• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 897
تعداد نظرات : 355
زمان آخرین مطلب : 3604روز قبل

نمازشب و نوافل

 


 نمازهای مستحبی زیاد است كه آنها را «نافله» گویند و بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله های شبانه بیشتر سفارش شده و آنها در غیر روز جمعه، سی و چهار ركعتند كه هشت ركعت آن نافلة ظهر و هشت ركعت نافلة عصر و چهار ركعت نافلة مغرب و دو ركعت نافلة عشا[1] و یازده ركعت نافلة شب و دو ركعت نافلة صبح می باشد.[2]
تأكید بر نافله ها
در اسلام تأكید فراوانی بر انجام نمازهای مستحبی شده و ثواب های زیادی نیز برای آن منظور گردیده است كه شمارش آنها، از حوصلة درس خارج است. در اینجا تنها به ذكر یك روایت تبرّك می جوییم: رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ فرمود:
«إنّ للقلوب إقبالاً‌ و إدباراً فإذا أقبلت فتنفّلوا و إذا أدبرت فعلیكم بالفریضة»[3]
دلها را آمادگی و بی رغبتی است؛ هرگاه آمادگی داشتند، نافله بخوانید و اگر بی رغبتی نشان دادند برشما باد كه بر نماز واجب بسنده كنید.
فلسفه نوافل
می دانیم كه هر كار مستحبی اعم از نماز و غیر آن، عملی است كه برای استحباب آن از سوی شرع حكمتی وجود دارد و داوطلبانه، به دلخواه شخص انجام می گیرد كه در این صورت پاداش نیكو دارد و اگر هم انجام ندهد، عقاب و عذابی در كارنیست. در اینجا این سؤال پیش می آید كه فلسفه و علت تشریع كارهای مستحب از جمله نمازهای نافله چیست؟ در پاسخ گوییم چنین كاری دو علّت مهم و اساسی داشته است:
الف ـ تأكید بر حفظ نمازهای واجب
نمازهای مستحبی، نمازهای واجب را در برابر گردبادهای اهمال و سهل انگاری محافظت می كنند و قصد وسو سه و دستبرد شیطان به وسیلة آنها شكسته و دفع می گردد.
به عبارت دیگر، نمازهای مستحبی سبب تقویت نمازهای واجب در برابر آسیبها و حوادث احتمالی است.
حمّاد بن عبدالله گوید:
علّت تشریع نمازهای نافله را از امام صادق ـ علیه السلام ـ جویا شدم.
ایشان پاسخ داد:
«علّت چنین كاری تأكید بر نمازهای واجب بوده است؛ زیرا اگر نماز مردم جز همین چهار ركعت نماز ظهر نبود، به آن اهمیت چندانی نمی دادند و احتمال داشت كه توفیق انجام آن را از دست بدهند، ولی وقتی نافله هم به آن اضافه شده، به خاطر زیاد بودنش در انجام آن تعجیل می كنند، همچنین است نماز عصر... .»[4]
نكتة دیگر اینكه وضع نمازهای مستحبی، لطف و عنایتی است از جانب خدا برای بندگان، به این بیان كه بیشتر مردم در بجای آوردن نمازهای واجب، از نظر آداب و شرایط پذیرش و گزاردن نمازی خداپسند، كوتاهی می ورزند، از این رو، خداوند، نمازهای نافله را راه جبران این نقیصه قرار داده است: شخصی به نام «ابوبكر» گوید:
«حضرت امام باقر ـ علیه السلام ـ از من پرسید: آیا می دانی نمازهای مستحب برای چه وضع شده است؟ عرض كردم: فدایت شوم نمی دانم.
فرمود:
«لِأَنَّهُ إِنْ كان فِی الْفَریضَةِ نُقْصانٌ قُضِیَتِ النّافِلَةٌ عَلَی الْفَریضَةِ حَتّی تَتُمَّ»[5]
برا ی اینكه اگر در نماز واجب كمبودی باشد، نافله آن را جبران كند، تا كامل شود.
امام كاظم ـ علیه السلام ـ نیز فرمود:
«إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالی أَتَمَّ صَلاةَ الفَریضَةِ بِالصَّلاةِ النّافِلَةِ وَ أَتَمَّ صِیامَ الْفَریضَةِ بِصِیامِ النّافِلَةِ»[6]
خداوند بزرگ، نماز واجب را با نماز نافله و روزة واجب را با روزة مستحب كامل كرده است.
ب ـ باز بودن مسیر تكامل
تشریع انواع عبادتها در ادیان الهی برای تكامل و تقرّب انسان به خدا صورت گرفته است كه عبادتهای واجب، حدّ ضروری و لازم آن است و هر كس مكلّف است با انجام آن خود را به چنین مرزی برساند.
از طرف دیگر، برای آنكه مؤمن توقّف نكند و راه تقرّب بیشتر به رویش باز باشد، عبادتهای اختیاریِ فراوانی فرا روی او قرار گرفته تا بتواند بدین وسیله سیر تكاملی خویش را ادامه دهد پس هر كه عبادتش بیشتر باشد، تقربش بیشتر است. شاهد این گفتار، سخن امام كاظم ـ علیه السلام ـ دربارة قرآن است:
«... دَرَجاتُ الْجَنَّةِ عَلی قَدْرِ ایاتِ الْقُرْآنِ یُقالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَاُ ثُمَّ یَرْقی...»[7]
درجات بهشت به تعداد آیه های قرآن است. به او (مؤمن) گفته می شود (آیه های قرآن را) بخوان و بالا برو، او هم می خواند و بالا می رود.
حضرت رضا ـ علیه السلام ـ در این راستا فرمود:
«بدانید كه نمازهای نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشریع شده است؛ زیرا برخی از برخی، قوی ترند، نمازهای واجب برای پایین ترین سطح وضع شده، سپس مستحبات در پی آن آمده است تا قوی و ضعیف در حد توانشان عمل نمایند، بنابراین هیچ كس فراتر از توانش مكلّف نشده است... همچنین است روزه و حج و برای هر واجبی، مستحبی بدین معنا وجود دارد.[8]
تجلّی عشق به معبود
پس از آنكه مؤمن طعم شیرین عشق الهی را در نمازهای واجب چشید در پی ارتباط بیشتر با معبود خویش به دامن مستحبات چنگ می زند و برای جلب توجّه معشوق بی همتا، هدیة گرانقدر و زیبایی به نام «نماز مستحبی» را پیش كش می آورد. حضرت رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: «حَسِّنُوا نَوافِلَكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّها هَدِیَّةٌ إِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ»[9] نمازهای نافله را زیبا ادا كنید و آگاه باشید كه آنها هدیه ای به پیشگاه خدای بزرگ است.
نماز شب
در میان نوافل روزانه، ماهانه و سالانه، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است كه قرآن و روایات بر آن تأكید فراوان دارند. قرآن مجید با لحن بسیار شوق آور از شب بیداران زنده دل یاد كرده، می فرماید
«تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[10]
از بستر خواب پهلو تهی كنند، پروردگارشان را با بیم و امید بخوانند و از آنچه روزیشان كرده ایم انفاق كنند.
مرحوم طبرسی از امام باقر و امام صادق ـ علیهما السّلام ـ نقل می كند كه:
«منظور از مؤمنان در این آیه شب زنده دارانی هستند كه برای اقامة نماز شب از بستر گرم خویش بر می خیزند.[11]
آن گاه قرآن مجید از پاداش بزرگ و نفیسی كه خداوند به زاهدان شب عنایت می كند، خبر داده، می فرماید:
«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ»[12]
هیچ كس نمی داند كه در ازای كاری كه انجام داده اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشنی ای برای آنها نهفته شده است.
حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ در تفسیر این آیة شریفه فرمود:
«ما مِنْ حَسَنَةٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَیَّنٌ فِی الْقُرْانِ إِلّا صَلاةُ اللَّیْلِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ یُبَیِّنٌ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ»[13]
هیچ كاری نیكی نیست جز آنكه پاداشش در قرآن بیان شده است مگر نماز شب كه خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نكرده و فرموده است: فَلا تَعلَمُ نَفس».
ممكن است دراینجا این سؤال پیش آید كه چرا پاداش عظیم نماز شب مخفی نگاه داشته شده است؟ این سؤال را به سه شكل می توان پاسخ داد:
1. كارهای ارزشمند و عظیم چنان است كه حقیقت آنها به سادگی قابل درك نیست، درعین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است.
2. قرّة العین و چشم روشنی، آن قدر بزرگ و گسترده است كه دانش انسان از رسیدن به تمام خصوصیات آن ناتوان است.
3. چون «نماز شب» مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام می گیرد، پاداش آن نیز پنهان و دور از چشم مردمان است.[14]
رهبران بزرگوار اسلام نیز با تعبیرهای گوناگونی مردم را به انجام این عمل بزرگ تشویق می كردند كه در اینجا به یك نمونه آن بسنده می كنیم؛ معاذ بن جبل گوید:
«روزی رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ به من فرمود: اگر مایلی راه های خیر را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قیام الرّجل فی جوف اللّیل یبتغی وجه الله»[15]
(یكی از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پی یافتن رضای خداست.
برخی از آثار نماز شب
با اینكه همة پاداش اخروی نماز شب برای ما درك كردنی نیست، ولی معصومین ـ علیهم السلام ـ از برخی آثار دنیوی و اخروی آن ما را مطلع كرده اند كه نوضیح آن در زیر می آید:
رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ فرمود
«إنّ قیام اللّیل قربة إلی الله و تكفیر السّیئات و منهاة عن الاثم و مطردة الدّاء فی الجسد»[16]
همانا نماز شب: 1. نزدیكی به خداست. 2. جبران كردن گناهان است. 3. باز دارنده از گناه است. 4. دفع كنندة درد بدن است. 5. درسخنی دیگر فرمود:
«من صلّی باللّیل حسن وجهه بالنّهار»[17]
هر كس نماز شب بخواند، چهره اش در روز نیكو (نورانی) می شود.
6. رزق روز را تضمین می كند؛ چنانكه شخصی خدمت آن حضرت آمده، بگونه ای عرض نیاز كرد كه گویا به نان شب محتاج است. امام پرسید: آیا نماز شب می خوانی؟ پاسخ داد آری، حضرت رو به یاران خویش كرده فرمود:
«كذب من زعم أنّه صلّی باللّیل و یجوع بالنّهار إنّ الله ضمّن بصلاة اللّیل قوت النّهار»[18]
كسی كه ادعا می كند نماز شب خوانده و در روز گرسنه مانده است، دروغگوست؛ زیرا خداوند به وسیلة نماز شب روزی روز را تضمین كرده است.
7 و 8 و 9ـ چهره را زیبا می سازد غم را می زداید و دیده را جلا می دهد، چنان كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ دربارة این سه اثر فرمود:
«صلاة اللّیل تحسن الوجه و تذهب بالهمّ و تجلوا البصر»[19]
نماز شب چهره را نیكو می كند و غم را می زداید و دیده را جلا می دهد.
10. بهشت، پاداش آن است. رسول اكرم ـ صلی الله علیه و اله ـ هنگام ارتحال به ابوذر فرمود:
«یا أباذرًّ! إحفظ وصیّة نبیّك تنفعك، من ختم له بقیام اللّیل ثمّ مات فله الجنّة»[20]
ای ابوذر سفرش پیامبرت را حفظ كن كه برایت سود آور است: هر كس آخر كارش با نماز شب باشد و بمیرد، بهشت برای اوست.

سه شنبه 20/9/1386 - 8:42

برای ازدواج آسان، به مدینه سفر كنید!

به مناسب اول ذیحجه، سالروز ازدواج امیرمؤمنان (علیه السلام) با حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
شاید حكومت نبوی در مدینه النبی در مقایسه با امپراطوری‌های پادشاهان در ادوار گذشته و نظام‌های مدرن حكومتی امروزی اندازه‌ای بسیار كوچك داشته اما پایه‌های نظری آن‌چنان استوار بنا شد كه دگرگونی‌ها و رنگارنگی زمان‌ها و مردمان، فرسایش و خوردگی در آن ایجاد نمی‌كند.

آسمانی بودن حكومت اسلامی پیامبر خدا به دور از پیرایه‌های بشر ساخته و پندارهای نارسای قومی و قبیله‌ای است. از این رو كهنگی نمی‌پذیرد و پا به پای طراوت فطرت انسانی، تازه می‌ماند.

نمونه‌سازی در اولین دوره حكومت اسلامی با نگاه به ساحت‌های فردی و اجتماعی انجام گرفته و همه رفتارها و هنجارهای پسندیده را فرا می‌گیرد.

یكی از این نمونه‌ها، آئین پیوند زناشویی فرزند رسول خدا ـ بالاترین مقام سیاسی و معنوی جزیرةالعرب ـ است. زاده پیامبر از چنان جایگاهی در جامعه تازه مسلمان عربی آن روز برخوردار است كه می‌تواند با شكوه‌ترین آئین‌نامه را با تشریفات كامل طلبه كند. اما تاریخ این واقعه را به گونه دیگری رقم زده است.

خواستگاری در كمال سادگی، عزت و آزرم، پاسخ مثبت در اوج حیا، وقار و قناعت، خرید وسائل زندگی كه بیشتر آن گلین است با این كه ظروف آهنی، مسی و طلایی در بازار هست، هزینه‌ای پائین كه از فروش زره تأمین شده و مراسم پذیرایی در غایت اخلاص و بی‌ریایی!

این تمام داستان ازدواج پسر عموی پیامبر خدا كه دلاوری نام‌آور است با نوه عمویش كه جایگاهی به مثابه شاهزادگان دارد!

پیوندی مبارك و آسمانی با كمترین رنگ و بوی زمینی. این نمونه یك ازدواج آسان برای پیروان دین اسلام است. مسلمانانی كه به كیش خویش پایبندند اما پیرایه‌های متعصبانه و آرایه‌های جاهلانه آنان را از هرگونه همسانی با جامعه اسلامی مدینه واداشته است.

گزارش ازدواج‌های ما ایرانیان پر است از گزینه‌های خرافی، رسم‌های طاغوتی، تشریفات ریاكارانه و افراطی و چشم و هم‌چشمی‌های خانمان‌برانداز! مهریه، جهیزیه، شیربها، هزینه‌های سرسام‌آور عقد و جشن و عروسی و مراسم بعدی كه با عنوان‌های گوناگون برگزار و تحمیل می‌شود.
این همه نه با فرهنگ اسلامی سازگار است نه با جیب ایرانی. اسلام آئین تن درستی و راحتی جان است نه آزردن خویش و دیگران. پس عادت‌های غلط را چرا تكرار می‌كنیم. نه شادی‌هایمان بر دل می‌نشیند نه غم‌هایمان از دل می‌رود. همه تعارف است و ناهنجاری!

اما گره كلاف سردرگم ازدواج كجاست؟
1 ـ فراگیری عادت‌های ناپسند بین مردم
2 ـ كم‌رنگ شدن نقش حكومت در آسان‌سازی امر ازدواج و فرهنگ‌سازی مناسب
3 ـ سكوت ناخواسته مراكز فرهنگی كشور به ویژه حوزه‌های علمیه به ویژه در بخش الگوسازی
4 ـ تخلف خانواده مسئولان نظام در ساحت زندگی شخصی بدون توجه به نظارت مردم
ناگفته پیداست، معضلی چنین بزرگ و فراگیر، نمی‌تواند یك منشأ داشته باشد چه این كه راه‌حل آن نیز ساده و بسیط نیست.

تشكیل حكومت اسلامی در ایران، اقتضا داشت مسائل فرهنگی چون بپایی نماز، امر به معروف و نهی از منكر، لباس و حجاب و آئین‌های دینی و مذهبی را پررنگ‌تر كند. چرا كه هدایت و نظارت امور فرهنگی و مذهبی امت اسلامی یكی از وظایف بایسته حاكمان بوده و هست اما پاره‌ای از كاستی‌ها در حوزه معرفتی اجرایی، مانع از آن شد كه چنین خواسته‌ای در كوره اجتماع، لعاب خوشرنگی بگیرد.
چهار گزینه‌ای كه گفته آمد، به سه ضلع مثلث دولت، مردم و مراكز فرهنگی، منتهی می‌شود.

الف: ایرانیان
ما چه مردمانی هستیم؟ چرا در كنار اعتقاداتمان فضایی را نیز برای خرافات، تعصب‌ها و عادت‌های ناپسند قرار می‌دهیم در حالی كه از رنج‌ها و آسیب‌های روحی و مادی آن آگاهیم.

ب: فرهنگ‌بانان
مراكز فرهنگی ما  در كدام مقطع زمانی قرار است معضلات فرهنگی جامعه، به ویژه امر مهم ازدواج را كه در تربیت نسل امروز و فردای ایران نقش سرنوشت‌سازی را دارد در دستور كار خود قرار دهند و با استفاده از آموزه‌های دینی به كار اصلی خود یعنی هدایت و نصیحت‌گری پرداخته و الگوهای امروزی زندگی دینی را معرفی كنند؟

ج: دولتمردان
نظام جمهوری اسلامی ایران حكومتی است برخاسته از آرمان‌های اسلامی و توده‌های مسلمان. این نظام بایستی نماد اجتماعی و سامانه حكومتی اسلام باشد و به رعایت تمام شعائر اسلام اهتمام ورزد. در این میان جدا شدن شخصیت حقوقی و حقیقی دولت‌مردان در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، به گونه‌ای ریشه‌ای فرهنگ جامعه را مورد هجوم قرار داده است. دولت مردانی كه زندگی شخصی خود را به گمان خود دور از چشم مردم اداره می‌كنند، خبر از هزاران چشم نظارت‌گر نامحسوس ندارند كه در این سالیان، جزئیات زندگی مسئولان را نقل كرده‌اند تا حجتی برای سایر مردم باشد. آئین ازدواج فرزندان مسئولان چیزی نیست كه از نگاه مردم مخفی مانده باشد. این جاست كه یك دولت‌مرد از ایفای نقش خود در هدایت جامعه باز می‌ماند و دهان باز نكرده شرمسار ریشخند اطرافیان می‌شود.
اكنون راه‌حل را باید در همان مثلث جست.

ساده‌زیستی همه مسئولان و تلاش در راه اعتلای فرهنگ غنی اسلامی و كنار گذاشتن مواردی كه در مسیر خدمتگزاری مردم، اولویتی ندارد و استفاده از رسانه‌ها برای فرهنگ‌سازی ازدواج آسان، نگاه عاقلانه و اندیشمندانه‌تر مردم به رفتارهای فردی و اجتماعی خود و در نظر گرفتن معیارهای حقیقی، حل معضلات فرهنگی با تولید محصولات فرهنگی رسانه‌ای و الگوسازی مثبت، همه راه‌كاری برای برطرف كردن این مشكل است اما بدیهی است كه پیش قدمی مسئولان فرهنگ‌بان، می‌تواند از بغرنجی ازدواج بكاهد.در پایان گزیده‌ای از سخنان رهبری را مرور می‌كنیم. شخصیتی كه گزارش ازدواج آسان دخترش در یاد رسانه‌ها و افكار عمومی ثبت است.«عزیزان من! موانع فرهنگی ازدواج را دست‌ِ كم نگیرید. ازدواج برای جوان‌ها لازم است و جوان‌ها هم آن را می‌خواهند، اما موانعی هم وجود دارد، ولی همه موانع، اقتصادی نیست، موانع اقتصادی بخشی از مشكل است، عمده، موانع فرهنگی است ـ عادت‌ها، تفاخرها، تكاثرها، چشم و هم چشمی‌ها، تجمل طلبی‌ها ـ اینها است كه یك مقدار نمی‌گذارد آن كاری كه باید، انجام بگیرد، باید خود شما و خانواده‌هایتان این گره‌ها را باز كنید. اگر ازدواج‌ها، ساده، بی‌پیرایه و بی‌تشریفات انجام گیرد، فكر می‌كنم خیلی از مشكلات حل خواهد شد. اساسِ ازدواج در اسلام بر سادگی است، در اوایل انقلاب هم همین‌طور بود، منتها متأسفانه این فرهنگ تكاثر و تفاخر و سرمایه‌داری، یك خرده كار را مشكل كرد».

سه شنبه 20/9/1386 - 8:32
 گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است
مانند آسمان بخشنده ومانند زمین افتاده باش ، رمز زندگی همین است
دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند
طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار
سلامتی تاجی است بر سر انسان های سالم که فقط بیماران ان رو میبینند
دوشنبه 19/9/1386 - 15:39

خدا چرا شیطان را آفرید؟

 

بسیارى مى پرسند شیطان كه موجود اغواگرى است اصلاچرا آفریده شد و فلسفه وجود او چیست ؟! در پاسخ مى گوئیم :
اولا: خداوند شیطان را، شیطان نیافرید، به این دلیل كه سالها همنشین فرشتگان و بر فطرت پاك بود، ولى بعد از آزادى خود سوء استفاده كرد و بناى طغیان و سركشى گذارد، پس او در آغاز پاك آفریده شد و انحرافش بر اثر خواست خودش بود.
ثانیا: از نظر سازمان آفرینش وجود شیطان براى افراد با ایمان و آنها كه مى خواهند راه حق را بپویند زیانبخش ‍ نیست ، بلكه وسیله پیشرفت و تكامل آنها است ، چه اینكه پیشرفت و ترقى و تكامل ، همواره در میان تضادها صورت مى گیرد.
به عبارت روشنتر: انسان تا در برابر دشمن نیرومندى قرار نگیرد هرگز نیروها و نبوغ خود را بسیج نمى كند و بكار نمى اندازد، همین وجود دشمن نیرومند سبب تحرك و جنبش هر چه بیشتر انسان و در نتیجه ترقى و تكامل او مى شود.
یكى از فلاسفه بزرگ تاریخ معاصر "تواین بى" مى گوید: "هیچ تمدن درخشانى در جهان پیدا نشد، مگر این كه ، ملتى مورد هجوم یك نیروى خارجى قرار گرفت و بر اثر این تهاجم نبوغ و استعداد خود را بكار انداخت و آنچنان تمدن درخشانى را پى ریزى كرد."

دوشنبه 19/9/1386 - 8:57

گوشه ای از زندگینامه امام محمد باقر(ع)

نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت که: دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنیه امام "ابو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسین (ع) می رسید. پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است . تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدینه اتفاق افتاد.

در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد. دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زین العابدین (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجری یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح است، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند. قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی (ع) متوجه کرده بود و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند. برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند. اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند. بدین جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفر صادق (ع) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایه ریزی نمودند. زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر (ص) و ناموس و قانون عدالت بودند و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار اهتمام می ورزیدند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوین و تدریس کنند. به همین جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود.

دانش امام باقر علیه السلام نیز همانند دیگر امامان از سر چشمه‏ وحى بود، آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند، «جابر بن عبد الله‏» نزد امام باقر (ع) مى‏آمد و از آنحضرت دانش فرا مى‏گرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى‏كرد: اى شكافنده علوم! گواهى مى‏دهم تو در كودكى از دانشى خداداد برخوردارى.

در مکتب تربیتی امام باقر (ع) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد. ابوجعفر امام محمد باقر (ع) متولی صدقات حضرت رسول (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر (ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سیرت و صورتش ستوده بود. پیوسته لباس تمیز می پوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود.

امام پنجم (ع) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود. در ضمن سخنانش می فرمود:

مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - میریزد.

امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی، کمال مواظبت را داشت. میخواست سنتهای جدش رسول الله (ص) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم نماید. در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای  کشت آماده می ساخت. آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود. بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) می رفت، پس از گزاردن فریضه، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند.
مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند. ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بی سابقه آل ابوسفیان، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری، که تنها شایسته امام معصوم است، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری  نمود و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.

امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر (ع) با تشکیل حلقه های درس، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی را برای مردم روشن فرمود. رسول اکرم اسلام (ص) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احادیثی  که از آن حضرت روایت شده، تعیین فرموده است. چنان که در این حدیث آمده است:
در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) گوئیا، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی  ننوشیده بودند و در کنار دریای  بیکران وجود علی (ع) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند. بی جهت نبود که مولای متقیان بارها می فرمود: "سلونی قبل از تفقدونی"؛ پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید و بارها می گفت: من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم. ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند؟ اما به تدریج، به ویژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گوارای دانش امام باقر (ع) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام (ع) شدند و به قول یکی از مورخان:

"مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند". امام باقر (ع) نیز چون زمینه قیام بالسیف (قیام مسلحانه) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود، از این رو، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را، از این طریق مناسب تر می دید، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت. اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت. در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی  شورش (علیه دستگاه) غافل نبود، و از راه دیگری  نیز آن را دامن میزد: و آن راه، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود.

دوشنبه 19/9/1386 - 8:50

امام محمد باقر (ع) می فرمایند :

 

در نماز به خدا توجه داشته باش زیرا در نماز آن مقدار قبول می شود كه با توجه خوانده شود

-----------------------------

هر كس زبانی راستگو و صادق دارد عمل و كردارش پاكیزه خواهد بود

-----------------------------

دانش بیاموزید كه آموختن دانش متضمن پاداش است و دانشجویی نوعی عبادت است

-----------------------------

آدمهای بد زبان و دشنام گو و طعنه زن مبغوض خدا هستند

-----------------------------

از نشانه های فروتنی آن است كه هنگام ملاقات با اشخاص سلام كنی و از جدال بپرهیزی اگر چه حق با تو باشد

-----------------------------

بهتر از آنچه میل دارید مردم درباره شما بگویند درباره مردم بگویید

-----------------------------

خوشرویی سبب جلب محبت دیگران است

-----------------------------

میان هیچ دو چیزی بهتر از علم با حلم پیوند برقرار نیست

-----------------------------

بدترین مصیبت و گرفتاری بی عقلی است

-----------------------------

علم میوه بهشتی است و بهنگام ترس همدم انسان- و در سفر دوست اوست- ودر تنهایی ریفق اوست

-----------------------------

هر كس صدای اذان جماعت را بشنود و بدون هیچ عذری پاسخ ندهد نمارش قبول نیست

-----------------------------

از اعمال نا شایست آنچه زودتر كیفر می یابد ظلم است

-----------------------------

هیچكس از گناهان در امان نمی یابد مگر اینكه زبان خود را مهار كند

-----------------------------

اگر به تو ستم كردند تو ستم مكن

-----------------------------

از تنبلی و بی حوصلگی دوری كن زیرا كه این دو صفت سر آغاز هر بدی است

-----------------------------

حضور در نماز جماعت تا فاصله دو فرسخی بر همگان واجب است

دوشنبه 19/9/1386 - 8:40

به هنگام خشم نه تصميم ، نه تنبيه ، نه تدبير

دوشنبه 28/8/1386 - 7:23
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته