• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 445
تعداد نظرات : 171
زمان آخرین مطلب : 3738روز قبل

علم و فناوری هم با یکدیگر تفاوت دارند. علم به گردآوری معلومات و سازمان‌دهی آنها می‌پردازد. فناوری این دانش را برای اهداف عملی در اختیار انسان، و ابزارهای لازم را برای اکتشاف بیشتر در اختیار دانشمندان می‌گذارد.

فناوری شمشیر دولبه‌ای است که می‌تواند هم مفید باشد و هم مضر. مثلاً، فناوری لازم برای استخراج سوخت‌های فسیلی از زمین و سوزاندن آنها برای تولید انرژی را داریم. تولید انرژی از سوخت‌های فسیلی در موارد بی‌شماری به سود جامعه ما بوده است. اما ضرر آن به مخاطره افتادن محیط زیست بر اثر سوزاندن سوخت‌های فسیلی است. مقصر دانستن فناوری برای مشکلاتی چون آلودگی، تهی شدن منابع، و حتی رشد بیش از حد جمعیت وسوسه‌انگیز است. با این همه، گناه این مشکلات همان قدر تقصیر فناوری است، که زخم ناشی از گلوله تقصیر تفنگ است. انسان از فناوری استفاده می‌کند، و مسئولیت چگونگی بهره‌گیری از آن را برعهده دارد.

شگفت آنکه هم اکنون فناوری لازم را برای حل بسیاری از مشکلات زیست محیطی داریم. احتمالاً در این قرن (بیست و یکم) شاهد گذر از سوخت‌های فسیلی به منابع انرژی ماندگارتری چنین تحولی در همه اعصار رخ می‌دهد.

 

دوشنبه 21/4/1389 - 18:3

عامل تکامل چیست: بارها تکرار شده است که عامل شکل گیری تکامل انتخاب طبیعی است. این دلیل به عنوان موتور اصلی که تولید ارگانیسمها و موجودات پیچیده را به عهده دارد و همچنین به عنوان یکی از برترین تئوری های علمی شناخته می شود. اما آیا تکامل بر اساس انتخاب طبیعی تنها توضیح برای شکل گیری ارگانیسمهای پیچیده است؟ به گفته ماسیمو پیگلیوجی از بخش اکولوژی و تکامل دانشگاه استونی بروک در نیویورک، این سئوال یکی از برترین رازهای کنونی علم به شمار می رود. آیا تکامل تنها تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار دارد یا خصوصیات دیگری نیز در شکل گیری آن دخیل هستند؟

در درون یک زلزله چه رخ می دهد: قرارگیری چنین سئوالی در لیست رازهای علمی جهان کمی دور از ذهن به نظر می آید. اما واقعیت این است که انسان تا کنون اطلاعات دقیقی از آنچه در اعماق سیاره زادگاهش در حال وقوع است، ندارد. متخصصان می توانند با دقتی بالا مکان آغاز و نوع گسلی که در آغاز زلزله شرکت داشته است را تعیین کنند. حتی امکان پیش بینی مدت پس لرزه ها نیز وجود دارد. اما تا کنون به صورت قطعی آنچه در هنگام زلزله در حال وقوع است مشخص نشده است. طبیعت و نیروهای طبیعی که گسلها را حفظ کرده و سپس آنها را رها می کنند، همچنان ناشناخته باقی مانده اند.
تام هیتون زمین شناس دانشگاه کلتک معتقد است مشکل لغزش اصطکاکی در زلزله ها یکی از اصلی ترین مشکلات موجود در علوم زمینی است و اکنون به یکی از بزرگترینها رازها در اصول فیزیکی زلزله تبدیل شده است.

من کیستم: طبیعت خودآگاهی از گذشته های دور روانشناسان و دانشمندان شناختی را پریشان و سردرگم کرده بود. جوزف دیلاکس عصب شناس دانشگاه نیویورک معتقد است در حالیکه انسان بر این باور است که عاملی مستقل به حساب می آید، اینگونه نیست. تمامی اعمال انسان تحت تاثیر فرایندی ناخودآگاه و محیطی قرار دارد. درک چگونگی تصمیم گیری هشیارانه، داشتن ذهنی مستقل و شخصی، روح و ... از عواملی هستند که پاسخ آنها بیش از چندین دهه از انسان فاصله دارند. اینگونه به نظر می رسد که بشر زمان زیادی را برای پاسخ دادن به حیاتی ترین سئوال زندگی خود نیاز خواهد داشت.

زندگی چگونه بر روی زمین شکل گرفته است: شواهد اولیه نشان می دهد حیات اولیه میکروبها در زمین به بیش از سه بیلیون سال پیش باز می گردد و هیچکس از چگونگی آغاز آن آگاه نیست. ایده های مختلفی مانند واکنشهای شیمیایی زنجیره ای در بستر دریاها وجود دارند. دیانا نورتآپ از بیولوژیستهای دانشگاه نیومکزیکو معتقد است تئوری های زیادی درباره منشا حیات ارائه شده است که اثبات و یا رد آنها بسیار سخت و پیچیده خواهد بود.

مغز انسان چگونه عمل می کند: برخی بر این باورند که تسلط کاملی بر پاسخ علمی این سئوال ایجاد شده است. در واقع نمی توان انکار کرد که نسبت به دهه های گذشته اطلاعات بسیار بیشتری از عملکرد مغز در اختیار انسان قرار گرفته است اما با وجود بیلیونها نرون عصبی که هریک از هزاران اتصال برخوردارند نمی توان گفت که انسان درباره عملکرد مغز به قطعیت رسیده است.
به گزارش مهر، اسکات هیوتل از مرکز علوم عصب شناختی در دانشگاه داک در باره این موضوع می گوید: انسان بر این باور است که مغز را به طور کامل درک کرده است یا حداقل هر فرد با توجه به تجربیاتی که داشته مغز خود را درک کرده است. اما تجربیات شخصی هر انسان، راهنمای بسیار ضعیفی برای کشف عملکرد کامل مغز به شمار می رود. سئوالات زیادی از جمله چگونگی مطالعه، چگونگی تشکیل شبکه های نرونی، چگونگی یادگیری، به خاطر سپردن، عشق ورزیدن، شنیدن، حرکت کردن و یا هر عمل دیگری درباره مغز انسان بی پاسخ باقی مانده است. درصورتی که بتوان مغز را درک کرد، انسان خواهد توانست تمامی ظرفیتها و محدودیتهای فکری، احساسی، استدلالی، عشق و تمامی جنبه های حیات را درک کند.

بقیه جهان کجاست: دانشمندان پاسخ این سئوال را با توجه به پدیده های مرموز ماده و انرژی تاریک، بخش تاریک جهان می نامند. در واقع تنها تمامی گونه های ماده و انرژی که تا کنون در جهان یافته شده اند، تنها چهار درصد از کل ماده و انرژی واقعی و موجود جهان را تشکیل می دهند. میزانی که با هیچ برابری می کند. 96 درصد باقی مانده همچنان ناشناخته اند و دانشمندان برای یافتن آن به دورترین نقاط فضا و عمیق ترین نقاط زمین روی آورده اند.

عامل گرانش چیست: شاید گمان برود که جاذبه زمین کاملا درک شده و هیچ نکته مرموزی ندارد زیرا نیوتون آن را در زمانهای بسیار گذشته کشف کرده است. نیروی گرانش یکی از ضعیفترین نیروهایی است که تا کنون در جهان شناسایی شده و در حالت استاندارد فیزیکی هیچ توضیحی برای چگونگی عملکرد آن وجود ندارد. نظریه پردازان معتقدند شاید این نیرو در اثر ذرات بی حجم و کوچکی به نام گراویتونها که در میدانهای گرانشی جریان دارند، شکل گرفته است.
مارک جکسون، یکی از نظریه پردازان فیزیک در لابراتوار فرمی درایلینویز معتقد است گرانش از آنچه در حالت استاندارد فیزیک توضیح داده می شود، کاملا متفاوت است. زمانی که درباره تعاملات کوچک گرانشی محاسباتی انجام می گیرد جوابهای غیر عقلانی به دست می آید و می توان گفت علم ریاضی در توضیح این مسائل کاملا ناتوان است.

آیا نظریه ای برای توضیح همه چیز وجود دارد: فیزیکدانان از مدلهای استاندارد خوبی برخوردارند که می توانند جهان هستی را به صورت ذراتی ترسیم کند تا به این وسیله بتوان کوچکترین جرم و ماده موجود در جهان را از مغناطیس گرفته تا اتم توضیح داد. مدلهای استاندارد فیزیکی ذرات را نقاطی بسیار خرد می پندارند که اکثر آنها حامل نیروهای بنیانی هستند. دو مشکل بزرگی که این مدلها در پی دارند عدم توانایی توضیح گرانش و نامفهوم شدن در توضیح نیروهای بزرگ است. درصورتی که نظریه ای با توانایی توضیح انرژی های خارق العاده جهان اولیه به وجود آید که بسیاری ارائه چنین نظریه ای را غیر ممکن می دانند می توان گفت تئوری جهانی فیزیک به واقعیت پیوسته است.

آیا حیات بیگانگان واقعیت دارد: حیات همه جا، حداقل در سیاره زمین حضور دارد. در این صورت بسط دادن آن در تمامی جهان امری منطقی به نظر می رسد. با این حال نمونه ها و مطالعات انجام گرفته تنها در محدوده زمینی بوده است و به همین دلیل بسیار کوچک به شمار می روند. انسان اکنون آگاه است که عناصر حیات به صورت وسیعی پراکنده شده است و منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین وجود دارد.
به گزارش مهر، جیل تارتر مدیر مرکز تحقیقات
SETI در کالیفرنیا معتقد است انسان از تخیلات مملو و ساخته شده است، پس حداقل می توان تصور کرد که حیات دیگری نیز دور از چشمان انسان وجود دارد. به گفته فرانک ویلژک، برنده جایزه نوبل موسسه ام آی تی، نوع بشر از میان 4.5 بیلیون سال تاریخ شکل گیری زمین تنها طی 200 سال گذشته به تمدن علمی تکنولوژیکی دست یافته است. بر این اساس می توان انتظار داشت تمدنهای علمی و تکنولوژیکی زیادی وجود داشته باشند که به میلیونها و شاید بیلیونها سال زمان برای توسعه یافتن نیاز خواهند داشت.

جهان چگونه آغاز شد: مهمترین، اصلی ترین، مرموزترین و قدیمی ترین سئوال بی پاسخ در میان انسانها است که تمامی اسرار دیگر جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. برخی نظریه ها اعلام کرده اند که جهان در حدود 13.7 بیلیون سال پیش و پس از پدیده ای به نام انفجار بزرگ آغاز شده است. پس از این انفجار همه چیز در مدت کوتاهی شکل گرفت و در کمتر از یک چشم به هم زدن تحت تاثیر پدیده ای به نام تورم کیهانی، ابعاد کیهانی به خود گرفت. تئوری تورم کیهانی از ایده های بسیار قدرتمندی است که تا کنون امکان اثبات و بررسی شکل گیری آن به وجود نیامده است. تا زمان بی جواب باقی ماندن چنین سئوالی در علم محدود بشر، هیچ یک از دیگر سئوالها نیز مجالی برای یافته شدن و کشف شدن پیدا نخواهند کرد.

دوشنبه 21/4/1389 - 1:23

هیچ کس قبل از جام جهانی فکرش را نمی‌کرد که با وجود چهره‌هایی مانند مارادونا، مسی و رونالدو، عنوان خبرسازترین چهره جام جهانی به کس دیگری برسد. ولی این اتفاق افتاد و در آخرین روزهای جام جهانی شاهد هستیم که" جناب پل" یعنی همان هشت پای معروف آلمانی گوی سبقت را از بقیه ربوده است.

آخرین پیش بینی جناب پل هم درست از آب درآمد و اسپانیا موفق شد با شکست آلمان به فینال جام جهانی برسد و حالا "پل عزیز" حسابی معروف شده و همین امروزو فرداست که جای نوسترادآموس پیشگوی معروف را بگیرد.

به مناسبت این اتفاق غرور انگیز( یعنی درست از آب درآمدن پیشگویی‌های هشت پا) مصاحبه‌ای کاملا اختصاصی با ایشان ترتیب داده‌ایم که می‌خوانید:

-جنا ب پل چه خبر؟ حتما از اینکه پیش بینی آخرتان درست بود، حسابی خوشحال هستید؟

نه بابا، چه خوشحالی، مگر این خداداد عزیزی می‌گذارد طعم شیرین شهرت و معروفیت زیر زبان من باقی بماند.

-مگر چی شده؟

می‌خواستید چه بشود، خداداد مصاحبه کرده و گفته هشت پای آلمانی شکر خورده که گفته مارادونا از آلمان شکست می‌خورد.به من چه که به قول علی پروین این بچه(یعنی مارادونا) مربی نیست و به قول پله عملی( یعنی همان معتاد خودمان) است.

-جناب پل برای آینده برنامه ریزی کرده اید؟

بله، برنامه‌های گسترده ای برای آینده دارم. سازمان حمایت از حیوانات خواستار آزادی من از آکواریوم شده و فکر می‌کنم وقتش رسیده که دست و آستینی بالا بزنم.

- یعنی خبرهایی است؟

بله، راستش را بخواهید در این مدت حسابی معروف شده ام و خواهان بسیاری پیدا کرده ام، بالاخره این شتری است که در خانه همه می‌خوابد.

-یعنی وقتی ازدواج کنید پیشگویی را کنار می‌گذارید؟

نه کنار نمی‌گذارم، پیشنهاد خوبی از لیگ برتر شما به دستم رسیده و اگر خانم بچه‌ها موافقت کنند، پیشگوی اختصاصی لیگ شما می‌شوم.

-ممکن است که چند پیش بینی برای ما انجام بدهید؟

بله، با کمال میل در خدمتم.

- کفاشیان تا  چند سال دیگر در فدراسیون فوتبال می‌ماند؟

استاد( منظور کفاشیان است) به تازگی گفته که کم کم دارد از فوتبال خوشم می‌آید و اگر به همین روال باشد ایشان جشن تولد صد سالگی را هم در فدراسیون فوتبال برگزار می‌کند.

-آیا افشین قطبی به آفریقای جنوبی رفته بود؟

بله که رفته بود، خود من در بین تماشاگران دیدمش که داشت ووووزه لا می‌زد.

-امیر قلعه نویی در اولین کنفرانس مطبوعاتی در لیگ دهم چه می‌گوید؟

بزرگوار، بازی، بازی خوبی بود.ضمنا این بازی دو نیمه متفاوت داشت.
 

يکشنبه 20/4/1389 - 14:54

پیامبر صلى اللّه علیه و اله نرمخو، خوش ظاهر و خوش باطن بود و خشم و رضایتش در چهره اش پیدا بود. (540) وقتى كه زیاد خوشحال بود بیشتر دست به محاسن مى كشید. (541) آنچه را نمى پسندید، به كسى رو در رو به زبان نمى آورد. مردى بر آن حضرت وارد شد كه لباس سیاهى بر تن داشت ، پیامبر صلى اللّه علیه و اله از دیدن او ناراحت شد ولى چیزى نگفت . وقتى كه از خانه بیرون رفت ، به یكى از افراد فرمود: ((خوب بود شما به این مرد مى گفتید این لباس را از تن بیرون كند.))(542) مرد بیابان نشینى در حضور پیامبر صلى اللّه علیه و اله میان مسجد، بول مى كرد، اصحاب به او اعتراض ‍ كردند، فرمود: بولش را قطع نكنید، سپس گفت : ((این مسجدها جاى نجاست و بول و ادرار كردن نیست .)) و در روایتى آمده است كه فرمود: ((نزدیكش بروید اما از جا بلندش نكنید.))(543)

روزى مرد بیابان نشینى نزد آن حضرت آمد و چیزى خواست او مرحمت كرد و سپس فرمود: به تو احسان كردم ؟ آن مرد عرب گفت : نه ، هیچ خوبى نكردى ! راوى مى گوید: مسلمانان خشمگین شدند و به او حمله بردند، پیامبر صلى اللّه علیه و اله به ایشان اشاره كرد كه متعرضش نشوید سپس جا برخاست و وارد منزل شد و دنبال آن مرد فرستاد و كمك بیشترى كرد، آنگاه فرمود: آیا به تو احسان كردم ؟ مرد بیابان نشین گفت : آرى ، خداوند از خانواده و قبیله ات به تو جزاى خیر دهد، پس پیامبر صلى اللّه علیه و اله به آن مرد گفت : تو آنچه را خواستى گفتى ولى در دل یاران من كدورتى پیدا شده است حال اگر مایلى چیزى را كه نزد من گفتى ، در حضور ایشان بگو تا كدورت از دل آنها بیرون رود، گفت : مى گویم ، همین كه فردا شد و با شامگاه ، آن مرد آمد؛ پیامبر صلى اللّه علیه و اله فرمود: این مرد صحرانشین گفت آنچه گفت ولى بعد كه ما بیشتر به او عطا كردیم راضى شد. مرد بیابانى گفت : آرى ، خداوند از خانواده و قبیله ات به تو جزاى خیر دهد. آنگاه پیامبر صلى اللّه علیه و اله فرمود: ((مثل من و این مرد صحرانشین بمانند آن مردى است كه شترى داشت كه رم كرد و مردم به دنبال شتر مى دویدند و این عمل جز این كه شتر را بیشتر فرارى كند، فایده دیگرى نداشت . از این رو صاحب شتر صدا زد: اى مردم ، بین من و شترم فاصله نشوید، چون من به حال شتر خود واردتر و آشناترم ، آنگاه صاحب شتر از مقابل ، رو به شتر رفت ، مقدارى خار و خاشاك از زمین برداشت و آرام ، آرام او را بازگرداند، تا آن جا كه شتر آمد و زانو زد و باربر روى آن بست و خود هم بر آن سوار شد، و من اگر شما را به حال خود گذاشته بودم - وقتى كه آن مرد گفت آنچه گفت - شما او را مى كشتید و او داخل آتش دوزخ مى شد.))(544)

پی نوشت :
540- این حدیث را صدوق در معانى ، ص 81 و عیون ، باب سى ام ضمن حدیثى طولانى از حسن بن على از دایى اش نقل كرده مى گوید: پیامبر صلى اللّه علیه و اله همواره گشاده رو و نرمخو و خوش ‍ برخورد بود و هیچ گاه ، خشن و درشتخو نبود - و نیز - در آن حدیث آمده است ، هرگاه خشمگین مى شد، صورتش را بر مى گرداند و اظهار نفرت مى كرد و هرگاه خشنود مى شد، چشمش را مى بست . و در صحیح بخارى ، ج 4، ص 229 و 230 نظیر این حدیث آمده است .
541- این حدیث را ابوالشیخ با سند نیكو - به طورى كه در (( المغنى )) آمده - از عایشه نقل كرده است .
542- این حدیث را ابوداوود، در ج 2، ص 550 و ترمذى در (( الشمائل ، )) ص 25 نقل كرده اند.
543- این حدیث را نسائى در ج 1، ص 175 و بخارى در ج 1، ص 63 نقل كرده اند.
544- این حدیث را به تفصیل ابوالشیخ و بزاز از قول ابوهریره با سند ضعیف - چنان كه در (( المغنى )) آمده - نقل كرده اند. 

يکشنبه 20/4/1389 - 11:31

از عایشه پرسیدند: اخلاق پیامبر چگونه بود؟ پاسخ داد: «خلق و خوی پیامبر(ص)، قرآن بود.» شخصیت جامع و چند بعدی پیامبر اسلام و كمال و عظمت معرفتی، اخلاقی و وجودی آن بزرگوار، قرآن مجسم و ناطق است كه به عنوان نماد مطلق و تام «انسان كامل» در میان آدمیان، حجت و الگویی ماندگار می باشد.
    
    اگر قرآن كریم، كلام تشریعی حضرت حق است، پیامبر اكرم (ص) كلمه الله الاعظم و كلام تكوینی خدا است. اگر قرآن كتابی است با حقایق جاودانه و همیشگی، پیامبر اكرم (ص) نیز حقیقتی عینی و جاودانه است. اگر قرآن بطون و لایه های معنایی و مصداقی عمیق و گسترده ای دارد كه تلاش برای كشف آن حقایق باید استمرار داشته باشد، پیامبر اكرم (ص) نیز ذخیره ای تمام نشدنی و حقیقتی است عینی و انسانی، كه شناخت ابعاد مختلف شخصیت ایشان و دستیابی به عمق سیره، سلوك و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادی مستمر نیازمند است. اگر نیاز بشریت به قرآن هرگز پایان نمی یابد و تكامل علمی و اجتماعی انسان، نیاز او را به حقایق قرآن كریم نه تنها كاهش نمی دهد كه روزافزون می سازد، نیاز انسان امروز و فردا به پیامبر اكرم(ص) و درس ها و آموزه های ایشان پایان ناپذیر است و اگر اسلام خاتم ادیان و قرآن خاتم كتب آسمانی است، پیامبر اكرم (ص) خاتم النبیاء و قله رفیع كمال انسانی است. او خلیفه الله الاعظم و واسطه ابدی نزول فیض الهی است كه: «و ما ارسلناك الا رحمه للعالمین». قرآن كریم نسخه مكتوب حقیقت نور محمدی (ص) است و پیامبر اكرم (ص) آینه تمام نمای صفات حسنای حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم.

    
    پیامبر اكرم (ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: علی! كسی جز تو و من خدا را نشناخت و كسی جز خدا و تو مرا نشناخت و كسی جز خدا و من تو را نشناخت. شناخت و معرفت حضرت حق- جل و علا- در حد اعلایی كه برای غیرخدا میسر است، جز برای كسانی كه در كانون نور محمد (ص) و علی (ع) قرار دارند، امكان پذیر نیست، چرا كه این معرفت و شناخت معرفتی است شهودی و نه ذهنی، معرفتی است متناسب با اوج كمال و تعالی شناسنده، نه مدرسه ای و استدلالی. از آن سو نیز معرفت تام نبی (ص) و وحی (ع) جز برای حضرت حق، برای كسی حاصل نمی شود، چرا كه دیگران همه فروتر از این دو وجود مقدس- كه نور واحدی از منشأ واحدند- می باشند و دستیابی به معرفت تام آنان برایشان مقدور نخواهد بود. حضرت حق در قرآن كریم فراوان درباره پیامبر اكرم (ص) و معرفی ایشان سخن گفته است كه برای آشنایی با جایگاه عظیم نبی اكرم (ص) به این آیات باید مراجعه كرد: در قرآن كریم اطاعت خدا و پیامبر (ص) در كنار هم مطرح و اطاعت از رسول خدا، همان اطاعت خدا شمرده شده است. آزار و ایذاء پیامبر اكرم (ص) موجب عذاب دردناك و لعنت خداوند در دنیا و آخرت تلقی شده و دوستی خداوند متعال مشروط به اطاعت از پیامبر اكرم (ص) گردیده است. خلق و خوی الهی پیامبر اكرم و رحمت و عطوفت آن حضرت مایه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبیر «وانك لعلی خلق عظیم»، توصیف شده، تعبیری كه تنها درباره پیامبر به كار رفته است. پیامبر اكرم (ص) عامل رهایی و آزادی مردمان از زنجیرها و بندهای سخت معرفی شده است.
    
    بندهایی كه از سویی خرافات و عادات زشت و از سوی دیگر ستمگران و سلطه جویان بر فكر و اندیشه و رفتار و حركت تعالی جویانه انسان ها ایجاد كرده اند. او «عبدخدا» معرفی شده است كه با عبودیت و بندگی ذات حق، به عالی ترین درجه عبودیت دست یافته و از همه تعلقات و وابستگی ها رها شده است. گستره فیض و لطف نبی اكرم نه تنها همه مردمان و آدمیان كه عالمیان را شامل شده و آن حضرت به عنوان «رحمه للعالمین» معرفی شده است.... این توصیف ها گوشه ای از معرفی پیامبر (ص) در قرآن است كه مروری همراه با تأمل و درنگ در این آیات و دیگر آیات، می تواند آفاق و ابعاد شخصیت الهی نبی اكرم (ص) را برای ما روشن سازد.
    
    علاوه بر این، برخی سوره های قرآن كریم اساساً در شأن پیامبر اكرم (ص) است و این غیر از سوره هایی است كه به وجود مبارك آن حضرت تأویل شده است. «یس» كه قلب قرآن كریم است و سرچشمه هایی از معرفت و حكمت از آن جاری است، به پیامبر اكرم (ص) منسوب است. سوره 47 قرآن کریم به نام نامی آن بزرگوار نام نهاده شده است: "محمد" (ص)، علاوه براین سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحریم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحی، سوره شرح (انشراح)، سوره تین، سوره علق، سوره قدر، سوره كوثر برخی از سوره هایی است كه ناظر به شأن و جایگاه عظیم و مرتبه رفیع آن حضرت در پیشگاه خداوند متعال است. هر كدام از این سوره ها و آیات نورانی آن، مالامال از حرمت و لطفی است كه خالق متعال برای این برترین بنده مقرب خود قائل است.

    
    پیامبر اكرم(ص) نه تنها مبلغ دین الهی و معلم آیات حكمت، كه مربی و اسوه انسان ها است: «لقدكان لكم فی رسول الله اسوه حسنه». بنابر این پیوند پیروان آن حضرت با این وجود مقدس، هنگامی معنی دار و مؤثر است كه آن بزرگوار را به عنوان مقتدا، امام، الگو و پیشوای حقیقی بشناسند و در مسلك و سلوك، از ایشان پیروی كنند. آیاتی فراوان از قرآن كریم احكام و دستوراتی را خطاب به پیامبر اكرم (ص) بیان می كند كه خطوط روشن الگو بودن آن حضرت را ترسیم و سرمشق هایی را كه پیروان آن بزرگوار باید برای خود «اصل» قرار دهند مشخص می نماید. نگاهی گذرا به این سرمشق ها، جامعیت دین و عرصه های گوناگونی را كه باید یك مسلمان واقعی بدان توجه داشته باشد. تبیین می نماید. این دستورات و احكام صریح و گویا برای هركسی بدون نیاز به چیز دیگری جز فهم عبارات قرآن كریم، روشن می كند كه همه عرصه های عبادی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی، اخلاقی و... در قلمرو الگوبرداری و پیروی از پیامبر اكرم (ص) قرار می گیرد و هیچ زمینه ای از زمینه های اساسی و پایه ای زندگی نهان را نمی یابیم كه سرمشق ها و خطوط اصلی آن برای پیروان پیامبر تعیین نشده باشد. اگر قرآن كریم مخاطبان خود را به تأسی و الگوگیری از پیامبر اكرم (ص) فرا می خواند، خود نیز خطوط روشن آن را ترسیم كرده است. عبادت و شب زنده داری، جهاد و مبارزه با كفار و منافقان، رشد دانش و معرفت و آگاهی، مهربانی و تواضع با مؤمنان و هم كیشان، انفاق و كمك به مستمندان و دستگیری از افتادگان، مهربانی با یتیمان و بی سرپرست ها، كسب قدرت همه جانبه برای حفظ استقلال و آسیب ناپذیری جامعه اسلامی، نیكی و خدمت به همگان و صدها دستور و توصیه قرآن كریم به پیامبر اكرم (ص)، نشان می دهد كه پیروان آن حضرت چه خطوط كلی را در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود باید سرمشق خویش قرار دهند تا بتوانند با مسیر كمال و رشد حقیقی- كه آن حضرت در قله آن قرار دارد- هماهنگ شوند و به آنچه او نائل شده بود، نزدیك گردند.
    
    اكنون می توان به درنگ و تأملی عمیق در این آیات صریح الهی، به ریشه اصلی گمراهی و حیرت و تباهی كه امت اسلام بدان دچار آمده است، پی برد. اگر فاصله امت با پیامبرش این چنین ژرف و عمیق نبود، هرگز امت پیامبر به چنین روزگاری گرفتار نمی آمد. تفرقه و اختلاف به جای وحدت و اتفاق، جهل و نگرانی به جای علم و آگاهی، ظلم و بی انصافی به جای عدل و داد، رفاه زدگی و اسراف به جای دستگیری و انفاق، دشمنی و خصومت به جای مهربانی و گذشت، انفعال و تسلیم در برابر بیگانگان به جای مقاومت و جهاد و بالاخره پذیرفتن ولایت و حاكمیت كافران به جای ولایت و حاكمیت رسول خدا (ص) و جانشینان او... حقایق تلخی است كه امروز در جهان اسلام شاهد آن هستیم و نشان می دهد فاصله ای ژرف بین امت و پیامبر وجود دارد كه جز با بازگشت به قرآن و خطوط روشن آن- كه در گرو پیروی و تأسی به تجسم عینی و انسانی آن است- این فاصله ژرف پیموده نخواهد شد.
    
    باشد كه به مدد جلوه ای از فیض «رحمه للعالمین» امت او از غفلت و جهالت رهایی یابند. ان شاءالله.

 

يکشنبه 20/4/1389 - 11:28

 
رسول خدا می‌فرمود:«خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید، و مانند قوم یهود و نصاری نباشید که فقط در کنیسه‌ها و کلیساها دعا می‌کنند و خانه ها را رها کرده اند. وقتی تلاوت قرآن در منزل زیاد شود، اهل خانه از خیر و برکتش بهره‌مند می شوند و آن خانه برای اهل آسمان می درخشد، همان گونه که ستارگان آسمان برای اهل دنیا می‌درخشد.»

با سلام و عرض تبریك به مناسبت فرا رسیدن ولادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)

با توجه به پیشرفت تكنولوژی در دنیای امروزی ،دست های تمام ما مسلمانان نیز برای تبلیغ قرآن و عترت باز شده است و كمی كار برایمان آسان تر شده است

اما در این راستا یكی از برنامه های مشترك انجمن دانش آموزی و انجمن قرآن و عترت در تابستان سال 89 ،برگزاری مسابقه قرآنی برای دانش آموزان عزیز انجمن می باشد.

بنا بر تصمیم های اتخاذ شده قرار بر این شد كه مسابقه قرآنی از ولادت حضرت محمد (ص)آغاز و تا آخر شهریور ماه ادامه می یابد.

یكی از اهداف مهم این مسابقه،مانوس كردن شما عزیزان با قرآن كریم می باشد زیرا كه در تابستان اوقات فراغت شما بیشتر می باشد و خیلی بهتر می توانید با كلام الهی ارتباط برقرار كنید.

بعد از معرفی مقدمات این مسابقه به قوانین آن می پردازیم:

1-هر هفته چهار سوال تستی و یك سوال تشریحی برای شما در این بحث قرار داده می شود.سطح سوالات طوری هست كه دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی نیز راحت به آن میتوانند پاسخ دهند.

2-پاسخ ها باید به ایمیل انجمن دانش آموزی ارسال شوند. و كسانی كه پاسخ هایشان را ارسال كرده اند حتما باید در این بحث اعلام كنند تا در مواقع ضروری ترتیب اثر داده شود.

3-هر هفته امتیاز افراد شركت كننده در این بحث اعلام می شود

4-به سه نفر از دانش آموزانی كه بیشترین امتیاز را تا آخر تابستان به دست آورده باشند جوایزی از سوی انجمن های تخصصی تبیان به آن ها اهدا خواهد شد.

*شایان ذكر است با توجه به استقبال دانش آموزان عزیز ،جوایز مسابقه افزایش خواهد یافت*

در پایان نیز از همكاری های خوب مدیر محترم انجمن ها،مدیر انجمن قرآن و عترت ،جانشین انجمن قرآن و عترت،مدیر محترم انجمن طنز و سرگرمی تشكر میكنیم.ان شاءالله كه در كنار قرآن و عترت موفق و سربلند باشند.

موفق و موید باشید.

یا حق.

يکشنبه 20/4/1389 - 11:23
 شیوه مبارزاتى

امام ‏علیه ‏السلام به روشهاى مختلف در برابر حكومت عباسى موضع‏گیرى مى ‏كرد و یارانش رادر این زمینه راهنمایى مى ‏فرمود. براى نمونه به دو مورد اشاره مى ‏كنیم:

1 امام (ع) به صفوان فرمود: همه ویژگیهاى تو جز یك مورد پسندیده است چراشترهاى خود را به هارون كرایه مى‏ دهى. عرض كرد: براى سفر حج كرایه مى ‏دهم و خودم هم به دنبال شترها نمى ‏روم. فرمود: آیا دوست ندارى، هارون حداقل تا بازگشت از مكه زنده بماند تا كرایه ‏ات ‏را بپردازد؟ گفت: چرا. حضرت فرمود: «من احب بقائهم فهو منهم و من كان منهم كان ورد النار; كسى كه‏دوست دار بقاى ستمگران باشد، از آنان بشمار مى‏آید و هر كس با آنان باشد، جایش‏در آتش است.»

2 به زیاد بن سلمه فرمود: اى زیاد; اگر از پرتگاه بلندى فروافتم و پاره پاره گردم، برایم بهتر است از این كه در دستگاه جور منصبى ‏رابپذیریم; یا بر بساط یكى از آنان قدم بگذارم. امام كاظم (ع) با بر حذرداشتن یاران از پذیرفتن منصب دولتى كه تقویت‏ حاكمان ظالم را در پى داشت و ضمن‏این كه خط بطلانى بر مشروعیت دستگاه خلافت عباسى مى‏ كشید، زمامداران غاصب را به ‏انزوا كشانده، از داشتن پایگاه مردمى نیز محروم مى‏ساخت. البته امام با اشغال مناصب مهم توسط یاران شایسته و مورد اعتماد مخالفت ‏نمى ‏كرد; زیرا كسب این موقعیت از یك سو موجب نفوذ در دستگاه حكومتى مى‏شد و ازسوى دیگر باعث مى‏شد مردم تحت‏ حمایت كارگزاران نفوذى امام قرار بگیرند. به قدرت رسیدن «على به یقطین‏» در دستگاه خلافت در همین راستا بود. وى كه از شاگردان‏برجسته امام و شخصیتى مورد اعتماد بود; از طرف هارون به وزارت برگزیده شد. على ‏بن یقطین در تمام مدت وزارت، دژى استوار و پناهگاهى مطمئن براى شیعیان محسوب‏ مى‏ شد و در آن شرایط دشوار براى تامین اعتبارات لازم به منظور حفظ حیات واستقلال اقتصادى یاران امام (ع) نقش مؤثرى ایفا مى‏ كرد. جالب این كه وى چندین‏بار خواست از پست‏خود استعفا دهد، كه امام (ع) او را از تصمیمش برگرداند.

سیره عملى و اخلاقى

الف) عبادت

شناخت ویژه امام هفتم حضرت موسى بن جعفر (ع)از خداوند، او را به عبادتى افزون و راز و نیازى عاشقانه با پروردگار سوق‏ مى ‏داد. از این رو به محض فراغت از كارهاى اجتماعى، به عبادت و نیایش مى ‏پرداخت. هنگامى كه امام به دستور هارون به زندان افتاد، عرض كرد: «پروردگارا! مدتهابود از تو مى‏ خواستم فراغت‏ براى عبادت به من عطا فرمایى، اینك خواسته‏ ام رابرآورده ساختى، تو را بر این نعمت سپاس مى ‏گویم.» در عبادت آن بزرگوار همین بس‏كه در زیارتش مى ‏خوانیم: «... الذى كان یحیى اللیل بالسهر الى السحر بمواصله‏الاستغفار حلیف السجده الطویله و الدموع الغزیره و المناجات الكثیره و الضراعات‏المتصله‏» آن بزرگوارى كه شب تا صبح به استغفار بیدار و شب زنده‏دار بود و درسجده طولانى با چشم اشك‏بار با خدا به مناجات و راز و نیاز و زارى به درگاه خدامشغول بود و این دعا را بسیار مى ‏خواند: «اللهم انى اسئلك الراحه عند الموت‏و العفو عند الحساب‏» خدایا! آسایش هنگام مرگ و بخشایش هنگام حساب را از تومى‏ خواهم.

ب) گذشت و بردبارى

لقب «كاظم‏» براى حضرت گویاى همین خصلت و شهرت ایشان به ‏فرو خوردن خشم و غضب است. ابن حجر عسقلانى; دانشمند و محدث اهل سنت مى ‏نویسد: «موسى كاظم، وارث علوم پدر و داراى فضل و كمال او بود. در پرتو گذشت وبردبارى فوق ‏العاده ‏اى كه در رفتار با مردم نادان از خود نشان داد، كاظم لقب‏یافت...»

نمونه‏اى از بردبارى حضرت

مردى در مدینه با دشنام و توهین امام ‏علیه‏السلام را آزار مى‏داد. برخى از یاران امام (ع) پیشنهاد كردند او را از میان‏بردارند. اما امام (ع) آنان را از این كار منع كرد. و از محل كار او درمزرعه‏ اى بیرون مدینه بود، پرسید آنگاه به چهارپایى سوار شد و خود را به مزرعه‏او رساند. مرد با دیدن امام فریاد مى‏زد زراعت مرا پایمال نكن! اما حضرت‏ اعتنایى نكرد و همچنان جلوتر مى‏ آمد. وقتى روبروى مرد كشاورز رسید، پیاده شد وبا گشاده‏رویى پرسید: براى این مزرعه چقدر خرج كرده‏اى؟ گفت: صد دینار. فرمود: امیدوارى چقدر سود نصیب تو شود؟ گفت: دویست دینار. حضرت سیصد دینار به او داد و فرمود: زراعت هم از آن خودت; بدان آنچه را كه ‏امیدوارى برداشت كنى، خدا به تو خواهد رسانید. آن مرد بى درنگ از جا برخاست و سر امام كاظم (ع) را بوسید و با نهایت پوزش ازامام خواست گناهش را نادیده بگیرد. امام (ع) تبسمى كرد و بازگشت ... روز بعد آن شخص در مسجد نشسته بود كه امام وارد شد. تا نگاه مرد به امام (ع)افتاد، گفت: خدا بهتر مى ‏داند رسالت‏خود را در كدام خاندان قرار دهد. دوستان باشگفتى پرسیدند كه داستان چیست؟ تا دیروز به امام دشنام مى ‏گفتى. اودوباره امام (ع) را دعا كرد و با دوستانش به ستیزه برخاست. امام (ع) از یارانش پرسید: كدام بهتر است; نیت‏ شما یا رفتار من؟

ج) كار وتلاش

موسى بن جعفر (ع) زمین زراعت داشت و خود به كشاورزى مى ‏پرداخت. حسن بن على; یكى از یاران و شاگردان آن حضرت از قول پدرش اینگونه نقل مى ‏كند: «موسى بن جعفر (ع) را در مزرعه‏ اش در حالى كه در اثر شدت تلاش و فعالیت، عرق تاقدمهایش رسیده بود، ملاقات كردم. پرسیدم: فدایت‏ شوم مردان (كارگرانتان) كجاهستند كه خود این گونه مشغول كار هستید؟ فرمود: اى على، بزرگوارتر از من و پدرم با دست‏ خودشان در امر زراعت كارمى‏كردند. عرض كردم آنان كیستند؟ فرمود: جدم رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین و پدران بزرگوارم سپس فرمود: كشاورزى ‏از كارهاى پیامبران و فرستادگان الهى و نیكوكاران است.»

د) سخاوت و كرم

جود و سخاوت، از بارزترین صفات پیشواى هفتم (ع) بود. امام امكانات مالى خود را كه‏ از راه زراعت و كشاورزى بدست آورده بود، در اختیار نیازمندان مى‏ گذاشت. این‏ جمله كه «تعجب از كسى است كه كیسه بخشش موسى به جعفر (ع) به او رسیده باشدولى باز اظهار تنگ‏دستى كند.» در مدینه به صورت ضرب‏المثل درآمده بود. آن بزرگوار، مواد غذایى و دیگر نیازمندى‏هاى ضرورى را به خانه مستمندان مدینه‏مى‏برد بى‏آنكه حتى خود مستمندان بدانند این نعمتها از كجا رسیده است.

منبع:مجله كوثر،شماره15

چهارشنبه 16/4/1389 - 1:26
 ولادت تا امامت

پیشواى هفتم; حضرت موسى بن جعفر علیه ‏السلام در روز هفتم ماه صفرسال صد و بیست و هشت هجرى در «ابواء» دیده به جهان گشود. پدر گرامى ‏اش امام ‏صادق علیه‏ السلام و مادر ارجمندش «حمیده‏» بربریه، یكى از زنان با فضیلت‏ بود. او به حدى از اصالت ‏خانوادگى و فضایل انسانى برخوردار بود كه امام صادق‏ علیه‏ السلام درباره‏ اش فرمود: «حمیده مصفاه من الادناس، كسبیكه الذهب، مازالت‏الاملاك تحرسها حتى ادیت الى كرامه من‏الله لى و الحجه من بعدى; حمیده ازپلیدى‏ ها پاك است; مانند شمش طلا، فرشتگان همواره او را نگهدارى كردندتا به من‏ رسید، به خاطر كرامتى كه خدا نسبت‏ به من و حجت پس از من فرمود.»

نامى كه‏ براى این كودك انتخاب گردید، موسى بود كه تا آن روز در خاندان رسالت و امامت ‏سابقه نداشت و یادآور مجاهدت‏هاى موسى بن عمران (ع) بود. آن حضرت با القاب ‏كاظم; عبد صالح و باب الحوائج و ... نیز یاد مى ‏شد و مشهورترین كنیه ‏اش ابوالحسن‏ و ابو ابراهیم بود. امام كاظم (ع) در دوران كودكى تحت مراقبت و تربیت پدر ومادر گرامى ‏اش، مراحل رشد و كمال را پیمود و مدت بیست‏سال از دوران زندگى خودرا در محضر پرفیض و مكتب سازنده پدر سپرى كرد. آن حضرت در این مدت از سیره و عمل عالى و ارزنده پدر بزرگوارش الهام مى ‏گرفت واز علوم و دانش او بهره مى ‏جست; به طورى كه امام صادق علیه‏السلام دستور داد زنان‏ مسلمان، براى فراگیرى مسایل دینى به او مراجعه كنند.

امامت تا شهادت امام

موسى كاظم علیه السلام در سال صد و چهل و هشت هجرى كه پدر بزرگوارش امام صادق(ع) توسط منصور، مسموم شد و به شهادت رسید به دستور الهى به منصب پرافتخارامامت نایل آمد.

تحكیم امامت

در زمان امام صادق علیه ‏السلام عده ‏اى از یاران آن حضرت، اسماعیل،فرزند بزرگ ایشان را امام آینده خود مى ‏پنداشتند. اما آنگاه كه اسماعیل در سنین ‏جوانى از دنیا رفت امام ششم از مرگ او خبر داد و حتى امام جنازه فرزندش را به‏ بزرگان قوم، نشان داد تا علت ریشه عقیده پیشوایى اسماعیل را بخشكاند. امام(ع) بعد از مرگ اسماعیل در فرصت‏هاى مناسب یارانش را به امام پس از خود، موسى ‏بن جعفر (ع) راهنمایى مى ‏كرد كه به چند نمونه اشاره مى‏ كنیم:

1 مفضل بن عمر مى ‏گوید: «كنت عند ابى عبدالله علیه‏السلام فدخل ابوابراهیم‏ موسى (ع) و هو غلام، فقال لى ابو عبدالله علیه ‏السلام: استوص به، و ضع امره عندمن تثق به من اصحابك; خدمت امام صادق (علیه‏السلام) بودم كه ابو ابراهیم; موسى ‏بن جعفر كه در سن جوانى بود، وارد شد. امام فرمود: وصیت مرا درباره این بپذیر و بدانكه او امام است و موضوع امامت‏ او را با هر یك از اصحاب خود كه مورد اطمینان‏اند، در میان بگذار.

2 اسحاق بن جعفر بن محمد (ع) مى‏گوید: «روزى خدمت پدرم بودم كه على بن عمربن على; پسر امام چهارم (ع) از پدرم پرسید: قربانت گردم، بعد از شما به چه كسى‏ پناه ببریم؟ فرمود: كسى كه دو لباس زرد پوشیده، و دو گیسو دارد و اكنون از طرف‏این در نزد تو مى ‏آید. او هر دو لنگه در را با دو دستش باز مى ‏كند. چیزى نگذشت كه دیدیم دو دست دو لنگه در را گرفته، و آنها را گشود و ظاهر گشت. او ابو ابراهیم (ع) بود كه روبروى ما قرار گرفته بود».

3 صفوان جمال‏ مى ‏گوید: منصور بن حازم به امام صادق (ع) عرض كرد: پدر و مادرم به قربانت، مرگ هر صبح و شام به سراغ جان‏ها مى ‏آید، اگر اتفاقى ‏افتاد، امام كیست؟ امام صادق (ع) در حالى كه با دست ‏به شانه است ابوالحسن (ع)مى ‏زد، فرمود: اگر چنین شد، امام شما این است.

4 على بن جعفر مى‏ گوید: پدرم امام صادق (ع) به گروهى از اصحابش فرمود: «سفارش مرا درباره فرزندم موسى بپذیرید; زیرا او از همه فرزندانم و از كسانى‏ كه از من به یادگار مى‏ مانند، برتر است و جانشینم پس از من و حجت ‏خدا بربندگانش خواهد بود.»

دوران امامت

دوران امامت امام موسى بن جعفر (علیه‏ السلام)از سال صد و چهل و هشت‏ شروع شد و تا سال صد و هشتاد و سه هجرى به طول انجامید. در مدت سى و پنج‏سال امامت ‏با خلیفه‏ هاى وقت; منصور دوانیقى، مهدى، هادى وهارون ‏الرشید معاصر بود. حضرت، پس از رحلت پدر، رهبرى و ارشاد علمى و فكرى را به عهده گرفت و گروه ‏زیادى از دانشمندان، محدثان، مفسران، فقها و متكلمان را پرورش داد. شرایط سیاسى و حكومت منصور ایجاب مى ‏كرد كه امام (علیه‏السلام) مبارزه خود را ازابعاد علمى آغاز كند و از طریق نشر معارف به جلوگیرى از شیوع عقاید منحرف‏ بپردازد.

در همین راستا داستان ذیل را مى ‏خوانیم: منصور دوانیقى پس از این كه امام صادق(علیه‏السلام) را مسموم كرد، زمینه را براى از میان برداشتن دیگر مخالفان مناسب‏دید; از این‏رو به فرماندار مدینه، محمد بن سلیمان نوشت: «اگر جعفر بن محمدشخصى را جانشین خود قرار داده، او را احضار كن و گردنش را بزن‏» فرماندار درپاسخ نوشت: جعفر بن محمد در وصیت نامه‏اش 5 نفر را جانشین خود قرار داده است;منصور دوانیقى، محمد بن سلیمان فرماندار مدینه عبدالله بن جعفر، موسى بن‏جعفر و حمیده همسر آن حضرت. در پایان نامه فرماندار، از خلیفه كسب تكلیف كردكه كدام یك را گردن بزند. منصور كه هرگز تصور نمى‏كرد با چنین وضعى روبه رو شود، به شدت خشمگین شد و گفت: اینها را نمى‏ توان كشت. البته مخفى نماند كه امام صادق (علیه‏السلام) با تنظیم ‏چنین وصیت نامه سیاسى توانست ا زقتل امام موسى (ع) جلوگیرى كند و این‏گونه وصیت‏از باب تقیه بود; زیرا نزد شیعه لیاقت نداشتن چند نفرى كه در وصیت نامه حضرت‏ ذكر شده‏ اند، واضح و روشن بود.

آن امام مظلوم به خاطر حق گویى و افشاگرى بر ضد خلفاى بنى عباس; مخصوصا هارون ‏الرشید همواره زندانى بود و بین چهار تا هفت‏ سال از عمر شریفش را در زندانهاى ‏مخوف به سر برد. در این راستا دو ماجراى ذیل مورد توجه تاریخ نگاران قرار گرفته است.

1 مهدى عباسى، سومین خلیفه عباسى براى سرپوش گذاشتن بر جنایات خود، روزى‏ اعلام كرد، مى ‏خواهم مظالم مردم و حقوقى را كه مردم بر گردنم دارند، به‏ صاحبانشان بدهم. امام كاظم (علیه‏السلام) این مطلب را شنید و نزد مهدى عباسى رفت. مهدى ظاهرا به اداى حقوق مردم اشتغال داشت، به او فرمود: چرا حقوق از دست‏رفته ما باز نمى ‏گردد؟ مهدى عباسى گفت: حقوق شما چیست؟ امام فرمود: «فدك‏». مهدى گفت: حدود فدك رامشخص كن تا به شما بازگردانم. امام (ع) فرمود: حد اول آن كوه احد، حد دوم عریش‏  مصر، حد سوم «سیف البحر» حدود شام و سوریه و حد چهارمش «دومه الجندل‏» (بین‏شام و عراق) است. مهدى پرسید همه اینها از حدود فدك است؟ امام كاظم (ع) پاسخ داد: آرى. به یكباره آثار خشم در چهره مهدى عباسى آشكارشد، چرا كه امام فهماند حكومت همه دنیاى اسلام باید در دست ائمه باشد. پس خلیفه‏ از جا برخاست و از آنجا رفت در حالى كه مى ‏گفت: «این حدود بسیار است، بایدپیرامون آن بیندیشم‏».

2 روزى دیگر هارون از امام كاظم (ع) فدك را تقاضاكرد و گفت: فدك را بگیر تا رسما آن را به تو واگذار كنم. امام كاظم (ع) هیچ‏ عكس‏ العملى نشان نداد. هارون اصرار زیادى نمود تا اینكه حدود آن چه اندازه است؟ امام فرمود: اگر آن را مشخص كنم، در اختیار من نخواهى گذاشت. هارون اظهار داشت: به حق جدت قطعا آن را در اختیار تو مى ‏گذارم. امام (ع) فرمود: حد اول آن، «عدن‏» (قسمتى از یمن). چهره هارون عوض شد امام‏ ادامه داد: حد دوم آن «سمرقند» است; رنگ چهره هارون بیشتر تغییر كرد. امام‏ اضافه كرد: حد سوم آن، «آفریقا» است. هارون از این سخن به قدرى ناراحت‏ شد كه ‏رنگش سیاه گشت امام فرمود: حد چهارم آن، «سیف البحر» است. هارون گفت: «فلم یبق لنا شى‏ء»; بنابراین چیزى براى ما باقى نمى‏ ماند. امام فرمود: من گفتم كه تو آن را در اختیار من نخواهى گذاشت. هارون در همین هنگام تصمیم كشتن آن حضرت را گرفت.

منبع:مجله كوثر،شماره15

چهارشنبه 16/4/1389 - 1:24

 بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیكم

شعری زیبا در وصف آن امام همام

عاشق صادق
چشم گردون در عزاى موسى جعفر گریست
دیده ى خورشید بر آن ماه خوش منظر گریست
گر چه او پروانه ى حق بود اما همچو شمع
در مناجاتش ز هجر دوست پا تاسر گریست
ژرف زندان بهر او معراج قرب دوست بود
عاشق صادق ز هجران رخ دلبر گریست
گه به یاد مادرش زهرا فغان از دل كشید
گاه بر مظلومى شیر خدا حیدر گریست
او كه خود مظلوم و در بند ستمگر بود اسیر
بر غریبى شهید كربلا یك‏سر گریست
دیده ى عشاق از داغ امام عاشقان
در دل صحراى غم یك آسمان اختر گریست
حضرت معصومه زین ماتم فغان از دل كشید
در مدینه از غم مرگ پدر دختر گریست
در عزاى ناخداى فلك تسلیم و رضا
پور دلبندش رضا در موج غم گوهر گریست
)حافظى( شمع وجودت آب شد از این الم
آتشین طبعت ز نوك خامه بر دفتر گریست


چهارشنبه 16/4/1389 - 1:21

 به نام خدا

سلامی گرم خدمت دوستان گرامی ثبت مطلب

امروز میخوام نحوه قرار دادن  كد نظر سنجی در وبلاگ تبیان را به شما عزیزان آموزش بدهم

تو دوره های اول و دوم مسابقه وبلاگ نویسی خیلی از دوستان از این كه نمیتونستن این كد ها را در تنظیمات وبلاگشون قرار بدهند در بخش نظرات از من می پرسیدن.

قبل از این كه كار آموزش را بخواهم شروع كنم باید به شما عزیزان وبلاگ نویس بگم كه سامانه وبلاگ تبیان ،با كد های js سازگاری داره .

یعنی این كه اگر كد شما js نباشه نمیتوانید از آن كد در وبلاگتون استفاده كنید.

من یك كد js از قبل برای شما عزیزان اماده كردم تا از روی آن به شما دوستان توضیح بدم

بعد از ساختن نظرسنجی مورد نظرتان در سایت وبگذر(1) به عنوان مثال این كد را به شما تحویل میدهد.

<!-- Begin WebGozar.com Poll code -->
<script type="text/javascript" language="javascript" src="http://www.webgozar.ir/c.aspx?Code=600210&amp;t=poll" ></script>
<!-- End WebGozar.com Poll code -->

برای به نمایش در آمادن كد نظرسنجی در وبلاگ كافیه فقط شماره پر رنگ شده را در كد  آماده شده js زیر جایگزین كنید.

<!--
document.write("<CENTER><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://www.webgozar.ir/c.aspx?Code=600210&amp;t=poll" ></script></CENTER>")
//-->

*پس همیشه از كد آماده بالا استفاده كنید*

*فراموش نكنید كه هر نظرسنجی شماره اختصاصی خودش را دارد*

*شماره اختصاصی در مثال آورده شده:600210*

منتظر آموزش قرار دادن كد آمارگیر باشید!

یا حق.

پی نوشت ها:

(1)سایت وبگذر :webgozar

 

سه شنبه 15/4/1389 - 2:3
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته