گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز
توسط : ya mahdi10
گره‌های سیاسی بر پیکره اقتصاد ایران
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «چه كسی در آن نقطه منتظر بود؟!»،«فرهنگ اعتراف به اشتباه»،«چند نکته درباره یک سفر»،«جنگ احزاب، امتحانی در میانه بدر و خیبر»،«ترکیه و راهزنی هوایی»،«روزهای سخت پادشاه»،«اوباما و پیامدهای نوین بهار عربی در خاورمیانه»،«شعارها و گفتمان‌ها در انتخابات یازدهم»،«گره‌های سیاسی بر پیکره اقتصاد ایران»،«افزایش کارایی با استاندارد»و...كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

كیهان:چه كسی در آن نقطه منتظر بود؟!

«چه كسی در آن نقطه منتظر بود؟!»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم حسین شریعتمداری است كه در آن می‌خوانید؛1- با نگاهی گذرا به عرصه اقتصادی كشور، دو طیف با دو انگیزه متفاوت و حتی متضاد را می توان دید كه اصرار دارند گرانی های افسارگسیخته این روزها را به «تحریم»ها نسبت دهند. طیف اول؛ برخی از مسئولان هستند كه شماری از آنها تحلیل واقع بینانه ای از ماجرا ندارند و شماری دیگر با نسبت دادن گرانی ها به تحریم ها، وظیفه و مسئولیتی را كه برای مهار گرانی برعهده داشته و دارند، نادیده می انگارند و یا از میزان و غلظت آن می كاهند.

افراد این طیف- غیر از اعضای اصلی یك حلقه انحرافی كه حساب جداگانه ای دارند- مانند همه مردم از افزایش بی رویه و جهشی قیمت ها نگرانند ولی چرا با حلقه یاد شده در نسبت دادن گرانی به تحریم ها همصدا می شوند؟ پاسخ به درستی معلوم نیست ولی می توان از فشار و تحمیل حلقه انحرافی به عنوان یكی از علت های موثر در این همصدایی یاد كرد. حلقه ای كه عقبه ای مشكوك و پیوندهایی غیرقابل توضیح و توجیه دارد.

طیف دوم؛ مجموعه ای از كلان سرمایه داران سودجو و دنباله های داخلی دشمنان بیرونی هستند كه با دست اندازی به بازار كالا و خدمات مورد نیاز مردم، از یكسو كیسه های خود را از اموال حرام و غارت شده پر می كنند و از سوی دیگر نارضایتی ناشی از گرانی را به حساب تحریم ها می نویسند. این طیف تاكنون ردپاها و سرنخ های فراوانی از خود برجای گذاشته كه ردیابی آن برای مراكز امنیتی و اطلاعاتی كشور به آسانی امكان پذیر بوده و هست و در موارد بسیاری نیز، برخورد و بازداشت شماری از آنها- تاكید می شود كه فقط شماری از آنها- را در پی داشته است.

دو طیف یاد شده، اگرچه انگیزه های متفاوتی دارند و طیف اول- غیر از حلقه انحرافی- خودی و طیف دوم، غریبه است ولی این دو طیف متفاوت؛ نهایتا در یك نقطه به هم می رسند. نقطه ای كه در آن، ضروری ترین نیاز این روزهای آمریكا و متحدانش تامین می شود. چرا...؟! بخوانید!

2- آمریكا از حمله نظامی ناامید است و به خوبی می داند كه در صورت دست زدن به این اقدام احمقانه، چه فاجعه بزرگی در انتظارش خواهد بود. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران «موقعیت آمریكا» به عنوان یك ابرقدرت سابق! و «موجودیت اسرائیل» را به عنوان یك رژیم جعلی و تحمیلی كه با بلندپروازی دو خط آبی به نشانه نیل تا فرات را بر پرچم خود نقش بسته بود، با خطر جدی روبرو كرده است.
این واقعیت به قول حضرت آقا در اجتماع پرشور مردم بجنورد «شعار» نیست، تحلیل هم نیست، بلكه خبری غیرقابل انكار است.

انقلاب های اسلامی منطقه كه با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی ایران پدید آمده است، شكست های پی درپی آمریكا و متحدانش در جنگ های عراق و افغانستان و 33 روزه و 22 روزه، بحران مالی آمریكا و اروپا كه طی 60 سال اخیر بی سابقه بوده است، جنبش فراگیر وال استریت كه براندازی نظام سرمایه داری را دنبال می كند، فروپاشی رژیم صهیونیستی كه به گفته نتانیاهو، در اطراف آن خمینی و خامنه ای خیمه زده اند و ده ها نمونه دیگر كه به گفته برژینسكی در شورای راهبردی «آتلانتیك»، آمریكا را از بلندای ابرقدرتی 2001 به دره فاجعه آمیز 2011 كشانده است و به گفته نتانیاهو در گزارش دسامبر 2011 به كمیسیون سیاست خارجی سنای آمریكا «موجی است كه از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبل الطارق در مراكش، طوفان به پا كرده، قدرت های منطقه ای هم پیمان غرب نظیر مصر و تونس را به زیر كشیده، حاكمیت های عربستان و اردن را به لبه پرتگاه كشانده و«لولای تاریخ- HISTORY HINGE-» را به نفع خود چرخانده است» و یا به قول كارتر «آنچه این روزها در خاورمیانه می بینم و می شنوم برایم آشناست. آن را در انقلاب 1979 ایران دیده و شنیده بودم.» و...

ماه گذشته بعد از لغو رزمایش از قبل اعلام شده آمریكا و چند كشور اروپایی و عربی در خلیج فارس، ژنرال «جان میلر» درباره علت لغو این رزمایش گفت؛ ترافیك سنگین دریایی در خلیج فارس مانع برگزاری آن بوده است! ولی ژنرال «رابرت گیتس» در مصاحبه با CNN گفت؛ «واقعیت آن است كه ما- آمریكا- دیگر در خلیج فارس غریبه ایم و ملت های منطقه از دریچه چشم ایران كه نسبت به آمریكا نفرت بار است به ما نگاه می كنند».

گفتنی است حمله نظامی به ایران قبلا در جریان جنگ تحمیلی صورت پذیرفته و علی رغم شرایط بسیار سخت آن روزها، ناكام مانده بود و می توان حدس زد كه امروزه با توجه به پیشرفت های نظامی حیرت انگیز ایران اسلامی و شرایط حساس منطقه، نتیجه حمله احتمالی چه خواهد بود؟!

3- آمریكا و اسرائیل اگر با ایران اسلامی مقابله نكنند، اولی «موقعیت» خود و دومی «موجودیت» خود را از دست می دهد بنابراین ناچار به مقابله هستند، اما چگونه؟! حمله نظامی برای آنها فاجعه آفرین است. كودتای مخملی در فتنه همه جانبه ای نظیر فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 نیز با شكست روبرو شده، عرصه جنگ نرم نیز به نوشته مستند و گزارش میدانی هافینگتون پست به نفع ایران تمام شده است.

این نشریه آمریكایی در بخشی از گزارش فوریه 2012 خود- بهمن 1390- از اوباما می پرسد؛ اگر در جنگ نرم پیروزی نصیب آمریكا شده است، چرا امروزه مردم در خاورمیانه ای كه 50 سال تحت نظارت و حضور ما بود، علیه آمریكا دست به شورش زده و از ایران به عنوان الگو یاد می كنند؟! در پی این ناكامی ها كه به قول حضرت آقا ویترینی از شكست های آمریكا و اسرائیل را در منطقه به نمایش گذارده است، نوبت به تحریم ها و فشار اقتصادی می رسد تا به گفته خانم هیلاری كلینتون، «تحریم های فلج كننده ایران را به عقب نشینی و امتیاز دادن وادار كند»!

تحریم های اقتصادی در پوشش مقابله با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفته است كه به قول دقیق و حكیمانه رهبر معظم انقلاب- از جمله در دیدار پرشور اخیر مردم خراسان شمالی با ایشان- فقط بهانه ای برای تحریم هاست. همین جا اشاره به اعتراف صریح «جرج فریدمن» مسئول موسسه راهبردی استراتفور خالی از فایده نیست. مسئول این موسسه كه به باشگاه كهنه كاران سازمان سیا، شهرت دارد در مصاحبه با واشنگتن پست می گوید؛ «مشكل ما با ایران، برنامه هسته ای این كشور نیست، مسئله آن است كه ایران نشان داده است نه فقط بدون رابطه با آمریكا، بلكه در حال ستیز و درگیری با آمریكا می توان قدرت اول منطقه در هر دو عرصه نظامی و تكنولوژیك بود. همین تصویر از ایران است كه آن را به الگو تبدیل كرده و تحولات منطقه را در پی داشته است.»

4- حالا می توان نتیجه گرفت كه تحریم های اقتصادی، جدیدترین جبهه از جنگ تمام عیار آمریكا و متحدانش با ایران اسلامی است. جنگی كه از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و تاكنون بدون كمترین وقفه در عرصه های مختلف ادامه داشته است. نظیر؛ تحریم های اولیه در سال های آغازین انقلاب، كودتاهای ناكام مانده نظامی، فتنه گروهك های تروریستی، جنگ تحمیلی، جنگ شهرها، جنگ نفتكش ها، جنگ سفارتخانه ها و...

تحریم ها قرار بود مردم ایران را از پای درآورد و به گفته صریح اوباما و تصریح آیپك (لابی صهیونیستی در آمریكا)، ابتدا به كمبود كالای ضروری و سپس به اعتراض های خیابانی و نهایتا، اجبار ایران اسلامی به عقب نشینی از خواسته های خود منجر شود. این پیش بینی، اما در میدان عمل، تحقق پیدا نكرد و تحریم ها، اگرچه ضریب و درجه ای از تاثیر را داشته است ولی گرانی های افسارگسیخته این روزها را با هیچ معیار و ملاك قابل قبولی نمی توان به تحریم ها نسبت داد و این واقعیتی است كه تحریم كنندگان نیز با صراحت به آن اعتراف دارند.

«دیلی میل» می نویسد؛ تحریم ها به جای ایران، به اقتصاد بیمار و بحران زده آمریكا و اروپا لطمه وارد كرده است. یو.اس.ای تودی در گزارشی به عبور ایران از تحریم ها اشاره می كند و تحریم كشوری با صدها میلیارد دلار گردش مالی سالانه و برخوردار از بزرگترین منابع انرژی مورد نیاز جهان صنعتی را ناممكن می داند. وزیر خزانه داری آمریكا با تاسف اعلام می كند كه شركت های آمریكایی با ارائه اطلاعات غلط، تحریم های آمریكا را دور می زنند. مركز استراتژیك «امریكن اینترپرایز»، با اشاره به رقبای سرسخت آمریكا و اروپا در شرق كره زمین، ادعای خانم كلینتون درباره فلج كننده بودن تحریم ها را محترمانه مسخره می كند و...

5- اكنون به بند اول یادداشت پیش روی بازمی گردیم. دشمنان از فلج كنندگی تحریم ها قطع امید كرده اند ولی در صورتی كه به ناكامی در این جبهه اعتراف كنند، الگوی دیگری از مقاومت پیروز جمهوری اسلامی ایران را كه ترجمان شكست دیگری برای آمریكا و متحدانش است، به ویترین شكست های پی در پی خود افزوده اند. و این حالت بدون كمترین تردیدی، تزریق روحیه ایستادگی و مقاومت در مقابل قدرت های استكباری به ملت های مسلمان منطقه و جهان است. از این روی و دقیقا از این روی به نمایشی از «اثرگذاری تحریم ها» نیاز دارند. این نمایش می تواند كاریكاتوری از اثرگذاری باشد! آیا خنده دار نیست كه ماجرای اخیر روز چهارشنبه تهران كه شمار اندكی قصد آشوب آفرینی داشتند و خیلی زود با مقاومت و اعتراض بازاریان روبرو شدند، از سوی رسانه های آمریكایی و اروپایی با عنوان «شورش خیابانی»! به خبر اول این رسانه ها تبدیل می شود؟ و این در حالی است كه به قول حضرت آقا و به استناد گزارش های مستند و تصویری رسانه های غربی، آمریكا و كشورهای اروپایی طی بیش از یكسال گذشته، همه روزه با اعتراض های گسترده مردم این كشورها روبرو بوده و هستند؟! و آیا این ذوق زدگی كودكانه آمریكا و متحدانش نشانه آن نیست كه به هر رخداد یا حادثه ای- ولو كاریكاتوری- كه حاكی از اثرگذاری تحریم ها باشد نیازمندند؟

بنابراین می توان نتیجه گرفت كه هر دو طیف یاد شده در بند اول این نوشته، اگرچه انگیزه های متفاوتی دارند ولی در یك نقطه یعنی تامین مبرم ترین نیاز این روزهای آمریكا و متحدانش، به هم می رسند. از طیف دوم كه همواره در نقش ستون پنجم دشمن ظاهر شده انتظاری نیست، اما، از كسانی كه وظیفه و مسئولیت مقابله با گرانی را برعهده دارند ولی به جای انجام متعهدانه مسئولیت خویش، كم توجهی ها و بی تدبیری های خود را به حساب تحریم ها می گذارند، انتظار دیگری در میان است. چه كسانی به این طیف از مسئولان محترم مشاوره می دهند؟

خراسان:چند نکته درباره یک سفر

«چند نکته درباره یک سفر»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم رضا واعظی است كه در آن می‌خوانید؛سرانجام انتظار چند هفته ای مردم خراسان شمالی به پایان رسید و رهبرمعظم انقلاب اسلامی سفر خود به این استان را آغاز کردند . استقبال بی نظیر ، دیدارهای فشرده و با همه اقشارمردم و بیانات کلیدی و مهم رهبر معظم انقلاب حاوی نکات ارزشمندی است که در صورت تدبیر بر روی این نکات و حرکت در مسیر این رهنمودها ، حسرت دوباره دشمنان را رقم خواهد زد . روز آغازین سفرو بیانات رهبر معظم انقلاب نکات بسیاری دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم .

1- استقبالی که مردم باب الرضا(ع) به ویژه جوانان و نسل سومی ها از رهبر انقلاب اسلامی کردند و نمایش صحنه های کم نظیر و نابی که از عشق و دلدادگی مردم و نسل جوان به نظام اسلامی و ولایت رقم خورد ، نشان داد که مردم برغم بروز مشکلاتی که به دلیل جنگ اقتصادی دشمن از یک سو و ضعف نهادهای تصمیم ساز و مجری از سوی دیگر بوجود آمده همچون گذشته به کشور و رهبر خود عشق می ورزند، علاقه مندند و به خوبی شرایط را درک کرده و وظیفه شناسند . قطعا این استقبال باشکوه درسهای بسیاری برای دشمنان ملت ایران خواهد داشت همان هایی که با اعمال دشمنی های مدرن از جمله جنگ روانی و اتخاذ تحریم های غیر انسانی و اخلاقی و با حجم عظیمی از رسانه های گروهی به جنگ با ملت ایران آمده اند تا شاید بین مردم و نظام اسلامی فاصله بیندازند.

این استقبال حسرتی بر دل آنها گذاشت و دیدند که پیوند مردم و نظام واقعا ناگسستنی است و اگر درصدی امیدواری در جبهه استکبار بوجود آمده مربوط به عملکرد برخی از مسئولان و بی تدبیری آنهاست مسئولانی که به جای چاره اندیشی برای پاسخ به این همه عشق و ارادت مردم به نظام ورهبری و برنامه ریزی برای خنثی سازی اقدامات دشمنان ملت ایران ، به دنبال مچ گیری و متهم کردن یکدیگرند و از پذیرش مسئولیت ها شانه خالی می کنند فرقی هم نمی کند این طیف هم در دولت و هم در مجلس و هم دستگاههای نظارتی و قضایی حضور دارند و نمونه های آن نیز بسیار است .

2- رهبر معظم انقلاب در یک دیدار منطقه ای و محلی نقطه کانونی بیاناتشان مسایل کلان و اصلی کشور بود . آنجا که صراحتا فرمودند گرانی های لجام گسیخته و بیکاری در راس مشکلاتی است که همه مردم با آن دست به گریبانند. تمرکز ایشان برمسایل مهم و اساسی کشور درسی گویا برای دیگر بخشها در دولت و مجلس است تا به جای پرداختن به مسایل حاشیه ( که در بسیاری از آن ها هم اغراض شخصی و جناحی و تسویه حسابهای گروهی پشت آن است ) به مسایل اصلی و واقعی مردم بپردازند و چاره اندیشی صحیح بنمایند . همانگونه که رهبر معظم انقلاب در جمع پر شور اترک نشینان فرمودند ، ملت ایران با شرایط بوجود آمده از سوی غرب نا آشنا نیست .

بنابراین مشکل کار در نگاه متفاوت و نوع مدیریت و خودباوری عناصر تاثیر گذار در زمان حال و دوران هایی همانند زمان جنگ است در آن دوران برغم عقب ماندگی های مزمن به یادگار مانده آن دوران وابستگی به غرب ، اراده ، اخلاص ، همدلی و همکاری حرف اول را زد و نه تنها گذر از مشکلات به راحتی صورت گرفت که آن دوران پلی برای رهایی از وابستگی و تحقق پیشرفت های بسیار و سرمایه توفیقاتی شد که اکنون در حوزه های مختلف علمی فنی ، تکنولوژیکی ، سیاسی ، اقتصادی و بین المللی بوجود آمده است . از این رو اگر امروز هم مسئولین در بخش های مختلف به جای مچ گیری و تخریب یکدیگر و پرداختن به مسایل حاشیه ای درصدد حل مشکلات اصلی و اساسی برآیند ، سرمایه های مهم انسانی ، فکری ، مالی و فرهنگی به کمک آنها خواهد آمد.

3- یکی از مشکلات نگاه تک بعدی به مشکلات است . توسعه و پیشرفت و گذر از مشکلات و حل مسایلی که در کشور وجود دارد چند وجهی است بنابراین نمی توان این مسایل و مشکلات را ه تک بعدی دید بلکه باید از ابعاد مختلف نگاه کرد و برای آن برنامه ریزی نمود مثلا مسایل پیش آمده در بازار و دلال بازی های بازار ارز و سکه و طلا کاملا اقتصادی دیده می شود به همین دلیل تاکنون راه‌حل درستی نه از سوی دولت و نه از سوی مجلس ارائه نشده است و حال آنکه بخش عمده این مشکلات به مسایل روانی ، بازی های سیاسی ، بی اخلاقی ها در عرصه تجارت که از آن دلال بازی درمی آید و عدم توجه به مسایل دینی ، ارزشی و فرهنگی در مدیریت بازار و اصل داد وستد در بازار است یعنی اخلاق و احکام حاکم بر بازار که متاثر از اصول ارزشمند دینی و اخلاقی و فرهنگی ملت ایران از جمله رعایت اصل انصاف ، حرمت احتکار و ربا و .... است و رعایت آن جلوی بسیاری از مسایل را خواهد گرفت.

4- نکته دیگر در بیانات رهبر معظم انقلاب توجه دادن مردم و مسئولین به لحظه و موقعیت شناسی است . در برهه های مختلف مردم نشان داده اند که موقعیت شناسند ( انتخابات مجلس نهم که حضور مردم شوکی مهلک برای اردوگاه غرب بود ، دیدار و استقبال از مسئولین نظام ، راهپیمایی روز قدس ، نماز عید فطر و استقبال باشکوه مردم استان خراسان شمالی نمونه هایی از این موقعیت شناسی مردم است ) اما به نظر می رسد بخش قابل توجهی از مسئولین در بخش های مختلف در این آزمون ناموفق بوده اند چنانکه تحلیل امروز جامعه به ویژه در اولویت شناسی ، مدیریت بازار و رفع مشکلات این را نشان می دهد به نحوی که مسئولین غربی وآ مریکایی را در اعمال فشار به ملت ایران امید وار کرده است .

مطمئن باشید اگر مسئولین کشور در سال گذشته نوسانات بازار ارز را به خوبی مدیریت می کردند امروز شاهد افزایش و تشدید تحریم ها از سوی غربی ها نبودیم و در داخل هم اخلال گران بازار جرات بوجود آوردن این آشفته بازار را نداشتند .

مسئولین حتی به اندازه بازاریان هم موقع شناس و وظیفه شناس نبودند بازاری ها به محض اینکه عده ای اخلال گر قصد داشتند از اعتراضات به حق آنها سوء استفاده کنند بلافاصله اطلاعیه داده و از اخلال گران تبری جستند .به هر حال تجربه تاریخی و روحیه ملت ایران در کنار عزم راسخ، امید و نشاط، کار و تلاش پیگیر و هوشیاری مردم و مسئولان دلسوز نظام باعث ناکامی دوباره دشمنان و ادامه حرکت در مسیر پیشرفت کشورخواهد شد اما این سئوال از مسئولین همچنان باقی است که چرا این حرکت و گذر از مشکلات با صرف هزینه های زیاد صورت گیرد و مدیران ما در واقع کشور را گران اداره کنند ؟ حال آنکه می توان این مسایل را با پشتوانه عظیم مردمی و رهنمود های رهبری معظم انقلاب به خوبی و با کمترین هزینه ها مدیریت کرد و حسرت شکست ملت ایران را بر دل استکبار نشاند.

جمهوری اسلامی:فرهنگ اعتراف به اشتباه

«فرهنگ اعتراف به اشتباه»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛"یكی از خطاهائی كه در اواسط دهه هفتاد انجام شد، ادامه سیاست كنترل جمعیت بود كه این اشتباه باید جبران شود زیرا نسل جوان عامل اصلی پیش روندگی كشور است. البته اجرای سیاست كنترل جمعیت در اوائل دهه هفتاد كار صحیحی بود اما ادامه آن از اواسط دهه هفتاد اشتباه بود و مسئولین كشور و از جمله رهبری در این اشتباه سهیم هستند و باید از خداوند طلب عفو كنند."

این، فرازی از بیانات رهبر انقلاب در جمع مردم استان خراسان شمالی در روز چهارشنبه گذشته (19/7/91) است كه بلافاصله پس از ورود به بجنورد در ورزشگاه تختی این شهر ایراد شد. این سخن از دو نظر دارای اهمیت است و باید مورد توجه ویژه قرار گیرد؛ اول آنكه مجموعه نظام جمهوری اسلامی هر چند دیر اما به هر حال به این نتیجه رسیده كه در مورد سیاست كنترل جمعیت باید تجدیدنظر كند و دوم آنكه بالاترین مقام نظام با صراحت اعلام كرده است یكی از سیاست‌های اساسی كه مورد تأیید كلیه مسئولین قرار گرفته بود اشتباه بوده و باید جبران شود.

در مورد نكته اول در این مقاله سخن چندانی نداریم، زیرا اكنون مسئولان جمهوری اسلامی درحال تجدیدنظر در سیاست كنترل جمعیت هستند و حتی تلاش برای تشویق مردم به ازدیاد نسل، به سیاست رسمی نظام تبدیل شده است. البته در حاشیه همین مقوله لازم است به دو نكته اشاره كنیم؛ یكی اینكه سیاست كنترل جمعیت به شكلی كه در اوائل دهه هفتاد به اجرا درآمد از همان آغاز اشتباه بود زیرا به جای اجبار و توسل به اهرم‌های قانونی برای وادار ساختن مردم به خودداری از داشتن فرزندان بیش از میزان تعیین شده توسط دولت، لازم بود فرهنگ چگونه فرزنددار شدن ترویج شود. به عبارت روشن تر، اگر از ابتدا این فرهنگ ترویج می‌شد كه هرخانواده‌ای با توجه به میزان امكانات مادی و معنوی و قدرتی كه برای تعلیم و تربیت فرزند دارد به همان میزان فرزند‌دار شود، چنین سیاستی نه تنها اشتباه نبود بلكه برای همیشه قابل استمرار نیز بود. نكته دوم اینكه در همان زمان كه سیاست كنترل جمعیت در كشور به اجرا درآمد همین نكته توسط عده‌ای از خیرخواهان از جمله دانشگاهیان و پزشكان گوشزد شد و صدها مقاله و گزارش و مصاحبه در روزنامه جمهوری اسلامی در نقد این سیاست به چاپ رسید ولی مسئولان نظام به آنهمه تذكر خیرخواهانه بی‌اعتنائی كردند و شد آنچه نمی‌بایست می‌شد. اكنون جمعیت كشور درحال پیر شدن است، توازن جمعیتی به ویژه از نظر نسبت اقلیت‌های دینی و مذهبی و قوص با اكثریت دستخوش تغییرات زیاد شده و مهم‌تر اینكه فرزند كمتر داشتن به یك فرهنگ تبدیل شده است، واقعیتی كه تغییر دادن آن كار چندان آسانی نیست.

نكته دوم، یعنی اینكه بالاترین مقام نظام با صراحت اعلام كرده است یكی از سیاست‌های اساسی كه مورد تأیید كلیه مسئولین قرار گرفته بود اشتباه بوده و باید جبران شود، از این جهت مهم است كه یك اتفاق بی‌سابقه در میان مسئولین نظام جمهوری اسلامی است. متأسفانه فرهنگ اعتراف به اشتباه و عذرخواهی از مردم و تأكید بر اینكه باید بابت اشتباهات از خدا طلب عفو شود، در میان مسئولین ما اصولاً جایگاهی ندارد. امام خمینی در چند مورد با صراحت اعلام كردند كه اشتباه كرده‌اند و رهبر انقلاب نیز دو سال قبل در مراسم 14 خرداد در حرم امام خمینی با اشاره به همین سیره بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی بر ضرورت اعتراف به اشتباه و تصحیح آن توسط مسئولان تأكید كردند ولی علیرغم این اقدامات و تذكرات، هنوز پذیرش اشتباه به یك فرهنگ در میان مسئولین تبدیل نشده است.

عجیب است كه تمام مسئولان ما از خرد و كلان عادت دارند خود را مصون از اشتباه بدانند، سفرهای داخلی و خارجی خود را بدون استثنا "پربار" معرفی كنند و هرگز كمترین عیب و نقصی را به آن وارد ندانند! این، درست برخلاف تعالیم اسلام و اخلاق اجتماعی است و چیزی است كه حتی در غرب و شرق جهان امروز نیز جائی ندارد. در كشورهای غربی همواره مسئولان دولتی بر وجود مشكلات، عیوب و نواقص اقدامات خود و ناموفق بودن سفرهایشان نیز در كنار نكات مثبت تأكید می‌كنند. همین فرهنگ، در اظهارات مسئولان كشورهای پیشرفته شرقی از قبیل ژاپن و چین نیز مشهود است. ما دین خود را به عنوان دین برتر و انقلابمان را به عنوان انقلابی كه ریشه در فرهنگ و ارزش‌ها دارد به رخ غرب و شرق می‌كشیم و حق هم داریم كه به دین و انقلابمان بنازیم ولی متأسفانه روش هایمان حتی در بخش قضاوت كردن درباره عملكردهایمان با دستورالعمل‌های این دین و این انقلاب منطبق نیست.

در مقابل، تا دلتان بخواهد از روش‌های تخریبی برای نفی خدمات و زحمات و تلاش‌های صادقانه این و آن استفاده می‌كنیم، خوبی‌ها را به خودمان نسبت می‌دهیم و ضعف‌ها و بدی‌ها را به رقبایمان! اینها همه برخلاف تعالیم اسلام است و اخلاق سیاسی و اجتماعی به كارگزاران نظام حكومتی اسلامی حكم می‌كند به اشتباهات خود اعتراف كنند، ازخدا طلب مغفرت نمایند و درصدد جبران بر آیند. این، همان كاری است كه رهبر انقلاب در جمع مردم خراسان شمالی انجام دادند و البته باید به یك فرهنگ تبدیل شود و از این پس كلیه مسئولین نظام جمهوری اسلامی با همین فرهنگ به تعامل با مردم بپردازند و در عمل نیز برای جبران اشتباهات خود اقدام نمایند.

اگر مسئولان نظام جمهوری اسلامی از همین اقدام رهبری درس بگیرند و اعتراف به اشتباه را به یك فرهنگ تبدیل كنند، می‌توان با اطمینان گفت سفر رهبر انقلاب به خراسان شمالی بزرگترین دستاورد را داشته است. تردیدی نیست كه سیاست‌های اشتباه دیگری نیز بوده كه مسئولان باید شجاعت اعتراف به آنها را داشته باشند و مطمئن باشند كه فرهنگ پذیرش اشتباه و عذرخواهی از مردم و جبران كردن اشتباهات، به نفع همه حتی خودشان خواهد بود.

رسالت:جنگ احزاب، امتحانی در میانه بدر و خیبر

«جنگ احزاب، امتحانی در میانه بدر و خیبر»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندری است كه درآن می‌خوانید؛عنصر تشبیه، تمثیل و اشاره به حوادث تاریخی یک سنت قرآنی است که هدف اصلی از آن پند و عبرت گرفتن از کردار، رفتار و گفتار گذشتگان است. « به راستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان عبرتی است. سخنی نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه [از کتابهایی] است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و برای مردمی که ایمان می‌آورند رهنمود و رحمتی است.»(یوسف: 111) کسانی که از تاریخ درس نمی گیرند محکوم به تکرار آنند چرا که تاریخ در حال تکرار است. از رهگذر این اشارات تاریخی برخی مفاهیم گنگ و غیر قابل ملموس که بعضا در غبار فتنه های زمانه و حجاب معاصرت گم می شوند رخ می نمایانند و حق را از باطل، سفیدی را از سیاهی و سره را از ناسره تمییز می دهند.

رهبر معظم انقلاب نیز با تاسی به همین سنت حسنه قرآنی در تحلیل و تبیین برخی وضعیت ها و مقاطع زمانی حساس در کشور از این اشارات تاریخی به خصوص حوادت تاریخی صدر اسلام استفاده می کنند که حاوی پیام ها و عبرت های زیادی است.  معظم له در سفر اخیر خود به استان خراسان شمالی در دیدار روحانیون و علمای این استان با تشبیه وضعیت کنونی کشور به جنگ احزاب فرمودند: امروز نیز همانند شرایط جنگ احزاب در دوران پیامبر(ص)، همه دشمنان ملت ایران در سطح بین المللی و منطقه ای، دست به دست یکدیگر داده اند، تا ایستادگی و عزم راسخ این ملت را بشکنند اما همانگونه که در آن جنگ، مومنان به خود ترس و تردید راه ندادند، ملت ایران هم با تلاش برای افزایش قدرت و توانایی های خود، در مقابل فشارها ایستاده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: در جنگ احزاب عده ای منافق و سست ایمان، مومنان را مورد عتاب و خطاب قرار می‌دادند که چرا کوتاه نمی آیید و سیاست خود را عوض نمی کنید اما یاران واقعی پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در پاسخ به آنها می گفتند: ما از این فشارها تعجب نمی کنیم و نمی هراسیم و به راه خود ادامه خواهیم داد.

جنگ احزاب یک آزمون و ابتلای الهی در میانه جنگ های بزرگی نظیر بدر و خیبر در سال پنجم هجری بود. در این جنگ اگر چه نبرد جدی صورت نگرفت اما امتحان الهی سبب شد با افشای چهره نفاق سیاسی و اقتصادی در بین مسلمین عیار جبهه ایمان بالا برود و آنها را مهیای پیروزی در جنگ خیبر کرد که مقدمه فتح الفتوح مسلمین بود.

در جنگ احزاب تمام قبایل و گروه های مشرکین، منافقین و حتی یهودیان دست به دست هم دادند تا اسلام را به زانو در آورند. در این جنگ به تعبیر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) تمام اسلام در برابر تمام کفر قرار گرفت. بیش از 10 هزار نفر از مشرکین به سمت مدینه حرکت کردند. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) شورای نظامی تشکیل دادند و در این شورا به پیشنهاد سلمان فارسی خندقی در نقطه نفوذپذیر مدینه حفر کردند تا سپاهیان دشمن نتوانند از آن عبور کنند. سپاهیان کفر به همراهی یهودیان حدود یک ماه شهر مدینه را محاصره کردند. محاصره مدینه توسط سپاهیان مشرکین موجی از رعب و وحشت را در دل برخی از ساکنین شهر ایجاد کرده بود.

خداوند متعال در سوره احزاب وضعیت حاکم بر مدینه را در هنگام محاصره اینگونه ترسیم فرموده اند:
ای كسانی كه ایمان آورده‏اید نعمت‏خدا را بر خویش یادآور شوید،در آن هنگام كه لشگرهای(عظیمی)به سراغ شما آمدند، ولی ما باد و طوفان سخت و لشگریانی كه آنان را نمی‏دیدید بر آنها فرستادیم(و به این وسیله آنها را در هم شكستیم)و خداوند به آنچه انجام می‏دهید،بیناست.

به خاطر بیاورید زمانی را كه آنها از طرف بالا و پایین به شهر شما وارد شدند
(و مدینه را محاصره كردند)و زمانی را به یاد آورید كه چشمهااز شدت وحشت‏خیره شده بود و جانها به لب رسیده بود و گمانهای گوناگون[بدی]به خدا می‏بردید!در آن هنگام مؤمنان آزمایش شدند و تكان سختی خوردند.

به خاطر بیاورید زمانی را كه منافقان و كسانی كه در دلهایشان بیماری بود،می‏گفتند خدا و پیامبرش جز وعده‏های دروغین به ما نداده‏اند.

نیز به خاطر بیاورید زمانی را كه گروهی از آنها گفتند:ای اهل یثرب!(مردم مدینه)اینجا جای توقف شما نیست،به خانه‏های خود بازگردید.و گروهی از آنان از پیامبر اجازه بازگشت می‏خواستند و می‏گفتند خانه‏های ما بدون حفاظ است،در حالی كه بدون حفاظ نبود،آنها فقط می‏خواستند(از جنگ)فرار كنند!

آنها چنان ترسیده بودند كه اگر دشمنان از اطراف و جوانب مدینه بر آنان وارد می‏شدند و پیشنهاد بازگشت‏به سوی شرك به آنها می‏كردند،می‏پذیرفتند،و جز مدت كمی برای انتخاب این راه درنگ نمی‏كردند.(احزاب:9-14 )

در یک ماه محاصره شهر مدینه لحظات بسیار سخت و خطرناكی بر مسلمانان گذشت منافقین در میان لشكر اسلام سخت به تكاپو افتاده بودند تا بتوانند بیمار دلان و سست عنصران را از سپاه اسلام جدا کنند. آنها مرتب دم از هیبت و هیمنه جبهه کفر می زدند و دل مسلمانان را خالی می کردند. آنها همه چیز را برای مسلمانان پایان یافته وانمود می کردند و به دنبال سازش با جبهه کفر بودند که در آستانه شهر مدینه و پشت خندق اردو زده بود و منتظر لحظه ای غفلت برای تصرف این شهر و تاراج جان و مال و ناموس مسلمانان بود. غافل از اینکه نفس های گرم پیغمبر اکرم(ص) چیزی جز امیدواری به آینده و توکل به ذات اقدس اله نبود. امید به وعده های حق پروردگار بصیری که به هر آنچه بندگانش انجام می دهند آگاه است. خداوند متعال با این امتحان و ابتلا می‏خواست در این غزوه آخرین ضربه را بر پیكر كفر فرود آورد و صف منافقین و کسانی که "فی قلوبهم مرض" بود را نیز از صفوف مسلمین مشخص سازد.

 سر انجام این غزوه به پیروزی مسلمانان انجامید، امداد های غیبی و طوفانی شدن هوا، خیمه و خرگاه و زندگی كفار را در هم ریخت، رعب و وحشت شدیدی در قلب آنها افكند که باعث شد پا به فرار بگذارند. کشته شدن عمرو بن عبدود که توانسته بود از خندق عبور کند توسط مولای متقیان امیر مومنان(ع) و فرار دیگر مدعیان مبارزه، از میدان نبرد نیز تاثیر زاید الوصفی در تجدید روحیه مسلمانان داشت. البته برخی از تواریخ نوشته اند یکی دیگر از عوامل شکست سپاه دشمن شکافی بود که به واسطه تدبیر پیامبر اعظم(ص) در صفوف دشمن افتاد.

انگیزه قبیله‌های غطفان و فزاره برای حضور در جنگ خندق علیه مسلمانان، طمع به محصولات خیبر بود که یهودیان آنجا به آنان وعده داده بودند. بنابراین پیامبر اکرم(ص) هیئتی را فرستاد که با سران این قبایل پیمانی ببندند که یک‌سوم میوه‌های مدینه برای آنان باشد، به شرطی که با دشمنان همکاری نکنند.

همین پیمان باعث شد که آنان از همکاری با دشمنان اسلام خودداری کنند و از تعداد دشمنان اسلام کاسته شود. پس از این آزمون الهی در سال هفتم هجری خیبر به نماد کندن ریشه نفاق در حکومت اسلامی تبدیل شد. خیبر نماد هشدار به کسانی است که در دارالاسلام هستند اما به دشمن چراغ سبز نشان می دهند. همان‌ها که با کسری‌ها و قیصرهای زمان فالوده می‌خورند و زلفشان را با بیگانگان گره زده‌اند.

با استقرار حکومت اسلامی در مدینه، یهودیان دشمنی خود را با اسلام و پیامبر و مسلمانان به شکل‌های گوناگون نشان می‌دادند. یهودیانی که در مدینه و اطراف آن ساکن بودند، به دلیل پیمان‌شکنی و توطئه، از سوی پیامبر اکرم به عواقب ناگواری نظیر اعدام، آوارگی و تبعید از مدینه گرفتار شدند و برخی از آنها در منطقه‌ای به نام خیبر و وادی‌القری که جلگه‌ وسیع و حاصلخیزی در 32 فرسخی شمال مدینه است، سکونت گزیدند.

با این حال، بعضی اقدامات یهودیان که منجر به حوادثی چون جنگ احزاب شد و نیز احتمال هم‌‌دستی آنها با کسری و قیصر، پیامبر را بر آن داشت که هرچه زودتر آتش فتنه‌ آنها را برای همیشه خاموش کند. به همین جهت دستور حمله به سوی دژهای یهودیان را صادر کرد که با دلاوری مسلمانان، دژهای هفت‌گانه خیبر که عبارت بودند از « ناعم، قموص، کتیبه، نسطاة، شق، وطیح و سلالم » یکی پس از دیگری فتح شد و ریشه نفاق درآمد.

البته تا دژهای هفت گانه نفاق از ریشه درنیامد زمینه فتح الفتوح مسلمین در رمضان همان سال هفتم مهیا نشد. ایران اسلامی نیز امروز در میانه بدر و خیبر به امتحانی بس بزرگ دچار شده است که سربلندی در آن مقدمه پیروزی های بزرگتر است. تحریم های سیاسی و اقتصادی اخیر نیز یک امتحان بزرگ برای ملت و مسئولان کشور است.

در شکست دشمن تردیدی نیست چون ایران بسیار مقتدر و قوی تر از گذشته است و هم صفوف دشمن به مراتب شکننده تر از سابق می باشد.رهبر معظم انقلاب با همان استراتژی پیغمبر اعظم(صلی الله علیه و آله وسلم) و با همان امیدی که پیامبر به وعده های حق الهی داشتند وارد این کارزار شده اند. امروز اقتصاد مقاومتی و اتکا به تولیدات داخلی همان خندقی است که فرا روی جبهه کفر در جنگ احزاب کنده شد.

غرب در دنیایی که به ادعای خودش جهانی کرده نمی تواند از حصن حصین خودباوری اقتصادی و خود اتکایی یک ملت بگذرد. اقتصاد مقاومتی خندقی در جهانی سازی اقتصاد است که با همه روش های تجربه شده متفاوت است. همانطور که خندق جناب سلمان را کفار ندیده بودند و نمی دانستند در برابر آن چه باید بکنند.

از طرفی مولفه ها و ارکان اقتصاد مقاومتی نظیر مدیریت مصرف، اجتناب از خام فروشی نفت، خصوصی سازی اقتصادی، اتکا بر شرکت های دانش بنیان در تولید ثروت و ... بیش از آنکه اقداماتی پدافندی و ستادی باشد یک استراتژی بلند مدت به منظور اولویت بندی سیاست گذاری ها در عرصه اقتصاد به منظور پیشرفت کشور است.رهبر فرزانه انقلاب نیز به تاسی از پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) در مواجهه با تلاش دشمن برای ایجاد یاس و ناامیدی در بین ملت تنها نسخه قابل تجویز برای کشور را در شرایط کنونی ایجاد روحیه امید به آینده قلمداد می کنند.

ایشان در دیدار معلمین و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در خراسان شمالی اساسی ترین نیاز کشور را ایجاد روحیه امید به آینده، نشاط  و خودباوری در نسل جوان دانستند. معظم له همچنین با استفاده از روش پیامبر اکرم(ص) در ایجاد شکاف بین دشمنان حساب بخش های مختلف جبهه کفر را از هم جدا می کنند و به کشورهای اروپایی توصیه کردند: از پیروی از سیاست های آمریکا و رژیم صهیونیستی که یک حماقت است به طور جدی اجتناب کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار پر شور مردم بجنورد با اشاره به خاطره نه چندان بد ملت ایران از بیشتر کشورهای اروپایی تأکید کردند: البته ملت ایران از انگلیس ذهنیت بسیار بدی دارد و به همین علت، به آن ، انگلیس خبیث گفته می شود.ایشان افزودند: کشورهای اروپایی بدانند که همراهی با آمریکا نتیجه ای جز منفور شدن نزد ملت ایران ندارد. یکی دیگر از ثمرات و نتایج این امتحان الهی جداسازی صف منافقین از صفوف مسلمین است. منافقین سیاسی و اقتصادی که مانع از کندن خندق های اقتصادی در برابر فشارهای تحمیلی تحریمها به مردم می شوند. آنهایی که مرتب دل مردم را خالی می کنند و مسئولیت های مصرح در قانون اساسی را که بر دوش آنان است به دیگران احاله می دهند.

اخلال گران اقتصادی که در هر پست و لباس با اخلال در نظام اقتصادی کشور، کهولت ها، رها کردن کارها، بی تدبیری ها و حتی برخی جاها بازی در زمین دشمن به دنبال تشدید فضای احساس تحریم ها هستند تا ایده های سازش مدارانه خود با آمریکایی ها را به پیش ببرند.

این در حالی است که تحریم های سیاسی و اقتصادی ایران موضوع جدیدی نبوده و نیست که امروز برخی این تحریم ها را مربوط به پرونده هسته ای بنمایانند و بخواهند از این طریق منویات سازشکارانه خود را به پیش ببرند.

در جنگ اقتصادی اخیر علیه ملت ایران مانند جنگ احزاب که نخستین جرقه جنگ، از ناحیه گروهی از یهود «بنی نضیر» زده شد که به «مکّه» آمدند، طایفه «قریش» را به جنگ با پیامبر(صلی الله علیه وآله) تشویق کردند و به آنها قول دادند، تا آخرین نفس در کنارشان می ایستند، ملت از چراغ سبز و پیغام برخی عناصر داخلی به دشمن که خواستار افزایش فشارها بر مردم شده اند غفلت نخواهد کرد و در لحظه مناسب همه این ترفند ها و خیانت ها را بر ملا خواهد ساخت. معاون وزیر خارجه آمریکا چندی پیش صراحتا اعلام کرد ‌ درخواست‌هایی از داخل ایران به آمریکا واصل شده که خواهان تشدید تحریم‌هاست.

مایکل پازنر، در گفتگو با خبرگزاری یورونیوز تاکید کرد: «برخی رهبران حرکت دموکراسی‌خواهانه در داخل ایران» خواهان تشدید تحریم‌ها هستند.رهبر معظم انقلاب در این جنگ اقتصادی به مانند سرباز رشید پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) مولای متقیان علی بن ابی طالب(علیه السلام)  که بزرگترین پهلوان جبهه کفر را که توانسته بود از خندق عبور کند، به زانو درآورد ضمن تحدی با دشمن و برملا ساختن  وضعیت آشفته جبهه دشمن آنها را از مقابله با ملت ایران عاجز دانسته و خطاب به کشورهای غربی تأکید می فرمایند: مشکلات شما به مراتب پیچیده تر از مشکلات ایران است، زیرا اقتصاد شما قفل شده است. ایشان افزودند: امروز یکی از مسائل مهم در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مشکلات اقتصادی مردم گرفتار آن و جنبش 99 درصدی است.(دیدار پرشور مردم بجنورد)و...

مآلا باید گفت در جنگ احزاب نبردی صورت نگرفت و امدادهای غیبی، طوفانی شدن هوا و تدبیرهای پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله وسلم) سبب شد که مشرکان شکست بخورند مطمئنا از آنجا که سنت های الهی واحد و حق است جبهه کفر و نفاق نیز در این جنگ اقتصادی که علیه ملت ایران راه انداخته اند شکست می خورند. اما مهمترین دستاورد این جنگ بالا رفتن عیار یک ملت بر اثر استقامت و روشن شدن خط نفاق سیاسی و اقتصادی خواهد بود. ملت ایران به بیان رهبر معظم انقلاب امروز بیش از هر زمان دیگر در مقابل دشمنان، احساس قدرت می کند و این احساس متکی بر واقعیات است و همین واقعیات هر انسانی را امیدوار می کند که این ملت قدرتمند و با بصیرت در این آزمون نیز سربلند بیرون خواهد آمد و مقدمات یک فتح الفتوح را به نزدیکی مهیا نماید.

تهران امروز:ترکیه و راهزنی هوایی

ترکیه و راهزنی هوایی»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسن هانی‌زاده است كه در آن می‌خوانید؛اقدام اخیر دولت رجب طیب اردوغان در فرود اجباری یک فروند هواپیمای غیر نظامی سوری که از مسکو عازم دمشق بود تنش های 18 ماهه دمشق – آنکارا را وارد مرحله حساس وخطرناکی ساخت. این اقدام از سوی دولت سوریه به عنوان راهزنی هوایی تلقی شد واین کشور تهدید کرده که در مورد هواپیماهای غیر نظامی ترکیه که از آسمان سوریه عبور می‌كنند اقدام مشابهی اتخاذ خواهد کرد.

اگر چه دولت ترکیه پس از تفتیش کامل هواپیما اجازه پروازبه این هواپیمای سوری داد اما دولت روسیه نسبت به اقدام ترکیه از خود واکنش نشان داد زیرا شماری از سرنشینان هواپیمای سوریه را اتباع غیرنظامی روسی تشکیل می‌دادند.

ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه در واکنش تنبیهی نسبت به اقدام ترکیه دیدار رسمی خود را ازآنکارا که قرار بود، فردا «یک‌شنبه» صورت گیرد لغو کرد. به نظر می رسد ترکیه اکنون نقش ناتو را در رخدادهای سوریه ایفا می‌کند زیرا روسیه با وتوی 3 پیش‌نویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل،از قرار دادن سوریه تحت بند 7 منشور سازمان ملل جلو‌گیری کرد. شکست آمریکا و غرب در دخالت مستقیم نظامی در رخدادهای سوریه موجب شده تا این کشورها نقش نظامی فعالتری به ترکیه بدهند تا با حمله به مرزهای سوریه زمینه دخالت ناتو را فراهم کند.

طبق مواد 4و5 آیین‌نامه ناتو هر کشورعضو این سازمان مورد تعرض کشور دیگری قرار گیرد این امر به مفهوم تهاجم به همه کشورهای عضو ناتو تلقی می‌شود. لذا حادثه اخیر روستای «آکجا‌قلعه» که منجر به کشته و زخمی شدن 14 تبعه ترک شد اگرچه یک حادثه کاملا مشکوک بود اما ترکیه درصدد بهره‌برداری سیاسی ونظامی از این رخداد مرزی است. طولانی شدن پروسه سرنگونی دولت بشار اسد و ناتوانی گروه‌های مسلح سلفی و وهابی در این خصوص موجب شده تا کشورهای غربی،آمریکا، قطر وعربستان از ترکیه برای دخالت مستقیم نظامی در بحران سوریه کمک بگیرند.

بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه با آگاهی از اهداف بعدی ترکیه برای تنش آفرینی در مرزهای مشترک،به نیروهای مسلح خود دستور داد تا به مسافت10 کیلومتر از نقطه صفرمرزی به داخل خاک سوریه عقب‌نشینی کنند تا بهانه از آنکارا برای حمله به مرزهای سوریه گرفته شود.

هدف آنکارا از ایجاد تنش‌های مرزی با همسایه خود سوریه درگیر ساختن حداقل 5 لشکر پیاده ومکانیزه سوریه در مرزهای مشترک وکاهش فشار نیروهای مسلح دولت بشار اسد علیه نیروهای تروریستی در شهرهای ادلب، حلب، حمص دیر الزور،درعا وحومه دمشق است. به همین دلیل اخیرا گروه های تروریستی ضمن د