• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 415
تعداد نظرات : 360
زمان آخرین مطلب : 3731روز قبل

یك كارشناس مدیریت زمان كه در حال صحبت برای عده ای از دانشجویان رشته بازرگانی بود، برای تفهیم موضوع، مثالی به كار برد كه دانشجویان هیچ وقت آن را فراموش نخواهند كرد.

او همانطور كه روبروی این گروه از دانشجویان ممتاز نشسته بود گفت: "بسیار خوب، دیگر وقت امتحان است!"
سپس یك كوزه سنگی دهان گشاد را از زیر زمین بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت.
پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ كه هر كدام به اندازه ی یك مشت بود را یك به یك و با دقت درون كوزه چید.
وقتی كوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمی گرفت از دانشجویان پرسید:

"آیا كوزه پر است؟“
همه با هم گفتند: بله
او گفت: "واقعاً؟“
سپس یك سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شن ها را روی سنگ های داخل كوزه ریخت و كوزه را تكان داد تا دانه های شن خود را در فضای خالی بین سنگ ها جای دهند.
بار دیگر پرسید: "آیا كوزه پر است؟“
این بار كلاس از او جلوتر بود، یكی از دانشجویان پاسخ داد:
"احتمالا نه"
او گفت: "خوب است" و سپس یك سطل ماسه از زیر میز بیرون آورد و ماسه ها را داخل كوزه ریخت.
ماسه ها در فضای خالی بین سنگ ها و دانه های شن جای گرفتند. او بار دیگر گفت:
"خوب است"
در این موقع یك پارچ آب از زیر میز بیرون آورد و شروع به ریختن آب در داخل كوزه كرد تا وقتی كه كوزه لب به لب پر شد. سپس رو به كلاس كرد و پرسید :"چه كسی می تواند بگوید نكته این مثال در چه بود؟"
یكی از دانشجویان مشتاق دستش را بلند كرد و گفت: این مثال می خواهد به ما بگوید كه برنامه زمانی ما هر چقدر هم كه فشرده باشد، اگر واقعا سخت تلاش كنیم همیشه می توانیم كارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد:"نه!
نكته این نیست، حقیقتی كه این مثال به ما می آموزد این است كه اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید، هیچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهید یافت.
سنگ های بزرگ زندگی شما كدام ها هستند؟
فرزندتان، محبوبتان، تحصیلتان، رویاهایتان، انگیزه های با ارزش، آموختن به دیگران، انجام كارهایی كه به آن عشق می ورزید، زمانی برای خودتان، سلامتی تان و ..."
به یاد داشته باشید كه ابتدا این سنگ ها ی بزرگ را بگذارید، در غیر این صورت هیچ گاه به آن ها دست نخواهید یافت.

اگر با كارهای كوچك (شن و ماسه) خود را خسته كنید، زندگی خود را با كارهای كوچكی كه اهمیت زیادی ندارند پر می كنید و هیچ گاه وقت كافی و مفید برای كارهای بزرگ و مهم (سنگ های بزرگ) نخواهید داشت.
پس امشب یا فردا صبح، هنگامی كه به این داستان كوتاه فكر می كنید، این سوال را از خود بپرسید:
"سنگ های بزرگ زندگی من كدام اند؟” آنگاه اول آنها را در كوزه خود بگذارید.

منبع:dastanekhoondani

شنبه 17/5/1388 - 11:54

رووان از کیت خواستگاری کرد. و برای او توضیح داد که مادرش در سانحه رانندگی درگذشته است. و با پدرش زندگی می کند.
کیت به رووان گفت: می خواهم فقط با تو زندگی کنم! اصلا تحمل زندگی و نگهداری از پدرت را ندارم!
رووان دو روز بعد پدر خود را به خانه سالمندان برد! سپس با اشتیاق موضوع را به کیت تعریف کرد. و از او خواست دیگر بهانه ای برای ازدواج نداشته باشد.
اما کیت گفت: من با تو ازدواج نخواهم کرد!
رووان دلیل این تغییر عقیده را پرسید و کیت با خونسردی پاسخ داد: واضح است. تو با یک در خواست کوچک، پدر عزیزت را از خانه اخراج نمودی! پس وای به حال من!

شنبه 17/5/1388 - 11:49

کشاورزی فقیر از اهالی اسکاتلند فلمینگ نام داشت. یک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقی در آن نزدیکی صدای درخواست کمک را شنید، وسایلش را بر روی زمین انداخت و به سمت باتلاق دوید...
پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فریاد می‌زد و تلاش می‌کرد تا خودش را آزاد کند.
فارمر فلمینگ او را از مرگی تدریجی و وحشتناک نجات داد...
روز بعد، کالسکه‌ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمینگ رسید.
مرد اشراف‌زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمینگ نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: «می‌خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی.»
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: «من نمی‌توانم برای کاری که انجام داده‌ام پولی بگیرم.»
در همین لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.
اشراف‌زاده پرسید: «پسر شماست؟»
کشاورز با افتخار جواب داد: «بله»
- با هم معامله می‌کنیم. اجازه بدهید او را همراه خودم ببرم تا تحصیل کند. اگر شبیه پدرش باشد، به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد...
پسر فارمر فلمینگ از دانشکدة پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصیل شد و همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سِر الکساندر فلمینگ کاشف پنسیلین مشهور شد...
سال‌ها بعد، پسر همان اشراف‌زاده به ذات الریه مبتلا شد.
چه چیزی نجاتش داد؟ پنسیلین

شنبه 17/5/1388 - 11:47

درویشی به دهی رسید. عدّه ای از بزرگان ده را دید که نشسته اند. پیش رفت و گفت: چیزی به من بدهید، وگرنه به خدا قسم با این ده همان کاری را می کنم که با ده قبلی کردم.
آنها ترسیدند و هر چه خواسته بود به او دادند. بعد از او پرسیدند: با ده قبلی چه کردی؟
گفت: از آنها چیزی خواستم، ندادند، آمدم اینجا، شما هم اگر چیزی نمی دادید به ده دیگری می رفتم.

شنبه 17/5/1388 - 11:44

نکاتی برای داشتن یک پوست زیبا:
در اینجا به نکاتی اشاره میکنیم که اگر مراعات کنید میتوانید پوست زیبایی داشته باشید.
· تا آنجا که میتوانید از استرس دوری کنید.
· زیر آفتاب زیاد نمانید و از کرمهای ضد آفتاب استفاده کنید.
· سیگار نکشید چون سیگار خودش پوست را خراب میکند.
· آب زیاد بنوشید.
· خوابتان کافی باشد.
· توجه کنید که پوستتان را خوب تمیز کنید.
· سبزیجات و میوه جات را به وفور استفاده کنید.
چگونه میتوان کبودی زیر چشم را کم کرد؟
کبودی زیر چشم مشکلی است که اکثر خانمها با آن مواجه هستند. کبودی و پف زیر چشم اکثر به خاطر استرس، بیخوابی و گاهی اوقات هم ارثی است. این کبودی در حقیقت ناشی از جریان خون زیاد در مویرگهای این قسمت از صورت است که ناشی از مشکلاتی است که در بالا گفته شد.
برای رفع این کبودی و ورم، باید از کرم های زیر چشمی استفاده کنید که منشا گیاهی و دریایی داشته باشند تا این رگها را آرامش داده و حالت مرطوب کنندگی هم داشته باشند. این کرم را صبح و شب با ضربه های آرام به زیر چشم خود بمالید تا این جریان خون را هماهنگ کرده و جلوی تورم را بگیرد.

شنبه 17/5/1388 - 11:40
مجموعه اشعار دربارة امام عصر ارواح العالمین له الفداه

در جوانی شده ام از غم این دوران پیر
لیكن از عشق تو ای یار نمیگردم سیر
منم آن ذره، كه بر دامن تو چنگ زدم
ای كه شد پرتو مهر و كرمت عالمگیر
بهر تسخیر جهان، جنگ دگر لازم نیست
چون كه زیبایی تو، كرده جهان را تسخیر
نرود یاد تو، با مردنم، از خاطر من
چون وجودم همه با مهر تو شد، نقش‌پذیر
×××
از نور تو روشن، ملكا دیدة «نرگس»
دل می‌كند از هر چمنی بوی تو را حس
وصف الف قامت تو درس مدارس
آن گوهر یكدانة نایاب تویی تو
×××
ما جمله نیازیم و، تو سرچشمة نازی
ای قلب جهان، كنز نهان، معدن رازی
عالم همه چون معبد و ، تو روح نمازی
آن قائم استاده به محراب تویی تو
×××
مانند تو كس چهرة دلخواه ندارد
زیبایی رخسار تو را ماه ندارد
آنجا كه تویی، نكهت گل راه ندارد
ظاهر همه جا، غائب سرداب تویی تو
×××
هر دیده كه خواهد نگرد نور خدا را
پس بنگرد آن آینة غیب نما را
گردیم پی‌ات، خیف و منا، مروه صفا را
منظور دل از عالم اسباب تویی تو
×××
مهدیا! گل نه از این جهت به سینه زنم
كه لطیف و ، معطر و ،  زیباست
بلكه چون گل شبیه صورت توست
زین جهت جای او به سینه ماست
×××
دیده هر چند كه از دیدن تو محروم است
پرتو حسن تو بر اهل نظر معلوم است
شعله عشق تو از چهره زردم پیداست
گرچه در پرده دل راز غمت مكتوم است
ای خوش آن دم كه چو گل با لب خندان آئی
كه دل منتظران بی تو بسی مغموم است
دل بشكسته به دست تو شود باز درست
ای‌كه در پنجة مهر تو دلم چون موم است
ای هما، بر دل ویرانة ما سایه فكن
تا كریزد غم دنیا كه چو جغدی شوم است
صبح امید توئی در شب ظلمانی ما
یاد تو مایة تسكین دل مظلوم است
×××
تو كه بال رحمتت بر، سر ما فكنده سایه
زچه رو نهانی از ما به كجاست آشیانت
×××
از حسد، رنگ ز رخسارة مهناب پرید
ز آن تجلی كه تو در دامن شبها داری
باز محراب عبادت به تو آغوش گشود
مگر ای قبلة جان قصد مصلی داری
پنج شنبه 15/5/1388 - 9:16

 10 سال شب زنده داری پسر فداکار برای مادر بیمار

تهران - خبرگزاری ایسکانیوز : به بهشت نمی روم اگر تو آنجا نباشی مادر.

وارد اتاق که می شوم تابلویی با این عنوان ، روی سر مادر بیمار می بینم.می گوید بهترین کادویی است که سال گذشته به مناسبت روز مادر از پسرکوچکش گرفته.«ماه سلطان» 10 سال است که زمینگیر شده و در این مدت شاید یک شب هم راحت نخوابیده است.می گوید : یک عارضه نخاعی ، قدرت حرکت دست و پایم را گرفت و زمینگیر شدم.تاکنون دوبار زیر تیغ جراحان رفته ام اما انگار زندگی نمی خواهد روی خوشش را به من نشان دهد.
«ماه سلطان تیموری» که در غرب تهران زندگی می کند ادامه می دهد : شوهرم «رحمت ا...دهقان» کارگر شرکت «اتمسفر» بود و 20 سال پیش در جاده مخصوص کرج ، قربانی یک تصادف دلخراش شد.با مرگ همسرم خیلی تنها شدم و واقعا روزهای سختی را پشت سر گذاشتم.البته وجود سه پسر و دو دخترم ، مرا به آینده امیدوار می کرد تا این که ....
مادر 71 ساله اضافه می کند : پس از این که توان حرکت را از دست دادم پسر کوچکم «تیمور» جوانی و زندگی اش را به پای من گذاشت.شاید باورتان نشود در روزگاری که بسیاری از فرزندان ، پدر و مادر پیرشان را به باد فراموشی می سپارند و یا روانه خانه سالمندان می کنند «تیمور» برای من غذا پخت ، لباس هایم را شست ، رفیقم شد و در یک جمله ، یار تمام وقت و باوفای من بود.البته بارها به او گفتم این قدر عمرت را به پای من نسوزان اما این پسر ، مثل یک فرشته ، عشق را در حق مادرش به تمام معنا تمام کرد.این پسر فداکار ، الگویی تمام عیار در نیکی به پدر و مادر است.
«ماه سلطان» اظهار می دارد : در طول این مدت فقط یک بار ، آن هم برای سه روز از من دور شد.«تیمور» سه سال پیش ازدواج کرد و برای ماه عسل به مشهد رفت.پسرم برای این که مرا تنها نگذارد چند موقعیت خوب شغلی را از دست داد و حالا در مغازه خدمات کامپیوتری که کنار خانه مان قرار دارد هزینه زندگی را تامین می کند.
وی می گوید : در طول این 10 سال حتی یک بار ندیدم و نشنیدم که گله کند.گفتنش آسان است اما خودم که می دانم چه قدر رنج مرا کشیده است.چه شبها که در کنار ناله های من شب زنده داری کرده و پرستار بی منت و همیشه بیدار بوده است.هر وقت دلم تنگ شده برایم حافظ خوانده ، هر وقت درد داشتم دست نوازشگرش مرهم بوده و مرا دلداری داده است.آرزو دارم یک روز بتوانم از جایم بلند شوم و گوشه ای از زحمت هایش را جبران کنم.مثل پروانه دور من سوخته و ... (گریه امان نمی دهد بیش از این سخن بگوید)
نیم ساعت پس از گفت و گفت با «ماه سلطان» پسرش که «جوان شایسته سرخ حصار» لقب گرفته ظرف هندوانه را از یخچال بیرون می آورد و قاچ های شیرین را به مادر می دهد.
می پرسم : «تیمور» خسته نشدی ؟ 10 سال شب زنده داری و خدمت تمام وقت به مادر بیمار ، کار آسانی نیست.
پاسخ می دهد : وقتی عشقت ، زندگیت و عمرت ، مادرت است خستگی معنا ندارد.من از انجام وظیفه و خدمت به مادرم لذت می برم «تو گر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس ، لذت نخوانی» این شعر را پدرم به من آموخت.
*همسرت چی ؟ گله نمی کند ؟
«فریبا» همه شرایط زندگی مرا می دانست و اتفاقا عشق بی منت به مادر بود که او را واداشت به من جواب مثبت بدهد.از وقتی «فریبا» به زندگی ما پا گذاشته خیالم از بابت مادرم راحت تر شده.آن قدر مهربان و بی ریاست که گاهی فراموش می کنم عروس مادرم است.
* از خواهران ، برادران و بقیه عروسها بگو.به مادر ، سر می زنند ؟
بله.همگی آنها ازدواج کرده اند و مرتب به مادرم سر می زنند اما چون من «ته تاقاری» و مجرد بودم با مادرم انس و الفت بیش تری داشتم و در بیماری اش ، این وابستگی به اوج رسید.خب این هم سعادتی است که قرعه آن به نام من افتاد و جای شکرگزاری دارد.
«تیمور» اضافه می کند : پروفسور «محمدنبی نعمتی» استاد و جراح فوق تخصص مغز ، اعصاب و ستون فقرات بیمارستان بزرگ «بن» آلمان در سفری که به تازگی به تهران داشت مادرم را را معاینه و ابراز امیدواری کرد برای بهبودی او ، هرکاری از دستش برآید انجام دهد.در هر حال ، ما راضی‌ایم به رضای خدا.
از اتاق که خارج می شوم نجوای این بیت از شعر «حافظ» هنوز در گوشم است : «چه گویمت که ز سوز درون چه می بینم زاشک پرس که من نیم غماز»

پنج شنبه 15/5/1388 - 9:15

فروردین

 امروز همه كارها در روال و جریان قرار دارند و این برای كارهایی كه مشكلی داشته اید خبر خوبی است. افرادی كه به آنها نزدیك و صمیمی هستید با مشكلاتی روبرو می شوند اما دیدگاه خوب شما آنها را حل می كند. زمان برای تفریح و استراحت مهیا شده است روزها را باید با خوشی و شادمانی سپری كرد در این فرصت باید تجدید قوا نمود و برای روزهای جدید خود را آماده كرد.

اردیبهشت

تقسیم مسئولیت های مالی با شخصی دیگر ممكن است كه سنگینی، ‌را از دوشتان بردارد ولی می تواند یك منبع اصطكاك بین شما و شروع مشكلات باشد، ولی سعی كنید تندروی در عكس العمل نكنید. اگر این زحمت را بخود بدهید كه به مسایل تك تك رسیدگی كنید ممكن است به این نتیجه برسید كه در مجموع مسایل خیلی حاد نبوده اند و اگر با ملایمت یك قدم به عقب بردارید و فاصله بگیرید می تواند شما را از دچار اندوه شدن نجات دهد.

خرداد

 شما به طور معمول شخصی هوسباز نیستید ولی امروز ممكن است در كمال تعجب چنین رفتاری داشته باشید. جالب تر این كه این رفتار شما كاملاً به نفع اشخاص دیگر است. اگر ازدواج كرده اید این موضوع توجه همسرتان را جلب میكند و اگر نه، این می تواند شخص جدیدی در زندگی رمانتیك شما باشد. اخلاق وشوخ طبعی توست كه دوستانت را به سمت تو جذب می كند از این دوستی ها باید بهره مند شد ودر جهتی مفید و تكامل بخش حركت كرد زیرا اوضاع همیشه به همین حال نخواهد بود.

تیر

 ستارگان به شما طبیعتی دلسوزانه می دهند تا روز ایده آلی را برای بودن با مردمی كه برایتان ارزش دارند داشته باشید. اگر كسی احتیاج به شانه ای دارد كه سرش را روی آن بگذارد و گریه كند شما بسیار خوشحال می شوید كه به آنها محبت كنید و چند كلمه ای برای تسكین خاطر به آنها بگویید. همچنین از بودن در محیطی صمیمی و هر جا كه ارزش احساساتی برایتان داشته باشد لذت می برید.

مرداد

 تنها بودن با افكارتان كاری است كه شما غالباً‌به نیاز خواهید داشت. اگر شریك زندگی یا خانواده تان نقشه دیگری دارند شما ممكن است كمی عصبانی شوید اما آن را نشان ندهید شاید خسته كننده باشد اما یك توضیح به خودتان می تواند از یك اختلال ناشناخته جلوگیری كند. كمك كردن به خانه وخانواده فضایی از دوستی ومحبت را پدید می اورد بجای شانه خالی كردن از این مسئولیت ها باید انها را با جان ودل پذیرفت و انجام .

شهریور

 دوست دارید روش زندگی تان را عوض كنید. اما هر كس این روحیه حادثه جو و محرك شما را ندارد. تنها یك بار به همسرتان بگویید كه تصمیم دارید به كارهایتان رسیدگی كنید و وقتی برای او ندارید. به جای این كه در مورد موضوعی متعهد شوید سعی كنید به قول هایی كه می دهید عمل كنید. دوستی به كمك تو احتیاج دارد تا پیش از انكه دیر نشده به كمكش برو چون فردا دیگر چنین موقعیتی پیش نمی اید نیكی كردن به دیگران هرگزبی جواب نمی ماند.

مهر

 وسوسه نشوید كه برای مشكلات دیگران راه حل پیدا كنید. شما از روش هایی كه دیگران با مشكلات در پیش می گیرند ایراد میگیرید. طبیعت شما طوری است كه می خواهید عقایدتان را به دیگران بگویید اما این را بدانید كه نظرات دیگران نیز مانند نظرات شما عملی و با ارزش استو اكنون زمانی است كه باید به جای این كه فقط خودتان را قبول داشته باشیدو كارها را به دیگران واگذار كنید.

آبان

 به دنبال فرصت های طلایی خود بروید و حركت در مسیر معمولی زندگی را فراموش كنید، زیرا اكنون می توانید جریان امور را كنترل كنید. اگرچه باید از صدمات و خسارات هم دوری كنید .به خاطر داشته باشید كه با محدود كردن خودتان یا اعتقاداتتان، موفقیت هایتان را هم محدود می كنید هم موفقیت های شخصی و هم شغلی.

آذر

 اگر شخصی به حرف هایتان توجه نمی كند عصبانی نشوید.بعداً متوجه حرف هایتان می شوند.شاید یك نفر از شما عذرخواهی كند و شما را خوشحال كند.این اتفاق همیشه نمی افتد. پس از یك دوره بیماری و ضعف اوضاع دوباره رو به بهبودی می رود و نعمت وسلامتی میهمان تو خواهد بود مراقب جسم وسلامتی خود باش و بیهوده به ان آسیب نرسانید.

دی

 امروز احساساتی شدید و غیر قابل كنترل هستید! اگر می دانید كه همسر یا یكی از دوستان شما حرفی در دلش دارد كه می خواهد بیان كند، او را تشویق كنید كه همین حالا این كار را بكند. هم چنین دوست دارید سخنی را بشنوید كه در این زمان در ذهن شماست. به خصوص سخنانی كه شامل احساسات و عواطف قلبی شما باشند.

بهمن

 امروز نمی دانید با یك نفر چطور برخورد كنید زیرا رفتارش غیر منتظره و غیر معقول است. اگر از بودن با آنها كلافه شده اید و نمی توانید محیط را تحمل كنید بهتر است كمی دور شوید تا رفتارشان دوباره عادی شود. بیهوده پول وثروت خود را خرج می كنی احساس نمی كنی این مقدار را با چه رنج و زحمتی به كف اورده ای كاری باید كرد كه پشت سرش پشیمانی نباشد.

اسفند

 امروز تا آن جایی كه می توانید تحرك داشته باشید چرا كه این كار شما را سرشار از شادی می كند. امروز دوست ندارید كه به یك گوشه چسبیده و یا برای مدتی طولانی مشغول انجام یك كار شوید. بهترین استفاده را از اوقات فراغت تان بكنید، خصوصاً اگر به همراه كسی هستید كه همیشه باعث شادی و نشاط شما می شود. در حال حاضر بهترین كاری كه شما را شاد می كند این است كه جشنی بگیرید و شاد باشید.

چهارشنبه 14/5/1388 - 10:12
رازهایشان نزد تو آشکارو دل هایشان در حسرت دیدار تو داغدار.اگر تنهایی آنان را به وحشت اندازد یاد تو آنان را آرام سازد و اگر مصیبت ها بر آنان فروبارد به تو پناه آورند و روی به در گاه تو دارند چون می دانند سرشته کارها به دست توست.....
چهارشنبه 14/5/1388 - 9:48

بازم از خودم . . .

امشبم بازم سلام ای گل نازم

                                  اومدم که بهترین لحظه هارو واست بسازم

امشبم می خوام بگم خیلی عزیزی واسه من

                                 امشبم می خوام پیشت باشم

                                                                  به داشتنت بنازم . . .

چهارشنبه 14/5/1388 - 9:46
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته