mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )
برای آنکه ازدواج‌تان عسل باشد...

باور کنید رسیدن به این خواسته‌ها نیازمند خواندن یک ورد جادویی نیست، بلکه کافی است در روزهای نامزدی کمی دقیق‌تر به اطراف‌تان نگاه کنید و با دقت بیشتری رفتار نامزدی که کنارتان قدم برمی دارد را زیر نظر بگیرید.

مجله سیب سبز: دوست دارید خوش مشرب و زود جوش باشد و در مهمانی‌ها همه توجه‌ها را به خود جلب کند؟ آرزوی زندگی با شریکی خوش قول را دارید که همیشه به وعده‌هایش عمل کند یا اینکه دوست دارید شما را غرق محبت کند و این عشق را همه جا فریاد بزند؟ باور کنید رسیدن به این خواسته‌ها نیازمند خواندن یک ورد جادویی نیست، بلکه کافی است در روزهای نامزدی کمی دقیق‌تر به اطراف‌تان نگاه کنید و با دقت بیشتری رفتار نامزدی که کنارتان قدم برمی دارد را زیر نظر بگیرید.

پشت فرمان امتحانش کنید

بهترین راه برای شناختن همسر آینده‌تان، زیر نظر گرفتن ساده‌ترین رفتارهای او در دوره نامزدی است. اگر می‌خواهید مطمئن شوید که همسرتان در خانه مشترک‌تان صدایش را روی شما بلند نمی‌کند، چاره‌ای جز بررسی رفتارهایش در دوره نامزدی ندارید. مشاهده شیوه رانندگی او تا اندازه‌ای می‌تواند شما را در پی بردن به شخصیت واقعی او یاری دهد. نامزدتان چراغ قرمز را رد می‌کند؟ وقتی کسی با بی احتیاطی جلویش ترمز کرد چطور با او برخورد می‌کند؟ آیا هنگام رانندگی فحش می‌دهد یا در اتوبان لایی می‌کشد؟ اگر پاسخ شما به اغلب این سوال‌ها مثبت است، قطعا نمی‌توانید انتظار داشته باشید که شریک آینده زندگی‌تان در زندگی مشترک‌مردی مبادی آداب باشد و حرمت‌ها را به سادگی نشکند.

شما نمی‌توانید تنها با یک رفتار در مورد نامزدتان حکمی کلی صادر کنید و او را به دسته خوب‌ها یا بدها برانید. اگر نمی‌خواهید بی‌گدار به آب بزنید، از کنار رفتارهای به ظاهر بی اهمیت روزمره او آسان نگذرید. مرد آینده شما همان کسی است که در خیابان، پشت میز شام یا لحظه تلویزیون تماشا کردن، می‌بینید.



وقت شناس باشید


وقتی نامزدتان حال خوشی ندارد یا هوشیار نیست، او را بر سر دو راهی تصمیم‌گیری قرار ندهید یا سؤالات حساس و کلیدی را از او نپرسید. مردی که خواب آلوده است یا خسته از اداره برگشته ، ممکن است به سؤال‌های شما عجولانه پاسخ دهد و مراقب کلماتی که انتخاب می‌کند، نباشد. در چنین شرایطی عجیب نیست اگر یک پاسخ ساده او، سوء تفاهم بزرگی را ایجاد کند و دعوایی میان شما راه بیندازد. اگر مشغول گرفتن تصمیم‌های اساسی برای آینده مشترک‌تان هستید، در شرایطی که هر دو آرامش و هوشیاری لازم را دارید سراغ این بحث‌ها بروید.

اگر به‌خاطر موضوعی از او رنجیده‌اید یا در مورد یکی از رفتارهایش شک کرده‌اید، پشت ترافیک در مورد این موضوع حساس نظرش را نپرسید. مردها وقتی حواس‌شان جای دیگری است یا نگران یک موضوع مهم هستند، نمی‌توانند پاسخی سنجیده و واقعی به حرف‌های شما بدهند.

همان کسی را پیدا کنید که آرزو دارید

پیش از آنکه بله را بگویید، چشم‌های‌تان را باز کنید و از گوش‌های‌تان کمک بگیرید. شریک آینده زندگی شما همان مردی است که در روزهای نامزدی مقابل‌تان می‌نشیند. اگر او در دوران عقد جمله‌های عاشقانه را از شما دریغ می‌کند، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که بعد از ازدواج به همسری عاشق پیشه تبدیل شود. یادتان نرود که همه مردها مثل هم نیستند و به یک شیوه رفتار نمی‌کنند. بعضی‌ها بیشتر اهل ابراز احساس هستند و بعضی‌ها سخت‌تر احساسات‌شان را نشان می‌دهند. پس اگر این موضوع برای‌تان اهمیت دارد، قبل از ازدواج به این اولویت توجه کنید تا بعدا از انتخاب‌تان پشیمان نشوید.

نمی گوییم مردی که احساساتش را به زبان نمی‌آورد، به شما علاقه‌ای ندارد اما نباید فراموش کنید که آدم‌ها سبک‌های متفاوتی را برای نشان دادن احساسات‌شان انتخاب می‌کنند و اگر شما مردی درون‌گرا و مغرور که می‌ترسد کسی از ذهن و احساساتش سر در بیاورد را انتخاب کرده‌اید، دیگر نمی‌توانید انتظار داشته باشید در حضور دیگران شما را در کلمات محبت آمیز غرق کند.

بازی قهر را شروع نکنید

اگر به برخی از رفتارهای نامزدتان انتقاد دارید، با قهر و بی محلی توجه او را به خود جلب نکنید. باور کنید بهترین راه برای کم کردن فاصله میان خود و همسرتان یا برطرف کردن سوء تفاهم‌ها، گفت‌وگوی رو در رو و مستقیم است، دلیل ناراحتی‌تان را با او در میان بگذارید و پاسخ‌های او را هم بشنوید. نگذارید یک سوء تفاهم ساده و اشتباه در برداشت‌ها زمینه ساز اختلافی جدی میان شما شود. در دنیای زناشویی مشکلات بزرگ از انباشته شدن همین دلخوری‌ها یا سوء‌تفاهم‌های کوچک ایجاد می‌شوند، پس هیچ اختلافی را بی اهمیت و کوچک تلقی نکنید.

اگر خواسته منطقی‌تان را بارها و بارها با نامزدتان در میان گذاشته‌اید اما او با وجود قول‌هایی که به شما داده باز هم با رفتارهایش شما را ناراحت کرده، می‌توانید به جای قهر کمی از او فاصله بگیرید. مثلا به همسرتان بگویید «به‌خاطر این رفتار و به این دلیل مشخص من چند روز کمتر به تو پیامک می‌زنم!» اما هیچ وقت در میان مکالمه گوشی را قطع نکنید و مثل یک بچه لجباز به این رابطه صدمه نزنید.

در جمع محکش بزنید

مهمانی‌های دوران نامزدی، یکی از بهترین راه‌ها برای سنجیدن رفتار شریک آینده زندگی‌تان است. مرد زندگی شما در این مهمانی‌ها تا چه اندازه به شما و نیازهای‌تان توجه می‌کند؟ تا چه حد رفتارهایش متناسب با شأن و شرایط شماست؟ با چه کسانی گرم می‌گیرد و با چه کسانی بیش از اندازه صمیمی می‌شود؟ چقدر آداب معاشرت را به جا می‌آورد و چقدر در کنارش به شما خوش می‌گذرد؟ یادتان نرود که رفتار او در این جمع‌ها، بیان کننده سبکی است که در ارتباطات اجتماعی‌اش از آن پیروی می‌کند.

اگر نامزدتان در این جمع‌ها با رفتارش شما را رنجاند، یکی دو روز بعد و زمانی که هر دوی شما در آرامش قرار داشتید با او در این مورد صحبت کنید. شاید او از نگاهی که شما به این رفتار داشته بی‌خبر باشد و شاید هم تنها یک سوء تفاهم دلیل رنجیدن شما بوده است. باور کنید هیچ چیز مثل حرف زدن در مورد مشکلات به حل کردن آنها کمک نمی‌کند.



خیال بافی نکنید

تصور نکنید مرد زندگی‌تان را در ماه‌های نامزدی و سال‌های بعد ازدواج می‌توانید زیر و رو کنید. درست است که او در گذر این روزها تغییر می‌کند و ممکن است هر دوی شما هر روز بیشتر شبیه یکدیگر شوید اما انگیزه پنهانی‌ای که شما را به سمت انتخاب آن مرد هل داده است، در رضایت‌تان از زندگی با او بی‌تاثیر نخواهد بود. یک بار دیگر دلایلی که به انتخاب او منجر شده است را مرور کنید. در انتخاب همسر دنبال چه کسی می‌گشتید؟ یک پدر دلسوز و حمایتگر یا یک پرستار برای گذراندن روزهای بدحالی‌تان؟ آیا در جست وجوی کودکی بوده‌اید که برایش مادری کنید و بر رفتارهایش تسلط داشته باشید یا اینکه تنها به دنبال یک شریک و همراه برای زندگی‌تان می‌گشته‌اید؟

اگر نامزدتان رابطه خوبی با خانواده‌اش ندارد یا مدام از رفتارهای مادرش بد می‌گوید مراقب باشید! شاید او در این رابطه می‌خواهد بار دیگر نقش یک پسر بچه را بازی کند و برای پر کردن خلأهایش از شما مادری دلسوز بسازد. درست است که اغلب زن‌ها از اینکه مثل یک مادر رفتار کنند لذت می‌برند و خیلی از مردها هم دوست دارند نقش کودک را بازی کنند اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که چنین رابطه‌ای حتی اگر در آغاز لذت بخش باشد، عاقبت خوبی ندارد.
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
شنبه 23/1/1393 - 14:12
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )

دوران نامزدی,مدیریت دوران نامزدی

آموزش مدیریت دوران نامزدی را یاد بگیریم


اختلاف نظر در دوران آشنایی و  نامزدی خیلی طبیعی است. شما دو آدم از دو جایگاه مختلف هستید که باید آنقدر با هم صحبت کنید و به تفاهم برسید تا بتوانید تو تکه جور پازل شوید. اما چطور باید یک گفتگوی صحیح در نامزدی داشت؟ چطور می  توان جنگ و دعواهای گفتگوی دوران نامزدی را درست مدیریت کرد؟

اگر از راه و رسم گفتگوهای دوران نامزدی بی‌خبر باشید،  هر چه می‌گویید نامزدتان از یک گوش می‌شنود و از گوش دیگر بیرون می‌کند. این مطلب را بخوانید و با کمک این راه‌ها، آموزش مدیریت دوران نامزدی را یاد بگیرید و به گفتگویی درست و موثر برسید تا دوران نامزدی موفقی داشته باشید.

در گفتگوی دوران نامزدی یکی باشید
وقتی درباره زندگی مشترک صحبت می کنید سعی کنید واقعا به آن نگاه مشترک داشته باشید. شما قرار نیست بعد از ازدواج همچنان حافظ منافع خانواده پدری تان باشید. با حفظ احترام به بزرگترها خط مشی زندگی دو نفره تان را تعیین کنید. و البته همان طور که از همسرتان توقع دارید بیش از آرزوها و خرده فرمایشات خانواده اش به خواسته های شما توجه کند، خودتان هم به منافع زندگی جدیدی که می سازید توجه کنید. به این ترتیب می توانید با همسرتان در یک جبهه قرار گیرید و خیلی از دلخوری ها و جنگ و دعواها را از میان بردارید.

مذاکره کنید
فکر کنید شما معتقدید عروسی باید در شهر پدری شما گرفته شود و همسرتان شهر محل سکونت تان در آینده را به عنوان محل مناسب عروسی پیشنهاد می کند. اگر شما روی حرف خود پافشاری کنید و بگویید «همین که من می گم، وگرنه عروسی بی عروسی» در واقع توقعات، شرایط یا توانایی های همسرتان را نادیده گرفته و آتش یک جنگ را روشن کرده اید. نادیده گرفتن احساسات طرف مقابل و شرایطی که در آن قرار دارد می‌تواند تیر خلاص را به گفتگوی دوران نامزدیتان بزند. این احساس ناخوشایند باعث خواهد شد که به جای ادامه دادن گفت‌وگو سپر دفاعی را در دست بگیرد و به جای آنکه پذیرای حرف‌های شما شود، خودش را به نشنیدن بزند. در چنین شرایطی، حتی اگر به شما اجازه دهد که برنده بحث شوید، بردتان واقعی نخواهد بود. همسر شما باید احساس کند نتیجه گفتگویهای دوران نامزدی به نفع هر دوی شما و منطبق با شرایط هر دو شما است.

پس: نگویید این اتفاق باید بیفتد چون می‌خواهم، چون من می‌گویم. برای رسیدن به هدف‌تان گرو کشی نکنید و نگویید اگر تو حرفم را نپذیری من هم تلافی می‌کنم. صدای‌تان را پایین بیاورید. فضایی که میان شما ایجاد می‌شود، فضای مذاکره است نه جنگ.

آشنایی و نامزدی,دوران نامزدی

گفتگوهای دوران نامزدی بر پایه احترام متقابل می چرخد

کسی قصد ضربه فنی شما را ندارد
در گفتگوی دوران نامزدی حتی اگر شریک زندگی‌تان با شما مخالفت می‌کند یا احساسات‌تان را در بحث نادیده می‌گیرد، به خود بگویید که او قصد رنجاندنم را ندارد. به این فکر کنید که او با برنامه‌ریزی قبلی برای رنجاندن شما قدم برنداشته و آگاهانه نمی‌خواهد به شما و احساسات‌تان لطمه بزند. آدم ها پشت اشتباهات‌شان آرزوی ضربه زدن به دیگران را ندارند، پس کمی‌صبور باشید و با محبت و دلسوزی بیشتری حرف‌هایش را بشنوید.

وقتی به استدلال‌هایی که می‌آورد گوش دهید، بهتر می‌توانید اشتباهاتی که در ذهنش می‌گذرد را پیدا کنید و با آوردن دلایل درست و منطقی ذهنیاتش را تغییر دهید. این جریان به شما فرصت به اشتراک گذاشتن نظرات‌تان را می‌دهد و باعث می‌شود جریان گفت‌وگو را در دست بگیرید.

در گفتگوی دوران نامزدی به محض مخالفت‌تان با یک موضوع، بحث را شروع نکنید. کمی‌به دلایل‌تان فکر کنید و با جملاتی پخته به بحث وارد شوید. اشتباهات قبلی‌اش را به رخش نکشید و نگذارید پای گذشته به این مکالمه باز شود. وقتی حرف می‌زند سکوت کنید و نشان دهید که به تک تک جملاتش فکر می‌کنید.

در حرفهای دوران نامزدی برد و باخت در میان نیست
یک گفت و گوی موفق در دوران نامزدی، بر پایه احترام متقابل می‌چرخد. اگر شما خودتان را دانای کل بدانید و این تصور را ایجاد کنید که قصد قبولاندن نظرتان به او را دارید، هیچ وقت شنیده نمی‌شوید. حتی اگر با نگاهی که نامزدتان به موضوع دارد مخالفید، باز هم به او و نظرش احترام بگذارید. شما این شانس را دارید که به او برای درک بهتر موضوع کمک کنید اما تنها زمانی می‌توانید از این فرصت استفاده کنید که شمشیر را از رو نبسته باشید.

نگذارید لجبازی به این گفت و گو وارد شود و به جای برد به دنبال حل مسئله باشید. آتش عروس و مادر شوهر، داماد و پدر شوهر، باجناق و خواهر شوهر و... را به پا نکنید و پای کسانی را که می‌دانید همسرتان روی آنها حساس است به این بحث باز نکنید تا حالت دفاعی به خود نگیرد. هنگام بیان کردن ایده‌های‌تان، گاهی بگویید «درست می‌گویی! حالا نظرت راجع به این راه چیست؟»

در گفتگوی دوران نامزدی به محض ورود تنش به گفت و گو، بگویید «من به حرف‌هایت فکر می‌کنم و بعدا دوباره در این مورد صحبت می‌کنیم.»
منبع: سیب سبز

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
شنبه 23/1/1393 - 9:38
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )

304 هرآنچه درمورد شیره انگور باید بدانیدخوراکی که بیشتر قدیمی ها از آن استفاده می کردند و شاید امروزه مانند سابق طرفدار نداشته باشد ، شیره ی انگور است. خوردن این شیره برای برخی از افراد مفید و در عین حال برای بسیاری نیز مضر است ، چرا که این خوراکی حاوی کالری بالایی است.

اگر این روزها به همراه خانواده برای گردش و تفریح به یکی از مناطق بکر و خوش آب و هوای اطراف شهر بروید و برای خوردن عصرانه هوس کره، خامه یا سرشیر محلی به سرتان بزند، چه می کنید.

حتما دنبال یکی از اهالی روستا می گردید تا بتوانید این عصرانه لذیذ را از او خریداری کنید، اما شاید به دلیل آن که زمان جمع آوری و شیره گیری انگور است به همراه سرشیر یک ظرف پر از شیره انگور به شما پیشنهاد شود؛ شیره ای لذیذ با طعمی به یاد ماندنی.

اما شیره محلی چگونه تهیه می شود؟ ارزش تغذیه ای آن چه میزان است؟ آیا شیره ای که به روش سنتی تهیه می شود بهداشتی است؟

شیره انگور، محصولی اصیل و محلی

شیره انگور فرآورده ای با ارزش غذایی بالاست. این شهد دلپذیر تا حدودی جایگاه خود را در سفره شهرنشینان از دست داده و بیشتر به روش سنتی و از سوی زنان روستایی تهیه می شود.

شیره انگور به دلیل مزه شیرین، مطبوع و ملایم، در نان های محلی، شیربرنج، فرنی و حلوا به کار می رود.

اغلب صاحبان باغ های انگور برای استفاده از فرآورده های انگور در فصول دیگر و افزایش ماندگاری آن به روش سنتی آب انگور را گرفته و سپس با خاک سفید که احتمالا حاوی آهک و املاح معدنی دیگر است مخلوط می کنند.

در اثر افزودن خاک سفید، آب انگور تصفیه می شود. پس از این مرحله آب انگور را با فشردن در پارچه های مخصوصی از خاک سفید جدا کرده و می جوشانند. در اثر جوشاندن آب مازاد انگور تبخیر و بر میزان قند آن در واحد حجم افزوده می شود.

طی حرارت دهی مخمرها و کپک های موجود در محصول نابود و در نهایت شیره ای نسبتا غلیظ با رنگی قهوه ای به دست می آید البته خوب است بدانید میزان غلظت و رنگ شیره بسته به نوع انگور و فرآیند پخت در شهرهای مختلف، متفاوت است.

شیره انگور، رژیمی نیست

شیره انگور از نظر میزان مواد مغذی تا حدودی با انگور تازه برابری می کند. البته در زمان تغلیظ مقداری از ویتامین های حساس به حرارت شیره تخریب می شود. این شهد لذیذ حاوی ویتامین های A،B،C و املاحی چون آهن، منیزیم، فسفر و مقداری کلسیم است.

در مقایسه با انگور کالری فوق العاده بالایی دارد و مصرف مقدار اندک آن انرژی از دست رفته را جبران می کند. این شیره برخلاف گفته برخی تولیدکنندگان، رژیمی نیست و برای افراد چاق و دیابتی منع مصرف دارد.

کودکان و نوجوانان در حال رشد، افرادی که در اثر بیماری طولانی یا عمل جراحی ضعیف شده اند یا کسانی که بسیار لاغرند و ضعف عمومی دارند می توانند از این شهد استفاده کنند.

خطر فرآورده های غیربهداشتی

شیره هایی که به صورت سنتی در شرایط غیربهداشتی تهیه و به صورت فله ای (کیلویی) در ظروف نامناسب عرضه می شود برای سلامتی مضر است بنابراین تا حد امکان شیره را در بسته بندی های بهداشتی و با توجه به تاریخ و مجوز بهداشتی خریداری کنید.

از مصرف فرآورده های لبنی محلی همچون خامه، سرشیر و ماست هم اجتناب کنید. این فرآورده ها گرچه در مقایسه با محصولات صنعتی بسیار خوشمزه تر است، اما به دلیل نداشتن پاستوریزاسیون اصولی شیر، احتمال ابتلا به تب مالت را افزایش می دهد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
پنج شنبه 21/1/1393 - 9:45
salmanmix ( تعداد مطالب : 45 ) ( تعداد نظرات : 3 )
تا به حال شنیده اید که زبانی که زنان حرف می زنند متفاوت از زبانی است که آقایان استفاده می کنند. مثلا وقتی یک خانم می گوید « حرفش را نزن، اصلا برایم مهم نیست »، در واقع می خواهد به طرف مقابل بفهماند که نه تنها موضوع برایش مهم است بلکه باعث ناراحتی اش هم شده است. اما کمتر مردی است که این موضوع را بداند و تعبیر درستی از آن داشته باشد، حالا این موضوع ساده را به تمام وجوه زندگی تعمیم دهید تا درک کنید زنان چه رازهای بزرگی هستند.
مردانی که نتوانند راز شخصیت زنان را کشف کنند خواه ناخواه دچار اشتباه های بزرگی در قبال آنها می شوند تا جایی که ممکن است زندگی و رابطه شان تحت الشعاع قرار بگیرد.

در این مطلب شما را با ۹مورد از این اشتبا هات رایج مردها آشنا می کنیم تا شاید کمی به مردها کمک شود که رفتار همسرشان را رمزگشایی کنند.
تفاوت هایی از دوران غارنشینی
بیشتر زوج ها اگر بخواهند رابطه ای موفق داشته باشند به حرف زدن اهمیت زیادی می دهند، اما با این همه حرف زدن باز هم مردها می گویند که فکر می کنند زنان یک راز بزرگ هستند و نمی توان از کار آنها سر درآورد و همین عدم شناخت باعث می شود که اختلاف عقیده ای کوچک مثل جارو کردن خانه یا چیدن ظرف ها در ماشین ظرفشویی منجر به دعوایی اساسی شود و به جاهایی برسد که طرفین شروع کنند از همه چیز و حتی خانواده های هم ایراد گرفتن.
در این مواقع نمی توان گفت هر دو طرف بی تقصیرند ولی شاید تقصیر چندانی نداشته باشند و همه اینها ناشی از تفاوت دیدگاه هایشان باشد.

باید بدانید خانم ها و آقایان بیشتر از آنکه فکرش را بکنید با هم متفاوت هستند. دکتر آلیسون آرمستانگ، روانشناس کالیفرنیایی می گوید: این تفاوت ها از همان دوران غارنشینی تا زندگی های مدرن امروزی در زندگی زنان و مردان وجود داشته است.
اشتباه یک : چرا مردها حرف خانم های شان را گوش نمی کنند؟
به نظرتان آشنا نمی آید؟ بیشترین شکایت خانم ها این است که مردشان به حرف آنها گوش نمی دهد.
متاسفانه مردها قدرت یک گفت وگوی ساده و عاشقانه را دست کم می گیرند.خانم ها طی گفت وگو دوپامین یا همان هورمون لذت در بدن شان بالا می رود و در نتیجه طی این گفت وگو ارتباط قوی تر می شود اما برای بیشتر مردها گفت وگو اینقدر اهمیت ندارد.مردها متوجه نمی شوند که خانم ها حرف می زنند تنها برای اینکه احساس کنند به طرف مقابل وصل هستند، آنها فکر می کنند که همسرشان حرف می زند که خواسته اش را مطرح کند.از طرف دیگر مردها به طور غریزی می خواهند مشکلات همسرشان را حل کنند، حتی اگر خانم از او کمک نخواهد.
راه حل : یک عبارت هست که می تواند برای خانم ها معجزه کند: « برای من از خودت بیشتر بگو» و اگر شما می خواهید واقعا او را خوشحال کنید، بگویید: « من به حرف هایت علاقه مندم »
اشتباه دوم : مردها پیشنهاد کمک نمی دهند
خانم های شاغل بیشتر اوقات روزشان را در دفتر کار سپری می کنند و بعد هم باید مشغول غذا پختن و رسیدگی به خانه شوند، آیا به نظر شما این توقع زیادی است که زنی انتظار داشته باشد بدون اینکه از همسرش بخواهد ظرف ها را بشوید؟
وقتی یک زن کمک می خواهد یا به کمک نیاز دارد، ممکن است به طور مستقیم خواسته اش را مطرح نکند و هیچ کس هم انتظار ندارد که یک خانم هیچ وقت به کمک احتیاج نداشته و مانند یک شیرزن از کسی انتظاری نداشته باشد.
قبول کنید که این فراتر از توانایی یک زن معمولی است، مردی که قدرت جارو کردن در استحکام یک رابطه را متوجه نشود به احتمال زیاد با همسرش مشکل خواهد داشت، مردها باید بدانند که امور خانه در روحیه همسرشان به شدت تاثیر می گذارد.
اما چگونه؟ برای بیشتر زن ها، کارهای خانه و تمیز بودن آن نقش مهمی در احساس شان نسبت به زندگی دارد و اینکه همسرشان در این امر به آنها کمک کند می تواند به زندگی امیدوارشان کند.
راه حل : اول از همه شما به عنوان یک مرد باید با دیدن تلویزیون و فیلم ها متوجه شوید که یک زن چه کارهایی انجام می دهد
احتمالا خواهید دید که بیشتر اوقات خانم ها آرام و قرار ندارند، اگر همسر شما نیز چنین است هر چه سریع تر به کمکش بشتابید و دوم اینکه مردها نیاز دارند که کلمه « کمک » را از پیشنهادهای خود حذف کنند. یک زن برای اینکه توانایی اش را نشان دهد جواب طبیعی اش به پیشنهاد کمک « نه » است؛یعنی می گوید « ممنون خودم انجام می دهم » پیشنهاد می کنیم به عنوان شوهر از او بپرسید « آیا کاری هست که بتوانم انجام دهم؟ »
نکته مهم : از قانون طلایی « ارتباط موفق » چیزی شنیده اید
بارها و در جاهای مختلف درباره تفاوت های زن و مرد صحبت شده ولی برای بیشتر مردها رفتار زن ها همچون یک راز است و شاید غفلت از همین تفاوت ها گاهی باعث می شود یک موضوع کوچک و یک اختلاف نظر جزئی تبدیل به یک دعوای بزرگ و دلخوری زیاد شود.

قانون طلایی برای حل این مشکل این است؛ همان گونه که دیگران با شما رفتار می کنند با آنها رفتار کنید، مردها معمولا همان گونه که دوست دارند همسرشان با آنها رفتار کند با او رفتار می کنند و همین باعث به وجود آمدن اختلافات می شود چون زن ها و مردها متفاوتند.
اشتباه سوم : او با شما فرق دارد
آیا تا به حال دیده اید که بعضی از مردها وقتی می خواهند خیلی همسرشان را خوشحال کنند به او وسایلی چون ایکس باکس هدیه می دهند، چون همان کاری را می کنند که دوست دارند همسرشان انجام دهد. وقتی مردی هدیه می دهد بیشتر به نیازهای خودش فکر می کند نه اینکه همسرش چه وسیله ای نیاز دارد و در نهایت همین رفتار اثر خود را در زندگی نشان می دهد.
البته این فقط یک ویژگی مردانه نیست، همه مردم به طور طبیعی فکر می کنند دیگران نیز خواسته هایی شبیه خودشان دارند، چون همه فکر می کنند دیگران هم شبیه آنها هستند.مردان و زنان عموما خواسته هایی همساز دارند اما اگر زن و شوهری اینگونه نباشند مشکلات زیادی برایشان پیش می آید.
راه حل : مردها نیاز دارند درباره احتیاجات همسرشان بیشتر بدانند، اینکه چطور باید او را حمایت کنند و اینکه او چگونه شوهری را دوست دارد؟به دست آوردن این اطلاعات خیلی سخت نیست تنها کافی است از همسرتان سؤال کنید. به خانم تان اجازه دهید که به راحتی با شما ارتباط برقرار کند و توقعاتش را بگوید.
اشتباه چهارم : چرا او ساکت است؟
مردها فکر می کنند وقتی همسرشان یک روز با آنها صحبت نمی کند حتما در حال جریمه کردن آنهاست اما حقیقت این است که روحیه او آسیب دیده و نمی تواند صحبت کند. گاهی همین سکوت مردها را به اشتباه می اندازد و باعث می شود وضعیت را بدتر کنند.

مرد می خواهد به زن اجازه دهد تا خودش حالش خوب شود اما باید بداند طولانی شدن سکوت زن می تواند عواقب بدی به دنبال داشته باشد. مردها فکر می کنند سکوت خوب است و حال زن را خوب می کند اما برای زن این سکوت، آرامش پیش از توفان است.
راه حل : وقتی یک زن ساکت است، باید مرد از او علت سکوتش را بپرسد، مردها باید همیشه همسرشان و احساسات او را چک کنند
باید بدانید که عبارت معجزه آسا در این مواقع این است « عزیزم در ذهنت چه می گذرد؟ » در این مواقع باید مرد بیش از همیشه خود را دلسوز نشان دهد چون در این صورت زن احساس امنیت می کند و راحت تر احساسات واقعی اش را مطرح می کند.
اگر نمی دانید چگونه گفت وگو را شروع کنید می توانید بگویید «من نمی دانم چه کاری کرده ام، اما خیلی متاسفم که ...»
اشتباه پنجم : مردها دلایلشان را توضیح نمی دهند
این یک شکایت رایج زن ها نسبت به مردهاست، چرا همسرم آنچه را که فکر می کند، به من نمی گوید. در عصر حجر مردها برای شکار نیاز داشتند تا جایی که می توانند کالری ذخیره کنند، اما امروز مردها، کلمات را برای خودشان نگه می دارند و سعی می کنند احساساتشان را پنهان کنند.

وقتی خانمی به همسرش پیشنهاد می دهد که به سینما بروند ممکن است مرد بدون هیچ توضیحی تنها بگوید « نه!» هرچند در ذهن خود دلایل روشنی دارد مثل اینکه جای پارک پیدا نمی شود یا خیلی خسته است و... اما چون خانم ها این دلایل را نمی دانند دچار سوء تفاهم می شوند. مثلا زن فکر می کند که همسرش دوستش ندارد و نمی خواهد با او وقت بگذراند.
راه حل : باید با همسرتان بیشتر صحبت کنید
مردهایی که تصمیم هایشان را برای همسرشان توضیح می دهند حدود ۱۰۰برابر بیشتر از مردهای دیگر در زندگی موفق هستند، این مردها حتی اگر با همسرشان مخالفت کنند چون برای او توضیح می دهند، تنش به وجود نمی آورند.
اشتباه ششم : مردها فکر می کنند حضور فیزیکی در خانه کافی است
یک مرد فکر می کند همین که در خانه باشد نشان دهنده صمیمیت او با همسرش است، آنها حساب نمی کنند که در زمان حضور در اتاق پای کامپیوتر هستند یا فیلم می بینند یا خواب هستند یا... برای مردها تنها فعالیت های ۲نفره می تواند نشان دهنده صمیمیت باشد، در این فعالیت های ۲نفره حضور ۲نفر برای مرد آرامش بخش است.

اما برای زن ها اینگونه نیست، او برای اینکه احساس آرامش کند باید مطمئن شود که همسرش به لحاظ احساسی، فیزیکی و ذهنی با او همراه است.
راه حل : ۳کار را فراموش نکنید زن ها برای داشتن یک رابطه موفق نیاز دارند که هم صحبت کنند، هم توجه کافی دریافت کنند و هم با همسرشان ارتباط حسی و فیزیکی داشته باشند و در نتیجه این حالات احساس صمیمیت بیشتری می کنند.
اشتباه هفتم : مردها می گویند همسرشان به آنها توجه کافی ندارد
باید بدانید که خانم ها به راحتی می توانند چند کار را با هم انجام دهند و این جزو طبیعت آنهاست، اما مردها اینگونه نیستند.

به عنوان مثال یک خانم هم می تواند تلفن جواب دهد، هم به غذا سرکشی کند و هم با شوهرش درباره یک موضوع مهم صحبت کند، اما در این مواقع مرد فکر می کند همسرش به او بی توجه است. مردها به دنبال توجه کامل هستند و می خواهند وقتی حرف می زنند همسرشان هیچ کاری نکند، در صورتی که نمی دانند که همسرشان به حرف ها با توجه کامل گوش می کند. با همه این حرف ها یک مرد چطور می تواند توجه کامل همسرش را جلب کند؟
راه حل : بهترین کار این است که هنگام صحبت دست های همسرتان را در دست بگیرید، با این راه دیگر گمان نمی کنید که او نسبت به حرف هایتان بی توجه است.
 اشتباه هشتم : مردها بیشتر به خودشان توجه می کنند تا همسرشان
یکی از رایج ترین اشتباهات مردان هنگام ارتباط با همسر یا نامزدشان این است که اصلا به نیازهای عاطفی متفاوت همسرشان توجه نمی کنند و بیشتر توجه آنها به احساسات خودشان است.

از طرف دیگر برای زنان نیز چندان مهم نیست که مردان درباره آنها چه فکر می کنند، همه آنچه برای آنها اهمیت دارد احساس خودشان نسبت به مرد زندگی شان است. یک زن چندان توجه نمی کند که شما چقدر می خواهید او را تحت تاثیر قرار دهید. اگر شما خودتان فکر می کنید همسر یا نامزد خوبی هستید، در احساسات او تاثیر خاصی ندارد. او چندان توجه نمی کند که شما در دلتان به چه فکر می کنید.
راه حل : اگر می خواهید همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید، سعی کنید احساساتش را بیشتر بشناسید از او درباره احساساتش بپرسید تا راه های خوشحال کردنش را پیدا کنید.
اشتباه نهم : کسل بودن!
یک مرد باید در زندگی اش احساس شوق و اشتیاق داشته باشد (در کنار همسری که دوستش دارد) وگرنه روز به روز کسل تر می شود.

این مورد می تواند کار یا فعالیت فرهنگی یا... باشد. وقتی شما به نیازهای خودتان توجه کافی داشته باشید و سعی کنید استعداد های بالقوه خودتان را شکوفا کنید و با انجام دادن کاری که دوست دارید شاداب باشید، مسلما در کنار همسرتان نیز زندگی بهتری خواهید داشت و بهتر می توانید او را خوشحال کنید.
منبع : blife.ir

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2323روز قبل
دوشنبه 11/1/1393 - 17:55
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )

خواستگارتان یک جوان رؤیایی است که تاابد عاشق‌تان می‌ماندیا یک مرد خیالباف و ناتوان که قرار است یک عمر شما را در شکست‌هایش شریک کند؟ پاسخ دادن به این سؤال آسان نیست اما شاید بد باشد، رفتارهای پدرش را هم زیر ذره‌بین بگذارید و از گذشته او سر در بیاورید.

مجله سیب سبز: خواستگارتان یک جوان رؤیایی است که تا ابد عاشق‌تان می‌ماند و زندگی‌اش را به پای‌تان می‌ریزد یا یک مرد خیالباف و ناتوان که قرار است یک عمر شما را در شکست‌هایش شریک کند؟ پاسخ دادن به این سؤال آسان نیست اما شاید بد باشد، رفتارهای پدرش را هم زیر ذره‌بین بگذارید و از گذشته او سر در بیاورید. روانشناسان می‌گویند، بسیاری از  مرد‌ها واقعا نمونه کپی‌شده پدرشان هستند و نه‌تنها خوبی‌ها و توانایی‌های او را به ارث می‌برند بلکه حتی اگر خودشان هم بی‌خبر باشند، ویژگی‌های ناخوشایندش را با خود به خانه بخت می‌برند، پس مراقب باشید و قبل از جواب مثبت دادن، برای شناخت پدر شوهر آینده‌تان تلاش کنید.

از ازدواج فراری است؟

«نامزدم در کار و تحصیلش موفق است و در اجتماع هم همه او را به عنوان مردی قابل اعتماد می‌شناسند و به او احترام می‌گذارند. انگار تنها کسی که در رابطه با این مرد احساس آرامش نمی‌کند، من هستم. نمی‌دانم چرا به حرف‌هایم اعتماد نمی‌کند و قرار ازدواج‌مان را هر روز به بهانه‌ای به تاخیر می‌اندازد!»

شاید زندگی گذشته این مرد باعث بی‌اعتماد شدنش به خانم‌ها و گریزان بودنش از تشکیل خانواده شده است. روانشناسان می‌گویند اگر در زندگی پسر پدر نقشی خوب و موثر داشته باشد اما ارتباط کودک با مادرش بد و مخرب باشد، پسر بچه تنها از نعمت داشتن یک الگوی هم‌جنس خوب بهره‌مند است؛ چنین فردی در بزرگسالی در ایفای نقش مردانه مشکلی ندارد اما از نزدیک شدن به جنس مخالف خود می‌ترسد. عجیب نیست اگر پسری که با این الگو زندگی کرده از ازدواج گریزان شود یا بعد از تشکیل خانواده به همسرش اعتماد کامل را نداشته باشد.



به‌خاطر عشق از همه دل می‌کند؟

«یک سال است با هم آشنا شده‌ایم. تمام تلاشش را برای راضی کردن خانواده‌اش به این ازدواج به خرج می‌دهد اما آنها هنوز هم با پیوند ما مخالفند. خودش می‌گوید با ارزش‌ترین دارایی زندگی‌اش من هستم و وقتی به اندازه تشکیل زندگی پول جمع کند، برای همیشه از آن خانه بیرون می‌زند و حتی با وجود مخالفت آنها با من ازدواج می‌کند.» شاید حرف‌های این مرد چندان هم بی‌اساس نباشد و او برای رسیدن به دختری که دوستش دارد، بتواند از همه دل بکند اما زندگی در کنار چنین مردی زیاد هم آسان نیست. بر اساس نظر روانشناسان اگر مادر کودک در زندگی او چهره‌ای مثبت داشته باشد اما پدر حمایتگر و مایه افتخار پسر نباشد، فرد در بزرگسالی نمی‌تواند نقش‌های مردانه را به خوبی برعهده بگیرد. چنین پسری به راحتی دل به یک دختر می‌بندد و حتی از اینکه برای ازدواج با او از همه ببرد نمی‌ترسد، چراکه فکر می‌کند همه دختر‌ها مثل مادرش هستند و آسان به زنی که سر راهش قرار می‌گیرد، اعتماد می‌کند. اما زندگی کردن با چنین پسری به‌خاطر ناتوانی‌اش در حمایت از شریک زندگی و ایفای نقش‌های مردانه آسان نخواهد بود.

به همه بی‌اعتماد است؟

«به مردی دل بسته‌ام که انگار هیچ ارزشی برای رابطه‌مان قائل نیست حتی در سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام برای آرامش من قدمی برنمی‌دارد. به راحتی مرا می‌رنجاند و با بهانه‌های ساده به من توهین می‌کند. نمی‌دانم این مشکلات بعد از ازدواج کمتر می‌شود یا نه! »

شاید امید داشتن به اصلاح چنین رابطه‌ای چندان منطقی نباشد. بسیاری از آسیب‌هایی که در کودکی به روان و شخصیت فرد می‌رسد به سادگی در بزرگسالی جبران نمی‌شود. یکی از شدید‌ترین این آسیب‌ها با ایجاد فاصله‌ای میان کودک و والدینش ایجاد می‌شود و گاهی تا پایان زندگی با فرد همراه می‌ماند. روانشناسان معتقدند اگر کودک از نعمت داشتن پدر و مادر خوبی که الگوی ارزشمندی برایش باشند، بی‌بهره باشد، نه در بزرگسالی قهرمانی دارد که از او الگو بگیرد و با او همانندسازی کند و نه توانایی نزدیک شدن به جنس مخالف و اعتماد کردن به او را دارد. به عبارت دیگر چنین پسری نه از پس ایفای درست نقش‌های مردانه برمی‌آید و نه می‌تواند با غیرهمجنس خود رابطه موثری برقرار کند.

همسر و پدری ایده‌آل است؟

«کسانی که این همه در مورد بی‌وفایی مرد‌ها حرف می‌زنند، خودشان هم در ایجاد اختلافات با همسرشان بی‌تقصیر نیستند. من و همسرم ۸ سال است که زیر یک سقف زندگی می‌کنیم و پسری ۴ ساله داریم. حالا بیشتر از سال اول همدیگر را دوست داریم. همسرم نه‌تنها شریکی خوب برای زندگی‌مان است بلکه الگوی خوبی برای فرزندمان هم هست.»

درست است که در ایجاد اختلافات در زندگی مشترک، هر دو طرف مقصرند اما نمی‌توانید نقش یک انتخاب درست را در ایجاد این رابطه آرامش‌بخش بی‌اثر بدانید. احتمالا بخت با همسرتان یار بوده و در کودکی زیر سایه پدر و مادر خوبی که رابطه‌ای همدلانه و صمیمی با یکدیگر و با او داشته‌اند، پرورش یافته است. زندگی در چنین خانواده‌ای پسر را مسئولیت‌پذیر بار می‌آورد و نمی‌گذارد به سادگی به توانایی‌هایش شک کند. او در بزرگسالی می‌تواند با دید باز همسر آینده‌اش را انتخاب کند و ازدواجی موفق داشته باشد. چنین مرد مسئولیت‌پذیری می‌تواند از شریک زندگی‌اش حمایت کند و در آینده پدری خوب برای فرزندش باشد.

اشتباهات پدرش را تکرار می‌کند؟

«همسرم هیچ قدمی برای بهتر شدن وضعیت زندگی‌مان برنمی‌دارد. او حتی در خانه هم هیچ کمکی به من نمی‌کند. گرچه پدرشوهرم و همسرم رابطه خوبی با هم ندارند اما گاهی فکر می‌کنم شریک زندگی‌ام ناخواسته به‌‌ همان کسی تبدیل شده است که همیشه از رفتارهای نادرستش شکایت می‌کرده، با این تفاوت که از پدرش ناتوان‌تر و بی‌دست و پاتر است.»

فرزند پدری که همیشه در مقابل پسرش می‌ایستد و عبارات «نکن»، «نمی‌شود»، «نمی‌توانی» و... را مدام به زبان می‌آورد در همه ابعاد زندگی‌اش تردید و نگرانی را با خود به همراه می‌آورد. تصمیم گرفتن برای چنین پسری سخت است و همیشه و در انجام هر کاری با نگاهی به پدر به دنبال تایید او می‌گردد. چنین پسری حتی برای کمک کردن به همسرش هم سعی می‌کند از الگوی پدر پیروی کند و اگر پدرش میانه‌ای با این موضوع نداشته باشد در مقابلش هیچ قدمی برای کم کردن بار مسئولیت همسرش برنمی‌دارد. والد همجنس بیشترین تاثیر را بر فرزند می‌گذارد. به همین دلیل است که پسر تمام رفتارهای پدرش را درونی می‌کند و آنها را تا سال‌های سال با خود به همراه می‌آورد. شاید پسر هرگز از این الگوپذیری و شباهت غیرقابل انکاری که به پدرش پیدا می‌کند باخبر نباشد یا شاید تا مدت‌ها از رفتارهای پدرش انتقاد کند و هرگونه شباهتی به او را انکار کند اما در عالم واقعیت، پسر را تا حدودی می‌توانیم نمونه کپی شده پدر بدانیم و از رفتارهای درست و خوب گرفته تا اشتباهات پدر را در زندگی‌اش ببینیم.
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
دوشنبه 11/1/1393 - 9:36
میثم ومپایر ( تعداد مطالب : 5258 ) ( تعداد نظرات : 1199 )

خواستگاری,انتخاب همسر

سوالات خواستگاری برای شناخت تفکر دختر و پسر

مهمترین سوالات خواستگاری 

امر ازدواج و انتخاب همسر برای نسل جوان از اهمیت بالایی برخوردار است. موفقیت یا عدم موفقیت در این امر مقدس و درعین حال حساس، تعیین كننده سرنوشت جوانان است و سلامت جسم و روان و پیشرفت های مادی و معنوی آنان در عرصه های اجتماعی، ارتباطی تنگاتنگ با درستی یا نادرستی انتخاب همسر و پایداری یا ناپایداری ازدواج دارد، و سوالات خواستگاری آغاز این راه مقدس است.

سوالات  جلسه خواستگاری
بهتر است جلسه خواستگاری برای صحبت مستقیم دختر و پسر وقتی اتفاق افتد كه تحقیقات لازم درباره دختر و خانواده اش از منابع تحقیق ( همسایه ها، دوستان و آشنایان، رجوع به محل تحصیل یا كار فرد مورد نظر و ...) توسط خانواده پسر و همچنین تحقیقات لازم درباره پسر، توسط خانواده دختر صورت گیرد (خاصه اگر طرفین نا آشنا باشند) و پس از آن اگر رضایت طرفین در این مرحله حاصل شد، برای تكمیل شناخت، اقدام به صحبت های مستقیم و رو در روی دختر و پسر شود (زیر نظر خانواده های طرفین)؛ كاری كه بسیاری از خانواده ها آن را انجام می دهند.

حال اگر از این مرحله گذشتید و توافقات اولیه صورت گرفت، به جلسه رسمی خواستگاری می رسیم كه در آن جا دختر و پسر برای شناخت بیشتر از هم اقدام به پرسش و سوالات خواستگاری از یكدیگر می كنند.

سوال‌های خوب در جلسه خواستگاری
اگر دختر و پسر از تفاوت های فردی و خانوادگی یکدیگر مطلع باشند می توانند تصمیم درست بگیرند. در جلسات خواستگاری وقتی دختر و پسر به طور خصوصی با هم صحبت می کنند پرسش هایی که از هم می پرسند به آنها کمک می کند بعضی از تفاوت های خانوادگی خود را بشناسند.

سوالات خواستگاری و پرسش‌هایی درباره رابطه با خانواده
کسی که در جلسه خواستگاری حاضر می شود یعنی می خواهد تشکیل خانواده بدهد. پس مهم است که بدانید در مورد خانواده چطور فکر می کند، چه دیدگاهی دارد و روابطش را با اعضای خانواده چطور تنظیم کرده است.

پاسخ به پرسش های زیر در جلسه خواستگاری می تواند به شما کمک کند آینده خودتان را در زندگی خانوادگی با طرف مقابل ببینید.

1. خانواده برای تو چقدر اهمیت دارد؟
2. احساس ات درباره شیوه ای که والدین ات تو را بزرگ کرده اند چیست؟
3. والدین ات اهل کجا هستند و کجا بزرگ شدند؟ درباره ریشه های فرهنگی و ملیتی آنها چه می دانی؟
4. چه سنت هایی در خانواده شما اهمیت داشته اند؟ دوست داری فرزندانت هم این سنت ها را ادامه بدهند؟
5. روابط تو با برادرها و خواهرهایت چگونه است؟ نزدیکترین عضو خانواده به تو کیست؟
6. بزرگترین نزاعی که با خانواده خود داشتی چه بوده است؟ آیا این مسئله کاملا حل شده است؟
7. چند وقت یک بار خانواده ات را می بینی؟ فکر می کنی همین مقدار کافی است؟
8. آیا در زمان کودکی تو والدین ات با هم درگیری و نزاعی شدیدی پیدا کردند؟ چه احساسی نسبت به آن وضعیت داشتی؟
9. نسبت به حفظ روابط خانوادگی با اقوام احساس تعهد می کنی؟ به نظر تو کار درستی است که با بخشی از اعضای فامیل قطع رابطه کنیم؟
10. در بین اقوام ات چه کسی برای تو فرد محبوبی است؟ چه چیزی او را تا این حد ویژه کرده است؟
11. در مدت آشنایی چه رفتارهایی از طرف خانواده من باعث ناراحتی تو شده است؟ فکر می کنی می توانیم موضوع را حل کنیم؟
12. معمولاً از شهرهای دیگر مهمان برای شما می آید؟ اگر به خانه ما آمدند دوست داری چقدر آنجا بمانند؟
13. نسبت به عضوی از اعضای خانواده خود حسادت می کنی؟ چرا؟
14. اگر بچه داشته باشیم مایلی چند وقت یک بار پدربزرگ و مادربزرگ خود را ببیند؟ درباره اینکه بچه ها وقت زیادی را با پدربزرگ و مادربزرگ یا سایر بستگان بگذرانند، نگرانی خاصی داری؟

خواستگاری,ازدواج

طرح پرسش در جلسه خواستگاری و شناخت بیشتر افراد از یکدیگر

سوالات خواستگاری درباره ویژگی های شخصی و احساسات
ویژگی های شخصیتی آدم ها در واقع هسته و قلب وجود آنهاست. ممکن است هر فردی بتواند دیدگاه خود را درباره اقتصاد یا سیاست عوض کند اما به سختی ممکن است بتواند عکس العمل خود را نسبت به پدیده ها و اتفاق ها، حتی در مدت زمان طولانی تغییر دهد. طرح پرسش های زیر در جلسه خواستگاری به دختر و پسر کمک می کند همدیگر را بهتر بشناسند. حتی اگر به پرسش های زیر در مورد خودشان جواب دهند درک و شناخت عمیق تر نسبت به خود پیدا می کنند.

1. چه چیزهایی را در شخصیت من دوست داری؟
2. در زندگی خود کسی را الگو قرار داده ای، کسی که دوست داشته باشی همه کارهایت دقیقاً مثل او باشد؟
3. به نظر تو چه چیزی به ما ارزش زنده بودن می دهد؟
4. آیا تو فردی هستی که خود را با تغییرات هماهنگ می کند؟ ممکن است در مورد این موضوع یک مثال بزنی؟ برای مثال به تغییر مهمی که در زمینه شغلی یا خانوادگی ات رخ داده اشاره کن.
5. به طور کلی کدام یک از این ویژگی ها درباره تو صدق می کند؛ بدبین، خوش بین، یا واقع گرا؟
6. فکر می کنی بهترین مزیت مرد بودن/ زن بودن چیست؟
7. آیا معمولاً تصمیم های خود را قبل از ابراز یا اجرا، تحلیل و بررسی می کنی یا بدون اینکه زیاد به آنها فکر کنی، تصمیم هایت را اجرا می کنی؟
8. در ابراز احساسات راحت هستی؟ چه احساسی رو به سختی ابراز می کنی؟ چه احساسی رو در خودت به سختی کنترل می کنی؟
9. وقتی در یک وضعیت بحرانی گرفتار می شوی خودت و شرایط را چگونه مدیریت می کنی؟
10. چه چیز باعث می شود احساس امنیت و آرامش کنی؟ آیا چیزی هست که دائماً درباره آن نگران باشی؟
11. فکر می کنی بزرگترین عیب تو چیست؟ برای رفع آن چه کاری باید بکنی؟
12. آدم قابل اعتمادی هستی؟ چه ویژگی هایی باعث می شود قابل اطمینان باشی؟
13. در چه حوزه هایی از زندگی احساس استقلال یا وابستگی می کنی؟
14. چه چیزهایی می توانند تو را عصبانی کنند؟ معمولاً در زمان عصبانیت چه واکنش هایی از خودت نشان می دهی؟ تا حالا واکنش فیزیکی هم داشته ای؟
15. اگر همسرت کار اشتباهی انجام دهد، چه عکس العملی نشان می دهی؟ یا حاضری او را ببخشی؟
16. از چه چیزی خیلی می ترسی؟ آیا این ترس تا به حال باعث شده نتوانی کاری را که می خواهی انجام دهی؟
17. آیا تا به حال در زندگی خود نقطه عطفی داشته ای؟
18. صبح ها که از خواب بیدار می شوی سرحال هستی یا بداخلاق و بی حوصله؟ در حالت دوم چقدر طول می کشد تا سرحال شوی؟
19. از اینکه توی جمع صحبت کنی، چه احساسی داری؟ آیا دچار اضطراب می شوی یا به راحتی حرفت را به پایان می بری؟
20. تا حالا عزیزی را از دست داده ای؟ چطور با مرگ او کنار آمدی؟
21. در طول روز بهتر کار می کنی یا شب ها راحت تری؟
22. وقتی غمگینی، چه واکنش ها و حرف هایی از سوی دیگران تو را آرام می کند؟
23. آیا آدمی هستی که برای انجام کارهای خود برنامه ریزی می کند؟ برای چند سال آینده زندگی خود برنامه ریزی کرده ای؟
24. آیا دوست داری که همسرت در انجام کارها و برنامه هایی که داری به تو کمک کند یا با کمک او مخالفت می کنی؟
25. وقتی مریض هستی و احساس ضعف می کنی دوست داری تنها باشی، ترجیح می دهی کسی کنارت باشد یا دوست داری یکی دائم از تو مراقبت کند؟
26. شرکت در چه نوع فعالیت های اجتماعی را دوست داری؟ با حضور در گروه های کوچک راحت تری یا در جمع های بزرگ؟
27. ترجیح می دهی در گروه، یک رئیس و سردسته باشی یا حضورت کمرنگ باشد؟
28. آیا از در آغوش گرفتن مردم خوشحال می شوی؟ آیا دوست داری دیگران تو را در آغوش بگیرند یا از لمس بقیه احساس خوبی نداری؟
29. معمولاً از دیگران درخواست کمک یا حمایت می کنی یا ترجیح می دهی همه کارها را خودت انجام دهی؟
30. چقدر مقید به امورات مذهبی هستید؟
31. تاریخ های مهم مثل تولد و سالگرد ازدواج را در تقویم ات یادداشت می کنی؟ معمولاً تاریخ ها یادت می مانند؟
32. به چه نوع از موسیقی علاقندی؟ خوانندده خاصی یا گروه خاصی؟
33. تا حالا تنهایی زندگی کرده ای؟ از تنهایی لذت می بری؟ چقدر می توانی تنها بودن را تحمل کنی؟
34. تا حالا شده حس کنی به حمایت عاطفی نیاز داری؟ چه زمانی بوده است؟
35. آیا اغلب احساس می کنی که خیلی وقت تلف می کنی و در انجام کارها تنبل هستی؟ آرزو می کنی که کاش این طور نبود؟
36. آیا آدم وقت شناسی هستی و یا معمولاً دیر سر قرار حاضر می شوی؟

نکته: سوال ها و حرف هایی که در جلسه خواستگاری مطرح می شوند اهمیت زیادی دارند چون پایه ای برای ارتباطات بعدی هستند. دختر و پسر باید بدانند هدف و خواسته آنها از ازدواج چیست تا بتوانند صحیح و هدفمند با هم گفتگو کنند. در واقع دو طرف باید براساس معنایی که زندگی مشترک و همسر خوب برای آنها دارد سوال هایی بپرسند که به شناخت آنها از طرف مقابل کمک بیشتری می کند.
منابع: تندرستی /پرسمان

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2286روز قبل
شنبه 9/1/1393 - 23:28
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )

پیشنهاد ازدواج,آماده ازدواج , صحبت درباره ازدواج

وقتی دختر مورد علاقه تان را در محیط کار، دانشگاه یا یک فضای عمومی می بینید ممکن است تصمیم بگیرید نظر او را درباره خودتان بدانید و در صورت موافقت موضوع را با خانواده ها در میان بگذارید. در چنین شرایطی مطرح کردن درخواست ازدواج کار سخت و مهمی است. کاری که باید به بهترین شکل انجام شود تا نتیجه مطلوب داشته باشد.

چند نکته را به شما پیشنهاد می دهیم که امیدواریم در این زمینه به کارتان بیاید.

قبل از پیشنهاد
۱. قبل از هر چیز از خودتان بپرسید واقعا آماده ازدواج هستید؟ می دانید از ازدواج چه می خواهید؟ آیا این فرد کسی است که دوست داشته باشید برای همه عمر او را مقابل خود ببینید؟ پیش از آنکه پیشنهاد ازدواج دهید درباره اهداف خود فکر کنید و با او صحبت کنید.

ببینید آیا اهداف مشترکی دارید یا صرفا چون از او خوشتان می آید و دلتا می خواهد مدت بیشتری او را ببینید، دارید به او پیشنهاد ازدواج می دهید. در واقع آیا ازدواج برای شما به معنی مجوزی برای بیشتر دیدن کسی است که دوستش دارید یا می خواهید ادامه زندگیتان، اهدافتان و سنگ بنای بقیه زندگیتان را با او بچینید؟

۲. هیاهو نکنید. اگر قصد پیشنهاد ازدواج دادن به کسی را دارید، همین قدر که خانواده شما در جریان باشند کفایت می کند. همکاران و دوستان و فامیل را تا مشخص شدن نتیجه نهایی مطلع نکنید. اگر برای مطرح کردن درخواستتان نیاز به واسطه ای از دوستان خود، دوستان طرف مقابل یا همکاران مشترکتان دارید، می توانید او را در جریان بگذارید. به شرطی که از رازداری او مطمئن باشید.

۳. ازدواج چیزی نیست که بخواهید بخاطر انگیزه های آنی وارد آن شوید. نباید فکر کنید چون او خیلی زیباست، چون خواستگاران زیادی دارد یا چون ممکن است به زودی فکر رفتن از ایران به سر او بزند، باید سریع وارد عمل شوید و او را شکار کنید. باید ارزش های شما با ارزش های همسرتان یکسان باشد. اگر در مورد فردی که می خواهید با او ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر برای شناخت او وقت بگذارید.

چطور پیشنهاد را بگوییم؟
۱. حتما در این مدت اطلاعات حداقلی درباره روحیات او به دست آورده اید. جدی است یا شوخ طبع؟ فانتزی فکر می کند یا خیلی رسمی؟ صحبت کردن درباره ازدواج را به فضایی که مورد علاقه او است ببرید. مثلا می توانید این کار را تلفنی انجام دهید اما چندان خوشایند نیست. صحبت درباره یک زندگی مشترک به چیزی بیشتر از گفتگوهای تلفنی نیازمند است. قرارتان را در یک محیط فرهنگی تنظیم کنید. کافی شاپ یک فرهنگسرا یا موزه محل مناسبی به نظر می رسد. اگر او را به محلی ببرید که پاتوق جوان های پرهیاهو است، مثلا کافه ای شلوغ پر از بوی دود سیگار، قطعا نتیجه مناسبی نخواهید گرفت.

۲. از او نخواهید سوار ماشین شما شود تا در خیابان یا همین طور که در حال رانندگی هستید موضوع را با او در میان بگذارید. پیشنهاد ازدواج دادن و صحبت درباره آینده نیازمند فضای مناسب و مکان مناسب است.

۳. در جلسه ای که برای صحبت درباره آینده نزد او می روید، هدیه و گل نبرید. این کار ممکن است حس بدی به همسر آینده شما بدهد و فکر کند به جای صحبت درباره ازدواج، قرار است درباره یک رابطه دوستی با او صحبت کنید.

۴. از قبل آماده کنید که چه باید به او بگویید. پراکنده گویی نکنید و خیلی راحت با یک مقدمه کوتاه سر اصل موضوع بروید. به او بگویید چرا به فکر ازدواج با او افتاده اید و چه نقاط مثبتی در او دیده اید. خودتان را معرفی کنید و به او بگویید آمادگی دارید به سوالات او صادقانه پاسخ دهید. مراقب باشید در گفتن از محسنات خود زیاده روی نکنید وگرنه او را فراری خواهید داد.

انتظار نه شنیدن را داشته باشید. ممکن است او به هر دلیلی شما را نپسندد یا فکر کند آینده مشترکی با شما نخواهد داشت. بنابراین تحمل و ظرفیت پذیرش آن را در خود ایجاد کنید و محترمانه به او حق انتخاب بدهید.

بعد از پیشنهاد
۱. به او فرصتی برای فکر کردن بدهید و مجبورش نکنید فورا نظرش را درباره شما اعلام کند. از او بخواهید درباره پیشنهادتان فکر کند و در صورت موافقت موضوع را با خانواده اش درمیان بگذارد و از او وقتی بگیرید تا با خانواده به منزل آن ها مراجعه کنید.

۲. انتظار نه شنیدن را داشته باشید. ممکن است او به هر دلیلی شما را نپسندد یا فکر کند آینده مشترکی با شما نخواهد داشت. بنابراین تحمل و ظرفیت پذیرش آن را در خود ایجاد کنید و محترمانه به او حق انتخاب بدهید. بگویید: «پاسخ شما منطقی و محترم است ولی اگر بیشتر درباره این موضوع فکر کنید و نتیجه را به من اعلام کنید ممنون خواهم شد. چون واقعا مایلم به طور جدی درباره آینده مشترک فکر کنیم و امیدوارم بتوانیم به نقاط مشترکی برسیم.»

۳. در پایان به یاد داشته باشید که زود یا دیر پیشنهاد ندهید. اگر او تازه وارد محل کار یا دانشگاه شما شده است، نمی توانید ظرف یک ماه به او پیشنهاد ازدواج بدهید. همین طور اگر ۲ ۳ سال از آشناییتان می گذرد، تقریبا زمان دیری را برای پیشنهاد دادن انتخاب کرده اید. اما اگر شرایط مساعدی دارید و مانعی برای ازدواج نمی بینید، سعی کنید زمانی میان این دو را برای پیشنهاد انتخاب کنید.
منبع:جام جم آنلاین 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
سه شنبه 20/12/1392 - 14:10
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )


khastegari

با این که مراسم خواستگاری در این دوره نسبت به گذشته خیلی تفاوت پیدا کرده است، اما هنوز هم قوانینی وجود دارد که از خانواده های عروس و داماد انتظار می رود آنها را در نظر داشته باشند و رعایت کنند. گاه خانواده هایی که برای خواستگاری به خانه یکدیگر می روند از قبل با یکدیگر آشنا بوده و همین آشنایی باعث علاقه دختر و پسر و برگزاری مراسم خواستگاری شده است. گاهی هم خانواده ها هیچ شناختی نسبت به یکدیگر ندارند و شاید خواستگاری اولین جلسه ای باشد که آنها را با هم آشنا می کند. بی شک در صورتی که خانواده ها هیچ شناختی نسبت به یکدیگر نداشته باشند، برگزاری چنین مراسمی هم سخت تر خواهد بود و بیشتر والدین و جوانان را نگران می سازد. با این حال، قوانینی هست که در تمام خواستگاری ها باید رعایت شود؛ آدابی که نشان دهنده احترام به طرف مقابل و ادب و نزاکت شماست.

سرزده به خواستگاری نروید

تا به حال فکر کرده اید اگر یک روز که راحت و بدون هیچ دغدغه ای در خانه تان نشسته اید و مشغول تماشای برنامه های تلویزیون هستید، خانواده ای برای خواستگاری در بزند و وارد خانه شود، چه حسی خواهید داشت؟ البته خانواده داماد هم همین طور؛ اگر بدون اطلاع قبلی برای خواستگاری به خانه کسی بروند که اصلا از آمدن شان خبر ندارد، چه اتفاقی خواهد افتاد و از برخورد آنها (که از همه جا بی خبرند) چه احساسی پیدا خواهند کرد؟

بنابراین مشخص است که روز و ساعت دقیق خواستگاری از قبل باید تعیین شود و تحت هیچ شرایطی نباید بدون هماهنگی برای خواستگاری به خانه شخصی دیگر بروید؛ حتی اگر با آنها آشنا باشید و خیلی احساس غریبی نکنید. البته حواستان باشد ساعتی که برای این کار تعیین می کنید هم خیلی بی موقع نباشد و موجب ناراحتی خانواده عروس نشود. برای همین هیچ وقت هنگام ظهر یا صبح کسی به خواستگاری نمی رود و این کار معمولا هنگام غروب و بعدازظهر انجام می شود. خانواده عروس که میزبان هستند نیز از قبل باید برای برگزاری این مراسم آماده باشند و زمانی که مهمان ها می رسند نباید خیلی دستپاچه و نگران عمل کنند.

صادق باشید

صداقت و راستگویی یکی از بهترین ویژگی های شخصیتی است که می تواند ضامن خوشبختی همسران باشد. البته بعضی ها ممکن است تصور کنند این صداقت در زندگی مشترک معنا پیدا می کند و قبل از آن، هر یک از افراد زندگی شخصی خودشان را دارند و هرطور بخواهند می توانند درباره آن صحبت کنند یا تصمیم بگیرند. در حالی که اگر پایه های زندگی بر دروغ و فریبکاری بنا شود، نتیجه اش هم ویرانی و نابودی خواهد بود. پس سعی کنید یا حرفی را عنوان نکنید یا اگر می خواهید درباره موضوعی حرف بزنید فقط واقعیت ها را بگویید. البته این موضوع درباره خانواده ها هم صادق است. به این معنی که آنها هم باید فقط درباره آنچه حقیقت دارد، صحبت کنند.

بعضی از پدر و مادرها یا حتی خواهرها و برادرها تصور می کنند پنهان کردن واقعیت یا حتی دروغگویی به نفع فردی است که می خواهد ازدواج کند. به همین دلیل هم به بزرگنمایی و فریبکاری روی می آورند و از ویژگی هایی صحبت می کنند که در واقع، وجود ندارد. در حالی که این کار نه تنها کمک و دلسوزی به حساب نمی آید که حتی در آینده ای نه چندان دور ممکن است زمینه ساز ایجاد مشکلات زیادی شود.

حتی اگر موضوعی وجود دارد که نگرانش هستید و نمی خواهید درباره آن حقیقت، چیزی به خانواده عروس و داماد بگویید (مشکلاتی مانند اختلافات خانوادگی، بیماری و…) خوب است در اولین جلسه در مورد آن صحبت نکنید، ولی پس از آن و هنگامی که بیشتر با طرف مقابل و خانواده اش آشنا شدید به شیوه ای مناسب، موضوع را مطرح کنید. در هر حال یادتان باشد هیچ نکته ای، حتی اگر از نظر شما بی اهمیت باشد، نباید از دید طرف مقابل مخفی بماند.

دلشوره های جلسه اول

خواستگاری با طعم نگرانی: از نوع نشستن و حرف زدنش هم پیداست چقدر نگران است و دلش شور می زند. بعضی ها به رفتارش می خندند و عده ای هم فکر می کنند چون چیزی را مخفی می کند، این همه نگران است. با این همه، او نمی تواند خودش را کنترل کند و دائم در حال پاک کردن قطره های عرقش است که یکی یکی از پیشانی می لغزد و روی صورتش می افتد و در نیمه راه با دستمالی چروکیده پاک می شود.

وقتی میوه و شیرینی به او تعارف می کنند، لبخندی از روی ناچاری می زند و هیچ چیز برنمی دارد. انگار می ترسد دست های لرزانش همه چیز را خراب کند. از وقتی پا به خانه عروس خانم گذاشته اند، سرش را پایین انداخته و فقط گل های قالی را نگاه کرده است. حالا دیگر طرح این قالی را با تعداد دقیق گل ها، بته و جقه هایش کاملا حفظ شده است.

خواستگاری در کمال راحتی: طوری روی مبل نشسته که دیگران احساس می کنند هر لحظه ممکن است دراز بکشد و پاهایش را روی هم بیندازد. طوری به خیار گاز می زند که صدای قرچ و قورچ آن در سالن می پیچد و توجه همه را جلب می کند. خنده های پشت سر هم و دست انداختن دور گردن برادر عروس خانم هم حسابی دیگران را متعجب کرده است، اما او همه این کارها را انجام می دهد تا نشان دهد چقدر با این خانواده راحت است و هیچ تعارفی ندارد. او به خیال خودش دارد یخ جمع را آب می کند و نمی داند دیگران چنین رفتاری را به هیچ عنوان نمی پذیرند.

شاید این دو نمونه برای بعضی ها آشنا باشد، بخصوص اولی که سرشار از نگرانی و اضطراب بود. بسیاری از کسانی که در اولین جلسه خواستگاری حاضر می شوند (هم عروس و داماد و هم اعضای خانواده شان) همین احساس را تجربه می کنند و نگران برخورد و رفتارشان هستند. در حالیکه همین نگرانی ها می تواند کارها را خراب تر کند و مشکلاتی را به وجود آورد که اصلا فکرش را هم نکرده اند.

به همین دلیل هم روانشناسان و مشاوران خانواده به افرادی که برای حضور در مراسم خواستگاری آماده می شوند، توصیه می کنند بدون نگرانی و استرس در جمع حاضر شوند و رفتاری طبیعی و منطقی داشته باشند. البته آنها که می خواهند در همان اولین جلسه صمیمیت و آشنایی خود را به خانواده طرف مقابل نشان دهند نیز باید بدانند رفتارشان تائید نمی شود. در واقع، اولین جلسه خواستگاری برای آشنایی بیشتر خانواده ها با یکدیگر است و طی آن، نه باید خیلی خودمانی برخورد کنید و نه خیلی جدی و خشک.

حواشی پررنگ

معمولا بیشترین ساعات و دقایقی که در مراسم خواستگاری سپری می شود یا در سکوت می گذرد یا درباره گرانی و آب و هوا و تورم و ترافیک و ده ها موضوع غیر مرتبط دیگر صحبت می شود. پدر و مادر عروس و داماد هم از ترس این که نسبت به طرف مقابل بی احترامی کرده و حرفش را نیمه تمام گذاشته باشند، معمولا ساکت می نشینند و به حرف های یکدیگر گوش می دهند. مسلما آنها نگران آینده فرزندان شان هستند و نمی خواهند سال های بعد، مشکلی برایشان پیش بیاید، اما با همه اینها باز هم در چنین مراسمی ترجیح می دهند سکوت کنند و وقت بیشتری را در این حالت بگذرانند.

البته وقتی سکوت شکسته می شود و جلسه خواستگاری رسمی می شود، باز هم شاید خیلی تفاوت نداشته باشد چون معمولا سوالاتی که قرار است در این جلسه ها پرسیده شود، از پیش تعیین شده و مشخص است؛ میزان تحصیلات آقای داماد پرسیده می شود و این که شغل مناسب دارد یا نه؟ خانه و اتومبیل شخصی چطور؟ درآمد ماهانه اش چقدر است؟ سربازی رفته یا نه؟ و سوالاتی از این دست.

از خانواده عروس خانم هم تقریبا همین سوالات پرسیده می شود: میزان تحصیلات، شاغل بودن یا خانه دار بودن؟ میزان درآمد؟ و … سوالاتی که شاید واقعا در خوشبختی آنها تاثیری نداشته باشد، ولی براساس رسم و قانونی نانوشته حتما باید به ترتیب در جلسات خواستگاری پرسیده شود. برای همین هم خانواده ها قبل از حضور در این مراسم جواب های مشخصی برای این سوالات مشخص در نظر می گیرند تا بدون فکر و نگرانی به همه آنها پاسخ دهند. بعد از این سوال و جواب ها هم نوبت به خود عروس و داماد می رسد تا درباره آینده شان حرف بزنند و ببینند چقدر با یکدیگر تفاهم دارند، می توانند همراه هم باشند یا نه، دوست دارند زندگی مشترک شان را با چنین فردی تشکیل دهند یا نه و …

جلسه خواستگاری با جلسه امتحان فرق دارد

درست است در همان جلسات ابتدایی باید بسیاری از مسائل روشن شده و نکات زیادی برای خانواده ها آشکار شود، اما این که از اولین دقیقه خواستگاری (بخصوص در اولین جلسه) تا پایان آن، وقت تان را به سوال و جواب بگذرانید، مسلما خیلی خوشایند نخواهد بود.

بنابراین خوب است وقتی هم برای تفریح در نظر بگیرید و از موضوعات دیگری حرف بزنید تا نگرانی ها هم کمتر شود. علاوه بر این، با چنین کاری می توانید خاطره خوبی از اولین جلسه آشنایی تان بسازید که سال های بعد از ازدواج هم با یادآوری آن لبخند بر لب تان می نشیند.

جنگ اول به از صلح آخر است

این مثل قدیمی را که باور دارید جنگ اول از صلح آخر بهتر است، حتما شنیده اید. پس اگر قرار است به خواستگاری بروید یا خواستگاری می خواهد به خانه شما بیاید، این موضوع را در نظر داشته باشید و همه نکات مورد نیاز را بدون ترس و نگرانی مطرح کنید. مطمئن باشید اگر قرار باشد خانواده طرف مقابل، نظرات شما را نپذیرد و آنها را تائید نکند همین ابتدای کار بهتر است، مشخص شود. بنابراین با ترس از​ تائید​ نکردن یا نپذیرفتن اهداف و شرایط شما، آنها را از همسرتان یا خانواده اش مخفی نکنید.

البته یادتان هم باشد که جنگ اول به معنای دعوا و مشاجره و جنگ واقعی نیست؛ بلکه می توانید شرایطی را که برای زندگی دارید به آرامی با آنها مطرح کنید و منتظر پاسخ شان بمانید. در صورتی که آنها با شما موافق نبودند هم نباید مشاجره کنید و بحث های طولانی و اغلب هم بی فایده داشته باشید. در چنین مواقعی فقط به یکدیگر فرصت دهید تا هرچه بهتر و بیشتر در این مورد فکر کرده و تصمیم بگیرید، اما اگر احساس می کنید نمی توانید از برخی خواسته ها و شرایط تان بگذرید، هیچ وقت آن را فراموش نکنید و به کمک احساسات تصمیم اشتباه نگیرید.

قبل از ازدواج با هم به گردشی طولانی مدت بروید

مسلما در جلسه ای یک یا دو ساعته بسیاری از مسائل و موضوعات ناگفته باقی می ماند و خانواده ها نمی توانند متوجه برخی از مشکلات شوند. به عنوان نمونه حتی ممکن است فردی دچار اختلالات شخصیتی باشد ولی در طول جلسه خواستگاری آن را از دیگران پنهان کند یا اصلا موردی پیش نیاید که خانواده طرف مقابل متوجه آن شوند. بنابراین یادتان باشد در این جلسه های کوتاه مدت خواستگاری، بسیاری از موارد مشخص نمی شود. مثلا هیچ وقت نمی توان پس از یک جلسه، درباره رفتار فرد هنگام عصبانیت یا بحران نظری داشت یا واکنش او را هنگامی که خسته و عصبانی است، پیش بینی کرد.

بنابراین بهترین کار این است که قبل از ازدواج، خانواده ها وقت بیشتری را با یکدیگر بگذرانند و برای مدتی طولانی باهم باشند. مثلا خوب است خانواده ها به یک گردش و تفریح طولانی بروند و طی آن بیش از ۱۰ ساعت از روز را با هم سپری کنند. در این مواقع که افراد خسته می شوند بسیاری از نکات مربوط به روحیه و شخصیت شان را بهتر نشان خواهند داد.

مراقب رفتارتان باشید

دختر خانم و آقا پسر، در جلسه خواستگاری بیشتر از دیگران اضطراب خواهند داشت و با توجه به این که کوچک ترین رفتارشان هم زیر ذره بین خانواده طرف مقابل است، این نگرانی شان تشدید خواهد شد. با این همه اما آنها نباید رفتاری نامناسب از خودشان نشان دهند و نگرانی و اضطراب را بهانه این کار کنند. برای همین توصیه می شود نکاتی را در نظر داشته باشند و آنها را تا حد امکان رعایت کنند:

– قبل از حضور یافتن در مراسم، باید لباسی مناسب تهیه کرده و آن را با دقت و توجه بپوشید. مسلما اگر تا آخرین دقایق ندانید قرار است چه لباسی بپوشید، آشفته و نگران خواهید بود و حتی ممکن است دیر به خانه عروس برسید.

– سعی کنید طوری برنامه را تنظیم کنید که بموقع در مراسم حضور داشته باشید. تاخیر و بدقولی در این جلسات نتیجه خوبی نخواهد داشت.

– برای خرید گل معمولا می گویند بهتر است دسته یا سبد گل، گل هایی به رنگ روشن و زنده داشته باشد. البته اغلب افراد هم بر تعداد شاخه های گل تاکید می کنند و آن را در زیبایی بیشتر دسته گل موثر می دانند.

– بهتر است دسته گل یا سبد گل را به پدر یا مادر عروس تقدیم کنید و منتظر حضور خود عروس نشوید.

– آقا پسر در طول خواستگاری باید رفتاری طبیعی داشته باشد تا خیلی عرق نکند و صورتش هم دائم سرخ نشود.

– هم دختر و هم پسر باید به بزرگ ترها اجازه صحبت کردن بدهند و حتی اگر با حرف آنها موافق نیستند، میان صحبت شان نپرند.

– آقا نباید به اسباب و لوازم خانه یا در و دیوارها خیره شود. حتی اگر این کار با هدف و نیت خاصی نباشد، باز هم کاری بی ادبانه به حساب می آید.

– شاید خنده دار به نظر برسد، اما تجربه نشان داده، پوست کندن میوه هایی مثل پرتقال های بزرگ و آبدار یا جویدن خیار در چنین مراسمی خیلی مناسب نیست و باعث بروز دردسر می شود.

– در صورتی که شرایط فراهم است، پذیرایی را از بزرگ ترها شروع کنید و با این کار احترام خود را نسبت به آنها نشان دهید.

– همچنین خوب است برای جلسه اول خواستگاری، همه دوستان و بستگان را با خودتان همراه نکنید و جمعیت زیادی را به خانه دختر خانم نبرید.

اصلا وقت ازدواج تان رسیده؟

یکی از مهم ترین پرسش هایی که برای جوانان و خانواده هایشان مطرح می شود، سن مناسب برای ازدواج است. خیلی وقت ها، والدین به جای فرزندان تصمیم می گیرند و می گویند حالا دیگر وقت ازدواج است. در حالی که شاید خیلی توجهی به آمادگی دختر و پسر نداشته باشند و فقط به دلیل این که سنشان به حد مشخصی رسیده، آنها را به ازدواج تشویق کنند.

متاسفانه گاهی چنین اتفاقی در خانواده ها می افتد و به آمادگی دختر یا پسر برای پذیرش نقش همسر توجهی نمی شود. در حالی که توصیه می شود شرایط اولیه ای را برای ازدواج در نظر بگیرید و پس از بررسی آنها برای این کار اقدام کنید.

یکی از این شرایط اصلی که حتما باید مورد توجه قرار گیرد، موضوع بلوغ است. البته یادمان باشد، علاوه بر بلوغ جسمی که معمولا شش ماه پس از یک رشد قد ناگهانی اتفاق می افتد، باید به بلوغ اجتماعی و عقلی فرد نیز توجه کنیم. بلوغ اجتماعی از زمانی شروع می شود که حضور در جامعه برای فرد مهم می شود و نگاهش نسبت به آن تغییر می کند. به این معنی که اگر قرار است در جمعی حاضر شود، سعی می کند با ظاهری آراسته و مرتب برود و این موضوع برایش اهمیت خاصی پیدا می کند. به این ترتیب، بلوغ اجتماعی شروع می شود و حضور در اجتماع و داشتن هویت اجتماعی برای فرد اهمیت می یابد. علاوه بر این، هنگامی که فرد به تفکری منطقی می رسد نیز می توان گفت به بلوغ عقلی رسیده است. همه ما انسان هایی را دیده ایم که رفتار و کردارشان طوری است که آنها را بزرگ تر از سن واقعی شان نشان می دهد و در مقابل کسانی هم هستند که باوجود سن زیادشان، رفتاری بچگانه دارند. بنابراین برای این که دختر یا پسر جوان بتوانند ارتباط متقابلی با همسرشان برقرار کنند، حتما باید به این شرایط توجه شود و آنها هم باید این مراحل را پشت سر گذاشته باشند.

زمانی که فردی به مرحله ای می رسد که احساس می کند برای ازدواج و تشکیل خانواده آماده است و می تواند یک رابطه دو طرفه را مدیریت کند، نوبت انتخاب می شود. البته نباید این نکته را فراموش کنیم که ارتباط برقرار کردن در اجتماع موضوعی مهم است، اما مدیریت این ارتباطات مهم تر از آن به حساب می آید. درواقع، شاید بتوان چنین گفت که افزایش آمار طلاق و جدایی همسران، اغلب به دلیل ناآشنایی با مهارت مدیریت رابطه شان است؛ رابطه عاشقانه ای که ابتدا نسبت به همسرشان داشته اند و پس از مدتی با مشکل مواجه شده و از بین رفته است.

البته نباید تصور کنیم این قدرت مدیریت صددرصد ذاتی است؛ بلکه بخش زیادی از آن هم قابل تعلیم و آموختن است. بنابراین افراد قبل از ازدواج باید با روحیات و روان شناسی جنس مخالف آشنا شوند تا هرچه بهتر یکدیگر را درک کرده و به تفاهم برسند.

این سه محور را ساده نگیرید

برای این که اختلافات زوج ها به حداقل برسد و در کنار یکدیگر زندگی شیرین و دوست داشتنی تری را تجربه کنند، خانواده ها قبل از ازدواج حتما باید سه موضوع اصلی را در نظر داشته باشند. به این معنی که در این موارد باید با یکدیگر تفاهم داشته و نظرات و شرایط شان هم تقریبا مشابه هم باشد.

شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سه محوری است که به هیچ عنوان نباید ساده از کنارش گذشت. درباره وضع اقتصادی خانواده ها نباید فراموش کرد ازدواج دختر پولدار با پسر فقیر یا برعکس آن، فقط در داستان ها و فیلم ها اتفاق می افتد و در واقعیت، چنین ازدواجی نمی تواند یک ازدواج موفق به حساب بیاید. بنابراین باید با خانواده ای وصلت کنید که تا حد امکان از نظر شرایط اقتصادی و مالی مشابه شما باشند.

شرایط اجتماعی دو خانواده هم تقریبا باید یکسان باشد. به عنوان نمونه دختری که از نظر تحصیلات مدرک فوق لیسانس دارد، آیا واقعا در زندگی مشترک می تواند با مردی که دیپلمه است، زندگی موفقی را تجربه کند؟ مسلما چنین نیست و این ازدواج هم نمی تواند موفق باشد. به همین دلیل توصیه می شود میزان تحصیلات دو نفر، متناسب با یکدیگر باشد. البته درباره آقایان قضیه کمی فرق می کند و اگر سطح تحصیلات همسرشان پایین تر باشد، معمولا آنها بهتر می پذیرند و با آن کنار می آیند. موضوع سوم هم هماهنگی و تشابه فرهنگی خانواده هاست که در این زمینه مسائل مذهبی و اعتقادی هم مطرح می شود.

هیچ کس تغییر نمی کند

خیلی ها زمانی که برای حضور در مراسم خواستگاری آماده می شوند، چندان به فکر مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیستند و می گویند پس از ازدواج می توانند نظرات همسرشان را مطابق میل و سلیقه خود تغییر دهند. در حالی که به هیچ عنوان چنین چیزی ممکن نیست. در حقیقت، برای فردی که به طور متوسط ۲۵ سال با فرهنگ و عادتی خاص زندگی کرده است، باید همین مدت وقت بگذارید تا شاید بتوانید برخی از رفتارهایش را تغییر دهید. بنابراین از همان ابتدا باید فردی را انتخاب کنید که با معیارهای شما هماهنگ است و نیازی به تغییر ندارد.

از تجربه بزرگ ترها استفاده کنید

گاهی دختر و پسر جوان نمی خواهند حرف بزرگ ترها را بپذیرند و به همین دلیل ممکن است مرتکب خطا شوند. بنابراین توصیه می شود از نظرات بزرگ ترها که تجربه بیشتری دارند، کمک بگیرید و در انتخاب خود با آنها مشورت کنید. علاوه بر این، یادتان باشد هیچ انسانی بی عیب و نقص نیست و شما هم نمی توانید همسری پیدا کنید که هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. بنابراین باید معیارهایتان را یادداشت کنید و به هر یک از آنها امتیاز بدهید. پس از آن، با اولویت بندی و انتخاب اولویت های اول، بهتر و راحت تر تصمیم خواهید گرفت و پس از کسب شناخت کافی می توانید آماده ازدواج شوید.

منبع: نیلوفر اسعدی بیگی در روزنامه جام جم


منبع : دلگرم
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
جمعه 16/12/1392 - 19:31
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )


این اشتباهات دوران نامزدی جبران ناپذیرند
معمولا پسرها دوست دارند که هر چه سریعتر رابطه جنسی با نامزدشان را تجربه کنند. برای آنها رابطه جنسی بیشتر فیزیولوژیک است تا عاطفی .


بخشی از اشتباهاتی  که در این دوران اتفاق می افتد و گاهی تا آخر عمر گریبانگیر دو طرف می شود، به خاطر همین هیجان زدگی هاست. بخش دیگر این اشتباهات فرهنگی است.
بلاتکلیف بودن یا اختلاف نظر فرهنگی دو خانواده در مورد دوران نامزدی بخشی از این عوامل فرهنگی را تشکیل می دهد. شاید شما در مقابل اشتباه بودن بعضی از این موارد جبهه داشته باشید، فقط با این پیش زمینه این مطلب را بخوانید که هر کدام از این اشتباه ها بعدها منجر به یک مشکل جدی در رابطه همسران شده که حالا در این لیست قرار گرفته است.

1 - خانواده ها! محدودیت نگذارید!
حالا درست است که این مجله مال جوان هاست اما این قسمت را می توانید راست بگذارید جلوی پدر و مخادرهایی که نامزدها را بیش از حد محدود می کنند؛ جوری که دو طرف حتی برای یک حرف زدن ساده خصوصی هم فرصت نداشته باشند.
محدودیت بیش از حد ایجاد کردن خانواده ها در دوران نامزدی باعث می شود که دو طرف نتوانند نسبت به یکدیگر شناخت کافی پیدا کنند.
ضمن اینکه احترام به بلوغ فکری جوان ها ایجاب می کند خانواده ها در این مورد کمی بازتر عمل کنند. البته دخالت خانواده ها در این مرحله اشتباه ترین اتفاقی است که می تواند بیفتد.

2 - رابطه جنسی نداشته باشید
مهمترین حریم و مرز دوران نامزدی رابطه جنسی است. تجربه نکردن رابطه جنسی به این دلیل توصیه می شود که در صورتی که افراد احساس کردند مناسب یکدیگر نیستند و لازم شد از هم جدا شوند، این جدایی به راحتی انجام شود.در صورت برقراری رابطه جنسی هم پسر بیشتر احساس تعهد می کند و هم دختر ناتوانی بیشتری برای جدایی احساس می کند. این در فرهنگ کشور ما بسیار مهم است. ضمن اینکه تفاوت های جنسیتی هم در این مورد مهم هستند.
معمولا پسرها دوست دارند که هر چه سریعتر رابطه جنسی با نامزدشان را تجربه کنند. برای آنها رابطه جنسی بیشتر فیزیولوژیک است تا عاطفی اما دخترها به محض اینکه با کسی رابطه جنسی برقرار کردند، به او از لحاظ عاطفی هم وابسته می شوند. در واقع در رابطه جنسی دخترها رگه های عاطفی بسیار پررنگ هستند. همین تفاوت هم باعث می شود که جدایی بعد از رابطه جنسی برای دخترها بسیار سخت تر باشد.

3 - رابطه نامزدی را جار نزنید
یادتان باشد که هر چه رابطه نامزدی پنهان تر باشد و افراد کمتری از اقوام و آشنایان شما یا همسرتان از آن خبر داشته باشند، راحت تر می توان از یکدیگر جدا شد. هر چه این رابطه بیشتر در چشم باشد، شما تعهد ناخواسته بیشتری به ادامه دادن آن دارید؛ مخصوصا در فرهنگ ما «من اجتماعی» پررنگ تر از «من فردی» است.
این تعهد ناخواسته و پیچیده را همه شما احتمالا در موارد دیگری مثل انتخاب شغل، انتخاب رشته دانشگاهی یا هر تصمیم مهم دیگر زندگی که دیگران زود از آن خبر شده اند احساس کرده اید. در مهمترین تصمیم زندگی یعنی ازدواج، شما هر چه بیشتر رابطه را داد بزنید، بیشتر در آن گیر می کنید.

4 - رفت و آمد زیاد از حد نداشته باشید
یادتان باشد که رفت و آمدها در دوران نامزدی باید منظم و قانومند باشند. به هر حال شما می خواهید چیزی شبیه به زندگی واقعی تجربه کنید و در زندگی واقعی هم هر کسی بیش از حد برای طرف مقابلش وقت نمی گذارد! ضمن اینکهرفت و آمدها اگر خانواده ها را هم دربر گیرد موجب زحمت متقابل خانواده ها می شود. اگر هم خودتان به تنهایی به خانه پدری فرد مورد نظر می روید، زیاد رفتن به آنجا می تواند هم موجب ناراحتی آنها و خجالت کشیدن خودتان شود. بروید و بشناسید اما در حد معقول.

5 - از طرف مقابلتان بت نسازید
وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خودما. بنابراین طرف مقابل را باید آنطور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته اینکه طرف5 مقابلمان را بی نقص تصور کنیم، می تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی نقص بودن طرف مقابل یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می دهد که من آنقدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی نقص راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم های دفاعی گول زننده باشد.

6 - عشقتان را تحمیل نکنید
اگر احساس کنیم کسی می خواهد خودش را به ما تحمیل کند، چه می کنیم؟ اولین واکنش ما «فرار کردن» از دست اوست؛ بنابراین به جای «تحمیل کردن» خودمان به طرف مقابل، خیلی عادی رفتارت کنیم؛ نه آنقدر بی اعتنا و نه آنقدر احساساتی که او را پشیمان کنیم و فراری بدهیم؛ خودمان باشیم و بگذاریم گذر زمان و رفتار منطقی هر دوی ما عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق هر دوی ما، عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق ناشی از یک حس خوب معمولا کسانی که شخصیت نمایشی دارند اینگونه رفتار می کنند؛ یعنی می خواهند همیشه احساساتشان در چشم طرف مقابل باشد و با او اغواگرانه حرف می زنند. اگر واقعا یکی از نامزدها همیشه و در مورد همه آدم ها اینگونه رفتار می کند مراجعه به روانشناس الزامی است. البته این قضیه می تواند فرهنگی هم باشد؛ یعنی چون در فرهنگ ما دوره نامزدی دوره شیرین و شیرین ترین دوره ها تعریف شده است، پس ما حتما باید احساساتمان را به یکدیگر به شدت نشان دهیم.

7 - خودبزرگ بین نباشید
نقطه مقابل بزرگ بینی طرف مقابل، خود بزرگ بینی است. اطمینان و اعتماد بیش از حد به خود، بین نامزدها فاصله می اندازد و نمی گذارد احساسات یکدیگر را درک کنیم. از طرفی گاهی وقتی دچار خودبزرگ بینی می شویم، نمی توانیم یا بهتر بگوییم، عمدا نمی خواهیم احساساتمان را به طرف مقابل نشان بدهیم و همین «فاصله» به تدریج باعث دوری و سپس جدایی می شود. این قضیه هم می تواند به دلیل همان باورهای غلط فرهنگی باشد «ناز کردن باعث عزیز شدن می شود». در واقع اینگونه نیست. لااقل در قرن بیست و یکم دیگر اینگونه نیست! خودبزرگبین حتی اگر به قصد ناز کردن باشد، باعث می شود که فضایی فراهم شود که همه چیز حول خودمحوری شما می چرخد. اینگونه دیگر نه فرصت شناخت عمیق پیش می آیدو نه رابطه عاطفی سالم شکل می گیرد.

8 - دروغ نگویید
دروغ گفتن و تظاهر کردن بی فایده است، چون طرف مقابل به راحتی احساس ما را می فهمد. بنابراین «صداقت» اولین و مهمترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک و سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود این رشته پاره می شده است. هر چه فضا بازتر باشد و ما بتوانیم خود واقعیمان را به نامزدمان نشان دهیم، در زندگی آینده راحت تر خواهیم بود. این خود واقعی هم نقاط منفی و هم مثبت شخصیت ما را دربر می گیرد.

9 - رازهای شخصی تان را افشا نکنید
البته دروغ نگفتن به این معنی نیست که لازم است ما ریز و درشت زندگی مان را برای نامزدمان بگوییم. بسیاری از رازها هستند که فقط ما یک طرف آنها هستیم و آشکار کردنش برای همسرمان تبعاتی برای نفر سوم دارد، ضمن اینکه خیلی از رازها را آشکار کردن فقط باعث سوء تفاهم می شود و رابطه را بیشتر به هم می ریزد. سوالی که بسیاری از نامزدها از روانشناسان خانواده می پرسند این است که آیا ما باید در مورد روابط قبلی خودمان همه چیز را به نامزدمان بگوییم. جواب روانشناسان یک نه با شرط و شروط است. آنها می گویند که لازم نیست از تمام جزییات رابطه قبلی شما خبردار شود. اگر او سوالی پرسید می توانید بگویید که کسانی بوده اند اما مهم این است که الان تو در زندگی من هستی و من به تو متعهدم. در واقع ما در زندگی گذشته تعهدی به هم نداشته ایم که حالا بخواهیم رابطه هامان را برای هم رو کنیم.

10 - مقایسه نکنید
خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن ها مخصوص در خانم ها می تواند از همان اول تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد.
به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد به این دلیل که فلان کس وقت بیشتری برای نامزدش می گذارد. این مقایسه ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می گیرد.

ضمن اینکه مقایسه کردن های این شکلی باعث می شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی انصافی نامزد کرده است و همین مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت اینکه این مقایسه ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی کند.


منبع : asriran.com
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1866روز قبل
شنبه 3/12/1392 - 16:14
gheisaryy ( تعداد مطالب : 4 ) ( تعداد نظرات : 0 )


دخترها به خواستگاری بروند یا پسرها

در هیچ قانونی تعیین نشده است که دختر از پسر خواستگاری نکند و یا هیچ الزامی هم وجود ندارد که حتما پسر از دختر خواستگاری کند.

برخی افراد جامعه بر این باورند دختر نباید از پسر خواستگاری کند و با این روش شخصیت دختر زیر سوال می‌رود. «غلامرضا قاسمی‌کبریا»، دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره می‌گوید: خواستگاری چه از طرف پسر و یا دختر باید از سه حوزه فرهنگ، اعتقاد، ضوابط و قواعد اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

ابتدا به بحث قانون می‌پردازیم، در هیچ قانونی تعیین نشده است که دختر از پسر خواستگاری نکند و یا هیچ الزامی هم وجود ندارد که حتما پسر از دختر خواستگاری کند.

از لحاظ اعتقادی در هیچ روایتی و یا آیه‌ای نیامده است که پسر باید از دختر خواستگاری کند.

اما از لحاظ فرهنگی و عمومی که به تدریج شکل گرفته است؛در جامعه این گونه نهادینه شده است که معمولا دخترها رفتاری همراه با کرشمه دارند و تمایل به مورد پسند قرار گرفتن و جلوه‌گری در آنها زیاد است، اینطور متعارف شده است که پسر باید برای ابراز عشق به دختر پا جلو بگذارد و از او درخواست ازدواج کند که این فرهنگ به صورت عمومی در بین افراد جامعه القاء شده است.

مشکلی که در بحث خواستگاری دختر از پسر بوجود می‌آید فقط جنبه فرهنگی آن است. مثلا اگر مادری دختری داشته باشد و یک برادرزاده پسر هم داشته باشد و از خصوصیات و شخصیت برادرزاده‌اش برایش جذاب باشد و به او بگوید که من دوست دارم تو با دخترم ازدواج کنی، امکان دارد بعد از ازدواج پسر بارها دختر را مورد سرزنش قرار دهد و بگوید« مادرت به من التماس کرد با توازدواج کنم وگرنه من هیچ تمایلی برای ازدواج با تو نداشتم.»

خوشبختانه در فرهنگ دینی هیچ الزامی وجود ندارد که پسر از دختر خواستگاری کند و حتی خواستگاری را به دختر سپرده است. در این مبحث می‌توان به خطبه‌ای که دختر و پسر به عقد هم در می‌آیند، اشاره کرد. وقتی عاقد از دختر می‌پرسد که «آیا وکیلم شما را به عقد دائم فلانی دربیاورم»؛ یعنی آیا من به نمایندگی شما می‌توانم پسر را خواستگاری کنم و به عقد شما درآورم، در این مسئله باید گفت که از طرف دختر، پسر را خواستگاری می‌کند.

خطبه اصلی این است که دختر و پسر خودشان بخوانند و اگر بلد نیستند یک نفر را به نمایندگی خود بگذارند که خطبه را برای آنها جاری کند. خطبه زَوَّجْتُکَ نَفْسی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم (من می‌خواهم خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین درآوردم)

اگر توجه کرده باشید تاریخ به ما آموزش داده است که هیچ الزامی وجود ندارد که پسر باید از دختر خواستگاری کند. اگر دقت کرده باشید پیامبر اکرم(ص) فقط یک دختر داشت که برایش بسیار مهم و ارزشمند بود، اما ایشان از طرف دخترش، امام علی را خواستگاری کرد و دست دخترش را به دامادش گذاشت و یا زنی در جمع و در مسجد از پیامبر خواستگاری کرد؛ که پیامبر به آن زن گفت من شرایط ازدواج با شما را ندارم.

جالب است بدانید اسلام خواستگاری و ازدواج را برعهده زن گذاشته شده زیرا دختر به دلیل شخصیت و رفتار هم جزئیات و هم کلیات را در نظر دارد و از لحاظ مدیریت و همینطور خرید شی، کالا و ... زنان از لحاظ انتخاباتی و برنامه‌ریزی بسیار دقیق‌تر و موفق‌تر از مردان هستند؛ اما طلاق را بر عهده مرد گذاشته شده، زیرا معمولا مردها تحمل و طاقت بیشتری نسبت به زنان دارند. بارها در جلسات مشاوره دیده شده است که حق طلاق با زن بوده؛ اما بعد از مدتی که زن، همسرش را طلاق داده، پشیمان شده است.

زمانی‌که دختر و پسر شرایط همدیگر را درک کنند و طبق شرایط با هم ازدواج کنند، حتی اگر دختر از پسر خواستگاری کند، هیچ اشکالی ندارد و مانعی در خوشبختی آنها وجود ندارد. برخی از شرایط اختلاف سنی، وضع مالی، خواستگاری دختر از پسر که در فرهنگ عمومی به طور غلط به افراد القاء شده است، نه جنبه علمی و نه جنبه قانونی دارد.

منبع: afkarnews.ir

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2364روز قبل
سه شنبه 29/11/1392 - 12:46
  • تعداد رکورد ها : 9161