ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
كاهش التهاب در بازارها
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران مهمترین عناوین خبری صفحه اول خود را به مسائلی همچون داروخانه‌ها در تنگنای فشار مالی،افت و خیز قیمت‌ها در بازار ارز و سكه،رئیس جمهور:نوسانات اخیر ارزی موقتی است،آیا همه آشفتگی‌های ارز زیر سر ۲۲ نفر است؟،بی تدبیری در ساماندهی بازار ارز،خودداری دولت از پذیرش مسئولیت گرانی،نشست مهرورزی از دنده مخالفت برخاست!،هدفمندی كافی است،متوقفش كنید،دلار و سكه نزولی شد؛كاهش التهاب در بازارها و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

جام جم

احمدی‌نژاد: از این مرحله سخت عبور می‌كنیم
فوتبال نوجوانان در یك‌قدمی فینال آسیا
داروخانه‌ها در تنگنای فشار مالی
معاون وزیر صنعت:قیمت خودروهای داخلی آزاد نخواهد شد

كیهان

رئیس جمهور:بازار ارز محل تسویه حساب نیست با كمك هم مشكل حل می‌شود
پرتاب ماهواره ناهید تا پایان سال
افت و خیز قیمت‌ها در بازار ارز و سكه
معترضان وال استریت خواستار آزادی زندانیان سیاسی در آمریكا شدند

خراسان

پاسخ های احمدی نژاد به سوالات ارزی خبرنگاران
نخبگان خراسان رضوی به همایش ملی تجلیل از نخبگان جوان دعوت نشدند
فیروزآبادی: تا آمریکا آدم نشود، رابطه با دولت آمریکا به صلاح نخواهد بود
دولت هوادار آمریکا در گرجستان در انتخابات پارلمانی شکست خورد

جمهوری اسلامی

خودرو طعم قیمت آزاد را نمی‌چشد
نمایندگان مجلس:احمدی نژاد ناكارآمدی دولت خود را به گردن دیگران می‌اندازد
رئیس مجلس:80 درصد مشكلات كشور ما مدیریتی است
رئیس جمهور:نوسانات اخیر ارزی موقتی است

ابرار

منافقین تروریست هرگز به «اپوزیسیون معتبر سیاسى» تبدیل نمى شوند
وزیر ارشاد در مسكو:تنها راه حل بحران سوریه مذاكره است!
باهنر:موافق استیضاح هیچ وزیرى نیستم !
شكایت «مرتضوى» از برخى نمایندگان مجلس، روزنامه ها و سایت هاى خبرى !

رسالت

رئیس جمهور:نوسانات قیمت ارز جنگ روانی است
یحی آل اسحاق:افرادی كه به كشور لطمه می‌زنند عزل شوند
حبیب الله عسكراولادی:سو مدیریت مدیران عامل اصلی فقر است
علی لاریجانی:روش‌های رابین هودی در اقتضصاد جوال نمی‌دهد

قدس

عبور از فتنه ارزی با اتحاد و همدلی
رئیس جمهور:22 نفرند كه بازار ارز را به هم می‌ریزند

سیاست روز

آیا همه آشفتگی‌های ارز زیر سر ۲۲ نفر است؟
پروژه ۶ ضلعی برای تجزیه سوریه
سقوط ۷۰۰ تومانی قیمت دلار
جنگ با ایران ناموفق خواهد بود

وطن امروز

بی تدبیری در ساماندهی بازار ارز
با سفر به حلب؛اسد شخصا فرماندهی جنگ را برعهده گرفت
پیروزی «رؤیای گرجستان»، پایان رؤیای غرب
پیشنهاد مذاكره با آمریكا ندادم

تهران امروز

ارزیابی نمایندگان و فعالان بخش خصوصی از اوضاع اقتصادی كشور؛كمبود ارز نداریم
خودداری دولت از پذیرش مسئولیت گرانی
از «برنامه مفصل» تا «دشمن شماره یك»
30 سال دیگر 20 میلیون سالمند داریم

جوان

نشست مهرورزی از دنده مخالفت برخاست!
رژه پیروزی اسد در حلب
آیا مهدی از لندن به تهران گریخته است؟!
سالانه یك میلیون كودك در امریكا ربوده می‌شوند!

فرهیختگان

از 22 اخلالگر بازار ارز تا پاسخ‌های غیر منتظره
عزم دمشق برای یكسره كردن سرنوشت حلب
افزایش میزان وام‌هایی اعطایی به دنشجویان

آفرینش

زمان برگزاری آزمون،نحوه پذیرش و شهریه دوره دانشجویی كارشناسی پیام نور اعلام شد
مشكلات ارزی كشور، روانی و برگرفته از دو عامل بیرونی و داخلی است
باید با مردم رو راست حرف بزنیم و واقعیت ها را بگوییم
زمان ثبت نام هجدهمین دوره المپیاد علمی دانشجویی کشور اعلام شد

حمایت

لاریجانی:80 درصد مشکلات ما مدیریتی است
رییس دیوان‌عالی کشور:حل مشکلات اقتصادی در اولویت قرار گیرد
در دیدار با سردار احمدی‌مقدم مطرح شد؛توصیه‌های مراجع عظام تقلید به نیروی انتظامی
رییس سازمان بازرسی كل كشور:نیازمند وحدت هستیم

ملت ما

رئیس جمهور:نوسانات اخیر ارز موقتی است
باهنر:دولت هیچ كمبودی در عرضه ارز به بازار ندارد
رادان:بر هم زنندگان بازار ارز شناسایی می‌شوند
آیت الله جوادی آملی:نباید بگوییم همه كارها از راه غیب باید حل شود

مردم سالاری

دیدگاه‌های متفاوت احمدی‌نژاد و لاریجانی درباره نوسانات بازار ارز
درست نیست هر انتقادی را توهین تلقی كنیم
80 درصد مشکلات اقتصادی کشور مدیریتی است
قطع همکاری داروخانه‌ها با بیمه‌ها

ابتكار

انتقاد لاریجانی از روش‌های «رابین‌هودی» در اقتصاد
بانك مركزی دست به دامان صرافان شد
آزاد سازی قیمت خودرو تكذیب شد
بشار اسد به حلب رفت

مغرب

پاسخ احمدی نژاد به سوال‌های خبرنگاران؛من از شما می‌پرسم!
تلاش وزیر برای لغو استیضاح
هدفمندی كافی است،متوقفش كنید
خودكشی دانش آموز از ترس اخراج

آرمان

احمدی‌نژاد در نشست خبری:22نفر سرحلقه آشفتگی‌های بازار ارز هستند
لاریجانی:80 درصد مشكلات كشور مدیریتی است
خزر در 6 ماه 307 نفر را بلعید
دكتر نیلی:مداخلات‌ در بازار ارز «دستوری» نباشد

دنیای اقتصاد

تحلیل دولت از تحولات ارزی
آل‌اسحاق مطرح كرد،پیشنهاد جایگزین برای اتاق ارز
دلار و سكه نزولی شد؛كاهش التهاب در بازارها

جهان صنعت

رئیس جمهور:نوسانات ارز به خاطر دشمنی با سیاست‌های دولت است
رئیس مجلس:برنامه‌های رابین هودی در اقتصاد جواب نمی‌دهد

گسترش صنعت

دستور ویژه برای برخورد با اخلالگران ارزی
رئیس جمهور:درگیر جنگ اقتصادی و پنهان هستیم
صادرات 12/5 میلیارد دلاری صنعت

تفاهم

قیمت خودرو آزاد نمی‌شود
قیمت دلار و سكه كاهش یافت
احمدی نژاد:برای رسیدن به ارمان‌های بزرگ باید گام‌های بزرگ برداشت
بیكاری 75 میلیون جوان در جهان

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
چهارشنبه 12/7/1391 - 13:58
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «اطلاعات - عملیات جنگ 60 ساله»،«هفته نیروی انتظامی و وظایف برزمین مانده»،«آقای احمدی‌نژاد شما رئیس‌جمهور کشور هستید!»،«مداخله در انتخابات آمریكا؛ توهم یا واقعیت»،«نرخ واقعی دلار چند تومان است؟»،«نشانه‌های ضعف دولت»،«بازار ارز گرفتارهرج و مرج روانی و اقتصادی»،«مالیات خاموش»و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

كیهان:اطلاعات - عملیات جنگ 60 ساله

«اطلاعات - عملیات جنگ 60 ساله»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم محمد ایمانی است كه در آن می‌خوانید؛«و مانقموا منهم الّا ان یومنوا بالله العزیز الحمید». طاغوت ها از مردمان مومن در طول تاریخ انتقام نكشیدند جز به این دلیل كه به خداوند ایمان آوردند. دشمنی طاغوت های معاصر با ملت ایران مصداق همین آیه شریفه از سوره بروج است. ملت ما نه فقط امروز كه در دهه 1330 هنگامی كه برای ملی كردن صنعت نفت قیام كرد و خواست دسترنج خود را مالك باشد و نان خود را بر سر سفر خویش بگذارد و بی منت اجنبی بخورد، مغضوب مستكبران واقع شد و همان روزگار در معرض تحریم ها قرار گرفت. ملت ما آن روز هنوز مانند امروز خباثت آمریكا را ندیده بودند.

نخست وزیر وقت دكتر محمد مصدق به ایالات متحده به چشم دوست می نگریست و امید داشت او میان ایران و انگلیس واسطه شود. اما آمریكا همان روزگار به ملت ما رحم نكرد و طرح عملیات آژاكس (كودتای 28مرداد 1332) را مشتركا با انگلیس ریخت.

 آمریكا و انگلیس حتی به مصدق سكولار و لائیك رحم نكردند كه استاندارد محض آنها، نوكرصفتانی مانند رضاخان و محمدرضا پهلوی و تقی زاده و فروغی و رزم آرا و زاهدی و هویدا بودند. قریب 30 سال پس از كودتای 28مرداد، مأموران سازمان سیا مكرر از زبان رابرت گیتس شنیدند- و بعدها برخی از آنها در مطبوعات اروپایی نقل كردند- كه «ایرانی میانه رو و معتدل وجود ندارد. ما پس از انقلاب مدت هاست دنبال افراد میانه رو می گردیم اما ایرانی خوب، ایرانی مرده است»!

ملت ما نه امروز كه دست كم 60 سال است عداوت آمریكا و صهیونیست ها - و بسیار پیشتر، انگلیسی ها- را به جان می خرد. ما نه امروز كه دست كم 60 سال است با جنگ و معارضه و مزاحمت قدرت های زورگو طرفیم. این مردم نجیب ما نبودند كه پا شدند و رفتند گریبان آنها را گرفتند. آنها بوده اند كه در طول دهه ها علی الدوام و بلاانقطاع دست درازی و زیاده خواهی و عداوت كرده اند. تنها امروز نیست كه حربه تحریم ها را برای به زانو در آوردن ملت ما و به هم ریختن ثبات ایران به كار گرفته اند.

نیش آنان هم از ره كین و هم اقتضای طبیعت تغییرناپذیر استكباری آنهاست. دشمن اما این بار با شیوه پیچیده تری به جنگ ملت ما آمده است؛ اینكه جماعت ایرانی را درگیر معارضه با خود كنند. حرف های سه روز پیش آویگدور لیبرمن وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در مصاحبه با روزنامه هاآرتص قابل توجه است. «تاثیر تحریم ها علیه ایران به درجه ای رسیده كه تا تابستان آینده و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این كشور، مردم علیه حكومت اسلامی قیام كنند زیرا تحریم ها و تنگنای اقتصادی مردم را به جان می آورد. تحریم ها می تواند به اپوزیسیون كمك كند تا مانند سال 2009 دست به تظاهرات بزند.

وظیفه غرب این است كه در چنین صورتی چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی از اپوزیسیون حمایت كند. به باور من پرزیدنت اوباما باید از جوانان ایرانی بخواهد قیام كنند» (رادیو اسرائیل، یكشنبه 9مهر1391). یكبار دیگر این عبارت ها را بخوانید؛ واژه مقدس «قیام»! باید به لحاظ اقتصادی به مردم ایران سخت گرفت و در عین حال كمك اقتصادی و سیاسی ویژه به ضدانقلاب اختصاص داد!

اما هنوز هم یك گیر بزرگ پیش پای دشمن وجود دارد. این گیر و گره بزرگ، باور و استقامت ملت ایران است كه جای دوست و دشمن را - برخلاف برخی رجال و گروه های سیاسی- اشتباه نمی گیرد. دو گزارش پایگاه صهیونیستی «بالاترین» در این زمینه گویاست كه دیروز و پریروز منتشر كرده است. «كاش مردم ایران كه این قدر به هتك حرمت پیامبرشون [ص] اعتراض میكنن، یه بار به خاطر گرانی اعتراض می كردن! همه جا صحبت از قیمت دلار و سكه است، همه از گرانی می نالند و هیچ كسی نیست كه تركش آن را مزه مزه نكرده باشد.

اما واقعا خط قرمز آنها كجاست؟ دلار چه قدر بشه اعتراض می كنن؟ پاسخ این است: مردم ایران خط قرمز ندارند حتی اگر دلار به 7-6هزار تومان برسد!كاش آنها این اعتراضی رو كه برای هتك حرمت به ساحت پیامبرشون می كردند، در قبال قیمت ارز و دلار می كردن» و «چرا مردم به خیابانها نمی ریزند؟ آخه یعنی چی؟!! مردم صبور!!! مردم غیور!!! مردم انقلابی!!! مردم بدبخت!!! مردم [...]!!! مردم[...]... هیچ جای كره زمین مردمی مثل این مردم[...] وجود نداره». ملت ما، همان ها كه سر زندگی خویش را در 22خرداد88 با حضور 40 میلیونی پای صندوق ها رأی - و فارغ از اینكه به فلان نامزد رأی دادند یا بهمان نامزد- به رخ دشمن كشیدند و بالاتفاق روز نهم در همان سال پای غیرت حسینی خویش ایستادند، خوب می فهمند كه كشور ما نه امروز و نه سالها و دهه های اخیر كه دست كم یك قرن است با جنگ و تعدی و تعرض دشمنانی قسم خورده طرف است؛ دشمنانی كه به دروغ می گویند تحریم ها، هوشمند است و صرفا حاكمیت یا حوزه های دخیل در حوزه هسته ای را هدف قرار داده اند اما انتقام اصلی را از ملت ایران می گیرند.

در این میان یك سوال مهم وجود دارد و آن اینكه آیا رجال سیاسی و سران طوایف و گروه ها و حلقه های سیاسی نیز به اندازه مردم نجیب و فهیم ما، به حقیقت این جنگ و لوازم و اقتضائات آن باور دارند؟

این نوشته بر آن نیست كه سهم تحریم ها در چالش اقتصادی موجود را تماما انكار یا همه مسئولیت این چالش را متوجه دشمنی دشمن كند. طبعا در ریشه یابی تلاطم اقتصادی اخیر می توان عواملی نظیر تحریم های خارجی، سودجویی زالوصفتان اقتصادی، عملیات روانی و رسانه ای همه بدخواهان، حلقه ها و محافل فتنه گر معارض، رقابت ها و تسویه حساب های كم مایه سیاسی، و بی تدبیری و كوتاهی و كج فهمی برخی متولیان امر را فهرست كرد.

اما قبل از مشخص كردن میزان سهم هر یك از این عوامل، مسئله این است كه آیا سیاستمداران و گروه های سیاسی میدان جنگ را درست شناسایی كرده اند؟ تعبیر رهبر حكیم انقلاب در این زمینه خواندنی و اندیشیدنی است. «بنده بارها این جبهه های سیاسی و صحنه های سیاسی را مثال می زنم به جبهه جنگ. اگر شما تو جبهه جنگ نظامی، هندسه زمین در اختیارتان نباشد، احتمال خطاهای بزرگ هست. برای همین هم هست كه شناسایی می روند.

یكی از كارهای مهم در عمل نظامی، شناسایی است؛ شناسایی از نزدیك كه زمین را بروند ببینند؛ دشمن كجاست، چه جوری است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه كار باید بكنند. اگر كسی این شناسایی را نداشته باشد، میدان را نشناسد، دشمن را گم بكند، یك وقت می بیند كه دارد خمپاره اش را، توپخانه اش را آتش می كند به طرفی كه اتفاقا این طرف، طرف دوست است نه طرف دشمن. نمی داند دیگر. عرصه سیاسی عینا همین جور است.

اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یك وقت می بینید آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتی است كه آنجا دوستان مجتمعند نه دشمنان.»
مسئله فقط این نیست كه كسی این واقعیت را بفهمد كه كشور در مواجهه با دشمن در موقعیت پیروز بدر و خیبر است یا متوجه نشود و مثلا تصور كند ما در وضعیت شعب ابیطالب هستیم.

مسئله این است كه موقعیت جنگ بدر و خیبر با وجود پیروزی، فارغ از مجاهدت و خطرپذیری و مواجهه با دشمن نبود همان گونه كه مسلمانان صدر اسلام در مضیقه تكرارناشدنی شعب ابیطالب كه چند نفر با یك دانه خرما و در حد چشیدن طعم آن و بستن سنگ به شكم خویش سر می كردند، اسیر و تسلیم فشار دشمن نشدند و در موضع استقامت قرار گرفتند نه آن كه به سیاق آقای الف یا ه - یا هر اسم دیگری با هر حرف الفبا كه آغاز شود- خیال كنند با ابراز ضعف و كلید گشایش مشكلات را در كج كردن گردن به سوی آمریكا دانستن، دشمنی زورگویان جهانی با ملت ایران پایان می پذیرد.

مسئله مهم این است كه برخی حریفان و رقیبان سیاسی چند هزینه را یكجا به كشور و ملت و نظام تحمیل می كنند، یكبار آنجا كه رقابت و تسویه حساب با یكدیگر را به مرز عداوت می رسانند و باعث غفلت از دشمن می شوند، بار دوم آنجا كه این رقابت و عداوت را به متن مصالح ملی و منافع مردم می كشانند و برای به كرسی نشاندن لجوجانه موضع خود، منافع عمومی را گروگان می گیرند یا بدان لطمه می زنند و بار سوم آنجا كه هر كدام ولو به لهجه و ادبیات خاص خود اما با یك منطق مشترك، انفعال مقابل دشمن را جایگزین مقاومت و مجاهدت و ایثار و از خودگذشتگی می كنند.

این گیرها و گره های شخصی است كه یكبار رقبای سیاسی را تبدیل به دشمن یكدیگر- از جیب مصالح و منافع عمومی- می كند و یكبار دیگر همان ها را مشتركا اسباب گستاخی و طمع دشمن می گرداند. و تا این گیر و گرفتاری های شخصیتی و روحی مداوا نشود، نه در دشمنی رقبا و نه در همزبانی آنان با هم خیری پدیدار نخواهد شد.

و این چنین می توان گفت بیراه نیست كه تحلیل گرانی بگویند فلان سیاستمدار با وجود معارضه جدی با دیگری، جاده صاف كن وی شده و دومی با وجود آن كه سالها پیش چوب افراطیون را خورد، به اعتبار گیرها و درگیری های مشابه روحی، در زمین و نقشه افراطیون بازی می كند و این طیف سوم، امروز طعمه گروهك هایی شده اند كه دهه اول انقلاب سایه شان را به خاطر نوكری سفارت آمریكا با تیر می زدند.

تازه حلقه چهارم می شوند مدعیان طرفداری از دكتر مصدق كه با همه ضعف ها و كج فهمی ها، از سوی آمریكا و انگلیس تحمل نشد؛ كه ایرانی خوب، ایرانی مرده است. مگر این كه نوكر باشد و البته حساب و حرمت نوكر خائن به قوم و قبیله خود، نزد اغیار معلوم است!

این نوشته در مقدمات خود ماند. اگر ملت و كشور و نظام ما در متن یك جنگ چند لایه و پیچیده قرار دارد- كه تردیدی در این باره نیست- باید گفت لازمه هر جنگ؛ 1- جدا كردن صفوف خودی و دشمن 2- شناسایی میدان و جمع آوری اطلاعات 3- تدبیر جمعی 4- هم پشتی و همدلی و در اولویت قرار دادن تهاجم دشمن 5- پیش بینی رفتار طرف مقابل و تدارك لازم 6- پیشدستی و زدن ضربه به دشمن است. تلاطم و چالش اقتصادی اخیر به چاره جویی هایی شامل تدابیر اقتصادی برای تنظیم بازار و تدابیر سیاسی و امنیتی برای زدن سرپنجه تروریست های اقتصادی نیازمند است.

صرف سرزنش و متهم كردن یكدیگر یا مسئولیت این كارزار را به دوش یكدیگر انداختن و خوار كردن هم، راه تروریست ها و مهاجمان را سد نمی كند. هر دستی كه در بازار و محیط اقتصادی ما اقدام به اخلال و تخریب می كند، كار پیاده نظام دشمن و ستون پنجم او را می كند. باید این تحركات را برای عوامل آن هزینه دار كرد.

حلقه های مافیایی كه خون مردم مستضعف را به شیشه می كنند تا زبان دشمن علیه آنان دراز شود، فتنه گرانی مجرم تر از قاتلان هستند. «الفتنه اكبر من القتل» و «الفتنه اشدّ من القتل». با این محافل نباید ذره ای ترحم كرد. در كنار آرامش بخشی به بازار و كاربست تدابیر تسكین دهنده، نباید با عوامل عفونت مجامله نمود. ما نیازمند تمهید ستاد مشترك برای رزم و مقاومت اقتصادی هستیم، فارغ از این كه صاحب منصبان و سیاستمداران چقدر با هم رقیب یا از هم دلخورند.

اینك هنگام پیرایش دل هاست و جز كینه دشمنان نباید كینه و دلخوری دیگری در دل های ما خلجان داشته باشد. نصرت الهی پشتوانه تخلف ناپذیر ماست مشروط بر این كه به لوازم آن پایبند باشیم. «... و علی الله فلیتوكّل المؤمنون. و ما لنا الّا نتوكّل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرّن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوكّل المتوكّلون». چرا به خداوند توكل نكنیم حال آن كه همواره راه خروج از بن بست ها را نشانمان داده است.

خراسان:آقای احمدی‌نژاد شما رئیس‌جمهور کشور هستید!

«آقای احمدی‌نژاد شما رئیس‌جمهور کشور هستید!»عنوان یادداشت سردبیر روزنامه خراسان به قلم محمدسعید احدیان است كه در آن می‌خوانید؛بازار ارز به قدری نابسامان است که بسیاری انتظار داشتند نشست خبری آقای احمدی نژاد به جلسه تبیین سیاست‌های ارزی دولت و اعلام راهبردها و برنامه های عملیاتی که دولت برای آرام کردن فضای کشور طراحی کرده است تبدیل شود اما....

ظاهرا آقای احمدی نژاد یک نکته مهم را فراموش کرده اند و آن این است که ایشان رئیس جمهور کشور و عالی ترین مقام در حوزه اجرا می باشند اینکه یک نفر مصاحبه ای کند یا فلان خبرگزاری خبری را در سایتش بگذارد یا رسانه ای دیگر پیامکی را بفرستد یا.... هیچ کدام پاسخ به این سوال عادی و البته بسیار مهم مردم نیست که دولت برای حل وضعیت موجود به جای حرف های تکراری چه “برنامه” و “طرح جدیدی” برای آینده دارد. افکارعمومی وقتی می‌بیند دولت به جای برنامه های اعتماد بخش فقط وعده و صحبت های کلی که بارها نیز تکرار شده است به افکار عمومی ارائه می کند و زمانی که به دلیل تصمیمات عجیبی مانند قطع ناگهانی ارائه ارز بدون داشتن برنامه ای جامع برای آینده، بازار ارز، فکر می کند(درست یا نادرست) دولت خود به دنبال افزایش قیمت دلار است، هیچ گاه نمی تواند بپذیرد همه در این انفجار قیمت ارز نقش دارند جز دولت که مسئول ترین دستگاه کشور در این موضوع محسوب می شود.

وزیر محترم اقتصاد که اتفاقا سخنگوی اقتصادی دولت نیز هست به صورتی کاملا شفاف درباره کنترل بازار ارز از خود رفع مسئولیت کرد اما آیا آقای رئیس جمهور نیز می توانند بعد از مدت ها چشم انتظاری مردم، نشست خبری که بسیاری به آن امید بسته اند را تبدیل به حمله به افراد و دیگر بخش های نظام کنند و نسبت به مسئولیت اصلی خود که روشن کردن برنامه ها و راهکارهای دولت است بی توجه باشند. واقعیت این است که هم بخش تولید و هم مردم در وضعیت سختی قرار دارند و متاسفانه این هم یک واقعیت تلخ است که باور اکثریت مردم (که ما هم به دلایلی روشن با این باورهم عقیده ایم) این است که وضعیت موجود بیشتر خودساخته و کمتر متاثر از تحریم های بین المللی است.

انتظار مردم از آقای احمدی نژاد فقط یک نکته است و آن این است که ایشان فراموش نکنند که رئیس جمهور کشور هستند و رئیس قوه مجریه.

جمهوری اسلامی:هفته نیروی انتظامی و وظایف برزمین مانده

«هفته نیروی انتظامی و وظایف برزمین مانده»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛هر چند هفته نیروی انتظامی، امسال با برنامه‌های رسمی و مصاحبه‌های چند تن از فرماندهان و مسئولان این نیرو و پخش مجموعه تلویزیونی درحال پایان یافتن است، اما ایكاش بخش قابل توجهی از این فرصت به تشریح موانع موجود بر سر راه نیروی انتظامی برای انجام بعضی از مهم‌ترین وظایف ذاتی این نهاد اختصاص می‌یافت. با تبلیغ عملكردها و خدمات نیروی انتظامی در قالب فیلم، مصاحبه، سخنرانی و برگزاری مراسم مختلف موافقیم، اما در مناسبتی همانند هفته نیروی انتظامی بیان موانع كار و مشكلاتی كه بر سر راه این نیرو وجود دارند و مانع انجام بعضی از وظایف مهم می‌شوند را لازم و حتی در اولویت می‌دانیم.

از جمله این وظایف كه متأسفانه بر زمین مانده‌اند و خود مسئولان نیروی انتظامی نیز از این بابت ناراضی هستند و بارها این نارضایتی را به زبان آورده اند، معضلات حجاب و عفاف و ناامنی‌های اخلاقی و اجتماعی هستند. نیروی انتظامی برای حل این معضلات كفایت لازم را دارد ولی متأسفانه به جای آنكه حمایت شود با كارشكنی و موانع رسمی و آشكار مواجه می‌شود. در طول سال‌های اخیر، علیرغم وجود قانون مشخص و آئین نامه‌های مدون، هر وقت نیروی انتظامی عزم خود را برای برخورد با خاطیان و برهم زنندگان امنیت و نظم اجتماعی جزم كرد و وارد عمل شد، با مخالفت مسئولان ارشد اجرائی مواجه گردید و نتوانست به وظیفه خود عمل نماید.

معضلات اخلاقی، امنیت اجتماعی و عفاف و حجاب، از موضوعاتی هستند كه در دهه‌های گذشته همواره با بلاتكلیفی عجیبی در بخش اجرائی مواجه بودند. یك روز، بهانه این بود كه كار فرهنگی لازم است و نباید با این مقولات برخورد غیرفرهنگی كرد و روز دیگر، گفتند قانونی برای برخورد با این معضلات وجود ندارد. بعد از آنكه به تفصیل توضیح داده شد كه كار فرهنگی و برخورد قانونی قابل جمعند و می‌توان این هر دو را با همدیگر انجام داد و بعد از آنكه وجود قانون و حتی آئین نامه‌های مشخص و مدون نیز برای بهانه گیران به اثبات رسید، سراغ نكته دیگری رفتند و بهانه آوردند كه اصولاً حجاب یك امر اختیاری است و كسی حق ندارد در یك نظام اسلامی كسی را وادار كند بدون حجاب وارد اجتماع نشود.

از همان آغاز كاملاً مشخص بود كه این قیل و قال‌ها فقط نوعی بهانه تراشی است و هدف چیز دیگری است. این واقعیت هنگامی مشخص‌تر شد كه صاحبان این افكار به قدرت رسیدند. آنها وقتی بر كرسی قدرت تكیه زدند، برای جلب نظر كسانی كه مایل هستند فارغ از قیود مذهبی زندگی كنند و میان آزادی و بی‌بندوباری تفاوتی قائل نیستند، به این بهانه‌ها متوسل شدند. پیدا بود كه ایجاد جنگ میان كار فرهنگی و برخورد قانونی، یك مغالطه آشكار است و پشت پرده این مغالطه جلوگیری از اجرای احكام دین دنبال می‌شود. چه كسی می‌تواند انكار كند كه تمام تلاش پیشوایان دینی بر این متمركز بود كه احكام دین اجرا شود؟ چه كسی می‌تواند انكار كند كه امام حسین علیه السلام جان خود و عزیزانش را برای اقامه نماز و امر به معروف و نهی از منكر فدا كرد؟ چه كسی می‌تواند انكار كند كه حجاب به موجب نص صریح قرآن از احكام قطعی اسلام است؟ علیرغم این واقعیت‌های روشن، توسل به بهانه‌های مختلف برای معطل ماندن حكم حجاب و عفاف و امنیت اخلاقی و اجتماعی و اجرا نشدن امر بمعروف و نهی از منكر، چه مفهومی غیر از مخالفت با پیاده شدن احكام دین با اهدافی از قبیل تأمین بعضی خواسته‌های نفسانی می‌تواند داشته باشد؟

اینكه نیروی انتظامی از وسط میدان مبارزه با مفاسد اجتماعی با یك فرمان رسمی یا یك مصاحبه رادیو تلویزیونی و یا یك نامه و بخشنامه اداری به حاشیه رانده و از اجرای قانون بازداشته می‌شود، نه تنها این نیرو را از انجام وظایف قانونی خود باز می‌دارد، بلكه به تضعیف جایگاه آن در افكار عمومی نیز منجر می‌شود و افراد خلافكار را جسورتر می‌كند. اگر وضعیت عفاف و حجاب و امنیت اخلاقی در كشور به ویژه در شهرهای بزرگ به نقطه‌ای از منفی بودن رسیده كه امیدی به اصلاح آن وجود ندارد، به همین دلیل است.

تصور نشود با وجود مشكلات اقتصادی و گران‌تر شدن هر روزه قیمت‌ها و افزایش سرسام آور قیمت سكه و ارز نباید به مسائلی از قبیل حجاب و عفاف و امنیت اخلاقی پرداخته شود. این درست است كه شرایط نابسامان اقتصادی زمینه را برای آلوده‌تر شدن جامعه از نظر اخلاق و بی‌توجهی بیشتر به حجاب و عفاف فراهم می‌سازد، ولی این واقعیت را نیز نباید فراموش كرد كه احكام دینی همچون حلقه‌های زنجیر به همدیگر متصل و مرتبط هستند و در همدیگر تأثیرگذارند. به همین دلیل نمی‌توان به خاطر عمده شدن یكی از آنها، بقیه را فراموش كرد.

نكته تأسف آور اینست كه مسئولان اجرائی علاوه بر آنكه از انجام وظایف خود در بخش‌های اقتصادی عاجزند، در بخش‌های فرهنگی نیز دچار همین ضعف هستند و حتی برای نیروی انتظامی كه مایل است به وظایف خود در مبارزه با ناهنجاری‌های اجتماعی عمل كند نیز مشكل ایجاد می‌كنند. هفته نیروی انتظامی فرصت مناسبی است برای اینكه مشكلات و موانع موجود بر سر راه این نیرو به ویژه در زمینه انجام وظیفه در بخش حجاب و عفاف و امنیت اخلاقی برشمرده شود و زمینه برای برطرف شدن آنها فراهم گردد.

رسالت:مداخله در انتخابات آمریكا؛ توهم یا واقعیت

«مداخله در انتخابات آمریكا؛ توهم یا واقعیت»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندری است كه در آن می‌خوانید؛سیاست در همیشه تاریخ تابعی از عقلانیت بوده است و محاسبات عقلانی پایه و اساس سیاست‌ورزی خردمندانه است. چنانچه توهمات غیر عقلانی و ضد عقلانی مبنایی برای تحلیل‌ها و تصمیم‌گیری‌های سیاسی قرار بگیرد می‌تواند بهترین فرصت‌ها را به تهدید مبدل سازد. ایده مداخله در انتخابات آمریكا از آن دست توهماتی است که از دیرباز گریبانگیر برخی بوده است.این توهم بر این مبنا شکل می گیرد که در انتخابات مختلف ایالات متحده می توان حزب یا نامزدی را وامدار و یا بدهكار كرد و پس از پیروزی از جریان غالب امتیاز گرفت.

برای اولین بار چنین توهمی به طور جدی در رژیم پهلوی در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1976 آمریكا بین جرالد رودولف فورد از حزب جمهوریخواه و جیمی كارتر از حزب دموكرات پایه و اساس تحلیل‌های رژیم وقت قرار گرفت.

محمدرضا پهلوی وابستگی‌های روحی و روانی خاصی به روسای جمهور آمریكا داشت به نحوی كه از روسای جمهور این كشور تحت عنوان (پدر) یاد می‌كرد! این وابستگی به نامزدها و روسای جمهور وابسته به حزب جمهوریخواه بیشتر بود و شاه در انتخابات مختلف تمایل داشت جمهوریخواهان پیروز انتخابات باشند. وی بر این باور بود كه سیاست‌های باز دموكرات‌ها برای رژیم پهلوی چالش‌ برانگیز است. مثلا در دولت جان اف كندی دموكرات وی مجبور به انجام یك سری اصلاحات تحت عنوان (انقلاب سفید) شد كه برای وی دردسرساز بود و موجی از اعتراضات عمومی بخصوص در واکنش به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را در پی داشت. در مقابل روابط شاه با روسای جمهوری نظیر آیزن هاور، نیكسون، فورد و ... بسیار حسنه بود. از این رو در انتخاباتی كه بین كارتر و فورد برگزار شد رژیم پهلوی طبیعتا متمایل بود كه جرالد فورد پیروز نهایی انتخابات باشد.

در این دور با دلالی فردی به نام "اردشیر زاهدی" كه فرزند فرمانده كودتای آمریكایی 28 مرداد یعنی (فضل الله زاهدی) بود دولت وقت ایران در نقش اسپانسر تبلیغاتی فورد ظاهر شد و مبلغی حدود 120 میلیون دلار در این رقابت‌ها به نفع نامزد جمهوریخواه هزینه كرد. در این دوره عمده محاسبات و تحلیل‌هایی كه بخصوص از كانال اردشیر زاهدی به شاه می ‌رسید این بود كه احتمال رای آوری "جرالد فورد" بسیار زیاد است.

در جریان تبلیغات سنگین انتخابات این دوره ریاست جمهوری در آمریكا موضوع مداخله رژیم وقت ایران و هزینه‌كرد حدود 120 میلیون دلار به نفع فورد در رسانه‌ها و روزنامه‌های طرفدار دموكرات‌ها افشا شد. پرده برداری از مداخله رژیم پهلوی در انتخابات آمریكا به عنوان امور داخلی این كشور یك افتضاح بزرگ سیاسی هم برای فورد و هم برای رژیم پهلوی محسوب می‌شد اما جالب‌تر از همه این بود وقتی انتخابات در ماه های پایانی سال 1976 برگزار شد جیمی كارتر توانست با فعالیت و تلاش یهودیان و جامعه سیاه‌پوستان از فورد پیشی بگیرد و به عنوان رئیس‌جمهور جدید این كشور برگزیده شود.

انتخاب كارتر به معنای فروپاشیدن تمام توهمات و رویاهایی بود كه سران رژیم پهلوی در تهران در سر می‌پروراندند. هرچند مواضع راهبردی دولت آمریكا در قبال حمایت بی چون و چرا از ایران در آن دوره با روی كار آمدن كارتر تغییر نكرد اما شاه هیچ‌گاه خود را به خاطر این اشتباه نبخشید و علی امینی را به آمریکا فرستاد تا روابطش را با کارتر بهبود ببخشد.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و قطع رابطه ایران و آمریكا مسئله مداخله در امور داخلی هر دو كشور وارد فاز جدیدی شد. دولت آمریكا از آنجا كه در 33 سال گذشته در موضع تخاصم با نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است در بیش از 30 انتخابات گذشته ایران تلاش كرد با مداخلاتی روشن نظیر جانبداری از برخی گروه‌ها و جریانات سیاسی، تلاش برای بر هم زدن امنیت انتخابات، تحریك به منظور برافروختن آتش اعتراض و اغتشاش و در آخرین نمونه آن اقدام به انقلاب مخملی در جریان انتخابات 88 زمینه را برای براندازی جمهوری اسلامی فراهم نماید.

رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران با بیان اینکه اگر امروز در حوزه معیشت مردم برنامه ریزی صحیح صورت نگیرد، قدرت خرید مردم نصف می شود، خاطر نشان کرد: اگر درست برنامه ریزی کنیم از این شرایط با موفقیت بیرون خواهیم آمد.آل اسحاق اظهار داشت: هم اکنون در شرایطی قرار داریم که درآمدهای کشور در چند نقطه دنیا محدود شده و چند کشور مشخص همچون چین، ژاپن و هند درآمدهای ما را در اختیار دارند، بنابراین باید با آنها تهاتر انجام دهیم.وی از وضعیت فعلی اتاق مبادلات ارزی به شدت انتقاد کرد و گفت: امیدوار بودیم اتاق مبادلات ارزی بتواند مشکلات را حل کند اما متاسفانه وصل کردن یک مکان آرام به یک بخش متلاطم خود تایید اوضاع متلاطم است.

وطن امروز:نرخ واقعی دلار چند تومان است؟

«نرخ واقعی دلار چند تومان است؟»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم محسن جندقی است كه در آن می‌خوانید؛دلار در آزادترین بازار ارز دنیا به 3300 تومان رسید تا پول ملی سخت‌ترین روزها را تجربه کند. اگر دلار همچنان با این نرخ خرید و فروش شود بدان معناست که ارزش دلار 33 هزار برابر پول ما است! طبیعی است که از این جمله تعجب کرده باشید چراکه این نرخ و این ارقام واقعی نیستند.

در چنین شرایطی سوالات بسیاری به وجود می‌آید که پاسخ دادن به آنها فرصتی مفصل می‌طلبد اما مهم‌ترین سوالی که قصد داریم پاسخ آن را بررسی کنیم این است که نرخ «واقعی» دلار چند تومان است و برای هر دلار باید چند ریال بپردازیم؟ برای پاسخ به این سوال باید ابعاد گوناگونی را مدنظر قرار دهیم اما معمول‌ترین روش‌های محاسبه نرخ دلار را بررسی می‌کنیم.

1- دلار همبرگری:

یکی از ساده‌ترین روش‌های محاسبه نرخ ارز مقایسه قیمت یک یا چند کالا در کشورهای مختلف است. از مقایسه‌های رایج این روش، مقایسه قیمت یک ساندویچ همبرگر است و برای اینکه این روش علمی محاسبه شود باید نرخ ساندویچ همبرگر با یک نوع کیفیت محاسبه شود. در آمریکا بهترین نوع ساندویچ همبرگر مک‌دونالد 5 دلار است و بهترین ساندویچ همبرگر در ایران 5هزار تومان؛ یعنی اینکه نرخ برابری هر دلار با این روش باید 1000 تومان باشد.

اگر کسی ایراد بگیرد و بگوید در صورت وجود مک‌دونالد در ایران هر ساندویچ همبرگر آن به قیمت 7 هزار تومان فروخته می‌شد، باز هم نرخ دلار 1400 تومان خواهد بود نه 3300 تومان.

2- دلار تورمی:

یکی از روش‌های محاسبه نرخ ارز حقیقی، تعدیل نرخ ارز اسمی بر اساس مابه‌التفاوت تورم داخلی و خارجی است. در این استدلال انتخاب سال مبنا از اهمیت راهبردی برخوردار است.

بهترین زمان برای تعیین سال مبنا، سالی است که عرضه و تقاضای ارز بدون دخالت دلارهای نفتی تعیین شده باشد. بنابراین با انتخاب سال 1340 و با فرض محاسبه مابه‌التفاوت تورم داخل ایران با آمریکا طی 50 سال گذشته، نرخ حقیقی دلار در سال جاری حدود 820 تومان برآورد می‌شود. به عنوان مثال سطح عمومی قیمت‌ها در ایران از سال 1340 تا ابتدای سال 1390 در یک دوره 50 ساله، 780 برابر شده و سطح قیمت‌ها در کشور آمریکا با ارز خارجی دلار، 7/42 برابر شده است. بنابراین نسبت قیمت‌های آمریکا به ایران طی دوره مورد نظر 105 برابر کاهش داشته است.

 چنانچه سال 40 را که در آن نرخ ارز اسمی معادل76 ریال بوده، به عنوان سال مبنا انتخاب کنیم، یک محاسبه ساده نشان می‌دهد میزان نرخ ارز اسمی در سال 90 که نرخ ارز حقیقی در این سال را معادل سال مبنا قرار می‌دهد، معادل 8190 ریال خواهد بود. به عبارت دیگر با لحاظ سال 40 به عنوان سال مبنا، قیمت 8190 ریالی ارز در سال 90، اثرات تورم در 2 کشور را زدوده و نرخ ارز حقیقی را ثابت نگاه می‌دارد.

 از طرف دیگر اگر سال 1380 به عنوان سال پایه مبنا قرار گیرد، تا ابتدای سال 1390 سطح عمومی قیمت‌ها در ایران 3/61 و در آمریكا تنها 1/24 برابر شده است. با توجه به اینكه نرخ دلار در سال 1380 برابر با 7925 ریال بوده است، نرخ دلار در سال 1390، معادل 2 هزار و 300 تومان تعیین می‌شود. البته در محاسبه این سال نیز برخی كارشناسان معتقدند بانك مركزی در سال 80 كه یكسان‌سازی ارز اتفاق افتاد نرخی از بازار چند نرخی را انتخاب كرد كه بالاتر از میزان واقعی بود. به گفته كارشناسان در آن زمان محاسبات نشان می‌داد نرخ برابری واقعی دلار و ریال در محدوده 500 تومان بود اما پرش بانك مركزی برای یكسان‌سازی نرخ بیش از رقم واقعی بود.

این ارقام در حالی محاسبه می‌شود که آنچه واقعا در بازار قابل دسترسی است ارقام دیگری است؛ در 6 ماه نخست سال جاری قیمت هر دلار به طور متوسط به رقمی معادل 2500 تومان رسیده و نرخ رسمی بین بانکی معادل 1226 تومان است. برای روشن شدن موضوع مثالی دیگر می‌آوریم.

به طور مشخص در بین سال‌های 1356 تا 1363، نرخ دلار بیش از 8 برابر افزایش داشته و از 71 ریال در سال 1356 به 580 ریال در سال 1363 رسیده است که نشان از شیب تند تغییرات نرخ دلار طی این سال‌ها دارد. اگر سال مبنا سال 1356 باشد، نرخ دلار در ابتدای سال 1390، معادل 500 تومان می‌شود.
برخی اشاره کرده‌اند که بهترین زمان برای تعیین سال مبنا، سالی است که در آن، درآمدهای نفتی و سرریز شدن دلارهای نفتی به اقتصاد وجود نداشته باشد و عرضه و تقاضای ارز بدون دخالت دلارهای نفتی تعیین شده باشد.

این دسته از کارشناسان معتقدند هرقدر دوره محاسبه طولانی‌تر باشد، بهتر است زیرا تحولات بیشتری را در خود جای می‌دهد. با توجه به متغیر بودن نرخ‌هایی که با محاسبات متعدد فوق به دست می‌آید به نظر می‌رسد نرخ دلار در هر صورت نباید از 2000 تومان فراتر رود.

3- دلار دولتی:

روش‌های معمول و طبیعی محاسبه نرخ دلار در سطور بالا گفته شد اما در ایران یک عامل بسیار تاثیرگذار در تعیین نرخ ارز وجود دارد؛ دولت. با توجه به حجم در اختیار داشتن ارز، دولت تنها منبع عرضه ارز به شمار می‌رود و این یعنی دولت نقش بسیار مهمی در تعیین نرخ ارز دارد. یعنی با توجه به سهم بالای دولت از اقتصاد در عمل ظرف عرضه و تقاضا در انحصار دولت است.

سهم صادرات غیرنفتی را اگر تصور کنیم همه توسط بخش غیردولتی صورت می‌گیرد که در نقطه اوج خود در سال 90 معادل 30 میلیارد دلار بوده و صادرات نفتی معادل 113 میلیارد دلار، بر این اساس سهم بخش غیردولتی در عرضه زیر 20 درصد خواهد بود، آن هم عرضه‌ای که با ضوابط بانکی به طور کامل در اختیار بانک مرکزی است. از طرفی در قانون هیچ نامی از ارز مرجع برده نشده و هر نرخی که بانک مرکزی به عنوان ارز مرجع استفاده کند در اصل ابزار، رانت و یارانه‌ای است برای کنترل صادرات و واردات.

البته دولت این توانایی را دارد که با استفاده از این رانت، درآمدزایی غیرقانونی را نیز انجام دهد که در صورت انجام آن شرایط اقتصادی آینده به سود دولت نخواهد بود و فقط می‌تواند بهره‌برداری مقطعی کند. با این شرایط دولت این توانایی را دارد که با عرضه گسترده ارز، نرخ آن را تعدیل کرده و حتی قیمت دلار را به کمتر از 2000 تومان برساند. البته رساندن نرخ دلار به یک‌ماه گذشته یعنی 1800 تومان انتظاری شگفت‌انگیز نخواهد بود اگر همتی باشد و برنامه‌ای.

تهران امروز:نشانه‌های ضعف دولت

«نشانه‌های ضعف دولت»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم منصور حقیقت‌پور است كه در آن می‌خوانید؛فرافكنی هیچ‌گاه و در هیچ دوره‌ای درست نبوده و نیست؛ اما گویا این بار رئیس جمهور بنا را بر این گذاشته تا این نوع ادبیات را در كشور نهادینه كند. ما به هیچ عنوان این نوع ادبیات را درست نمی‌دانیم از سوی دیگر ادب را از برخی بی‌دین‌ها باید یاد گرفت كه زمانی كه اشتباه می‌كنند هرچند كه كوچك باشد؛ اما از ملت خود عذرخواهی می‌كنند درحالی كه دولت ما گویا از این ادبیات خوشش نمی‌آید و به جای معذرت خواهی از مردم مشكلات را بر گردن سایرین می‌اندازد.

آقای رئیس جمهور چرا ارز تا این حد افزایش پیدا كرد؟، چرا ثروت مردم به یكباره كاهش شدیدی یافت؟ آیا روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها مسئول چنین اتفاقاتی هستند یا مسئولان دولت خود شما؟ و یا افرادی كه توانایی لازم در دولت را ندارند؟ ما معتقد هستیم كه دولت باید شجاعت و رشادت داشته باشد تا به صراحت اعلام كند كه كدام كار خود اشتباه بود و كدام به كمك و كار كارشناسی نیاز دارد.

چه كسی می‌تواند در بازار و در كشور اخلال ایجاد كند؟ دولتی كه قیمت مرغ و تخم‌مرغ را نمی‌تواند كنترل كند و به جای عذرخواهی از ملت شریفی كه تا پای جان پای انقلاب ایستاده‌اند، چگونه می‌تواند با صراحت مقصر چنین آشفته بازاری را دیگران معرفی كند.

بنابراین بهتر است آقای احمدی‌نژاد در رفتار خود تجدید نظر و باید از این مردم عذرخواهی كند نه اینكه استرس و ترس از فردا را به خانه‌های مردم بیاورد و ثروت مردم را در عرض چند ماه به باد دهد؛ به طوری كه نرخ ارز در طول عمر این نظام بی‌سابقه بوده است. چه دلیلی وجود دارد كه ارز سه نرخی شود؟ پس نباید به این وضوح فرافكنی كرد.

دولت باید آنقدر جسارت داشته باشد كه سیاست‌های غلط خود را شناسایی و به مردم نشان دهد كه دولت نیز می‌تواند اشتباه كند؛ اما اینكه تمامی مشكلات را به گردن رسانه‌ها و چند خبر و البته سایر نهادها بیاندازیم، نشانه ضعف دولت است، چگونه است كه دولت با سه پیامك قافیه را می‌بازد ما در دوران جنگ نیز چنین برهه‌ای را سپری نكردیم.

از سوی دیگر بر هیچ كس پوشیده نیست كه هدایت امور اقتصادی در كشور به عهده وزریران اقتصادی و بانك مركزی نیست چرا كه آنها تنها مجری هستند؛ عده‌ای در كنار دولت برنامه‌ریزی‌های اصلی را انجام می‌دهد و همین امر منتج به سه نرخی شدن ارز می‌شود.

آفرینش:بازار ارز گرفتارهرج و مرج روانی و اقتصادی

«بازار ارز گرفتارهرج و مرج روانی و اقتصادی»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است كه در آن می‌خوانید؛شاید روزی درتصوراتمان بود كه اگر جنگی رخ دهد ممكن است قیمت دلار سر به فلك بگذارد و تورمی سنگین گریبان مردم را بگیرد. اما غافل از اینكه جنگ رخ نداده ویرانی های اقتصادی و استرس های روانی دربین مردم شهر نمایان شده است!. اسم دلار با قیت بالای سه هزارتومان در بین گفتگوهای روزانه مردم مایه نگرانی و ناامیدی نسبت به آینده ای نه چندان دور شده است. همه ازاین نگرانند كه "چه خواهد شد؟!".

اما جدای از سیاست های پنهانی كه در مورد گرانی های ارز وجود دارد و شائبه هایی كه در مورد اوج گیری بازار ایجاد شده، باید به رفتارهای پرهیجان مردم كه ناشی از "هرج و مرج روانی" درجامعه می باشد توجه داشت. پس از گذشتن قیمت دلار از مرز سه هزارتومان، هجوم و ازدحام مردم در صرافی ها برای تهیه دلار به طورچشم گیری، افزایش یافت و به طور غیر طبیعی عطش افراد برای خرید ارز نمایان بود.

جدای از سیاست های غیركارشناسی كشور، فرهنگ اقتصادی جامعه نیز دچارناهنجاری های است كه بر نا بسامانی های اقتصادی دامن می زند. درهمه جای دنیا اگر مردم پس انداز یا پولی داشته باشند در صندوق های سرمایه گذاری ،بورس و بانك ها وارد می كنند تا عرصه تولید در كشورشان رونق یافته و هم سرمایه آنها سودآوری مطمئن و متعارفی داشته باشد.

همانطور كه گفته شد سیاست های غیركارشناسی در مدیریت بازار ارز از سوی مسولان باعث به وجود آمدن رانت هایی شد كه سرمایه های خرد جامعه و كلان بخش تولید را كه با ركود مواجه شده بودند به این سمت كشاند. درهمین حال افزایش بی رویه قیمت ارز سبب شد تا بار روانی نیز بر این موج اضافه شود و مردم را تحریك كند كه به بازار ارز وارد شوند، تا ارزش پولشان در مواجهه با تورم كاسته نشود و هم سود بادآورده ای نصیبشان گردد.

ضمن این كه این رویه باعث به وجود آمدن بداخلاقی های بسیاری در بازار كسب و كار گردیده است. بسیاری از فروشندگان علی رغم اینكه جنس خود را با دلار ارزان تر خریده اند، اما هر روز قیمت كالاهای خود را افزایش می دهند. كارخانجات و تولیدكنندگان مواد خوراكی هم اجناس خودرا به روز با قیمت های جدید به بازار می فرستند.

اگراندكی تامل كنیم، متوجه می شویم كه اقدامات خود ماهم برآتش این وضعیت نابه سامان می افزاید. اگر ما مردم اندكی سعه صدرداشته باشیم و وارد موج بی ثباتی های ارزی و طلا نشویم، درحقیقت به خودمان سود رسانده ایم.

میزان سودی كه از قبل خرید چند صد دلار یا چند سكه عاید مردم عادی می شود ، بسیار كمتر از میزان افزایش تورم و گرانی هایی است كه تمامی وجوه زندگی مردم را در بر خواهد گرفت.

اگر مسولان نمی توانند یا نمی خواهند این اوضاع را كنترل كنند، خود مردم باید به فكر وضعیت خودباشند. توجه داشته باشیم كه وقتی قیمت شیر از 1200 در عرض چند ماه به 2400 تومان میرسد، دیگر نباید توقع داشت كه این قیمت ها به كمافی السابق برگردد. این درحالی است كه درآمدها و حقوق مردم به هیچ وجه با این افزایش قیمت ها همخوانی ندارد.

این عادت در بین جامعه رواج پیدا كرده است كه تا هرچیزی در بازار گران یا كمیاب می شود مردم به سمت آن هجوم می برند. درحالی كه اگر به صورت عادی به رفع نیاز با آن كالا برخورد شود،خیلی سریع اوضاع به حالت عادی برمیگردد. كمی فكر كنیم كه انباشت این حجم دلار در منازل چه ضربه ای را براقتصاد كشور خواهد زد؟!

این برخوردها ریشه روانی دارد كه مسبب اصلی آن مسولان هستند كه باید با اقدامات صحیح خود مانع از نگرانی ودلهره مردم از آینده شوند. تا مادامی كه اقدامی منطقی و كارشناسی از سوی تیم اقتصادی كشور برای ثبات دربازار ارز ایجاد نشود، شاهد عطش و میل بی رویه جامعه برای تبدیل سرمایه های خرد به دلار وطلا خواهیم بود، كه حاصلی جز سقوط ارزش پول ملی،كاهش قدرت خرید مردم،تورم و گرانی نخواهد داشت.

حمایت:اصلی فراموش شده

«اصلی فراموش شده»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است كه در آن می‌خوانید؛مقابله با رژیم صهیونیستی و حمایت از آرمان‌های ملت فلسطین امروز نه تنها خواسته‌ای منطقه‌ای بلكه خواسته‌ای برای تمام آزادی خواهان جهان است. در این میان تركیه از جمله كشورهایی است كه در سالهای اخیر گام‌هایی در این زمینه برداشته است.

این رویكرد با حمله كماندوهای رژیم صهیونیستی به امداد رسانان به غزه (كشتی مرمره) و به شهادت رسیدن 9 تبعه ترك تشدید شد و تا كنون نیز ادامه داشته است. اردوغان نخست وزیر تركیه در نشست حزب حاكم عدالت و توسعه باردیگر تاكید كرد كه راهكار كاهش تنشها میان تركیه و رژیم صهیونیستی اجرای اصولی نظیر عذرخواهی رژیم صهیونیستی از تركیه و لغو محاصره غزه است. هر چند كه رویكرد تركیه به تقابل با رژیم صهیونیستی امر مهم و قابل تقدیر می‌باشد اما در این میان اصولی چند وجود دارد كه اجرای آنها امری ضروری است. حمایت از فلسطین دارای ركنی اساسی به حضور در جبهه مقاومت است.

جبهه مقاومتی كه در طول سالهای اخیر خواستار پایان روند سازشكاری و رویكرد به مقابله همه جانبه با صهیونیست‌ها است. دستاوردهای این مقاومت را نیز در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه می‌توان مشاهده كرد كه ضمن شكست صهیونیست‌ها توجه جهانی به فلسطین را به همراه داشته است.

رویكرد به توسعه مناسبات با جبهه مقامت شامل ایران، سوریه، عراق و لبنان می‌تواند بیشترین تاثیر را در حمایت از ملت فلسطین داشته باشد چنانكه صهیونیست‌ها بارها تاكید كرده‌اند كه مهمترین دشمن آنان، جبهه مقاومت است و تمام طراحی‌های آمریكا نیز برای به حاشیه راندن مقاومت می‌باشد.

این اصل در شرایطی از سوی جهانیان مورد تاكید قرار گرفته كه تركیه به رغم تمام گرایشات به فلسطین ابهامات رفتاری در این زمینه داشته است. نمود عینی این امر را در عملكردها و مواضع این كشور در قبال اركان مقاومت می‌توان مشاهده كرد.

همكاری با غرب علیه سوریه، مشاركت در ناآرامی‌های عراق، اتخاذ برخی مواضع غیر دیپلماتیك در قبال ایران، مداخله در امور لبنان و برخی تحركات علیه حزب الله از جمله رفتارهای تركیه است.

این اقدامات شاید در ظاهر ارتباطی با مسئله فلسطین نداشته باشد اما چنانكه ذكر شد فلسطین با جبهه مقاومت است كه پایدار مانده و هراس صهیونیست‌ها نیز از جبهه مقاومت می‌باشد. اقدام علیه اركان مقاومت عملا خدمت به آمریكا و صهیونیست‌ها كه مسلما دستاوردی برای فلسطین ندارد.

بر این اساس تركیه برای آنكه بتواند صداقت خود در حمایت از فلسطین را به اثبات رساند باید در كنار تعلیق روابط با صهیونیست‌ها، همگرایی با جبهه مقاومت را در پیش گیرد و در اولین گام نیز به اجرای طرح‌های غرب در سوریه پایان دهد چرا كه ادامه روند كنونی برابر با دلسرد شدن ملت فلسطین از تركیه خواهد بود كه نتیجه آن حذف آنكارا از اردوگاه حامیان فلسطین است كه لطمات جبران ناپذیری را برای سران تركیه در عرصه داخلی و جهانی به همراه خواهد داشت بویژه اینكه مردم تركیه بر اصل همگرایی با مقاومت تاكید و با مخالفان آن مخالفت می‌كنند.

مردم سالاری:این روزها چه چیزی شکسته است؟

«این روزها چه چیزی شکسته است؟»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم محمدحسین روانبخش است كه در آن می‌خوانید؛ سال‌های آخر جنگ و روزهای موشک باران شهرها بود. غروب یکی از آن روزها که برق رفت و اعلام وضعیت قرمز شد، پدرم مرا فرستاد سرکوچه که شیشه چراغ گردسوز بخرم. رفتم و شیشه را به قیمت 8 تومان خریدم اما زمانی که پدرم می‌خواست آن را جا بیندازند، شیشه شکست و لازم شد تا دوباره بروم و شیشه دیگری بخرم، اما این بار فروشنده قیمت آن را 9 تومان گفت. وقتی هم اعتراض کردم که همین چند دقیقه قبل شیشه را 8 تومان خریده‌ام، پاسخ داد: این چیزها قیمتش ثانیه‌ای بالا می‌رود!

این خاطره از ده- دوازده سالگی همیشه در ذهنم بود و گاهی که یاد آن سال‌ها می‌‌افتادم، خدا را شکر می‌کردم که دیگر آن شرایط نیست و اگر چه هنوز گرانی و تورم، مردم را در تمام این سال‌ها آزار می‌دهد اما وضعیت اقتصادی کشور مثل دوران جنگ چنان سخت و ویژه نیست که حتی شیشه چراغ گردسوز هم ثانیه‌ای گران شود. در آن روزگار بودجه مملکت صرف جنگ می‌شد و به جایی رسیده بودیم که به قول بعضی از افراد«برای تهیه بند پوتین رزمندگان» هم ممکن بود به مشکل مالی برخورد کنیم.

چند روز پیش در بحبوحه وضعیت ناهنجار و عجیب افزایش قیمت ارز، یکبار دیگر اتفاقی افتاد که آن خاطره برایم زنده شد. گویی این جمله که «تاریخ تکرار می‌شود: بار نخست به شکل تراتژدی است و بار دوم به صورت کمدی» برای من به واقعیت پیوست. رفتم و از سوپری سر کوچه‌مان یک پاکت 900 گرمی شکر خریدم به قیمت 1500 تومان و یک ساعت بعد که دوباره رفتم تا یک پاکت دیگر بخرم، فروشنده قیمت را 1600 تومان اعلام کرد.

این بار اما اعتراضی نکردم، همه تجربیاتی که از نوجوانی تا به حال اندوخته‌ام مانع شد که بپرسم چرا در روزگاری که نفت را بالای 100 دلار می‌فروشیم و آنقدر وضعمان خوب است که هیات همراه احمدی‌نژاد به نیویورک 85 تا 140 نفر(بنا به روایت‌های متفاوت) است باید این طور ثانیه‌ای قیمت اقلامی مثل شکر بالا برود؟! در واقع فروشنده خرده فروش که آخرین حلقه زنجیر است چه کاره است و چقدر در این گرانی تاثیر دارد که من اعتراضم را سر او خالی کنم؟!

این وضع البته فقط برای من و درباره شکر شکل نگرفته است. این روزها هر که را می‌بینی از همین حرف‌ها می‌زند: دوستی که موعد تمدید اجاره خانه‌اش رسیده و صاحب خانه 60 درصد به اجاره افزوده است. خویشاوندی که دارد برای دخترش جهیزیه فراهم می‌کند تعریف می‌کند که فروشگاه‌های لوازم خانگی یا کلا کرکره را پائین کشیده و تعطیل هستند یا تبدیل به نمایشگاهی شده‌‌اند که اجناسشان برای تماشا است نه فروش و اگر کسی هم چیزی را می‌فروشد، به قیمتی می‌فروشد که کسی نخرد!

منظورم این است که وضعیت اقتصادی فعلی فقط واردکنندگان عمده و تجار و فعالان بازار ارز و سکه را درگیر نکرده است بلکه این اقشار متوسط و ضعیف جامعه هستند که دارند از برکت سوء مدیریت مدعیان «آوردن پول نفت بر سر سفره‌ها» زیر فشار گرانی له می‌شوند و حتی قدرت آخ گفتن هم ندارند! تصور کنید کارمندی که ماهیانه 700 هزار تومان حقوق می‌گیرد اگر همه حقوق و عیدی یک سال خود را جمع کند و یک ریال آن را هم خرج نکند باز هم سر سال نمی‌تواند یک سوم 25 میلیون تومان که صاحبخانه طلب کرده، فراهم کرده و به عنوان اضافه رهن بدهد تا در همان آپارتمانی که سال قبل رهن و اجاره کرده یکسال دیگر بماند!

پسری که در آستانه ازدواج است نمی‌‌تواند با حقوق کامل یک سال خود برای همسرش یک سرویس معمولی طلا به قیمت هر گرم 130 هزار تومان بخرد! پدری که بازنشسته است نمی‌تواند با حقوق یک سال خود چهار قلم کالای اصلی جهیزیه دخترش را تهیه کند! کارگری که سالهاست میوه و گوشت از سبد خریدش حذف شده باید لبنیات را هم از سفره‌اش جمع کند! و این میان اگر خدای ناکرده فردی از خانواده‌ای متوسط بیمار شود، هزینه‌ای برای درمانش وجود ندارد!

در این وضعیت چه انتظاری می‌توان از مردم داشت که دغدغه «پیر شدن جمعیت» در سال‌های آینده را داشته باشند و بیش‌از پیش بچه‌دار شوند؟ چه انتظاری می‌توان از جامعه داشت که کتاب و مطبوعات بخرند؟ و چرا باید مردم گوش به نصایحی از این دست بدهند که دارایی‌های اندک خود را سکه و دلار و مایحتاج اضافی نخرید و به هیجان بازار دامن نزنید؟ در حالی که همه چیز ثانیه به ثانیه گرانتر می‌شود و پول مردم بی‌ارزش‌تر؛ آن وقت مسوولان اقتصادی مملکت با طمانینه و آرامش اعلام می‌کنند که بالاخره مقاومت بازار و اخلالگران می‌شکند و تا ابد وضع چنین نمی‌ماند!

برادران گرامی، آنچه شکسته است آرامشی است که باید در بازار باشد، آنچه شکسته است اعتمادی است که باید به برنامه‌های اقتصادی دولت باشد، آنچه شکسته است امید به آینده قشر کم درآمد جامعه است. واقعا اگر شبیه وضعیتی که این روزها در اقتصاد ایران شکل گرفته در کشور دیگری شکل می‌گرفت، مسوولان اقتصادی‌اش نه تنها استعفا می‌دادند که از ناراحتی و شرم، خودکشی می‌کردند، اما بنازم به اعتماد به نفس وصلابت بعضی مسوولان خودمان که همتشان صرف بگو مگو با هم و انداختن تقصیرها به گردن یکدیگر است که هیچ دردی از مردم دعوا نمی کند.

وظیفه ما اهالی رسانه این نیست که به‌به‌ و چه‌چه بگوئیم و بعد هم دولت محترم با وام خبرنگاری و جایزه فصلی تشویقمان کند. وظیفه ما بیان واقعیت‌هایی است که عرصه را بر مردم تنگ کرده است، حتی اگر به سیاه‌نمایی و همکاری با دشمنان متهم شویم و خدا کند که گوشی برای شنیدن این حرف‌ها باقی‌مانده باشد و ذهنی باور کند که سیاه‌نمایی یعنی چشم بستن بر واقعیت‌ها و تعریف از خدماتی که وجود خارجی ندارد!

ملت ما:ایران‌هراسی بهانه‌ای برای فروش بیش‌تر تسلیحات

«ایران‌هراسی بهانه‌ای برای فروش بیش‌تر تسلیحات»عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم حسن بهشتی‌پور است كه در آن می‌خوانید؛در ارتباط با مانور اخیر 30 كشور در خلیج‌فارس باید به این مسئله توجه داشت كه امریكایی‌ها از پیش برنامه‌ریزی‌ها برای برگزاری این مانور را انجام داده بودند. با وجود این‌كه برخی كشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز در این مانور شركت داشتند، اما هیچ‌گونه برنامه‌ای از سوی این كشورها جهت مانور اخیر صورت نگرفته بود. برنامه‌ریزی برای انجام این مانور از سه ماه پیش اعلام شده بود، بنابراین نمی‌تواند مستقیما به موضوع اخیر اعتراض جهان عرب به امریكا مرتبط باشد. اما از سوی دیگر استقرار این حجم از امكانات در خلیج فارس، نشان می‌دهد كه آنها پیام تحركات مردمی را جدی گرفته‌اند. چرا كه آنها نیز شعله‌ور شدن احساسات مردمی علیه غرب را می‌ببینند.

این مانور دریایی تازه‌ترین اقدام امریكا برای گسترش حضور نظامی خود در منطقه خلیج‌فارس به شمار می‌رود. بدون شك این مانور پیامی برای ایران نیز به همراه داشت. مقامات نیروی دریایی امریكا تاكید دارند كه این مانور مین‌روبی علیه كشوری خاص یا پاسخی به تهدید ایران برای بستن تنگه هرمز نیست. اما باید توجه داشت كه امریكایی‌ها این مانور را با هدف ایران‌هراسی و نشان دادن پیامی روشن به ایران انجام دادند. در واقع هدف اصلی از برگزاری این مانور این امر بود كه خود را علیه ایران متحد نشان دهند.

اما امریكا همان‌گونه كه در سال‌های اخیر نیز با بهانه قرار دادن دستیابی جمهوری اسلامی ایران به دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تلاش كردند بحث «ایران‌هراسی» را به عاملی برای امنیتی جلوه دادن فضای منطقه و بستر‌سازی برای فروش سلاح‌های خود تبدیل نمایند، این‌بار نیز بر همان اهداف سابق بودند. امریكا و مجموعه كشورهای غربی همپیمان می‌خواهند تا با القای پروژه ایران‌هراسی در منطقه، هراس و تنش ایجاد كند و سلاح‌های از رده خارج خود را به فروش رساند.

مقامات واشنگتن برای جلوگیری از ورشكستگی كارخانه‌های تولید سلاح در امریكا، دست به تشدید تنش در منطقه استراتژیك خاورمیانه و خلیج فارس می‌زنند. شاهد این مثال این است كه كشورهای حاشیه خلیج‌فارس طی 3 سال گذشته حدود 30 میلیارد دلار با امریكا قرارداد تسلیحاتی بسته‌اند. گزارشی كه حدود دو ماه پیش از سوی كنگره ارائه شد را نیز می‌توان شاهد دیگری بر این امر دانست. كنگره امریكا در گزارشی به افزایش چند برابری فروش سلاح‌ها و تجهیزات امریكایی نسبت به سال گذشته اعتراف كرد.

در این گزارش آمده است كه در سال۲۰۱۱ فروش اسلحه به كشورهای دیگر ۶۶ میلیارد بود در حالی كه در سال۲۰۱۲ این میزان به ۸۵ میلیارد دلار رسیده است. كنگره امریكا در ادامه، این افزایش فروش تجهیزات نظامی را ترس كشورهای منطقه خاورمیانه از ایران دانسته و گفته است كه بیش‌ترین خرید تجهیزات نظامی از سوی عربستان سعودی و امارات صورت گرفته است. این در حالی است كه جمهوری اسلامی ایران اعلام كرد، كه دكترین نظامی‌اش دفاعی و بازدارنده بوده و رویكرد آن صلح و دوستی است.

می‌توان این‌گونه نیز برداشت كرد كه آنها با این مانور قصد داشتند به ایران هشدار دهند كه اگر قصد بستن تنگه هرمز را دارد، باید بداند جامعه بین‌المللی در مقابل تهدیدهای ایران متحد است. آنها با این مانور قصد داشتند تا اعلام كنند كه در كنار كشورهای منطقه حضور دارند و آنها را در هیچ مقطعی تنها نخواهند گذاشت و حضورشان هم جدی است.

ابتكار:به نام ایران به کام اردوغان

«به نام ایران به کام اردوغان»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم حسن فاتحی است كه در آن می خوانید؛آقای خالد مشعل درچهارمین نشست کنگره عدالت وتوسعه درترکیه، درسخنانی عنوان کردند که" اردوغان نه تنها رهبرترکیه بلکه رهبرجهان اسلام نیز هستند".

ایشان در عبارتی اردوغان رامدل موفق مدیریت اسلامی میانه رو معرفی وافزودند که” خدا مقام تورابالاتر برد توعزیزی و.....".

زمانیکه به سیاست مدیریتی طیف دوستان داخلی خودمان نقد می‌نویسیم که بجای هزینه برای دیگران مشکلات کلان داخلی را دریابید واگرهم می‌خواهید هزینه کنید،لااقل کاری کنید که که کاسه داغتر از آش نشویم،متاسفانه همین دوستان بدون توجه به هدف ونیت اصلی منتقدین که بجز اصلاح، چیز دیگری نیست، باچشمان بسته آنهارا مستحق برچسبهای غیراخلاقی می‌نمایند تا حرف ومنطق درستی شنیده نشود.

یکی ازشخصیتهای که ما بسیار برایش هزینه کردیم همین خالد مشعل می‌باشد که ازجانب حماس سخن می‌گوید ونمایندگی می‌کند.

وقتی حوادث سوریه درراستای خیزشهای مردمی منطقه شکل گرفت، همین آقای خالد مشعل بادرک واقعیتها وشناخت به مبانی اسلامی،بلافاصله صف خودرا از نظام حاکم سوریه جدانمود ودرنهایت حتی دربرابر نظام حاکم سوریه موضع گیری نمود.

ولی دراین وسط ما ماندیم،با ادعای دوستان فرضی که فراوان برای دوام آنها هزینه کرده بودیم ولی متاسفانه میوه اش را اردوغان می‌چیند.

آیا روزی نیز قابل تصورخواهد بود که دوستان لبنانی ما زمانیکه پای منافع خودشان به میان آمد، موضعی شبیه خالد مشعل بگیرند؟

هرچند قبول چنین فرضیه وتحلیلی سخت است ولی درعالم سیاست امروزی،هیچ رویدادی خارج از تصورنیز نمی‌تواند باشد،چراکه دیدگاه سنتی ما به مبانی سیاسی ازیک طرف و چرخش منافع ملتها ازطرفی دیگر، هیچ وقت نتوانسته تصمیم گیران مارا با واقعیتهای میدانی آشنا نموده باشد.آنها همیشه ایام حرف وتکیه کلام خویش را باخود داشته اند ولو اینکه درعمل نتیجه عکس گرفته باشند.

اگر خالد مشعل باورش این است که اردوغان رهبرجهان اسلام است وشایستگی این مسئولیت را دارد،درآنصورت حاصل زحمات وهزینه‌های چندساله ما به کدام سمت وسویی درحرکت خواهدبود؟

آیا رفتارسیاسی شخصیتهای چون خالد مشعل، دلیلی بر عدم پذیرش الگوی مدیریت اسلامی ما ازطرف آنها نمی‌باشد؟ اگر چنین است، چرا ماباید درحالیکه بحران ارز ومشکلات اقتصادی درکشور غوغا می‌کند، همچنان درکنار نظامهای اقتدارگرا قرار گرفته باشیم؟

آرمان:وحدت ملی؛ به سوی تکثر یا...؟

«وحدت ملی؛ به سوی تکثر یا...؟»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم مصطفی درایتی است كه در آن می‌خوانید؛چند صباحی است که بحثی در محافل سیاسی داغ شده است. موضوعی که این روزها به زبان‌های مختلف روی آن تاکید و در واقع به عنوان راهکاری برای‌ برون‌رفت از وضع کنونی برشمرده می‌شود، مساله لزوم وحدت است. البته بی‌تردید از وحدت نیز در ادبیات سیاسی تعابیر مختلفی وجود دارد.

اصولگرایان و اصلاح‌طلبان شاید درباره لزوم آن با هم اتحاد داشته باشند، اما آیا وحدت اصولگرایانه با وحدت اصلاح‌طلبانه با هم فرق دارند؟ تعبیری که من از وحدت دارم، انسجام داخلی و برقرار شدن یک رابطه معقول بین مردم و مسئولان است. این یقینا تنها راه برون‌رفت است.

وحدت در نگاه من به معنای این نیست که نظرها با هم مساوی شود یا همه یک‌جور فکر کنند، بلکه بیشتر به این معناست که همه‌کس احساس کنند به تناسب ظرفیت و توانایی‌هایشان مورد توجه قرار می‌گیرند و ایفای نقش می‌کنند. هر طرفی تحمل جریان مقابل را داشته باشد و در یک رقابت معقول و منطقی بتوانند نقش منطقی خود را داشته باشند. این یک قاعده است که حذف کردن، هم به گروه دیگر و هم به خودش لطمه خواهد زد.

اگر وحدت این‌طور تعبیر شود که بیایید مثل ما شوید، تجربه نشان داده که این موضوع نمی‌تواند چندان موفق باشد. تاکنون به نتیجه نرسیده و به نظرم هیچ وقت هم به نتیجه نخواهد رسید. مشکل این است تنها در شرایط خاص بحث وحدت را مطرح می‌کنیم. بحث وحدت شکل همکاری و همگرایی ندارد، بلکه دستاویزی برای خروج ما از وضع موجود است.

اصولگرایان این نظر را به معنای واقعی به مرحله اجرا در‌آورده‌اند. آنها تاکنون در مراحل مختلف از حذف رقیب خود خوشحال ‌شده‌اند و این نوعی بدگمانی در محتوای وحدت مورد نظر آنها ایجاد می‌کند. به هر تقدیر به نظرم اعتقاد به حذف رقیب، موجب مرگ جریان سیاسی قائل به این دیدگاه است. این مشکل حتی تنها منحصر به آنها نیست و دایره آن به سایر حوزه‌ها نیز مرتبط می‌شود. طبیعی است طرح مساله وحدت‌ملی زمانی در عرصه عمومی تاثیر جدی در ایجاد همگرایی خواهد داشت که جامعه احساس نکند این موضوع به خاطر در بن‌بست قرار گرفتن یک جریان سیاسی است.

وحدت سیاسی در صورتی شکل منطقی می‌گیرد که ما برنامه‌ای برای بها دادن به گروه‌های گوناگون داشته باشیم. در غیر این صورت، برداشت مردم چیز دیگری خواهد بود. فراموش نکنیم موضوع وحدت ملی باید اولین تاثیرش را روی جامعه بگذارد و گام‌های بعدی پس از فراهم شدن روحیه اطمینان و وحدت بین مردم مهیا می‌شود.

دنیای اقتصاد:مالیات خاموش

«مالیات خاموش»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم مرتضی کاظمی است كه در آن می‌خوانید؛حجم کل نقدینگی اقتصاد ایران، در پایان سال 1390، در حدود 352 هزار میلیارد تومان بوده و با توجه به آمار بانک مرکزی در مورد حجم نقدینگی 374 هزار میلیارد تومانی در پایان خردادماه 91، می‌توان گفت نرخ رشد نقدینگی در سه ماه نخست امسال، ۲۵/۶ درصد بوده است.

در غیاب ارائه آمار جدیدتر در مورد حجم نقدینگی از سوی بانک مرکزی، با فرض استمرار نرخ رشد مربوط به سه‌ماه نخست امسال در سه ماه دوم، می‌توان تخمین زد که حجم نقدینگی در پایان شهریور به 397 هزار میلیارد تومان رسیده باشد و در صورت استمرار همین نرخ رشد نقدینگی در مهرماه، با محاسبه‌ای ساده می‌توان نشان داد که احتمالا در پایان هفته جاری، شاهد تجاوز حجم نقدینگی کشور از مرز 400 هزار میلیارد تومان خواهیم بود.

حجم نقدینگی از فروردین 83 تا فروردین سال جاری بیش از هفت برابر شده و از 51 هزار میلیارد تومان به بیش از 357 هزار میلیارد تومان رسیده است. براساس آمار ارائه شده توسط بانك مركزی، میزان نقدینگی در پایان خردادماه امسال، بنا به اعلام بانک مرکزی، از مرز 374 هزار میلیارد تومان گذشته است.

مقایسه این آمار با حجم نقدینگی تا پایان بهار سال گذشته حاكی از رشد 72 هزار میلیارد تومانی نقدینگی (معادل ۸/۲۳ درصد) طی یک سال می باشد. در حالی که رشد اقتصادی ظرف این سال‌ها رضایت‌بخش نبوده است، آمار رشد نقدینگی حاکی از نرخ تورمی ناخوشایند است. اقتصاددانان معتقدند در شرایط فعلی، رشد نقدینگی مهم‌ترین عامل افزایش تورم است. اگر میزان نقدینگی بیش از حد نیاز باشد منجر به بالارفتن سطح عمومی قیمت‌ها و دشواری‌های ناشی از آن خواهد شد. در ادبیات اقتصادی و پولی، كمتر مطالعه‌ای است كه منكر رابطه نقدینگی و تورم باشد.

البته این رابطه گاهی شدت یا ضعف پیدا می‌کند؛ اما به طور كلی، افزایش نقدینگی یا به مفهوم خاص آن، افزایش پایه پولی از طریق چاپ پول، مهم ترین عامل افزایش تورم است. اقتصاددانان معتقدند این قاعده علمی در كشور ما نیز صدق می‌كند. شاید عوامل دیگری بتوانند این رابطه را تضعیف كنند، اما باید خاطرنشان کرد که نقدینگی آثار خود را بر جای خواهد گذاشت. مسوولان و سیاست‌گذاران نیز بارها به تاثیرات مخرب این پدیده اشاره کرده‌اند.

برای مثال یکی از مسوولان طراز اول کشور اخیرا خاطرنشان کرده که «... تردیدی نیست بخشی از این مشکلات به تحریم‌ها برمی‌گردد؛ ولی مقدار زیادی از مشکلات موجود به رشد بی‌سابقه نقدینگی مربوط است.... زمانی که بخش‌های تولیدی کشور فعال نباشد نقدینگی موجود در جامعه به سمت بازارهای کاذب می‌رود و در آن بازارها اختلال ایجاد می‌کند.

در شرایط کنونی راهکارهای لازم برای سوق دادن نقدینگی به سمت تولید مشخص است و ضرورت آماده کردن بسترهای آن بیش از پیش احساس می‌شود.»

به نظر می‌رسد تصمیم‌سازان‌ها غالبا مهم‌ترین ابزار و راهكار كنترل نقدینگی و در نتیجه تورم را شناسایی کرده‌اند: اگر دولت، كسری بودجه خود را كاهش دهد پایه پولی و در نتیجه نقدینگی نیز كاهش خواهد یافت. به همین دلیل سیاست تامین مالی کسری بودجه از طریق انتشار پول، سیاستی است که دائما مورد نکوهش و انتقاد است.

نتیجه اینکه ساده‌انگاری است اگر تصور شود که سیاست‌گذاران کشور نسبت به این حقیقت بی‌اطلاع هستند. با توجه به این نکته، چگونه است که سیاست‌گذاران و اقتصاددانان به تاثیر نقدینگی مهار گسیخته واقف هستند، ولی راه درست گم شده است؟ آیا می‌توان گفت دلیل این تناقض، بی‌انضباطی مالی دولت است؟

اگر بار سنگین وعده‌ها و تعهدات مالی ارائه‌شده توسط مسوولان، بر دوش دولتی سنگینی کند و آن دولت حاضر نباشد هزینه‌هایش را کاهش دهد یا به عبارت دیگر از وعده‌های خود عقب‌نشینی نکند، چه بسا به منظور برآوردن این وعده‌ها، منابع مالی خود را از طریق استقراض از بانک مرکزی تامین کند. در کشورهای نفت‌خیز این امکان نیز وجود دارد که دولت، منابع نفتی را به بانک مرکزی بفروشد. در چنین حالتی پس از چاپ پول توسط بانک مرکزی، پایه پولی کشور افزایش می‌یابد. از این طریق نقدینگی افزایش می یابد در حالی که رشد اقتصادی به سرعت رشد نقدینگی نبوده است.

اقتصاددانان، اصطلاح هوشمندانه ای را به عنوان مفهومی مترادف با مفهوم مذکور در نظر گرفته‌اند: مالیات تورمی. وقتی دولت‌ها به منظور غلبه بر کسری بودجه اقدام به انتشار پول می‌كنند، این اقدام منجر به افزایش تورم شده و باعث می‌شود قدرت خرید مردم كمتر شود. به این‌ ترتیب مردمی که قرار بوده پول بیشتری برای عوارض و مالیات بدهند آن ‌را در جای خود نمی‌دهند و در عوض از طریق کاهش قدرت خرید پولشان این موضوع را جبران می‌کنند. «مالیات خاموش» (silent tax) یا «مالیات پنهان» (hidden tax) از دیگر اصطلاحات مترادفی است که برای این مفهوم پیشنهاد شده است.

نتیجه اینکه حتی اگر دولتی نیت خیر داشته باشد متاسفانه نتیجه بی‌انضباطی مالی چیزی جز ضرر زدن به اقتصاد و در واقع ضرر زدن به مردم نخواهد بود.

گسترش صنعت:یک تیر و دو نشان

«یک تیر و دو نشان»عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم حمید صافدل است كه در آن می‌خوانید؛در جامعه امروز افزایش حجم تولید، متنوع شدن محصولات، پدیدار شدن رقبای تازه، افزایش واردات و تغییرات سبک زندگی مصرف‌کننده، چهره فروشگاه‌ها را متحول کرده و دنیای متفاوتی از فروش را پیش روی تولید‌کنندگان قرار داده است.

در این فضا ارتقای صنعت بسته‌بندی از الزامات توسعه صنعتی کشور‌ها محسوب می‌شود، چراکه توجه به این مهم نه تنها منجر به حضور در بازار‌های مختلف جهان خواهد شد بلکه شکوفایی تولید را به دلیل افزایش تقاضا در پی خواهد داشت.

در باب اهمیت بسته‌بندی در جذب مشتری همین بس که در این دهه، ورود محصولات جدید به بازار بیش از دو برابر تعدادی است که دهه گذشته به بازار معرفی شده‌اند.
بدیهی است در چنین شرایطی  بسته‌بندی نخستین چیزی است که خریداران و مصرف‌کنندگان در بازار رقابتی امروز می‌بینند و به این دلیل است که ساختار و فرم بسته‌بندی، کلید اصلی تمایز محصولات در آینده نزدیک به شمار می‌آید.

اگرچه امروزه محققان بازاریابی، با قرار دادن بسته‌بندی در گستره بازاریابی، بیش از پیش به اهمیت و نقش بسته‌بندی واقف هستند...

اما تاکنون رویکرد جامع و کاملی به صورت قانونمند و ساماندهی شده درخصوص چگونگی تصمیم‌گیری برای بسته‌بندی صورت نگرفته است. از این روست که برای گسترش آگاهی و دانش در مورد ابعاد و زوایای مختلف بسته‌بندی یک محصول و نقش آن در ایجاد حس مثبت و رضایت در مصرف‌کننده، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

البته مزیت توجه به بسته‌بندی برای جذب مشتری  در بازار‌های داخلی، خارجی و رشد صادرات غیرنفتی ختم نمی‌شود، چرا‌که بین  این صنعت  و سایر صنایع رابطه متقابلی وجود دارد که توجه به آن به طور قطع به رونق تولید داخلی نیز منجر خواهد شد. به عبارت دیگر با توجه به اهمیت این صنعت به جرات می‌توان گفت که صنعت بسته‌بندی یکی از حلقه‌های گمشده توسعه و رشد تجارت در ایران است که آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است گرچه در سال‌های اخیر از رشد خوبی برخوردار بوده است، اما تا وضع مطلوب هنوز فاصله بسیار داریم.

به عنوان نمونه در حالی  بسته‌بندی یک فرصت استثنایی در عرصه تولید و تجارت به‌شمار می‌آید که به دلیل نبود توجه کافی به آن برخی از محصولات ایرانی با نام کشور‌های دیگر عرضه می‌شود. چنان‌که  هم اکنون عسل یا زعفران تولید ایران به صورت فله به سایر کشورها صادر می‌شود. این در حالی است که ترکیه محصول عسل و اسپانیا زعفران  ایران را به صورت فله خریداری کرده و با بسته‌بندی مناسب و قیمت زیاد، در اختیار بازار جهانی قرار می‌دهد.

در مجموع باید تاکید کرد که در تفکر بازارگرا به جای تولیدگرا، بسته‌بندی بهینه رمز موفقیت برای نفوذ و ماندگاری در بازار رقابتی خارجی، بسته‌بندی بهینه است؛ بر همین اساس، بنگاهی که نتواند در بازار داخلی سهم رو به رشدی داشته باشد، امکان ندارد بتواند در بازارهای صادراتی موفقیتی ماندگار کسب کند.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
چهارشنبه 12/7/1391 - 13:58
baharrrrr88 ( تعداد مطالب : 38737 ) ( تعداد نظرات : 5242 )

سه گروهی که ارز مرجع به آنها تعلق می گیرد

سخنگوی مرکز مبادلات دارندگان و متقاضیان ارز از پرداخت ارز مرجع به بیماران عازم خارج و دارای تاییدیه شورای عالی پزشکی، دانشجویان بورسیه مورد تایید وزارت علوم و وزارت بهداشت و زائران حج تمتع هم ارز با نرخ مرجع خبر داد.
مهر - سخنگوی مرکز مبادلات دارندگان و متقاضیان ارز از پرداخت ارز مرجع به بیماران عازم خارج و دارای تاییدیه شورای عالی پزشکی خبر داد و گفت: به دانشجویان بورسیه مورد تایید وزارت علوم و وزارت بهداشت هم ارز با نرخ مرجع 12260 ریال پرداخت می‌شود.

صمد کریمی در گفتگویی رادیویی افزود: زائران حج تمتع هم ارز با نرخ مرجع دریافت می کنند. وی درباره فعالیت این مرکز و کارایی آن گفت: به تدریج دامنه عرضه ارز در این مرکز افزایش می یابد و دارندگان ارز برای فروش ارز خود با نرخ مبادله ای می توانند به شعب ارزی بانک ها مراجعه کنند.

کریمی گفت:‌ بانک های کشور می توانند برای خرید و فروش ارز به نرخ مبادله ای و غیرمرجع اقدام کنند و کسانی که ارز به صورت اسکناس دارند می توانند ارز خود را به بانک بفروشند و در مقابل بانکها هم برای متقاضیان ارز خدمات ، درمان و ارز مسافرتی می توانند با این نرخ بفروشند.

کریمی اظهارداشت:‌ در مرکز مبادلات ارز به هیچ وجه خرید و فروش اسکناس نداریم بلکه از دیگر ابزارهای هدایت عرضه وتقاضا و مدیریت آن مانند حواله ، برات و ال سی استفاده می کنیم.

سخنگوی مرکز مبادلات دارندگان و متقاضیان ارز افزود:‌ نرخ ارز مبادله ای (غیر مرجع) با تلاش کارشناسان بانک مرکزی و جمع آوری اطلاعات دقیق از خرید و فروش واقعی ارز (نه نرخ هایی که در برخی سایت ها درج می شود) استخراج می شود و میانگین موزون نرخ های یک روز بازار است و با نرخ دو درصد ارزان تر مبنای داد و ستاد در مرکز مبادلات ارزی قرار می گیرد.

کریمی گفت: با رفع چالشهای این طرح و آسیب شناسی آن و همچنین با ورود سایر عرضه کنندگان مانند صندوق توسعه ملی و صادر کنندگان کالاهای غیر نفتی و دیگر برنامه ها در آینده شاهد تامین منابع ارزی بیشتری در این بازار خواهیم بود.

وی تصریح کرد: نباید خیلی نگران نوسان کوتاه مدت باشیم و حتما گسترش فعالیت این مرکز همراه با تقویت عرضه به ایجاد تعادل در بازار ارز کمک خواهد کرد.

سخنگوی مرکز مبادلات ارزی گفت: وارد کنندگان کالا و خدمت برای گروه های 3 تا 5 که ثبت سفارش کرده اند و عمدتا کالاهای مواد اولیه ، سرمایه ای و واسطه ای است ، می توانند برای انجام مراحل دریافت ارز به بانک های عامل و شعب ارزی در تهران و شهرستان ها مراجعه کنند و برای گروه های کالایی 1و 2 همچنان ارز مرجع با نرخ 1226 ادامه دارد.
http://www.asriran.com/fa/news/234550
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2046روز قبل
چهارشنبه 12/7/1391 - 8:56
baharrrrr88 ( تعداد مطالب : 38737 ) ( تعداد نظرات : 5242 )
ادعای آمریکا درباره تاثیر تحریم‌ها بر نوسانات ارزی در ایران

خبرگزاری فارس: سخنگوی وزارت خارجه آمریکا مدعی شد کاهش ارزش ریال به معنای موفقیت فشارهای بین‌المللی و شدیدترین تحریم‌هایی است که جامعه بین‌المللی تاکنون علیه ایران اعمال کرده است.

خبرگزاری فارس: ادعای آمریکا درباره تاثیر تحریم‌ها بر نوسانات ارزی در ایران

به گزارش فارس، به نقل از خبرگزاری فرانسه، «ویکتوریا نولاند» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز دوشنبه مدعی شد: از دیدگاه ما، کاهش ارزش ریال نشان‌دهنده موفقیت فوق‌العاده فشار بین‌المللی است که ما بر اقتصاد ایران وارد کرده‌ایم. ایران تحت فشار زیادی قرار دارد.

وی در ادامه ادعاهای خود افزود: ایران به شدت از سیستم مالی جهانی دور شده و بخش اعظم نفت ایران از بازار خارج شده است. پول رایج ایران سقوط کرده و شرکت‌ها در سراسر جهان از معامله با شرکت‌های ایرانی خودداری می‌کنند. این‌ها، شدیدترین تحریم‌هایی است که جامعه بین‌المللی اعمال کرده و این تحریم‌ها برای وادار کردن ایران برای توجه کردن به اهمیت توقف فعالیت‌های هسته‌ای این کشور بسیار حائز اهمیت است.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ادامه داد: فکر نمی‌کنیم اگر ایران تحت فشار قرار نگیرد، پای میز مذاکره با 1+5 حاضر شود.

بر اساس این گزارش، برخی مقامات پس از مذاکرات هفته گذشته در سازمان ملل، گفتند، اتحادیه اروپا و آمریکا اکنون در حال بررسی تشدید تحریم‌ها هستند و در عین حال به دنبال منصرف کردن اسرائیل از حمله به ایران هستند.

طبق این گزارش، اتحادیه اروپا اولین گروهی است که قصد دارد تحریم‌ها علیه ایران را افزایش دهد. یک دیپلمات غربی نزدیک به مذاکرات 1+5 با ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل گفت: گام بعدی که بر می‌داریم تشدید تحریم‌هاست.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910711000490

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2046روز قبل
چهارشنبه 12/7/1391 - 8:27
گردباد ( تعداد مطالب : 7199 ) ( تعداد نظرات : 861 )
اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی در گفتگو با خبرنگار افکارنیوز با بیان اینکه رفتن رئیس جمهور به نیو یورک ضرورت های کشور به شمار می رفت گفت: رئیس جمهور ایران باید به عنوان نماینده ایران منافع نظام...

اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی در گفتگو با خبرنگار افکارنیوز با بیان اینکه رفتن رئیس جمهور به نیو یورک ضرورت های کشور به شمار می رفت گفت: رئیس جمهور ایران باید به عنوان نماینده ایران منافع نظام را بیان و تربیون سازمان ملل متحد استفاده می کرد.

وی ادامه داد: احمدی نژاد به عنوان رئیس جنبش کشورهای عضو عدم غیر متعهد مطالب بیان شده در سازمان ملل متحد را به خوبی بیان و از مواضع ملت ایران دفاع کرد

نماینده تهران در ادامه تصریح کرد: در صورتی که کشور آمریکا از مواضع خصمانه خود عقب نشینی کند قابل بحث و صحبت ومذاکره با ایران خواهد بود،در غیر این صورت نمی توان صحبتی در خصوص آن انجام داد.

کوثری در ادامه در خصوص وضعیت اقتصادی کشور اشاره و در خصوص نوسانات بازار ارز گفت: قیمت ارز باید در این مقطع یا سایر مقاطع قیمت واحدی داشته باشد تا چنین مسائلی در اوضاع اقتصادی کشور ایجاد نشود.

عضو کمیسیون امینت ملی و سیاسی کشور با بیان اینکه قیمت ارز باید واحد گردد افزود: در صورتی که قیمت ارز با دو یا سه قیمت عرضه گردد مسائل و مشکلات بسیاری در بازار ارز کشور ایجاد می شود.

نماینده مردم تهران در ادامه تصریح کرد: در نتیجه نشستی که بین هیئت دولت و مجلس برگزار شده بود عرضه ارز به دو یا سه نرخ تصویب شده بود.

کوثری با اشاره به اینکه عقیده بنده در صورتی که ارز به قیمت واحد عرضه گردد تخلف در بازار ارزی کشور ایجاد نمی شود گفت: در صورت ارائه ارز به قیمت واحد بساط متخلفان برچیده در صورت مشاهده تخلف برخود جدی با آنها می شود .

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاسی مجلس خاطر نشان کرد: در صورتی که ارز به دو یا سه قیمت ارائه شود باید همچنان شاهد چنین مشکلاتی در بازار ارزی کشور باشیم.

افکار نیوز

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2578روز قبل
سه شنبه 11/7/1391 - 14:59
گردباد ( تعداد مطالب : 7199 ) ( تعداد نظرات : 861 )

اعضای یک تیم تروریستی اعتراف کردند در عربستان آموزش دیدند چگونه افسران ارتش و زن و بچه آنها را گروگان گرفته و بکشند؛ چه مقدار پول گرفتند تا سلاح خریداری کنند و به بهانه اینکه نظام سوریه با اسلام در جنگ است، بجنگند.


به گزارش به نقل از فارس، برخی بازیگران منطقه‌ای از بدو تحولات سوریه سعی کردند با اعزام تروریست‌ها سوریه را ناامن کنند و در این وسط با قربانی کردن مردم و ایجاد رعب و وحشت، آنها را علیه نظام و شخص بشار اسد تحریک کنند.

این تروریست‌ها با ملیت‌های مختلف اردنی، مصری، لیبیایی، سعودی، نیروهای افراطی و تندرو و بخش اعظمی از القاعده بودند که در نقاط مختلف سوریه اقدام به بمب‌گذاری و همچنین ترور شخصیت‌های برجسته دولتی و مردمی کردند.

در جریان عملیات نیروهای امنیتی و حافظ صلح سوریه بسیاری از این تروریست‌ها  بازداشت شدند و برخی از آنها نیز در بازجویی‌های خود به بسیاری از این اقدامات خرابکارانه اعتراف کردند. خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق با همکاری برخی نهادها به فایل‌های بازجویی این تروریست‌ها دسترسی یافته است.

خبرگزاری فارس قصد دارد متن اعترافات این تروریست‌ها را به همراه فایل ویدئویی آن منتشر کند تا مخاطبان بهتر بتوانند از واقعیت تحولات سوریه آگاه شوند. تاکنون چندین شماره از این اعترافات منتشر شده است.

***آنچه در ذیل می‌آید، متن اعترافات تیم تروریستی است که در عربستان آموزش دیدند***

نام من "محمد احمد عیاش" و ساکن یکی از مناطق شرقی درعا و فارغ التحصیل رشته الهیات از دانشگاه دمشق هستم. سه ماه پیش برای یافتن کار به عربستان سعودی رفتم. آنجا با فردی بنام «سعود » آشنا شدم و به وی گفتم که به دنبال کار هستم.

احمد عیاش سرکرده تیم تروریستی سوری است که در عربستان برای جنگیدن با نظام سوریه آموزش دیدند

او از شیوایی سخن برخوردار بود و هر تحصیلکرده‌ای که با وی همنشین می‌شد، این موضوع را درک می‌کرد. وی به من گفت که نظام سوریه با اسلام در پیکار است و ما درصدد سرنگون کردن نظام نژادپرست سوریه هستیم. چرا که این نظام با اسلام در جنگ است و باید در برابر هرکسی که مخالف این طرح باشد بایستیم.

سعود به من وعده پول هنگفتی داد تا در این زمینه با او همکاری کنیم. پس از آن به سوریه برگشتم و او نیز پول ها را ارسال کرد. در ابتدا 500 هزار لیر (15 میلیون تومان) سوریه گرفتم و شروع به خرید سلاح مورد نیاز جهت هدفمان کردیم.

هدف ما کشتن افسران و گروگان گرفتن زن و بچه آنها بود

ما پنج نفر به سمت منازل افسران ارتش در صیدا حرکت کردیم. هدف ما کشتن افسران و به گروگان گرفتن زن و بچه آنان بود. قرار بود ما به شکل گسترده تیر اندازی کنیم و سایر گروه‌های مسلح نیز به ما بپیوندند. ما پس از رسیدن به منازل افسران ابتدا نگهبان را کشتیم، و پس از آن تعداد بسیاری را کشتیم و عده ای را نیز زخمی کردیم.

ما انواع سلاح از جمله مسلسل، نارنجک و سایر سلاح ها در اختیار داشتیم و وظیفه ما کشتن بیشترین تعداد ممکن از افسران و تصاحب سلاح‌های آنان بود. ما در صیدا فاجعه بزرگی به راه انداختیم و پس از انجام ماموریت پا به فرار گذاشتیم.

عبدالله سامی عضو تیم تروریستی که در عربستان برای کشتن افسران ارتش سوریه آموزش دید

نام من «عبدالله سامی» است و متولد 1985 هستم. یک روز امام جماعت منطقه‌‌امان (درعا) جوانان و مخالفان را به جلسه‌ای دعوت کرد و ما را متقاعد نمود که باید به منازل افسران ارتش حمله کنیم و سلاح های آنان را تصاحب کنیم. 

برای این کار پول و سلاح نیز در اختیارمان قرار گرفت. به عنوان مثال به من یک هفت تیر و 2 هزار لیر سوری پول دادند. (60 هزار تومان) ما انواع سلاح‌ها از قناصه گرفته تا نارنجک در اختیار داشتیم. وقتی به منازل رسیدیم در ابتدا نگهبانان را با شلیک گلوله از پای در آوردیم و در این میان تعداد زیادی کشته و زخمی شدند.

اسلحه‌های خریداری شده با پول عربستان توسط تیم تروریستی احمد عیاش برای جنگ در سوریه



تیم ترورستی که در عربستان برای کشتن افسران ارتش سوریه آموزش دیدند


زمان آخرین مطلب این کاربر: 2578روز قبل
سه شنبه 11/7/1391 - 13:49
309mzd ( تعداد مطالب : 4728 ) ( تعداد نظرات : 377 )
بستر‌های شکل‌گیری صهیونیسم

خبرگزاری فارس: یهودیت پس از رنسانس همواره تحت تأثیر جنبش‌های مذهبی سیاسی درون خود بوده است. هدف مشترک همه این جنبش‌ها، ایجاد پیوند بین این قوم با سایر ملت‌ها بوده تا زمینه را برای استیلای آن بر سایر ملت‌ها فراهم سازند.

خبرگزاری فارس: بستر‌های شکل‌گیری صهیونیسم

چکیده

یهودیت دارای تاریخ پرفراز و نشیب و پر تنش و چالش بوده است. عصر جدید نیز از این قاعده مستثنا نبوده و گویای مباحث سرنوشت‌سازی است که نه تنها به کلیت دین یهودی گره خورده است، بلکه آن مسائل دامن ادیان و ملت‌های دیگر را نیز گرفته است. این مقاله، تحلیلی است از زمینه‌های شکل‌گیری صهیونیسم توسط یهود و تغییراتی که در سایه ظهور جنبش‌های نو به وجود آمده است.

در رأس این جنبش‌ها، جنبش هسکالا، اصلاحات، ارتدکس و محافظه‌کار قرار دارد که هر یک نقش مؤثری در تغییرات اساسی ایفا نموده‌اند. در یک جمع‌بندی کلی، می‌توان گفت: برآیند این عصر، تحقق ایده صهیونیسم در سرزمین فلسطین و انتقال یهودیان به آن و آوارگی مردم فلسطین به سرزمین‌های دیگر است.

کلید واژه‌ها: جنبش هسکالا، جنبش اصلاحات، جنبش ارتدوکس، جنبش محافظه کار، جنبش صهیونیسم.

درآمد

قوم بنی اسرائیل از همان آغاز رسالت حضرت موسی (ع) ، نافرمانی خود را شروع کرد. چهل سال آوارگی در صحرای سینا گویای این واقعیت است که این قوم شرایط حضور در سرزمین کنعان را ندارد. همه تلاش موسی‌ (ع) بر این نکته متمرکز بود تا بتواند این قوم را منسجم و تحت فرمان الهی قرار دهد. موسی (ع) رحلت می‌کند. اما هم‌چنان این قوم بر طبل ناسازگاری می‌کوبد. یوشع جانشین موسی (ع) ، از تلاش‌های موسی (ع) بهره‌برداری کرده، قوم را برای نبرد با کنعانیان آماده می‌کند.

البته لزوماً نه به دلیل آمادگی این قوم، بلکه به دلیل ضعف و ناتوانی حاکمیت کنعان. یوشع پس از استقرار این قوم در کنعان و تقسیم این سرزمین میان اسباط بنی اسرائیل، تا حدودی موفق می‌گردد میان ایشان هماهنگی ایجاد کند. اما پس از رحلت یوشع، باز در میان قوم اختلاف ایجاد می‌شود. این قوم مسیر بت‌پرستی را انتخاب می‌کند و از خدای یهوه فاصله می‌گیرد.

همه تلاش داوران بنی‌اسرائیل معطوف این بود که با دعوت به سوی خدای یهوه، انسجام و اتحاد ایجاد کنند. این قوم به بهانه اقتدار بیشتر در سایه پادشاهی، سموئیل داور را مجبور می‌کند تا از خدا بخواهد برای ایشان پادشاهی بفرستد. در آن ایام که بین بنی اسرائیل و فلسطینیان نزاع و درگیری بود، طالوت پادشاه بنی اسرائیل بر جالوت پیروز می‌گردد.

کنگره کلمبوس ، یهودیت را به عنوان روحی که بدن آن اسرائیل است، معرفی می‌کند، و به گروه‌های وفادار به یهودیت که از سنت دینی خود دل‌سرد شده‌اند، پیمانی نشان می‌دهد که می‌تواند به پیوند بین یهودیان بینجامد.همچنین این کنگره تصریح می‌کند که همه یهودیان به مساعدت جهت بازسازی فلسطین سرزمین یهودی که پناهگاه فقرای مرکز فرهنگ یهودی و حیات معنوی آن محسوب می‌شود، ملتزم هستند.

همه تلاش طالوت و پس از وی داوود و پس از آنان سلیمان بر این است تا در سایه حاکمیت الاهی، قوم بنی اسرائیل تحت فرمان خدا باشد. اما شرایط پس از سلیمان، بار دیگر اختلاف بین این قوم ایجاد کرد و از این پس به دلیل نخوت، بزرگ بینی و خوی استیلا، مهر ذلت و خواری بر پیشانی ایشان زده شد. چه در زمان حمله آشوریان در سال 720 ق.م. و چه در زمان حمله بابلیان در سال 587 ق‌.م. و چه در زمان حمله رومیان در سال 70 میلادی به اورشلیم برای این قوم عبرت نشد و بنا به دلایل گوناگون، این قوم موجب زحمت برای بشریت شده است.

در عصر حاکمیت مسیحیان بر فلسطین، همواره بین بنی اسرائیل و مسیحیان اختلاف بود. چنانچه همین مطلب در سایر کشورهایی که میزبان یهودیان بودند، دیده می‌شود. اما با ظهور اسلام و غلبه مسلمانان بر سرزمین فلسطین، دوره آرامش برای یهودیان آغاز می‌گردد. چنانچه در کشوری نظیر اسپانیا یهودیان در سایه حاکمیت مسلمانان به پیشرفت‌های چشم‌گیری می‌رسند و در تمدن و فرهنگ رشد می‌یابند.

یهودیت پس از رنسانس همواره تحت تأثیر جنبش‌های مذهبی سیاسی درون خود بوده است. هدف مشترک همه این جنبش‌ها، ایجاد پیوند بین این قوم با سایر ملت‌ها بوده تا زمینه را برای استیلای آن بر سایر ملت‌ها فراهم سازند. از جنبش هسکالا گرفته تا جنبش صهیونیسم سیاسی، هر یک سهم مؤثری در شرایط امروز یهودیان دارند. آنچه پیش‌رو دارید در واقع، بررسی یهودیت در دوره جدید است؛ دوره ای که حامل حوادث مهمی است که هر یک در سرنوشت یهودیان نقش مهم ایفا می‌کند.

پیش از بررسی یهودیت در دوره مدرن، توجه به این مطلب مهم است که یهودیان به سبب چالشی که با مسیحیان داشتند، در طول تاریخ همواره در حال نزاع و درگیری بودند. طبیعی بود به دلیل سلطه مسیحیان در جهان غرب، یهودیان در حاشیه نگه داشته شوند. ویل دورانت می‌نویسد:غرض دستگاه تفتیش عقاید آن بود که همه مسیحیان را چه کهنه و چه نو، بترساند و دست‌کم به رعایت ظواهر دین وادار سازد، بدان امید که بدعت‌گذاری در نطفه بمیرد و دومین یا سومین نسل یهودیان تعمید یافته، از دین اجدادی خویش دست باز کشند. به هیچ وجه قصد آن در میان نبود که به یهودیان تعمید یافته اجازه خروج از اسپانیا داده شود. هنگامی که اینان بر آن شدند که کوچ کنند، دستگاه تفتیش عقاید مانع این کار شدند.1

رعایت حقوق شهروندی از سوی غرب برای یهودیان، به خروج بسیاری از آنها از دین یهودیت و ورود به دین مسیحیت منجر گردید. به علاوه، عده ای راه حل را در همگون‌سازی خود با دیگران می‌دیدند. اتفاقاً همین مسئله موجب شکل گیری جنبش اصلاحات گردید.

اما در نقطه مقابل مسلمانان، نه تنها با مسیحیان بلکه با یهودیان رفتاری کاملاً متفاوت از مسیحیان غربی داشتند. ویل دورانت در این باره می‌نویسد:مسیحیان مقیم کشورهای اسلامی از آزادی مذهبی برخوردار بودند که هیچ فرمانروای مسیحی حاضر نمی‌شد، آن را به مسلمانان مقیم کشورهای مسیحی اعطا کند. مثلاً در شهر ازمیر مسلمانان پانزده مسجد، مسیحیان هفت کلیسا و یهودیان هفت کنیسه داشتند.2بنابراین، اگر از آزار و اذیت یهودیان نامی به میان می‌آید، یا اگر از آزادی‌های شهروندی ذکری می‌شود، از یک سو، در تقابل با دشمنی دیرینه ایشان با مسیحیان است و از سوی دیگر، یافتن مستمسکی برای تسلط قوم یهود بر سایر ملت هاست.

جنبش هسکالا

بررسی تحولات در اروپا ـ به ویژه پس از دوره رنسانس ـ بیانگر تغییرات بنیادی در جامعه اروپاپی است. گرایش، روشنگری از آن جمله است. این گرایش ضمن توجه به عقل انسانی، زمینه دگرگونی در حوزة اندیشه شد. در بستر تحولات اجتماعی، انقلاب فرانسه شکل گرفت. این انقلاب در سال 1789 م. سرآغاز تحول در حقوق شهروندی این کشور شد. شعاع این گرایش به کشورهای مجاور نظیر آلمان نیز کشیده شد. طبیعی است که در این فضا، جمعیت ها و گرایش ها، طالب آزادی از اسارتی باشند که سالیان طولانی اندیشه غرب آن را مهیا ساخته بود. یهودیان نیز از این قاعده مستثنا نبودند.

دانشمندان یهودی در پی پیدا کردن راهی بودند که مسیر آزادی را برای یهودیان مهیا کنند.تنها مانع، مذهب و ایمان قوم یهود بود. پس از یافتن مسئله، باید متفکران یهودی برای آن چاره ای می‌یافتند. از میان متفکران یهودی، موسی مندلسون(1729- 1786 م.) به لحاظ ویژگی‌های شخصیتی، سلسله جنبان نهضت روشن‌فکری شد و جنبش هسکالا ظهور کرد.

موسی مندلسون دانشمندی بود که از قوانین تورات و تلمود و فلسفه و زبان و دستور زبان عبری اطلاعات دقیقی داشت. به علاوه، وی زبان آلمانی را بسیار خوب می‌نوشت و در نوشته‌های خود زیباترین سبک ادبی را به کار می‌برد. در نخستین گام، موسی مندلسون تورات را به زبان آلمانی ترجمه کرد و راه ورود زبان‌های دیگر را برای استفاده از کتاب مقدس گشود.

وی در این جمله، تبعیت کامل خود را از اصول روشنگری و مدرنیسم نشان داد: «من هیچ حقیقت و درستی خارجی را قبول ندارم، الا آنهایی که نه تنها قابل درک و فهم، بلکه هم چنین به کمک عقل قابل بررسی و اثبات باشد».3 در آن زمان، یهودیان آلمان و بسیاری از نقاط دیگر اروپا هنوز در محله‌های مخصوص (گتو) ساکن بودند.اما مندلسون، با توجه به جایگاه علمی و اندیشه‌های خاصش، خارج از گتو و در میان مسیحیان زندگی می‌کرد. وی معتقد بود که دیگر یهودیان نیز می‌توانند و باید از گتو خارج شوند، به شرط اینکه از برخی از اندیشه‌های کهنه و قدیمی دست بشویند و متناسب با زمان زندگی کنند.

شروع جنبش هسکالا در آلمان، تغییراتی را هم در روابط بین مسیحیان و یهودیان ایجاد کرد و هم تحولی در حوزه باور و ایمان آنها. به عنوان نمونه، اختلاط آزاد یهودیان و مسیحیان تأثیر دوگانه ای داشت: از یک سو، ایمان مسیحیان را تضعیف کرد ،از سوی دیگر ایمان یهودیان را تضعیف کرد.

نویسندگان جدید یهودی در راستای تغییر شرایط به نفع جامعه یهودی، نگاه سکولاری به دین یهود پیدا کردند. ایشان تصمیم گرفتند که وضع زندگی یهودیان را تغییر داده و آنان را با جهان نوین آشنا سازند. آنها اصرار داشتند که یهودیان زبان ییدیش4 را کنار بگذارند و زبان آلمانی را در مکالمه و نوشتار خود به کار برند. آنها برای مذهب یهود هیچ‌گونه ارزشی قائل نبودند، تا آنجا که منکر این حقیقت شدند که تورات کتبی کلام خدا باشد. ایشان عقیده داشتند که یهودیان باید بعضی از قوانین و مراسم مذهبی خود را که آنها را از مسیحیان جدا می‌کند، کنار بگذارند و هم‌رنگ محیط شوند.5

در یک جمع‌بندی شروع جنبش هسکالا در آلمان، تغییراتی را هم در روابط بین مسیحیان و یهودیان ایجاد کرد و هم تحولی در حوزه باور و ایمان آنها. به عنوان نمونه، اختلاط آزاد یهودیان و مسیحیان تأثیر دوگانه ای داشت: از یک سو، ایمان مسیحیان را تضعیف کرد؛ زیرا دریافتند که عیسی (ع) و دوازده حواری او قصد داشتند که مذهب خود را به صورت دین یهودی اصلاح شده ای در آورند که به هیکل و قوانین موسی (ع) وفادار باشد؛ از سوی دیگر ایمان یهودیان را تضعیف کرد؛ زیرا وفاداری به شریعت یهود، مانع شدیدی در به دست آوردن همدمی و مقام در جامعه مسیحی خواهد بود.6

این جنبش تلاش کرد تا با عقلانی نشان دادن یهودیت در راه آزادی‌های یهودیان و از جمله آزادی تعلیم و تربیت، تلاش کند و افق فکری یهودیان را تعالی بخشد و آنان را برای هم‌نوعان غیریهودی قابل پذیرش سازد. رعایت حقوق شهروندی از سوی غرب برای یهودیان، به خروج بسیاری از آنها از دین یهودیت و ورود به دین مسیحیت منجر گردید. به علاوه، عده ای راه حل را در همگون‌سازی خود با دیگران می‌دیدند. اتفاقاً همین مسئله موجب شکل گیری جنبش اصلاحات گردید.

جنبش اصلاح طلب

بنیان‌گذار واقعی جنبش اصلاح در یهودیت، دیوید فریدلندر7 (1756- 1834)، یکی از مشهورترین شاگردان موسی مندلسون است. وی تلاش زیادی برای همگون سازی یهودیت با سایر اقوام انجام داد. وی در این راه، تا آنجا پیش رفت که در سال 1799 م. از مقامات لوتری برلین درخواست کرد تا عضو کلیسا گردد، مشروط به این‌که آنان از اعتقاد به الوهیت عیسی‌ (ع) و عمل به شعائر خاص مسیحیت دست بردارند.

این کار، گرچه عملی نگردید اما اقدامی در جهت ایجاد رابطه بین یهودیان و سایر اقوام دیگر شد. در این فرایند، نباید نقش اسرائیل یاکوبسون8 )1768- 1828 م.) نا دیده گرفته شود. وی اولین معبد با ویژگی‌های گرفته شده از مراسم کلیسا را ایجاد کرد و تغیییراتی را در محتوای مراسم عبادی مثل وارد کردن موعظه‌های آلمانی، برخی ادعیه آلمانی و استفاده از ارگ به وجود آورد.

وی اولین شخصی بود که مراسم پذیرش پسران به عضویت در دین یهود را به جای زمان رسیدن به سیزده سالگی در عید پنجاهه را معمول کرد. خواندن فقراتی از کتاب مقدس را در مراسم عبادی گروهی ملغی نمود. به علاوه، این جریان به شکل افراطی به دست سموئیل هولدهایم9 (1806- 1860 م.) و ابراهام گایگر10 ( 1830- 1874 م.) استمرار پیدا کرد.

سموئیل هولدهایم، مراسم روز یکشنبه را جانشین مراسم روز شنبه کرد. وی همچنین آیین روز دوم اعیاد را ملغی کرد. اختلاط زن و مرد در مراسم دینی، انجام دادن عبادت بدون روسری یا شال نماز، حذف زبان عبری در آیین‌های مذهبی و الغای نواختن شوفار در سال نو، از دیگر اقدامات وی بود. البته باید توجه داشت که آبراهام گایگر نیز گرچه در عمل کمتر رادیکال بود، اما به روند این نگرش کمک کرد.11

این جنبش، همان‌گونه که به منظور تغییرات دینی در درون جوامع یهودیت اروپای مرکزی ـ به ویژه آلمان ـ حرکت خود را آغاز کرد، در پایان قرن 18 و در آغاز نیمه قرن 19 در امریکا گسترش پیدا کرد. اخیراً در کشورهای غربی و اسرائیل نسبت به کشورهای دیگر توسعه یافت.12 گرچه نمی‌توان نقش کنیسه ها را به عنوان مکمل جنبش‌های اصلاح مذهبی، هم در میان یهودیان لیبرال و هم در میان سنتی ها نادیده گرفت.13

پس از فراز و نشیب فراوان، جنبش اصلاحات در اروپا- چنانچه اشاره شد- در نیمه پایانی قرن 19 به سمت امریکا رفت. در این کشور، این جنبش نسبت به نمونه اروپایی خود رادیکالی تر شد. ویژگی بارز این جنبش این بود که هم در آمریکا و هم در اروپا خود را از جنبش صهیونیسم جدا کرد. در آمریکا، این جنبش دستخوش تغییراتی گردید، که در رأس مهم ترین تغییر در اصلاحات آمریکا می‌توان به کنگره پیتسبورگ14 در سال 1885 اشاره کرد. این کنگره، در کنار دو کنگره مهم دیگر به نام کنگره کلمبوس15 (1937) و کنگره سان فرانسیسکو(1976 م.) رشد دینی، نهضت اصلاح طلبی را در آمریکا توسعه داد.16

ویژگی بارز جنبش اصلاحات در اروپا این بود که هم در آمریکا و هم در اروپا خود را از جنبش صهیونیسم جدا کرد. در آمریکا، این جنبش دستخوش تغییراتی گردید، که در رأس مهم ترین تغییر در اصلاحات آمریکا می‌توان به کنگره پیتسبورگ14 در سال 1885 اشاره کرد. این کنگره، در کنار دو کنگره مهم دیگر به نام کنگره کلمبوس15 (1937) و کنگره سان فرانسیسکو(1976 م.) رشد دینی، نهضت اصلاح طلبی را در آمریکا توسعه داد.

در کنگره پیتسبورگ، که مهم‌ترین حادثه در تاریخ یهودیت اصلاح طلب است، بر سازگاری یهودیت با علم و بر مرکزیت قانون اخلاقی و بر طبیعت مترقی وحی تأکید گردید. اصلاح طلبان در این کنگره، اصول خود را تدوین کردند که علاوه بر چیزهایی دیگر، خواستار کنار گذاردن کل شریعت موسی (ع) و قوانین علمای یهود ازجمله قوانین مربوط به غذاهای حلال و حرام و رسوم مشابه دیگر و معمول ساختن مراسم یکشنبه و ردّ ملی گرایی یهودی گردیدند. در این کنگره، مرامنامه ای تنظیم شد که در آن به این اصول اشاره شده است:

1. پذیرش تورات و تلمود به معنای پذیرش توحید و اخلاقیات؛

2. ایده ماشیح برای صلح و عدالت جهانی؛

3. یهودیان نه یک ملت و قوم برگزیده صرف، بلکه جامعه ای دینی؛

4. یهودیان نه خواهان بازگشت به فلسطین و نه خواهان احیای معبد و قربانی ها؛

5. حذف سنت ختان و غیرانسانی دانستن آن؛

6. امکان مناجات به غیر زبان عبری؛

7. عدم تعمید به حفظ خلوص نژادی در یهودیت؛

8. تأکید بر عقاید اصلی دین نظیر جاودانگی روح، پاداش و مجازات، ( نه ابدی به صورت بهشت و جهنم) و نفی رستاخیز جسمانی.17

به نظر می‌رسد، در این دوره جنبش اصلاح‌طلبان، که به برخی مراسم سنتی و تعقل گرایی محض گرایش داشتند، کم کم آن را به پذیرش مراسم و احکام تحت عنوان نشانه و قرارداد تاریخی تبدیل کردند. اما باید دید که چیزی که در این دوره متوجه جریان اصلاحات، آن  هم در نوع آمریکایی آن است، چیست؟ به نظر می‌رسد، با توجه به بررسی‌های به عمل آمده در این بین، می‌توان مشکل عمده جنبش اصلاحات را در دو نکته دید:

الف. مرجعیت مذهبی و رسالة عملیه. این سؤال جدی مطرح است که در میان اصلاح طلبان، چه کسی حرف آخر را می‌زند ؟ چه رساله ای باید محور باشد؟ اصلاحات می‌گوید:اگر ما یک نفر را به عنوان مرجع اعلام کنیم یا یک رساله را بیان کنیم، در واقع، بازگشت به ارتدکس صورت گرفته است.

ب. حد و مرزهای دینی لیبرالی که باز مشکل جدّی دیگر این جنبش محسوب می‌شود. این جنبش، چون فرد شاخص یا حتی کتاب خاصی ندارد، حد و مرز دینی بودن یا لیبرال بودن در آن مشخص نیست؟ این مسئله نیز از چشم یهودیان متدین دور نیست و به-عنوان چالش جدی این جنبش تلقی می‌گردد.

دانشمندان یهودی در پی پیدا کردن راهی بودند که مسیر آزادی را برای یهودیان مهیا کنند.تنها مانع، مذهب و ایمان قوم یهود بود. پس از یافتن مسئله، باید متفکران یهودی برای آن چاره ای می‌یافتند. از میان متفکران یهودی، موسی مندلسون(1729- 1786 م.) به لحاظ ویژگی‌های شخصیتی، سلسله جنبان نهضت روشن‌فکری شد و جنبش هسکالا ظهور کرد.

اما باید به این نکته نیز توجه داشت که از زمانی که اصلاحات به این فهم رسید که نقش قوانین سنتی در حفظ یهودیت به‌طور چشمگیری نادیده گرفته شده است، این کنگره کلمبوس بود که ظاهر گردید و به موازات کنگره پیتسبورگ، و متفاوت از آن، بیان داشت که تورات اعم از مکتوب و شفاهی، بر خودآگاهی رو به تزاید اسرائیل در بارة خدا و قانون اخلاقی تأکید می‌کند. این کنگره سوابق تاریخی، فرامین و هنجارهای زندگی یهودی را حفظ می‌کند و آن را در قالب‌های قدسیت جست‌وجو می‌کند.

این کنگره، یهودیت را به عنوان روحی که بدن آن اسرائیل است، معرفی می‌کند، و به گروه‌های وفادار به یهودیت که از سنت دینی خود دل‌سرد شده‌اند، پیمانی نشان می‌دهد که می‌تواند به پیوند بین یهودیان بینجامد. همچنین این کنگره تصریح می‌کند که همه یهودیان به مساعدت جهت بازسازی فلسطین سرزمین یهودی که پناهگاه فقرای مرکز فرهنگ یهودی و حیات معنوی آن محسوب می‌شود، ملتزم هستند.

همین طور تأکید می‌کند که یهودیت بایستی علاوه بر مطالبات معنوی و اخلاقی، حفظ و حراستی نسبت به روز سبت، اعیاد و ایام مقدس داشته باشد؛ زیرا حفظ و توسعه چنین رسومات، نمادها، و جشن هایی که دارای ارزش روحانی هستند، مروج اشکال متمایز هنر و موسیقی دینی و کاربرد زبان عبری در عبادات و دستورات دینی هستند.

از زمان کنگره کلمبوس به این سو، تغییرات قابل توجهی در جنبش اصلاحات امریکایی در بسیاری از قوانین سنتی، و مطالعه زبان عبری به وجود آمده است که ریشه آن به تعدد مدارس در این دوره باز می‌گردد.در واقع، تغییر و دگرگونی این جنبش از دهه 1930 آغاز و در دهه 1940 پیشرفت و در دهه 1950 تقریباً همه جایی و فراگیر شد و دامنه آن از آمریکا به دیگر مناطق یهودی نشین نیز سرایت کرد. این تغییرات نه تنها بر طرف‌داران این جنبش، بلکه بر تمام جهان یهودی تاثیر گذاشت.18

پی نوشت:

1. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 6، ص 264.

2 . همان، ص 613.

3 . ایزیدور اپستاین، یهودیت: بررسی تاریخی، ترجمه بهزاد سالکی، ص 351 و ژیلبرت کلاپرمن، تاریخ قوم یهود، ترجمه مسعود همتی، ج 3، ص 257.

4 . این زبان ظاهرا شبیه زبان آلمانی است ولی در واقع تفاوت هایی با آن دارد. خاستگاه آن به مراوده یهودیان آلمانی با یهودیان لهستان بر می‌گردد. آلمانی‌ها زبان خود را به لهستان بردند، لیکن در طول مسافرت‌ها و عبور ا ز سرزمین‌های گوناگون تغییراتی در زبانشان ایجاد شد. طرز تلفظ ایشان تغییر کرد، و کلمات زیادی از زبان‌های عبری و لهستانی با اندکی تغییر وارد این زبان شد و زبان ییدیش شکل گرفت. امروز هنوز این زبان، زبان خانوادگی بسیاری از یهودیان است چنانچه باعث پیوند اکثر یهویان جهان است. تاریخ قوم یهود، جلد سوم، ص‌193

5 . ژیلبرت کلاپرمن، همان، ج 3، ص 265؛ ایزیدور اپستاین، همان، ص 349.

6 . ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 11، ص 841-843.

7. David Friedlander

8. Israel Jacobson

9. Samuel Holdheim

10. Abraham Geiger

11 . ایزیدور اپستاین، همان، ص 355.

12. Arthur A. Cohn and Paul Mendes-Flohr, Contemporary Jewish Religious Thought, P.770-772.

13. Steven Fine, Jews, Christians, and Polytheists in the Ancient synagogue, P. Xi.

14. Pittsburg Platform

15. Columbus Platform

16. Arthur A. Cohn and Paul Mendes-Flohr, Ibid, p. 770-772.

17. Jakob J. Petuchowski, Encyclopaedia Judica, V.14, p. 26-27.

18. Ibid.

منبع:معرفت ادیان، شماره چهارم

مرتضی صانعی/ دانشجوی دکتری ادیان و عضو هیئت علمی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910627001100

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2164روز قبل
دوشنبه 10/7/1391 - 21:11
میثم ومپایر ( تعداد مطالب : 5258 ) ( تعداد نظرات : 1199 )
تصویربردار صدا و سیما به آمریکا پناهنده شد + عکس
تصویربردار صدا و سیما به آمریکا پناهنده شد  
یکی از تصویربرداران صدا و سیما که به همراه احمدی‌نژاد به نیویورک رفته بود، به آمریکا پناهنده شد.
یکی از تصویربرداران صدا و سیما که به همراه احمدی‌نژاد به نیویورک رفته بود، به آمریکا پناهنده شد.

به گزارش آنا، حسن گلخنبان از تصویربرداران صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که در سفر هفته پیش محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور به نیویورک در هیأت همراه وی بود، به آمریکا پناهنده شد.

حسن گلخنبان تصویربردار شبکه خبر بوده و این دومین بار بود که ‌به همراه رئیس جمهور به نیویورک سفر می‌کرد.

گفته می‌شود، خانواده این تصویربردار صدا و سیما به تازگی به ترکیه رفته‌اند.

گلخنبان به‌ عنوان ‌تصویربردار‌ صدا و سیما در مراسم و برنامه‌های نظامی و دفاعی ایران حضور می‌یافت.

بنا بر این گزارش، گلخنبان که دو سال به بازنشستگی‌اش باقی مانده بود، گفته می‌شود معادل صد میلیون از تجهیزات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را نیز با خود همراه داشته است.

http://www.tabnak.ir/fa/news/275743
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2396روز قبل
دوشنبه 10/7/1391 - 12:8
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
نوسانات ارز و نوسانات سیاست ارزی
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «مراقبت از مرزها»،«سناریو»،«نقد اصلاحات یا نقد فضای حاكم؟»،«مسیر پیشرفت؛ سازش یا مقاومت؟»،«آری!‌ ما جبهه‌ ندیده‌ایم»،«جای نگرانی نیست»،«صدایی که در سازمان ملل خوب نپیچید؟»،«آموزش جامعه دربرخورد با ناهنجاری های فرهنگی»،«نوسانات ارز و نوسانات سیاست ارزی»،«محاسن ادغام در بخش معدن و صنایع معدنی» و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

كیهان:مراقبت از مرزها

«مراقبت از مرزها»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم حسام الدین برومند است كه در آن می‌خوانید؛در سند چشم انداز قضایی كه در سال 1387 به تصویب رسید، بشرای سال 1404 پیش بینی و به صراحت تاكید شده است؛ «عملكرد دستگاه قضایی به گونه ای خواهد بود كه همه افراد جامعه به دستگاه قضایی به منزله ملجأ عدالت خواهی «اعتماد» خواهند داشت و با احساس امنیت حق خود را مطالبه خواهند كرد.»

اقدامات اخیر دستگاه قضایی در رسیدگی بدون تبعیض به اتهامات برخی متهمان خاص و همچنین اجرای احكام قطعیت یافته درباره مجرمانی كه خیلی ها انتظار آن را نداشتند، اعتماد افكارعمومی به قوه قضائیه را در پی داشته است. این سطح از اعتماد اگرچه هنوز با سطح پیش بینی شده در سند چشم انداز فاصله فراوانی دارد ولی برخی از افراد و جریانات كه منافع سیاسی و اجتماعی خود را در خطر می بینند به جای استقبال از اقدامات یادشده و ترغیب به برداشتن گام های بیشتر و بلندتر، همین سطح از حركت دستگاه قضا را برنتافته و به تخطئه ای ناشیانه و سأال برانگیز روی آورده اند و از جمله تلاش می كنند این رویه اعتمادآفرین را «سیاسی» - و به دور از موازین حقوقی و قضایی - جلوه دهند؟! از سوی دیگر؛ به دور از هیاهوی جریان های انحرافی و اشرافی و كانون های قدرت و ثروت و جماعتی كه تنها خود را معیار می پندارند باید دید و واكاوی كرد كه مشی قوه قضاییه بر چه مداری استوار است؟

برای اینكه تصویر كاملی از «واقعیت»ها به جای «پندار»ها و «بسترواقعی» به جای «فضای ساختگی» تحصیل شود نكات زیر قابل اعتناست: 1- از جمله رویكردهای اصلی قوه قضاییه در 3 سال گذشته مبارزه قاطعانه با «مفاسد اجتماعی» بوده است. این مبارزه بدون شك با شعار و خطابه محقق نمی شود و آنچه كه بسیار مهم بوده این است كه مردم در عمل شاهد قاطعیت و جدیت دستگاه قضایی در برخورد با جرایمی چون سرقت مسلحانه، زورگیری با سلاح سرد، تجاوز به عنف و... باشند.

اقدام عملی و قاطعانه قوه قضاییه یكی از اصلی ترین عواملی است كه می تواند حاشیه امن اشرار و اوباش، قداره بندان و متجاوزان به حقوق مردم را از بین ببرد و بازدارندگی اجتماعی ایجاد نماید.

اما آیا در سال های گذشته این اتفاق به وقوع پیوسته است؟ پاسخ این است كه طی 3 سال گذشته در این راستا گام های درخور توجه و امیدآفرینی برداشته شده است، اگرچه این اتفاق رخ داده و البته تا نقطه مطلوب فاصله ای ناپیموده وجود دارد، ولی در همین اواخر مردم و افكارعمومی رسیدگی به موقع و بهنگام و برخورد قاطعانه دستگاه قضا در پرونده هایی مثل «فساد كلان بانكی»، «میدان سعادت آباد»، «عقرب سیاه»، «پل مدیریت»، «حادثه خمینی شهر»، «مجازات قاتل روح الله داداشی» و... را از یاد نمی برند.

اقدام شایسته دیگری كه در حوزه مبارزه با مفاسد اجتماعی طی سال های اخیر انجام شده است تصویب دو آیین نامه ای است كه به موجب آن از یكسو «مجرمان خطرناك» تحت نظارت بیشتری هستند و دایره امتیازهایی مانند «مرخصی»، «آزادی مشروط»، «عفو» برای آنها محدود شده است، از سوی دیگر؛ «مجرمان خطرناك» در زندان جدا از سایر زندانیان نگهداری می شوند كه هر دوی این اقدامات، «پیشگیری از جرم» را در پی خواهد داشت.

2- از دیگر رویكردهای قوه قضاییه كه به موازات مبارزه با مفاسد اجتماعی طی، دو، سه سال اخیر كاملا محسوس است و نسبت به گذشته قابل مقایسه نیست، برخورد با «مفاسد اقتصادی» است.

اقدام ارزشمند و تحول آفرینی كه در مدیریت فعلی دستگاه قضایی صورت گرفت این بود كه یك رویكرد و مشی اشتباه را تصحیح كرد و آن صیانت از فعالیت اقتصادی و مبارزه قاطعانه با اخلال گران اقتصادی بصورت توأمان بود. پیش از این بیش تر فقط، بر مقوله امنیت اقتصادی تاكید می شد.

اوج مبارزه با مفاسد اقتصادی به دو پرونده حساس و خطیر مربوط می شود كه قوه قضاییه در ماه های گذشته بدون توجه به حاشیه سازی ها و هیاهوی رسانه ای پس از تحقیقات مقدماتی و صدور كیفرخواست، احكام اولیه متهمان دانه درشت را صادر كرد. پرونده فساد سه هزار میلیاردی و پرونده اختلاس از بیمه ایران در شرایطی به مرحله اجرای احكام نزدیك می شود كه پیش از این رسانه های ضدانقلاب با آب و تاب فراوان القاء می كردند كه رسیدگی به این پرونده ها به سرانجام نمی رسد و این ادعا را پمپاژ می نمودند كه «پرونده های اینچنین ماست مالی می شود»!

اكنون آنچه كه محرز است و افكار عمومی نیز در عمل- و نه در شعار- آن را مشاهده می كند، این است كه احكام 39 متهم پرونده فساد سه هزار میلیاردی صادر شده است كه برخی به «اعدام» و حبس های طولانی مدت محكوم شده اند و علاوه بر آن 8 نفر از این متهمان در مجموع به مجازات نقدی حدود پنج هزار میلیارد تومان محكوم گردیده اند. و این بخش اول این پرونده بزرگ فساد اقتصادی است و سایر متهمان نیز پرونده شان مفتوح است و احكام قضایی آنها نیز صادر خواهد شد.

با این حال انصاف آن است كه برخورد قاطعانه با مفسدین اقتصادی قابل انكار نیست. دشمن، ضد انقلاب و رسانه های زنجیره ای كه پیش از این بر طبل ناتوانی دستگاه قضایی در رسیدگی و مجازات متهمان دانه درشت اقتصادی می كوبیدند احتمالاً پس از ناكامی و البته در ادامه همان خط دشمنی تغییر تاكتیك خواهند داد و القائات، شبهات و شایعات دیگری را به پیش خواهند كشید. اما چگونه؟ در ادامه به پاسخ خواهیم رسید.

3- قوه قضاییه اكنون در اقدامی شجاعانه علاوه بر مبارزه بی امان در حوزه مفاسد اجتماعی و مفاسد اقتصادی به مبارزه با مفاسد سیاسی نیز ورود پیدا كرده است.
به تعبیر دقیق تر دستگاه قضایی در راستای وظایف ذاتی و قانونی خود مشی قابل قبول و راهگشایی را انتخاب كرده و آن این كه مبارزه با «فساد» در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باید بصورت همزمان انجام بشود و تأخیر یا غفلت در برخی از حوزه ها، به حوزه های دیگر ضربه می زند و «مبارزه» را از كارایی می اندازد. بنابراین اگر نباید اشرار، اوباش، قداره بندان و زورگیرها حاشیه امن داشته باشند و اگر نباید اخلال گران اقتصادی و رانت خواران و باندهای مافیایی جولان بدهند و خون مردم را بمكند؛ بدون تردید نباید از یقه سفیدها، و كانون های قدرت و جریان های انحرافی و اشرافی كه بی محابا و گستاخانه به حقوق ملت تجاوز می كنند غافل شد.

اكنون كه قوه قضاییه مصمم است راه جولان دادن بر این اشخاص و گروه ها را مسدود كند جای تعجب نیست كه تضعیف تصمیمات و اقدامات دستگاه قضایی در دستور كار دشمن بیرونی و بعضی از اشخاص و گروه ها و جریان های داخلی قرار بگیرد.

از همین روی است كه رسانه های ضدانقلاب و اپوزیسیون و بعضی در داخل تلاش فراوانی می كنند تا اقدامات اخیر قوه قضاییه در برخورد با بعضی از متهمان و مجرمان را «سیاسی» [!] القاء نمایند.

4- و بالاخره باید خاطرنشان كرد كه رسیدگی قضایی و برخورد با متهمان و اجرای حكم مجرمان تابع قانون و آیین دادرسی است و از همین روی شایسته نیست كه گروه ها و تشكل های سیاسی برای دستگاه قضایی تعیین تكلیف نمایند و یا در فضای رسانه پیش از بررسی ها و رسیدگی های قضایی خودسرانه حكم صادر كنند. ظرایف و دقایق مسایل قضایی و حقوقی نباید با التهابات سیاسی و واكنش های غیرمستدل و بدون مستند گره بخورد.

البته انتقاد و مطالبه بحق افكار عمومی از قوه قضاییه از حقوق مطبوعات و رسانه هاست به شرط اینكه با هوشیاری كامل دقت داشته باشند كه در زمین دشمن به بازی گرفته نشوند.

مرز مسایل قضایی با داوری های حزبی و سیاسی مرز روشنی است كه همه گروه ها، احزاب و جریان های سیاسی موافق و معتقد به نظام باید از این خط مرزبانی نمایند و خدای ناكرده دچار خطا در اندیشه و عمل نشوند.

خراسان:سناریو

«سناریو»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم دکتر مهدی مطهرنیا است كه در آن می‌خوانید؛اقدام آمریکا در خارج کردن نام گروهک منافقین از فهرست سازمان های تروریستی را می توان بر اساس سناریوهای مختلفی تحلیل کرد.

آمریکا بیش از آن که به معنای عام کلمه به این نکته توجه کند که تا چه اندازه این گروهک در مسیر ترک عملیات تروریستی در ده سال گذشته حرکت کرده است، بیشتر به این مسئله توجه داشته که این کشور از اهداف اصلی این سازمان نباشد.

بر اساس همین نگرش آمریکا با تحقیق و پژوهش در دهه گذشته مبنی بر این که آمریکا هدف اصلی عملیات تروریستی این گروهک قرار نگرفته است، بر اساس رای یک قاضی در این کشور تصمیم گرفت که این سازمان را از لیست گروه های تروریستی خارج کند، اما آن چه اهمیت دارد عملکرد آمریکا در این بافت موقعیتی است.

به نظر می رسد آمریکا سعی می کند با خارج کردن این سازمان از لیست گروه های تروریستی و باز نمودن فضای سازمانی برای اعضای آن، آن ها را به تحرکات سیاسی در درون اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی ایران منتقل و با اضافه کردن تجربه تشکیلاتی این سازمان به فضای سیاسی اپوزیسیون، مشکل درونی اپوزیسیون خارج از کشور برای سازمان دهی و اقدام تشکیلاتی را تا حدودی مرتفع کند.

به عبارتی آمریکا نه این گروهک بلکه تجارب گروهک و افراد مجرب آن در راستای سازمان دهی اپوزیسیون ضدایرانی برای تحرک احتمالی در آینده را هدف قرار داده است.

بر این اساس آمریکا در عمل فضا را برای استفاده این گروهک از منابع مالی در این کشور باز کرده و در عین حال قصد دارد نظارت دقیق تری نیز بر تحرکات مالی آن ها از طریق وزارت خزانه داری داشته باشد.

با توجه به محیط های هدف قبلی و تجاربی که ایالات متحده در ارتباط با سازمان های مخالف و اپوزیسیون کشورهای هدف خود دنبال کرده است، به رغم دولتمردان واشنگتن این سازمان می تواند یکی از گزینه های حداقل مناسب برای مدیریت آینده تحرکات علیه ایران باشد و از این رو باید مسئله را از این زاویه جدی تلقی کرد.

آمریکا در هر حرکتی تلاش دارد که با پارادایم منافع و منابع حرکت های خود را تنظیم کند در این تحرک نیز بی تردید باید گفت که ایالات متحده آمریکا هزینه های موجود را محاسبه کرده است. تلاش آمریکا در ساخت و پرداخت چنین موقعیتی برای منافقین آن است که بتواند از این سازمان در راستای گسترش اپوزیسیون وسیع تر در برابر جمهوری اسلامی ایران استفاده کند.

اعضای گروهک منافقین به واسطه این که در فضاهای بسته ای بوده اند و نتوانسته اند خود را با تغییرات موجود در بافت محیطی خارج از سازمان تطبیق دهند، در آینده ریزش هایی خواهند داشت اما در عین حال سران این گروهک با توجه به این فضایی که آمریکا برای آن ها فراهم کرده و با حمایت کشورهای فرادستی به سمت احیای این گروهک حرکت خواهند کرد.

لذا جمهوری اسلامی ایران با توجه به سوابقی که در ارتباط با این گروه وجود دارد، باید اقدامات مدبرانه ای را در پردازش تحرکات این سازمان در بافت های گوناگون تاریخی و ایجاد فضای مناسب در راستای کاهش تاثیرگذاری تشکیلاتی آن ها در اپوزیسیون خارج از کشور مدنظر قرار دهد.

همچنین باید در مجامع بین المللی نیز به صورت شفاف و روشن سوابق این گروهک را بیان کند و در حوزه رسانه ای، کارکردها و عملیات این گروهک را نشان دهد تا در افکار عمومی جهان در سطح توده ها و نخبگان یک بینش کافی نسبت به این گروهک تروریستی ایجاد شود.

رسالت:مسیر پیشرفت؛ سازش یا مقاومت؟

«مسیر پیشرفت؛ سازش یا مقاومت؟»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلویی است كه در آن می‌خوانید؛موضوع رابطه ایران وآمریكا قدمتی دیرینه از زمان قطع روابط دیپلماتیك آمریكا با ایران تاكنون دارد. بیش از سه دهه از این بحث می‌گذرد وتاكنون راه‌حلی برای آن پیدا نشده است.

 روسای دولت‌های پیشین و فعلی با تكیه بر پاره‌ای از دیدگاه‌های به‌ظاهر كارشناسی قدم در این وادی ‌گذاشتند كه از سوی امام ، رهبری و مردم  مورد نكوهش قرار گرفتند.

 غیر از آن دیدگاه‌هایی كه مرعوب آمریكاست ویا قصد خیانت به ملت دارد، دیدگا‌های به ظاهر مشفقانه‌ای هم هست كه توصیه به برقراری روابط و مذاكره با آمریكا می‌كند. یكی از آن دیدگاه‌ها آن است كه اگر می‌خواهیم پیشرفت كنیم مسیر آن از طریق مذاكره و رابطه با آمریكا می‌گذرد. آمریكا در سر راه پیشرفت ایران مانع ایجاد می‌كند، این مانع را باید برداشت. آمریكا در مسیر پیشرفت ایران اخلال می‌كند، با گفتگو و رابطه می‌توان این اخلال را از بین برد. حرف به ظاهر معقولی است، اما طراحان این سخن- اگر آنها  را صادق بدانیم- در شناخت ماهیت آمریكا از یكسو و شناخت جبهه كفر، شرك والحاد در جهان كنونی از سوی دیگر دچار مشكل هستند.

جمهوری اسلامی ایران با یك انقلاب الهی، حركت تاریخی انبیاء و اولیای الهی را در برابر همه كفر و شرك والحاد جهانی نمایندگی می‌كند و رفتارش را فقط باید در قالب رفتار پیامبران در رویارویی با كفر والحاد تعریف كنیم.

 در این راه خون‌های بسیاری به زمین ریخته شده است و به حكم و استناد همه سنگ نوشته‌های آرامگاه شهیدان انقلاب، این خون‌ها برای اعتلای كلمه توحید و پیروزی اسلام بر كفر و برقراری نظام اسلامی و توحیدی در جهان بوده است.

بنابراین اختیار" جنگ و صلح" و"قهرو آشتی" در این اندازه در طول تاریخ انبیا و اولیای الهی به عهده راس هرم قدرت در نهضت‌های الهی بوده است. كسانی‌كه  بخواهند در این مورد سخنی بگویند و یا خدای ناكرده در مقام تحمیل نظر خود برآیند ، بدون شك ره به خطا برده‌اند و نوعی همراهی با دشمن را می‌توانند در كارنامه سیاسی خود به ثبت برسانند. امام و رهبری معظم انقلاب بارها در خصوص پافشاری در برابر زیاده ‌خواهی‌های آمریكا، امر به مقاومت و تداوم مبارزه فرمودند و هر صدای مبتنی بر سازش، گفتگو و رابطه را مورد نكوهش قرار داده‌اند. اگر انقلاب می‌خواست به این نغمه‌ها گوش دهد و مردم از آن متابعت كنند تاكنون هفت كفن پوسانده بود و ما امروز در كشوری ویران  و بی‌هویت زندگی می‌كردیم و یك قصاب و دیكتاتور به نمایندگی از آمریكا در تهران حكومت می‌كرد.
خداوند در آیه 7 سوره حجرات می‌فرماید:
واعلموا ان فیكم رسول الله لویطیعكم فی كثیر من الامر لعنتم ولكن الله حبب الیكم الایمن و زینه فی قلوبكم و كره الیكم الكفر و الفسوق و العصیان اولئك هم الرشدون." و بدانید رسول خدا در میان شما است، هرگاه در بسیاری از امور از شما اطاعت كند به مشقت خواهید افتاد، ولی خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده، و آن را در دلهایتان زینت بخشیده، و(به عكس) كفر و فسق و گناه را منفور شما قرار داده است، كسانی  كه واجد این صفاتند هدایت یافتگانند."

 خداوند ، ایمان را در ما محبوب قرار داد و زینت دلهایمان كرد، كفر و فسق را در نزد ملت ما منفور قرار داد و لذا هدایت شدیم به آنچه كه رهبران الهی ما به خیر و صلاح ما می‌گویند و از اطاعت نغمه‌های دیگر پرهیز كردیم. لذا امروز شاهد یك پیشرفت خیره كننده و شگفت انگیز در همه زمینه‌ها هستیم. ملت  ما در دفاع مقدس در پیروی از راهبرد جنگ جنگ تا پیروزی، جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان، از امام اطاعت كرد. فتوحات بزرگی در
8 سال جنگ به دست آورد. آن زمان كه همان كس كه به ما دستور جنگیدن می‌داد با هدایت‌های الهی فرمان صلح سر داد، ملت اطاعت كرد وبه حكم قرآن، ما نه در جنگ و نه در صلح به مشقت نیفتادیم.

دستاوردهای صلح و یا بهتر بگوییم فتوحاتی كه در صلح به‌دست آوردیم به مراتب بیشتر از جنگ بود.دشمن ملت با خواری و خفت نابود شد. آن‌هم به دست همان كسانی كه او را تحریك  به حمله به ایران كردند. اكنون در بغداد كسانی حكومت می‌كنند كه با دشمنان خونخوار ملت ما در 8 سال دفاع مقدس مرزبندی دارند.  خداوند در این آیه تصریح می‌كند:" راه رشد و پیشرفت" همین مسیر است. خداوند ما را از خودسرانه عمل كردن در مسائل اجتماعی و سیاسی نهی نموده و توصیه می‌كند این امور را فقط به رهبری الهی واگذار كنید تا از خطرات ندامت بار، مصونیت پیدا كنید.

 آخرین سفر رئیس جمهور به آمریكا برای شركت در مجمع عمومی سازمان ملل دستاوردهای خوبی در ارتباط با سیاست خارجی نظام داشت. مواضع شفاف و روشن وی در مورد مسائل جهانی در مجمع عمومی وظاهر شدن در اندازه ریاست جنبش عدم تعهد از جمله این دستاوردها بود. اما متاسفانه در حاشیه اجلاس گفتگوهایی كه با رسانه‌های آمریكایی انجام داد در خصوص رابطه با آمریكا مطالبی از سوی وی مطرح شد كه  با مواضع ملت ایران و رهبری معظم انقلاب، همخوانی نداشت. وی در گفتگو با روزنامه واشنگتن پست سخن از آمادگی ایران برای" گفتگوهای مستقیم" پس از انتخابات آمریكا به میان می‌آورد.

وی همچنین در دیدار با نخبگان آمریكایی بحث "برقراری روابط" و "ایجاد تفاهم "و "بهبود روابط بین دو كشور" را مطرح نمود. وی در گفتگو با شبكه‌های سی بی اس و پی بی اس موضوع تعامل بین دو كشور را مطرح كرد. به‌نظر می‌رسد این نرمخویی در برابر آمریكا آن‌هم در زمانی كه جهان اسلام یكپارچه مملو از نفرت از دولت آمریكا به دلیل پشتیبانی از سازندگان فیلم موهن نسبت به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام(ص) است، هیچ تناسبی با مواضع ملت ایران در برابر مظالم آمریكا ندارد.

ما با كشوری كه دستش به خون ملت ایران و ملت‌های مسلمان آغشته است، ما با كشوری كه با حمایت بی‌چون و چرا از اسرائیل غاصب از یك ستم پنجاه ساله در منطقه حمایت می‌كند ، ما با یك كشور كه در آن به مقدسات اسلام اهانت می‌كند و پاكترین انسان روی زمین یعنی پیامبر گرامی اسلام(ص) را به سخره می‌گیرد، چگونه می‌توانیم تعامل داشته باشیم و رابطه برقرار كنیم و سخن از مذاكرات مستقیم به میان آوریم؟!

به نظر می‌رسد رئیس جمهور در دام همان دیدگاه‌های "ساده‌لوحانه" و " مرعوبانه" در خصوص رابطه با آمریكا افتاده‌ است كه برخی در دولت‌های پیشین دچار آن بودند. از كسی كه خشم آمریكا و صهیونیست‌ها را به دلیل طرح مسئله هولوكاست  را برانگیخته و جنایات آمریكا را در مجامع جهانی فریاد می‌زند، این‌گونه سخن گفتن از رابطه و گفتگو با آمریكا تعجب آور است!

رئیس جمهور باید قدری به اطراف خود نگاه كند و ببیند این نان رابطه با آمریكا را چه كسی در سفره مواضع او نهاده است. خوردن یك تكه از چنین نانی را مردم ما حرام می‌دانند. بویژه آنكه تناول آن در بلاد كفر باشد. آمریكا با ملت ایران دشمن است و از نفرت ملت ایران نسبت به مواضع تجاوز كارانه خود مطلع است. به همین دلیل مواضع رئیس جمهور را یك شوخی تلقی كرده  و بدون اینكه به این شوخی  بخندد آن را نشنیده گرفته و هیچ واكنشی هم نسبت به آن نشان نداده است؟

سیاست روز:نقد اصلاحات یا نقد فضای حاكم؟

«نقد اصلاحات یا نقد فضای حاكم؟»عنوان یادداشت روز روزنامه سیاست روز به قلم سیاوش كاویانی است كه در آن می‌خوانید؛اصلاحات تلاش بسیاری انجام می‌دهد تا بتواند خود را در صحنه سیاسی كشور بازیابد.محوریت آن هم بر عهده آقای خاتمی است.

انتخابات ریاست جمهوری آینده آنها را وا داشته است تا از این فرصت استفاده كنند.این تلاش‌ها با سخنانی كه بیان می‌شود عمق خواسته‌های آنان را نیز آشكارتر می‌سازد.
اصلاح طلبان پس از بیان دیدگاه‌های خود پاسخ‌ها و واكنش‌های صورت گرفته تجزیه و تحلیل می‌كنند و پس از آن برای طرح موضوعات و دیدگاه‌ها و خواسته‌های خود با برنامه ریزی اقدام می‌كنند و گام به گام در حال شكل دهی به اردوگاه رقابت‌های انتخاباتی خود هستند.

هر روز كه می‌گذرد در این اردوگاه چادرهای متعددی برپا می‌شود كه هر یك از آنها نشان دهنده یكی از اهداف و سیاست‌های این طیف سیاسی است كه در انتخابات ۸۴ و ۸۸ با شكست ،قدرت سیاست اجرایی را نتوانست به دست آورد،اما عرصه فعالیت‌های حزبی خود را تعطیل نكرد و هر از گاهی دودی از اردوگاه اصلاح طلبان به نشانه بودن،بلند می‌شود.

طیف اصلاح طلب گرچه در انتخابات ۸۸ با عملكرد ناصواب خود باعث بروز فتنه انتخاباتی و تبعات بعدی آن شد،ضربه سختی را هم از سوی مردم دریافت كرد و با شكست كاندیدای مورد حمایت آن مدت‌ها در كمای سیاسی فرو رفت اما اكنون با طرح دیدگاه نقد اصلاحات یك چادر دیگر در اردوگاه اصلاح طلبان برپا كرده است تا فضای افكار عمومی و سیاسی كشور را نسبت به خود بسنجد.

این نقد از درون كه تنها در مرحله حرف باقی مانده است، برای بازیافت اصلاح طلبانی است كه خود را در حاشیه و پستو می‌بینند.

موضوع نقد خود مطرح می‌شود، اما هیچ نقدی صورت نمی‌گیرد، این وظیفه بر عهده خاتمی گذاشته شده است كه البته به خوبی هم در حال پیگیری است.

به سخنان آقای خاتمی اگر توجه شود به این نكته خواهیم رسید كه در این سخنان نقد نظام و حاكمیت و فضای سیاسی كشور پر رنگتر از دیگر مواضع وی است.این سیاست، با ظاهر نقد خود اما باطن نقد حاكمیت، باعث می‌شود تا نقد عملكرد اصلاح طلبانی كه اكنون هم راهی جز اصلاح طلبی را برای كشور نمی‌شناسند،بیشتر مطرح شود.نقد فضایی كه خود آنها بیشترنقش را در شكل گیری آن داشتند.

اگر اصلاح طلبان نقدی بر فضای سیاسی حاكم دارند به خودشان بازمی‌گردد. این فضا اگر وجود دارد باعث آن عملكرد خلاف قانون آنها در انتخابات ۸۸ است. عملكردی كه باعث شد شیرینی انتخابات با حضور حداكثری به كام مردم تلخ شود.

و اكنون آقای خاتمی نگران اشتیاق مردم برای شركت در انتخابات است. این جمله كه "آیا اصلاً انتخابات،‌پرشور برگزار می‌شود؟" هشدار است یا تهدید؟ اصلاح طلبان واقعاً نگران ریزش مردم پای صندوق های رأی هستند؟ اگر اینگونه است، انتخابات مجلس نهم با چه میزان ریزش رای دهندگان روبه رو بود؟! آمار حضور میلیونی مردم به نگرانی اصلاح طلبان پاسخ می‌دهد.

آقای خاتمی، اگر نگران حضور و اشتیاق پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری آینده هستید، شرط و شروط نگذارید. از حصر درآمدن افرادی كه در فتنه ۸۸ نقش داشتند، آیا باعث پرشور شدن انتخابات می‌شود؟ شما از نظام تضمین خواسته اید، اما این اصلاح طلبان هستند كه باید تضمین بدهند. شما به مدت هشت سال ریاست جمهوری را با همین ساز و كار بر عهده گرفتید، اما اكنون مطرح می‌كنید كه نیروهای امنیتی و نظامی در امر انتخابات دخالت نكنند؟ ادعایی كه در زمان انتخابات ریاست جمهوری بدون ارائه هیچ سند ومدركی مطرح شد. با این ادعا نمی توان چیزی را ثابت كرد.

اصلاحات ابتدا باید خود را ثابت كند، آنگاه توقع داشته باشد كه فضای حضور ایجاد شود. فضا مهیاست اما برادری شما با نظام و حاكمیت زیر سوال است.

وطن امروز:آری!‌ ما جبهه‌ ندیده‌ایم

«آری!‌ ما جبهه‌ ندیده‌ایم»عنوان یادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم حسین قدیانی است كه در آن می‌خوانید؛هفته دفاع مقدس آمد و رفت اما برای نسل من، هفته دفاع مقدس مناسبتی در تقویم نیست؛ همه تقویم‌ها تقدیم خاک پای مادران شهدا. تقویم ما با همه بزرگی‌اش بخشی از دفاع مقدس است. می‌خواهم روزگار نباشد، اگر خون شهید نباشد و نیست. روزگار، روزگار نیست اگر سربند یازهرا(س) نباشد. برای نسل من، دفاع مقدس کلیشه نیست که در قفس گیومه‌ها گرفتار شود. نسل من با جنگ زندگی می‌کند و جبهه را زندگی می‌کند.

نسل من عاشق مجنون است. ما فکر می‌کنیم فرمانده جنگ، مادر محترمه حاج احمد متوسلیان است. وزیر دفاع مقدس ما آن نوجوان پایین‌شهری است که در شناسنامه خود دست برد تا در نبرد تن و تانک، همه پیکرش قطعه‌قطعه شود، خاکستر شود، بسوزد، آسمانی شود تا مبادا لازم شود ما به «آقازاده‌ها» دقیقا بر همین وزن، چیز دیگری بگوییم.

هزینه جنگ را بزرگ‌ترین بانک جهان اسلام نداد، ملی‌گراها ندادند، تجارت پیشه‌ها ندادند، دلال‌های پسته و فرش ندادند، آخوندهای اشرافی ندادند، مرفهین بی‌درد ندادند.

پدرم در جبهه ساندیس سیب می‌خورد که قیمتش با انحراف دلار، بالا و پایین نمی‌رفت. هزینه جنگ را قلک رقیه داد و پول خرد سمیه. بسیجی‌ها برای رد شدن از عرض اروند، کشتی تفریحی نگرفتند، جزر و مد اروند، وحشی بود اما چند تکه طناب که قیمتی نداشت.

می‌رسید به پول ما پایین‌شهری‌ها. اقیانوس، دل بسیجی‌ها بود و دریا، دیده بارانی‌شان. دیروز در جبهه، چند شانه تخم‌مرغ دختر روستا، لشکری را سیر می‌کرد. دولت مهرورز، دولت عشق بود در جبهه فاو. و عظمت هیچ‌الاماره‌ای منحرف نکرد ردپای فتح را.

رئیس تبلیغات جنگ، بلندگوی لندکروز حاج‌بخشی بود که ضدگلوله نبود. داماد آدم در آتش بسوزد، بهتر از آن است که فرزند آدم، دودمان سابقه آدم را بر باد دهد. عده‌ای حتی بر تن تشریفات «دامت برکاته» جلیقه ضدگلوله می‌پوشانند! محافظ شخصی پدر من در جبهه الی‌ بیت‌المقدس، شاید مورچه‌ای بود که خدا در سوره «نمل» قصه‌اش را نوشت. مورچه منیت ندارد. شن منیت ندارد.

مادر حاج همت، مادر حاج همت است اما منیت ندارد. منیت دارد می‌کشد عده‌ای را. در خاطرات فلانی، جلد ازل خواندم: «من بودم که خدا را آفریدم و در روح خدا دمیدم انقلاب اسلامی را!» تا سید شهیدان اهل قلم هست، ما اصلا «روایت زهر» نگاه نمی‌کنیم. آقازاده‌ها بعد از شنیدن نام کانال، به سوئز فکر می‌کنند اما در کانال کمیل، «آقازاده‌های شهادت»‌جملگی لب‌تشنه رفتند. قمقمه آب نداشت، قلک پول نداشت، جنگ سخت شده بود، بابا شهید شده بود، همراه محافظش.

ما هرگز خیال نمی‌کنیم امام جنگ فقر و غنا، اهل قطعنامه بود. آقازاده‌های خمینی، بچه‌های کربلای 5 بودند. آقازاده‌ها بسی گنج بردند در آن سال هشت! ما ایمان داریم که خرمشهر را خدا آزاد کرد. ما باور داریم که «ولایت‌فقیه» کلیدواژه وصیتنامه همه شهداست. برای ما هنوز هم جبهه، همان جبهه است... و اگر این همه تحریف جنگ است، بگذار آقای هاشمی به ما بگوید «جبهه‌ندیده‌ها». بزرگ‌ترین جبهه‌ندیده، خمینی بود که گاهی بدتر از ما تحریف می‌کرد جنگ را و می‌گفت: «رهبر ما آن طفل 13 ساله است که...». آری! عباس بن‌علی(ع) هم جبهه بدر و احد و خیبر را ندیده بود. حتی جبهه در و دیوار را ندیده بود. کوچه را ندیده بود. با این همه حسین(ع)، علمداری جز اباالفضل(ع) نداشت. در هر دوره‌ای عده‌ای جبهه‌ندیده‌اند. ما در شکم روزگار بودیم

15 خرداد، جنگ که شد صفیر بمباران، گهواره‌مان را شکست. برگشتن تابوت‌ها دل‌مان را شکست. ما فرزندان شهدا جبهه‌ندیده‌ایم!

رئیس تبلیغات جنگ، بلندگوی لندکروز حاج‌بخشی بود که ضدگلوله نبود. داماد آدم در آتش بسوزد، بهتر از آن است که فرزند آدم، دودمان سابقه آدم را بر باد دهد.

عده‌ای حتی بر تن تشریفات «دامت برکاته» جلیقه ضدگلوله می‌پوشانند! محافظ شخصی پدر من در جبهه الی‌ بیت‌المقدس، شاید مورچه‌ای بود که خدا در سوره «نمل» قصه‌اش را نوشت. مورچه منیت ندارد. شن منیت ندارد. مادر حاج همت، مادر حاج همت است اما منیت ندارد.

منیت دارد می‌کشد عده‌ای را. در خاطرات فلانی، جلد ازل خواندم: «من بودم که خدا را آفریدم و در روح خدا دمیدم انقلاب اسلامی را!» تا سید شهیدان اهل قلم هست، ما اصلا «روایت زهر» نگاه نمی‌کنیم. آقازاده‌ها بعد از شنیدن نام کانال، به سوئز فکر می‌کنند اما در کانال کمیل، «آقازاده‌های شهادت»‌جملگی لب‌تشنه رفتند. قمقمه آب نداشت، قلک پول نداشت، جنگ سخت شده بود، بابا شهید شده بود، همراه محافظش.

ما هرگز خیال نمی‌کنیم امام جنگ فقر و غنا، اهل قطعنامه بود. آقازاده‌های خمینی، بچه‌های کربلای 5 بودند. آقازاده‌ها بسی گنج بردند در آن سال هشت! ما ایمان داریم که خرمشهر را خدا آزاد کرد. ما باور داریم که «ولایت‌فقیه» کلیدواژه وصیتنامه همه شهداست.

برای ما هنوز هم جبهه، همان جبهه است... و اگر این همه تحریف جنگ است، بگذار آقای هاشمی به ما بگوید «جبهه‌ندیده‌ها». بزرگ‌ترین جبهه‌ندیده، خمینی بود که گاهی بدتر از ما تحریف می‌کرد جنگ را و می‌گفت: «رهبر ما آن طفل 13 ساله است که...». آری! عباس بن‌علی(ع) هم جبهه بدر و احد و خیبر را ندیده بود. حتی جبهه در و دیوار را ندیده بود. کوچه را ندیده بود.

با این همه حسین(ع)، علمداری جز اباالفضل(ع) نداشت. در هر دوره‌ای عده‌ای جبهه‌ندیده‌اند. ما در شکم روزگار بودیم 15 خرداد، جنگ که شد صفیر بمباران، گهواره‌مان را شکست. برگشتن تابوت‌ها دل‌مان را شکست. ما فرزندان شهدا جبهه‌ندیده‌ایم

تهران امروز:راهكارهایی برای ساماندهی بازار ارز

«راهكارهایی برای ساماندهی بازار ارز»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم مرتضی افقه است كه در آن می‌خوانید؛این روزها پیدا كردن راه حل‌هایی برای كاهش نوسانات ارزی و همچنین بهینه شدن فعالیت‌های اتاق ارزی به امری حیاتی تبدیل شده‌است. به نوعی همگی به دنبال ارائه راهكاری برای به‌سامان شدن اوضاع هستند ولی ما نباید تنها به تلاش برای ارائه راهكار بیندیشیم؛ بلكه در ابتدا باید دلایل احتمالی بروز چنین شرایطی را كشف كنیم تا بعد از آن بتوانیم با حذف چنین معضلاتی راهكارهای بهتری ارائه دهیم.

در همین راستا می‌توان چند دلیل اصلی بروز التهاب در بازار ارز را بر شمرد: قسمتی از این دلایل غیراقتصادی‌است، دلیل دیگر ریشه در عدم شفافیت دولت در تصمیمات اقتصادی دارد. سردرگمی متقاضیان برای حفظ ارزش پول خود، عدم تعهد دولت به وعده‌های ارائه شده و همچنین ناتوانی یا بی‌علاقگی نهادهای ذی‌ربط برای عرضه ارز از دیگر دلایل بروز این امر هستند. در مرحله اول باید گفت به روشنی مشخص است كه اگر دولت و دیگر دست‌اندركاران اقتصاد كشور بتوانند هر‌كدام از این معضلات را حذف كنند شرایط بهتر خواهد شد.

به بیان بهتر دولت اگر بتواند به تصمیمات اقتصادی خود شفافیت بیشتری داده و همچنین با ساز و كاری معقول سرمایه‌های در گردش را به سمت دیگر حوزه‌های پایدار اقتصادی جذب كند بازار ارز هم از التهاب فعلی خواهد افتاد. به‌علاوه دولت در این روزها باید براساس توانایی‌های حقیقی خود وعده بدهد. درچند ماه گذشته شاهد بوده‌ایم كه وعده‌های رئیس‌كل بانك مركزی بیشتر از توانایی‌های این نهاد بوده‌است و همین موضوع برای مردم یك انتظاری ایجاد كرده كه حالا برآورده نشده‌است.

این موضوع درمورد اتاق ارزی هم مصداق دارد. ما باید از این اتاق در حد توانایی‌هایش انتظار داشته باشیم و وعده‌هایی ندهیم كه از عهده اتاق ارزی بر نیاید. اتاق ارزی به طور قطع می‌تواند سرعت‌گیری موقتی در مقابل افزایش قیمت ارز باشد اما نمی‌تواند آنطور كه وعده می‌دهند موجب بروز موجی از كاهش قیمت در بازار باشد. از سوی دیگر این اتاق باید به سمت مبادلات فیزیكی ارز پیش رود و دامنه فعالیت‌های خود را حتی به صورت كشوری گسترش دهد تا معضلات اقتصادی كشور به سمت دلار حمله‌ور نشود.

راهكار دیگر این است كه بانك مركزی به عرضه حقیقی ارز و توانایی واقعی خود در عرضه دلار به واردكنندگان كالا توجه كند. درست است كه تعداد بالایی از متقاضیان بازار واردكننده نیستند و برای حفظ ارزش پول وارد بازار ارز شده‌اند اما این باعث نمی‌شود كه ما دست واردكننده‌های لازم و واقعی را در این میان ببندیم. نكته دیگر این است كه مسئولین باید اعتماد مردم را به مسائل اقتصادی حفظ كنند.

مصاحبه‌هایی كه در این مدت انجام شده مملو از وعده‌هایی بوده كه بعضا برآورده نشده‌است. بنابراین ما باید از این سخنان بكاهیم و اگر هم مصاحبه می‌كنیم در آن به مسائل حقیقی بپردازیم! با این موارد می‌توان اعتماد را حفظ كرد و آنها هم قطعا با مشاهده ثبات و آرامش بازار با فضا همراه می‌شوند و از تلاطمات این روزهای نرخ ارز كاسته خواهد شد.

حمایت:تعامل مردم و ناجا؛ بسترساز تحقق احساس امنیت

«تعامل مردم و ناجا؛ بسترساز تحقق احساس امنیت»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است كه در آن می‌خوانید؛«بدترین شهرها، شهری است كه در آن ایمنی نباشد». این کلام امیرِ بیان، امام علی (ع) به خوبی نشان دهنده اهمیت و حساسیت رسالت نیروی انتظامی است که در هفته آن قرار داریم. بیان حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) نیز دقیقا ناظر بر همین حقیقت است، آن جا که می‌فرمایند: «دو نعمت است كه شكر آنها گزارده و قدر آنها دانسته نمی‏شود مادامی که از دست می‌روند؛ امنیّت و سلامتی».از این منظر اساسا نیاز به فلسفه بافی نیست که «نیروی انتظامی»، نیاز ضروری یک جامعه انسانی است؛ نیرویی که با اقتدار در برابر اخلال گران نظم و امنیت و مفسدان و ظالمان، سروشِ آرامش، امنیت و عدالت را نغمه سرایی می‌کند.هفته ای که در آن قرار داریم، فرصت ارزشمندی است برای نیروی انتظامی از این حیث كه با نمایش دستاوردها و توانمندی‌های خود در شاخه های گوناگون کاری‌اش و نیز توجه به ضعف‌ها و آسیب‌های خود از زبان مردم و مسئولان، ضریب اعتماد شهروندان را نسبت به خود ارتقا دهد.مهم‏ترین فعالیت‏های نیروی انتظامی در عرصه جرم زدایی و مبارزه با قانون شکنان، بر سه اصل «آگاهی»، «پیش‏گیری» و «پی‏گیری» استوار است. در این بین البته، آگاهی، اولین گام جلوگیری از وقوع جرم است چه آن که قبل از هر چیز لازم است مردم با قوانین و مقررات آشنا شوند تا از مسیر راه‏های خط‏ کشی شده قانونی قدم بردارند، همچنین از تهدیدهای اخلال گران و فرصت‏طلبان و روش‏های آنان آگاهی یابند تا در دام‏های بی‏شمارشان گرفتار نشوند.از سویی بر مبنای آن که گفته‌اند «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد»، مسئولان و کارکنان نیروی انتظامی می‌بایست همه سعی و تلاش خود را بر این محور معطوف دارند که با شیوه‏های مختلف اطلاع‏رسانی و فرهنگ سازی، مردم را از تخلف‌ها و راه‏های جلوگیری از آن آگاه کنند.از این حیث بی شک، ضرورت مشاركت و تعامل همه جانبه مردم و نیروی انتظامی، تأثیر بسزایی در تحقق این مسئله است که بی شک پیامد مهم آن افزایش امنیت اجتماعی و اخلاقی به عنوان یك خواست كلیدی مردم از پلیس خواهد بود.طبعا پدید آمدن احساس امنیت و آرامش جامعه در گروی مأموریت اصلی ناجا در برقراری نظم و امنیت شهر و شهروندان و شناسایی و مقابله جدی این نیروی پرتلاش و زحمت‌كش با تبهكاران و متخلفان و مجرمان است؛ امری كه به نظر می‌رسد بدون مشاركت و تعامل خودِ مردم، دور از دسترس باشد.

البته بدون شک اگر این مشاركت صرفا جنبه سمبلیك و تشریفاتی به خود بگیرد، نه تنها در به نتیجه رسیدن آن هدف اصلی كمكی نمی‌كند، چه بسا به تدریج موجب تضعیف اعتماد مردم به نیروی انتظامی می‌شود و بدین ترتیب مبارزه با گسترش جرایم و بر قراری امنیت، عقیم مانده و به كندی پیش برود. در همین باره، مقام معظم رهبری، سخن راهگشایی دارند، ایشان می‌فرمایند: «نیروی انتظامی باید پناه دل‏های خائف و ترسان و جان‏هایی که احساس می‏کنند از سوی یک انسان یا جمع و مجموعه‏ای تهدید می‏شوند، باشند.

وجود نیروی انتظامی، باید اساس امنیت را در بیننده به وجود بیاورد. این شأن نیروی انتظامی در جمهوری اسلامی است».معظم له همچنین تاکید می‌کنند: «مردم نیروی انتظامی را باید از خود بدانند... مردم احساس آرامش می‏کنند که ببینند جوانان، مردان و زنان در این سازمان بزرگ و کارآمد، با انجام صحیح وظایف خود، می‏توانند آن چه از آنان متوقع است، آن را محقق کنند».

در این باب نکات بسیاری را می‌توان متذکر شد، اما در این مجال اندک و از باب اختصار اشاره به این نکته کافی است که خادمان ملت در نیروی انتظامی باید ضمن برخورد قاطع با متخلفان و هنجارشکنان، بکوشند خود در ادای وظایفشان، موازین قانونی را رعایت کنند و با عمل مؤمنانه به تکالیف قانونی خویش، احساس امنیت را که به تعبیر جامعه‌شناسان به مراتب مهم‌تر و ضروری تراز خود مقوله امنیت است در سطح جامعه فراگیر و ملموس کنند.

و بالاخره آن که بی گمان، پیوستگی مردم، پلیس و دولت موجب افزایش اقتدار ناجا مبتنی بر مشروعیت می‌شود و بدین سان انتظارات مردم به عنوان ولی نعمتان نظام مقدس جمهوری اسلامی از حافظان امنیت و ثبات تا حدود زیادی تحقق می‌یابد.

مردم سالاری:جای نگرانی نیست

«جای نگرانی نیست»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم مهدی قوامی‌پور است كه در آن می‌خوانید؛ در «سال‌های بد»، در دوره اصلاحات بودجه کشور بر اساس قیمت 18 دلاری هر بشکه نفت تنظیم شده بود وقیمت نفت پس ازسقوط آزادی هولناک شروع به رشد کرد و به 21 دلار رسید. در همان زمان یکی از مسئولان در سخنانی گفت حالا که قیمت نفت افزایش یافته چرا مردم بهره‌مند نمی‌شوند؟ در حالی که دولت اصلاحات در آن زمان به جای تزریق پول نفت به اقتصاد کشور و ایجاد تورم، اقدام به تاسیس صندوق ذخیره ارزی کرد تا بدین وسیله جلوی تنش‌های ناشی از نوسانات قیمت نفت را در اقتصاد کشور بگیرد و درآمد مازاد نفت را در بخش تولید سرمایه گذاری کند.

در آن زمان نه تورم این قدر بالا بود و نه ارزش پول ملی این قدر پایین، و احتمالا حالا خیلی‌ها آن سال‌ها را به خاطر دارند، اما در آن زمان دوستان و برادرانی نگران وضعیت اقتصادی مردم بودند؛ آن قدر نگران و ماتم زده که در مسجد هدایت، مسجدی که مرحوم طالقانی در آن اقامه نماز می‌کرد و روزگاری محل تجمع مبارزان و انقلابیون بود، برای کارتن خواب‌ها مجلس ختم نمادینی برگزار کردند .

این رفتارها اما کافی نبود و راضی شان نمی‌کرد... . خلاصه اینکه در آن «سال‌های بد» همه دوستان و برادران ما از وضعیت اقتصادی کشور می‌نالیدند و می‌گفتند وقتی وضعیت اقتصادی کشور چنین است و مردم در چنان وضعی، توسعه سیاسی چه معنا دارد ؟ و البته کفن پوشان فرصت رفتن به خانه را نداشتند و همیشه و همیشه در خیابان‌ها آماده فداکاری بودند .

در درون خانه هم گویا راه‌های گفت‌و‌گو یکی پس از دیگری به بن بست می‌رسید اما رئیس جمهور اصلاحات در بیرون خانه صحبت از گفت‌و‌گوی تمدن‌ها کرد تا نقطه پایانی باشد بر نظریه جنگ تمدن‌ها و بی مهری دیگران در حق ملت ما. در مقابل باز هم برادرانی بودند که این همه خفت را نمی‌توانستند تحمل کنند . گفت و گو ؟ آن هم با غرب که از بند ناف گویا با هم دشمن بوده ایم در حالی که ما گفت و گو با شما اصلاح طلبان کج اندیش را نیز روا نمی‌دانیم؟

کم کم ما هم باورمان شد که راه را به خطا می‌رویم. باید کسی می‌آمد و مسیر را اصلاح می‌کرد و ناگهان کسی آمد که آمدنش را همچو صبح می‌دانستند. او از مهرورزی و عدالت با ما گفت و از آمدن نفت بر سر سفره‌ها.تازه یادمان آمد که ای داد چرا در سبد غذایی و بر سفره‌های ما نفت نیست؟ یکی دیگر از برادران و دوستان مان از ژاپن اسلامی‌گفت و ما زیر لب با خود گفتیم چرا که نه؟!

ژاپن نه نفت دارد نه گاز و نه مس و نه هزار هزار منابع معدنی و سرزمین‌های حاصلخیز و هوش و استعداد ایرانی و هزار درد بی درمان دیگر. اما مسیر ژاپن از نظر برادران و دوستان مان از چین می‌گذشت. به چین که رسیدیم کالاهای چینی عدالت مان را زمین گیر کردند و نه تنها نفت را بر سر سفره‌ها نیاوردند بلکه نان را هم از سفره‌های ما بردند . به چین که رسیدیم ژاپن از ما دور و دورتر می‌شد. بودجه کشور براساس هر بشکه نفت به قیمت 40 دلار تنظیم شد و نفت تا مرز 120 دلار رسید اما آن سخنران حالا دیگر یادش نمی‌آمد که از افزایش قیمت نفت و بهره‌مندی مردم چیزی بگوید.

 حالا اولویت‌های دیگری مطرح بود، یعنی پیش‌از آن که به عدالت و مهرورزی برسیم از آن‌ها گذشته بودیم و کفن پوشان حالا در پست‌ها و سمت‌های دیگر رنج و خستگی سال‌ها را از تن به در می‌کردند و از کفن‌هاشان جز خاطره چیزی برجای نمانده بود و البته آن لپ‌تاب معروف که همه اسناد را در خود داشت و همیشه و همواره همه را تهدید به افشاگری می‌کرد هیچ گاه گشوده نشد مثل آن لیست در جیب بغل که با توصیه دوستان شفیق هرگز ارائه نشد. در این سال‌های خوب که دیگر منحرفان و کج اندیشان اصلاح طلب در قدرت نیستند ارزش پول ملی هر روز سقوطی دیگر را تجربه می‌کند و تورم همچنان در حال صعود است.فاصله طبقاتی به شکافی غیر قابل بازگشت تبدیل شده است و اصولا چیزی به نام قشر متوسط به افسانه پیوسته است‌.

اما جای هیچ نگرانی نیست. رئیس‌جمهوری دولت عدالت گستری و مهرورزی اخیرا در سازمان ملل گفته‌اند درآمد سرانه هر ایرانی بیش‌از 4 هزار دلار است و البته ایشان نگفتند که آیا این درآمد سرانه 4 هزار دلاری واقعا عادلانه در بین مردم تقسیم شده است یا نه‌؟ چرا که یکی از وجوه عدالت اجتماعی تقسیم عادلانه درآمد سرانه در بین مردم است وگرنه صرف افزایش درآمد سرانه نشانه بهره مندی افراد جامعه نیست.

در واقع درآمد سرانه به شکل انتزاعی نشان می‌دهد که اگر درآمدهای ملی را تقسیم بر تعداد نفوس کشور کنیم به هر شهروند چه میزان تعلق می‌گیرد و این تفاوت بسیاری دارد با آن چه که در عالم واقع رخ می‌نماید‌. ضمن این که زمانی افزایش درآمد سرانه شاخصی برای بهبود وضعیت اقتصادی یک کشوراست که ناشی از رشد تولید داخلی و افزایش صادارات این کالاها باشد‌. کالاهای که به وسیله کارکارگر ارزش افزوده‌ای دارند و نه صادرات نفتی و افزایش بهای نفت که عملا هیچ ربطی به تولید داخلی و ملی ندارد‌‌. اما هنوز جای هیچ نگرانی نیست چرا که تا چند روز آینده یارانه‌ها واریز خواهد شد و باد همه چیز را با خود خواهد برد .

ابتكار:صدایی که در سازمان ملل خوب نپیچید؟

«صدایی که در سازمان ملل خوب نپیچید؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامرضا كمالی پناه است كه در آن می‌خوانید؛همان گونه كه آقای احمدی نژاد گفتند، رئیس جمهور در سازما ن ملل صدای ملت خود است یعنی باید باشد، هر ساله در مهمترین و عام ترین گردهمایی روسای كشور‌های جهان، در سازمان ملل، سران سیاسی ملت‌ها گردهم می‌آیند تا صدای ملت خود را به گوش جهانیان برسانند. رسانه‌ها هم چشم و گوش تیز می‌كنند تا سخنان تازه و موثر و مخاطب پسند را شكار كنند و به مخاطبان خود ارائه دهند. مسلما اخباری را انعكاس می‌دهند و صدایی به گوش می‌رسد كه بتواند تشنگی گیرندگان را رفع نماید. حرف‌های عادی، شعاری، و تكراری خریداری ندارند. ضمن این كه این گونه حرفها به حال ملت و صدایش هم سودمند نیست. حال اگر هزینه‌های سفر رئیس جمهور وهمراهانش گزاف باشد كه دیگر زیان اندر زیان است.

در آخرین سفرآقای احمدی نژاد به نیویورك، در قامت رئیس جمهور، آن گونه كه از رسانه‌ها شنیده شده هیات ایرانی از سایر كشورها پرتعداد تر بوده است. آن هم در سالی كه شرایط تحریم‌های شدید و سوء مدیریت‌ها وآزاد سازی یارانه‌ها و بیكاری و تورم و... قوز بالاقوز شده و چون گرگ‌های گرسنه به جان اقتصاد بی رمق ولاغر كشورمان افتاده اند و آن را آش ولاش می‌كنند.

در چنین وضعیتی كه نیازی به توصیف ندارد و رنگ رخساره مردم خبر از حال ضمیرشان می‌دهد و اقتصادمان به جای یورش شورانگیز به جلو، پاپس كشیده. همراه كردن این همه نیرو در این سفر پرهزینه كمی عجیب است. ما با آمریكا رابطه ای نداریم. تازه نام مذاكره را با دلهره و تردید بر زبان می‌آوریم. نمی‌شود گفت این افراد زیاد را بازرگانان، اقتصاد دانان وسیاسیون خبره برای رایزنی و عقد قراردادهای مهم تجاری و اقتصادی و... تشكیل داده اند.

پس معنی وفایده این لشكر كشی چیست؟ شاید حقیقتا معنی وفایده ای داشته باشد كه ما از آن بی خبریم و نیاز به اطلاع رسانی دارد. اما برای ما با این عقل ناقصمان قابل هضم نیست كه بیماران زیادی نمی‌توانند، ارز مورد نیاز خود را برای تهیه دارو و درمان تامین كنند، اما این همه، ارز را رایگان به اقتصاد كشوری كه استكبارش می‌خوانیم تزریق می‌كنیم.تصور كنیدآمریكا ما را تحریم می‌كند و نمی‌گذارد ارز وارد كشورمان شود اما ما ارزهای ذخیره شده خود را وارد آمریكا می‌كنیم.

برخی با بدگمانی می‌گویند هدف این بوده كه حاضران در سالن به هنگام سخنرانی رئیس جمهورمان پرشمار باشند وصداهای كف، دست‌ها پس از اتمام سخنرانی ایشان بلندتر و بیشتر در سالن بپیچید و این گونه خواسته اند نقشه شوم دشمن را در ترك سالن به هنگام خطابه وی نقش برآب كنند، راستش و درستش به گردن كسانی كه این گونه تحلیل می‌كنند. اما مهم تر از این سخنان رئیس جمهور است كه این همه هزینه به خاطرش صور ت گرفته است. گاهی آدم می‌گوید مالم رفت و پولم رفت، باكی نیست زیرا عوضش چیز ارزشمندی به دست آورده ام. آیا در این مورد خاص همین بوده است؟

در سازمان ملل، در همین چند روز پیش از سخنرانی‌های صورت گرفته، چهار تا برای ما مهم تر بوده است. آقای اوباما و نتانیاهو در دشمنی ومخالفت با كشورما صحبت كردند وتوانستند موضوعات مطرح شده را علیه ایران به خوبی رسانه ای كنند. آنان موضوعات روز را انتخاب كردند و سخن خود را به گوش‌ها رساندند. محمد مرسی هم برای ما ایرانیان تازگی و جذابیت دارد. علیرغم تازه كاریش به خوبی از وقتش استفاده كرد. اگر چه آقای احمدی نژاد از مطالب جنجال برانگیز پرهیز كرد. راهی كه در سال‌های اولیه ریاست جمهوری اش انتخاب كرده بود. با همه ی اینها ا نتظار می‌رفت از مطالب كلی دوری كند و صدای ملتش را انعكاس دهد.

می‌توانست مظلومیت ملت ایران را صدا بزند زیر بار فوق سنگین تحریم‌ها كمرشان خم شده است و فریاد برآورد چرا تعدادی كشور قدرتمند و زورگوی غربی راه زیستن را بر ملتی كهن تنگ كرده اند ؟ خلاصه خیلی چیزها را می‌توانست بگوید و بسیاری از این مطالب را هم می‌توانست حذف كند. اما در سالی كه صدای دو كشور مخالف ما یعنی آمریكا و اسرائیل غاصب در تهمت زنی و تهدید علیه مارساتر شده است، ما ترجیح دادیم به گونه ای سخن بگوییم كه نه سیخ بسوزد و نه كباب. غافل از اینكه در پایان راه اینگونه سخن گفتن هم سیخ را می‌سوزاند و هم كباب را و هم صاحب سخن را؟!

آفرینش:آموزش جامعه دربرخورد با ناهنجاری های فرهنگی

«آموزش جامعه دربرخورد با ناهنجاری های فرهنگی»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است كه در آن می‌خوانید؛بحث ناهنجاری های فرهنگی هرچند خود را پشت شلوغی ها و معضلات اجتماعی پنهان می كند اما در رفتار و جهت گیری جامعه، حضوری پررنگ، اما بی صدا دارد. ناهنجاری های فرهنگی به تناسب بزرگتر شدن اجتماع از قسمت های بیشتری تشكیل می شود و خود را درقالب های گوناگونی نمایان می‌سازد.

طرز صحبت و برخورد، رانندگی كردن، خرید كردن، احترام به حقوق دیگران، تفریح كردن، رقابت كردن، كاركردن، و... همه از گستردگی دامنه هنجار و ناهنجاری های فرهنگی خبرمی دهند. حال اگر نحوه برخورد فرهنگ سازان و متولیان حفاظت از هنجارهای فرهنگی دربرخورد با ناهنجاری ها متناسب نباشد و روش های صحیحی را در پیش نگیرند، زخم این معضلات كهنه تر و وخیم تر خواهد شد.

بهترین راه جلوگیری از خطرات و ناهنجاری های احتمالی،ارائه ابزارهای لازم شناخت ناهنجاری ها و مضرات آنها به كنش گران است.

اما متاسفانه در بسیاری از موارد استفاده از سیستم های ممنوعیت و یا تشویق های مبالغه آمیز و ایدئولوژیك در برخورد با معضلات فرهنگی، آثارمعكوس و مخرب برجامعه داشته اند. منع جامعه بدون شناساندن پلیدی یك ضدفرهنگ، نه تنها افراد را از آن دور نمی سازد، بلكه عطش ورود به آن حیطه را افزایش می دهد.

هرچه آگاهی جامعه نسبت به فرهنگ و ضدفرهنگ ها بیشترشود و مضرات ابتلا به ناهنجاری برای افراد تشریح و هویدا گردد، قدرت بیشتری در حفظ خود و تاثیرگذاری مثبت برجامعه خواهد داشت. باسیاست گذاری های فرهنگی ، می توان كاری كرد كه جامعه به سوی سلامت روانی و اجتماعی بیشتری پیش رفته و آسیب های كوتاه و دراز مدت را از خود دور كند.

اما آگاهی بخشی جامعه به چه صورت است و چگونه حاصل می شود؟ به این منظور سیاست گذاری در زمینه های متنوع فرهنگی و آموزشی مانند افزایش ظرفیت دانشگاه ها، افزایش تعداد كتابخانه ها در سطح جامعه، تقویت ناشران و تولید كنندگان كالاهای فرهنگی، دسترسی به كتاب ها و نشریات مجازی، ساخت سینماها و تولید فیلم های متناسب با معضلات روز، افزایش ورزشگاه و گردشگاه ها، و از همه مهمتر كاهش قیمت و دسترسی آسان جامعه به این خدمات، از ضرویات افزایش بینش و آگاهی جامعه می باشد كه می تواند مانع از انتخاب كور و گمراهی جامعه در ابهامات فرهنگی باشد.

هراندازه غنای فرهنگی در یك جامعه بیشتر شود آن جامعه مصونیت بیشتری در برابر فساد و مصادیق مختلف معضلات اجتماعی خواهد یافت. جامعه ای كه آكنده از نمایشگاه های هنری، موزه ها، كتابخانه ها، كتاب هایی دردسترس و ارزان قیمت و... باشد، بی شك كمتر به سوی فساد خواهد رفت تا جامعه ای كه در آن ابزارهای افزایش آگاهی و بینش اجتماعی- فرهنگی، فراهم نیست ویا دسترسی به این امكانات تنها برای قشری خاص امكان پذیر باشد.

قشر جوان ما نیازمند خوراك و تشنه كنجكاوی فرهنگی است و موتورهای تولید فرهنگ های بیگانه فعال، اگر ما نتوانیم در چنین شرایطی با ارائه امكانات بینش فرهنگی جوانان را افزایش دهیم، قطعا مجذوب زرق وبرق فرهنگ های دیگر می شوند كه در این صورت تغییر الگوی فرهنگی آنها بسیار سخت و یا غیر ممكن می شود.

به طور مثال جامعه ما باتوجه به عرف و آموزه های فرهنگ اسلامی، هنجارهایی را درمورد موسیقی دارد. اگرما ممنوعیتی چكشی با قضیه داشته باشیم و با ایدئولوژی های متعصبانه برخورد كنیم، قطعا جوان جبهه گیری خواهد كرد و چشم خود را بر جنبه های منفی كه می تواند درگرایش وی به فرقه های مبتذل موسیقی ایجاد شود، خواهد بست.

همین امر در سایر مولفه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی نیزصادق است، لذا ضروریست تا دستگاه های فرهنگ مدار كشور ابتداً بینش خویش نسبت به واقعیت های جامعه را افزون كرده و بعد از آن زمینه را برای آگاهی و بینش جامعه نسبت به باید ها ونباید های فرهنگی آماده نمایند.

آرمان:قبح عقاب بلا بیان در شکایت مجلس از رئیس جمهور

«قبح عقاب بلا بیان در شکایت مجلس از رئیس جمهور»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم هوشنگ پوربابایی است كه در آن می‌خوانید؛حضور تعداد بالای اطرافیان رئیس جمهور در سفر به نیویورک را نمی‌توان عمل مجرمانه‌ای خواند و آن را نمی‌توان تحت عنوان شکایت پیگیری کرد. در هیچ کجای قانون این مسئله وجود ندارد که اگر رئیس جمهور در مکانی حاضر شد و به جای تعداد مشخص همراه، تعداد بیشتری از همراهان را با خود به این سفر برد، وی باید بابت این عملش مورد پیگرد قضایی قرار گیرد. در این باره باید گفت اساساً جرم دارای تعریفی خاص است و بنا به این تعریف، گفته می‌شود هر گونه فعلی یا ترک فعلی که به موجب آن قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد، جرم تلقی می‌شود. در شروط لازم برای احراز یک جرم سه عنصر وجود دارد که یک عنصر آن شرط قانونی است و طبق آن قانون باید تعیین کرده باشد که رئیس جمهور هنگامی که به خارج از کشور می‌رود، باید تعداد مشخصی از همراهان با خود را به این سفر ببرد و اگر رئیس جمهور از تعداد یاد شده و تعیین شده تخطی نماید، آن هنگام می‌توان گفت که جرمی واقع شده است و در این شرایط به سبب اینکه قانونگذار برای تعداد همراهان رئیس جمهور در سفر‌های اینچنینی تعداد خاصی از افراد را مشخص و محدود نکرده است به سبب فقهی می‌توان این مساله را «قبح عقاب بلا بیان» خواند، بنابر این در طرح شکایت نمایندگان از رئیس جمهور به سبب تعدد همراهان وی در سفر به نیویورک عنصر قانونی وجود ندارد و همچنین در مورد عنصر دیگر که عنصر معنوی است نیز این سوءنیت در مورد رئیس جمهور به اثبات نرسیده، در نتیجه می‌توان در مورد شکایت نماینده ارومیه از رئیس جمهور به کمیسیون اصل نود گفت که این مسئله از شمول جرائم خارج است و در قالب چنین شرایطی اگر همه ایران نیز از رئیس جمهور شکایت کنند که چرا 100 نفر را با خود به سفر نیویورک برده‌ای؟ این شکایت موجه نیست که پیگیری شود. این مسئله را در قالب مصادیقی نظیر اقدام خلاف مصالح نظام نیز نمی‌توان پیگیری کرد، چرا که در وهله‌اول همه اقدامات خلاف مصلحت جنبه جرمی پیدا نمی‌کنند و در ثانی کار حقوق نیز مصلحت سنجی نیست و در بررسی حقوقی نمی‌توان در مورد مصلحت‌سنجی سخنی تخصصی ارائه داد و در بیان حقیقت تنها باید به این جمله اکتفا نمود که از نظر حقوقی این اقدام رئیس جمهور جرم نیست.

بنابراین در پاسخ به این سوال که چرا شکایت‌ها از رئیس جمهور به نتیجه نمی‌رسد؟ باید گفت که شکایت‌ها باید اولاً مدلل باشد و در وهله دیگر روند رسیدگی به شکایات را نمی‌توان امری زودبازده تلقی کرد که به عنوان مثال ظرف 24ساعت تکلیف شکایت‌ها مشخص شود، همچنین باید اضافه کرد که هر شکایتی یک گستره بررسی دارد، ضمن اینکه در برخی موارد هر فردی را نمی‌توان طرف دعوا قرار داد و فوراً وی را به دادگاه احضار کرد.

دنیای اقتصاد:نوسانات ارز و نوسانات سیاست ارزی

«نوسانات ارز و نوسانات سیاست ارزی»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر حسین عباسی است كه در آن می‌خوانید؛نرخ دلار در یک سال گذشته در دو دوره کوتاه‌مدت، اولی در نیمه دی‌ماه سال گذشته و دومی نیمه شهریور سال جاری، دو جهش بزرگ را طی کرد و در مجموع از حدود 1300 تومان به حدود 2500 تومان رسید كه البته اخیرا نیز ركورد جدیدی را به ثبت رسانده‌است. این افزایش قیمت‌ها، از سوی برخی رسانه‌ها، به معنای ضعف بانک مرکزی در کنترل قیمت ارز تلقی شد.

البته قطعا بانک مرکزی به عنوان بزرگ‌ترین عرضه‌کننده ارز، مسوول است و باید پاسخگو باشد، ولی نه الزاما پاسخگوی نوسانات ارز، بلکه بیش از آن پاسخگوی نوسانات سیاست ارزی.مشکل بازار ارز ایران افزایش نرخ ارز نیست، نامشخص بودن سیاست ارزی است.

افزایش نرخ ارز محصول شرایط کلی حاکم بر اقتصاد است و در حال حاضر تقریبا اجتناب‌ناپذیر. آنچه بانک مرکزی، البته با تاخیر غیر‌قابل قبول انجام داده، پذیرش این شرایط است. وظیفه بانک مرکزی در بازار ارز این است که به عنوان عرضه‌کننده تقریبا انحصاری ارز، قیمت آن را منطبق بر واقعیات و البته اهداف بلند‌مدت اقتصاد ایران تنظیم کند. قیمت بازار آزاد ارز مهم‌ترین واقعیتی است که بانک باید به آن توجه کند؛ چرا‌که خلاصه تعاملات بازار ارز و نیز اثر سایر متغیرهای مرتبط را می‌توان در این نرخ مشاهده کرد. حرکت به سمت تخلیه اثر تورم انباشت شده در نرخ ارز در دهه گذشته و در نتیجه بازیابی قدرت رقابتی تولید داخلی، می‌تواند هدفی باشد که بانک مرکزی در تعیین قیمت ارز به آن توجه کند.

اخبار منتشره نشان می‌دهد که بانک مرکزی در راستای رسمیت بخشیدن به قیمت بازار آزاد گام بر می‌دارد که هم توجه به واقعیات اقتصادی را در بر دارد و هم هدف فوق‌الذکر را برآورده می‌کند. این نشانه خوبی است و بهتر خواهد بود اگر بانک مرکزی نااطمینانی‌های موجود در بازار ارز را با اتخاذ سیاست‌های پایدار و قابل دفاع از بین ببرد.

در تدوین این سیاست‌ها دو نکته اهمیت دارد. نخست شفافیت سیاست‌ها و دوم عدم تقابل با علائم بازار. در لزوم شفافیت سیاست‌ها همین مشاهده کافی است که به محض افزایش افت و خیز قیمت ارز بسیاری از فعالان اقتصادی محتاط شده و خرید و فروش را متوقف می‌کنند؛ چرا‌که نمی‌دانند واکنش بانک مرکزی پذیرش افزایش قیمت خواهد بود یا کمک گرفتن از نیروهای امنیتی برای مقابله با آن. این کاهش فعالیت به مراتب مخرب‌تر از فعالیت با نرخ ارز بالا است.

عدم تقابل با اصول بازار نکته مهم دیگر در تدوین سیاست ارزی است. افزایش قیمت ارز نتیجه افزایش تقاضا و انتظار کاهش عرضه است. مقابله با این افزایش قیمت به جز هزینه دستاورد دیگری برای اقتصاد ندارد.

خواه این مقابله در قالب برخورد امنیتی باشد، خواه در قالب اصرار در پایین نگاه داشتن نرخ ارز از طریق عرضه فراوان ارز ارزان و خواه پرداخت ارز ارزان (نرخ مرجع) به برخی از اقلام خاص. دو روش اول آزموده شده‌اند و ناكارآمدی آنها ثابت شده است. می‌ماند روش سوم که اخیرا مطرح شده است. پرداخت ارز ارزان به برخی اقلام یا مصارف اگر با هدف کاهش نرخ ارز آزاد باشد ماهیتی متفاوت از سیاست ثبات قیمت ارز ندارد و نتیجه‌اش کاهش ذخایر ارزی، اتلاف منابع و افزایش فساد است. اگر این پرداخت با هدف تامین برخی اقلام «ضروری» به قیمت پایین باشد، روش‌های کم‌هزینه‌تری وجود دارند.

فروش ارز به قیمت بازار و تخصیص یارانه شفاف در بودجه سالانه برای اقلام «ضروری»، این کار را با شفافیت بیشتر و فساد کمتر انجام می‌دهد. حداقل فایده پرداخت یارانه این اقلام «ضروری» از طریق بودجه این است که به جای ارائه فهرست ثابت کالاهایی که ارز ارزان می‌گیرند، هر ساله نمایندگان مردم در مقابل سوالاتی قرار می‌گیرند از این قبیل که کالایی مانند «شکر» چه ضرورتی برای اقتصاد و سلامت جامعه دارد که باید یارانه خاص به آن تعلق بگیرد.

اقتصاد ایران در دهه‌های گذشته از دخالت‌های قیمتی صدمات زیادی خورده است. تا وقتی دلایل متقن و روشن اقتصادی برای تکرار این دخالت‌ها یافت نشود، باید از آزمودن دوباره آنها پرهیز کنیم.

گسترش صنعت:محاسن ادغام در بخش معدن و صنایع معدنی

«محاسن ادغام در بخش معدن و صنایع معدنی»عنوان سرمقاله روزنامه گسترش صنعت به قلم وجیه الله جعفری است كه در آن می‌خوانید؛بدون تردید یکی از مزایای ادغام دو وزارتخانه صنایع و معادن و بازرگانی که در آینده‌ای نزدیک بر بخش معدن و صنایع معدنی اثر خواهد گذاشت، تسریع در بررسی تعرفه‌های گمرکی برای صادرات مواد معدنی به صورت فرآوری شده است.

از سوی دیگر، ارزیابی وضعیت بازار به لحاظ عرضه و تقاضا و نیاز بازار مصرف یا مازاد آن در شرایط ادغام بهتر انجام خواهد شد. همچنین با توجه به نگرش توسعه تولید صادرات‌گرا در بخش معدن، بزودی افزایش کیفی مواد اولیه مصرفی در صنایع معدنی مهیا خواهد شد. در این میان با توجه به این‌که بحث صادرات مورد توجه ویژه بخش معدن و صنایع معدنی قرار دارد،‌سعی بر این است که علاوه بر تامین نیازهای داخلی، تولید به سمتی سوق یابد که به صادرات هم ورود جدی صورت گیرد. همان‌گونه‌ که هم‌اکنون در بخش سیمان به جایگاهی دست یافته‌ایم که علاوه بر تامین نیازهای داخلی،‌ به بازارهای خارجی نیز ورود کرده‌ایم.

البته ناگفته نماند که دو فاکتور قیمت تمام‌شده و کیفیت در رقابت بازار معدن و صنایع معدنی بسیار مهم است. بنابر این باید برای ورود به رقابت جهانی، در این دو بخش هدف‌گذاری مناسب صورت گیرد.

از آنجا که عوامل مختلفی در قیمت تمام شده محصول دخالت دارد، کاهش هزینه‌های تولید نیز به عوامل مختلفی وابسته است.

به‌طور مثال با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، بخشی از فضایی که به صورت مزیت وجود داشته، به سمتی سوق می‌یابد که در کاهش قیمت‌های تمام شده موثر باشد، بنابراین باید با قرار دادن خود در شرایط رقابتی، آن شرایط کاهش قیمت تمام شده را همراه با افزایش بهره‌وری به دست آوریم. در این راستا نیز ادغام انجام شده، هماهنگی‌ها را افزایش می‌دهد.

یکی دیگر از محاسن ادغام دو وزارتخانه صنایع و معادن و بازرگانی در بخش معدن فراهم کردن شرایط تکمیل زنجیره تولید مواد اولیه تا فروش محصولات نهایی در بازارهای داخلی و خارجی است که می‌تواند تاثیر مثبتی بر روند اکتشاف و استخراج مواد معدنی داشته باشد. در این شرایط با رفع موانع فروش محصولات تولیدی معادن در بازار مصرف و حذف واسطه‌ها و دلالان، به تشویق سرمایه‌گذاری در بخش معدن و صنایع معدنی منجر می‌شود.

براین اساس، با توجه به هماهنگی‌هایی که ایجاد می‌شود و تبادل اطلاعات و اشراف مجموعه تصمیم‌گیرنده، اتخاذ تصمیمات به‌طور مناسب‌تر و با سهولت بیشتر انجام شده و عوامل تولید و توزیع در کنار هم تصمیمات واحدی اتخاذ خواهند کرد.

افزون بر این، وزارت صنعت، معدن و تجارت در بحث ایجاد ارزش افزوده و تکمیل زنجیره تولید تا محصول نهایی تلاش می‌کند که خام‌فروشی در بخش مواد معدنی نداشته باشیم و بتوانیم از ظرفیت موجود در زمینه ایجاد ارزش افزوده این مواد به‌طور کامل استفاده کنیم. حال آن‌که حمایت و تشویق متخصصان و سرمایه‌گذاران بخش اکتشاف در بحث ایجاد کنسرسیوم‌های تخصصی و اتحادیه‌های مرتبط با فعالیت‌های اکتشافی نظیر اتحادیه حفاران غیرنفتی نیز همزمان با تشکیل وزارت صنعت، معدن و تجارت دنبال می‌شود.

این حمایت‌ها، با ایجاد بستر مناسب در خصوص تامین ماشین‌آلات تخصصی حفاری، رعایت استانداردهای بین‌المللی،‌ بومی‌سازی فرآیندهای اجرایی و آموزش متخصصان، ‌بومی‌سازی ساخت تجهیزات و قطعات یدکی مورد نیاز و ساخت ماشین‌آلات تخصصی، هم‌افزایی دانش فنی در کنسرسیوم‌های مختلف تخصصی،‌ در حال اجرایی شدن، هستند. رتبه‌بندی و اجازه فعالیت در تهیه طرح‌های اکتشافی و صدور پروانه اشتغال برای شرکت‌های تخصصی نیز از دیگر فعالیت‌های صورت گرفته توسط معاونت امور معادن و صنایع معدنی است که از طریق سازمان نظام مهندسی در دست اقدام است.

علاوه براین،‌ همزمان با تشکیل وزارت صنعت، معدن و تجارت، برای افزایش سرمایه‌گذاری در بخش معدن، در زنجیره تولید مواد معدنی از اکتشاف تا فرآوری، مبنای برنامه‌ریزی براساس اطلاعات پایه و مزیت نسبی موجود با توجه به نیاز بازار مصرف انجام شده و بقای معادن و صنایع معدنی به میزان ذخیره اکتشاف شده در معدن وابسته است. در نهایت، توسعه پایدار و رقابتی در لوای پشتوانه ذخایر کشف شده می‌تواند تولید داخل و حتی تولید صادرات‌محور را ایجاد کند، البته در صورتی‌که مشخصات کامل ذخایر موجود در کشور قابل بررسی و شناخته شده باشد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
دوشنبه 10/7/1391 - 11:33
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
آقای خاتمی؛ از خودت آغاز كن
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران مهمترین عناوین خبری صفحه اول خود را بهمسائلی همچون عذرخواهی دیرهنگام تیم ملی از مردم،آشفته بازار ارز چه دست‌هایی در كار است؟،آقای خاتمی؛ از خودت آغاز كن،دلار نخرید سهام بخرید،نوسازی تاكتیك‌های ناجا درباره حجاب،اعتراضات در آستانه حج دامن آل سعود را گفت،وزیر هاشمی اعلام كاندیداتوری كرد،رونق غیرتورمی مسكن، چگونه؟ و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

جام جم

ادامه اعتراض‌ها به فیلم موهن در آلمان
رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران:بخش‌خصوصی تحریم‌ها را دور می‌زند
عذرخواهی دیرهنگام تیم ملی از مردم
پیامك‌های بدون پیام روابط عمومی‌ها

كیهان

آشفته بازار ارز چه دست‌هایی در كار است؟
عیدی امسال كارگران 779 هزار تا یك میلیون و 169 هزار تومان
دكتر عباسی:سخنانم با الحیات خلاف منافع ملی نبود
دولت سوریه توطئه اشغال مراكز حساس را ناكام گذاشت

خراسان

گوش های سنگینی که درددل های سالمندان را نمی شنود
واکنش چند نماینده مجلس به اوج گیری نابسامانی در بازار ارز
نوجوانان ایران آبروداری کردند
بی توجهی ۷ساله دولت به قانون تسهیل ازدواج جوانان و سکوت مجلس

ابرار

نشست اجلاس جنبش غیرمتعهد و نقش دیپلماسى پارلمانى برگزار شد
یك نماینده:حذف منافقین از فهرست تروریست ها ماهیت تروریستى شان را تغییر نمى دهد
مطهرنیا:ایران باید بینش كافى در میان نخبگان درباره گروهك منافقین ایجاد كند
دهمین كنگره حزب مؤتلفه برگزار مى شود

رسالت

صادرات محصولات هوا فضای ایران به 27 كشور
آمریكا مسئول اقدامات تروریستی منافقین است
رئیس جمهور:نیروی انتظامی گام‌های بزرگی برای ایجاد امنیت برداشته است
دكتر نادران:آشفتگی بازار ارز عمدی است

سیاست روز

آقای خاتمی؛ از خودت آغاز كن
سركشی در مقابل اتاق ارزی
دستمزد كارگر زیر پای غول تورم
یك فنجان فوتبال برای فراموشی فرهاد

وطن امروز

سازمان بهداشت جهانی:پارازیت تاثیری بر سلامت ندارد
فرار فرمانده ارتش آزاد سوریه
دلار نخرید سهام بخرید
تكرار حماسه ملبورن

تهران امروز

جبران كسری بودجه با مازاد درآمد ارزی
زنجیره دانش‌آموزی در دفاع از ساحت پیامبرگرامی اسلام (ص)
سوء‌استفاده خارجی‌ها از بازار لوازم خانگی
نوسازی تاكتیك‌های ناجا درباره حجاب

جوان

اعتراضات در آستانه حج دامن آل سعود را گفت
نمایندگان مجلس:دلار 3 هزار تومانی عمدی است
حج امسال با طعم تحریم خرید از سعودی‌ها
رئیس جمهور خودش بگوید چرا اینگونه رفتار می‌كند

حمایت

صدای پای دلار 3 هزار تومانی
رییس جمهور:نام نیروی انتظامی باید مایه آرامش مردم باشد
ثبت 30 میلیون هکتار از اراضی دولتی در سامانه کاداستر
صعود مقتدرانه فوتبالیست های نوجوانان به جام جهانی

آفرینش

زمان ثبت‌نام و انتشار كارنامه آزمون مشترك كارشناسی ناپیوسته اعلام شد
رئیس جمهور:نیروی انتظامی باید پناهگاه و مورد اعتماد مردم باشد
رئیس مجلس:اخلاق حرفه‌ای کار باید در جامعه نهادینه شود
بسته پیشنهادی وزارت علوم برای حل مشكل ارز دانشجویی

فرهیختگان

رقابت دلالان برای جذب مشتری
افغانستان قتلگاه 2000 نظامی امریكایی
عیادت رهبر معظم انقلاب از آیت الله حسن زاده آملی

ملت ما

پروژه ایران هراسی آمریكا با كمك برخی كشورهای عربی
جمشید پژویان:هنوز به هدف اصلی طرح هدفمندی نرسیده‌ایم
استرالیا باز هم ما را به جام جهانی برد
شیرینی یارانه‌ها را تلخ نكنیم

مردم سالاری

سلام بازار به دلار 3000 تومانی
تیم فوتبال نوجوانان ایران به جام‌جهانی صعود کرد
گرانی مردم را به ستوه آورده است
اعتراض به عملکرد دولت

مغرب

وزیر هاشمی اعلام كاندیداتوری كرد
توصیه‌های عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان به برخی مسئولان:از نجابت مردم سوء استفاده نكنید
عیادت رهبر انقلاب از علامه حسن زاده آملی
30 امضا برای استیضاح آقای وزیر

ابتكار

چرا طوفان ارز آرام نمی‌گیرد؟
پاسخ رئیس سازمان انرژی اتمی به انتقادات
واكنش‌ها به طرح دولت وحدت ملی هاشمی رفسنجانی
آغاز چانه زنی برای حقوق 92

آرمان

برادر وزیر ارشاد:حضور هاشمی در انتخابات منشأ خیر است
شکایت از مسافران نیویورک
توضیحات اژه‌ای درباره بازداشت «هاشمی‌ها» و «جوانفكر»
فرمانده ناجا:گشت ارشاد مطلوب ما نیست

دنیای اقتصاد

رونق غیرتورمی مسكن، چگونه؟
احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان مطرح كرد؛پیش‌بینی از آینده مذاكرات
بازار سهام قله 29هزار را هم فتح كرد؛سود 10درصدی بورس در هفت روز
در مركز مبادلات رسمی ارز؛مبادله دلار غیرحضوری شد

جهان صنعت

نادران:اشفتگی بازار ارز عمدی است
نوجوانان ایران جهانی شدند
ایا حسین الف منصوب به جریان انحرافی است

گسترش صنعت

رشد 176 درصدی صادرات محصولات فولادی
شنبه پرهیاهو در قاره سبز
چراغ سبز شاخص 30 هزار واحدی
بومی سازی فناوری موتور توربوفن

تفاهم

توصیه وزیر اقتصاد به مردم؛آگاهانه وارد بورس شوید تا ضرر نكنید
رئیس جمهور:نیروی انتظامی باید پناهگاه و مورد اعتماد مردم باشد
فاز دوم طرح مبادلات ارزی اجرایی شد
امكان صادرات بنزین تا پایان سال

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
دوشنبه 10/7/1391 - 11:32
  • تعداد رکورد ها : 4209