تعداد مطالب : 56
تعداد نظرات : 51
زمان آخرین مطلب : 2588روز قبل

گفت:که چی ؟ هی جانباز جانباز شهید شهید!


میخواستن نرن ! کسی مجبورشون نکرده بود که!

 

گفتم: چرا اتفاقا ! مجبورشون می کرد!

 

گفت : کی؟

 

گفتم همونی که تو نداریش ...!

 

گفت: من ندارم ؟! چی رو ؟

 

گفتم: غیرت !!

دوشنبه 2/10/1392 - 1:4

هاورکرافت در حقیقت بر روی بالشتکی از هوا حرکت می نماید.

هاورکرافت بدون مزاحمت نیروی درگ آب می تواند آزادانه بر روی آب حرکت نماید و به سرعتی بیش از سرعت حرکت قایق ها دست یابد. سریع ترین کشتی های جهان می توانند با سرعت مطمئنه حدود 60 کیلومتر بر ساعت حرکت نمایند در صورتی که هاورکرافت مسافربری SR.N4 با سرعتی معادل 120 کیلومتر بر ساعت به راحتی حرکت می نماید.

در شکل زیر یک هاورکرافت را مشاهده می کنید:

 

نقاط نشان داده شده در شکل فوق عبارتند از:

1- ملخ هاورکرافت: نیروی پیش ران هاورکرافت بوسیله ملخ های آن تامین می شود درست مانند هواپیماهای ملخی

2- باله عقبی

3- موتور از نوع توربین گاز

4- فن مربوط به بالشتک هوا

5- پارچه ضد آب

6- محل استقرار خودرو

7- محل نشستن مسافرها

8- کابین مسافرها

9- اتاق کنترل

باله های عقبی هاورکرافت وظیفه کنترل نمودن و تعویض جهت حرکت هاورکرافت را برعهده دارند. خود ملخ های هاورکرافت نیز معمولاً قابل چرخشی می باشند. موتورهای چرخاننده ملخ ها، علاوه بر ملخ ها چهار عدد فن بسیار قوی را نیز به چرخش درمی آورند. این فن ها با سرعتی بیش از 500 دور بر دقیقه به چرخشی درمی آیند و هوا را به داخل بالشتک زیر هاورکرافت می دمند. این هوا باید به قدری دمیده شود تا وزن کل هاورکرافت را تحمل نماید. اتاق کنترل یک هاورکرافت بزرگ چیزی است ما بین کابین خلبان هواپیما و اتاق کنترل کشتی. تمامی وسائل مورد نیاز برای کنترل هاورکرافت در این بخش قرار دارند.

هاورکرافت ها نسبت به کشتی ها با آرامش بیش تری حرکت می کنند زیرا هاورکرافت ها بر بالای سطح موج ها حرکت می کنند و مانند کشتی ها با آن ها برخورد نمی کنند تا دچار تکان های ناگهانی بشوند. حرکت بالای سطح موج ها به دلیل وجود بالشتک هوا می باشد همان گونه که در شکل زیر مشاهده می کنید بالشتک هوا باعث می شود هاورکرافت با سطح آب کمی فاصله بگیرد.

گفتنی است که نوعی قایق نیز در آلمان در حال ساخت می باشد به نام ایرفویل. این قایق دارای بال های در کنار خود می باشد مشابه بال های هواپیما که به قایق این امکان را می دهد که مقدار کمی نسبت به سطح آب ارتفاع بگیرد

برای درک بهتر نحوه عملکرد هاورکرافت، یک قوطی ماست بردارید، کف آن را سوراخ کنید و سر یک سشوار را در آن فرو کنید. با روشن شدن سشوار مشاهده خواهید نمود که ظرف از میز کمی فاصله می گیرد. دقت کنید که این آزمایش را هرگز! در مجاورت آب انجام ندهید زیرا بسیار خطرناک خواهد بود و احتمال برق گرفتگی وجود خواهد داشت

جمعه 5/12/1390 - 22:54

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر
بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود
عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم
مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم،
به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛
تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم / و نه زندگی را به سالهای عمرمان

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر
بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم
ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به
آن سو برویم
فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را
بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم/
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن،
درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری
تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست،
سودهای کلان اما روابط سطحی
فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق
بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده/

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید،
زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است
در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه
توجهی به نیازهایتان داشته باشید
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را
که دوست دارید ببینید
زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است
از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که
دوست دارید از آن استفاده کنید

عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه
ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم.
هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه
باشد

جمعه 5/12/1390 - 22:50

این داستان رو یکی تعریف کرده و قسم میخورد که واقعیه:

دوستم تعریف میکرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل،

جای اینکه از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت

جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!

اینطوری تعریف میکنه:

من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی

20کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو

ماشینم خاموش شد و هرکاری کردم روشن نمیشد.

وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت.

اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه میبینم،

نه از موتور ماشین سر در میارم!!

راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم.

دیگه بارون حسابی تند شده بود.

با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام وبی صدا بغل دستم وایساد.

من هم بی معطلی پریدم توش.

اینقدر خیس شده بودم که به فکر اینکه توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم.

وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر

دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!

کپ کردم .

داشتم به خودم میومدم که ماشین یهو همونطور بی صدا راه افتاد

هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعدو برق دیدم

یه پیچ جلومونه!

تمام تنم یخ کرده بود.

نمیتونستم حتی جیغ بکشم

ماشین هم همینطور داشت میرفت طرف دره.

تو لحظه های آخر خودم رو به خدا اینقدر نزدیک دیدم

که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.

تو لحظه های آخر، یه دست از بیرون پنجره،

اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده

نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم.

ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه میرفت،

یه دست میومد و فرمون رو میپیچوند.

از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم.

در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون.

اینقدر تند میدویدم که هوا کم آورده بودم.

دویدم به سمت آبادی که نور ازش میومد

رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین

بعد از اینکه به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم

وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند

یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو،

یکیشون داد زد:

ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم

سوار شده بود

جمعه 5/12/1390 - 22:48

هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید: لحد

نشانه های سکته:

جین در جشن کباب پزی سکندری خورد و به زمین افتاد. اما به دوستانش که پیشنهاد کردند به اورژانس زنگ بزنند گفت حالش خوب است و فقط به خاطر اینکه به کفشهای جدیدش عادت ندارد پایش به سنگفرش گیر کرده.آنها به او کمک کردند تا بلند شده و یک بشقاب غذای دیگر برای خود بکشد.

جین با اینکه کمی هول شده بود ولی تا آخر آن بعدازظهر خود را سرگرم کرد.

همان شب همسر جین تماس گرفت و به همه اطلاع داد که جین را به بیمارستان منتقل کرده اند و وی ساعت 6 بعد ازظهر فوت کرده است. او در جشن دچار حمله شده بودو اگر اطرافیانش نشانه های حمله را تشخیص داده بودند شاید جین اکنون با ما بود.

گاهی حمله منجر به فوت افراد نمی شود اما آنها در شرایطی بدتر از مرگ مجبور به ادامه زندگی می شوند.

خواندن این متن تنها یک دقیقه از زمان شما را خواهد گرفت...

یک متخصص اعصاب اعلام کرده است که اگر شخصی را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بیمارستان منتقل کنند می توان عوارض ناشی از حمله را به طور کامل از بین برد. بله به طور کامل!! وی می گوید روش شناسایی حمله و رساندن بیمار به درمانهای پزشکی در کمتر از 3 ساعت به شناسایی علایم آن بستگی دارد:

شناسایی علایم سکته:

در برخی موارد شناسایی علایم سکته کار بسیار سختی است.

متاسفانه نا آگاهی افراد می تواند منجر به فاجعه ای جبران ناپذیر شود. سکته می تواند باعث مرگ یا آسیب مغزی فرد گردد و این در حالیست که اطرافیان شخص حتی متوجه علایم سکته نشده اند.

پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند

ل: از شخص بخواهید تا لبخند بزند.

ح: از شخص بخواهید که حرف بزند یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند.( مثلا: امروز هوا آفتابی است)

د: از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند.

اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید.

و اما نشانه دیگری از سکته: از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد.

اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، بدانید که شخص دچار حمله شده است.

جمعه 5/12/1390 - 22:47

* **وقت اضافی برای خدا** *


*لطفا تا آخرش بخونید*

*چقدر خنده داره**

*که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد * *می‌گذره!** *


*چقدر خنده داره *


* *

*که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار
پول به خرید** *

* ** *

*می‌ریم کم به چشم میاد!** *

* **
**چقدر خنده داره** *


*که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت
*

* ** *

* می‌گذره!** *

* *

* **چقدر خنده داره*
* *

*که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا
بگیم اما *

* ** *

*وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! *

* **
**چقدر خنده داره*
* *

*که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از
هیجان تو *

* ** *

*پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه
شکایت *

* ** *

*می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!** *

* *

*چقدر خنده داره** *

* ** *

*که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب
رمان *

* ** *

*دنیا آسونه!** *


*چقدر خنده داره*
*که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به
آخرین صف *

* ** *

*نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!** *

* *

*چقدر خنده داره** *


*که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا
نمی‌کنیم اما *

* ** *

*بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!**

**چقدر خنده داره** *


*که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی
باور می‌کنیم! *


*چقدر خنده داره *


*که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه
خدا انجام بدند به *

* ** *

*بهشت برن!**

**چقدر خنده داره** *


*که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به
سرعت آتشی که *

* ** *

*در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو
می‌شنویم دو برابر *

* ** *

*در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!*

*خنده داره *


*اینطور نیست؟**

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟

این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی است.

*

*آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند. *

* *

*این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره *

جمعه 5/12/1390 - 22:46

یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد.

پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟".

پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است".

پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."

البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت.

اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."

پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با ماشین یه گشتی بزنیم؟""اوه بله، دوست دارم."

تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟".

پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است.

اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید.".

پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت.

او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :..

" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده.

یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد . اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."

پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند.

برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.

در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !

جمعه 5/12/1390 - 22:43

زیتون سیاه

مقدمه:

تزئین غذا ها و انواع سالاد با زیتون زیبایی خاصی را به میز غذا می دهد و این ماده غذایی بسیار مفید است ، ولی لازم است نکته مهمی را در این باره بدانیم.

زیتون سیاه :

این زیتون در کشور اسپانیا و ایتالیا به دست می آید و در کشورهای دیگر به علت شرایط خاص آب ، هوا و خاک فقط زیتون سبز پروش پیدا میکند.

به علت زیبایی که زیتون سیاه دارد ، قیمت آن بیشتر از زیتون سبز است . بنابر این زیتون از کشورهای فوق وارد ایران نمیشود.

و وارد کنندگان به علت قیمت تمتم شده بالا ، تمایلی به واردات این محصول ندارند.

در عوض روشی وجود دارد که زیتون سبز را به صورت سیاه رنگ در می آورد. این عمل معمولا با استفاده از سولفات آهن صورت میپذیرد.

این ماده سمی میباشد و این روش فرآوری مناسب نیست.

ترکیه یکی از کشورهایی است که به این روش زیتون سیاه را تولید میکند.

برای حفظ سلامتی خود و خانواده از خرید و مصرف زیتون سیاه در هر نوع بسته بندی جداً خودداری نمایید.

جمعه 5/12/1390 - 22:42

موز کاملا رسیده ماده ای تولید میکند بنامTNF که توان مقابله با سلولهای غیر عادی (سرطانی) را دارد ، هر چه موز رسیده تر باشد لكه های قهوه ای رنگ روی پوست آن بیشتر میشود هر چه این لكه های قهوه ای بیشتر باشند، سیستم ایمنی بدن را بیشتر افزایش میدهند.

بنا بر تحقیقات دانشمندان ژاپنی، در مقایسه با میوه هایی مانند انگور ، سیب، هندوانه، آناناس، گلابی و خرمالو ، موز با افزایش تعداد گلبولهای سفید و بالا بردن سیستم ایمنی و تولید ماده تی ان اف ، بهترین نتیجه را داده.

بنا بر همین تحقیقات موز کاملا رسیده با خالهای قهوه ای روی پوست آن 8 برابر بیش از موز سبز سیستم ایمنی در مقابل سرطان را بالا میبرد .

دانشمندان ژاپنی خوردن 1 یا 2 موز در روز را توصیه میکنند
جمعه 5/12/1390 - 22:40

داشتن آسپیرین در منزل همیشه مهّم است
چرا باید آسپیرین را در کنار خود داشته باشید؟


در باره حمله قلبی :
علاوه بر احساس درد در بازوی چپ، علایم د یگری برای حملهً قلبی وجود دارند
درد شدید در چانه، حالت تهوّع وتعریق زیاد، نیز باید مورد توجّه قرار گیرد

توجّه:
ممکن است در زمان حملهً قلبی هیچ دردی در قفسهً سینه احساس نشود
حدود 60% افراد که در خواب دچار حملهً قلبی شده اند هرگز بیدار نشده اند

هرچنداگرچنین اتفاقی رخ دهد
ممکن است درد قفسهً سینه فرد را از خواب عمیق بیدار کند



دراینصورت بلافاصله دو عدد آسپیرین را در دهان خود حل کرده و بامقداری آب آنرا ببلعید سپس به یکی از همسایگان و یا یکی از بستگان که محل سکونتش در فاصله بسیار نزدیک از شماست تلفن کرده و بگویید دچار حمله قلبی شده و دو عدد آسپیرین مصرف کرده اید

روی یک صندلی دسته داریا مبل بنشینید ومنتظر ورود آنها باشید و

DO NOT LIE DOWN !!!
درازنکشید!!!

جمعه 5/12/1390 - 22:39