iran2264 ( تعداد مطالب : 3065 ) ( تعداد نظرات : 549 )
عراق برای دومین بار ، یک فروند هواپیمای ایران را بازرسی کرد.

به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری رسمی کویت (کونا)، مقامات عراقی ضمن اجبار یک فروند هواپیمای باری ایران به فرود در بغداد، آن را بازرسی کرده است.
این هواپیمای باری ایران به مقصد دمشق، در حال عبور از آسمان عراق بود که با دستور مقامات بغداد، مجبور به فرود شد.

این هواپیما پس از فرود اجباری و بازرسی در عراق، توانست به مسیر خود به سمت سوریه ادامه دهد.



"ناصر البندر" رئیس سازمان هواپیمایی عراق با تایید این خبر به شبکه دولتی "العراقیه" گفت:  هواپیمای باری ایران در فرودگاه بین المللی بغداد توسط  کارشناسان عراقی ، مورد بازرسی قرار گرفت.

وی توضیح داد: پس از بازرسی مشخص شد این هواپیمای ایران هیچ مواد یا کالای ممنوعه یا تسلیحاتی حمل نمی کند لذا سازمان هواپیمایی عراق به این هوایپما اجازه داد تا پرواز خود را به سمت سوریه ادامه دهد.



این اقدام عراق با اعمال فشارهای آمریکا صورت می گیرد. آمریکا ایران را متهم می کند که با استفاده از هواپیما و آسمان عراق، برای حمایت از حکومت سوریه، تسلیحات به این کشور منتقل می کند. با این حال مقامات واشنگتن تاکنون از ارائه هرگونه نشانه ای برای این اتهام خود ، خودداری کرده اند.

قبل از این هم مقامات عراقی یک فروند هواپیمای ایرانی را به بهانه بازرسی، مجبور به فرود اضطراری در فرودگاه بغداد کرده بودند.
سفیر ایران در بغداد نیز با انتقاد از این اقدام، تهدید کرده بود تهران دست به مقابله به مثل علیه هواپیماهای عراق خواهد زد.
http://www.asriran.com/fa/news/238723
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1620روز قبل
يکشنبه 7/8/1391 - 21:21
iran2264 ( تعداد مطالب : 3065 ) ( تعداد نظرات : 549 )
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شوری اسلامی، با بیان اینکه حزب‌الله فناوری‌های پیشرفته‌‌تری از پهپاد ایوب را دارد، تأکید کرد که تصاویر فرستاده شده از سوی این پهپاد در اختیار ایران است.

به گزارش «تابناک»، «اسماعیل کوثری»، عصر یکشنبه در مصاحبه با شبکه العالم، در پاسخ به این پرسش که آیا حزب الله هواپیماهایی پیشرفته‌تر از ایوب دارد، گفت: حتما چنین چیزی هست؛ اما تا هنگامی که حزب‌الله تشخیص نداده آن را اعلام نمی‌کند. علتش هم این است که این توانایی فرا‌تر از این‌هاست. به همین دلیل است که می‌گوییم اگر اسرائیل بخواهد کوچک‌ترین کاری علیه ما انجام دهد، ما در محدوده سرزمینی به این رژیم پاسخ خواهیم داد.

بنا بر این گزارش، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تأیید تصویر‌برداری پهپاد ایوب از پایگاه‌های حساس رژیم اشغالگر و مخابره زنده این تصاویر، خاطرنشان کرد: این هواپیما‌ها به صورت آنلاین تصاویر خود را می‌فرستند و هم اکنون تصاویر مناطق ممنوعه در اختیار ماست.

کوثری با اشاره به سابقه سی ساله ایران در فناوری هواپیماهای بدون خلبان و استفاده از این گونه هواپیما‌ها برای شناسایی در دوران دفاع مقدس، تأکید کرد: ما حتی توان ساخت هواپیماهای بدون سرنشین با قابلیت حمل سلاح را داریم.

کوثری هشدار داد: عملیات حزب‌الله می‌تواند باز هم تکرار شود؛ مانند جنگ ۳۳ روزه که رژیم اشغالگر باور نمی‌کرد، حزب الله بتواند ناوچه این رژیم را نابود کند.

وی افزود: ما هنوز همه فناوری‌هایی را که به لطف مهندسان خود به دست آورده‌ایم، اعلام نکرده‌ایم و بموقع حتما از آن‌ها بهره خواهیم گرفت و دشمنان خواهند دید که این توان بسیار بالاست.
http://www.tabnak.ir/fa/news/281575
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1620روز قبل
يکشنبه 7/8/1391 - 21:16
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
توبه، تنها راه پیش‌روی اصلاح‌طلبان
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «چه كسانی باید شرمنده باشند؟!»،«چرا مخالفان آتش بس عیدانه را دوست ندارند؟»،«اردوغان، محاصره از داخل»،«جایگاه احزاب سیاسی در قانون انتخابات»،«اوین، دفتر كار لاجوردی است»،«افزایش مرگ ومیرهای قلبی براثرمشكلات اجتماعی»،«توبه، تنها راه پیش‌روی اصلاح‌طلبان»،«انتخاباتی متفاوت با انتخابات‌ گذشته»و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

كیهان:چه كسانی باید شرمنده باشند ؟!

«چه كسانی باید شرمنده باشند؟!»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم حسین شریعتمداری است كه در آن می‌خوانید؛1- برداشت اولیه آن بود كه این یادداشت نوشتنی نیست و عبور از آن بایسته تر به نظر می رسید، اما رخدادهای این روزها نكته بااهمیت دیگری را به موضوع یادداشت پیش روی اضافه كرد، نكته ای كه تاب مستوری نداشت و نمی توانست ناگفته باقی بماند و آن، «رنج مشترك» و آمیخته به «خشم» دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها نظیر مدعیان اصلاحات، اصحاب فتنه 88 و حلقه انحرافی از بصیرت و هوشیاری مردم است كه نگاه به امام و مقتدای خود دارند و با چرخش یا لغزش این یا آن مسئول به لغزش و چرخش نمی آیند و راه خویش را در بستری كه راهبر الهی ترسیم كرده است می پیمایند. مردمی كه با مسئولان بالادستی، حتی بلندپایه ترین آنها دست اخوت به شرط پیروی از رهبر الهی و مقتدای خود داده اند و با هیچكس عهدی نبسته اند كه در صورت زاویه گرفتن آنها از بستر تعریف شده انقلاب نیز، دست نخورده بماند. و این برجسته ترین امتیاز حزب الله است كه حق گراست و قبیله گرا نیست. همان واقعیت شیرینی كه چند ماه قبل، روزنامه آمریكایی «یو.اس.ای تودی» به نقل از مؤسسه آمریكن اینترپرایز، به تلخی از آن یاد كرده و آورده بود «بزرگترین مشكل آمریكا در ایران، حضور یك ابرحریف- SUPER OPPONENT- به نام [آیت الله] خامنه ای است كه نقشه راه ما را می شناسد و مردم به او اعتماد آمیخته به اعتقاد دارند».

2- این روزها، در پی فاصله ای كه حلقه انحرافی و نفوذ كرده در دولت محترم با برخی از آموزه های شناخته شده خط امام و رهبری پدید آورده است، مجموعه مشتركی از دشمنان بیرونی، مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 با استناد به حمایت گسترده و فراگیر توده های مردمی و وفادار به نظام از دكتر احمدی نژاد كه به انتخاب ایشان با رأی بی نظیر 25میلیونی انجامید، زبان به ملامت حزب الله گشوده اند كه مثلا، فلان فاصله دولت كنونی با فلان معیار تعریف شده و پذیرفته شده انقلابی، نتیجه و حاصل حمایت گسترده اصولگرایان- به معنی واقعی كلمه و نه فلان جبهه و فلان گروه- از رئیس جمهور محترم است و به زعم خود، طعنه می زنند كه حزب الله در حمایت آن روز خود به خطا رفته است! و در همان حال به كنایه و تلویح می كوشند بر وطن فروشی و خیانت آشكار خود در فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 و نقشی كه به عنوان ستون پنجم مثلث آمریكا، اسرائیل و انگلیس برعهده داشته اند، سرپوش بگذارند. آنچه این جماعت و مدیران بیرونی فتنه با عنوان خطای حزب الله از آن یاد می كنند- آنگونه كه خواهد آمد- نه فقط خطا نبوده و نیست، بلكه یكی از افتخارآمیزترین ویژگی حزب الله است و به وضوح نشان می دهد، حزب الله فقط در بستر اسلام و انقلاب و خط امام و رهبری حركت می كند.

هرجا از حق و اصول نشانه ای دید به حمایت از آن برمی خیزد و چنانچه شخصیت و یا گروهی كه مورد حمایتش بود، پای از بستر اصلی بیرون بگذارد و یا از برخی آموزه های انقلابی فاصله بگیرد، بدون كمترین ملاحظه و تردید، حمایت قبلی خود را پس می گیرد. به بیان دیگر، حزب الله- بخوانید توده های عظیم و حماسه آفرین مردم- برخلاف برخی از جریانات سیاسی و از جمله مدعیان اصلاحات، «گروه گرا» و «قبیله گرا» نیست كه وابستگی ها و منافع شخصی و حزبی خود را بر حركت در بستر انقلاب و تامین منافع مردم ترجیح بدهد. آیا، این ویژگی حزب الله، افتخارآفرین و تحسین برانگیز نیست؟ از حضرت امیر علیه السلام است كه افراد را با حق بسنجید و نه حق را با افراد. و حزب الله از مولای خود حضرت امیرالمومنین(ع) و علی زمان پیروی كرده و می كند. آنچه امروزه به «درد مشترك» دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها تبدیل شده، همین ویژگی حزب الله است كه گروه گرا و قبیله گرا نیست.

3- بدون آن كه قصد مقایسه ای در میان باشد و تنها به عنوان یك مثال و نمونه درس آموز تاریخی باید پرسید؛ آیا طلحه و زبیر، آن هنگام كه در ركاب رسول خدا(ص) و برای مقابله با دشمنان اسلام شمشیر می زدند و از جان خود مایه می گذاشتند، قابل تقدیر نبودند؟ و آیا مولای بزرگوار ما حضرت امیرالمومنین علیه السلام از آنان حمایت نمی كرد؟ اما وقتی همین طلحه و زبیر كه آن همه مورد حمایت و تقدیر بودند پای از صراط مستقیم بیرون نهادند و پیمان شكسته و به اصحاب شام پیوستند و در آوردگاه فریب جمل به تخاصم و كینه توزی لشگر آراستند، حضرت امیر(ع) ابتدا به اندرز و نصیحت آنان پرداخت و عهدی را كه بسته و شكسته بودند یادآور شد اما هنگامی كه اصرار آنها به مقابله را مشاهده فرمود، با آنان به نبرد پرداخت.

اكنون باید به كسانی كه داعیه اسلام و تشیع و پیروی از مولای متقیان را دارند گفت؛ كدام اقدام حضرت امیر علیه السلام را- نستجیربالله- «خطا»! می دانید؟! حمایتش از طلحه و زبیر یا مقابله حضرت با آنان را؟!

حزب الله افتخار می كند و این افتخار را به حساب لطف خداوند تبارك و تعالی و پیروی از ولی امر خود كه در طول پیروی از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام است می نویسد كه از آقای هاشمی رفسنجانی در مقابل ملی گراها، سكولارها و شماری از مدعیان اصلاح طلبی دفاع جانانه كرد. و افتخار می كند در حالی كه از مواضع آقای خاتمی نگرانی های جدی داشت، از وی در مقابل هجوم افراطیونی كه در پوشش اصلاح طلبی به مقابله با او آمده و امروزه آشكارا به آمریكا و اروپا و اسرائیل پناه برده اند، حمایت كرد. حزب الله افتخار می كند از آقای احمدی نژاد قبل از آن كه متاسفانه حلقه انحرافی به درون كابینه نفوذ كند، در مقابل اصحاب فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 دفاع كرد و با رای بی نظیر 25 میلیونی او را به ریاست دولت برگزید.

و اما، حزب الله باز هم افتخار می كند هر جا مشاهده كرده است، مواضع و عملكرد افراد و شخصیت هایی كه از آنها حمایت كرده بود با خط اصیل انقلاب زاویه گرفته، به همان اندازه و متناسب با آن زاویه به انتقاد از آنان پرداخته است.

حالا باید از جریاناتی كه این روزها به حزب الله طعنه می زنند پرسید؛ «قبیله گرایی» شما كه ناشی از پشت پا زدن به «درك و شعور» و ترجمان دیگری از جاهلیت و ارتجاع قرون وسطایی است، شرم آور و قابل ملامت است یا «حق گرایی» و عدالت جویی حزب الله كه برخاسته از درك عمیق و نگاه حق طلبانه آنهاست؟!

4- جریاناتی نظیر مدعیان اصلاحات، اصحاب فتنه و حلقه انحرافی آرزو داشتند كه وقتی با بستر اصیل انقلاب -آگاهانه یا ناخودآگاه- فاصله می گیرند، حامیان قبلی خود و یا حامیان شخصیتی را كه در او نفوذ كرده اند، نیز در پی خویش داشته باشند ولی این آرزو با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی مردم هرگز برآورده نشده است. به عنوان مثال، دشمنان بیرونی درجریان فتنه 88 تمام توان خود را به كارگرفتند و علاوه بر ایجاد ائتلاف میان منافقین، بهایی ها، ماركسیست ها، نهضتی ها، سلطنت طلب ها و مدعیان اصلاحات، افرادی را كه به حق یا به ناحق دارای سابقه همراهی با نظام بودند، شكار كرده و به میدان آوردند، اما، از این ترفند همه جانبه با آن حمایت مالی و سیاسی و تداركاتی گسترده، طرفی نبستند. چرا؟! به یقین و بیش از همه و پیش از همه به این علت كه نگاه مردم به رهبر و مقتدایشان بود و از این روی با لغزش خواص آلوده و یا بعداً آلوده شده نمی لغزیدند. و این، برای مدیریت بیرونی فتنه، آنگونه كه «ریچارد هاس» اعتراف می كند، فاجعه ای دردناك بود.

و اما، از سوی دیگر و در داخل كشور مدعیان اصلاحات و جریانات گره خورده با آنها در حالی با استناد به مواضع برخاسته از حلقه انحرافی و نفوذ كرده در دولت، زبان به طعنه حزب الله گشوده اند كه مواضع برخاسته از تلاش حلقه انحرافی در بسیاری از موارد، دقیقا و بی كم و كاست ادامه همان مواضع و عملكرد مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه است. و این رشته سر دراز دارد.

خراسان:چرا مخالفان آتش بس عیدانه را دوست ندارند؟

«چرا مخالفان آتش بس عیدانه را دوست ندارند؟»عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم سیدمحمد اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛فردا آخرین روز از "آتش بس عیدانه" در سوریه است. طرحی که امید می رفت بتواند فقط "وقفه ای" در تراژدی خونریزی و کشتار در سوریه ایجاد کند. با این حال خبرگزاری های غربی و عربی از ادامه درگیری ها در سوریه می گویند. فرمانده مخالفان مسلح در شهر حلب هم به خبرگزاری فرانسه گفته است: «طرح اخضر ابراهیمی از همان ابتدا مرده به دنیا آمد.» طرح آتش بس چرا به سرانجام نرسید؟!

موانع "میکرو-استراتژی عیدانه"

هرچند خبرها در روزهای گذشته از بمب گذاری در دمشق و دیرالزور حکایت داشته و مخالفان مسلح هم اعلام کرده اند که درگیری ها ادامه یافته است، اما نمی توان با قطعیت کاهش نسبی درگیری ها را رد کرد و مدعی شد که هیچ تغییری در میزان درگیری ها رخ نداده است. با این حال می توان گفت که انتظارها از طرحی که از آن به عنوان "میکرو-استراتژی" سازمان ملل و کشورهای منطقه در چارچوب طرح 6 ماده ای عنان یاد می شد، برآورده نشده است. به نظر می رسد سرانجام طرح اخضر ابراهیمی منافع مخالفان سوری را تامین نمی کرد. از جمله ایرادهایی که به این طرح گرفته شده این است که در آن برنامه مشخصی برای "فردای" پس از آتش بس عیدانه موجود نیست. البته پیچیدگی بحران سوریه تدوین چنین برنامه ای را هم دشوار کرده است. با این حال میکرواستراتژی عیدانه در عمل راه برای راه حل سیاسی در بحران سوریه باز می کرد.

دوری راه یمنی از سوریه

در حالت کلی راه حل سیاسی برای بحران سوریه 2 حالت بیشتر ندارد. حالت اول این است بحران با یک "توافق سیاسی" به پایان برسد. چیزی شبیه به آن چه در یمن روی داد. یعنی کشورهای منطقه یا اخضر ابراهیمی، در سایه آتش بس بتوانند با میانجیگری و ریش سفیدی و با معامله و مرافقه های پیدا و پنهان، "دولت انتقالی" را ایجاد کنند. اما این راه به 2 دلیل در شرایط کنونی به جایی نمی رسد. اول اینکه مخالفان دولت سوریه بسیار متفرق هستند. نشست های متعدد آن ها در یک سال گذشته در ترکیه، فرانسه، مصر و قطر نشان داده است که آن ها به همان اندازه که با بشار اسد مشکل دارند، با یکدیگر هم اختلاف دارند. حتی مخالفان مسلح دولت هم فرماندهی واحدی ندارند. بنابراین مخالفان دولت سوریه فاقد یک سازماندهی واحد است که بتواند یک توافق سیاسی را مدیریت کند. از سوی دیگر در هر راه حل مبتنی بر توافق سیاسی، طرف دیگر دولت سوریه است. دولت دمشق هرچند گفته است که حاضر به مذاکره است، اما پایه هر توافقی را حضور بشار اسد در دولت انتقالی می داند. شرطی که آن را نمی پذیرند. بنابراین مخالفان می دانند که اگر قرار است آتش بس به راه حلی این چنینی ختم شود، آن ها سودی نخواهند برد.

انتخابات آزاد و مشکل مخالفان

حالت دیگر راه حل سیاسی، برگزاری "انتخابات آزاد" است. مخالفان دولت در این راه حل هم چیزی عایدشان نمی شود. آن ها نامزد واحد و شاخصی ندارند. بنابراین آرای متفرق در چنین انتخاباتی نیز برای آن ها جز شکست نخواهد بود. مضافا اینکه راه دموکراتیک برای تغییر، آدابی دارد مانند آن چه در مصر شاهد بودیم. انتخابات پارلمانی و انتخابات ریاست جمهوری بدون وجود قانون اساسی جدید و تامین امنیت کشور نیازمند افرادی است که راه و رسم سیاست را به خوبی بدانند دقیقا همان چیزی که مخالفان سوری از آن بهره ای نبرده اند! پس راه حل دوم سیاسی نیز چیزی عاید مخالفان نمی کند.

مخالفان آتش بس را دوست ندارند

بنابراین مخالفان مسلح دولت سوریه دلیلی برای پایبندی به آتش بس نداشته اند. آن ها ادامه جنگ چریکی به امید تضعیف دولت را انتخاب کرده اند. انتخابی که برنده اش معلوم نیست اما تردیدی وجود ندارد که بازنده اش مردم بیگناه سوریه خواهند بود. در این میان باید به چند مشکل دیگر هم اشاره کرد که مانع موفقیت طرح آتش بس عیدانه بوده اند:

* بخش قابل توجهی از جنگجویان مسلح در سوریه افراد مسلح بیگانه و خارجی هستند. کسانی که با تفکرات تکفیری به نیت جهاد به سوریه آمده اند و از سوی القاعده و برخی کشورهای منطقه حمایت می شوند. این افراد هم دلیلی برای پذیرفتن یا پایبندی به آتش بس ندارند.

* امروز همه می دانند که در جبهه نظامی و سیاسی پیش روی دولت سوریه، مجموعه کشورهای اروپایی و آمریکا حضور دارند. این کشورها بارها نشان داده اند که به رغم ادعای حمایت از مردم بیگناه سوریه، تمایلی به پایان بحران این کشور ندارند. جدیدترین نمونه آن وتوی قطعنامه پیشنهادی روسیه برای لزوم آتش بس در سوریه در شورای امنیت است. تحلیل گران بر این باورند که بهترین حالت برای آمریکا و اروپایی ها ادامه بحران به گونه ای است که سوریه کشوری بی رمق و بدون تاثیر در تحولات بماند و توجه و توان ایران و حزب ا... به جای مصر و یمن و تونس و ... معطوف و محدود به بحران دمشق بماند.

جمهوری اسلامی:اردوغان، محاصره از داخل

«اردوغان، محاصره از داخل»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛تركیه این روزها خبرسازتر از گذشته شده است. به نظر می‌رسد رجب طیب اردوغان، كه باده قدرت او را سرمست كرده، با بلندپروازی‌هایش تركیه را به لب پرتگاه برده است.

بعد از آنكه نخست‌وزیر تركیه شیپور جنگ علیه سوریه را به صدا در آورد و رئیس‌جمهور روسیه به او اخطار داد كه اگر به سوریه حمله نظامی ‌كند مستقیماً با ولادیمیر پوتین طرف است، اكنون این خبر منتشر شده است كه رهبر زندانی حزب كارگران كردستان تركیه دستور آماده باش 50 هزار نیروی كرد را برای مبارزه با دولت تركیه تا بهار سال آینده صادر كرده است. عبدالله اوجالان، رهبر حزب كارگران كردستان تركیه (پ. ك. ك) كه سالهاست در زندان اردوغان به سر می‌برد اعلام كرده كه 10 هزار جنگجوی كرد برای جنگ با تركیه كم است و این تعداد باید به 50 هزار برسد و همه باید تا بهار آینده به حالت آماده‌باش درآیند.

ماجرا اینگونه آغاز شد كه در 31 شهریور گذشته دولت تركیه، محمد، برادر عبدالله اوجالان، را برای دیدار با وی به زندان فرستاد تا با او مذاكره كند. اوجالان بعد از آنكه متوجه شد اردوغان درصدد مذاكره كردن با كردهای تركیه برای خریدن زمان است، به برادر خود گفت: مذاكره با اردوغان، خونریزی‌ها را متوقف نخواهد كرد، زیرا دولتمردان تركیه قبل از هر چیز باید به حقوق كردها پایبند باشند و سیاست‌های درست تنها با انجام اقدامات درست محقق می‌شود.

در همین دیدار بود كه اوجالان از طریق برادرش محمد به صلاح الدین دیمیرطاش، رهبر حزب كردی "صلح و دموكراسی" پیام داد با كردها و مسئولان دولتی تركیه دیدار و گفت و گو كند و زمینه‌های لازم را برای دستیابی به نتیجه‌ای موثر فراهم سازد. وی افزود چون بعید است مذاكره با دولت به نتیجه برسد، به نظر می‌رسد چاره‌ای جز جنگ نباشد و باید برای آن آماده شد. اوجالان افزود: درصورت وقوع چنین جنگی، درگیری‌ها طی سه ماه به پایان می‌رسد.

با توجه به تجربیاتی كه حزب كارگران كردستان تركیه (پ. ك. ك) دارد، اكنون عبدالله اوجالان، رهبر این حزب معتقد است اردوغان در سخنان خود درخصوص راه حل مساله كردها صادق نبوده و خواهان این است كه این دولت تا سه ماه دیگر حسن نیت خود را اثبات كند و حتی اگر بخواهد می‌تواند این كار را طی یك ماه انجام دهد.

 انتشار این خبر در این زمان نشان می‌دهد حزب كارگران كرد تركیه شرایط خاص دولت اردوغان و حساسیت زمان را دریافته و می‌داند با توجه به گرفتاری‌هائی كه نخست‌وزیر تركیه از طریق درگیر شدن با دولت سوریه و طرف حساب كردن خود با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه برای خود و دولت و كشورش پدید آورده، اكنون زمان مناسبی برای تسویه حساب است. رهبر حزب كارگران كردستان تركیه در محاسبات خود باید به این نتیجه رسیده باشد كه دولت اردوغان درحال حاضر دوران ضعف خود را طی می‌كند و با توجه به دردسرهائی كه برای خود فراهم ساخته این ضعف همچنان رو به افزایش است و درست در چنین شرایطی است كه كردها می‌توانند مطالبات خود را پی گیری نمایند و به آن برسند.

از شوربختی اردوغان، كردهای سوریه نیز در مقطع حساس كنونی كه دولت بشار اسد با بحران مواجه است با شورشیان و با اردوغان همراهی نمی‌كنند و رابطه خوبی با دولت سوریه دارند. بدین ترتیب، دولت اردوغان نه تنها از درگیر شدن با بشار اسد طرفی نبسته بلكه خود را در گردابی فرو برده كه خارج شدن از آن به آسانی میسر نیست. اردوغان، بعد از 20 ماه حمایت از شورشیان سوریه و همكاری با آمریكا و رژیم صهیونیستی و عربستان و قطر اكنون خود را از هر طرف در محاصره می‌بیند و در پی راه خروجی آبرومندانه از این بحران خود ساخته است. در داخل تركیه، از یكطرف كردها، از طرف دیگر احزاب سیاسی و از جانب سوم علوی‌ها با سیاست‌های اردوغان مخالفند و هر سه به صورت همزمان ساز مخالفت كوك كرده‌اند. علاوه بر اینها، افكار عمومی مردم تركیه نیز با جنگ و درگیری بشدت مخالف است به ویژه از اینكه اردوغان به جریانی پیوسته كه رژیم صهیونیستی و دولت آمریكا و ارتجاع عرب در آن حضور دارند و فعالند بشدت ناراضی هستند.

تظاهرات متعددی كه مردم تركیه در شهرهای مختلف از جمله در آنكارا و در برابر سفارت آمریكا علیه سیاست‌های اردوغان در موضع سوریه برگزار كردند، فشار مضاعفی بود كه بر دولت تركیه وارد آمد و تا حدودی نیز در تعدیل تندروی‌های جناح جنگ طلب دولت مؤثر بود.

در جناح جنگ طلب دولت تركیه، داود اوغلو نقش اصلی را برعهده دارد. داود اوغلو، از جایگاه خود در وزارت امور خارجه حداكثر استفاده را برای فرو بردن تركیه در گرداب سوریه به عمل می‌آورد. اردوغان نیز با مشورت دادن‌های داود اوغلو تا وسط این گرداب به پیش رفته و اكنون احساس می‌كند خارج شدن از آن بسیار سخت است. شاید كنار كشیدن از ماجرای سوریه برای اردوغان كار چندان مشكلی نباشد، اما به نظر می‌رسد تبعات این كنار كشیدن است كه برای او به صورت یك كابوس درآمده و سد راه بازگشتش شده است. سرزنش‌های احزاب، مطالبات كردها، شكاف در دولت و بازخواست‌های آمریكا و ناتو، از مصادیق این تبعات هستند.

علاوه بر اینها، آرزوهای شخصی و حزبی اردوغان كه در فكر تجدید حیات امپراطوری عثمانی و تشكیل هلال اخوانی به همراه هم مسلك‌های اخوان المسلمین خود از جهان عرب تا تركیه و شمال آفریقا بود و برای تحقق همین آرزو وارد گرداب سوریه شد نیز عامل دیگری است كه او را رها نمی‌كند و مانع بازگشت وی از این راه می‌شود. افسوس كه اردوغان در محاسبات خود، نقشه راه آمریكا و صهیونیست‌ها را برای منطقه و از جمله شخص اردوغان و حزبش در نظر نمی‌گیرد.

آنها می‌خواهند اردوغان را تا آخر خط ببرند و در نهایت او را از چشم مردم تركیه بیاندازند و دولت مورد نظر خود را به حكومت برسانند. در این طرح، قرار است اردوغان و حزب و دولت وی فقط ابزاری باشند برای خنثی سازی انقلاب‌های مردمی جهان عرب و معطوف شدن توجه ملت‌های عرب به جنگی كه در سوریه شعله ور می‌شود و البته تركیه نیز در آتش می‌سوزد، جنگی كه دود آن به چشم ملت‌های مسلمان عرب و تركیه می‌رود و سودش را آمریكا و رژیم صهیونیستی خواهند برد.

اردوغان، اگر شهامت داشته باشد همین حالا هم برای تجدیدنظر و بازگشت از راه غلطی كه رفته است وقت مناسبی است. در سوریه اگر قرار است اصلاحاتی صورت بگیرد، راهش این نیست كه با جنگ داخلی و ورود دولت تركیه به این جنگ به نیابت از آمریكا و ناتو و صهیونیست‌ها این كار صورت بگیرد.

دولت تركیه و تمام دولت‌ها و ملت‌های مسلمان باید برای جلوگیری از جنگ تلاش كنند و هر اصلاحی را از طریق پیگیری مطالبات برحق مردم محقق نمایند. اردوغان و حزب و دولت وی نیز بدین ترتیب می‌توانند با كردها و علوی‌ها و احزاب داخلی به تعامل برسند و تركیه را از ویرانی، كه خواست آمریكا و صهیونیست هاست، نجات دهند.

رسالت:جایگاه احزاب سیاسی در قانون انتخابات

«جایگاه احزاب سیاسی در قانون انتخابات»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندری است كه در آن می‌خوانید؛اشاره: در قسمت پیشین این نوشتار اولین ملاحظه در خصوص تنظیم سیاست های کلی انتخابات با عنوان " جامع نگری در تصویب قانون انتخابات"  از نظرتان گذشت. در این قسمت در خصوص یکی دیگر از ملاحظات که ناظر به برخی متغیر های جدید در ساختار نظام سیاسی و پویش شکل گرفته مبنی بر نوسازی نظام سیاسی است می پردازیم.

یکی از مهمترین خلا های قانون انتخابات در کشور ما تعریف نقش و جایگاه احزاب سیاسی در انتخابات است. البته این تعریف مسبوق به پاسخ این پرسش است که آیا اساسا نظام جمهوری اسلامی می خواهد احزاب بازیگران اصلی صحنه سیاست باشند و یا نه داب نظام مردم‌سالاری دینی بر آن است تا آنجا که ممکن است از قدرت یابی احزاب سیاسی بکاهد تا نقش مردم کم رنگ نشود؟

در اغلب جوامع مردم‌سالار رابطه مستقیمی بین قوانین انتخابات و احزاب سیاسی وجود دارد. بلیس و کارتی در سال 1991 ضمن‏ تحقیقی به بررسی 509 مورد انتخابات در 20 کشور مختلف پرداختند و با مقایسه قوانین‏ انتخاباتی این کشورها نتیجه گرفتند که در نظام‏های انتخاباتی یک مرحله‏ای به‏طور میانگین‏ 5 حزب،در نظام‏های اکثریّتی دو مرحله‏ای و در نظام‏های تناسبی 8 حزب در صحنه انتخابات با یکدیگر در حال مبارزه و رقابت انتخاباتی‏ می‏باشند.

در واقع امکانات و امتناعات قوانین انتخاباتی به طور مستقیم می تواند مقوم و یا تضعیف کننده جایگاه احزاب در یک کشور باشد. به عنوان نمونه اگر قانون گذار موافق تقویت جایگاه احزاب در یک کشور باشد معمولا به سمت نظام های انتخاباتی "تناسبی و لیستی بسته" پیش می رود.

در نظام های انتخاباتی "تناسبی" بر خلاف نظام های "اکثریتی" که گروه های  اقلیت که آرای کمتری را به دست آورده اند از گردونه اداره کشور حذف می شوند احزاب کوچک نیز به تناسب آرای خود دارای کرسی هایی در مجلس یا دولت می شوند. در نظام های انتخاباتی "لیستی بسته" نیز که در کشورهایی نظیر آرژانتین، آلمان، ژاپن، ایتالیا و برزیل متداول است"رأی دهندگان از میان فهرستهای مختلف، تنها حق انتخاب یكی از آنها را همان گونه كه هست، دارند و نمی توانند هیچ گونه دخل و تصرفی در فهرستها به عمل آورند. در نظام فهرست بسته، رأی دهندگان در حقیقت به احزاب سیاسی رای می دهند، نه به نامزدهای خاص. این نوع انتخابات موجب می گردد احزاب سیاسی و به ویژه رهبران آنها كارگردان اصلی صحنه های سیاسی باشند."

در واقع این دو مولفه در قوانین و نظام ها انتخاباتی به طور کاملا مستقیم مقوم نقش و جایگاه احزاب سیاسی هستند. جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یک نظام مردم‌سالار دینی بر اساس اصل 26 قانون اساسی فعالیت آزادانه احزاب‌، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی وانجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی را به رسمیت می شناسد مشروط بر اینکه اصول استقلال‌، آزادی‌، وحدت ملی‌، موازین اسلامی واساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. مقام معظم رهبری نیز در سفری که سال گذشته به کرمانشاه داشتند ضمن آغاز بحث جدیدی در فضای نخبگی کشور تحت عنوان نوسازی نظام سیاسی  بر این مهم که جمهوری اسلامی با تحزب مخالف نیست، تاکید کردند و فرمودند:"حزبی كه مورد نظر ماست، عبارت است از یك تشكیلاتی كه نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به سمت یك آرمانهایی ایفاء می‌كند." ایشان افزودند: "حزب عبارت است از كانال‌كشی برای هدایتهای فكری؛ حالا چه فكری به معنای سیاسی، چه فكری به معنای دینی و عقیدتی...البته كسانی كه یك چنین توانایی‌ای داشته باشند، به طور طبیعی در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأی خواهند شد، آنها برنده خواهند شد؛ لیكن این هدفشان نیست."

در حقیقت مردم‌سالاری دینی نه تنها با تحزب مخالف نیست بلکه نهاد سازی در قالب احزاب اسلامی برای سازماندهی فعالیت های سیاسی در نظام مردم‌سالاری دینی مبتنی بر تعریف رهبر معظم انقلاب در كرمانشاه یعنی كانال‌كشی برای هدایتهای فكری و یا یك تشكیلاتی كه نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به سمت آرمانهای انقلاب اسلامی را ایفاء می كند را یک ضرورت می داند. منتهی با این تفاوت که حزب در فرهنگ سیاسی اسلامی کلوب قدرت به منظور سهم خواهی نیست. انگیزه اصلی احزاب اسلامی برای حضور در انتخابات در فضای جمهوری اسلامی، همان تقرب الهی یا كمك به استمرار ولایت خدا در زمین است. در واقع احزاب در مردم‌سالاری دینی بازوی نظام اسلامی و كانال‌كشی برای هدایتهای فكری، سیاسی و عقیدتی به منظور افزایش کیفیت حیات مادی و معنوی شهروندان است.

اجزاب اسلامی دعوت به خدا می کنند و نه دعوت به خود و همین دعوت به خدا به طور طبیعی اقبال و پویشی مردمی در حمایت از این احزاب را به وجود می آورد.  با این وصف هنوز سئوالات بسیاری در خصوص جایگاه تحزب در هندسه قدرت در ایران وجود دارد که طبیعتا پاسخ به برخی از این پرسشها در اولویت بندی در سیاست های کلی انتخابات مشخص می شود. پرسشهایی نظیر اینکه:

الف): مسئله رقابت در انتخابات به عنوان یكی از ابعاد اصلی تحزب در مهندسی احزاب اسلامی چگونه حل می شود؟

ب): در این مهندسی، رقابت دو حزبی است یا چند حزبی؟

ج): اگر دو حزبی است ریل ثبات و نقطه استقرار آن ها كجاست؟ آیا قرار است مجددا دو پویش اصولگرا و اصول ستیز روبروی هم صف آرایی كنند؟

د): اگر چند حزبی و موید پلورالیسم سیاسی است تعدد و تكثر احزاب تا كجا پذیرفته است و حد یقف آن كجاست؟

ه): آیا نظام انتخاباتی اکثریتی- ترجیحی فعلی در ایران می تواند به احزاب سیاسی کمک کند؟

و): كمیت و تعداد احزاب چه ارتباطی با مقوله ثبات سیاسی برقرار می كند؟
ز): توزیع مهارت های سیاسی و یا همان كادر سازی با چه هدفی و در چه راستایی صورت می پذیرد؟ تعمیق باورهای عقیدتی و یا آماده سازی برای حضور در مناصب و سمت های حكومتی؟

ح): چالش بدبینی و سوء ظن افكار عمومی نسبت به تحزب كه از یك تبار تاریخی برخوردار است و از دوران انجمن های سری و فراموش خانه ها شروع شده و تا احزاب دولت ساخته پهلوی و حتی برخی احزاب كه در جمهوری اسلامی شب انتخابات بدون هیچگونه پشتوانه نیروی اجتماعی مثل قارچ سر بر می آورند، ادامه داشته و دارد را چگونه می توان حل كرد؟
و...
الگو سازی خردمندانه تحزب در قالب سیاست های کلی انتخابات و تعریف نقش و جایگاه احزاب سیاسی در انتخابات مختلف اعم از ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، مجلس خبرگان ضمن بستر سازی برای ایجاد انعطافات لازم در مسیر نوسازی نظام سیاسی، آینده سیاست و رقابت را در ایران رقم خواهد زد.

تهران امروز:پشت تولید را خالی نكنیم

«پشت تولید را خالی نكنیم»عنوان یادداشت روز روزنامه تهرام امروز به قلم سیدعلی امامی است كه در آن می‌خوانید؛اقتصاد ایران در حال گذراندن دوران سختی است. افزایش شتابان نرخ ارز و رشد قیمت‌ها توانی برای بخش واقعی اقتصاد ایران نگذاشته و آسیب‌هایی را بر فضای کسب و کار تحمیل کرده است.به‌گونه‌ای که هم اکنون اکثر فعالان اقتصادی قادر نیستند طبق اولویت‌ها و برنامه‌های ترسیم شده خود حرکت کنندو بسیاری از آنها عافیت بلند مدت خود را قربانی سودهای کوتاه مدت می‌کنند. رفتار و تصمیمات لحظه‌ای عاملین تولید و تجارت زمانی خطرناکتر می‌شود که بدانیم عقبه این عملکرد، تهی شدن توان اقتصاد کشور و لاغری اندام نحیف تولید است. در حال حاضر در پس سود‌های کلان کوتاه مدتی که برخی عاملین اقتصادی کسب می‌کنند افقی نامطمئن و لرزان در حوزه کسب و کار به چشم می‌آید.می‌توان کاهش موجودی کالا و مواد اولیه را شاهدی برای موضوع بیان شده عنوان کرد.

به‌جز کالای اساسی و ضروری کشور که به‌طور گسترده ذخیره شده و بنا به گفته مسئولین تا دوسال آینده نیاز کشور در انبار‌ها و سردخانه‌ها موجود می‌باشد تقریبا سایر کالاها و محصولات اعم از کالای نهایی یا واسطه‌ای، اولیه یا سرمایه‌ای در حال کاهش است به طوری که صاحبان آن کالا‌ها هر چند محصولات خودرا با نرخ دلار ارزان قیمت در گذشته وارد کردند حالا آن را با قیمت‌های جدید عرضه می‌کنند و از این رهگذر سود سرشاری نصیب خود می‌کنند اما متاسفانه برای جایگزینی آن کالا‌ها باهمان سرعت عمل نمی‌شود و بدین ترتیب آهسته،آهسته موجودی‌ها کاهش یافته ودر یک فرآیند کوتاه مدت تامین آن بامشکل روبه‌رو می‌شود. در حقیقت رفتاری که برخی افراد به منظور سود بیشتر بدون توجه به آینده فعالیت‌شان در حال عمل کردن به آن هستند بیانگر ساخت بنا به‌روی سطحی شنی است.آمارهای تولید وتجارت خارجی دلالت براین دارد که بخش اقتصاد حقیقی در حال ضعیف شدن است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی گمرک ایران در شش ماهه نخست سال به‌طور متوسط ماهانه 10درصد از حجم واردات کاسته شده است.

هرچند در نگاه اول این تصور ایجاد می‌شود که کاهش واردات نشانگر قوت اقتصاد است اما چنانچه به ترکیب اقلام وارداتی و لیست اقلامی که واردات آنها کاهش یافته توجه شود در خواهیم یافت که عمده کاهش‌ها مربوط به اقلام سرمایه‌ای و مواد اولیه است واگر این ارقام را کنار رشد منفی تولید کالا و سرمایه‌گذاری صنعتی در کشور بگذاریم نتایج نگران‌کننده‌ای کسب خواهد شد.نتایجی که سرعت رشد اقتصادی را کند و توان تولید را در آینده ضعیف می‌کند در این شرایط راه‌اندازی مجدد چرخ تولید کاری بسیار سخت و طاقت‌فرساست.

این وضعیت یکبار نیز در سال 73‌تجربه شد. در آن ایام به‌خاطر بحران ارزی-البته به دلیل بدهی‌های خارجی- استفاده از ظرفیت‌های تولید به حداقل رسید. رشد شتابان نرخ ارز اجازه نمی‌داد تامین مواد اولیه و کالاهای سرمایه‌ای بر اساس ظرفیت‌های موجود باشد، وانگهی عطش کشورهای استقلال یافته شوروی نیز مزید بر علت شد تا انبار‌ها به سرعت از محصولات خالی شود و با وجود رکوردتاریخی صادرات غیرنفتی که تقریبا به دو برابر سال قبل رسید اما شرایط به گونه‌ای پیش رفت که تقریبا کشور از کالا و محصول تهی شده بود به‌طوری که اقتصاد ایران تا سال 78تبعات آن دوره را می‌داد و عملا اجازه صادرات آزادانه کالا داده نمی‌شد.

این شرایط آنچنان برتصمیمات سیاست‌گذاران تاثیر گذاشته بود که هر سیاست تولیدی و ارزی در دهه 70 برگرفته از آن تجربه تلخ بود.در سال‌های بعداز73 صادرات کالا به نصف شرایط معمول رسید. مدت‌های مدید طول کشید تا شرایط به حالت اولیه برگردد و آسیب‌های به وجود آمده ترمیم شود.

اکنون نیز به نوعی دیگر همان شرایط را البته با توجه به علل و عوامل دیگر در حال تجربه کردن هستیم بااین حال آزموده را آزمودن خطاست. به نظر می‌رسد تجربه سال 73 در حوزه ارز ما را وامی‌دارد که رفتار عاملین اقتصادی را مدیریت کرده واجازه ندهیم منابع موجود تولید به آسانی تحلیل رود. مدیریت کلان موجودی کالا و مواد اولیه در شرایطی که بخش تولید کشور تشنه آن است و هم اکنون به واسطه عطش کاذبی که نرخ ارز ایجاد کرده است هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود از ضروریات اقتصاد کشور است. لازم است مقامات اقتصادی توجه ویژه به موجودی کالاها در سطح کشور کرده و تعادل در این بازارها را مدیریت کنند.

وطن امروز:اوین، دفتر كار لاجوردی است

«اوین، دفتر كار لاجوردی است»عنوان یادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم حسین قدیانی است كه در آن می‌خوانید؛جمهوری‌اسلامی آنقدر مقدس هست که تو وقتی می‌گویی «زندانبان»، من باز هم می‌گویم «شهید». زندان جمهوری‌اسلامی مرا یاد دوچرخه‌ای می‌اندازد که 3 هزار میلیارد تومان نبود قیمتش.

نمی‌دانم 26 بود یا 28 اما خوب می‌دانم شهید لاجوردی پا به رکاب عدالت بود با یک لباس چند جیب که پر بود از نامه‌های زندانیان. لاجوردی خودش را تدارکاتچی نظام می‌دانست با 300 هزار شهید. نوکر مردم، لاجوردی بود که ماه‌های آخر خیال نکرد تدارکاتچی بودن، افت کلاس است. لاجوردی در همان ظرف زندانیان غذا می‌خورد و همان غذای زندان را می‌خورد! حتی از خانه غذا نمی‌آورد! چپ چپ نگاه می‌کرد لاجوردی، اگر می‌دید خورش غذایش را چرب‌تر ریخته‌اند. در گوآنتانامو و ابوغریب، به بدن زندانی برق وصل می‌کنند اما در زندان جمهوری‌اسلامی سرعت اینترنت خیلی بالا نیست!

اوباما در مناظره با رامنی، به صهیونیست‌های صاحب ابوغریب و گوآنتانامو آمار می‌دهد که دوره من 80 درصد ارزش پول ایران کاهش پیدا کرد! حال از کجا باید بازدید شود؟ دفتر بعضی‌ها یا دفتر لاجوردی؟! شیعه را در زندان آل‌خلیفه، سعودی‌های صهیونیست می‌کشند، در عوض عده‌ای دنبال تلمبه دوچرخه لاجوردی می‌گردند! کارمندان زندان جمهوری‌اسلامی سر برجی حقوق می‌گیرند که برج عاج نیست.

حقوق گرفتن سر برج عار نیست. روسای قوا خودشان حقوق‌بگیر خون شهدا هستند. ما را چاره چیست؟ این روزها باید با در زندان صحبت کنیم، بلکه دیوار دفتر رئیس فلان قوه بشنود. بودجه در این دیار، به برکت خون شهیدان بسته می‌شود. اگر کچویی و لاجوردی نبودند، حضرات از بستن کمربندشان عاجز بودند، چه رسد به بستن بودجه. برخی حتی بودجه را هم گروگان گرفته‌اند، کأنه ارث پدرشان است. بودجه قوای سه‌گانه، ارثیه پدری نیست! بعضی‌ها را رها کنی، حتی برای خدای روزی‌رسان هم کلاس بودجه می‌گذارند!

آقازاده‌ها از دوبی به زندان اوین می‌روند. طرف از همان زندان، صفحه یک روزنامه را خالی می‌بندد. اصحاب فتنه از داخل زندان، نامه‌های آتشین می‌نویسند. چند‌تایی‌شان سایت خود را به روز می‌کنند. از همه بدتر، آن یکی که به ده اصلاحات راهش نمی‌دهند، سراغ کدخدا را می‌گیرد. سوخت دوچرخه لاجوردی شهید، بنزین نبود. آتش را نمی‌ریخت به دامن اختلافات. مرد خلوت بود و بی‌ریایی. بی‌ادعایی. وصله پیراهنش را خودش می‌دوخت، بی‌شمع بیت‌المال.

قسم به خون شهیدان لاجوردی و کچویی، من زندان جمهوری‌اسلامی را حتی از دفتر سران قوا مقدس‌تر می‌دانم. لاجوردی چک تخلف نمی‌کشید. کچویی خودش زخم خورده اقتصاد بود. ساده زندگی می‌کرد. خاوری اول از همه، مدیر اصلاح‌طلبان بود. کارمندان زندان جمهوری‌اسلامی بچه‌های کوی نهج‌البلاغه‌اند. ویلا ندارند هیچ‌کدام در کانادا. در مکتب کمبوجیه بزرگ نشده‌اند. کارمندان زندان جمهوری‌اسلامی کارشان را بلدند. اگر دیگران مشکلات اقتصادی را کم کنند، نیازی به بازدید از زندان اوین نیست. ناله زندانی چک، از زندانبان نیست؛ از بیکاری است. آه زندانی معیشت و فقر، از کچویی و لاجوردی نیست؛ از کسانی است که رجایی نیستند.

مسؤولان اگر جلوی تورم را بگیرند و نرخ ارز را مدیریت کنند، قطعا مشکلات زندان‌ها کمتر خواهد شد. بعضی‌ها تا اصحاب خود، بچه‌های خود را در زندان می‌بینند، یاد اوین می‌کنند اما لاجوردی به فکر همه زندانیان بود. راه اوین نیز از اقتصاد می‌گذرد. آنکه دلش برای زندانیان می‌سوزد، لطفا اصلاح کند اوضاع معیشت را که حق با مولای متقیان است؛ «فقر، فساد می‌آورد».

جمهوری‌اسلامی آنقدر مقدس هست که تو وقتی می‌گویی «زندانبان»، من باز هم می‌گویم «شهید». زندان جمهوری‌اسلامی مرا یاد دوچرخه‌ای می‌اندازد که 3 هزار میلیارد تومان نبود قیمتش. نمی‌دانم 26 بود یا 28 اما خوب می‌دانم شهید لاجوردی پا به رکاب عدالت بود با یک لباس چند جیب که پر بود از نامه‌های زندانیان.

لاجوردی خودش را تدارکاتچی نظام می‌دانست با 300 هزار شهید. نوکر مردم، لاجوردی بود که ماه‌های آخر خیال نکرد تدارکاتچی بودن، افت کلاس است. لاجوردی در همان ظرف زندانیان غذا می‌خورد و همان غذای زندان را می‌خورد! حتی از خانه غذا نمی‌آورد! چپ چپ نگاه می‌کرد لاجوردی، اگر می‌دید خورش غذایش را چرب‌تر ریخته‌اند. در گوآنتانامو و ابوغریب، به بدن زندانی برق وصل می‌کنند اما در زندان جمهوری‌اسلامی سرعت اینترنت خیلی بالا نیست! اوباما در مناظره با رامنی، به صهیونیست‌های صاحب ابوغریب و گوآنتانامو آمار می‌دهد که دوره من 80 درصد ارزش پول ایران کاهش پیدا کرد! حال از کجا باید بازدید شود؟ دفتر بعضی‌ها یا دفتر لاجوردی؟! شیعه را در زندان آل‌خلیفه، سعودی‌های صهیونیست می‌کشند، در عوض عده‌ای دنبال تلمبه دوچرخه لاجوردی می‌گردند! کارمندان زندان جمهوری‌اسلامی سر برجی حقوق می‌گیرند که برج عاج نیست. حقوق گرفتن سر برج عار نیست.

روسای قوا خودشان حقوق‌بگیر خون شهدا هستند. ما را چاره چیست؟ این روزها باید با در زندان صحبت کنیم، بلکه دیوار دفتر رئیس فلان قوه بشنود. بودجه در این دیار، به برکت خون شهیدان بسته می‌شود. اگر کچویی و لاجوردی نبودند، حضرات از بستن کمربندشان عاجز بودند، چه رسد به بستن بودجه. برخی حتی بودجه را هم گروگان گرفته‌اند، کأنه ارث پدرشان است. بودجه قوای سه‌گانه، ارثیه پدری نیست!

بعضی‌ها را رها کنی، حتی برای خدای روزی‌رسان هم کلاس بودجه می‌گذارند! آقازاده‌ها از دوبی به زندان اوین می‌روند. طرف از همان زندان، صفحه یک روزنامه را خالی می‌بندد. اصحاب فتنه از داخل زندان، نامه‌های آتشین می‌نویسند. چند‌تایی‌شان سایت خود را به روز می‌کنند. از همه بدتر، آن یکی که به ده اصلاحات راهش نمی‌دهند، سراغ کدخدا را می‌گیرد. سوخت دوچرخه لاجوردی شهید، بنزین نبود.

آتش را نمی‌ریخت به دامن اختلافات. مرد خلوت بود و بی‌ریایی. بی‌ادعایی. وصله پیراهنش را خودش می‌دوخت، بی‌شمع بیت‌المال. قسم به خون شهیدان لاجوردی و کچویی، من زندان جمهوری‌اسلامی را حتی از دفتر سران قوا مقدس‌تر می‌دانم. لاجوردی چک تخلف نمی‌کشید. کچویی خودش زخم خورده اقتصاد بود. ساده زندگی می‌کرد. خاوری اول از همه، مدیر اصلاح‌طلبان بود.

کارمندان زندان جمهوری‌اسلامی بچه‌های کوی نهج‌البلاغه‌اند. ویلا ندارند هیچ‌کدام در کانادا. در مکتب کمبوجیه بزرگ نشده‌اند. کارمندان زندان جمهوری‌اسلامی کارشان را بلدند. اگر دیگران مشکلات اقتصادی را کم کنند، نیازی به بازدید از زندان اوین نیست. ناله زندانی چک، از زندانبان نیست؛ از بیکاری است. آه زندانی معیشت و فقر، از کچویی و لاجوردی نیست؛ از کسانی است که رجایی نیستند.

مسؤولان اگر جلوی تورم را بگیرند و نرخ ارز را مدیریت کنند، قطعا مشکلات زندان‌ها کمتر خواهد شد. بعضی‌ها تا اصحاب خود، بچه‌های خود را در زندان می‌بینند، یاد اوین می‌کنند اما لاجوردی به فکر همه زندانیان بود. راه اوین نیز از اقتصاد می‌گذرد. آنکه دلش برای زندانیان می‌سوزد، لطفا اصلاح کند اوضاع معیشت را که حق با مولای متقیان است؛ «فقر، فساد می‌آورد».

آفرینش:افزایش مرگ ومیرهای قلبی براثرمشكلات اجتماعی

«افزایش مرگ ومیرهای قلبی براثرمشكلات اجتماعی»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است كه در آن می‌خوانید؛آمارها نشان می دهد که سن بروز سکته قلبی نسبت به دهه های قبل رو به کاهش است. اگر در گذشته سکته قلبی بیشتر در سنین 60 سال به بالا اتفاق می افتاد، امروزه بروز آن را به وفور در سنین بین 30 تا 40 سالگی نظاره می کنیم. آمارهای رسمی وزارت بهداشت نشان می ‌دهد بیشترین علت مرگ و میر در کشور بعد از تصادفات ، سکته‌های قلبی است.

براساس آمار3/39 درصد کل مرگ و میرها ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی و5/19 درصد آن مربوط به سکته‌های قلبی است.

در تصدیق این مدعا، وزارت بهداشت چندروز پیش اعلام كرد طی دو ماه پیش تا کنون 6 هزار سکته قلبی به ثبت رسیده است كه آمار بسیار بالایی است.

عواملی همچون استفاده بیش از حد از تلویزیون و اینترنت و كارهای اداری باعث عدم تحرك افراد می شود و این امر باعث بروز مشكلات قلبی در سنین پایین می گردد. به طور مثال در كشور كره و ژاپن كارمندان روزانه از 8 تا 12 ساعت درگیر كار روزانه هستند. اما مسئولان ادارات در روز دو نوبت تایم استراحت و ورزش برای كارمندان در نظر گرفته اند و آنها را ملزم كرده اند دراین زمان مشخص به فعالیت بدنی بپردازند. این نشان از اهمیت مسولان به سلامت كاركنان و جامعه شان می باشد. در كشورما هم ساعت كار كارمندان كاسته شده ، ولی تاثیری در سلامت جامعه ندارد و همچنان شاهد افزایش بیماری های قلبی در جامعه هستیم.

البته باید یادآور شد مسائلی مانند آلودگی هوا نیز در ابتلا به این بیماری ها اثرداشته، عاملی كه در سطح بالا در كشورما یافت می شود و هر روز بایك نوع آن رو به رو هستیم. یا آلودگی دود ماشین ها تنفس مردم را تنگ می كند و یا گرد و غباری كه از كشورهای همسایه برایمان سوغات فرستاده می شود. البته این دو عامل قابل پیشگری است، به شرط اینكه این روند افزایش مرگ ومیرهای قلبی مورد توجه بیشتر مسولان قرارگیرد. اما عاملی كه امروزه درصد بالایی از ابتلا به بیماری های قلبی به خود اختصاص داده،بحث مسائل عصبی و استرس زاست. درصورتی كه فرد به طور مداوم تحت استرس باشد احتمال ابتلای او به بیماری های قلبی افزایش می یابد. شاید این عامل بیشتر از تغذیه آلودگی هوا گریبان گیرمردم باشد.

عدم امنیت شغلی، وضعیت تهیه مسكن، بالا و پایین شدن ناگهانی اقتصاد دركشور ، مشكل گرانی و تورم وبسیاری دیگرمسائل، همگی از عواملی هستند كه باعث افزایش نگرانی و استرس درمیان افراد جامعه می گردد.

شاید به زعم برخی این نوشتار باید در صفحه پزشكی چاپ می شد اما درحقیقت بحث افزایش بیماری های قلبی در كشور و میزان مرگ و میرهای حاصل از آن صرفاًَ یك موضوع پزشكی نیست كه تنها به دلیل برخی مشكلات فیزیكی ایجاد شود و با یك نسخه پزشك معالجه گردد.امروز عوامل اجتماعی كه باعث برهم ریختگی اعصاب و افزایش استرس در افراد شده ، بیشترین تاثیررا در ایجاد این بیماری ها دارد.

انتظار می رود تا مسولان محترم این موضوع راجدی بگیرند و ار راستای افزایش امنیت و آرامش در عرصه های مختلف كشور توجه یشتری داشته باشند تا با ایجاد سلامت روانی جامعه موجبات سلامت جسمانی هم فراهم شود.

حمایت:تجاوز رژیم صهیونیستی به سودان و ضرورت واکنش جهانی

«تجاوز رژیم صهیونیستی به سودان و ضرورت واکنش جهانی»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است كه در آن می‌خوانید؛اواخر هفته گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه 4 هواپیمای رژیم صهیونیستی روز سه شنبه با گذشت از مسیر طولانی، بخشی از صنایع نظامی سودان را مورد بمباران قرار داده اند. برخی رسانه ها خبرهایی را منتشر کردند مبنی بر اینکه رژیم صهیونیستی پذیرفته است که این حمله مسلحانه را در خاک سودان انجام داده است. . همین رسانه ها توجیهی را نیز به نقل ازصهیونیست ها منعکس کردند و آن اینکه سلاح های کارخانه اسلحه سازی مورد حمله، بعضاً مورد استفاده حماس قرار گرفته یا می گیرد.

این حمله رژیم صهیونیستی به سودان برای بار اول نبود بلکه در سال 2009 نیز یک کاروان خودرو را در شمال سودان مورد هدف قرار داده بود، چنانچه حامی اول رژیم صهیونیستی یعنی آمریکا نیز در سال 1998 کارخانه داروسازی شفا در سودان را بمباران کرد و مدعی شد که تسلیحات شیمیایی در محل مورد حمله تولید می شده حال آنکه وقتی بازرسان سازمان ملل بعد از حمله از محل بازدید کردند اعلام داشتند که آنجا یک کارخانه معمولی داروسازی بوده که آسپرین و داروهای متعارف تولیدمی کرده است.

 اقدام اخیر رژیم صهیونیستی آن گونه که اعلام شده علیه یک کارخانه تولید سلاح و مهمات سنتی و متعارف بنام یرموک انجام شده و در مجموع، نشان می دهد که بیش از محل مورد حمله، اصل اقدام مسلحانه تجاوزکارانه و جا انداختن این الگوی رفتاری با عنوان «حمله پیشدستانه» آن هم با تشخیص خود متجاوز، مورد نظر سران رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آنها بوده است.

 نظر به اهمیت این رویداد جنایتکارانه، نکاتی در یادداشت امروز در این خصوص تقدیم مخاطبان ارجمند می شود، امید است مرضی خداوند سبحان واقع و برای ارتقای حساسیت های عمومی در قبال بی عدالتی های موجود در صحنه جهانی مفید واقع شود. نکته اول اینکه بار دیگر به خاطر آوریم که برابر منشور ملل متحد، کلیه اعضای سازمان ملل از حاکمیت برابر برخوردارند و هیچ دولتی نباید آنها را مورد تهدید به زور قرار دهد یا از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی آنها استفاده کند. نهادی با عنوان شورای امنیت موظف است هر مورد عمل تجاوز را برابر ماده 39 منشور احراز و سپس برای حفظ یا اعاده صلح اقدامات لازم را معمول دارد.

متأسفانه در روزهای اخیر پس از تجاوز یک رژیم اشغالگر به کشوری مستقل و دارای حاکمیت، نه تنهاشورای امنیت هیچ واکنشی از خود نشان نداده و حتی بیانیه ای مطبوعاتی را منتشر نکرده است بلکه دیگر نهادهای ملل متحد ازجمله دبیرکل سازمان ملل نیز سکوت پیشه کرده اند گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.

این رفتار درحالی برای چندمین بار تکرار می شود که گاه برای موضوعات بسیار فرعی تر شاهد واکنش های فوری شورای امنیت یا دبیرکل متحد بوده ایم. بر خلاف بی تحرکی نهادهای ذیربط سازمان ملل، جنبش عدم تعهد واتحادیه عرب بیانیه ای را منتشر کرد و این اقدام اسرائیل را محکوم نمودند و آنرا نقض فاحش اصول حقوق بین الملل دانستند.

البته واکنش رسانه ای دفتر هماهنگی جنبش عدم تعهد جای قدردانی دارد ولی این حد از واکنش قطعا کافی نیست ولازم است جنبش یاد شده واکنشهای مؤثرتری ازجمله مکاتبه با شورای امنیت و تقاضای اقدام مؤثر، تذکر به دبیرکل ملل متحد جهت تحرک بیشتر در دفاع از رعایت منشور ملل متحد،طرح موضوع در مجمع عمومی ملل متحد و اخذ نظر جمعی اعضای سازمان ملل در این خصوص را نیز در دستور کار قرار دهد.

نکته دوم که البته خیلی تلخ است و به نحوی حاکی از عدم کارائی مؤثر حقوق بین الملل در مدیریت بهینه جامعه بین المللی است، این واقعیت می باشد که حمله رژیم صهیونیستی به سودان، بار دیگر نشان داد که در روابط بین المللی اگر دولت ها قوی نباشند و جنبه بازدارندگی لازم در مقابل طمع تجاوزگران را در خود ایجاد نکرده باشندهر آن ممکن است مورد تعرض قدرت های زورگو قرار گیرند.

با همین منطق است که برخی تحلیل گران درخصوص حمله اسرائیل به سودان بر این باورند که دولتمردان رژیم صهیونیستی و حامیان آنها چون جرأت حمله به ایران و یا حزب الله لبنان را نداشته اند با حمله به یک دولت متحد ایران خواسته اند از حیث روانی نزد افکار عمومی جهانی چهره مخوف خود را حفظ کنند تا با تکیه بر همین چهره مخوف و تجاوزگر به حیات خود ادامه دهند و این ذهنیت بی پایه را در سطح جهانی جا بیندازند که چون اسرائیل قدرت زیادی دارد فلذا در مقابل جنایات و زورگویی های این رژیم کاری نمی شود کرد و باید تحمل کرد. نادرستی این ذهنیت را البته قدرت مقاومت جنبش های مبارز فلسطین و جنبش مقاومت لبنان به اثبات رسانده اند و این گونه دست و پا زدن ها ثمری برای متجاوزین ندارد.

نکته سوم اینکه رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر به جز حمله به کشور سودان، حملاتی را علیه مردم بی گناه غزه نیز از سر گرفته که همین امر با واکنش جنبش مقاومت فلسطین مواجه شده و آنها نیز در مقام دفاع موشک هایی را روانه مناطق اشغالی فلسطین نموده اند. آسیب پذیری روز افزون رژیم صهیونیستی در قبال اقدامات دفاعی مبارزان فلسطین واقعیتی غیرقابل انکار است.

در چنین وضعیتی، رژیم صهیونیستی برای فرار از آسیب های بیشتر، اقدامات ناجوانمردانه متعددی را در دستور کار قرار داده ازجمله ایجاد حادثه انفجاری در لبنان برای شکل دهی منازعات بین گروه های مختلف لبنانی و دخالت عوامل خارجی در این کشور، توسعه نقش حمایتی مستقیم یا غیر مستقیم از تروریست ها در سوریه برای گسترش دامنه منازعات مسلحانه در جهت زمین گیر کردن دولت سوریه و عدم حضور مؤثر این دولت در تقویت جنبش مقاومت ضدصهیونیستی، بهره گیری از برخی سران سازش کار عرب برای ایفای نقش چند چهره به نحوی که هم آنها مدافع فلسطین معرفی شوند و هم به کمک آنها این امکان فراهم باشد که مبارزین و توده مردم ضد صهیونیست را مهار کرد. سفر هفته قبل امیر قطر به غزه شاید از همین منظر بود که با موافقت پشت صحنه صهیونیست ها مواجه گردید و الا آنها نزدیکی یک کشتی صلح طلب ایتالیایی به غزه را اخیرا بر نتابیدند و واکنش قهرآمیز داشتند.

تلاش صهیونیست ها در اینکه برخی دولت های اسلامی غرب گرا و سکولار به عنوان مدل و الگو برای ملت های اسلامی خصوصاً ملت های بپا خاسته اخیر در مصر و تونس و مناطق دیگر معرفی شوند نیز واقعیتی است که نمی توان کتمان کرد و اتفاقاً ملت های هوشمند حتی در همان کشورهای مروّج سکولاریزم در دنیای اسلام، به عمق این طراحی های خبیثانه پی برده اند و اخیراً واکنش های وسیع اعتراضی اتخاذ کرده اند.

سخن آخر:
در جامعه بین المللی، اگرچه حقوق بین الملل انتظام بخش روابط دولت ها و سایر بازیگران محسوب می شودف ولی هنوز واقعیات موجود در عرصه جهانی حکایت از آن دارد که نوعی کشاکش بین منطق زور و قدرت و منطق حاکمیت قانون و رعایت کرامت انسان ها به طور همه جانبه جریان دارد. در این رقابت سخت البته ملت ها نقش تعیین کننده بر عهده دارند بدین صورت که هرچه آگاهی های آنان ارتقا یابد حاکمان کمتر می توانند در خدمت منطق زور و منفعت قرار گیرند. تحرک روز افزون ملت ها وهسته های مردمی، بی عدالتی های موجود در صحنه جهانی را بیش از پیش هدف قرار خواهد داد و در چنین فضایی، این امکان فراهم نخواهد شد که برخی زورگویان با منطق جنگل برخورد کنند.

قطعا یکی از اولویت های برجسته عموم صلح طلبان و عدالت خواهان سراسر جهان مقابله با جنایات صهیونیست هاست و اقدام اخیر رژیم صهیونیستی در سودان بار دیگر اثبات کرد که متجاوزان به هیچ قانون و اخلاقی پایبندی ندارند و تنها زبان زور و مشت آهنین را می فهمند آن گونه که جوانان شجاع حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه به صهیونیست ها تفهیم کردند.

به هرحال، صرفنظر از واقعیت یادشده، لازم است دولت های اسلامی خصوصاً جمهوری اسلامی ایران واکنش حقوقی فعالی در قبال تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی اتخاذ نمایند و در این چارچوب قطعاً فعالیت های مختلف از سوی جنبش عدم تعهد که هم اینک ایران ریاست آن را بر عهده دارد قابل انجام است. با امید به اجرای عدالت در مورد یکایک متجاوزان صهیونیستی در آینده نزدیک.

جوان:توبه، تنها راه پیش‌روی اصلاح‌طلبان

«توبه، تنها راه پیش‌روی اصلاح‌طلبان»عنوان سرمقاله روزنامه جوان به قلم محمد ودود حیدری است كه در آن می‌خوانید؛این روز‌ها اصلاح‌طلبان یا همان تجدید‌نظرطلبان خیلی فعال شده‌اند یا بهتر است بگوییم تظاهر به فعالیت دارند و به قول بچه‌های دانشجو اكتیوبازی در می‌آورند! همانانی كه اهل تجدید نظر هستند در اصول و آرمان‌ها و هر آنچه كه مردم مسلمان و انقلابی ایران زمین به آن اعتقاد دارند.

هنوز مدت زیادی از آتش افروزی این به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان در دوران ننگین دولت اصلاحات و فتنه‌گری‌هایشان در سال‌های ۷۸ و ۸۸ نگذشته و حافظه تاریخی مردم آن قدر‌ها ضعیف نشده است كه حوادث و خیانت‌های این به ظاهر روشنفكران دین‌ستیز و انقلاب گریز را نتوانند به خاطر بیاورند.

در روز‌های اخیر گاه و بیگاه تعدادی از چهره‌های اصلاح‌طلب كه نمی‌توان گفت سودای رئیس شدن بر جمهور را در سر ندارند مصاحبه می‌كنند و افاضاتی از خود بروز می‌دهند كه اندكی كه چه عرض كنم بسیار قابل تأمل و دقت است! با واكاوی این قبیل مصاحبه‌ها، هم به وضوح اختلاف نظر میان این نمایندگان خود‌خوانده جریان اصلاحات مشهود است و هم تلاش عجولانه برای بهره‌گیری از فرصت به دست آمده برای ایشان از انتقاد بخشی از اصولگرایان به دولت جناب آقای دكتر احمدی‌نژاد.

با مروری كوتاه بر دوران سیاه اصلاحات به خاطر می‌آورم كه چگونه احزاب اصلاح‌طلب و هواداران ایشان متعصبانه از دولت اصلاحات دفاع می‌نمودند و نه تنها حاضر به پذیرش كوچكترین نقصی در این دولت نبودند بلكه حتی نقد عملكرد دولت را نیز بر نمی‌تافتند. اینان كه امروز به انتقاد اصولگرایان از دولت خرده می‌گیرند و آن را راهی برای ملامت اصولگرایان می‌دانند از این نكته غافلند كه اتفاقاً یكی از تفاوت‌های اصلی اصولگرایان با اصلاح‌طلبان همین آزاد‌اندیشی، حریت، شاخص محوری در اظهار‌نظر‌ها و رعایت اصول گفتمان انقلاب اسلامی است. اصولگرایان با مبانی برگرفته از ابعاد مختلف گفتمان اصیل انقلاب هیچ‌گاه حاضر به نگاه تعصب‌آمیز به افراد، هر چند این افراد از هم‌حزبی‌ها و هم‌جهت‌های ایشان باشند، نیستند.

اصولگرایان نه تنها در حمایت از آقای دكتر احمدی‌نژاد مغبون و پشیمان نیستند بلكه به بسیاری از عملكردها، تلاش‌ها و خدمات دولت‌های نهم و دهم مفتخرند، یعنی همان چیزی كه به هیچ‌وجه اصلاح‌طلبان در خصوص آن كارنامه درخشان و روشنی ندارند. بدون تردید هر منصف آگاهی اذعان دارد كه مجموعه زحمات شبانه‌روزی و خدمات ارائه شده در دولت نهم به تنهایی حتی قابل قیاس با دوران ۱۶ ساله قبل از آن نیست.

اصلاح‌طلبان بر خلاف آنچه امروز ادعای واهی می‌نمایند نه تیم اقتصادی دارند و نه توانایی اداره كشور در خصوص مباحث عمرانی و خدمات عمومی را، كه اگر از این توانایی برخوردار بودند كارنامه اجرایی و عملكردی دولت اصلاحات اینگونه سیاه خود‌نمایی نمی‌كرد؛ دورانی كه مسائل فرعی اولویت اصلی نشان داده می‌شد و مسئله اصلی معیشتی مردم و عمرانی كشور به دلیل عدم اشراف رئیس‌جمهور به كناری گذارده شده یا به اطرافیان واگذار گردیده بود.

زمانی كه هر روز از صدقه سر آقایان مسئولان كشور بحرانی داشتیم و روزی نبود كه به مقدسات و اعتقادات ملت در روز‌نامه‌های زنجیره‌ای مورد حمایت دولت اهانتی تازه صورت نگیرد. نان شب مردم گفتمان‌های جدید سیاسی پرانده شده از زبان رئیس دولت تعریف می‌شد و دغدغه‌ای به جز حركت در راستای خواست دشمنان و بدخواهان انقلاب وجود نداشت. به هر حال دیدن چهره این روزهای اصلاح طلبان و شعف ایشان از انتقاد‌های بخشی از اصولگرایان به دولت دیدنی و همراه با لبخند ملامت است. آری، انتقاد از دولت نیز در برهه‌هایی بیان می‌شود اما این به هیچ وجه به معنی ندیدن خدمات و خط‌شكنی‌ها و توانمندی‌های دولت نیست. یاد گرفته‌ایم كه منصف باشیم نه متعصب، شاخص محور باشیم نه حزب محور و آرمانگرا باشیم نه فرد‌گرا.

اینها همه و همه دلایل حمایت از آقای دكتر احمدی‌نژاد و انتقاد همزمان به ایشان است كه اگر این دو كنار هم نباشند باید به نیت حمایت‌كنندگان و انتقادكنندگان تردید نمود.

در آخر بحث حیف است كه تأكید همیشگی را نیاورم و آن اینكه اصلاح طلبان با خیانتی كه در برابر نظام اسلامی از خود نشان داده‌اند هیچ راهی به جز توبه به درگاه الهی و عذرخواهی از مردم شریف ایران اسلامی پیش روی خویش ندارند.

ملت ما:تبعات حقوقی حمله صهیونیست‌ها به سودان

«تبعات حقوقی حمله صهیونیست‌ها به سودان»عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم محمدطاهر كنعانی است كه در آن می‌خوانید؛حمله روز چهارشنبه رژیم صهیونیستی به سودان اگرچه در گذشته نیز صورت گرفته بود اما نگاهی به ابعاد حقوقی این حمله لزوم اقدام جدی سازمان‌های جهانی و حقوقی علیه اقدام اخیر صهیونیست‌ها را یادآور می‌شود. رژیم صهیونیستی با حمله به یكی از مراكز تسلیحاتی سودان، به بهانه ارسال محموله‌های سلاح از خاك سودان برای گروه‌های مقاومت فلسطین، حاكمیت ملی و تمامیت ارضی سودان را نقض كرده و اقدامی مغایر با قوانین بین‌المللی را انجام داده است.

طبق بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد هیچ كشوری در روابط بین‌الملل حق ندارد كه به زور متوسل شود وبه تمامیت ارضی یک کشور تجاوز کند. همچنین برطبق اساسنامه دادگاه كیفری بین‌المللی رم تجاوز به یك كشور جرم بین‌المللی محسوب می‌شود. بدین‌ترتیب صهیونیست‌ها در سه سطح استراتژیك، عملیاتی و تاكتیكی مجرم شناخته می‌شوند و این امری است كه سازمان‌های حقوقی جهانی باید آن را مدنظر داشته باشند. از این‌رو سازمان ملل باید این حمله را به عنوان تجاوز و تعرض به یكی از كشورهای عضو این سازمان محكوم كند.

اگر این موضوع در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شود تنها به محكومیت رژیم صهیونیستی منجر می‌شود و قطعنامه‌های صادر شده قدرت اجرایی ندارند. اما اگر شورای امنیت این حمله را به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی محسوب كند اقدامات جدی‌تری علیه این رژیم صورت می‌گیرد. با این حال نباید این نكته را فراموش كرد كه امریكا به عنوان یكی از همپیمانان رژیم صهیونیستی هرگونه قطعنامه علیه این كشور را وتو خواهد كرد و امیدی به صدور قطعنامه‌های الزام‌آور علیه این رژیم وجود ندارد.

اما كشورهای اسلامی عضو سازمان ملل باید محكومیت این حمله را از سوی سازمان ملل و اتخاذ مواضع مستحكم در قبال تجاوز رژیم صهیونیستی به یك كشور مسلمان خواستار شوند. اما بسیار تاسف‌برانگیز است كه براساس شواهد و قرائن یكی از كشورهای مسلمان منطقه یعنی مصر یا عربستان در این حمله نقش داشته‌اند.

در حمله به سودان حتما باید یكی از دو كشور عرب كه حدفاصل میان فلسطین و سودان هستند، اجازه پرواز به جنگنده‌های اسرائیلی را بدهند این دو كشور مصر و عربستان هستند اما تاكنون هیچ كدام از این دو كشور واكنشی از خود نشان نداده‌اند. اگرچه اجازه پرواز به جنگنده‌های یك كشور برخلاف قانون نیست اما از این منظر كه یك كشور اسلامی با رژیم صهیونیستی همكاری نظامی داشته است، تاسف‌برانگیز و به دور از اصول اخلاقی است.

ابتكار:توبه فرمایانی که توبه می‌کنند، اما صدایش را در نمی‌آورند

«توبه فرمایانی که توبه می‌کنند، اما صدایش را در نمی‌آورند»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله یاری است كه در آن می‌خوانید؛« توبه» یکی از فرصت‌هایی است که در آموزه‌های دینی مسلمانان به عنوان راهی برای بازگشت و اصلاح خطاهای عمدی و سهوی مطرح می‌شود. در حقیقت دوربرگردانی است در بزرگراهی برای راننده خطاکاری که قصد اصلاح مسیر خود را دارد.این اصطلاح طلایی چندسالی است که در ادبیات سیاسی یک جناح خاص رایج شده و به فراوانی نقل ونبات استفاده می‌شود.

پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری خرداد88، جناح سیاسی اصولگرا که خود را پیروز بی رقیب میدان سیاست ایران می‌دانست در کنار مواضعی مانند، تهمت و تحقیر و سرزنش که نسبت به رقیب زمین خورده خود( اصلاح طلبان) روا می‌دارد، گاه از در لطف (!) و گاه نیز از سر تفرعن، از آنان می‌خواهد که « توبه» کنند و به مسیر برگردند تا فرصت حضور در نظام سیاسی را پیدا کنند.این گروه البته چندان که می‌نماید از سر امر به معروف این کار را نمی‌کنند.

در امر به معروفی مانند توبه معمولا از بنده خطاکار خواسته می‌شود که به درگاه خدا توبه کند، اما در این فقره، اصولگرایان اگرچه به نام امر به معروف این کار را می‌کنند، اما از خطارکاران(!) عرصه سیاست می‌خواهند تا با آنان همنوا شوند.این توبه فرمایان در حقیقت رفتار ومنش سیاسی خود را ملاک و شاخصی معرفی می‌کنند که توسل به آن راهی به رستگاری می‌گشاید.

دو جناح سیاسی ایران چندسال پس از انقلاب شکل گرفت و هر کدام سلوک و روش خاص خود را برای فعالیت سیاسی و نحوه ارتباط با مرم و مسائل کشور برگزیده اند و در طول سه دهه به صورت رویه ثابت آنان درآمده است. اما در حوادث پس از انتخابات خرداد 88 که اصولگرایان خود را یکه تاز میدان می‌دانستند و سوار بر خر مراد می‌راندند، از رقیب پیاده و رنجورشده،می خواهند که همه سلوک و منش سی ساله خود را کنار گذاشته و به مانند آنان عمل کنند.آنان راهی که پس از توبه، به اصلاح طلبان نشان می‌دهند روش و سلوک سیاسی خودشان است.

نقطه ای که در اولین سال‌های پس از انقلاب موجب انشعاب و تشکیل دو جناح اصلی کشور شد.
توبه فرمایان اصولگرا در سه سال و چندماه گذشته،روش سیاسی خود را ملاک قرار داده اند که هرکس از آن تخطی کند، اگر در جناح رقیب باشد«فتنه گر»ش می‌خوانند و اگر در اردوگاه خودی باشد«منحرف». در این میان خودی‌های دیروز هرچه ازآنان بیشتر فاصله بگیرند،به فتنه نزدیک تر می‌شوند.

در حقیقت خود را شاقولی می‌دانند که هرکس می‌خواهد در ایران فعالیت سیاسی کند باید خود را با آنان هماهنگ کند.
آنان خود را از هر خطایی مبرا می‌دانند و هر اشتباهی که از آنان سربزند، نه تنها تصحیح نمی‌شود، بلکه تا حد امکان تلاش می‌شود به مدد رسانه‌های قدرتمندی که در اختیار دارند، عین صواب معرفی شود. بنگرید به تبلیغات شدیدی که در اولین روزهای پس از انتخابات 88 پیرامون محمود احمدی نژاد سازمان داده بودند.

او را احیاگر گفتمان انقلاب اسلامی وآرمان‌های بنیانگذار آن می‌دانستند؛ مردی از جنس مردم که برای نجات کشور از دست فاسدان و رانت خواران به میدان آمده و در عصر پایان معجرات، «معجزه هزاره سوم» اش خواندند.هرکس مخالف این موضوع می‌اندیشد در نگاه آنان کوردلی بود که آفتاب را در وسط آسمان ظهر تابستان نمی‌دید.او را رئیس جمهوری می‌دانستند که از دل گفتمان اصولگرایی به قدرت رسیده بود.پس همه ابزارهای نظام رادر اختیارش قرار دادند. اهرم‌های نظارتی مجلس را از کارانداختند تا مبادا مزاحم برنامه‌های عدالت محورش شود. مصوبه ساخت یک مدرسه سه کلاسه در روستایی دورافتاده را گاه تصمیمی بزرگ می‌دانستند که با برخی از پروژه‌های سدسازی دو رئیس جمهور قبلی برابری می‌کند.

آنان همه اعتبار سی ساله خود را خرج دولتی کرده بودند که فکر می‌کردند غنایم بسیاری به اردوگاهشان خواهد آورد.حرف‌های منتقدان را به هیچ می‌انگاشتند و آنان را حسودانی می‌دانستند که آفتاب را انکار می‌کنند والبته در همه احوال آنان را به توبه و بازگشت به مسیر خودشان فرا می‌خواندند.

اما چندوقتی است که ورق برگشته. همه امکانات تبلیغی این جناح صرف این موضوع می‌شود که این احمدی نژاد، آن احمدی نژاد نیست، او عوض شده است.آنان شروع به تکرار ادعاهایی کرده اند که پیش از این اصلاح طلبان به دلیل طرح آنها، مستوجب توبه بودند.

این توبه فرمایان البته عادت خود را کنار نگذاشته اند و در حالی که از مسیر اشتباه خود در حال بازگشتند، همچنان دیگران را به توبه فرامی خوانند. در حالی که بسیاری از ادعاهای اصلاح طلبان پیرامون رئیس جمهور و نزدیکانش را تکرار می‌کنند، همچنان از آنان می‌خواهند بابت همین مواضع توبه کنند. طرفه آنکه از دوستان سابق خود که این روزها به جریان انحرافی معروف کرده اند، نیز می‌خواهند که به دامن اصولگرایی برگردند.

این روزها همه را به توبه فرامی خوانند تا کسی متوجه بازگشت آنان از مسیر اشتباه شان نشود. آنان اگرچه توبه می‌کنند، اما هیچ گاه نمی‌خواهند از این لفظ استفاده کنند تا مبادا افکار عمومی متوجه شود که آنان نیز اشتباه می‌کنند، گمراه می‌شوند و فریب می‌خورند. تلاش می‌کنند تا همچنان در پیله «خودمعصوم پنداری» باقی بمانند.خوب می‌دانند که اقدام به توبه در فضای سیاسی الزاماتی دارد، مانند: عذرخواهی از مردم، پشیمانی و اقرار به بی بصیرتی. آنان نمی‌خواهند تصویر خودساخته شان در نزد افکار عمومی خدشه دارشود.این است که توبه می‌کنند، اما صدایش را در نمی‌آورند.

آرمان:انتخاباتی متفاوت با انتخابات‌های گذشته

«انتخاباتی متفاوت با انتخابات‌های گذشته»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم ناصر ایمانی است كه در آن می‌خوانید؛این روزها تلاش‌های جریان اصولگرا برای ایجاد وحدت در حالی صورت می‌گیرد که در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری آینده بدون شک ایجاد وحدت در میان هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا کار سختی است و بعید به نظر می‌رسد که بتوان کاری کرد که هر کدام از این جناح‌ها یک کاندیدای واحد و یا حتی کاندیداهای کمتری داشته باشند.

در میان جریان اصولگرایی با توجه به انتخابات گذشته و فضای به وجود آمده امکان ایجاد وحدت سخت‌تر شده است و با توجه به فاکتورهای متعددی که در مورد انتخابات‌های ریاست‌جمهوری وجود دارد امکان منصرف کردن کاندیداها برای حضور در انتخابات تا اندازه‌ای بعید به نظر می‌رسد. از سوی دیگر در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 نیز ما شاهد چنین وضعیتی بودیم و اصولگرایان در آن زمان نیز همچون امروز نتوانستند به وحدتی در مورد کاندیدای ریاست‌جمهوری برسند.

به عنوان مثال از طرف شورای هماهنگی علی لاریجانی معرفی شد و چهار کاندیدای دیگر یعنی آقایان قالیباف، رضایی، توکلی و احمدی‌نژاد هرچقدر تلاش برای وحدت کردند موفق نشدند و در نهایت هم ترکیب کاندیداهای انتخابات به آن شکلی که دیده شد صورت گرفت. این روزها در حالی صحبت از ایجاد وحدت می‌شود که به صورت کلی ایجاد وحدت در انتخابات‌های ریاست‌جمهوری بسیار سخت‌تر از انتخابات‌های دیگر است.

البته این تشتتی که این روزها در میان اصولگرایان دیده شده در میان اصلاح‌طلبان نیز در سال‌های 84 و 88 دیده شد و در نهایت دو نفر از سوی اصلاح‌طلبان به صحنه انتخابات آمدند که هیچ یک ادعا نداشتند کاندیدای انحصاری اصلاح‌طلبان هستند در نتیجه نباید از این نکته غافل ماند که خصلت اصلی انتخابات‌های ریاست‌جمهوری سخت بودن برقراری وحدت در میان جناح‌های سیاسی کشور است. از سوی دیگر در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بدون شک ما شاهد وضعیت ویژه‌ای خواهیم بود که فضای انتخاباتی را با انتخابات‌های گذشته متفاوت خواهد کرد.

یکی از ویژگی‌های جدید این انتخابات تعدد کاندیداها برای حضور در صحنه است که بدون شک نمی‌توان گفت نماینده کدام جناح سیاسی کشور هستند. از سوی دیگر با توجه به اینکه اصلاح‌طلبان دارای یکسری مشکلات اصولی هستند بعید است به صورت فعالانه و منسجم وارد عرصه انتخابات شوند و اگر هم وارد این عرصه شوند مشخصا به عنوان نامزد جریان اصولگرا وارد صحنه نخواهند شد.

از سویی اصولگرایان نیز بدون شک کاندیداهای متعددی برای انتخابات ریاست‌جمهوری معرفی خواهند کرد که بعید به نظر می‌رسد بتوانیم آنان را متقاعد کنیم که در چارچوب اصولگرایی کنار بکشند و در مورد کاندیدای خاصی وحدت کنند اما آنچه این روزها مشخص است این است که حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم آن هم به صورت منسجم نامعلوم است و اگر هم فردی از طرف آنان بیاید به عنوان کاندیدای انحصاری اصلاح‌طلبان نخواهد بود. اصولگرایان نیز در مورد یک کاندیدای خاص وحدت نخواهند کرد و انتخابات آتی ریاست‌جمهوری انتخاباتی متفاوت با سایر انتخابات‌ها خواهد بود.

دنیای اقتصاد:آسانی انجام کسب و کار در ایران و فاصله تا مرز

«آسانی انجام کسب و کار در ایران و فاصله تا مرز»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دكترجعفر خیرخواهان است كه در آن می‌خوانید؛گزارش امسال بانک جهانی درباره رتبه‌بندی کشورها بر پایه آسانی کسب و کار، دارای یک سنجه اضافی دیگر نیز هست.

در این سنجه، فاصله هر کشور تا مرز یا نقطه ایده‌آل برای انجام کسب وکار محاسبه شده است. یکی از ایرادات وارده به گزارش رتبه‌بندی کشورها برای آسانی انجام کسب‌وکار این بود که عملکرد هر کشور را «نسبت‌به» عملکرد سایر کشورها می‌سنجید؛ یعنی تنها جایگاه نسبی هر کشور در محیط کسب و کار به دست می‌آمد. به این علت اگر در فاصله دو سال، یک کشور می‌توانست محیط کسب و کار خود را بهبود بخشد، اما سایر کشورها بهبود به نسبت بیشتری می‌یافتند رتبه کشور مربوطه بهتر نمی‌شد و این تلاش و زحمت کشور در آمارهای منتشرشده قابل مشاهده نبود.

پس نیاز به سنجه‌ای احساس می‌شد که بهبود کیفیت مطلق و نه نسبی محیط مقررات‌گذاری کسب و کار را نشان دهد. ایراد مرتبط دیگر این بود که جدای از عدم امکان مشاهده روند بهبود طی زمان، امکان قضاوت درباره میزان شکاف و فاصله بین دو کشور در یک مقطع زمانی خاص هم وجود نداشت؛ چون با رتبه‌بندی کشورها تنها معلوم می‌شود که مثلا در سال 2012 ترکیه در رتبه 71 و ایران در رتبه 145 است؛ ولی آیا واقعا به این معنا هست که وضعیت ترکیه دو برابر بهتر از ایران است که البته این گونه نیست.

بنابراین در سال‌های گذشته که رتبه ایران در محیط کسب و کار دائما تنزل می‌یافت مقامات مسوول در این حوزه، این‌گونه در مقام پاسخگویی برمی‌آمدند که ما نیز تلاش خودمان را کرده و محیط کسب و کار را بهبود بخشیده‌ایم؛ اما چه کنیم که برخی کشورها از ما بیشتر تلاش کردند و در نتیجه توانستند در رتبه‌بندی از ما جلو بیفتند. با مشاهده سنجه فاصله تا مرز که از امسال منتشر شده است و سال‌های گذشته از 2005 تاکنون را هم دربرمی‌گیرد، می‌توان دقیقا فهمید که ایران به صورت واقعی و مطلق چه کارنامه‌ای داشته است.

این سنجه به صورت درصدی حساب می‌شود و 100 به معنای بالاترین عملکرد مشاهده شده در هر کدام از ریزشاخص‌ها است. پس فاصله هر کشور با مرز در مقیاس از صفر تا صد بیان می‌شود که صفر به معنای پایین‌ترین عملکرد و 100 هم روی مرز یا نقطه ایده‌آل و کاملا مطلوب محسوب می‌شود. برای مثال کشوری که امتیاز 75 درصد را برای سال 2011 به دست آورده باشد، به این معنا است که 25 درصد از مرزی که با توجه به بهترین عملکرد در بین همه کشورها ساخته شده است، فاصله دارد و اگر در سال 2012 امتیاز این کشور به 80 درصد رسیده باشد، به طور قطع یعنی محیط کسب‌وکار آن بهبود یافته است. به این ترتیب سنجه فاصله تا مرز تکمیل‌کننده رتبه‌بندی آسانی انجام کسب‌وکار است که کشورها را با یکدیگر در یک نقطه از زمان مقایسه می‌کند.

با این سنجه مشخص می‌شود که در سال جاری فاصله ایران از مرز و نقطه ایده‌آل 45 درصد است؛ در حالی که فاصله ترکیه 5/35 درصد است یعنی وضعیت ترکیه نزدیک به 10 درصد و نه دو برابر بهتر از ایران است. وضعیت ایران و فاصله تا مرز از سال ابتدایی 2005 که آمارهای مذکور محاسبه شده تا سال جاری در جدول آمده است.به این ترتیب مشخص می‌شود در یک‌سال گذشته که از تابستان پارسال تا تابستان امسال را دربرمی‌گیرد، محیط کسب‌وکار در ایران به میزان یک درصد بهبود پیدا کرده و شکاف ما با نقطه ایده‌آل از 46 به 45 درصد کاهش یافته است. یا اینکه می‌توان فهمید در یک‌سال قبل از آن محیط کسب‌وکار 2/0 درصد افت داشته است و از 2/54 درصد به 54 رسیده است.

