• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 445
تعداد نظرات : 171
زمان آخرین مطلب : 3738روز قبل

سحر از دامن نرجس ، برآمد نوگلى زیبا


گلى كز بوى دلجویش ، جهان پیر شد برنا


زهى سروى كه الطافش ، فكنده سایه بر عالم


زهى صبحى كه انفاسش ، دمیده روح در اعضا


سپیده دم ز دریاى كرم برخواست امواجى


كه عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا

به صبح نیمه شعبان تجلّى كرد خورشیدى


كه از نور جبینش شد، منوّر دیده زهرا


چه مولودى كه همتایش ندیده دیده گردون



چه فرزندى كه مانندش ، نزاده مادر دنیا

به صولت تالى حیدر، به صورت شبه پیغمبر


به سیرت مظهر داور، ولىّ والى والا


قدم در عرصه عالم ، نهاده پاك فرزندش


كه چِشم آفرینش شد، ز نورش روشن و بینا


به پاس مقدم او شد، مزیّن عالم پائین


ز نور طلعت او شد، منوّر عالم بالا


چو گیرد پرچم (انّا فتحنا)، در كف قدرت


لواى نصرت افرازد، بر این نُه گنبد خضراء


شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد



بتاب اى كوكب رحمت ، بر افكن پرده از سیما


تو گر عارض بر افروزى ، جهان شود روشن


تو گر قامت برافرازى ، قیامت ها شود برپا


تو گر لشگر برانگیزى ، سپاه كفر بُگریزد


تو گر از جاى برخیزى ، نشیند فتنه و غوغا

بیا اى كشتى رحمت ، كه دریا گشت طوفانى


چو كشتیبان توئى ، ما را چه غم از جنبش دریا


خوش آن روزى كه برخیزد، ز كعبه بانگ جاء الحقّ


خوش آن روزى كه برگیرد، حجاب از چهره زیبا (1)



پی نوشتها:

1- شعر از شاعر محترم : مرحوم دكتر قاسم رسا

منبع: كتاب چهل داستان و چهل حدیث از امام زمان علیه السلام
 

يکشنبه 13/4/1389 - 0:11

جالب اینكه در روایات بسیارى آمده كه مستجات یاران امام مهدى (عج (از مشرق زمین بپا مى خیزند
رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
(هنگام ظهور) پرچمهاى سیاه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وى امام قائم عج بیعت كنید كه او خلیفه خدا مهدى (عج ) است .
و نیز فرمود: جمعى از مردم از طرف مشرق خروج كنند و مقدمات حكومت مهدى (عج ) را فراهم سازند (1)
امیرمؤ منان علیه السلام فرمود:
آفرین بر طالقان كه خداوند در آن گنجهائى نهاده كه از طلا و نقره نیست بلكه مردان مؤ منى هستند كه بطور شایسته خدا را شناخته اند و در آخرالزمان ، یاوران حضرت مهدى (عج ) خواهند بود (2)
رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
هنگامى كه پرچمهاى سیاه را از جانب خراسان دیدید، به طرف آن بروید هر چند با دست و سینه روى برف باشد، چرا كه خلیفه خدا مهدى (عج ) در میان آنها است (3)
و در روایت دیگر فرمود:
بزودى اهل بیت من دچار گرفتاریها و آوارگیها خواهند شد، تا اینكه جمعى با پرچمهاى سیاه از طرف مشرق بیایند...
تا اینكه امر به یكى از افراد اهل بیت من (امام قائم عج( سپرده شود، كه او سراسر زمین را بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد پر از عدل و داد كند، فمن ادرك منكم فلیاتها و لو حبوا على الثلج ؛ هر كدام كه از شما آنها را درك كردید به آنها بپیوندید گر چه با راه رفتن با دست و سینه روى برف باشد خود را به آنها برسانید (4)
به این ترتیب مى بینیم ، مشرق زمین مورد توجه قرار گرفته است و چنانكه هم اكنون از نشانه هایش پیداست ، تنها مشرق زمین است كه این كار را خواهد كرد، بنابراین مشرق زمین باید بپاخیزد!
و با توجه به اینكه اكثریت قریب به اتفاق امت مسلمان از مستضعفان در مشرق زمین هستند و با توجه به امكانات عظیم جغرافیائى و اقتصادى و نیروى انسانى كه دارند، مى توانند بپاخیزند و دستهاى ابرقدرتها را قطع كنند و زمینه سازى خوبى براى ظهور مهدى (عج ) ایجاد بنمایند.


پی نوشتها:

1- دو حدیث فوق را ابن ماجه در سنن خود نقل كرده است (اثباة الهداة ، ج 7، ص197)
2- اثباة الهداة ، ج 7، ص 197، المجالس السنیه ، ج 5، ص 697.
3- اثباة الهداة ، ج 7، ص 189، كششف الغمه ،ج 3، ص 375، المجالس السنیه ، ج 5،696.
4- كشف الغمه ، ج 3، ص 375 و 381.

منبع: حضرت مهدى (ع) فروغ تابان ولایت


 

جمعه 11/4/1389 - 1:56

محمد بن صالح نامه اى حضور آقا مى فرستد و براى استخلاص كسى از زندان ، طلب دعا مى كند و اذن مى خواهد كه كنیزكش ‍ را باردار سازد.
در پاسخ نامه ، چنین آمده بود: كنیزك را باردار ساز ولى آنچه خدا بخواهد مى كند و زندانى ، نجات خواهد یافت .
به رسیدن پاسخ ، زندانى یافت و كنیزكش باردار گردید، ولى سر زا رفت .
آن وقت به مقصود از جمله آنچه خدا بخواهد مى كندپى برد (1)
ابوغالب زرارى كه از بزرگان علما بوده ، از كوفه به بغداد مى رود و به خدمت جناب شیخ ابوجعفر عمرى (2) مى رسد و از سوء خلق زنش شكایت مى كند و به وسیله او از حضرت تقاضاى دعا مى كند. شیخ ابوجعفر، در نامه اى به خدمت آن حضرت ، چنین مى نویسد: ابوغالب زرارى دچار مشكلى است كه سراپاى وجودش را فراگرفته و تقاضاى دعا دارد.
در جواب نامه ، چنین آمده بود: خداوند میان زرارى و همسرش را اصلاح كند
ابو غالب كه به كوفه بر مى گردد، زنش كه از او غضبناك شده و به خانه كسانش رفته ، بزودى بر مى گردد و لبخندى بر لبان دارد و از شوهر عالى مقامش پوزش مى طلبد و از كرده هایش پشیمانى ابراز مى دارد و خوش سلوك و خوشرفتار مى شود؛ به طورى كه گاه ابوغالب بر او شدت مى كند، زن با خوشرویى ، تحمل مى كند. گاه ابوغالب دست به كارى مى زند كه زنان تحملش را ندارند، ولى زن خشمگین نمى شود و دست از خوشزیستى بر نمى دارد و بدین روش ادامه مى دهد تا مرگ ، میان آن دو جدایى انداخت (3)
مردى نامه اى مى فرستد و تقاضاى دعا براى بار همسرش مى كند كه هنوز چارماهه نشده بود. در جواب نامه چنین آمد: بزودى ، پسرى خواهى داشت (4)
قاسم بن علاكه از ماموران عالى مقام آن حضرت بود، نامه اى خدمتشان مى فرستد و تقاضاى دعا براى داشتن فرزند مى كند.
در جواب نامه ، چنین آمد: خداوندا به قاسم پسرى روزى فرما كه چشمش را روشن كند و حملى را كه در راه دارد، وارث او باشد
قاسم از حمل اطلاعى نداشت . جاریه اش را مى خواهد و مى پرسد: باردار هستى ؟ مى گوید: آرى . ولى به وى خبر نداده بود (5)
على بن بابویه ، عالم بزرگ و فقیه عالى مقام عصر به وسیله جناب شیخ حسین بن روح نوبختى ، تقاضاى دعا براى داشتن پسر مى كند.
جناب شیخ (6) تقاضایش را عرضه مى دارد. و پس از گذشت سه روز به وى خبر مى دهد: خواسته ات انجام شد و پسرى پر بركت برایت خواهد آمد كه خودت و دیگران از او بهره برید، و پس از آن ، فرزندان دیگرى نیز به دنیا مى آیند (7)
خضر بن محمد، بدهكارى خود را به بیت المال ارسال مى دارد و براى شفاى بیمارى خودش تقاضاى دعا مى كند و از پوشیدن جامه اى از كرك مى پرسد. قاصد خضر كه به خدمت جناب شیخ ابوجعفر مى رسد، پیش از آن كه امانت را رد كند و پیام را برساند، جناب شیخ ، نامه اى از آن حضرت بیرون آورده به او مى دهد. نامه اى كوتاه و مختصر:
بسم الله الرحمن الرحیم . دعا براى شفاى بیمارى خودت خواسته بودى ، خدا به تو سلامتى بدهد و آفتها را از تو دور فرماید و تبهاى پى در پى را از تو بزداید و سلامت و تندرست گرداند. خضر، شفا مى یابد و با سلامتى ، زیست مى كند.


پی نوشتها:

1- اثبات الهداة ، ج 3، ص 674، ح 49 به نقل از اكمال الدین .
2- دومین نایب خاص حضرت .
3- اثبات الهداة ، ج 3، ص 687 - 688، باب 33، ح 99 به نقل از شیخ طوسى ، كتاب الغیبة ، ص 183.
4- همان ، ص 702، باب 33، ح 146 به نقل از سیدبن طاوس ، رسالة النجوم .
5- همان ، ص 701، باب 33، ح 141 به نقل از مناقب فاطمة و ولدها.
6- سومین نایب خاص حضرت .
7- اثبات الهداة ، ج 3، ص 678، باب 33، ح 76 به نقل از اكمال الدین

منبع: كتاب راه مهدى


 

جمعه 11/4/1389 - 1:37

تا اینكه پیروزى انقلاب اسلامى در ایران ، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر كرد و قلبهاى غمگین آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرن هاى گذشته بى سابقه بود، بلكه بالاتر، آنان تصور چنین پیروزى را نداشتند. این سرور و خوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در برگرفت ، از جمله مظاهر خوشحالى مردم ، این بود كه همه جا صحبت از فضل و برترى ایرانیان و طرفداران سلمان فارسى بود، به طور مثال ، یكى از صدها عنوانى كه غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تیتر مجله تونسى (شناخت ) بود كه در آن آمده بود: پیامبر (ص ) ایرانیان را جهت رهبرى امت اسلامى برمى گزیند این نوشته ها، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید كرد و دریافتیم روایاتى كه از پیامبر (ص ) درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده ، بلكه ارتباط به آینده نیز دارد...
ما با مراجعه به منابع حدیث و تفسیر و بررسى روایات مربوط به ایرانیان ، به این نتیجه رسیدیم كه این روایات و اءخبار بیش از آنكه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آینده است و جالب اینكه اینگونه روایات در منابع حدیث اهل سنت بیشتر از شیعه وجود دارد.
چه مى توان كرد، زمانیكه در روایات مربوط به حضرت مهدى (ع ) و حكومت آن بزرگوار، ایرانیان و یمنى ها داراى سهم بسزائى بوده و كسانى هستند كه به مقام ایجاد زمینه مناسب براى ظهور آن حضرت و شركت در نهضت وى نائل مى شوند.. و همچنین افراد شایسته اى از مصر و مؤ منانى حقیقى از شام و گروههایى از عراق ... نیز این فیض بهره مند مى شوند و همینطور سایر دوستداران آن حضرت كه در گوشه و كنار جهان اسلام پراكنده هستند، از این موهبت برخوردار مى شوند، بلكه آنان از یاران ویژه و وزراء و مشاورین آن حضرت ارواحنافداه مى باشند.

منبع: كتاب عصر ظهور

جمعه 11/4/1389 - 1:17

قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ایران ، كشور ایران در تصوّر غربیها پایگاهى حیاتى ، آنهم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى آمد و از دیدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصیل به شمار مى رفت كه شاه سرسپرده غرب و هم پیمان اسرائیل بر آن حكومت مى كرد و براى خودش ‍ خدمتى به اربابانش ، كشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.
علاوه بر آنچه كه در تصویر دیگران بود، در ذهن یك فرد شیعه مانند من ، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا (ع ) و حوزه علمیه قم وجود داشت و كشورى داراى تاریخى اصیل و ریشه دار در تشیع و علماء و اندیشمندان شیعه و تاءلیفات گرانبها، زمانیكه به روایات وارده در خصوص ‍ مدح و ستایش ایرانیان برمى خوریم و آنها را بررسى مى كنیم . به یكدیگر مى گوئیم : این روایات مانند روایتهایى است كه مدح و ستایش و یا مذمّت اهل یمن ، و یا بنى خزاعه را مى نماید. از این رو هر روایتى كه مدح و ستایش ‍ و یا مذمّت گروهها و قبیله ها و بعضى كشورها را دربردارد، نمى تواند بدون اشكال باشد. گرچه این روایات صحیح و درست مى باشند، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اولیه آن است .
این طرز فكر رائج بین ما بود كه ، امت اسلامى در حالتى جاهلانه و فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست ، در بین ملتها هیچیك بر دیگرى برترى ندارد، و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث ، بدتر از سایر ملتها بوده اند، بدلیل اینكه آنان طرفداران تمدنى كفرآمیز و برترى جوئى هاى ملى و نژادى بوده اند كه سرسپردگانى چون شاه و اربابان غربى اش براى ایجاد چنین تز و طرز فكرى و تربیت مردم ایران ، بر همین روش پافشارى مى كردند.

منبع:كتاب عصر ظهور
 

جمعه 11/4/1389 - 1:12

ز حجاب جلوه گرى نما، كه امام ذرّ و نسم تویى

ز عتاب چهره مكن نهان، كه ضیاى چشم امم تویى

تو بیا به محفل عاشقان، كه جمال نور قِدَم تویى

توفروز مُلك وجود من، كه سراج قدس حرم تویى

تویى شمس صبح ازل شها، ز جهان مزیل ظُلَم تویى

شب تار روز حیات من، كه ز چشم نور تو شد نهان

نه به دست عنان قرار من، به فراق تو شه انس و جان

نه توان برفتن كوى تو، كه مكان تو است لامكان

به هواى شمس جمال تو، همه شب به دیده خون چكان

نگرم به سوى ستارگان، كه نجوم جاه و حشم تویى

تو بیا بیا تو بیا بیا، كه تو شمس صبح امید ما

تو ولىّ آیه انّما، تو مدیح سوره والضحى

تو حمید حمد و سواد با، تو بیان سوره انبیا

تو علیم علم فنا و بقا، تو محیط كرسى و ماسوى

تو قلم بكش به كتاب ها، كه مفاد «نون و قلم» تویى

ز حریم مغرب غیب خود، چو شعاع شمس ظهور كن

ز مشعشعات جمال خود، همه خلق شعله طور كن

به مفاد آیه والضحى، همه ارض وادى نور كن

ز ریاض گلشن خسروى، تو شمیم عدل نشور كن

تو بپوش لبس ملوك را، كه سزاى تاج و علم تویى

تو ولىّ عصر و زمان من، تو امام من تو امان من

تویى روح قالب بوالبشر، زوجود تو است نشان من

ز ازل درختِ ولاى تو، شده منشعب به جنان من

ز زمین رسیده به آسمان، نفحات گلشن جان من

به فداى تو همه جسم و جان، كه ولىّ ذرّ و نسم توی (1) 

پی نوشتها:

1- سوگند به نور شب تاب، ص 55، به نقل از نغمه هاى پیروزى، ص 40

منبع: كتاب جلوه های پنهانی امام عصر (عج)

چهارشنبه 9/4/1389 - 23:19

سلام خدا بر نجات بخش انسان ها

سلام خدا بر خورشید درخشان امامت و ولایت

سلام خدا بر ستاره فروزان

 سلام خدا بر پرچم دین حق تعالی

سلام خدا بر پایه علم

سلام خدا بر بقیه الله

 سلام خدا بر قطع كننده دنباله ستمكاران

 سلام خدا بر نابود كننده ظلم

سلام خدا بر زنده كننده واجبات و مستحبات

سلام خدا بر وجه الله

سلام خدا بر پرچم هدایت

 سلام خدا بر منتقم خون شهید كربلا

سلام خدا بر فرزند پیغمبر

سلام خدا بر فرزند علی

سلام خدا بر فرزند خدیجه كبری

سلام خدا بر فرزند فاطمه الزهرا

 سلام خدا بر اباصالح المهدی روحی ارواحنا فداه

برداشتی آزاد از دعای ندبه

چهارشنبه 9/4/1389 - 23:6

اى آخرین امید ! در شام تار ما
اى روشناى عشق ! اى غمگسار ما !
داغم به سینه ماند ، در انتظار تو
از رهگذار شوق ، این یادگار ما
تا روز واپسین ، مى ماند اى نسیم !
بر جاده ظهور ، چشم مزار ما
روزى كه مى رسى ، میبینى اى عزیز !
خون گریه هاى شوق ، بر رهگذار ما
شاعر: رضائى نیا، برگرفته شده از كتاب انتظار بهار و باران

چهارشنبه 9/4/1389 - 23:1

در حدیث مباركى كه ابن عباس از زبان پرنور آورنده اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله نقل كرده به نشانه هایى در رابطه با قیام جهانى حضرت صاحب الامر علیه السّلام تصریح شده است كه به نظر خوانندگان عزیز مى رسد:
عن ابن عباس عن رسول الله صلى الله علیه و آله : فى حدیث ان الله اوحى الیه لیلة اسرى به ان یوصى الى على و اخبره با لائمة من ولده الى ان قال و آخر رجل منهم یصلى عیسى ابن مریم خلفه یملا الارض عدلا كما ملئت جورا و ظلما انجى به من الهلكة و اهدى به من الضلالة و ابرى به الاعمى و اشفى به المریض فقلت الهى و سیدى متى یكون ذاك فاوحى الله عزوجل الى یكون ذلك اذا رفع العلم و ظهر الجهل و كثر القراءة و قل العمل و كثر القتل و قل الفقهاء و الهادون و كثر فقهاء الضلالة و الخونة و كثر الشعراء و اتخذ امتك قبورهم مساجد و حلیت المصاحف و زخرفت المساجد و كثر الجور و الفساد و ظهر المنكر و اءمر امتك به و نهى عن المعروف و اكتفى الرجال بالرجال و النساء بالنساء و صار الامراء كفرة و اولیائهم فجرة و اعوانهم ظلمة ذووالراءى منهم فسقة و عند ثلاثة خسوف خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزیرة العرب و خراب بصرة على ید رجل من ذریتك تتبعه الزنوج و خروج رجل من ولد الحسین بن على و ظهور الدجال یخرج من المشرق من سجستان و ظهور السفیانى (1)

ابن عباس مى گوید: در شب معراج مطالبى به رسول اكرم صلى الله علیه و آله وحى شد كه باید به وجود مقدس حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام خبر داده شود و نیز به ائمه بعد از آن حضرت . بعد فرمودند كه خداوند براى آخرین آنها نشانه هایى بیان فرمودند:
1- عیسى بن مریم پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند
.
2- زمین را پر از عدل و داد مى كند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد
.
3- بندگانم را به وسیله او (امام عصر) از هلاكت نجات مى دهم
.
4- گمراهان را به وسیله او هدایت مى كنم
.
5- نابینایان و بیماران را به وسیله او شفا مى دهم
.
عرض كردم خداوندا! آن كى خواهد شد؟ خطاب رسید
:
6- هرگاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانى به جاى آن نشیند
.
قرائت قرآن زیاد اما عمل به آن كم شود
.
 7- قتل و كشتار زیاد شود.

- فقها و هدایت كنندگان واقعى كم شوند )اشاره است به وجود علماى ربانى (
9- علماى فاسق (بى عمل ) و خیانتكار زیاد شوند (آنان كه دین را به فكر خود معنى مى كنند
(
10- شعرا زیاد شوند
.
11- امت شما قبرستانها را مساجد قرار دهند
.
12- قرآنها را زینت كنند
.
13- مساجد را مجلل بسازند
.
14- جور و فساد زیاد شود
.
15- منكرات ظاهر شود
.
16- امت شما امر به منكر كنند
.
17- پیروان شما نهى از معروف كنند
.
18- مردها به مردها اكتفا كنند (لواط
(
19- زنان به زنان قناعت كنند (مساحقه
(
20- زمامداران كافر شوند
.
21- دوستان حكمرانان گنهكاران باشند
.
22- یاوران آنها ستمگران باشند
.
23- صاحبان راءى و نظر از آنان فاسقان باشند
.
24- سه خسف (2) در دنیا واقع شود: یكى خسف در مشرق ، خسف دیگر در مغرب و خسف سوم در جزیرة العرب
.
25- خراب شدن بصره به دست یكى از ذرارى تو)سید) كه زنگیها دنبالش را بگیرند
.
26- قیام مردى از اولاد امام حسین علیه السّلام

27- ظهور دجال و قیامش از سجستان .
28- خروج سفیانى .

پی نوشتها:

1- اثباة الهداه ، ج 7 / ص 390 و 391
2- فرورفتگى زمین

منبع: کتاب نشانه هاى ظهور او

چهارشنبه 9/4/1389 - 22:45


پیامبر اكرم و ائمه علیه السلام نخستین كسانى هستند كه به منظور رفع شبهات ، از علت غیبت سخن رانده اند و در مجموعه هاى روایى ، احادیث زیادى در این باب جمع آورى شده است .
نعمانى از على علیه السلام نقل مى كند كه ایشان دلیل غیبت را: غربال انسانهاى صالح از گمراه و دانا از نادان مى داند و بر اساس روایت دیگرى حضرت در منبر كوفه فرمود:
زمین ، از حجت الهى خالى نمى ماند، ولى خداوند به دلیل ستم پیشه بودن خلق و ستم و زیاد روى آنان را وجود حجت بى بهره مى سازد.
روایات دیگرى كه بیشتر در عصر تقیه جمع آورى شده اند، حاكى از این هستند كه بشر قادر به درك فلسفه حقیقى غیبت نیست و این راز پس از ظهور آشكار خواهد شد.
در دوران امامت حضرت باقر (از 5 تا 114 ه - ق ) و حضرت صادق (از 114 تا 148 ه‍ ق ) با توجه به نهضتهاى دینى و بازار گرم مناظره هاى مذهبى و ضرورت نقد عقاید كیسانیه زیدیه ، غلات و اسماعیلیه ، در خصوص غیبت امام به فلسفه غیبت توجه بیشترى صورت گرفت . روایات زیادى از امام صادق در این زمینه به دست ما رسیده است .
عبیدالله بن فضل هاشمى مى گوید: از امام ششم شنیدم كه فرمود:
((
صاحب الامر، غیبتى دارد كه تخلف ناپذیر است و هر جوینده باطلى در آن به شك مى افتد و اجازه نداریم علت آن را بیان كنیم . حكمت غیبت و، همان حكمتى است كه در غیبت حجتهاى پیشین وجود داشته است و پس از ظهور، روشن خواهد شد، چنانكه حكمت كارهاى خضر از شكستن كشتى و كشتن پسر بچه و بر پاداشتن دیوار شكسته وقتى براى موسى روشن شد كه آن دو، از هم جدا شدند. غیبت امرى از امور الهى و سرى از اسرار و غیبتى است از غیبتهاى او
در روایت دیگرى ، امام صادق علیه السلام علت غیبت را آزمایش الهى مى داند
از دید امام جعفر صادق علیه السلام تصدى خلافت توسط عباسیان به معناى غصب حقوق سیاسى ایشان ، به عنوان پیشواى بر حق مسلمانان بود و عباسیان از همان از ابتدا نسبت به ایشان و علویان بدگمان شدند. امام كه سیاست تقیه را در پیش گرفته بود، احادیثى را در زمینه غیبت امام عصر علیه السلام در میان راویان حدیث شیعه نشر داد و این نكته را روشن ساخت : بر امام منصوص الهى ، لازم نیست ، قیام كند، تا حقوق سیاسى خود را به دست آورد. او باید رهبرى روحانى خود را داشته باشد و وظایف خویش را انجام دهد تا زمانى كه جامعه خود، به اندازه كافى از آگاهى و شعور سیاسى بر خوردار شود و با مراجعه به ائمه علیه السلام خواستار برقرارى حكومت اسلامى و شیعى گردد.
بر مبناى همین عقیده بود كه امام صادق علیه السلام آشكار اعلام كرد: مهدى : به قدرت سیاسى دست خواهد یافت
امام صادق علیه السلام به گونه روشن ، بیان كرد كه كدام یك از فرزندان ایشان ، مهدى شمرده مى شود و پیش از ظهورش او را غیبتى باید و منشاء او چیزى جز خوف از كشته شدن و عدم آمادگى مرمان نیست  و به دوستان خود توصیه كرد كه در هر بامداد و پسین در انتظار فرج باشند.
در بیان امام صادق علیه السلام فلسفه غیبت و انتظار رابطه تنگاتنگى دارند و هر دو، به فعل انسانها باز مى گردند. چون این مردم هستند كه شایستگى خود را براى ظهور یا عدم ظهور امام غایب به نمایش ‍ مى گذارند و با كارهاى ناپسند خود بین خویشتن و امام حجاب مى گردند از این روى به همه شیعیان خود سفارش مى كند:
در دولت باطل خموش و چموش باشند و در انتظار دولت حق به سر برند و بدانند كه خدا، حق را به كرسى خواهد نشاند و باطل را محو خواهد ساخت
از آنان مى خواهد:
هدنه و آرامش بر دین دارى خود صبر كنند.
امام صادق علیه السلام از ستمى كه بر شیعیان اعمال مى شد غفلت نداشت و به همین دلیل تعمق در فلسفه و علت غیبت را سفارش مى كرد.
امام صادق علیه السلام به عمار ساباطى فرمود:
شما، به چشم خود نگاه كنید كه حق امام شما و حق خود شما در دست ستمكاران است . آنان جلو شما را گرفته اند و دارایى شما را برده اند و شما را ناچار كرده اند به كشت و كار تلاش براى گذران و خرج دنیا و طلب معاش زندگى و صبر بر دیندارى خودتان و عبادت مخصوص به خودتان و اطاعت از امام خودتان با بیم از دشمن .

منبع: کتاب چشم به راه مهدى

چهارشنبه 9/4/1389 - 22:41
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته