• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 484
تعداد نظرات : 241
زمان آخرین مطلب : 3651روز قبل

 

Who s a REAL friend



A simple friend, when visiting, acts like a guest

 A real friend opens your refrigerator and helps himself

یه دوست معمولی وقتی می آد خونت مث مهمون رفتار میکنه

یه دوست واقعی  در یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه



A simple friend has never seen you cry

 A real friend has shoulders soggy from your tears

یه دوست معمولی هرگز  گریه تو رو ندیده...

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه...



A simple friend doesn t know your parents first names

A real friend has their phone numbers in his address book

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه ...

یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره..



A simple friend brings a bunch of Flower  to your party

 A real friend comes early to help you cook and stays late to help you clean

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره.

یه دوست واقعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه



A simple friend hates it when you call after they ve gone to bed

A real friend asks you why you took so long to call

یه دوست معمولی متنفره از این که  وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی ...

یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که  زنگ نمی زنی؟



A simple friend seeks to talk with you about your problems

A real friend seeks to help you with your problems

یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی

یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلاتتو حل کنه.



A simple friend thinks the friendship is over when you have an argument

A real friend calls you after you had a fight

یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونهیه دوست واقعی بهت بعد از یه دعوا هم زنگ میزنه.



A simple friend expects you to always be there for them

A real friend expects to always be there for you

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره...

یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی....

 

 

يکشنبه 6/4/1389 - 20:7


 فقط با توجه به چند مسئله بهداشتی ساده، در محل کار، خانه و در زندگی روزمره، می‏توان از بیماریهای جسمی که معمولا در پیری به سراغ آدم‏ها می‏آد، راحت شد. تصور بکنید که در هفتاد سالگی‏تان، به اندازه وقتی که 25 ساله هستید، بتوانید تحرک داشته باشید؛ بدون این که دردهای رایج دوران پیری به سراغ شما بیاید

 

يکشنبه 6/4/1389 - 20:2


مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
 دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید "عزیزم، شام چی داریم؟" جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزیزم شام چی داریم؟" و همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!!"
حقیقت به همین سادگی و صراحت است. مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم، در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد
يکشنبه 6/4/1389 - 19:53


استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به یك چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر
چیزی  که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد.
چون  شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست
, خدا نیز  شیطان است!"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر
 توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش
نکرده  ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که
ما از  آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را
میتوان  مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال
دهد. و گرما چیزی  است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد
یا آنرا دارا باشد. صفر  مطلق (460F- ) نبود کامل گرماست. تمام مواد در
این درجه بدون حیات و بازده  میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر
برای اینکه از نبودن گرما توصیفی  داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد:
"استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در
حقیقت  نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد.
اما تاریکی  را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور
را به رنگهای مختلف  شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما
شما نمی توانید تاریکی را  اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی
از تاریکی را می شکند و آنرا  روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین
کنید که یک فضای به خصوص چه میزان  تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید
این است که میزان وجود نور را در آن فضا  اندازه بگیرید. درست
 است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور  وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او
را هر  روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر
به همنوع خود  دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در
سراسر دنیا اتفاق می  افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز
شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود
ندارد.  شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و
سرما. کلمه ای که  بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا
شیطان را خلق نکرد. شیطان  نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را
در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما  که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود
می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.


نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن
يکشنبه 6/4/1389 - 19:44

چهارشنبه 2/4/1389 - 23:17

چهارشنبه 2/4/1389 - 23:15

 

سه شنبه 1/4/1389 - 14:33

 

سه شنبه 1/4/1389 - 14:29

سه شنبه 1/4/1389 - 14:27

 

سه شنبه 1/4/1389 - 14:27
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته