹٫

۱۷) ینابیع المودة، ج ۱، ص ۷۸٫

۱۸) جواد محدّثى، برگ و بار، ص ۵۹٫

۱۹) اقتباس از: جواد محدّثى، عشق برتر، ص ۱۳ – ۱۲٫

۲۰) برداشت از: جاذبه و دافعه على (ع)، ص ۳۸ – ۳۵٫

۲۱) همان، ص ۲۴٫

۲۲) میزان الحکمه، ح ۱۵۲۴۸٫

۲۳) همان، ح ۱۵۲۵۲٫

۲۴) همان، ح ۱۵۲۶۶٫

۲۵) محمد دشتى، ترجمه نهج البلاغه، ص ۲۴۸ – ۲۴۰٫

منبع: معارف اسلامی: آذر، دی، بهمن و اسفند ۱۳۸۴، شماره ۶۲

چهارشنبه 22/9/1391 - 22:9

نــــــــــــــــــگار : «اهل بیت پیامبر (ص) به مقام پاکى و پاکیزگى ناب نایل شده و سرآمد بشرگردیده‌اند.
خداوند منان با زیباترین بیان، آنان را در قرآن مجید مورد تقدیس و تکریم قرار داده و فرموده است:
همانا خداوند اراده کرده است که از شما اهل بیت هرگونه پلیدى و گناه را دور گرداند و شما را به بهترین پاکیزگی‌ پاک گرداند.»

پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) و اهل بیت او، زیباترین واژه و برترین مخلوقات، نزد مسلمانان جهانند

براى معرفى این نخبگان و صاحبان کمالات انسانى، فعالیت‌هاى فراوان و گوناگونى از صـدر اسلام تا کنون از سوى شیفتگان آنان (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) به روش‌هاى مختلف، مانند گفتارى، نوشتارى، نمایشى، فیلم‌سازى و تصویرى انجام شده است که هـمـه آنها نـشانگر عمق محبت و علاقه مردم به رهبران راستین خویش است.

بسیارى از پژوهشگران، دانشمندان و نویسندگان تلاش کرده‌اند تا پیامبر (ص) و اهل بیت وی را به هـر طریـق ممـکن بـه جـوامـع معرفى کنند.[آشنایی با بعثت پیامبر (ص)]

زیرا شناخت آن بزرگواران و آشنایى با سیره و شـیـوه زنـدگـانـى آنـان هـدایـت یـافـتـن و در مـسیـر درستى قرار گرفتن را ممکن خواهد ساخـت.

شناختن الگوهاى انسانى و شناساندن آنها به دیگران، زمینه را براى ایجاد محیطى آرام و عـارى از فـسـق و فسادو تحقق وعده‌هاى الهى در ایجاد جامعه امن اسلامى و برقرارى عدالت اجتماعى فراهم مى‌کند.

دستیابى به چنین مقصودى، راه‌هاى پرپیچ و خم و تنگناهایى را در پیش رو دارد کـه گـرچـه گذر از آنهاغیرممکن نیست، اما بسیار دشوار و توان فرسا است و مسؤولیت هـمـگـان، بـه ویـژه دانـشمندان، در رسیدن و رساندن جامعه به مقصد عالى و هدف نهایى، بسى سنگین و مرارت بار است.

خاندان عصمت

در مـیـان انسان‌ها، غیر از پیامبران و سفیران الهى که از جایگاه ویژه‌اى برخوردارند، برخى افراد یا خـانـدان‌ها به خاطر اتصال و انتساب به پیامبران و کسب فضایل و کمالات انسانى، نزد پروردگار مـتـعال به منزلت و مرتبه شایسته‌اى نایل شده و مشمول رحمت و برکت الهى قرار گرفته‌اند.

در قـرآن کـریـم نـیـز به برخى از آنان اشاره شده است، به عنوان مثال درباره اهل بیت ابراهیم خلیل الـرحمن (ع) مى‌فرماید: قالوااتعجبین من امر اللّه رحمت اللّه و برکاته علیکم اهل البیت انه حمید مجید.

امـا در میان آنان نیز اهل بیت پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) به مرتبه‌اى دست یافته‌اند که جز خود آن حضرت، کسى را شایستگى رسیدن به چنین فضایلى نبوده است.

اهل بیت پیامبر (ص) به مقام پاکى و پاکیزگى ناب نایل شده و سرآمد بشرگردیده‌اند.

خداوند منان با زیباترین بیان، آنان را در قرآن مجید مورد تقدیس و تکریم قرار داده و فرموده است:

همانا خداوند اراده کرده است که از شما اهل بیت هرگونه پلیدى و گناه را دور گرداند و شما را به بهترین پاکیزگی‌ پاک گرداند.

بیت پیامبر(ص)

بـراى نـبـى مکرم اسلام، حضرت محمد (ص) دو گونه بیت (خانه) وجود داشته است : یکى بیت زوجیت و دیگرى بیت نبوت و ولایت.

بـیت زوجیت آن حضرت در ارتباط با زندگى عادى ایشان با همسران و فرزندانشان بود. این بیت یـکـى نبود، بلکه به تعداد همسران مکرمه آن حضرت، متعدد بود و در قرآن مجید نیز با لفظ جمع بـیـوت آورده شـده اسـت.

هر یک از همسران مکرمه پیامبر(ص) خانه و زندگى جداگانه‌اى با آن حضرت داشتند که در ابـتـدا مـنـحـصـر در یـک خـانـه بـود، امـا در اواخر عمر آن حضرت، متعدد گردید.

در میان بـیـوت همسران پیامبر (ص) بیت خدیجه کبرى (س) مطبوع ترین و شیرین ترین محیط زندگى خانوادگى براى رسول گرامى اسلام بود.

امـا بـیـت نـبوت و ولایت منحصر بود در خانه‌اى که دختر آن حضرت، فاطمه زهرا(س) به اتفاق همسرش امام على (ع) و حسنین (ع) در آن زندگى مى‌کردند؛ یعنى بیت طهارت و عصمت.

مـخـاطـبـان آیـه تـطـهـیر نیز همین دسته‌اند، یعنى اهل بیت نبوت و ولایت و بیت عصمت و طـهـارت. بـنابراین، بیت نبوت و ولایت ساکنانى دارد که والاترین وشایسته‌ترین انسان‌ها بوده و مورد تقدیس و تطهیر الهى قرار گرفته‌اند.

آنان عبارتند از:

  • پـیـامبر اسلام، حضرت محمد (ص) که کلام و کتاب خداوند منان در بیت ایشان نازل شده و از زبان آن حضرت به دیگران ابلاغ گردیده است
  • امام على بن ابى طالب (ع) که داماد و جانشین پیامبر (ص) و ولى امر امت اسلامى است
  • فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر اکرم (ص) که محبوب ترین فرد نزد آن حضرت بود
  • سبط اکبر پیامبر، حضرت امام حسن مجتبى (ع )
  • سبط اصغر پیامبر، حضرت امام حسین (ع )

این پنج تن، معدن وحى و مظهر پاکیزگى‌اند، زیرا پیامبر پرورش یافته خدا از طریق جبرئیل امین است و چهار نفر دیگر، پرورش یافته دامن پر مهر پیامبر اسلام (ص) هستند.

از مـیان صحابه و نزدیکان پیامبر اکرم (ص) بسیارى براین مساله گواهى داده‌اند و شان نزول این آیـه را پـنج تن آل عبا (ع) دانسته‌اند.

پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع)

از پـیامبر اکرم (ص) روایات فراوانى درباره مقام و منزلت اهل بیتش از طریق اهل سنت و شیعیان نـقـل شـده است که بیان کننده شایستگى آن حضرات براى امامت و تصدى امر خلافت اسلامى و لـزوم تـمـسـک امت به آنان است.

مـن دو چـیـز گـرانبها در میان شما به یادگار مى‌گذارم. مادامى که به آن دو متمسک باشید هرگز گمراه نخواهید بود (آن دو عبارتند از): کتاب خدا که دستاویز محکمى است که از آسمان به سوى زمین امتداد پیدا کرده است وعترت من که اهل بیت من مى‌باشند.

این دو هیچ گاه از هم جـدا نـخـواهـند شد تاآن گاه که در حوض (کوثر) به من ملحق گردند. بنگرید پس از من با این دوچگونه رفتار خواهید کرد.

کـلام پیامبر(ص) کلام خدا است، زیرا سخن او نورى است که از جانب خداوند منان بر قلب پاکش تابیده و بر زبانش جارى گردیده است.

اهل بیت و امامان معصوم (ع)

واژه اهـل بـیـت و واژه امامت یا امامان ارتباطى عینى و مفهومى مطابقى بایکدیگر دارند.

گرچه به تمام خاندان، ذریه‌ها و نسل پیامبر اکرم (ص)به ویژه اولاد و احفاد حضرت فـاطـمـه زهـرا(س) واژه اهـل بـیـت به طور عام اطلاق مى شود و مردم آنان را از زمان پیامبر اکرم (ص) تا زمان ما با چنین عنوانى خطاب مى کنند، اما منظور از اهل بیت، به طور خاص عبارت اسـت از:

حـضـرت فـاطـمـه زهـرا، امـام على بن ابى طالب و یازده امام معصوم (ع ) از نسل آن دو بزرگوار، که آخرین آنان قائم آل محمد(عج) و مهدى موعود است که جهان را پس از آن که ظلم و جـور فـرا گـرفـت، از عـدل و قسط پر خواهد کرد و حکومت الهى را در سراسر جهان برپا خواهدنمود.

این موضوع از اصول مسلم دین ما است و به اقرار فریقین، پیامبر اسلام (ص) آن را پیش بینى و از آن پیش گویى فرموده است.

آن حضرت در جایى فرموده است: من، على، حسن، حسین و نه نفر از فرزندان حسین، پاک و معصوم مى‌باشیم.

در جاى دیگر مى فرماید: جـانـشـیـنـان و اوصیاى من و حجت‌هاى خدا بر خلق، پس از من دوازده نفرند که نخستین آنان برادرم و آخرین آنها فرزندم مى‌باشد.

منظور از معصومین و خاندان عصمت (ع) عبارت است از:

  • محمد بن عبداللّه (ص)
  • على بن ابى طالب (ع)
  • فاطمه، دختر رسول اللّه (ص)
  • حسن بن على (ع)
  • حسین بن على (ع)
  • على بن حسین (ع)
  • محمد بن على (ع)
  • جعفر بن محمد(ع)
  • موسى بن جعفر(ع)
  • على بن موسى (ع)
  • محمد بن على (ع)
  • على بن محمد(ع)
  • حسن بن على (ع)
  • حجت بن الحسن، قائم آل محمد(ص)
چهارشنبه 22/9/1391 - 22:9