mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )


گاهی، وقتی که خواستگاری می آید، دختر نمی تواند از مجموعه حسن ها و عیب های او به این نتیجه برسد که بالاخره این مرد او را خوشبخت می کند یا نه. این در حالی است که رسیدن به خوشبختی، اولین و مهم ترین آرزوی هر فردی است. ... روان شناسان می گویند از این خصوصیات می توان پی برد که شما به خوشبختی خواهید رسید:



گاهی، وقتی که خواستگاری می آید، دختر نمی تواند از مجموعه حسن ها و عیب های او به این نتیجه برسد که بالاخره این مرد او را خوشبخت می کند یا نه. این در حالی است که رسیدن به خوشبختی، اولین و مهم ترین آرزوی هر فردی است.

به گزارش روزگارنو، روان شناسان می گویند از این خصوصیات می توان پی برد که شما با او به خوشبختی خواهید رسید:


-فرد دلسوز: او به احساسات شما توجه خواهد داشت. این موضوع را می توانید از اهتمام او به سلامت شما به شکل مستمر و تماس گرفتن هایش درباره مسایل و مشکلاتتان دریابید.

-یک شنونده خوب: ارتباط از مهم ترین چیزهایی است که به یک رابطه زناشویی موفق منجر می شود.



-احترام به زنان: شما می توانید این ویژگی را از رفتار او با مادر و یا خواهرانش امتحان کنید .

-شوخ طبعی: خنده کلید اولیه یک زندگی زناشویی آسان و مقاوم در برابر ناملایمات است.



-احترام به خانواده:نشانه پایبندی یک مرد کانون خانواده و تلاش او برای حفظ به ثبات آن، متعهد بودن به انجام منظم وظایف خانوادگی و ارتباط خوب با فامیل و دیدار آنها است.




-لذت بردن از استقلال: آیا او اعتماد به نفس دارد ؟ اگر پاسخ مثبت است، او دقیقا همان کسی که شما می توانید نسبت به او احساس امنیت کنید.




-مراقبت از ظاهر خود: ظاهر مرتب و پاکیزه مرد و توجه او به ظاهرش نشان می دهد که بعدا می توانید روی کمک او در کارهای خانه هم حساب کنید.




-دوستان: اگر دوستان زیادی دارد و محبوب است، این یعنی که در آینده با او راحت خواهید بود.

در ضمن، خبرنگار روزگارنو در این موارد هیچ نظری ندارد!
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
دوشنبه 6/8/1392 - 8:2
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1254 )

یادمان باشد:«صداقت» اولین و مهمترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک و سالم و موفق است.

زندگــــی با راستی آغاز راست

در یقین این زندگانی باصفاست

چون درستی زندگانی شد متین

گر کجی آید بدان عمرت فناست

فی البداهه: منصور مقدم 3/8/92

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1187روز قبل
جمعه 3/8/1392 - 13:17
naba20 ( تعداد مطالب : 9190 ) ( تعداد نظرات : 108 )
با این‌که مراسم خواستگاری در این دوره نسبت به گذشته خیلی تفاوت پیدا کرده است، اما هنوز هم قوانینی وجود دارد که از خانواده‌های عروس و داماد انتظار می‌رود آنها را در نظر داشته باشند و رعایت کنند. 

گاه خانواده‌هایی که برای خواستگاری به خانه یکدیگر می‌روند از قبل با یکدیگر آشنا بوده و همین آشنایی باعث علاقه دختر و پسر و برگزاری مراسم خواستگاری شده است. گاهی هم خانواده‌ها هیچ شناختی نسبت به یکدیگر ندارند و شاید خواستگاری اولین جلسه‌ای باشد که آنها را با هم آشنا می‌کند. بی‌شک در صورتی که خانواده‌ها هیچ شناختی نسبت به یکدیگر نداشته باشند، برگزاری چنین مراسمی هم سخت‌تر خواهد بود و بیشتر والدین و جوانان را نگران می‌سازد. با این حال، قوانینی هست که در تمام خواستگاری‌ها باید رعایت شود؛ آدابی که نشان‌دهنده احترام به طرف مقابل و ادب و نزاکت شماست.

سرزده به خواستگاری نروید

تا به حال فکر کرده‌اید اگر یک روز که راحت و بدون هیچ دغدغه‌ای در خانه‌تان نشسته‌اید و مشغول تماشای برنامه‌های تلویزیون هستید، خانواده‌ای برای خواستگاری در بزند و وارد خانه شود، چه حسی خواهید داشت؟ البته خانواده داماد هم همین‌طور؛ اگر بدون اطلاع قبلی برای خواستگاری به خانه کسی بروند که اصلا از آمدن‌شان خبر ندارد، چه اتفاقی خواهد افتاد و از برخورد آنها ـ که از همه جا بی‌خبرند ـ چه احساسی پیدا خواهند کرد؟

بنابراین مشخص است که روز و ساعت دقیق خواستگاری از قبل باید تعیین شود و تحت هیچ شرایطی نباید بدون هماهنگی برای خواستگاری به خانه شخصی دیگر بروید؛ حتی اگر با آنها آشنا باشید و خیلی احساس غریبی نکنید.

البته حواستان باشد ساعتی که برای این کار تعیین می‌کنید هم خیلی بی‌موقع نباشد و موجب ناراحتی خانواده عروس نشود. برای همین هیچ وقت هنگام ظهر یا صبح کسی به خواستگاری نمی‌رود و این کار معمولا هنگام غروب و بعدازظهر انجام می‌شود. خانواده عروس که میزبان هستند نیز از قبل باید برای برگزاری این مراسم آماده باشند و زمانی که مهمان‌ها می‌رسند نباید خیلی دستپاچه و نگران عمل کنند.

صادق باشید

صداقت و راستگویی یکی از بهترین ویژگی‌های شخصیتی است که می‌تواند ضامن خوشبختی همسران باشد. البته بعضی‌ها ممکن است تصور کنند این صداقت در زندگی مشترک معنا پیدا می‌کند و قبل از آن، هر یک از افراد زندگی شخصی خودشان را دارند و هرطور بخواهند می‌توانند درباره آن صحبت کنند یا تصمیم بگیرند. در حالی که اگر پایه‌های زندگی بر دروغ و فریبکاری بنا شود، نتیجه‌اش هم ویرانی و نابودی خواهد بود. پس سعی کنید یا حرفی را عنوان نکنید یا اگر می‌خواهید درباره موضوعی حرف بزنید فقط واقعیت‌ها را بگویید. البته این موضوع درباره خانواده‌ها هم صادق است. به این معنی که آنها هم باید فقط درباره آنچه حقیقت دارد، صحبت کنند.

بعضی از پدر و مادرها یا حتی خواهرها و برادرها تصور می‌کنند پنهان کردن واقعیت یا حتی دروغگویی به نفع فردی است که می‌خواهد ازدواج کند. به همین دلیل هم به بزرگنمایی و فریبکاری روی می‌آورند و از ویژگی‌هایی صحبت می‌کنند که درواقع، وجود ندارد. در حالی که این کار نه‌تنها کمک و دلسوزی به حساب نمی‌آید که حتی در آینده‌ای نه‌چندان دور ممکن است زمینه‌ساز ایجاد مشکلات زیادی شود.

حتی اگر موضوعی وجود دارد که نگرانش هستید و نمی‌خواهید درباره آن حقیقت، چیزی به خانواده عروس و داماد بگویید (مشکلاتی مانند اختلافات خانوادگی، بیماری و...) خوب است در اولین جلسه در مورد آن صحبت نکنید، ولی پس از آن و هنگامی که بیشتر با طرف مقابل و خانواده‌اش آشنا شدید به شیوه‌ای مناسب، موضوع را مطرح کنید. در هر حال یادتان باشد هیچ نکته‌ای، حتی اگر از نظر شما بی‌اهمیت باشد، نباید از دید طرف مقابل مخفی بماند.

دلشوره‌های جلسه اول

خواستگاری با طعم نگرانی: از نوع نشستن و حرف زدنش هم پیداست چقدر نگران است و دلش شور می‌زند. بعضی‌ها به رفتارش می‌خندند و عده‌ای هم فکر می‌کنند چون چیزی را مخفی می‌کند، این همه نگران است. با این همه، او نمی‌تواند خودش را کنترل کند و دائم در حال پاک کردن قطره‌های عرقش است که یکی‌یکی از پیشانی می‌لغزد و روی صورتش می‌افتد و در نیمه راه با دستمالی چروکیده پاک می‌شود.

وقتی میوه و شیرینی به او تعارف می‌کنند، لبخندی از روی ناچاری می‌زند و هیچ چیز برنمی‌دارد. انگار می‌ترسد دست‌های لرزانش همه چیز را خراب کند. از وقتی پا به خانه عروس خانم گذاشته‌اند، سرش را پایین انداخته و فقط گل‌های قالی را نگاه کرده است. حالا دیگر طرح این قالی را با تعداد دقیق گل‌ها، بته و جقه‌هایش کاملا حفظ شده است.

***​

خواستگاری در کمال راحتی: طوری روی مبل نشسته که دیگران احساس می‌کنند هر لحظه ممکن است دراز بکشد و پاهایش را روی هم بیندازد. طوری به خیار گاز می‌زند که صدای قرچ و قورچ آن در سالن می‌پیچد و توجه همه را جلب می‌کند. خنده‌های پشت سر هم و دست انداختن دور گردن برادر عروس خانم هم حسابی دیگران را متعجب کرده است، اما او همه این‌ کارها را انجام می‌دهد تا نشان دهد چقدر با این خانواده راحت است و هیچ تعارفی ندارد. او به خیال خودش دارد یخ جمع را آب می‌کند و نمی‌داند دیگران چنین رفتاری را به هیچ عنوان نمی‌پذیرند.

***​

شاید این دو نمونه برای بعضی‌ها آشنا باشد، بخصوص اولی که سرشار از نگرانی و اضطراب بود. بسیاری از کسانی که در اولین جلسه خواستگاری حاضر می‌شوند ـ هم عروس و داماد و هم اعضای خانواده‌شان ـ همین احساس را تجربه می‌کنند و نگران برخورد و رفتارشان هستند. در حالی که همین نگرانی‌ها می‌تواند کارها را خراب‌تر کند و مشکلاتی را به وجود آورد که اصلا فکرش را هم نکرده‌اند.

به همین دلیل هم روان‌شناسان و مشاوران خانواده به افرادی که برای حضور در مراسم خواستگاری آماده می‌شوند، توصیه می‌کنند بدون نگرانی و استرس در جمع حاضر شوند و رفتاری طبیعی و منطقی داشته باشند. البته آنها که می‌خواهند در همان اولین جلسه صمیمیت و آشنایی خود را به خانواده طرف مقابل نشان دهند نیز باید بدانند رفتارشان تائید نمی‌شود. درواقع، اولین جلسه خواستگاری برای آشنایی بیشتر خانواده‌ها با یکدیگر است و طی آن، نه باید خیلی خودمانی برخورد کنید و نه خیلی جدی و خشک.

حواشی پررنگ

معمولا بیشترین ساعات و دقایقی که در مراسم خواستگاری سپری می‌شود یا در سکوت می‌گذرد یا درباره گرانی و آب و هوا و تورم و ترافیک و ده‌ها موضوع غیر مرتبط دیگر صحبت می‌شود. پدر و مادر عروس و داماد هم از ترس این‌که نسبت به طرف مقابل بی‌احترامی کرده و حرفش را نیمه‌تمام گذاشته باشند، معمولا ساکت می‌نشینند و به حرف‌های یکدیگر گوش می‌دهند. مسلما آنها نگران آینده فرزندان‌شان هستند و نمی‌خواهند سال‌های بعد، مشکلی برایشان پیش بیاید، اما با همه اینها باز هم در چنین مراسمی ترجیح می‌دهند سکوت کنند و وقت بیشتری را در این حالت بگذرانند.

البته وقتی سکوت شکسته می‌شود و جلسه خواستگاری رسمی می‌شود، باز هم شاید خیلی تفاوت نداشته باشد چون معمولا سوالاتی که قرار است در این جلسه‌ها پرسیده شود، از پیش تعیین شده و مشخص است؛ میزان تحصیلات آقای داماد پرسیده می‌شود و این‌که شغل مناسب دارد یا نه؟ خانه و اتومبیل شخصی چطور؟ درآمد ماهانه‌اش چقدر است؟ سربازی رفته یا نه؟ و سوالاتی از این دست.

از خانواده عروس خانم هم تقریبا همین سوالات پرسیده می‌شود: میزان تحصیلات، شاغل بودن یا خانه‌دار بودن؟ میزان درآمد؟ و ... سوالاتی که شاید واقعا در خوشبختی آنها تاثیری نداشته باشد، ولی براساس رسم و قانونی نانوشته حتما باید به ترتیب در جلسات خواستگاری پرسیده شود. برای همین هم خانواده‌ها قبل از حضور در این مراسم جواب‌های مشخصی برای این سوالات مشخص در نظر می‌گیرند تا بدون فکر و نگرانی به همه آنها پاسخ دهند. بعد از این سوال و جواب‌ها هم نوبت به خود عروس و داماد می‌رسد تا درباره آینده‌شان حرف بزنند و ببینند چقدر با یکدیگر تفاهم دارند، می‌توانند همراه هم باشند یا نه، دوست دارند زندگی مشترک‌شان را با چنین فردی تشکیل دهند یا نه و ...

جلسه خواستگاری با جلسه امتحان فرق دارد

درست است در همان جلسات ابتدایی باید بسیاری از مسائل روشن شده و نکات زیادی برای خانواده‌ها آشکار شود، اما این‌که از اولین دقیقه خواستگاری ـ بخصوص در اولین جلسه ـ تا پایان آن، وقت‌تان را به سوال و جواب بگذرانید، مسلما خیلی خوشایند نخواهد بود.

بنابراین خوب است وقتی هم برای تفریح در نظر بگیرید و از موضوعات دیگری حرف بزنید تا نگرانی‌ها هم کمتر شود. علاوه بر این، با چنین کاری می‌توانید خاطره خوبی از اولین جلسه آشنایی‌تان بسازید که سال‌های بعد از ازدواج هم با یادآوری‌ آن لبخند بر لب‌تان می‌نشیند.

جنگ اول به از صلح آخر است

این مثل قدیمی را که باور دارید جنگ اول از صلح آخر بهتر است، حتما شنیده‌اید. پس اگر قرار است به خواستگاری بروید یا خواستگاری می‌خواهد به خانه شما بیاید، این موضوع را در نظر داشته باشید و همه نکات مورد نیاز را بدون ترس و نگرانی مطرح کنید. مطمئن باشید اگر قرار باشد خانواده طرف مقابل، نظرات شما را نپذیرد و آنها را تائید نکند همین ابتدای کار بهتر است، مشخص شود. بنابراین با ترس از​تائید​ نکردن یا نپذیرفتن اهداف و شرایط شما، آنها را از همسرتان یا خانواده‌اش مخفی نکنید. البته یادتان هم باشد که جنگ اول به معنای دعوا و مشاجره و جنگ واقعی نیست؛ بلکه می‌توانید شرایطی را که برای زندگی دارید به آرامی با آنها مطرح کنید و منتظر پاسخ‌شان بمانید. در صورتی که آنها با شما موافق نبودند هم نباید مشاجره کنید و بحث‌های طولانی و اغلب هم بی‌فایده داشته باشید. در چنین مواقعی فقط به یکدیگر فرصت دهید تا هرچه بهتر و بیشتر در این مورد فکر کرده و تصمیم بگیرید، اما اگر احساس می‌کنید نمی‌توانید از برخی خواسته‌ها و شرایط‌تان بگذرید، هیچ وقت آن را فراموش نکنید و به کمک احساسات تصمیم اشتباه نگیرید.

قبل از ازدواج با هم به گردشی طولانی مدت بروید

مسلما در جلسه‌ای یک یا دو ساعته بسیاری از مسائل و موضوعات ناگفته باقی می‌ماند و خانواده‌ها نمی‌توانند متوجه برخی از مشکلات شوند. به‌عنوان نمونه حتی ممکن است فردی دچار اختلالات شخصیتی باشد ولی در طول جلسه خواستگاری آن را از دیگران پنهان کند یا اصلا موردی پیش نیاید که خانواده طرف مقابل متوجه آن شوند. بنابراین یادتان باشد در این جلسه‌های کوتاه‌مدت خواستگاری، بسیاری از موارد مشخص نمی‌شود. مثلا هیچ وقت نمی‌توان پس از یک جلسه، درباره رفتار فرد هنگام عصبانیت یا بحران نظری داشت یا واکنش او را هنگامی که خسته و عصبانی است، پیش‌بینی کرد.

بنابراین بهترین کار این است که قبل از ازدواج، خانواده‌ها وقت بیشتری را با یکدیگر بگذرانند و برای مدتی طولانی باهم باشند. مثلا خوب است خانواده‌ها به یک گردش و تفریح طولانی بروند و طی آن بیش از 10 ساعت از روز را با هم سپری کنند. در این مواقع که افراد خسته می‌شوند بسیاری از نکات مربوط به روحیه و شخصیت‌شان را بهتر نشان خواهند داد.

مراقب رفتارتان باشید

دختر خانم و آقا پسر، در جلسه خواستگاری بیشتر از دیگران اضطراب خواهند داشت و با توجه به این‌که کوچک‌ترین رفتارشان هم زیر ذره‌بین خانواده طرف مقابل است، این نگرانی‌شان تشدید خواهد شد. با این همه اما آنها نباید رفتاری نامناسب از خودشان نشان دهند و نگرانی و اضطراب را بهانه این کار کنند. برای همین توصیه می‌شود نکاتی را در نظر داشته باشند و آنها را تا حد امکان رعایت کنند:

ـ قبل از حضور یافتن در مراسم، باید لباسی مناسب تهیه کرده و آن را با دقت و توجه بپوشید. مسلما اگر تا آخرین دقایق ندانید قرار است چه لباسی بپوشید، آشفته و نگران خواهید بود و حتی ممکن است دیر به خانه عروس برسید.

ـ سعی کنید طوری برنامه را تنظیم کنید که بموقع در مراسم حضور داشته باشید. تاخیر و بدقولی در این جلسات نتیجه خوبی نخواهد داشت.

ـ برای خرید گل معمولا می‌گویند بهتر است دسته یا سبد گل‌، گل‌هایی به رنگ روشن و زنده داشته باشد. البته اغلب افراد هم بر تعداد شاخه‌های گل تاکید می‌کنند و آن را در زیبایی بیشتر دسته گل موثر می‌دانند.

ـ بهتر است دسته گل یا سبد گل را به پدر یا مادر عروس تقدیم کنید و منتظر حضور خود عروس نشوید.

ـ آقا پسر در طول خواستگاری باید رفتاری طبیعی داشته باشد تا خیلی عرق نکند و صورتش هم دائم سرخ نشود.

ـ هم دختر و هم پسر باید به بزرگ‌ترها اجازه صحبت کردن بدهند و حتی اگر با حرف آنها موافق نیستند، میان صحبت‌شان نپرند.

ـ آقا نباید به اسباب و لوازم خانه یا در و دیوارها خیره شود. حتی اگر این کار با هدف و نیت خاصی نباشد، باز هم کاری بی‌ادبانه به حساب می‌آید.

ـ شاید خنده‌دار به نظر برسد، اما تجربه نشان داده، پوست کندن میوه‌هایی مثل پرتقال‌های بزرگ و آبدار یا جویدن خیار در چنین مراسمی خیلی مناسب نیست و باعث بروز دردسر می‌شود.

ـ در صورتی که شرایط فراهم است، پذیرایی را از بزرگ‌ترها شروع کنید و با این کار احترام خود را نسبت به آنها نشان دهید.

ـ همچنین خوب است برای جلسه اول خواستگاری، همه دوستان و بستگان را با خودتان همراه نکنید و جمعیت زیادی را به خانه دختر خانم نبرید.

وقت ازدواج‌تان رسیده؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که برای جوانان و خانواده‌هایشان مطرح می‌شود، سن مناسب برای ازدواج است. خیلی‌ وقت‌ها، والدین به جای فرزندان تصمیم می‌گیرند و می‌گویند حالا دیگر وقت ازدواج است. در حالی که شاید خیلی توجهی به آمادگی دختر و پسر نداشته باشند و فقط به دلیل این‌که سنشان به حد مشخصی رسیده، آنها را به ازدواج تشویق کنند.

متاسفانه گاهی چنین اتفاقی در خانواده‌ها می‌افتد و به آمادگی دختر یا پسر برای پذیرش نقش همسر توجهی نمی‌شود. در حالی که توصیه می‌شود شرایط اولیه‌‌ای را برای ازدواج در نظر بگیرید و پس از بررسی آنها برای این کار اقدام کنید.

یکی از این شرایط اصلی که حتما باید مورد توجه قرار گیرد، موضوع بلوغ است. البته یادمان باشد، علاوه بر بلوغ جسمی که معمولا شش ماه پس از یک رشد قد ناگهانی اتفاق می‌افتد، باید به بلوغ اجتماعی و عقلی فرد نیز توجه کنیم. بلوغ اجتماعی از زمانی شروع می‌شود که حضور در جامعه برای فرد مهم می‌شود و نگاهش نسبت به آن تغییر می‌کند. به این معنی که اگر قرار است در جمعی حاضر شود، سعی می‌کند با ظاهری آراسته و مرتب برود و این موضوع برایش اهمیت خاصی پیدا می‌کند. به این ترتیب، بلوغ اجتماعی شروع می‌شود و حضور در اجتماع و داشتن هویت اجتماعی برای فرد اهمیت می‌یابد. علاوه بر این، هنگامی که فرد به تفکری منطقی می‌رسد نیز می‌توان گفت به بلوغ عقلی رسیده است. همه ما انسان‌هایی را دیده‌ایم که رفتار و کردارشان طوری است که آنها را بزرگ‌تر از سن واقعی‌شان نشان می‌دهد و در مقابل کسانی هم هستند که باوجود سن زیادشان، رفتاری بچگانه دارند. بنابراین برای این‌که دختر یا پسر جوان بتوانند ارتباط متقابلی با همسرشان برقرار کنند، حتما باید به این شرایط توجه شود و آنها هم باید این مراحل را پشت سر گذاشته باشند.

زمانی که فردی به مرحله‌ای می‌رسد که احساس می‌کند برای ازدواج و تشکیل خانواده آماده است و می‌تواند یک رابطه دو طرفه را مدیریت کند، نوبت انتخاب می‌شود. البته نباید این نکته را فراموش کنیم که ارتباط برقرار کردن در اجتماع موضوعی مهم است، اما مدیریت این ارتباطات مهم‌تر از آن به حساب می‌آید. درواقع، شاید بتوان چنین گفت که افزایش آمار طلاق و جدایی همسران، اغلب به دلیل ناآشنایی با مهارت مدیریت رابطه‌شان است؛ رابطه عاشقانه‌ای که ابتدا نسبت به همسرشان داشته‌اند و پس از مدتی با مشکل مواجه شده و از بین رفته است.

البته نباید تصور کنیم این‌قدرت مدیریت صددرصد ذاتی است؛ بلکه بخش زیادی از آن هم قابل تعلیم و آموختن است. بنابراین افراد قبل از ازدواج باید با روحیات و روان‌شناسی جنس مخالف‌ آشنا شوند تا هرچه بهتر یکدیگر را درک کرده و به تفاهم برسند.

این سه محور را ساده نگیرید

برای این‌که اختلافات زوج‌ها به حداقل برسد و در کنار یکدیگر زندگی شیرین و دوست‌داشتنی‌تری را تجربه کنند، خانواده‌ها قبل از ازدواج حتما باید سه موضوع اصلی را در نظر داشته باشند. به این معنی که در این موارد باید با یکدیگر تفاهم داشته و نظرات‌ و شرایط‌شان هم تقریبا مشابه هم باشد.

شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سه محوری است که به هیچ عنوان نباید ساده از کنارش گذشت. درباره وضع اقتصادی خانواده‌ها نباید فراموش کرد ازدواج دختر پولدار با پسر فقیر یا برعکس آن، فقط در داستان‌ها و فیلم‌ها اتفاق می‌افتد و در واقعیت، چنین ازدواجی نمی‌تواند یک ازدواج موفق به حساب بیاید. بنابراین باید با خانواده‌ای وصلت کنید که تا حد امکان از نظر شرایط اقتصادی و مالی مشابه شما باشند.

شرایط اجتماعی دو خانواده هم تقریبا باید یکسان باشد. به‌عنوان نمونه دختری که از نظر تحصیلات مدرک فوق‌ لیسانس دارد، آیا واقعا در زندگی مشترک می‌تواند با مردی که دیپلمه است، زندگی موفقی را تجربه کند؟ مسلما چنین نیست و این ازدواج هم نمی‌تواند موفق باشد. به همین دلیل توصیه می‌شود میزان تحصیلات دو نفر، متناسب با یکدیگر باشد. البته درباره آقایان قضیه کمی فرق می‌کند و اگر سطح تحصیلات همسرشان پایین‌تر باشد، معمولا آنها بهتر می‌پذیرند و با آن کنار می‌آیند. موضوع سوم هم هماهنگی و تشابه فرهنگی خانواده‌هاست که در این زمینه مسائل مذهبی و اعتقادی هم مطرح می‌شود.

هیچ‌کس تغییر نمی‌کند

خیلی‌ها زمانی که برای حضور در مراسم خواستگاری آماده می‌شوند، چندان به فکر مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیستند و می‌گویند پس از ازدواج می‌توانند نظرات همسرشان را مطابق میل و سلیقه خود تغییر دهند. در حالی که به هیچ عنوان چنین چیزی ممکن نیست. در حقیقت، برای فردی که به طور متوسط 25 سال با فرهنگ و عادتی خاص زندگی کرده است، باید همین مدت وقت بگذارید تا شاید بتوانید برخی از رفتارهایش را تغییر دهید. بنابراین از همان ابتدا باید فردی را انتخاب کنید که با معیارهای شما هماهنگ است و نیازی به تغییر ندارد.

از تجربه بزرگ‌ترها استفاده کنید

گاهی دختر و پسر جوان نمی‌خواهند حرف بزرگ‌ترها را بپذیرند و به همین دلیل ممکن است مرتکب خطا شوند. بنابراین توصیه می‌شود از نظرات بزرگ‌ترها که تجربه بیشتری دارند، کمک بگیرید و در انتخاب خود با آنها مشورت کنید.علاوه بر این، یادتان باشد هیچ انسانی بی‌عیب و نقص نیست و شما هم نمی‌توانید همسری پیدا کنید که هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. بنابراین باید معیارهایتان را یادداشت کنید و به هر یک از آنها امتیاز بدهید. پس از آن، با اولویت‌بندی و انتخاب اولویت‌های اول، بهتر و راحت‌تر تصمیم خواهید گرفت و پس از کسب شناخت کافی می‌توانید آماده ازدواج شوید.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2365روز قبل
شنبه 27/7/1392 - 20:16
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )
آداب گفتگو در مراسم خواستگاری
دختری ۲۰ ساله هستم، حدود ۲ سال پیش ازدواج کردم، ۳ ماه بیشتر با همسر سابقم زندگی نکردم و در دوران عقد از هم جدا شدیم. حالا خواستگار زیاد دارم و هرفردی به خواستگاری من می‌آید به این دلیل که قبلا ازدواج کرده‌ام خواستگاری را بی‌نتیجه باقی می‌گذارد. خواهش می‌کنم مرا راهنمایی کنید.
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
يکشنبه 21/7/1392 - 16:38
mansoor43 ( تعداد مطالب : 1673 ) ( تعداد نظرات : 1254 )

خجالت می کشم ازاین زمانه

تمام زندگــــی گشتـــه بهانه

کمی فکرعروسی کرده ام باز

ولی دورم ز ملک و آشیـــانه

فی البداهه: منصور مقدم 15/7/92

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1187روز قبل
دوشنبه 15/7/1392 - 19:34
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )
بااجازه‌بزرگ‌ترها؛

بعضی از آدم‌ها خودشان کشف کرده‌اند که ویژگی خساست را با خودشان یدک می‌کشند و اسم خودشان را گذاشته‌اند صرفه‌جوهای وسواسی! در واقع دارند خودشان را دور می‌زنند. همین که پول‌شان به جان‌شان بند است کافیست تا در برخوردتان با آن‌ها نگران باشید. حالا فکر کنید چنین آدمی بشود یک پای زندگی‌تان!
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، تا به حال به این فکر کرده‌اید که اگر همسر آینده‌تان خسیس باشد با او باید چطور کنار بیایید؟! چطوری باید زندگی کنید؟ اصلا طاقت آن را دارید که با آدم خسیس زندگی کنید؟ شما به چه جور آدمی می‌گویید خسیس؟! بعضی از آدم‌ها خودشان کشف کرده‌اند که ویژگی خساست را با خودشان یدک می‌کشند و اسم خودشان را گذاشته‌اند صرفه‌جوهای وسواسی! در واقع دارند خودشان را دور می‌زنند. همین که پول‌شان به جان‌شان بند است کافیست تا در برخوردتان با آن‌ها نگران باشید.

حالا فکر کنید چنین آدمی بشود یک پای زندگی‌تان! توی جلسه خواستگاری حواس‌تان به این صرفه‌جوهای وسواسی باشد. برای شناخت این آدم‌ها باید خوب دقت کنید و ریز بین باشید. علاوه بر سوال‌های مختلف و موقعیت‌های مختلفی که مورد ارزیابی قرار می‌دهید به رفتارها یا گفتارهای مخاطب‌تان نیز دقت کنید. اما قبل از هر چیز باید تعریف درستی از خساست داشته باشید و اقتصادی بودن و حواس جمعی طرف را پای خساست نگذارید.

خست چیه؟

بهتر است بدانید خست به خرج دادن یعنی کم خرج کردن یا جمع کردن پول در حد افراطی !

چه جوری بفهمم طرف مقابلم خسیس است؟

اگر توی صحبت‌هایتان متوجه شدید که مخاطب عزیزتان!! پول را نشانه قدرت، تسلط و شکست ناپذیری می‌داند و تصورش این است پول از او محافظت می‌کند! خاطرتان جمع که آدم خسیسی است.

اگر معتقد است که باید به اندازه‌ای خرج کرد که در حد نیاز است و رفع نیازهای اولیه با کم ترین هزینه امکان پذیر است و آدم باید پول‌هایش را پس انداز کند برای روز مبادا! بی شک با یک آدم خسیس هم کلام شده اید.

اگر دیدید با وجودی که از خانواده‌ای با وضع اقتصادی خوبند، اما ظاهر خودش یا شاید خانواده اش اصلا این موضوع را نمی‌رساند! کمی به خسیس بودنشان شک کنید و تا مطمئن نشده اید بی خیال نشوید.

اگر دسته گل و شیرینی را با حداقل هزینه تهیه کرده بودند، دو حالت دارد یا به لحاظ مالی در مضیقه بودند یا واقعا خسیس‌اند و لزومی نمی‌بینند برای این چیزها پول بدهند.

اگر با شنیدن اسم یک مکان خوب و مناسب و نه خیلی مجلل برای مراسم، برق از چشمانش پرید، مراقب باشید. شاید با کمی تحقیق متوجه شوید که آب از دستش نمی‌چکد!

اگر اهل مهمانی دادن و مهمانی رفتن و خلاصه رفت وآمد نبود، حتما دلایلش را بپرسید!

اگر هی از فلان پس اندازش و فلان سرمایه‌اش یا بهمان فکر اقتصادی‌اش حرف زد، خوب بررسی کنید ببینید که ریشه اصلی حرف‌هایش به چه چیزی بر می‌گردد؟!

و اما آقا پسرهای نگران خساست! باید بدانید که نگرانی دخترها نسبت به درآمد و بخش اقتصادی زندگی تا حدی طبیعی است، اما اگر دختر خانم مدام از پس اندازهایتان پرسید، بهتر است نگرانی به خودتان راه دهید! و شما هم فاکتورهای بالا را مورد ارزیابی قرار دهید./خراسان
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
چهارشنبه 10/7/1392 - 14:35
ahmadchalepey ( تعداد مطالب : 2664 ) ( تعداد نظرات : 2458 )

با این‌که مراسم خواستگاری در این دوره نسبت به گذشته خیلی تفاوت پیدا کرده است، اما هنوز هم قوانینی وجود دارد که از خانواده‌های عروس و داماد انتظار می‌رود آنها را در نظر داشته باشند و رعایت کنند.

 گاه خانواده هایی که برای خواستگاری به خانه یکدیگر می روند از قبل با یکدیگر آشنا بوده و همین آشنایی باعث علاقه دختر و پسر و برگزاری مراسم خواستگاری شده است. گاهی هم خانواده ها هیچ شناختی نسبت به یکدیگر ندارند و شاید خواستگاری اولین جلسه ای باشد که آنها را با هم آشنا می کند. بی شک در صورتی که خانواده ها هیچ شناختی نسبت به یکدیگر نداشته باشند، برگزاری چنین مراسمی هم سخت تر خواهد بود و بیشتر والدین و جوانان را نگران می سازد. با این حال، قوانینی هست که در تمام خواستگاری ها باید رعایت شود؛ آدابی که نشان دهنده احترام به طرف مقابل و ادب و نزاکت شماست.

سرزده به خواستگاری نروید

تا به حال فکر کرده اید اگر یک روز که راحت و بدون هیچ دغدغه ای در خانه تان نشسته اید و مشغول تماشای برنامه های تلویزیون هستید، خانواده ای برای خواستگاری در بزند و وارد خانه شود، چه حسی خواهید داشت؟ البته خانواده داماد هم همین طور؛ اگر بدون اطلاع قبلی برای خواستگاری به خانه کسی بروند که اصلا از آمدن شان خبر ندارد، چه اتفاقی خواهد افتاد و از برخورد آنها ـ که از همه جا بی خبرند ـ چه احساسی پیدا خواهند کرد؟

بنابراین مشخص است که روز و ساعت دقیق خواستگاری از قبل باید تعیین شود و تحت هیچ شرایطی نباید بدون هماهنگی برای خواستگاری به خانه شخصی دیگر بروید؛ حتی اگر با آنها آشنا باشید و خیلی احساس غریبی نکنید.

البته حواستان باشد ساعتی که برای این کار تعیین می کنید هم خیلی بی موقع نباشد و موجب ناراحتی خانواده عروس نشود. برای همین هیچ وقت هنگام ظهر یا صبح کسی به خواستگاری نمی رود و این کار معمولا هنگام غروب و بعدازظهر انجام می شود. خانواده عروس که میزبان هستند نیز از قبل باید برای برگزاری این مراسم آماده باشند و زمانی که مهمان ها می رسند نباید خیلی دستپاچه و نگران عمل کنند.

صادق باشید

صداقت و راستگویی یکی از بهترین ویژگی های شخصیتی است که می تواند ضامن خوشبختی همسران باشد. البته بعضی ها ممکن است تصور کنند این صداقت در زندگی مشترک معنا پیدا می کند و قبل از آن، هر یک از افراد زندگی شخصی خودشان را دارند و هرطور بخواهند می توانند درباره آن صحبت کنند یا تصمیم بگیرند. در حالی که اگر پایه های زندگی بر دروغ و فریبکاری بنا شود، نتیجه اش هم ویرانی و نابودی خواهد بود. پس سعی کنید یا حرفی را عنوان نکنید یا اگر می خواهید درباره موضوعی حرف بزنید فقط واقعیت ها را بگویید. البته این موضوع درباره خانواده ها هم صادق است. به این معنی که آنها هم باید فقط درباره آنچه حقیقت دارد، صحبت کنند.

بعضی از پدر و مادرها یا حتی خواهرها و برادرها تصور می کنند پنهان کردن واقعیت یا حتی دروغگویی به نفع فردی است که می خواهد ازدواج کند. به همین دلیل هم به بزرگنمایی و فریبکاری روی می آورند و از ویژگی هایی صحبت می کنند که درواقع، وجود ندارد. در حالی که این کار نه تنها کمک و دلسوزی به حساب نمی آید که حتی در آینده ای نه چندان دور ممکن است زمینه ساز ایجاد مشکلات زیادی شود.

حتی اگر موضوعی وجود دارد که نگرانش هستید و نمی خواهید درباره آن حقیقت، چیزی به خانواده عروس و داماد بگویید (مشکلاتی مانند اختلافات خانوادگی، بیماری و...) خوب است در اولین جلسه در مورد آن صحبت نکنید، ولی پس از آن و هنگامی که بیشتر با طرف مقابل و خانواده اش آشنا شدید به شیوه ای مناسب، موضوع را مطرح کنید. در هر حال یادتان باشد هیچ نکته ای، حتی اگر از نظر شما بی اهمیت باشد، نباید از دید طرف مقابل مخفی بماند.

دلشوره های جلسه اول

خواستگاری با طعم نگرانی: از نوع نشستن و حرف زدنش هم پیداست چقدر نگران است و دلش شور می زند. بعضی ها به رفتارش می خندند و عده ای هم فکر می کنند چون چیزی را مخفی می کند، این همه نگران است. با این همه، او نمی تواند خودش را کنترل کند و دائم در حال پاک کردن قطره های عرقش است که یکی یکی از پیشانی می لغزد و روی صورتش می افتد و در نیمه راه با دستمالی چروکیده پاک می شود.

وقتی میوه و شیرینی به او تعارف می کنند، لبخندی از روی ناچاری می زند و هیچ چیز برنمی دارد. انگار می ترسد دست های لرزانش همه چیز را خراب کند. از وقتی پا به خانه عروس خانم گذاشته اند، سرش را پایین انداخته و فقط گل های قالی را نگاه کرده است. حالا دیگر طرح این قالی را با تعداد دقیق گل ها، بته و جقه هایش کاملا حفظ شده است.

***​

خواستگاری در کمال راحتی: طوری روی مبل نشسته که دیگران احساس می کنند هر لحظه ممکن است دراز بکشد و پاهایش را روی هم بیندازد. طوری به خیار گاز می زند که صدای قرچ و قورچ آن در سالن می پیچد و توجه همه را جلب می کند. خنده های پشت سر هم و دست انداختن دور گردن برادر عروس خانم هم حسابی دیگران را متعجب کرده است، اما او همه این کارها را انجام می دهد تا نشان دهد چقدر با این خانواده راحت است و هیچ تعارفی ندارد. او به خیال خودش دارد یخ جمع را آب می کند و نمی داند دیگران چنین رفتاری را به هیچ عنوان نمی پذیرند.

***​

شاید این دو نمونه برای بعضی ها آشنا باشد، بخصوص اولی که سرشار از نگرانی و اضطراب بود. بسیاری از کسانی که در اولین جلسه خواستگاری حاضر می شوند ـ هم عروس و داماد و هم اعضای خانواده شان ـ همین احساس را تجربه می کنند و نگران برخورد و رفتارشان هستند. در حالی که همین نگرانی ها می تواند کارها را خراب تر کند و مشکلاتی را به وجود آورد که اصلا فکرش را هم نکرده اند.

به همین دلیل هم روان شناسان و مشاوران خانواده به افرادی که برای حضور در مراسم خواستگاری آماده می شوند، توصیه می کنند بدون نگرانی و استرس در جمع حاضر شوند و رفتاری طبیعی و منطقی داشته باشند. البته آنها که می خواهند در همان اولین جلسه صمیمیت و آشنایی خود را به خانواده طرف مقابل نشان دهند نیز باید بدانند رفتارشان تائید نمی شود. درواقع، اولین جلسه خواستگاری برای آشنایی بیشتر خانواده ها با یکدیگر است و طی آن، نه باید خیلی خودمانی برخورد کنید و نه خیلی جدی و خشک.

حواشی پررنگ

معمولا بیشترین ساعات و دقایقی که در مراسم خواستگاری سپری می شود یا در سکوت می گذرد یا درباره گرانی و آب و هوا و تورم و ترافیک و ده ها موضوع غیر مرتبط دیگر صحبت می شود. پدر و مادر عروس و داماد هم از ترس این که نسبت به طرف مقابل بی احترامی کرده و حرفش را نیمه تمام گذاشته باشند، معمولا ساکت می نشینند و به حرف های یکدیگر گوش می دهند. مسلما آنها نگران آینده فرزندان شان هستند و نمی خواهند سال های بعد، مشکلی برایشان پیش بیاید، اما با همه اینها باز هم در چنین مراسمی ترجیح می دهند سکوت کنند و وقت بیشتری را در این حالت بگذرانند.

البته وقتی سکوت شکسته می شود و جلسه خواستگاری رسمی می شود، باز هم شاید خیلی تفاوت نداشته باشد چون معمولا سوالاتی که قرار است در این جلسه ها پرسیده شود، از پیش تعیین شده و مشخص است؛ میزان تحصیلات آقای داماد پرسیده می شود و این که شغل مناسب دارد یا نه؟ خانه و اتومبیل شخصی چطور؟ درآمد ماهانه اش چقدر است؟ سربازی رفته یا نه؟ و سوالاتی از این دست.

از خانواده عروس خانم هم تقریبا همین سوالات پرسیده می شود: میزان تحصیلات، شاغل بودن یا خانه دار بودن؟ میزان درآمد؟ و ... سوالاتی که شاید واقعا در خوشبختی آنها تاثیری نداشته باشد، ولی براساس رسم و قانونی نانوشته حتما باید به ترتیب در جلسات خواستگاری پرسیده شود. برای همین هم خانواده ها قبل از حضور در این مراسم جواب های مشخصی برای این سوالات مشخص در نظر می گیرند تا بدون فکر و نگرانی به همه آنها پاسخ دهند. بعد از این سوال و جواب ها هم نوبت به خود عروس و داماد می رسد تا درباره آینده شان حرف بزنند و ببینند چقدر با یکدیگر تفاهم دارند، می توانند همراه هم باشند یا نه، دوست دارند زندگی مشترک شان را با چنین فردی تشکیل دهند یا نه و ...

جلسه خواستگاری با جلسه امتحان فرق دارد

درست است در همان جلسات ابتدایی باید بسیاری از مسائل روشن شده و نکات زیادی برای خانواده ها آشکار شود، اما این که از اولین دقیقه خواستگاری ـ بخصوص در اولین جلسه ـ تا پایان آن، وقت تان را به سوال و جواب بگذرانید، مسلما خیلی خوشایند نخواهد بود.

بنابراین خوب است وقتی هم برای تفریح در نظر بگیرید و از موضوعات دیگری حرف بزنید تا نگرانی ها هم کمتر شود. علاوه بر این، با چنین کاری می توانید خاطره خوبی از اولین جلسه آشنایی تان بسازید که سال های بعد از ازدواج هم با یادآوری آن لبخند بر لب تان می نشیند.

جنگ اول به از صلح آخر است

این مثل قدیمی را که باور دارید جنگ اول از صلح آخر بهتر است، حتما شنیده اید. پس اگر قرار است به خواستگاری بروید یا خواستگاری می خواهد به خانه شما بیاید، این موضوع را در نظر داشته باشید و همه نکات مورد نیاز را بدون ترس و نگرانی مطرح کنید. مطمئن باشید اگر قرار باشد خانواده طرف مقابل، نظرات شما را نپذیرد و آنها را تائید نکند همین ابتدای کار بهتر است، مشخص شود. بنابراین با ترس از​تائید​ نکردن یا نپذیرفتن اهداف و شرایط شما، آنها را از همسرتان یا خانواده اش مخفی نکنید. البته یادتان هم باشد که جنگ اول به معنای دعوا و مشاجره و جنگ واقعی نیست؛ بلکه می توانید شرایطی را که برای زندگی دارید به آرامی با آنها مطرح کنید و منتظر پاسخ شان بمانید. در صورتی که آنها با شما موافق نبودند هم نباید مشاجره کنید و بحث های طولانی و اغلب هم بی فایده داشته باشید. در چنین مواقعی فقط به یکدیگر فرصت دهید تا هرچه بهتر و بیشتر در این مورد فکر کرده و تصمیم بگیرید، اما اگر احساس می کنید نمی توانید از برخی خواسته ها و شرایط تان بگذرید، هیچ وقت آن را فراموش نکنید و به کمک احساسات تصمیم اشتباه نگیرید.

قبل از ازدواج با هم به گردشی طولانی مدت بروید

مسلما در جلسه ای یک یا دو ساعته بسیاری از مسائل و موضوعات ناگفته باقی می ماند و خانواده ها نمی توانند متوجه برخی از مشکلات شوند. به عنوان نمونه حتی ممکن است فردی دچار اختلالات شخصیتی باشد ولی در طول جلسه خواستگاری آن را از دیگران پنهان کند یا اصلا موردی پیش نیاید که خانواده طرف مقابل متوجه آن شوند. بنابراین یادتان باشد در این جلسه های کوتاه مدت خواستگاری، بسیاری از موارد مشخص نمی شود. مثلا هیچ وقت نمی توان پس از یک جلسه، درباره رفتار فرد هنگام عصبانیت یا بحران نظری داشت یا واکنش او را هنگامی که خسته و عصبانی است، پیش بینی کرد.

بنابراین بهترین کار این است که قبل از ازدواج، خانواده ها وقت بیشتری را با یکدیگر بگذرانند و برای مدتی طولانی باهم باشند. مثلا خوب است خانواده ها به یک گردش و تفریح طولانی بروند و طی آن بیش از 10 ساعت از روز را با هم سپری کنند. در این مواقع که افراد خسته می شوند بسیاری از نکات مربوط به روحیه و شخصیت شان را بهتر نشان خواهند داد.

مراقب رفتارتان باشید

دختر خانم و آقا پسر، در جلسه خواستگاری بیشتر از دیگران اضطراب خواهند داشت و با توجه به این که کوچک ترین رفتارشان هم زیر ذره بین خانواده طرف مقابل است، این نگرانی شان تشدید خواهد شد. با این همه اما آنها نباید رفتاری نامناسب از خودشان نشان دهند و نگرانی و اضطراب را بهانه این کار کنند. برای همین توصیه می شود نکاتی را در نظر داشته باشند و آنها را تا حد امکان رعایت کنند:

ـ قبل از حضور یافتن در مراسم، باید لباسی مناسب تهیه کرده و آن را با دقت و توجه بپوشید. مسلما اگر تا آخرین دقایق ندانید قرار است چه لباسی بپوشید، آشفته و نگران خواهید بود و حتی ممکن است دیر به خانه عروس برسید.

ـ سعی کنید طوری برنامه را تنظیم کنید که بموقع در مراسم حضور داشته باشید. تاخیر و بدقولی در این جلسات نتیجه خوبی نخواهد داشت.

ـ برای خرید گل معمولا می گویند بهتر است دسته یا سبد گل ، گل هایی به رنگ روشن و زنده داشته باشد. البته اغلب افراد هم بر تعداد شاخه های گل تاکید می کنند و آن را در زیبایی بیشتر دسته گل موثر می دانند.

ـ بهتر است دسته گل یا سبد گل را به پدر یا مادر عروس تقدیم کنید و منتظر حضور خود عروس نشوید.

ـ آقا پسر در طول خواستگاری باید رفتاری طبیعی داشته باشد تا خیلی عرق نکند و صورتش هم دائم سرخ نشود.

ـ هم دختر و هم پسر باید به بزرگ ترها اجازه صحبت کردن بدهند و حتی اگر با حرف آنها موافق نیستند، میان صحبت شان نپرند.

ـ آقا نباید به اسباب و لوازم خانه یا در و دیوارها خیره شود. حتی اگر این کار با هدف و نیت خاصی نباشد، باز هم کاری بی ادبانه به حساب می آید.

ـ شاید خنده دار به نظر برسد، اما تجربه نشان داده، پوست کندن میوه هایی مثل پرتقال های بزرگ و آبدار یا جویدن خیار در چنین مراسمی خیلی مناسب نیست و باعث بروز دردسر می شود.

ـ در صورتی که شرایط فراهم است، پذیرایی را از بزرگ ترها شروع کنید و با این کار احترام خود را نسبت به آنها نشان دهید.

ـ همچنین خوب است برای جلسه اول خواستگاری، همه دوستان و بستگان را با خودتان همراه نکنید و جمعیت زیادی را به خانه دختر خانم نبرید.

وقت ازدواج تان رسیده؟

یکی از مهم ترین پرسش هایی که برای جوانان و خانواده هایشان مطرح می شود، سن مناسب برای ازدواج است. خیلی وقت ها، والدین به جای فرزندان تصمیم می گیرند و می گویند حالا دیگر وقت ازدواج است. در حالی که شاید خیلی توجهی به آمادگی دختر و پسر نداشته باشند و فقط به دلیل این که سنشان به حد مشخصی رسیده، آنها را به ازدواج تشویق کنند.

متاسفانه گاهی چنین اتفاقی در خانواده ها می افتد و به آمادگی دختر یا پسر برای پذیرش نقش همسر توجهی نمی شود. در حالی که توصیه می شود شرایط اولیه ای را برای ازدواج در نظر بگیرید و پس از بررسی آنها برای این کار اقدام کنید.

یکی از این شرایط اصلی که حتما باید مورد توجه قرار گیرد، موضوع بلوغ است. البته یادمان باشد، علاوه بر بلوغ جسمی که معمولا شش ماه پس از یک رشد قد ناگهانی اتفاق می افتد، باید به بلوغ اجتماعی و عقلی فرد نیز توجه کنیم. بلوغ اجتماعی از زمانی شروع می شود که حضور در جامعه برای فرد مهم می شود و نگاهش نسبت به آن تغییر می کند. به این معنی که اگر قرار است در جمعی حاضر شود، سعی می کند با ظاهری آراسته و مرتب برود و این موضوع برایش اهمیت خاصی پیدا می کند. به این ترتیب، بلوغ اجتماعی شروع می شود و حضور در اجتماع و داشتن هویت اجتماعی برای فرد اهمیت می یابد. علاوه بر این، هنگامی که فرد به تفکری منطقی می رسد نیز می توان گفت به بلوغ عقلی رسیده است. همه ما انسان هایی را دیده ایم که رفتار و کردارشان طوری است که آنها را بزرگ تر از سن واقعی شان نشان می دهد و در مقابل کسانی هم هستند که باوجود سن زیادشان، رفتاری بچگانه دارند. بنابراین برای این که دختر یا پسر جوان بتوانند ارتباط متقابلی با همسرشان برقرار کنند، حتما باید به این شرایط توجه شود و آنها هم باید این مراحل را پشت سر گذاشته باشند.

زمانی که فردی به مرحله ای می رسد که احساس می کند برای ازدواج و تشکیل خانواده آماده است و می تواند یک رابطه دو طرفه را مدیریت کند، نوبت انتخاب می شود. البته نباید این نکته را فراموش کنیم که ارتباط برقرار کردن در اجتماع موضوعی مهم است، اما مدیریت این ارتباطات مهم تر از آن به حساب می آید. درواقع، شاید بتوان چنین گفت که افزایش آمار طلاق و جدایی همسران، اغلب به دلیل ناآشنایی با مهارت مدیریت رابطه شان است؛ رابطه عاشقانه ای که ابتدا نسبت به همسرشان داشته اند و پس از مدتی با مشکل مواجه شده و از بین رفته است.

البته نباید تصور کنیم این قدرت مدیریت صددرصد ذاتی است؛ بلکه بخش زیادی از آن هم قابل تعلیم و آموختن است. بنابراین افراد قبل از ازدواج باید با روحیات و روان شناسی جنس مخالف آشنا شوند تا هرچه بهتر یکدیگر را درک کرده و به تفاهم برسند.

این سه محور را ساده نگیرید

برای این که اختلافات زوج ها به حداقل برسد و در کنار یکدیگر زندگی شیرین و دوست داشتنی تری را تجربه کنند، خانواده ها قبل از ازدواج حتما باید سه موضوع اصلی را در نظر داشته باشند. به این معنی که در این موارد باید با یکدیگر تفاهم داشته و نظرات و شرایط شان هم تقریبا مشابه هم باشد.

شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سه محوری است که به هیچ عنوان نباید ساده از کنارش گذشت. درباره وضع اقتصادی خانواده ها نباید فراموش کرد ازدواج دختر پولدار با پسر فقیر یا برعکس آن، فقط در داستان ها و فیلم ها اتفاق می افتد و در واقعیت، چنین ازدواجی نمی تواند یک ازدواج موفق به حساب بیاید. بنابراین باید با خانواده ای وصلت کنید که تا حد امکان از نظر شرایط اقتصادی و مالی مشابه شما باشند.

شرایط اجتماعی دو خانواده هم تقریبا باید یکسان باشد. به عنوان نمونه دختری که از نظر تحصیلات مدرک فوق لیسانس دارد، آیا واقعا در زندگی مشترک می تواند با مردی که دیپلمه است، زندگی موفقی را تجربه کند؟ مسلما چنین نیست و این ازدواج هم نمی تواند موفق باشد. به همین دلیل توصیه می شود میزان تحصیلات دو نفر، متناسب با یکدیگر باشد. البته درباره آقایان قضیه کمی فرق می کند و اگر سطح تحصیلات همسرشان پایین تر باشد، معمولا آنها بهتر می پذیرند و با آن کنار می آیند. موضوع سوم هم هماهنگی و تشابه فرهنگی خانواده هاست که در این زمینه مسائل مذهبی و اعتقادی هم مطرح می شود.

هیچ کس تغییر نمی کند

خیلی ها زمانی که برای حضور در مراسم خواستگاری آماده می شوند، چندان به فکر مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیستند و می گویند پس از ازدواج می توانند نظرات همسرشان را مطابق میل و سلیقه خود تغییر دهند. در حالی که به هیچ عنوان چنین چیزی ممکن نیست. در حقیقت، برای فردی که به طور متوسط 25 سال با فرهنگ و عادتی خاص زندگی کرده است، باید همین مدت وقت بگذارید تا شاید بتوانید برخی از رفتارهایش را تغییر دهید. بنابراین از همان ابتدا باید فردی را انتخاب کنید که با معیارهای شما هماهنگ است و نیازی به تغییر ندارد.

از تجربه بزرگ ترها استفاده کنید

گاهی دختر و پسر جوان نمی خواهند حرف بزرگ ترها را بپذیرند و به همین دلیل ممکن است مرتکب خطا شوند. بنابراین توصیه می شود از نظرات بزرگ ترها که تجربه بیشتری دارند، کمک بگیرید و در انتخاب خود با آنها مشورت کنید.علاوه بر این، یادتان باشد هیچ انسانی بی عیب و نقص نیست و شما هم نمی توانید همسری پیدا کنید که هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. بنابراین باید معیارهایتان را یادداشت کنید و به هر یک از آنها امتیاز بدهید. پس از آن، با اولویت بندی و انتخاب اولویت های اول، بهتر و راحت تر تصمیم خواهید گرفت و پس از کسب شناخت کافی می توانید آماده ازدواج شوید.

نیلوفر اسعدی بیگی / جام جم

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2420روز قبل
سه شنبه 9/7/1392 - 19:34
esmaeil110 ( تعداد مطالب : 3 ) ( تعداد نظرات : 0 )

هرگاه خواستگاری آمد که دیندار و با اخلاق بود خواسته اش را بپذیر و از تنگدستی اش هراسی به دل راه مده، خداوند خود فرموده است اگر مردان مجرد ازدواج کنند و فقیر باشند خداوند از فضل خود بی نیازشانمی سازد

...

دختران شما همانند میوه درخت می باشند. هرگاه میوه درخت رسید چاره ای جز چیدن آن نیست و اگر چیده نشود تابش خورشید آن را تباه می سازد و وزش باد مزه آن را می برد.

...

از عرش سلام سرمدی آوردند

آیینه ی حُسن سرمدی آوردند

با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت

یک دسته گل محمدی آوردند 

...

مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند

کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند 

خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده 

همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند

...

هرگاه مردم گناهان تازه ای را که مرتکب آن نمی شده اند انجام دهند خداوند هم بلاهای جدیدی را که سابقه نداشته برای ایشان ایجاد میکند.

...
نماز واجب شد تا قرآن از مهجوریت بیرون بیاید.




زمان آخرین مطلب این کاربر: 2518روز قبل
سه شنبه 26/6/1392 - 12:28
m_hadi47 ( تعداد مطالب : 6910 ) ( تعداد نظرات : 98 )

یک ماشین عروس گل‌زده، یک فیلمبردار که از ماشینی دیگر آویزان شده، چند ماشین که حسابی مجلس (یا بهتر است بگویم خیابان!) گرم کرده‌اند و شادی می‌کنند و سرانجام یک عروس و داماد که هفت خوان رستم را پشت سرگذاشته‌اند و راهی خانه بخت می‌شوند...

همیشه با دیدن این صحنه انگیزه پیدا می‌کنم تا کم کم دست به کار شوم و برای خودم آستین بالا بزنم، اما همین که به همان هفت خوان می‌رسم، در تصمیمم تجدید نظر می‌کنم و می‌گویم: اصلا مگر آدم عاقل ازدواج می‌کند؟! مجرد که باشم هر وقت دلم بخواهد درس می‌خوانم، هر وقت هوای سفر به سرم بزند، چمدان می‌بندم و راهی شمال می‌شوم، با هرکس هم دلم بخواهد تلفنی حرف می‌زنم، حوله خیسم که زمین بیفتد دیگر کسی به جانم غر نمی‌زند و تازه یک مادر عزیزتر از جان دارم که همیشه هوایم را دارد. آقا بالاسر یا خانم بالاسر! هم نمی‌خواهم که مثلا متاهل باشم!

دیگر دیدن یک دختر خانم سی و هفت، هشت ساله یا یک آقا پسر چهل و چهار، پنج ساله که مجرد هستند، خیلی هم تعجب‌برانگیز نیست. دختران همپای پسران، درس می‌خوانند، فعالیت می‌کنند، درآمد دارند و قادرند زندگیشان را کم و بیش اداره کنند. اما تحصیل، شغل، درآمد، فعالیت‌ها و کارهای گوناگون هیچ کدام نمی‌توانند جای یک همراه خوب برای روزهای تلخ و شیرین زندگی را بگیرند. ازدواج با خودش تعهد و مسئولیت می‌آورد، تصمیم‌گیری‌های یکنفره را دونفره می‌کند، آزادی‌های دوران مجردی را محدود می‌کند، اما از سوی دیگر نیازهای جسمی و روحی را برآورده می‌کند، برایتان یک تکیه‌گاه عاطفی به همراه دارد، تنهایی‌تان را کمتر می‌کند و خلاصه یک جوان عاقل، به وقتش ازدواج می‌کند و خودش خوب می‌داند، چرا قید همه خوشی‌های دوران مجردی را می‌زند تا زندگی تک نفره‌اش بشود، زندگی مشترک.

فرصت‌هایی که از دست می‌رود...

نیازی نیست به آمار و ارقام تکیه کنیم تا بدانیم سن ازدواج بالا رفته است، به اطرافیانمان که دقت کنیم به وضوح می‌بینیم که دیگر، دختران و پسران به این سادگی‌ها زیربار تاهل نمی‌روند، غافل از این‌که امروز و فردا کردن برای ازدواج یا جوانان را بی‌خیال‌تر می‌کند یا توقعات آنها را بالاتر می‌برد. امروزه ازدواج‌های بالاتر از سی و پنج سالگی برای مردان و زنان، ازدواج دیرهنگام محسوب می‌شود و این در حالی است که با افزایش سن، شخصیت افراد به طور کامل شکل می‌گیرد و انعطاف‌پذیریشان به حداقل می‌رسد، دیگر نمی‌شود از او که نزدیک به چهل سالش است، توقع صبر، گذشت و محبت یک جوان تازه عروس یا تازه داماد را داشت. بد نیست در ادامه اشتباهات رایجی را که باعث دیر شدن این سنت حسنه می‌شود، بخوانید:

کار، کار، و باز هم کار: بسیاری از دختران و پسران آنقدر غرق در کار می‌شوند و به دنبال موفقیت می‌دوند که اصلا فراموش می‌کنند، قرار است زندگی کنند. برخی از پسران، با این بهانه که باید وضع اقتصادی مناسبی داشته باشند تا بتوانند برای خواستگاری پیش قدم شوند، ازدواج را به تاخیر می‌اندازند، اما تعبیر آنها از وضع اقتصادی مناسب، یعنی داشتن خانه، ماشین، حساب بانکی سنگین و... ! خوب این طبیعی است که تمام این امکانات در سنین بالا فراهم شود.

تعمیم تجارب ناخوشایند به همه افراد: «همه دخترها دنبال پول پسرها هستند!» و «همه پسرها در نهایت خیانت می‌کنند!» کافی است یک تجربه تلخ را به همه دختران و پسران نسبت دهید و با نگاهی بدبینانه آنها را قضاوت کنید تا قید ازدواج را نه تنها برای چند سال که حتی برای همه عمر بزنید. اگر تجربه‌ای تلخ دارید، سعی کنید آن را از باقی انسان‌ها جدا کنید، چرا که این همه بدبینی سبب سختگیری و وسواس می‌شود. اگر موفق به حل کردن این مساله نمی‌شوید به مشاور یا روان‌شناس مراجعه کنید. شاید در ارتباط قبلی‌تان شما هم کوتاهی داشته‌اید و با شناخت بهتر خودتان، انتخاب بهتر و مطمئن‌تری هم داشته باشید.

ملاک‌های فضایی و رویایی در سر می‌پرورانید: اگر منتظرید دختر شاه پریان را بیابید یا این‌که در انتظار شاهزاده‌ای با اسب سفید (یا بهتر است بگویم با ماکسیمای سفید!) هستید لطفا در ملاک‌هایتان تجدید نظر کنید. شما باید با توجه به شرایط خودتان و کسانی که با آنها در ارتباط هستید، انتخاب کنید و مراقب باشید که در دام تک ملاکی شدن نیفتید. یعنی نگویید «من فقط به کسی جواب مثبت می‌دهم که قدش 1‌/‌183 باشد!».

دیگر از من گذشته است: دختران و پسران زیادی را می‌شناسم که با گفتن همین جمله خیال خودشان را راحت کرده‌اند و قید ازدواج را زده‌اند. آنها دیگر نه به خواستگاری می‌روند و نه اجازه می‌دهند هیچ خواستگاری زنگ خانه را به صدا درآورد. غافل از این‌که، انتخاب یک همراه برای زندگی، هر چند دیرهنگام، خیلی بهتر از هرگز انتخاب نکردن است.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2031روز قبل
شنبه 23/6/1392 - 23:12
m_hadi47 ( تعداد مطالب : 6910 ) ( تعداد نظرات : 98 )

چند ماهی می‌شود نامزد کرده‌اند. یکی درگیر خرید جهیزیه و دیگری در حال تدارک مراسم عروسی است؛ می‌خواهند دست به دست بدهند و خشت خشت این خانه را عاشقانه بنا کنند، خودشان می‌گویند وقتی خشت‌های این چاردیواری صاف و درست چیده شود، دیوار زندگیشان تا ثریا صاف بالا می‌رود؛ آن وقت حرف و حدیث‌ها، فراز و نشیب‌ها و چشم و همچشمی‌ها نمی‌تواند بر زندگیشان چنگ بیندازد. عباس که حسابی درگیر تدارک یک مراسم آبرومندانه است می‌گوید: «اولش فکر می‌کردم گرفتن «بله» از عروس خانم، یعنی رد شدن از هفت‌خوان رستم. دوران نامزدیمان که شروع شد، فهمیدم گرفتن «بله» خوان اول بوده، شش خوان دیگر را باید در دوران نامزدی طی کنم!»

زهرا هم که با شنیدن این جمله‌ها لبخند به لب دارد، می‌گوید: «حال و هوای نامزدیمان گاهی صاف و آفتابی است، گاهی هم ابری و بارانی، اما خودمان حسابی مراقبیم که این حال و هواها ما را به یک آگاهی و شناخت روشن از یکدیگر برساند.»

اگر از دوستانی که تازه ازدواج کرده‌اند بپرسید دوران نامزدیشان چگونه بوده است، احتمالا پاسخ می‌شنوید که علاوه بر روزهای خوب اول آشنایی، تنش و استرس زیادی را هم در این دوران پشت‌سر گذاشته‌اند. اضطراب رفت و آمد در خانواده‌ای جدید، انجام خریدهای مراسم عروسی، تهیه جهیزیه، خرید یا اجاره خانه و به جا آوردن رسم و رسومات صبر و حوصله زیادی می‌طلبد. تحمل این فشار فقط در صورتی آسان می‌شود که دختر و پسر با هم رابطه‌ای صمیمانه و در عین حال مسئولانه داشته باشند؛ رابطه‌ای که به شناخت تفاوت‌ها و تفاهم‌هایشان منجر می‌شود.

نخواهید که یکدیگر را تغییر دهید

مژگان ـ ک که نزدیک ده سال از زندگی مشترکش می‌گذرد و یک بچه هم دارد، می‌گوید: «وقتی نامزد بودیم، هر وقت در همسرم چیزی می‌دیدم که به مذاقم خوش نبود، با خودم فکر می‌کردم وقتی برویم زیر یک سقف تغییر می‌کند، اما او حتی برای ترک عاداتی مثل سیگار کشیدن و بی‌نظمی‌اش تلاشی نکرد.»

بسیاری از کسانی که سال‌ها از زندگی مشترکشان می‌گذرد می‌گویند همسرشان تغییر چندانی نکرده است خلاصه این که جمله معروف «کم‌کم تغییرش می‌دهم» در این دوران به کار نمی‌آید. فراموش نکنید نامزد شما یک فرد بالغ است که ویژگی‌ها و خصوصیاتش شکل گرفته است. شاید روزی خودش تصمیم به تغییر بگیرد، اما شما نمی‌توانید تغییری را به او تحمیل کنید. شما او را با همین خصوصیاتی که دارد، دیدید و پسندیدید و انتخاب کردید. پس او را با هیچ کس مقایسه نکنید یا نقاط ضعفش را مقابل دیگران ذکر نکنید تا او تحت فشار قرار بگیرد و بخواهد به زور تغییر کند. به خاطر داشته باشید برای دوام و شیرینی زندگی مشترکتان اندکی تغییر لازم است، اما فقط اندکی! آن هم به انتخاب خود نه به اجبار دیگری.

هیچ وقت نگویید «من به خاطرتو...»

هرگز ایثارها و فداکاری‌هایتان را به رخ هم نکشید. یادتان باشد وقتی تصمیم گرفتید به خاطر همسر آینده و زندگی مشترکتان، کاری انجام دهید بخشی از آن تصمیم به خاطر عشق و علاقه‌ای بوده که در قلبتان نسبت به او داشته‌اید. پس در واقع شما با این کار قدری هم خودتان را آرام کرده‌اید. پس این تزریق احساس گناه به همسرتان نه‌تنها او را مسئولیت‌پذیر یا متعهد نمی‌کند، بلکه سبب ایجاد حس تحقیر در وی می‌شود.

زمان دوران نامزدی را طولانی نکنید

این که حداکثر دوران نامزدی چقدر باشد، به شرایط و موقعیت‌های دو خانواده بستگی دارد. با این حال برخی روان‌شناسان معتقدند طول این دوره نباید بیشتر از شش ماه شود، چراکه در ایام نامزدی و عقد، دختر و پسر از سویی احساس متاهل شدن و استقلال می‌کنند و از سوی دیگر همچنان همراه خانواده خود و تا حدودی تحت تصمیم‌گیری‌های آنها هستند. از این رو طولانی شدن این مدت و بلاتکلیفی حاصل از آن می‌تواند سبب اختلافاتی میان دختر و پسر یا خانواده‌ها شود.

دوری، دوستی نمی‌آورد

هادی و فاطمه همین که نامزد کردند هر کدام راهی شهری شدند تا درس و دانشگاهشان را به سرانجام برسانند و بعد جشن عروسی را به پا کنند. هادی دانشجوی کارشناسی ارشد در تهران است و فاطمه در اصفهان دوره کارشناسی‌اش را می‌گذراند. آنها که با هم یک نسبت فامیلی دور هم دارند می‌گویند: «ما به هم علاقه داشتیم، اما می‌خواستیم درسمان را هم ادامه دهیم. از سوی دیگر خانواده‌ها هم اصرار داشتند زودتر تکلیفمان روشن شود. در نهایت تصمیم گرفتیم نامزد شویم، اما تا پایان تحصیلاتمان صبر کنیم».

دوران نامزدی، دورانی است که باید با هم ارتباط زیادی داشته باشید، نقاط ضعف و قوت همدیگر را بهتر بشناسید و درباره جزئیات زندگی مشترکتان با هم صحبت کنید. معمولا توافق‌های اینچنینی سبب طولانی شدن دوران نامزدی می‌شود، اما این کشش زمانی به شناخت دو طرف کمکی نمی‌کند، چراکه دختر و پسر از هم دور هستند و به دلیل طولانی شدن دوران نامزدی به محض رسیدن به یک شرایط نرمال باید خیلی زود بساط عروسی را به پا کنند. در نتیجه یک دوران نامزدی طولانی و بدون کیفیت را پشت‌سر می‌گذارند.

از خواستگاران قبلی حرف نزنید

وقتی این همه حرف‌های خوب برای گفتن هست، چرا موضوعی را برای صحبت انتخاب می‌کنید که سبب حساس شدن نامزدتان می‌شود؟ هیچ مردی دوست ندارد، خواستگاران قبلی همسرش را بشناسد و هیچ دختری هم علاقه ندارد بداند چه کسانی قبل از او برای نامزدش کاندیدا شده بودند! افشا کردن نام آنها و از آن بدتر، تعریف کردن از آنها سبب مقایسه و اذیت شدن نامزدتان
می‌شود.

با نامزدتان رو راست باشید

اگر خواسته‌ای دارید یا موضوعی شما را رنجیده خاطر کرده است، ساده و شفاف آن را با او در میان بگذارید. نق‌زدن و طعنه‌زدن و غرغر کردن، هیچ وقت جای بحث و گفت‌وگوی سالم و سازنده را نمی‌گیرد. پس در مورد تفاوت‌های شخصیتی‌تان، انتظارات عاطفی، احساسی و جنسی که از هم دارید گفت‌وگو کنید. باور کنید بسیاری از مشکلات با حرف زدن حل می‌شود.

نگذارید کار به جاهای باریک برسد

اگر مشکلی در ارتباطتان وجود دارد که به تنهایی قادر به حل کردنش نیستید، خیلی زود به مشاور مراجعه کنید. دخالت خانواده‌ها در این موارد معمولا نتیجه مثبتی ندارد، در حالی که مشورت گرفتن از یک شخص بی‌طرف و متخصص سبب می‌شود مشکلات ارتباطی‌تان را به درستی مدیریت کنید.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2031روز قبل
شنبه 23/6/1392 - 23:12
  • تعداد رکورد ها : 9161