• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 415
تعداد نظرات : 360
زمان آخرین مطلب : 3605روز قبل
در دادگاه عشق...قسمم قلبم بود

وكیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان

قاضی نامم را بلند خواند

و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد

و سپس محكوم شدم به تنهایی و مرگ كنار چوبه ی دار

از من خواستند اخرین خواسته ام را بگویم

و من گفتم

به تو بگویند..............دوستت دارم

شنبه 7/6/1388 - 15:31

             فلك جز عشق محرابی ندارد

جهان بی خاك عشق ابی ندارد

غلام عشق شو كاندیشه اینست

همه صاحب دلان را پیشه اینست

جهان عشق است و دیگر زرق سازی

همه بازی است الا عشق بازی

كسی كزعشق خالی شد فسرده است

گرش صد جان بود عشق مرده است

اگر چه عشق هیچ افسون ندارد

نه از سودای خویشت وارهاند؟

نروید تخم كس بی دانه ی عشق

كس ایمن نیست جز در خانه ی عشق

ز سوز عشق خوشتر در جهان نیست

كه بی او گل نخندید ابر نگریست

شنبه 7/6/1388 - 15:30
دنیا برای تو شیوا ترین پند آموز است ،

 

اگر پند پذیر باشی!!!

پنج شنبه 5/6/1388 - 0:9
بزرگترین موجود زنده دنیا
قارچ “آرمیلاریا اوستویا” (‪ (Armillaria ostoyae‬كه در میان مردم به “پوسیدگی ریشه” معروف است در نتیجه شیوع گسترده در “پریری سیتی” در ایالت “اورگان” به بزرگترین موجود زنده در جهان تبدیل شده است.

 

به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس از پریری سیتی، یك مقام ایالت اورگان گفت، در حال حاضر این قارچ بیش از ‪ ۳۵۴۰‬كیلومتر مربع از لایه زیر زمین‌های خارج این شهر را در ایالت “اورگان” پوشانده است و مقامات حیات وحش نمی‌دانند چگونه رشد آن را متوقف كنند.

با توجه به اینكه برخی تخمین‌ها سن این قارچ را هشت هزار سال برآورد می‌كنند، این موجود طبیعی زمان زیادی فرصت داشته است تا در سراسر این منطقه گسترش یابد و سایر موجودات زنده، ندانسته روی آن قرار بگیرند.

این قارچ اكنون در منطقه‌ای برابر با هزار و ‪ ۶۰۰‬زمین فوتبال گسترش یافته، فقط در مناطقی كه درختها را از بین برده است، محسوس است.

مقام یاد شده گفت، این موجود زنده كه ركورد اشغال بیشترین مكان را به خود اختصاص داده است چهار سال قبل بخشی از پیكر خود را در یك آتش سوزی از دست داد.

چهارشنبه 4/6/1388 - 18:3
شادی کجاست ؟ جای که همه ارزشمند هستند . ارد بزرگ


آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند .  ارد بزرگ


کسی که آزادی می جوید زندانی برای اندیشه های دیگر نمی گسترد . ارد بزرگ


گذشتن از سختی های پیش رو ، چندان سخت تر از آن چه پشت سر گذاشته ایم نخواهد بود . ارد بزرگ


سخن گفتن از دوستی و دشمنی پایدار در سیاست ، خنده آور است . ارد بزرگ


بسیار یاد کردن از سختی های زندگی ، بردگی می آورد .  ارد بزرگ


مردمان توانمند در میان جشن و بزم  نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند  و برای رسیدن به آن  در حال پیکارند . ارد بزرگ


 آزادگان میهن پرست در مرداب خودستایی فرو نمی روند . ارد بزرگ


میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند .  ارد بزرگ


فرمانروای نیک ، دست نشانده پلید ندارد ! . ارد بزرگ


دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد .  ارد بزرگ


گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ


مهم نیست تا چه میزان رشد کرده ایم ، مهم این است که از آرمان هایمان دور نشده باشیم . ارد بزرگ


رسوایی و زبونی همیشه در پیشانی بدخواهان فرزندان ایران جا دارد . ارد بزرگ


بوی خوش بهشت در سخن زنان و مردان پاک نهاد جاریست . ارد بزرگ


در تاریکترین شب های ستم  ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند . ارد بزرگ


هدف آدمهای کارآمد ، پیدا نمودن راهی مناسب برای ساختن ایده هاست . ارد بزرگ


آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است . ارد بزرگ


سفر ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا . ارد بزرگ


به جای خود کم بینی و آرمان گریزی ، پای در راه نهیم که این تنها درمانگر دردهای زندگی ست . ارد بزرگ


ستایش گران میهن ،  زنان و مردان آزاده اند . ارد بزرگ


میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است . ارد بزرگ


سرنگونی با آدمهای شتابنده ( عجول ) زاده می شود . ارد بزرگ


اگر آرمان برایمان هویدا باشد ابزار های رسیدن به آن را خیلی زود خواهیم یافت . ارد بزرگ


آرمان ما باید دارای شور و برانگیختگی باشد . انگیزشی که آدمی را به هست و جوشش نیاورد ، خسته کننده است . ارد بزرگ


آزادی پنجره رشد و شکوفایی کشور است بستن آن سیاهی ها در پی دارد . ارد بزرگ


یادآوری آرمانها ، از  بیراهه روی بازمان می دارد . ارد بزرگ


مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد . ارد بزرگ


ارزش سختی های روزگار را باید دانست ، آنها آمده اند تا ما را  نیرومندتر سازند . ارد بزرگ


آنکه سختی نکشیده ، نرمی و بهکامی نخواهد داشت . ارد بزرگ

سه شنبه 3/6/1388 - 13:16
خدایا! دلمان را از زنگار خطا بزداى.
خدایا! دیده دلمان را با نور خودت روشن فرما.
خدایا! به خلوت نشینان دل شب سوگند! از دلمان كدورتها را دور ساز.
خدایا! دلمان را از پرتو ذاتت روشن گردان.
خدایا! دلمان را نواى عاشقانه عطا كن و چنان كن كه از دلمان جز ناله عشق برنخیزد.
خدایا! دلمان را سرشار از تقوا كن.
خدایا! دلمان را جایگاه شیطان مساز.
خدایا! دلمان را از چنگال نَفْس و وسوسه هاى شیطان رها ساز.
خدایا! چنان كن كه فقط با تو و به تو دل خوش كنیم.
خدایا! دلمان را از خود محجوب مكن.
خدایا! دلى سلیم و قلبى منیب عطایمان كن.
خدایا! دلمان را لبریز از نور ایمان كن.
خدایا! ما را اهل دل گردان، نه بنده دل.
خدایا! چشم دلمان را باز فرما.
خدایا! دلمان را به قدّ و خَد و خَط بى مثالت مشتاق گردان.
خدایا! چنان كن كه همه دل باشد و همه دل.
خدایا! كور چشم از مشاهده خَلْق محروم است و كور دل از مشاهده حق. مارا در زمره این دو گروه قرار مده.
خدایا! دل را بیمار و از خود منحرف نفرما.
خدایا! چنان كن كه تو را یاد كنیم و دلمان لبریزاز یاد تو باشد.
خدایا! با تغذیه حلال دلمان را رشد دِه.
خدایا! با یاد خود دلهامان را آرامش و آسودگى بخش.
خدایا! مگذار خنده هاى بسیار و بلند دلمان را بمیراند.
خدایا; اى مقلّب القلوب! دلمان را از غفلت بگردان و بیدار ساز.
خدایا! اخلاق ناپسند، بویژه بُخل و سوءخُلق رااز دلمان دور كن.
خدایا! مارا دلسوز حال مردم قرار ده.
خدایا! ما را سنگدل مكن.
خدایا! مارا از سوز و اشتیاق دل براى تو، بىخبر نگذار.
خدایا! دل مارابه معصیت شاد مگردان.
خدایا! چنان كن كه از گفتن و شنیدن چیزهایى كه دلمان را مىمیراند، دورى كنیم.
خدایا! دل ما را از دنیا و زخارف آن جدا ساز.
خدایا! لذت گناه را از دلمان بِدَر كن.
خدایا! با پروا از خودت ، یاد مرگ و تلاوت كتابت، دلمان را جلا ده.
خدایا! دلمان را آرام كن و آسودگى بخش.
خدایا! دلمان را به دیدار صاحب جمال و كمال الهى خیره گردان.
خدایا! چنان كن كه دل از خاك و مال برداریم.
خدایا! چنان كن كه دلى از ما نرنجد.
خدایا! ما را از اسرار دل با خبر كن.
خدایا! دل بى دردمان را به درد آور.
خدایا! دل را كه حَرَم توست، حفظ فرما.
خدایا! دلمان را بشكن.
خدایا! دعاى خسته دلان را مستجاب گردان.
خدایا! سخنى را كه از دل برآید، بر دلمان بنشان.
خدایا! ما را در زمره دلشكستگان و دلسوختگان قرار بده.
خدایا! ما را دلباخته جمال خود كن.
خدایا! چنان كن كه آیه تطهیر و صفاى دلمان را تلاوت كنیم.
خدایا! دلمان را از عشق به خودت روشن گردان.
خدایا! دلمان را به بهترین نیّات منتهى گردان.
خدایا! دلمان را پاكى ده.
خدایا! چنان كن كه دل فقط به تو رو كند.
خدایا! به عزت و جلالت! آگاهى و نورانیّت دل به ما عطا فرما.
خدایا! مگذار دل كسى را بسوزانیم یا بشكنیم.
خدایا! دلمان را از دانش و معرفت و بصیرت سرشار كن.
خدایا! نعمت لقایت را روزیمان گردان.
خدایا! چنان كن كه از لقایت در غفلت نباشیم.
خدایا! گفتار و كردار و نوشتارِ نیك را روزیمان قرار ده.
خدایا! درهاى رحمتت را به رویمان بگشا.
خدایا! تكبر را از دلمان بِدَر كن.
خدایا! چنان كن كه حقیقت را با صفاى دل دریابیم.
خدایا! چنان كن كه روى به بارگاه تو آوریم.
خدایا! خریدار دلمان باش.
خدایا! دلمان را صفا بخش.
خدایا; اى معشوق دل آگاه و بینا! دلمان را از یاد خود غافل مكن.
خدایا! دلمان را به ذكرت شیرین كن.
خدایا! دلمان را شیداى رویت فرما.
خدایا! با خودت دلمان را شاد گردان.
خدایا! با نور لطفِ خود دلمان را روشن فرما.
خدایا! دلمان را از نور عبادت روشن كن.
خدایا! جان و دل را به شوقت زنده گردان.
خدایا! دل را صفا بخش و بر این دل بیچارگان نظرى كن.
خدایا! خانه دلمان را با لطفت آباد كن.
خدایا! دلمان را به نور حقیقت، فروزان فرما.
خدایا! دلمان را آسودگى بخش .
خدایا! جوانانمان را با نشاط و زنده دل فرما.
خدایا! در آیینه دل عكس رویت را بنما.
خدایا! دلمان را جایگاه كینه و حسد قرار مده.
خدایا! در دلمان رأفت و مهربانى قرار ده.
خدایا! دلهامان را به یاد خود خاشع و فروتن فرما.
خدایا! آرامش و وقار را بر دلمان فرو فرست.
خدایا! همه لذتها را به بندگانت ببخش و دردها را از ما دور كن.
خدایا! دل دوستانت را به نور معرفت روشن كن.
خدایا! دلمان را از دانش و آگاهى سرشار كن.
خدایا! به صفایى كه در دل مؤمنان نهادى! باغ دلمان را همواره تازه و سرسبز بدار.
خدایا! دل عاشقان نشانه مهر توست. تیر اشتیاق را بر دلمان بنشان.
خدایا! دلمان را از وسوسه هاى اهریمن نگهدار.
خدایا! زبانمان را با دلمان یكسان گردان.
خدایا! ما را تشنه دیدارت گردان.
خدایا! بر خانه دل تجلى كن و كاشانه دل را آباد گردان.
خدایا! دل آگاه و جان روشن، ببخشاى و دل پر غصه مان را شاد كن.
خدایا! دعاى شكسته دلان مستجاب گردان.
خدایا! دل را در غم عشقت بسوزان.
خدایا! همواره نور خانه دل و مونس كاشانه دلمان باش.
خدایا! دلمان را غرق حكمت كن.
خدایا! دلمان را غرق نور رضا كن.
خدایا! دلمان را از كرم پرنور گردان و به مهر و عفو خود شاد گردان.
خدایا! گناهان را از صفحه دل بشوى.
خدایا! دلمان را از نور بندگى روشن فرما.
خدایا; اى چراغ خانه دل! درى از لطف بر ما بگشا.
خدایا! دلمان را از نور یقین روشن كن و اسیر روى خود بنما.
خدایا! چنان كن كه همواره نگهبان كشور دل باشیم.
خدایا! چنان كن كه با ذكر تو خانه دلمان را جارو كنیم و از غبار كدورت و خاشاك یاد غیر تو پاك گردانیم.
خدایا! دلهاى ما را نمیران.
خدایا! دل پدر و مادرمان را از ما شاد فرما.
خدایا! ما را از شر شیطان حفظ كن! آن موجود پلید و خطرناكى كه انسان را فریب مىدهد، و به دل مردم وسوسه مىافكند، و مىخواهد از هر راهى و وسیله اى كه بتواند دل انسان را آشیانه خود قرار دهد و اختیار او را به دست گیرد و به وادى بدبختى رهسپارش سازد.
خدایا! ما را از ابلیس كه مىكوشد دین و ایمان را از دلمان برباید، دور نگهدار.
خدایا! آتش فروزان عشقت را در دلمان خاموش مكن.
خدایا! چنان كن كه مخفیگاههاى دل را بشناسیم و بدانیم با آنها چكنیم.
خدایا! اكنون كه با دل شكسته ام، كلبه اى ساخته ام و در آن با احادیث و كلمات تامه، زندگى را سپرى مىكنم، از تو مىخواهم این گونه حالات و زندگى مرا مستدام بگردانى.
خدایا! ما را از درد دل بىخبر مگذار.
خدایا! شوردلى را از دلهاى ما دور كن.
خدایا! چنان كن كه از گفتن و شنیدن مطالبى كه براى دلمان ناخوش است، دورى جوییم.
خدایا! دلمان را هواى خود ده.
خدایا! چنان كن كه یك شب از خواب گران برخیزیم و دژ دل را از خصیصه خبیثه و اخلاق رذیله با آب دیده پاك گردانیم.
خدایا! دلمان را چشمه نور یقین ساز.
خدایا! دل بیدارمان را در مسیر عطر معنویت قرار ده و چشم دلمان را به تماشاى آن بینا ساز.
الهى آمین.
يکشنبه 1/6/1388 - 9:1

از خواب‌ بیدار می‌شوی‌. در دلت‌ غمی‌ عجیب‌ را احساس‌ می‌كنی‌. چشمانت‌ را خمار و خواب‌آلود می‌بینی‌. حوصله‌ هیچ‌ كاری‌ نداری‌. نه‌ حال‌ داری‌ حرف‌ بزنی‌ و نه‌ حوصله‌داری‌ راه‌ بروی‌. تكیه‌ به‌ دیوار می‌دهی‌ و خمیازه‌ می‌كشی‌. حتماً بارها برایت‌ این‌ صحنه‌ها اتفاقِ افتاده‌ است‌.

از صبح‌ خود را كسل‌ می‌بینی‌ و این‌ كسالت‌ تا شب‌ هم‌ ادامه‌ دارد. دچار حس‌ بیهودگی‌ می‌شوی‌ و خودت‌ را سردرگم‌ می‌بینی‌. این‌ كسالت‌ كوچك‌ مثل‌ بادبادك‌، لحظه لحظه‌ بزرگ‌تر می‌شود و دلت‌ را بی‌قرار می‌كند. آن‌ وقت‌ وارد فضای‌ دلگرفته‌ای‌ می‌شوی‌ كه‌ تو را از خیلی‌ كارها باز می‌دارد.

برای‌ رها شدن‌ از این‌ فضای‌ دلگرفته‌ و غم‌آلود شاید راه‌های‌ زیادی‌ وجود داشته‌ باشد؛ اما من‌ یك‌ راه‌حل‌ كم‌خرج‌ و كم‌دردسر سراغ‌ دارم‌. خب‌ حالا برگردیم‌ از اول‌ شروع‌ كنیم‌.

از خواب‌ بیدار می‌شوی‌. در دلت‌ غمی‌ عجیب‌... نه‌! اصلاً به‌ این‌ چیزها توجه‌ نكن‌! همان‌ لحظه‌ كه‌ چشمانت‌ را باز می‌كنی‌، بلند شو و برو به‌ سمت‌ آیینه‌! (امروزه‌ آیینه‌ همه‌جا پیدا می‌شود. مثل‌ قدیم‌ نیست‌ كه‌ دربه‌در باید دنبال‌ چیزی‌ می‌گشتی‌ كه‌ تو را در آن‌ نشان‌ دهد.) وقتی‌ كه‌ به‌ آیینه‌ رسیدی‌، خودت‌ را نگاه‌ كن‌! می‌بینی‌ كه‌ یك‌ نفر در آیینه‌ به‌ تو نگاه‌ می‌كند. كارت‌ از حالا شروع‌ می‌شود. لطفاً یك‌ لبخند به‌ آیینه‌ بزن‌. می‌بینی‌ كه‌ «تو»ی‌ آیینه‌ هم‌ به‌ تو لبخند می‌زند. همین‌ یك‌ لبخند كافی‌ است‌ تا كمی‌ تو را عوض‌ كند. امتحان‌ این‌ كار ضرری‌ ندارد. با این‌ كار دگرگونی‌ بزرگی‌ در خود ایجاد می‌كنی‌ و روی‌ غم‌ كم‌ می‌شود. اضطراب‌ پر می‌كشد و جایش‌ را شیرینی‌ و لذت‌ از لحظه‌لحظة‌ عمرت‌ می‌گیرد.

با این‌ كار ثابت‌ خواهی‌ كرد كه‌ ما آدم‌ها هر كدام‌ حاكم‌ هستیم‌؛ حاكم‌ خودمان‌. می‌توانیم‌ قبل‌ از این‌كه‌ بر چیزی‌ تسلط‌ پیدا كنیم‌، بر خودمان‌ مسلط‌ شویم‌ و حاكم‌ قلمرو خودمان‌ باشیم‌. چقدر خوب‌ است‌ كه‌ انسان‌ بر تمام‌ وجودش‌ حكومت‌ كند.

پس‌ بیایید خودمان‌ به‌ خودمان‌ دستور بدهیم‌، قبل‌ از این‌كه‌ كسی‌ به‌ ما دستور بدهد و حاكم‌ ما شود. بیایید خودمان‌ را از بعضی‌ از كارها منع‌ كنیم‌. موقع‌ بی‌خیالی‌ و تنبلی‌، گوش‌ خودمان‌ را بگیریم‌ و بگوییم‌: «پاشو تنبل‌!» وقتی‌ هم‌ كه‌ كار خوبی‌ انجام‌ می‌دهیم‌، به‌ خودمان‌ تبریك‌ بگوییم‌. بیایید قلمرو خودمان‌ را با دست‌ خود فتح‌ كنیم‌؛ تا مشكلات‌ در برابر قلعة‌ قلمرو ما زانو به‌ زمین‌ بزنند.

همین‌ها، با همان‌ یك‌ لبخند در آیینه‌ شروع‌ می‌شود. پس‌ بلند شو و با یك‌ لبخند به‌ خود بگو: «سلام‌ حاكم‌  به‌ قلمرو خودت‌ خوش‌آمدی‌!» 

يکشنبه 1/6/1388 - 8:53
وقتی ماه را در آسمان می بینم قلب کوچکم چه شاد می شود که چشمانم هنوز یارای دیدن نور را دارد.میشود شروع کرد ، می شود از اول مشق عشق را نوشت و این بار در دفتر قلب تو، میدانم می گذاری بنویسم.بارها زیر لب زمزمه کردم الهی و ربی من لی غیرک.... ولی این بار وجودم فریاد می زند الهی و ربی من لی

غیرک .... چرا که از آدمیان خسته ام خدایم .
به جرم عاشقی محکومت می کنند. خیال بافت می خوانند، رویایی ات تصور می کنند و هزار وصله دیگر به

مرام عاشقی ات می دوزند.
الهی ! در سکوت افتاده ای بیش نیستم، تو دلیل سکوتم را می دانی، و  این فرقه چه آسان سکوتم را هم محکوم

کردند .
الهی! می گذارم تا باز هم بگویند، چرا که تو را دارم و تو مرا بس.الهی ! گفتی  خریدار دل شکسته ای، آوردمش ولی ارزان نمی فروشمش. میدانم بهتر از تو خریداری پیدا نمی

کنم میدانم با من راه می آیی.
الهی ! ببین در راه مانده ای هستم دلتنگ وصال، دلتنگ آغوش یار، دلتنگ شنیدن صدای قلب یار. الهی

دریاب !
الهی ! سادگی را به من ارزانی کن هرچند مجازاتم کنند، الهی! جنون عطا کن. جنون ، جنون ، جنون.الهی ! کودکان چه معصوم می خندند ، کودکی عطا کن .الهی ! خدایم! یاری ام ده که در مقابل این قوم هیچوقت سر تعظیم فرو نیاوردم چرا که سجده گاه من و تعظیم من

فقط و فقط برای توست.
الهی ! یاری ام ده مقاومت کنم و بر نامهربانان لبخند بزنم. الهی یا ربی دل بی کینه عطا کن، دل بی کینه عطا

کن خدایم .
الهی ! وقتی غنچه ای کوچک با نور خورشیدت شکوفا میشود وای به احوال من که با نور تو قلبم تاریک بماند

و به روشنایی سلام نکند .
خدایم ! حرف بسیار است در خلوتهایم برایت سخنها دارم ......
يکشنبه 1/6/1388 - 8:51

در روزها و ساعات گذرنده زندگی و دنیایی که آمدن و رفتن به انتخاب تو نیست اما کفیت آنرا خودت می سازی ٬شاید که نه بلکه بارها و بارها به شرایط خاصی بر خورده باشی اینگونه که وقتی  تنهای تنها می شوی، وقتی که دوستانت کسانی را که دوست می پنداشتی، آنها که نیازمند یاری شان هستی، درست در حساسترین نقطه زمان رهایت می کنند. وقتی زیر سنگی که به استواری اش سوگند می خوردی و تکیه گاهش می شمردی، ماری خفته می بینی که در تکان حادثه از خواب جهیده است. وقتی که امواج امتحان، خاشاک دوستیهای سطحی را می روبد و بوی تعفن  خودخواهی و منفعت طلبی را عریان می سازد.
وقتی که هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند و هیچ دستی خالصانه به  برای دوستی به سویت گشاده نمی شود، یک ملجا و امید و پناهی هست  که هیچ حادثه ای نمی تواند اورا از تو بگیرد. یعنی با مهربانی همیشگی همواره تو را نظاره می کند او حتی در مقابل بدیهای تو خوبی می آورد وبر روی زشتیهای تو پرده اغماض می کشد تا دیگران از تو فراری نشوند .اگر بدانی که محبت و اشتیاق اوبه تو چقدر است، بند بند تنت از هم باز می شود .
پس چرا در انتها به او برسی؟؟؟ از او اغاز کن.
دلت همیشه به عشق خدا گرم باشد و ...

يکشنبه 1/6/1388 - 8:50

حقیقت زندگی.....

 شاید این یک اصل که نه بلکه یه قانون در زندگی ما آدما باشه

  اینکه وقتی به هر شکلی نباشی اول  یه خورده  نبود ت احساس می شه

 فقط  برای  مدتی

بعد یواش یواش ازذهن ها پاک می شی 

و اون وقته که از یادها میری

 دیگه تبدیل به یک خاطره می شی

 شاید یه روزی تصادفی مثل رویایی دور یرای لحظه ای به یاد بیایی 

اینجاست که این شعر معنی پیدا می کنه که

قصه خواهی شد و از یاد جهان خواهی رفت

قهر بیهوده مکن در دل افساه مرو 

يکشنبه 1/6/1388 - 8:48
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته