تعداد مطالب : 486
تعداد نظرات : 677
زمان آخرین مطلب : 2368روز قبل
در کتاب‌های ترجمه شده از زبان انگلیسی معمولا «احساس» و «احساس کردن» را به جای لغاتی از قبیل Sensation ،sense،affect ،think underestand و امثال هم می‌گذارند که هر یک معنای فنی خاصی خودش را می‌دهد. احساس به معنی sensation عبارت است از کلیه فرآیندهایی که از طریق آن، یک گیرنده حسی (مثل بویایی) پیام را گرفته و از طریق تغییر و تحولات و انتقالات ویژه، آن را به سمت سیستم عصبی مرکزی (مثل مغز و نخاع) می‌فرستد. از این‌رو 5 حس اصلی داریم که احتمالا می‌دانید که مهم‌ترین آنها حس بینایی است. احساس به معنای effect یا عاطفه نیز به کار می‌رود که در این حالت ما نسبت به چیزی یا کسی یا واژه و موقعیتی خاص حالت‌های ویژه‌ای داریم. مثلا نسبت به کسی که برای اولین بار ملاقات می‌کنیم حالاتی از قبیل خوشایندی و ناخوشایندی نشان می‌دهیم. احساس به این معنا می‌تواند مثبت یا منفی باشد که این بسته به موقعیتی است که فرد در آن قرار می‌گیرد. البته در روانشناسی خاطر نشان می‌کنیم که در یک فرد طبیعی عاطفه باید متناسب باشد؛ مثلا اگر فرد در حال‌ تماشای یک فیلم کمدی است، حالت خنده داشته و در هنگام شنیدن یک خبر ناخوشایند دیگر نخندد. یکی از ویژگی‌های بیماران روانی، داشتن عاطفه نامتناسب است. 

 

 

معمولا از افراد با احساس به عنوان کسانی یاد می‌شود که قادر به درک طرف مقابل بوده و می‌توانند حالات و ویژگی‌های دیگری را درک کنند.

سه شنبه 24/6/1388 - 21:31
تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

 

به دلیل اینکه فلز کمیاب بود اسکارهایی که در طی جنگ جهانی دوم داده شد از چوب ساخته شده بود.

 

پنگوئنها جوجه هاى خود را از روى صدایشان تشخیص می دهند.

 

تغییر فاصله زمین و خورشید تاثیری بر دما ندارد بلكه زوایه تابش خورشید موثر است.

 

دما در نوک سیگار "محل سوخت" 900 درجه سانتیگراد می باشد.
سه شنبه 24/6/1388 - 16:36
سرنوشت خود را با اندیشه ها [ یتان ] تعیین كنید.((توماس كارلایل))
سه شنبه 24/6/1388 - 16:35
اینجاست ذهنی که حکمت دارد پس بشمارد که عدد مرد است و آن ششصد و شصت و شش است ... 

 

انسانی با شماره ی شصد و شصت و شش کیست؟ در اقصی نقاط جهان آن را عدد شیطان می نامند. داستان های مشهور و فیلم های سینمایی اغلب موفقی بر اساس این عدد ساخته شده فیلم هایی مثل: طالع نحس، بچه ی رزماری، دروازه ی نهم و ... اما به نظر می رسد تمامی این تفاسیر خطاست زیرا آنها به عدد ششصد و شصت و شش به عنوان یک عدد و شماره نگریستند. مجدداً یادآوری می شود یوحنا تصویری را که به زبان زمانی خودش یعنی 2500 سال پیش، به شکل عدد ششصد و شصت و شش بوده دیده است پس نباید این عدد را بصورت 666 یا هر فرم دیگری نوشت. حال ببینیم یوحنا 2000 سال پیش حقیقتاً چه تصویری را دیده است؟  

 

