تعداد مطالب : 1977
تعداد نظرات : 4816
زمان آخرین مطلب : 766روز قبل
سلام
قاضی قزوینی از آزادیخواهان قزوین بود که در زمان محمد علی شاه قاجار همراه ملک المتکلمین ومیرزاجهانگیر خان سور اسرافیل به زندان افناد ودر آنجا او را مسموم کردند..
شعر زیر یکی از اشعاری است که او در زندان سروده است:


تا که غیرت ومردی،شد زخلق ایرانی
ملک ملت ایران ،رفت سوی ویرانی

اولین جهانگیران خسروان ما بودند
از کیانیان یکسر،تا گروه ساسانی
صیت سطوت ایران،بود در جهان معروف
خوانده ای اگر تاریخ،صدق قول میدانی
حال بشنو احوالش،باخبر شو از حالش
بین چگونه افتاده روی در پریشانی
والیان والا جاه،چاکران دولتخواه
خلق مملکت رانند،جای مملکت رانی
وامحمدا زین خلق،واشریعتا زین قوم
کافران به ما گویند،داد از این مسلمانی
دوشنبه 5/5/1394 - 16:23

سلام

پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلى الله علیه و آله فرمودند: خنده دو قسم است خنده ای است كه خدا آن را دوست دارد و خنده ای است كه خدا آن را دشمن دارد.
اما خنده اى كه خدا آن را دوست دارد، آنست كه مرد به روى برادر خویش از شوق دیدار وى لبخند زند اما خنده اى كه كه خداى والا آن را دشمن دارد آنست كه مرد سخن خشن و ناروا گوید كه بخندد یا بخنداند و بسبب آن هفتاد پائیز در جهنم سرنگون رود.


متن حدیث:

الضّحك ضحكان ضحك یحبّه اللَّه و ضحك یمقته اللَّه فأمّا الضّحك الّذی یحبّه اللَّه فالرّجل یكشر فی وجه أخیه شوقا إلى رؤیته، و أمّا الضّحك الّذی یمقته اللَّه تعالى فالرّجل یتكلّم بالكلمة الجفاء و الباطل لیضحك أو یضحك یهوى بها فی جهنّم سبعین خریفا.

يکشنبه 4/5/1394 - 9:20

 سلام

امام صادق(علیه السلام) به بعضی از اصحاب خود فرمود: کسی که سه بار به تو خشمگین شد و در حق تو بد نگفت، او را دوست خود کن. (بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۵۱)

آن حضرت در جایی دیگر می فرماید:

کسی را به علامت دوستی نشناس تا او را در سه چیز آزمایش کنی:

۱ـ به خشمش بنگر که آیا او را از
حق به باطل می کشاند یا خیر; ۲ـ در درهم و دینار; ۳- مسافرت کردن.

سعدی گوید:

یار آن بـود که صبر کند بـر جفای یار ترک رضای خویش کند در رضای یار

دوست واقعی کسی است که به ستم و جفای دوست خود بردبار باشد و رضایت او را بر رضای خود مقدم دارد.

در حال بی ‌نیازی و فقر، دوستی او عوض نشود

امام ‌باقر علیه السلام فرمود: بدترین دوست کسی است که تو را به هنگام بی ‌نیازیت حفظ کند و به وقت تنگدستی رها سازد. (میزان الحکمه، ج ۱، ص ۵۳)

سعدی گوید:

دوست مشمار آن که در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی

دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی

به نماز اهمیت بدهد

قرآن می‌ فرماید: «ای اهل ایمان با آن گروه از اهل کتاب و کافران که دین شما را به بازیچه گرفتند دوستی مکنید. زمانی که شما ندای نماز بلند می ‌کنید آن را به مسخره و بازی می ‌گیرند زیرا آن قوم مردمی نادان و بی‌ خردند.» (مائده، آیه ۵۷)

شنبه 3/5/1394 - 9:27
سلام
تقدیم به شافعی که خدا به خاطر او شفا می دهد
تقدیم به آقامون "علی بن موسی الرضا"علیه السلام


دوست دارم بیام میون حرمت

سرمو روی ضریحت بذارم

غم وغصه هامو از یاد ببرم

اشک شادی توی چشمام بکارم

دوست دارم اینقدر بگم رضا رضا

تا دل خوب تو رو دست بیارم

دوست دارم کفتر صحنت بشم و

پا روی گنبد زیبات بذارم

دوست دارم از آب اون سقا خونت

برا مصرف یه عمرم بیارم

دوست دارم خادمی اون حرمت

بشه تا آخر عمر افتخارم

دوست دارم بیام توی کفشداریات

کفشای زائراتو نگه دارم

دوست دارم وقتی مریض شفا میدی

باشم واز شادی پر دربیارم

آخرش میخوام که توی حرمت

جون بدم،آرزو جز این ندارم

دوست دارم وقتی قیامت میرسه

بخدا بگم که من ضامن دارم

شاعر:اسماعیل تقوایی
سه شنبه 30/4/1394 - 15:18

 سلام

 "غوغای عصر ما " جدید ترین سروده مرجع تقلید بزرگوار حضرت آیت ا...مکارم شیرازی در مورد وقایع حال حاضر دنیا و جنایات گروه های تکفیری با حمایت و پشتیانی استکبار جهانی می باشد.توجه بفرمایید.

شور و غوغایی گرفته دامن ایام را
صید کرده در دل خود، هم خواص و عام را

آتشی از بهر یزدان، هر طرف افروخته
درد گرفته جملگی،هم پختگان و خام را

آبرو بر باد رفته، فتنه ها ظاهر شده
من چه گویم، کس ندیده این چنین ایام را

بدعتی در هر طرف، جمعی به خود مشغول ساخت
چهره دین مسخ گشته، برده ننگ و نام را

لشگر شیطان و داعش هم قسم گردیده است
حیله ها آموخته این جمع خون آشام را

نی غلط گفتم که شیطان برده داعش شده
کس ندیده در جهان قومی چنین بدنام را

لیک اندر پشت آنها هست شیطان بزرگ
بد سگالی، بی صفاتی، لایق دشنام را

هر کجا ظلم و نفاقی هست، آنجا حاضر است
هر کجا حیله گری از او گرفته کام را

ننگ بر آنها و بر رفتار و بر کردارشان
کو رفیقی تا رساند زود این پیغام را

بار الهی مصلح کل جهان بر ما رسان
دوری اش برده ز مشتاقان او، آرام را

ناصر دل سوخته هر شب دعای گوی تو شد
آرزو دارد که در راهت چشد آن جام رامن چه گویم
دوشنبه 29/4/1394 - 19:0

 سلام

 "غوغای عصر ما " جدید ترین سروده مرجع تقلید بزرگوار حضرت آیت ا...مکارم شیرازی در مورد وقایع حال حاضر دنیا و جنایات گروه های تکفیری با حمایت و پشتیانی استکبار جهانی می باشد.توجه بفرمایید.

شور و غوغایی گرفته دامن ایام را
صید کرده در دل خود، هم خواص و عام را

آتشی از بهر یزدان، هر طرف افروخته
درد گرفته جملگی،هم پختگان و خام را

آبرو بر باد رفته، فتنه ها ظاهر شده
من چه گویم، کس ندیده این چنین ایام را

بدعتی در هر طرف، جمعی به خود مشغول ساخت
چهره دین مسخ گشته، برده ننگ و نام را

لشگر شیطان و داعش هم قسم گردیده است
حیله ها آموخته این جمع خون آشام را

نی غلط گفتم که شیطان برده داعش شده
کس ندیده در جهان قومی چنین بدنام را

لیک اندر پشت آنها هست شیطان بزرگ
بد سگالی، بی صفاتی، لایق دشنام را

هر کجا ظلم و نفاقی هست، آنجا حاضر است
هر کجا حیله گری از او گرفته کام را

ننگ بر آنها و بر رفتار و بر کردارشان
کو رفیقی تا رساند زود این پیغام را

بار الهی مصلح کل جهان بر ما رسان
دوری اش برده ز مشتاقان او، آرام را

ناصر دل سوخته هر شب دعای گوی تو شد
آرزو دارد که در راهت چشد آن جام رامن چه گویم
دوشنبه 29/4/1394 - 14:23

سلام
به استقبال عید فطر:

ماه خدا رفته وعید آمده
بر همگان فطر سعید آمده

مزد به طاعت بدهد روز عید
این زخداوند نوید آمده

باد مبارک به همه مومنین
روز درخشان امید آمده

هر که شده صائم ماه خدا
حال به اوصاف حمید آمده

بنده حق ناز کند بر همه
حق بنگر بهر خرید آمده

عید شده رو به نماز وببین
محشر کبرا پدید آمده


*********
صدهزاران شکر برگو کردگار پاک را
روزه بگرفتی زدودی از دلت خاشاک را

میرود ماه خدا ومی رسد عید خدا
بنده مومن در این مه سرزده افلاک را

در شب آخر روا باشد که احیایی شوی
فرصت آخر رسیده مومن چالاک را

چاک می گردد گریبان در وداع ماه حق
ای خدا دریاب یاران گریبان چاک را

فطره ات را در کناری نه،برای مستحق
کن رعایت سنت شاهنشه لولاک را

اول شوال عیدفطر باشد روزه دار
موسم افطار باشد ترک کن امساک را

در نماز عید شرکت کن کنار مومنین
می دهد مزدی نکو حق صائم دل پاک را


شاعر : اسماعیل تقوایی

چهارشنبه 24/4/1394 - 16:5

 سلام

با عرض تبریک و

به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر:

 

رمضان چونکه به پایان آید

عید مقبولی ایمان آید

ماه شوال به آغاز نکو

شاد در محفل رندان آید

روز عید است سرور وشادی

در همه جمع مسلمان آید

عید فطر است زسوی فاطر

ابر الطاف به باران آید

بعد یکماه دعا وروزه

اجر از درگه یزدان آید

فطر یعنی  تو افطار کنی

وقت امساک به پایان آید

مستجاب است دعا در اینروز

پاسخ بنده فراوان آید

با شکوه است در این عید نماز

لشگر دین به میدان آید

لفظ تبریک فراوان باشد

بر لب مومن خندان آید

شاعر:اسماعیل تقوایی

چهارشنبه 24/4/1394 - 12:3

 

آخه به این زودی کجا داری میری؟نمیشه بیشتر بمونی؟..من تازه داشتم بهت عادت می کردم..تو باعث شدی من یه آدم دیگه ای بشم و چیزهای تازه ای رو تمرین کنم.به من یاد دادی با چشمم طوری نگاه کنم ،با زبونم طوری حرف بزنم که خدا خوشش بیاد.به من یاد دادی همه چیز زندگی خوردن ونوشیدن وخوابیدن نیست وهر موقع که لازم باشه میشه از خوردن وخوابیدن ظاهری به خاطر چیزهای مهمتر چشم پوشی کرد وپای سفره ی خدا نشست و خورد ونوشید.راستی چه روزها وشبایی رو با هم داشتیم .شبای با توبودن،روزای با توبودن وساعتهای با تو بودن ،بهترین های عمر من بودند.ولی تو شبایی که با تو بودم اون سه شب چیز دیگه ای بود.میشد پایین اومدن فرشته هارو از آسمون حس کرد.بزرگمردی(پیامبر ص) فرموده"اگه مردم می دونستند در تو چه برکاتی وجود داره آرزو می کردند یکسال با تو باشند"الان من واقعا به این مسئله رسیدم ودوست ندارم ازت جدا بشم.دلم داره آتیش می گیره چون می دونم تقدیر اینه که بری.. ولی دلخوشیم اینه که قول دادی یکسال بعد حتما بر می گردی.ولی من می ترسم ...می تر سم تا تو بری حالات من عوض بشه و همون آدم سابق بشم.همون بزرگمرد فرموده"اگه کسی در مدت با بودن آمرزیده نشه دیگه تا سال بعد که تو دوباره بر می گردی آمرزیده نمیشه".بعنوان آخرین خواهش...کمکم کن ..تو پیش خدا خیلی عزیزی وخیلی دوستت داره..اینقدر دوستت داره که فرموده"پاداش روزه دار در ماه رمضان رو من خودم میدم...پس پیش اون برای من واسطه شو تا کمکم کنه ونیرویی به من بده تا بتونم خودمو حفظ کنم وسال بعد که می آیی شرمنده ت نباشم.خداحافظ وبه امید دیدار

دوشنبه 22/4/1394 - 11:13
رو به پایان می رود ماه خدا
می شوم کم کم ز الطافش جدا
می رود ماه پر از تاثیرها
بس رقم خورده در آن تقدیر ها
ماه شرم معصیتکاران زحق
که در آن افتاده شیطان از رمق
می رود این ماه و حسرت می برم
در فراغش من گریبان می درم
خاطراتی خوش از آن در خاطرم
سرخوش از الطاف حی
قادرم
خاطرات خوب افطار و سحر
ریزش اشک ندامت از بصر
یاد آن شبهای قدر پربها
صوت قرآن ومناجات و دعا
می رود آن که سراسر خوب بود
بین هر پیر و جوان محبوب بود
می رود اما پس از سالی دگر
باز می گردد دوباره از سفر
از خدا خواهم که در سال دگر
باشم و ببینم مه نیکو ثمر
شعر:اسماعیل تقوایی
يکشنبه 21/4/1394 - 12:52