تعداد مطالب : 1977
تعداد نظرات : 4816
زمان آخرین مطلب : 763روز قبل
روز اول محرم...
به یاد حضرت مسلم

نوشته ام که بیایی ولی پشیمانم
به کوچه های غریبی غمین وحیرانم
مرا به وقت ورودم امیدها دادند
به یک تشر همه رفتند ومن پریشانم
به هر دری که زدم پاسخی نبود مرا
ز یاد کوفه برفته غریب ومهمانم
مراخبر نبود از دوطفل مظلومم
به یاد غربتشان دل غمین ونالانم
میان کوفه ی نامردمان شدم تنها
هجوم کرده عدو، یکه تاز میدانم
به خدعه گشت اسیر عدوی تو مسلم
سر و دهان شده خونی ز سنگ بارانم
بپوش چشم زتقصیر مسلمت، مولا
فدا کنم به رهت جان وفکر جبرانم
حسین،جان تو وجان دختر مسلم
به زیر بال وپرت گیر،روح وریحانم
به بام قصراسیر و به اشک می نالم
میا به کوفه امامم،میا حسین جانم

شاعر : اسماعیل تقوایی
دوشنبه 12/7/1395 - 14:2
يکشنبه 11/7/1395 - 15:23
شکرخدا که باز بدیدم محرمت
لایق شدم که درک کنم ماه ماتمت
شکر خدا که بار دگر سهم من شده
برسر زنم به سوگ تو در زیر پرچمت
خرجی زآب دیده نکردم که تا شود
جاری برای سوگ تو وهنگامه ی غمت
من دل سیاه و شال عزای تو گردنم
روشن شود خوردچو دلم رنگ ماتمتت
آقا منم غلام همه نوکران تو
راهی بده مرا تو به درگاه اعظمت
دراولین شبی که به قبرم،امید من
باشد،به دیده ام بگذاری تو مقدمت
شاعر:اسماعیل تقوایی
شنبه 10/7/1395 - 14:25
محرم
نسیم ماه محرم به سوز وسازآید
گذشت سالی وایام عشق باز آید
مه عزای حسینی دوباره درراهست
هرآنکه هست حسینی به پیشواز آید
تمام شهر بپوشد لباس سوگ وعزا
زخیمه های عزا صوت جانگداز آید
دوباره پرچم مشکین سوگ خون خدا
به "یاحسین"منقش،به اهتزاز آید
دوباره هیات عشاق خردسال حسین(ع)
چه بی ریا شده تشکیل ودلنواز آید
بساط هیاتیان هرکجا به پا گردد
نیازمند توسل پی نیاز آید
بگو هرآنکه شده در زمانه بیچاره
محرم است برای تو چاره ساز آید

شاعر : اسماعیل تقوایی
دوشنبه 5/7/1395 - 14:56
یواش یواش بوی محرم میاد
بوی عزا وموسم غم میاد
عوض میشه چهره شهر دوباره
شهر لباس شادیشو در میاره
هیئتیها مشغول جنب وجوشند
همه میخوان لباس سیاه بپوشن
تکیه ها دوباره بر پا میشه
وقف عزای پور زهرا میشه
قبض بدست بچه ها تو خیابون
جمع میکنن پول برا هیئتاشون
تو تکیه،حسینیه،مسجدا
بر پا میشه عزای خون خدا
بر پا میشه بساط نذر غذا
به عشق مولا پسر مرتضی
همون پسر که عشق عالمینه
ارباب سرجدای ما حسینه
به عشق مولا گناها کم میشه
چشمای ما ابری وپرنم میشه
هر کی تو هر صنف ومرامی باشه
محرمی نوکر نوکراشه
میگه حسین زندگیم فداته
آرزومم دیدن کربلاته
کاش بودم وجونم فدات می کردم
فدای کل بچه هات می کردم
کاش بودم و به جای اون علمدار
می بریدن دستامو قوم اشرار
کاش بودم وبه جای شیر خواره
گلوم میشد خونی وپاره پاره
کاش بودم ومی خوردم هر زمونه
به جای زینب ضرب تازیونه
کاش بودم وسرت جدا نمی شد
دریای خون کرببلا نمی شد
من نبودم ولی حالا یارتم
هر ساله یک ماهی عزادارتم
به یاد تو سینه وسرمیزنم
هرجاکه با اسمته در می زنم
آرزوم اینه تو مه پر بلا
حسین حسین بگم بیام کربلا

شاعر : اسماعیل تقوایی
 
يکشنبه 4/7/1395 - 9:17

سلام

به استقبال ماه محرم

گذشت سالی وماه محرم آمده است
دوباره ماه عزا،سوز وماتم آمده است
به کوچه وبه خیابان سیه بپوشانند
به هرکجا نگری خیمه ی غم آمده است
دوباره نوحه سرایی وروضه وگریه
بساط عشق به هیات فراهم آمده است
دوباره میکده ی کربلا، حسین ومی اش
زمان مستی شیعه در عالم آمده است
دوباره حضرت زهرا وسوگ دلبندش
برای تسلیت آدم، وخاتم آمده است
گشای چشم دل وبین حسین وقافله اش
ببین که حرجهت خیر مقدم آمده است
نگر که دختر زهرا در آن مکان بلا
برای ثبت حماسه مصمم آمده است
حسین آمده تا سر به راه دوست دهد
برای یاری دینش چه محکم آمده است
به هیبت علی اندر سپاه او عباس
برای بخشش دستان، چو حاتم آمده است
ببین که اکبر لیلا جوان رعنایش
برای درس جوانان عالم آمده است
ببین که حاجی شش ماهه اش علی اصغر
برای بذل گلو زیر پرچم آمده است
دوباره دل شده خون از مصایب زینب
تسلی دل او دیده پر نم آمده است
محرم آمده وعاشقان عزادارند
قلوب اهل ولا غرق ماتم آمده است

شاعر : اسماعیل تقوایی

شنبه 3/7/1395 - 8:45
فرا رسیدن هفته دفاع مقدس گرامی باد:

یاد باد آن روزگاران یاد باد
شوروحال شهسواران یاد باد

هشت سال جنگ با صدامیان
همره پیر جماران یاد باد

همره رزمندگان جان به کف
حمله های زیر باران یاد باد

قبل هر حمله به هنگام وداع
گریه در آغوش یاران یاد باد

وقت پشتیبانی رزمندگان
همت کبرا سواران یاد باد

غرش شیران ایران در دل
دشتها وکوهساران یاد باد

لحظه های تلخ در میدان جنگ
با عروج کامداران یاد باد

روزتدفین شهیدان وطن
لاله ها ولاله زاران یاد باد

اشکهای شوق هنگام ظفر
در فراق جان نثاران یاد

صوت قرآن ودعای وربنا
بر لبان حق گزاران یاد باد

پشت گرمیها ز پشت جبهه ها
از سوی رزمنده یاران یاد باد

سالها بگذشته از آن روز ها
لیک از آنان هزارن یاد باد

اسماعیل تقوایی
چهارشنبه 31/6/1395 - 8:31
السلام علیک یاحیدر(ع)
کفو زهرا(س) حبیبه ی داور
ای عمو زاده ی حبیب خدا
روح وجان ورفیق پیغمبر(ص)
ای علی ای شفیع در عرصات
برتو وآل اطهرت صلوات
السلام ای علی(ع) ولی خدا
ای زهرچه زغیراوست جدا
ای به شب سجده برده بردرگاه
کنیه ات در ستیز شیر خدا
عابد وساجدی تو در خلوات
برتو وآل اطهرت صلوات
السلام ای علی(ع) ابوی تراب
ای برای یتیم دیده پر آب
ای که بهر رسیدگی به یتیم
می گرفتی ز دیدگانت خواب
ای قسیم عدالت وبرکات
برتو وآل اطهرت صلوات
السلام ای علی(ع) وصی رسول(ص)
سیر رویت جلای قلب بتول(س)
ای که بعد خموشیت به جهان
مهررخشان عدل کرده افول
خطبه های تو بهترین کلمات
برتو و آل اطهرت صلوات
السلام ای امیر خم غدیر
بعدطاها به مومنین تو امیر
ای که مظلوم در سقیفه ی مکر
گشته در بند مصلحت تو اسیر
قهرمان تمامی غزوات
بر تو وآل اطهرت صلوات
السلام ای در مدینه ی علم
شاخص صبر واستقامت وحلم
ای که مرگ تو رستگارت کرد
شده مجبور در سقیفه به سلم
ای کمیل تو بهترین نغمات
برتو و آل اطهرت صلوات
السلام مرا جوابی ده
نوکری مرا ثوابی ده
وقت مرگم به شام اول قبر
با حضورت عطای نابی ده
ذکرمن درحیات وهم به ممات
برتو و آل اطهرت صلوات

شاعر : اسماعیل تقوایی
 
دوشنبه 29/6/1395 - 14:53
به استقبال عید غدیر

غدیر عید ولایت غدیر عید خداست
غدیر روز وصی گشتن علی مولاست

می ولایت مولا علی ز خم غدیر
همیشه ریخته در جام جان اهل ولاست

غدیر شاخه ای از حوض کوثر جنت
غدیر برکه که نه ،چشمه ای زآب بقاست

غدیر اکمل دین است وآخر نعمت
امید کفر به پیدایشش دچار فناست

غدیر حکم خدا بود ونقل پیغمبر
وبی غدیر تلاش رسول(ص) بی معناست

پسند حق شده اسلام براساس غدیر
غدیر افضل اعیاد وعید بی همتاست

خدا محب علی را حبیب خود خواند
واز برای خدا دشمن علی اعداست

غدیر روز سفارش زسوی پیغمبر
بیان وحدت قرآن وعترت طاها ست

غدیر در همه اعصارجاری وساریست
وانتشار پیامش به دوش اهل ولاست

غدیر مایه شادی پیروان علیست
به خاطرش همه جا جشن شیعیان بر پاست

تمسک به ولایت سبب به شکرانه ست
اگر که جان بدهم در ره غدیر رواست

شاعر : اسماعیل تقوایی


يکشنبه 28/6/1395 - 14:24
مثنوی مولا علی(ع)

بشنو ازمن چون حکایت می کنم
قصه ای زیبا روایت می کنم
قصه ی اوصاف نیکوی علی
قطره از دریا نمایم منجلی
زاده شد در خانه امن خدا
شد خدایش میزبان مرتضی
دست پرورد رسول ا..بود
از همه اسرار او آگاه بود
آنزمان که دین حق اعلام شد
اولین ایمانی اسلام شد
زین جهت گفتی پیمبر ازصفا
مرتضی باشد وصی مصطفا
بر خدا وبر پیمبرشد ولی
نور یزدان در وجودش منجلی
وقت هجرت جای پیغمبر بخفت
من فدایت یا رسول ا..گفت
دایما بودی علی مجنون او
مصطفی موسی، علی هارون او
بود پیوسته کنار یارغار
چه به صلح وچه به وقت کارزار
شیر حق در صحنه ی پیکار بود
لیک در رزمش خدا رفتار بود
در احد جنگاوران را شاه شد
ناجی جان رسول ا....شد
وصف تیغش گفت جبریل آشکار
جمله ی لاسیف الا ذوالفقار
لافتی الا علی هم گفت او
قرنها باشد زقولش گفتگو
جنگ خندق شدجدالی سخت بود
بیشماران، دشمن سرسخت بود
عبدود آمد به جنگ تن به تن
گفت کو مردی که آید جنگ من
گفت پیغمبر به لشگر در سه بار
نیست کس پاسخ دهد این نابکار
هرسه بارش گفت آن حق را ولی
هست حاضر تا رود میدان علی
عاقبت عازم به میدان شیر شد
دست او بر قبضه شمشیر شد
کفر با اسلام باشد روبرو
هر کدام اندر سپاهش آبرو
ضربه ای مولا براو زد حیدری
کرد واصل بر جهنم کافری
شد برابر ضربه حیدر نشان
باعبادات تمام انس وجان
بارها این صحنه ها تکرار شد
راضی از او احمد مختار شد
بارها آن ذوالفقار حیدری
کرد خندان چهره ی پیغمبری
ای خوشا روزی که زهرای بتول
خواستگاری علی(ع)کردی قبول
ماه بطحا خطبه خوان عقدشان
شاهدان اهل زمین و آسمان
جرعلی (ع)کس لایق زهرا(س) نبود
گرنبودی فاطمه(س)، مولا نبود
زندگانی شان تراز زندگی
هر دو انسانی دراوج بندگی
ازدواج پاکشان چون پا گرفت
کوثری بر فاطمه معنا گرفت
عاقبت شد وقت حج آخرین
آخرین حج پیمبر،میر دین
وقت برگشتن به وادی غدیر
جمع کردش مردمانی را کثیر
گفت ای مردم مرا وحیی رسید
تا کنم ابلاغ این روز سعید
روز اکمالی براسلام آمده
نعمت حق کامل وتام آمده
می کنم اعلام درخم غدیر
برشما باشد علی بعدم امیر
ای خداوندا محبش دوست دار
دشمنش را دشمن خود برشمار
یار او را هرزمان یاری نما
قسمت خصم علی خواری نما
ای کسانی که در اینجا حاضرید
این سخن برغایب از اینجا برید
افتخار شیعیان باشد غدیر
حکم هر عصروزمان باشد غدیر
با غدیر خم ولایت زنده است
تا ابد خورشید خم پاینده است
حیدریون را عید اکبر است
بی گمان عید خدای داور است
شیعه شادی کن به هنگام غدیر
تو ز اولاد علی عیدی بگیر
اشرف اولاد او صاحب زمان
عیدی ما دیدن رویش عیان

شاعر:اسماعیل تقوایی
95/6/17





چهارشنبه 17/6/1395 - 11:47