به کتاب "دبیره" مراجعه کنید این کتاب ارزشمند درباره ی زبان های باستانی خاورمیانه و ایران نوشته شده و در آن تمام حروف، کلمات و اعداد در خاورمیانه 5000 سال پیش تا کنون معرفی شده است. در چهار زبان باستان خاورمیانه: سومری، فنیقی و ایران باستان عدد شش به این شکل نوشته می شد "y". این همان شکل حرف "وای" در انگلیسی فعلی است. به عبارتی شکلی که یوحنا 2000 سال پیش دیده این بوده: yyy. "و آن عدد مرد است و عددش yyy است". yyy چیست؟ تقریباً همگان می دانند که در انسان کروموزومهای x و y وجود دارند. جنس مؤنث فرمول کروموزومی xx را داراست و جنس مذکر فرمول کروموزومی xy. گاه کروموزومها دچار اختلال می شوند. زیاد یا کم شدن این کروموزمها باعث ایجاد بیماری های مادرزادی می شود. این بیماری ها را "سندرم" می نامیم. سندروم به معنی مجموعه ای از نشانه ها است. در علم پزشکی و طب اطفال سندرمی وجود دارد به نام سندرم "مولتیپل وای – multiple y" در این سندروم تعداد کروموزومهای y زیاد می شود. یعنی فرمول کروموزومی مرد بجای xy، تبدیل می شود به: yyy یا xyyy. تعداد این y اضافه حتی به 8 عدد نیز می تواند برسد ولی شایعترین شکل سندرم مولتیپل وای، شکل دبل وای یا تریپل وای (y triple y (double می باشد. در متون پزشکی اغلب ایکس اول، به قرینه حذف می شود و سندرم فقط با تعداد y ها معرفی می شود حال فرازهایی از مشخصات سندرم مولتیپل وای را از روی کتاب بیماری های کودکان نلسون که معتبرترین کتاب اطفال است می خوانیم:

 

 Multiple   Y   Syndrome:…studies   outin  prisons  population,…aggressive  antisocial  behavior, elevated crime rate, difficult  ethidal   problems, difficult personality problems in school

 

"مولتیپل وای مردانی هستند با ظاهری کاملا طبیعی و نرمال (normal man)، با شخصیت ضد اجتماعی تهاجمی، کودن، کم هوش و بسیار بی استعداد، سرد و بی تفاوت، خشن و بی رحم و ضد مردم. در مطالعات تاریخچه ی بیمار پرونده های بسیار بدی در مدارس و نزد والدین دارند. اغلب بخاطر وقوع جرم از زندان ها سر در می آورند. شیوع این سندرم بالاست". 

 

به نظر می رسد این موجود مهیب، جنایتکار و قدرتمند مبتلا به این نوع بیماریست: "سندرم تریپل وای". این موجود بیرحم علیرغم قدرت فوق بشری اش، بیماری پریشان و آشفته خاطر است که از هیچ چیز لذت نمی برد. او از بزرگترین لذت بشر یعنی دوست داشتن و خوشحال بودن محروم است. او دشمن انسان است زیرا از نظر پزشکی یک انسان 46 کروموزومی نیست.
سه شنبه 17/6/1388 - 21:32
مبحث آخر زمان و ظهور موعود در دین مسیح از تمام ادیان دیگر پیچیده تر است و باز می گردد به قسمت الحاقی انجیل به نام مکاشفات یوحنا. مکاشفات یوحنا، بر خلاف نامش مربوط به یوحنای حواری نیست. قدمت این متن ارزشمند به بیش از 500 سال قبل از میلاد مسیح می رسد. این مکاشفات در جهان باستان بسیار مشهور است. متنی که ابتدا دوران سیاه ظهور شیطان و حکومت اهریمن بر زمین را پیشگویی می کند و سپس می گوید در انتهای این دوران وحشتناک، موعود ظاهر خواهد شد که جهان را نجات خواهد داد.

 

 

نمونه هایی از مکاشفات یوحنا را می خوانیم:  

 

باب دوم، آیات 20 تا 24:

"بحثی بر تو در باب آن زن که ایزابل نامی است که خود را نبیه می گوید و بندگان مرا تعلیم داده اغوا می کند که مرتکب گناه و خوردن قربانی ها بشوند. و بدو مهلت دادم تا توبه کند اما توبه نکرد. اینک او را بر بستری می اندازم و پیروان او را به مصیبتی سخت مبتلا خواهم کرد. و اولادش را به قتل خواهم رسانید تا تمامی مؤمنین بدانند که من امتحان کننده ی جگرها و قلوب شما هستم" 

 

باب سیزدهم، آیات 6 تا 18:

"به تو خبر خواهم داد از وحش که خواهد آمد. کیست مانند او و کیست که با وی بتواند جنگ کند. به وی داده شده دهانی که به کبر و کفر تکلم کند و قدرتی به وی داده شده برای 42 ماه. پس دهان خود را به کفرهای خدا بر گشود و به خدا و سکنه ی آسمان کفر گوید. و به وی داده شده که با مقدسین جنگ کند و بر ایشان غلبه یابد و تسلط به هر قبیله و قوم و زبان و امت بدو عطا شد. و جمله ی ساکنین زمین جز عده ی مشخصی، او را خواهند پرستید. در اینجاست صبر و ایمان مقدسین. تمام ساکنین زمین وادار می شوند او را بپرستند. و معجزات عظیم به عمل می آورد و ساکنین زمین را گمراه می کند به آن معجزاتی که به وی داده شد. و به وی داده شد که هر کس صورت وحش را نپرستد کشته خواهد شد. و همه را از کبیر و صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد بر این وا می دارد که دست راست بر پیشانی گذارند. و اینجا حکمت است پس هر کس که فهم دارد عدد وحش را بشمارد زیرا که عدد مرد است و عددش ششصد و شصت و شش است". (توضیحات علمی مربوط به این عدد در مطلب بعدی ذکر خواهد شد)   

 

نکته جالب اینکه چون در باب سیزدهم مکاشفات این موجود مهیب معرفی شده عدد سیزده نزد اکثر ملل دنیا عدد نحس است.

دوشنبه 16/6/1388 - 13:33

با توجه به نظرات خوانندگان تنها به ذکر دو مطلب در این باب اکتفا می کنم. 

 

علاقمندان می توانند به کتابهای: علائم آخرالزمان، مهدی موعود، شگفتی های ظهور و ... مراجعه کنند. (و یا به منابع بیان شده در ابتدای مطالب آخرالزمان رجوع شود).

دوشنبه 16/6/1388 - 13:30

عشق به موعود در ایرانیان نه یک پدیده ی اکتسابی که گویی به صورت ژنتیک و ارثی از والدین به فرزندان می رسد برهه ای از تاریخ ایران وجود نداشته که این ایده مقدس به نوعی بر آن سایه نیفکنده باشد. گرچه منابع پیشگویی در متون ایران باستان متعدد تمامی آنها وجوه مشترکی دارند:

 

1- در تمامی این متون از پایان یک هزاره صحبت می شود.

2- حرکت آهن: علامت شگفت انگیز آخر زمان در تمامی متون از آن یاد می شود. کلماتی مثل: پیروزی فلزات، دوران آهن گمخت، سیل فلزات متحرک و ... . علامت عجیبی است که در فلزات دیده می شود.  

 

از جاماسب نامه شروع می کنیم این متن بین 300 تا 500 سال قبل از میلاد مسیح به نگارش در آمده و در آن موبدی زرتشتی بنام جاماسب به سئوالات پادشاهی در باب آخر زمان پاسخ می دهد. متن را می خوانیم:"شاه پرسید: این دین چند سال روا باشد و پس از آن چه هنگام و زمانه رسد. جاماسب گفتش این دین هزار سال باشد و چون هزاره به سر آید مردمانی در ایران پدید آیند دروغگو و پیمان شکن که با یکدیگر رشک کنند و تمام ایران را تازیان بسپرند. نشان آن باشد که گنج های فراوان نامرئی در ایران پیدا شود و فرمانروایی به دشمن رسد و مردمان به مرگ خود راضی باشند. برادر، برادر را زند و خواسته از برادر بستاند و مردمان به دغل کاری و نابکاری گردند و مزه ی راست ندانند آنگاه دیو خشم، ضحاک را از بند آرد و ضحاک آدمی بسیار خورد و ضحاک جانور بسیار خورد. سپس هوشیدر زرتشت، سوشیانس به ایرانشهر آید و آنچه بتکده هست ویران کند و اهریمن از آسمان بیرون کشد و سرش ببرد و ایرانشهر به درود و شادی و رامش رسد". 

 

اما در زرتشت نامه دو منبع وجود دارد یکی به نثر که قدمتی سه هزار ساله دارد، متن دوم شعر است و قریب به هفتصدسال پیش سروده شده. متن اول گفتگوی مستقیم و بیواسطه ی مابین پیامبر ایرانی و اهورا مزدا است که در آن ابتدا از دوران سیاه و پر مصیبت چیرگی شیطان و دیو به ایران سخن می رود سپس به زرتشت نوید ظهور بهرام ورجاوند داده می شود آنگاه ناهید (خورشید) بر روی زمین می آید. متن دوم اشعاری از بهرام پژدو می باشد که در قرن ششم هجری سروده شده است به نظر می رسد متن اصلی  به صورت گنجینه ای ارثی در خاندان پژدو وجود داشته. و این فرد متن را به شعر برگردانده است این شعر به ما چنین می گوید: زرتشت از اهورامزدا از سرنوشت ایران در آخر زمان می پرسد. اهورامزدا در پاسخ می گوید در پایان هزاره دیو کین ظاهر می شود و تمامی مردم سیاه پوش می شوند، کم آبی و خشک سالی می آید و ابرهای بدون باران ظاهر می شوند و برگها از درختان می افتند (آواز پایان دنیای اسکیموها را به خاطر آورید!) جشن های نوروز و مهرگان کنار گذاشته می شوند، عده ای از مردم ایران آواره می گردند. سپندارمذ (فرشته ی موکول بر زمین) گنج های فروان در زیر زمین ایران را هویدا می کند بندگان، مال و نعمت فراوان می اندوزند آنگاه مردم ایران در رنج و سختی و عذاب خواهند افتاد، چنان رنجی که حتی در زمان افراسیاب و ضحاک نیز دیده نشده زندگانی مردمان طولانی می شود اما با فقر و بی چیزی همراه است ایران کاملا ویران می شود و ... . اهورا مزدا در ادامه می گوید بگو منتظر مردی با این نشانه ها باشید:

 

"نشان آنکه چون آید اندر جهان  

ستاره فرو بارد از آسمان 

وزان پس چو هرمزد بالا کند  

و ناهید را زیر خویش آورد"          

پنج شنبه 5/6/1388 - 11:3

در کتاب مهدی موعود (جلد سیزدهم کتاب بحارالانوار) ابتدا چهار علامت به عنوان علائم چهارگانه اصلی عنوان می شوند و سپس به علائم فرعی پرداخته می شود چهار علامت اصلی عبارتند از: 

 

1- ظهور دابه الارض

2- خروج دجال

3- فرود آمدن عیسی بن مریم در بیت المقدس

4- طلوع آفتاب از مغرب  

 

 

خبر اول: دابه الارض 

 

ترجمه این کلمه می شود: جنبنده بر روی زمین. دابه این مشخصات را دارد: بسیار عظیم و بزرگ است، در حالی که ظاهراً ساکن است تمام اجزایش حرکت می کند.

به نقل از امیرالمؤمنین (ع) در بحار الانوار و در صفحه 966 در باب دابه الارض چنین آمده است: "گفت پس از آنکه دجال ظهور کرد حادثه ی بزرگی روی می دهد. عرض کردیم: یا امیرالمومنین چیست آن حادثه، فرمود: دابه الارض که از دامنه ی مکه است. انگشتر سلیمان و عصای موسی با اوست آن انگشتر را بر روی هر مؤمنی می گذارد نوشته می شود این مؤمن است و بر روی هر کافری بگذارد نوشته می شود این کافر است. سپس دابه سر خود را بلند می کند و مردم مشرق و مغرب او را می بینند بعد از طلوع خورشید از جانب مغرب هر کسی او را می بیند. آنگاه دیگر توبه پذیرفته نخواهد شد. باقی این را از من نپرسید که جز با عترتم با هیچکس نخواهم گفت".    

 

 

خبر دوم: خروج دجال 

 

دکتر خزائلی می گوید که "دج" همان "دژ" فارسی است. اما "ال" همان ال "الهه یا الله" می باشد. این کلمه فارسی بوده و اصل آن "دژالهه" بوده است که بعداً به "دژال" و سپس به دجال در عربی تبدیل شده.علامه مجلسی در کتاب مهدی موعود می گوید دجال اسم عام است و هیچ معنی خاصی نمی دهد و آن کنایه از نامی دو قسمتی است که قسمت دومش کلمه ی الله است.

پیامبر (ص) فرمود: خداوند هیچ پیغمبری را مبعوث نگردانید جز آنکه قوم خود را از خطر دجال ترسانید. او دعوی خدایی دارد و می آید در حالی که بر الاغ سفیدی سوار است که فاصله ی دو گوشش یک میل راه می باشد! او خود را مقسم بهشت و جهنم می داند و پیروان او یهودی، زنان و عربهای بیابانگرد هستند او به جز مکه به همه جای دنیا قدم می گذارد.

تورات با این جمله ی عجیب حکومت طولانی او را موجه می دارد: "او آنقدر حکومت خواهد کرد تا آنان که خدا می خواهد، بفهمند و پاک شوند" بالاخره موعود ظاهر می شود.    

 

 

خبر سوم:  فرود آمدن عیسی بن مریم در بیت المقدس 

 

تعبیر واضحی از این خبر در مجموعه ی پیشگوئی ها نیست. این علامت جزو آخرین علائم قبل از ظهور است. فرود عیسی از آسمان همراه با اصحاب کهف می باشد. گاه آن را قبل و گاه بلا فاصله بعد از طلوع خورشید می دانند.  

 

 

خبر چهارم: طلوع آفتاب از مغرب 

 

از مشهورترین و عجیب ترین علائم قبل از ظهور است. در تفسیر قمی از امام محمد باقر (ع) چنین نقل شده است: "مقصود آتشی است که از مغرب بیرون می آید و فرشته ای آن را به عقب می راند و به محله ی سعد می رسد و تمام خانه های کفار و بنی امیه را می سوزاند و آن از علائم ظهور مهدی است" طلوع آفتاب از مغرب، هر چه باشد به طور مرتب و تواتر و تکرار در جای جای متون احادیث اهل تشیع و تسنن دیده می شود.نمونه ای از آن را می خوانیم: "پیغمبر فرمود قبل از قیامت ده علامت باشد: دجال، دخان، دابه الارض، قیام قائم، طلوع آفتاب از مغرب، فرود آمدن عیسی از آسمان، فرو رفتن زمین در شرق، فرو رفتن زمین در جزیره و آتشی که از قلب شهر عدن (در مطالب چند ماه پیش به آن اشاره شده است) بیرون می آید و مردم را به محشر سوق می دهد".  

در داستان شکسپیر می خوانیم جادوگران برای مکبث چنین پیشگویی کردند: 1- دولت تو وقتی از بین می رود که جنگل بیرمنگام حرکت کند. 2- هیچ مردی که از زنی زاییده شده باشد نمی تواند تو را بکشد. مکبث وقوع هر دو پیشگویی را غیر ممکن می دانست اما همانطور که می دانیم هر دو پیشگویی رخ می دهد و مکبث نابود می شود. این حکایت از شکسپیر به ما می گوید که نباید مثل مکبث فکر کنیم. تمام قوانین فیزیک و نجوم این غیر ممکن بودن را تایید می کنند ولی قوانین فیزیک و نجوم حرکت جنگل بیرمنگام را هم انکار می کرد! همانطور که قوانین پزشکی زمان شکسپیر جز زایمان طبیعی راه دیگری برای تولد طفل نمی دانست. طلوع خورشید به ظن قوی، کنایه است از ظهور یک پدیده ی خورشیدی در روی زمین.

اما بهترین توصیف این است: طلوع آفتاب از نظر علمی نیز فرآیند انفجار اتمی یعنی تبدیل عناصر به یکدیگر و آزاد شدن انرژی یک پدیده خورشیدی است. 

 

دوشنبه 2/6/1388 - 17:16

به نظر می رسد نخستین روایت مکتوب آخر زمان و اندیشه ی ظهور موعود مربوط به یهودیان باشد گروهی برآنند که اصلاً این اعتقاد، بدواً در یهودیان بوجود آمده و از طریق آنان به تمامی ادیان سرایت کرده است. گروهی دیگر نیز این پدیده را مربوط به آیین زرتشت می دانند. اما قدیمی ترین گفته های مربوط به آخر زمان مربوط می باشد به باستانی ترین و دست نخورده ترین مردمان جهان یعنی اسکیموها و سرخپوستان آمریکای شمالی. علیرغم تلاش فراوان دولت های کانادا، آمریکا و روسیه گویی زمان برای این مردم از 15000 سال پیش متوقف شده است. 

 

در قبایل اسکیمو آوازی وجود دارد به نام شعر پایان دنیا که در آن ابتدا سه علامت برای آخر جهان معرفی شده می گوید سه فرآیند که همواره و میلیون ها سال روندی یکنواخت داشته، در آخر زمان ناگهان بر عکس می شود. به عبارتی دیگر، دری که همیشه به روی یک پاشنه چرخیده ناگهان حرکت معکوس را آغاز می کند: درختها و گیاهان به جای اینکه از ریشه خشک شوند از برگ خشک می شوند و این یک روند غیر عادی در طبیعت است، زیرا در جریان مرگ گیاه این همیشه ریشه است که ابتدا می خشکد و سپس برگها می پژمرند، اما در آخر زمان این برگها هستند که اول می میرند در حالی که ریشه ها هنوز زنده هستند. دومین علامت آبهای جاری غیر قابل آشامیدن می شوند. در سراسر کره ی خاک آبهای جاری همواره بهترین منابع موجودات محسوب می شدند اما در آخر زمان این آبها آلوده و خطرناک می شوند. سومین علامت بچه ی انسان بی ارزش می شود و بچه ها کشته می شوند.

 

این شعر می گوید: "پس از اینکه این سه علامت عجیب ظاهر شد، باد سیاه سوزانی فرستاده خواهد شد و این باد به هر موجودی برخورد کند او را تباه خواهد کرد. چون باد فرو نشیند صورت مردی هویداست که جهان را برای همیشه نجات خواهد داد". 

 

مقاله ای که در رابطه با مجله ی ناسیونال جیوگرافیک "National Geographic" این مطالب را از قول یکی از رؤسای قبایل سرخپوست چاپ کرده بود و از قول او اضافه کرده بود: " آیا این اتفاقات نیفتاده است؟ آلودگی آب بوجود آمده، باران های اسیدی درختها را از برگ از بین می برد و سقط جنین امری پیش پا افتاده است! پس فقط می ماند همان باد سیاه سوزان!" که گویی آنهم در حال وزیدن است و امید آنکه روزی فرو نشیند و مسلماً فرو خواهد نشست چون: 

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت         دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور    

جمعه 30/5/1388 - 22:59

ضمن تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان در نظر دارم اکثر مطالب این ماه را به علائم آخرالزمان اختصاص دهم.  

(بخش هایی از کتاب علائم آخرالزمان بر گرفته از: مهدی موعود (جلد سیزدهم کتاب بحارالانوار)، کتاب دانیال، کتاب مقدس عهد عتیق، تورات، انجیل، کتاب زکریای نبی، کتاب "چند نمونه از متن سنگ نوشته های فارسی باستان"، کتاب یادداشت های پراکنده، کتاب ظهور و علائم ظهور، مقاله ی tge fire that never die ، مجله ی  national geographi و چند نمونه ی دیگر). 

 

اللهم عجل لولیک الفرج.

جمعه 30/5/1388 - 22:53