تعداد مطالب : 549
تعداد نظرات : 287
زمان آخرین مطلب : 2354روز قبل



    رهبر انقلاب: واقعاً وضع زندگى مردم ما این‏طورى است؟

بشدتتوجه کنید که چهره‏پردازى‏هاى منفى و ناصالح در صدا و سیما انجام نگیرد. من گاهى دیده‏ام انسانهایى که هیچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سیمابا پول مردم چهره‏پردازى مى‏شوند؛ چرا؟

گروه فرهنگی مشرق- سایت خبری مشرق چندی پیش مطالبی را درباره سرگرمی سازی در تلویزیون منتشر کرد. بر آن بودیم که بخشی از بیانات مقام معظم رهبری که در سال 83 خطاب به مسوولین صدا و سیما ایراد شده بود اشاره کنیم که با مطالعه دوباره این بیانات حیف مان آمد که بخش عمده آن منتشر نشود؛ خصوصا اینکه این مطالب حاوی نکات و توصیه هایی مهم است که با وجود گذشت قریب به هفت سال از طرح شان هنوز آنچنان که باید مورد توجه رسانه ملی قرار نگرفته است. بد نیست مدیران رسانه ملی یک بار دیگر این فقرات را مطالعه کرده و محاسبه جدیدی از نحوه عملکرد آن نهاد فرهنگی داشته باشند.

****

جنگ رسانه‏ای

در این وضعیت، رسانه‏ى ملى چه جایگاهى دارد؟ ببینید نقش رسانه‏ى ملى در چنین وضعیتى چقدر اهمیت پیدا مى‏کند. آن روز بنده در آن جلسه گفتم،(3) شماها هم خودتان بهتر از من مى‏دانید؛ امروز جنگ دنیا، جنگ رسانه‏هاست. پیشرفت کارها و سیاستهاى بین‏المللىِ دستگاه‏هاى مختلف و جبهه‏هاى گوناگون، به‏وسیله‏ى تبلیغ، خبرسازى، مفهوم‏سازى و تبیین‏هاى درست و نادرست - یعنى راست و دروغ - دارد انجام مى‏گیرد. تبلیغات، هم قبل از یک حرکت نظامى و اقتصادى، هم در اثناى آن، هم بعد از آن، نیاز وافر دستگاه‏هایى است که مى‏خواهند در دنیا فعال باشند؛ لذا سرمایه‏گذارى هم مى‏کنند، فکر هم مصرف مى‏کنند و دانش هم به‏کار مى‏برند، براى این‏که بتوانند این را گسترش دهند.

ما آماج تهاجم دشمن هستیم‏

یکى از کارهاى بسیار مهمى که امروز در دستور کار آنهاست، تهاجم خبرى، تبلیغى، فرهنگى و اخلاقى به کشور ماست. امروز این تهاجم، اوج تهاجم فرهنگى است. البته مخصوص کشور ما نیست؛ در همه‏جا اینها دارند کار فرهنگى مى‏کنند؛ منتها ما آماج هدف آنها هستیم. بسیارى از هدفهاى استکبار جهانى در زمینه‏هاى تبلیغى و فرهنگى و رسانه‏یى متوجه به ماست؛ ما باید در مقابل اینها خود را مجهز کنیم.

نقش دوگانه‏ى رسانه‏ى ملى‏

رسانه‏ى ما، هم باید ناظر باشد به خنثى کردن کار دشمن در داخل، هم باید ناظر باشد به ضربه‏زدن به دشمن در فضاى عمومى. مى‏بینید رسانه ملى چه نقش مهمى دارد. به‏نظر من همه‏ى تلاشها و کارهایى که در کشور صورت مى‏گیرد، به یک معنا، یک طرف؛ کار رسانه‏ى ملى - یعنى صدا و سیما - طرف دیگر. اینها دو جریان هستند؛ والّا اگر خیلى کار انجام بگیرد، اما رسانه‏ى ملى فعال نباشد، تأثیرش بسیار کمتر از چیزى خواهد بود که باید باشد. بنابراین نقش رسانه، به همین ترتیبى که عرض شد، بسیار مهم است.

مأموریتِ محورى رسانه‏ى ملى‏

ما یک مأموریتِ محورى براى رسانه‏ى ملى قائل هستیم، که الزاماتى دارد و این مأموریت ملى اهداف کلانى را هم با خودش همراه دارد. به‏نظر ما آن مأموریتِ محورى عبارت است از مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، روحیه، اخلاقِ رفتارى جامعه، جهتدهى به فکر و فرهنگ عمومى، آسیب‏زدایى از فکر و فرهنگ و اخلاق جامعه، تشویق به پیشرفت - یعنى روحیه‏دادن - و زدودن احساس عقب‏ماندگى.

القاء احساس عقب‏ماندگى‏

امروز یکى از شگردهاى مهم دشمن، تزریق و القاء احساس عقب‏ماندگى و ناتوانى است. ما در کشور سى‏وپنج میلیون جوان داریم. نخیر؛ بدانند ما به‏هیچ‏وجه عقب نمانده‏ایم. آن روز آقاى رئیس‏جمهور براى من مى‏گفت - البته گزارش عمومى نبود؛ بنده خودم گزارشهاى زیادى دارم - مجموعه‏ى دستاوردهاى ما در ده، بیست سال اخیر، از همه‏ى آنچه در کشورهاى شبیه خودمان - از جمله همه‏ى کشورهاى منطقه - اتفاق افتاده، بالاتر است. این، مسأله‏ى خیلى مهمى است. البته گزارشهایى هم که به بنده داده شده، همین را تأیید مى‏کند. راجع به یک کشور از کشورهایى که ایشان ذکر مى‏کردند، فقط یک مورد به عنوان سؤال و ابهام براى من مطرح بود، که بنا شد آن را هم تحقیق کنند و به من بگویند. ما به‏هیچ‏وجه نباید این احساس را داشته باشیم، و جوان ما نباید احساس کند که عقب‏مانده است؛ باید احساس کند که دارد حرکت مى‏کند، مى‏تازد و جلو مى‏رود؛ عملاً به این کار، به این پیشرفت، به این تازش و به این رو به جلو حرکت کردن تشویق شود.

الزامات مأموریت رسانه‏ى ملى‏

این مأموریت الزاماتى دارد. رسانه‏ى ملى اگر بخواهد به عنوان مهمترین ابزار فرهنگى در کشور، از عهده‏ى این کار بربیاید، باید این چیزها را در خودش تأمین کند: امین نظام باشد، مورد اعتماد مردم باشد، برخوردار از مزیتهاى رقابتى باشد. امروز رقباى ما زیادند؛ چه رقباى منطقه‏یى، چه رقباى بین‏المللى. ما باید در مقابل این رقبا خود را از مزیتهاى رقابتى برخوردار کنیم. ظرفیت بالا در کمّ و کیف محصولات، هر دو مورد نظر است. نباید کمیت، کیفیت را تحت‏الشعاع قرار دهد، و بعکس.

آرایش رسانه‏یىِ کارآمد

الزام دیگر این مأموریت، داشتن آرایش رسانه‏یىِ کارآمد در عرصه‏ى استانى و ملى و بین‏المللى است؛ همین نکته‏یى که آقاى ضرغامى اشاره کردند و گفتند در جاهایى از کمترین حقشان نمى‏توانند برخوردار باشند؛ یعنى شنیدن صداى انقلاب و دیدن چهره‏ى انقلاب. در این‏جا آرایش ما ضعیف است. البته بسیارى از این ضعف‏ها به بیرون از سازمان مربوط مى‏شود، که آن هم موضوع دیگرى است و باید جداً تعقیب کنیم.

آرایش سازمانى و رسانه‏یى ما باید به‏گونه‏یى باشد که بتوانیم همه‏ى کشور را در همه‏ى ابعاد بپوشانیم. این آرایش باید کارآمد باشد؛ داراى قدرت انعطاف براى انطباق با شرایط گوناگون و پیش‏بینى نشده باشد؛ در برخورد با مسائل گوناگون، توانایى، سرعت و چالاکى داشته باشد؛ بتواند موضع خودش را اتخاذ کند و کارساز باشد.

اگر این چیزها تحقق پیدا کند - که هر کدام از اینها شرایط و مقدماتى دارد و باید هم این مقدمات فراهم شود و تحقق پیدا کند - آنگاه شما خواهید توانست هدایت و مدیریت افکار عمومى را از لحاظ فرهنگ و اخلاق و رفتار و روحیه و امثال اینها کاملاً در دست داشته باشید؛ هیچ‏کس نمى‏تواند با شما در این زمینه رقابت کند.

هدفهاى کلان رسانه‏ى ملى‏

هدفهاى کلان ما در این زمینه چیست؟ اول، ارتقاء معرفت دینىِ روشن‏بینانه. من روى عنوان «روشن‏بینانه» تکیه مى‏کنم. معرفت دینى باید ارتقاء و گسترش پیدا کند؛ اما یک معرفت روشن‏بینانه و آگاهانه.

دوم، رفتار دینىِ مخلصانه. باز روى کلمه‏ى «مخلصانه» مى‏خواهم تکیه کنم. رفتارهاى دینى مى‏تواند ریاکارانه و متصنعانه و ظاهرسازانه باشد، مى‏تواند مخلصانه باشد. ما باید مردم را به رفتار و عمل دینى - یعنى عمل صالح - بکشانیم و این عمل، مخلصانه از آنها صادر شود.

سوم، ریشه‏دار کردن شناخت و باور به ارزشها و بنیانهاى فکرى انقلاب و نظام اسلامى. صرف این‏که ما در زمینه‏ى انقلاب و نظام، چیزهایى را کلیشه‏یى و شعارى تکرار کنیم، کافى نیست؛ باید نسبت به این شعارها در مردم باور حقیقى به‏وجود بیاید؛ این، کار رسانه‏ى ملى است.

چهارم، مصونیت دادن به ذهن جامعه از تأثیر مخرب تهاجم فرهنگى و ارزشىِ دشمن، که اشاره شد.

پنجم، باور به کارآمدى نظام.

ششم، ایجاد همگرایىِ عمومى و فضاى همکارى و محبت و وحدت در درون کشور و میان مردم. باید روحیه‏ى محبت، وحدت، همگرایى و ارتباط و پیوند در میان مردم تقویت شود.

هفتم، آگاه‏سازى نسبت به مقوله‏هاى حساس؛ مثل علم. مسأله‏ى علم در کشور خیلى مهم است. با مطالعه‏ى دقیق و همه‏جانبه، انسان به چند سرفصل معدود مى‏رسد، که یکى از آنها علم است. ما براى آینده به علم احتیاج داریم. نهضت نرم‏افزارى و تولید علم و اندیشه و فکر که مطرح شد، باید جدى گرفته شود. خوشبختانه زمینه‏ها کاملاً آماده و استقبال هم خیلى خوب است. مردم را نسبت به مقوله‏ى علم، امنیت، پرورش نخبگان، اقتدار ملى، کار و ابتکارِ گره‏گشا و پیشبرنده و مقولاتى از این قبیل حساس کنید.

برنامه‏ریزى و ایجاد چشم‏انداز

این مأموریت و این اهداف کلان تا چه مدتى بناست تحقق پیدا کند؟ اعتقادم این است که باید برنامه‏ریزى کرد و چشم‏انداز درست کرد و آماده شد براى حرکتى که اهدافش اینهاست. این اهداف ممکن است در طول ده سال تحقق پیدا کند؛ هیچ مانعى ندارد. براى این کار، ده سال، زمان زیادى نیست؛ مثل چشم به‏هم‏زدنى مى‏گذرد. گاهى انسان در مدت ده سال، هشت سال یا پنج سال، تلاش و فعالیتِ لازم و برنامه‏ریزى شده را انجام نداده؛ بعد وقتى به اواخر دوره مى‏رسد، مى‏بیند دستش خالى است. اگر برنامه‏ریزى شود، انسان پیشرفت را به چشم خودش مشاهده مى‏کند؛ مثل رویش یک درخت.

من در این‏جا چند سرفصل مهم را عرض مى‏کنم تا مشخص شود نسبت رسانه با این موضوعات چیست. خوب است نسبت رسانه با این موضوعات مورد تأمل قرار گیرد. من اینها را مطرح مى‏کنم؛ شما رویش فکر و مطالعه و کار کنید:

1- صدا و سیما و اخلاق‏عمومى‏

هویت حقیقى جامعه، هویت اخلاقى آنهاست؛ یعنى در واقع سازه‏ى اصلى براى یک اجتماع، شاکله‏ى اخلاقى آن جامعه است و همه چیز بر محور آن شکل مى‏گیرد. ما باید به اخلاق خیلى اهمیت بدهیم. صدا و سیما در زمینه‏ى پرورش و گسترش و تفهیم و تبیین فضیلت‏هاى اخلاقى باید برنامه‏ریزى کند؛ یکى از اهداف صدا و سیما در همه‏ى برنامه‏ها باید این باشد.

اخلاق‏هاى رفتارى افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعى، وجدان کارى، نظم و برنامه‏ریزى، ادب اجتماعى، توجه به خانواده، رعایت حق دیگران - این‏که دیگران حقى دارند و باید حق آنها رعایت شود، یکى از خلقیات و فضایل بسیار مهم است - کرامت انسان، احساس مسؤولیت، اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى و شجاعت ملى، قناعت - یکى از مهمترین فضایل اخلاقى براى یک کشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمینه‏ها دچار مصیبت هستیم، به‏خاطر این است که این اخلاق حسنه‏ى مهم اسلامى را فراموش کرده‏ایم - امانت، درستکارى، حق‏طلبى، زیبایى‏طلبى - یکى از خلقیات خوب، زیبایى‏طلبى است؛ یعنى به دنبال زیبایى بودن، زندگى را زیبا کردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محیط خانواده، محیط بیرون، محیط خیابان، محیط پارک و محیط شهر - نفى مصرف‏زدگى، عفت، احترام و ادب به والدین و به معلم.

اینها خلقیات و فضایل اخلاقى ماست. صدا و سیما خودش را متکفل گسترش این خلقیات بداند. شما در هر برنامه‏یى که مى‏سازید، در هر سریال تلویزیونى، در هر محاوره، در هر میزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشید که این فضایل تقویت شود؛ این چیزها نقض و زیر پا انداخته نشود.

2- صدا و سیما و دین‏

راجع به دین مردم، صدا و سیما چه نقش و چه موضع و چه مسؤولیتى دارد؟ طبیعتاً از وظایف صدا و سیما، ارتقاء معرفت دینى و ایمان دینى است. معرفت و ایمان با هم تفاوت دارد. هم ایمان مردم باید تقویت شود، هم معرفت و شناخت آنها. باید توجه داشت ایمانى که مردم پیدا مى‏کنند، سست، عوامانه، سطحى و قشرى نباشد؛ بشدت از این پرهیز شود. اکتفا نشود به تغلیظ احساسات مردم و تشریفات افراطى. تأکید بر این چیزها به‏طور افراطى، اصلاً مفید نیست و به‏هیچ‏وجه تبلیغ دین محسوب نمى‏شود. این را پایه‏ى کار قرار دهید و حالا برگردید به برنامه‏هاى دینىِ صدا و سیما؛ ببینید چه کار باید بکنید و چه کار باید نکنید.

برنامه‏ى دینى باید نسبت به دین شبهه‏زُدا باشد، نه شبهه‏زا. من گاهى بعضى از بیانات دینى را از تلویزیون یا از رادیو گوش مى‏کنم و مى‏بینم شبهه ایجاد مى‏کند! حدیث سستى، حرف نامعقولى، مطلبى که در جمع مثلاً بیست نفرى یا پنجاه نفره‏ىِ یک عده مؤمنِ مخلص، گفتنش خوب است و ایمان آنها را زیاد مى‏کند، در سطح میلیونىِ مردم به زبان آوردن، جز این‏که ایمان عده‏یى را سست و در ذهنشان تردید ایجاد کند، هیچ فایده‏ى دیگرى ندارد. از این چیزها باید پرهیز کرد. بیان دینى و تبیین دینى باید شبهه‏زدا، روشن، قوى، هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبهه‏زا و کلیشه‏یى نباشد. بیان دینى باید در همه‏ى سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینى را در سطح نخبگان، در سطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزى که در سطح کودکان است، مطلقاً باید صحیح باشد. شما در کلاس اول به بچه یاد مى‏دهید دو بعلاوه‏ى دو، مى‏شود چهار؛ وقتى هم که بچه به منتهاالیه قله‏ى ریاضیات و دانش ریاضى مى‏رسد، باز هم دو بعلاوه‏ى دو، مى‏شود چهار؛ تغییر پیدا نمى‏کند. بنابراین آنچه در زمینه‏ى دین به کودک یا به انسانِ عامى تفهیم مى‏کنیم، مطلقاً نباید غلط باشد تا بعد در ارتقاء معرفت دینى ببیند آن حرف، نادرست بوده است؛ نه، باید درست گفت؛ منتها ساده. بنابراین، حرف دینى در همه‏ى سطوح باید صحیح باشد.

براى مراسم دینى، اعیاد و عزادارى‏ها برنامه‏ریزىِ هوشمندانه بشود. بعضى از برنامه‏هایى که اجرا مى‏شود، کاملاً ناهوشمندانه است. راجع به حضرت جواد چه صحبتى در تلویزیون یا رادیو مى‏کنید؟ راجع به امام جواد، امام هادى، امام عسکرى، امام رضا و دیگر ائمه مطالب خیلى خوبى نوشته شده است. بنده که عمرم را در این زمینه‏ها گذرانده‏ام، وقتى به این مطالب نگاه مى‏کنم، استفاده مى‏کنم و لذت مى‏برم؛ چرا از اینها استفاده نمى‏شود؟ نوشته‏هاى خوب، تحقیقات خوب و مطالب شیوا و ایمان‏آور در این زمینه‏ها فراوان است. گاهى انسان برنامه‏یى را مى‏بیند که شخصى با شدّ و مدّ و در قالب یک قطعه‏ى ادبى، فرضاً راجع به امام موسى‏بن‏جعفر حرف مى‏زند که هیچ معنا ندارد. این‏گونه برنامه‏ها نه ایمان کسى را زیاد مى‏کند، نه لذتى دارد و نه در آن، هنر نویسندگى - به معناى حقیقى کلمه - به‏کار رفته. چرا ما این برنامه‏ها را پخش مى‏کنیم؟ یک نفر با صداى نرم و ملایم و معصومانه - شماها متخصص این کارها هستید؛ هر صدایى براى هر برنامه‏یى مناسب نیست - به‏جاى صداى آن‏طورى، چند فضیلت ِ با سند درست و منطقى از امام موسى‏بن‏جعفر نقل کند و زندگى آن حضرت را شرح دهد؛ انسان گوش مى‏کند، لذت مى‏برد؛ معرفت و محبتش زیاد و دلش از شنیدن مناقب این بزرگواران روشن مى‏شود. اگر برنامه‏هاى دینى خوب ادا شود، فایده دارد؛ اما اگر بد ادا شود، خنثى نیست؛ نتیجه‏ى بد دارد؛ مثل داستان آن مؤذن بد صدا.

مولوى مى‏گوید: دختر یک مرد مسیحى بشدت عاشق اسلام و دلباخته‏ى معارف اسلامى شد و اسلام آورد. این مرد مسیحى خیلى ناراحت بود. در آن شهر، یک عده مسیحى بودند و یک عده مسلمان. آن شهر، هم مسجد داشت و هم کلیسا. یک روز این مسیحى پیش مؤذن آمد و بعد از این‏که خیلى به او احترام گذاشت، پول و هدیه هم به او داد و گفت از شما خیلى متشکرم. مؤذن تعجب کرد که او از چه تشکر مى‏کند. مرد مسیحى گفت تو من را نجات دادى؛ چون دختر من عاشق و علاقه‏مند به اسلام شده بود؛ اما یک روز وقتى صداى اذان تو را شنید، از اسلام زده شد و گفت اسلامِ این مؤذن را نمى‏خواهم!

ما اگر بد اذان بگوییم، عشاق اسلام را از اسلام مى‏رمانیم. ما باید خوب و خوش‏صدا اذان بگوییم. اذان ما همین معارفى است که مى‏گوییم؛ همین صدا و سیماى ماست.

3- صدا و سیما و مدیریت کشور

به نظر من سیاست کلى صدا و سیما باید تقویت مدیریت‏هاى اجرایى کشور باشد. من توصیه نمى‏کنم که صدا و سیما ضعف‏ها و نارسایى‏ها و کمبودها و خداى نکرده خیانتها را پوشیده بدارد؛ نه، ضعف‏ها را هم بگوید؛ دردهایى که جلوى چشم مردم است، عیبى ندارد صدا و سیما به آنها بپردازد؛ منتها طرح این دردها و ضعف‏ها و نارسایى‏ها باید به‏گونه‏یى باشد که اولاً مردم را مأیوس نکند، ثانیاً مدیریت را تضعیف نکند.

توفیقات دولت را بگویید. نشان دادن توفیقات و پیشرفتهاى کشور حتماً نباید از زبان مسؤولان و دست‏اندکاران باشد. فرضاً رئیس‏جمهور مى‏رود و طرحى را افتتاح مى‏کند. این افتتاح، گنگ است و معلوم نیست چیست. وقتى آسفالت خیابانى خراب مى‏شود و مى‏خواهید آن را در خبر منعکس کنید، مثلاً مى‏روید با تاکسى‏دار مصاحبه مى‏کنید و او مى‏گوید چرخ ماشینم در این چاله افتاد؛ یکى دیگر مى‏گوید زمستان در این‏جا آب جمع شده بود و ترشح کرد به لباس مردم. خلاصه با ده نفر مصاحبه مى‏کنید تا مشخص شود این چاله چقدر چیز بدى است. پس در مورد پیشرفتها و توفیقات هم همین میکروفون را بگیرید جلوى کسانى که از این پیشرفتها بهره‏مند و برخوردار مى‏شوند. صِرف این‏که مدیر مربوطه بیاید بگوید در راه‏اندازى فلان طرح براى پانصد نفر، هزار نفر یا پنج‏هزار نفر شغل ایجاد شد، کافى نیست؛ باید موضوع را تبیین کرد.

