m_hadi47 ( تعداد مطالب : 6910 ) ( تعداد نظرات : 98 )

1 . عادات شخصی:

وقتی زن و شوهر عادات شخصی متضاد و متفاوتی داشته باشند، به تدریج تنش و اختلاف میانشان بروز می کند و شدید می شود. بعضی از عادت های مسئله ساز عبارتند از: نظم و ترتیب،مسئولیت پذیری، وقت شناسی، نظافت و نظایر این ها. اگر یکی از زوجین سیگار می کشد و دیگری به بوی سیگار آلرژی داشته باشد، یا مثلا یکی از طرفین به خوردن غذاهای مغذی و مرتب عادت داشته باشد و دیگری اصلا به این که چه می خورد بها ندهد، در زندگی شان دردسر درست می شود. دردسرهای ریز و کوچکی که می تواند اوقات زندگی آن ها را تلخ و حتی آسیب پذیر کند. بنابراین سعی کنید در همین دوران نامزدی و عقد درباره این خصوصیات به توافق برسید.


2 . میزان انرژی:


ازدواج دو نفر، که یکی کم انرژی و دیگری پر انرژی است، بسیار دردسرساز است. اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلفی خودش را نشان می دهد، مثلا در معاشرت های اجتماعی، فعالیت های مذهبی، بر قراری روابط خصوصی، تغذیه و... بنابراین سعی کنید در انتخابتان به سطح انرژی ها توجه داشته باشید و اگر بعد از عقد متوجه این تفاوت در سطح انرژی هایتان شدید، به شکل مصالحه آمیزی با عادت های یکدیگر کنار بیایید.





3 . خرج کردن پول:


متاسفانه بسیاری از ازدواج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی از هم می پاشند یکی به فکر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز کند و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید و دیگری به فکر خوش بودن در لحظه حال است، دوست دارد ریسک کند، سرمایه گذاری های پر خطر داشته باشد و فعل حال خوش باشد. به هر حال تفاوت در نوع خرج کردن پول، می تواند دردسر ساز باشد.


4 . علاقه به حرف زدن و مهارت های کلامی:


اگر یکی از زوجین پر حرف و دیگری کم حرف باشد، اگر یکی خواهان سکوت و دیگری علاقه مند به گفتگو باشد، اگر یگی دوست داشته باشد موقع غذا خوردن آرامش بر قرار باشد و دیگری تمایل به تعریف وقایع روز در زمان غذا خوردن باشد معمولا نارضایتی به با ر می آورد. و کسانی هستند که از ساکت بودن بیش از حد همسر، یا پر حرف بودن بیش از اندازه او گله مندند و افسرده می شوند. این تفاوت می تواند در دراز مدت مساله ساز شود.

منبع: سایت نورپرتال

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2031روز قبل
دوشنبه 14/5/1392 - 19:56
shadbi ( تعداد مطالب : 15639 ) ( تعداد نظرات : 1106 )

هر رابطه‌ای وقتی به روزهای پایانی‌اش نزدیک می‌شود، معمولاً با علایمی همراه خواهد شد. چنین رابطه‌ای قطعاً ذره ذره سرد و کمرنگ می‌شود تا وقتی که یکباره از بین برود. این نشانه‌ها و علائم را بشناسید و بموقع برای نجات یا پایان دادن به رابطه‌تان وارد عمل شوید تا ضربه کمتری به زندگیتان وارد آید.

چند روز با شما تماس نمی گیرد
این علامت لزوما نشان دهنده اتمام رابطه نیست، اما اگر او سابقا عادت داشته که همیشه به شما تلفن کند، پس بدانید که یک جای کار اشتباه است.

دعوا کردن
آیا او بتازگی بیش از حد معمول از کوره در میرود؟ آیا به خاطر مسائل جزئی و بی ارزش بحث و مشاجره راه می اندازد؟ این مورد زمانی روی می دهد که طرف شما هیچ گونه تمایلی به ادامه ارتباط ندارد، اما در عین حال نمی خواهد رابطه از طرف او قطع شود. بهتر است خودتان را گول نزنید، اگر احساس می کنید که او به رابطه علاقه مند نیست، خیلی راحت از او در مورد این مطلب سوال کنید.

مرموز می شود
به شما نمی گوید که کجا بوده یا با چه کسی در حال برقراری مکالمه تلفنی است. شما دیگر نمی توانید به حریم شخصی او نفوذ داشته باشید. ممکن است برای چندین ساعت ناپدید شود بدون اینکه هیچ توضیح قانع کننده ای برای کار خود داشته باشد.

"من" جایگزین "ما" می شود
شما سابق بر این می نشستید و با هم در مورد آینده مشترکتان صحبت می کردید: ما این کار را می کنیم، ما آن کار را می کنیم. ولی حالا او به شما می گوید: "من میخواهم این کار را انجام دهم" دیگر شما جزئی از آینده او به حساب نمی آیید.

بیشتر وقت خود را با دوستانش صرف می کند
آیا می خواهید با دوستانش بجنگید، یا با توجهی که به شما ندارد؟ شما قبلا مهم ترین و با ارزش ترین دارایی او بودید، اما حالا دوستانش برایش مهمتر از شما هستند.

با هم اختلاط نمی کنید
شاید قبلا گهگاه می نشستید و در مورد هرچیزی از آب و هوا گرفته تا اینکه چه بلایی بر سر لایه ازن خواهد آمد بحث می کردید، اما دیگر هیچ خبری از آن بحث های طولانی مدت نیست.

اطرافیانتان به رابطه شما مشکوک شده‌اند
دوستان و اطرافیان متوجه وجود تنش و خلاء عاطفی در رابطه شما شده و سوال هایی از این قبیل را از شما می پرسند: "آیا همه چیز خوب پیش می رود؟"

بیش از هر زمانی از شما انتقاد می کند
می گوید "این چه لباش زشتی است؟!" البته این در حالی است که همین چند هفته پیش خود او پیشنهاد خرید لباس را به شما داده بود.

پایان یا نجات رابطه؟
این علائم تنها به عنوان زنگ خطر محسوب می شوند و اگر بتوانید دوباره ارزش های از دست رفته را باز جویید، ارتباط شما کماکان پابرجا خواهد ماند. پیش از آنکه دست به هر گونه اقدامی بزنید، باید بنشینید و با هم صحبت کنید تا بعدها از کرده خود پشیمان نشوید.

با این حال ممکن است بعد از تلاش های بسیار و صحبت با مشاوران، به این نتیجه برسید که چنین رابطه ای دیگر احیا نخواهد شد و تلاش برای آن بی فایده است. در چنین شرایطی چطور باید رابطه بی سرانجام تان را تمام کنید؟
1 - در درجه اول واضحا دلایل خود را با لحنی قاطع اعلام کنید. نه تلفنی نه با نامه بلکه حضوری. خیلی ها لحن قاطع را با لحن عصبی اشتباه می گیرند. در قاطعیت شما صدایی محکم و آرام دارید و صورت شما نیز آرام است و درست می ایستید و شانه های خود را صاف میکنید و با تانی به گفتار خود اقدام می کنید.
2 - موقع اعلام دلایل خود نگویید: تو اینطوری هستی. بلکه بهتر است بگویید ” من اینطور فکر میکنم که کم حوصله هستی ”
3 - بعضی اوقات می توان فرصتهایی داد که فرد در بازه ای مشخص از زمان به تصحیح رفتار خود بپردازد. اگر قاطع مساله خود را گفته باشید مشخص است که چه تغییری مد نظر شماست و فرد را گیج نکرده اید. مثلا کسی می گوید برام جذاب نیستی و باید جذاب تر بشوی. این نحوه گفتن با نگفتنش فرقی ندارد ولی همین فرد می تواند به نامزدش بگوید: «من سلیقه ام طوریه که وقتی فرد لاغر تر باشد برام جذابتر است. برام مهمه تو دو سایز کم کرده باشی تا بعد از ماه رمضان (توقع خود را دقیق بیان کردن).
4 - اگر نمی خواهید فرصت بدهید بهتر است محترمانه رابطه را رسما قطع کنید. بعد از اتمام رابطه بدگویی نکنید. اگر او بدگویی کرد شما وارد این تله نشوید که از خودتان دفاع کنید. هر قدر قاطع تر باشید، زودتر غائله ختم خواهد یافت.
5 - ما مجاز نیستیم موقع جدا شدن از کسی او را تخریب کنیم، مقایسه های سنگین کنیم و او را به بی ارزشی و …بکشانیم. بهتر است موقع ذکر دلایل خود فردی اخلاقی تر باشیم. اگر دلایل شما به علت عدم مطلوبیت فیزیکی یا روحیات خاص طرف است می توانید به او محترمانه بگویید که شما در سلیقه من نیستید. هر چند می دانم برای افراد متعددی جذاب هستید (این خیلی بهتر است از اینکه به فرد بگویید استخاره کرده اید بد آمده یا الان می خواهید ادامه تحصیل بدهید و...)
6 - بعد از اتمام رابطه، دلایل خود را فراموش نکنید زیرا با فراموشی آنها به زودی وجدان دردهای بیهوده ای را تجربه خواهید کرد که مانع زندگی خوبتان خواهد شد.

