تعداد مطالب : 199
تعداد نظرات : 181
زمان آخرین مطلب : 3157روز قبل

امام کاظم (ع) می فرماید:

...همانا شیعه علی (ع) کسی است که فعلش ادعایش را تصدیق نماید.

سه شنبه 22/11/1387 - 10:30

خاطره استاد دكتر محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی  در رابطه با  راز عربی بودن نماز:

سال یكهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟
چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین كار را هم كردیم.
والدین كم كم از این موضوع آگاهی یافتند و به فكر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یكدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یكی از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و كافرمان خواند.
این عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یكی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .
درروز موعود ما راكه تقریباً پانزده نفربودیم،
به محضرمبارك ایشان بردند، درهمان لحظه اول، چهره نورانی وخندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم كه با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم.
 
آقا در آغازدستورپذیرایی ازهمه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما كه به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند،
به ما فرمود: بهتر است شما یكی یكی خودتان را معرفی كنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش های علمی مطرح كرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیك و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید كه پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود.
هركس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی وپاسخ درست پرسش روبرو می شد.پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود:
 
والدین شما نگران شده اند كه شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من كسانی را می شناسم كه _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاك اعتقادی هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشكلاتی پیش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشكل من ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كرده اید. اكنون یكی از شما كه از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه كرده است.
یكی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایك نفر است؛ زیرا من ازعهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم.
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه كردید؟
آن جوان گفت:طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان.
 
حضرت ارباب لبخند زد و فرمود:
 
گمان نكنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد.
درمورد«بسم» ترجمه«به نام»عیبی ندارد.
اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه كرد؛مثلاً اگراسم كسی «حسن»باشد،نمی توان به آن گفت «زیبا».ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگربه آقای حسن بگوییم آقای زیبا،خوشش
نمی آید.
كلمه الله اسم خاصی است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می كنند. نمی توان «الله» را ترجمه كرد، باید همان را به كار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی كامل نیست؛ زیرا «رحمن» یكی از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول دركلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای كه در این دنیا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم می كند و همه را در كنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد كمال ترجمه نیست.
 
خوب، رحیم را چطور ترجمه كرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود _ چون نام وی رحیم بود_ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه كنید؛ امّا چون رحیم كلمه ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه كرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدای كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می كند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی كامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود.امّا من معتقدم شما اگرباز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نمازخواندن فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش ازنخواندن نمازبه طوركلی بهتر است.
در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شكست خورده از وی عذر خواهی كردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده كنیم.
ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هرطور دلتان می خواهد بخوانید. من فقط مشكلات این كار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازكار خود اظهار پشیمانی كردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مباركش را بوسیدیم و در حالی كه ما را بدرقه می كرد، خداحافظی كردیم. بعد نمازهارا اعاده كردیم و ازكار جاهلانه خود دست برداشتیم.



 

سه شنبه 22/11/1387 - 10:28

سه شنبه 22/11/1387 - 10:15
دریانیوز: در اتفاقی كم نظیر نوزادی با دو دندان در بیمارستان امام خمینی فریدونكنار بدنیا آمد.

این نوزاد دختر فرزند دوم خانواده ای در فریدونكنار است كه به طور طبیعی بدنیا آمده است .

پزشكان این بیمارستان وزن و قد نوزاد را طبیعی اعلام كرده اند .

شنبه 19/11/1387 - 23:24

در صورت کم شدن جریان خون مغز و از دست دادن کنترل روی اعضای بدن فرد قدرت و هوشیاری خود را از دست داده و سقوط می کند و دچار حالت غش یا سنکوپ می شود.عموماً پس از چند ثانیه یا چند دقیقه فرد دوباره هوشیاری خود را بازمی یابد اما اگر سنکوپ با یک ناراحتی جدی پزشکی همراه باشد بیهوشی نیم ساعت یا بیشتر طول می کشد

علائم اخطاردهنده
1- بدحالی، سستی و سرگیجه

2- رنگ پریدگی و پوست سرد و عرقدار
3- تهوع و استفراغ
4- گزگز دست و پاها
5- نبض ضعیف، تنفس سطحی و افت فشار خون
6- سیاهی رفتن چشم، سوت کشیدن گوش
7- از دست دادن تعادل، سقوط، بیهوش شدن
علل غش
ممکن است علل غش شوک هیجانی، خستگی مفرط، ایستادن طولانی، گرما، برخاستن ناگهانی از حالت خوابیده به نشسته یا ایستاده، سوء تغذیه، کم خونی،فقدان هوای تازه و ... باشد.
غش در یک فرد کاملاً سالم نتیجه یک عکس العمل عاطفی طبیعی یا در نتیجه بازتاب اختلال تنظیم فشار خون است.
شنیدن اخبار ناگهانی خوب یا بد و افت ناگهانی فشار خون یا قند خون باعث کاهش جریان خون در مغز شده و فرد به طور موقت غش می کند.
سنکوپ یا غش واقعی طی یکسری بیماری های قلبی و عروقی علت عصبی بیهوشی (صرع) یا افت قند خون دیده می شود.
شل شدن ناگهانی عروق بدن در اثر محرک های داخلی یا خارجی از شایع ترین علل غش است. مثل سنکوپ سینوس کاروتید، سنکوپ دفع ادرار، سنکوپ سرفه و سنکوپ عصبی و قلبی.
غش قلبی
علل قلبی و عروقی از مهم ترین علل غش هستند. کاهش ناگهانی برون ده قلب در اثر سکته قلبی، بیماری دریچه قلب، تومورهای دهلیزهای چپ و آریتمی های قلبی (افزایش یا کاهش تعداد ضربان) علت این مساله است. اگر ضربان قلب به کمتر از 35 و بیشتر از 180 ضربان در دقیقه برسد فرد سنکوپ می کند.در هر صورت اگر شک به قلبی بودن علت غش مطرح شد فرد حتماً باید توسط متخصص قلب و عروق بررسی شده و یک نوار قلبی از او گرفته شود تا در صورت وجود آریتمی های قلبی (اختلالات ضربان قلب) مورد درمان قرار گیرد.
اقدامات اولیه در غش
بیمار در وضعیت درازکش قرار گرفته و پاهایش بالاتر از سرش باشد تا جریان خون مغز برقرار شود.
اگر امکان دراز کشیدن وجود ندارد در حالت نشسته سر بیمار را خم کرده و وسط دو زانویش قرار دهید.با پاشیدن آب سرد یا محرک دردناکی (مانند نیشگون) می توان عروق به اصطلاح وارفته را بار دیگر منقبض کرد.سر بیمار را به عقب خم کنید تا زبان او راه تنفسی اش را نبندد و به یک طرف منحرف شود و استفراغ به داخل ریه اش نرود.
تا موقع هوشیار شدن کامل بیمار مایعات یا خوراکی دیگر به او داده نشود زیرا مواد وارد ریه های او می شود.
اگر فرد هنگام غش سقوط کرده مطمئن شوید که جایی از بدنش آسیب ندیده است، اگر هوشیاری بازنگشت ارزیابی علائم حیاتی را انجام دهید و در صورت لزوم اقدام به احیای قلبی و ریوی کنید و بیمار را به مراکز درمانی برسانید.

شنبه 19/11/1387 - 23:22

روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد كه تنها یك سكه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زیبایی در را باز كرد. پسرك با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و به جای غذا، فقط یك لیوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود به جای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد. پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟». دختر پاسخ داد: «چیزی نباید بپردازی. مادر به ما آموخته كه نیكی ما به ازایی ندارد.» پسرك گفت: «پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می كنم»
سال ها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشكان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ، متخصصین نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامی كه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بیمار حركت كرد. لباس پزشكی اش را بر تن كرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام كند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یك تلاش طولانی علیه بیماری، پیروزی از آن دكتر كلی گردید.
آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به درخواست دكتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آن را درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه باید تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاكت را باز كرد. چیزی توجه اش را جلب كرد. چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:
«بهای این صورتحساب قبلاً با یك لیوان شیر پرداخت شده است!»

شنبه 19/11/1387 - 23:19

شخصی به نام پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد. پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟"
پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:
" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟"
"اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟"
پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید."
پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :
" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد ... اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."
پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند. برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند

شنبه 19/11/1387 - 23:17

هزاران گلشن آرائی اگر در خواب من آئی
منور می کنی آن شب اگر آئی و فرمائی


اگر در خواب من آئی به صد لالا کنی رامم
زمستی من دلم پر می شود از شور شیدائی


چه شب ها تا سحر بی تو به سرآمدندانستی
بیا رویای شیرینم که دل خون شد ز تنهائی


خیالت مهربانی می کند شاید نمی دانم
که هی پیمانه ها ریزد مرا خواند به رسوائی


زتنهائی دلم دریای خون شد,چون گلی پژمرد
بیا جانا که بی تو نیست در جانم شکیبائی


خیالت هم گریزانست ازمن روز وشب گوئی
پِیَش گیرم چو آهوئی,نمی یابم ,چه پروائی ؟


شود آیا زدر آئی ؟ ز دل این بند بگشائی ؟
رضا پایش به این زندان,دلش در بند سودائی

پنج شنبه 17/11/1387 - 12:20

ای نصیب ساز روشنایی!

چراغ زندگی را روشن و دعای گفته و نگفته را مستجاب فرما...

پنج شنبه 17/11/1387 - 12:18

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

هر که در روز جمعه بر من صد مرتبه صلوات فرستد،حق تعالی شصت حاجت او را روا می کند،سی در دنیا و سی در آخرت.

پنج شنبه 17/11/1387 - 12:16
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته