تعداد مطالب : 125
تعداد نظرات : 102
زمان آخرین مطلب : 3156روز قبل

 

 

تنها كساني كه مارا ميرنجانندعزیزانی هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 9/3/1386 - 16:26

 

 

 

 

 

 

تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده،مرده ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه!!

 

 

 

 

 

چهارشنبه 9/3/1386 - 16:22

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غضنفر ميره جوراب فروشي به يارو ميگه يه جوراب ميخوام مرده ميگه مردونه ؟ غضنفر دست ميده ميگه مردونه داداش
چهارشنبه 9/3/1386 - 16:15

وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي وبقيه مي خنديدن

 

سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن

 

چهارشنبه 9/3/1386 - 16:12

نابينا به ماه گفت: دوستت دارم. ماه گفت: تو که منو نمي‌بيني، چطور ميگي دوستم داري؟ نابينا گفت: اگه مي‌ديدمت عاشق زيباييت مي‌شدم، حالا که نمي‌بينمت، عاشق خودت هستم

 

 
دوشنبه 7/3/1386 - 10:29

نظم عمومي وجودت را بر هم زدم! بند چشمانت را هزار بار از اشک تر کردم! زنداني‌هاي ديگرت را فراري دادم! عاشق آشوب گر تو اينجاست! مرا به انفرادي قلبت بينداز!

دوشنبه 7/3/1386 - 10:26

 

 

يه يارو 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر

يکشنبه 6/3/1386 - 17:8

 

از يه يارو مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!!

يکشنبه 6/3/1386 - 17:4

يه يارو داشته تو بينهايت راه ميرفته، يهو از پشت يك صداي خفن بلند ميشنوه... برميگرده، ميبينه دو تا خط موازي خوردن بهم!!!

يکشنبه 6/3/1386 - 17:3

 

آنکس که مي گفت دوستم داره عاشقي نبود که به شوق من اومده باشه رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم مي گويد دوستت دارم

 

يکشنبه 6/3/1386 - 16:38
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته