• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 292
تعداد نظرات : 501
زمان آخرین مطلب : 3389روز قبل
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم بر لب کلبه ی محصور وجود، من در این خلوت خاموش سکوت، اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم اگر از هجر تو آهی نکشم، تک و تنها، می شکنم به خدا می شکنم
چهارشنبه 16/5/1387 - 13:19
کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم


چهارشنبه 16/5/1387 - 13:13
فرشتگانی كه سوگند عشق و وفاداری ترا شنیده اند هنوز با اندیشه های من بازی می كنند. بلبلانی كه در كنار دلهای ما نغمه سرائی كرده اند هنوز در گوشه و كنار زمزمه می كنند و بر دل دور افتاده من سلام می گویند.
راستی ، آن همه لطف و پاكدلی به كجا رفت؟ چرا سعادتی كه بر هستی من سایه افكنده بود ، بدین زودی در تاریكیهای سرشك و اندوه پنهان گردید؟ مگر ممكن است دلیكه به نور عشق و فضیلت ، گرمی و روشنی یافته است بدین زودی سرد و خاموش گردد؟
آیا بیاد می آوری آن روزهای گذشته و آن عهد و پیمان هایی را كه دلهای ما را بهم پیوست ؟ بدانگونه كه اگر كسی می گفت این رابطه را روزگار برهم می زند ، بر او می خندیدیم. مگر تو بمن نمی گفتی كه زندگی را دوست می داری زیرا من زنده ام ؟
از آنچه بر ماگذشته تو را چیزی نمی گویم....ولی متاسفم بر آن نهالی كه با چه امیدهایش كاشتم و چون زمان گلش ، در رسید آن گل را باد سوزانی خشكاند. آری غنچه عشق ما نشكفته پژمرده شد. اگر فرشته می تواند آدمی را كیفر كند این منتهای شدت كیفر است.
ای كاش گذشته را فراموش می كردم و به دلخوشی پیشین باز می گشتم . آیا بیاد می آوری آن روز را كه می گفتی تو این لبخند را از لبان فرشته ربوده ای ؟ اینك كجایی كه ببینی آن لبخند چه بر سرش امده.



سه شنبه 15/5/1387 - 13:31
 چشای خیسمو كسی ببینه یه عمره حال و روز من همینه  كسی به پای گریه هام نمی شینه   بازم دوباره دلم گرفته   دوباره شعرم بوی غم گرفته    كسی نفهمید غمم چی بوده   دلیل یك عمر ماتمم چی بوده
سه شنبه 15/5/1387 - 13:15
آن زمان كه دوستمان می داشتند ، دوستشان نداشتیم. آن زمان كه قدرمان را می دانستند ، قدرشان را ندانستیم و آن زمان كه ما را گرامی می داشتند ، گرامیشان نداشتیم . و حال كه به قدر وارزششان پی بردیم آنها هستند كه ما را ترك خواهند گفت . زیرا كاسه صبر هر چه قدر هم كه بزرگ باشد سرانجام روزی لبریز خواهد شد
دوشنبه 14/5/1387 - 19:32
تو می توانی دوستی مرا نپذیری . می توانی مرا از خود برانی . می توانی روی از من بگردانی و برای همیشه مرا از دیدار خود محروم كنی ... منهم می توانم تو را نبینم . می توانم روز ها و شبها بدون دیدار تو بسر برم . می توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوی تو خیره نشوم . می توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاری نكند . می توانم گوشم را از شنیدن آهنگ صدایت بی نصیب نمایم . ولی ....قلبم.... او دیگر در اختیار من نیست . او تا زنده ام بیاد تو خواهد طپید او در درون خود بخاطر تو خواهد نالید.
دوشنبه 14/5/1387 - 19:29

سلام به همگی........بچه ها میدونید تو ماه شعبانیم دیگه..........امیدوارم از لحظه لحظه ی این لحظات استفاده ی مفید کنید..........در ضمن امشب شب میلاد امام حسین(ع) است.......امیدوارم تو این شب قشنگ تو هیچ دلی غم نشینه.........ما رو هم دعا کنید...........بعضی وقتا فکر می کنم دعا های من از سقف این اتاق بالاتر نمیره...پس برام دعا کنید..

دوشنبه 14/5/1387 - 19:17
پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار....به اندازه یك نگاه...به اندازه یك لبخند....تا به یاد داشته باشیم كه روزی عاشق هم بودیم..-------------------دوستی ..شوخی سرد آدمهاست ..بازی شیرین گرگم به هواست.. واسه كشتن غرور من و تو ..دوستی.. توطئه ثانیه هاست
يکشنبه 6/5/1387 - 12:51
اتل متل جدایی... عروسکم کجایی...؟یه دل داره پر از خون...عشقم که رفت هندستون...خونم شده قبرستون...یه دنیا غصه بردار...اسمشو بذار بچگی...تا آخره زندگی...هاچینو واچین تموم شد...عمر منم حروم شد......!!!!!!!!!!!!!!!!!
يکشنبه 6/5/1387 - 12:46
ای ستاره ها که از جهان دور چشمتان به چشم بی فروغ ماست!!! نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟؟؟!!!در میان ابی زلال اسمان...موج دود و خون و اتشی ندیده اید؟؟؟!!! این غبار مهنتی که در دل فضاست...این دیار وحشی که در فضا رهاست(؟!)این سرای ظلمتی که اشیان ماست در پی تباهی شماست!!!؟گوشتان اگر به ناله ی من اشناست, من سرودم را کنم فریاد به در کجای این فضای تنگ بی آواز, من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟از سفینه ای که میرود به سوی ماه, از مسافری که میرسد ز گرد راه, پای این بشر اگر به اسمان رسد روزگارتان چون روزگار ما سیاست!!!ای ستاره ای که پیش دیده ی منی!باورت نمیشود که در زمین هر کجا به هرکی میرسی, خنجری میان مشت خود نهفته است! پشت هر شکوفه ی تبسمی, خار جانگزایه حیله ای نهفته شکفته است!!آنکه با تو میزند صدای مهر جز به فکر غارت دل تو نیست!!! گر چراغ روشنی به راه است, چشم گرگ جاودان گرسنه ای است!!!ای ستاره, ما سلاممان بهانه است! عشقمان دروغ جاودانه است!!در زمین زبان حق بریده اند! حق زبان تازیانه است!و آنکه صادقانه با تو درددل میکند...های هایه گریه ی شبانه است!!!...ای ستاره باورت نمی شود!!؟؟؟ در میان باغ بیکرانه ی زمین, ساقه های سبز آشتی شکسته است!! لاله های سرخ دوستی فسرده است! غنچه های نورس امید لب به خنده وانکرده, مرده است!! پرچم بلند سرو راستی سر به خاک غم سپرده است!!! ابراهه ی روشنی که چون حریر بستر عروس ماه بود!! پنبه های داغ های کهنه است!!!ای ستاره های غریب! از بشر نگوی و از زمین مپرس, زیر سیلیه شکنجه های دردناک, از زوال چهره های نازنین مپرس! پیش چشم کودکان بی پناه, از نگاه مادران شرمگین مپرس!! در جهنمی که از جهان جداست, در جهنمی که پیش دیده ی خداست, از لهیب کره ها و کوه نقش ها از غریو زنده ها میان شعله ها, بیش از این مپرس!! ای ستاره, ای ستاره ی غریب! ما اگر از خاطر خدا نرفتیم, پس چرا به دادمان نمی رسد؟ما صدای گریمان به آسمان نمیرسد, از خدا چرا صدا به ما نمیرسد؟ای که دست من به دامنت نمیرسد, اشک من به دامن تو میچکد!؟با نسیم دلکش سحر چشم خسته ی تو بسته می شود, بی تو در حصار این شب سیاه, غرش های گریه ی شبانه ام در گلو شکسته میشود...ای ستاره ها شب بخیر!!!!!!!!
يکشنبه 6/5/1387 - 12:37
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته