تعداد مطالب : 7199
تعداد نظرات : 845
زمان آخرین مطلب : 2464روز قبل
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و محبت تان را به او نشان دهید.همه ما آدم ها گاهی اشتباه می کنیم، گاهی دل یکدیگر را ناخواسته می شکنیم و این پایان موضوع نیست بلکه باید این اشتباه را جبران کنیم.عذر خواستن یكی از موثر ترین روشهایی است كه می تواند آتش معركه را در خانواده خاموش كند و جو آرامی را دوباره به خانه تان بر گرداند.اما عذر خواهی هم مانند هر کار دیگری ،چم و خم های مخصوص به خود را دارد مانند :1 - انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید چون همیشه حق با شما نیست در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.2 - موقتا به جای خلوتی بروید در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.3 - گذشته را یاد آوری نکنید به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . آتش بیار معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.4 - به همسرتان بگویید که دشمن اش نیستید اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و محبت تان را به او نشان دهید. دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.5 - محیط دور و برتان را منظم و آراسته کنید محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.6 - نترسید ومشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.7 - جمله ای دلپذیر به او بگویید گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.8 - بگویید که دوستش دارید هنگامی که می خواهید به حالت آشتی و صلح برگردید به همسرتان بگویید که دوستش دارید. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.9 - قانون طلایی : ببخشید و فراموش کنید عذر خواهی تنها به این معنا نیست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.
سه شنبه 14/8/1392 - 21:25
بابرای چیزهای خوب زندگی تان شکرگزار باشید. هر روز نقاط مثبت و ویژگی های خوب همسرتان را به خودتان یادآوری کنید و به خاطر بیاورید که اولین بار چه ویژگی همسرتان شما را به او جذب کرد.دوست داشتن و عاشق یکدیگر بودن لزوما موجب سازگاری افراد نمی شود. برای داشتن یک رابطه سالم و رضایت بخش، گفت وگو لازم است. زوج ها نباید نسبت به این مساله بی اهمیت باشند؛ چرا که با حرف زدن بسیاری از مشکلات و سوءتفاهم ها برطرف می شود. داشتن یک رابطه شاد و خوب کار سختی نیست. کلید موفقیت در روابط زناشویی بیان عواطف و احساسات واقعی و شفاف خود و بر زبان آوردن آنهاست. البته پیش از بیان احساسات باید خودمان از وجود آنها آگاه باشیم تا بتوانیم درباره آنها فکر کنیم. بیشتر زوج ها فکر می کنند که همیشه با هم در تماسند؛ اما واقعا چقدر زمان صرف عمیق تر کردن درکتان از طرف مقابل می کنید؟ داشتن مهارتهای ارتباطی قوی یکی از عوامل موثر در کنار هم ماندن زوج هاست.ارزش آرامش بسیار بیشتر از آن است که مردم فکرش را می کنند و متاسفانه در بیشتر زندگی ها آرامش وجود ندارد. آشفتگی و هرج و مرج درست در نقطه مقابل آرامش است. کسانی که وارد زندگی مشترک شده اند، بهتر می توانند این موضوع را درک کنند. رسیدن به آرامش و احساس خوشبختی چیزی است که در تمام ازدواجها در اولویت قرار دارد و اگر از اهمیت آن کاسته شود، پس از مدتی زن و شوهر احساس ناامیدی خواهند کرد. مسلما در روابط زناشویی مهمترین مساله رابطه زن و شوهر با یکدیگر است. اهمیت دادن به حساسیت ها و نیازهای همسرتان و تلاش برای خوشحال کردن او، به استحکام و ثبات روابط شما کمک می کند.برای رضایت مندی بیشتر در زندگی مشترک بهتر است نکات زیر را بخوانید:1 - هرگز از چیزهایی که ندارید، بیش از حد شکایت نکنیدمردم دو دسته اند :• دسته اول همیشه شکایت می کنند (حتی از چیزهای نسبتا خوبی که دارند)• دسته دوم کسانی هستند که از کوچک ترین و جزئی ترین چیزها نیز استفاده می کنند تا خوشحال تر و خوشبخت تر باشند.شما باید سعی کنید جزء دسته دوم باشید. مسلما کسی که نگرش اش به زندگی اینگونه باشد، می تواند همیشه همسرش را شیفته خود نگاه دارد.2 - به او بگویید که او بهترین زن یا مرد در تمام دنیاستهمسر شما ممکن است خیلی ثروتمند، تحصیلکرده و موفق نباشد، اما یک ویژگی مهم دارد و آن اینکه توانسته شما را مشتاق خودش کند. او تمام تلاشش را می کند که در هر حالتی شما را حمایت نماید. اگر همسرتان با شکست و عدم موفقیت در کاری روبه رو شد و دچار ناراحتی و افسردگی گردید، به او بگویید که شما بیش از آنچه توقعش را داشته اید، دریافت کرده اید و برای تمام تلاش هایش ارزش قائلید. این کار باعث خوشحالی او خواهد شد.3 - تعریف کردن از همسر خود را فراموش نکنیدگاهی اوقات همسرتان آنچنان درگیر زندگی می شود که از ظاهر خود غافل شده و کمتر از قبل به آراستگی خود اهمیت می دهد؛ زیرا با تمام مسوولیت هایی که بر عهده دارد، فرصت پرداختن به ظاهر خود را نمی یابد. اگر در چنین مواقعی از ظاهر او ایراد نگیرید و در عوض از او بیشتر از قبل تعریف کنید و به او بفهمانید که با گذشت زمان و بالا رفتن سن و سال زیباتر و جذابتر شده است، باعث خوشحالی بسیار زیاد او خواهید شد و این خوشحالی به شما نیز سرایت خواهد کرد.4 - به او اجازه دهید تا لذت بیشتری از زندگی ببردهمه ما انسان ها نیاز داریم که روابط دوستانه مان را با دوستان قدیمی خود حفظ کنیم. اگر همسرتان اوقاتی را با دوستانش سپری کرد، به او سخت نگیرید. هر کسی نیاز دارد ساعاتی را فقط به خودش بپردازد. اگر تمام ذهن و انرژی خود را صرف مشغله های زندگی کنیم، لذتی از زندگی نخواهیم برد. داشتن کمی تنوع و تفریح به ما انرژی بیشتری برای انجام مسوولیت و مقابله با مشکلات می دهد.5 - هرگز از گفتن دوستت دارم به همسرتان خسته نشویدهمسر شما بیشتر اوقاتش را صرف مهیا کردن امکانات لازم برای آسایش خانواده اش می کند. و در مقابل انتظار عشق و محبت از جانب شما دارد. هرگز از گفتن دوستت دارم به او غافل نشوید و او را از شنیدن این جمله بسیار ساده محروم نکنید.6 - به خودتان توجه کنیدمراقبت از جسم و سلامتی خود، مراقبت از پوست و مو و زیبایی تان را فراموش نکنید. با این کار علاقه او کمرنگ نخواهد شد؛ برعکس توجهش به شما بیشتر شده و اینکار او را خوشحال تر و راضی تر می کند.7 - بردبار و صبور باشیدوقتی به تنهایی حرکت می کنید، هر کجا بخواهید قدم می گذارید؛ ولی هنگامی که با کس دیگری هستید، قدم های شما باید با او هماهنگ باشد. در طول مسیر، تجربه کسب خواهید کرد و می آموزید که چگونه با یکدیگر حرکت کنید. ازدواج یعنی ایجاد هماهنگی جسمی و روحی بین زن و شوهر. برای موفق شدن و رسیدن به این هماهنگی باید صبور و بردبار باشید. برای حل و فصل بسیاری از مسائل و مشکلات نیاز به زمان است.8 - به تفاوت های یکدیگر احترام بگذاریدتفاوت های افراد باعث جذب آنان به یکدیگر می شود. با افزایش درک و آگاهی می توان به تفاوت ها احترام گذاشت. وقتی که زوج ها تفاوت های یکدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یکدیگر نداشته باشند، شباهتها و همانندیهای بسیاری را نیز در یکدیگر پیدا می کنند. گرچه هر کدام از ما منحصر به فرد هستیم، ولی در بیشتر جنبه ها به هم شباهت داریم. شریک زندگی شما ترکیبی از تفاوت ها و تشابهات مکمل است. زن و شوهرهایی که واقعا به هم عشق می ورزند، مفهوم این ترکیب را بسیار خوب می دانند. بسیاری از زن و شوهرها دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفا برای ایجاد یک رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تاثیر خود را خواهد گذاشت.9 - از وابستگی به همسر خود و کنترل او بپرهیزیدگاهی ما خود را بیش از حد گرفتار و یا نگران مشکل دیگران می کنیم و در مورد آنها دچار وسواس می شویم. درگیر شدن بیش از حد با مسائل دیگران می تواند ما و اطرافیانمان را آشفته کند. اگر تمام نیروی خود را صرف مردم و حل مشکلات آنها کنید، برای حل مشکلات خود وقتی نخواهید داشت. اما وابستگی انواع مختلفی دارد. وابستگی شما به همسرتان باعث می شود تا بخواهید زندگی را تحت تسلط خود درآورید. و به این ترتیب زندگی را از روال طبیعی خارج می کنید. وقتی می خواهید بر همسرتان مسلط شوید، در واقع خود را تحت سلطه او در می آورید و با این کار افکار و احساسات و آزادی عمل خود را فدای رفتارتان می کنید و اراده تان را هم از دست می دهید. به این ترتیب خودتان بیشتر تحت تسلط در می آیید. هر چه بیشتر همسرتان را کنترل کنید، او بیشتر اصرار می کند کاری را که دوست دارد انجام دهد. طبیعی است که او در برابر تلاش های شما برای تغییر و تحت کنترل در آوردن ایستادگی کند. مشکل افراد وابسته این است که خود را دست کم می گیرند و به خود توجهی ندارند. آنها نسبت به خود احساس خوبی نداشته و خود را دوست ندارند؛ به همین علت به خود فرصت نمی دهند که به خود و اهداف شان برسند، زیرا فکر می کنند استحقاق آنها را ندارند.10 - از مقایسه کردن یکدیگر بپرهیزیدمطلقا همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید. اگر در صدد بهبود اوضاع خود هستید، همسرتان را تشویق کنید و به او دلگرمی بدهید. انتقاد، دشمن صمیمیت است. به جای مقایسه کردن و انتقاد از او، از هر کار کوچکش تشکر و قدردانی کنید تا او نیز به شما عشق بورزد. توانایی های همسر خود را تایید کنید و به او بگویید که شایسته ترین همسر دنیاست.11 - مثبت باشید تا رابطه تان انرژی بیشتری بگیردبرای چیزهای خوب زندگی تان شکرگزار باشید. هر روز نقاط مثبت و ویژگی های خوب همسرتان را به خودتان یادآوری کنید و به خاطر بیاورید که اولین بار چه ویژگی همسرتان شما را به او جذب کرد. به ویژگی های مثبت خود نیز فکر کرده و سعی کنید آنها را تقویت کنید. اگر واقعا درصدد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان هستید، بهترین کار شناسایی عوامل مخرب در زندگی است. گاهی اوقات این عوامل آنقدر دور از ذهن نیستند، ولی کمتر به آنها توجه می شود. عدم گفتگو در اثر کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به هم، از عوامل مخرب زندگی است. گاهی اوقات گفت وگو صورت می گیرد، ولی هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند.12 - برنامه نداشتن برای آیندهوقتی که خانواده ای تشکیل می شود، به آن معنا نیست که زندگی بدون در نظر گرفتن آینده فقط سپری شود. زن و شوهر باید به اتفاق آینده را بسازند و در مورد آن و برنامه هایی که برای آینده در نظر دارند، با هم حرف بزنند. بی برنامه بودن و عدم آینده نگری باعث می شود که بعد از گذشت مدتی شور و شوق زندگی از بین برود.13 - شک و بدگمانی های افراطیاز سین جیم کردن و حساسیت نشان دادن در مورد همسرتان بپرهیزید. زندگی مشترک بر پایه اعتماد بنا شده است. شک و بدگمانی های بیش از اندازه، همسرتان را به ستوه می آورد و ممکن است او را به همان سمتی که می ترسید سوق دهد.14 - بی توجهی به ظاهربعد از ازدواج هیچ گاه از ظاهر خود غافل نشوید. از ژولیدگی و نامرتب بودن و گاه عدم رعایت مسائل بهداشتی پرهیز کنید. با رسیدگی به ظاهر خود به همسرتان نشان دهید که او چقدر برای تان مهم است و همیشه می خواهید در کنارش خوب و زیبا باشید.15 - خود را غرق کار نکنیدهیچ گاه خود را آنقدر غرق کار و وقت گذراندن با دوستان و اطرافیان تان نکنید که از خانواده خود غافل شوید. کار کردن زیاد و دیرتر به خانه برگشتن باعث ایجاد سردی در روابط زناشویی می شود.16 - عدم مشورت با افراد کاردان و متخصصاگر قادر به حل مساله و مشکلی در زندگی مشترک خود نیستید، بهتر است با افراد متخصص در این زمینه مشورت کنید و از آنها راهنمایی بخواهید؛ به این ترتیب شانس موفقیت شما بیشتر خواهد شد.
سه شنبه 14/8/1392 - 21:25
1. همسرتان را عزیز کنید، به شوهرتان احترام بگذارید.هسته اصلی نیاز احساسی خانم‌ها عزیز شدن است. این مسئولیت شماره یک همه شوهرهاست. معنی آن این است که باید کاری کنید که همسرتان احساس کند دوستش دارید و قدرش را می‌دانید، اینکه او اولین اولویت زندگی شماست.هسته اصلی نیاز احساسی مردها هم این است که مورد احترام همسرشان باشند. وقتی به خانه می‌آید دوست دارد احساس کند که حداقل یک نفر در دنیا هست که فکر کند او فردی باکفایت و لیاقت است. منظورمان این است که وقتی شوهرتان به خانه می‌آید، تلفن را قطع کنید و به استقبال او بروید.۲. با همدیگر مثل دوست‌هایی خوب رفتار کنید.یکی از هفت نعمتی که به زن و شوهر داده شده است این است که باید دوستانی صمیمی با هم باشند.اصل دوستی بر این است که دو طرف باید به احساسات و نیازهای طرف‌مقابل خود ارزش و احترام بگذارند. یعنی هرچه که برای تو مهم است برای من هم باشد. این رمز این است که همسرتان همیشه احساس دوست داشته شدن کند.۳. چهار فعل طلایی را به خاطر داشته باشید: گوش دادن، کنار آمدن، بازسازی کردن، قدردانی کردن.در همان ابتدای ازدواجتان با هم توافق کنید که یک قانون اصلی داشته باشید: هرچقدر هم که ناراحت باشید، هیچوقت با هم درگیری لفظی پیدا نکنید. این نوع و جنگ و جدل‌ها فقط مشکلات را بدتر کرده و رابطه را هم خراب می‌کند. درعوض، سعی کنید این چهار فعل طلایی را در زندگی‌تان پیاده کنید:گوش دادن: این کار برای کنار هم کار کردن و حل مشکلات لازم است. به همسرتان اجازه دهید بدون اینکه حرف‌هایش را قطع کنید صحبت کند و بعد آنچه که گفته شده را تکرار کنید. این همسرتان را مطمئن می‌سازد که حرف‌هایش را خوب گوش کرده‌اید.کنار بیایید: سعی کنید مشکلات را طوری حل کنید که هر دو شما از راه‌حل انتخابی شاد و راضی باشید. نباید هیچکدام از شما به اجبار به خاطر طرف مقابل راه‌حل را بپذیرد. بازسازی کنید: وقتی به همدیگر صدمه احساسی می‌زنید، باید بتوانید این دلشکستگی را ترمیم کرده و احساس عصبانیت و خشم طرف‌مقابل را برطرف کنید. باید به دنبال بازسازی ۱۰۰٪ باشید. حتی کمی خشم می‌تواند دیواری از کینه و تلخی بینتان ایجاد کند.قدردانی کنید: هیچوقت نمی‌توانید به اندازه کافی از همسرتان تشکر کنید. سعی کنید هر کاری که برایتان انجام می‌دهد را فهمیده و آن را با قدردانی نشان دهید.۴. مرزهایی قوی بسازید.همسرتان اولویت درجه یک شماست -- نه والدینتان، خویشان و نزدیکانتان، دوستانتان، فرزندانتان، همکاران یا سرگرمی‌هایتان. مرزهایی محکم ایجاد کنید که نشان دهد برای ازدواجتان ارزش قائلید و به هیچکس و هیچ‌چیز اجازه نمی‌دهید رابطه‌تان را ضعیف کند.این یعنی قبل از نیازهای والدینتان به نیازهای همسرتان برسید و بعد از کار سعی کنید به اندازه کافی برای همدیگر وقت بگذارید.۵. هر روز به همدیگر لذت بدهید.ازدواج یعنی کاری کنید که طرف‌مقابلتان احساس خوبی پیدا کند و به صورت روزانه به او لذت بدهید (البته همانطور که خودش دوست دارد). اگر خانمتان می‌گوید از گل زنبق خوشش می‌آید، چون خودتان فکر می‌کنید گل رز رمانتیک‌تر است، برای او رز نخرید.یاد بگیرید همسرتان چطور دوست دارد به او لذت بدهید -- چه محبت فیزیکی باشد، چه جملات محبت‌آمیز، چه هدیه دادن، کمک کردن و یا گذراندن وقت با او -- و عادت کنید این کارها را به صورت روزانه برایش انجام دهید.مطمئن باشید از لذت دادن بیشتر از لذت گرفتن لذت خواهید برد.منبع : مردمان
سه شنبه 14/8/1392 - 21:25
عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود. عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند. عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود. عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است. عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد. عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است. عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود. عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه. عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد. عشق......... عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست.
سه شنبه 14/8/1392 - 21:23
در زمان عاشق شدن 12 قسمت مختلف از مغز تحریک شده و شروع به ... محققان معتقدند عشق در نگاه اول کاملا ممکن است، چرا که بعد از دیدن شخصی که به نظر مورد پسند ماست، مواد شیمیایی با سرعت در مغز انسان ترشح می‌شوند. نتایج تحقیقات در دانشگاه سیراکوس در نیویورک نشان داد، در زمان عاشق شدن 12 قسمت مختلف از مغز تحریک شده و شروع به ترشح مواد شیمیایی خاصی می‌کند که احساس خوبی به انسان دست می‌دهد. از جمله این مواد شیمیایی می‌توان به دوپامین، اکسیتوسین، آدرنالین و واسپوپرسین اشاره کرد. تقریبا همین مقدار از مواد شیمیایی در اثر مصرف کوکائین در مغز انسان ترشح می‌شوند. این بدان معناست که عاشق شدن اثری مانند مواد مخدر روی مغز انسان دارد. پروفسور استفانی ارتیگ که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: این تحقیقات نشان می‌دهد عشق دارای یک پایه علمی است. اما نکته‌ای که در این جا توجه همه را به خود جلب می‌کند این است که آیا عشق قلبی است یا از مغز انسان سرچشمه می‌گیرد؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت که عشق در اصل از مغز انسان سرچشمه می‌گیرد، اما قلب انسان نیز در این میان بی‌تاثیر نیست. در حقیقت می‌توان گفت عشق یک جریان بالا به پایین و در عین حال پایین به بالاست که از مغز به سمت قلب و از قلب به سمت مغز در جریان است. این مطالعات هم‌چنین نشان داد نمونه‌های مختلفی از عشق قسمت‌هایی مختلفی از مغز را درگیر می‌کند. عشق‌های غیر شرطی که معمولا بین مادر و فرزند وجود دارد توسط قسمت‌های میانی مغز به وجود می‌آیند. اما عشق‌های بین همسران توسط قسمت‌های پاداش مغز به وجود می‌آیند و علاوه بر آن قسمت‌های ادراکی مغز را نیز درگیر خود می‌کنند. پروفسور ارتیگ در این باره گفت: انجام این مطالعات بسیار لازم است. عشق اثرات عصبی و روحی بسیار مهمی روی سلامت ذهنی انسان می‌گذارد و افرادی که در عشق خود به نتیجه نرسیده‌‌اند ممکن است دچار افسردگی‌های و اضطراب‌های روحی بسیار عمیقی شوند. اما اگر ما بتوانیم چگونگی فرآیند عشق را بررسی کنیم و متوجه شویم شکست عاطفی و عشقی چه اثراتی روی زندگی انسان ها دارند می‌توانیم روش‌های درمانی بهتری برای بهبود زندگی انسان‌ها پیدا کنیم. اگر ما بتوانیم به طور دقیق مشخص کنیم که چه قسمت‌هایی از مغز انسان‌ها درگیر عشق می‌شوند، می‌توان افرادی را که به این دلیل دچار افسردگی شده‌اند به سادگی شناسایی کرد و برای درمان آن‌ها اقدامات بهتری انجام داد. علاوه بر آن عشق باعث فعال شدن همان قسمت‌هایی از مغز می‌شود که در هنگام مصرف داروهای مسکن تحریک شده و به کاهش احساس درد منجر می‌شود. زمانی که شما در مورد فرد مورد علاقه خود صحبت می‌کنید همان قسمت‌هایی از مغز شما فعال می‌شوند که در زمانی که شما یک جایزه بزرگ را می‌برید و یا مواد مخدر مصرف می‌کنید شروع به کار می‌کنند. به همین دلیل است که انسان‌های تنها و افسرده معمولا آستانه تحمل درد پایینی دارند و با کوچک‌ترین ناملایمات روحیه خود را می‌بازند و یا در مقابل مشکلات مقاومت پایینی از خود نشان می‌دهند. مطالعات قبلی نیز نشان داده بود عشق و علاقه در انسان اعتیاد آور است. دانشمندان معتقدند دلیل اصلی دشوار بودن جدایی و شکست عشقی نیز همین عامل است. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که دچار این حالت می‌شوند مشابه با اشخاصی هستند که برای ترک اعتیاد تلاش می‌کنند. دکتر هلن فیشر از دانشگاه راتگرز که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: عشق مانند اعتیاد است. احساس علاقه می‌تواند مانند یک اعتیاد قدرتمند در بدن انسان شکل بگیرد و به این ترتیب جدایی تاثیرات بسیار مخربی روی ذهن و روان انسان‌ها دارد.
سه شنبه 14/8/1392 - 21:22
چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟ ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد. مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم. آنگونه که شما تصور میکنید نیست… روان پژوهان نشان داده اند در حدود ۹۰ ثانیه تا ۴ دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید. تحقیقات گویای این مطلب میباشند: %۵۵ از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید %۳۸ از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن فقط %۸ از طریق گفتگو عاشق میشوند ۳ مرحله عشق روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند. مرحله ۱: شهوت این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید. مرحله ۲: مجذوبیت زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین آدرنالین مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد. دوپامین یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید! نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه. سروتونین و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید. آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟ در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر. با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند. عشق نیاز به ناپیدایی دارد افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند. همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم. مرحله ۳: تعلق تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین. اکسیتوسین – هورمون نوازشاین هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه زناشویی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است. یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد. بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است. واسوپرسین واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه زناشویی ترشح میگردد. واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید. موش های صحرایی در روابطی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین – همانند انسانها – رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند. زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت. و در نهایت… چگونه عاشق شویم شخصی کاملاً غریبه را بیابید. به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید. سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید. یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون ۳۴ دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.
سه شنبه 14/8/1392 - 21:22
اول مدام می گویند، "دوستت دارم" بعد اعتراف می کنند که هیچ عشقی در میان نبوده. اول عاشق می شوند بعد فارغ. اول مدام می گویند، "دوستت دارم" بعد اعتراف می کنند که هیچ عشقی در میان نبوده. اما واقعیت کدام است؟ آیا حقیقت را می گویند؟ یا شاید حقیقت را می گویند اما تا اندازه ای که از آن خبر دارند. من فکر می کنم که بیشتر آدمها معنای عشق را نمی دانند. آنها از منابع اشتباهی عشق را یاد گرفته اند. اول اجازه بدهید ببینیم عشق چیست. لغت نامه عشق را اینطور تعریف می کند، "حسی عمیق و لطیف به فردی دیگر"، "تعلق قلب به کسی"، یا "شور و میل جنسی". اگر عشق این است، پس هیچ تعجبی ندارد که اینقدر نوسان دارد. برای تداوم عشق باید آنرا بر یک ارزش یا اعتقاد شخصیت ساز بنا کرد. چیزهایی مثل مهر، شور و امیال جنسی کاملاً احساسی هستند و به همان اندازه گرسنگی، غیر قابل پیش بینی می باشند. البته اشتباه نکنید هر چیز احساسی، جنسی نیست. احساسی از کلمه حس یا همان حواس پنجگانه (بینایی، بویایی، چشایی، شنوایی و بساوایی) می آید. ازاینرو، همانطور که می بینید عشقی که به جوانان ما آموزش داده می شود عشقی احساسی یا حسی است که با عوامل خارجی تحریک می شود. و وقتی آن تحریک فروکش کند یا ناپدید شود، آن عشق متوقف می شود. این همان فارغ شدن از عشق است. اگر عشق بین یک زوج احساسی باشد جای تعجب نیست که بگویند از عشق فارغ شده اند. منظور آنها این است که این تحریک متوقف شده و به همین دلیل دیگر احساس عاشقی نمی کنند. اگر این آن عشقی که می خواهیم یا نیاز داریم نیست، پس چیست؟ جستجوی ما برای عشق واقعی ما را به گذشته و به زبان عبری باستان می برد. زبان عبری فقط توسط یهودیان استفاده می شد. آنها باور دارند که عبری زبان خداوند جهود است. و از زمانیکه جهود قبل از هر چیز دیگری وجود داشت، می بایست معنای واقعی عشق را می دانست. در زبان عبری عشق به معنای دادن است. و زمانیکه خداوند می خواست به جهان عشق خود را نشان دهد، به آن نگفت که "دوستت دارم"؛ او فقط بخشید. دوست داشتن یعنی بخشیدن. امروز وقتی مردی به زنی می گوید دوستت دارم، در اکثر موارد هیچ قصد بخشیدنی ندارد. فقط می خواهد بگیرد. از آن دختر چیزی می خواهد که معمولاً باکرگی آن دختر است. این هشداری برای همه دختر خانم هاست. سعی کنید قبل ازاینکه ادعاهای مردی که در زندگیتان وارد می شود و به شما می گوید دوستتان دارد را باور کنید، او را به شیوه های مختلف آزمایش کنید و ببنید چقدر به "بخشیدن" تمایل دارد. آموزش عشق ورزی برای تداوم یافتن یک ازدواج، باید بر عشقی بسیار محکم و قوی تر از عشقی که امروزه می شناسیم استوار باشیم. ما به عشقی نیاز داریم که فارغ از خود و پاک باشد. این عشق، عشق حقیقی است و عشق حقیقی دیده می شود نه اینکه شنیده شود. عشق اگر حقیقی باشد، خود را در عمل نشان می دهد نه در حرف. جوانان باید در عشق ورزی هم مثل سایر چیزها آموزش داده شوند. منظور آموزش جنسی نیست بلکه منظور اتیکت احترام، فروتنی، مهربانی و توجه است. اینها فقط چند نمونه از عوامل شناخته شده برای یک رابطه موفق در سراسر جهان برای هر نوع رابطه ای است—چه رابطه والد و فرزندی، کارفرما و کارمندی و همینطور رابطه بین زن و مرد. مردهای جوان باید یاد بگیرند چطور با همسرانشان رفتار کنند. یادم می آید که اینها را در سالهای نوجوانی وقتی با گروهی در یک مجلس همراه بودم یادمان دادند. هر سال آنها یک شب مراسمی مخصوص دخترها و پسرها ترتیب می دادند. قبل از مراسم، دخترها و پسرها (به طور جداگانه)باید در سمیناری درمورد اتیکت روابط دختر و پسر شرکت می کردند. هیچ آموزشی درمورد مسائل جنسی داده نمی شد ولی حرف از چیزهای بهتر و مهمتری زده می شد. من هنوز چیزهایی که آنجا یاد گرفتم را فراموش نکرده ام. همینطور خانم های جوان هم باید توسط خانم های میانسالی مثل مادرانشان آموزش ببینند. آنها باید نمونه هایی از یک همسر خوب باشند که عاشق همسرش بوده، از فرزندانش به خوبی مراقبت می کرده و خانه را هم مرتب نگه می داشته است. متاسفانه خیلی از مادران کنترل روی دخترانشان را در سن بلوغ از دست می دهند. این دختران سرکش شده و حوصله گوش دادن به حرف بزرگترها را ندارند. دلیل آن به نظر من خیلی ساده است. به نظر من فقط کافی است به آینه نگاه کنید. چه می بینید؟ جوابتان همین است. عشق بعد از ازدواج به نظر من به عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. این به آن خاطر است که عشق مثل اندام های درون بدن انسانها، درون او رشد نمی کند یا توسط یک هورمون خاص در بدن ترشح نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند. یک نمونه کلاسیک از عشق بعد از ازدواج را در فیلم "فیدلر روی پشت بام" می توان دید. این فیلم درمورد یک خانواده روسی است که سه دختر زیبا و دوست داشتنی دارند. یک روز، شوهر از زن می پرسد، "منو دوست داری؟" و زن در جواب می گوید، "بعد از 25 سال از من می پرسی که دوستت دارم یا نه؟ بعد از همه کارهایی که برایت کردم، شستم رُفتم، پختم، سه دختر برایت به دنیا آوردم، حالا از من می پرسی دوستت دارم یا نه؟" بعد لحظه ای مکث می کند و ادامه می دهد، "آره من واقعاً دوستت دارم". عشق آن احساسی نیست که به کسی دارید، تمایل به انجام کارهایی است که دوست دارید برای آن فرد بکنید. به نظر من این اصل جدیدی است که باید در جامعه پایه گذاری شود. این باید استانداردی باشد که برای خودمان و بچه هایمان قرار می دهیم. این باید همان چیزی باشد که به بچه هایمان در اولین قرار ملاقات عاشقانه شان یاد می دهیم: بله عشق بعد از ازدواج شروع می شود.
سه شنبه 14/8/1392 - 21:21
عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا عشق نخستین سبب وجود انسانیست . وونارگ عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . ارد بزرگ عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . شکسپیر عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی . شانفور عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست . کوستین عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . جبران خلیل جبران عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است . مادام دوژیرادرن عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است . زابوتن عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است . ژرژسان عشق معجزه ایست . امیل زولا عشق شیرینی زندگیست . مارسل تینر عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند . سنت بوو عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال عشق گل کمیابی است . آندره توریه عشق حادثه ایست . کولارن عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم . کن بلانچارد عشق یعنی ترس از دست دادن تو . مثل ایتالیائی عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست . مادام دواستال عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند . لئوبوسکالیا عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو عشق رمز بزرگیست . افلاطون عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد . شانفور عشق نبوغ عقل است. توسنل عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار . کراتس عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود . مادموازل دوسگوری عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند . کرنی عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است . برنارد شاو عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟ عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد . د. اسمیت عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند . مارکوس بیکل عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان
سه شنبه 14/8/1392 - 21:21
آیا شما عاشق نامزدتان هستید و نمی‌دانید چطور احساسات‌تان و عشق‌تان را به او ابراز کنید ؟ وقتی که شخصی احساس می‌کند عاشق جنس محالف خود شده است برای اینکه احساساتش را به او بیان کند دچار مشکل می‌شود و نمی‌داند چطور این کار را انجام دهد .در صورتی که با گفتن چندین جمله ی ساده می‌توانید احساس حقیقی خود را به طرف مقابل انتقال دهید . روان شناسان معتقد هستند ، ابراز عشق و بیان احساسات هر شخصی نسبت به جنس مخالفش کمی دشوار است و این موضوع کاملا امری طبیعی است اما یک سری از افراد با ابراز عشق‌شان خیلی مشکل دارند و حتی هیچ کاه نمی‌توانند جمله ی دوست دارم را به زبان بیاورند ، این افراد دارای مشکل و عقده ای در دوران کودکی‌شان هستند ، یعنی خانواده‌شان نحوه ی و روش ابراز علاقه را به فرزندشان نیاموخته اند یا اینکه او در خانواده ای بزرگ شده است که به مسائل عاطفی کمتر پرداخته شده است . به همین علت او در دوره‌های بعدی زندگیش به مشکل برخورده است و نمی‌تواند احساساتش را ابراز کند . معمولا افرادی که این مشکل را دارند تعریف می‌کنند که همیشه جمله ی" دوست دارم " در گلویم مانده است ، نمی‌توانم این جمله ی را به معشوق خود انتقال دهم ، نمی‌توانم کاری انجام دهم تا مانعی را که در گلویم وجود دارد از بین ببرم و این جمله را به زبان بیاورم . البته لازم به ذکر است که این موضوع با توجه به سن ، جنسیت شخص و اینکه او چندمین فرزند خانواده است تفاوت دارد و می‌تواند افزایش یا کاهش داشته باشد . روان شناسان مدعی هستند ، برخی دیگر از افراد به علت اینکه بیش از حد خجالتی هستند نمی‌توانند احساسات قلبی خود را به معشوق‌شان انتقال دهند، البته افرادی که خجالتی هستند به مراتب خیلی بهتر از افرادی هستند که دارای عقده‌های دوران کودکی هستند . افرادی که دارای این مشکل هستند ، در درون خودشان دچار یک جنگ داخلی می‌شوند . آنها می‌خواهند عشق خود را ابراز کنند اما می‌ترسند که مبادا از طرف فرد مقابل‌شان مورد مورد تمسخر قرار گیرند ، مگر زمانی که شخص مقابل‌شان اظهار علاقه کند و آنها نیز در جواب علاقه ی او این جرئت را پیدا کنند که علاقه‌شان را بر زبان بیاورند وگرنه ممکن است حتی سالها این احساس را بر زبان نیاورند . البته خجالتی بودن نیز یک مشکلی است که در ریشه در دوران کودکی هر شخصی دارد ، در همان دوره ی کودکی باید خجالتی بودن فرزند را درمان کرد تا این مشکل حادتر نشود . اما یک نکته ی قابل توجه وحود دارد و آن نکته به این ترتیب می‌باشد برای اینکه دیگری را دوست داشته باشید در وحله ی اول باید خودتان ، شخصیت‌تان را دوست داشته باشید تا بتوانید شخص دیگری را دوست داشته باشید در غیر این صورت نمی‌توانید شخص دیگری را دوست داشته باشید و به او اظهار علاقه مندی داشته باشید . البته شما به طرق مختلف می‌توانید به همسر یا نامزدتان اظهار علاقه داشته باشید مثلا ، برای او نامه ای بنویسید و این موضوع را برای او شرح دهید ، یا به وسیله ی ایمیل ، پیامک و .... اما معمولا افراد تمایل دارند این جمله ،" دوستت دارم " اظهار عشق و علاقه را از شخصی که دوستش دارند بشنوند تا اینکه این جمله را به صورت کتبی در نامه ، میل و ... بخوانند .
سه شنبه 14/8/1392 - 21:20
انسانها برای برقراری ارتباط مخابره می‌کنند و زمانی که به برقرارری ارتباطی معقول و دوست داشتنی موفق می‌شوند، پاداش و بهره‌ای سترگ و عظیم را برای خود به ارمغان می‌آورند. البته هیچ مدرک و شاهدی در رابطه با تاثیر مثبت عشق های تازه و پر تنش و حرارت اولیه، بر سلامتی مشاهده نشده است. افرادی که عاشق می‌شوند مدعی تجربه احساس جذاب، جالب و پرتکاپو به طور همزمان هستند. اینها همگی می‌تواند منبعی از استرس باشد. در حالیکه عشق ثابت و متعادل و عمیق می‌تواند تاثیر مثبت بر سلامتی فرد داشته باشد. جالب است بدانید که افرادی که دارای ارتباط بلند مدت و خشنود کننده هستند در سنجش ها و معاینات بالینی امتیاز بیشتری کسب کرده اند. رمز این ارتباط موثر به خاطر داشتن احساس برقراری ارتباط با دیگران، دریافت احترام، احساس با ارزشی و احساس تعلق داشتن است. و اما 10 فایده موثر ارتباط عاشقانه 1-نیاز کمتر برای مراجعه به پزشک: یکی از فرضیه های توجیهی برای این مزیت این است که افرادی که دارای ارتباط خوب با یکدیگر هستند بهتر از خود مراقبت می‌کنند. بهترین دوستان شما به شما انگیزه حفظ رژیم غذایی سالم را می‌دهند. 2-افسردگی و سوء مصرف دارویی کمتر: تحقیقات ثابت کرده که ازدواج و تاهل باعث کاهش میزان استرس در مردان و زنان می‌شود ومیزان مصرف مواد مخدر و نوشیدنی های غیر مجاز را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می‌دهد. 3-کاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد یکی از عوامل تاثیر گذار بر فشار خون می‌باشد و این مقدار را در حد ایده الی حفظ می‌کند. 4-کاهش اضطراب: این افراد به دلیل تولید دوپامین بیشتر کمتر دچار اضطراب می‌شوند. 5-کنترل طبیعی درد: مطالعات MRI بر روی زوجها ثابت کرده که فعالیت بخشی از مغز این افراد در کنترل درد چشمگیر تر می‌باشد. 6-مدیریت بهتر استرس: افرادی که توسط دیگری حمایت می‌شوند و دیگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرایط استرس زا به طور معقول تری برخورد می‌کنند. 7-کاهش میزان سرماخوردگی: افرادی که دارای روابط عاشقانه هستند کمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگی می‌شوند و در نتیجه سیستم ایمنی آنها ارتقا می‌یابد و در برخورد با عوامل ویروسی و سرما کمتر دچار بیماری خواهند شد. 8-التیام سریعتر: سرعت التیام زخم یکی دیگر از قدرت های حاصل از روابط عاشقانه است که البته با انجام آزمایش صحت آن تایید شده است. 9-افزایش طول عمر: سرعت مرگ و میر افراد مجرد به هر دلیل ممکن 58% بیشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگی با میزان کاهش انزواطلبی در ارتباط است. تنهایی و انزوا طلبی یکی از دلایل اصلی مرگ و میر می‌باشد. 10-زندگی شادتر: یکی از بارزترین مزایای عشق، لذت و شادی است. شادی حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق بیشتر از درآمد قابل توجه شادی آور و لذت بخش است.
سه شنبه 14/8/1392 - 21:20