• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 897
تعداد نظرات : 355
زمان آخرین مطلب : 3647روز قبل

جواب سلام را با علیک بده ،

جواب تشکر را با تواضع،

جواب کینه را با گذشت،

جواب بی مهری را با محبت،

جواب ترس را با جرأت،

جواب دروغ را با راستی،

جواب دشمنی را با دوستی،

جواب زشتی را به زیبایی،

جواب توهم را به روشنی،

جواب خشم را به صبوری،

جواب سرد را به گرمی،

جواب نامردی را با مردانگی،

جواب همدلی را با رازداری،

جواب پشتکار را با تشویق،

جواب اعتماد را بی ریا،

جواب بی تفاوت را با التفات،

جواب یکرنگی را با اطمینان،

جواب مسئولیت را با وجدان،

جواب حسادت را با اغماض،

جواب خواهش را بی غرور،

جواب دورنگی را با خلوص،

جواب بی ادب را با سکوت،

جواب نگاه مهربان را با لبخند،

جواب لبخند را با خنده،

جواب دلمرده را با امید،

جواب منتظر را با نوید،

جواب گناه را با بخشش،

منبع: جوابینگ

دوشنبه 1/9/1389 - 0:11

واریس، شایعترین بیماری عروقی انسان است که حدود ۲۰-۱۰% جمعیت را مبتلا می کند. وریدهای واریسی به صورت عروق طویل، متسع و پر پیچ و خم و غالباً در سطوح داخلی اندام تحتانی دیده می شوند.

اتساع غیر عادی وریدها می تواند در مکان های متفاوتی از بدن شامل طناب اسپرماتیک ( واریکوسل )، مری ( واریس مری ) و آنورکتوم ( هموروئید ) رخ دهد. توصیف اولیۀ واریس و نیز کشف ارتباط آن با بارداری، ضربه و ایستادن طولانی مدت به قرن ها قبل بر می گردد.

مطالعات جدید، همه تأیید کنندۀ نقش جنس مؤنث، بارداری، سابقۀ خانوادگی، سرپا ایستادن طولانی و سابقۀ فلبیت به عنوان ریسک فاکتورهای مرتبط با آن هستند. بیشترین میزان شیوع واریس در زنان بین سن ۴۹-۴۰ سالگی برآورد شده است.

آناتومی وریدی اندام تحتانی :

وریدهای اندام تحتانی، شامل سه گروه هستند:

۱- سیستم وریدی سطحی ( ورید صافن بزرگ و کوچک )

۲- سیستم وریدی عمقی

۳- سیستم وریدی رابط و سوراخ کننده ( پرفوران ) که ارتباط بین این دو سیستم را برقرار می سازد.

وریدهای صافن بزرگ و کوچک که وریدهای سطحی حاوی دریچه های متعدد هستند، ضمن دریافت خون وریدی نواحی سطحی پا و ساق، از مجاورت قوزک ها به سمت بالا صعود کرده و در نهایت به وریدهای خلف زانو و ران می پیوندند. وریدهای سوراخ کننده در اندام تحتانی، از خلال فشیای عضلانی عبور نموده و به عنوان رابط بین سیستم وریدی سطحی و عمقی عمل می کنند. وریدهای رابط نیز خود وریدهای سیستم سطحی یا عمقی را به یکدیگر ارتباط می دهند. به طور کلی در هر اندام تحتانی حدود ۲۰۰ ورید سوراخ کننده وجود دارد.

وریدها در مقایسه با شریان ها، نازکتر بوده و عضلات صاف و بافت الاستیک کمتری دارند. حجم خون موجود در اندام تحتانی با تغییر وضعیت شخص از حالت دراز کشیده به ایستاده، به حدود نیم لیتر می رسد. افزایش حجم خون، منجر به بالا رفتن گنجایش وریدی شده که توسط انقباض عضلات صاف موجود در دیوارۀ ورید، تنظیم می گردد. وضعیت ایستاده، تشکیل ستون عمودی از خون را به دنبال دارد که فشار هیدروستاتیکی معادل با فاصلۀ انگشت شست پا تا دهلیز راست قلب، ( ۱۲۰-۱۰۰ میلیمتر جیوه ) اعمال می کند. برای جلوگیری از تجمع خون در پاها و امکان پذیر گشتن حرکت آن به سمت قلب، باید بر این فشار هیدروستاتیک غلبه شود.

عوامل متعددی از جمله دریچه های وریدی که جریان خون را به صورت یکطرفه از وریدهای سطحی به عمقی و سپس از عمق پا به سمت قلب هدایت میکنند، در این امر دخیل می باشند. شریانها فاقد چنین دریچه هایی هستند. وریدهای واریسی به دو گروه اولیه و ثانویه، تقسیم بندی می شوند. وریدهای واریسی اولیه، ناشی از نقائص ژنتیکی یا تکاملی در دیوارۀ ورید هستند که با کاهش خاصیت ارتجاعی آن، موجب نارسایی دریچه ای می گردند. بیشتر موارد عدم کفایتوریدهای واریسی، اولیه هستند.

نوع ثانویه، از تخریب یا عدم عملکرد دریچه ها به دنبال تروما، ترومبوز در وریدهای عمقی، وجود فیستول بین شریان و ورید و یا انسداد قسمت فوقانی ورید (توسط تومور لگنی یا بارداری) و… ناشی می شود. زمانی که دریچه های وریدهای عمقی و پرفوران آسیب می بینند، استاز مزمن وریدی می تواند به تغییرات مزمن پوستی و التهاب وریدهای واریسی سطحی منجر شود که ایجاد عفونت را به دنبال دارد.

در مورد علت تشکیل وریدهای واریسی و پیشرفت آنها، چند فاکتور مهم مطرح شده اند : ارث به عنوان مهمترین علت زمینه ای واریسی شدن وریدها، شناخته شده است. هورمون های زنانه در جنس مؤنث با تاثیر بر عروق سطحی اندام تحتانی از عوامل مهم ایجاد واریس هستند. بنابراین واریس در بین خانم ها نسبت به آقایان شیوع بیشتری دارد. هورمون پروژسترون، انقباض عضلات صاف جدار عروق را مهار کرده و بدین ترتیب باعث اتساع و گشاد شدن آنها می گردد. افزایش این هورمون ها در دوران بارداری، واریس را به یکی از شکایات شایع این دوره، به ویژه در سه ماهۀ اول ( ۸۰-۷۰% ) تبدیل می سازد. ضمن اینکه حاملگی، با اثر فشاری بر قسمت های فوقانی وریدهای اندام تحتانی، برگشت خون به سمت بالا را دچار اختلال می نماید.  نیروی جاذبه از دیگر فاکتورهای مهم است. هنگامیکه به مرور زمان و به دنبال ایستادن های مکرر و طولانی مدت، خون در عروق اندام تحتانی تجمع می یابد، به دلیل فشار ناشی از وزن این ستون خون، اتساع وریدی و به مرور زمان نارسایی دریچه های مسئول یکطرفه نمودن جریان خون رخ داده که خود سیکل معیوبی را به سمت اتساع و استاز بیشتر وریدی موجب می شود و بدین ترتیب واریس تشدید می گردد.

علایم :

علایم بالینی بیماران دچار واریس می تواند کاملاً متغیر باشد. بیشتر وریدهای واریسی بدون علامت بوده و تنها از جنبۀ زیبایی به توجه پزشکی نیاز می یابند. در صورت علامتدار شدن، احساس درد، پری و سنگینی منتشر و غیر اختصاصی در ساق پاها به خصوص متعاقب ایستادن به مدت طولانی، وجود دارد. گاهی تورم در مچ پا دیده می شود. این نشانه ها، با گذشت زمان پیشرفت کرده و بدتر می شوند. معمولاً بالا گرفتن پاها موجب بهبود نشانه ها و تسکین نسبی بیمار می گردد.

غالباً مکان درگیری، نواحی زانو به پائین به خصوص در مسیر شاخه های سیستم صافن بزرگ است. در ظاهر، وریدهای واریسی به صورت وریدهای طویل و برجسته در سطح اندام های تحتانی مشاهده می شوند. گاهی شبکه های وریدی کوچک و مسطحی به رنگ آبی – سبز، با واریس  همراهی کرده که خود علامت دیگری از نقص عملکرد وریدی است. یکسری نشانه ها خاص نارسایی مزمن وریدی می باشند که عبارتند از ادم، هیپرپیگمانتاسیون یا تیرگی و تغییر رنگ پوست، التهاب پوست به همراه پوسته ریزی و زخم های وریدی. ممکنست تغییرات پوستی حتی در حضور واریس های بزرگ و وسیع، وجود نداشته باشد. تورم همراه واریس، بیشتر مؤید نارسایی جانبی در سیستم وریدی رابط یا عمقی و سایر زمینه های طبی مانند مشکلات قلبی و کلیوی است، ولی یک تورم خفیف، ممکنست از خود واریس به تنهایی ناشی شده باشد. گرفتگی شبانۀ پاها می تواند در همراهی با سایر علایم رخ دهد که معمولاً با استفاده از کینین سولفات که تحریک پذیری عضلانی را کاهش می دهد، بهبود می یابد. به طور کلی اکثر بیماران توسط روش های حفاظتی، کنترل می شوند. ولی اگر درمان نشانه ها و عوارض ناشی از استاز وریدی مانند التهاب پوست، خونریزی، ترومبوز و یا زخم های سطحی مقدور نشد، بیمار کاندید اقدامات جدی تر می شود.

درمان :

در صورت عدم انجام اقدامات درمانی، وریدهای واریسی خود به خود بهبود نیافته، بلکه بتدریج و به آهستگی سیر پیشرونده ای را طی می کنند. درمان زود هنگام، اغلب از پیشرفت نشانه ها جلوگیری کرده و با نتایج بالینی و زیبایی دراز مدت مؤثرتری همراه است.

برای تعیین روش درمانی مطلوب، باید علل و میزان گستردگی بیماری کاملاً مشخص شود. بدین منظور، انجام معاینۀ فیزیکی کامل برای تشخیص شدت و پراکندگی واریس های اندام تحتانی لازمست. برای تشخیص نارسایی وریدی، تست های تشخیصی ویژه ای به کار می روند. همچنین تشخیص افتراقی های مرتبط با علایم بیمار، باید همگی مدنظر قرار گرفته و بر حسب علایم، رد یا تأیید گردند.

درمان هر دو نوع اولیه و ثانویۀ واریس در درجۀ اول شامل برنامه ایست که به منظور کنترل نارسایی وریدی انجام می شود. این برنامه شامل استفاده از جوراب های الاستیک حمایتی، بالا گرفتن متناوب پاها و انجام تمرینات مداوم می باشد. برای اغلب بیمارانی که فعالیتشان مستلزم ایستادن یا نشستن طولانی مدت است، استفاده از جوراب های الاستیک فشاری تا زانو یا ران ( فشار ۳۰-۲۰ میلی متر جیوه ) مفید هستند این جوراب ها برای کاستن از احتباس خون وریدی در طی روز پوشیده شده و شب ها در آورده می شوند. تورم وریدهای واریسی با استفاده از جوراب واریس کاهش یافته و نشانه های بیمار از قبیل درد، ناراحتی و ورم گهگاه مچ پا برطرف می گردند. فشار حاصله از جوراب های الاستیک، جریان خون را به سمت وریدهای عمقی و سپس به سوی قلب تسهیل کرده و مانع تجمع و باقیماندن خون در اندام تحتانی می شود. روش های درمانی متداول عبارتند از اسکلروتراپی و جراحی. اندیکاسیون های درمان جراحی شامل درد دائم و ناتوان کننده، ترومبوفلبیت سطحی راجعه، ضایعات و زخم های پوستی همراه با خونریزی هستند.

اسکلروتراپی برای شاخه های کوچک وریدی کمتر از یک میلی متر یا وریدهای واریسی با ۳-۱ میلی متر قطر، وریدهای باقیمانده پس از جراحی، واریس های خونریزی دهنده، ناهنجاری های مادر زادی کوچک وریدی و واریس های بزرگ اطراف زخم انجام می گیرد. با قرار دادن بیمار در وضعیت خوابیده به پشت، حجمی از محلول اسکلروزان ( سدیم کلرید۴/۲۳%یا سدیم تترادسیل سولفات و … ) به داخل ورید واریسی که از دو انتها مسدود شده تزریق گشته و با تشکیل لخته، ورید مذکور بسته می شود. بعد از این عمل به مدت ۲-۱ هفته این ناحیه توسط بانداژ یا جوراب های مخصوص، تحت فشار مستقیم قرار می گیرد.

عوارض شامل : واکنش های آلرژیک، هیپرپیگمانتاسیون، نکروز پوستی، درد، آنافیلاکسی و ترومبوفلبیت، نادرند. اسکلروتراپی تزریقی برای بیمارانی انجام می شود که علایمی دال بر رفلاکس ( پس زدن و برگشت ) خون در عروق صافن ندارند. اسکلروتراپی تنها می تواند بهبود موقت به دنبال داشته باشد. چرا که وریدهای واریسی می توانند مجدداً در ناحیه ای دیگر عود کنند. ضمن اینکه با از بین رفتن لخته، ورید مسئله دار مجدداً باز می شود.

هدف از درمان جراحی، حذف فشار هیدروستاتیک به عنوان عامل پس زدن خون ورید صافن و پرفوران و نیز درمان آن از جنبۀ زیبایی است. عروق واریسی بزرگ ران، باید توسط جراحی برداشته شوند. روش جراحی وابسته به تعیین ظرفیت وریدهای عمقی و پرفوران و محل رفلاکس وریدی است. با انتخاب دقیق بیمار و بکارگیری روش مناسب جراحی، میزان عود تقریباً ۱۰% است.

از سایر روش های تهاجمی درمان واریس، می توان به روش بستن ورید توسط کاتتر داخل وریدی که با وارد کردن انرژی به دیوارۀ ورید و گرم کردن آن، موجب روی هم خوابیدن جداره های وریدی می شود، اشاره نمود. همچنین روش های جدید استفاده از لیزر در درمان واریس با حداقل میزان تهاجم و بهترین نتایج درمانی به طور روز افزون به کار می روند. به کار گیری لیزر با صرف زمان کمتر، به جای نگذاشتن اسکار و پدیدار گشتن سریع نشانه های بهبود، جایگزین بسیار مناسبی برای جراحی است. چرا که انجام عمل جراحی ضمن صرف هزینۀ بیمارستان و بیهوشی و زمان طولانی بهبود، ممکنست با وارد کردن صدمات جانبی به بافت اطراف ورید و نیز بر جای گذاشتن اسکار همراه باشد. از سویی این وریدها می توانند بعد از عمل، مجدداً در محل جدیدی تشکیل شوند.

برنامۀ توصیه شده جهت برخورد خود بیمار با وریدهای واریسی شامل:

ارتباطات تغذیه ای

تغییرات در شیوۀ زندگی

توصیه ها و احتیاطات پزشکی

۱- تغذیه :

مصرف مکمل های غذایی شامل ویتامین A، K،D ، E، C، B6، B12 و بیوفلاوونید که جریان خون را بهبود بخشیده و در پروسه های ایمنی، ترمیمی و هضم مواد نقش دارند و از مواد معدنی، کلسیم و منیزیم برای برطرف ساختن گرفتگی های عضلانی و روی ( تاثیر بر روندهای ترمیمی )، توصیه می شوند. اسیدآمینه ها و نیز فاکتورهای غذایی همراه ( مانند کوآنزیم ۱۰ و اسیدهای چرب ضروری ) از دیگر ملزومات تغدیه ای با تاثیر مثبت بر گردش خون، حفظ عروق و اکسیژن رسانی می باشند. از جمله می توان به عصارۀ هستۀ انگور اشاره کرد که دارای اثرات مفیدی برگردش خون و بافت همبند سیستم قلبی عروقی، سیستم ایمنی و نیز خنثی کردن رادیکال های آزاد مضر می باشد.

توصیه های تغذیه ای :

- رژیم غذایی کم چربی و نیز حاوی مقادیر کم کربوهیدارت های خالص شده را رعایت کنید. ( به عنوان مثال، یک رژیم غذایی محتوی ماهی و سبزیجات و میوه های فراوان می تواند این منظور را تامین کند ).

- سعی کنید فیبر را به مقدار زیاد مصرف نمائید. فیبر فراوان، روده ها را پاک نموده و از یبوست ( که در ایجاد وریدهای واریسی سهیم است ) جلوگیری می کند. مواد غذایی شامل فیبر زیاد عبارتند از غلات سبوس دار، میوه ها و سبزیجات تازه.

- مقادیر نمک دریافتی را کاهش دهید.

- از مصرف بعضی مواد مانند پروتئین حیوانی، شکر، بستنی، غذاهای سرخ شده، پنیر، بادام زمینی، تنباکو، الکل و مواد غذایی که تحت پرو سه های صناعی قرار می گیرند بپرهیزید.

۲- شیوۀ زندگی :

تمرینات بدنی مکرر مانند پیاده روی، دوچرخه سواری و شنا هم به بهبود گردش خون کمک نموده و هم فرصتی برای حرکت دادن متناوب پاها فراهم می سازند. وزن را باید در حد مطلوب و سالم نگهداشت. باید از لباس های راحت و آزاد استفاده نمود که جریان خون را به ویژه در نواحی کمر، کشالۀ ران و پاها محدود نکنند. باید از نشستن یا سر پا ایستادن به مدت طولانی اجتناب کرد. در بین ساعات کاری، باید فواصل کوتاهی را به عنوان استراحت در نظر گرفته و پاها را از سطح قلب بالاتر نگه داشت و یا حین ایستادن وزن را به طور متناوب از روی یک پا به پای دیگر منتقل نمود. باید از اقداماتی مثل روی هم انداختن پاها، بلندکردن اجسام سنگین و قراردادن فشار و بار اضافی غیر ضروری روی پاها پرهیز کرد. قرار دادن پاها در وان آب سرد هم برای گردش خون و هم کاهش درد مؤثر است.

۳- توصیه های پزشکی :

پرهیز از خاراندن پوست مناطق مجاور واریسها برای جلوگیری از زخم و خونریزی، استفاده از جوراب های مخصوص برای حمایت از وریدهای واریسی و ممانعت از تورم بیشتر آنها و مراجعه جهت دریافت خدمات درمانی یا جراحی، باید مورد توجه قرار گیرند.

برگرفته از :  سایت پزشکان بدون مرز

  
دوشنبه 1/9/1389 - 0:8
  
زنی هنگام بیرون آمدن از خانه، سه پیرمرد با ریش های بلند سفید را دید که جلوی در نشسته اند. زن گفت: هر چه فکر می کنم شما را نمی شناسم؛ اما باید گرسنه باشید. لطفا" بیایید تو و چیزی بخورید.

آنها پرسیدند: آیا همسرت در خانه است؟ زن گفت: نه. آنها گفتند: پس ما نمی توانیم بیاییم. غروب، وقتی مرد به خانه آمد، زنش برای او تعریف کرد که چه اتفاقی افتاده است. مرد گفت: برو به آنها بگو من خانه هستم و دعوتشان کن.

زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. اما آنها گفتند: ما نمی توانیم باهمدیگر وارد خانه بشویم. زن پرسید: چرا؟ یکی از پیرمردها در حالی که به دوست دیگرش اشاره می کرد، گفت: اسم این ثروت است و سپس به پیرمرد دیگر رو کرد و گفت: این یکی موفقیت و اسم من هم عشق. برو به همسرت بگو که فقط یکی از ما را برای حضور در خانه انتخاب کند.

زن رفت و آنچه را که اتفاق افتاده بود برای همسرش تعریف کرد. شوهر خوشحال شد . گفت: چه خوب! این یک موقعیت عالیست. ثروت را دعوت می کنیم. بگذار بیاید و خانه را لبریز کند!

زن که با انتخاب شوهرش مخالف بود، گفت: عزیزم! چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟ دختر خانواده که از آن سوی خانه به حرفهای آنها گوش می داد، نزدیک آمد و پیشنهاد داد: بهتر نیست عشق را دعوت کنیم تا خانه را از وجود خود پر کند؟ شوهر به همسرش گفت: بگذار به حرف دخترمان گوش کنیم پس برو بیرون و عشق را دعوت کن.
زن بیرون رفت و به پیرمردها گفت: آن که نامش عشق است، بیاید و مهمان ما شود. در حالی که عشق قدم زنان به سوی خانه می رفت، دو پیرمرد دیگر هم دنبال او راه افتادند. زن با تعجب به ثروت و موفقیت گفت: من فقط عشق را دعوت کردم، شما چرا می
 
آیید؟

این بار پیرمردها با هم پاسخ دادند: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت کرده بودید، دو تای دیگر بیرون می ماندند، اما شما عشق را دعوت کردید، هر کجا او برود، ما هم با او می رویم.
   منبع: ارسالی از یک دوست  
دوشنبه 1/9/1389 - 0:7
 


كاهش هورمون استروژن در اغلب موارد می‌تواند سبب كاهش وزن و خستگی شود. البته باید گفت كمبود یا زیاد ترشح شدن هورمون مهم دیگری در بدن می‌تواند همین نتایج را به دنبال داشته باشد.

 
همیشه دلیل خواب‌آلوده بودن و خستگی، كمبود خواب یا كار زیاد نیست. دلایل بسیاری وجود دارد كه می‌تواند سبب شود شما همیشه احساس خستگی كنید. در اینجا به 4 مورد اشاره می‌كنیم. عفونت‌ها گرچه عفونت‌ها علایم ظاهری بسیاری دارند اما گاهی ممكن است عفونتی در بدن شما در حال گسترش باشد بدون آنكه شما متوجه آن باشید یا پزشك تشخیص داده باشد. مثلا در بیماری مربوط به سیستم ایمنی عفونت ممكن است خود را به شكل خستگی شدید بروز دهد.

در بیماری بروسلوز هم كه توسط باكتری بروسلا آبورتوس از گوسفند، اسب یا گاو آلوده یا حتی شیر آنها به انسان منتقل می‌شود، نشانه عفونت خستگی مفرط و خواب‌آلودگی است.

آلرژی‌‌ها:
جالب است بدانید هیستامین و دیگر تركیب‌های شیمیایی كه بدن برای مقابله با آلرژی ترشح می‌كند، خواب آورند. از سوی دیگر سرفه، عطسه ناشی از بوییدن یك گل یا التهاب دستگاه تنفسی به دلیل ورود هاگ‌ها به درون بینی سبب بی‌خوابی می‌شود. به همین علت تمامی داروهای مقابله با آلرژی خواب آورند. قبل از مصرف این داروها با پزشكتان مشورت كنید.

كم‌خونی :
اصلی‌ترین كار گلبول‌های قرمز رساندن اكسیژن از ریه‌ها به دیگر ارگان‌ها است وقتی فردی دچار كمبود گلبول قرمز می‌شود یا اختلالی در عملكرد گلبول‌ها پیش می‌آید فرد دچار كم‌خونی شده و در ضمن به قدری احساس خستگی می‌كند كه از انجام كارهای معمول روزمره برنمی‌آید. یك آزمایش ساده خون می‌تواند نشان دهد فرد دچار كم‌خونی است یا خیر. در صورت مثبت بودن جواب باید به دنبال دلیل كم‌خونی گشت. یك خون‌ریزی داخلی یا تغذیه نادرست می‌تواند دلیل این دو باشد.

به‌هم ریختگی هومورنی در زنان:
كاهش هورمون استروژن در اغلب موارد می‌تواند سبب كاهش وزن و خستگی شود. البته باید گفت كمبود یا زیاد ترشح شدن هورمون مهم دیگری در بدن می‌تواند همین نتایج را به دنبال داشته باشد. خوشبختانه یك تست ساده هورمون می‌تواند این موضوع را روشن كرده و پزشك با تجویز آمپول یا قرص یا پماد سبب تنظیم هورمون مربوطه در بدن شود.

 

منبع: ارسالی از یک دوست

دوشنبه 1/9/1389 - 0:5

ا- هر شخص دارای سلول های سرطانی در بدن خود است .این سلول های سرطانی در آزمایشهای استاندارد خود را نشان نمی­دهند تا آنکه به مقدار چند میلیارد سلول افزایش یابند. زمانی که پزشکان به اشخاص مبتلا به سرطان اعلام می­کنند که دیگر در بدن آنها سلول سرطانی وجود ندارد، این حالت فقط بدان معناست که آزمایشها دیگر قادر به ردیابی و پیدا کردن سلولهای سرطانی نیست زیرا آن سلولها به مقدار قابل ردیابی شدن در بدن وجود ندارند.

۲- سلولهای سرطانی بین شش تا ده مرتبه در دوره زندگی یک انسان پیدا می­شوند.

3-
زمانیکه سیستم ایمنی انسان قوی باشد سلولهای سرطانی از بین می­روند و از ایجاد تومور سرطانی جلوگیری می­شود.

4-
زمانیکه شخص بیماری سرطان دارد نشانه آنست که وی دارای کاستیهای تغذیه­ای شده است. این کاستی ممکن است منشا ژنتیک، محیطی، غذاها و عواملی درشیوه زندگی باشد.

5-
برای غلبه بر کاستی های متعدد تغذیه­ای، تغییر در رژیم غذایی شامل اضافه کردن بعضی مخلفات غذایی، سیستم ایمنی بدن را تقویت می­کند.

6-
شیمی درمانی ضمن آنکه باعث مسموم کردن فوری سلولهای سرطان است که سریع رشد می­کند، سلولهای سالم بدن درمغز استخوان و دیواره روده­ها و غیره را که سریع رشد می­کند را نیز از بین می­برد و می­تواند سبب ضایعه عضو بدن مثل کبد، کلیه­ها، قلب، ریه­ها و غیره شود.

7-
پرتوگیری ضمن آنگه سلولهای سرطانی را نابود می­کند سلولهای سالم را نیز می­سوزاند، ضایع می­کند و باعث تخریب آنها می­شود.

8-
درمان اولیه با شیمی درمانی و پرتو درمانی غالبا اندازه تومور را کاهش می دهد. بااینوصف شیمی درمانی و پرتودرمانی درازمدت به نابودی بیشتر تومور منتج نمی شود.

9-
زمانیکه بدن تحت تاثیر مسمو میت ناشی از شیمی درمانی و پرتودرمانی قرار می­گیرد سیستم ایمنی در معرض خطر و نابودی واقع می­شود بنابراین شخص ممکن است مقاومت خود را در برابر انواع مختلف عفونتها و پیچیدگیهای ناشی از آن از دست بدهد.

10-
شیمی درمانی و پرتو درمانی می تواند باعث جهش ژنتیکی سلولهای سرطانی گردد و مقاوم و پایدار شود ونابود کردن آن مشکل خواهد شد جراحی می تواند باعث گسترش سلول های سرطانی به دیگر نقاط بدن شود.

11-
یک راه موثر مبارزه با سرطان غذا نرساندن به سلولهای سرطانی است. عدم رساندن مواد غذایی مورد نیاز سلول برای جلوگیری از افزایش و چند برابر شدن تعداد سلولها است.

سلولهای سرطانی از چه موادی تغذیه می شوند؟

الف- قند تغذیه­کننده سرطان است. با قطع مصرف قند یک عامل مهم تامین غذا برای سلولهای سرطانی قطع می­شود. جانشینهای قند نظیر NutraSweet ، Equal، Spoonful و غیره با Aspartame ساخته می­شود و زیان­آور است. یک جانشین طبیعی بهتر عسل مانوکا یا ملاس ناشی از قندسازی است لیکن مقدار مصرف آن باید بسیار اندک باشد. نمک سفره دارای افزودنی شیمیایی است که رنگ آنرا سفید کند.. جانشین بهتر نمک سفره نمک حاصل از آب دریا و یا Brag"s aminos است.

ب- شیر باعث می­شود که بدن بخصوص در سیستم گوارش (معده و روده ها ) مخاط درست کند. سرطان از مخاط تغذیه می­کند. با قطع مصرف شیر و جانشین کردن آن با شیر سویا سلولهای سرطانی در برابر بی تغذیگی قرار می­گیرند.

پ - سلولهای سرطانی در محیط اسیدی مقاوم و پایدار می شوند. رژیم مبتنی بر گوشت قرمز اسیدی می شود و بهترین آنست که ماهی خورده شود و بجای مصرف گوشت گاو و خوک مقدارکمی گوشت جوجه مرجح است. گوشت قرمز همچنین محتوی آنتی بیوتیک های دامی ، هرمون های رشد و انگل است که تماما بخصوص برای اشخاص مبتلا به سرطان آسیب رسان است.

ت - رژیم با 80% سبزیجات تازه و آب میوه و بنشن ، دانه های نباتی ، آجیل ها و مقداری میوه بدن را در محیط قلیایی قرار می دهد. ازغذاهای پخته شده شامل بنشن ،حدود 20% می تواند به بدن برسد. آنزیم های زنده در آب سبزیجات تازه به آسانی جذب می شود و ظرف 15 دقیقه به سطوح سلولی می رسد تا سلولهای سالم را رشد کافی دهد و تقویت کند. برای بدست آوردن آنزیم های زنده بمنظور ساختن سلول های سالم کوشش کنید آب سبزیجات تازه ( بسیاری از سبزیجات از جمله جوانه لوبیا ) مصرف کنید و دو تا سه مرتبه در روز مقداری سبزیجات خام بخورید. آنزیم ها در حرارت 104 درجه فارنهایت (یا 40 درجه سانتیگراد) ازبین می روند.

ت- از خوردن قهوه ، چای وشکلات که دارای کافئین زیاد است پرهیز کنید. چای سبز جانشینی بهتر و دارای خواص ضد سرطان است. بهترین نوشیدنی آب است. برای جلوگیری از ورود توکسین های معروف(مواد سمی ) و فلزات سنگین در آبهای لوله کشی به بدن ، مصرف آب تصفیه شده یا فیلتر شده مناسب است . از خوردن آبهای تقطیر شده پرهیز کنید.

12-
هضم پروتئین گوشت قرمز سخت است و نیاز به مقدار زیادی آنزیم گوارشی دارد. گوشت هضم نشده که در روده ها باقی بماند فاسد می شود و مسمومیت ایجاد می کند.

13-
دیواره­های سلول سرطانی دارای پوشش پروتئین خشن است. با صرفنظر کردن از خوردن گوشت یا کمتر خوردن آن آنزیم بیشتری برای حمله به دیواره های پروتئینی سلول سرطان آزاد می شود و به بدن امکان می دهد سلول های سرطانی را از بین ببرد.

14-
بعضی مکملها: IP6, Flor-ssence, Essiac, anti-oxidants, vitamins, minerals, EFAs etc سیستم ایمنی را بهبود می­بخشند تا سلولهای مبارزه­کننده و کشنده خود بدن را برای از بین بردن سلول سرطانی تقویت کنند. مکملهای دیگرنظیر ویتامین ای (E) توان برنامه­ریزی کشتن سلول یعنی روش معمولی خلاصی یافتن از سلولهای آسیب دیده، غیر ضروری و غیر لازم بدن را دارند.

15-
سرطان بیماری جسم و روح و روان است. داشتن روحیه مثبت و پیکار جو به شخص مبارزه کننده با سرطان کمک می کند که به بقای خود ادامه دهد. خشم و عدم بخشش و تند خویی بدن را در برابر محیط پر تنش وترشرویی قرار می دهد. بیاموزید که روحیه ای توام با عشق و بخشندگی داشته باشید. بیاموزید که همواره حالت آرامش و دلی آرام داشته باشید و از زندگی لذت ببرید.

16-
سلولهای سرطانی در محیط حاوی اکسیژن توان ماندن ندارند. ورزش روزانه وتنفس عمیق باعث می­شود که اکسیژن به لایه­های سلولی برسد. اکسیژن درمانی روش دیگری برای از بین بردن سلول های سرطانی است...

 منبع: ارسالی از یک دوست
دوشنبه 1/9/1389 - 0:3
  شقایق گفت با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارم
اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی ، که زمین تب دار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت ، تمام غنچه ها تشنه
و من بی تاب و خشکیده ، تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته ، به پایش خار بنشسته

منبع : ارسالی از یک دوست


و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم ، سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
افتاده بود ، اما طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد ، ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را ، بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش ، آندم شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت ، بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را ، به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده ، که افتاد چشم او ناگه به روی من
بدون لحظه ای تردید ، شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و
به ره افتاد و او می رفت ، و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها
شکر می کرد ، پس از چندی

هوا چون کوره آتش ، زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت : چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست
به جانم ، هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم ، هرگز دوایی نیست

واز این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما
نمی فهمید حالش را ، چنان می رفت و
من در دست او بودم ، و حالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت ، اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه روی زانوهای خود خم شد ، دگر از صبر او کم شد
دلش لبریز ماتم شد ، کمی اندیشه کرد ، آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت ، زهم بشکافت

اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود ، با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را
به من می داد و بر لب های او فریاد
بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل

و من ماندم نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد

يکشنبه 30/8/1389 - 23:51
   محمدعلی حیدر‌نیا آهنگساز سرودهای انقلابی عصر روز گذشته ـ 27 آبان ماه ـ بر اثر سكته قلبی در‌گذشت.به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این هنرمند كه در سن 73 سالگی از دنیا رفت، سرودهای انقلابی بسیاری در دهه‌ی 60 و 70 ساخته بود.محمد علی حید‌رنیا از نوازندگان سنتور بود و فعالیت موسیقی خود را از سال 54 شروع كرد و در سال‌های پس از انقلاب به ساخت موسیقی‌های انقلابی پرداخت.از آثار اخیر این هنرمند می‌توان «راهیان نور»، «دامن نیاز» و «تمثال نجابت» را نام برد.

 مراسم خاكسپاری این هنرمند صبح یكشنبه ـ 30 آبان ماه ـ اعلام شده است.

منبع: تبیان یزد

شنبه 29/8/1389 - 12:36

 آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های كوچك بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم های متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم های كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد
آدم های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های كوچك مسئله ندارند

آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند

   منبع : ارسالی از یک دوست
جمعه 28/8/1389 - 17:54
 


ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد...

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!
من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد

منیع: ارسالی از یک دوست

جمعه 28/8/1389 - 17:53
 

 

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهدو با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . ۲۱ تیر ماه سال ۱۳۸۳ زن وشوهر جوانی در شعبه ۱۷ دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر ۳۳ ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر ۱۰ و۲ ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : ۱۳ ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که ۹ سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد . دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند ) در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد ۹ ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند . غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه ۵ سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفراننبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه ۱۳ گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به ۱۴ گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و…. حتی ۴۰ هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و ۲۵۰ هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم. در این ۱۲ سال ۱۰-۱۵ میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند فضای عروسی هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند . در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند ۳ صبح بودحدود ۲ ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید ۲۰ ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل ۷ را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم ۷ ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در ۹ ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند . زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه ۴ ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از ۲۰ دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا ۳ ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است . گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود ۳۰ نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری . دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد. زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا ۴۸ ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود . در ۱۰ مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت ۱۹ عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت ۱۷ آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما ۱۰ روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که ۱۲ سال صبر کردی این ۱۰ روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم .

منبع: سیمرغ

 
جمعه 28/8/1389 - 17:51
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته