تعداد مطالب : 3065
تعداد نظرات : 549
زمان آخرین مطلب : 1616روز قبل
ای مهربان ترین !
.
ببین که از اشک سرشارم ...
.

ببین که مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر می زند،
.

ببین که دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمی یابد.
.

پس بیا و شبهای تنهایی دلم را که در هر گوشه ی آن

.

هزار یلدا خفته است ، ستاره باران کن.

.

ای همیشه سبز!
.

چشم به راه آمدنت، در جاده های سرد انتظار ره می پیمایم.
..

ای وارث لب تشنگان!

.

تشنه ی دیدار توام و سال هاست که جز سراب هزار رنگ دنیا،
.

اجابتی به خود ندیده ام.
.

بیا که کام عطشناک زندگی در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.
.

در رویایی ترین شبهای دل،
.

نام تو، آذین تنهایی های بی پایان من است.
.

ای بهترین همیشه و ای همیشه بهترین!
.

تو را و دیدار تو را همیشه از همه دوست داشتنی ها،
.
بیشتر دوست می دارم.
..

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الفَرج 

پنج شنبه 31/2/1394 - 13:8
5
در زندگی خُـدا را پُــر رنگ کن!
.

وقتی خُـدا را کـم رنگ می کنی؛
.

بـدی‌ها و بـدبخـتی ها پُـر رنـگ می‌شـود!
.

رَنـگ خُـــدا ...
.

و چـه رنـگی زیباتـر از رنـگِ خُـــدا ؟
.

[ صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ]
.

وَ نَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ
.

( بقره : 138 )
..

غ..

« فَهُـوَ حَـسـبُه » کـه می خوانم
.

انگار کسی دستی بـه قلبـم می کشد !
.

و من آرام می شوم
.

انگار کسی می گوید : " خیالت راحت ! من هستم . "
.

و من تمام ِ دلشوره هایَم را می سپارم بـه باد ..
..


پنج شنبه 31/2/1394 - 12:56
گفت :
کسی دوستم ندارد .
میدانی چقدر سخت است .
این که کسی دوستت نداشته باشد ؟
تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی
حتی تو هم بدون دوست داشتن .......!
خدا هیچ نگفت .
گفت به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است .
چشم ها را آزار میدهم .
دنیا را کثیف میکنم .
آدم هایت از من میترسند .
مرا میکشند برای این که زشتم .
زشتی جرم من است .
خدا هیچ نگفت .

گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست .
مال گل ها و پروانه ها ، مال قاصدک ها ، مال من نیست .
خدا گفت : چرا مال تو هم هست .
دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک
کار چندان سختی نیست .
اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن تو کاری دشوار است .
دوست داشتن کاری است آموختنی ، و همه رنج آموختن را نمی برند .

ببخش کسی را که تو را دوست ندارد .
زیرا که هنوز مومن نیست .
زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته .
او ابتدای راه است .
مومن دوست دارد . همه را دوست دارد . زیرا همه از من است .
و من زیبایم . چشم های مومن جز زیبا نمیبینند . زشتی در چشم هاست .
در این دایره هر چه که هست نیکوست .
آن که بین آفریده های من خط کشید ، شیطان بود .
شیطان مسئول فاصله هاست .
حالا قشنگ کوچکم نزدیک تر بیا و غمگین نباش .
قشنگ کوچک حرفی نزد و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست...! 

 

پنج شنبه 31/2/1394 - 12:49
به زودی تمام رسانه ها این خبر را ازکعبه مخابره خواهند کرد:
.

سرانجام انتظارها به پایان رسید
.

*مهـــدی فاطمـــه آمـــــــد*
.

به امید آن روز اللهم عجل لولیک الفرج
..

غ

 

هر چه زمان می گذرد،
.

مردمان زمین افسرده تر می شوند!!!
.

این خاصیت دلبستگی به زمـــــان است ..
.

خوشا بحـــال آنان که؛
.

به جای زمـــان ،
.

به صاحــــب الزمــــان دل بسته اند ...
..

پنج شنبه 31/2/1394 - 12:42
ق
..
این روزها بیقرارم
نه تاب سکوتم هست ... نه یارای گفتنم
می خواهم بگویم ... امّا ... امّا نمی خواهم
حال معلّقی را دارم که نه روی زمین بند است ، نه به آسمان آویزان
بیش از دیروزها عاشقم
بیش از دیروزها دیوانه ام
آزادتر از همیشه و ... در بندتر از هر روزم
می دانی چه می گویم ؟
مضطرّم
می دانی مضطر یعنی چه ؟
مضطر یعنی همین ... یعنی ندانی که هستی ... کجایی هستی ...
اینجا چه می کنی ... آنجا چه می خواهی ... می روی یا نه ... می مانی یا نه ...
می دانی یا می جویی ... می خواهی یا گریزانی
مضطر یعنی میان گریه خندیدن

مضطر یعنی زبان آتشین داشتن و در نگرفتن ...
یعنی سخندان و سخن خوان بودن و گنگ بودن
مضطر یعنی در کمین بودن و نشانه بودن ... صید باشی و صیادی کنی
مضطر یعنی تیر بلا در چشم و لبخند رضا بر لب
مضطر نشدی تا یمین و یسار از هم باز نشناسی
مضطر را با مصلحت اندیشی کاری نیست ...
دل می گوید ، او می سازد
مضطر را با عقل کاری نیست ... نه از عقل می لافد ، نه طامات می بافد
مضطر خامی پخته است ...
پخته ی جنون ...
مضطر یعنی این ...
مضطر یعنی من ..........

" امّن یجیب المضطرّ اذا دعاه و یکشف السّوء "
" ای آن کس که دعای بیچاره مضطر را به اجابت می‌رساند
و رنج و غم آنان را بر طرف می‌سازد "
..

7


پنج شنبه 31/2/1394 - 12:37
نمیدانم شما هم این را شنیده اید یا نه
.

اما . . .
.

در سرزمین من
.

به بانوان چادری و محجبه
.

میگویند چادرنشین
.

به حافظان یادگارِ فاطمه برچسب امل میچسبانند
.

کاش مردمان سرزمینم کمی حرمت نگهدارند...
.

کاش ...
..

 

..

من شکایت دارم ...
.

از آن ها که نمی فهمند چادر مشکی یادگار مادرم زهراست
.

از آن ها که به مسخره می گیرند قـداسـتِ حجابِ مادرم را ؛
.

چـــــرا نمی فهمی؟
.

این تکه پارچه ی مشکی، از هر جنسی که باشد
.

حـــُرمــت دارد ...
..

پنج شنبه 31/2/1394 - 12:31
ق
..

بِســمِ الله الرّحمـنِ الرّحیـم
.

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَـنَ اللَّهُ قُلُوبَهُــمْ لِلتَّقْـــوَی
.

آن‌ها کسـانی‌اند که خدا قلب‌هاشان را برای تقـوا امتحان کرده.
.

حجــــرات آیه 3

.

قلبت را تربیت کـن ...
.

بـرای امتحـــانِ تقــوا ...
.

تا خــدا جــدایش کند برای خــودش
..

غ..

هیچ می‌دانی چـرا بی حاصلیم ؟
.

چـون که از یـاد شهیـدان غافلیـم
.

" روحمان با یادشان شاد "
.

پنج شنبه 31/2/1394 - 12:15
ف
آلات جُـــرم مـــا همه تکـمیـل می شوند.
.

تا جمعه می رسد همه تعطیل می شوند.
.

اینجا تمام صحبتمان روز جمعه است.
.

تفریح و پارک رفتنمان روز جمعـه است.
.

آثار پاک خـون شهیـدانمان گــذشت.
.

اوقاتـمان با تلفن هـمراهمان گذشت.

.

گوشیِ ما وسـیلۀ فانـوسِ مردم است.
.

تلفن که نیـست خانۀ نامـوس مردم است.
..

ف

..

آقا خلاصـه خانۀ دلهـا خراب شد.
.

وللهِ قـلب منتظـرانت کـباب شد.
.

قربان ذوالفقار شما ، یابن العسگری.
.

ای منتقم به خون خدا ، یا بن العسگری.
.

تا روز وعده ما همگی پشت این دریـم.
.

ما دلخوشیم که کـلب نمکزارِ حــیدریم.
.

آقا بـــیا مسیر خـــدا را نــشان بده.
.
آقــــــا بیا جـواب هـمه ناکســان بده.
..

پنج شنبه 31/2/1394 - 12:8
زن که باشی نمیتوانی مثل آن موقع ها بجنگی و شهید شوی ...
.

ولی می شود با حجاب باشی و شهیـدپروری کنی ...
..

یک دقیقه سکـــوت !
.

به احترام تمام گوش هایی که
.

زیر شال و چادر همیشه گرما را تحمل کردند
.

اما باز طعنه شنیدند ..
.

به احترام تمام چشم هایی که در خیابان به آسفالت ها خیره شدند
.

اما باز تمسخر دیدند ..
.

به احترام لب هایی که در جواب به تحقیرها فقط لبخند شدند ..
.

به احترام تمام چادری هایی که
.

همیشه حسرت کوله پشتی انداختن را خوردند ..
..

غ

پنج شنبه 31/2/1394 - 12:2
غ
..
خــدای بزرگ و مهـربون رو صــدا کـن ...
برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد
هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده
و از آنها بخواه قلـبت را معاینه کنند
"دریچه هایش را ، ورودی و خروجی هایش را"
و ببینند به اندازه کافی"ذخیره شادمانی درقلبت داری یا نه؟!"
اگر ذخیره شادمانی هایت دارد تمام میشود
"بایدبروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی"
آنقدرمنتظر بمان و به "آسمان نگاه کن" تا بالاخره خداوند از آنجـا رد بشـود
آنـوقت صــدایــش کــن ؛ بـه نــام صـدایــش کن ..."
" او حتــما برمیــگــردد و بــه تـو نگــاه میکنـد
و از تــو میپرســد کـه چــه میخواهـــی...؟؟" 
ت
..
تو ساده بگو هر چیزی که میخواهی
"از خـــدا بخواه ، همه چیز دست اوست از او کمک بگیر"
از او بخواه به تو " نفس، پشمک ، چرخ و فلک ، قدم زدن،
کو ه ، سنگ ، دریا ، سجاده ، اشک ، لبخند ، دست
و "عشق" بدهد
آنوقت :
قـدرهمـه ی اینها را بدان وآنقــدر زندگـیت را ادامـه بده
که زندگـی از اینکه تو زنـده هستـی به خـودش ببـالد...
.. 
پنج شنبه 31/2/1394 - 11:55