مشرق نوشت: مراسم حج سال 66، یكی از صفحات كتاب پر جنایت آل سعود است كه در آن كشتار بیش از 270 نفر از شهروندان ایرانی كه برای حضور در مراسم«برائت از مشركین» شركت كرده بودند را رقم می‌زند.

 روز ششم ذی الحجه سال1407 (مصادف با روز نهم مردادماه 1366 شمسی) یادآور مراسم «برائت از مشركین» زائران ایرانی خانه خدا و كشتار حجاج مظلوم ایرانی در مكه به دست حكام آل سعود است. مكان و زمانی كه خون ریختن در آن حرام است و این حرمت تا جایی اهمیت دارد كه اعراب جاهلیت احترام این مكان و زمان را نگه داشتند اما این حرمت توسط عوامل سعودی شكسته شد. در این فاجعه حتی به زنان و جانبازان هم رحم نكردند، به طوری كه نیمی از كشته شدگان زنان بودند.

نكته دردناك آنجاست كه بسیاری از آمار شهدا مربوط به روزهای پس از حادثه است كه مأموران سعودی اجازه مداوای مجروحین حادثه را در بیمارستان ها ندادند و برخی از مجروحین كه جراحات حاد داشتند، پس از تحمل رنج و درد بسیار و در حالی كه امكان مداوای آنها بود، به شهادت رسیدند.


نایف بن عبدالعزیز، وزیر كشور عربستان سعودی در زمان كشتار حجاج در سال 1366

آن روزها  نایف بن عبدالعزیز بر كرسی وزرات كشور آل سعود تكیه زده بود و در بیانیه رسمی كه وزارت كشور سعودی در هشتم ذیحجه منتشر كرد، با دروغ پراكنی به حجاج شركت كننده در برائت از مشكرین اتهامِ اخلال در مراسم حج زدند واعلام كردند كه حجاج با چوب و سنگ و چاقو به طرف مسجدالحرام هجوم آوردند و ماموران برای جلوگیری از هرج ومرج وارد شدند و نیز دراین گزارش با ادعای عدم تیراندازی به زوار حرم آمده است كه حجاج با مأموران امنیتی درگیر شدند و تعدادی از حجاج زیر دست و پا ماندند و له شدند. دولت سعودی از پذیرش هیأت تحقیق اعزامی دولت جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نمود و تا مدتها از تحویل اجساد حجاج ایرانی و انتقال مجروحان نیز خودداری می‌كرد.

بعدها مشخص شد كسی كه فرماندهی نیروهای نظامی آل سعود را آن روز به عهده داشته یك آلمانی بوده است.

مشرق بر آن است تا اطلاعاتی كامل از حضور این فرد در عربستان سعودی را برای مخاطبین خود منتشر نماید تا نسل جوانی كه  آن روزگار را لمس ننموده ‌اند بهتر با تاریخ انقلاب و مظلومیت سربازان امام خمینی(ره) بیشتر آشنا شوند:

در ابتدا و پیش از پرداختن به كیستی فرمانده كشتار حجاج در سال 1366، نیم نگاهی داریم به پرونده روابط جمهوری اسلامی ایران و آلمان در تاریخ معاصر، تا در ادامه ارتباط اقدام آلمان در همكاری با آل سعود در كشتار حجاج را دریابیم.

- نیمه‌كاره رها كردن پروژه ساخت چندین كارخانه ازجمله نیروگاه اتمی ایران.

- عدم بازپرداخت بیش از شش میلیارد مارك پول نقد مربوط به نیروگاه (كه احتساب سود منطبق بر معیارهای متعارف بانكی تاكنون بیش از بیست و شش میلیارد مارك می‌شود.)

- قطع اعتبارات بیمه «هرمس»

- اختصاص اعتبارات مالی ویژه به حزب بعث عراق حین توطئه جنگ با ایران.

- تسلیح و كمك نظامی در جهت افزایش برد موشك‌های «فراگ» و «اسكادبی»

- تسلیح شیمیایی ارتش متجاوز بعثی عراق.

- عدم عذرخواهی از كشتارهای شیمیایی و موشكی.

- تسلیح اتمی عراق و تجهیز آن كشور به تأسیسات اتمی.

- دفاع از رشدی مرتد و اعلام موضع ضدّ «امام»(ره)

- تساهل پلیس آن كشور در مورد حملات منافقین به نمایندگی‌ها و هیأت سیاسی ایران.

- فرستادن جاسوسانی مثل «باخ من»، «شیمكوس» و... جهت كسب اطلاعات برای شبكه‌های امپریالیسم جهانی.

- راه‌ ندادن ایران به نمایشگاه‌های كتاب با بهانه دفاع از آزادی قلم و بیان.

- تصویب لایحه‌های مختلف علیه حضور وزیر خارجه وقت ایران در كنفرانس اسلام و مسیحیت.

- ارتباط سازماندهی شده با روشنفكرنماهای داخلی ایران و تقویت همه‌جانبه خط استحاله در داخل كشور.

- و بالاخره جنجال دادگاه میكونوس و متهم كردن مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی.

*فرمانده میدان چه كسی بود؟


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

ژنرال اولریخ وِگِنِر(uiresh wegener) در سال 1929 میلادی در شهر برادن بورگ به دنیا آمد. او در اواخر جنگ جهانی دوم كه تنها 15 سال سن داشت به عضویت ارتش آلمان در آمد و در سال 1952 به آلمان غربی رفت و در امتحانات پلیس برای مدارس نظامی ثبت نام كرد. او جزو تاسیس كنندگان واحد ضد تروریستی ارتش آلمان(GSG9) می‌باشد كه دكترین این بخش را نیز وی راه اندازی كرده است.


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

او بیشتر فعالیتش در ارتش آلمان را تحت نظر مستقیم وزیر كشور وقت آن كشور، یعنی هانس دیترش گنشر سپری كرده است. از جمله دیگر فعالیت‌های او باید به این نكته اشاره كرد كه او ارتباط تنگاتنگی با ارتش رژیم غاصب صهیونیستی در اكثر عملیات‌ها داشته است.

وِگِنِر پس از بازنشستگی در بسیاری از كشورهای به خصوص عربستان سعودی مشاور ایجاد واحدی به نام واحد ضد تروریستی بوده است.او بعد از پایان یافتن دوره خدمتش در ارتش آلمان و بازنشستگی به همراه چند تن دیگر یك كمیته امنیتی با نام كوتر (Kotter) را راه اندازی نموده و كماكان در آنجا مشغول می‌باشد و به كشورهای مانند عربستان سعودی مشاوره امنیتی می‌دهد.


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

حال با بررسی اسناد رسمی اعلام شده توسط مسؤولان دولت آلمان كه در بایگانی روزنامه‌های كثیرالانتشار موجود است، جنایت هولناك قتل عام صدها زائر بی‌دفاع مسلمان توسط «آل سعود» را كاری از پیش طراحی شده و در جهت مهار صدور تفكر انقلاب اسلامی از طریق مراسم برائت از مشركین نشان می‌دهد. كشتار سبعانه‌ای كه هدایت آن را وگنر بر عهده داشته است:

* روزنامه «دی ولت» چاپ آلمان 21/11/1986 [هشت ماه پیش از كشتار جمعه خونین مكه]

 «اولریخ.كا.وگنر»، فرمانده كماندوهای ویژه آلمان غربی برای مدت دو سال مرخصی داده شد تا در عربستان سعودی یك واحد مخصوص، مطابق الگوی نیروهای ضدترور آلمان ایجاد نماید. دی‌ولت این خبر را دیروز دریافت كرد. احتمالاً تعدادی از افسران عضو كماندوهای ویژه مرزی آلمان به اتفاق‌ »وگنر» از دو ماه دیگر، در عربستان سعودی مشغول به كار خواهند شد.

«وگنر» در پاسخ به پرسش خبرنگار دی‌ولت اظهار داشت: «مقامات آلمانی او را از خدمت در آلمان غربی برای مدت دو سال معاف كرده‌اند.»

فرمانده كماندوها تأكید كرد كه در مأموریت جدیدش در عربستان سعودی تعدادی از افسران آلمانی همراه او خواهند بود.

«وگنر» ادامه داد: «از هم‌اكنون من حقوق خود را از عربستان سعودی دریافت می‌كنم اما در حال حاضر بین مقامات آلمان فدرال و عربستان سعودی، مذاكراتی در مورد تعیین تاریخ دقیق آغاز مأموریت، در جریان است.»

«وگنر» 59ساله بنیانگذار و فرمانده نیروهای ویژه ضدتروریسم آلمان غربی (موسوم به گ.اس.گ 9) است. عربستان سعودی، پیش از این، پیشنهاد به خدمت گرفتن وی را به دولت آلمان داده بود.»


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

* روزنامه «دی‌ولت» - چاپ آلمان 25/11/1986: [چهار روز پس از خبر قبلی]

ریاض امیدوار به دریافت كمك از آلمان برای ایجاد یك سامانه امنیتی است از جمله در راستای استقرار یك واحد ویژه ضربت به وسیله «وگنر» بنیانگذار نیروی ضدتروریسم آلمان غربی است.»

* هفته‌نامه «اشپیگل» - چاپ آلمان 10/8/1987: [هفته پس از كشتار]

«... سامانه‌های مدرن تسلیحاتی، اغلب فقط توسط مشاوران، مربیان و تكنسین‌های كشورهای تحویل‌دهنده قابل استفاده و بهره‌برداری هستند و اجناس صادراتی آلمان هم باید از عربستان سعودی و شهرهای مقدس آن محافظت كنند: «اولریخ وگنر» رئیس اسبق «گ.اس.گ.9» در این مسیر به خدمت گرفته شده بود.»


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

* هفته‌نامه «اونمان دو ژودی» - چاپ فرانسه 10/8/1987: [هفته پس از قتل عام]

«...این متخصص امور ضدشورش می‌افزاید: هدایت و فرماندهی عملیات كشتار حجاج مكه در جمعه گذشته توسط ژنرال «اولریخ وگنر» فرمانده كل سابق گروه كماندویی «گ.اس.گ.9» صورت گرفته است. «اولریخ وگنر» قبلاً از مسؤولان سعودی خواسته بود كه نهایت خشونت ممكن به كار گرفته شود. وگنر كه از شش ماه پیش در عربستان به نیروهای آن كشور آموزش‌های ویژه داده است، در هنگام كشتار مستقیماً اجرای عملیات را هدایت می‌كرد. توجیه حضوری وی، دارا بودن عنوان رسمی مشاور امنیتی شهر مكه بوده است.»

* كرسنت اینترنشنال - چاپ كانادا 16/5/1988: [حدود 10 ماه پس از كشتار]

به رغم حمایت آمریكا و متّحدانش در منطقه، سعودی‌ها هنوز احساس امنیت نمی‌كنند. در واقع آنها نه‌تنها از حجّاج ایرانی، بلكه از حجاج دیگر كشورها نیز می‌ترسند. منابع اطلاعاتی غرب به سعودی‌ها گفته‌اند كه حتی مسلمانان دیگر كشورها ازجمله مسلمانان خاورمیانه تبلیغات سعودی را در مورد قتل‌عام حجاج در سال گذشته باور ندارند. عربستان سعودی برای رعایت تمامی جوانب احتیاط، رسماً همكاری خدمات ضدتروریستی آلمان، متشكل از ژنرال «اولریخ وگنر» و هفت تن از هم قطاران آلمانی‌اش با نیروهای مسلح خود را تمدید كرده است. «وگنر مبتكر عملیات قتل عام سال گذشته سعودی‌ها در مكه بود.»


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

* حضور وگنر در ایران

تنها كمتر از یك دهه از حادثه كشتار زائران ایرانی در مكه مكرمه، حادثه‌ای در تهران رخ داد كه پایه‌های امپریالیسم جهان‌خوار ایالات متحده آمریكا را به لرزه درآورد؛ و آن تسخیر لانه جاسوسی آمریكا در تهران بود. مسئولین آمریكا تلاش‌های فراوانی برای آزادی گروگان‌های خود از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام انجام دادند كه نمونه بارز آن لشكر كشی به طبس بود كه طوفان شن باعث شكت مفتضحانه آنها شد.


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

پنجم اردیبهشت، سالروز شكست تجاوز نظامی آشكار نیروهای مخصوص ارتش جنایتكار ایالات متحده آمریكا موسوم به دلتا در صحرای طبس است. اسنادی كه پس از شهادت «محمد منتظرقائم» فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یزد از بالگردهای آمریكایی برجامانده در صحرای طبس به دست آمده نشان از طراحی و برنامه‌ریزی دقیق این توطئه مبتنی بر اطلاعات ریز و جزئیات مربوط به بخش‌های مختلف دستگاه‌های نظامی، سیاسی و امنیتی كشورمان داشت.

آن روزها اولریخ ونگر به دلیل مسامحه مسؤولان وقت وزارت فرهنگ و ارشاد به همراه چند نفر از نیروهایش با پوشش خبرنگاران تلویزیون آلمان، با هدف جاسوسی و تهیه اطلاعات مورد نیاز سرویس امنیتی آمریكا «سیا» برای هدایت دقیق عملیات نیروهای دلتا به تهران وارد شده بود.

سرهنگ «چارلی ای بكویث» فرمانده آمریكایی تجاوز نافرجام نیروهای مخصوص تحت امرش موسوم به دلتا در طبس كه او نیز دوره دیده در آموزشگاه‌های نیرو مخصوص هوابرد اسرائیل و CRW است، در خاطرات خود پس از بیان اینكه به دلیل دستگیری كلیه مأموران اصلی سازمان سیا در تهران و اخراج كلیه جاسوسان اسرائیلی [با توجه به اشغال و تعطیلی سفارت اسرائیل در تهران] توسط نیروهای انقلاب اسلامی؛ برای شناسایی‌های شرم‌آور داخل خاك ایران، طراحان تجاوز نظامی آمریكا به شدت در مخمصه افتاده بودند، چنین می‌نویسد: «تلگرافی به استاكید [ستاد دلتا در كارولینای شمالی] رسید. «دیك پاتر» آن را به من رساند. این پیام از «اولریخ وگنر» فرمانده واحد مرزی 9 آلمان بود: «چارلی» من آماده‌ام تا همراه با كاركنان تلویزیون آلمان به تهران بروم. آیا مایلی افرادی از تو به ما بپیوندند.» من پیام «اولریخ» را به اطلاع ژنرال «وات» رساندم و توصیه كردم كه دنبال این پیشنهاد را بگیریم.


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

* گروه ضد تروریست  GSG9 با چه هدفی ایجاد شد

حضور كارآزموده‌ترین نظامیان نیروهای مسلح آمریكا، انگلیس، فرانسه، شوروی، ایتالیا، رومانی، چكسلواكی و.. بلافاصله پس از پایان جنگ دوم جهانی، جهت تشكیل و گسترش رژیم اشغالگر فلسطین از مواد درس‌آموز همگرایی شرق و غرب در خدمت به صهیونیسم جهانی بود.

«ابوایاد» مرد شماره دو الفتح كه بعدها در تونس توسط عوامل موساد ترور شد، از آن دوران چنین می‌نویسد: «...در ابتدای سال 1972 میلادی، سازمان اوپك طی نامه‌ای رسمی به كمیته رهبری بازی‌های المپیك [مونیخ] پیشنهاد می‌كند كه با شركت ورزشكاران فلسطینی در این مسابقات موافقت نماید. از آنجا كه این پیشنهاد بدون جواب می‌ماند، پیام دیگری ارسال می‌گردد. نامه دوم نیز با سكوت و بی‌توجهی توهین‌آمیزی مواجه می‌شود «مسلم بود كه از نظر این بنیاد جلالت مأب كه مدعی بی‌طرفی سیاسی است، ما اساساً وجود نداشتیم و یا بدتر از آن شایسته موجودیت نبودیم...»

این در حالی بود كه غالب كشورها و نهادهای بین‌المللی حضور تیم ورزشی رژیم اشغالگر فلسطین [به عنوان تیم ورزشی اسرائیل!] را به جای تیم ورزشی كشور اسلامی فلسطین امری مجاز و پذیرفته شده به شمار می‌آوردند. به این سبب گروهی از مبارزان قهرمان فلسطینی معروف به گروه انتقام «سپتامبر سیاه» طی یك برنامه دقیق اقدام به حضور در محل برگزاری المپیك مونیخ نمودند.


ژنرال اولریخ وگنر در جوانی
آنان با سه هدف عمده محل استقرار نمایندگان ورزشی رژیم اشغالگر فلسطین را اشغال و 9 اسرائیلی را به گروگان گرفتند: نخست اثبات موجودیت كشور فلسطین در برابر همه و به رغم همه. دوم بهره‌برداری از تجهیز فوق‌العاده رسانه‌های خبری در مونیخ برای انتشار آرمان رهایی فلسطین و سوم آزادسازی رزمندگان مقاومت فلسطین از سیاه‌چاله‌های صهیونیست‌ها به وسیله قبولاندن تبادل اسیر به متجاوزین صهیونیست.

مذاكرات میان مسؤولان آلمانی كه به عنوان میانجی مابین فلسطینی‌ها و رژیم اشغالگر عمل می‌كردند به دلیل لجاجت «گلدا مایر» كه در رأس دولت وقت صهیونیستی قرار داشت به بن‌بست خطرناكی كشیده می‌شد كه با میانجی‌گری سفیر یك كشور عرب پیشنهاد توافقی مبنی بر انتقال فلسطینی‌ها و اسرای اسرائیلی به پایتخت مصر از طریق فرودگاه نظامی «فورشتنفلد بروك» به وسیله هواپیمایی لوفت هانزا صورت می‌گیرد. تزویر و نیرنگ مسؤولان آلمان كه نیروهای ویژه‌ خود را به طور كامل تحت امر دوایر امنیتی صهیونیست‌ها قرار داده بود در این مرحله آشكار شد و بر خلاف تعهد توافق شده، به تیراندازان مخصوص، دستور آتشباری داده می‌شود كه این عمل موجب شهادت سه فلسطینی می‌گردد كه پس از آن، دو فلسطینی دیگر با انفجار مواد منفجره و با شهادت خود، هر 9 اسرائیلی را به هلاكت می‌رسانند.


ژنرال اولریخ وگنر، فرمانده نیروهایی امنیتی سعودی در زمان كشتار حجاج ایرانی در سال 1366

در آن زمان، لجاجت خانم «گلدا مایر» كه هیچ گونه علاقه‌ای به نجات جان گروگان‌ها نشان نمی‌داد، غیرطبیعی به نظر می‌رسید اما پس از واقعه المپیك مونیخ و اعلام تصمیم دولت آلمان بر راه‌اندازی یك گروه ویژه از نیروهای عملیات مخصوص زیر نظر سرویس‌های امنیتی اسرائیل، آمریكا و انگلیس، آشكار شد كه صهیونیست‌ها به این بهانه به مطلوب خود نزدیك می‌شدند. حاكمیت غاصب فلسطین به دلایل متعدد اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیك نمی‌توانست جلادان دوره دیده موساد را در منطقه اروپا مستقیماً وارد عمل كند، ضمن آنكه به آموزش‌های متعارف نیروهای عملیات امنیتی این كشورها نیز اعتماد لازم را نداشت. از طرف دیگر مسؤولان تحقیر شده آلمانی كه پس از شكست در جنگ جهانی دوم، رؤیای ایجاد یك واحد نظامی نخبه جهت انجام مأموریت‌های ویژه تروریستی خود را در سر می‌پروراندند برای نمایش خوش رقصی خود به صهیونیست‌های اشغالگر، در آوریل سال 1973 میلادی یعنی حدود شش ماه پس از المپیك مونیخ شرایط ایجاد این واحد ظاهراً آلمانی را تحت عنوان «گرنز شسوتز گروپ ناین» با علامت اختصاری GSG9 فراهم آوردند. تنها شرط ضمن تأسیس این گروه از طرف اسرائیلی‌ها این بود كه GSG9 توسط ارتش آلمان اداره و كنترل نشود بلكه تحت كنترل «بوندس گرنز شوتز» یا همان نیروی گارد مرزی آلمان جایگاه سازمانی داشته باشد.

همه كسانی كه داوطلب خدمت در این گروه جنایتكار بودند تحت سوگند مؤكّداً سرّی خاصی برای تن دادن به جنایتكاری «حرفه‌ای» قرار گرفته‌اند. تمام اعضای GSG9 كه سابقه حضور در ارتش آلمان را داشتند در یك اقدام بوروكراتیك از ارتش استعفاء و به گارد مرزی آلمان پیوستند.

افتخار راه‌اندازی این گروه كه در تبلیغات اسرائیلی‌ها و آلمان‌ها واحد ویژه ضدّ ترور معرفی می‌گردد به شكل رسمی به نام «اولریخ وگنر» كه مجرّب‌ترین جانی آلمانی دوره دیده در آموزشگاه‌های نیرو مخصوص هوابرد اسرائیل و CRW وابسته به SAS انگلیس ثبت شده است.

بر خلاف بسیاری از دیگر واحدهای نیرو مخصوص كشورهای غربی، اعضای واحد GSG9 مجبور نیستند واحد را پس از طی دوره خود ترك كنند بلكه اجازه دارند مادامی كه توانایی حفظ معیارهای سخت مربیان گروه را داشته باشند در گروه بمانند. این سیاست از این جهت اعمال می‌شود كه تجربیات عملیات‌های واقعی اعضای قدیمی به نسل بعدی منتقل شوند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران كه موجب دمیده شدن روح شهادت‌طلبی بر پیكر مبارزات مظلومانه ملت فلسطین گردید و احساس خطر سران اسرائیل و آمریكا از پیام وحدت جهان اسلام در مقابل كفر و الحاد، برخی از نظریه‌پردازان استكبار جهانی علناً به بیان ارتباط میان برگزاری مراسم برائت از مشركین در مكه و انتفاضه پرتابگران سنگ در اراضی اشغالی پرداختند.

بررسی سوابق جنایات متعدد و شرم‌آور گروه GSG9 خود فرصت و حوصله دیگری را می‌طلبد اما ذكر این نكته حیاتی است كه «وگنر» و چند تن از همقطارانش در GSG9 هدایت و اجرای مستقیم عملیات قتل عام فجیع و بی‌رحمانه حجاج بی‌دفاع و زائران حرم امن الهی را در سال 66 كه به شهادت 324 تن از هموطنان‌مان و صدها مسلمان كشورهای دیگر منجر شد بر عهده داشتند.

در آن زمان میرا‌ث‌خواران «بنی‌سفیان»، سمت مشاور امنیتی مكه را به «وگنر» واگذار كرده و پس از آن نیز از خدمات مختلف این تروریست خطرناك و همراهان سفّاكش در GSG9 بی‌بهره نماندند.

هفته‌نامه اكونومیست در شماره 12/5/1988 چنین می‌نویسد: «اولریخ وگنر» فرمانده آلمانی GSG9 واحد مخصوص ضدتروریست قراردادی سه ساله با سعودی‌ها امضاء كرده است. او و شش عضو دیگر همین واحد كه از دو سال پیش در عربستان سكونت دارند، آموزش نیروهای مخصوص امنیتی عربستان سعودی را بر عهده خواهند گرفت.»