teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

كامران، مجید و هادی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی هستند كه درخوابگاه زندگی می کنند و هم‌اتاقی‌ نیز هستند، بعد از صرف شام، مانند هر چهارشنبه شب دور هم نشسته‌اند تا درباره ازدواج با هم بحث و گفت‌وگو كنند. امشب علی، دانشجوی كارشناسی ارشد رشته ادبیات هم به آنها پیوسته است.
مجید: هفته پیش مطالب مفیدی بحث شد. به این نتیجه رسیدیم كه جوانان ما برای ازدواج با سه مشكل یا به قول هادی با سه چالش بزرگ روبه‌رو هستند؛ ملاك‌های همسرگزینی را به درستی نمی‌شناسند، راه‌های تشخیص ملاك‌ها را نمی‌دانند و برای پیداكردن فردی كه ملاك‌ها و ویژگی‌های یك همسر مناسب را داشته باشد، سرگردان هستند.
علی: البته اینها قسمت فكری و نظری ازدواج است وگرنه مشكلات اقتصادی مانند شغل،‌ مسكن و هزینه‌های عروسی موانع اساسی‌تری هستند.
كامران: علی‌آقا حق دارد. چون این ترم كارشناس ارشد ادبیات فارسی می‌شود،‌ مشكل سربازی هم ندارد، احتمالاً طرف مقابل را هم انتخاب كرده، می‌ماند شغل و مسكن! اما ما هنوز اندر خم یك كوچه‌ایم! توی ملاك‌ها و راه‌های تشخیص مانده‌ایم.
علی: نه، من هم هنوز كسی را انتخاب نكرده‌ام. یعنی فكر كردم تا وضعیت درس و كارم سر و سامان نگیرد، ‌بی‌خود گرفتار عشق و عاشقی نشوم.
هادی: ما هم نمی‌گوییم الان می‌خواهیم ازدواج كنیم ولی در بحث‌هایمان به این نتیجه رسیدیم كه جوانان و حتی بزرگ‌ترهای آنها، در كمتر مسئله‌ای به اندازه ازدواج به خطا می‌روند، یك بار استاد ما با تحلیل آمار رو به افزایش جدایی همسران، آن هم در 5 سال اول زندگی، ثابت كرد كه برخلاف نظر بسیاری از مردم، بیشتر عوامل طلاق و ناسازگاری ، ریشه در ناآگاهی و سطحی‌نگری افراد نسبت به ازدواج دارد. مثلاً خود تو آیا چیزی درباره ملاك‌های منفی ویرانگر و بمب‌های ساعتی تفاهم می‌دانی؟
علی: خوب حتماً می‌خواهی بگویی جنون، شرارت و عقب‌ماندگی ذهنی ملاك‌های منفی هستند. بمب‌های ساعتی تفاهم. تركیب نامأنوسی است.
هادی: اگر ملاك‌های منفی فقط این سه تا بودند كه نه نخبگان، بلكه افراد كم‌سواد و عامی هم در تشخیص سریع آنها مشكلی نداشتند. طلاق و ناسازگاری در بین افراد به ظاهر سالم و تحصیل‌كرده بسیار زیاد است نه بین عقب‌ماندگان ذهنی كه یا ازدواج نمی‌كنند و یا همسرانشان با‌آگاهی و شناخت كامل از وضعیت آنها و برنامه‌ای كه تنظیم كرده‌اند، تشكیل زندگی می‌دهند و با هم می‌سازند.
مجید: خوب، امشب برویم سر ملاك‌های مثبت. شكی نیست كه زیبایی و جاذبه بدنی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است كه همسر هر جوان باید داشته باشد. هفته پیش همان‌طور كه قرار گذاشته بودیم من از ده نفر از دوستانم درباره خصوصیات همسری كه می‌خواهند داشته باشند پرسیدم. بدون استثنا برای هر ده نفر "زیبایی" حرف اول را می‌زد.
كامران: یعنی زیبایی اولین و مهم‌ترین ملاك آنها بود؟
مجید: نه، ولی در بین ده ملاك، رتبه دوم تا ششم را داشت.
علی: كاش از دخترهای دانشكده هم تحقیق می‌كردید!
هادی: ما در هفته‌های گذشته، به طور گذرا با استناد به پژوهش‌ها و بررسی‌های روان‌شناسی، به این بحث اشاره كردیم. اگر دوستان یادشان باشد گفتیم كه مردها برای گزینش همسر بیشتر از زن‌ها به زیبایی و جذابیت جسمانی توجه می‌كنند.
علی: ولی قبول دارید كه در امر ازدواج، توجه به زیبایی بسیار فریبنده و آسیب‌رسان است؟
مجید: یعنی شما می‌گویید نباید به زیبایی توجه كرد؟ به قول حافظ:
مرا مهر سیه چشمان زسر بیرون نخواهد شد قضای آسمانست این و دیگرگون نخواهد شد
كامران: ولی در گروه ملاك‌های مثبت كه هادی آن هفته، از قول باربارا آنجلیس برایمان خلاصه كرد به "زیبایی" اشاره نشده بود.
مجید: من كتاب "آیا تو آن گمشده‌ام هستی" را به دقت خوانده‌ام. نویسنده بعد از توضیح شش ویژگی‌ مثبت شخصیتی، فصل نهم كتاب خود را به "بیوشیمی جنسی" اختصاص داده است. بیوشیمی جنسی، یك احساس پرقدرتی است كه از طریق ویژگی‌های جسمی طرف مقابل به انسان دست می‌دهد و میل به تماس با او را شدت می‌بخشد. آنجلیس می‌گوید نمی‌توانید با كسی كه برایتان جذاب نیست رابطه پردوامی برقرار كنید.
هادی: اما نویسنده هشدار می‌دهد كه فریب جاذبه‌های تند و فوری جسمی را نخورید. چنانچه كسی در ابتدای آشنایی برایتان جذاب نباشد لزوماً به این معنا نخواهد بود كه در آینده، پس از آنكه او را بهتر شناختید، نیز هرگز برایتان جذاب نخواهد بود.
علی: من هم قبول دارم كه همسرم باید برایم جذاب باشد. زیرا بخش مهمی از كاركرد ازدواج، ارضای سالم، قانونی و پایدار غریزه جنسی است.
اگر كسی از ظاهر و جسم همسرش راضی نباشد، این فایده مهم كه حفظ تقوا و پارسایی در گرو آن است، به دست نمی‌آید. اما مگر نه اینكه ازدواج یك پیوند چند جانبه و دراز مدت است كه علاوه بر ارضای نیازهای جسمانی باید نیازهای اساسی دیگر یعنی امنیت خاطر، محبت، رشد و خودشكوفایی را نیز تأمین كند؟ مهم‌تر از همه قرار است با پیوند گرم و مقدس زن و شوهر فرزندانی به دنیا آیند و با شایستگی تربیت شوند! آیا هر زن زیبا و جذاب، مادر خوبی هم می‌شود؟ یعنی نباید به دیگر صفات مانند پاكدامنی، خوشخویی، شكیبایی و سازگاری توجه كرد؟
مجید: من فكر می‌كنم كه زیبارویان اخلاق خوبی هم دارند. به علاوه وقتی یك زن برای همسرش بسیار جذاب باشد به سازگاری و تفاهم آن دو كمك می‌شود.
كامران: یعنی تو راستی این شعار را قبول داری كه " زیبا یی خوب است"؟
مجید : تا اندازه زیادی.
هادی: ارونسون روان‌شناس اجتماعی معاصر كه كتاب اصلی او یعنی "روان‌شناسی اجتماعی" به زبان فارسی ترجمه شده و بارها به چاپ رسیده است در همین كتاب می‌نویسد: «با آنكه جاذبه بدنی از كنترل شخص بیرون است، اما در روابط اجتماعی و ارزیابی‌های مردم نقش تعیین‌كننده‌ای دارد. در آزمایشی به دانشجویان پسر تصویرهای سه نفر دانشجو را نشان دادند؛ یكی خیلی جذاب، دومی با زیبایی متوسط و سومی نازیبا. از آزمودنی‌ها خواسته شد تا صاحب این تصاویر را نسبت به بیست و هفت صفت شخصیتی درجه‌بندی كنند و میزان خوشبختی و شادكامی آینده آنان را نیز معین سازند. آزمودنی‌ها برای فردی كه جاذبه بدنی زیادی داشت، پسندیده‌ترین صفات را برشمردند و بیشترین خوشبختی و شادكامی را برایش پیش‌بینی كردند. در دیگر آزمایش‌هایی با همین روش، معلوم شد نه تنها مردان مردان را، بلكه مردان زنان را، زنان مردان را و زنان، زنان دیگر را همین‌گونه ارزیابی كردند، یعنی به زیبارویان صفات مثبت و آینده‌ای با شادكامی بیشتر را نسبت دادند.
كامران: یعنی با این بحث‌های روان‌شناسی می‌خواهی بگویی زیبایی خوب است؟
هادی: نه، كمی صبر داشته باش. ارونسون كه پژوهشگر برجسته‌ای در روان‌شناسی اجتماعی است، می‌گوید عقل و تجربه حكم می‌كند كه ما برای ویژگی‌های غیراكتسابی ارزش زیادی قائل نباشیم. در یك بررسی هنگامی كه از دانشجویان پرسیده شد در یك دوست بالقوه ـ كه هنوز معلوم نیست چه كسی است ـ دنبال چه خصوصیاتی هستند، آنها "جاذبه بدنی" را در پایین فهرست خود قرار دادند. اما مطالعه رفتار واقعی آنها و همچنین جمعیت عمومی نشان می‌دهد كه مردم سخت تحت تأثیر جاذبه بدنی شخص دیگر قرار می‌گیرند و عقل‌شان همان چشم‌شان می‌شود.
علی: به راستی این جمله "عقلشان به چشم‌شان است" از این روان‌شناس آمریكایی است؟
هادی: آری، این دانشمند، با بیان آزمایش‌های زیادی این مطلب را می‌رساند كه زیبایی الزاماً نشانگر صفات مثبت انسانی نیست، اما متأسفانه ما انسان‌ها خیلی بیش از آنچه به نظر می‌رسد سطحی نگر و بی‌عقل هستیم.
آرگایل، یك روان‌شناس اجتماعی دیگر در كتاب "روان‌شناسی ارتباط و حركات بدنی" می‌نویسد: همه پژوهش‌هایی كه در پی یافتن رابطه بین چهره و شخصیت افراد بوده‌اند بر پایه قضاوت‌هایی بر روی تصاویر افراد و نه خود آنها، یا نمایش بسیار كوتاه افرادِ هدف، صورت گرفته است. بعضی از این برداشت‌ها آشكارا بر پایه قالب‌های نژادی قرار دارند. مثلاً تصاویر افرادی با موهای فرفری، پوست تیره و لب‌های كلفت به عنوان سیاه‌پوست در نظر گرفته شده است. از طرف دیگر ثابت شده است وقتی به كسی برمی‌خوریم كه چهره‌اش شبیه به چهره یكی از آشنایان ماست، خود به خود این انتظار در ما به وجود می‌آید كه شخصیت او نیز باید شبیه شخصیت همان فرد آشنا باشد.
مجید: خیلی ممنون، با این بحث‌های لوكس روان‌شناسی، حسابی بنده را سطحی‌نگر و بی‌عقل معرفی كردید! من نمی‌خواهم بگویم كه از چهره افراد می‌توان پی به شخصیت آنها برد و یا اینكه هركس زیباست، از هرجهت سالم و مثبت است و هر كسی كه قیافه‌ای مثل من دارد مشكل‌دار و گرفتار است.
كامران: شكسته نفسی نكن. كیست كه آقا مجید خوش‌صدا و خوش‌چهره ما را زیبا و جذاب نداند؟
علی: روی خوش و آواز خوش هریك دارد لذتی بنگر كه لذت چون بود محبوب خوش‌آواز را
مجید: نه تا این اندازه ... . داشتم می‌گفتم اگر كسی اخلاق و رفتار را به ظاهر نسبت دهد به جبر اعتقاد دارد. خانه ما كنار یك كلانتری است. بیایید ببینید روزی چند نفر زن و مرد خوش‌سیما را به عنوان مجرم آنجا می‌آورند.
هادی: در بیمارستان‌های روانی هم كلی بیمار قشنگ و با كلاس بستری هستند! اما آیا اگر كسی بگوید در انتخاب همسر –كه همراه همیشگی اوست- به زیبایی توجه دارد گناه می‌كند؟ مگر دوستان خیلی مذهبی ما همسران جذاب ندارند؟
كامران: من كتاب‌های زیادی درباره ازدواج خوانده‌ام. بعضی از این كتاب‌ها را دانشمندان بزرگ اسلامی مانند غزالی، ‌مجلسی، شیخ حرعاملی نوشته‌اند و در آنها به احادیث پیامبر اسلام و امامان شیعه استناد شده است.
علی: جالبه، تو كه دانشجوی علوم سیاسی هستی مگر عربی هم می‌دانی؟
هادی: كامران از فرصت‌هایش خوب استفاده كرده است. هم تافل زبان را گرفته، هم از ترم اول به طور منظم،‌ جدا از درس‌های رسمی دانشگاهی، علوم اسلامی را آموخته است.
كامران: راستش چه طور بگویم به نظر می‌رسد، اسلام به زیبایی همسر، آن هم زیبایی زنان اهمیت زیادی داده است. مثلاً همین مطلبی را كه به عنوان یك بحث روان‌شناسی گفتید و رد كردید یعنی "زیبا یی خوب است" درست از قول پیامبر اكرم (ص) نقل شده است.
هادی: یعنی پیامبر اكرم (ص) تأكید كرده‌اند كه خوب‌رویان افراد سالم و مثبتی هستند؟
كامران: بلی، یكی از اصحاب پیامبر به نام ابوسعید خُدری، از قول ایشان نقل كرده است كه "نیكویی و خیر را نزد خوب‌رویان بجویید."
مجید: عجب!
كامران: این حدیث را بیشتر متون اصلی حدیث نقل كرده‌اند و تقریباً در تمام كتاب‌های اسلامی معاصر آمده است. باز از قول پیامبرداریم كه "برترین زنان امت من كسانی هستند كه چهره‌شان زیباتر و مِهرشان كمتر باشد". غیر از این مطلب، كلی سفارش شده است كه مستحب است مرد خواستگار به طور جزئی‌تر و دقیق‌تر به ظاهر و اندام دختر توجه كند.
علی: البته نه به قصد لذت، بلكه برای انتخاب همسر.
كامران: درست است. می‌خواهم بگویم بر نگاه كردن به صورت و مو تأكید زیاد شده است و به ویژگی‌ها و اجزایی مانند بو، رنگ چشم، رنگ پوست، قد، لاغری و چاقی نیز اشاره شده است.
غزالی زیبایی زن را جزو هشت صفت مهمی می‌داند كه هنگام ازدواج باید به آن توجه كرد و می‌نویسد: در بیشتر موارد اخلاق نیكو با چهره زیبا هماهنگ و همراه است.
مجید: و همه اینها را باید دختر بیچاره داشته باشد. اگر پسر زشت و بدقواره بود بر او عیبی نیست! اینجاست كه باور می‌كنیم در باور اسلامی، زنان موجوداتی در خدمت مردان و برای ارضای تمایلات آنها هستند نه موجوداتی با هویت مستقل. در دیدگاه‌های علمی و جدید معاصر چهره زن این اندازه ستمدیده و برده‌ وار ترسیم نشده است.
هادی: الان جای این بحث‌ها نیست. همین قدر بگویم كه از نظر فروید، پدر روانكاوی و یكی از نوابغ عصر علم و مدرنتیه، خودآزاری، احساس حقارت، خودشیفتگی، ناپختگی و وابسته بودن جزو صفات ذاتی زنان است كه همه آنها از فقدان آلت تناسلی مردانه ناشی می‌شوند! اگر یادت باشد دیدیم كه در نظر خواهی «ویژگی‌های همسر آینده» برای مردان كه همگی دانشجو و افراد تحصیل‌كرده بودند، زیبایی و جذابیت جسمی طرف مقابل جزو ملاك‌های اولیه و اصلی بوده است. زنان هم، مردان زیبا و جذاب را می‌پسندند ولی برای آنها این ملاك به اندازه مردها اهمیت ندارد. روان‌شناسان برای این تفاوت تبیین‌های علمی و جالبی ارائه كرده‌اند كه به بحث ما خیلی مربوط نیست.
مجید: هرچه باشد این حساسیت اسلام به زیبایی زن، باورنكردنی است. دینی كه بر عقل و اختیار انسان بنا شده است نباید اولویت را به ظاهر بدهد.
كامران: البته اولویت نداده است، ولی برای خود من هم سؤال است كه از طرفی در قرآن آمده است ارزش و بهره انسان تنها در گرو تلاش‌ها و اعمال اكتسابی اوست و از طرفی پیامبر(ص)، خیر و نیكویی را در افراد زیبارو نشان می‌دهد كه بی‌‌اختیارِ خود و بدون كوشش، به آن جمال زیبا رسیده‌اند.
علی: اگر اجازه بدهید من هم به طور كوتاه نكاتی را در این زمینه بگویم.
هادی: هرچه باشد شما بیش از ما درس خوانده‌اید.
علی: عنوان پایان‌نامه كارشناسی ارشد من "زیبارویی در فرهنگ اسلامی و ادب پارسی" است كه خوشبختانه بخشی از آن به بحث امشب مربوط می‌شود.
مجید: معركه است! اما ادب پارسی دریای پهناوری است. فرهنگ اسلامی نیز به همان اندازه گسترده و پرمحتواست.
علی: من تنها به غزل‌های شعرای ایرانی از زمان سنایی تا هنگام وفات حافظ پرداخته‌ام. در قرآن و احادیث نیز به چهره زیبای انسان توجه كرده‌ام نه زیبایی‌های طبیعت یا جمال و حسن معنوی. شما می‌دانید كه متن اصلی اسلام قرآن است كه تنها منبع الهی وحیانی دست نخورده و به دور از تحریف است. روایاتی كه از پیامبر و امامان رسیده است به اندازه قرآن قطعیت ندارند.
به همین دلیل بزرگان حدیث‌شناس با روش شناسی دقیقی آنها را بررسی كرده‌اند تا اگر بعضی از این احادیث و روایات هماهنگ با قرآن نباشد، دور افكنده شوند. حدیثی را كه كامران از قول پیامبر برایمان خواند، از این نوع روایت‌های ضعیف و حتی ساختگی است. شیخ ‌بهایی، دانشمند بزرگ شیعه، در كتاب ارزنده خود (اربعین) در توضیح حدیث بیست و یكم كتاب، با استناد به یكی از اسلام‌شناسان بزرگ اهل سنت، این روایت را ساختگی دانسته است. خود غزالی نیز بعد از بیان ملاك زیبایی در كنار هفت ملاك دیگر می‌نویسد: اگر جمال فرد را علت و انگیزه اصلی موافقت او با ازدواج بدانیم باعث سست شدن دیانت و اخلاق می‌شود و هشدار می‌دهد چون زیبایی را می‌توان به راحتی دید و فریفته آن شد، لازم است خواستگار برای تشخیص صلاحیت‌های دینی و اخلاقی دختر مورد نظر خود از مشاوری دانا، راستگو و آگاه به ظاهر و باطن افراد، كمك بگیرد و حتی یادآور می‌شود اگر به زیبایی توجه نشود به زهد نزدیك‌تر است. زیرا جمال ظاهر، بابی از ابواب دنیاست.
كامران: من تا به حال چیزی درباره ساختگی بودن این حدیث نشنیده بودم. خیلی از علی متشكرم. همین جا بگویم كه در روایات دیگری از قول پیامبر (ص) و امامان بزرگوار آمده است كه زیبایی ظاهر نباید ملاك گزینش همسر باشد. اجازه می‌دهید مضمون چند روایت را بازگو كنم.
مجید و هادی: بفرمایید.
كامران: كسی كه زنی را برای زیبایی او برگزیند، چیزهای خوشایند و دوست‌داشتنی را در او نخواهد دید.
زیبایی زن را بر ایمان او ترجیح ندهید.
به دور باشید از گیاهان سبزی كه در جاهای كثیف روییده باشند. منظور زنانی هستند كه از نظر ظاهری بسیار زیبایند، اما در خانواده‌های ناشایست بار آمده‌اند.
هنگامی كه مردی با زنی به جهت ثروت و زیبایی او،‌ ازدواج كند از آنها بهره‌مند نمی‌شود، اما اگر ازدواجش بر پایه دین و تقوا باشد، خداوند مال و زیبایی را نیز به او عطامی نماید.
كسی كه با زنی به جهت مال او ازدواج كند، خداوند او را به آن ثروت واگذار كند و هركس به جهت زیبایی با زنی پیوند همسری ببندند، سرانجام پشیمان می‌شود. اما اگر دینداری و تقوای كسی را در نظر بگیرد خداوند همه اینها را به او خواهد بخشید.
مجید: حالا از این طرف افتادید! تكلیف ما روشن نشد، خلاصه زیبایی خوب است یا بد؟
اگر زن زیبا بگیریم گناه كرده‌ایم و خداوند ما را رها می‌كند؟
هادی: این طور كه من متوجه شدم اسلام نمی‌خواهد زیبایی را نفی كند. این یك امر فطری است و می‌خواهد بگوید هدف و انگیزه اصلی در ازدواج، ظاهر فرد نباشد.
علی: كاملاً درست است. ببینید در متن اصلی روایت آمده است مَنْ تَزَوَّجَ امراهً لِجمالِها اگر كسی زنی را برای جمال و زیبایی به همسری خود درآورد. این (ل) كه سر جمال آمده (لجمالها) یعنی تنها و تنها به خاطر جمال آن زن. آنچه كه اصل است دینداری و اخلاق خوب است این دو ملاك، ملاك‌های اساسی هستند.
كامران: در قرآن، سوره بقره آیه‌ای داریم، آیه 221، كه همه بحث‌های امشب ما را به روشنی بیان می‌كند. مجید آن قرآن را باز كن و سوره بقره را بیاور.
علی: مترجم این قرآن كیست؟
مجید: محمد مهدی فولادوند.
علی: یكی از بهترین ترجمه‌های قرآن، همین ترجمه است. خوب ترجمه آیه را برایمان بخوان.
مجید: «و با زن مشرك ازدواج مكنید، قطعاً‌ كنیز باایمان، بهتر از زن مشرك است هرچند زیبایی او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرك زن ندهید تا ایمان بیاورند، قطعاً برده با ایمان بهتر از مرد آزاد مشرك است، ‌هرچند شما را به شگفت آورد. آنان شما را به سوی آتش فرامی‌خوانند و خدا به فرمان خود، شما را به سوی بهشت، آمرزش می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌گرداند، باشد كه متذكر شوند.»
هادی: چقدر جالب! آن هم با صدای آهنگین مجید. می‌بینید كه اینجا كه قرآن است و كلام خدا، ‌به هر دو جنس توجه شده است. زن زیبا، مرد زیبا و به صراحت آمده است كه مرد و زن باایمان هرچند دارای جذابیت جسمانی و موقعیت اجتماعی بالا نباشند (حتی برده و كنیز باشند) برای همسری بهتر از مردان و زنان بی‌ایمان و مشرك هستند كه زیبایی فوق‌العاده و شگفتی‌ دارند.
كامران: اگر دقت كرده باشید خداوند تأثیر متقابل زن و مرد بر یكدیگر را یادآوری می‌كند كه چون پیوندهایی عمیق و درازمدت با هم دارند، به تدریج نظام اعتقادی ـ ارزشی و نیز اخلاق و شخصیت یكدیگر را دگرگون می‌سازند و شكل می‌دهند. از این‌رو باید به این عنصر پویا و تأثیرگذار بیشتر توجه كرد تا عنصر جسمی ایستا و غیرفعال.
علی: امشب خیلی استفاده كردم. اگر مانعی نداشته باشد هفته دیگر هم در این جلسه شركت كنم؟
هادی: خیلی خوشحال می‌شویم. اگر موافق باشید همه ما تا هفته آینده درباره این آیه فكر كنیم و اگر به نكات جدیدی رسیدیم برای هم توضیح دهیم.
كامران: پیشنهاد می‌كنم به یكی دو تفسیر، ذیل این آیه مراجعه كنیم تا ببینیم مفسران قرآن در این باره چه نوشته‌اند.
مجید: موافقم. آن وقت حسابی می‌شویم یك كارشناس اسلامی.
كامران: بچه‌ها می‌دانید ساعت چنده؟ 5/2 بعد از نیمه شب!

منبع: http://www.bidar.org

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
سه شنبه 22/5/1392 - 12:39
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

ابهام در ملاک های همسرگزینی

در سال‌های اخیر، آمار طلاق در ایران افزایش نگران‌كننده‌ای داشته است، در شهر بزرگی مانند تهران، 25 درصد زنان و شوهران جوان در كمتر از 5 سال از آغاز زندگی، از هم جدا می‌شوند، 50 درصد آنان با نوعی طلاق عاطفی زندگی خود را با آشفتگی ادامه می‌دهند و فقط یك‌چهارمِ پیوندهای زناشویی محكم و پایدار باقی می‌ماند، شاید این امر بدین دلیل باشد که به سهم عوامل فرهنگی و آموزشی کمتر توجه شده ، بنابراین باید به سهم عوامل فرهنگی و آموزشی، بیش از عوامل اقتصادی، توجه كرد. مهم‌ترین عوامل فرهنگی و آموزشی به‌ترتیب زمانی عبارت است از:
1-  كمبود انگیزه ازدواج حتی برای افرادی با امكانات اقتصادی و شغلی
2- آگاه نبودن نسبت به ملاك‌‌های اصلی در انتخاب همسر
3-  ابهام در روش‌های تشخیص ملاك‌ها
4- ناآشنایی با مراحل ارتباط و تشخیص
5-  روشن نبودن روش‌های مناسب و اطمینان‌بخش برای یافتن فرد خواهان ازدواج و تماس با او
6- ابهام در فاصله زمانی عقد تا ازدواج
7-  ناآگاهی همسران از نحوه ارتباط با یكدیگر و خانواده‌هایشان در دوران عقد
8- ناهماهنگی و نبود تفاهم در میزان مهریه، جهیزیه، خرید و انواع مراسم (نامزدی، عقد، عروسی، حنابندان، پاتختی و... )
9-  ناآشنایی با شیوه‌های ارتباط مؤثر با همسر (كلامی و رفتاری) و رعایت نكردن آنها 
10 - نداشتن آگاهی و مهارت در رفتار و رابطه جنسی (تفاوت‌ها، محدودیت‌ها و روش‌ها) 
11 - ضعف مدیریت در برخورد با خانواده خود و همسر بعد از ازدواج 
12 - آشنا نبودن با مدیریت حل اختلافات زناشویی 
13 - مشخص نكردن هدف‌های كوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت برای زندگی مشترك
14 - نداشتن صبر، تلاش، هماهنگی و همكاری برای رسیدن به هدف‌ها
15 -درهم‌آمیزی مرزهای حمایت و دخالت والدین و در نتیجه سست شدن پایه‌های مسئولیت‌پذیری و استقلال همسران جوان
16- اهمیت ندادن به مشاوره و مشخص نكردن مشاور یا مشاوران مورد قبول همدیگر

این موارد را می‌توان به طور كلی در دو گروه زیر جای داد:

قبل از ازدواج 
 -1 انگیزه
-2 ملاك‌ها: الف) تشخیص، ب) روش‌های تشخیص، ج) مراحل تشخیص
-3 راه‌های پیدا كردن فرد مورد نظر

بعد از ازدواج 
- 1 آداب و رسوم
-2 آموزش‌های مورد نیاز
-3مشاوره هنگام ضرورت

ملاك‌های انتخاب
به خودتان و ویژگی‌هایتان توجه كنید: سن، قد، وزن، چهره، مو، لحن صدا، تیپ، پوشش، وضعیت سلامت جسمی، خلق‌ و خو، روحیه و خصوصیات روانی، نژاد، ویژگی‌های نسبتاً ثابت شخصیت، عادت‌ها، حوادث‌ و تجربه‌های گذشته، عده دوستان و خصوصیات هر كدام، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی، شغل‌های قبلی، شغل كنونی، هدف‌ها و آرزوها، وضعیت مالی، درآمد ثابت، محل تولد، محل زندگی، وضعیت مسكن (شخصی، اجاره‌ای و...) رابطه‌های قبلی با جنس مخالف، عقد و ازدواج قبلی، وضعیت كنونی پدر و مادر (سن، تحصیلات، شغل، موقعیت اجتماعی، بیماری‌ها، سوابق زندگی، تفاهم با یكدیگر و...)، وضعیت خواهران و برادران (تعداد، سن، تحصیلات، سلامت جسمانی، شغل، مشكلات روانی و اخلاقی و وضعیت خانوادگی هر كدام)، وجود خواهران و برادران تنی، ترتیب تولد (فرزند چندم)، علاقه‌های ورزشی و هنری و تفریحی، مهارت‌های ورزشی و هنری و ارتباطی، سطح مطالعه، كتاب‌ها و مجلات مورد علاقه، فعالیت‌های اوقات فراغت، میزان وابستگی (به پدر و مادر، خواهر، برادر، دوست، معلم و همكار)، دین و مذهب، میزان ‌پایبندی به باورهای دینی، دیدگاه‌های سیاسی، مسائل مربوط به فرزندان (علاقه، جنسیت، تعداد، حساسیت‌های تربیتی)، الگوها و گروه‌های مرجع، میزان اعتقاد به مشاوره،  مشاوران مورد قبول، انگیزه و هدف‌های ازدواج، شرایط همسر آینده، انتظار از همسر، و موارد جزئی‌تر هركدام از اینها.
حال اگر كسی بخواهد شما را به همسری برگزیند به كدام‌یك از این ویژگی‌ها باید بیشتر توجه كند؟ پاسخ به این پرسش به پرسش دیگری برمی‌گردد و آن اینكه ازدواج چیست و مهم‌ترین اهداف آن كدام است؟
خانواده نهادی اجتماعی است كه ریشه در فطرت آدمی دارد و پیوندهای آن آثار ژرف و همه‌جانبه و دیرپایی بر فرد و جامعه می‌گذارد. این نهاد با ازدواج دائم و قانونی زن و مرد شكل می‌گیرد. مهم‌ترین هدف‌های ازدواج افزایش سلامت، آرامش و شادكامی انسان‌ها و رساندن آنها به بلندای روشن رشد و كمال و نیز به‌دنیا آوردن، پرورش و تربیت فرزندانی سالم، شایسته و مسئول برای جامعه بشری است.
اسلام فواید و بهره‌های زیر را برای ازدواج موفق برمی‌شمارد:
-1 برآورده شدن بخش عمده‌ای از نیازهای اساسی انسان و در نتیجه به‌دست آوردن آرامش روانی پایدار (سوره روم، آیه 21)
2 - به دنیا آوردن، پرورش و تربیت فرزندانی تندرست و نیك‌سیرت كه شادی‌افزای وجود والدین شوند و پیشوایان هدایتگر جامعه (سوره فرقان، آیه 74)
-3  حفظ و افزایش پارسایی و پاكدامنی
-4  رسیدن به شادكامی و سعادت
-5  نیرومندی و پابرجایی ایمان و دینداری
6 - گشایش و گسترش روزی و رفاه زندگی
-7  پاكیزه شدن اخلاق و نیكو شدن اندیشه و احساس و رفتار
-8 بالندگی خوی بزرگواری و مردمداری
-9 یافتن تكیه‌گاهی محكم در رویدادهای آسیب‌رسان
-10 پیدا كردن همراه و همسفری امیدبخش در مسیر فرمانبری حق (وسایل‌الشیعه، ج 14)
بیندیشیم كه برای دستیابی به هدف‌ها و بهره‌های دهگانه بالا، كدام‌یك از ویژگی‌های طرف مقابل كارساز و اثرگذار است؟
لهجه و تیپ یا اخلاق و ایمان؟ موقعیت اجتماعی و شغل پدر یا سلامت و شغل خود فرد؟ فرزند چندم بودن یا هدف‌ها و برنامه‌های آینده؟
در مقاله های قبل، با دیدگاه‌های باربارا آنجلیس (آیا تو آن گمشده‌ام هستی؟)، هنری باومن (ازدواج برای افراد مدرن)، لاترو اشنایدر (ازدواج)، رابرت استرنبرگ (رهنمودهایی برای سلامت‌زیستن) و كلارك وارن (در جست‌وجوی عشق زندگی) در مورد ملاك‌های همسرگزینی آشنا شدیم و به نتایج چند نظرسنجی از دانشجویان نیز در این زمینه پرداختیم..
چون این نویسندگان و كارشناسان، مانند همه صاحب‌نظران و اندیشمندان تربیتی، ازدواج را پیوندی سازنده و پایدار می‌دانند، در بیان معیارهای اساسی، تقریباً ملاك‌های همانندی را برای انتخاب همسر ذكر كرده‌اند و البته هركدام، بسته به دیدگاه‌ها و تجربه‌های شخصی خود، به توضیح موارد جزئی نیز پرداخته‌اند. برای نمونه نویسنده كتاب در جست‌وجوی عشق زندگی سیاهه‌ای از 50 شباهت را، كه به گمان او در موفقیت ازدواج نقش تعیین‌كننده‌ای دارند، به دست داده است. در این فهرست بلندبالا به مواردی مانندِ اندازه و سبك خانه، نوع مبلمان و تزیینات خانه و برنامه‌های مورد علاقه تلویزیونی(!) برمی‌خوریم.
اسلام به عنوان دینی الهی و مكتبی انسان‌ساز، به اساسی‌ترین پایه‌های تفاهم و سازگاری توجه كرده است و سه عامل زیر را مهم‌ترین ملاك‌های انتخاب همسر می‌داند:
.1 دینداری و ایمان
.2 خلق نیكو و پسندیده
.3 خانواده سالم و شایسته

نویسندگان اسلامی علاوه بر تصریح و تأكید بر این معیارهای سه گانه، موارد دیگری را نیز برای انتخاب همسر بیان كرده‌اند. در اینجا با نظر دو نفر از دانشمندان مسلمان معاصر، كه آثارشان با استقبال زیادی روبه‌رو شده است، آشنا می‌شویم:
استاد ابراهیم امینی در كتاب انتخاب همسر (چاپ سیزدهم، 1386) در فصل «صفات یك همسر خوب» می‌نویسد: همسر خوب باید واجد صفات و ویژگی‌هایی باشد كه با رعایت اولویت به آنها اشاره می‌كنیم: 1ـ ایمان و دینداری؛ 2ـ عقل و هوش؛ 3ـ اخلاق خوب؛ 4ـ عفت و نجابت؛ 5ـ جمال و زیبایی؛ 6ـ شرافت خانوادگی؛ 7ـ سواد؛ 8ـ مال و ثروت؛ 9ـ تناسب در سن؛ 10ـ سلامت جسم؛ 11ـ سلامت از آلودگی در اعتیاد؛ 12ـ دوشیزه بودن زن؛ 13ـ شاغل بودن مرد؛ 14ـ شغل مناسب زن؛ 15ـ‌ شوهرداری، كدبانویی‌ و خانه‌داری زن؛ 16ـ زن‌داری و بچه‌داری مرد  (ص 93 ـ 142).
علی‌اكبر مظاهری در كتاب جوانان و انتخاب همسر (چاپ هجدهم، 1386)، 8 ملاك را بیان كرده كه 4 مورد اول را شرایط اساسی و حتمی برای طرفین دانسته است:
1 - تدین؛ 2- اخلاق نیك؛ 3- شرافت خانوادگی؛ 4- عقل؛ 5- سلامت جسم و روح؛ 6- زیبایی؛  7- علم و سواد؛ 8- كفو همدیگر بودن (همتایی و تناسب) كه این خود مهم‌ترین مبحث در انتخاب همسر و شامل 13 مورد است: همتایی دینی، فكری، اخلاقی، تحصیلی، جسمی و جنسی، زیبایی، سنی، مالی، خانوادگی، سیاسی، اجتماعی، روحی و روانی، و نیز همسویی هدف‌های آینده. نویسنده بعد از توضیح این موارد بر دو نكته تأكید می‌كند: اول اینكه لازم نیست كفویت صددرصد باشد، دوم اینكه در این 13 زمینه همسانی، بعضی‌ها ركن اساسی‌اند و بعضی‌ها صفات كمالی. در مورد صفات كمالی مانند ثروت و زیبایی و سواد نباید سختگیری كرد.
در بحث‌ ملاك‌های انتخاب همسر، چهار سؤال یا مشكل مهم پیش‌ روی جوانان و والدین و مشاوران آنهاست:
1  . چند ملاك و معیار داریم؟ این ملاك‌ها از كجا آمده‌اند و چرا اهمیت دارند؟
2 . طبقه‌بندی ملاك‌ها چیست؟ كدام اصلی و كدام فرعی است؟
3 . چگونه ملاك‌ها را بسنجیم و تشخیص دهیم؟
4 . بررسی ملاك‌ها چه مراحلی دارد؟
متأسفانه در كتاب‌هایی در زمینه انتخاب همسر، كه به فارسی تألیف و یا ترجمه شده‌اند، پاسخ‌های روشن، دقیق و قانع‌كننده‌ای برای این پرسش‌ها نمی‌یابیم. استاد امینی مشخص نكرده‌اند كه منظورشان از صفات یك همسر خوب چیست. آیا همه 16 موردی را كه نام‌ برده‌اند جزء ملاك‌های همسرگزینی است؟ یعنی باید دختر و پسر قبل از ازدواج واجد این صفات باشند یا می‌توانند بعد از تشكیل خانواده آنها را بیاموزند و با تكرار و تمرین در زمینه‌های گوناگون همسر‌داری مهارت پیدا كنند؟
*هر دو نویسنده با استناد به دو روایت زیر، یكی از ملاك‌های اصلی در همسرگزینی را «اخلاق نیك» دانسته‌اند:
پیامبر(ص): اگر كسی به خواستگاری نزد شما آمد و خلق و دینداری او را پسندیدید، به او زن دهید كه اگر چنین نكنید، در روی زمین تبهكاری و فساد بسیار پدید خواهد آمد. (وسایل‌الشیعه، ج 14، ص 54(
شخصی می‌گوید: به امام رضا(ع) نوشتم: من خویشاوندی دارم كه از دخترم خواستگاری كرده اما بداخلاق است (فی خُلقهِ السُّوء) حضرت فرمود: اگر بدخلق است به او دختر نده! (همان، ص 51(
آنها اخلاق نیك را نه یك صفت (یا به اصطلاح روان‌شناسان سازه) واحد بلكه مجموعه‌ای شامل ده‌ها ویژگی شخصیتی معرفی كرده‌اند. استاد امینی می‌نویسد: «اخلاق نیك از بهترین مزایا محسوب می‌شود، مانند تقوا، راستگویی، امانتداری، خوش‌اخلاقی، خوش‌زبانی، خیرخواهی، پاكیزگی، باادبی، گذشت، بردباری، وظیفه‌شناسی، نجابت، عفت، كم‌توقعی، نرمخویی، رعایت اقتصاد در زندگی، شجاعت و ایثار، این قبیل صفات از مكارم اخلاق و مزایای واقعی هر انسانی محسوب می‌شوند و در موقع انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرند.
بر عكس، صفات زشت از نقاط نقص و ضعف انسان محسوب می‌شود، مانند بی‌تقوایی، تندخویی، خشم، دروغگویی، خیانت، لجبازی، كینه‌توزی، حسودی‌گری، بدبینی، بی‌ادبی، پررویی، بدزبانی، ترسویی، نفاق، پرتوقعی، بخل، كثیف بودن، ولخرجی، اینها و دیگر صفات زشت از نقاط منفی انسان محسوب می‌شوند و در موقع انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرند.»
مظاهری، كه بنا به محتوای اثر  و تصریح خود، از دیدگاه‌های استاد امینی تأثیر زیادی پذیرفته‌، اخلاق نیك را برخورداری از ده‌ها صفت پسندیده و دور بودن از صفات ضد آنها می‌داند و زیر عنوان مفهوم خوش‌اخلاقی سیاهه زیر را ارائه می‌دهد:
صفات مثبت: خوش‌زبانی، بزرگواری، خوش‌خلقی، حق‌پذیری، تواضع، راستگویی، وقار، بردباری، حسن ظن، بامحبت بودن، گذشت، مؤدب بودن، شجاعت، نرمخویی، وفاداری، سخاوت، قناعت و... 
ضد آنها: بدزبانی، حسادت، كج‌خلقی، لجاجت، تكبر، دروغگویی، هرزگی و سبكی، بی‌تابی، سوءظن، بی‌محبتی، كینه‌توزی، بی‌ادبی، ترس، خشونت، بی‌وفایی، بخل، حرص و طمع و...
چنین گسترش معنایی برای حسن خلق، مشكلات بسیاری  را پیش می‌آورد: نخست ـ سنجش این همه صفات بسیار دشوار و وقت‌گیر است و راه گزینش همسر را به بن‌بست می‌كشاند. استاد امینی به این مسئله پی برده و نوشته‌اند: «تردید نیست كه اخلاق را باید یكی از مهم‌ترین معیارهای ازدواج محسوب داشت و نمی‌توان و نباید از آن صرف‌نظر نمود. لیكن مشكل اساسی كشف خصوصیات افراد است. چگونه می‌توان به خلق و خوی افراد كه یك صفت باطنی است پی‌برد، بالاخص برای دختر و پسری كه خلط و معاشرت كامل ندارند؟» ایشان سپس سه طریق كلی (تحقیق از دوستان، بررسی اخلاق خانواده و گفت‌و‌گو و معاشرت) را پیشنهاد می‌كنند.
دوم‌ ـ منابع اسلامی این رویداد مشهور را نقل كرده‌اند كه پیامبر اكرم(ص) هنگام دفن سعد‌بن‌معاذ فرمود: «چون او با خانواده‌اش كج‌خلق بود فشاری بر او وارد آمد.» (امالی صدوق).
سؤال این است: آیا سعد، صحابی بزرگوار رسول خدا، عاری از صفات پسندیده‌ای چون راستگویی، حق‌پذیری، شجاعت، وفاداری و سخاوت بوده است؟
سوم ـ با آنكه در احادیث اسلامی آمده است كه اگر ثابت شد شخصی بدخو و كج‌خلق است با او ازدواج نكنید، اما سفارش شده است در صورتی كه بعد از ازدواج به بداخلاقی همسرتان پی بردید شكیبایی ورزید. (میزان‌الحكمه، باب‌های 1657 و 1658). این نكته می‌رساند كه سوء خلق جامع صفات دیگری همچون بی‌تقوایی، دروغگویی، خیانت، نفاق و هرزگی نیست كه ویرانگر و خانمان‌برانداز هستند و نمی‌توان زندگی را با آنها ادامه داد.
چهارم ـ امام صادق(ع) حد (تعریف عملیاتی) یا ویژگی‌های حسن خلق را سه چیز برشمرده‌اند: خوشرویی، گفتار زیبا و نرمخویی. در حالی كه امینی و مظاهری زیر عنوان اخلاق نیك، خوش‌زبانی و نرمخویی را در كنار خوش‌خلقی یا خوش‌اخلاقی (كه خود شامل آن دو است) آورده‌اند!
پنجم ـ اگر حسن خلق شامل همه صفات پسندیده اخلاقی و از جمله مكارم اخلاق (صفات زیربنایی مؤمن) می‌شود، چگونه است كه كلینی در باب مكارم‌ اصول كافی، حسن خلق را همراه سه خصلتِ راستگویی و حیا و شكر، عوامل اساسی و كامل‌كننده اسلام هر فرد معرفی می‌كند؟
اشتباه نویسندگان كتاب‌های یادشده و بعضی دیگر (مانند مؤلف دانشمند و سختكوش میزان‌الحكمه) این است كه حسن خلق را ـ كه صفتی است مربوط به روابط بین‌فردی و دارای جلوه‌های چهره‌ای، زبانی و رفتاری ـ با خلق و اخلاق، به معنای عام آن و هم‌ارز با مفهوم «شخصیت» در روان‌شناسی، ‌اشتباه گرفته‌اند. كمی دقت در محتوای احادیثِ حسن خلق و سوء خلق این نظر را تأیید می‌كند.
ـ خوش‌خوترین شما كسانی هستند كه نرمخو و بی‌آزارند، با دیگران انس می‌گیرند و دیگران نیز با آنان انس و الفت می‌گیرند. (ترجمه میزان‌الحكمه، ج 4، ص 1524)
ـ آن كه خوی نیك داشته باشد دوستانش زیاد شوند و دل‌ها به او انس و الفت گیرند. (همان، 1535)
ـ بدخویی، خویش و نزدیك را تنها می‌گذارد و دور و بیگانه را فراری می‌دهد. (همان، 1537)
ـ آن كه تندخو باشد خانواده‌اش از او دلتنگ و بیزار شوند. (همان، 1539(
هم از این روست كه محدثان و مؤلفان بزرگ اسلامی در كتاب‌های گران‌سنگی كه گرد آورده‌اند، ابواب جداگانه‌ای را به هر كدام از این موضوعات اختصاص داده‌اند ). اصول كافی، ج 2؛ بحار‌الانوار، ج 69، ج 71 و ج 73؛ و وسایل‌الشیعه، ج 11(
همین ابهام و سردرگمی، در بحث از ملاك عقل به چشم می‌خورد. امینی و مظاهری وقتی می‌خواهند این سخن علی(ع) را كه فرمود «با زن كودن ازدواج نكنید، زیرا همنشینی با او بلا و آسیب است و فرزندانش ضایع خواهند شد»، توضیح دهند با شاهد آوردن روایات مربوط به عقل مانندِ «عقل چیزی است كه خداوند به وسیله آن عبادت می‌شود و بهشت به دست می‌آید.» مفهوم عقل را به فراتر از هوش توسعه داده‌اند. این گسترش معنا در روایت مربوط به همسرگزینی بحث را به اینجا می‌كشد كه ویژگی‌های خردمند را از آیات و روایات استخراج كنیم و یك دختر یا پسر آماده ازدواج را با آنها بسنجیم. همه خصوصیات فردی عاقل، اسیر هوای نفس (شهوت، غضب، تعصب، گروه‌گرایی، تقلید و...) نبودن، دوراندیش بودن، و در تصمیم‌گیری‌ها شتاب نورزیدن (به بحث عقل در میزان‌الحكمه و اصول كافی مراجعه شود) را نمی‌توان در بسیاری از جوانان پیدا كرد. از روایات اسلامی برمی‌آید علم، مشورت، تجربه، عبرت و دوری از گناه عقل را رشد می‌دهد و این رشد با گذشت زمان و چشیدن سرد و گرم روزگار، به‌تدریج حاصل می‌شود. خلاصه به نظر نمی‌رسد عقل به عنوان شرط انتخاب همسر چنین مفهوم گسترده‌ای داشته باشد. به ظن قوی در روایتی كه می‌گوید با زن كودن ازدواج نكنید زیرا همنشینی با او رنج‌آفرین است و فرزندانی كه به دنیا می‌آورد آسیب‌ می‌بینند، مراد زن عقب‌مانده ذهنی است كه باعث كم‌هوشی فرزندانش می‌شود و با سادگی و بلاهتی كه دارد كام همسرش را تلخ می‌كند.
در موضوع همسرگزینی، منظور از ملاك‌ها یا معیارها، ویژگی‌ها و صفاتی است كه پسر و دختر خواهان ازدواج باید از آنها برخوردار باشد و در صورت فقدان حتی یكی از آنها پیوند همسری آن دو شكننده و پرآسیب می‌شود. با این تعریف، ملاك‌ها، رفتارها و مهارت‌ها و یا صفاتی نیستند كه زندگی خانوادگی را گرم و شیرین می‌سازند، بلكه شرایطی هستند كه به فرد مجرد جواز ورود به سرزمین پرفرازونشیب ازدواج پایدار و اداره زندگی مشترك را می‌دهند.
دانش‌آموزی كه می‌خواهد به دانشگاه وارد شود و سال‌‌های زیادی را تا بالاترین درجه تحصیل با موفقیت بگذراند، باید مدرك پایان تحصیلات دبیرستانی و پیش‌دانشگاهی داشته باشد و در آزمون ورودی در درس‌های عمومی و اختصاصی نمره قبولی كسب كند. چه خوب است كه این دانش‌آموز خطی خوش داشته باشد، فارسی را زیبا بنویسد و بتواند در یك یا چند رشته ورزشی ابراز وجود كند، اما ناتوانی و ناآشنایی او به این هنرها و مهارت‌ها، مانع ورودش به دانشگاه نمی‌شود.
ملاك‌ها چگونه تعیین می‌شوند؟ در آیات قرآن و سخنان معصومین(ع) ـ كه حجت‌های برحق خداوندند ـ هم شرایط همسر خوب نقل شده و هم ویژگی‌های كسانی كه شایسته همسری نیستند ضروری است عالمان اسلامی، با روش علمی استنباط احكام، آنها را بررسی كنند و به ملاك‌های اساسی در همسرگزینی دست یابند.
احادیث ازدواج به روایات فقهی نزدیك‌ترند تا به تذكرات اخلاقی و احادیث «من‌بلغ». چه كارشناس اسلامی می‌خواهد با بررسی دقیق آنها حكم دهد كه چه كسی برای ازدواج مناسب است و به چه كسی باید جواب رد داد. آیا می‌توان حدیث «ایاكم و تزویج‌الحمقاء...» را به هر دو جنس مرد و زن تعمیم داد؟ آیا حق داریم دایره حمق و عقل را تا مرزهای دور عقل، در مفهوم اخلاقی توسعه دهیم؟ منظور از ضایع شدن فرزند تربیت سوء است یا نارسایی ذهنی و جسمی؟
در حدیث «خضراءالدمن»، خصوصیت خانواده‌ای كه خاستگاه بدی است برای پرورش فرزند چیست؟ مراد از شرافت و اصالت خانوادگی كه نویسندگان دو كتاب یادشده آن را شرط اساسی همسر آینده دانسته‌اند چیست؟ آیا درست است كه بگوییم «بعضی خانواده‌ها ذاتاً شریف و بزرگوار و آبرومندند و بعضی پست و فرومایه؟» (انتخاب همسر، ص 116) خلاصه آنكه اگر قرار است ملاك‌های همسرگزینی را از منابع اسلامی استخراج كنیم اولاً، باید تعریف روشنی از ملاك داشته باشیم و ثانیاً، با همان دقت و روش‌شناسی فقیهان تلاشگر وارد میدان تحقیق و استنباط شویم.
علاوه بر رهنمود‌های دینی، علم و در اینجا به طور مشخص دانش روان‌شناسی ما را به فهرست روشنی از ملاك‌ها رهنمون می‌نماید. شیوه پژوهش در علوم تجربی جمع‌آوری داده‌های فراوان از طریق انجام مصاحبه‌های علمی، اجرای آزمون‌های معتبر و پایا و به كار گرفتن روش‌های آماری پیشرفته است و پژوهشگر با استفاده از این شیوه، ویژگی‌های همسران موفق سازگار را با همسران ناسازگار و طلاق‌گرفته مقایسه و با اطمینان خاطر ملاك‌های انتخاب همسر را اعلام می‌كند.
در اینجا نیز، مانند بسیاری زمینه‌های دیگر، استنباط‌های دقیق مطالب استخراج‌شده از كتاب و سنت با یافته‌های علمی و بررسی‌های میدانی و تجربی هماهنگی و همخوانی نزدیكی دارند.
با این توضیح و بدون وارد شدن به جزئیات مطالعه و تحقیق كه در جایی دیگر باید به آن پرداخت، در مقاله بعد، به یاری خداوند ملاك‌های همسرگزینی مورد قبول علم و دین، و روش‌ها و مراحل تشخیص را بیان خواهیم كرد.
پیشنهاد می‌كنیم از سه گروه خانواده‌های موفق و سازگار، ناموفق و پركشمكش، و جداشده و ازهم‌گسیخته كه با آنها آشنایی دارید نمونه‌هایی انتخاب كنید و با مقایسه آنها، به ملاك‌های همسرگزینی دست یابید.

منبع: http://www.bidar.org

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
سه شنبه 22/5/1392 - 12:38
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

ملاکهای همسرگزینی: راهها و مراحل تشخیص
این سخنان تلخ را بارها شنیده‌اید و در نوشته‌های كارشناسان خانواده خوانده‌‌اید كه پس از پیوند قانونی و شرعی زناشویی، ازدواج‌ها در سه مسیر قرار می‌گیرند: گسستگی (طلاق)، آشفتگی و بالندگی. اگر پنج سال بعد از شروع زندگی جوان‌ها، سری به خانه آنها بزنیم و پای درد دلشان بنشینیم، می‌بینیم شور عشق و عاشقی، جای خود را به خاموشی، جدایی، سردی، قهر و ملالت و یا غوغای نزاع و درگیری داده است! بیشتر همسران جوان در حسرت روزگار آشنایی و نامزدی ناله سر می‌دهند:
یاد باد آن‌كه نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن‌كه چو چشمت به عتابم می‌كشت
معجزه عیسویت در لب شكّرخا بود
یاد باد آن‌كه رخت شمع طرب می‌افروخت
وین دل سوخته، پروانه ناپروا بود
چه باید كرد تا جوانان شایسته ما، همچون شاعره بزرگ ایران، پروین اعتصامی، ازدواج را قفسی نبینند كه باید هرچه زودتر از آن رها شوند، مهر خود را ببخشند و جان خود را آزاد كنند:
ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟
جز سرزنش و بدسری خار، چه دیدی؟
ای لعل دل‌افروز تو با این همه پرتو
جز مشتری سفله، به بازار چه دیدی؟
رفتی به چمن، لیك قفس گشت نصیبت
غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی؟
بررسی‌ها نشان می‌دهد كه «انتخاب نامناسب همسر»، مهم‌ترین علت گسستگی و آشفتگی خانواده است. همسرگزینی بایسته، سه شرط دارد: شناخت ملاك‌ها، آگاهی از روش‌ها و مراحل تشخیص و به كار بردن این روش‌ها با دوراندیشی و شكیبایی.

ملاك‌های همسرگزینی:
در مقاله های قبلی، با شاهد آوردن از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین كتاب‌هایی كه در موضوع انتخاب همسر منتشر شده‌اند، نشان دادیم كه سرگردانی زیادی در بیان و توضیح ملاك‌ها به چشم می‌خورد. ملاك‌ها از كجا می‌آیند؟ پاسخ این است كه از دو منبع اصلی علم و دین - كه در بیشتر موارد تائیدكننده و تكمیل‌كننده یكدیگرند - می‌توان معیارهای همسرگزینی را استخراج كرد.
دیدگاه دین، كه در حقیقت فتوای شرعی است با همان متدولوژی فقه، نه صرف بیان و ترجمه آیات و احادیث بدست می‌آید. نظر علم، با اظهارنظر یا بیان روان‌شناسی كه چند زوج را دیده و یا چند كتاب و مقاله داخلی و خارجی را خوانده است حاصل نمی‌شود. در اینجا نیز باید با متدولوژی علوم تجربی همانند ‌كاری كه در روان‌شناسی بالینی و پزشكی برای معرفی عوامل خطر و تاب‌آوری می‌شود، سه گروه از همسران طلاق‌گرفته، ناسازگار و دارای تفاهم را كه در متغیرهای دیگر همانند هستند، در یك دوره معین زمانی، بررسی كرد و عوامل مشترك و هماهنگ را بدست آورد.
در مقاله حاضر، ملاك‌هایی معرفی می‌شوند كه با پژوهش در متون دینی و علمی، مشاوره با صدها نفر از جوانان آماده ازدواج و پیگیری مسیر زندگی آنها و نیز برگزاری حدود بیست دوره آموزش همسران جوان مشخص شده‌اند. امیدوارم با حساسیت و دقتی كه اخیراً كارشناسان حوزه و دانشگاه در این زمینه پیدا كرده‌اند و با حمایت و مدیریت سازمان‌ها و موسسات اجتماعی و فرهنگی كشور، پژوهشگران باتجربه گردهم آیند و در روشن‌سازی این بحث تلاش و همكاری كنند.

راه‌های تشخیص:
در بحث كنونی سه روش را برای تشخیص ملاك‌ها معرفی كرده‌ایم:
1. گفت‌وگوها (گفت‌وگوی دختر و پسر و پدران و مادران آنها) 2. آزمون‌های روان‌شناختی 3. تحقیق از افراد آگاه.
گفت‌وگوها : باید چند جلسه در منزل یكدیگر (بیشتر در خانه دختر) و چند جلسه در مكان‌های عمومی، بیرون از خانه‌های آنها صورت گیرد. بحث‌های زیر در گفت‌وگوها سفارش نمی‌شود.
مطالب بی‌ارتباط با ازدواج!
با ژست روان‌شناسانه صحبت از نیازها و كمبودها و عقده‌ها كردن!
بیان رازها و خطاهایی كه در گذشته اتفاق افتاده و تكرار نشده و خداوند آنها را پوشانده است.
صحبت‌های عاطفی و یا فرستادن پیامك‌های عاشقانه .
سوال و كنجكاوی درباره مسائل جنسی.
جوانان باید درباره آینده، شغل، روابط با والدین، استقلال از خانواده‌ها و حساسیت‌های كاری و اجتماعی گفت‌وگو كنند. سهم این بخش در تشخیص حداكثر 30 درصد است.
آزمون‌های روان‌شناختی: یك روان‌شناس بالینی باتجربه با آزمون‌های شخصیتی (حداقل سه آزمون معتبر) و همگرایی نتایج آنها می‌تواند حدود 20 درصد ملاك‌ها را تشخیص دهد.
تحقیق سهم بیشتری (حدود 50 درصد) دارد. ضروری است درباره خانواده، رفتار، اخلاق، اعتقادات، فعالیت‌ها و روابط اجتماعی فرد موردنظر از حدود هفده سالگی او و از طریق خویشاوندان، معلمان، استادان، دوستان، همكاران و همسایه‌ها با حوصله و دقت اطلاعات لازم را جویا شد.
یادآوری مهم: پیشنهاد می‌شود یافته‌های تحقیق، گفت‌وگو و هر نوع تردید و نگرانی در اختیار روانشناس قرار گیرد تا او كه فردی آگاه، باتجربه و بی‌نظر است با تطبیق یافته‌های هر سه منبع (گفت‌وگوها، آزمون‌ها و تحقیقات) به ارزیابی آنها بپردازد.

مراحل تشخیص:
مرحله اول: در روش سنتی، یعنی معرفی از طریق آشنایان می‌توان از معرفی‌كنندگان درباره سن، سطح و رشته تحصیلی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و تا اندازه‌ای وضعیت فرهنگی خانواده‌ها پرس‌وجو كرد. این ویژگی‌ها اگر مطابق ملاك‌های مطلوب بودند، به مرحله دوم می‌رسیم.
مرحله دوم: ملاقات دختر و پسر در خانواده دختر. در این مرحله، پسند ظاهر، بررسی بخشی از مسائل خانوادگی و شغلی حاصل می‌شود.
مرحله سوم: گفت‌وگوهای دختر و پسر با هم و با پدران و مادران یكدیگر. در این مرحله و از این طریق بخشی از ملاك‌های دینداری، حسن خلق و هدف‌های شغلی و اجتماعی آینده بدست می‌آید.
مرحله چهارم: انجام تحقیقات و همزمان مشورت خواستن از روان‌شناس باتجربه.
در روش آشنایی در دانشگاه و محل كار (ارتباط به قصد ازدواج، آگاه كردن خانواده‌ها و پرهیز از دوستی‌های صمیمانه و تماس‌های نزدیك) بررسی‌های اول و دوم در یك مرحله صورت می‌گیرد.

ظاهر
ظاهر( چهره، قد و اندام ) باید مورد پسند خودجوان باشد نه انتخاب اعضای خانواده و آشنایان او. دقت شود كه چون ظاهر جزء ویژگی‌های اصلی و عمقی شخصیت نیست. نباید به دنبال زیباترین ظاهرها و یا ظاهرهای خاصی بود «دل‌نشین» بودن تعبیر جالبی است كه در این مورد به كار می‌رود.
راه تشخیص: نگاه كردن در یكی دو جلسه در منزل و بیرون از منزل


سن
بهتر است سن پسر 2 تا 8 سال (میانگین 5 سال) بیشتر از سن دختر باشد. یك سال بزرگ‌تر بودن پسر یا همسالی دختر و پسر در صورت تناسب دیگر ملاك‌ها به خصوص برجسته بودن ملاك‌های اصلی اشكال چندانی ندارد. بزرگ‌تر بودن دختر توصیه نمی‌شود. در موارد نادری پسرانی كه كم‌سال‌تر از همسران خود بوده‌اند توانسته‌اند با رضایت و تفاهم زندگی مشترك را ادامه دهند. اما این استثنا هرگز نباید به صورت قاعده درآید.
راه تشخیص: پرسیدن و دیدن شناسنامه

سطح و رشته تحصیلی
بهتر است سطح تحصیلی (مدرك) مرد بیشتر یا مساوی سطح تحصیلی زن باشد .پایین‌تر بودن مدرك تحصیلی مرد به اندازه یك مقطع [زن: دكتری، مرد: كارشناسی ارشد/ زن: كارشناسی ارشد، مرد: كارشناسی،...] اشكالی ندارد به شرط آن كه مرد از نظر شغل و موقعیت اجتماعی وضع مطلوبی داشته باشد. پایین‌تر بودن سطح تحصیلی مرد به اندازه دو مقطع یا بیشتر [زن‌: كارشناسی ارشد ، مرد: كاردانی یا دیپلم، زن‌: كارشناسی، مرد: دیپلم،...] سازگاری همسران را دچار مشكل می‌كند مگر این كه؛ 1- شرایط اصلی خیلی برجسته باشد. 2- مرد توان و امكان كم كردن فاصله تحصیلی را داشته باشد.
با آن كه رشته تحصیلی چندان مهم نیست اما در صورتی كه فعالیت‌های علمی دو نفر با هم هماهنگ یا مكمل باشد بر تفاهم آن دو می‌افزاید.
راه تشخیص: پرسیدن و در مواردی تحقیق از محل تحصیل

وضعیت اجتماعی و سطح اقتصادی خانواده ها
منظور از وضعیت اجتماعی، شغل و موقعیت یا طبقه اجتماعی پدر و در مواردی مادر است و مراد از سطح اقتصادی میزان درآمد، ثروت و امكانات زندگی است. بهتر است خانواده‌های دختر و پسر درا ین دو زمینه هم‌شأن و نزدیك به یكدیگر باشند. اگر سطح اقتصادی خانواده پسر بالاتر باشد بهتر است. تفاوت زیاد و چشمگیر موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده‌ها گرچه جزو ملاك‌های اصلی نیست، اما سازگاری و رضایت از زندگی را آسیب‌پذیر می‌سازد.
راه تشخیص:پرسیدن از هم، تحقیق از محل كار و زندگی


فرهنگ خانواده
فرهنگ ، نگرش‌های فردی و اجتماعی نسبتاً پایداری است كه از باورهای مذهبی و خصلت‌های نژادی و قومی و طبقاتی ریشه گرفته و به صورت آیین‌های مذهبی، آداب و رسوم اجتماعی و نیز پوشش، گویش فردی خود را نشان می‌دهد تناسب فرهنگی بسیار مهم‌تر از تناسب وضعیت اجتماعی اقتصادی است. از بین عناصر سازنده فرهنگ، بیشتر از همه باید تناسب مذهبی، نژادی و پس از آن همسانی در آداب و رسوم خانوادگی را جدی گرفت.
راه تشخیص:رفت‌وآمد و بیش از آن تحقیق و بررسی

میزان برونگرایی
برون‌گرایی و درون‌گرایی دو صفت مثبت و نسبتاً ثابت شخصیت هستند. برون‌گرایان افرادی هستند خون‌گرم، اجتماعی، دارای دوستان متعدد، پرحرف و آغازگر گفت‌وگو، اهل مسافرت و تفریح، پرتحرك و علاقه‌مند به تنوع و هیجان. درون‌گراها برعكس، از محیط‌های آرام خوششان می‌آید، با آن‌كه بیشتر آنها كمرویی و یا اضطراب اجتماعی ندارند، اما گشاینده سخن و گرم‌كننده مجلس نیستند. یكنواختی را بر تنوع ترجیح می‌دهند. از نظر روان‌شناسان انسان‌ها در سه گروه برون‌گرا، میان‌گرا (نه برون‌گرا و نه درونگرا) و درون‌گرا قرار می‌گیرند. خوب است مرد برون‌گراتر از زن باشد و یا اگر زن برون‌گراتر است، فاصله خیلی زیاد با مرد نداشته باشد. زن خیلی برون‌گرا از همنشینی با مرد درون‌گرا خسته و ملول می‌شود و مرد او ناراضی و حتی بدبین.
راه تشخیص: با آزمون‌هایEPQ و NEO می‌توان میزان برون‌گرایی را به دست آورد.

شغل
شغل مناسب و خوب این ویژگی‌ها را دارد: 1- سالم (خلاف قانون و شرع نباشد) 2- ثابت (ناپایدار نباشد. تغییر آن در مسیر مشخص قبلی و برای رشد بهتر صورت گیرد) 3- نزدیك به محل زندگی (اعضای خانواده شب را با هم بگذرانند) 4- دارای درآمد كافی 5- قابلیت رشد (با گذشت زمان امكان ارتقا یا افزایش تجربه و كارآمدی را داشته باشد) 6- برخوردار از محیط و همكاران سالم و هماهنگ.
دو شرط سالم و ثابت بودن از همه مهم‌ترند. شغل همیشه باید سالم باشد. ثابت بودن را نیز باید به عنوان هدف جدی در نظر گرفت. یعنی اگر یك مرد جوان در آغاز زندگی، كارهای مختلفی را تجربه می‌كند و یا همزمان به چند كار می‌پردازد، ضروری است به گونه‌ای برنامه‌ریزی كند كه شغل اصلی او در مسیر روشن و ثابتی كه مطابق علاقه، استعداد، تحصیل و تجربه اوست قرار گیرد. شغل مناسب زن نیز همین ویژگی‌ها را دارد. اما سالم بودن اصل شغل، سلامت محل كار و همكاران، نزدیك بودن به محل زندگی و منافات نداشتن با وظایف همسری و مادری (به ویژه در سه سال اول زندگ فرزندان) اهمیت بیشتری دارند.
راه تشخیص:گفت‌وگو و تحقیق

تندرستی
نداشتن بیماری‌های مزمن ناتوان‌ساز، وخیم و سخت‌د‌رمان و ژنتیكی كه فرزندان را دچار معلولیت می‌سازد.
راه تشخیص:پرسیدن، تحقیق و در صورت تردید درخواست آزمایش‌های پزشكی

استقلال
ازدواج تبلور استقلال عاطفی، فكری و عملی است. كسی برای تشكیل خانواده آماده است كه بتواند از نظر عاطفی دوری از پدر و مادر را تاب آورد و تعامل عاطفی سازنده و پایداری با همسر خود برقرار سازد. در برنامه‌ریزی‌های زندگی و حل مشكلات آن، مطابق سن، آگاهی و تجربه خود و البته با مشورت كارشناسان تصمیم بگیرد و عمل كند. ضداستقلال، وابستگی است كه فرد جدایی از والدین را تحمل نمی‌كند، كوچك‌ترین مسائل را با آنها در میان می‌گذارد و در تصمیم‌گیری‌ها به خود و مشورت با همسرش اعتماد ندارد. روشن است كه استقلال به معنای بی‌مهری به اعضای خانواده اولیه و مشورت نخواستن در اموری كه والدین به آنها علم دارند نیست.
راه تشخیص: رفت‌وآمد و گفت‌وگوهای آگاهانه و تحقیق

مسئولیت پذیری و فعالیت
تنبل و غیرفعال نبودن در اداره زندگی. بی‌خیالی و بی‌تعهدی در انجام وظایف. در مواردی، بی‌مسئولیتی با نداشتن استقلال همراه است ولی این دو خصوصیت می‌توانند جدا از هم نیز باشند.
راه تشخیص: رفت‌وآمد و گفت‌وگوهای آگاهانه و تحقیق

خوش اخلاقی
حُسن خلق سه نشانه دارد. 1- خوشرویی: در بیشتر زمان‌ها داشتن چهره‌ای گشاده و شاد 2- پاكیزگی و زیبایی كلام: پرهیز از دشنام، تحقیر، تمسخر 3- نرمخویی: دور بودن از خشونت، لجبازی، قهر طولانی
راه تشخیص: رفت‌وآمد، تحقیق، آزمون‌ها

پاكدامنی
پاكدامنی یعنی دوری از آلودگی‌ها و روابط نامشروع جنسی، خویشتنداری و مقاومت در برابر وسوسه‌ها و محرك‌های غریزه جنسی و نیز نداشتن سابقه طولانی از رفتارها و دوستی‌های غیراخلاقی
راه تشخیص: تحقیق

سلامت روان
اطمینان از این كه فرد دارای روان‌رنجوری‌های مزمن و ناتوان‌ساز، ...) و روان‌پریشی‌های شدت‌افزا نباشد.
راه تشخیص: تحقیق و آزمون‌های روان‌شناختی

سلامت شخصیت
نداشتن هر نوع اختلال شخصیت از قبیل رفتارهای شكل‌گرفته ضداجتماعی، بدبینی مرضی، اعتیاد به الكل و مواد مخدر
راه تشخیص: تحقیق و آزمون‌های روان‌شناختی

دینداری و ایمان
دینداری سه جنبه مهم دارد: 1- باورهای درست و روشن درباره خدا، جهان آخرت، انبیا و اوصیای الهی و حقایق نظام آفرینش 2- اخلاق به معنای داشتن فضیلت‌ها و صفات مثبت درونی مانند صداقت، حیا، امانت، شكر، صبر،... و دور بودن از رذیلت‌ها و صفات منفی مانند حسادت، تكبر، حرص،... 3- عمل به احكام دینی یعنی انجام واجبات و ترك محرمات. اخلاق هدف والای، تربیت دینی است كه وجود انسان را از آلودگی‌ها و تیرگی‌ها می‌زداید و زلال معنویت و سرزندگی را در آن جاری می‌سازد. آرامش دیرپای درون و پیوند گرم، سازنده و امیدبخش با دیگران ره‌آورد فضیلت‌های اخلاقی است. رعایت احكام شرعی انسان را در چارچوب دین قرار می‌دهد و از دام توجیه و خودفریبی می‌رهاند. مهم‌ترین واجبات در اسلام نماز و روزه و در صورت تمكن مالی پرداختن خمس است و شایع‌ترین محرمات: ارتباط جسمی و جنسی با نامحرم، كسب دارایی نامشروع و مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلی است. در مورد صفات اخلاقی در حوزه همسرگزینی و خانواده فضیلت راستگویی، پاكدامنی و حس خلق برای زن و مرد و خسیس نبودن برای مرد بیشتر اهمیت دارند كه جداگانه آنها را توضیح داده‌ایم.
راه تشخیص: بحث و گفت‌وگو؛ تحقیق

شایستگی خانوادگی
خانواده چهار كاركرد مهم در شكل‌گیری شخصیت فرزند دارد: توارثی (ژنتیكی)، الگویی، تربیتی و دور نگه داشتن از آسیب‌های اخلاقی ، در خانواده‌ شایسته پدر و مادر در درجه اول و برادران و خواهران بزرگ‌تر، در درجه بعد، افرادی سالم و دور از مشكلات حاد اخلاقی هستند. خانواده خوب محیطی آرام و بدون تنش‌های شدید و مكرر دارد. طلاق، اعتیاد، بزهكاری، خیانت، خشونت‌های پی‌درپی و آسیب رساندن از نمایان‌ترین نمونه‌های ناشایستگی خانوادگی است.
راه تشخیص: تحقیق

راستگویی
صداقت اعتماد می‌آورد. در روایات نقل شده از پیشوایان دین آمده است كه برای گزینش افراد در كارهای مهم (مانند ازدواج) تنها به نماز و روزه كه می‌توانند با تكرار از محتوای معرفت و سازندگی خود خارج شوند و به صورت عادت درآیندبسنده نكنید، بلكه به صداقت و امانتداری بیشتر توجه كنید. دروغ‌های عمدی و بزرگ اعتماد را از بین می‌برد و بدبینی و ناامنی را جای‌گزین می‌سازد.
یادآوری: لازم نیست برای نشان دادن صداقت خطایی كه فرد در گذشته انجام داده و دیگر تكرار نشده است، اعتراف كرد. چیزی را نباید پوشاند كه با گذشت زمان و تحقیق آشكار می‌شود. مانند نادرستی در بیان سن، شغل، مدرك تحصیلی، بدهی مالی، عقد و ازدواج قبلی، بیماری ادامه‌دار، عیب ونقص جسمی و عضوی، جدایی والدین، مسئولیت ذهنی و جسمی یكی از اعضای خانواده
راه تشخیص: تحقیق

منبع: http://www.bidar.org

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
سه شنبه 22/5/1392 - 12:37
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )


نگاهی علمی به انتخاب همسر در دانشگاه
بر این باوریم كه دوران دانشجویی بهترین زمان و دانشگاه بهترین مكان برای همسرگزینی است. برای اثبات این مدعا نخست نگاهی كلی و گذرا به وضعیت ازدواج می‌افكنیم و آنگاه انواع شیوه‌های دستیابی به همسر آینده را با یكدیگر مقایسه می‌كنیم.
حكم مستوری و مستی همه بر خاتمت است
*بعد از ازدواج، كاروان كوچك خانواده در یكی از سه مسیر زیر قرار می‌گیرد و حركت می‌كند:
گسستگی، آشفتگی و بالندگی.
گسستگی: ‌عوامل گوناگونی پیوند شرعی و قانونی همسری را از هم می‌گسلد و آنها شیی می‌كشاند. آشكار شدن ناراستی‌ها و نیرنگ‌ها، پدیدآمدن كژرفتاری‌های ریشه‌دار مانند سوء مصرف مواد، الكل، خیانت، پرخاشگری و خشونت پی‌درپی، كمبود استقلال و مسئولیت‌پذیری، و نیز به‌كار گرفتن روش‌های ناپسند و غیر كارامد برای رفع مشكلات و اختلاف‌های قابل انتظار از مهم‌ترین این عوامل هستند.
آشفتگی: در بسیاری از موارد، زنان و شوهران ناسازگار به خاطر عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی وفرهنگی از هم جدا نمی‌شوند، اما خانواده به جای آنكه كانون پرطراوت شادی و امید باشد، به سرزمین آشفته و رنج آفرینی تبدیل می‌شود كه تندرستی، آرامش، پاكی و مسئولیت ساكنان خود را آرام‌آرام می‌گیرد و از بین می‌برد. اگر افراد خانواده، به‌ویژه زن و شوهر، پیوسته درگیر مشكلات زیر باشند، با نشانه‌های اصلی خانواده آشفته روبه‌رو هستیم: سكوت‌های درازمدت، برخوردهای آزاردهنده كلامی و جسمی، فاصله‌گرفتن عاطفی و جسمی از یكدیگر، ناهماهنگی‌های فكری و عقیدتی، بیماری‌های روانی و روان‌تنی متناوب، ناخشنودی جنسی و كاهش تدریجی عزت نفس.
بالندگی: قرآن خانواده را آیت بزرگ خداوند می‌داند كه مركز پیدایی و پرورش آرامش، مودت و رحمت است (روم، 21). اگر خانواده‌ای این ویژگی‌ها یا كاركردها را به همراه مشخص بودن و انسجام نقش‌های هر یك از اعضای خود داشته باشد (نساء/34)، همسران و فرزندان اندوه‌زدا و سرورآفرین هم می‌شوند و به چكاد بلند رهبری و پیشوایی پارسایان و شایستگان روزگار می‌رسند (فرقان/74). رسیدن به این مرتبه از ثبات و بالندگی در گرو سه شرط است: انتخاب مناسب و درست، آموزش‌های سازنده و مستمر و برخورداری از مشاوره هنگام ضرورت.
از این سه مورد، انتخاب مناسب مهم‌تر و مؤثرتر از بقیه است، چون زیربنای آن دو به حساب می‌آید. با مطالعه صدها پرونده طلاق و با بررسی ژرف و پیگیری ده‌ها مورد ناسازگاری زناشویی معلوم شده است كه جوانان، پدران و مادران و حتی مربیان و كارشناسان در موضوع همسرگزینی ـ یعنی تعیین ملاك‌ها، راه‌های تشخیص ملاك‌ها، مراحل ارزیابی و شیوه‌های دستیابی به فرد مورد نظر ـ ابهام‌ها و مشكلات فراوانی دارند. مهم‌ترین ویژگی‌هایی كه در انتخاب همسر باید در نظر گرفت عبارتند از: 1ـ پسند ظاهر(چهره، قد و اندام)؛ 2ـ سن مناسب؛ 3ـ تناسب سطح و رشته تحصیلی؛ 4ـ همسانی وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده‌ها؛ 5ـ هماهنگی فرهنگی (مذهب، نژاد و آداب و رسوم)؛ 6ـ همسطح بودن برون‌گرایی؛ 7ـ شغل مناسب (ثابت و سالم)؛ 8ـ تندرستی؛ 9ـ انگیزه و توان فرزندپروری 

منبع: http://www.bidar.org

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
سه شنبه 22/5/1392 - 12:36
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

این روشهاجواب نمیدهد!
دکترمحمود گلزاری /روانشناس
بررسی های روانشناسان بالینی و روانپزشکان نشان داده است که شناخت کسانیکه اختلال شخصیت دارند در برخوردهای کوتاه مدت کار سادهای نیست. زیرا این افراد غالباً در ابتدای آشنایی تصویر بسیار خوبی از خود در ذهن شما به جای میگذارند. آنها ممکن است در حیطه کاری، فعالیتهایی اجتماعی افراد خوب و شایسته ای جلوه کنند. علاوه براین، فرد دچار اختلال شخصیت میتواند مانند بسیاری از افراد دیگر زیبا و باهوش باشد  و چنین چیزی موجب شود به سوی او جذب شوید. حتی متخصصان روانشناس، در جلسه اول درمان، تشخیص صحیحی درباره آنها نمیدهند. دومین چیزی که  شناسایی فرد دارای اختلال شخصیت را دشوار میسازد این است  که برای شخص او لازم است به طور دقیق از گذشته اش، به ویژه الگوها و مشکلات رفتاری و روابط ناخوشایند او با دیگران و اطلاع کافی داشت. از آنجا که در اوایل رابطه، پی بردن به  چنین گذشته ای میسر نیست بنابراین هیچ تعجبی ندارد که نتوان در اوایل آشنایی چنین فردی را شناخت»
نویسندگان کتاب عشق ویرانگر، پس از بیان این مشکلات، می نویسند چون یک تحقیق بسیار معتبر نشان داده است که اختلال شخصیت باعث ایجاد مشکلات روانی ،اجتماعی  حقوقی و شغلی میشود. برای مثال فرد دارای اختلال شخصیت مرزی احتمال بیشتری دارد که افسرده شود ویا  فرد جامعه ستیز در مقایسه با دیگران بیشتر احتمال دارد که به مصرف مواد مخدر یا الکل اعتیاد پیدا کند و نیز کسی که دارای اختلال شخصیت پارانوئید است بیش از دیگران با همکاران خود به درگیری و نزاع بپردازد، باید با رفت و آمدهای زیاد با او و بررسی روابط شغلی و اجتماعی اش شناخت دقیقی از او پیدا کرد. (صص 21-22) غافل از اینکه در صفحه قبل کتاب خود هشدار داده اند: «درنهایت باید گفت هنگامیکه ما عاشق فردی میشویم، غالباً علائم اختلال شخصیت او به نظر ما رفتارهای خوب و پسندیده ای جلوه میکند، بله بسیاری از ما همان علائم اختلال شخصیت را از ویژگیهای خوب، هیجان انگیز دوست داشتنی و یا حتی جنسی او محسوب می-کنیم.(ص21)
کوتاه سخن این که کتاب عشق ویرانگر از آن جهت که اختلال شخصیت را با واقع بینی توضیح داده است و جابجا تأکید میکند مبادا با ساده انگاری درگیر روابط عاطفی با بیماران دارای اختلال شخصیت شوید و با آنها ازدواج کرد و بی جهت به تغییر افکار عواطف و رفتارهای شکل گرفته  آنها امیدوار بود، اثری بسیار ارزنده و مفید است، اما راههایی را که برای شناخت اختلالهای شخصیت پیشنهاد میکند یعنی:

بدست آوردن آگاهی های علمی درباره نشانههای ده نوع اختلال شخصیت ازکتابهای  تخصصی و یا ساده شده آنها در این کتاب.

برقراری ارتباط زیاد و رفیق حجره و گرمابه وگلستان بودن با فردی که قرار است با او پیوند ازدواج برقرار شود به منظور: الف – بررسی دقیق روابط و مسائل گذشته او، ب- شناخت کارکردها و مشکلات روانی، شغلی، حقوقی و اجتماعی کنونی و جاریش.

تطبیق این شناختهای گذشته و حال با اطلاعاتی که از کتاب بدست آورده است،  در فرهنگ ایرانی- اسلامی ما کاربردی ندارند و تازه در همان فرهنگ غربی نیز بیشتر دختران و پسران جوان، آنچنان عشق کور وکرشان میکند که یا قدرت تشخیص از آنها گرفته میشود و یا به قول نویسندگان دلبستگیهای عاطفی آنها را به توجیه رفتارهای محبوب، زیبا دیدن آنها و یا ناپایدار بودن خطاهایی میکشاند.
آیا عاقلانه نیست جوان خواستار ازدواج و والدین او با روانشناسی با تجربه و آگاه که بهقول علی علیه السلام در حقیقت عقل جدا شده از احساسهای آنها است مشورت کنند تا او یعنی روانشناس، دانای با تجربة دلسوز، با استفاده از آزمونهای علمی روانشناختی و بررسی دقیق یافته ها و شنیده ها، به تشخیص نسبتاً دقیق و روشنی برسد و بتواند  آن جوان را  از افتادن در گرداب زندگی با یک بیمار بیکار و خوش نما نجات دهد؟ 

منبع: http://www.bidar.org

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
سه شنبه 22/5/1392 - 12:34
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

ازدواجی پایدار و رضایتبخش
دكتر محمود گلزاری، روانشناس
بر این باوریم که دوران دانشجویی و محیط دانشگاه بهترین زمان و مكان همسرگزینی است، زیرا نسبت به روشهای دیگر از امتیازات زیر برخوردار است:
1 دانشجویان نسبت به نوجوانان دبیرستانی كه با التهاب غریزی و احساسی وارد رابطه های نافرجام میشوند، پخته تر و رشدیافته ترند و میتوانند علاقه های خود را به ازدواج برسانند.
2 افرادی كه در یك دانشگاه درس میخوانند از نظر سنی، تحصیلی، فكری، علایق و انتظارات با هم تناسب و هماهنگی دارند .
3 به خاطر حضور طولانی دختران و پسران دانشجو در كنار هم، علاوه بر پسند ظاهر، امكان شناخت ویژگیهای رفتاری، روانی و اخلاقی یكدیگر برایشان فراهم تر است.
4 حضور تعداد زیاد جنس مخالف امكان مقایسه را به وجود می آورد و این تضمین را میدهد كه برخورد سریع و احساسی با یك نفر او را در دام عشق گرفتار نكرده است.
اما متأسفانه دیده شده كه با وجود این فرصتها و امتیازها، برخی از دوستیها و رابطه های عاطفی دانشجویان پسر و دختر نه تنها به ازدواجی پایدار و رضایتبخش نمی رسند، بلكه باعث افت شدید تحصیلی، برقراری ارتباطهای غیراخلاقی، ابتلا به بیماریهای روانی، درگیر شدن با آسیبهای اجتماعی نظیر سوء مصرف مواد و الكل و بروز و تشدید اختلافات خانوادگی میشود.
برای پیشگیری از چنین بحرانها و مشكلات عافیت سوزی، سزاوار است جوانان دانشجو مدیریت رابطه با جنس مخالف را بیاموزند. برای این منظور، نخست هر دانشجو، بهخصوص دانشجوی دختر، باید بداند در محیط كار و تحصیل با سه گروه از افراد جنس مخالف برخورد میكند: همكاران، هوسرانان و خواستگاران. همكار میتواند استاد، كارمند اداری یا یك همكلاسی باشد. او فرد محترمی است كه یا ازدواج كرده و یا برای ازدواج آمادگی و تناسب لازم را ندارد. ارتباط با همكار باید در همان چارچوب و وظیفة مشخصی باشد كه در دانشگاه تعریف شده است. هر نوع برخورد كلامی، رفتاری و دیداری خارج از مرزهای تعیین شده زیان آور و ناپسند است.
هوسرانان را در هر گروه میتوان دید، ولی بیشتر آنان پسران دانشجویی هستند كه به خاطر زمینه های تربیتی نادرست و تجربه های غیراخلاقی در گذشته، در كمین دختران ساده دلی قرار میگیرند كه فریب ظاهر جذاب و زبان چرب آنان را میخورند. هوسرانان میدانند كه دختر دانشجو را نمیتوان راحت و صریح به خلوتهای گناه آلود كشاند. از اینرو، با پیشنهاد ازدواج، دام هوس را می گسترانند. معدودی از مردان متأهل كه دردناكانه در كسوت مقدس معلمی قرار گرفته اند نیز با وعده ها و تهدیدهای آموزشی، دختران كم تجربه را وادار به رابطه های ناشایست میكنند.
گروه سوم جوانانی هستند متین و پاكدامن كه میخواهند با دخترانی خوب و تحصیلكرده ازدواج كنند. برای اینكه بتوان با چنین دانشجویان شایسته ای پیوند زناشویی موفقیت آمیز و بالنده ای برقرار كرد، توصیه میكنیم دختر و پسر در ترمهای اول و دوم رابطه های عاطفی و عاشقانه برقرار نكنند. یعنی اگر از كسی خوششان آمد یا دانشجویی به آنها پیشنهاد دوستی و ازدواج داد، به كشش احساسی و غریزی خود میدان ندهند و گفت وگوی كوتاه را به رابطه های طولانی و پنهان از والدین خویش نكشانند، بلكه بگذارند فارغ از تب و تاب احساس و دور از میدان مغناطیسی عشق، قطب نمای عقلشان جهت درست را نشان دهد. باید درباره فرد پیشنهاددهنده هماهنگیها و تناسبهایی را كه در بحث ملاكها گفتیم، بررسی كنند و مطمئن شوند كه خود و فرد مورد نظرشان بهراستی انگیزه، توان و امكانات تشكیل زندگی را دارند. در صورتیكه نتیجة بررسیها مثبت بود، اشكالی ندارد كه حداكثر سه جلسه با او در مكانهای عمومی صحبت و سپس با پدر و مادر یا یكی از خویشاوندان آگاه مشورت كنند. بعضی از استادان خیرخواه و باتجربه نیز آمادگی كمك به دانشجویان خود را دارند. اگر چنین فرایندی طی شود، یعنی
1) شما و فرد پیشنهاددهنده انگیزه و توان ازدواج را داشته باشید؛
2) تناسب و هماهنگی ملاكهای گروه اول درباره تان صدق كند؛
3) از همان آغاز آشنایی خانواده را در جریان بگذارید؛
4) با كمك بزرگترها دربارة ویژگیهای پنهان طرف مورد علاقة خود تحقیق كنید؛ و
5) از مشورت یک روانشناس آگاه برخوردار شوید، میتوان امیدوار بود با لطف و عنایت خداوند بزرگ در مسیر روشن ازدواجی بالنده و امیدبخش قرارگرفتهاید.

منبع: http://www.bidar.org

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
سه شنبه 22/5/1392 - 12:33
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

پری رو تاب مستوری ندارد
دکترمحمود گلزاری/روانشناس
- یکی از عوامل بی رغبتی جوانان به ازدواج  شما روانشناسان هستید!
صدای خندة جمعیّت در فضای سالن پیچید. دختر جوان چهره اش را درهم کشید و رو به حاضران در جلسه، و بلندتر ادامه داد:
- نخندید! جدی میگویم. کاری به نسلهای خیلی گذشته نداریم، همین پدرها و مادرهای ما، چه قدر راحت ازدواج میکردند. از شروع تصمیم برای تشکیل خانواده، تا زیر یک سقف رفتن به دو ماه نمی رسید. یک خواستگاری ساده، بدون این همه مته به خشخاش گذاشتن، بعدش هم عقد و عروسی. حالا، نه تنها جوانان بلکه والدین آنها نیز باید چندین کتاب بخوانند، به صدها پُرسشِِِِِ آزمونهای روان شناختی، سختتر از امتحان کنکور، پاسخ دهند، و سرانجام هم مشاور محترم ازدواج عدهای را تأئید نکند! .... تازه آنها هم در کمتر  از چهار سال طلاق میگیرند. و بیش از نیمی از طلاق نگرفته ها هم زندگی را با آشفتگی و طلاق عاطفی ادامه میدهند.
دختران و پسران شرکت کننده در کارگاه آموزشی همسرگزینی ساکت شدند و چند نفری  با چهره ای گرفته و خشمگین فریاد زدند: راست میگوید، بزرگترهای ما هم عقلشان را داده اند دست شما و خودشان مرتب سنگ می اندازند و مقاومت میکنند. پسری با خنده ای تمسخرآمیز گفت: این مسأله ازدواج جوانان دکان تازه ای شده است برای روانشناسان بدون مشتری!
از دختران و پسران جوان که نزدیک به هشتاد نفر بودند خواهش کردم ساکت شوند و بعد از آن دختر معترض که خود را ساناز 25 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد معرفی کرد خواستم به نمایندگی از بقیه پشت تریبون بیاید تا با هم گفتگو کنیم.
- این آمار 30 طلاق در کمتر از چهارسال بعد از ازدواج، و 50  زندگی های آشفته ادامه دار را  از کجا آوردید؟
ساناز:  خودتان گفتید، میخواهید منکر شوید؟
- نه من انکار نمیکنم ولی به آمار رسمی سازمان ثبت احوال استناد کردم که در تهران نسبت طلاق به ازدواج حدود 30 است. در سایر مراکز استانها نیز، نرخ طلاق  نسبت به سالهای پیش، افزایش یافته است. از طرفی، طبق بررسیهای علمی کارشناسان بهداشت روانی، نیمی از خانوادهها از آشفتگی ادامه دار رنج میبرند!
ساناز: خوب، پس این سخن خود شماست چرا اعتراض میکنید؟
- ایراد من به این است  که اگر کسی واقعیتی را اعلام کند مثلاً بگوید در ایران، سالانه بیش از بیست هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست میدهند یا سن ابتلاء به بیماریهای قلبی پایین آمده است. او، یعنی فرد اعلام کننده، مسئول حوادث  جاده ای و یا بیماریهای قلبی است؟
ساناز: خیر، من گفتم در سابق که روانشناسان در امر ازدواج دخالت نمیکردند، نه سن شروع ازدواج این قدر بالا بود نه آمار جدائیها!
- به مقایسه ازدواجهای این نسل و نسل قبلی میرسیم. امّا سؤال این است چند درصد از افرادی که کارشان به جدایی میکشد یا خانواده هایی آشفته دارند، پیش از ازدواج از مشورت علمی روانشناسان با تجربه بهره برده اند؟
ساناز:  نمیدانم.
- شاید چیزی درحد صفر. ما روانشناسان همانند  مهندسان معمار هستیم که بعد از ویران شدن خانه ای، به بررسی عوامل فرو ریختن ساختمان میپردازیم تشخیص میدهیم یا خانه بر زمینی که روی گسل زلزله بوده است بنا شده است، یا پی ها و دیوارهایی آن را محکم و مقاوم نساخته اند و یا در نگهداری آن کوتاهی کرده اند. این عوامل را که معین کردیم به دیگرانی که هنوز خانهای نساخته اند اعلام میکنیم تا خدای ناکرده بعد از چند سال زندگی، زیر آوار نمانند!
ساناز: اما نگفتید چرا خانواده های سابق، با آنکه مشاور و روانشناس نداشتند این اندازه سست بنیان نبودند؟
- با خنده گفتم انگار دل پرخونی از روانشناسان داری میخواهی قبل از ادامه بحثمان کمی درباره علت این نگاه منفی تو و دلخوریت از شرکت در کلاس، صحبت کنیم؟
ساناز روی نوک پایش بلند شد و انتهای سالن را نگاه کرد و پس از مدتی سکوت با لحن غمگین و آرام گفت: حالا که آرش از جلسه بیرون رفته، راحت تر میتوانم  صحبت کنم. 5 سالِ پیش در مغازه ای نزدیک دانشکده با او آشنا شدم. از سال دوم دبیرستان ترک تحصیل کرده بود. دوستی ما حدود یک سال، بدون این که کسی با خبر بشود طول کشید. کمکم مادرم از این که خواستگارانم را که بیشترشان موقعیت خوبی داشتند رد میکردم به شک افتاد. بهانه ام این بود که وقتی کارشناسی ارشد قبول شدم ازدواج میکنم. اما راستش درس هم نمیخواندم و حتی یک ترم مشروط شدم. خلاصه مراقبتهای پنهانی مادرم، رازم را آشکار کرد. به او گفتم آرش را دوست دارم و فقط میخواهم با او ازدواج کنم.... پدرم در جریان قرار گرفت خیلی خوب برخورد کرد. از من خواست که به آرش بگویم به محل کارش برود تا او را ببیند. بعد از آن دیدار، پدرم دوستانه  و منطقی با من صحبت کرد و گفت: آرش کار ثابتی ندارد، سربازی نرفته، از نظر مدرک تحصیلی از من پائینتر است و پدر و مادرش سالهای قبل از هم جدا شده اند. همه حرفهای پدرم را توجیه کردم گفتم: قول داده سربازی برود و بعد درسش را تا کارشناسی ارشد ادامه دهد، من هم الان برای ازدواج عجله ندارم، صبر میکنم تا کار خوبی پیدا کند! آخرسر پدرم  قول گرفت هیچ تماسی باهم نداشته باشیم تا آرش به وعده هایش عمل کند. آرش انگیزهای برای درس خواندن نداشت. اما به اصرار من خدمت رفت و سربازی را تمام کرد. یکی از دوستان پدرم، در شرکت خودش، به او کار خوب و آبرومندی داد. اما متأسفانه آرش، بعد از سه ماه، از آن شرکت بیرون آمد بعد از چندماه بیکاری، از من خواست چند میلیون تومان پول در اختیارش بگذارم تا همراه دوستانش در یک کاری تجاری سرمایه گذاری کند. من هم هرچه پس انداز داشتم، بدون اطلاع پدر و مادرم، به او دادم. یکی دوبار دوبی رفت و برگشت، اما از کار خبری نبود بی حوصله و عصبانی شده بودم، به اندک سخنی که می شنیدم، داد میزدم و گریه میکردم. پدر و مادرم با زبان خوش، با فریاد و با قهر از من میخواستند آرش را رها کنم. راست میگفتند اما من نمیخواستم  بعد از پنج سال دلدادگی کنار بکشم نمیدانم یا به او عادت کرده ام یا نمیخواهم برای خودم و دیگران ثابت شود که اشتباه کردهام. دوهفته پیش عمهام پیشنهاد کرد برای کلاس شما ثبتنام کنیم. او گفت دخترش با خواستگاری که داشته پیش شما آمده اند و درسها و راهنماییهای شما برایشان خیلی مفید بوده است. اول آرش قبول نمیکرد، بعد با پافشاری من که گفتم تنها  راه راضی کردن پدر و مادرم تأئیدی است که از این دوره میگیریم حاضر شد بیاید. الان هم میبینند که گذاشته و رفته است!
جلسه در سکوت غم انگیزی فرو رفته بود. ساناز با بغض سخنان خود را پایان داد: حالا شما هم حدود 20 شرط گذاشته اید، پسند ظاهر، تناسب سنی، تحصیلی، خانوادگی، فرهنگی، سلامت روان، سلامت شخصیت، ... واقعاً ازدواج برای نسلهای قبلی اینقدر دشوار بود؟
چند نفری برایش دست زدند. او با پشتِ دستش اشکهایش را پاک کرد وگفت: اجازه میدهید بنشینم. گفتم: چند دقیقه دیگر صبر کنید. پرسیدم:
- پس پدر و مادر شما و عمهتان، که از نسل قبلی هستند، شما را به آمدن به این کلاس راهنمایی کردهاند، نه منِ روانشناس.
ساناز با اعتراض گفت: خیلی به شما برخورده که اینقدر حساسیت نشان میدهید؟
گفتم: حساسیت من به این خاطر است که وقتی شما جوانان پر احساس با والدین نگرانتان درگیر میشوید، مشاور بیچاره را محکوم میکنید و با این کار، در اصل چهره حقیقت را تیره میسازید، خودتان را دچار مشکل میکنید و بدتر از آن باعث میشوید دیگران اطمینان خود را به دلسوزیهای مشاوران بیطرف از دست بدهند. پسری از میان جمعیت فریاد زد: شما که  از نسل بزرگترهای ما هستید همیشه جانب آنها را میگیرید!
- گفتم: هنوز که دوره چهار جلسه ای ما پایان نیافته که این قضاوت را میکنید. یادتان باشد به فرموده علی علیه السلام ما زمانی به مشورت نیاز پیدا میکنیم که در تصمیمگیری، عقلمان با احساسمان درگیر شود. احساس به لذت میاندیشد و به زمان حال امّا، عقل مصلحت اندیش و آیندهنگر است. چراغ فروزانی است که راه را از بیراهه می نمایاند. وقتی جوانی مانند ساناز درگیر عشقی آتشین میشود عقل او در غوغای میل و هوس چندان کار نمیکند... پدر و مادر او هم شاید از روی خشم و نگرانی زیاد نتواند به خوبی تصمیم بگیرند.
میبینید عشق و علاقه جوان و خشم و ناراحتی پدر و مادر«عقل» را کنار میزنند و بدون دوراندیشی موافقت و مخالفت میکنند. در گذشته بسیاری از جوانان و بزرگترهای آنان دچار چنین بحران تصمیم گیری نبودند. زیرا هم شناخت طولانی و نسبتاً دقیقی از دختر و پسر، خانواده و گذشته آنها داشتند و هم پذیرش جوانان  از والدینشان به خاطر همسانی در عقیده و حتی سلیقه، بیشتر بود.
در زمان کشمکش بین احساس و عقل، باید از کسی کمک بگیریم که نماینده خرد سالم و خالص ما باشد یعنی نسبت به مسئله مورد اختلاف آگاه و بیطرف باشد. زیرا عقل برآیند دو نیروی علم و انصاف و یا آگاهی و بیطرفی است و ما روانشناسان امید داریم به عنوان مشاورانی دانا و امین، دارای این دو ویژگی باشیم یعنی با علم به شناخت عوامل استحکام خانواده، به شما در مهم ترین انتخاب زندگیتان یاری رسانیم.
ساناز عذرخواهی کرد که خیلی تند رفته است.
- خندیدم و گفتم:
من این صحنه ها را بسیار دیده ام. اینها همه از بازیگریهای عشق است که میگویند انسان را کور و کر میکند! او که با نگاهش دنبال آرش میگشت پرسید: از میان ملاکهایی که در جزوه تان آورده اید، کدام یک از همه مهمتر است؟ مثلاً تفاوت سطح تحصیلی ما یعنی این که من لیسانس دارم با یک ترم مشروطی و معدل کم و آرش که خیلی هم با هوش است امّا دانشگاه نرفته، عامل  طلاق و آشفتگی خانوادگی میشود؟
- گفتم: نه از بین این ملاکهای بیست گانه، چند تایشان خیلی اساسی هستند. از جمله سلامت شخصیت منظور من این است که اگر ثابت شود یک نفر از نظر شخصیتی سالم نیست یا به تعبیری اختلال شخصیت دارد نباید با او ازدواج کرد زیرا امیدی به تغییر او نمیرود، برخلاف سربازی نرفتن و ادامه تحصیل ندادن که سهم بسیار کمتری دارند. با موافقت بیشتر حاضران  قرار شد درباره سلامت شخصیت به عنوان یکی از مهمترین ملاکهــــای ازدواج صحبت کنم.

شخصیت از نظر روانشناسی و اسلام
میکشد هر جا که خاطرخواه اوست

« آیا دوستی دارید که به خوبی او را میشناسید  و رفتارهایش را در هر موقعیت میتوانید پیش بینی کنید؟ در این صورت به تبع این تجربه، با الگوها و ثبات منحصر به فرد وی در رفتار، احساسات و افکارش آشنا هستید. نه تنها میدانید که چه چیزی وی را عصبی میکند، بلکه میدانید که چه چیز موجب تفاوت وی از بقیه دوستانتان میشود. به طور خلاصه، شما در مورد چیزی صاحب نظر شدهاید که ما آن را «شخصیت» دوست شما میدانیم. کاری که به وسیله ما در زندگی روزمره انجام میگیرد، با آن چه روانشناسان شخصیت انجام میدهند از بنیاد متفاوت نیست. وظیفه ای که هریک از این گروه به عهده دارند، تدوین الگویی برای عملکرد انسان، روشی برای متفاوت کردن افراد از یکدیگر و ایجاد مجموعهای از قوانین برای پیش بینی رفتار آنهاست.»
لارنس پِروین و الیورجان، کتاب معروف «شخصیت: نظریه و پژوهش» (ترجمه کدیور و جوادی 1381) خود را با این جملات آغاز کردهاند. تا همانی را بگویند که دیگر روانشناسان از جمله«آلن راس» درتعریف شخصیت (personality) پیشنهاد کرده است:«شخصیت ترکیبی است از اعمال، افکار، هیجانات و انگیزشهای فرد. به قول گیلفورد شخصیت هر فرد الگوی منحصر به فرد صفات اوست که در طول زمان نسبتاً ثابت باقی میماند.
شخصیت، امکان پیش بینی آن چه را که یک فرد در موقعیتی خاص انجام خواهد داد فراهم میکند. غیرمنطقی است اگر بخواهیم از شخصیت کسی صحبت کنیم که رفتار آگاهیها، هیجانات و انگیزههایش برای مدت طولانی و از مکانی به مکان دیگر تغییر کند و یا ثابت باقی نماند. ( ترجمه جمالفر، 1382 ص13-17)
در فرهنگ اسلامی، کلمه «شاکله» نزدیکترین  واژهای است که میتوان آن را معادل شخصیت با تعریفی که آلپورت (1937) کرده است به کاربرد: «سازمان پویایی از سیستمهای روانی جسمی فرد که رفتار و افکار خاص او را تعیین میکند.»
از همین رو، مرحوم طاهره صفارزاده، نویسنده شاعر و مترجم توانای معاصر، در ترجمه انگلیسی که از قرآن کرده است. آیه 84 سوره اسری را که میفرماید: قُل کُلٌّ یَعمَلُ علی شاکِلَتِهِ، فَرّبَکُمٌ أعلَمُ بِمَن هُوَ أهدی سبیلاً
ای پیامبر بگو هرکس به طریقه خویش عمل میکند و پروردگار تو بهتر میداند که کدام یک به هدایت نزدیکتر است. (ترجمه آیتی) این گونه ترجمه کرده است:
Say/ O / Messenger !/ : «every one acts according to his Personality and character, and only your Creator& Nurturer knows very well who among you men are more guided to the Truth.»
محمد جواد مغینه دانشمند نامدار شیعه، در تفسیر «المبین» خود ( 1398 ق ص 325 ) ذیل آیه یاد شده مینویسد:
« همه انسانها در غرائزی (هیجانهائی) مانند دوستی، دشمنی، خشنودی و خشم، همسان و مشترکند. صفاتی نیز هستند که گروههایی از انسانها را از هم متمایز میکنند مانند: بخشش و بخل، شجاعت و ترسو بودن. اما در این میان رفتارها و خویها نیز وجود دارند که  مانند اثر انگشت، اختصاص به هر فرد دارند و هیچ کس دیگر در آنها شریک نیست. اخیراً دانشمندان کشف کرده اند که حتی اجزاء و ترکیب خون هر فرد، خاص خود اوست و میدانیم که فعل و انفعالات بدن آدمی از جمله، نوع خون او بر رفتار و جهت گیریهایش اثر میگذارد. به این ویژگیهای روحی و رفتاری ویژه هر فرد «شاکله» میگوئیم.
تفسیر نمونه دراینباره مینویسد: شاکله، در اصل از ماده، شکل، به معنی مهار کردن حیوان است و اشکال به خود مهار میگویند، و از آنجا که روحیات و سجایا و عادات هر انسانی او را مقید به رویّهای میکند، به آن شاکله میگویند. اصولاً ملکات در روحیات انسان معمولاً جنبه  اختیاری دارد چرا که انسان هنگامی که عملی را تکرار کند نخست « حالت» و سپس « عادت» و بعد تدریجاً تبدیل به «ملکه» میشود. همین ملکات است که به اعمال انسان شکل میدهد و خط او را در زندگی مشخص میسازد. (جلد 12 صص 246-249).
علامه طباطبایی، درتفسیر گران سنگ المیزان با استناد به معنای لغوی شاکله آن را خوی و خصلتی میداند که آدمی را محدود و مقید میسازد که به مقتضای آن رفتار کند یا راه و روشی که جهت رهگذر را به گونه ای مشخص و تنظیم میکند که نمیتوان از غیر آن مسیر عبور کرد. ایشان سپس یادآور میشود که پژوهشهای علمی ثابت کرده است که میان صفات نفسانی نوع ساختار بدنی انسان رابطه ای خاص وجود دارد. بعضی مزاجها زود به خشم میآیند، بعضی دیر. از سوی دیگر میان اعمال و صفات آدمی با عوامل محیطی و بیرونی پیوندی تنگاتنگ برقرار است. درحقیقت شاکله، که محصول تعامل این دو مجموعه درونی (مزاج، ساختار بدنی و فیزیولوژیکی) و بیرونی (عوامل تربیتی، اجتماعی  فرهنگی) هر انسان است، نوع و شیوه عمل او را تعیین میکند. (المیزان ج 13 عربی، صص 189-194). جالب است اینکه بدانیم سخن این مفسر بزرگ قرآن، در چهل سال پیش همانند مطلبی است که نویسندگان کتاب جدید «شخصیت نظریه و پژوهش» بیان کرده و مینویسند:
رشد و نمو شخصیت از ترکیب و تعامل دو گروه عوامل، یعنی عوامل زیستی مانند وراثت، جنسیت، سلامت جسمی و شکل ظاهری، به خصوص تعیینکنندههای وراثتی و عوامل محیطی به ویژه فرهنگ به طبقه اجتماعی، خانواده و گروه همسالان حاصل میشود (صص 7-12)
نکته آخر اینکه آیا درست است شاکله به هیج وجه تغییر نمیکند و پس از رشد و تحول نهائیش، اختیار را از آدمی سلب مینماید؟ علامه طباطبایی با بررسیهای قرآنی و با اشاره به صفت تفصیلی أهدی (=هدایت یافتهتر) در آیه 84 سوره اسری، این نظر را رد میکند اما می پذیرد که احتمال هدایت کسانی شاکله گمراه یا اختلال شخصیت دوره شده از هدایت الهی را دارند بسیار ضعیف است. (المیزان ج13 عربی، صص 189-194).

کتابهایی برای شناخت شخصیت
شخصیت (نظریه و پژوهش)
مؤلفان: جان و پروین
مترجمـــــــان: دکتر محمدجعفر جوادی و دکتر پروین کدیور
ناشر: آییژ
این کتاب در طول سی سال گذشته به عنوان یکی از کتابهای مطرح در نشان دادن تلاشهای روانشناسان در درک پیچیدگیهای شخصیت انسان، جای خود را بین کتابهای دانشگاهی باز کرده است. نویسندگان کتاب پیشرفتهای نظری و رویکردهای جدیدی را که در خلال بیش از یک دهه گذشته در روانشناسی شخصیت پیش آمده است، مورد بررسی قرار دادهاند. هر فصل با تجربهای شخصی شروع و به زبانی ساده، اصول اساسی یا مضامین اصلی آن فصل برای خواننده توضیح داده میشود.

روانشناسی شخصیت (نظریه ها و فرآیندها)
مؤلف: آلن  ا. راس
مترجم: سیاوش جمالفر
ناشر: روان
آلن راس، دیدگاههای مختلف شخصیت را در این کتاب در سه بخش به ترتیب تحت عناوین مطالعه شخصیت، نظریه های شخصیت و فرایندهای شخصیت مورد مطالعه قرار داده است.
بخش اول از دو فصل تشکیل یافته که در فصل اول شخصیت در یک نظر اجمالی و در فصل دوم شخصیت براساس نظریه، پژوهش و ارزیابی مورد بررسی قرار میگیرد. بخش دوم شامل 5 فصل و بخش سوم از 3 فصل تشکیل شده است.

منبع: http://www.bidar.org

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
سه شنبه 22/5/1392 - 12:32
m_hadi47 ( تعداد مطالب : 6910 ) ( تعداد نظرات : 98 )

قرن‌هاست مردهاگاهی اوقات با زن‌هایی ازدواج می‌کنند که ۲۰، بلکه ۳۰ سال از خودشان کوچک‌ترند و ما هیچ وقت نمی‌پرسیم چرا! آن قدر این مساله عادی به نظر می‌رسد که هیچ کس در پی تحلیل آن نیست اما ازدواج مرد‌ها با زن‌های مسن‌تر اتفاقی است که خیلی وقت‌ها زندگی دو خانواده را تحت الشعاع قرار می‌دهد. اتفاقی که اگرچه رو به ازدیاد است و از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و از ۵ درصد به ۱۰/۷ درصد رسیده، نگاه منفی جامعه و مخالفت‌های خانواده‌ها با آن، سدی در برابر این ازدواج‌های غیرمتعارف می‌شود. برای بررسی این موضوع میزگردی با حضور دکتر محسن دهقانی، عضو هیأت علمی پژوهشکده خانواده دانشگاه شهید بهشتی، و دکتر حامد محمدی کنگرانی، روانپزشک و روان درمانگر، برگزار کردیم که مشروح آن را می‌خوانید.

آمار ثبت احوال نشان می‌دهد که در بیش از ۱۰ درصد ازدواج‌های سه ماهه نخست سال گذشته، سن عروس‌ها بیشتر از داماد بوده است. به نظر شما دلیل این تغییر ساختار در ازدواج‌ها چیست؟ 

دهقانی: ما ازدواج مردان با زنان بزرگ‌تر از خودشان را به عنوان یک موضوع آسیب‌شناسی در کلاس درس می‌دهیم که تغییر ساختار خانواده در ایران است. من این آمار را ندیدم اما آمریکایی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم از ژاپن شکایت کردند که آن‌ها ۲۰ درصد زندانی‌ها را کشتند و ما فقط ۵ درصد. ژاپنیهای زندانی در آمریکا ۱۰ هزار نفر بودند و آمریکاییهای زندانی در ژاپن هزار نفر، پس درصد‌ها تقریبا یکی می‌شود. بنابراین، باید دید که چقدر ازدواج در کشور داشتیم که از این تعداد ازدواج مردان با زنان بزرگ‌تر بیشتر بوده است. من تعدادی مراجعه کننده در کلینیک داشتم که با فاصله سنی یک تا سه سال آمدند، که خانم بزرگ‌تر از آقا بود من این سه سال را اختلاف زیادی نمی‌دانم و آن را در اصل همسن‌گزینی می‌دانم. یک نکته جالب این است که این ازدواج‌ها بیشتر میان کسانی است که تحصیلات بالا دارند و این از یک تغییر ساختار در جامعه ایران خبر می‌دهد، چون تعداد دخترانی که در سن ازدواج در دانشگاه هستند از پسران بیشتر است. خود این باعث می‌شود که دختران و پسرانی با تحصیلات بالا‌تر در کنار هم قرار بگیرند که از لحاط سنی با هم همسان نباشند. ساختار دانشگاه این گونه است اما ساختار جامعه این گونه نیست. الان ۸۰ درصد ورودی رشته علوم انسانی در دانشگاه‌ها دختر هستند و ۲۰ درصد پسر‌ها، پس احتمال دارد که کمتر پسران در دانشگاه با دختران هم سن و سال خودشان آشنا شوند. این تغییر ساختار در نظام خانواده ایرانی ضرورتا آسیب نیست اما اگر این اختلاف سن ۵ تا ۱۰ سال باشد این آسیب است. وقتی زنان تحصیلکرده هستند معمولا استقلال اقتصادی مالی دارند، در این گونه مواقع ما می‌گوییم مرد دنبال مادر می‌گردد. نرخ جدایی هم در این گروه بالا است. خانمهایی که با مرد کم سن ازدواج می‌کنند و زندگی ماندگار دارند معمولا یک بار قبلا تجربه زندگی مشترک داشتند و این ازدواج دوم آنهاست و صرفا به خاطر بودن با یک مرد و رسیدن به امنیت اجتماعی وارد این زندگی می‌شوند. هر دو هم آگاهی دارند که اگر این شرایط نبود با هم نمی‌مانند. خیلی زیرپوستی انتظاری از ماندگاری این ازوداج ندارند چون ما یک جامعه سنتی در حال گذر هستیم که معمولا خانواده پسر‌ها با این ازدواج مشکل دارند. بنابراین معمولا مخالفتهای خانواده مانع این ازدواج است. 
وقتی دو نفر به من مراجعه می‌کنند که زن دو سال بزرگ‌تر است من می‌گویم فاکتور سن را کنار بگذارید ببینید که سایر عوامل چگونه است بعد موضوع سن قابل حل است. مسائل اقتصادی را هم در این ازدواج خیلی موثر نمی‌دانم
محمدی کنگرانی: من با نظر آقادی دکتر موافقم. از قدیم در فرهنگ ما می‌گفتند که مرد باید در قد، تحصیلات و سن بالا‌تر از زن باشد؛ اما من هم اختلاف سنی یک یا دو سال را ایراد نمی‌دانم. وقتی دو نفر به من مراجعه می‌کنند که زن دو سال بزرگ‌تر است من می‌گویم فاکتور سن را کنار بگذارید ببینید که سایر عوامل چگونه است بعد موضوع سن قابل حل است. مسائل اقتصادی را هم در این ازدواج خیلی موثر نمی‌دانم. من حدود یک سال و نیم در یک شهر خیلی کوچک کار می‌کردم، که در آنجا ازدواج یا رابطه زن با مرد کوچک‌تر زیاد بود. ازدواج مرد با زن بزرگتر هم تنها در میان تحصیلکرده‌ها نبود و خانواده‌های مذهبی هم این ازدواج را داشتند. 
شما هم مانند آقای دکتر دهقانی معتقدید که ازدواج مرد با زنی که زیر ۵ سال بزرگ‌تر از خودش است آسیب ندارد؟ 
محمدی کنگرانی: من هم ازدواج با همسری که زیر ۵ سال بزرگ‌تر است را آسیب نمی‌دانم، اما در مورد اینکه آمار نشان می‌دهد این ازدواج‌ها زیاد شده باید در مورد آمار دادن در کشورمان به موضوعی اشاره کنم. چند سال پیش دولت اعلام کرد که ضریب نفوذ اینترنت در روستا‌ها ۳۰۰ برابر شده بعد مشخص شد که صفر بوده و الان سه روستا اینترنت دارد که ۳۰۰ برابر شده است. بنابراین شاید یک زمانی آماری از این ازدواج‌ها نبود و الان که آمار ارائه می‌شود خیلی به چشم می‌آید. یک موجی در کشور به وجود آمد و حدود ۱۰ سال پیش خانم‌ها همه دنبال تحصیلات رفتند و سن ازدواج بالا رفت و حتی در رشته‌هایی تحصیل کردند که امکان کار ندارند، در این شرایط توقع از همسر بالا می‌رود. اما این شکل خاص ازدواج آمار طلاق را بالا می‌برد. 
دهقانی: این اختلاف معنادار است. 
ما در قانون کشورمان همزیستی با هم را نداریم و صرفا ازدواج را داریم. یعنی صفر و یک. وقتی ازدواج صورت می‌گیرد به نظرم در چارچوب عرف اتفاق افتاده است. اما دو نیرو به یک سیستم ازدواج فشار می‌آوردند که عرف و قانون هستند. مواردی در قانون داریم که ازدواج را شکل می‌هد اما عرف را هم داریم. اکثر آسیب‌ها در ازدواج در سطح عرف اتفاق می‌افتد نه قانون
اما این آمار ثبت احوال از ازدواجهای ثبت شده است
دهقانی: من بیشتر بحثم روی ماندگاری این ازدوج‌ها است. معمولا بیشتر از ۵ سال تفاوت سنی، بیشترین آمار طلاق را دارند. البته باید طلاق میان گروه همسالان را هم دید که چقدر است آن وقت به حرف من می‌رسید، چون من این چیزی را که عنوان می‌کنم یک داده بالینی است و از مراجعه کنندگان به کلینیک بدست آمده است. 
شما اشاره کردید که خیلی مسائل اقتصادی را مهم نمی‌دانید. پس دلیل آن چیست؟ 
محمدی کنگرانی: همان طور که اشاره شد جامعه، پسران سن پایین را در مقابل دختران سن بالا قرار داده و چاره‌ای نیست. البته در عوام هم داریم که زن بعد از ۴۰ سال پیر می‌شود و چهره خوبی ندارد. اما از نظر علمی در دهه ۴۰، حتی در سن یائسگی زنان دوباره به بلوغ می‌رسند و حتی چهره بهتری پیدا می‌کنند. در این دوره توانایی لذت بردن از روابط جنسی بالا می‌رود و در سن بالا بیشتر نیاز به محبت دارند. من کاملا دیدم که یک خانم سن بالا از مرد همسن خودش محبت نمی‌گیرد. بنابراین این صمیمیت و محبت را یک مرد ۳۰ ساله به زن ۴۰ ساله می‌دهد. من پول را مهم نمی‌دانم اما وجود دارد. البته یک خانم در سن ۴۰ سالگی امکان بچه دار شدن ندارد که خوشبختانه الان این مشکل حل شده و زن و شوهر کمتر دنبال بچه دار شدن هستند. اما چیزی که من را نگران می‌کند این است که بعد از مدتی این رابطه به بلوغ نمی‌رسد و چون همانطور که گفتم نیازهای زن و مرد فرق دارد. زن نگران خیانت مرد است ولی من مسائل اقتصادی را مهم نمی‌دانم چون خیلی وقت‌ها یک مرد ۲۰ ساله برای زن ۴۰ سال پول خرج می‌کند. 
بنابراین معتفدید این زندگی‌ها نمی‌توانند پایدار باشد؟ 
دهقانی: اگر از دیدگاه علمی به این موضوع نگاه کنیم، سه حلقه درون هم هستند. هر کس یک فردیتی دارد که از پشتوانه زیستی برخوردار است و در یک جامعه هم زندگی می‌کند. این سه حلقه فردیت ما را شکل می‌دهد. بعضی از خانم‌ها که دیر‌تر ازدواج می‌کنند ممکن است زود‌تر نگران نشوند که از لحاظ فیزیکی افت می‌کنند و زود‌تر بچه دار شوند. این مسائل فردی که عنوان کردم را باید در کنار توقعات جامعه بگذارید.. ما در قانون کشورمان همزیستی با هم را نداریم و صرفا ازدواج را داریم. یعنی صفر و یک. وقتی ازدواج صورت می‌گیرد به نظرم در چارچوب عرف اتفاق افتاده است. اما دو نیرو به یک سیستم ازدواج فشار می‌آوردند که عرف و قانون هستند. مواردی در قانون داریم که ازدواج را شکل می‌هد اما عرف را هم داریم. اکثر آسیب‌ها در ازدواج در سطح عرف اتفاق می‌افتد نه قانون. فرض کنید یک خانمی با تفاوت سنی حتی یک سال با مردی ازدواج می‌کند خانواده پسر نگاه بدی دارد و این دیدگاه مانند آب هرزی است که در زمین وجود دارد، گاهی زمین را می‌شوید و نابود می‌کند. فشار عرف در این ازدواج‌ها وجود دارد و از عوامل طلاق است. به هرحال خانواده زن و شوهر عامل مهمی در طلاقهای ایرانی هستند که تقریبا در جامعه غربی یا نداریم یا اندک است. اما در ایران یکی از عوامل مهم در طلاق خانواده‌ها هستند. به ویژه که در این ازدواج‌ها فشار خانواده پسر زیاد است. ما در آقایان غریزه پدری نداریم. یکی از مشکلات در این ازدواج‌ها این است که زن به پختگی مادر شدن رسیده اما پسر نه. در دو مقطع سنی و زیستی متفاوت هستند. من موردی داشتم که آقایی در سن ۲۸ سالگی وازکتومی کرد و با خانوم مکتوب نوشتند که ما بچه نمی‌خواهیم اما سن زن که بالا رفت پشیمان شده بود، چون احساس می‌کند که در آینده تنها است. این حلقه زیستی، امنیت اجتماعی و عرف که به زن می‌دهد در زندگی مشترک مهم هستند و این دو جنس را با هم متفاوت می‌کند. بنابراین چیزی که در زندگی مشترک این دو توجه نمی‌شود تحولات زیستی و اجتماعی این دو نفر است. برای همین زنان وقتی به سنی می‌رسند که احتمال باروری نیست دچار مشکلات روانی می‌شوند. 
بنابراین عرف در آسیب زدن به این نوع ازدواج‌ها نقش مهمی دارد؟ 
دهقانی: بله و یک کار خوب که باید انجام دهیم این نیست که جلوی این ازدواج‌ها را بگیریم بلکه ساختارهای اجتماعی که این ازدواج اتفاق می‌افتد را ببینیم و آسیب‌شناسی کنیم، چون ضرورتا تمام این ازدواج‌ها آسیب نیستند اما می‌توانند آسیب زیادی هم داشته باشند. 
محمدی کنگرانی: من هم موافقم به جای اینکه این ازدواج‌ها را نفی کنیم آسیبهای آن را بررسی کنیم. من فکر می‌کنم ما باید کمک کنیم کسانی که این ازدواج را دارند با آسیب کمتری مواجه باشند. من در مشاوره‌های پیش از ازدواج برای این زوج‌ها همیشه تاکید دارم که مسئله سن را کنار بگذارند و مسائل دیگر را حل کنند. چون باید آسیب‌شناسی کنیم و اشکالات را برطرف کنیم تا آسیب‌ها کمتر شود. من هم نقش خانواده را موثر می‌دانم. عرف در این ازدواج‌ها بسیار قوی است. در مورد مسائل فیزیکی هم همین طور است. به هر حال مردان تا آخر عمر می‌توانند بچه دار شوند اما زن یک وقت محدودی دارد. اما همان طور که گفتم در بسیاری از کشور‌ها یائسگی را تولد دوباره برای زنان می‌دانند اما در کشور ما این گونه نیست که به موضوع غریزه مادری مربوط است. در آقایان در گذشته ادامه نسل مهم بود، اما الان کمرنگ شده است. برای زن احساس مادرانه وجود دارد. در یک کشوری تحقیق داشتم، آنجا رسم است که زنان تنها خواهان بچه هستند و ازدواج و ادامه زندگی برایشان مهم نیست. برای همین با مردان رابطه برقرار می‌کنند تا بتوانند بچه داشته باشند. 
اگر نظرات کاربران را نگاه کنید، دو نقطه نظر متفاوت دارند اینکه آقایان معتقدند در ازدواج با زن بزرگ‌تر از خود دنبال کسی هستند که پختگی لازم را داشته باشد و بچه نباشد و زنان می‌گویند آقایان در این ازدواج‌ها به دنبال یک حمایت مادرانه هستند. نظر شما چیست؟ 
محمدی کنگرانی: من مواق نیستم. زنان زود‌تر به بلوغ می‌رسند، برای همین یک خانم سن بالا می‌تواند با یک مرد کوچک‌تر از خودش رابطه خوبی داشته باشد. اما به خاطر اشکال تربیتی که در خانواده‌ها وجود دارد مشکل پیش می‌آید. همچنین از طرف دیگر در خانواده پسر‌ها را به گونه‌ای تربیت می‌کنند که وابسته به دختران هستند و به دنبال مادر هستند. پسران نیاز به یک فرد پخته دارند شاید در فامیل دیدند که دختران کم سن چگونه رفتار می‌کنند. برای همین دنبال کسی می‌گردند که مانند مادرشان باشد. الان کسانی که به من مراجعه می‌کنند، می‌گویند شرط ما برای ازدواج این است که زن ما تحصیلکرده باشد و سر کار برود، اما بعد ازدواج پشیمان می‌شوند و در مقابل عرف دوست ندارند زنشان کار کند. برای خانم‌ها هم این موضوع جاافتاده که مردان الان بی‌مسئولیت هستند و کاری نمی‌توانند انجام دهند و وابسته هستند. پس اگر این ازدوا ج در این جامعه ما رو به افزایش است حتما نیاز آن وجود دارد و ما به جای آنکه آن را نفی کنیم و بگوییم به خاطر پول است درست هدایت کنیم. بهترین کار آسیب‌شناسی است. بپذیریم که این ازدواج‌ها وجود دارد و ممکن است خوب هم باشد پس باید با دید باز به سراغ این ازدواج‌ها برویم. 
یک بحث دیگر در کامنتها نگرانی والدین از این اتفاق است
دهقانی: من نظر کاربران را نگاه کردم، عمدتا سه گروه بودند که گروهی عرفی هستند و از طرف والدین است و نگران ازدواج پسرانشان با دختران بزرگ‌تر هستند. متاسفانه ما در این زمینه تحقیق کم داریم و ناچاریم که با برداشت بالینی خودمان صحبت کنیم. این مزاحمتهای عرفی تا ابد در این ازدواج‌ها وجود دارد. در این ازدواج‌ها کمتر حمایت اجتماعی وجود دارد و از نظر روانی هم ممکن است همه رابطه‌ها را قطع کنند. برخی از کاربران هم گفتند چه اشکالی دارد. ما هم می‌دانیم که به لحاظ قانونی اشکالی ندارد. ما به عنوان کار‌شناس به کسی نمی‌گوییم که ازدواج کند یا نه چون ازدواج یک تجربه مهم است. در ازدواجهای معمولی یک اتفاق جالب می‌افتد و معمولا مرد‌ها زندگی خود را از جایی تعرف می‌کنند که ازدواج کردند و خانم‌ها از زمانی که بچه دار شدند. اما باید بپذیریم هر اتفاقی که در زنگی ما می‌افتد مربوط به تمام دوران زندگی ماست. اگر با زن بزرگ‌تر ازدواج می‌کنند مربوط به دوران مجردی هم می‌شود. بنابراین ازدواج یک پدیده‌ای نیست که منشا مشکلات است اما معلول گذشته افراد است. 
اگر اشتباه نکنم شما معتفدید که این ازدواج‌ها آسیب نیست پس چرا میگویید طلاق در آن بالاست؟ 
دهقانی: نگفتیم حتما طلاق است، اما انتظار ما این است که طلاق بالا باشد. ما باید از ثبت احوال اسامی را بگیریم و یک کار تحقیقی از میزان رضایت آن‌ها از ازدواج داشته باشیم. انتظار ما این است که طلاق بیشتر باشد که این از داده‌های بالینی ماست. چون همان طور که گفتم فشارهای عرفی و اجتماعی روی این ازدواج‌ها بالاست. نظر کاربران هم این است که خانواده پسر نگران این ازدواج هستند. درجامعه ما ذهن افراد صفر و صد است: زن این گونه و مرد این گونه است. 
در قانون چیزی به نام نامزدی نداریم، اما وقتی دو نفر نامزد هستند، خانواده اجازه مسافرت را می‌دهد، این به خاطر عرف است که گاهی از قانون جلو می‌زند. شاید لازم باشد که یک آسیب‌شناسی بین عرف و قانون شود چون عرف ازدواج‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد به ویژه این ازدواج‌ها را
محمدی کنگرانی: آقای دکتر به مشاوره پیش ازدواج تاکید کردند که خیلی مهم است اما معمولا دختر و پسر تمام کارهای ازدواج از آزمایش خون و انتخاب نام بچه را انجام می‌دهند بعد برای مشاوره مراجعه می‌کنند. ما اجازه تعیین تکلیف نداریم که بگوییم ازدواج شما خوب است یا نه. ما خصوصیات اخلاقی را بررسی می‌کنیم، ممکن است برخی مشکلات آینده را پیش بینی کنیم و آن‌ها را آگاه کنیم. اما تصمیم گیری به عهده خودشان است. همانطور که گفتم این ازدواج‌ها در حال انجام است و تاثیر عرف هم زیاد است. ما در مشاوره می‌گوییم که اگر ازدواج کنید و این تصور را داشته باشید که بعد از یک سال یا با داشتن بچه خانواده شما را می‌پذیرد ممکن است اینگونه هم نشود. اما روابط خود زن و شوهر هم در بعد ازدواج‌ها مهم است که به لحاظ تربیتی و شخصیتی خودشان سن بالا را به مردشان گوشزد می‌کنند. مثلا موقع دعوا می‌گویند که «تقصیر من است که با یک بچه ازدواج کردم»، «تقصیر من است که با مامانم ازدواج کردم» و... 
تصور می‌کنید در آینده این موضوع در عرف حل شود و تبدیل به یک فرهنگ شود؟ 
محمدی کنگرانی: ما به افراد می‌گوییم که شما نمی‌توانید از عرف فرار کنید و روی دوش شما سنگینی می‌کند. پس اینکه می‌گویند ما روشنفکر هستیم و سن برای ما مهم نیست اشتباه است. تجربه ما ثابت کرده که خود این افراد هم بعدا دچار مشکل می‌شوند. خود افراد فکر می‌کنند از این فشار عرف فرارمی کنند اما قدرت عرف بالاست. به هرحال ممکن است در آینده شرایط تغییرکند اما الان این مشکلات وجود دارد. در ناخودآگاه افراد این مسائل که به آن‌ها اشاره شد نقش بسته و دچار مشکل می‌شوند. یک شور و هیچانی اول ازدواج وجود دارد که بعدا تبدیل به صمیمت می‌شود اما گاهی میان زن و مرد تنها تعهد وجود دارد. زیبایی، پول، سن، تحصیلات و اخلاق موارد مهم هستند ونمی توان یکی را نفی کرد و دیگری را بزرگ جلوه داد. گاهی در جلسات مشاوره بعد ازدواج ما می‌شنویم که زن و مرد این مسائل را مطرح می‌کنند. برای همین قدیمی‌ها می‌گویند با کسی که می‌گوید من نان خشک می‌خورم و روی زیلو می‌خوابم ازدواج نکنید چون زندگی این نیست و بعدا پشیمان می‌شود. 
دهقانی: هرچند خانواده سنتی به سمت مدرن شدن و در حال گذر است اما باز هم عرف وجود دارد. ما الان در قانون چیزی به نام نامزدی نداریم، اما وقتی دو نفر نامزد هستند، خانواده اجازه مسافرت را می‌دهد، این به خاطر عرف است که گاهی از قانون جلو می‌زند. شاید لازم باشد که یک آسیب‌شناسی بین عرف و قانون شود چون عرف ازدواج‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد به ویژه این ازدواج‌ها را. اما مشاوره پیش از ازدواج خیلی مهم است و باید در این ازدواج‌ها مهم‌تر هم باشد. 
شما پول و اقنصاد را مهم نمی‌دانید پس دلیل اینکه مردان به سراغ این زنان می‌رود چیست؟ 
دهقانی: مانند هر موضوع دیگر به عوامل متعددی بستگی دارد اما به شخصیت قبل از ازدواج مربوط است. همانطور که گفتم آقایان زندگی را از تاریخ قبل از ازدواج شروع نکنند چون خانواده مهم است. جامعه ما شامل عرف و قانون است که یک نگاه اجتماعی هم دارد که ظرف زندگی ما را تشکیل می‌دهد. من باز هم تاکید می‌کنم که نمی‌توان گفت به طور صدردصد این ازدواج‌ها مشکل دارند. به هرحال هر رابطه‌ای که با رضایت دو نفر شروع شود و ادامه پیدا کند از نظر ما پذیرفته شده است. الان در تهران تعداد دختران شاغل تحصیلکرده که تنها زندگی می‌کنند زیاد شده است. در جامعه ما تا همین ۲۰ سال پیش در ذهن یک پدر و مادر این موضوع نمی‌گنجید که دخترشان تنها زندگی کند. این ازدواج‌ها هم از همین نوع پذیرشهاست. من به آن می‌گویم تحولات اجتماعی که اتفاق می‌افتد. من اصولا با مکانیزم محدود کننده، دفاعی و منع کننده در مسائل اجتماعی موافق نیستم. ما باید با پذیرش برخورد کنیم اما اگر این تحول اجتماعی آسیب ایجاد می‌کند باید به دنبال عواملی باشیم که این تحولات را ایجاد می‌کند و منشا این تغییرات را باید بدانیم. به هرحال این نوع ازدوج‌ها را آسیب نمی‌دانم اما چون این ازدواج‌ها بیشتر آسیب پذیرند افراد را به این آسیب‌ها آشنا کنیم. البته ممکن است که این ازدواج‌ها منجر به طلاق هم نشود اما زن و شوهر از زندگی با هم لذت نبرند و طلاق خاموش اتفاق بیفتد که این آسیب بیشتری دارد. 
محمدی کنگرانی: مسئله اقتصادی وجود دارد اما به خودی خود مهم نیست. رضایتمندی زناشویی در کشورهای دیگر وجود دارد در کشور ما هم مدتی است که باب شده است، اما هر کس یک تعریفی از آن دارد و همه چیز در آن نقش دارد از پول و اندازه خانه تا آب و هوای محل سکونت، سلامت و رابطه جنسی. در گذشته صحبت از روابط جنسی تابو بود اما الان خیلی خانم‌ها راحت در مورد آن صحبت می‌کنند. اما تعداد زیادی از طلاق‌ها به خاطر نوع روابط جنسی است و این تابو شکسته شده است در آمار هم عنوان می‌شود. الان خانم‌ها به رابطه جنسی حساس شدند و این خیلی خوب است اما نباید زیاد شود. خانم‌ها در دهه چهل روابط جنسی را یاد می‌گیرند. اما در مورد اینکه آمار طلاق در این ازدواج‌ها زیاد می‌شود نه خوب است و نه بد. چون ما می‌دانیم برخی ازدواج‌ها بی‌دلیل ادامه پیدا می‌کند و بعضی وقت‌ها بهترین راه حل طلاق است. ما در شغلمان یاد گرفتم در مورد موضوعی قضاوت نکنیم و صفر و صد نگوییم. انسان‌ها خاکستری هستند اما باید نقش‌ها را شناخت. گاهی در پشت یک زندگی خوب مشکلاتی وجود دارد؛ پس قضاوت نکنیم. شاید یک زن مسن با مرد جوان خوب زندگی کند و نباید پیشداوری کرد. اما خوب و بد مسئولیت تصمیممان را بپذیریم و دیگران را مسئول ندانیم. این ازدواج آسیب نیست بلکه یک تغییر در سبک زندگی است.
>> مریم صدرالادبایی - زهرا تالانی/ خبرآنلاین
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2031روز قبل
دوشنبه 21/5/1392 - 23:59
teravaterooh ( تعداد مطالب : 2200 ) ( تعداد نظرات : 159 )

این پرسشنامه با سۆالاتی آسان ام کلیدی و مهم طراحی شده است که زوجین با پاسخ دادن به آنهابه صورت فردی سپس بحث با یکدیگر در این باره می توانند به شناخت بهتری از یکدیگر در این 8 زمینه ی کلیدی دست یابند.

این پرسشنامه به زوجین کمک می کند تا نقاط قوت و ضعف ارتباط خود را ارزیابی کنند. این پرسش ها به شکل تمرینی برای خود ارزشیابی است که زوجین در مرحله ی آمادگی برای ازدواج می توانند آن را تکمیل کنند حتی زوجینی که ازدواج کرده اند نیز می توانند به آن پاسخ دهند.

هدف این پرسشنامه این است که بتواند تفکر را در زوج ها برانگیزاند و مباحثی را مطرح کند که تعهد آن ها را به عشق ورزیدن و گرامی داشتن یکدیگر در دوران های مختلف و فراز و نشیب های زندگی شان افزایش دهد.

زمینه های ازدواج موفق

تجارب نشان داده است که زمینه های زیر برای یک رابطه ی ازدواج موفقیت آمیز مهم و ضروری است:

1- ارتباط

رابطه کارآمد و مناسب یکی از بهترین عوامل ازدواج موفق است. اگر زوج ها بتوانند به گونه ای صادقانه احساسات خود را بیان کنند شانس شان برای یک ازدواج شاد و موفق افزایش می یابد.

سۆالاتی که زوجین در این زمینه می توانند پاسخ دهند شامل موارد زیراست:

- آیا هر دو نفر شما درباره اهمیت برقراری ارتباط خوب و مناسب توافق دارید؟

- آیا شما دو نفر از چگونگی برقراری ارتباط با یکد یگر راضی هستید؟

- آیا شما وقت و زمان کافی برای برقراری ارتباط داشته اید؟ (حداقل 6 ماه نامزدی)

- هر یک از شما شخصیت دیگری را چگونه توصیف می کنید؟

- آیا وقتی درباره چیزی که در ذهنتان می گذرد با شریک زندگیتان صحبت می کنید مطلب را می فهمد؟

- آیا شما درباره ی اینکه از او بپرسید خواسته هایش چیست احساس راحتی می کنید؟

- آیا شما دو نفر از سطح هوشی یکسان برخوردار هستید؟

- آیا علایق مشترک دارید؟

- آیا نظام ارزشی و اعتقادی شما مشترک است؟

- اگر شما ناامید یا افسرده باشید آیا شریک زندگی آینده شما حمایت و دلگرمی برای شما ایجاد می کند؟

- آیا از شیوه تصمیم گیری و ارتباطتان راضی هستید؟

- آیا با یکدیگر به تفریح و بازی می پردازید؟

- سرگرمیهای شما دو نفر چیست؟

- آیا به یکدیگر افتخار می کنید؟

- به نظر شما وظایف و مسئولیت های یک زن و یک شوهر چیست؟

- آیا شما روحیه ی مبارزه طلبی دارید یا اهل گذشت هستید؟

2- حل تعارض ها و کشمکش ها

مسائل زناشویی عموما وقتی پیچیده می شود که زوجین با به کارگیری روش های غلط و مخرب سعی در حل آنها داشته باشند مثلا فریاد بزنید، تهدید کنید، قهر کنید و .....

توانایی گفتگو و حل کشمکش ها از طریق مذاکره ی سازنده مشخصه احترام متقابل است هنری است که باید کسب شود.

- آیا شما عموما از نتیجه ی عدم توافق هایی که با یکدیگر دارید ناراضی هستید؟

- آیا شریک زندگی شما وقتی از دست شما عصبانی است آن را نشان می دهد؟

- وقتی شما از او عصبانی هستید به او می گویید؟

- آیا هردو شما دونفر می توانید عصبانیت خود را کنترل کنید؟

- آیا اشتباهات گذشته ی یکدیگر را دوباره مطرح می کنید؟

- آیا در حضور دیگران از یکدیگر انتقاد می کنید؟

- آیا در صورت وجود مسائلی که ازدواجتان را تهدید می کند به خدمات مشاوره ای روی خواهید آورد؟

3- مسائل مالی

در بسیاری از زوجین مسائل مالی آغازگر تعارضات زناشویی است. تعارضات می تواند از چگونگی کنترل در آمد زوج ها ناشی شود به منظور اجتناب از مسائل مالی جدی، زوجین تشویق می شوند که بودجه ای را بپذیرند که توافق دوطرفه آنها را در زمینه اولویت هایشان منعکس کند.

- موقعیت اقتصادی شما چگونه است؟

- آیا می دانید درآمد شریک زندگی تان چقدر است؟

- دیدگاه های شما درباره مسائل مالی چیست؟

- آیا به شریک زندگی تان در زمینه های مالی اعتماد دارید؟

- آیا هر دو نفر شاغل هستید؟ آیا در یان باره به توافق رسیده اید؟

- آیا حساب بانکی مشترک دارید؟

- درباره هزینه ها و درآمدهایتان با یکدیگر صحبت می کنید؟

4- روابط جنسی

عشق می تواند به گونه ای بسیار زیبا و رضایت بخش از طریق رابطه ی جنسی شما ابراز شود. در عین حال که زوجین می توانند حس عمیق صمیمیت را از تجلی جسمانی عشق شان تجربه کنند، گاه روابط جنسی می تواند منشأ ناکامی و اضطراب نیز باشد مبادله ی صادقانه ی احساسات فردی درباره روابط جنسی می تواند احساس و ادراک زوجین را از این خصوصی ترین و صمیمانه ترین فعالیت انسانی افزایش دهد.

- آیا روابط جنسی شما کنترل شده است؟

- آیا شما از شیوه و میزان ابراز عواطف شریک زندگی خود راضی هستید؟

- آیا شما درباره مسائل و روابط جنسی به راحتی می توانید با یکدیگر صحبت کنید؟

- آیا درباره توانایی شریک زندگیتان در مورد وفاداری به زندگی زناشویی اطمینان دارید؟

- آیا معتقدید که احساسات عاشقانه شما به یکدیگر از جذابیت جنسی شما به یکدیگر مهمتر است؟

- آیا از شیوه های برقراری ارتباط همسرتان با جنس مخالف مثلا در یک مهمانی راضی هستید؟

- آیا به رابطه جنسی به چشم چیزی لذت بخش می نگرید یا رابطه ای که باید آن را تحمل کرد؟

- آیا خواهان داشتن فرزند هستند؟ در این باره با یکدیگر حرف زده اید؟

5- کودکان

تعداد و زمان بچه دار شدن مسئله ای مهم درازدواج است زوجین لازم است درباره احساساتشان و عقایدشان در این باره صحبت کنند و درباره مسئولیت ها و برنامه های پس از بچه دار شدن به گفتگو بپردازند.

- آیا درباره تعداد فرزندان در آینده با یکدیگر صحبت کرده اید؟

- آیا درباره ی زمان بچه دار شدن به توافق رسیده اید؟

- چگونه فرزندان خود را تربیت خواهید کرد؟

- چه نظام ارزشی و اعتقادی را در تربیت بچه به کار خواهید برد؟

- برای ایجاد انضباط چه خواهید کرد؟ تنبیه و تشویق ها را برنامه ریزی کرده اید؟

- آیا درباره مباحث فرزند دار شدن دیدگاه های مشابهی دارید مثلا سقط جنین، فرزند خواندگی، و....

6- مذهب

دیدگاه فردی و مشترک مذهبی می تواند تأثیر اساسی در ازدواج داشته باشد.مطالعات نشان داده است که انجام اعمال مذهبی مشترک در میزان رضایت مندی بیشتر از زندگی زناشویی و کاهش احتمال طلاق نقش مهمی دارد ایمان زوج ها نه تنها برزندگی آنها اثر می گذارد بلکه برزندگی فرزندان و اطرافیانشان نیز مۆثر است.

- آیا هر دو یک مذهب دارید؟

- آیا شما به یکدیگر در نزدیک شدن به خدا کمک می کنید؟ چگونه؟

- آیا برای انجام مراسم مذهبی با یکدیگر برنامه ریزی می کنید؟

- دیدگاه شما نسبت به ازدواج و طلاق چیست؟

- آیا می توانید سه هدف از ازدواج کردن را نام ببرید؟

- احساس شما نسبت به یک ازدواج موفق چیست؟

- آیا درباره تربیت مذهبی کودکانتان با یکدیگر توافق دارید؟

- آیا در نگرش شریک زندگی تان نسبت به باورها و مناسک مذهبی راضی هستید؟

- آیا شما یکدیگر را با یک عشق از منظر الهی دوست دارید؟

ما ضمن اینکه برعواطف مثبت در طی دوران نامزدی تأکید می کنیم در عین حال مسائل عاطفی می تواند یک منطقه حساس و مین گذاری شده باشد! این فرصت را به یکدیگر بدهیم تا به کمک هم از پیچیدگی عواطف زنانه و مردانه عبور کنید.

7- خانواده و دوستان

رابطه شما با خانواده و دوستان پس از ازدواج تا چه حدی تغییر می کند؟ باید دانست که در حالیکه زن و شوهر باید بهترین دوستان هم باشند در عین حال هر کدام به داشتن دوستان خوب و اعضای خانواده شان برای حمایت شدن در سراسر زندگی مشترک نیاز دارند.

- آیا خانواده های یکدیگر را تأیید می کنید؟ آیا آنها رابطه ی شما را تحکیم می کنند؟

- آیا می توانید خانواده های یکدیگر را بپذیرید و آنها را درک کنید؟

- چگونه باخانواده های یکدیگر رابطه برقرار خواهید کرد؟

- آیا از میزان ارتباط خانواده ی همسرتان در رابطه مشترکتان راضی هستید؟

- آیا دوستان مشترک دارید؟

- نحوه ی ارتباط با دوستانتان چگونه است؟ چقدر؟

- آیا شما روابط حل نشده و پیچیده ای در گذشته داشته اید؟

8- مسائل عاطفی

ما ضمن اینکه برعواطف مثبت در طی دوران نامزدی تأکید می کنیم در عین حال مسائل عاطفی می تواند یک منطقه حساس و مین گذاری شده باشد! این فرصت را به یکدیگر بدهیم تا به کمک هم از پیچیدگی عواطف زنانه و مردانه عبور کنید.

- خلق و خوی شما چگونه است و فکر می کنید چطور این خلق وخو روی ازدواجتان تأثیر خواهد گذاشت؟

- آیا شما حالیت های عاطفی و مسائلی دارید که لازم است همسرتان آنها را بداند؟ (مثلا از موردی خاص عصبی می شوید)

- چقدر در روابط منعطف هستید؟

- آیا به لحاظ عاطفی به یکدیگر کمک می کنید و از هم حمایت می کنید؟

- اگر روزی عاشق شوید چگونه متوجه خواهید شد که این احساس زودگذر نیست؟

- روابط شما با والدینتان چطور است؟

برای داشتن یک ازدواج موفق، هر چه شناخت بیشتر باشد می توان انتظار ازدواج پایدارتری داشت در این مقاله برخی از زمینه های ضروری شناخت بیان شد که لازم است زوجین پس از پاسخ دادن به آنها، با مراجعه به یک مشاور خبره در زمینه ی ازدواج به بحث و تبادل نظر بپردازند.

منبع:

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2513روز قبل
دوشنبه 21/5/1392 - 13:12
m_hadi47 ( تعداد مطالب : 6910 ) ( تعداد نظرات : 98 )
نامزدی دورانی است که پس از توافق دختر و پسر و خانواده ها​یشان برای امر ازدواج آغاز می شود و تا زمان برگزاری جشن عروسی ادامه پیدا می کند. در حقیقت دوران نامزدی سرآغاز پیوند خویشاوندی جدید با حفظ شرایط و تعهدات اخلاقی ویژه خود است. این دوران برای شناخت صحیح تر و عمیق تر دختر و پسر از یکدیگر برای تشکیل زندگی جدید در اختیارشان گذاشته می شود و در عین آن که شیرین ترین مرحله زندگی است، از اهمیت بسزایی نیز برخوردار است. چگونگی نامزدی و اعلام آن را هر خانواده ای طبق رسم و رسوم یا شرایطی که در آن قرار دارند، به گونه ای متفاوت برگزار می کند و برای آن تعریف دقیقی نمی توان در نظر گرفت. گاهی دوران نامزدی بدون برگزاری مراسم خاصی تحت عنوان«جشن نامزدی» از همان مراسم بله برون شروع و به جشن عروسی ختم می شود. در مقابل خانواده هایی هستند که بنا به میل شخصی یا گاهی به علت فاصله زیادی که تا جشن عروسی وجود دارد، علاقه مند هستند تا پیوند دختر و پسرشان را با برگزاری مهمانی به شکل رسمی تری اعلام کنند. جشن نامزدی می تواند از یک مهمانی خانوادگی خصوصی و کوچک تا یک مراسم باشکوه و مجلل و با حضور تعداد زیادی مهمان برگزار شود. بعضی خانواده ها نیز علاقه مند هستند ​جشن نامزدی را با برگزاری مراسم عقد رسمی دختر و پسر به جشن عقدکنان تغییر دهند. برای برگزاری مراسم نامزدی آن چیزی که به عنوان رکن اصلی نیاز دارید«جای حلقه» است که امروز مدل هایی از آن آموزش داده خواهد شد، ولی می توانید زیبایی مراسم خود را با چیدن میزنامزدی و استفاده از مقداری شمع و گل و... دو چندان کنید.




بزرگی و کوچکی میز نامزدی شما بستگی به فضایی دارد که در اختیار دارید. مسلما اگر فضا به شما این اجازه را بدهد که میز را ​جلوی صندلی عروس و داماد بچینید و در حقیقت برای شان جایگاه​ مخصوص درست کنید بسیار زیباتر خواهد بود. در غیر این صورت می توانید از یک میز گرد بلند در گوشه ای از سالن استفاده کنید و روی آن را تزئین کنید و هنگام برگزاری مراسم عروس و داماد​ پشت میز قرار بگیرند. اگر این هم برایتان مقدور نبود می توانید از میز های چرخدار استفاده کنید و هنگام برگزاری مراسم، میز تزئین شده را وارد سالن کنید. اگر می خواهید میز نامزدی را جلوی صندلی عروس و داماد بچینید اول از همه سعی کنید صندلی عروس و داماد را متفاوت از بقیه صندلی ها و متناسب با رنگی که برای تزئین میز نامزدی در نظر گرفته اید انتخاب کنید. بنا به میزان فضای تان از یک تا چند میز می توانید استفاده کنید. میزهایی با ارتفاع گوناگون در نظر بگیرید. طبیعتا نباید میزی که درست روبه روی عروس و داماد است خیلی بلند باشد. از میزهای بلندتر در اطراف استفاده کنید. سپس یک پارچه سفید یا نباتی​ روی کل میزها قرار دهید. پارچه را بین فواصل میزها فرو ببرید تا پستی و بلندی ها خود را کامل نشان بدهد. برای روی پارچه زیرین می توانید از تور های اکلیلی، پارچه های سرمه دوزی یا هر چیز دیگری که دوست دارید و هماهنگ با تزئینات شماست بهره بگیرید. میز نامزدی مانند سفره عقد که اجزای آن سابقه و مفهومی کهن دارد، شرایط بخصوصی ندارد و معمولا اجزایی مانند گردو، بادام و... را در میز نامزدی قرار نمی دهند. بهتر است از انواع نقل، شیرینی، برنج، گندم و حنا که همگی نمادی از شیرین کامی و برکت است، استفاده کنید. می توانید میوه آرایی نیز انجام دهید، ولی اگر برای میز نامزدی از میوه های بهشتی مانند انار، انگور و سیب استفاده کنید بسیار زیباتر است. سیب ها را می توانید در ظرفی پر از آب قرار دهید یا انار ها را برای زیبایی بیشتر قاچ بزنید. حتما از گل و گلبرگ های پرپر شده در تزئین میز استفاده کنید. گل طبیعی، کار شما را دو چندان زیبا خواهد کرد. از دیگر اجزا میز نامزدی قرآن و جای حلقه است. می توانید در تنگی بلور​ ماهی قرمز هم قرار دهید. از شمع های مختلف با ابعاد گوناگون حتما به تعداد زیاد استفاده کنید. شمع های روی آب تلالو آن را بیشتر نمایان می کند. برای گندم و حنا و... و حتی عسل می توانید از گیلاس های پایه بلند استفاده کنید و با روبان و گل آن ها را تزئین کنید. حتما متناسب با تزئینات میز و کیک، چاقویی را که برای بریدن کیک در نظر دارید تزئین کنید. برای یک پذیرایی شیک می توانید به تعداد مهمانان گل رز متناسب با رنگ میزنامزدی و کیک تهیه و ساقه آن ها را کوتاه کنید و روی هر چنگال با ​روبان گل ها را ببندید و پس از بریدن کیک در بشقاب ها کنار کیک، چنگال های گل زده را قرار دهید. یکی از اجزای اصلی جشن نامزدی دادن نقل یادبود به مهمانان است که باید ظرف مناسبی برای آن در نظر بگیرید و در میز نامزدی قرار دهید. در جلسات آینده آموزش چند مدل نقل یادبود را خواهیم داشت.


نویسنده: پروانه فتحعلی

منبع: روزنامه جام جم

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2031روز قبل
دوشنبه 14/5/1392 - 22:19
  • تعداد رکورد ها : 9161