هدف ما باید تقویت مدیریت اجرایى کشور باشد. گفتم و تکرار هم مى‏کنم: ضعف‏ها و نقص‏ها هم باید گفته شود تا مردم تصور نکنند این‏جا بوقى است که بنا دارد فقط از حکومت تعریف کند؛ منتها گفتنِ علاج‏جویانه و دلسوزانه، نه ستیزه‏جویانه. طرح غلط مشکلات، مضر است. طرح سؤالهایى که پاسخ ندارد، مضر است. البته گاهى شگردهاى قشنگى زده مى‏شود. همین چند روز قبل دیدم که پس از جلسه‏ى رؤساى سه قوه، راجع به مفاسد اقتصادى با آنها مصاحبه کردند. کار قشنگِ جالبِ تمیزِ همه‏جانبه و هوشمندانه و زِبل‏وارى از آب درآورده بودند؛ خوب بود و اتفاقاً تأثیر هم کرد. آدم از این‏طور کارها لذت مى‏برد. خیلى خوب، الان دارند همان کار شماها را دنبال مى‏کنند؛ اینها هم به نحوى منعکس شود. البته شما مى‏توانید با همین نحوه‏ى طرح، به شکل هوشمندانه مدیران را هم هدایت کنید. مدیران گاهى نقص کار خودشان را نمى‏دانند. طرح نواقص کار از زبان منصفانه و بیطرفانه‏ى شما مى‏تواند به آنها کمک کند.

4- صدا و سیما و علم‏

اشاره کردم که علم مقوله‏ى بسیار مهمى است. امروز انسان وقتى به راه‏هاى مختلف براى پیشرفت کشور نگاه مى‏کند، مى‏بیند همه منتهى مى‏شود به علم. لعنت خدا بر کسانى‏که در طول ده‏ها سال کشور را از پیشرفت علمى باز داشتند. وقتى پیشرفت علمى وجود داشته باشد، پیشرفت فناورى را هم با خودش مى‏آورد، و پیشرفت فناورى هم کشور را رونق مى‏دهد و در جامعه نشاط به‏وجود مى‏آورد. اگر علم نباشد، هیچ‏چیز نیست؛ و اگر فناورى هم باشد، فناورىِ عاریه‏یى و دروغى و وام‏گرفته‏ى از دیگران است؛ مثل صنعت‏هاى مونتاژى که وجود دارد. علم را باید رویانید. به‏نظر من رسانه مى‏تواند در نهضت تولید علم و فکر و نظریه و اندیشه در زمینه‏هاى مختلف - چه در زمینه‏ى فنى و چه در زمینه‏ى انسانى و غیره - نقش ایفا کند. شما مى‏توانید خط تولید علم و فکر و نظریه را برنامه‏ریزى‏شده دنبال کنید؛ به بحثهاى منطقى و مفید دامن بزنید؛ کرسى‏هاى نوآورى را تلویزیونى کنید و چهره‏هاى علمىِ نوآورِ خوب را مطرح نمایید.

خدا رحمت کند آقاى احمد بیرشک را - نمى‏دانم شماها با ایشان آشنا بودید یا نه - پیرمرد جالبى بود. ما پیرىِ ایشان را دیدیم و درک کردیم؛ اگرچه از نوجوانى با اسم و کتابهاى ایشان در مدرسه آشنا بودیم. پیرمرد در نود و چند سالگى، پُر تحرک و پُرتلاش بود. من از او خیلى خوشم مى‏آمد. ایشان با من هم ملاقات کرده بود. از جمله چیزهایى که من از این پیرمرد دیدم و خیلى لذت بردم، این بود که چند سال قبل تلویزیون به مناسبتى با او مصاحبه کرد و گزارشگر به او گفت توصیه‏یى به جوانها بکنید. این پیرمرد مثل یک جوان، جوانها را توصیه کرد به درس خواندن و علم آموختن. من خیلى خوشحال شدم. گفتم از طرف من به‏خاطر همین دو کلمه توصیه، از آقاى احمد بیرشک تشکر کنید. ببینید یک پیرمردِ معتقد به علم و پیشرفت علمى و تحرک جوانها، یک جمله حرفش مى‏تواند یک عالم تأثیر بگذارد. به‏نظر من شما در مقوله‏ى علم، مطلقاً بى‏طرف نیستید؛ جزو مسؤولیتهاى مهم شماست که باید مسأله‏ى علم را دنبال کنید.

5- صدا و سیما و سرگرمى و تفریح‏

یکى از مقوله‏هاى بسیار مهم و یقیناً یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگىِ بى‏شادى و بى‏لبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى با لبخند است. حضرت على فرمود: «المؤمن بشره ف�

www.antidevil.net

چهارشنبه 17/1/1390 - 11:26

مفهوم و کیفیت صلوات

 

در آیه 56 سوره احزاب آمده است که «خدا و فرشتگان بر پیامبرش درود و صلوات می فرستند.» اکنون این پرسش مطرح می شود که مفهوم صلوات خدا و فرشتگان چیست و کیفیت صلوات بر پیامبر(صلوات الله  علیه) چگونه است.
براساس روایاتی که شیعه و سنی به طور گسترده، به نقل آن پرداخته اند، کیفیت صلوات بر آن حضرت به دست می آید.
ابوحمزه ثمالی از کعب بن عجره حدیث می کند، آنگاه که آیه صلوات بر پیامبر نازل شد، گفتیم: یا رسول ا... ما می دانیم که چگونه بر شما سلام دهیم اما کیفیت صلوات بر شما چگونه است. حضرت فرمودند که بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی آل ابراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم انک حمید مجید.»

منبع : تفسیر منهج الصادقین، ج 7، ص 335/ سنن ابن ماجه ج1، ص 293

برجستگی «آل پیامبر» در این حدیث و حضور قطعی ایشان در کنار پیامبر(صلوات الله  علیه) به هنگام درود بر آن حضرت نشان از رفعت مقام آنان و حضور دائمی عترت در کنار سنت پیامبر(صلوات الله  علیه) دارد.
در اهمیت این حضور باید گفت، پیامبر صلواتی را که شامل آل و خاندان آن حضرت نباشد نکوهش کرده و از آن به صلوات «ابتر و ناقص» یاد کرده است. به عنوان مثال، ابن حجر هیثمی که از بزرگان اهل سنت است، روایت کرده که پیغمبر فرمود: «بر من درود ناتمام نفرستید.» گفتند: درود ناتمام چیست؟
فرمود: «اینکه بگویید اللهم صل علی محمد ناقص است پس بگویید اللهم صل علی محمد و آل محمد

منبع : تفسیر، 7 نمونه، ج 17، ص 319

در تفسیر «الدر المنثور، سیوطی هجده حدیث از پیامبر نقل شده که بر اساس آن «آل محمد» را به هنگام صلوات باید ذکر کرد.

منبع : تفسیرالمیزان، ج 16، ص 517

در روایتی دیگر، قبولی نماز مشروط به صلوات بر پیامبر و خاندان او معرفی شده و آمده است: «هر کس نماز بگزارد و در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد، نمازش قبول نیست.

منبع : الصواعق المحرقه، ص 147-146

اهمیت صلوات

صلوات شعار رسمی مسلمانان است که هر صبح و شام بارها در بهترین عبادت خویش (نماز) آن را تکرار می کنند. صلوات پیوسته خداوند و فرشتگان بر پیامبر و امر تأکیدی به مؤمنان بر تداوم صلوات بر ایشان را تسلیم بودن در برابر فرمانهای پیامبر(صلوات الله  علیه) جلوه دیگری از این اهمیت است. «یاایها الذین ءامنوا صلوا علیه و سلموا تسیماً»
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که ابوبصیر سؤال کرد: منظور از صلات بر پیامبر(صلوات الله  علیه) را فهمیده ایم، اما معنی تسلیم بر او چیست؟ امام فرمود: «منظور تسلیم بودن در برابر او در هر کار است.»

منبع:تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج 7، ص 579

 از صلوات، در روایات به عنوان «برترین اعمال» یاد شده، چنانکه خوارزمی در «مناقب» خود از ابوعلقمه نقل کرده که روزی پیغمبر(صلوات الله  علیه) نماز صبح را با ما گزارد و بعد از آن به ما رو کرد و فرمود:
«ای یاران، من دیشب عموی خود حمزة بن عبدالمطلب و برادرم جعفربن ابیطالب را در خواب دیدم. از ایشان پرسیدم: فدایتان شوم، کدام اعمال را برتر یافتید؟ گفتند: بهترین اعمال را در سه چیز یافتیم: صلوات بر شما، آب دادن تشنگان و دوستی علی بن ابیطالب(علیه السلام)

منبع : منهج الصادقین، همان، ص 361

 در روایتی دیگر که اهمیت صلوات را نشان می دهد، از امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر(صلوات الله  علیه) می فرمایند: «هر که نزد او نام من آورده شود و او صلوات بر من نفرستد، حق تعالی او را از بهشت دور گرداند.»

منبع : اصول کافی، کلینی، ج 2، ص 395

البته چنین عقوبت سنگینی از آن کسی است که عمداً و از روی دشمنی با آن بزرگواران از ذکر صلوات روی برتابد. وجوب صلوات در نماز و مشروط بودن قبولی آن بر درود بر پیامبر(صلوات الله  علیه) و خاندان پاک وی، جلوه دیگری از اهمیت صلوات را بیانگر است.
اجماع علمای شیعه به وجوب صلوات در تشهد اول و دوم نماز است. علاوه بر روایاتی که از امامان شیعه در این زمینه آمده است، در کتابهای اهل سنت نیز روایاتی که بر وجوب صلوات دلالت می کند، کم نیست.
در روایتی، قبولی نماز مشروط بر صلوات بر پیامبر(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) یاد شده است: «من صلی صلوة و لم یصل فیها علی و علی اهل بیتی لم تقبل منه»

منبع : بررسی آیات و روایات صلوات، مرتضی محسنی کبیر ص 123

ز این رو، از فقهای اهل سنت «شافعی، آن را در تشهد دوم واجب می داند و از احمدبن حنبل و جمعی دیگر از فقها بر وجوب آن عقیده دارند؛ اگر چه «مالک» و «ابوحنیفه» و عده ای نیز آن را مستحب می دانند.

منبع : منهج الصادقین، همان، ص 357

عده ای از مفسران بر اساس برخی روایات معنا و حقیقت صلوات را با پیمان روز الست (الست بربکم، قالوا بلی...) و عالم ذر مرتبط دانسته و صلوات را تجدید عهد و میثاق با عهد اولیه آدم در آغاز خلقت دانسته اند. از امام موسی بن جعفر(ع) روایت شده که: کسی که صلوات بر پیغمبر اکرم(صلوات الله  علیه) می فرستد، معنایش آن است که وفای به عهد و میثاقی که در عالم ذر پروردگار فرمود «الست بربکم و محمد نبیکم و علی امامکم» بر زبان آورده و قبولی آن را اعلام می کند و تجدید عمل و میثاق به عمل می آورد.

منبع:تفسیر جامع، ج 5، ص 37

آثار و فضایل صلوات

صلوات از سوی گوینده آن شعاری ظاهری و بدون پشتوانه نیست تا از فضایل بی شمار آن در روایات تعجب کنیم و انگشت حیرت بر دهان افکنیم و ذکری چنین کوتاه چگونه فضایلی چنین متبرک دارد: بر اهل ذکر و ایمان پوشیده نیست که تمامی اذکار از جمله صلوات بر پیامبر(صلوات الله  علیه) و خاندان پاکش یک لفظ و یک معنا دارد.
تکرار لفظ بدون توجه به معنا سود چندانی ندارد و عمده فضایل در حقیقت ذکر و عبادت نهفته است. چنانکه خداوند می فرماید: «ای مردمان شما همگی فقیر درگاه الهی هستید.»(سوره مبارکه فاطر/آیه 15)
صلوات گوینده حقیقتی با واسطه قرار دادن پیامبر و خاندانش و با درود فرستادن بر آنان طلب رحمت و آمرزش می نماید تا با دعایی این چنین از ذات غنی بی نیازی طلب نماید. چنانکه گفتیم، صلوات از جانب غیر خدا طلب رحمت است.
در آیه صلوات نیز خداوند بلافاصله بعد از امر به صلوات بر پیامبر دستور اکید به تسلیم شدن در برابر فرمان ایشان که فرمان او فرمان خداست، می دهد. به نظر می رسد چنین دستوری بعد از امر به صلوات برای آن است که بفهماند حقیقت درود بر ایشان، تسلیم بودن در برابر امری نبوی است و چنین تسلیمی حیات جاودانه و حقیقی به آدمی می بخشد و او را رستگار می کند و ای اهل ایمان، آنگاه که خدا و رسول به آنچه شما را حیات می بخشد فرا می خوانند، اجابت کنید.»سوره مبارکه انفال/ آیه 24

 با بررسی روایات فضاییل صلوات، چنین به دست می آید که بخشی از این آثار مربوط به زندگی دنیوی و بخشی به زندگانی اخروی مربوط است که به برخی از آنها اشاره می کنیم، اگر چه ممکن است برخی از این آثار مشترک بین دنیا و آخرت باشد.

الف)بعضی از  آثار دنیوی

نقش صلوات در استجابت دعا

در ادعیه و روایات معصومین(علیهم السلام) میان صلوات و مستجاب شدن دعا ارتباط عمیقی دیده می شود.
در دعاهای صحیفه سجادیه، مناجات شعبانیه، مکارم الاخلاق و... صلوات به گونه ای در ابتدا یا آخر دعا آمده است، زیرا صلوات دعای مقبوله است.

 منبع : بررسی آیات و روایات صلوات، ص 9

 و روایت دیگری نقل شده که: «هر کسی حاجتی از خداوند دارد، ابتدا صلوات بر پیامبر و آل او گوید سپس حاجت بخواهد و سپس صلوات گوید، زیرا خداوند کریم تر از آن است که دو طرف دعا را مستجاب کند و وسط آن را مستجاب نشده رها نماید، زیرا صلوات بر پیامبر و آل او محجوب و در پرده باقی نمی ماند و حتماً مستجاب می شود.»

منبع : اصول کافی، همان، ص 252

از آن جا که خداوند از مؤمنان خواسته است که به سوی او با وسیله و واسطه ای تقرب جویند (یا ایها الذین امنوا اتقواا... و ابتغوا الیه الوسیله ...سوره مبارکه مائده/ آیه 35) صلوات به معنای واسطه قرا دادن واسطه های فیض الهی برای تقرب به خدا و درک رحمت الهی است چنانکه در تفسیر این آیه به روایاتی برمی خوریم که معصوم(علیهم السلام) می فرماید: «منظور از وسیله در این آیه، ما اهل بیت هستیم.»

منبع : تفسیرالمیزان، ج 5، ص 517

از رسول خدا نیز روایت شده که: «صلوات شما بر من باعث روا شدن حاجات شما می شود و خداوند را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاکیزه می کند.»

منبع : تفسیرالمیزان، ج 5، ص 326

همراهی با ملائکه و برخورداری از استغفار آنان:

 از آنجا که ملائکه پیوسته بر پیامبر(صلوات الله  علیه) صلوات می گویند، صلوات مؤمنان به معنای همراهی با فرشتگان نیز هست ملائکه نیز برای کسی که صلوات می فرستد استغفار می کند و برای او صلوات می فرستند.
از رسول خدا(صلوات الله  علیه) روایت شده که حق تعالی می فرماید: «هر بنده ای که برای تو صلوات فرستد، هفتاد هزار فرشته بر او صلوات می فرستند و هر که هفتاد هزار فرشته بر او صلوات فرستد، اهل بهشت خواهد بود.»

منبع : جامع الاخبار، فصل 28، ص 68

صلوات، از بین برنده «نفاق» و «غم» و «بخل»

ز پیامبر(صلوات الله  علیه) نقل شده: «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد.»

منبع : محجة البیضاء، ج 2، ص 313

و در روایتی دیگر به امام علی(علیه السلام) توصیه می کند که هرگاه امری تو را اندوهگین ساخت، بر پیامبر و آل او صلوات فرست...»

منبع: کنز العمال، ج 1، ص 181

 و بر اساس روایتی دیگر از امام حسن مجتبی(علیه السلام) از پیامبر(صلوات الله  علیه): «بخیل کسی است که چون نام من در نزد او برده شود، بر من صلوات نفرستد.»

منبع: کنز العمال، ج 1، ص 289

حصول عافیت، توانگری و غنا، به یاد آمدن فراموش شدها به وسیله صلوات و پاکیزه و طیب شدن مجالس با ذکر صلوات، از جمله آثار دیگر صلوات است که در روایات به آنها اشاره شده است.

ب)بعضی از آثار اخروی صلوات

اگر چه برخی از آثار یاد شده در آخرت نیز محقق است، اما بخشی از آثار مختص زندگی اخروی است که به آنها اشاره می کنیم:
1) قرب به رسول ا... (صلوات الله  علیه) و بهره گیری از شفاعت آن حضرت:

پیامبر(صلوات الله  علیه) می فرماید: «هرکس بر من صلوات بفرستد، شفاعت من به او می رسد.»

منبع: شرح و فضایل صلوات، ص 86

 «نزدیکترین مردم در روز قیامت بر من در هر جا که باشد کسی است که بر من بیشتر در دنیا صلوات بفرستد.»

منبع: شرح و فضایل صلوات، ص 85

2) کفاره گناهان، خلاصی از آتش و رفع عذاب قبر

امام رضا(علیه السلام) می فرماید: «کسی که نتواند با کارهای نیک گناهانش را بپوشاند، باید فراوان بر محمد و آل محمد درود فرستد که صلوات گناهان را نابود می کند.»

منبع : آثار الصادقین ج 11،ص 214

و نیز حضرت رسول فرمودند: «صلوات بر من نور است بر صراط و هر کس بر صراط نور باشد، از اهل نار نخواهد بود.

 همچنین فرمودند: «بسیار بر من صلوات فرستید که صلوات بر من نور است در قبر و نور است در بهشت.»

3) بهره مندی از حسنات مضاعف و سنگینی بر ترازوی اعمال نیک

از انس بن مالک روایت شده که گفت: بر پیامبر خدا(صلوات الله  علیه) داخل شدم و ندیدم هیچ روزی که مسرورتر و شاداب تر از آن روز باشد،
از دلیل آن پرسیدم فرمود: «چرا شاداب نباشم، حال آن که جبرئیل هم اکنون بیرون رفت از نزد من و گفت که خداوند فرمود: هر کسی یک بار بر تو صلوات فرستد، ده صلوات بر او می فرستم، ده سیئه را از او محو می کنم و ده حسنه برای او می نویسم.»
همچنین از امام صادق(علیه السلام) روایت شده «سنگین ترین چیزی که در روز قیامت در ترازوی اعمال می گذارند، صلوات بر حضرت رسول و اهل بیت ایشان است.»


 با این حال، آنچه ذکر آن رفت تنها بخشی از آثار و فضایل درود بر پیامبر و خاندان پاک ایشان است که صد البته روایات بیش از آن است که این نوشتار گنجایش ذکر آن را داشته باشد.

امید آن که ذکر این فضایل مقدمه عمل به آن و بهره مندی از آثار گسترده آن باشد

 

چهارشنبه 17/1/1390 - 11:15

مفضل بن عمر می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: بعد از آن که با اذن خداوند، امام زمان (عج) ظهور فرمود به منبر می‌رود و مردم را به سوی خود دعوت می‌کند، با این پیمان که در میان مردم به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آْله رفتار کند و روش آن بزرگوار را پی گیرد. خداوند جبرئیل را به نزد حضرت می‌فرستد، جبرئیل در حطیم (که موضعی است در مسجدالحرام) به خدمت حضرت می‌رسد و می‌پرسد: به چه چیز دعوت می‌کنی؟ حضرت قائم پاسخ می‌دهند ( به همان سیره پیامبر صلی الله علیه و آله).
جبرئیل دست حضرت را می‌گیرد و با وی بیعت می‌کند؛ به دنبال آن سیصد و چند مرد با حضرت بیعت خواهند کرد. بعد از این بیعت‌ها حضرت همچنان در مکه می‌ماند تا تعداد یارانش به ده هزار نفر برسد و آنگاه به سوی مدینه حرکت می‌کند.

امام مهدی (عج) : امر فرج موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس برای ظهور ما وقت تعیین کند ، دروغگوست .

امام صادق علیه‏السلام : نوروز ، روزى است كه قائم ما اهل بیت در آن ظهور می كند .

امام كاظم علیه‏السلام : اگر به تعداد اهل بدر [مؤمن كامل] در میان شما بود ، قائم ما قیام می كرد .

 

چهارشنبه 17/1/1390 - 11:7


    عربستان در امور مصر دخالت نکند

فرقه عزمیه، یکی از بزرگ‌ترین فرقه‏های صوفی در مصر به همراه دانشگاه الازهر، جمعیت سادات و برخی دیگر از فرقه‏ها از عربستان سعودی خواستند حمایت مالی از سلفی‏های مصر را متوقف کند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ قرار است این گروه‌ها روز شنبه آینده ـ بیستم فروردین ماه ـ با تجمع در برابر سفارت عربستان در قاهره بر این خواست خود تأکید کنند.

به گزارش روزنامه "الشروق" چاپ مصر، "شیخ علاء أبو العزایم"، شیخ فرقه عزمیه تآکید کرد: در گذشته بسیار زیاد از سلفی‌ها حمایت شده است.

وی گفت: سلفی‏ها متوجه خطری که در نتیجه دخالت آنها در امور داخلی مصر روی می‏دهد، نیستند و اگر به دنبال منافع مصر باشند تلاش نمی‌کنند به مسائل تحریک‌آمیز بین مسلمانان و اقباط مصر دامن بزنند.

وی گفت: متأسفانه از دهه هفتاد قرن گذشته برخی قدرت‌های غربی از اقباط و دولت‌های حوزه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی از سلفی‌ها حمایت مالی می‏کنند، از این رو لازم است این کمک‏های دخالت آمیز متوقف شود.

گفتنی است حمایت آل‌سعود از سلفی‌های مصر باعث شده تا در این کشور اختلافات جدی در حوزه امنیتی مطرح شود و گروه‌های سلفی وهابی اختلافات دینی و مذهبی را در این کشور تشدید کنند. حمله سلفی‌ها به قبطی‌ها که باعث دردسر در این کشور شده با حمایت خاندان آل‌سعود صورت می‌گیرد.

تاریخ انتشار خبر:90.01.16

www.antidevil.net

سه شنبه 16/1/1390 - 14:52



    آمریكا به كمك عربستان مانع از گرایش انقلابیون یمن به ایران شود

اعضای طایفه حوثی، شیعه زیدی هستند كه با شیعیان ایران تفاوت دارند اما گرایش به ایران دارند، آمریكا باید با كمك عربستان و دولت یمن مانع گرایش انقلابیون یمن به ایران شوند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ اندیشكده آمریكایی "هریتیج " در گزارشی در خصوص سیاست‏هایی كه آمریكا باید در قبال انقلاب مردم یمن باید اتخاذ كند نوشت: در شرایطی كه آشفتگی و دگرگونی، سرتاسر خاورمیانه و آفریقای شمالی را فراگرفته است، اوباما نباید وقت خود را تنها صرف رسیدگی به یك بحران كند و بحران كنونی یمن، كه سال‏ها بهعنوان پایگاه عملیاتی حملات تروریستی علیه آمریكا و هم‏پیمانانش بوده است، را نادیده بگیرد. در حال حاضر دیپلماسی و اقدامات اساسی مضاعفی باید صورت بگیرد تا به آمریكا اطمینان دهد كه می‌تواند به انجام عملیات مؤثر ضدتروریستی در منطقه ادامه دهد.

*حكومت علی عبدالله صالح به سرعت در حال فروپاشی است

با گسترده شدن اعتراضات مردمی یمن و پیوستن رهبران نظامی، سیاسی و طایفه‏ای به مردم، حكومت "علی عبدالله صالح " رئیس جمهور یمن به سرعت در حال فروپاشی است. صالح دو انتخاب ناخوشایند و سخت پیش روی خود دارد؛ اینكه از قدرت كناره‏گیری كند یا همانند "معمر قذافی "، كه بیش از حكومت 32 ساله صالح، قدرت را در اختیار داشته است، وحشیانه به سركوب مردم بپردازد.

*آمریكا باید برای تأمین منافع خود بحران یمن را رهبری كند

آمریكا به‏خاطر تهدیدات تروریستی القاعده كه در بخش‏های طایفه‏ای یمن استقرار یافته، منافع زیادی بدنبال نتایج این بحران سیاسی رو به رشد دارد. واشنگتن باید هدایت اقدامات بین‏المللی برای حمایت از انتقال مسالمت‏آمیز قدرت به دولت جدید و متعهد به مبارزه با تروریسم القاعده را به‏ عهده بگیرد.

*بالاترین فرمانده نظامی یمن خواستار کناره گیری صالح از قدرت شد 

صالح یك بازمانده سیاسی حیله‏گر است كه توانست با بهره‏گیری از رقابت‏های فرقه‏ای و طایفه‏ای و در اوضاع سیاسی پرآشوب یمن، بیش از سه دهه بر فقیرترین كشور عربی حكمرانی كند. اما دیگر این بخت و اقبال، رو به زوال است. درست شش هفته پس از اعتراض‏های مسالمت‏آمیز در "صنعا "، پلیس مخفی دم‏كش صالح، تك‏تیراندازهایی را در پشت بام‏ها مستقر كرد تا به معترضان تیراندازی كنند كه این اقدام منجر به كشته شدن بیش از 50 تن و مجروح شدن صدها نفر دیگر شد. مقامات دولت این كشور از جمله سرلشگر "علی محسن الاحمر "، بالاترین فرمانده نظامی یمن، به نشانه اعتراض از سمت خود استعفا كرد و خواستار كناره‏گیری صالح از قدرت شد.

سرلشگر "محسن "، نیروهای نظامی خود را بسیج كرده و برای نیل به خواسته خود، تانك‏هایی را در پایتخت مستقر كرده است. این در حالیست كه صالح از سوی دیگر تانك‏هایی را پیرامون كاخ ریاست جمهوری خود برای حفاظت از قدرت به‏كار گرفته است.

*هم‏پیمانان صالح به سرعت در حال طرد او هستند

اگر مذاكرات پشت پرده به نتیجه نرسد، هر لحظه احتمال انفجار این بن‏بست سیاسی وجود دارد. در حالیكه صالح پذیرفته است پس از انتخابات جدید مجلس و در پایان سال از قدرت كناره‏گیری كند، اما معترضان بر كناره‏گیری فوری وی اصرار دارند.

هم‏پیمانان پیشین صالح نیز به سرعت در حال ترك وی هستند. طایفه‏های بزرگ یمن و حتی طایفه خود صالح نیز به مخالفت و ضدیت با وی پرداخته‏اند.

*احتمال بروز جنگ داخلی در یمن وجود دارد

مخالفت‏های مردمی یمن، برخاسته از تنفر آنان از فساد، قوم‏پرستی و ناتوانی دولت در اشتغال‏زایی، توسعه اقتصادی، آموزش و پرورش و دیگر خدمات برای مردم است. یكی از نیروهای بانفوذ ائتلاف‏های مخالف، حزب اسلامی اصلاح به رهبری "شیخ زیندانی " است كه به‏دلیل ارتباط نزدیكش با "اسامه بن لادن "، از سوی آمریكا به‏عنوان تروریست معرفی شده است. گروه‏های معترض برای برگزاری تظاهرات روز جمعه در محل كاخ ریاست جمهوری فراخوان داده‏اند كه این امر می‌تواند یمن را به حاشیه جنگ داخلی سوق دهد مگر اینكه قبل از آن به توافقاتی دست یابند.

رژیم صالح همواره نگران تهدیداتی است كه به مدت هفت سال از سوی انقلابیون "حوثی " در شمال این كشور و جنبش‏های جدایی طلب در جنوب یمن صورت می‏گیرد.

*خشونت در یمن القاعده را قدرت‏مندتر می‏كند

دولت آمریكا برای تثبیت اوضاع در یمن و تداوم فشار به القاعده، باید راهكارهای زیر را پیش بگیرد؛

ترغیب به انتقال مسالمت آمیز قدرت كند؛ شهر صنعا هرچه بیشتر صحنه خشونت‏های سیاسی باشد، القاعده قدرتمندتر خواهد شد. آمریكا باید به‏دنبال راهی برای كناره‏گیری صالح با حفظ اعتبارش باشد تا هر چه زودتر به ناآرامی‏ها پایان دهد و زمینه‏ساز شكل‏گیری دولتی جدید شود.

به حفظ ارتباط نزدیك با فرماندهان نظامی یمن بپردازد؛ ستون فقرات دولت جانشین به احتمال زیاد از فرماندهای نظامی تشكیل خواهد شد. هر رژیمی كه روی كار بیاید سرلشگر محسن اهرم‏ قدرت آن خواهد بود و آمریكا باید با احتیاط به وی نزدیك شود تا بتواند تشخیص دهد كه آیا هنوز از افراطیان اسلامی حمایت می‏كند یا خیر. این امكان وجود دارد كه او به نیابت از صالح تصمیم‏گیری می‏كرده است.

*حمایت از هم‏پیمانان بالقوه علیه القاعده

گروه‏های سیاسی معترض را بكار گیرد؛ دیپلمات‏ها و نیروهای اطلاعاتی آمریكایی باید محتاطانه از طریق ائتلاف‏های مخالف با رهبران كلیدی گروه‏های سیاسی و طایفه‏ها ارتباط برقرار كنند تا مشخص شود كدام یك می‏توانند به‏عنوان هم‏پیمانان بالقوه علیه القاعده باشند تا از این طریق آمریكا به آنها كمك كند تا جزء جدایی‏ناپذیر دولت آتی یمن شوند.

*نقش كلیدی عربستان

سیاست‏ها با عربستان سعودی هماهنگ‌سازی شود؛ ریاض در ثبات یمن و مغلوب كردن القاعده سهم استراتژیكی دارد. عربستان سعودی با پرداخت یارانه به رهبران طایفه‏ای و كمك‏های مالی به دولت یمن، قدرت‏مندترین نفوذ و تأثیرگذاری خارجی را در این كشور دارد.

*جلوگیری از نفوذ ایران

این خطر فزاینده وجود دارد كه انقلابیون حوثی به نماینده تام‏الاختیار جنگ بین ایران و عربستان تبدیل شوند. اعضای طایفه حوثی، شیعه زیدی هستند كه با شیعیان ایران تفاوت دارند اما با آغوش باز پذیرای حمایت ایران در نبرد خود با ارتش یمن و عربستان سعودی هستند. آمریكا نیز در همان اثنی باید با دولت یمن و عربستان همكاری كند تا از نفوذ ایران و تجهیز انقلابیون جلوگیری كند.

*واشنگتن باید از انتقال قدرت مسالمت‏آمیز حمایت كند

زمان پادرمیانی فرا رسیده است؛ صالح چندان نگران القاعده نیست و در عوض نگران تهدیدهای جنبش‏های جدایی‏طلب و یا انقلابیون حوثی شمال این كشور است. صالح اگر برای حفظ قدرت مبارزه كند، هرج و مرج سراسر یمن را فرا خواهد گرفت. واشنگتن باید با تبلیغ انتقال مسالمت‏آمیز قدرت سیاسی و تشكیل دولت جدیدی كه متضمن همكاری بلندمدت در عملیات ضدتروریستی و یا حداقل كاهش ضریب نفوذ القاعده در یمن باشد، از وقوع این امر جلوگیری كند.

تاریخ انتشار خبر:90.01.16

www.antidevil.net

سه شنبه 16/1/1390 - 14:50



    نیویورك تایمز: نگاه هالیوود به مسلمانان متعصبانه و غیرواقعی است

خبرگزاری فارس: روزنامه آمریكایی نیویورك تایمز‌ در گزارش اخیر خود درباره تحریف چهره‌ واقعی اسلام و مسلمانان در فیلم‌های هالیوودی اعتراف كرد: نگاه هالیوود به مسلمانان همواره نگاهی متعصبانه و دور از واقعیت بوده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه آمریكایی نیویورك تایمز در گزارشی تحت عنوان «هالیوود بی‌توجه به تعاملات بین شرق و غرب» كه اخیرا منتشر شده است، به این قضیه اشاره كرد كه همواره هالیوود بدون توجه به حقایق، همواره از دیدگاه آمریكایی‌ها به مسائل دنیا می‌نگرد و در این میان همواره به دین اسلام و پیروانش نگاهی متعصبانه و دور از واقعیت داشته است.
در ابتدای این گزارش، به مراسم اسكار ماه گذشته اشاره شده كه در بخش فیلم‌های خارجی زبان، چهار فیلم از پنج فیلم نامزد شده در این بخش، به نوعی به رابطه غرب با دین اسلام پرداخته بودند كه از این میان فیلم دانماركی «در جهانی بهتر» (بهشت) كه مستقیما به چنین موضوعی می‌پردازد برنده جایزه این بخش شد.
«سوزان بایر»، كارگردان و یكی از نویسندگان فیلم «در جهانی بهتر» كه اول آوریل در نیویورك به نمایش درآمد، درباره چنین اتفاقی در این دوره از رقابت‌های اسكار گفت: من كه فكر نمی‌كنم این قضیه اتفاقی باشد و گرایش آكادمی اسكار به این سمت سو ناخودآگاه نبوده است.
شخصیت اصلی فیلم «در جهانی بهتر»، یك پزشك دانماركی است كه به منظور انجام یك ماموریت انسان دوستانه دائما در حال رفت‌ و آمد میان كمپ‌های پناهندگان در كشوری چون سودان و شهری كوچك در دانمارك است. این پزشك در هردو منطقه با یك سوال اساسی و اخلاقی روبرو می‌شود: كه آیا گاهی اوقات استفاده از خشونت لازم و توجیه شدنی است.
در اینجا این سوال مطرح است كه چرا ایالات متحده آمریكا خود را با موضوع بحث‌برانگیز سینمای جهان درگیر نمی‌كند؟ چرا فیلم‌هایی با مضامینی كه دیگر فیلمسازان را نیز برانگیزد نمی‌سازد؟ و چرا زمانی كه درباره اعراب و مسلمانان فیلم‌ می‌سازد آنها را تا به این اندازه بسیار سطحی و در حاشیه به تصویر می‌كشد؟
«متیو برننستین»، مولف كتاب «دیدگاه‌های شرق: شرق گرایی در فیلم» و استاد دپارتمان مطالعات رسانه‌ای و سینمایی در دانشگاه ایموری آتلانتا گفت: این البته بدین معنا نیست كه هالیوود تاكنون فیلمی با موضوع جهان اسلام نساخته است، چون فیلم‌هایی چون «گنجه درد»، برنده جایزه اسكار بهترین فیلم سال گذشته، «سریانا» برنده جایزه اسكار بهترین بازیگر نقش اول مرد (جورج كلونی)، و همچنین «سه پادشاه» از جمله فیلم‌هایی هستند كه موضوع آنها در خاورمیانه معاصر اتفاق می‌افتد ولی نكته مهم این است كه در اكثر این فیلم‌ها شخصیت اصلی آمریكایی‌ها هستند تا اینكه مردم خود خاورمیانه.
وی افزود: من بعید می‌دانم كه هالیوود متوجه پتانسیل زیادی كه در گیشه سینماهای جهان برای ارائه تصویری واقعی و به دور از تعصب از مسلمانان و دین اسلام وجود دارد، نباشد، ولی مسئله این است كه به هرحال ارائه تصویری متعصبانه و غیر واقعی از هركس در حالی كه آن‌كس تهدیدی برای منافع آمریكا محسوب ‌شود، راحت‌تر و به نفع‌تر است.
روزنامه نیویورك تایمز در ادامه می‌نویسد: البته این الگو استثناء‌هایی هم دارد كه از جمله آنها می‌توان به فیلم «آمریكا» (Amreeka) محصول سال 2009 اشاره كرد، این فیلم تصویرگر خانواده‌ای فلسطینی است كه از سواحل غزه به شیكاگو مهاجرت می‌كنند و در آنجا با رفتارهای متعصبانه مردم این ایالت روبرو می‌شود، البته فیلم «بیننده» محصول سال 2009 نیز از این جمله است.
«مك‌كارتی»، كارشناس آمریكایی علاقمند به مسائل خاورمیانه كه اخیرا برای همكاری با چند فیلمساز لبنانی به بیروت سفر كرده است، گفت: مردم لبنان روحیه فوق‌العاده گرم و صمیمی داشتند به طوری‌كه به یاد اقوام ایرلندی خود می‌افتادم، من در آنجا چیزهایی دیدم كه پیش از این در فیلم‌های آمریكایی ندیده بودم.
وی افزود: من هم‌اكنون در حال ساخت فیلمی شخصیت محور با بودجه‌ای اندك هستم كه سعی دارم تا آزادانه فارغ از آنكه نگران تعصب‌ها و گرایش‌های فردی و گروهی و استراتژی‌های بازاریابی حقیقت را به تصویر بكشم، آنچه كه در سیستم استودیویی هالیوود كاملا متفاوت است.

انتشار : 1390/1/16


www.antidevil.net
سه شنبه 16/1/1390 - 14:49
   
 
از فاو و فرات و فکه یادی باید/*
در جبهه ی جنگ نرم جهادی باید/*
در راه گذشتن ز حصار تحریم/*
این بار جهاد اقتصادی باید*

 
بهر پیروزی ایران عدل و دادی می کنم*
از همه فرمایش رهبر اطاعت می کنم*
امر کردی رهبرا بر روی چشمان ترم *
چشم آقا، من جهاد اقتصادی می کنم*

 
بهار آمد گل نرگس نیامد ، *
مرا آن راحت و مونس نیامد/ *
به ما یکسال دیگر هم گذر کرد، *
چرا ماراکس بی کس نیامد*
 
 
 
 
سه شنبه 16/1/1390 - 13:57

دید در معرض تهدید دل ودینش را

 رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را

 رفت وحتی کسی از جبهه نیاورد به شهر

 چفیه و قمقمه و پلاک و پوتینش را

... عیدتون مبارک ایهالسابقون

سه شنبه 16/1/1390 - 13:55
.
در جهان تنها  یك  فضیلت وجود  دارد و آن  آگاهی  است 
و  تنها  یك  گناه و  آن  جهل  است  
  عارف بزرگ -مولانا
 
In the world there is only one virtue and it is knowledge.
And only a sin of ignorance
great Sufi - Rumi
سه شنبه 16/1/1390 - 13:54
منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

 

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را   آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد

 

شاعر:سهراب سپهری

سه شنبه 16/1/1390 - 13:35