نکته مهم دیگر اینکه اگر چه کشور ایران در بین 185 کشور جهان رتبه 145 را دارد؛ یعنی در پلکان‌های نسبتا پایین محیط کسب‌وکار قرار می‌گیرد، اما به صورت مطلق که نگاه شود وضعیت‌ ایران از کشور میانه هم بهتر است. پس اگرچه رتبه دریافتی ما (145) از میانگین کشورها که 92 باشد فاصله زیادی دارد، اما فاصله‌ از مرز ایده‌آل کمتر از 50 درصد است (دقیقا 45 درصد با مرز ایده‌آل فاصله داریم).

به این ترتیب مشخص می‌شود که محیط کسب و کار در ایران روند پیوسته افزایشی داشته و در یک دوره هشت ساله به اندازه 5 درصد بهبود یافته است و از 50 درصد به 55 درصد رسیده است که البته نیمی از این بهبودی (4/2 درصد) در فاصله یک سال 2008 تا 2009 رخ داده است.

در اینجا خوب است به برخی از کشورهایی که بیشترین پیشرفت را در کاهش دادن فاصله خود تا مرز داشته‌اند، نگاهی بیندازیم.کشور گرجستان در سال‌های 2005 تا 2012 توانسته است 6/31درصد بهبود یابد که در جایگاه نخست قرار می‌گیرد و همین طور از دیگر کشورهای آّشنای منطقه مصر 3/16 درصد،‌ آذربایجان 9/12 درصد و عربستان 7/10 درصد بهبود یافته‌اند. پنجاهمین کشور در فهرست بهبودی‌ها آلبانی با 3/8 درصد است و البته ایران با 5 درصد بهبود نتوانسته است در بین این 50 کشور نخست جای گیرد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
يکشنبه 7/8/1391 - 11:12
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
دروغ جدید بی‌بی‌سی درباره پارازیت
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران مهمترین عناوین خبری صفحه اول خود را به مسائلی همچون ازدواج؛ چقدر زود دیر می‌شود،انتخابات88 و92 دراظهارات معاون اول دولت اصلاحات،گامی بلند برای شكست تحریم‌ها،هولوكاست علیه مسلمانان میانمار جایز است!،دروغ جدید بی‌بی‌سی درباره پارازیت،اصلاح طلبیم نه راحت طلب!،كشف حجاب در شوهای زیرزمینی لباس،غلات دربرابر نفت و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

دروغ جدید بی‌بی‌سی درباره پارازیت

‌ماه گذشته، شبکه بی‌بی‌سی فارسی با یکی از شرکت‌های فروشنده تجهیزات پارازیت در چین مکاتبه‌ای انجام داد و به نقل از کارشناسان این شرکت چینی مدعی شد پارازیت‌ها برای سلامتی انسان مضر است اما بار دیگر سیاست‌های دروغ‌پراکنی شبکه سلطنتی برملا شد. با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری، عوامل مطبوعاتی و رسانه‌های وابسته به اپوزیسیون خارج‌نشین دست به کار شدند تا فتنه‌ای دیگر را برپا کنند. در این میان بی‌بی‌سی‌فارسی هم بحث پارازیت‌ها را پیش گرفت و با تهیه گزارشی سعی كرد این امر را القا کند که پارازیت‌ها برای انسان مضر است.

در این گزارش، شبکه سلطنتی انگلیس با یکی از شرکت‌های فروشنده تجهیزات پارازیت در چین ارتباط برقرار کرده و به نقل از کارشناسان این شرکت چینی مدعی شد پارازیت‌ها برای سلامتی انسان مضر است. بی‌بی‌سی البته پاسخ این شرکت را بدون هیچ سندی منتشر کرد بر همین اساس بود كه باشگاه خبرنگاران، پس از انجام تحقیقات، همان شرکت چینی که با شبکه بی‌بی‌سی فارسی مکاتبه کرده بود را پیدا کرده و با آن مکاتبه کرد. در ایمیلی كه به شرکت چینی

wondelrland Technology Co. ltd ارسال شد از مسؤولان این شرکت درباره تاثیرات منفی پارازیت‌های ماهواره‌ای روی سلامتی انسان سوالاتی پرسیده شد.

کارشناس مربوط در پاسخ چنین بیان کرد:پارازیت‌های ماهواره‌ای آسیبی به انسان نمی‌رساند زیرا قدرت خروجی آن حداکثر 20 وات بوده و 30 متر بالای ساختمان‌های مسکونی قرار می‌گیرد بنابراین جایی برای نگرانی نیست.

جام جم

باران و آب‌گرفتگی دربسیاری از شهرهای كشور
ازدواج؛ چقدر زود دیر می‌شود
لغو سفر هیات پارلمان اتحادیه اروپا به ایران
بازگشت شیر ایرانی از هند

كیهان

نگرانی از سقوط دربار آل سعود؛ملك عبدالله دستور سركوب داد
احتكار و گرانفروشی بیشترین تخلف واحدهای صنفی
آمریكا ناظران بین‌المللی انتخابات را به كشور راه نداد
سود 160 میلیارد تومانی 6 وارد كننده خودرو با ارز دولتی

خراسان

مراسم تشییع پیکر 7 خلبان شهید در ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش برگزار شد
طرح مجلس برای کاهش نرخ ارز
۵ماه گذشت؛ بودجه ۱۰۰۰میلیارد تومانی دولت برای بهسازی اطراف حرم نرسید
انتخابات88 و92 دراظهارات معاون اول دولت اصلاحات

جمهوری اسلامی

ساخت 24 سد جدید تا پایان امسال به پایان می رسد
وزارت صنعت و بورس كالا هر دو در گرانی‌ها مقصرند
واردات بیش از اندازه محصولات كشاورزی ممنوع شد
كیفرخواست تعدادی از اخلالگجران بازار ارز به زودی صادر می‌شود

ابرار

احمدى نژاد: بمب اتم را جمع كنید و پولش را به فقرا بدهید!
مراسم تشییع ۷ خلبان شهید نیروى هوایى ارتش برگزار شد
گلپایگانى: فرمانده معظم كل قوا اراده فرمایند دفاع مقدس تكرار خواهد شد
آماده شدن برخى نیروگاه هاى هسته اى آمریكادر برابر طوفان سندى

رسالت

گامی بلند برای شكست تحریم‌ها
سید مرتضی نبوی:مرجع حل اختلاف شورای نگهبان است
درآمد 160 میلیاردی شش وارد كننده خودرو با سوء استفاده از ارز دولتی
اژه‌ای:باانك مركزی برای پیشگیری از فساد بانكی اقدامات خوبی انجام داده است

سیاست روز

تكلیف امروز مسئولان همدلی و همراهی است
وداع با خلبانان تیز پرواز
هولوكاست علیه مسلمانان میانمار جایز است!
گرانی یا گران‌فروشی كدام مقصرند؟

تهران امروز

نگاه دولتمردان به دلایل‌گرانی و ریشه مشكلات اقتصادی
نخستین كیفرخواست علیه متهمان ارزی
مد و لباس زیر ذره بین كارشناسان
استیضاح‌ها چگونه ناكام می‌ماند؟

وطن امروز

نقض مكرر آتش‌بس در سوریه
كشتار نظام‌یافته مسلمانان میانمار ادامه دارد
پایان پرونده سانتریفیوژهای آلوده‌
دروغ جدید بی‌بی‌سی درباره پارازیت

آفرینش

اعلام آغاز ثبت‌نام آزمون دکتری
پیشنهاد احمدی‌نژاد برای جمع‌ آوری بمب‌های اتم و صرف پول آن برای مردم
آغاز تکمیل ظرفیت آزمون سراسری 91 از فردا
اژه‌ای:مسولان موضوعات را درچارچوب قانون مطرح كنند تا آرامش مردم برهم نخورد

حمایت

لغو سفر هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا به تهران
سخنگوی قوه قضاییه تاکید کرد:پرهیز از بزرگ نمایی اختلافات
افزایش 4 برابری طلاق در 15 سال گذشته
تاکید روسیه بر از سرگیری مذاکرات هسته‌ای

جوان

پرچم بی اعتنایی به تحریم‌ها در قله 31 هزار واحد نصب شد
آتش تروریست‌ها به جان آتش بس سوریه
كشف حجاب در شوهای زیرزمینی لباس
حضور 2 هزار رسانه در آوردگاه مطبوعاتی

ملت ما

اما و اگرهای لغو یك سفر پارلمانی
متوسط هزینه خانوارهای شهری یك میلیون و 106 هزار تومان
محسن رضایی:زمان تسویه حساب‌های شخصی نیست
سخنگوی قوه قضاییه:اخلال در بازار ارز كاتر یك نفر نیست

ابتكار

كاندیدای كمتر موفقیت بیشتر
اصلاح طلبیم نه راحت طلب!
سفر هیئت پارلمانی اروپا به ایران لغو شد
گلایه‌های ناصر تقوایی از تلویزیون و سینما

آرمان

اكبر تركان:گفتگو با دنیا
سفر هیات پارلمانی اروپا به تهران لغو شد
پور محمدی:بر کار مردم گره نزنیم
علی لاریجانی: می‌خواستم آتش سال ۸۸ را با کمترین هزینه خاموش کنم

مغرب

ستوده و پناهی دلیل مناقشه پارلمانی
خطر جانی در كمین رهگذران صدر
دو قرن و نیم آرامش پس از طوفان
مسئولان تنظیم بازار به خانه برگردند

آفتاب یزد

سرانجام طرح سوال از احمدی نژاد
پیش نیاز حضور حداكثری اصلاح طلبان در انتخابات
زلزله چند ریشتری در كمین زوج‌ها
رئیس مجلس:برخی دز صحنه سیاسی چترباز هستند

تفاهم

افزایش بلیت هواپیما تخلف است
كارنامه بورس در اقتصاد قابل قبول است
طرح مجلس برای ارزان كردن نرخ ارز
تجلیل رئیس جمهور از برگزیدگان جشنواره بین‌المللی فارابی

دنیای اقتصاد

عبور بورس از ارتفاع 31 هزار
مردی كه باید چین را تغییر دهد
سه دهه با روند نقدینگی و تورم
گام جدید محدودسازی واردات 

جهان صنعت

گرانی روغن و برنج هم به بورس كالا ربط دارد
محسنی اژه‌ای:مشكلات بازار ارز علت واحد ندارد
غلات دربرابر نفت
شكست آتش بس سوریه در روز نخست

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
يکشنبه 7/8/1391 - 11:11
baharrrrr88 ( تعداد مطالب : 38737 ) ( تعداد نظرات : 5242 )
سئوال از رئیس جمهور منتفی شد
طرح سوال از رئیس‌جمهور به دلیل انصراف برخی از نمایندگان از دستور كار خارج شده است.

خبرگزاری آریا: دو تن از نمایندگان مجلس در گفتگویی از خارج شدن طرح سئوال از رئیس جمهور از دستور کار مجلس به دلیل انصراف برخی از نمایندگان خبر داده اند.
در این خصوص نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی گفته است: طرح سوال از رئیس‌جمهور به دلیل انصراف برخی از نمایندگان و به حد نصاب نرسیدن امضا نمایندگان از دستور كار مجلس خارج شد.
حجت‌الاسلام احمد سالك نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی تاکید کرده است:‌ علی‌رغم اخبار منتشر شده در برخی از سایت‌های خبری طرح سوال از رئیس جمهور به دلیل به حدنصاب نرسیدن امضای نمایندگان منتفی شده است. این طرح به دلیل انصراف برخی از نمایندگان از دستور كار مجلس خارج شد.
در همین حال  سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس نهم نیز گفت: طرح سئوال از رئیس جمهور با انصراف و تقلیل یافتن امضا کنندگان منتفی است.
عضو هیئت رئیسه کمیسیون اصل 90 نیز یادآور شد: تعداد امضاها نیز به کمتر از 61 نفر رسیده که این موضوع خود به خود منتفی شده و دیگر امکان طرح سئوال از رئیس جمهور وجود ندارد.
مصطفی افضلی‌فرد  اظهار داشت: با توجه به دیداری که اعضای فراکسیون اصولگرایان با رئیس جمهور داشتند اکثر موارد مطرح شده در طرح سئوال از رئیس‌جمهور تشریح شد و رئیس‌جمهور بسیاری از این ضعف‌ها و اشتباهات را نیز قبول کرده و نسبت به جبران و اصلاح آنها قول مساعد داد.
وی افزود: با توجه به نیاز جامعه به آرامش و تنش‌زدایی فعلاً بنا بر این است که طرح سئوال از رئیس‌جمهور وصول نشود.
عضو هیئت رئیسه کمیسیون اصل 90 یادآور شد: تعداد امضاها نیز به کمتر از 61 نفر رسیده که این موضوع خود به خود منتفی شده و دیگر امکان طرح سئوال از رئیس جمهور وجود ندارد.




گردآوری: گروه خبر سیمرغ


زمان آخرین مطلب این کاربر: 2046روز قبل
شنبه 6/8/1391 - 12:18
میثم ومپایر ( تعداد مطالب : 5258 ) ( تعداد نظرات : 1199 )

حقیقتا این پیش بینی نیست و خبر است.

از همین الان پیروزی آقای اوباما در اجرای تئاتری که با حضور آقای رامنی برگزار می کند را به خودش و دوستانش تبریک می گویم .

من به ایشان پیروزی در اجرای تئاتر را تبریک می گویم نه پیروزی در انتخابات در نتیجه ی اجرای تئاتر را.

آنچه که در جریان است بزرگتر از آن است که انتخابات آمریکا از آن بیرون بماند.

من روی این پیش بینی ام تا ثانیه ی آخر هستم و می نویسم تا همه ببینند.آمریکا هم بخاطر یک وبلاگ نویس حزب اللهی بازی اش را عوض نخواهد کرد. ضرر و فایده باید به هم بیایند.

وقتی یک رقیب اینقدر "شوت" معرفی می شود که حتی در سخنرانی اش ، سوریه را تنها راه دسترسی ایران به دریا معرفی می کند و شش بار بر این امر تاکید می کند، می گوید ایران هیچ همراه دیگری در جهان عرب ندارد ( عراق، لبنان، سودان و...) اگر صحنه واقعی می بود، نه تنها باید این حرف او را ناشی از یک "گاف" بزرگ ، بلکه نا آگاهی واقعی او ، بلکه ناآگاهی کامل اطرافیان او ، حتی از واکنشهای رسانه ای، تلقی می کردیم :

ROMNEY: Syria is Iran"s only ally in the Arab world. It"s their route to the sea. It"s the route for them to arm Hezbollah in Lebanon, which threatens, of course, our ally, Israel. And so seeing Syria remove Assad is a very high priority for us. Number two, seeing a -- a replacement government being responsible people is critical for us. And finally, we don"t want to have military involvement there. We don"t want to get drawn into a military conflict.


Read more here: http://www.mcclatchydc.com/2012/10/22/172264/full-transcript-of-the-presidential.html#storylink=cpy

خب ،

چنین تلقی ای ، کارتونی نیست ؟

:))

آقای اوباما ،

این کف خوانی است ،

رمـــالی است ،

چه می دانم غیب خواندن است ،

شاید هم ما رئیس جمهور آمریکا را تعیین می کنیم ، :))

چه می دانم

بهرحال هرچه خواستید ادعا کنید :)

من از همین الان ، لو رفتن تئاترتان و اعلام مسئولیت مجدد شما در صندلی رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا را تسلیت می گویم .

از همین الان .

 رامنی جان شماهم بیشین عموجان صندلیت یخ می کنه

بابا این گافه نه گافای رامنی . گاف اوباما گافه نه گاف رامنی :))

کاش لا اقل نمی گفتید گاردین هم داستان را بزرگنمایی کند !

پاسداران

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2396روز قبل
پنج شنبه 4/8/1391 - 16:39
Spider35 ( تعداد مطالب : 15 ) ( تعداد نظرات : 12 )
زمان آخرین مطلب این کاربر: 2755روز قبل
پنج شنبه 4/8/1391 - 13:48
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
كاش پاسخ نمی‌دادید
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «دشمن به كدام نقطه خیره شده‌؟!»،«چارچوبی برای نظام جامع انتخاباتی»،«كاش پاسخ نمی‌دادید»،«چالشهای انتخابات افغانستان»،«انتخابات ریاست جمهوری از دیدگاه قانون اساسی»،«ارز، هیجان، اخلال اقتصادی»،«لزوم توقف مسابقه تورم و نرخ ارز»،«ضرورت ایجاد شبکه مویرگی در اقتصاد مقاومتی» و... كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

كیهان:دشمن به كدام نقطه خیره شده‌؟!

«دشمن به كدام نقطه خیره شده‌؟!»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم حسام الدین برومند است كه در آن می‌خوانید؛ماه هاست سرخط رسانه های غربی پیرامون جمهوری اسلامی بر اقتصاد ایران متمركز شده است.

به طور مشخص در تمامی این ماه ها، «تحریم های اقتصادی» با پروپاگاندای رسانه ای، ترجیع بند هر تصمیم و تحلیلی درباره ایران اسلامی است.

رصد فضای رسانه ای غرب به وضوح نشان می دهد اولویت اصلی آنها درخصوص ایران، ساپورت رسانه ای تحریم های ضد ایرانی است.

بنابراین طی ماه های گذشته هر بار كه دور تازه ای از تحریم ها بر ضد ایران پیش كشیده شده است؛ بلافاصله در اقدامی هماهنگ و در یك تقسیم كاری، رسانه های غربی تلاش كرده اند ابعاد و مختصاتی از این تحریم ها را تشریح و تبیین نمایند.
موج تلاش ها و تحركات رسانه ای غربی ها علیه ایران با سوژه «تحریم»ها از بهمن ماه سال گذشته اوج گرفته است. برای این كه خط رسانه ای غرب در تمركز معنادار بر تحریم های ضد ایرانی بهتر روشن شود باید جلسه استماع كمیته سنا در بهمن سال 90 را آدرس داد.

در آن جلسه دیوید پترائوس رئیس سازمان سیا- CIA- و جیمز كلاپر رئیس اطلاعات ملی آمریكا صریحا راهبرد واشنگتن در نبرد اقتصادی با ایران را لو می دهند.
هر دو در بخشی از سخنانشان به صورت احصاء شده و خلاصه می گویند؛ 1- مواجهه با ایران باید «اقتصادی» باشد نه «نظامی». 2- دالان این مواجهه باید «تحریم»ها باشد. 3- هدف از «افزایش» و «تشدید» تحریم ها باید فشار بر مردم ایران برای ایجاد یك نارضایتی فراگیر باشد. 4- چشم انداز این تلاش ها باید به تجدیدنظر در محاسبات مسئولان ایران بینجامد و...

اما یك اختلاف غیرقابل انكار نیز در میان سخنان پترائوس و كلاپر به چشم می آید و آن تصریح «كلاپر» است كه تاكید می كند؛ «تحریم ها تاكنون نتوانسته ایران را از ادامه برنامه هسته ای باز دارد.» به عبارت روشن تر، كلاپر معتقد است كه علی رغم افزایش تحریم ها، رفتار ایران تغییر نكرده است. از اینجا به بعد است كه پروژه «تحریم»ها بر ضد ایران در رنگ و لعاب دیگری پیگیری می شود.

هرچند سنت تاریخی غربی ها طی 34 سال گذشته این بوده است كه پروژه تحریم ها علیه ایران با یك پیوست رسانه ای دیگر نیز همراه باشد ولی این بار اولویت اصلی رسانه های غربی بر تحریم ها استوار گردیده است.

از همین روی از اول ژوئیه 2012- 11 تیرماه- تا 15 اكتبر 2012- 24 مهر91- وقتی تحریم های نفتی و بانك مركزی آمریكا و سپس تحریم های یكجانبه اتحادیه اروپا علیه ایران به میان می آید، رسانه های غربی علاوه بر پروپاگاندا و سر و صداهای همیشگی تلاش كرده اند تا با «واژه سازی» و رویكرد به اصطلاح «گفتمانی» یك نبرد تمام عیار اقتصادی را در كارزار عملیات روانی طراحی و تعبیه نمایند.

«تحریم های فلج كننده»، «تحریم های گزنده»، «فروپاشی اقتصاد ایران» و ... از جمله واژگانی است كه در ادبیات رسانه های غربی برای وانمود كردن تأثیرگذاری های بی سابقه تحریم ها بر جمهوری اسلامی پیگیری و رهگیری می شود.

گویا رسانه های غربی تلاش دارند تا به نوعی با عملیات های رسانه ای و جنگ روانی چند لایه ناكامی سیاستمداران و تصمیم گیران را جبران نمایند چرا كه به قول «كلاپر» تحریم جواب نداده است.

برای همین است كه در شرایط كنونی دستوركار رسانه های آمریكایی و غربی پیرامون ایران عملیات انتحاری اقتصادی با واژه تحریم ها است. به عنوان نمونه، نیویورك تایمز طی گزارش های پی درپی در روزهای گذشته تلاش می كند تحریم ها را موفق ارزیابی كرده و چشم انداز اقتصاد ایران را تیره ترسیم نماید و مقارن با این فضا به دروغ گزارش دهد كه تولید روزانه نفت ایران به ضعیف ترین سطح رسیده است. این در حالی است كه روز سه شنبه وزیر نفت ایران به صراحت و مستنداً تأكید كرد كه میزان تولید نفت كشورمان 4 میلیون بشكه در روز است.

یا گزارش لس آنجلس تایمز عجیب نیست كه به كرات و بطور تعمدی از واژه «فروپاشی اقتصادی ایران» استفاده می كند چرا كه به قول «مارك دوبوتیز» مدیر مركز پژوهشی بنیاد دفاع از دموكراسی تغییر رفتار ایران در گرو فروپاشی اقتصادی است.

نكته اینجاست تحقق این به اصطلاح فروپاشی اقتصادی در حالی است كه تحریم های غرب با آن مختصات ادعایی جواب بدهد ولی تاكنون اذعان كرده اند جواب نداده است و تنها امیدوار به اثرگذاری تحریم ها هستند.

همچنانكه در مناظره روز دوشنبه اوباما و رامنی در حوزه سیاست خارجی، وقتی بحث به ایران می رسد، اوباما تنها ادعا می كند كه تحریم ها اثرگذار خواهد بود.
اما واقعیات اقتصادی به گونه ای است كه نشان می دهد بخش اصلی تحریم ها مبتنی بر تحركات رسانه ای و عملیات های روانی است. صندوق بین المللی پول در آخرین ارزیابی خود از وضعیت اقتصادی ایران گزارش می دهد كه علی رغم تحریم ها، ایران در سال 2013 رشد اقتصادی خواهد داشت.

طرفه آنكه استنلی فیشر رئیس بانك مركزی رژیم صهیونیستی در مصاحبه با شبكه تلویزیونی «سی ان بی سی» در واكنش به ادبیات رسانه های غربی مبنی بر فروپاشی اقتصادی ایران اذعان می كند كه؛ «تحریم های اقتصادی بر ضد ایران موجب سقوط نظام اقتصادی این كشور نمی شود.»

البته این نوشته به هیچ عنوان سهم تحریم ها در مشكلات اقتصادی را انكار نمی كند بلكه نكته گفتنی این است كه دشمن در اثرگذاری این تحریم ها برای چشم انداز مورد ادعا به مسائل دیگری دل بسته است. از حجم قابل توجهی از كدها می توان تحلیل یك نشریه آمریكایی را آدرس داد. نیویورك تایمز یك روز پس از آن كه تحریم های به اصطلاح فلج كننده علیه ایران در اول ژوئیه به مرحله اجرا رسید، می نویسد؛- بخوانید اعتراف می كند- «اثر سوءمدیریت اقتصادی بیش از تحریم ها است.»
بنابراین در شرایطی كه خود تحلیلگران و رسانه های غربی علی رغم پروپاگاندای رسانه ای اذعان دارند كه تحریم ها جواب نداده است و فروپاشی نظام اقتصادی ایران با واقعیات و گزاره های علمی منطبق نیست سوال كلیدی این است كه چرا خط آتش دشمن بر اثرگذاری تحریم ها و فروپاشی اقتصادی متمركز است؟

پاسخ پیچیده نیست، این ترفند و دسیسه دشمن به خاطر اثرگذاری و عملیات روانی بر ذهن مسئولان است.

به موازات این ترفند، دشمن زمین بازی را بزرگ تعریف كرده است تا برای اثرگذاری بر ذهن مسئولان، میان آنها شكاف و فاصله بیندازد.

هر چقدر «فاصله»ها بیشتر و «همدلی»ها كمتر شود بی شك تدابیر اقتصادی در مبارزه با تحریم ها كمرنگ تر می شود.

از سوی دیگر؛ نباید تعجب كرد اگر دشمن سرمایه و انرژی خود را مصروف پروژه مشغول سازی مسئولان به پیگیری امور فرعی و حاشیه ای نماید.

خط رسانه ای دشمن در بازتاب بعضی از كنش ها و واكنش های مسئولان به خوبی قابل مشاهده است.

نیازی به علم غیب و پیشگویی نیست تا ناكامی دشمن در پروژه اثرگذاری تحریم ها را در ماه های آینده دید.

اما در این میان آنچه كه نابخشودنی است خط- و نه خطای- جریانی است كه فضا را به سمت تنش ها سوق می دهد. گفتنی های دیگری هست كه درآینده پی خواهیم گرفت.

خراسان:آقایان! دشمن مقابل ما ایستاده

«یادداشت روز»عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم هادی محمدی است كه در آن می‌خوانید؛امام متقیان علی (ع) در بزنگاه جنگ صفین و آن جا که لشکریان حضرت فریب قرآن های سر نیزه را خورده و دچار تفرقه و تشتت شده بودند ، دردمندانه فرمودند اگر آن چنان که لشکریان معاویه در موضع باطل خود متحدند یاران من در موضع حق خویش یک پارچه بودند، پیروزی را در آغوش کشیده بودیم.

و این جملات آن پیر سفرکرده ، خمینی (ره) عزیز است که فرمود "اگر دشمنان درمقابل دین ما بایستند ما در مقابل تمام دنیای آنها خواهیم ایستاد" که ضمن هشدار به دشمنان ، خودی ها را هم انذار می دهد که هدف اصلی آنها از مقابله و فشار بر جمهوری اسلامی چیست؟

رهبر معظم انقلاب هم در سفر اخیر خود به خراسان شمالی ۲ نکته را مد نظر قرار دادند ؛ اول این که دشمنان نظام اسلامی به دروغ مسئله هسته ای را عامل تحریم ها عنوان می کنند چراکه آنها هدف شان اصل نظام و خاموش کردن صدای به حق ملت ایران است و دوم این که در داخل هم به همه به خصوص مسئولان کشور نهیب زدند که همدلی و همکاری را جایگزین تنش و چالش های بی مورد با یکدیگر کنند و دلسوزانه به حل مشکلات واقعی مردم بپردازند.

از سوی دیگر امروز شاهدیم که جبهه باطل تاکنون این گونه در برابر موضع حق طلبانه و عدالت خواهانه ما متحد نبوده است، شاهدیم که تمام دنیای استکبار در مقابل دین و ارزش ها و اصولی که ملت ایران برای حفظ آنها سال ها سختی دیده و خون خود را نثار کرده، ایستاده و به چیزی کمتر از تسلیم راضی نمی شود چراکه "امروز جنگ، جنگ اراده هاست" و می خواهد پیروز قطعی این نبرد لقب گیرد.دیدن این مسائل کار سختی نیست که برخی مدعیان بصیرت هم به درستی نمی بینند، اما ما در داخل چه می کنیم ؟

آن گونه که امام علی(ع) فرمود در موضع حق خود یکی هستیم ؟ آیا در مقابل تمام دنیای آنها همدلیم؟ آیا از تفرقه و تنش های بی فایده دوری می کنیم؟ البته جواب، روشن اما غم انگیز است .

نامه نگاری ها، مصاحبه ها و سخنان تنش زا و ناامید کننده ای که تنها در آتش تفرقه می دمد این روزها برخلاف آنچه عقل فرمان می دهد و بزرگان توصیه می کنند بیشتر شده است مجلس به استیضاح های بی نتیجه نیمه کاره و بی ارتباط به مشکلات امروز می پردازد در حالی که تنها ۱۰ ماه به پایان دولت مانده است ، قوه قضاییه در برخورد اطاله آمیز خود با برخی پرونده ها باب بحث و اظهار نظر های چالش آمیز را در این موارد باز نگه داشته است. در حالی که رسیدگی قاطع و سریع به این پرونده ها می توانست پایانی بر خیلی از حرف و حدیث ها و گاه گرو کشی ها باشد. و از همه اسفناک تر رفتار رییس جمهور محترم است که بعد از آن نشست خبری تنش زا ، بازهم موضوعی فرعی را اصلی کرد و حاضر شد تا بر سر آن جنجال آفرینی جدیدی انجام شود و جواب نامه خیلی محرمانه را در سطح رسانه ها بدهد.

متاسفانه اصرار بر انجام این گونه اقدامات جناب احمدی نژاد و دوستانش نه تنها باعث امیدواری بیشتر دشمنان ملت ایران و همین آقایان، به فشارهای بیشتر و خوشحالی آنها از نتیجه بخش بودن تحریم ها شده است بلکه موجبات ناراحتی مردمی را که قرار است بزرگ ترین پشتیبان نظام ما در گردنه های حساس باشند نیز فراهم کرده است.

مردمی که هر روز با حقوقی ثابت با اخبار ریز و درشت گرانی و معضلات اقتصادی زندگی می کنند و در حقیقت می جنگند ، مردمی که با همه این فشارها در صحنه های دفاع از نظام و انقلاب هرگز کم نگذاشته اند، مردمی که هنوز آن قدر معرفت و دید صحیح دارند که همچون اروپایی ها اعتراض خود را به خیابان نکشانند و پالس های مثبت به دشمن ندهند،مردمی که هنوز دردمندانه و امیدوارانه در سفرهای مسئولان ارشد حکومت غم و غصه و مشکل خود را به جای فریاد در نامه ای سربسته به مسئولان می رسانند، و براساس باورهای عمیق خود به نظام فریاد حمایت شان را به گوش دشمنان می رسانند و خلاصه مردمی که دست و پای شان شایسته بوسیدن توسط سران قوای ما است؛ آیا این زیاده خواهی است اگر بپرسند آقایان! دشمن تمام قد روبه روی ماست، چرا پشت به دشمن ، با خود مقابله می کنید ؟

اگر چه چاره اندیشی برای حل مشکلات اصلی مردم کار سختی است ، پیچیدگی دارد و در شرایط فعلی نیز سخت تر شده است اما حداقل انتظار این است که اگر مسئولان صاحب نفوذ در هر ۳ قوه به ویژه در حوزه دولت که امور معیشت واقتصاد مردم در دست اوست راهکار سریعی برای حل مسائل اقتصادی کشور ارائه نمی دهند یا توانایی علمی یا ... را ندارند، با دعواهای بی مورد و جوسازی های زیان بار دل پردرد مردم را خون نکنند و قدردان صبر و حمایت بی دریغ شان از نظام شان باشند.

وسخن آخر اینکه به نظر می رسد تذکرات مداوم رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه ها و پیام های مردمی که از نارضایتی از این تنش ها حکایت دارد، برای برخی مسئولان ارشد که متاسفانه جایگاه های حساس و رفیعی را نیز در اختیار دارند عادی شده است و چندان تاثیر گذار نیست . شاید اقداماتی قانونی و موثر تر از سوی نهادهای مسئول و ناظر بتواند مانع برخی رفتارهای این چنینی شود اگرچه هنوز کورسوی امیدی وجود دارد که آقایان به خود بیایند و با بصیرتی که لازمه چنین پست های مهمی است دشمن را که تمام قد در مقابل دین مان ایستاده ببینند.

رسالت:چارچوبی برای نظام جامع انتخاباتی

«چارچوبی برای نظام جامع انتخاباتی»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندری است كه در آن می‌خوانید؛تعیین و تنظیم سیاست های کلی انتخابات که قرار است در دستور کار مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گیرد از اهمیت بسزایی در رفع معضلات و مشکلات برگزاری انتخابات و همچنین طراحی چارچوبی کلان برای نظام جامع انتخاباتی برخوردار است. سیاست های کلی به عنوان قواعد تصمیم گیری و قانون گذاری در حوزه انتخابات با رعایت یک سری ملاحظات که مربوط به گذشته است و متغیرهای جدیدی که مربوط به حال و آینده می باشد، می تواند مقدمات ارائه چارچوبی کلان برای نظام جامع انتخاباتی را فراهم کند.در این سلسله مقالات تلاش شده با برشمردن برخی از این ملاحظات و متغیرهای جدید یک چارچوب راهنما برای تنظیم نظام جامع انتخاباتی در ایران که منتهی به تقویت و تثبیت ارزشها و هنجارهای سیاسی مردم‌سالاری دینی می شود، ارائه گردد.

یكی از مهمترین وظایف و ماموریت های مجمع تشخیص مصلحت نظام طبق اصل 110 قانون اساسی ارائه مشاوره به مقام معظم رهبری در تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران است. در اصل 110 قانون اساسی ذیل وظایف و اختیارات مقام رهبری، تعیین‏ سیاست‌های کلی‏ نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ پس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام مطرح شده است.یکی از ماموریت های ششمین دوره مجمع تشخیص مصلحت نظام که در پیوست حکم انتصاب اعضای جدید در  تاریخ 24 اسفند 1390 توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده تعیین "سیاست های کلی نظام در حوزه انتخابات" است.

ضرورت تدوین سیاست های کلی انتخابات ناظر به مسائل و مشکلاتی است که در سه دهه گذشته گریبانگیر قانون انتخابات بوده و باعث شده که این قانون در مجالس مختلف دستخوش تغییرات و اصلاحات فراوانی قرار گیرد به گونه ای که این قانون در 33 سال گذشته بیش از 40 بار مورد بازنگری قرار گرفته است و عمدتا پویشهای حزبی- جناحی و حتی تمایلات و منافع صنفی - سیاسی در این تغییرات و اصلاحات ذی مدخل بوده است.

هر چند حل‏ معضلات‏ نظام‏ که‏ از طرق‏ عادی‏ قابل‏ حل‏ نیست‏، از طریق‏ مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام در زمره وظایف و اختیارات مقام رهبری ذیل اصل 110 قانون اساسی تعریف می شود اما راهکار اجرایی برای حل این مشکلات، توسط مقام معظم رهبری تعیین‏ سیاست‌های کلی‏ انتخابات پس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏ تشخیص داده شده است.(1)

سابقه بحث در خصوص سیاست های کلی انتخابات به نامه حجت الاسلام و المسلمین پور محمدی وزیر کشور وقت در سال 1386 به مقام معظم رهبری بر می گردد. البته وی پیش از این نامه مذاکراتی در این خصوص با آیت الله هاشمی رفسنجانی آغاز کرده بود که ریاست مجمع هر گونه بررسی در موضوع قانون انتخابات را منوط به نظر مقام معظم رهبری می نماید. از این رو حجت الاسلام پو رمحمدی در نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب با ذکر برخی مشکلات و معضلات قانون انتخابات خواستار بازنگری جامع و مانع در این قانون می شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به این نامه در تاریخ 5/ 3/ 1387 مرقوم می فرمایند: پیشنهاد آقای پورمحمدی ایده‌ای است كه لازم است در صحن اصلی مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور خود ایشان مورد بحث و بررسی قرار گیرد و پس از آن مجمع نظر مشورتی خودش را نسبت به این ایده و پیشنهاد ذیل آن به اینجانب ارائه كند تا تصمیم مقتضی گرفته شود.(2) متعاقب این نامه و پاسخ مقام معظم رهبری به حجت الاسلام پورمحمدی، كمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام طی چندین جلسه كارشناسی، موضوع را بررسی و محورهای پیشنهادی طی نامه شماره 6399 /9451 مورخ 5/ 8/ 1387 در دستور كار مجمع قرار می گیرد. مجمع در تاریخ 11/ 8/ 87 پیشنهادهای كمیسیون را تصویب و طی نامه شماره 0101/ 57224 مورخ 26/ 8/87 به استحضار مقام معظم رهبری می رساند.

همزمان با ارائه این گزارش آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز نامه‌ای را خدمت مقام معظم رهبری جهت كسب تكلیف ارسال می نماید كه در این نامه  7 محور به‌عنوان معضلات انتخابات كشور مورد تاكید قرار می گیرد.

معظم له در مورخ 16/ 9/ 87 در پاسخ به نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی مرقوم می نمایند: "ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام با سلام و تحیت: به نظر می‌رسد در صورتی كه سیاست‌های كلی درباره انتخابات مشخص و در آن از نواقص كنونی پیشگیری شود معضلی باقی نخواهد ماند. پس اولی آن است كه فرآیند تنظیم سیاست‌های كلی در آن مجمع محترم آغاز گردد.(3)

فضای حاکم بر دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 و همچنین فتنه پس از آن تعیین سیاست های کلی نظام در خصوص انتخابات را تحت الشعاع خود قرار داده و بررسی این سیاست ها بیش از یک سال به تعویق می افتد. سرانجام در اواخر سال 1388 مجددا بررسی و تدوین سیاست‌های كلی نظام در خصوص انتخابات با اكثریت آرا در مجمع تصویب و در دستور کار جلسات مجمع قرار می گیرد.

یک ماه و نیم بعد در جلسه‌ روز شنبه 21 فروردین 1389مجمع تشخیص مصلحت نظام كه به ریاست آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و با حضور اكثریت اعضاء تشكیل شد، موضوع سیاست‌های كلی انتخابات كه كلیات آن در جلسه‌ قبل به تصویب رسیده بود، پیگیری می شود و پس از بحث و بررسی اعضاء، ماده یك این سیاست‌ها به این شرح تصویب می شود: "تنظیم تاریخ و همزمانی برگزاری انتخابات در كشور به گونه‌ای كه فاصله برگزاری انتخابات حدود دو سال باشد.

 انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شوراهای اسلامی، همچنین انتخابات مجلس شورای اسلامی با انتخابات مجلس خبرگان رهبری به صورت همزمان برگزار می‌گردند. (4)

هم اکنون ادامه بررسی سیاست های کلی انتخابات با توجه به تصریح مقام معظم رهبری در پیوست حکم اعضای دور ششم مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان یک اولویت کاری در دستور کار مجمع قرار گرفته است و به نظر می رسد با توجه به تاکید رهبر معظم انقلاب به زودی مواد دیگری از این سیاست های کلی مورد تصویب قرار گیرد.

برخی از محورهایی که در جریان تعیین سیاست های کلی انتخابات مورد تاکید قرار خواهد گرفت که ناظر به مسائل و مشکلات قانون انتخابات است و در 7 محور نامه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام به مقام معظم رهبری در سال 1387 نیز مورد تاکید قرار گرفته است مواردی نظیر بازنگری در قوانین انتخابات به همراه ثبات نسبی آنها از جمله سن رای دهندگان، تعیین زمان ثابت انتخابات و حل معضلات قانونی آن، ساماندهی و یكسان‌سازی نحوه اجرا و نظارت در تمام انتخابات‌ها، تعیین حدود نظارت و جلوگیری از متغیرهای متفاوت، تعیین تكلیف روشن و كامل و استفاده از روش‌های جدید انتخابات درمحتوا و شكل، ساماندهی وثبات در نظام تشخیص صلاحیت نامزدها و سایر موارد اجرایی انتخابات و نظارت از قبیل نحوه ابطال ونحوه توقف وشمارش آراء با هدف دقت درشمارش و چگونگی اعلام آراء و ... را شامل می شود.

با این تفاسیر به نظر می رسد تاکید رهبرمعظم انقلاب در خصوص رفع مشکلات و مسائل نظام انتخاباتی از طریق تبیین سیاستهای کلی انتخابات ناظر به این مهم باشد که اکتفا به رویکرد حل المسائلی و رفع معضل در این موضوع یک خطای راهبردی است که نمی تواند تمام جوانب و اطراف قواعد قانون گذاری در حوزه انتخابات را بنمایاند. این رویکرد بیش از آنکه ناظر به مسائل حال و آینده باشد معطوف به مشکلات گذشته است.

برای تعیین سیاست های کلی انتخابات که مبنایی برای قانون گذاری در حوزه انتخابات و در نهایت ترسیم هندسه "نظام جامع انتخاباتی" در ایران قرار می گیرد باید به سئوالات عمده ای پاسخ داد که در عین ملاحظه مشکلات گذشته به مسائل پیش رو نظر دارند. پرسش های مهم و به ظاهر ساده ای نظیر اینکه ما از نظام جامع انتخاباتی در ایران چه می خواهیم؟ قرار است خروجی این مکانیسم چه باشد؟ آیا قائل به تقویت احزاب و جامعه مدنی در سایه نظام جامع انتخاباتی هستیم؟ آیا این مکانیسم در مسیر نوسازی نظام سیاسی که یکی از تاکیدات رهبر معظم انقلاب است(5)

منجر به بستر سازی در مسیر نظام پارلمانی می شود و یا تقویت نظام ریاستی؟ آیا کارگزاران نظام سیاسی که از دل این نظام جامع انتخاباتی برای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان و شوراهای اسلامی شهر و روستا گزینش می شوند تجانس لازم با مردم‌سالاری دینی را دارند؟ و پرسشهایی از این دست که تعیین و تنظیم سیاست های کلی نظام در حوزه انتخابات مسبوق به پاسخگویی آنهاست.

در این مجال و مجلا که در چندین شماره از نظرتان خواهد گذشت راقم این سطور بر آن است برخی از ملاحظات عمده و متغیر های مهمی را که در خصوص تعیین سیاست های کلی انتخابات در مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین پاسخ به برخی پرسشهایی که در این خصوص مطرح است را به قدر بضاعت به رشته تحریر درآورند که البته دقت نظر صاحب نظران در این عرصه می تواند بر غنای آن بیفزاید.

پی‌نوشت:
1. نامه مقام معظم رهبری به آیت الله هاشمی رفسنجانی (1387/9/16)
2. به نقل از گزارش روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام (1388/12/01)
http://www.farsnews.com/newstext.phpnn=8812011327
3 .همان
4. نشست خبری محسن رضایی با خبرنگاران (21 /01/ 1389)
http://www.fardanews.com/fa/pages/cid=107609
5 . رهبر معظم انقلاب، 1390/07/24

سیاست روز:كاش پاسخ نمی‌دادید

«كاش پاسخ نمی‌دادید»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است كه در آن می‌خوانید؛این یادداشت را هنگامی نوشته بودم كه نامه آقای آملی لاریجانی در پاسخ به رئیس‌جمهور منتشر نشده بود، اما با كمی تغییرات آن را به چاپ رساندم.

پیش‌بینی می‌شد که پس از انتشار نامه رئیس‌جمهور به رئیس قوه قضاییه که در آن به پاسخ خیلی محرمانه آیت‌الله آملی لاریجانی هم اشاراتی شده بود و از محتوای آن در نامه رئیس‌جمهور به چشم می‌خورد، رئیس قوه قضاییه هم عزم پاسخگویی کند و نامه‌ای در پاسخ به رئیس‌جمهور را مهیا سازد. به گمان نگارنده ای‌كاش پاسخی داده نمی‌شد.

الا ایحال آیت‌الله آملی لاریجانی روز گذشته علاوه بر اینكه در جلسه مسئولان عالی‌قضایی درباره نامه رئیس‌جمهور توضیحاتی ارائه داد، نامه مكتوبی هم درپاسخ به نامه آقای رئیس جمهور منتشر كرد. در این نوشتار ابتدا درخواست وخواهش نگارنده براین بود كه آقای آملی لاریجانی به خاطر شرایط، پاسخ مكتوبی ارائه ندهد.

 همان گونه که ایشان در سخنان خود در جلسه مسئولین قوه قضاییه به آن اشاره کرد «جمله‌ها و کلمات ایشان (رئیس‌جمهور) دستمایه رسانه‌های غربی شده و خوراک خبری رسانه‌‌های ضد انقلاب و دشمنان نظام را مهیا کرده است.» به این موضوع نیز توجه داشته باشد که در چند روز گذشته رسانه‌های دلسوز انقلاب در مقالات و گزارش‌های خود، پاسخ‌ها و تحلیل‌های مناسبی در پاسخ به نامه رئیس‌جمهور محترم منتشر کردند که قطعا از نظر شما به عنوان رئیس قوه قضاییه دور نمانده بود.

جنابعالی به نکته‌ای اشاره کرده‌اید که قطعا همه آنهایی که دغدغه نظام و ایران را دارند، به آن واقفند و آن، سوء استفاده رسانه‌های معاند و معلوم‌الحالی است که مترصد فرصتی هستند تا از پس فضای سیاسی ایجاد شده بهره‌های خود را ببرند و با سیاه‌نمایی و قلب واقعیت در نظام اسلامی به فتنه و تفرقه و انحراف دامن بزنند.

همانطور که در سخنان خود گفته‌اید علیرغم میل باطنی، همین را در دل خود به عنوان گزینه‌ای برای جلوگیری از افزایش تنش‌ها و چالش‌های سیاسی که به خاطر آن موضوع ایجاد شده نگه می‌داشتید و علیرغم میل خود، پاسخی را هم نه به خاطر مصلحت که در باب تقیه و خویشتنداری برای نظام و مردم و ایران اسلامی، پاسخی را تدارک نمی‌دیدید که به صلاح نزدیکتر است. گرچه حضرت امیر مومنان علی(ع) در روایتی فرموده‌اند، «عدالت در مقام بیان وسیع‌ترین عرصه‌ها و در زمان اجرا تنگ‌ترین امور است.» و شما خود به خوبی می‌دانید که هیچ مصلحتی بالاتر از جلوگیری از بدبین شدن مردم به اسلام و نظام اسلامی نمی‌توان یافت.

پس بهترین رفتار، بسنده به همین پاسخ کوتاه و پاسخ ندادن مکتوب ومشروح و مستدل شما بود. اصلا شما به عنوان رئیس قوه قضاییه فضای سیاسی که ایجاد شده را دامی تلقی کنید که قرار است این دام با تور خود دیگر افراد و شخصیت ها رانیز به دام بیندازد تا بتواند فضای كشور را نا امن جلوه دهد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سفر به استان خراسان شمالی و در جمع مردم شیروان فرمودند، «در مدت باقی مانده تا انتخابات و در خود انتخابات، همت همه مسئولان بر حفظ آرامش و اجتناب از جنجالی شدن فضای سیاسی کشور متمرکز باشد. مسئولان قوای سه گانه هم کاملا مراقب باشند تا بدخواهان نتوانند آرامش موجود را که نشانه اقتدار عظیم کشور محسوب می‌شود، برهم بزنند.»

همین توصیه و تاکید رهبر معظم انقلاب کفایت می‌کند تا مسئولان به ویژه سران سه قوه به آن تمکین کنند و به جای نامه‌نگاری و پاسخ‌های تند به یکدیگر سکوت در پیش گیرند. سعه صدر ، صبوری و سکوت برای همه مسئولین، دارویی است که می‌تواند درمان کننده اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور باشد. اما اكنون به‌نظر می‌رسد كه باید منتظر پاسخ دیگری از سوی رئیس‌جمهور باشیم.

آفرینش:قانون "امضای طلایی" به كسی نمی دهد!

«قانون "امضای طلایی" به كسی نمی دهد!»عنوان سرمقاله روزنامهفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است كه در آن می‌خوانید؛کمیسیون شورا ها و سیاست داخلی مجلس شورای اسلامی در حال بررسی طرحی است که بر اساس آن شورای مرکزی انتخابات بر روند انتخابات نظارت خواهد داشت. در این طرح اعضای این شورا و وظایف آن مشخص شده است علاوه بر این بر اساس اصلاحاتی که با این طرح در قانون انتخابات بوجود می آید نقش قوه قضائیه در نظارت بر انتخابات نیز افزایش یافته و مناظرات تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قانون مند می شود و مصادیق تخلفات سایت های خبری مشخص شده است. اما یكی از اصلاحاتی كه درقانون انتخابات قبلی لحاظ شده شرایط كاندیداها برای احراز هویتشان به لحاظ " رجل مذهبی- سیاسی و مدیر ومدبر بودن" می باشد.

لذا دربخشی از بندهای این اصلاحیه برای تشخیص رجل مذهبی بودن كاندیداها چنین آمده است كه:

"شورای مدیریت حوزه علمیه قم رجل مذهبی بودن وی را تایید نمایند" و برای احراز شخصیت سیاسی كاندیداها آمده است كه: "اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی او را به عنوان رجل سیاسی تایید نمایند."

حال بحث اصلی اینجاست كه چگونه ممكن است این قانون دستخوش بازی های سیاسی و خصومت های جناحی و افراطی قرارنگیرد و صلابت یك انتخابات آزاد و مستقل را تضمین كند. فیلتر كردن كاندیداها امری لازم و ضروریست، اما اینكه بخواهیم ورودی و خروجی های فیلترینگ را به دست افراد بدهیم امری منطقی به نظر نمی رسد.

ممكن است یك كاندیدا مقید به اصول نظام جمهوری اسلامی بوده و تمام شرایط برای حضور در انتخابات را تحصیل كرده باشد، اما قطعاً در زمینه هایی هم ضعف خواهد داشت، چه تضمینی وجود دارد كه این ضعف های وی به مذاق برخی اعضای شورای حوزه علمیه خوش نیاید و یا نمایندگان مجلس به دلیل همان ضعف‌ها امضای خود را در تایید آن فرد به كار نگیرند.

درشائبه ای دیگر، باتوجه به تسلط نگاه های حزبی و سیاسی برنوع تصمیم گیری های نمایندگان درچند سال اخیر، شاهد به وجود آمدن گروه های مختلف سیاسی با رویكردهای گوناگون بوده ایم. حال چگونه می توان تصور كرد كه یك كاندیدا از یك حزب یا گروه سیاسی دیگر، نظر مساعد نمایندگان حزب رقیب و مسلط را جلب نماید؟! اما نتیجه این می شود كه كشور متضرر از عدم حضور طیف های مختلف سیاسی خواهد شد و عملاً دیگر این مردم نیستند كه به كاندیداها رأی می دهند!

این نوع نگرش ودادن حق "امضای طلایی" به افراد، زمینه پهن شدن بساط فساد و طمع ورزی های مالی و سیاسی، را فراهم خواهد كرد. این رویه احتمال لابی یك كاندیدا را با توجه به قدرت و بنیه مالی و نفوذ سیاسیش برعلیه دیگر كاندیداها افزایش می دهد و موجب آلوده شدن نمایندگان و فضای سیاسی كشور خواهد شد.

دربند دیگر این اصلاحیه درمورد "مدیر ومدبر" بودن كاندیداها بحث شده و صلاحیت افراد را منوط برداشتن حداقل 8 سال سابقه وزارت یا نماینده مجلس یا همطراز آن از مقامات اجرایی، قضایی ونظامی به شرط آنکه "اکثریت نمایندگان فعلی مجلس" او را به عنوان مدیر و مدبر تایید نمایند.

بیان چند مورد از ضعف ها و معضلاتی كه ممكن است با تصویب این بندها از اصلاحیه جدید قانون انتخابات برای آینده كشور پیش آید، همه هشدارهایی نسبت به ارجح دانستن افراد و امضایشان از قوانین مدون كشور می باشد. دادن "امضای طلایی" به افراد باعث تفاسیرشخصی از قانون و دخیل كردن سلایق سیاسی و منافع مالی در تصمیم گیری ها خواهد شد و این آفتی برای انتخابات آزاد و مستقل خواهد بود.

حمایت:چالشهای انتخابات افغانستان

«چالشهای انتخابات افغانستان»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است كه در آن می‌خوانید؛افغانستان در شرایطی یازدهمین سال اشغال خود را سپری می‌کند که همچنان بحران‌های امنیتی اولین مولفه آن را تشکیل می‌دهد. به رغم تحرکات گسترده دولتمردان این کشور برای پایان ناامنی‌ها، عملکردهای طالبان و اشغالگران همچنان این کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده که نتیجه آن نیز تشدید انفجارهای خونین و کشتار غیرنظامیان می‌باشد.

در کنار چالشهای امنیتی و اقتصادی نکته تاثیرگذار بر روند تحولات افغانستان چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 2014 می‌باشد.این انتخابات در دو حوزه دارای اهمیت است. اولا در حوزه داخلی افغانستان رقابت میان جریان‌های سیاسی برای کسب قدرت شدت گرفته است.

برخی گمانه‌زنی‌ها از حضور دوباره کرزای رئیس‌جمهور افغانستان در انتخابات حکایت دارد در حالی که وی این امر را رد کرده و تاکید دارد که دیگر نامزد انتخابات نمی‌شود. عدم حضور کرزای خود عاملی برای فعال‌تر شدن گروه‌ها و قبایل برای حضور در سمت ریاست جمهوری شده است. این سناریو وجود دارد که طالبان با معرفی نامزد انتخاباتی به دنبال بازگشت به قدرت باشند.ثانیا محور مهم انتخاباتی افغانستان نگاه کشورهای خارجی است. غرب و ناتو تلاش دارند تا از قبل انتخابات افغانستان اهداف خاصی را اجرایی سازند. نخست آنکه آنها برآنند تا دولتی در راس قدرت قرار گیرد که مجری طرح‌های آنها باشد.

حضور نمایندگان جهادی و متمایل به استقلال افغانستان، مسلما در چارچوب دیدگاهی غرب نمی‌باشند و آنها به دنبال حذف این گزینه‌ها می‌باشند. برخی ناظران سیاسی بر این عقیده‌اند که غرب در صورت ناتوانی در انتخاب فردی مطمئن به تمدید ریاست جمهوری کرزای رای دهد. دوم آنکه غرب سعی دارد تا در لوای انتخابات دو اصل دخالت در امور سیاسی و حضور بلند مدت در افغانستان را اجرایی سازد.

غربی‌ها هر چند ادعای خروج از افغانستان را سر می‌دهند اما در عمل برای ماندن تقلا می‌کنند که نمود آن را در امضای توافقنامه های استراتژیک این كشورها با افغانستان می‌توان مشاهده کرد. اکنون بهانه آنها برای دخالت در امور افغانستان ایجاد زمینه‌‌ها برای اجرای دموکراسی انتخاباتی است. آنها همچنین حضور در افغانستان و کشتار مردم را به بهانه برقراری امنیت برای انتخابات توجیه می‌کنند.

غربی‌ها برآنند تا در ورای تحرکات صورت گرفته اهداف منطقه‌ای خود یعنی اقدام علیه پاکستان و سایر کشورهای منطقه را اجرایی سازند. به هر تقدیر می‌توان گفت که انتخابات افغانستان مجموعه‌ای از تحولات داخلی و مداخلات خارجی را در برگرفته است که می‌تواند بر آینده این کشور تاثیراتی بسیاری داشته باشد.

آرمان:انتخابات ریاست جمهوری از دیدگاه قانون اساسی

«انتخابات ریاست جمهوری از دیدگاه قانون اساسی»عنوان یادداشت روز روزنامه آرمان به قلم ابوالحسن افشاری است كه در آن می‌خوانید؛برخی از صاحب نظران معتقدند اجرای انتخابات ریاست جمهوری توسط مرجع دیگری غیر از دولت مغایر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و حال آنكه این ادعا به جهات زیر قابل دفاع نیست زیرا:1- همانطور كه برگزاری انتخابات و ایجاد رقابت عادلانه به منظور اداره مطلوب امور كشور اعم از داخلی و خارجی به عنوان یك اصل پذیرفته شده مورد توافق كلیه گروه‌های موجود در جامعه است، تعیین و معرفی مجری شایسته و بی‌طرف در برگزاری انتخابات نیز خواسته‌ای منطقی و معقول است كه اجابت آن از سوی مسئولان و صاحب نظران ذیربط كشور موجب خشنودی است و با استقبال عمومی مواجه می‌شود.

2- منظور از برگزاری انتخابات توسط دولت یا قوه مجریه تأمین امنیت و امكانات لازم به منظور حفاظت از آراء مردم است. در تحقق عادلانه این مطلب انتظار آن است كه رئیس دولت برگزار كننده انتخابات هر چند با حسن نیت باشد به عنوان یك رقیب و كاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری مطرح نباشد در غیر این صورت بروزمسائل قابل تصور می‌شود كه این مطلب با بند 14 از اصل سوم قانون اساسی مبنی بر «تأمین حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد و ایجاد امنیت عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون» همخوانی ندارد و همچنین با اصول فصل سوم از قانون مذكور در تأمین حقوق ملت همسو نیست.3- در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هیچ اصلی وجود ندارد كه به موجب آن برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به طور مستقیم به دولت یا یكی از قوای سه گانه محول شده باشد از طرفی پیام قانون اساسی در اصل 131 قانون مذكور مؤید این امر است كه حضور نمایندگان قوای سه گانه در برگزاری انتخابات اجرای دقیق و عادلانه این انتخابات را تضمین می‌كند. لذا مطرح نمودن این ادعا كه اجرای انتخابات ریاست جمهوری توسط مرجع دیگری غیر از دولت، مغایر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است منطقی نبوده و قابل دفاع نیست.

4- در جمهوری اسلامی ایران میزان رأی مردم است و این قول امام (ره) از قول مورد اشاره در قرآن ناشی می‌شود كه می‌فرماید: «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئك الذین هدئهم الله و اولئك هم اولوالالبب 18-460»: بندگانی كه چون سخن حق بشوند نیكوتر آن را عمل می‌كنند، آنان هستند كه خداوند آنها را به لطف خاص خود هدایت فرموده و آنها به حقیقت خردمندان عالمند. 5- طبق اصل 56 قانون اساسی «حاكمیت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداست و خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعی خوش حاكم ساخته است و هیچ‌كس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب كند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.» در حال حاضر با توجه به رقابت انتخاباتی موجود بین كاندیداهای ریاست جمهوری، اجرای امر انتخابات توسط دولت كه خود گاه یك رقیب انتخاباتی است که با اهداف و روح قانون اساسی تطابق صددرصدی ندارد.بنابراین مجری انتخابات ریاست جمهوری باید مرجعی کاملا عادل و امانتدار باشد تا بتواند به اصل 56 قانون اساسی به نحوی مطلوب‌تری عمل نماید زیرا عدم رعایت این اصل از قانون مذكور آثاری دارد.

ابتكار: ارز، هیجان، اخلال اقتصادی

«ارز، هیجان، اخلال اقتصادی»عنوان یادداشت روز روزنامه ابتكار به قلم حمید كارگر است كه در آن می خوانید؛چند وقتی است که اگر در پایتخت گذارت به خیابان فردوسی بیفتد، حول و حوش سفارت انگلیس و کمی پایین تر از آن، حضور پرتعداد کسانی را می‌بینی که ناخواسته کنجکاوت می‌کنند که چه خبر است و این آدمیان از چه در هم می‌لولند و چه می‌جویند؟!

این جوانان و میانسالان در حال داد و ستد هستند اما آنچه معامله می‌کنند نه کالا که ارز است. معامله ارز در فضایی هیجانی و سرشار از ریسک که دیگران را نیز ترغیب و تشویق می‌کند تا وارد این داد و ستد شوند و هر کس به قدر بضاعت خود سهمی در این بازار مکاره داشته باشد.برخی مسافرند یا دانشجو و برای تامین ارز مورد نیاز خود آمده اند اما بسیارند کسانی که نگران کاهش دارایی ریالی خود هستند و یا در پی کسب سودی با حداقل سرمایه راهی این بازار شده اند و در برابر صرافی‌ها صف می‌بندند.

تاثیرپذیری این گروه پرشمار را از هیجانات روانی در فضای اقتصادی و اجتماعی جامعه بسیار دیده ایم. هیجانی که هر ازگاهی با تبی تند می‌آید و هر بار کالایی را هدف می‌گیرد و پس از مدتی فروکش می‌کند. یک بازی تکراری و آشنا برای خانوارهای ایرانی.

یک بار پودر رختشویی سوگلی می‌شود و باری دیگر لبنیات فخر می‌فروشد و روی پنهان می‌کند. یک بار روغن مستوری پیشه می‌کند و باری دیگر رب گوجه فرنگی با سرخی اش ناز می‌کند و کناره می‌گیرد. یک بار داشتن و خوردن مرغ استعاره ای از دارایی و توانگری می‌شود و باری دیگر رسیدن به شیر با نرخ دولتی مردم را به صف می‌کند. و افکار عمومی هر بار اسیر این بازی تکراری می‌شود و با خرید بیش از نیاز خود و با دامن زدن به اخبار کمیابی‌ها و نایابی‌ها و گرانی ها، بازار فخرفروشی این کالاها را گرم تر می‌کند و البته بر مردم حرجی نیست و این واکنش در فضای مبهم اقتصاد و در حوزه معیشت جامعه دور از ذهن نخواهد بود.

اندیشمندان گستره ارتباطات، دو بال”اهمیت” و”ابهام” را برای بال گشودن و پرواز کردن کلاغ‌های”شایعه” لازم دانسته اند و در حوزه‌های اقتصادی و آنچه با معیشت مردم پیوند خورده است، این دو بال خیلی خوب در کنار هم قرار می‌گیرند. زمانی که افکار عمومی نسبت به اخبار اقتصادی حساس می‌شوند و نسبت به گذران معیشت خود و ارتزاق روزمره احساس ناامنی کرده و تامین مایحتاج زندگی اهمیت می‌یابد، هر ابهامی موجب زایش و تکثیر شایعه می‌شود.

در چنین هنگامه ای اگر خبرهای صریح و روشن در بین نباشد، یا اگر اخبار به صورت گنگ و تحریف شده به افکار عمومی برسد، یا اگر خبرهای متناقض و متضاد در آمد و شد باشند، یا اگر خبرها خارج از فهم افراد عادی باشد و هر کس از ظن خود یارش شود، حدس و گمان‌ها و دل نگرانی‌ها مجال عرضه می‌یابند و شایعه رواج می‌یابد. در نبود آگاهی رسانی همگانی و در حالیکه مجاری رسمی اطلاع رسانی توان یا تمایلی در اقناع افکار عمومی و پاسخگویی به میل دانستن مردم و کنشگران حوزه تولید و تجارت نداشته باشند، کلاغ‌های شایعه از یکی به چهل می‌رسند و کاه‌ها به کوه تبدیل می‌شوند و هیجانات توده مردم، اقتصاد کشور را به چالش می‌کشد.

کم کاری‌ها و یا کژکاری‌های سازمان‌ها و نهادهای موثر در فرایندهای تولیدی و اقتصادی در حوزه آگاهی رسانی و یا ایجاد تنگنا برای ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی، جامعه را پذیرای شایعات می‌کند و شایعه بی نیاز از سند و برهان تکثیر می‌شود و ناامنی و بی ثباتی اقتصادی پدید می‌آورد.

امروز که افکار عمومی نسبت به اخبار اقتصادی –نوسانات نرخ ارز، اثرات احتمالی تحریم ها، بهای طلا، میزان و چگونگی واردات، توانمندی و سرعت نهادهای نظارتی در عرصه اقتصاد و...- حساسند، در نبود یا کمبود اطلاعات صحیح و صریح، شایعات گسترش می‌یابند و آدمیان به طوطیان سخنگویی بدل می‌شوند که مدام تکرار می‌کنند بی آنکه به درستی آنچه را که می‌گویند بدانند و بفهمند. اما این بار تفاوتی در میان است که کار را دشوارتر می‌کند.

اگر در بازی آشنا و تکراری هیجان جامعه برای خرید و انباشتن، به طور معمول”کالا” مدنظر بود، این بار این ولع برای”ارز” شکل گرفته است و دشواری از همین جا رخ نشان می‌دهد.وقتی کالایی در فضای روانی جامعه”نایاب” تلقی می‌شود و مردم به خرید و انباشتن آن کالا در منزل روی می‌آورند، می‌توان چنین پنداشت که تنها جای انبارها تغییر یافته است و کالای مربوطه از انباری بزرگ و دولتی به انبارهایی خرد در خانه‌های شهروندان تغییر مکان داده است. اما وقتی صفت”نایاب” به ارز و طلا تعلق بگیرد، خروج نقدینگی از بانک‌ها به خانه‌ها را در پی خواهد داشت که ساده ترین پیامد آن اخلال در نظم اقتصادی کشور است.

مردم جویای حقیقت هستند و اگر به خبرهای درست و دقیق دست نیابند و یا در گستره ای از ابهام و کم خبری اطمینان و اعتماد خود را به اظهارات رسمی از دست بدهند، پذیرای شایعه می‌شوند و هر چه بر اضطراب و دغدغه شان افزوده شود، حلقه‌های زنجیره شایعه نیز پرشمارتر می‌شوند.برای هماوردی و رویارویی با شایعه باید دست به دامان اطلاع رسانی شفاف و همه جانبه و به هنگام شد.

آگاهی رسانی فراگیر و بی پرده و دور از یکسویه نگری شرط لازم پیشگیری از پرواز کلاغ‌های شایعه است. بر این گمانم که تا شاهد خبررسانی جامع و به هنگام از سوی مجاری رسمی در عرصه‌های اقتصادی نباشیم، همچنان روزی لبنیات و روزی دیگر برنج و روغن و گوشت عشوه می‌فروشند و سراغشان را باید در پستوی فروشگاه‌ها و انبار خانه‌ها گرفت و زیانبارتر از آن جای گرفتن ارز در بالش و رختخواب شهروندان است.

دنیای اقتصاد:لزوم توقف مسابقه تورم و نرخ ارز

«لزوم توقف مسابقه تورم و نرخ ارز»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است كه در آن می‌خوانید؛با ورود تفكر انتشار پول برای غلبه بر رکود به علم اقتصاد، انحراف بزرگی پدید آمد كه تبعات ویرانگری برای بسیاری از اقتصادها به همراه داشت.

با اینکه کشورهای صنعتی از دهه 1980 به بعد و با وقوف به عوارض ویرانگر آن از شدت انتشار پول کاستند، اما نتوانستند به طور کامل خود را از شر آموزه فوق رها كنند؛ به طوری که در بحران بزرگ اقتصادی که از سال 2007 آغاز شد یک بار دیگر چوب این روش به اصطلاح علمی را خوردند و از آنجا که با روش استقرایی به تحلیل موضوع می پردازند، سخت است که بتوانند مسیر خود را اصلاح کرده و از شراین آموزه‌های مخرب خلاص شوند؛ زیرا روش استقرا تنها درون یک فضای فکری (مثلا جریان اصلی علم اقتصاد) قابل کاربرد است، نه برای مقایسه دو فضای فکری متفاوت.

اما در کشور ما که هنوز تفکرات اقتصادی حاکم بر کشورهای صنعتی قبل از دهه 1980 جاری است، موضوع انتشار پول به صورت پر‌رنگ‌تر وجود دارد. به همین دلیل، موضوع تورم به یک معضل لاینحل تبدیل شده است. طرفه اینجاست که عوارض ناشی از تورم همیشه مورد بحث محافل کارشناسی قرار می‌گیرد، اما کمتر دیده می‌شود کسی به علت‌العلل مصایب این کشور؛ یعنی انتشار بیش از حد پول توجه کند.

یکی از عوارض مورد اشاره، مساله اصلاح نرخ ارز است که همیشه مورد خواست کارشناسان بوده و تقریبا تا قبل از افزایش اخیر نرخ ارز اکثر صاحبنظران اقتصادی از پایین بودن نرخ آن شکایت داشته و به عوارض ناگوار آن اشاره می‌کردند که شاید مهم‌ترین آن همان بیماری هلندی است.

حال سوال این است که آیا با افزایش شدید نرخ ارز موضوع مزبور یک مساله تمام شده تلقی می‌شود یا دوباره بعد از چند سال باید مجددا نهضت اصلاح نرخ ارز در این کشور ایجاد شود. آیا وقت آن نرسیده یک بار برای همیشه اقتصاد کشور از شر این دیو هفت سر، خلاص شده و ارزش پول کشور آنقدر با ثبات شود که تولید‌کنندگان برای سود‌های یکی دو درصد حاضر به سرمایه‌گذاری شوند.

تا کی باید اشتباهات پولی بزرگ‌ترین مانع پیشرفت اقتصادی کشور باشد. در هر صورت اعتیاد به انتشار پول مانند هر اعتیاد دیگری قابل درمان است، اگرچه در ابتدا کمی سخت می‌باشد. ضمن آنکه پاک زندگی کردن بهایی دارد که با پرداخت آن درهای شکوفایی اقتصادی این کشور گشوده خواهد شد، بهایی که گریزی از پرداخت آن نیست.

گسترش صنعت:ضرورت ایجاد شبکه مویرگی در اقتصاد مقاومتی

«ضرورت ایجاد شبکه مویرگی در اقتصاد مقاومتی» به قلم محمد حسین روشنک است كه در آن می‌خوانید؛ارز حاصل از صادرات در سال‌های گذشته صرف واردات مواد اولیه مورد نیاز شده و به‌صورت کالا دوباره صادر شده است، چراکه صادرکننده مکان و همچنین انگیزه‌ای برای نگهداری ارز حاصل از صادرات در خارج از کشور ندارد.

در این میان صادرکنندگان باید سعی کنند، این ارز را تبدیل به شبکه‌ای کنند که در مسیرهایی کارایی داشته باشد. به نظر می‌رسد این روزها ایجاد شبکه‌ای مویرگی با هدف برقراری اتصال غیررسمی بین صادرات و واردات در اقتصاد مقاومتی ضروری به نظر می‌رسد، چرا‌که با ایجاد این شبکه، صادرکننده ارز حاصل از صادرات را صرف واردات مواد اولیه مورد نیاز کشور می‌کند، که این امر در نهایت باعث توسعه اقتصادی خواهد شد. صادرکنندگان به عنوان دارندگان ارز با میزان بالا در شرایط فعلی، باید ارز حاصل از صادرات خود را در سیستم مویرگی اقتصاد بخش خصوصی وارد کنند تا این میزان ارز همانند سال‌های گذشته توسط واردکنندگان به کالا تبدیل و وارد کشور شود‌.

صادرکنندگان باید در چنین شرایطی هرگونه ابهام درخصوص هزینه‌ ارز حاصل از صادرات را برطرف کنند و به همگان ثابت کنند که هیچ ارز حاصل از صادراتی از سیستم چرخه اقتصادی کشور خارج نمی‌شود و لازم است مکانیزمی تعیین شود تا صادرکننده با استفاده از اظهارنامه صادراتی، ارز خود را در اختیار واردکننده قرار دهد. همان‌گونه که بارها به آن اشاره شده است، جلوگیری از هرگونه مصرف‌زدگی و کاهش هزینه تولید کشور به کاهش واردات و افزایش صادرات و برابر کردن آنها با یکدیگر کمک خواهد کرد اما در این میان لازم است دولت هزینه‌های تحمیل‌شده بر تولید را کاهش دهد، در این صورت ضمن کاهش هزینه تولید، قدرت رقابت تولیدکنندگان در برابر دیگر کشورها افزایش خواهد یافت که این امر به افزایش صادرات منجر خواهد شد.


زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
پنج شنبه 4/8/1391 - 12:3
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
جام جم آنلاین: میت رامنی، کاندیدای جمهوری‌خواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به اشتباهات فاحش و گاف‌های عجیب و غریبش، به ویژه در حوزه سیاست خارجی مشهور است؛ اما هنگامی که وی برای ششمین بار یک گاف را درباره ایران تکرار کرد، برخی به این نتیجه رسیدند که شاید اظهارات وی واقعاً از سر ناآگاهی مطلق باشد!

روزنامه انگلیسی گاردین با اشاره به مناظره باراک اوباما و میت رامنی، به بخشی از اظهارات رامنی اشاره کرده که گفته بود: «سوریه تنها متحد ایران در جهان عرب است. این کشور راه ایران به سوی دریاست».

این اظهارات که دست‌کم برای ششمین بار از سوی رامنی تکرار می‌شد، شگفتی بسیاری را میان تحلیلگران و همچنین مردم عادی برانگیخته، زیرا تنها با نگاهی به نقشه می‌توان دید که ایران بر یکی از مهمترین آبراهه‌های جهان تسلط دارد.

با این حال، این روزنامه اشاره می‌کند، این نخستین بار نیست که رامنی چنین گاف بزرگی درباره ایران را تکرار می‌کند و سوریه را مسیر دستیابی ایران به آب‌های آزاد می‌خواند.

 این در حالی است که در ماه مارس، وی دقیقاً همین موضوع را در کنفرانس «آیپک» گفت:«همان گونه که می‌دانید، سوریه تنها متحد عرب ایران در منطقه است. سوریه راهی است که به ایران اجازه می‌دهد به حزب‌الله لبنان کمک بفرستد. سوریه مسیر ایران برای دستیابی به دریاست».

الویت های انتخاباتی اصلاح طلبان

در دیدار سید محمد خاتمی و عبدالله نوری برخی از جزئیات فعالیت های آتی اصلاح طلبان موردتاکید قرار گرفته است.

به گزارش سایت ضد انقلابی جرس، خاتمی و عبدالله نوری در دیدار با یکدیگر در خصوص شرایط سیاسی کشور و فعالیت های آتی اصلاح طلبان به بحث و گفتگو پرداخته اند.

 یکی از اهداف مورد تاکید خاتمی و نوری تعریف فصل مشترک با جریان فرقه سبز بوده و در این دیدار شروط قبلی خاتمی همچون رفع حصر از سران فتنه و آزادی فتنه گران مورد تاکید قرار گرفته است.

همچنین این دو الویت اصلی اصلاح طلبان پرداختن به مسائل اقتصادی و معیشتی ارزیابی کرده اند.

خاتمی و نوری همچنین گفتند: "امروز زمان انفعال و سکوت نیست باید از فرصت های پیش رو ازجمله فضای انتخابات نه با نگاه مشارکت در قدرت بلکه برای توسعه و رشد گفتمان اصلاحات استفاده کرد و سطح آگاهی های جامعه را افزایش داد."

اگر خاتمی رای نمی داد

اسحاق جهانگیری که یکی از وزرای دولت خاتمی و همچنین یکی از گزینه های مطرح شده از سوی اصلاح طلبان برای کاندیداتوری در انتخابات آینده است در مصاحبه با روزنامه آرمان اظهار داشت: هنوز اصلاح‌طلبان می‌توانند نقش تعیین کننده‌ای در سرنوشت کشور داشته باشند . فکر می‌کنم حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات به عنوان یک جریان اصلی کشور می‌تواند در رونق انتخابات خیلی موثر باشد.

وی در خصوص رای دادن خاتمی در انتخابات مجلس نهم: آقای خاتمی به این نتیجه رسید که برود و رای دهد چون اگر نمی‌رفت وضع ما بدتر از وضع موجود بود.

جهانگیری گفت:اگر بگوییم دو جریان اصلی اصلاح‌طلب و اصولگرا در کشور وجود داشته است و جریانی بد عمل کند، به صورت طبیعی گرایش مردم به سمت جریانی خواهد رفت که در مقابل این جریان قرار دارد. این ممکن است یک فرصت برای اصلاح‌طلبان باشد و اصلاح‌طلبان به عنوان یک فرصت به آن نگاه کنند اما شرط اصلی این است که اصلاح‌طلبان برای وضعیت فعلی کشور برنامه داشته باشند.

ناامیدی اروپایی‌ها به آینده

تشدید روز افزون بحران اقتصادی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا، مردم این کشورها را نسبت به اینده این اتحادیه بدبین کرده است.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، 42 درصد از شرکت کنندگان اروپایی در یک نظرسنجی جدید، تأکید کردند که اتحادیه اروپا در آینده ضعیف تر خواهد شد.

در مقابل فقط 29 درصد از پرسش شوندگان وضعیت این اتحادیه را قوی تر پیش بینی کرده و 23 درصد نیز تأکید کردند که وضعیت فعلی همچنان ادامه خواهد یافت؛ شش درصد نیز اظهار بی اطلاعی کردند.

این نظرسنجی که بیانگر ناامیدی اروپایی ها از آینده کشورهای حوزه یورو به دلیل ادامه و گسترش بحران اقتصادی است؛ به روش مصاحبه تلفنی با شش هزار بزرگسال در آلمان، فرانسه، انگلیس، ایتالیا، اسپانیا، و لهستان انجام شده است. 

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
پنج شنبه 4/8/1391 - 12:2
ya mahdi10 ( تعداد مطالب : 42209 ) ( تعداد نظرات : 4513 )
رانندگی به سبک آتاری
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران مهمترین عناوین خبری صفحه اول خود را به مسائلی همچون ورود خرمای چینی به ایران،سیر نزولی قیمت دلار در بازار،رانندگی به سبک آتاری،و اكنون نامه آیت الله به رئیس جمهور،تكذیب افزایش قیمت مسكن مهر،عیدی کارمندان افزایش نمی‌یابد،هاشمی:دعواهای سیاسی برای كشور و نظام سم است،بعد از سلام...،مهار موفق سوداگری ارزی و... كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

خراسان:رانندگی به سبك آتاری

به دلیل نامناسب بودن وضعیت حمل ونقل عمومی در کلان شهرها نظیر کمبود وسایط حمل ونقل عمومی بسیاری از شهروندان برای سفرهای درون شهری خود از خودروهای شخصی استفاده می کنند. طوری که تازه ترین آمار نشان می دهد میلیون ها وسیله نقلیه در شهرهای کشور در حال تردد است.هرچند ظرفیت محدود خیابان ها و نبود پارکینگ عمومی در بسیاری از نقاط کلان شهرها نقش به سزایی در ایجاد گره های کور ترافیکی دارد، اما باید بپذیریم که نداشتن سبک و فرهنگ رانندگی در بسیاری از موارد عامل اصلی ترافیک است.حرکت نکردن بین خطوط، سرعت و سبقت های غیرمجاز، حرکت های مارپیچ، توجه نکردن به علائم راهنمایی و رانندگی، عدم رعایت حق تقدم در تقاطع ها و... از جمله فرهنگ های نادرست رانندگی است که متاسفانه از نظر برخی رانندگان ارزش تلقی شده و اگر راننده ای به قوانین احترام بگذارد و با سرعت مجاز حرکت کند باید بوق های ممتدی که نثارش می شود را به جان بخرد!توجه به فرهنگ صحیح رانندگی و ضرورت تغییر سبک و سیاق برخی از رانندگی های فعلی موضوع گزارشی است که از سلسله گزارش های «سبک زندگی» تهیه شده و در ادامه می خوانید:

مسیر ویژه مخصوص سایر خودروها!!

هرچند در ابتدا ورودی مسیر ویژه یکی از خیابان های شهر تابلویی درج شده که بر اساس آن فقط ورود اتوبوس های سازمان اتوبوس رانی در این مسیر مجاز اعلام شده است اما به غیر از اتوبوس ها، تردد سایر خودروهای شخصی و البته موتورسیکلت ها هم در این مسیر دیده می شود!بخش اعظمی از این مسیر ویژه با نرده های فلزی جدا شده است و بخش های اندکی از آن نیز به وسیله میله های پلاستیکی باتومی. این مسیر در یک تقاطع قطع می شود و فرصت خوبی را ایجاد می کند که با برخی از رانندگان متخلف که از مسیر ویژه اتوبوس ها استفاده کرده اند گفت وگو کنیم. راکب یک موتورسیکلت که خود تا چند لحظه پیش از مسیر ویژه استفاده کرده است(!) می گوید: باید یاد بگیریم که به قوانین راهنمایی و رانندگی احترام بگذاریم، هر روز صبح تا ساعت ۱۰ در این تقاطع افسر پلیس حضور دارد و راننده های متخلف را جریمه می کند ولی وقتی افسر می رود نیز نباید شرایط طوری باشد که راننده ها تخلف کنند، باید این مسائل فرهنگ سازی شود!وی در پاسخ به این سوال که چطور خودتان با علم به این قضایا مرتکب تخلف شده اید نیز می گوید، البته تردد موتورسیکلت لطمه ای به کار نمی زند چون موتور فضای زیادی از مسیر را اشغال نمی کند!

پارک دوبله با فلاشر

در یکی از خیابان های شهر که به دلیل وجود تعداد زیادی از مغازه ها و فروشگاه های متنوع عملاً به یکی از مراکز خرید شهروندان تبدیل شده است خودروهای زیادی را می بینیم که به دلیل نبود جای پارک در حاشیه این خیابان که در هر طرف تنها ۳ لاین برای تردد خودروها دارد به صورت دوبله پارک کرده اند.

یک شهروند با انتقاد از این مسئله می گوید: مشکل پارک دوبل خودروها با فلاشر روشن حل نمی شود و متاسفانه بسیاری از رانندگان بدون توجه به حقوق دیگران خودروهای خود را به صورت دوبله پارک می کنند تا خریدشان را انجام دهند و تنها لطفی که می کنند این است که چراغ های راهنمای خودرو را روشن بگذارند.وی که خود را نیک فرجام معرفی می کند معتقد است حتی جریمه پلیس نیز نمی تواند این مشکل را حل کند چرا که در بسیاری از موارد راننده پشت فرمان خودرو می نشیند و به محض رویت پلیس حرکت می کند!با این حال وی می افزاید: باید با احداث پارکینگ های طبقاتی این فرهنگ را به رانندگان آموزش دهیم که به جای توقف دوبله از پارکینگ استفاده کنند.

بوق های ممتد و الفاظ ناشایست

متاسفانه باید اذعان کرد بوق های ممتد و به کار بردن الفاظ ناشایست بخشی از فرهنگ رانندگی بسیاری از راننده های شهر شده است. این مسئله به ویژه در چهارراه ها و پشت چراغ قرمز دیده می شود. در یک تقاطع بعد از حدود ۳ دقیقه چراغ قرمز تنها برای چند ثانیه چراغ سبز می شود و طبیعی است که تنها خودروهای نزدیک به تقاطع می توانند در این مدت زمان کوتاه از تقاطع عبور کنند و خودروهای دیگر دوباره پشت چراغ قرمز معطل خواهند شد. اما گویا برخی از رانندگان انتظار دارند در این زمان کم تمامی خودروهای مقابل آن ها از تقاطع عبور کنند. بر همین اساس ، محقق نشدن این مسئله را در «سریع نبودن» رانندگان خودروهای جلویی می دانند و با بوق های ممتد و بعضاً به کار بردن الفاظ ناشایست اعتراض خود را نسبت به این مسئله ابراز می کنند.یک راننده با بیان این که تا چندی پیش در بیشتر چراغ قرمزها از تایمر استفاده می شد ولی اکنون بسیاری از آن ها جمع آوری شده است می گوید: استفاده از تایمر خوب است به عنوان مثال وقتی شما می دانید که ۳ دقیقه چراغ قرمز است می توانید خودروها را خاموش کنید و حتی در این فاصله یک تماس تلفنی هم داشته باشید ولی از آن جا که فرهنگ استفاده از تایمر وجود ندارد همان بهتر که آنها را جمع آوری کنند. وی می افزاید: بسیاری از رانندگان وقتی می بینند تنها یکی دو ثانیه به قرمز شدن چراغ مانده است به جای کم کردن سرعت و توقف پشت خط ایست برعکس پایشان را بر پدال گاز فشار می دهند تا پشت چراغ قرمز معطل نشوند، آن سوی چهارراه نیز برخی از رانندگانی که پشت چراغ قرمز هستند در ثانیه های آخر شروع به حرکت می کنند و همین عجله های بی مورد باعث سوانح و تصادف های رانندگی می شود.

رانندگی به سبک آتاری

«تا چند سال پیش که همه اتوبوس های سازمان اتوبوس رانی دولتی بودند، مسافران به دنبال اتوبوس ها می دویدند اماحالا با ورود اتوبوس های بخش خصوصی به ناوگان حمل و نقل عمومی این راننده های اتوبوس هستند که به دنبال مسافرند!» یک شهروند با بیان این مسئله می گوید: متاسفانه برخی از راننده های اتوبوس برای این که بتوانند مسافر بیشتری سوار کنند با سرعت سرسام آوری حرکت می کنند، طوری که هرکسی نداند احساس می کند راننده های اتوبوس در حال برگزاری مسابقه رانندگی هستند.وی سبک رانندگی برخی از شهروندان را به بازی آتاری تشبیه می کند و می افزاید: لایی کشیدن های متوالی، سرعت های غیرمجاز، سبقت های از سمت راست و ... بسیاری از خیابان های شهر را به محیط بازی آتاری شبیه کرده است.

دنده عقب در بزرگراه

در حاشیه یکی از بزرگراه های شهر صف نسبتاً طولانی از خودروها در مقابل یک جایگاه عرضه کننده سوخت CNG کشیده شده است. علاوه بر این که صف این خودروها می تواند مشکلات ترافیکی ایجاد کند حرکت دنده عقب برخی از رانندگان درطول این صف نیز مصداق عینی مثال «قوز بالای قوز» شده است. برخی از افراد برای صرفه جویی در مصرف سوخت به جای این که از دوربرگردان بالایی تغییر مسیر دهند و در انتهای صف CNG توقف کنند، به موازات صف با دنده عقب حرکت می کنند تا به انتهای آن برسند. یک شهروند که در صف CNG معطل است در این باره می گوید: بارها شاهد بوده ام که یک خودرو از سمت راست سبقت می گیرد و با خودرویی که دنده عقب به انتهای صف می رود به شدت تصادف می کند.

به نظر می رسد کتاب قوانین راهنمایی و رانندگی که هنگام اخذ گواهینامه از آن نمره قبولی گرفته ایم را باید دوباره بخوانیم و این بار به آن عمل کنیم .

جام جم

مراجع تقلید:مسئولان اختلافات را كنار بگذارند
سخنگوی كاخ‌سفید: «اوباما» آماده بررسی مذاكره با ایران است
روسیه: جلوی هر قطعنامه‌ای برای حمله به ایران را می‌گیریم
ورود خرمای چینی به ایران

كیهان

وزیر اطلاعات:بازداشت اخلالگران بازار ارز ادامه می‌یباد
سیر نزولی قیمت دلار در بازار
پاسخ یت الله آملی لاریجانی به نامه دوم احمدی نژاد
موافقت دولت سوریه با برقراری آتش بس در روز عید قربان

خراسان

عرفات است این جا، در حوالی ملکوت
لاوروف: غنی سازی ۲۰ درصدی توسط ایران کاملا قانونی است
پاسخ رئیس قوه قضاییه به نامه رئیس جمهور درباره بازدید از زندان اوین
رانندگی به سبک آتاری

جمهوری اسلامی

اخطار شدیداللحن روسیه به تركیه
تجاوز هوایی رژیم صهیونیستی به حریم سودان
بزگشت پیكر مطهر 17 شهید دفاع مقدس به آغوش میهن اسلامی
رئیس قوه قضاییه:رئیس جمهور حق دخالت در امور قوا را ندارد

ابرار

آملى لاریجانى، احمدى نژاد رابه «فهم نادرست از اختیارات قانونى» متهم كرد
لاریجانى:سخنان روز یكشنبه كامران نماینده اصفهان صددرصد خلاف بود
احتمال منتفى شدن طرح سؤال از احمدى نژاد
فرمانده مرزبانى ناجاخبر داد:آمادگى جسمانى و تناسب اندام مرزبانان در دستور كار!

رسالت

حضرات ایات عظام مكارم شیرازی و نوری همدانی:مشكلات مردم و گرانی را حل كنید
چرا ایجاد تنش در كشور حرام است
وزیر اطلاعات:سرویس‌های بیگانه در اخلال بازار ارز نقش داشتند
توافق سوریه با آتش بس در عید قربان

قدس

استدلال‌های آملی لاریجانی برای احمدی نژاد
بانك مركزی نرخ طلا و ارز را تعیین كند

سیاست روز

و اكنون نامه آیت الله به رئیس جمهور
مسكو به هیچ قطعنامه ضد ایرانی تن نمی‌دهد
اولویت‌بندی، نسخه‌ای برای درمان بیماری حاد واردات!
بازار طلاق پر رونق شد؛ ازدواج از سکه افتاد

تهران امروز

پاسخ آیت الله لاریجانی به احمدی نژاد
تذكر دوباره مراجع به مسئولان درباره گرانی
تشریح وضعیت50 بازداشت‌شده ارزی
تكذیب افزایش قیمت مسكن مهر

آفرینش

جزییات آزمون دکتری سال 92 تشریح شد
آیت الله هاشمی رفسنجانی:اختلاف‌افکنی و ایجاد دعواهای سیاسی برای نظام اسلامی سم است
آیت الله لاریجانی:مصلحت نمی‌دانم که اینگونه نامه‌ نگاری‌ها علنی باشد
حذف کنکور 92 در رشته‌محل‌های کم تقاضا

حمایت

پاسخ حقوقی رئیس دستگاه قضا به نامه سیاسی رئیس جمهور
وزیر اطلاعات خبر داد؛نقش‌آفرینی کشورهای منطقه در اخلالگری بازار ارز
مراجع عظام تقلید:برای حل مشکلات اقتصادی مردم اقدام کنید
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی:راه برون رفت از مشکلات، بازگشت از مسیر اشتباه است  

جوان

دعای عرفه امسال را خلبانان شهید به اسمان می‌برند
پاسخ رئیس قوه قضاییه به نامه دوم رئیس جمهور
50 موشك مقاومت فلسطین بر سر صهیونیست‌ها اوار شد
مرگ مرموز مهندس جوان در هوای بارانی

ملت ما

كارنامه دولت در برنامه چهارم توسعه
درخواست‌هایی فراتر از توقف تعطیلی و انتقال
پاسخ آملی لاریجانی به نامه دوم احمدی نژاد
وزیر اطلاعات:بیشترین تحرك اخلالگران ارزی ایجاد فضای روانی بوده است

آرمان

پاسخ قاضی القضات به نامه احمدی نژاد
واكنش مراجع و نمایندگان:مشکلات مردم را حل کنید
عیدی کارمندان افزایش نمی‌یابد
وزیر اطلاعات:در مورد جمشید بسم‌الله صبر کنید

ابتكار

انتقاد تند مراجع تقلید از دولت و مجلس
پاسخ صریح آیت الله آملی لاریجانی به نامه احمدی نژاد
روایت وزیر اطلاعات از اقدامات اخلالگران بازار ارز
هاشمی:دعواهای سیاسی برای كشور و نظام سم است

مغرب

بعد از سلام...
جزئیات تجاوز هوایی رژیم اسرائیل
ایجاد تنش در جامعه حرام است
در بابا مناظره‌های آن آقا

دنیای اقتصاد

مهار موفق سوداگری ارزی
نخستین ارزیابی رسمی منتشر شد؛كارنامه دولت در برنامه چهارم 
«اپل» تسلیم بازار شد؛عبور از خط قرمز «استیو جابز»
رییس قوه‌قضائیه پاسخ داد؛واكنش به نامه رییس‌جمهور 

گسترش صنعت

مشاركت بخش خصوصی در تامین ارز تولید
ردپای سرویس‌های بیگانه در اخلال بازار ارز
لكوموتوی بومی می‌آید
رصد واردات با ارز مرجع از ترخیص تا مصرف

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2838روز قبل
پنج شنبه 4/8/1391 - 12:2
  • تعداد رکورد ها : 4209