تعداد مطالب : 29
تعداد نظرات : 71
زمان آخرین مطلب : 2826روز قبل

عشق و دیوانگی

درزمانهای بسیار قدیم، وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیل ت ها و تباهی ها دور هم

جمع شدند خسته تر وكسل تر از همیشه
. ناگهان ذكاوت ایستاد و گفت : بیایید یك بازی بكنیم

مثلا " قایم باشك..."

همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فور ا" فریاد زد : من چشم میگذارم . و از آنجایی كه

هیچ كس نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد، همه قبول كردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها

بگردد.

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع كرد به شمردن : یك ... دو ... سه

...

همه رفتند تا جایی پنهان شوند.

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان كرد

خیانت داخل انبوهی از زبال هها پنهان شد

اصالت در میان ابرها مخفی شد

هوس به مركز زمین رفت

دروغ گفت به زیر سنگ میروم ولی به ته دریا رفت

طمع در كیسه ای كه خودش دوخته بود مخفی شد .

و دیوانگی مشغول شمردن بود: هفتاد و نه ... هشتاد ... هشتاد و یك ...

و همه پنهان شده بودند بجز عشق كه همواره مردد بود و نم ی توانست تصمیم بگیرد و جای

تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان كردن عشق مشكل است.

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید . نود و پنج ... نود و شش ... نود و هفت ...

هنگامی كه دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یك بوته گل رز پنهان شد . دیوانگی

فریاد زد : " دارم میام، دارم میام..."

اولین كسی را كه پیدا كرد تنبلی بود زیرا تنبلی ، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود .

لطافت را یافت كه به شاخ ماه آویزان بود . دروغ در ته دریاچه و هوس در مركز زمین ، یكی

یكی همه را پیدا كرد. بجز عشق.

او از یافتن عشق ناامید شده بود . حسادت، در گو ش هایش زمزمه كرد : " تو فقط باید عشق را

پیدا كنی و او پشت بوته گل رز است."

دیوانگی شاخه چنگك مانندی را از درخت كند و با شدت و هیجان آن را در بوته گل رز فرو

كرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد .

عشق از پشت بوته بیرون آمد . با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش

قطرات خون بیرون میزد . شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بود . او نمیتوانست جایی را ببیند .

او كور شده بود.

دیوانگی گفت : من چه كردم ، چگونه میتوانم تو را درمان كنم؟

عشق پاسخ داد : تو نمیتوانی مرا درمان كنی اما اگر میخواهی كاری بكنی راهنمای من شو .

و اینگونه شد كه از آن روز به بعد ...

عشق كور شد و دیوانگی همواره همراه اوست .

دوشنبه 1/9/1389 - 8:44
بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.
درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.
ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز  هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."
دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "
در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:
- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.
- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود.
دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.
انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.
ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.
مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.
شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.
وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید
تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.
بغل کردن فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن...
- احساس خوبی به شما می دهد.
- حس تنهایی را از بین می برد.
- بر ترس غلبه می کند.
- دریچه احساساتتان را باز می کند.
- اعتماد به نفس را بالا می برد.
- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.
- روند پیر شدن را کندتر می کند.
- اشتها را فرو می نشاند.
- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.
- با بیخوابی مبارزه می کند.
- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.
- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.
- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.
- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.
- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.
- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).
فواید بیشتر بغل کردن
- از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)
- برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند)
- قابل حمل است.
- به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.
- هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)
- روزهای شاد را شادتر می کند.
- فضاهای خالی زندگی را پر میکند.
- حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند
يکشنبه 30/8/1389 - 12:49
مردانه

 


خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید. دید تشنه است آب را آفرید. دید در تاریكی است نور را آفرید. دید هیچ مشكل دیگه ای نداره زن را آفرید



بیشتر مردها 2 آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه



مثل هندی : ریشه ی تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین


سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای كه دهانشون بسته است عكس بگیره  



ضرب المثل روسی: دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ 



ضرب المثل آمریکایی: سه چیز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پیراهن زیر 



مثل چینی :اگر میخواهی برای یك روز معذب باشی مهمانی كن و اگر می خواهی برای یك سال معذب باشی پرنده نگاهدار و اگر می خواهی مادام العمر معذب باشی زن بگیر


کابینه زندگی مشترک:

زن=وزیر سلب آسایش 

شوهر= وزیر کار 

مادر زن= وزیرجنگ 

مادر شوهر=وزیر اغتشاشات 

خواهر زن= جاسوس دو جانبه 

خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی 

پدر زن= وزیر ارشاد

پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت 


می دونی بزرگترین مزیت مجرد بودن چیه؟  
      از هر طرف تخت که عشقت بکشه می تونی بیای پایین

 

وقتی زنت خونه نیست چه كار می‌كنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت 



اگر دیدی مردی در ماشین رو برای خانمش باز کرد مطمئن باش که یا ماشین نو است یا خانم
--
================================
خشم کن اما ز فریادم مپرهیزان
من که فردا خاک خواهم شد چه پرهیزی
خوب می دانم سر انجامم چه خواهد بود
يکشنبه 30/8/1389 - 12:34

نکاتی برای تو !!!!!

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن.

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

 وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

 هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

 راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش " 

   هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی

خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

 چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

 وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.

در حمام آواز بخوان.

در روز تولدت درختی بکار.

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

شیر کم چرب بنوش.

هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

شنبه 29/8/1389 - 13:4

به قول دکتر شریعتی: لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.

این متن ارزش خوندن داره فقط دو دقیقه وقت میگیره

همه ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:

شغلمان را تغییر دهیم

مهاجرت كنیم

با افراد تازه ای آشنا شویم

ازدواج كنیم

 

فكر میكنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر:

ترفیع بگیریم

اقامت بگیریم

با افراد بیشتری آشنا شویم

بچه دار شویم

 

و خسته می شویم وقتی:

می بینیم رییسمان نمی فهمد

زبان مشترك نداریم

همدیگر را نمی فهمیم

می‌بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند

بهتر است صبر كنیم ...

 

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :

رییسمان تغییر كند، شغلمان را تغییر دهیم

به جای دیگری سفر كنیم

به دنبال دوستان تازه ای بگردیم

همسرمان رفتارش را عوض كند

یك ماشین شیك تر داشته باشیم

بچه هایمان ازدواج كنند

به مرخصی برویم

و در نهایت بازنشسته شویم....

 

حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

 

اگر الآن نه، پس كی؟

 

زندگی همواره پر از چالش است.

 

بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی كنیم.

 

به خیالمان می رسد كه زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود كه موانعی كه سر راهمان هستند، كنار بروند:

مشكلی كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم می كنیم

كاری كه باید تمام كنیم

زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم

بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم

و ...

بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

 

بعد از آن كه همه ی این ها را تجربه كردیم، تازه می فهمیم كه زندگی، همین چیزهایی است كه ما آن ها را موانع می‌شناسیم

 

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود ندارد. خوشبختی، خود همین جاده است.. بیایید از هر لحظه لذت ببریم.

 

برای آغاز یك زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:

در انتظار فارغ التحصیلی

بازگشت به دانشگاه

كاهش وزن

افزایش وزن

شروع به كار

مهاجرت

دوستان تازه

ازدواج

شروع تعطیلات

صبح جمعه

در انتظار دریافت وام جدید

خرید یك ماشین نو

باز پرداخت قسط ها

بهار و تابستان و پاییز و زمستان

اول برج

پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون

مردن

تولد مجدد

و...

 

خوشبختی یك سفر است، نه یك مقصد.

 

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

 

زندگی كنید و از حال لذت ببرید.

 

اكنون فكر كنید و سعی كنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید..

2. برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید.

3. آخرین ده نفری كه جایزه نوبل را بردند چه كسانی هستند؟

4. آخرین ده بازیگر برتر اسكار را نام ببرید.

 

نم یتوانید پاسخ دهید؟ نسبتاً مشكل است، اینطور نیست؟

نگران نباشید، هیچ كس این اسامی را به خاطر نمی آورد..

 

روزهای تشویق به پایان می رسد! نشان های افتخار خاك می گیرند! برندگان به زودی فراموش میشوند!

 

اكنون به این سؤالها پاسخ دهید:

1. نام سه معلم خود را كه در تربیت شما مؤثر بوده‌اند ، بگویید.

2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نیاز به شما كمك كردند، نام ببرید.

3. افرادی كه با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند، به یاد بیاورید.

4. پنج نفر را كه از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید.

حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

 

افرادی كه به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌ها" ندارند، ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند ....

 

آنها كسانی هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همان هایی كه در همه ی شرایط، كنار شما می مانند ...

 

كمی بیاندیشید. زندگی خیلی كوتاه است.

 

شما در كدام لیست قرار دارید؟ نمی دانید؟

اجازه دهید كمكتان كنم.

شما در زمره ی مشهورترین نیستید...،

 

شما از جمله كسانی هستید كه برای در میان گذاشتن این پیام در خاطر من بودید

شنبه 29/8/1389 - 12:57
نجار پیر

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد . یک روز او با صاحب کار خود موضوع را درمیان گذاشت .
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند .
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرفکند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد .
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواستموافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد .


نجار در حالت 
رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود . پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود . برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد .
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد . صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد .
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد .
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد . یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد .
این داستان ماست .
ما زندگیمان را میسازیم . هر روز میگذرد . گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم . اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم . فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست .
شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود . یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود .
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.
شنبه 29/8/1389 - 12:55
تله موش موش ازشكاف دیوار سرك كشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز كردن بسته بود. موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« كاش یك غذای حسابی باشد اما همین كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یك تله موش خریده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد . او به هركسی كه می رسید ، می گفت :« توی مزرعه یك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه یك تله موش خریده است . . . »! مرغ با شنیدن این خبر بال هایش را تكان داد و گفت : « آقای موش ، برایت متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من كاری به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطی به من ندارد میش وقتی خبر تله موش را شنید ، صدای بلند سرداد و گفت : «آقای موش من فقط می توانم دعایت كنم كه توی تله نیفتی ، چون خودت خوب می دانی كه تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش كه دعای من پشت و پناه تو خواهد بود موش كه از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تكان داد و گفت : « من كه تا حالا ندیده ام یك گاوی توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خنده ای كرد ودوباره مشغول چرید شد. سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فكر بود كه اگر روزی در تله موش بیفتد ، چه می شود؟ در نیمه های همان شب ، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید.. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببیند. او در تاریكی متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا می كرده ، موش نبود ، بلكه یك مار خطرناكی بود كه دمش در تله گیر كرده بود . همین كه زن به تله موش نزدیك شد ، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت ، وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وی بهتر شد. اما روزی كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسایه كه به عیادت بیمار آمده بود ، گفت :« برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست مرد مزرعه دار كه زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید. اما هرچه صبر كردند ، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می كردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد ، میش را هم قربانی كند تا باگوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد. روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این كه یك روز صبح ، در حالی كه از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاك سپاری او شركت كردند. بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیك تدارك ببیند. حالا ، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته ای فكر می كرد كه كاری به كار تله موش نداشتند!   نتیجه ی اخلاقی : اگر شنیدی مشكلی برای كسی پیش آمده است و ربطی هم به شما ندارد ، كمی بیشتر فكر كنید.. شاید خیلی هم بی ربط نباشد!
شنبه 29/8/1389 - 12:31
آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویندآدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند آدم های بزرگ درد دیگران را دارندآدم های متوسط درد خودشان را دارندآدم های كوچك بی دردند آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینندآدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستندآدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستندآدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستندآدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستندآدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ داردآدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستندآدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستندآدم های كوچك مسئله ندارند آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینندآدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهندآدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند
سه شنبه 25/8/1389 - 14:21

دكتر ماسارو ایموتو

محقق ژاپنی با انتشار یافته‌های تحقیقات خود 

مدعی شد كه مولكول‌های آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند.
نظریه این محقق ژاپنی كه تاكنون از سوی مؤسسات علمی فیزیكی و زیست‌شناسی مورد تأیید قرار گرفته است، مبتنی بر بررسی نمونه‌های فراوانی از كریستال‌های منجمدشده آب و مقایسه آن با یكدیگر است

كتاب ایشان  با عنوان های مختلفی چون 

The messages from water

در چندین جلد منتشر شده است.
ایشان در اغلب كشور های دنیا سمینار ها
وكنفرانس هایی با این پیام داشته
ودارند

پروفسور «ایموتو»‌ معتقد است كه مفاهیم

 

متافیزیكی محیط بر روی تركیب مولكولی آب

 

 تأثیر می‌گذارد.

این دانشمند ژاپنی كه فارغ‌التحصیل دانشگاه

 

یوكوهاماست، دارای یك مؤسسه تحقیقاتی

 

 به نام       

IHM

      در ژاپن است كه امور

 

تحقیقاتی مربوط به كریستالیزه شدن آب را در

 آنجا انجام می‌دهد

 

دكتر ایموتو معتقد است كه همانطور كه شكل ظاهری آب نسبت به ظرف ها

 

 ومكان هایی كه در آن قرار می گیرد تغییرمی كند . شكل مولكولی آب هم نسبت به محیط پیرامون خودش تغییر پیدامیكند  

 

آب هایی كه راكد هستند مانند آب پشت سد ها وآب دریاچه ها بدلیل عدم

 پویایی وحركت از لحاظ نمای مولكولی زشت وكریه هستند

همچنین آب هایی مانند آب رودخانه ها باوجود جاری بودن وسیلان داشتند بدلیل اینكه از

میان شهر ها می گذارند واكثر مردم دارای افكار منفی هستند نمای زشتی پیدا می كنند.

بزرگترین در یاچه در مركز ژاپن .
چون آب دریاچه راكد است وایستاده ،
 همین سكون وایستادن باعث
 
 می شود مولكولهای آب زشت شوند 

 

هر گونه سكون
 باعث زشتی آب
 می شود

چون آب این رودخانه  از میان
شهر ها می گذرد وبدلیل طیف
 غالب منفی آدم ها نمای
مولكولی آب به این شكل در
آمده است

آب هایی كه تازه از دل كوه بیرون
می آیند بدلیل اینكه در معرض
افكار منفی قرار نگرفته اند نمای
مولكولی خود را حفظ كرده اند.
دكتر ایموتوآزمایشهای خود را به مكانهای خاصی محدود نكرده  وآنها را با آب های مختلف ،در كشور های مختلف انجام دادند .
تاثیر دعا:
دكتر ایموتو از عده ای
خواستند كه در كنار سد
فوجی وارا بایستندودعا
بخوانند وآب را قبل وبعد از
 دعا آزمایش كردند

دكتر ایموتو معتقد است كه خلوص نیت در دعا بسیار مهم است مانند داستان حضرت موسی
زمانی كه قومش برای بارش باران دعا می كردند وبه موسی وحی شد كه در میان شما گناهكاری است كه مانع از بارش باران می شود

آب مصرفی بشدت بی قواره وزشت است.
 چون از میان شهرها وروستا می گذرد
ومردم مملو از فكر منفی هستند

ایموتو معتقد است كه دعا از راه دور هم موثر است .
ایشان از 500 نفر از استاد مسائل معنوی خواستند كه در روز معین ودر ساعت مشخصی برای لیوان آبی كه روی میزشان گذاشته اند دعا كنند .
آقای ایموتو بر روی تاثیر
موسیقی روی آب
 هم كار كردند.
برای آب موسیقی های مختلفی پخش می كردند و واكنش مولكولی آب را بررسی می آب نه تنها از رفتار وافكار ما تاثیر می پذیرد
بلكه نسبت به نوشته هانیز واكنش نشان می
دهد .
ایموتو با چسباندن برچسب هایی روی بطری ها ی
 آب واكنش آب را بررسی میكرد

ایموتو معتقد است كه اگر
باآب با زبانهای مختلف برخورد
 كنیم در مقابل همه كلمه
های مثبت واكنش آب زیباودر
 مقابل همه كلمه های منفی

واكنش آب زشت خواهد بود

دكتر ایموتو آب را در كنار گلها
قرارداد ومتوجه شد كه مولكولهای
آب خود را به شكل گلها در می آورند

 بنابراین احساس نشاط وشادمانی وانرژی كه انسان از طبیعت می گیرد بدلیل

 

 اینست كه مولكولهای بدن ما خود را به شكل طبیعت در می آورند

 در ایران هم خانم حمیده بی طرف با طرح شهادت آب

توانست در جشنواره خوارزمی رتبه دوم را كسب

 نمایدایشان آزمایشان خود را روی سایر پدیده ها نیز

آزمایش نموده اند

زیباترین شكلی كه آب  از خود نشان
 داده است زمانی است كه برای آن
 قران پخش شد .
هم اكنون نیز محققین ایرانی با

همكاری موسسه     

IHM

     ٍ،واكنش آب
رادر مورد 99  اسم خداوند آزمایش 
 می كنند كه به طرح نودو نه شهرت 
دارد .
 حال كه

 تا70%كره زمین را آب تشكیل می دهد.

تا 60% وزن بدن انسان را آب تشكیل می‌دهد

تا 70% وزن ماهیچه‌های انسان را آب تشكیل می‌دهد

تا 80% خون انسان را آب تشكیل می‌دهد

و 90% ریه‌های انسان را آب تشكیل می‌دهد

می توانی انتخاب كنی كه...؟!!!.

 

ببخشیددوستان.نمیدونم چرا عكسهارونتونستم بفرستم.اگه راهنماییم كنید دفعه بعدحتما میذارم كه واقعا دیدنی و باورنكردنیه)

سه شنبه 25/8/1389 - 14:17

یک تست مفید!
()

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.

از مکان نمای موس استفاده نکنید

در متن زیر


C

را پیدا کنید

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

اگر درمتن بالا


C


را پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد


N


را بیابید


MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

این یک شوخی نیست.
اگر قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز
به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.
مغز شما عملکرد خوبی دارد و ازبیماری آلزایمر در امان خواهید بود

سه شنبه 25/8/1389 - 12:2