تعداد مطالب : 549
تعداد نظرات : 287
زمان آخرین مطلب : 2317روز قبل

نرم افزار «راز کبودی یاس»

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یاتصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند برانسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبوربود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌هاجستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداریسارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگویزنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرمبود.



بنابراینبی‌دلیل نیست كه بعد از شهادت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبالمرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از اینروست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركتآن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.



حال که برخی کوردلان دور از حق و حقیقت سعی در انکار شهادت آن بانوی بزگوار و سرپوش گذاشتن بر حقایق تاریخ دارند ، بر آن شدیم تا به رسم دفاع از مظلوم همان گونه که اوبا دفاع از علی(ع) به ما آموخته است ،ذره ای از حقایق تاریخ را ورق زده و پرده های شبهه را کنار بزنیم.

در این راستا مطالب زیبا و روشنی را که به همت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج) رقم خورده و در کتابخانه مجازی فاطمیه جمع آوری گردیده است در قالبی زیبا تقدیم علاقمندان حضرتش نماییم.امید است که مورد رضایت فرزند بر حقش حضرت امام زمان(عج) قرار گیرد.


در این نرم افزار در قالبی زیبا به سوالات زیر پاسخ داده شده است:


چرا با وجود حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟
چرا، بنی هاشم و انصار، از حضرت زهرا (س) دفاع نكردند؟
آیا فقط تهدید به آتش زدن خانه بوده یا صورت گرفته است؟
چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟
آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟
چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟
آیا خانه های مدینه دَرِ چوبی داشت؟

و ...

دانلود نسخه بهینه شده با حجم 2.1 مگا بایت


منبع

دوشنبه 29/1/1390 - 16:44
با سلام
شاید چنین خبری صحت داشته باشد، لطفاً مواظب باشید



 

 

چندیپیش دختر جوانی با مراجعه به کلانتری 148 انقلاب تهران ماجرای عجیبی را پیش روی پلیس قرار داد که تازگی داشت. دختر 21 ساله در تحقیقات گفت: «می‌خواستم به دانشگاه بروم که سوار اتوبوس شدم. زن جوانی که در صندلی کناری‌ام نشسته بود خیلی باکلاس و شیک به نظر می‌رسید، دیدم که به صورتم خیره شده است تا اینکه لبخندی زد و سرصحبت را باز کرد. وقتی شنیدم که با یکپزشک پوست آشناست و دستمال مرطوبی سراغ دارد که باعث از بین رفتن لک و جوشصورتم می‌شود خوشحال شدم. می‌گفت دستمال‌ها بی‌خطر هستند و هر شب باید آن را روی صورتم بگذارم تا پوستم ترمیم شود. «فریماه» همان لحظه یک سری دستمالمرطوب به من داد و خواست شماره موبایلش را داشته باشم و اگر دستمال‌ها تاثیر خوبی روی صورتم گذاشتند با وی تماس بگیرم تا سفارش بدهد از اروپا برایم بیاورند. همان شب دستمال مرطوب را روی صورتم گذاشتم. حس خوبی به من دست داد. از آن به بعد هر شب این کار را می‌کردم. یک هفته نشده بود که با فریماه تماس گرفتم و بسته جدیدی از دستمال‌ها را سفارش دادم. همدیگر را دیدیم و او با گرفتن 20 هزار تومان دستمال‌ها را به من فروخت».

دختردانشجو افزود: «هر شب مرتب دستمال‌ها را استفاده می‌کردم و اگر آنها را بهصورتم نمی‌گذاشتم نمی‌توانستم بخوابم و نیمه‌های شب از خواب می‌پریدم. اصلاتصور نمی‌کردم که معتاد دستمال‌ها شده‌ام. رفته رفته وقتی از دستمال‌ها استفاده نمی‌کردم خمار و خواب‌آلود می‌شدم. خواهرم که از نزدیک شرایط من رادنبال می‌کرد ترسیده بود، طوری حرف می‌زد که انگار مطمئن است من مواد مصرفمی‌کنم اما نمی‌پذیرفتم. هر بار با فریماه تماس می‌گرفتم قیمت دستمال‌ها را چندین برابر بالا می‌برد. سومین بار بود که 100 هزار تومان خواست، ناچاربودم بپردازم. هر هفته وقتی با فریماه تماس می‌گرفتم چون می‌دانست وابستگیشدیدی به دستمال‌ها دارم قیمت را بالاتر می‌برد. خواهرم که بیشتر متوجه رفتارها و بی‌تابی‌های من شده بود خانواده را در جریان قرار داد. اصرار داشتند آزمایش بدهم. من تصور نمی‌کردم چنین جواب عجیبی بشنوم، به خاطر همینپذیرفتم و آزمایش دادم. نتیجه باورنکردنی بود.

درخون من یک نوع ماده مخدر به نام «ال‌سی‌من» وجود داشت که از راه پوست و دستمال‌های مرطوب من را معتاد کرده بود. وقتی با فریماه تماس گرفتم و شنید می‌دانم چه بلایی بر سر من آورده است تماس را قطع کرد و از آن به بعد گوشی‌اش خاموش است. من از این زن که می‌تواند دخترهای دیگر را نیز فریب دهد، شکایت دارم». ماموران با شنیدن ادعاهای دختر دانشجو به بررسی‌های تخصصی دست زدند و پی بردند «ال‌سی‌من» یک نوع ماده مخدر سوییسی بوده و از طریق اروپا وارد ایران شده است.

ماموراندریافتند که فریماه با اطلاع از اینکه دستمال‌ها اعتیاد‌آور هستند، سوار اتوبوس‌ یا مترو به جذب مشتری از میان دختران جوان پرداخته و با استفاده ازعدم آگاهی آنان به خطری که در پیش دارند ابتدا با قیمت‌های پایین دستمال‌های «ال‌سی‌من» را در اختیارشان گذاشته سپس با اعتیاد طعمه‌هایش پولزیادی به جیب می‌زند.
تحقیقات در این باره که آیا باند سازمان‌یافته‌ای به چنین اقدام خاموشی دست می‌زند ادامه دارد.

 

 







دوشنبه 29/1/1390 - 12:34

( واقعا" جالب و باور نكردنی است زمین را جابجا كنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ )
ناسا قصد دارد کره زمین را جابجا کند!
 
دانشمندان یک روش غیرمعمول برای غلبه بر گرمای کره زمین یافته اند و آن هم این است که کره زمین را به یک مدار دور تر از خورشید یعنی یک منطقه خنک تر حرکت بدهند!
این ایده عجیب زائیده ی ذهن مهندسان ناسا و یکسری از اخترشناسان آمریکایی ست که معتقدند این روش حدود ۶ بیلیون سال به عمر سیاره ما اضافه می کند، به عبارت دیگر عمر مفید زمین ۲ برابر خواهد شد! برای این کار طرح هایی هم ارائه داده اند.
جالب است بدانید که برای این کار نیاز به نیروی عظیمی برای حرکت دادن کره زمین نیست.. فقط کافی ست یک ستاره ی دنباله دار را به سمت زمین هدایت کنند.
دکتر  Laughlin  که در مرکز تحقیقات ناسا در کالیفرنیا کار می کند گفته است که برای این کار فقط لازم است یک ستاره ی دنباله دار و یا شهاب آسمانی را به سمت زمین هدایت کنیم به طوری که با سرعت از کنار و نزدیک زمین رد بشود و به این طریق می توان از نیروی گرانشی شهاب که روی زمین اثر خواهد گذاشت استفاده کرد. در نتیجه ی اینکار سرعت مداری زمین افزایش پیدا می کند و به یک مدار بالاتر می رود که از خورشید دورتر است و به این ترتیب به یک منطقه ی خنک تر هدایت می شویم.
همچنین این مهندسان گفته اند که پس از این کار، باید این ستاره ی دنباله دار را به سوی زحل یا مشتری هدایت کرد تا روند رو به عقب اتفاق بیفتد و انرژیش را از یکی از این ۲ سیاره غول آسا بگیرد. بعدها مدارش آن را دوباره به سمت زمین برخواهد گرداند و این روند همچنان تکرار خواهد شد!
این گروه گفته اند که هدفشان در نجات کره زمین کاملا جدی ست و تنها چیزی که احتیاج دارند پرتاب یک موشک شیمیایی به یک شهاب آسمانی یا ستاره ی دنباله دار است که در زمان مقرر باعث آتش گرفتنش بشود که چنین دانشی همین حالا هم وجود دارد!
این طرح جنبه های نگران کننده ی زیادی دارد. مهندسین هوافضا باید برای هدایت شهاب و یا ستاره ی دنباله دار به سمت زمین نهایت دقت را بکنند زیرا کوچک ترین اشتباهی در این زمینه، کره زمین رو به مداری جلوتر خواهد برد (مدار آتش) و عواقب ویرانگری را در پی خواهد داشت. کباب شدن محیط زیست زمین کم ترین آن ها خواهد بود.
متن کامل مقاله در گاردین:
http://www.guardian ..co.uk/environme nt/2001/jun/ 10/globalwarming .climatechange
   
دوشنبه 29/1/1390 - 12:22

میگن انگلیسی بلد باشید واسه همین چیزاست

درآن دورانی که کسی نمی‌توانست به وجود توالت عمومی اطمینان داشته باشد، خانمی انگلیسی سفری به هندوستان را برنامه‌ریزی کرد. مهمان‌خانهء کوچکی را که متعلّق به مدیر مدرسهء محلّی بود در نظر گرفت و اطاقی رزرو کرد. چون نگران بود که آیا در مهمانخانه توالت وجود دارد یا خیر، در نامه‌ای به مدیرمدرسه سؤال کرد که آیا در مهمانخانهء مزبور WC وجود دارد یا خیر.

مدیر مدرسه تسلّط کاملی به زبان انگلیسی نداشت. نزد کشیش محلّی رفت و پرسید که WCبه چه معنی است. کشیش هم تا آن زمان نشنیده بود. دو نفری همّت گماشتند تا معانی احتمالی این دو حرف را بیابند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که خانممزبور طالب

Wayside Chapel

 استکه بداند آیا (کلیسای کنار جادّه) نزدیک مهمانخانه وجود دارد یا خیر. ابداً به ذهنشان خطور نکرد که این دو حرف ممکن است به معنی توالت باشد.
مدیر مدرسه در جواب خانم نامه‌ای نوشت. متن نامه به شرح زیر است:

خانم عزیز در کمال مسرّت به اطّلاع شما می‌رسانم که در 9 مایلی مهمانخانه یک WC وجود دارد که در میان بیشه‌ای از درختان کاج قرار گرفته و اطراف آن را چشم‌اندازی زیبا فرا گرفته است. این WCگنجایش 229 نفر را دارد و روزهای یکشنبه و پنجشنبه باز است. چون انتظار می‌رود افراد بسیاری در ماه‌های تابستان به اینجا بیایند، توصیه می‌کنم زودتر تشریف بیاورید.. امّا، در این WCفضای ایستاده هم زیاد وجود دارد. این وضعیت مطلوبی نیست بخصوص اگر عادت داشته باشید مرتّباً به آنجا بروید. شاید برای شما جالب باشد که بدانید دختر من در WC ازدواجکرد و در آنجا بود که با شوهرش ملاقات کرد. واقعهء بسیار عالی و جالبی بود. در هر محلّ نشستن ده نفر نشسته بودند. مشاهدهء سیمای آنها و شادمانی آشکار بسیار دلپذیر بود. از هر زاویه می‌توان عکس گرفت. متأسّفانه همسرم بیمار شده و اخیراً نتوانسته به آنجا برود. تقریباً یک سال از آخرین مرتبه‌ای که رفته می‌گذرد که البتّه برای او بسیار دردناک است.
البتّه مسرور خواهید شد که بدانید بسیاری از مردم ناهارشان را با خودشان می‌آورند و تمام روز را آنجا می‌گذرانند که برایشان بسیار دلپذیر است. دیگران ترجیح می‌دهند قبل از وقت بیاییند و تا آخرین لحظه هم بمانند. به آنبانوی محترم توصیه می‌کنم روزهای پنجشنبه به آنجا بروید زیرا نوازندهء اُرگ نیز می‌آید و همراهی می‌کند..
جدیدترینچیزی که افزوده شده ناقوسی است که هر وقت کسی وارد می‌شود زنگ می‌زند. بازاری هم در آنجا داریم که نشیمن‌گاه مخملی برای همه فراهم می‌کند چون بسیاری بر این باورند که مدّتها است چنین چیزی لازم بوده است. چشم به راهم که شما را تا آنجا همراهی کنم و شما را در جایی قرار دهم که همه بتوانند شما را ببینند.
 با احترامات فائقه مدیر مدرسه
خانم مزبور وقتی نامه را خواند غش کرد ... و البتّه هیچوقت به هندوستان نرفت.

 


دوشنبه 29/1/1390 - 12:17

«آموزش کوتاه مدت در مدیریت روابط انسانی»


1-شجاعانه ترین 6 کلمه ای که می توان بیان کرد:
من قبول می کنم که اشتباه کردم


2-مهمترین 5 کلمه ای که می توانید به همکارانتان بگوئید:
شما کار خوبی انجام داده اید


3-کار سازترین 4 کلمه قابل بیان به همکار:
عقیده شما چه می باشد؟


4- مؤثرترین 3 کلمه قابل بیان در محیط کار:
من خواهش می کنم


5- با ارزشترین کلمه در پاسخ همکاران:
تشکر می کنم


6- قویترین یک کلمه که در یک سازمان وجود دارد:
ما


7-کم ارزشترین یک کلمه موجود در محیط کاری:
من
شنبه 27/1/1390 - 18:45

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

تعالیم و اعتقادات تلمودی‏

 

تلمود به عنوان یكی از منابع مهم،تفسیری از تعالیم،عقاید،آداب و احكام یهودیت است كه‏ همواره مرجع یهودیان در تمام اعصار بوده و هست.این كتاب از دو بخش میشناه(متن اصلی)وگمارا(شرح متن اصلی)تشكیل شده است.میشناه بین سالهای 190 تا 200 پس از میلاد،یعنی‏ حدود یك قرن پس از ویران شدن هیكل توسط تیتوس رومی بوسیله یهودا هاناسی جمع آوری‏شد.گمارا نیز دو نوع است گمارای اورشلیم كه در سال 400 و گمارای بابل كه در سال  500جمع آوری و تدوین شد.(1)

صرفنظر از مباحثی كه مربوط به شكل تلمود می‏شود و اتفاقا اطلاع از آن هم ضروری است،در این مقال می‏خواهیم به محتوای تلمود به عنوان منبعی كه عامل بسیاری از كینه‏توزی‏ها ونفرت‏ها شده،نظری هر چند مختصر بیافكنیم تا شاید ریشه مهم و اساسی یهود ستیزی در بعداعتقادی آن را دریابیم.

در سال 1888 میلادی مطبوعات(مجله)مینروه‏(2)روایت جالبی را از یك مطلب‏مربوط به نتایج حاصل از فعالیت‏های یك كمیته تحقیق كه در سال 1240 میلادی‏به دستور سن لویی پادشاه فرانسه تشكیل شده بود چاپ كرد كه هرگز مورد ابطال‏قرار نگرفت.پادشاه وقت فرانسه خواسته بود بداند كه چرا یهودیان تا آن حد درفرانسه منفور هستند؟بدین منظور وی یك دادگاه سلطنتی به ریاست شخص‏خویش افتتاح كرد.كتاب تلمود،توسط یك نفر یهودی مسیحی شده كه زبان عبری‏را خوب سخن می‏گفت،در معرض قضاوت دادگاه قرار گرفت.برای روشن شدن‏اصالت و اعتبار متون دینی تلمود،دادگاه از جچیل،خاخام پاریس به همراه دوخاخام دیگر به نامهای یهودا سموئیل،و ژاكوب كه دومی از خطبای مشهور فرانسه واسپانیا بود،دعوت به عمل آورد تا در جلسات شركت كنند.پادشاه منصف فرانسه‏سعی كرد تا بیشتری تمهیدات را تدارك ببیند كه خاخام‏های نام برده بتوانند به‏راحتی از تلمود دفاع كنند و اصالت و اعتبار متون تلمودی را در محضر جلسه اثبات‏نمایند.علی رغم همه اینها،دادگاه اجبارا به این نتیجه رسید كه قوانین تلمودی‏مخالف و بلكه منافی و ناسازگار با هر گونه نظم اجتماعی است،و این مطلب منحصربه جوامع مسیحی نبود،بلكه در مورد هر اجتماع غیر یهودی مصداق داشت.در اثرهمین تحقیقات بود كه آن دادگاه بدین نتیجه رسید كه تلمود نه تنها مكررا مریم‏مقدس را مورد اهانت قرار می‏داد،بلكه حتی شك به وجود می‏آورد كه حضرت‏عیسی علیه السلام از یك مادر باكره به دنیا آمده است و جسارت را تا جایی پیش می‏برد كه‏می‏گفت عیسی علیه السلام فرزند سربازی به نام پاندارا و زنی بدكاره بود.مسیحیان وقتی‏شنیدند كه خاخام‏های دعوت شده رأی بر صحت این سخنان ترجمه شده از روی‏ تلمود می‏دهند شگفت زده شدند.سن لویی،پادشاه فرانسه،در اثر رأی نهایی این‏دادگاه تحقیق و تفحص،فرمان داد كه كتاب تلمود را به كلی بسوزانند.(3)

 

با شنیدن این روایت یقینا،كنجكاوی برای اطلاع از محتوای تلمود بیشتر خواهد شد و این كه‏ چطور ممكن است از متون دینی یك قوم همچون یهودیت،نفرت برون تراود و اقوام و امم دیگر را از خود براند.مسلما در ابتدا باید بدانیم كه دیدگاه یهودیان در خصوص اقوام و ملل دیگر چیست و چطور شده است كه غیر یهودیان نسبت به یهودیان دارای این تنفر شدید هستند.

 

جنتیل‏(4)یا گوئیم‏(5)واژگانی هستند كه می‏توان معنای غیر یهودی و یا بیگانه را بدان اطلاق‏ نمود و این واژه از لغات محوری در ایجاد این تنفر است.یهودیان در فرهنگ و عقیده منحرف از شریعت حضرت موسی علیه السلام،بجای اینكه خود را معتقد به دین موسوی بدانند،خود را از نژاد و خون یهودی می‏دانند.مقدم بودن نژاد بر دین و مذهب در این قوم باعث شده است كه آنان‏ هیچ كس را به دین خود دعوت نكنند،و كسی را یهودی بدانند كه مادری یهودی داشته باشد.از همین رو«در موارد متعددی واژه‏های كلی از قبیل«همانند تو»،«بیگانه»،یا حتی«انسان»به‏معنایی انحصار طلبانه و قوم گرایانه گرفته شده‏اند.»(6)

 

در این دایره هر كسی كه دارای نژادی غیر یهودی باشد به وی جنتیل یا گوئیم گفته می‏شود و همین واژه كافی است تا كوهی از تبعیضات نژادی ناروا،در لفافه‏ای از احكام مذهبی علیه‏ غیر یهودیان به عنوان حیوانات انسان نما بار شود.كه در این فرصت كوتاه فهرست‏وار بدان نظری‏ مجمل خواهیم داشت.

 

1-اسرائیل شاهاك می‏گوید:

 

مقامات هلاخایی بر سر این ملاحظه كه واژه«بیگانگان»(GENTILS)در این دیدگاه به‏ همگی غیر یهودیان اشاره دارد به توافق رسیده‏اند.(7)

 

2-به نوشته كتاب هاتانیا،كتاب مقدس جنبش هابادی از شاخه‏های قوی هاسیدیسم،غیر یهودیان مخلوقات شیطان هستند كه مطلقا هیچ چیز نیكویی نزد آنان یافت نمی‏شود.تفاوت‏ كیفی میان یهودیان و غیر یهودیان از مرحله جنینی وجود دارد.(8)

 

3-بنابر حكم تلمود نجات یك غیر یهودی افتاده در چاه جایز نمی‏باشد.و اما نیز او را در چاه‏ بیشتر فرو بردن نیز نباید.(9)

4-در جنگ زمانی كه لشكریان ما به یك یورش نهایی دست می‏زنند.«هلاخا به آنها اجازه و فرمان می‏دهد كه حتی از غیر نظامیان خوب كشتار كنند،یعنی غیر نظامیانی كه خود را چنین‏جلوه می‏دهند»(10)

 

5-«یك یهودی تعبدگرا از همان اوان جوانی در چهارچوب مطالعات مقدس خویش‏می‏آموزد كه بیگانگان با سگان قابل مقایسه هستند،كه از آنها به نیكی یاد كردن گناه است.»(11)

 

6-«نكته پذیرفته شده این است كه در فریب بیگانگان به جای مداوای آنان هیچ چیز قابل‏ سرزنش نیست،اگر این كار خصومتی را بر نمی‏انگیزد»(12)

 

7-دكتر مجاز نیست كه یك روز سبت‏(13)[برای نجات یك بیگانه‏]با درشكه جابجا شود.مگر اینكه آوردن عذر و بهانه غیر ممكن گردد.»(14)

 

8-«حتی در برابر دستمزد نباید به یك زن غیر یهودی كه روز سبت در حال زایمان است یاری‏ رساند.از خصومت نیز نباید بیمی به دل راه داد.حتی زمانی كه با چنین كمكی بی‏حرمتی به‏ سبت در كار نباشد.»(15)

 

9-«اگر دیده شود كه یك كشتی كه یهودیانی را حمل می‏كند،در خطر است،وظیفه هر كسی‏ است كه سبت را بخاطر نجات او نقض نماید.با این وجود بنابر تفسیری از خاخام عاكیوا ایگر (متوفی به سال 1873)،این قاعده فقط زمانی اعتبار دارد كه بدانند كه یهودیان در عرشه كشتی‏ هستند.اما اگر از هویت مسافران چیزی دانسته نباشد،[سبت‏]نباید نقض گردد.زیرا كه بیشتر

آدمهای دنیا از زمره بیگانگان و غیر یهودیان هستند.بدین ترتیب از آنجا كه احتمال بسیار كمی‏ وجود دارد كه كسی از مسافران یهودی باشد،باید گذاشت كه غرق شوند.»(16)

 

10-یك طبیب یهودی نباید یك بیمار غیر یهودی را مداوا نماید.ابن میمون كه خود یك‏ طبیب مشهور بود،در این زمینه بسیار صراحت دارد و می‏گوید:«پس بدانید و آگاه باشید كه‏ مداوای یك بیگانه حتی در برابر دستمزد ممنوع است.[...]با این وجود اگر از او هراس دارید یا این كه از خصومت او می‏ترسید او را در برابر دستمزد مداوا كنید.(17)اما ممنوع است كه این كاربی‏اجرت انجام گیرد»(18)

 

11-یك یهودی نباید از شرابی بنوشد كه یك بیگانه-سهمی-هر چه باشد-در ساختن آن‏داشته است.از آن مهمتر،شراب در یك بطری باز،حتی اگر كاملا توسط یهودیان ساخته شده‏ باشد،به محض آن كه بیگانه‏ای بطری را لمس كند یا دستش را از فراز سر آن بگذراند به یكی ازمحرمات بدل می‏گردد.»(19)

 

12-«همچنین مجموعه‏ای از قواعد وجود دارند كه ستایش بیگانگان‏(20)و اعمالشان را به هرنحو ممنوع می‏سازند.»(21)

 

13-«یهودی مومن كه از برابر گورستانی می‏گذرد،باید ورد لعنت بر زبان آورد اگر مردگان‏ بیگانه‏اند.و ورد رحمت اگر گورستان یهودیان در میان است»(22)

 

14-«تلموذ بر یهودیی كه از نزدیك مسكنی كه غیر یهودیان در آن سكونت دارند می‏گذرد مقرر می‏دارد كه از خداوند ویرانی آن خانه را طلب نماید و اگر این خانه ویران است،خداوند را به‏ خاطر انتقامجوییش شكرگزاری كند.»(23)

 

15-«تلموذ و تمامی مقامات خاخامی قدیمی نه تنها صاحب شی‏ء گمشده یك بیگانه را مجاز می‏شمارند،بلكه قاطعانه باز گرداندن آن را ممنوع می‏نمایند»(24).

 

16-«بنابر دانشنامه تلموذی آن كس كه با زن یك بیگانه روابط جسمانی دارد،مستوجب‏ مجازات مرگ نیست.»(25)

 

17-«نمی‏توان روابط جنسی میان یك مرد یهودی و یك زن غیر یهودی را زنا توصیف كرد.بنا بر تلموذ،چنین روابطی از گناه حیوانیت ناشی می‏گردند.(به همین دلیل،در كل فرض می‏شودكه بیگانگان پدرشان معلوم نیست»(26)

 

18-«بیگانگان كه(طبق هلاخا)دروغگویان مادرزاد هستند،گواهی‏شان در برابر یك دادگاه‏ خاخامی هیچ ارزشی ندارد.در این زمینه موقعیت آنان همانند زنان،بردگان و صغیران یهودی‏ است؛در عمل حتی بدتر است.»(27)

 

19-«تلموذ هر نوع هبه‏ای را به یك بیگانه اكیدا ممنوع می‏نماید.»(28)

 

20-«شولهان عاروخ به صراحت بسیار می‏گوید.دزدی كیفی(همراه با خشونت)اكیدا ممنوع است اگر قربانی یهودی باشد.اما همان عمل چون به دست یك یهودی،به زیان بیگانه‏ای‏ انجام گردد به راستی ممنوع نیست.مگر در اوضاع و احوال خاصی،مثلا زمانی كه بیگانگان تحت‏ فرمانروایی ما نیستند»؛اما مجاز است«وقتی كه آنان تحت فرمانروایی ما هستند».(29)

با رویت 20 بند مذكور كه بنا بر نظر افرادی همچون پوپر،به یك تجدید نظر صادقانه در فكر یهودی نسبت به غیر یهودی نیاز است.(30)تصویری از چهره یهود در ذهن متبادر می‏شود كه‏ ممكن است در بعضی از موارد با واقعیات تطابق نداشته باشد.اسرائیل شاهاك یهودی در كتاب‏ خود به این استثنائات نیز توجه می‏دهد و خاطرنشان می‏سازد كه رعایت همین استثناء در

 

 

بسیاری از موارد ضامن بقای یهودیت در تمام اعصار بوده است و آن هم به دو دلیل:

 

1-احكام سخت علیه غیر یهودیان تنها در صورتی معلق می‏ماند كه سودی بیشتر از اعمال‏ احكام،نصیب یهودیان شود.این اصل را می‏توان در كتاب«تاریخ یهود،مذهب یهود»به عینه‏ مشاهده كرد.

لوئیس مارشالكو در تأیید نظر مذكور در كتاب«فاتحین جهانی»می‏گوید:

یكی دیگر از حربه‏های بی‏نهایت موثر یك نفر یهودی،توانمندی وی،مانند یك فرد دمدمی مزاج و متلون،در پذیرش رنگ محیط پیرامون خویش است.نام برده در فرانسه،مجارستان،انگلستان و یا هر جای دیگری كه باشد،در زمینه محیط بومی‏ آنجا ادغام می‏شود.اما علیرغم این كه وی در انگلستان همانند یك جنتلمن(آقای)انگلیسی و در آمریكا نیز مانند یك یانكی واقعی به نظر می‏آید،این مطلب صرفا نقاب دروغینی بیش نیست و كاری حساب شده برای دفاع از منافع خویش و همچنین كسب پیروزی است.(31)

 

2-در صورتی كه خطری متوجه یهودیان شود و خصومت غیر یهودیان را علیه یهودیان‏ برانگیزد،حكم تلمودی معلق می‏ماند.

و به همین دلایل و با رعایت همین استثنائات است كه مثلا در آمریكا شاهد،حمایت عده‏ای‏ یهودی سرشناس همچون آبراهام هشل از نهضت مارتین لوتر كینگ هستیم.در حالیكه چگونه‏ می‏توان با حمایت از سیاهان از حقوق فلسطینیان حتی حقوق فردی اولیه‏شان به این سادگی‏ گذشت.(32)در واقع«منافع خاص یهودیان‏[به عنوان تنها انگیزه‏]به همان گونه كه برای‏ كمونیست‏هایی كه همین سیاهان را حمایت می‏كردند،هدف یك«بهره برداری»سیاسی از جماعت آفریقایی-آمریكایی بود،در مورد یهودیان،بنابر این بود كه حمایت كور از اصل سیاست‏ اسرائیل در خاورمیانه به دست آورند.»(33)

  

 

 

 

کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف

www.MASAFNEWS.com

 

 

 

پینوشت :

(1).ظفر الاسلام خان؛نقد و نگرشی بر تلمود؛ترجمه محمد رضا رحمتی؛مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‏ علمیه قم؛قم؛1369؛ص 21.

(2)  PRESS

 (3).مارشالكو؛ص 32.

(4GENTILS.(

(5)  GOYM

(6).شاهاك؛ص 105.

(7).همان؛صص 203-202.

(8).همان؛ص 84.

(9).همان؛ص 196.

(10).همان؛ص 193.

(11).همان؛ص 235.

(12).همان؛ص 213.

(13).SABBATH؛روز سبت-شنبه-و احكام مربوط به آن یكی از مهمترین مباحث مطرح در دین یهود است كه پیروان آن‏

را ملزم به رعایت آن می‏كند.از جمله اینكه در این روز هیچ فعالیتی نباید صورت گیرد.و همه چیز به معنای واقع باید

تعطیل گردد.دایرة المعارف یهود نیز در این مورد ذكر می‏كند كه در هفتمین روز هفته نباید فعالیتی صورت گیرد.

(14).شاهاك؛ص 213.

(15).همان؛ص 207.

(16).همان؛صص 205-206.

(17).ابن میمون طبیب مخصوص صلاح الدین ایوبی،فاتح بزرگ اسلامی بود.

(18).شاهاك؛ص 201.

(19).همان؛صص 234 و 233.

(20).ساموئل یوسف اكنون در گفتگو با رادیو اسرائیل به هنگام بازگشت از استكهلم كه در آن جایزه نوبل ادبیات را دریافت‏كرده بود از آكادمی سوئد تمجید بسیار به عمل آورد.اما با شتاب افزود:فراموش نمی‏كنم كه ستایش بیگانگان ممنوع‏ است.اما این بار تمجیدهای من دلیل روشنی دارند.آنان جایزه نوبل را به یك یهودی اعطاء كرده بودند.(تاریخ یهود،مذهب یهود؛ص 233.

(21).شاهاك؛ص 233.

(22).همان؛231.

(23).همان.

(24).همان؛ص 222.

(25).همان؛ص 218.

(26).همان.

(27).همان؛ص 220.

(28).همان ص 221.

(29).همان؛ص 224.

(30).همان.ص 54.15

(1).مارشالكو؛صص 21-20.

(2).شاهاك؛ص 252.

(3).همان؛ص 254.

چهارشنبه 24/1/1390 - 11:30
حجت‌الاسلام صالح‌نیا در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس:
ظهور حضرت حجّت(عج) به زمینه‌سازی نیاز دارد نه حاشیه‌سازی

خبرگزاری فارس: مؤسس مركز مطالعات راهبردی امام مهدی(عج) با تأكید بر اینكه ظهور حضرت حجّت(عج) به زمینه‌سازی نیاز دارد و نه حاشیه‌سازی، گفت: بینش راهبردی، بهترین رویكرد در مواجهه با علایم ظهور است.


حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی صالح‌نیا از اساتید حوزه علمیه قم، دارای دكترای كلام، و مؤسس مركز مطالعات راهبردی امام مهدی(عج) است. وی علوم كلام، فقه و اصول را در حوزه علمیه قم تدریس كرده و نویسنده بیش از 40 كتاب و مقاله در حوزه مهدویت و مطالعات آرمانی است.
با توجه به انتشار سی‌دی جنجالی «ظهور بسیار نزدیك است» و ادعاهایی كه در آن بیان شده است، گفت‌وگویی در زمینه رویكردهای مختلف درباره علایم ظهور، با وی انجام داده‌ایم كه در پی می‌آید.

* بر اساس روایات، شناخت علایم ظهور لازم است


حجت‌الاسلام صالح‌نیا در ابتدای این گفت‌وگو بیان داشت: در رابطه با علایم ظهور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و تطبیق آنها بر افراد مختلف، چهار رویكرد كلی وجود دارد. رویكرد اول آن است كه به این علایم و روایات و كدها پرداخت نشود و بعضی معتقدند كه این علایم تنها برای بیان بعضی نكات در آینده است و نوعی پیش‌بینی است و ارتباطش با ما صرفاً ارتباطی علمی است لذا ثمره كاربردی ندارد و تطبیق با افراد و موقعیت‌ها، سبب كج‌روی و انحرافات بین مردم می شود.

وی افزود: به عنوان مثال شخصیت مثبتی را به روایتی تطبیق می‌كنند بعد این شخصیت اشتباهی مرتكب می‌شود و مردم به دلیل اینكه او قبلا مصداق فلان روایت بیان شده بود این اشتباه را به حساب صحت و درستی می‌گذارند.
استاد حوزه در بررسی این دیدگاه گفت: این رویكرد مردود است زیرا همان گونه كه در روایت مشهور داریم كه امامت را بشناس (نك: كافی ج1ص371) عین همین روایت را در كتاب شریف «كافی» راجع به علامات ظهور داریم كه حضرت می‌فرماید: «اعرف العلامة فاذا عرفتها لم‎یضرك تقدم هذا الامر او تاخر . . .»؛ علامت را بشناس چون كه او را شناختی به تو زیان ندارد كه این امر پیش افتد یا به تأخیر افتد. (كافی ج1ص 372)
وی در مورد این حدیث گفت: این روایت، ترغیب می‌كند به شناخت علایم ظهور، پس اینكه عده‎ای بگویند نه لازم نیست، با احادیث ناسازگار است ضمن اینكه اگر ما مكلف به این بودیم كه با این علامات كاری نداشته باشیم پس چرا اینها گفته شده است؟ همین كه گفته‌اند، معلوم می‌شود در بیان این علائم، اشاراتی است كه برای آگاهان و شیعیان مفید است و اینكه عده‌ای بگویند علایم لازم نیست با احادیث و روایات نمی‌خواند.

* تعیین مصداق به دلیل نسبی‌بودن اطلاعات ما اشتباه است


مؤسّس مركز مطالعات راهبردی امام مهدی(عج) گفت: دومین رویكرد این است كه این روایات را بر اشخاص یا جریانات خاصی تطبیق می‌دهد مانند كاری كه در مستند «ظهور بسیار نزدیك است» اتفاق افتاده است.

وی در بررسی این رویكرد گفت: این رویكرد نیز مردود است چرا كه علم و اطلاع ما نسبت به اشخاص نسبی است و گرچه ممكن است برخی از ویژگی‌های افراد را بدانیم ولی ده‌ها ویژگی دیگرش را نمی‌دانیم به‏علاوه ده‌ها فرد دیگر با همان مشخصات وجود دارند و ممكن است جزو اولیاء الله یا اعداء ‌الله باشند ولی ما آنها را نمی‌شناسیم. از كجا معلوم كه یكی از آنها، مصداق برخی از روایات نباشد؟!
پژوهشگر مباحث مهدویت ادامه داد: بنابراین با توجه به كامل نبودن آگاهی ما نسبت به مصادیق و روایات، نمی‌توانیم شخص یا جریانی را مصداق حتمی یك شخص یا علامت، در عصر ظهور بدانیم و اگر هم تطبیق بدهیم اصلا قابل اثبات نیست و تبعات و مشكلات فراوانی به همراه دارد.

* بهترین رویكرد به روایات آخرالزمانی، بیان علایم ظهور و ارائه راهبرد است


استاد صالح‎نیا ادامه داد: سومین رویكرد كه نزد برخی معمول شده این است كه می‌گویند: این علایم احتمالی است، یا اینكه می‌گویند فلان مصداق تطبیق داده شده شاید درست باشد و شاید درست نباشد، یعنی مطلب را به صورت احتمال مطرح می‌كنند. این دیدگاه نه مثل دیدگاه اول همه چیز را نفی می‌كند و نه مثل دیدگاه دوم تطبیق صد در صد را می پذیرد بلكه فقط احتمال می‌دهد كه باشد یا نباشد.

وی ضمن تحلیل روش سوم گفت: اولاً این‎گونه صحبت كردن با مذاق روایات نمی‌سازد و ثانیاً وقتی همیشه با احتمال صحبت كنیم، مسئله روشن نمی‌شود در حالی كه بیان این علایم در روایات، هدفمند است و وقتی سخن از كسی یا علامتی به میان می‌آید یعنی باید متوقع و مترقب افرادی با این مشخصات بود در حالی كه احتمال، ما را به سوی هدف خاصی سوق نمی‌دهد.
استاد حوزه گفت: رویكرد چهارم، دیدگاهی است كه به نظر بنده می‌توان آن را ارائه كرد و این روش، از سیره ائمه و علمای بزرگ شیعه استنتاج و استنباط می‌شود و آن، بیان راهبردی این مسائل است. یعنی ما علایم ظهور را بیان كرده دنبال راهبرد باشیم.

* امام خمینی(ره) پرچمدار زمینه‌سازی ظهور حضرت حجّت(عج) در عصر حاضر است


حجت‌الاسلام صالح‌نیا با اشاره به روایتی از كتاب «مجالس المؤمنین» نوشته مرحوم «قاضی نورالله شوشتری» جلد دوم صفحه 353 گفت: این روایت را ذكر می‌‌كنم تا ببینید فقهای شیعه چطور برای نصرت دین و ساقط كردن سلاطین ظالم از علایم ظهور استفاده كرده‌اند. مرحوم شوشتری می‌نویسد: «قدوة المجتهدین، شیخ جمال الدین (یعنی علامه حلی) در كتاب «كشف الحق» آورده كه چون امیرالمؤمنین علیه السّلام خبر داده بود از استیلای مغول و تاتار و انقراض ملك بنی‎العباس (كه این انقراض ملك بنی‎العباس و استیلای مغول از ملاحم، فتن و علایم قبل از ظهور ذكر شده) و كشته شدن ایشان بر دست هلاكوخان، وقتی هلاكوخان به حوالی بغداد رسید پدر من (یعنی پدر علامه حلی) شیخ سدید الدین و سیدبن طاووس (كه هر دو از بزرگان شیعه هستند) و چند كس دیگر از اكابر و افاضل نجف و كوفه و حله، كتابتی به هلاكو نوشتند و طلب امان از او نمودند پس هلاكو ایشان را نزد خود طلبید و چون ایشان ترسیدند كه بی‌امان نزد او بروند، پدر من تنها نزد هلاكو رفت. آنگاه هلاكو از او پرسید: سبب چه بود كه پیش از آثار ظفر من بر بغداد كتابت نوشتید و طلب امان از من نمودید؟ شیخ سدیدالدین گفت: سبب این است كه حضرت امیرالمؤمنین ما را از ظهور تو خبر داده و فرمود كه ترك بر آخر خلفای بنی‏العباس وارد خواهد شد و پادشاه ایشان، مردی صاحب اقبال خواهد بود كه بر هیچ قلعه و شهری نگذرد كه آن را فتح نكند و هیچ رایتی در مقابل او بر پا نشود كه نگون‏سار نگردد. چون از نقل این خبرِ كرامت اثر (یعنی یك نوع پیشگویی و كرامت بود) فارغ شد، هلاكو با او طریقه لطف و تعظیم مسلوك داشته خط امان اهل مشهد (یعنی مشهدِ نجف) و كوفه و حله به او عنایت فرمود و آن بقعه مباركه از تُرك‏تازیِ مغول سالم ماند».

حجت‌الاسلام یحیی صالح‌نیا متذكر شد: ملاحظه می كنید كه اگر علمای آن زمان، این كار را نمی‌كردند همان‎طوری كه ایادی مغول، بغداد را با خاك یكسان كرده و افراد بسیاری را به قتل رساندند، نجف، كوفه، حله و كربلا را هم نابود كرده و افراد بیشتری را غرق در خون می‌كردند ولی این چند فقیه بزرگ شیعه از این علامت قبل از ظهور استفاده و یك راهبرد از آن استخراج كردند و آن نجات شهرها و مردمان این شهرها بود.
وی افزود: اگر بزرگان آن زمان، یكی از سه رویكرد قبلی را دنبال می‌كردند موفقیتی در پی نداشتند. لذا خواص می توانند با استفاده از علایم ظهور، راهبردهایی را بیرون كشیده آنها را در جهت تقویت دین به كار گیرند.
مؤسّس مركز مطالعات راهبردی امام مهدی(عج) گفت: در تكمیل این مطلب لازم است اتفاقاتی كه در چند هفته گذشته رخ داده، تحلیل و و نقد شود: اولا باید بدانیم كه پرچمدار زمینه‌سازی ظهور حضرت حجّت(عج) در عصر حاضر، حضرت امام خمینی(ره) است. ایشان در نامه مورخ 1368/1/8 یعنی حدود دو ماه قبل از رحلتشان می‌فرمایند: مسئولان كشور باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب ما شروع انقلاب بزرگ جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجّت(عج) است.
این استاد حوزه ادامه داد: امام خمینی با كار عظیمی كه انجام داد، زمینه‌ساز ظهور است پس نباید كارهای غیراصیلی كه تنها دارای شعاع تبلیغاتی بوده و معلوم نیست با حمایت چه‎كسانی صورت می گیرد، و معلوم نیست كه دست اندركارانش چقدر علم و تخصص دارند، اصل قضیه «انقلاب جمهوری اسلامی زمینه‌ساز ظهور و در مسیر ظهور است» را تحت‌الشعاع قرار دهد بلكه فارغ از اینكه سید خراسانی كیست و سفیانی چه‎كسی است، همه باید وظیفه خود را به خوبی شناخته به نحو احسن انجام دهند.

* حضرت امام(ره) معتقدند؛ هر عاملی كه به وحدت مسلمین ضربه بزند مخالف با زمینه‌سازی ظهور است


حجت‌الاسلام صالح‎نیا افزود: در همین راستا است كه امام خمینی(ره) راهبردهایی مثل صدور انقلاب را مطرح كردند یا فرمودند دشمن اصلی ما آمریكاست و دجال‌ها و سفیانی‌ها در دامن چنین دشمنی پرورش پیدا می كنند. امام همچنین بحث وحدت را مطرح كردند و فرمودند هر عاملی كه به وحدت مسلمین و وحدت بین شیعه و سنی و نیز وحدت بین خود شیعیان ضربه بزند، مخالف با زمینه‌سازی ظهور است چرا كه امام عصر علیه السّلام بر یك امت واحد اسلامی ظهور می‌كند و با یاری آنها جهان را از ظلم و جور نجات می‌دهد.

پژوهشگر مسائل مهدویت تاكید كرد: حتی اگر مخدوش كردن وحدت اسلامی با یك سی‌دی به‏نام «ظهور بسیار نزدیك است» انجام گیرد باز هم قطعاً مردود است. پس باید روند اصلی را بشناسیم و بدانیم بقیه چیزها در حاشیه قرار دارند و بعضی از این مسائلِ حاشیه‌ای كه گاهی سیاسی و گاهی فرهنگی است، نباید جای اصل مطلب را بگیرد.

* در مباحث كلامی مهدویت به بلوغ لازم علمی نرسیده‌ایم


استاد حوزه علمیه قم گفت: نكته دیگر اینكه مسئولیت زمینه‌سازی ظهور در درجه اول به عهده علما و دانشمندان اسلامی است و متاسفانه این حاشیه‌پردازی‌ها نشانگر این است كه جامعه اسلامی ما، در مباحث كلامی به خصوص مهدویت، به بلوغ لازم علمی نرسیده است و علتش هم كم‎كاری فرهیختگان حوزه و دانشگاه به‏ویژه علمای علم كلام و حدیث در این زمینه است.

وی در ادامه افزود: مقام معظم رهبری به خوبی جریان جامعه را به سمت زمینه‌های ظهور رهبری می‌كنند. زیرا اگر قبول كنیم كه ظهور امام عصر علیه السّلام به صورت معجزه‌ای صرف نخواهد بود (چرا كه اگر قرار بود به صورت معجزه صرف باشد لازم نبود این همه صبر كرده و ظهور به تاخیر بیفتد بلكه خدای تعالی در هر دوره‌ای كه می‌خواست به صورت معجزه، امام عصر عجّل الله تعالی فرجه را می‌توانست ظاهر كند) به عبارت دیگر اگر قبول كنیم كه ظهور، نیاز به وجود یاران كارآمد و زمینه‌هایی دارد، مقام معظم رهبری جامعه را به سمت اقتداری كه زمینه‌ساز ظهور است، پیش می‌برند و در مسیر این اقتدار است كه بحث‌هایی مثل نهضت نرم‌افزاری مطرح می‌شود.
محقق و پژوهشگر حوزه علمیه ادامه داد: بحث «همت مضاعف و كار مضاعف» و ‌«جهاد اقتصادی» همگی برای ایجاد این اقتدار است لذا بهترین كار در مسیر زمینه‌سازی ظهور، توجه ویژه به كدهایی است كه مقام معظم رهبری با استفاده از آیات و روایات مطرح می‌كنند و كاملاً متوجه جبهه‌بندی دشمن حتی در نامگذاری سال‌ها هستند. لذا امسال نیز به وضوح اشاره كردند كه دشمن و جبهه باطل همتش را بر شكست اقتصادی ما گذاشته بنابراین امسال باید به دنبال جهاد اقتصادی باشیم.
حجت‌ الاسلام و المسلمین یحیی صالح‌نیا در پایان متذكر شد: رسیدن به هدف، برنامه صحیح و دقیق، و كار صحیح و متناسب با آن برنامه را می‌طلبد چرا كه بر اساس سنت الهی، وجود هیچ امری بدون زمینه و پیش‏درآمد، نخواهد بود لذا ظهور حضرت حجت عجّل الله تعالی فرجه نیاز به زمینه‌سازی دارد نه حاشیه‌سازی و ما باید آرمان‌ها و برنامه‌های ایشان را شناخته و برای رسیدن به آنها كار انجام دهیم.
چهارشنبه 24/1/1390 - 10:59

حکایت

درویشی کودکی داشت که از غایت محبّت، شب پهلوی خودش خوابانیدی.

شبی دید که آن کودک در بستر می‌نالد و سر بر بالین می‌مالد. گفت: ای جان پدر چرا در خواب نمی روی؟

گفت: ای پدر! فردا روزِ پنج‌شنبه است و مرا متعلّمات(درسهای) یک هفته پیشِ استاد عرضه می‌باید که از بیم در خواب نمی روم مبادا که درمانم،

آن دوریش صاحب حال بود. این سخن بشنید نعره ای زد و بی هوش شد.

چون با خود آمد گفت: واویلا، وا حَسْرَتا؛ کودکی که درسِ یک هفته پیش معلّم عرض باید کرد شب در خواب نمی رود پس مرا که اعمالِ هفتاد ساله پیش عرشِ خدا در روز مظالم (قیامت) بر خدایِ عالم الاَسرار عرض باید کرد حال چگونه باشد؟

سه شنبه 23/1/1390 - 14:35

بسم الله الرحمن الرحیم

با آن‌که خدای منّان، اراده دارد آن حضرت زنده و سلامت بماند، دلیل دعا کردن برای سلامتی امام‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟

آثار دعا برای آن حضرت به دو دسته تقسیم می‌شود:

الف. آثار دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

ب. آثار دعا برای دعا کننده.

از نگاه اوّل، دعا در سلامتی حضرت، مؤثّر است؛ زیرا آن حضرت به این سبب که انسان است و در همین عالم زندگی می‌کند، در معرض آفات و بلایاست و دعا می‌تواند در دور کردن بلاها و مرض‌ها از وجود عزیزش مؤثر باشد؛ همان گونه که می‌تواند در بهبود بیماری اثر داشته باشد. این، با اراده خدا مبنی بر حفظ امام، منافاتی ندارد؛ زیرا اراده خدا از طریق اسباب طبیعی اعمال می‌‌شود و دعا، از مهم‌ترین وسیله‌ها و سبب‌ها برای جریان خدا در زندگی است. به علاوه آنچه که اراده الهی بر آن تعلق گرفته، حفظ جان حضرت از مرگ است و این منافاتی با بیماری جسمی ندارد.

از نگاه دوم، آثار دعا کردن فراوان است، از جمله:

1)  دعا کردن، راهی است برای این‌که به یاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم و به این وسیله، با آن عزیز ارتباط روحی و معنوی پیدا کنیم و این ارتباط، ثمرات بسیاری برای رشد و کمال روحی ما دارد.

2)  دعا کردن برای امام، یعنی آن وجود عزیز را بر بسیاری از موجودات  و پدیده‌ها مقدم دانستن و وجود و نقش او را مدنظر قرار دادن. این موضوع، سبب زیاد شدن محبت آن عزیز در دل‌ها و جان‌ها می‌گردد؛ زیرا ذکر محبوب، سبب فراوانی محبّت نسبت به او است.

3)  گشایش فرج مؤمنان در آن است؛ چنان که خود آن حضرت در نامه‌ای مرقوم داشتند: «برای تعجیل در ظهورم دعا کنید که ظهور من، به نفع شما و موجب فرج و گشایش امور شما خواهد بود».

4)  فزونی نعمت، یکی از آثار دعا برای آن حضرت است؛ زیرا شکر نعمت‌های الهی ـ به خصوص نعمت امامت و ولایت آن حضرت ـ موجب افزونی نعمت است. علاوه بر این‌که شکر واقعی، موجب فاصله‌گیری از گناه و تقرّب به خداوند است و این در جلب نعمت‌های الهی مؤثر است.

5)  دعا کردن برای امام، ادای حقوق بسیاری است که آن حضرت بر ما دارد، دعاهای ما دارای این فایده است که بعضی از آن حقوق را ادا کنیم.

6)  از دیگر آثار دعا برای ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نورانیت قلب دعا کننده و کسب نور از آن خورشید فروزان الهی است. اشراق نور امام علیه السلام بر قلب مؤمن، درخشنده‌تر از خورشید نورافشان است.

7)  دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان با او، دین داری، شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امام  علیه السلام و یاری رساندن به او با نثار جان و مال است.

 

8)  دعا برای آن حضرت؛ این فایده را هم دارد که خود آن حضرت نیز برای یاری دهنده و دعا کننده‌اش دعا می‌کند؛ زیرا این دستور دینی ماست که قطعاً مورد عمل او قرار دارد.


 

امام مهدی علیه السلام

 

إنَّ لِی فی إبنَةِ رَسولِ‏اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنةٌ

 

دختر رسول خدا برای من سرمشقی نیكو است

 

سه شنبه 23/1/1390 - 14:33



    آقای آوینی به خدا هم فکر کنید!

نامه ای که چهار ماه قبل از شهادت سید مرتضی آوینی منتشر شد و در آن سید مرتضی را توصیه کردند که به خدا هم فکر کند!

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، آن چه خواهید خواند مقاله ای است در یکی از نشریات کشور که در انتقاد به شهید سید مرتضی آوینی منتشر شد. از تنهایی و غربت سید شهیدان اهل قلم بسیار گفته اند. تیتر این مقاله که با عنوان "آقای سردبیر به خدا هم فکر کنید! " منتشر شده خود سندی است گواه بر مظلومت سید مرتضی آوینی.
این نقد با امضای "وحید عرفانی "به بهانه چاپ داستانی از "سید یاسر هشترودی " در مجله سوره (دی ماه71) نوشته شده وارجاعات مکرر آن به "سید یاسر هشترودی " و قصه او است.البته آوینی در اشاره‌ای که به ابتدای این قصه افزوده بود چند کلمه‌ای نیز در لزوم تحمل حرفهای طعنه‌آمیز قصه‌نویس نوشته بود.
جالب آن که تاریخ انتشار این نامه زهردار تنها به چهار ماه پیش از شهادت آن بزرگوار برمی گردد.

 

*اول از همه این را بگویم و خیال خود و الباقی را راحت کنم که برایم خوشتر بود این مطلب اصلاً نوشته نمی شد و اصلاً نمی آمد زمانی که لازم باشد "سوره " هم در کنار آن چند جریده ای که شرح حالشان قبلاً رفته است و اگر مشتری این صفحه بوده باشید حتماً لازم الانتقاد شود، آنهم به این شکل و شمایل. و خدای "سوره " را شاهد می گیرم که این گفته نه تعارف حسب معمول است و نه لاف قبل از جرم.
قدر مسلم اینکه "سوره " حال با "سوره " قبل از حال فرق زیادی دارد، لااقل اینکه الآن دیگر می شود بی وضو هم دست به آن زد و مطمئن هم بود که فعل حرامی صورت نمی گیرد. خاطرم هست در آن اوایل، سوره هر چه که نداشت از قبیل این پزهای روشنفکری و خورجین مطالب بسیار هنرمندانه! یک چیز را داشت و آن قداستی بود آدم را برخی اوقات به تحیر وا می داشت و تعجب که مگر می شود در وادی هنر مجله ای ساخت و از هنر گپ زد و ضمناً اصالت خود را هم حفظ کرد؟!
جواب "سوره " به این سئوالات از بله تا نه، سیر تکامل! پیموده است.
البته بعید می دانم که سوره سر خود این کار را کرده باشد و قرائن و شواهد هم دال بر این مطلبند که این رشته سر دراز دارد و باید سرچشمه را در جائی دیگر جستجو کرد. تقصیر شاید به گردن خود ماست و این حواس پرتی ارثی که دیده ها را زود فراموش می کنیم و به آنها تا می توانیم به هزار و یک دلیل شرعی و عرفی بی محلی می کنیم. باید همان زمانی که به دیدن آن کنسرت باشکوه رفته بودیم همه چیز را حدس می زدیم. باید وقتی که تئاتر لاله زاری، یک بار دگر به بهانه کثرت مال بیت المال به دست توانای حوزه هنری احیاء شد متوجه قضایا می شدیم. موضع گیریها و عرض حال هنرمندان سینما توگراف و تبلیغات آنچنانی برای بعضی فیلمها که معلومند می بایست این حواس پرتی را از ما زایل می کرد که نکرد و همچنان لجبازانه ایستادیم که مثلاً ثابت شود مشت نمونه خروار نیست، و دیدیم که هست!
اگر اشتباه نکنم، که انشاء الله نمی کنم، مدتها پیش، شاید دو سال شاید کمتر و شاید بیشتر که البته به ذهنم چون قرنی می ماند "حوزه هنری " اصول کلی و سیاستهایش را جزوه کرده بود و سخت در پی آن که این اصول، مصوب اهل دل گردد و نصب عین مسلمانانی که خواسته یا ناخواسته هنرمند شده اند و لابد باید کتاب مقدس هنری هم داشته باشند که به وقت لزوم فال نیاز به اوراق آن باز کنند. در آن جزوه که به وقت خواندنش بسیار مسرور هم شدیم چندان از ولایت فقیه سخن آمده بود که از چیز دیگر نه. گفتیم چه سعادتی که عاقبت هنر دینی هم پا گرفت و پیدا شده اند مخلوقاتی که هنر را نه برای هنر که برای رضای خالق می خواهند و هنرمند را نه مسخ و بی اندیشه که مخزن اسرار و کمال می خوانند و آرزو می کردیم این تفکر نه تنها همینطور باقی بماند که رشد کند و عالمگیر شود، حداقل در آن قسمت از عالم که حرف هنر هست.
"سوره " که اگر اعتراضی نداشته باشید باید گفت ارگان رسمی حوزه هنری و آئینه تمام نمای تفکرات هنرمندان "حوزوی " است (از حوزه که نام می بریم به اختصار، مقصودمان همان حوزه هنری است که البته ربطی به دیگر حوزه ها مثلاً حوزه علمیه قم ندارد) در این یکساله اخیر با چنان چرخش سریعی پشت پا به تمام آن گفته ها و نوشته ها و اظهار شده ها زد، که گویی چندین سال از "چیزی " عقب افتاده است و می جنبد تا آن "چیز " را در اسرع وقت جبران کند.
همان اول بسم الله هم گفتم و باز هم می گویم که آوردن این مطالب اصلاً برایم خوش آیند نیست. زمانی که بر تصاویر و مطالب و تعریف و تمجیدها و بعضی تفکرات و بعضی گفتگوهای این مجله انتقاداتی وارد شد، به یقین از سر دوستی و همدردی و از سر اینکه حب خدا بالاترین دوستی هاست گمان می رفت این مجله به خود آید و این زنگار را که می رود سالگردش را جشن بگیرد بزداید. گمان می رفت برخورد صادقانه و به دور از تملقها و چاپلوسیهای معمول موجب خیر و صلاح عاقبت این مجله باشد. گمان می رفت حداقل از همه آن احادیثی که برای ما به یادگار مانده این حدیث صادق (ع) در "تذکر عیوب برادران " به گوش خورده باشد، اما انگار همه آن چیزها نه مولود اشتباهی قابل گذشت که ثمره تفکری است که در حوزه موذیانه جان می گیرد و این فضای مقدس را به پلشتی خود می آلاید. تفکری که به عقیده من از خودباختگی ریشه می گیرد و از دور افتادن از اصل، از کمبود توکل، از وحشت در مقابل دشمنان دین خدا....
مجله سوره و از آن مهمتر حوزه هنری در پی چیست؟ گم کرده اش کیست؟ هنری سیاه و بد سیما که خود پیشتاز مبارزه با آن بود؟ هنری که حتی امروز غرب هم بر ابتذالش پی برده است؟ هنری که جز تفاخر و تظاهر به هنر چیز دیگری باری صاحبانش ندارد؟ ثمره این بازیها چیست؟ جای گرفتن در قلوب هنرمندان بازنشسته طاغوتی یا همسو شدن با سیاست فرهنگی حال کشور که کم حساسیتی را می طلبد؟ فکر کنید اصلاً این مجله، گل سرسبد مجله های حاضر شد، بهای آن چیست؟ فدا کردن اعتقاداتتان و اعتقاداتمان و رنجاندن دوستانمان و بغض به گلو نشاندن بچه هایی که دیوارهای حوزه هنری خیلی بهتر از شما به خاطر دارندشان؟
تورا به خدا و تورا به جان همان ولی فقیهی که منشأ تمام اصولتان می دانید کمی به دور از جبهه گیری و خصم انگاری به گذشته و حال نگاه کنید و مطمئن باشید این تغییرات که گاهی با افتخار از آن یاد می کنید هیچ در قاموس توجیه عوام فریبانه "حسب زمان " نمی گنجد.
و بعد از همه آن گفته ها که قبلاً گفته ایم و جوابهای نه چندان دوستانه ای که شنیده ایم باز تا مجله سوره را ورق می زنی دلت می گیرد، از این همه بی توجهی و از این همه عناد و اصرار بر اشتباه و می بینی که چطور "دل رحمی " آقای سردبیر نسبت به این "سید " خودشان، دل دیگر سیدها و چون من ناسیدها را به درد می آورد.
آقای سردبیر! نمی خواهیم که بر ما رحم کنید، به ما لطف کنید و این "دل رحمی " را در جائی به خرج بگیرید که "بینهم " باشد.
آقای سردبیر! فکر می¬کنید با چاپ داستان "سید خودتان " سعه صدر نشان داده اید و مثلاً فروتنی خود را ثابت کرده اید؟ خیر برادر عزیز، مغبون شده اید، گول خورده اید و گول این تیتر درشت را که "داستانم را چاپ کنید آقای سردبیر "!
چاپ شده ‌این داستان نه که بی سابقه نیست، آنرا بارها خوانده ایم و شما هم اگر مشغولیتهای فراوان اجازه می داد حتماً می خواندید. به "جد " همین "سید " قسم که تعداد صفحات موجود از این داستانها خیلی بیشتر از نطقهای آتشین شما برای هنر است. این "سید " لقمه را دور سر چرخانده شاید برای ابداع، وگرنه بیائید تا باهم فراوان از این قصه یافت کنیم که به ضرب هوای ابری و برگ زرد و گم شدن شناسنامه و حالات وهم و خیال و رشد قارچ و امثالهم در جمجمه و ... مثلاً خواسته اند که قصه باب دندان منورالفکران روزگار باشد و اجراکننده میان پرده طنزآلود و تکراری غصه بر غصه های این امت.
بعد از خواندن این قصه، با خودم فکر می کردم اصلاً اینهمه آب و تاب برای چه و این همه دل نگرانی چرا؟ مگر درِ سوره خدای نکرده تخته شده که حضرت قصه نویس از روزنامه […] رعشه بگیرد، و اصلاً مگر جای رعشه گرفتن هست وقتی که در عالم باهم چنین "دل رحمانی " به وفور یافت می شوند، کافی است تیتر تقاضایت درست انشاء شده باشد. مثلاً بانوی محترمه جودی فاستر -که البته اهل علم سیناتوگراف شاید بیشتر از آقای سردبیر، فیلمهای ایشان را دیده باشند با آن وضعیت که اگر گفته شود در محاق حذف به علت عدم رعایت نزاکت ادبی است- عرض کنند، عکس تمام رخ من را در صفحه 64 مجله تان چاپ کنید آقای سردبیر، یا فلانی بگوید: از پوسترهای من تعریف کنید آقای سردبیر، یا همین "سید خودمان " که می گوید داستانم را چاپ کنید آقای سردبیر!
دلم به حال "غیاث عزیز " می سوزد که می سوزد و تا جائی که جا دارد آیةالکرسی بر ماشین چاپ حوزه هنری می خواند تا یک وقت مبادا پیشوند نفی بر عبارات بسته نشود ... مثلاً ایمان نشود بی ایمانی، تعهد نشود بی تعهدی و ... آنوقت باید شأنش همین باشد که خصم الدخن معرفی شود، چه تعبیر ادیبانه ناجوری و چه اغراق بی ثمری! و بعد به خودم می گویم؛ به من چه؟ مگر کاسه داغتر از آشم من که به جای سردبیر[…] جواب بدهم و دفاع کنم که نگاه من به زن اینطور نیست که شما نوشته ای با اینکه خودم را به جای سردبیر […] بگذارم و اوقاتم تلخ شود که به این شکل تمسخر جای صداقت ادبی را گرفته است که بعید می¬دانم اگر داستانت را خوانده باشد یا بخواند پیشنهاد کند که آنرا به شهیدان انقلاب اسلامی تقدیم کنی، در جائی که امام راحلشان (ره) ارادت خود را به آنها تقدیم کرده است.
من خیلی جهاد کنم می توانم حرف خودم را بزنم و برای چاپ شدن این حرف هم التماس نمی کنم و دنبال سردبیر دلرحم نمی گردم. تکلیف را هم که خود سید در قصه اش روشن کرده، جای هیچ نگرانی و شک و شبهه ای هم نیست وقتی که داستان بالا رفتن مرد از پله های "دنیای سخن " که شنیده ام این روزها در پرده جدید از نمایش اش مفتخر به مصاحبت و مجالست بزرگ ارتشداران گردیده است ختم به خیر می شود.
از من بپرسید می گویم اشکال در وجود مرد نویسنده است و اینهمه واهمه از چاپ نشدن داستان، خیالاتی است که البته از آدمی که حال مسواک زدن ندارد و نماز نخوانده غرق خواب و خیال می شود چندان هم بعید نیست.
و باز از من بپرسید می گویم این "سید ما " که اتفاقاً شاهدانی قوی دارد همان وقتی که به تحریر قصه اش در خواب و خیال مشغول بوده، خوب می¬دانسته که پشت پاکتش آدرس چه سردبیری را دارد که مثلاً فقط در حدود سه سطر برایش کلی¬گویی کند، آنهم کلی¬گویی¬ای که به جایی برنخورد و احیاناً چون قلقلکی شوخی مسلکانه آدم را به غش و ریسه هم وادار کند.
[...]
داستان تو چپ را نشان می دهد، انگشت نشانه راست را، چرا سرت پائین است سید جان، سرت را بالا بگیر. این شوخی های چپ و راست را کنار بگذار. حرف حسابت را بزن.
آقای سردبیر! حرفهایم تمام نیست. با خود حساب می کنم اگر برای مطلب، سو تیتر هم انتخاب کنند و طرحی هم از ته کشور طراح یافت شود بیشتر از این سهمم نمی شود، برای این است که تمام می کنم.
آقای سردبیر! مجله سوره ملک موروثی شما نیست که سیاست آنرا دل رحمی شما تبیین کند. سوره مال انقلاب است. مال همه آنهایی است که خون داده اند و خون دل خورده اند، سوره حتی مال آنهایی است که هنوز به دنیا نیامده اند هم هست سوره آبروی هنرمندان مسلمان است. سوره در این وانفسای مطبوعات تنها امید امیدواران است. به اینها هم فکر کنید آقای سردبیر و به خدا.

تاریخ انتشار خبر:90.01.23

www.antidevil.net

 

سه شنبه 23/1/1390 - 14:30