تعداد مطالب : 2664
تعداد نظرات : 2458
زمان آخرین مطلب : 2580روز قبل

جام جم آنلاین: موافقان گفت‌وگو به وجود طرفینی متفاوت در فرآیند آن اشاره می‌کنند. طرفین گفت‌وگو حق دارند برداشت خود را از حقیقت داشته باشند. مخالفان گفت‌وگو به سیطره حقیقت اشاره می‌کنند و معتقدند فرد می‌تواند و باید بر حقیقت گردن نهد، از این‌رو گفت‌وگو دیگر موردی نخواهد داشت.

قرآن کریم هر چند اسلام را دین حق معرفی کرده، نگاهی شمول گرایانه داشته و اسلام را شامل ادیان دیگر می داند. این نگاه باعث می شود تکثر پذیرفته شود و چنین تکثری می تواند راهی به سوی پذیرش دینی مبانی گفت وگویی اصیل باشد، گفت وگویی که نه به دنبال اسکات خصم و تسلیم دیگری، بلکه به دنبال شناخت و همدلی و همراهی بیشتر است.

قرآن کریم شناخت متقابل ادیان و فرهنگ ها را یکی از دلایل خلق متکثر انسان ها بیان کرده است. در آیه 13 سوره حجرات صراحتا می خوانیم: «ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بی‏تردید، خداوند دانای آگاه است.» این آیه می تواند سرشت متقابل شناخت را نشان دهد، دیگر آن که غیراز جنس، نژاد، قومیت و در یک کلام خصوصیات عرضی است که من دارم، با من برابر است و همه ما را خداوند آفریده است. خداوند می توانست انسان ها را از یک دین و فرهنگ بیافریند، اما خلقت انسان ها نه تنها در جنس که در فرهنگ و دین و قوم نیز با کثرت همراه بوده است. از این روست که رویکرد قرآن به تکثر ادیان و فرهنگ ها حذف آنها نیست، بلکه شعوب و در واقع تکثر به رسمیت شناخته شده است، تکثری که به همراه برابری است. در این آیه هر نوع مایه تمایز و تفوق انسانی جز تقوای الهی نقض می شود و تنها مایه برتری آن هم در نزد خدا و نه در سلسله مراتب اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، تقوا بیان شده است.

علامه طباطبایی شعوب را در معنایی قومی و نژادی مطرح کرده اند، اما به نظر ایشان روح این آیه تاکید بر برابری انسان ها دارد و این که برتری که محصول ایمان است فقط معلوم علم خداوند دانای آگاه است. «مردم از این جهت که مردمند همه با هم برابرند و هیچ اختلاف و فضیلتی در بین آنان نیست و کسی بر دیگری برتری ندارد و اختلافی که در خلقت آنان دیده می‏شود که شعبه شعبه و قبیله قبیله هستند تنها به این منظور در بین آنان به وجود آمده که یکدیگر را بشناسند، تا اجتماعی که در بینشان منعقد شده نظام بپذیرد، و ائتلاف در بینشان تمام گردد...» (ترجمه المیزان، ج‏18، ص 49)

پایان گفت وگو به معنای آن است که یک سوی گفت وگو پیروز میدان می شود یا یک سوی میدان یا کسی ورای حوزه گفت وگو داوری نهایی را انجام می دهد، اما در میان جدال دینی، خداوند داوری را مختص خود و به روز قیامت موکول می کند و این یعنی گفت وگوی دینی پایان ناپذیر است. «کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی شدند و صابئی‏ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانی که شرک ورزیدند، البته خدا روز قیامت میانشان داوری خواهد کرد، زیرا خدا بر هر چیزی گواه است. (حج/17)

چنانچه در ابتدای بحث حاضر آمد، خداوند در پی یکسان سازی نیست. در آیه ای دیگر چنین می خوانیم: «برای هر امتی مناسکی قرار دادیم که آنها بدان عمل می‏کنند، پس نباید در این امر با تو به ستیزه برخیزند، به راه پروردگارت دعوت کن، زیرا تو بر راهی راست قرار داری.» (حج/67) با نسبت داده شدن مناسک ملت ها به خداوند، دیگر لزومی به حذف آنها نخواهد بود.

اما نسبت میان ادیان گفت وگویی همدلانه است، منشأ یکسان و تنها مشترک میان ادیان نیست که آنها محتوای یکسانی را نیز دارند. مشکلات امروز بشر نیز یکسان و گفت وگوی ادیان می تواند راهی به سوی حل این مشکلات باشد. خداوند می فرماید: «و با اهل کتاب، جز به [شیوه‏ای‏] که بهتر است، مجادله مکنید ـ مگر [با] کسانی از آنان که ستم کرده‏اند ـ و بگویید: به آنچه به سوی ما نازل شده و [آنچه‏] به سوی شما نازل گردیده، ایمان آوردیم و خدای ما و خدای شما یکی است و ما تسلیم اوییم.» (عنکبوت/46) خداوند به مسلمانان تاکید کرده است که در گفت وگو با ادیان از بهترین شیوه استفاده کنند و با آنها ابراز وحدت نمایند. این ابراز وحدت با توجه به آیات گذشته، نافی کثرت نیست، بلکه موید آن در طرحی جامع تر است. سنخ نگرش اسلام به ادیان با پذیرش تکثر آنهاست.

آیات مربوط به بحث از گفت وگوی دینی بسیار است، از جمله در آیه ای دیگر می خوانیم: «و اگر خدا می‏خواست قطعا شما را امتی واحد قرار می‏داد، ولی هر که را بخواهد بیراه و هر که را بخواهد هدایت می‏کند و از آنچه انجام می‏دادید، حتماً سؤال خواهید شد.» (نحل/93) خدا خود نخواسته است همگان بر دینی واحد بزیند. نگاهی به این آیات نشان می دهد خداوند در قرآن حکیم کثرت را که مقدمه و شرط اساسی برای گفت وگوی ادیان است، پذیرفته و مورد تاکید قرار داده است. تاکید بر ماهیت یکسان دین مانع از آن نشده است که کثرت نفی شود. «بگو: به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده و آنچه به موسی و عیسی و انبیای [دیگر] از جانب پروردگارشان داده شده، گرویدیم [و] میان هیچ یک از آنان فرق نمی‏گذاریم و ما او را فرمانبرداریم.» (آل عمران/ 84 ) نیز خداوند به صراحت عنوان فرموده است که برای هر امتی مناسکی قرار داده شده، هر چند پیامبر اکرم(ص) بر راه راست معرفی شده اما خداوند تصریح کرده که انسان را در شعوب و ملل مختلف آفریده است تا از قبل این اختلاف به شناخت متقابل از یکدیگر برسند. خداوند در قرآن کریم تصریح کرده است که اختلاف میان امت ها محصول اراده الهی است و خداوند نمی خواسته همه را در راه راست قرار دهد، بلکه اختلاف انسان ها به گونه ای به سرشت مختار انسان ها نیز باز می گردد. اگر خداوند نخواسته که انسان ها را از امت واحدی قرار دهد، از این رو نسبت رویکرد ضدبشری گروه های تروریستی نظیر القاعده نسبت به حذف دیگران با قرآن معلوم خواهد بود. اگر امروز برخی تنها راه رسیدن به بهشت را گرویدن به آیین خویش عنوان می کنند، پیشتر قرآن چنین منطقی را نفی کرده است: «گفتند: هرگز کسی به بهشت در نیاید، مگر آن که یهودی یا ترسا باشد. این آرزوهای [واهیِ‏] ایشان است. بگو: اگر راست می‏گویید، دلیل خود را بیاورید.» (بقره/111)

دوشنبه 18/9/1392 - 17:5

جام جم آنلاین: شاید تا چند سال پیش که فقط یکی، دو نوع پنیر در بازار موجود بود، راحت‌تر می‌توانستیم پنیر مصرفی‌مان را انتخاب کنیم، اما حالا آن‌قدر در فرمولاسیون پنیرها دستکاری شده و بر تنوع محصول افزوده‌اند که نمی‌دانیم پنیری که می‌خریم چه مزایایی دارد و چگونه تولید می‌شود.

حال پرسش اینجاست، پنیر پروبیوتیک چیست و نسبت به پنیرهای معمولی چه امتیازی دارد؟ مزیت پنیرهای طعم دار زیره ای، گردویی، کنجدی و نعنایی در چیست؟ لفظ فرآوری شده یا پروسس که روی برخی بسته بندی پنیرها نوشته شده است چه مفهومی دارد؟ پنیرهایی که بتازگی با نام لبنه به فروش می رسد نوعی پنیر خامه ای است ؟

لبنیات از گروه های غذایی است که مصرف دو تا سه واحد آن در روز لازم و ضروری است. خوب است بدانید هر واحد لبنیات شامل یک لیوان شیر، ماست، کشک، 45 گرم پنیر یا دو لیوان دوغ است.

پنیر پروبیوتیک فراسودمند است؛ اما...

پنیر بتنهایی فرآورده لبنی سودمند و مغذی است، اما با افزودن باکتری های پروبیوتیک، آن را فراسودمند می کنند. این محصول اثراتی فراتر از محتوای مواد مغذی خود داشته و به واسطه باکتری های مفید پروبیوتیک به میزان زیادی ریسک ابتلا به بیماری های زمینه ای را کاهش می دهد. البته موثر بودن این محصول در فرد به معنی اثربخش بودن آن در دیگر افراد نیست و عوامل بسیاری در اثربخش بودن این فرآورده نقش دارد. مهم ترین عامل، چگونگی و شرایط افزودن باکتری های پروبیوتیک به فرآورده های لبنی بویژه پنیر است که باید کنترل شده و به میزان مشخص اضافه شود، چراکه در غیر این صورت خواص پنیر افزایش نخواهد یافت.

پایه اصلی پنیرهای پروبیوتیک مانند پنیرهای معمولی است و از نظر میزان پروتئین، کلسیم، چربی و نمک با دیگر پنیرها برابری می کند، اما از نظر میزان باکتری های پروبیوتیک غنی تر است و پنیر معمولی هیچگاه به پای آن نمی رسد. لازم است بدانید پروبیوتیک ها توده فعال و زنده ای از میکروب ها هستند که با حضور در دستگاه گوارش موجب تقویت و رشد میکروب های مفید مقیم در روده می شود. این میکروب ها راندمان جذب مواد معدنی بویژه کلسیم و منیزیم را از لوله گوارش افزایش داده، از عدم تحمل لاکتوز شیر کاسته و با خاصیت ضدعفونی کنندگی و تقویت سیستم ایمنی، مقاومت بدن را در برابر بیماری های عفونی و ویروسی بیشتر می کند،

اما باید بدانید اگر پنیرهای پروبیوتیک در دمای یخچال (5درجه سانتی گراد) نگهداری نشود، باکتری های موجود در آن نابود خواهد شد. همچنین اگر تاریخ مصرف محصول بگذرد، خواص و ارزش درمانی پنیر از بین می رود. مصرف این نوع محصولات برای کودکان زیر یک سال، بیماران مبتلا به ایدز و هپاتیت، سالمندان یا کسانی که ویروس خاصی وارد بدن شان شده است باید تحت نظر پزشک مربوط باشد، چراکه به گفته متخصصان، سیستم ایمنی این گروه از افراد به قدری ضعیف است که حتی ورود یک میکروب یا باکتری مفید به بدن آنها می تواند خطرآفرین باشد. برای نفع بیشتر از فواید درمانی محصولات پروبیوتیک باید مصرف آن به صورت روزانه و مستمر باشد.

پنیر با طعم متفاوت

چند سالی است که در میان انواع فرآورده های لبنی، پنیرهایی با طعم زیره، نعناع، گردو و کنجد دیده می شود و برای آنهایی که مشتاق تنوع بخشیدن به سفره صبحانه شان هستند، گزینه مناسبی است؛ اما آیا این نوع پنیرها با توجه به دارا بودن سبزی، دانه ها یا مغزهای روغنی، خاصیت درمانی دارند؟ در درجه اول باید بدانید در ترکیب بیشتر پنیرهای طعم دار خامه به کار رفته و مصرف بیش از حد آن می تواند موجب اضافه وزن شود، اما زیره و نعنای به کار رفته در این پنیرها برای کسانی که زیاد نفخ می کنند و در هضم و جذب غذا دچار مشکل می شوند، مفید است؛ اما پنیرهای حاوی کنجد و گردو برای افرادی که قصد کاهش وزن دارند، مناسب نیست، چراکه هر دو پرچرب بوده و چند برابر بر کالری پنیر می افزایند. البته خوب است بدانید گردو و کنجد بیشتر برای تنوع بخشیدن به طعم پنیر استفاده می شود و به میزانی نیست که بتوان از اسید چرب مفید آن برای کاهش چربی خون نفع برد، اما می تواند برای کودکان و سالمندان کم اشتها و ضعیف مفید باشد. در ضمن اگر میزان گردوی به کار رفته در این پنیرها زیاد باشد به دلیل دارا بودن مس و فسفر می تواند به جذب بهتر کلسیم پنیر کمک کند.