منبع :
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2489روز قبل
چهارشنبه 9/5/1392 - 22:23
shadbi ( تعداد مطالب : 15639 ) ( تعداد نظرات : 1106 )

بسیارند جوانانی که با توجه به فشار جامعه و خانواده برای متاهل شدن در انتخاب شریک زندگی خود دچار تردید و دودلی‌های بیشمار می‌شوند و به راحتی بسیاری از فرصت‌های ناب زندگی خود را بنابر بی‌تجربگی و عدم آگاهی از دست می‌دهند.
اکثراً نداشتن آگاهی و اطلاعات لازم و کافی آسیب‌های روحی و روانی جبران ناپذیری در پی خواهد داشت. با کمی درایت، جوانان قادر خواهند بود فرصت‌های پیش آمده را به خوبی مورد بررسی قرار دهند؛ به عنوان مثال افکار و ذهنیاتی که در ذیل ذکر می‌گردد منجر به از دست دادن فرصت‌ها شده و جوانان با دستان خود سدی در برابر یافتن شریک زندگیشان ایجاد می‌کنند:

فهرست ایده‌آل‌ها

برخی معتقدند یافتن شریک زندگی مستلزم داشتن یک سری الگو‌ها و ایده‌آل‌هاست. البته تا حدودی این نظریه درست است و بدیهی است افراط و تفریط در هر موردی مانع پیشرفت می‌گردد. به عنوان مثال افراد زیادی برای یافتن شریک زندگی دلخواه‌شان فهرست بلند بالایی تهیه و در آن تمامی خصوصیات فردی، اجتماعی و ایده آل‌هایی را که به دنبالش هستند، درج می‌کنند. ایراد کار اینجاست که این افراد قبل از شناخت کامل طرف مقابل و بررسی جوانب در صورت نداشتن یکی از ایده آل‌ها فوراً فرد مورد نظر را از فهرستشان حذف می‌کنند؛ فارغ از اینکه نقاط مثبت فراوانی را در او نادیده گرفته و با پیشداوری و قضاوتی سطحی نگرانه موانع بسیاری برای خود می‌سازند. انتخاب شریک زندگی آسان نیست. شاید فهرست کردن خواسته‌ها تاثیر شگفت انگیزی داشته باشد. این در صورتی است که خواسته‌ها با واقعیات مطابقت داشته باشد. نمی‌توان انتظار داشت یک فرد تمامی خصوصیات مثبت را داشته باشد. پذیرش اینکه «هیچ کس کامل نیست» کمک خواهد کرد دختران و پسران به دنبال فردی کامل و بی‌عیب نباشند.

چسبیدن به خاطرات گذشته

یکی دیگر از موانع ازدواج‌‌ رها نکردن خاطرات گذشته است هرکس ممکن است مورد عاطفی و عشقی را تجربه کرده باشد و یا فرصت‌هایی را بنا بر هر دلیلی از دست داده باشد. این مسئله نباید باعث شود که او در گذشته زندگی کرده و مدام حسرت روز‌ها و فرصت‌های از دست رفته را بخورد. زندگی در جریان است و باید در زمان حال زیست با کمی توجه به دنیای اطراف افراد زیادی را می‌توان یافت که هم اکنون نیز خواهان تقسیم عشق و محبتشان و به دنبال یافتن همراه زندگی هستند. برخی افراد تمام عمر خود را در حسرت روز‌ها و فرصت‌های از دست رفته هدر داده و در خاطرات عشق‌های قدیمی خود غوطه ور می‌شوند؛ فارغ از اینکه هم اکنون نیز در حال از دست دادن فرصت‌ها هستند. باید خود را برای آینده آماده کرد. گذشته فقط محدودیت است آنچه در اختیار انسان است، زمان حال است. زندگی در گذشته تنهایی و حسرت را به دنبال خواهد داشت.

اجازه عشق ورزی

متاسفانه برخی به خود اجازه نمی‌دهند کسی را دوست داشته باشند. یکی از علل این رفتار می‌تواند ترس از وابستگی و از دست دادن باشد. این افراد می‌هراسند به فردی دل ببندند و وابسته شوند تنها بمانند می‌ترسند در ‌‌نهایت این ترس از تحمل ضربات عاطفی سبب می‌شود خود را از امور عاطفی و احساسی دور نگه دارند. آن‌ها در منطقه امن خود می‌مانند تا مبادا آسیبی ببینند. این ترس نه تنها فایده‌ای ندارد، بلکه بیشتر سبب انزوا و تنها ماندن می‌شود. همه لایق عشق هستند؛ پس باید خود را‌‌ رها ساخت. شاید تجربه یک رابطه احساسی خوشایند‌تر از این باشد که هیچ‌گاه فرد طعم خوشبختی را نچشد. انتخاب آگاهانه و داشتن چارچوب‌های اخلاقی واقع گرایانه به این افراد کمک خواهد کرد رابطه‌ای صحیح برقرار نمایند. ترس در همه ابعاد زندگی بازدارنده بوده و مانع پیشرفت می‌گردد

با جریان آب پیش روید

ه‌مان گونه که ذکر شد برخی برای خود چارچوب‌هایی در نظر گرفته و از محیط امنی که برای خود فراهم نموده‌اند خارج نمی‌شوند؛ مبادا آسیب عاطفی ببینند. برای به دست آوردن شریک زندگی و یافتن عشق لازم است خود را به دست جریان آب بسپاریم؛ بدین معنا که با قانون طبیعت هماهنگ شویم. قرار دادن حصار‌ها فقط سبب محدودیت و تنهایی می‌شود. دست و پا زدن و خواستن آنچه واقعیت ندارد و با قوانین طبیعت سازگار نیست، حاصلی نخواهد داشت. اعتماد و توکل به نیروی برتری که افراد را در رسیدن به انتخاب صحیح یاری می‌رساند، اعتماد به نفس بیشتری به زنان و مردان خواهد بخشید.

تقویت اعتماد به نفس

یکی دیگر از دلایل نیافتن شریک زندگی، نداشتن اعتماد به نفس کافی است. برخی ناخودآگاه بر این باورند که لایق و شایسته عشق نیستند و در این دنیا کسی پید ا نخواهد شد که آن‌ها را دوست بدارد؛ فارغ از اینکه خداوند برای هر فردی جفتی آفریده است و تاهل جزئی از قوانین طبیعت است. در دنیا افراد زیادی وجود دارند که لایق دوست داشتن و دوست داشته شدن باشند. چنانچه فردی مورد توجه شخصی خاص قرار نگیرد دلیل بر آن نیست که دیگران نیز به وی بی‌اعتنا باشند.

عشق‌های آتشین

برخی افراد تصور می‌کنند پس از اولین جلسه باید عشقی عمیق و یا احساسی خاص بین آن‌ها و طرف مقابل شکل گیرد. نمی‌توان انتظار داشت در اولین ملاقات شیفتگی به وجود آید و اگر این اتفاق بیفتد، بهتر است در انتخاب دقت بیشتری کرد. بسیاری از افرادی که نتوانسته‌اند زوج خود را انتخاب کنند در این مرحله سریع قضاوت می‌کنند و در اولین برخورد انتظار به وجود آمدن عشق را دارند؛ در صورتی که عشق و محبت به مرور زمان شکل می‌گیرد. باید به طرف مقابل فرصت ابراز محبت و نشان دادن ابعاد وجودی‌اش را داد

ذهنیات پیشین و افکار منفی

متاسفانه زنان و مردان بسیاری هستند که در پس زمینه ذهنشان بنا به هر دلیلی و یا پیشینه خانوادگی دید منفی نسبت به جنس مخالف و یا زندگی مشترک شکل گرفته است. متاسفانه در خانواده‌های پر تنش و والدینی که بنا بر اجبار کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، فرزندان تصور ناخوشایندی از ازدواج در ذهنشان به وجود می‌آید. همین پیش زمینه سبب می‌شود ناخودآگاه فرد فرصت‌های شکل گیری یک رابطه عاطفی را دفع و سدی در برابر رشد عواطف‌اش ایجاد کند در این مرحله بهترین کار مراجعه به مشاور و روانپزشک متبحر است.

از بالا نگاه کردن

آنچه به صورت شایع می‌توان مشاهده کرد، روابطی است که به دلیل تامین مالی و استقلال افراد بر هم می‌خورد. هر شخصی حق دارد استقلال مالی، ‌ اجتماعی و... داشته باشد، اما این بدان معنا نیست که تا پایان عمر تنها بماند. زندگی فقط در بعد مادی و اجتماعی خلاصه نمی‌شود برخی معتقدند با توجه به شغل و درآمد بالا و موفقیت‌های اجتماعی و شغلیشان نیاز به فرد دیگری ندارند و خود می‌توانند نیازهای خود را تامین کنند؛ فارغ از اینکه هر فرد نیازهای فراتری نیز دارد.
نیاز به مورد توجه بودن، نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن از مواردی است که سبب استحکام روحی و روانی هر فرد می‌شود. واقعیت این است که همه انسان‌ها نیاز به حمایت عاطفی دارند و این نیاز را درون خود حس می‌کنند؛ هر چند بر زبان نیاورند. این نوع تفکر سد بزرگی است در برابر یافتن شریک زندگی. با این تفکر فرد در هر آشنایی از بالا به طرف مقابل نگاه کرده و ناخودآگاه وی را تحقیر و سرزنش می‌کند. طبیعی است هیچ کس نمی‌خواهد با فردی که تحقیر می‌کند، زندگی کند.


منبع :
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2489روز قبل
چهارشنبه 9/5/1392 - 22:22
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

چه سئوالاتی در جلسات آشنایی دختر و پسر جهت خواستگاری و ازدواج باید مطرح شود:
من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید .
نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:

1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.

2 - سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:
نظر شما در مورد حجاب چیست؟
- شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
- شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
- میعارهای شما برای ازدواج چیست؟
- شما چه نقشی برای زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟
چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد.

3 - به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.

شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟
آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟
آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟
آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟
آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟
آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟
آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟
آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟
آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟
آیا یک آقا یا یک خانم پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟
آیا برای یک خانم دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟
آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟
و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.
(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)

4- حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:

الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد
مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....
یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟
مثلا:
شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟
آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد
مثلا:
با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)
- کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.
- همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،

ج ) انعطاف پذیری
این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.
به این سئوال توجه کنید:
اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟
نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)
در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:
باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب و جوابی شبیه این:
به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت
18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.
( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)
نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد
شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....

هـ) مسائل اقتصادی خانواده
این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟
درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

و) میزان استقلال یا وابستگی فرد
مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟
سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.
یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟
یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟

ز) صفات شخصی و روانی:
افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.
همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )، منزوی و بی علاقه به تفریح، (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:
این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.
این سئوال را دقت کنید:
آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟
آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟
آیا شما هم با این موافقید که خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟
چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟

ط) دوستان
اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.
سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)
با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)
با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

ی) خانواده فرد
سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند. 

ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان
این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.
( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)

ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده
شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....
سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.

م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، باز توصیه می کنم که مقالات بخش ازدواج سایت همدردی را به دقت مطالعه فرمائید، مخصوصا مقاله « اگر چنین هستید، صبر کنید ازدواج نکنید» این بار این مقاله را از دیدگاه دیگری بخوانید.
از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)

در خاتمه توصیه دیگری هم دارم.
از آنجا که خیلی مسائل شناسایی در ازدواج مهم هستند، اگر بتوانید به همراه هم به مشاور خانواده مراجعه کنید، و نظر او را نیز بگیرید، کمک زیادی در تصمیم گیری به شما می شود.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
چهارشنبه 9/5/1392 - 1:20
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )
برایتان موقعیت ازدواجی پیش آمده که فکر می کنید همه شرایطش مناسب است. تحصیلاتتان، خانواده هایتان، روحیات و اعتقادات تان با هم همخوانی دارد اما یک مشکل بزرگ، دل چرکینتان می کند.

اول ظاهرش را بپسندید بعد خودش را

صورتش را نمی پسندید! زیادی لاغر یا زیادی چاق است. از تیپ و پوشش اش خوشتان نمی آید و... باید به ازدواج با او فکر کنید یا به نه گفتن؟

پسندیدن ظاهر اولین شرط ازدواج است. قرار نیست داماد شبیه فلان هنرپیشه هالیوود باشد و عروس ملکه زیبایی دنیا. همین که علف به دهن بزی شیرین بیاید، همین که از ظاهر و چهره اش احساس خوبی پیدا کنید، به دلتان بنشیند و کششی نسبت به او داشته باشید، از مرحله اول انتخاب به سلامت عبور کرده اید.

همیشه شنیده ایم که ظاهر عادی می شود. بنابراین معیار زیبایی و ظاهر برای خیلی ها در اولویت های آخر انتخابشان قرار می گیرد. اما واقعیت این است که ظاهر قبل از آنکه عادی شود باید مورد تایید شما باشد. از الهه های زیبایی و مانکن ها صحبت نمی کنیم. صحبت مان سر چهره هایی است که با سلیقه شما جور در می آیند. شاید این چهره از نظر خواهر یا برادر شما زیبا یا جذاب نباشد اما برای شما باید جذابیت داشته باشد.

در واقع باید این طور بگوییم که نارضایتی از ظاهر طرف مقابل و به اکراه پذیرفتن آن، خیلی وقت ها مانع صمیمیت بیشتر است. شما طرف مقابل را همه جور تایید می کنید اما تا چشم تان به صورتش می افتد، پس می کشید و ترجیح می دهید نگاهش نکنید. نارضایتی از ظاهر گاهی خیلی زیرپوستی وجود دارد. شما فکر می کنید با ظاهر همسرتان کنار آمده اید اما در واقع هیچ گرایشی به او ندارید و همین می تواند باعث سردی، بدی روابط زناشویی و مانعی برای روابط عمیق تان باشد.

ذره بین روی رفتار

اما این فقط ظاهر و زیبایی و تناسب اندام نیست. بخش مهمی از پسند ظاهری، در رفتار تعریف می شود. آیا رفتار طرف مقابل شما زیادی خشن و خشک است؟ بی پروا است؟ در جمع رفتارهای غیرقابل کنترلی دارد که از آن خجالت می کشید؟ عقایدی دارد که برای خودش بسیار محترم است اما شما از مطرح شدنشان در جمع واهمه دارید؟ رفتارش زیادی گل درشت است؟ آرزو می کنید کاش بعضی از جنبه های رفتاری اش را به میل شما تغییر می داد؟ دست نگه دارید! این ازدواج برای شما خطرناک است.

شما ازدواج نمی کنید که کسی را تغییر دهید. طرف مقابل شما، همینی است که هست. همین طور که شما مجموعه رفتارها، آداب و عقایدی دارید که دوست ندارید کسی آنها را به زور و به خواست خودش عوض کند. رفتار ما متناسب با خانواده و اجتماعاتی که در آن رشد کرده ایم متفاوت است و این تفاوت همیشه بد نیست اما گاهی غیر قابل تحمل است. در این صورت روی ازدواج با همسری که رفتارهای اجتماعی یا عقاید شخصی اش برای شما غیرقابل تحمل است باید بیشتر فکر کنید.

این سوال ها را بپرسید

· قبل از آن که به ازدواج با کسی به طور جدی فکر کنید، از خودتان این سوالات را بپرسید:

· آیا اگر در جمع دوستان و فامیل با این زن/مرد دیده شوم، خجالت می کشم؟

· آیا رفتارهایی دارد که باید در جمع مراقب باشم که آنها را بروز ندهد؟

· باید مدام از او بخواهم خوددار باشد و جلوی خانواده و آشنایانم رفتارهای او را توضیح دهم و جبران کنم؟

· این چهره، چهره ای هست که در همه حال دوستش داشته باشم یا فقط وقتی مرتب و آراسته و تمیز و سرحال است او را می پسندم؟

· آیا از تیپ لباس پوشیدنش خوشم می آید؟

· اگر در یک شبکه اجتماعی عضو باشم، حاضرم او را به عنوان همسر خود معرفی کنم؟

· آیا کلیت رفتار و ظاهر شما در مقایسه با همسرتان طوری هست که بگویند به هم می آیید؟ اگر بشنوید که می گویند شما از همسرتان سر هستید، ناراحت نمی شوید؟

رابطه همسری مثل روابط اجتماعی نیست که بتوانید در آن ظاهر فرد را ندید بگیرید. در روابط اجتماعی شما یک همکار خوش خلق و خلاق و منظم خیلی بهتر از همکاری زیبا و خوش اندام اما تنبل است. اما در روابط زناشویی، از آنجایی که کشش و جاذبه جنسی نقش مهمی ایفا می کند، پسندظاهر اهمیت بیشتری می گیرد

ایده آل های بدقیافه

اما اگر با کسی آشنا شده اید که از هر جهت مناسب است اما چیزی را در ظاهر او نمی پسندید چه باید بکنید؟

ببینید عنصر نامطلوب شما چقدر قابل تغییر است. اگر با چاقی یا لاغری اش مشکل دارید، مساله را با او در میان بگذارید. ببینید چقدر حاضر به همکاری است تا به ظاهر ایده آل شما برسد. مدل مو، وزن و شکل لباس پوشیدن در گذر زمان قابل تغییر است اما شما نمی توانید رنگ پوست، حالت چهره و قد و چهارچوب بدنی یک فرد را اصلاح کنید. بنابراین درباره تغییر ناپذیرها کمی حساس تر باشید.

کشش را دست کم نگیرید

رابطه همسری مثل روابط اجتماعی نیست که بتوانید در آن ظاهر فرد را ندید بگیرید. در روابط اجتماعی شما یک همکار خوش خلق و خلاق و منظم خیلی بهتر از همکاری زیبا و خوش اندام اما تنبل است. اما در روابط زناشویی، از آنجایی که کشش و جاذبه جنسی نقش مهمی ایفا می کند، پسندظاهر اهمیت بیشتری می گیرد. اگر یک نفر هزاران صفت عالی داشته باشد اما از نگاه کردن به او، لمس کردن و در آغوش کشیدنش احساس تنفر کنید یا تصور روابط نزدیک با او برایتان غیرممکن باشد، هیچ وقت نمی تواند طرف خوبی برای رابطه ای طولانی به اندازه زندگی مشترک باشد. ازدواج رابطه طولانی مدتی است که شما در آن باید همه جوره طرف مقابل تان را بپسندید. اگر زنی را انتخاب کنید که چهره اش فقط با آرایش مطلوب شماست یا با مردی ازدواج کنید که وقتی خسته است نمی توانید به صورتش نگاه کنید یا وقتی مدتی ورزش را کنار می گذارد، اندامش برای شما غیرقابل تحمل می شود، باید در انتخاب خود دقت بیشتری کنید.


linkafarin.com
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
چهارشنبه 9/5/1392 - 1:19
شاه پری ( تعداد مطالب : 606 ) ( تعداد نظرات : 112 )

عجیب ترین خواستگاری های دنیا

http://vatanfa.ir/wp-content/uploads/9d9ec72f7227f2171382bccdd16127e91.jpg

وقتی صحبت از ازدواج می‌شود، مرد ها سخت ترین وظیفه را بر دوش دارند؛ باید پا پیش بگذارند از دختر مورد علاقه خود خواستگاری کنند.
در این بین مردانی هستند که برای اینکه لحظه خواستگاری را به یادماندنی تر و شیرین تر کنند دست به اقدامات عجیب و غریبی می زنند تا بلکه دل محبوب خود را بدست بیاورند و جواب مثبت را از او بگیرند.

خواستگاری در بی وزنی:
یک مرد آمریکایی از دختر مورد علاقه اش در کابین یک بوئینگ ۷۵۱ در حالی که در فضا شناور بودند، خواستگاری کرد.این مرد جوان به عنوان هدیه تولد نامزد چند ساله اش، او را به یک سفر با هواپیمایی که شرایط حاکم در فضا را شبیه سازی می‌کند دعوت و سپس هزاران متر بر فراز دریا و در حالی که هر دو در فضای کابین شناور بودند ،از او خواستگاری کرد.

خواستگاری در میان شعله های آتش:
تاد، یک بدل کار عاشق که به دنبال شیوه جالبی برای گرفتن جواب مثبت از دختر مورد علاقه اش بود تصمیم گرفت تا برای این که او را تحت تأثیر قرار دهد از یک سکوی بلند درون یک استخر و در حالی که آتش او را فراگرفته خود را پرتاب کند. برای این منظور تاد لباس مخصوصی تن کرد و در مقابل چشمان دختر خود را آتش زد و به سرعت از سکو به درون استخر پرید. پس از چند ثانیه تاد صحیح وسالم از استخر بیرون آمد در مقابل پشمان بهت زده ی ملیسا، زانو زده و از وی تقاضای ازدواج کرد.

خواستگاری در ارتفاع ۶۰۰۰ متری:
ماتئو مارتینز، چتر باز ماهر، از دختر مورد علاقه اش در شرایطی که هر دو در ارتفاع ۶۰۰۰ متری از سطح زمین آماده انجام پرش با چتر بودند خواستگاری کرد.

خواستگاری از طریق آگهی بازرگانی:
راند به دنبال رمانتیک ترین روش برای خواستگاری از دختر رویاهایش بود و به این فکر افتاد که در بین برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه دوست دخترش ظاهر شود و از او تقاضای ازدواج کند. بنابراین با برنامه ی مورد علاقه ای همسرش تماس گرفت و در ازای پرداخت مقداری پول آنها حاضر شدند که برای چند دقیقه تصویر راند را در زمان پخش اگهی های بازرگانی به روی آنتن بفرستند.
در ۶ فوریه سال ۲۰۰۶ ملیسا در حال تماشای برنامه خود بود که ناگهان تصویر راند روی صفحه تلویزیون او ظاهر می‌شود و از او سوال معروف” با من ازدواج می‌کنی” را می‌پرسد و ملیسا هم که بسیار ذوق زده شده بود همانجا جواب مثبت را میدهد. اگر چه راند قادر به شنیدن آن نبود.

خواستگاری مجازی:
برنی پنگ ۲۶ ساله اهل نیو جرسی حدود یک ماه برای برنامه ریزی مجدد بازی تلاش کرد و موفق شد که طوری آن را برنامه ریزی کند که زمانی که تیمی لی، دختر مورد علاقه اش آن را بازی می‌کند و امتیاز بالایی کسب می‌کند یک انگشتر نامزدی صورتی بر روی صفحه به همراه سوال ” با من ازدواج می‌کنی” پدیدار شود.
شرکت سازنده این بازی زمانی که متوجه شد برنی بازی آنها این چنین ماهرانه هک کرده نه تنها از وی شکایت نکرد بلکه حاضر شد بخشی از هزینه ی ازدواج او را متقبل شوند.

خواستگاری با چتر:
شان پالمگرن، یک عاشق خلاق آمریکایی، برای خواستگاری از دختر مورد علاقه اش به تعداد حروف عبارت انگلیسی will you marry me “” چتر خرید و بر روی هر یک، یکی از واژه ها ی این جمله را نوشت. سپس آنها را بین تعدادی از دوستان خود پخش کرد. شان از دوست دخترش، بتسی، خواست تا با هم در یک پارک قدم برنند. همینطور که در حال قدم زدن بودند، بتسی چند مرد را دید که همهگی زیر آفتاب چتر بالای سر خود گرفته اند. او از این اقدام آنها تعجب کرد و اما دیری نپایید که تعجب او تبدیل به احساس شوق فراوان شد. با اشاره ی شان ناگهان همه ی چتر پایین آورده شدند و عبارت ” با من ازدوج می کنی” را در مقابل چشم های بتسی نقش بستند..

استفاده از تام کروز برای خواستگاری:
جائو کارتینر یک تصویربردار است که برای شبکه RTP پرتغال کار می کند. وی در فرصتی که تام کروز برای انجام یک مصاحبه در این شبکه حاضر شده بود از او خواست تا از طرف او از سونیا، دختر مورد علاقه اش خواستگاری کند. جائو یک کلیپ از تام کروز تهیه کرد و با موافقت RTP این کلیپ از طریق این شبکه پخش شد. در این کلیپ تام کروز از جانب جائو از سونیا خواستگاری کرد.

اجاره یک گروه تئاتر برای بازی صحنه ی خواستگاری:
یک سرمایه دار مشهور اوکراینی برای خواستگاری یک گروه تئاتر را اجاره کردو به کمک آنها نماشنامه ای با عنوان ” رمانتیک ها ” تهیه کرد و خود نقش اول آن را بر عهده گرفت. در روز اجرای این نمایش جنادا زالینسکس ۳۶ ساله دختر مورد علاقه خود، ویکتوریا، را به دیدن این نمایش دعوت کرد. جنادا در حالی که یک نقاب به صورت داشت روی صحنه آمد و در حالی که قرار بود عشق خود را به بازیگر زن مقابلش ابراز کند رو به ویکتوریا که در میان تماشاگران نشسته بود کرد و گفت: : “دختری که دوست دارم نامش ویکتوریاست و در ردیف ششم نشسته است. ویکتوریا با من ازدواج می‌کنی؟

http://tehrankids.com/uploads/posts/2011-11/1321724787_3071b735839241378381148a5e554b78.jpg


زمان آخرین مطلب این کاربر: 1926روز قبل
دوشنبه 7/5/1392 - 0:20
m_hadi47 ( تعداد مطالب : 6910 ) ( تعداد نظرات : 98 )


وقتی تصمیم گرفتید از حجم جیب، کیف یا حساب بانکی تان کم بکنید و از گل فروش محله تان یا محله دخترخانم گل بخرید؛ هر گلی با هر رنگی که دوست داشتید، نخرید.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، در این مطلب می خواهیم از مرحله بسیار شیرین و هیجان انگیز اولین جلسه خواستگاری صحبت کنیم. ... اول از آقاپسرها، یعنی آقادامادها شروع می کنیم که در این موقع به حضور یک خواهر زرنگ و چابک برای انجام هماهنگی های لازم با خانواده عروس نیاز دارند. راستی طرح شما برای اولین جلسه خواستگاری چیست؟ منظورم این است که می خواهید با گل بروید یا بدون گل و خودتان نقش گل را ایفا خواهید کرد؟



گل ببرید یا نبرید؛ مسئله این است!

«خانواده پسر با توجه به شناختی که از شرایط فرهنگی و اجتماعی خانواده دختر دارند ممکن است در جلسه اول خواستگاری با خود گل ببرند یا نبرند. اگر خانواده پسر نمی دانند که در جلسه اول باید گل ببرند یا نه، بهتر است این کار را به دو دلیل انجام دهند: اول این که اگر خانواده دختر انتظار آوردن گل را داشته باشند ولی چنین کاری انجام نشود ممکن است آن را به حساب بی احترامی یا دست کم گرفتن خود بگذارند.

دوم این که در هر شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اگر در اولین جلسه گل برده شود اثر روانی خوبی روی خانواده دختر خواهد داشت (حتی اگر خواستگاری به سرانجام نرسد.)»

گل، چه رنگش خوبه؟

وقتی تصمیم گرفتید از حجم جیب، کیف یا حساب بانکی تان کم بکنید و از گل فروش محله تان یا محله دخترخانم گل بخرید؛ هر گلی با هر رنگی که دوست داشتید، نخرید.

«بهتر است گل صورتی رنگ (علامت حیات و زندگی)، از یک نوع و به تعداد فرد باشد تا دسته گل زیباتری درست شود.»

در ضمن حواستان باشد از باغچه منزل یا همسایه یا ... گل نچینید.«مواردی پیش آمده که خانواده پسر از گل های باغچه منزل استفاده کرده اند. امکان دارد خانواده دختر چنین کاری را حمل بر بی احترامی کنند. حتی اگر قرار است از گل های باغچه منزل استفاده شود، باید همراه با چند گل دیگر در گل فروشی به صورت دسته گلی زیبا تزیین و سپس برده شود.»

« خوب است خانواده عروس وقتی گل را دریافت می کنند آن را در یک گلدان بگذارند و در همان اتاقی که خانواده پسر پذیرایی می شوند، در معرض دید آنان قرار دهند.»

چه کسی بیاید، چه کسی نیاید؟!

خاله بیاید یا عمه؟ کدام خواهرتان در مراسم حضور پیدا کند؟ تکلیف مادربزرگ چیست؟ اگر همسر برادر بزرگ تر بیاید، همسر برادر کوچک تر شاید ناراحت بشود و ...

کاملا درکتان می کنیم، ولی دقت کنید که حتما تصمیم عاقلانه ای بگیرید چون رفتارها و کیفیت حضور در اولین جلسه خواستگاری بسیار مهم است.

در کشور ما رسم است در نوبت اول، خانم ها که معمولا مادر پسر عضو اصلی آن هاست همراه با یک یا دو دخترش، خاله داماد یا یکی از خانم هایی که احتمالا بزرگ تر فامیل است در مجلس خواستگاری حاضر می شوند.

بعضی مادران نیز همراهی یک خانمی را که روابط نزدیکی با خانواده عروس دارد، ترجیح می دهند. بهتر است خانم هایی که به خواستگاری می روند از بردن عروس های خانواده، دخترخانم های مجرد کم سن و سال و بچه ها خودداری کنند؛ چرا که معمولا عروس های خانواده ابتدا به مقایسه خودشان با دخترخانم که احتمالا در آینده «جاری» آن ها می شود، می پردازند و این موضوع ممکن است در ارزیابی آن ها از شرایط عروس تاثیر بگذارد.

دخترخانم های مجرد کم سن و سال قدرت تجزیه و تحلیل کامل فضای خواستگاری را ندارند. بچه های کوچک نیز ممکن است عملی انجام دهند یا حرفی نابجا را در شرایط نامناسبی بزنند که مشکل ساز شود.

گاهی در برخی خانواده ها به دلیل آشنایی و رفت و آمدی که از قبل داشته اند یا به دلیل داشتن نسبت فامیلی، در همان نوبت اول، پدر و پسر هم همراه مادر می روند.»در شماره بعد درباره لباس مناسب خواستگاری و راه هایی برای کاهش اضطراب خواهیم نوشت. عروس خانم ها هم منتظر باشند تا به آن ها بگوییم وقتی خواستگارها زنگ خانه را به صدا در آوردند، آن ها کی در را باز کنند!

برگرفته از کتاب «در پیچ و خم خواستگاری»
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2031روز قبل
جمعه 4/5/1392 - 23:18
djalimusic ( تعداد مطالب : 4038 ) ( تعداد نظرات : 146 )

میگنا – احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید؛ دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید چون اساسا آینده ای برای این رابطه نمی بینید. اما کمی دست نگه دارید! نمی‌خواهیم شمارا از تصمیمتان منصرف کنیم فقط می‌خواهیم کمی با هم مواردی را که شاید در ذهنتان مرور نکرده‌اید، مرور کنیم.

شکی نیست که جدایی در دوران نامزدی بسیار بهتر از جدایی در دوران عقد، و جدایی در دوران عقد بسیار کم ضررتر از جدایی بعد از ازدواج است.

با این حال همین تصمیم در دوران نامزدی هم تبعاتی دارد که باید مراقب آنها باشید و آنها را در تصمیم تان لحاظ کنید.

روی کاغذ بیاورید

سعی کنید افکار و ‌نظرهایی که دارید، بنویسید و آنها را با نامزدتان در میان بگذارید. تمام نارضایتی ها، خواسته ها و ناراحتی هایتان را بنویسید. در بسیاری موارد حرف‌هایی وجود دارد که نمی‌توانید آنها را به زبان بیاورید اما اگر فضایی آرام برای خودتان ایجاد کنید و به خودتان زمان بدهید، می‌توانید آن حرف‌ها را روی کاغذ و در مرحله بعد به زبان بیاورید.

این کار حتی می‌تواند باعث شود همسرتان برای اولین بار هم که شده به حرف‌های شما گوش دهد چرا که نوشتن به نوعی خارج شدن از محدوده شخصی است و شما رازهای این محدوده شخصی را با طرف مقابلتان در میان می‌گذارید. در خلوت و تنهایی و فکر کردن می‌توانید دلیل واقعی عصبانیت‌ها و برخی رفتارهایتان را بیابید.

هزینه‌هایش را بسنجید

با خودتان فکر کنید هزینه‌های زوج‌درمانی و مشاوره را پرداختن و به حل مشکل فکر کردن بهتر است یا مهر طلاق را در شناسنامه کوبیدن و پله‌های دادگاه‌ها را بالا و پایین رفتن کدام یک برایتان کم هزینه تر در می آید؟

شاید هنوز این راه را که انتهایش بن‌بست نیست، امتحان نکرده باشید. البته یک نکته را هم باید در نظر داشته باشید. زمان تان را هدر ندهید.

عمر و جوانی شما چیزی است که نباید با دست دست کردن یا بی گدار به آب زدن حرامش کنید. با مشورت گرفتن از مشاورهای

تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد

مجرب و دلسوز و قاطعیت تصمیم بگیرید. با صداقت باشید اگر سوال‌های درستی در ذهنتان درباره‌ تصمیمی که گرفته‌اید، نداشته و همه ابعاد آن را نسنجیده باشید و برای سوال‌هایتان و خودتان جواب قانع‌کننده نداشته باشید، به جای اینکه از طلاق راهی برای رهایی بسازید، قلعه‌ای برای اسارت می‌سازید بنابراین لازم است از خودتان بپرسید:

چرا در این موقعیت قرار گرفته‌ام؟

چرا تصمیم به ازدواج با این فرد گرفتم؟ چه کارهایی انجام دادم که باعث وخامت اوضاع و عصبانیت و درگیری شد؟ سهم هر کدام از ما در این اختلاف ها چقدر است؟ چه بخشی از اختلاف ها به تفاوت های شخصیتی ما برمی گردد؟ چه بخشی به دخالت اطرافیان و چه بخشی مربوط به اشتباهات و بی تجربگی هایمان است؟ تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد.

بیشتر ازدواج‌ها سیاه و سفید نیستند و اغلب خاکستری‌اند و این یعنی می‌توانید آن را به سمت سیاه و سفید ببرید در حالی که بیشتر افراد وقتی اتفاقی میانشان می‌افتد، به جای درست کردن اوضاع، به سمت تخریب کامل پیش می‌روند.

قبل از بهم زدن نامزدی‌تان بخوانید:

مشورت کنید

قبل از مشورت با اطرافیان، تصمیمی نگیرید. خیلی از اطرافیان شما هستند که در دوران نامزدی مشکلاتی شبیه شما داشته اند اما بعدها این مشکل را حل کرده اند. از آنها بپرسید چطور با مشکلاتشان کنار آمده اند و چگونه توانسته اند رابطه و نامزدی شان را مدیریت کنند.

مشورت با بزرگترها می تواند راهگشا باشد اما دقت کنید که تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. با اقتدار اما نه لجبازی تصمیم بگیرید. اگر به اندازه کافی مطمئن هستید، راه های بالا را رفته اید و هنوز فکر می کنید ازدواج شما با این شخص سرانجامی نخواهد داشت، با احترام به والدین تان بگویید تصمیم تان قطعی است و می خواهید آینده خوبی برای خود بسازید.

عواقبش را بشناسید

بدانید تصمیمی که گرفته اید تبعاتی دارد. خیلی ها از نامزدی شما با خبر هستند و همین می تواند باعث شود تا مدت ها حرف جدایی شما بین دیگران زده شود. با این مساله کنار بیایید و سعی کنید به چیزی جز آینده درخشان تان و ساختن زندگی بهتر و رشد دادن خودتان فکر نکنید.
به جای متمرکز شدن روی گذشته، به آینده نگاه کنید و بدانید این تصمیم را برای داشتن آینده بهتر گرفته اید. پس با درگیر شدن در حرف و حدیث های دیگران وقت و انرژی خود را هدر ندهید.

در مقابل سوال و جواب دیگران خیلی محترمانه و سربسته بگویید که این ازدواج نمی توانست سرانجامی داشته باشد و ترجیح داده اید جلوی ضرر را از همین جا بگیرید.

به دوستان و آشنایان کنجکاو بگویید نامزدی به معنی ازدواج نیست و دوره ای است برای شناخت بهتر. بنابراین تصمیمی که گرفته اید بر اساس منطق بوده است.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 988روز قبل
جمعه 4/5/1392 - 3:1
shadbi ( تعداد مطالب : 15639 ) ( تعداد نظرات : 1106 )

زنان برای فهم روحیات و خصوصیات مردان باید به هزار حیله متوسل شوند و شش دانگ حواسشان را جمع كنند تا بتوانند شناخت كافی نسبت به مرد زندگی‌شان به دست بیاورند. شما هم اگر جزو خانم‌هایی هستید كه می‌خواهید همسر یا نامزدتان را بهتر بشناسید، می‌توانید از نوع لباس پوشیدنش به ویژگی‌های اخلاقی او پی ببرید و بهترین و درست‌ترین عكس‌العمل را در مقابل او انجام دهید. به‌خاطر داشته باشید هرچه شناخت شما كامل‌تر و درست‌تر باشد و انتخاب بهتری داشته باشید، زندگی مشترك شیرین‌تری را تجربه خواهید كرد.

رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر درون
در بحث روانشناسی مبحثی به نام «روانشناسی رنگ» وجود دارد كه شدیدا در روحیه انسان تاثیرگذار است. به‌عنوان مثال رنگ قهوه‌ای یك رنگ مرده و بی‌جان بوده كه در تضاد با رنگ قرمز است، یا رنگ آبی آرام‌بخش است. به خاطر همین است كه می‌گویم دریا آرام‌بخش است. رنگ مشكی را من به عنوان رنگ عزا قبول ندارم، به نظر من رنگ مشكی هیبت و زیبایی خاص خودش را دارد.

رنگ سفید واقعا به نظرم صلح می‌آورد و ناخودآگاه آرامش را به شما هدیه می‌دهد. به همین دلایل می‌شود از روی رنگ لباس افراد به ویژگی‌های اخلاقی‌شان پی برد. طبیعتا كسی كه از رنگ‌های شاد استفاده می‌كند آدم فعال و شادی است و روحیات درونی‌اش زنده است و بالطبع هر كه از رنگ‌های سرد و بی‌روح استفاده كند آدم شاد و سرحالی نیست.

آنهایی که تی‌شرت‌ها و پولیورهای یقه هفت می پوشند
در پولیورهای یك مرد جنس و نوع آن به اندازه تركیب و بافتش اهمیت دارد. مردانی كه از این مدل لباس‌ها استفاده می‌كنند، مردان خودخواهی هستند كه در درجه اول به خودشان اهمیت می‌دهند و بیش از آنكه به شما عشق و محبت بدهند هدف‌شان این است كه از شما عشق و محبت بگیرند. زودرنج هستند و بالطبع خیلی هم زود به آنها برمی‌خورد، توقع دارند كه شما احترام‌شان را نگه دارید و تحمل كوچك‌ترین بی‌احترامی را ندارند.

آنهایی که تی‌شرت‌ و پیراهن‌های گشاد روی شلوار انداخته می پوشند
مردهایی که به این نوع پوشش علاقه دارند خیلی راحت‌طلب هستند و زندگی آرام و بی‌سروصدایی دارند و حرف مردم برایشان مهم نیست و اصلا افراد دهن‌بینی نیستند. از كنار مشكلات به‌راحتی رد می‌شوند و آنها را جدی نمی‌گیرند. بیش از هرچیزی در زندگی به دنبال آرامش هستند و برای رسیدن به آرامش از هیچ كاری دریغ نمی‌كنند. در پول خرج كردن هم خیلی راحت هستند و پول را برای خرج كردن می‌دانند نه برای جمع كردن.

بلوزهای یقه اسكی و پیراهن‌های یقه ایستاده
مردهایی که به این نوع پوشش علاقه دارند، خیلی محافظه‌كار هستند و در کل با مسائل منطقی برخورد می‌كند، اصلا احساساتی نیست اما در عین حال عاشق خانواده و همسرش است. سیاستمدار است و با حساب و كتاب كار می‌كند. بدون فكر حرف نمی‌زند و بدون فكر عمل هم نمی‌كند. خیلی دیر قول می‌دهد اما وقتی قولی را به شما بدهد محال است آن را زیر پا بگذارد.

مردانی که دستمال گردن می‌بندند
مردانی كه از دستمال گردن استفاده می‌كنند افرادی با اعتمادبه‌نفس هستند و در ضمن سخاوتمندند. اهل تجملات و پول خرج كردن هستند و علاقه خاصی به مادیات دارند. به‌طور كلی پول در زندگی این افراد نقش بسیار مهمی را ایفا می‌كند. اصولا به سلامت بدنشان خیلی اهمیت می‌دهند و در زندگی به دنبال رفاه هستند و همسری را انتخاب می‌كنند كه مثل خودشان باشد. آنها به رستوران‌های پرزرق و برق علاقه دارند و از لباس‌های كلاسیك استقبال می‌كنند.

كفش‌هایی که شخصیت مردان را آشکار می‌کنند
هیچ چیزی در مرد گویاتر از كفش او نیست، یك ضرب‌المثل ایتالیایی است كه می‌گوید: «اگر می‌خواهی مردی را بشناسی اول به كفش او نگاه كن.» از آنجاكه مدل‌های متفاوتی از كفش‌های مردانه در بازار وجود دارد ما آنها را به بخش‌های كلی تقسیم كردیم؛

كفش‌های نوك چهارگوش
این كفش‌ها پا را بزرگ‌تر از حد واقعی نشان می‌دهند. مردی كه این مدل كفش را انتخاب می‌‌كند مردی صادق، راستگو و قابل اعتماد است و از لحاظ روحی هیچ مشكلی ندارد. اعضای خانواده او را دوست دارند اما مرد فداكاری نیست و به دیگران تاحدی كمك می‌كند كه خودش به دردسر نیفتد.

با مردی كه كفش چهارگوش می‌پوشد چگونه برخورد كنیم؟
شما به راحتی می‌توانید به او اعتماد كنید. اگر انتقادی از او دارید مستقیما به او نگویید چون از انتقاد خوشش نمی‌آید. برای این كار بهتر است ابتدا یكی از نكات قوت او را برایش بازگو كرده سپس خیلی آرام از او انتقاد كنید. اما اگر می‌خواهید از او تشكر و قدردانی كنید، بهتر است این كار را خیلی مستقیم انجام دهید. گذشته از این موارد او مردی است كه می توانید به او تكیه كنید و مطمئن باشید كه پشت شما را خالی نخواهد كرد.

كفش‌های نوك گرد
كفش‌های نوك گرد نشانه قدرت و مردانگی است. مردانی كه به این مدل كفش علاقه دارند كمی دیكتاتور هستند و همیشه با دیسیپلین زندگی می‌كنند. زندگی آنها قوانین خاص خودش را دارد كه به هیچ عنوان نباید زیرپا گذاشته شود. این مرد، لاك تنهایی دارد و هروقت كه دلش بخواهد در آن لاك فرو می‌رود. پس در این شرایط بهتر است از او دوری كنید.

با مردی كه كفش نوك گرد به پا می‌كند چگونه برخورد كنیم؟
مهم‌ترین نكته در مورد این مرد، رعایت قوانین زندگی‌اش است، بنابراین پیش از هرچیز لازم است كه با قوانین او آشنا شویم و حتی‌المقدور آنها را رعایت كنید. اگر هم با یكی از قوانین او مشكل دارید باید با حرف او را متقاعد كنید. شما با این كار می‌توانید به هدف‌تان برسید مشروط به اینكه تا به حال تخطی نكرده باشید.

كفش‌های ورزشی
مردانی كه علاقه به كفش‌های ورزشی دارند و غالبا كفش‌های ورزشی به پا می‌كنند، خیلی عاشق طبیعت هستند، اهل شلوغی نیستند و از مكان‌های شلوغ فراری‌اند و هیچ چیزی به اندازه طبیعت آنها را آرام نمی‌كند. مهم‌ترین زن در زندگی آنها مادرشان است و اما خودشان تمایلی به تشكیل خانواده و ازدواج ندارند، ولی ممكن است در سنین بالا تن به ازدواج بدهند.

با مردی كه كفش ورزشی می‌پوشد چگونه برخورد كنیم؟
این مرد بیش از هرچیزی در زندگی به دنبال یك دوست صمیمی است تا بتواند درددل‌هایش را با او بازگو و بتواند به‌راحتی با او صحبت كند بدون اینكه توقعی داشته باشد. اگر می‌خواهید به او نزدیك شوید باید كاری كنید كه با شما راحت باشد. به او پیشنهاد دهید با هم به پیك‌نیك بروید و هروقت می‌خواهید هدیه‌ای برایش بخرید هیچ‌وقت سراغ گل‌های مصنوعی نروید. این مرد همانقدر كه به طبیعت علاقه‌مند است، از چیزهای مصنوعی متنفر است.

كفش‌های نوك باریك و ظریف
مردانی كه این مدل كفش را انتخاب می‌كنند مردانی كم‌جرات و محافظه‌كار هستند. این مردها اهل رفیق‌بازی‌اند و اصلا مسئولیت‌پذیر نیستند و تا جایی كه می‌توانند از بار مسئولیت شانه خالی می‌كنند. زندگی مجردی را به زندگی متاهلی ترجیح می‌دهند اما چون دم‌دمی مزاج هستند در دوران مجردی دوست دارند متاهل باشند و در دوران متاهلی هم دوست دارند، مجرد باشند.

با مردی كه كفش نوك باریك و ظریف می‌پوشد چگونه برخورد كنیم؟
هیچ‌وقت سعی نكنید او را مجبور به انجام كاری كنید چون نتیجه‌ای جز پشیمانی ندارد، اجازه دهید خودش به نتیجه درست برسد. هرچند كه زندگی كردن با این مرد خیلی سخت است اما اگر كمی صبور باشید می‌توانید از ویژگی‌های منفی او ویژگی‌های مثبتی خلق كنید. تنها كاری كه باید انجام دهید اول از همه صبر است و بعد از آن كمی خلاقیت!

مردان جسور
كلاه نزد مرد نشانه جسارت و جرات اوست و گاهی نیز نشانه عدم سلامت مزاج است. اما آنچه خیلی اهمیت دارد، اندازه كلاه است، چون رابطه مستقیمی با میزان احساس مسئولیت مرد دارد. هرچه كلاهی كه همسر شما روی سرش می‌گذارد بزرگ‌تر باشد، نشان‌دهنده این است كه او مردی استقلال‌طلب و حاكم است.

با مردی كه تی‌شرت گشاد می‌پوشد چگونه برخورد كنیم؟
در ساده‌ترین كلام بگوییم؛ هركاری دلتان می‌خواهد انجام دهید اما آرامش او را نگیرید و اجازه بدهید راحت زندگی كند. برای این كار باید به طور كلی با غر زدن خداحافظی كنید و گلایه را كنار بگذارید. مزاحم خواب و خوراك او نشوید، خوابش باید به اندازه باشد و غذایش هم باید سروقت آماده شود. خلاصه كلام اینكه هركاری از دست‌تان برای فراهم كردن آرامش او برمی‌آید، انجام دهید.

با مردی كه از دستمال گردن استفاده می‌كند چگونه برخورد كنیم؟
اگر همسر شما جزو این گروه از مردان است باید بدانید كه به هیچ‌وجه دوست ندارد شما را در حالت نامرتب و بی‌حوصله ببینید. این مرد اعتقاد دارد كه برای زندگی كردن به دنیا آمده است بنابراین سعی می‌كند در تمام لحظات زندگی شاد و خوش باشد. اگر روزی بیمار شدید اصلا نباید از او انتظار پرستاری داشته باشید او قطعا شما را نزد پزشك می‌برد و اگر احتیاج داشته باشید برایتان پرستار هم می‌گیرد اما به‌طور قطع خودش پرستاری از شما را به عهده نخواهد گرفت.

با مردی كه بلوز یقه اسكی و پیراهن‌های یقه ایستاده می‌پوشد چگونه برخورد كنیم؟
از آنجا كه او اهل مشورت كردن است باید در انجام كارها با او مشورت كنید و هیچ تصمیمی را بی‌هماهنگی با او اتخاذ نكنید. این مهم‌ترین اصل كنار آمدن با چنین مردی است. اهل جروبحث نیست اما از تبادل‌نظر و گفتمان خوشش می‌آید، بنابراین به راحتی می‌توانید با صحبت كردن نظر خودتان را به او بقبولانید. چون خودش نسبت به قول‌هایی كه به شما می‌دهد پایبند است درنتیجه از شما نیز توقع دارد كه روی حرف‌هایتان بایستید.

با مردی كه كلاه سرش می‌گذارد چگونه برخورد كنیم؟
از آنجاكه مردی استقلال‌طلب است باید در هرشرایطی طوری رفتار كنید كه او احساس نكند استقلالش تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. او مردی است كه از ریاست خوشش می‌آید اما تشنه آن نیست، بنابراین می‌توانید با استفاده از سیاست‌های زنانه‌تان او را آرام نگه دارید. این مرد را می‌توانید به‌راحتی آرام كنید اما بحث كردن با او هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

من آدم مهربانی هستم و به دنبال جنگ و جدل نیستم. عاشق آرامش و سفرم حتی در مواقعی كه عصبانی ‌می‌شوم، عصبانیتم را در خودم فرو می‌برم و آن را بروز نمی‌دهم. خانواده‌دوست هستم و برای رفیق هركاری كه از دستم ساخته باشد، انجام می‌دهم. اگر کسی از من کمک بخواهد شك نكنید كه تا ته خط با او خواهم رفت. عاشق سفرهای خارج از كشور هستم و اهل ماشین بازی‌ام.

مردانی که عاشق ساعت مچی هستند
مردی كه ساعت مچی گران قیمت به دست دارد و آستین لباسش را به اندازه‌ای كه ساعتش مشخص شود بالا می‌زند مثل قهرمان جنگی است كه همیشه باید آن علامت قهرمانی را به سینه بزند. این مرد فاقد اعتمادبه‌نفس است و در این ساعت گران قیمت به دنبال اعتمادبه‌نفس گمشده‌اش می‌گردد. او در انتخاب همسر هم همین‌طور رفتار می‌كند و همسر آینده‌اش باید شخصی باشد كه اعتمادبه‌نفس او شود و او بتواند با افتخار همسرش را به همه معرفی كند.

كسانی كه دنبال مارك و برند هستند
خوش‌پوش بودن، تمیز بودن و مرتب بودن برای انسان یك حسن است اما ملاك اصلی برای زندگی نیست و این كار اشتباهی است كه بعضی‌ها تمام زندگی‌شان را صرف خرید لباس‌های مارك و برند می‌كنند. اینكه شما حس زیبایی‌شناسی داشته و برای لباس‌هایی كه می‌پوشید از قبل طراحی ذهنی داشته باشید، خیلی خوب است اما نه در حدی كه دیگر بخش‌های زندگی‌را تحت‌الشعاع قرار دهد.

باید باتوجه به استایل و قد بلند یا قد كوتاه بودن یا چاغ و لاغر بودن مدل لباسی را كه می‌پوشیم انتخاب كنیم یا حتی مدل مو مهم است كه با استایل و شخصیت شما هماهنگ باشد. فرهنگ لباس زیبا پوشیدن چندسالی است كه در جهان اپیدمی شده، به‌خصوص در ایران رشد بیشتری داشته است.

منبع :http://bartarinha.ir
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2489روز قبل
چهارشنبه 2/5/1392 - 23:44
میثم ومپایر ( تعداد مطالب : 5258 ) ( تعداد نظرات : 1199 )
اسرار دوران مجردی خود را به نامزدمان بگوییم یا نه؟
یكی از نکات بسیار مهم در جلسات خواستگاری این است که فرد تا چه حد می تواند اسرار زندگی خود را به فرد مقابل بیان نماید؟

آیا اگر خطا و اشتباهی یا مسئله ای در زندگی اش رخ داده است، اجازه دارد آن را با نامزدش مطرح کند یا نه؟ مبادا بیان این اسرار دست مایه ای برای سركوب وی توسط همسرش در زندگی زناشویی آینده گردد؟ اسرار زندگی را می توان مانند مباحث امنیتی اطلاعات به چهار طبقه ( بکلی سری، سری، خیلی محرمانه و محرمانه ) تقسیم نمود. در زندگی نیز برای مسائل خود طبقه بندی داشته باشید.

1 - در جلسات اول خواستگاری می توانید مسائلی را مطرح کنید که دیگران اطلاع و آگاهی دارند ولی خواستگار شما از آن بی اطلاع است. مثلاً در محل و فامیل همه می دانند شما با یک ازدواج غیر موفق روبرو بوده اید بهتر است این نکته را قبل از قرار خواستگاری به اطلاع فرد مورد نظر برسانید که اگر با شنیدن این موضوع نظرش تغییر می کند قبل از جلسات خواستگاری و ایجاد زحمات و مشکلات متوجه شود.

2 - گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده و در شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاری اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاری باید برای فرد تشریح کنید. برخی از اسرار را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کنید. شما می توانید در مراحل بعد و به میزان اعتمادی که به فرد مقابل پیدا کرده اید، او را از این اسرار مطلع سازید.

3 - هرگز نباید از اشتباهات و لغزش هایی که در دوران مجردی انجام داده اید و کسی هم از آن باخبر نیست و شما نیز توبه کرده اید و یقیناً بعد از ازدواج هم همسرتان متوجه آن نخواهد شد، سخنی به میان بیاورید. زیرا گناهان وخطاها امری ما بین ما و خدای ماست، و هیچ کس اجازه ندارد آبروی خود را جلوی دیگران ببرد. علاوه بر این هرگز از فرد مقابل نخواهید كه به اینگونه مسائل اشاره کند. ولی اگر مسئله ای قبل از ازدواج برای شما پیش آمده و شما مرتکب جرم وخطایی شده اید و امکان بر ملاشدن آن را پس از ازدواج وجود دارد، باید حتماً به نحوی آن را برای فرد مقابل بیان کنید.

4 - گفتن تمام جزئیات ( عصبانیت های موردی، بی نظمی های موردی، ضعف در مهارتهای زندگی و... ) لازم نیست زیرا مفسده دارد و باعث نگرانی و ایجاد تردید می شود و زمینه وسوسه های شیطانی را فراهم می آورد و ممکن است فرد مقابل اینگونه برداشت کند که مشکل بسیار بزرگ بوده و فقط قسمتی از آن گفته شده است. به همین ترتیب گفتن جزئیات و مسائلی که به زندگی مشترک مربوط نمی شود لازم نیست، پرسیدن از آنها نیز لزومی ندارد بنابراین پرسش درباره اینکه چه گناهی مرتکب شده‌ای؟، آیا دوست پسر یا دختر داشته‌ای؟، چند تا خواستگار برایت آمده است؟، به خواستگاری چند نفر رفته‌اید؟ و... لازم نیست و گاهی توهین و بی‌حرمتی به شمار می ‌رود و پیامدهای منفی بسیاری دارد.

5 - از گفتن عیبی که خواستگاریتان را به هم می ‌زند، ابا نداشته باشید، چون در غیر این صورت خانه را درزمین سستی بنا کرده‌اید. عیبی که امکان دارد گفتن آن یک خواستگاری را به هم بزند،نگفتن آن یک زندگی را به هم خواهد زد .

6 - اگر شما دارای نقص عضو یا بیماری هستید باید به طور کامل و به دور از ابهام در مورد شناخت نقص، ناتوانایی‌ های آن و روش درمانش توضیح دهید. بهتر است در این موارد از پزشک بخواهید شرح بیماری شما را به طور دقیق و شفاف به زبان فارسی مکتوب بنویسد و آن را به فرد ارائه دهید وبا معرفی پزشک خود از آنها بخواهید هرگونه سوالی که دارند از پزشک معالجتان بپرسند.

7 - اگر فرد مقابل شما دارای نقص عضو یا بیماری است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم بگیرید، بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا فرد مقابل و به دور از هرگونه ترحمی تصمیم ‌گیری کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2286روز قبل
يکشنبه 30/4/1392 - 13:1
  • تعداد رکورد ها : 9161