تعداد مطالب : 1977
تعداد نظرات : 4816
زمان آخرین مطلب : 763روز قبل

سلام

كلمة شيعه چهار بار در قرآن مجيد در سوره هاي مريم آيه 69 و قصص آيه 15 و نيز قصص آيه 15 و صافات آيه 83 ، ذكر شده است ، در سورة صافات حضرت حق ابراهيم خليل را در روش و منش و اخلاق و عمل ، و ايمان و عقيده ، و جهاد و عبادت شيعه نوح شمرده است . و ان من شيعته لإبراهيم : و بي ترديد ابراهيم از پيروان نوح بوده است .

و نيز كلمة شيعه ده ها بار به نقل كتاب هاي معتبر تشيع و تسنن به زبان پيامبر در رابطه با اقتدا كنندگان به اميرالمؤمنين عليه السلام جاري شده است مانند: يا علي انت و شيعتك هم الفائزون.بنابراين طلوع شيعه از افق قرآن و روايات پيامبر بوده و امري صد در صد الهي است. پس از مرگ پيامبر كه نگذاشتند خلافت و حكومت بر روح تشيع ،  و محور تعبد ، و حقيقت علم ، و نور بصيرت اميرالمؤمنين مستقر شود و درصد بالايي از توده عوام دنبال ديگران رفتند و به وسيله حكام و عالمان خريده شده از طرف حكام مكتبي را بر پايه احاديث صحيح و سقيم كه در شش كتاب مشهورشان جمع آوري شده كه بخشي از آنها در ميزان حديث شناسي مردود است و بنا نهادند و پس از آن كه نزديك يك قرن از وفات پيامبر گذشته بود به سبب بناي مكتب بر حديث نام مكتب را مكتب سنت يا حديث و پيروانش را  اهل تسنن ناميدند ، البته تدوين حديث در شيعه طبق نقل كتاب هاي معتبر از زمان خود پيامبر صورت گرفت و تدوين حديث در اهل سنت از زمان عمر بن عبد العزيز  شروع شد . شيعه دين خود را از امامان معصوم و به ويژه اميرالمؤمنين عليه السلام كه سي سال در كنار پيامبر بود و پيامبر از او تعبير به باب مدينه علم خود كرد مي ـ گيرد و اقتدايش به علي و امامان به دستور مستقيم خدا در قرآن و فرمان پيامبر است و اهل تسنن دين خود را از ابوحنيفه و شافعي و مالك و احمد حنبل مي گيرد كه هيچ كدامشان در عصر پيامبر نبودند بلكـه عالماني بودند كه از عصر حاكم عباسي, منصور دوانيقي به بعد  به تدوين فقه و حديث همت گماشتند .

به همين سبب ما شيعة علوي و در حقيقت به عبارت ديگر با اقتداي به علي شيعة نبوي هستيم و اهل تسنن كه برادران ديني ما مي باشند و چهار فرقه اند به ناچار پيرو ابوحنيفه (حنفي) و پيرو شافعي (شافعي) و پيرو مالك (مالكي) و پيرو  احمد حنبل (حنبلي) هستند .والسلام

شنبه 11/1/1386 - 11:13

سلام

با تبریک آغاز ولایت حضرت حجت بن الحسن العسگری:

دوره امامت، چگونه آغاز شد؟

خلفاى عبّاسى بنا بر عادت معمول خويش، هر گاه فرصتى براى كشتن ‏اولياء اللَّه مى ‏يافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى ‏آوردند. معتصم نيز، امام حسن عسكرى ‏عليه السلام را به زهر شهيد كرد و سپس درصدد يافتن فرزندِ آن‏حضرت بر آمد تا او را نيز از ميان بردارد و به خيال‏ خويش دنباله امامت را نيست و نابود گرداند. معتصم عده ‏اى را به خانه امام فرستاد تا هر كه و هر چه در آنجاست ‏توقيف كنند. احمد بن عبد اللَّه بن ‏يحيى بن خاقان پسر وزير معتصم در اين باره مى ‏گويد: چون امام حسن عسكرى بيمار شد. پدرم به من پيغام داد كه امام بيمار شده. آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس باپنج نفر از خادمان ‏معتصم شتابان بازگشت. همه آنان ‏از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يكى از آنها هم "نحرير" بود. پدرم ‏به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن على باشند و اوضاع و احوال او رازير نظر بگيرند. همچنين در پى عده ‏اى از پزشكان فرستاده بود و به آنان ‏دستور داده بود كه در خانه امام حسن عسكرى رفت و آمد كنند و هر بام ‏وشام از او پرستارى و مراقبت كنند. چون دو روز از اين ماجرا گذشت، كسى نزد پدرم آمد و به وى خبرداد كه آن‏حضرت بيمارى ‏اش شدت يافته و ضعيف شده است. پدرم ‏سوار شد و به خانه آن‏حضرت رفت و به پزشكان دستور داد بخوبى حال ‏آن‏حضرت را تحت نظر بگيرند. همچنين در پى قاضى القضات فرستاد و به‏ او دستور داد كه پيش او بيايد و ده تن از كسانى را كه به دين و امانتدارى ‏و پرهيز گارى آنان مطمئن است، انتخاب كند و با خود بياورد. آنگاه‏ تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و بديشان تكليف كرد كه شبانه روز همانجا بمانند. آنها در آنجا بودند تا آنكه امام حسن عسكرى ‏عليه السلام ‏درگذشت. رحلت او چند روز گذشته از ماه ربيع الاوّل سال 260 واقع‏ شد. با رحلت او سامراء يكصدا ناله بر مى ‏آورد كه ابن الرضا از دنيا رفت. خليفه عدّه ‏اى را به خانه آن‏حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسى‏ كنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمايند و نشان فرزند آن‏حضرت ‏را بجويند. بدين گونه قدرت جاهلى و استكبارى مى ‏كوشيد، ريشه ‏هاى امامت را از بيخ بركند و حركت اصيل مكتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به ‏مقصود خود نايل نيامدند كه دست خداوند بر فراز دستان آنها بود. يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ‏الْكَافِرُونَ؛ "خواهند پرتو خدا را با دهان هاى خويش فرو نشانند امّاخداوند چنين نخواهد مگر آنكه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند كه ‏كافران نا خوش دارند

                                     یا مهدی ادرکنی

جمعه 10/1/1386 - 15:4

سلام

مختصری درباره لیله المبیت:

یکی از مفسران معروف اهل سنت به نام «ثعلبی» ماجرای لیله المبیت را در تفسیر خود چنین روایت می‌کند:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که تصمیم به هجرت به سوی مدینه گرفت، علی علیه السلام را در مکه مامور بازگرداندن امانت‌های مردم که نزد او بود فرمود.
پیامبر در شب عزیمتش دستور داد علی علیه السلام در بستر او بخوابد. آن شب مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند و قصد کشتن پیامبر را داشتند. پیامبر به علی علیه السلام فرمود:«روانداز سبزرنگ مرا روی خود بینداز و در بستر من بخواب. انشاء الله هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.»
علی علیه السلام نیز همین کار را انجام داد. در این هنگام خداوند به جبرئیل و مکائیل* وحی فرستاد که: من در میان شما پیمان برادری ایجاد کردم و عمر یکی را طولانی‌تر از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما این عمر طولانی را برای دیگری می‌خواهد؟
اما هر یک از آن دو، ترجیح دادند زندگی ِ طولانی‌تر، از آن ِ خودشان باشد.
خداوند به آنها وحی فرستاد: شما چرا همچون علی بن ابی طالب علیه السلام نیستید؟ من میان او و محمد، برادری بر قرار ساختم و او در بستر پیامبر خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد. به زمین فرود بروید و او را از شر دشمنانش حفظ کنید.
آنها فرود آمدند. جبرئیل بالای سر علی و میکائیل پایین پایش ایستاد. جبرئیل گفت:«آفرین، آفرین! ای علی چه کسی همانند تو است؟! خداوند متعال به تو نزد فرشتگان مباهات کرد!»

در این هنگام که پیامبر به سوی مدینه می‌رفت، آیه 207 سوره بقره در شأن حضرت علی علیه السلام نازل شد:« و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤف بالعباد» (برخی از مردم مومن و فداکار، جان خود را در قبال خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.)

این شب تاریخی را که حضرت علی علیه السلام در جایگاه پیامبر و برای نجات جان او در بسترش خوابید، لیلة المبیت نامیده شده است.

سه شنبه 7/1/1386 - 20:29

سلام

ماه ربیع الاول سومین ماه از ماههای قمری و از ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت ، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه علیهاسلام، آغاز امامت امام مهدی علیه السلام، عیدالزهرا و هلاکت یزید بن معاویه از جمله حوادث فرخنده این ماه است.
همچنین غزوه بنی نضیر در سال 4 قمری، صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه در سال 41 قمری، ، شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 قمری، واقعه احراق مکه در هنگام جنگ یزید با عبدالله بن زبیر در سال 64 قمری، حادثه صاحب زنج و قتل سیصد هزار نفر از مردم بصره به دست موفق عباسی در سال 258 از دیگر حوادث مهم ماه ربیع الاول است.
                                                                                      

سه شنبه 7/1/1386 - 20:10

سلام

 تقدیم به عاشقان امام زمان: 


صبا اگرگذری افتدت به کشور دوست

                                         بیارنفحه ای از گیسوی معنبردوست

به جان اوکه به شکرانه جان برافشانیم

                                         اگر به سوی من آری پیامی ازبردوست

وگرچنانچه درآن حضرتت نباشد بار

                                         برای دیده بیاورغباری از در دوست

من گدا وتمنای وصل او هیـــــهات

                                         مگر به خواب ببینم خیال منظردوست

دل صنوبری ام همچوبیدلرزان است

                                          زحسرت قدوبالای چون صنوبردوست

اگرچه دوست به چیزی نمی خردمارا

                                          به عالمی نفروشیم مویی از سردوست

                       چه باشد ارشود ازبندغم دلش آزاد

                   چوهست حافظ مسکین غلام وچاکر دوست

سه شنبه 7/1/1386 - 19:52

سلام

من ساکت می مانم

                       پس من هستم!!!

دوشنبه 6/1/1386 - 16:50

سلام

عزای شیعه پایان شد ربیع بی نظیر آمد

به همراهش به فالی خوش بهار دلپذیر آمد

تقارن شروع سال86را با شروع ماه ربیع به فال نیک می گیریم.امیدوارم این سال پر از خوشی -موفقیت وسلامتی برای همه شما عزیزان باشد .اولین مطلبم را در سال جدید در روزجمعه که متعلق به سرور همه ما آقا امام زمان (عج)می باشد شروع می کنم به این امیدکه آقا در این سال گوشه چشمی به ما کند:

خوشا دلي كه پر از عشق و آرزوي تو باشد   

   خوشا لبي كه هميشه به گفتگوي تو باشد

شتاب كن به ظهور، اي يگانه منجي عالي    

  كه چشم گيتي و آدم، كنون به سوي تو باشد

به هر سراچه، گدايي كه افتخار ندارد    

خوشا به حال كسي كه گداي تو باشد

به بوستان پيمبر(ص) و اهل بيت مطهر(ع)   

  گلي نبوده كه بهتر زرنگ و بوي تو باشد

به جز جمال محمد(ص) كه داشت خصلت احمد   

نديده ام كه كسي با خصال و خوي تو باشد

ببين تو عمق فساد جهان كه پاك نگردد   

  مگربه آب زلالي كه در سبوي تو باشد

خلايق اند سراسر به جستجوي عدالت   

ولي عدالت عالم به جستجوي تو باشد

عجب زكوردلاني كه غافلند و ندانند   

كه راه قرب الهي، ره نكوي تو باشد

طفيل مهدي موعود(عج) شد چو پهنه هستي   

  بدا به حال كسي كه ستيزه جوي تو باشد

گذشت عمر و جمال تو را به چشم نديدم   

  خجسته آن كه دو چشمش سپند روي تو باشد

... بگفت مدح تو شيوا بدين اميد كه فردا   

در آرزوي تو خيزد، به جستجوي تو باشد

جمعه 3/1/1386 - 19:15