پنیر فرآوری شده چیست؟

پنیرهای پروسس یا فرآوری شده از محصولاتی هستند که ظاهری نرم، یکنواخت و کرم مانند دارد و گاهی چربی آن در دهان احساس می شود. روش تهیه این پنیر با دیگر پنیرها تفاوت دارد و در اثر ذوب و مخلوط شدن یک یا چند نوع پنیر با مقداری کره، چربی و برخی افزودنی های دیگر به دست می آید. برای همگن و یکنواخت کردن این پنیرها از «امولسی فایر» و برای ماندگاری بیشتر از برخی مواد نگهدارنده استفاده می شود. میزان چربی و کالری این پنیر برخلاف ظاهر خامه ای آن با دیگر پنیرها برابری می کند و از نظر کلسیم و فسفر غنی است، اما چون برای فرآوری این محصول از فرآیندهای حرارتی استفاده می شود احتمال دارد تا حدودی پروتئین محصول دستخوش تغییر قرار گرفته و از ویتامین های آن کاسته شود.

پنیری که از ماست تهیه می شود

مدتی است پنیرهایی به طیف وسیع پنیرها ملحق شده است که طعم و احساس دهانی این پنیر مشابه پنیر خامه ای است، اما با توجه به مندرجات قید شده در جدول تغذیه ای روی بسته بندی آن متوجه می شویم که در مقایسه با دیگر پنیرها کم چرب و کم کالری تر است و نمک کمتری دارد.

حال پرسش این است این پنیر به ظاهر خامه ای از چه ترکیبی تهیه شده است که عوارض خامه را ندارد؟ پایه اصلی این پنیر، ماست چکیده و تغلیظ شده ای است که با افزودن مایه پنیر به آن طعم و بافتی شبیه پنیر پیدا می کند و خواص آن مشابه ماست و پنیر است و برای مزه گرفتن نیاز به نمک زیادی ندارد و در مقایسه با دیگر پنیرهای رژیمی، کم نمک تر است.

بافت به ظاهر خامه ای این پنیر از چربی نیست و به دلیل ماست موجود در آن است و نصف پنیرهای خامه ای چربی دارد. این محصول با نظر متخصص مربوط برای افراد مبتلا به چربی و فشار خون بالا یا کسانی که اضافه وزن دارند، گزینه مناسبی است. خوب است بدانید در هر 100 گرم پنیر خامه ای حدود 550 کالری و در همین میزان پنیر کم چرب حدود 180 کالری انرژی نهفته است.

بهترین و سودمند ترین پنیر برای افراد بالغ و سالم آن است که کمتر از 2 درصد نمک داشته و کم چرب، پروبیوتیک یا غنی شده باشد و حتما روی بسته بندی اش جدول تغذیه ای درج شده باشد.

دوشنبه 18/9/1392 - 17:4

ایرنا - حضرت آیت الله خامنه ای یکی از شاخص های دولت مطلوب اسلامی را سلامت اقتصادی دانسته و از دولتمردان خواستند تا با نظارت دائم خود از نفوذ رشوه، پارتی بازی، اسراف و تجمل در دستگاه های دولتی جلوگیری کنند.

منصب حکومتی، جایگاه قدرت و منابع مالی است؛ وسوسه ها در اینجا انسان را راحت نمی گذارد. حالا شما به خودتان نگاه نکنید که متدین و سطح بالا هستید و مقاومت می کنید در مقابل این وسوسه ها؛ در درجات پایین ممکن است در مقابل این وسوسه ها نتوانند مقاومت بکنند. 

شما باید مراقب باشید، باید چشم بصیر بینای خودتان را بر سرتاسر این دستگاهی که زیر اشراف و تحت مدیریت شما است، آنچنان بگسترانید که نگذارید در یک گوشه ای ناسلامتی اقتصادی به وجود بیاید و این وسوسه ها کارگر شود. 

حتی قبل از آنکه دستگاه های نظارتی وارد شوند؛ ما دستگاه های نظارتی در کشور داریم، آنها وظیفه ای دارند؛ چه آنچه مربوط به مجلس و چه آنچه مربوط به قوه قضاییه و چه آنچه مربوط به خود قوه مجریه است - مثل بازرسی های قوه مجریه - لکن قبل از آنکه نوبت به آنها برسد، خود مدیر دستگاه مراقب سلامت (آن) باشد و این احتیاج دارد به نگاه دائم؛ غفلت نباید کرد. 

بنده گاهی برای این دوستان و مدیرانی که با اینها می نشینیم صحبت می کنیم، مثال می زنم، می گویم مثل این نورافکن هایی که ملاحظه کرده اید در بعضی از قلعه ها و مانند اینها یک نورافکنی دائم دارد همین طور دور می زند، این نورافکنِ نگاه شما باید دائم دور بزند؛ یعنی هیچ راه نفوذ وجود نداشته باشد؛ دائم باید نگاه کنیم، مراقبت بکنیم. 

واقعا فساد مثل موریانه است؛ نگذارید که فساد و رشوه و پارتی بازی و اسراف و تجمل و خرج های زیادی و مانند اینها، در دستگاهتان نفوذ بکند. بخشی از این علاجی که در زمینه مسایل اقتصادی آقای دکتر روحانی اشاره کردند، در همین صرفه جویی ها و مبارزه با فسادها تامین شدنی است؛ گاهی اوقات یک خرج های زیاد، بیخود، بیجا - حالا آنجایی که غیر حرام است، اما زائد است؛ شاید زائد هم به یک معنا حرام باشد، اما بالاخره با آن صراحت حرام نیست، اما خرج زائدی است - جلویش باید گرفته شود و می توان؛ از این طریق می توان کارهای بزرگ و زیادی کرد. 

واقعا در دستگاه های اجرایی، اکثریت کارکنان، کارکنان زحمت کش و پاک و سالم هستند(اما) وقتی که یک مورد، دو مورد، 10 مورد انسان های ناپاک و ناسالم در یک دستگاهی حضور پیدا می کنند، مثل میکروب، مثل موریانه آنجا فعالیت می کنند، زحمات این مجموعه خدمتکار و زحمت کش واقعا ضایع می شود، و هم بدنام می شوند، هم زحماتشان از بین می رود؛ (فساد)، محیطِ اطمینان را از بین می برد.

* از بیانات رهبر انقلاب در دیدار رییس جمهوری و اعضای هیات دولت در ششم شهریور 1392 

دوشنبه 18/9/1392 - 17:2

قبل از عملیات کربلای یک در سال ۶۵ بود یک روز پس از استراحت کوتاه که از شناسایی شب قبل برگشته بودیم، دیدم شهید خیرآبادی تنهایی به سمت سنگری که کمی از خط مقدم فاصله داشت می‌رفت و پس از ساعتی برمی‌گردد.

خبرگزاری فارس: کرامات یک مداح شهید+عکس

گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس- پاسدار رشید اسلام شهید نقی خیر آبادی در تاریخ سوم تیرماه 1342 ه. ش در محله نظام آباد و در میان خانواده‌ای متدین متولد گشت. با فطرت پاک و خدا جویی که داشت از همان کودکی علاقه‌ای خاص به مسجد و نماز جماعت از خود نشان می داد و خیلی وقت‌ها مکّبر نماز جماعت مسجد موسی ابن جعفر (ع) در محل خود بود.

در جلسات قرآن به همراه پدر بزرگوارش شرکت می‌کرد و این نقطه عطفی شد تا استعداد نهفته اش شکوفا شود و از دوران کودکی نوحه خوان امام حسین (ع) شد.

 

 

دوران نوجوانی نقی با شروع انقلاب اسلامی مصادف شد و در سال 1359 بنا به فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) به عضویت بسیج مسجد موسی‌ابن‌جعفر(ع) در محله نظام آباد تهران در آمد و با عشق زاید الوصفی در تمام فعالیت‌های بسیج از جمله گشت‌های شبانه شرکت می‌نمود، تا اینکه در سال 1360به همراه همرزم شهیدش داوود یعقوبیان به عضویت سپاه در آمد و پس از طی دوره های تخصصی و رزمی در پادگان امام حسین (ع) به عنوان فرمانده گروهان آموزشی مشغول به کار شد و همواره به عنوان فردی نمونه از جهت نظم، انضباط، اخلاص و ایمان زبانزد همزمان و دوستان و آشنایان بود. ولی ضمن اینکه در پادگان مشغول آموزش دادن بود برای یک تجربه در جبهه های غرب و جنوب حضور می‌یافت تا تئوری را با عمل توام سازد. در سال 1362 خود را به منطقه جنگی رسانید تا در عملیات پیروز مندانه خیبر شرکت کند. در همین عملیات بود که دوست قدیمی خود داوود یعقوبیان را از دست داد. بعد از عملیات به تهران مراجعت نمود اما این بار عشق حضور در جمع رزمندگان، وی شعله‌ورتر شد و زمینه‌ای شد تا به دنبال آموزش غواصی و… برود.  حدود شش ماه آموزش آبی خاکی را طی نمود.

در سال 1364 مجدداً با دستی پر از تجربه و آموزش به جمع رزمندگان لشکر ده سید الشهداء (ع) پیوست. او گم شده خود را در واحد اطلاعات یافته بود. هر آنچه که یاد گرفته بود در عمل به کار می بست؛ در شناسایی های منطقه فاو و ام‌الرصاص از هیچ تلاشی فرو گذار نبود، هنوز مأموریتش تمام نشده بود که از ناحیه پا مجروح شد، با این حال خود را در بند جراحت ندانست.

 

 

رزمندگان اطلاعات عملیات لشگر10-خرمشهر سال64-شهیدخیرآبادی ایستاده اولین نفر سمت چپ-در این تصویر8 شهید اطلاعات عملیات دیده میشوند

 

هنوز بهبودی نسبی نیافته بود که آهنگ رفتن کرد، از طرفی پادگان امام حسین(ع) با رفتنش موافق نبود. اما به هر طریق که بود مجدداً به ندای رزمندگانی که در منطقه فکه بودند پاسخ مثبت داد. چون در آن منطقه دشمن هجوم آورده بود و مواضع ما را اشغال کرده بودند. او سریع به واحد اطلاعات رفت تا کار شناسایی از مواضع دشمن را به همراه دیگر برادران اطلاعات انجام دهند. با فرصت کمی که داشتند کار شناسایی به صورت تعجیلی و با دقت تمام انجام شد و بچه ها توانستند گردانهای پیاده را به موقع به منطقه برسانند و عملیات سید الشهداء(ع) را در آن منطقه انجام دهند.

دائماً از منطقه جنوب به منطقه غرب در حال رفت و آمد بودند. چون در آن زمان دشمن از هر سو به مرزهای ما حملاتی را آغاز نموده بود. یعنی تاکتیک پدافند متحرک را برگزیده بود تا حداقل از عملیات رزمندگان اسلام جلوگیری به عمل آوردند.

سرانجام پس از مدتی نقی به همراه دیگر برادران اطلاعات عملیات به منطقه اشغال شده مهران رفتند تا زمینه عملیات کربلای یک مهیا گردد. در این زمان شهید به عنوان مسئول تیم شناسایی اطلاعات مشغول بکار شده بود. چندین بار به شناسایی های متعدد و سختی رفتند تا راهکارهای مناسبی برای هجوم به خطوط دشمن بیابند. عملیات با رمز مقدس یا ابوالفضل العباس‍ (ع) شروع شد. نقی هم در نهم تیر ماه 1365 در حالی که ذکر یا حسین جان بر لبان مبارکش بود جان به جان آفرین تسلیم نمود و از این دنیای پر از ظلم رهایی یافت. 

*خاطرات

برادرش می‌گفت: با اینکه وضعیت اقتصادی خوبی نداشتم اما بعد از اینکه به شهادت رسیده بود، یادم می آمد یک پیرزنی آمده بود که گریه می‌کرد و می‌گفت: اینجا منزل آقا نقی است؟ گفتم: بله. گفت: او همیشه می آمد به من کمک می‌کرد و هیچگاه اجازه نمی داد که کسی متوجه شود.

برادرش می‌گفت: در اکثر برنامه های مذهبی مسجد محل شرکت می‌کرد. یک بار یک نفر جنوبی را دعوت کرده بودند برای مداحی، وقتی شروع کرد هر چه می‌ خواند مجلسش نمی گرفت، یعنی گرم نمی شد. مرتب می گفتند آقا نقی شما بخوان و مجلس را ادامه بده. او هم می‌گفت: نه اگر من بخوانم و مجلس را گرم شود این بنده خدا مکدر می شود و این کار من برای خدا نخواهد بود.

برادرش می‌گفت: مدتی که در جبهه بود از مدت مأموریت او گذشته بود و می‌بایست به پادگان امام حسین (ع) برگردد ولی ایشان علاقه‌ای برای برگشتن از خود نشان نمی داد و وقتی به مرخصی می آمد گاهی اوقات از من مقداری پول می گرفت. من تعجب می کردم که چه شده از من قرض می گیرد. تا اینکه بعد از شهادت او فهمیدم پادگان امام حسین(ع) بدلیل اینکه از جبهه برنگشته بود مدت شش ماه حقوقش را مسدود کرده بودند تا مجبور شود به پادگان برگردد. اما چنین نشد تا به آرزویش رسید.

یکی از همسنگرانش نقل می‌کرد: قبل از عملیات کربلای یک در سال 1365 بود یک روزی پس از استراحت کوتاه که از شناسایی شب قبل برگشته بودیم، دیدم شهید خیر آبادی تنهایی به سمت سنگری که کمی از خط مقدم فاصله داشت می رفت و پس از ساعتی بر می گردد. یک روز کنجکاو شدم و تصمیم گرفت نقی را تعقیب کنم و ببینم به کجا می رود. چند صد متری که از محل اردوگاه( سنگر پشت خط) دور شدم، دیدم نقی پشت تپه ای نشسته و به تنهایی مشغول خواندن مناجات و روضه سیدالشهداء(ع) می باشد. این کار تا اینجا تعجبی نداشت و عادی بود چون مداح اهل دل بود.

اما وقتی زاویه دید خود را عوض کردم، ناگهان متوجه مار نسبتاً بزرگی شدم که از ناحیة کمر تا جلوی صورت نقی بلند شده است. ابتدا خواستم فریاد بکشم و وی را از خطری که در مقابلش بود با خبر سازم، ولی ترسیدم، وضع بدتر شود و مار آسیب جدی به او برساند، لذا تصمیم گرفتم، ساکت باشم اما در کمال ناباوری دیدم وقتی روضة نقی تمام شد. مار هم آرام، آرام از مقابل او دور شد. بلافاصله جلو رفتم و با ناراحتی به او گفتم: هر چیزی حدی دارد، این چه وضعی است اگر این مار به تو آسیب زده بود چکار می کردی؟ سعی داشت از پاسخ من طفره برود، با اصرار من لب به سخن گشود و گفت: این کار هر روز این مار است، هر روز می آید اینجا و من وقتی روضه می‌خوانم می آید و هنگامی که روضه تمام می‌شود می‌رود در این موقع بود که از من تعهد گرفت تا وقتی که زنده است این جریان را برای کسی بازگو نکنم.

 

 

 

رزمندگان اطلاعات عملیات لشگرده-ایستاده از راست نفردوم شهید خیرآبادی

 

*چگونگی شهادت:

از زمانی که به عضویت سپاه در آمد و او را از بین نیروهای آموزشی برای مسؤلیت فرمانده گروهان آموزشی در پادگان اما حسین(ع) انتخاب کرده بودند، دائماً در فکر و خیال رفتن به جبهه بود. چون تنها راه وصال به معشوق را در آنجا جستجو می‌کرد. هر بار که قصد اعزام به جبهه را می کرد با مخالفت مسولین خود مواجه می شد.

آخرین باری که توانست به مدت شش ماه حکم مأموریت خود را دریافت نماید دیگر خیالش راحت شده بود چون می دانست اگر پایش به جبهه باز شود دیگر به هر قیمتی که شده حاضر به برگشت به پشت جبهه نخواهد شد. آخرین دفعه اعزامش در سال 1364 برای عملیات فاو که در آن عملیات و شهامت هایی از خود نشان داد که تمام بچه های واحد اطلاعات لشکر ده را شیفته خود ساخته بود، چه از نظر نظامی و چه از نظر معنوی و قلب پاکی که داشت. در دو عملیات شرکت کرد و یک دفعه نیز از ناحیه پا مجروح شد ولی این جراحات مانعی در حضور مستمر وی نشد. عملیات کربلای یک فرا رسید و قرار شد شناسایی‌های لازم انجام شود با جدیت تمام به همراه نیروهای تحت امرش کار خود را به انجام رسانید و در سال 9/4/1365 شب عملیات که فرا رسید. به عنوان چشمان تیزبین لشکر در جلوی رزمندگان حرکت می کرد، همچون یاران سالار شهیدان با ایمان و اطمینان قلبی که داشت به پیش می رفت. در تاریکی شب بود که ناگهان گلوله خمپاره از سوی دشمن به سویش شلیک شد یکی از ترکش‌ها به کتف و قلب مبارکش اصابت کرد هنوز رمقی داشت و یا حسین اول را با صدای بلند گفت و دومین یا حسین را نیمه جان تکرادر کرد و باز آخرین ذکری که لبانش را فقط تکان می داد یا حسین بود و… .

پس از انتقال پیکر مطهرش و تشییع جنازه اش توسط امت حزب الله در قطعه 53 بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

 *قسمتی از وصیت نامه شهید:

بهترین مرگ‌ها کشته شدن در راه خداست، سوگند به آن کسی که جان فرزند ابوطالب در اختیار اوست، هزار ضربه شمشیر برمن آسانتر است تا مرگ در بستر که در غیر طاعت پروردگار باشد.(حضرت علی (ع))

شکر خدا را که به این بنده حقیرش این نعمت را عطا کرد که جزء عزیزانی قرار بگیرم که ملائکه رحمت خودش برای قبض روح و انتقال آنها بسوی بهشت و ملکوت اعلی حضور بهم می رسانند.

و پروردگار را شکر می کنم که جزء افرادی قرار گرفتم تا در روز قیامت شاهدی بزرگ به همراه دارند و گواهی می دهند که آنها در راه خداوند به شهادت رسیده اند و آنگاه بزرگ خون پاک آنهاست چه آنکه وقتی محشور می شوند در حالیست که خونشان از رگهای بریده اشان جاری است. آری من رفتم تا با خون خود با خط انبیاء و امامان و ولایت فقیه میثاق ببندم.

پدر و مادر عزیزم فرزند شما زنجیرهای اسارت و بردگی را پاره کرد و آزاد شد و فقط می خواهد برای خدا باشد.

می دانم رفتن من برای شما بسیار مشکل است اما هر چه مشکل باشد مثل روز عاشورا امام حسین(ع) نیست و شما هر وقت که دلتان برایم تنگ شد ابا عبدالله و بچه هایش را بیاد آورید.

امانتی که خداوند به شما داده بود از شما گرفت و آن هم طوری که خودش می‌خواست. شما رضا به رضای او باشید.

و اما پدر و مادر و برادران و خواهران خوبم و تمام کسانی که مرا می شناسید پشتیبان امام خود باشید و پیرو راه او و گوش بفرمان او، چون ما هر چه داریم از انبیاء و امامان و نایب آنها امام خمینی است و مبادا به خود بگویید که اگر فرزند ما یا برادر ما یا دوست ما به جبهه نمی رفت شهید نمی شد خیر زیرا خداوند در قرآن کریم می فرماید: 155 آل عمران. ای کسانیکه ایمان آورده اید شما به مانند آنانکه راه کفر و نفاق پیمودند نباشید که گفتند اگر برادران و خویشان ما به سفر نمی رفتند و یا بجنگ حاضر نمی شدند به چنگ مرگ نمی افتادند این آرزوهای باطل را خداوند حسرت دلهای آنان خواهد کرد و خداست که زنده می گرداند و می میراند.( به هر وقت و به هر سبب که می خواهد و به هر چه کنید آگاه است.)

پس برادرها برخیزید که اسلام به خون نیاز دارد و بسیار خوشحالم که بعد از 20سال عمر توفیق این را یافتم که در صف سربازان امام زمان(عج) قرار بگیرم و بسیار خوشحالم که در یک چنین زمانی هستم که خداوند بهشت را خیلی ارزان به فروش گذاشته است.

يکشنبه 17/9/1392 - 16:20

جام جم آنلاین: اگر در یک مسابقه سنجش معلومات عمومی از شما نام بیماری که با لرزش اندام‌ها همراه است، پرسیده شود به احتمال زیاد پاسخ‌تان پارکینسون است. در حالی که برخلاف تصور عموم، همیشه لرزش نشانه بیماری پارکینسون نیست، بلکه کندی حرکات، علامت مهم‌تر و شایع‌تری در این بیماری محسوب می‌شود.

حتی در بعضی موارد، هیچ گاه لرزش در این بیماری دیده نمی شود و به گفته دکتر محمد روحانی، متخصص مغز و اعصاب، در بسیاری از موارد لرزش دست ها و سر علامت بیماری پارکینسون نیست، بلکه نشانه یک بیماری خوش خیم به نام لرزش فامیلی یا پیری است.

بیــماری پارکـــینسون یکی از بیماری های تخریبی و پیشرونده سیستم عصبی مرکزی است که به علت تخریب سلول های عصبی مغز ایجاد می شود. علائم حرکتی اولیه این بیماری شامل لرزش دست، پا یا چانه در حالت استراحت، کندی در حرکات ظریف دست و اختلال در نوشتن، کندی راه رفتن یا کشیدن پا بر زمین، کاهش تعداد پلک زدن، کاهش حرکات و تغییر فرم صورت می شود.

البته دکتر روحانی در گفت وگو با جام جم تاکید می کند: گاهی اوقات، اولین نشانه پارکینسون درد است که به علت کاهش حرکت ایجاد می شود؛ مثلا فرد احساس درد و خشکی در اندام فوقانی یا تحتانی می کند که گاهی حتی به اشتباه با تشخیص دیسک گردن و کمر جراحی می شود. نکته مهم دیگر نیز این است که علائم بیماری پارکینسون تقریبا همیشه به صورت یکطرفه شروع شده و بتدریج طرف مقابل نیز درگیر می شود.

تشخیص زودهنگام پارکینسون

حال اگر علائمی چون لرزش و کندی حرکات همیشه از علائم اصلی بیماری پارکینسون نیست، پس تشخیص این بیماری در مراحل اولیه با توجه به چه نشانه هایی ممکن است؟

دکتر روحانی در پاسخ به این پرسش می گوید: بیماری پارکینسون علاوه بر سیستم حرکتی، سایر سیستم ها را نیز درگیر می کند که گاهی علائم آن قبل از علائم حرکتی ظاهر می شود. برخی از این نشانه ها عبارت است از اختلال خواب که به صورت داد زدن و صحبت کردن در خواب یا دست و پا زدن شدید در خواب بروز پیدا می کند. همچنین یبوست و اختلال بویایی نیز گاهی سال ها قبل از علائم حرکتی در مبتلایان ظاهر می شود.

این متخصص مغز و اعصاب در ارتباط با علائم این بیماری در مراحل پیشرفته اظهار می کند: بیماری پارکینسون به آهستگی پیشرفت می کند و در مراحل پیشرفته، تکلم، راه رفتن و تمام حرکات بدن را درگیر می کند. همچنین اختلالات شناختی نظیر زوال عقل همراه با فراموشی، توهم بینایی و اختلالات خلقی نظیر افسردگی و اضطراب نیز در سیر این بیماری دیده می شود.

ظهور بیماری در پیرها و جوان ها

تصور عموم بر این است که پارکینسون بیماری دوران پیری است، اما در مواردی شاهد بروز این بیماری در جوان ها حتی در برخی افراد مشهور در دنیای ورزش چون محمدعلی کلی (حدود چهل سالگی) و در عالم سینما چون مایکل جی فاکس بوده ایم. با وجود این، علت بروز این بیماری در جوان ها چیست؟

دکتر روحانی توضیح می دهد: بیماری پارکینسون بیشتر در دوران پیری دیده می شود، ولی در موارد کمی علائم بیماری در سنین زیر 40 سال و حتی زیر 20 سال نیز ظاهر می شود که در چنین مواردی احتمال وجود منشا ژنتیک بیماری وجود دارد.

این متخصص مغز و اعصاب در پاسخ به این سوال که ژنتیک چقدر در بروز این بیماری نقش دارد، می گوید: هنوز علت قطعی بیماری پارکینسون شناخته نشده است. ژنتیک اگرچه در این بیماری نقش دارد و برخی ژن ها مسئول این بیماری شناخته می شود، ولی این به معنی ژنتیک بودن صرف این بیماری نیست. در واقع به ارث رسیدن ژن های خاص، ریسک ابتلا به این بیماری را افزایش می دهد و ژنتیک بیشتر در بروز پارکینسون در سنین جوانی دخیل است.

پارکینسون ناشی از استرس نیست

شاید به نظر برسد پارکینسون نیز از آنجا که در زیرگروه بیماری های مغز و اعصاب قرار می گیرد، تحت تاثیر عوامل استرس زا نیز ایجاد می شود. در حالی که محققان این نظر را درست نمی دانند و درباره عوامل محیطی ایجادکننده پارکینسون فقط به تعداد معدودی از عوامل اشاره می کنند. به عنوان مثال، بیماری در کشاورزانی که با آفت کش ها تماس داشته اند بیشتر دیده شده، اما تاثیر عوامل روحی و استرس در ایجاد بیماری پارکینسون تاکنون اثبات نشده است. این محققان تاکید می کنند: مصرف بعضی داروها بویژه داروهای ضدجنون نیز می تواند علائمی شبیه بیماری پارکینسون ایجاد کند که لزوما به این مـــوارد بیماری پارکینسون اطلاق نمی شود.

رعایت رژیم غذایی

دکتر روحانی رعایت نکاتی را برای مبتلایان به پارکینسون توصیه می کند: این بیماران باید داروهای تجویز شده از سوی پزشک متخصص مغز و اعصاب را به طور منظم و طبق دستور مصرف کنند. همچنین مصرف هر داروی دیگری باید به تائید پزشک متخصص مغز و اعصاب برسد. از سوی دیگر، با توجه به این که اغلب بیماران سن بالایی دارند، باید رژیم غذایی سالم نظیر مصرف کم چربی، نمک و قند، مصرف کافی سبزیجات و میوه جات را رعایت کنند و فعالیت بدنی منظم و سبک نظیر پیاده روی داشته باشند.

وی با اشاره به یک نکته مهم تغذیه ای درباره این بیماران می گوید: مصرف مواد پروتئینی با جذب داروی اصلی بیماری پارکینسون تداخل ایجاد می کند و جذب آن را کاهش می دهد. البته این به معنی منع مصرف مواد پروتئینی در بیماری پارکینسون نیست، بلکه بیماران باید حداقل یک ساعت قبل یا دو ساعت بعد از مصرف مواد پروتئینی، داروی خود را مصرف کنند تا میزان جذب و اثر آن کاهش نیابد.

درمان قطعی وجود ندارد

به گفته دکتر روحانی، متاسفانه مانند دیگر بیماری های تخریبی و پیشرونده سیستم عصبی، برای پارکینسون نیز هنوز درمانی که باعث توقف بیماری یا کندشدن سیر آن شود وجود ندارد، ولی خوشبختانه امروزه درمان های دارویی و جراحی موثری برای بهبود علائم بیماری و بالا بردن کیفیت زندگی و طول عمر بیماران ارائه می شود.

این متخصص مغز و اعصاب اضافه می کند: البته بعضی از بیماران مبتلا به بیماری پارکینسون پس از گذشت مدتی از مصرف داروها دچار عوارضی نظیر حرکات اضافه یا کوتاه شدن مدت اثر داروها می شوند یا با گذشت زمان، میزان داروی مصرفی آنها افزایش می یابد که باعث بروز عوارض جانبی نظیر توهم می شود که در این موارد جراحی می تواند کمک کننده باشد.

يکشنبه 17/9/1392 - 16:18

اکثر افراد در روزهای تعطیل تمایل به پرخوری دارند و همچنین به دلیل مشغله‌های جانبی فرصت نمی‌کنند همیشه مواد خوراکی سالم را در برنامه غذایی خود بگنجانند.

4362.jpg

به گزارش سرویس «سلامت» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رژیم غذایی مضر و ناسالم علاوه بر آنکه می‌تواند چربی شکمی را افزایش دهد و موجب چاقی شود خطر ابتلا به افسردگی را نیز تشدید می‌کند. از جمله مواد غذایی که عامل افسردگی هستند عبارتند از:

 

غلات فرآوری شده: ماکارونی از جمله مواد خوراکی است که به سرعت آماده می‌شود و برای مواقعی که فرد مشغله‌های زیادی دارد غذای مناسبی به حساب می‌آید اما ممکن است غذای خوبی برای هر شب نباشد. ماکارونی و برنج سفید از غذاهایی هستند که خاصیت التهاب‌آور دارند و مصرف زیاد آن با بروز افسردگی در زنان 50 تا 77 ساله مرتبط است. در این مطالعه، پزشکان به بررسی عادات غذایی بیش از 40 هزار زن که در ابتدای مطالعه افسردگی نداشتند، پرداختند و دریافتند افرادی که به طور مرتب از غذاهایی با خاصیت التهاب‌آور مصرف می‌کنند بیشتر به افسردگی مبتلا می‌شوند.

 

نوشابه‌های غیرالکلی: بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد نوشابه‌های غیرالکلی که بخشی از رژیم غذایی روزمره برای اغلب مردم شده‌اند به بروز افسردگی کمک می‌کنند.

 

فست‌فودها: افرادی که از فست‌فودها مصرف می‌کنند نسبت به افراد دیگر 51 درصد بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستند.

 

به گزارش ایسنا به نقل از لایوساینس، به گفته پزشکان مصرف مقدار اندکی از هر گونه مواد خوراکی خطرزا نیست اما افراط در مصرف هر یک از سه گروه اصلی مواد غذایی برای سلامت جسم و روان مضر است.

يکشنبه 17/9/1392 - 16:16

یک روانشناس با اشاره به انواع اختلالات اضطرابی، «اختلال اضطراب جدایی» را زمینه‌ساز اضطراب‌های بعدی افراد در طول زندگی‌شان عنوان کرد.

خبرگزاری فارس: «اضطراب جدایی کودکی» ریشه بسیاری از اختلالات روانی در بزرگسالی است

علی اسماعیلی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، اظهار داشت: اختلالات اضطرابی، به مجموعه اختلالاتی گفته می‌شود که «اضطراب» ریشه اصلی آن است.

وی افزود: انواع اختلالات اضطرابی عبارتند از اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وحشت‌زدگی، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال وسواس اجباری که هر کدام نشانه‌های خاص خودشان را دارند.

اسماعیلی گفت: شیوع اختلالات اضطرابی از کودکی تا میانسالی است. افراد در دوران کهنسالی با اضطراب کمتری مواجه هستند. چرا که آنها مسائل عمده مانند ازدواج و کنکور را گذرانده اند.

اسماعیلی اظهار داشت: ریشه تمام اضطرابها به اضطراب جدایی و دوران کودکی بر می‌گردد.

این متخصص بهداشت روانی تصریح کرد: اضطراب جدایی دوران کودکی در پی عدم حمایت روانی والدین از کودک به وجود می‌آید.

وی افزود: اگر والدین نتوانند کودک را از نظر عاطفی حمایت کنند، او احساس رها شدگی می‌کند که این امر زمینه‌ساز مشکلات روانشناختی او در آینده می‌شود.

اسماعیلی گفت: مشکلات شخصیتی و زناشویی موجب می‌شود تا والدین به کودکانشان اهمیت ندهند و آنها را از نظر عاطفی حمایت نکنند.

وی افزود: ترس از دست دادن امنیت و دلهره‌ای که از بابت آن در کودک ایجاد می‌شود زمینه‌ساز اضطراب‌های بعدی می‌شود.

اسماعیلی اظهار داشت: اضطراب‌های کنونی فرد مانند، ازدواج، ادامه تحصیلی، کنکور و غیره وجود دارند اما ریشه اصلی اضطراب به همان اضطراب جدایی کودکی باز می‌گردد.

وی تصریح کرد: وقتی کودک به دنیا می‌آید با دنیایی متخاصم رو به رو می‌شود و اگر حمایت والدین و اطرافیان نباشد دچار اضطرابی اساسی می‌شود.

وی ادامه داد: کودکانی که دچار این اضطراب می‌شوند با یکی از 3 شخصیت مهر طلب، پرخاشگر یا منزوی در آینده مواجه هستند.

اسماعیلی گفت: دلیل داشتن شخصیت مهر‌طلب، همان کمبودهای عاطفی دوران کودکی است. از طرفی برخی از این کودکان در آینده با رفتارهای پرخاشگرانه اضطراب خود را کنترل می‌کنند. علت انزوای برخی دیگر هم وجود افکاری است که بر اساس آن فرد فکر می‌کند که اطرافیان قصد آسیب رساندن به او را دارند. در نتیجه انزوا و گوشه‌نشینی را به روابط اجتماعی ترجیح می‌دهد.

وی خاطر نشان کرد: والدین باید رفتاری توام با مهرورزی با کودکانشان داشته باشند تا زمینه‌ساز اختلالات اضطرابی آنان در زندگی آینده‌شان نشوند.

يکشنبه 17/9/1392 - 16:9

دانشمندان آمریکایی موفق به شناسایی سردترین مکان زمین شده‌اند که دمای آن به زیر 91 درجه سانتیگراد می‌رسد.

2.jpg-78.jpeg

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این مکان تازه کشف شده که در کنار خط‌الراس کوه قطب جنوب قرار دارد، می‌تواند طی چند دقیقه چشمها، بینی و ریه انسان را منجمد کند.

 

این بدان دلیل است که دمای آن تقریبا 13 درجه پایینتر از نقطه‌ای (منفی 78.5 درجه سانتیگراد) است که دی‌اکسیدکربن از گاز به یخ خشک تبدیل می‌شود.

 

این کشف رکوردشکن توسط محققان مرکز ملی داده‌های یخ و برف آمریکا انجام شده است.

 

این محققان از ماهواره‌ها و روشهای دیگر برای اندازه‌گیری دما در قطب استفاده کرده‌اند.

 

تصور می‌شود که این نقطه منفی 91.2 درجه‌ای که یکی از چندین نقطه سرد ثبت شده بر خط‌الراس کوه است، در ارتفاع بیش از 3.7 کیلومتری کوهستانی موسوم به Dome Fuji کشف شده باشد.

 

جالب اینجاست که دمای این مکان حتی از مرکز پژوهش ووستوک روسیه که رکورد قبلی سردترین دمای جهان را با 89.2 درجه سانتیگراد در طول یک زمستان قطبی در سال 1983 از آن خود کرده بود، سردتر است.

 

محققان بر این باورند که ممکن است نقاط سردتری نیز وجود داشته باشند چرا که ماهواره‌ها تنها به نمایش میانگین دما در یک کیلومتر مربع می‌پردازند.

 

به گفته آنها، سردترین دماها در طول روزهای صاف و خشک ثبت شده‌اند و دمای روزهای بادی یا برفی سنجیده نشده است.

 

جزئیات کامل این کشف در نشست سالانه اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا عرضه خواهد شد.

 

اوایل سال جاری، دهکده Oymyakon روسیه به عنوان سردترین شهرک مسکونی دائمی جهان شناخته شد که میانگین دمای آن در ماه ژانویه به منفی 50 درجه سانتیگراد می‌رسید.

 

این دهکده که به عنوان «قطب سرد» نیز شناخته شده، سردترین دمای خود را با منفی 71.2 درجه سانتیگراد تجربه کرده است.

 

در این دهکده حدود 500 تن ساکن بوده و در دهه‌های 1920 و 30 یک توقفگاه بین راه برای دامداران گوزن شمالی محسوب می‌شد که به گله خود از چشمه‌های داخلی آب می‌دادند.

يکشنبه 17/9/1392 - 16:8

پزشکان آمریکایی معتقدند که تزریق واکسن آنفلوآنزا برای تمامی افراد به خصوص بیماران مبتلا به آسم ضروری است.

3-870.jpg

به گزارش سرویس «سلامت» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، طبق گفته پزشکان آمریکایی ویروس آنفلوآنزا، علائم آسم را تشدید می‌کند و به همین دلیل تزریق واکسن آن به بیماران آسمی توصیه می‌شود.

 

طبق گزارش مرکز کنترل و پیشگیری امراض آمریکا در طول سال 2010 تا 2011 میلادی 50 درصد از مبتلایان به آسم واکسن آنفلوآنزا تزریق کرده‌اند که این آمار در مقایسه با سال 2005 تا 2006 میلادی، افزایش چشمگیر داشته است.

 

پزشکان تاکید دارند که آنفلو‌آنزا می‌تواند علائم آسم را تشدید کند و با ایجاد حملات آسمی شدید به ذات‌الریه و یا مشکلات تنفسی بیشتر منجر شود که در موارد حاد حتی جان بیمار را نیز به خطر می‌اندازد.

 

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری یونایندپرس، طبق گزارش مرکز کنترل و پیشگیری امراض آمریکا، این یافته بر ضرورت آموزش افراد مبتلا به آسم در مورد اهمیت تزریق سالانه واکسن آنفلوآنزا تاکید می‌کند.

يکشنبه 17/9/1392 - 16:6

یافته های جدید علمی دانشمندان نشان می دهند که مواد غذایی می توانند در دستگاه گوارش واکنش هایی ایجاد کنند که باعث تغییرات روحی در انسان می شود و بر شخصیت انسان تاثیر می گذارد .

به گزارش خبرنگار علمی ایرنا از منابع خبری ، یافته های جدید علمی نشان می دهند که مغز و روده ارتباطی قوی با یکدیگر دارند.

بر اساس گفته بسیاری از دانشمندان، مواد غذایی می توانند در دستگاه گوارشی واکنش هایی ایجاد کنند که باعث تغییرات روحی در انسان می شود. برخی از دانشمندان حتی گمان می برند که مواد غذایی بر شخصیت ها نیز تاثیر می گذارند.

این ایده که روده منشا احساسات انسان است، بخشی از پزشکی سنتی است. در سنت های بهداشتی آسیایی، شکم مرکز بدن و منشا استحکام روحی است، اما پژوهشگران مدت زمانی طولانی به این مساله اهمیت نمی دادند و آن را جدی نمی گرفتند.

در مغز انسان هیچ بخشی وجود ندارد که مخصوص دستگاه گوارشی باشد، اما 4 تا 5 برابر اعصابی که در نخاع وجود دارند، از دیوار ه های روده می گذرند. این اعصاب حتی می توانند مزه های مختلف غذا را نیز تشخیص دهند.

اما با وجود این شکم و مغز همواره در ارتباط هستند. مغز سیگنال های مربوطه را از طریق گردش خون یا از طریق هورمون ها دریافت می کند. سپس این سیگنال ها در مغز به بخشی که مربوط به احساسات است، انتقال داده می شوند. 

این رابطه نزدیک بین شکم و احساسات در طی دوران تکامل انسان شکل گرفته است. 

این مساله حتی در زندگی عادی برای همه مشخص است که گرسنگی حال را بد می کند و اگر هم انسان از نظر روحی حالش خوب نباشد، اشتها ندارد. 

غذایی که انسان مصرف می کند، در مغز دقیقا ثبت می شود. اگر او اشتها داشته باشد و دستگاه گوارشی اش درست کار کند، سیستم درست است. اما اگر در دستگاه گوارشی اختلالی ایجاد شود، مغز متوجه این مساله می شود. به همین دلیل بسیاری از بیماری های مربوط به روده با ترس و افسردگی همراه هستند.

تعدادی از پژوهشگران آلمانی تاثیرات مستقیم نوع غذا را بر رفتار و حالت موش های آزمایشگاهی بررسی کردند.

این محققان درتحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که نوع ماده غذایی تاثیر مستقیم بر حال موش ها دارد.اگر این امر در میان انسان ها نیز صدق کند، این یافته ای بسیار موثر خواهد بود، زیرا می توان از این طریق با بیماری های روحی و روانی مبارزه کرد. اما از طرف دیگر، برخی پژوهشگران با این یافته های علمی محتاط تر برخورد می کنند و می گویند که این مساله به فاکتورهای متعدد دیگری بستگی دارد.

دانشمندان قصد دارند که در سال آینده تحقیقی در این مورد انجام دهند و کشف کنند که تغییرات در نوع مواد غذایی چه تاثیراتی بر مغز انسان می گذارد. 

يکشنبه 17/9/1392 - 16:5